<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟...چرا...؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟</title>
<link>http://chera2chera.blogfa.com/</link>
<description>هرچیزی رابادلیل واستدلال قبول کنیم </description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Fri, 30 Oct 2009 08:17:09 GMT</lastBuildDate>
<item>
<title>قرآن ، بینش جهانی 29</title>
<link>http://chera2chera.blogfa.com/post-602.aspx</link>
<description>&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0in 0in 0pt; LINE-HEIGHT: 150%; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;B&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;?xml:namespace prefix = o ns = &quot;urn:schemas-microsoft-com:office:office&quot; /&gt;&lt;o:p&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot; size=3&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt&quot;&gt;&lt;B&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;COLOR: red&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt;.....ادامه&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0in 0in 0pt; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%; tab-stops: 91.3pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;o:p&gt; &lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0in 0in 0pt; LINE-HEIGHT: 150%; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; COLOR: black; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;در مقاله قبل دیدیم که معنی عرش به معنای نگه داری، به زیر نظر داشتن اصل و اساس یک چیز و جلوگیری از فرو ریختن آن و حفظ و نگهداری آن می باشد مثل حکومتداری. اما همان طور که دیده می شود در بعضی از آیات مثل 259 بقره، 42 کهف و 45 حج به صورت جمع آمده است چون مسئله ی اصلی در این آیات فرو تیپدن و از بین رفتن اصل و اساس،نسبت به موضعگیری کل افراد قریه سخن می رود و همان طور که گفتیم خود واژه عرش به معنی فرماندهی و حکومتداری نیست که بدین گونه نگرش شود که احساس شود تضادی رخ داده و چرا نسبت به این قریه از جمع عرش استفاده شده است.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0in 0in 0pt; LINE-HEIGHT: 150%; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; COLOR: black; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;اما موردی دیگر که مشاهده میشد ذکر نام بعضی از فرشتگان بود که چندان در مورد وظایف آنها سخن نرفته بود به این دلیل است که تنها خدا مشخص می کند که فرشتگان مختلفی وجود دارند که وظایف و جناحهای آنها و امور محوله آنها متفاوت است و ذکر نام آنها با وجود عدم جزئیات، تنها برای این است که مشخص کند فرشتگان گوناگون با وظایف گوناونی هستند،برای همین در کنار نام میکال ذکری از وظایف محوله به او نیست. همان طور که دیدیم جناح به معنی گسترش دادن ویژگی و خصوصیتی بود که در یک موجودی وجود داشت و می توانست آن را گسترش داده و چیزهایی را زیر پوشش خود قرار دهد.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0in 0in 0pt; LINE-HEIGHT: 150%; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; COLOR: black; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;دیدیم که فرشتگان در لحظه مرگ انسان حضور دارند &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; COLOR: blue; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;اما آیا آنها در تمامی لحظات انسان با او هستند و روی دوشهای او، در حال ثبت نوشتن پرونده اعمال او هستند؟ &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;در سوره انفطار آیات 10 تا 13 سخن از محافظینی بر انسان است آنها را با ویژگی کراما و کریم در ثبت و کتاب&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;  &lt;/SPAN&gt;معرفی می کند سپس می گوید آنها نسبت به کارهایی که انجام می دهید می دانند.در آیه 4 سوره طارق هم سخن از حافظینی بر هر نفس است. تا اینجا چیزی مشخص نیست چون ذکری از نام فرشتگان و حضور آنها نیست اما در آیه 80 و 81 زخرف این کاتبین را مشخص می سازد چون در این آیات می گوید که آیا افراد گمان کرده اند خدا از اسرار و نجواهای آنها بی خیر است بلکه آن را بوسیله رسولانی فرستاده ایم که آن را ثبت و کتابت می کنند می دانیم که اینجا رسولان همان فرشتگان هستند(قبلاکامل توضیح در مورد رسولان داده شده است) در سوره اسرا آیات 13 و 14 سخن از طائر فی عنفه است قلا گفتیم که طائر به معنای هر چیزی است که به پرواز در آید &lt;SPAN style=&quot;COLOR: blue&quot;&gt;در اینجا خدا می گوید هر انسانی ملزم به پرواز در آمدن آنچیزی است که در عنق اوست واژه عنق به معنی گردن نیست&lt;/SPAN&gt; بلکه آویخته شدن به چیزی است. همانگونه که گردن موجب آویخته شدن سر به دیگر اجزای بدن می شود در واقع این آیه می گوید انسان ملزم به پرواز در آمد و بالا رفتن از آن چیزی است که به خودش آویخته است. سپس در دنباله آیه می گوید در روز قیامت او با ثبتها و کتابهایش به صورت منتشر شده ملاقات می کند و به او می گوییم که آن ثبتها را با نفس خودش محاسبه می کند و بخواند و مورد بررسی قرار دهد. در آیات 18 تا 23 ق در ابتدا در آیه 18 سخن از این است که انسان هیچ چیزی را پرت نمی کند و بیرون نمی اندازد مگر اینکه در کنار او یک مراقب مامورت یافته است سپس در آیه 21 می گوید که در روز قیامت هر نفسی می آید همراه با سوق دهنده و شاهدش و درآیه 23 می گوید که قرین و نزدیک او می گوید این همان چیزهایی است که من مامور به آن بودم که نسبت به تو انجام دهم و مامویرت او در آیه 18 مشخص است. این آیات سخنی از وجود دوفرشته یا فرشتگانی روی دوش انسان نیست تنها سخن از ثبت و ضبط اعمال انسان از سوی آنها دارد. &lt;SPAN style=&quot;COLOR: blue&quot;&gt;اما فرشتگان نسبت به انسان تنها وظیفه&lt;/SPAN&gt; 1- ثبت اعمال او را ندارد بلکه 2- بعد از سجده بر انسان وظیفه در خدمت انسان داشتن را پیدا کرده اند و باید به عنوان ولی و دوستدار و کمک کننده انسان همراه او باشند.&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt; نزول فرشتگان بر کسانیکه ایمان می آورند سپس استقامت می کنند سپس حالت خوف و حزن را از آنها برمی دارند و بشارت به بهشت می دهند. فرشتگان خود را به عنوان ولی انسانها در زندگی دنیا و آخرت مشخص می سازند. (30 و 31فصلت) در آیات 4 تحریم و 22 مجادله باز حضور و لایت و دوستی و حمایت فرشتگان را نسبت به پیامبر و مونین می بینیم. 3- آنها به عنوان رسولان و پیام رسانهایی خدایی در بین انسانها حضور پیدا می کنند 3- آنها حتی در جنگهای پیامبر حضور دارند. زمانیکه خدا از یاری پیامبرش در جنگ بدر با سه هزار فرشته سخن می گوید بلافاصله در دنباله می گوید اگر صبر و تقوی پیشه کنند (یعنی بدون این دو ویژگی چنین حاصلی صورت نمی گیرد) با پنج هزار فرشته در صورت حمله دوباره دشمنان شما را یاری می کند(&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;124و125 آل عمران)همین نوع کلام البته با حمایت هزار فرشته در آیات 9 و12 انفال، دیده می شود این حمایت که یک حالت آرامش از سوی آنها دارد در آیه 248 بقره برای حمل تابوت نسبت به طالوت مطرح است مسئله ای که باعث سکون و آرامش می شود. یاری فرشتگان با داشتن ویژگی های مومن، تقوی،صبر حاصل می شود که حتی در قلت و ذلیل بودن یاری صورت می گیرد. ذکر تعداد فرشتگان تنها نسبت به همان جنگها مطرح بوده است و چندان مهم نیست قبلا در این مورد توضحی داده ایم.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0in 0in 0pt; LINE-HEIGHT: 150%; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0in 0in 0pt; LINE-HEIGHT: 150%; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;B&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt;&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot; size=3&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/B&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;نقش فرشتگان در زندگی انسانی کاملا معلوم و مشخص است به خصوص نقشی که به عنوان کانالهای ارتباطی بین انسان و خدا پیدا می کنند قبلا در مورد ضرورت ایمان به آنها را فهم کردیم چون بدون ایمان به این کانال ارتباطی برای انسان این موضوع گنگ خواهد بود که نحوه ارتباط انسان با خدا چگونه بوده است و پیام خدایی چگونه به انسان منتقل شده است. &lt;SPAN style=&quot;COLOR: blue&quot;&gt;برای همین معمولا در تفکر مسلمانان نسبت به منتقدین خود برای ایمان به مواردی همچون و اثبات آن، زمانیکه آنها را به دلیل و استدلال فرا می خوانند آن را یک امر غیبی عنوان می کنند و تنها ایمان می خواهند اما ما نمی توانیم هر امر ناشناخته و عجیب و غریبی به نام غیب به خورد مردم بدهیم. یا هر مسئله ای را علم کنیم سپس به نام خدا تمام کنیم .هر ظن و نظریه، نمی توان ایجاد کرد سپس به خدا منتسب کرداصلا در تفکر رسیدن به حقیقت نمی گنجد و با ظن و گمان و شاید راهی به حقیقت نیست و اطمینانی بر آن نیست. الان در حال حاضر نسبت به قرآن نسبت به چهار چیز این شکل را به خود گرفته است 1- فرشتگان 2- جن 3- شیطان و ابلیس 4- قیامت .&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0in 0in 0pt; LINE-HEIGHT: 150%; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; COLOR: blue; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;o:p&gt; &lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0in 0in 0pt; LINE-HEIGHT: 150%; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; COLOR: blue; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;اولین پاسخی که نسبت به این مسئله می توان ارائه داد این است که اگر قرآن می خواست به صرف موضوعات قابل لمسش سخن بگوید&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; COLOR: black; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt; یا اکتفا به علم روز زمان مردمان سخن بگوید اولین ایراد و انتقادی که از سوی مخالفین ایراد می شد این موضوع بود که چرا اگر این پیام از سوی خداست فراتر از علم بشری سخن نگفته تا در آینده با پی بردن بدان بفهمد که واقعا این کتاب غیربشری است؟&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; COLOR: blue; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;خیلی از چیزها در جهان وجود دارد که انسان نسبت به آن ناشناخته ، اگر شناختی غیر از مسائل غیرقابل ملموس ارائه نشود گفته میشد چرا نسبت به کل جهان غیرازآن نگفته است، اگر واقعا این پیام خدایی است باید شناختی فراتر از این جهان و مسائل می داد نه محدود در مکان و زمان خود شده است. &lt;SPAN style=&quot;COLOR: blue&quot;&gt;دومین مسئله ای که از قید این مسائل در قرآن، فهم می شود&lt;/SPAN&gt; این موضوع است که انسان بداند نسبت به جهان پیرامونش بسیاری از مسائل است که علم و اطلاع بدان هنوز ندارد. &lt;SPAN style=&quot;COLOR: blue&quot;&gt;اما این امر نمی شود که هر فردی از سر راه برسد و هر چیزی بگوید بعد نسبت به خدا و جهان ارائه دهد و هر امر ناشناخته ای ارائه دهد اصلا چگونه می توان بر آن اطمینان کرد&lt;/SPAN&gt;. چیزی که تا امروز انسان بدان پی برده است دلیل نمی شود که اگر نسبت به مسئله ای نتواند با حواس پنجگانه خود آن را درک کند وجود خارجی ندارد یا اگر با چشم نبیند یعنی وجود خارجی ندارد. در نتیجه، اگر انسانی بخواهد چیزی را رد کند نمی تواند به صرف ندیدن بگوید وجود ندارد؟ تا اینجا مشخص است که شاید برای رد کردن موضوعات فوق نتوان ارائه دلیل کرد اما همان طور که بارها گفتیم عدم رد کردن، دلیل بر این نمی شود که بتوان بر آن اطمینان کرد و برآن آرامش پیدا کرد؟ یا آن را اثبات کرد؟! چگونه می توان به اطمنیان آن دست پیدا کرد؟!&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0in 0in 0pt; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; COLOR: black; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;BR style=&quot;mso-special-character: line-break&quot;&gt;&lt;BR style=&quot;mso-special-character: line-break&quot;&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0in 0in 0pt; LINE-HEIGHT: 150%; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;B&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;COLOR: red&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt;ادامه دارد......&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0in 0in 0pt; LINE-HEIGHT: 150%; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 8.5pt; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;o:p&gt; &lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Fri, 30 Oct 2009 08:17:09 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=chera2chera&amp;postid=602</comments>
<dc:creator>chera2chera</dc:creator>
<guid>http://chera2chera.blogfa.com/post-602.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>قرآن ، بینش جهانی 28</title>
<link>http://chera2chera.blogfa.com/post-601.aspx</link>
<description>&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0in 0in 0pt; LINE-HEIGHT: 150%; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; COLOR: red; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;?xml:namespace prefix = o ns = &quot;urn:schemas-microsoft-com:office:office&quot; /&gt;&lt;o:p&gt; &lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt&quot;&gt;&lt;B&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;COLOR: red&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt;.....ادامه&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0in 0in 0pt; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 8.5pt; COLOR: red; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;o:p&gt; &lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0in 0in 0pt; LINE-HEIGHT: 150%; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;همان طور که در مقاله قبل دیدیم ، پیامبران می گویند مثل فرشتگان نیستند که تمامی خصوصیات آنها را کامل داشته باشند و معصوم باشند یا قدرتی مثل آنها داشته باشند بلکه این کافرین هستند که چنین ویژگی ها و خصوصیاتی برای آنها خواستار هستند در واقعیت آنها هم بشری مثل دیگر انسانها با قدرت و خصوصیات آنها هستند.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0in 0in 0pt; LINE-HEIGHT: 150%; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; COLOR: blue; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;اما چیزی که در کنار نام فرشتگان آمده است واژه &quot;جناح&quot; است. آیا فرشتگان دارای بال هستند؟ &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0in 0in 0pt; LINE-HEIGHT: 150%; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; COLOR: blue; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;o:p&gt; &lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0in 0in 0pt; LINE-HEIGHT: 150%; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;جناح: 38 انعام، 88 حجر، 24 اسرا، 22 طه، 215 شعراء، 32 قصص، 1 فاطر.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0in 0in 0pt; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 8.5pt; COLOR: red; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;o:p&gt; &lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0in 0in 0pt; LINE-HEIGHT: 150%; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;واژه جناح با داشتن فتحه به معنای بال نیست. برعکس این واژه در قرآن به معنی گستردن و پوشش دادن است یعنی فردی امکانات یا چیزی دارد با استفاده از آن، چیزی را مورد پوشش خود قرار می دهد اینکه می بینید بال پرندگان هم با نام جناح معروف شده است به این دلیل است که این پرندگان با گسترش دادن بالهای خود می توانند چیزی را مورد پوشش و تحت نظر خود قرار دهند برای همین به این نام معروف شده است &lt;SPAN style=&quot;COLOR: blue&quot;&gt;در واقعیت در زبان عربی یک واژه اول برای ویژگی و خصوصیت خاصی ساخته شده است بعدها که دیده اند در اطراف و جهان بعضی از مسائل شبیه هم است آن مسائلی که شبیه هم است با یک اسم خوانده می شود&lt;/SPAN&gt; برای همین باید ببینیم جهت آیه قرآنی چگونه است و چه نوع پوشش و گسترشی از این واژه منظور دارد. مثلا قبلا گفتیم واژه &quot;طائر&quot; تنها برای پرندگان کاربرد ندارد هر وسیله ای که ویژگی و خصوصیت پرواز را دارد با اسم &quot;طائر&quot; فراخوانده می شود. در سوره انعام واژه جناح همراه با واژه طائر منظوری جز بال همین طائر که در واقعیت وسیله ای که با گستراندن آن می تواند خود را به پرواز در آورد نیست اما در بقیه سوره ها واژه جناح نسبت به انسان مطرح شده است که به معنای بال نمی باشد بلکه همان مسائل پیرامون انسانی است که می تواند بوسیله آنها گسترش دادن و پوشش دادن از آن استفاده کند. حال زمانیکه در سوره فاطر این واژه نسبت به فرشتگان مطرح می شود اگر به معنی بال بود وقتی بال برای پرواز کردن است دیگر فرقی نمی کرد فرشته ای که با دو بال می تواند پرواز کند باید این امکان پرواز برای دیگر فرشتگان هم باشد اما در این آیه گفته که فرشتگان را با جناحهای دوتایی و سه تایی و چهارتایی برای امر رسالت هستند، اگر هم فرشتگان بال داشتند ذکر آگاهی از این تعداد چه نفعی برای بشر داشت؟ قبل از این سخن سخن از ستایش خدایی است که فاطر سماوات و ارض است و این چیزی را نمی رساند جز اینکه قبل هم گفتیم فرشتگان یکی از موجودات تحت امر خدا هستند که به آنها اوامری محول می شود که باید از آن اطاعت کنند و اینجا سخن از پوشش داشتن به صورت دوتایی و سه تایی و چهارتایی این امورات است. خدا در آیه 5 سوره نازعات قسم به چیزهایی می خورد که به ادراه امورش می پردازندو این نشان از وجود مسبباتی هستند که به فرمان خدا هستند.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0in 0in 0pt; LINE-HEIGHT: 150%; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;o:p&gt; &lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0in 0in 0pt; LINE-HEIGHT: 150%; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; COLOR: blue; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;در قرآن سخن از عروج فرشتگان به سوی خداست آیا این قائل شدن مکان برای خداست؟ سخن از عرش در قرآن است و حامل آنها هم همین فرشتگان هستند آیا این موارد همه نشان از این است که قرآن غیرخدایی است چون برای آنها جایگاه و مکان در نظر گرفته است؟&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0in 0in 0pt; LINE-HEIGHT: 150%; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; COLOR: blue; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;o:p&gt; &lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0in 0in 0pt; LINE-HEIGHT: 150%; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;عروج: 14 حجر، 61 نور، 5 سجده، 2 سبا، 33 زخرف، 17 فتح، 4 حدید، 3و4 معارج.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0in 0in 0pt; LINE-HEIGHT: 150%; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;o:p&gt; &lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0in 0in 0pt; LINE-HEIGHT: 150%; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%; tab-stops: 91.3pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;واژه عروج به معنی به صورت انحرافی به سمت مکانی حرکت کردن است. واژه عروج به معنای حرکت در یک جهت مستقیم نیست علاوه بر آن در عروج حتما نیاز به یک وسیله است&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;.برای همین در سوره های نور و فتح زمانیکه می گوید &quot;لاعلی الاعرج&quot; به معنای کسی است که نمی تواند درست حرکت کند و از وسایلی برای حرکت خود استفاده می کند می توان افراد بیمار و لنگ را از جمله این افراد دانست. در سوره حجر و سبا و حدید نسبت به سماء فعل عروج استفاده شده است که به معنی حرکت کردن به صورت انحرافی به سمت بالاست، اشتباه نگیرید این فعل به معنی صعود کردن در جهت بالا نیست همان طور که در سوره نور دیدیم. اینکه دیده می شود که پله، نردبان یا حتی آسانسور با نام &quot;معرج&quot; معروف شده اند به این دلیل است که باعث حرکت ، بوسیله همان وسیله ای که مثلا با نام پله است به صورت انحرافی صورت می گیرد برای همین در سوره زخرف از وآژه معارج استفاده می شود. خدا در سوره سجده می گوید که تدبیر امور آسمان تا زمین، زیر نظر خودش است سپس این تدبیر در یومی که مقدارش از لحاظ تعداد نزد انسانها هزار سال می باشد صورت می گیرد. در سوره معارج خود را صاحب معارجها می داند سپس می گوید که ملائکه و روح به سوی او که در یومی که مقدارش پنجاه هزار سال طول می کشد صورت می گیرد. به نظر می آید که سوره سجده و معارج برای خدا زمان و مکان تعیین کرده است اما در واقعیت اینگونه نیست همان طور که می دانید انسان امروز، مدت زیادی نیست که متوجه شده در واقعیت چیزی به نام زمان نسبی است و زمان نسبت به مکانها و افراد و حضور انسان فرق می کند و قبلا در این مورد توضیحاتی دادیم اما خدا در پیامش قبل از پی بردن این موضوع، از سوی انسان ار آن سخن می گوید برای همین می گوید که تدبیر امور برابر با هزارسالی است که انسانها میشمارند البته سال در قرآن همان سالی است که براساس ماه قمری مصاحبه می شود این تنها سرعت فعل و انفالات جهان است که تحت امر خدا صورت می گیرد شاید روزی این مسئله برای انسان بیشتر و بهتر مشخص شود و اینجا سخنی از مکان برای خدا نیست. البته مساحباتی براساس مقدار هزار سال و حرکت ماه شده است که برابر با سرعت نور تشخیص داده اند اما چون من این مقدار را هنوز اطلاع دقیق ندارم دوستان خود می توانند تحقیق کنند. اما نسبت به سوره معارج که خدا خود را صاحب عروجها می داند واضح و مشخص است که بدنبال آن سخن از عروج ملائکه و روح به سوی او در مدت پنجاه هزار سال است. با توجه به آیات قبلش که درخواست کافرین برای رسیدن عذاب است و بعد از آن که به پیامبر می گوید صبری جمیل داشته باشد سپس در سوره سجده هم دیدیم که سخن از تدبیر امورش است و گفتیم که این فرشتگانش هستند بخشی از امور بوسیله آنها صورت می گیرد و خدا به آنها محول کرده است نشان از این است که حرکت فرشتگان برای صورت دادن عذاب خدایی ، پنجاه هزار سال طول می کشد تا به این امر بپردازندو عروج فرشتگان به سوی خدا به معنی این نیست که خدا در مکانی است و فرشتگان به سوی او حرکت می کنند به خصوص خیال کنیم خدا در یک موقعیت مکانی بالا، مثلا در آسمانهاست چرا که گفتیم اصلا معنی واژه عروج اینگونه نیست. در واقعیت خدا می گوید فرشتگان به سوی خدا برای صورت دادن اوامرش این مدت زمان قمری طی می کنند، عروج برای این است که اوامرش بوسیله فرشتگان (گفتیم عروج نیاز به وسیله دارد) در این مدت زمانی صورت خواهد گرفت برای واقع شدن عذاب. من دقیق نمی دانم ولی شاید بعد از زمان پیامبر بعد از پنجاه هزار سال قمری عذاب خدایی بیاید.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0in 0in 0pt; LINE-HEIGHT: 150%; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;o:p&gt; &lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0in 0in 0pt; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%; tab-stops: 91.3pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;عرش: 259 بقره، 141 انعام، 54و137 اعراف، 129 توبه، 3 یونس، 100 یوسف، 2 رعد، 68 نحل، 42 اسراء، 42 کهف، 5 طه، 22 انبیاء، 45 حج، 86و116 مومنون، 59 فرقان، 23و26و38و41و42 نمل، 4 سجده، 75 زمر، 7و15 غافر، 82 زخرف، 4 حدید، 17 حاقه، 20 تکویر، 15 بروج.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0in 0in 0pt; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%; tab-stops: 91.3pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;o:p&gt; &lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0in 0in 0pt; LINE-HEIGHT: 150%; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%; tab-stops: 91.3pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;واژه عرش برخلاف تصور رایج به معنی تخت پادشاهی نیست. واژه &quot;عرش&quot; به زیر نظر داشتن پایداری و اصل و اساس یک چیز است . زمانیکه خدا خود را صاحب عرش می داند(15 غافر ، 20 تکویر، 15 بروج) یا سخن از چیره شدن برعرشش دارد(42 اسرا) و سپس خود را با نام رب العرش معرفی می کند(22 انبیا ،86 و116 مومنون ، 26 نمل ،82 زخرف) به معنای داشتن تخت پاداشاهی و فرمان راندن از آنجا تا برای خدا مکانی مشخص شود یا خدا را هم مثل سلاطین گذشته تصور کردن نیست بعد بگوییم ببینید که چگونه قرآن خدایی نیست و تفکر و بنیش سلطنت گذشته در تفکر خود راه داده است! همانگونه که در آیات 54 اعراف ، 3 یونس، 2 رعد،5 طه ، 59 فرقان ، 4 سجده ، 4 حدید، دیده می شود خدا بعد از خلق سماوات و زمین ، سخن از&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;  &lt;/SPAN&gt;&quot;استوی بر عرش&quot; دارد، سپس نسبت به این عرش می گوید که بوسیله فرشتگان حمل می شود و سبوح هستند(75 زمر، 17 حاقه،7 غافر)و اینجا به معنای این نیست که تختی را حمل می کنند. اول ببینیم عرش به چه معنایی گرفتیم که این فرشتگان حامل آن هستند. در واقعیت تنها خلقت شیئی، از آن استواری و ماندن نمی سازد خدا می گوید پایداری و عدم فروریختن و از بین رفتن خلقتش زیر نظرش است و نسبت به آنها استوا و استیلا و تسلط کامل دارد و برای این کار از مسبباتی که حامل این وظیفه هستند یعنی فرشتگان که شناور و تحت فرمان خدا هستند صورت می گیرد همانگونه که قبلا گفته بود بعضی از امور خود را بوسیله آنها انجام می دهد. حال باید پرسیده شود که چرا در قرآن نسبت به تخت پادشاهی ملکه سبا از واژه &quot;عرش&quot; استفاده شده است(38و41و42 نمل ) البته یک بار از زبان هدهد در گفتگو با سلیمان می گوید که من ملکی دیدم صاحب عرشی عظیم(23 نمل) که در دنباله خدا تنها این ویژگی را مختص خود می کند(26 نمل) همانگونه که در آیه 129 توبه تنها خود را صاحب چنین ویژگیی می داند. تخت پادشاهان و سلاطین با نام &quot;عرش&quot; نامگذاری میشده است چون وقتی حکومتی را بدست می گرفتند از آن مکان حکومت کرده و پایه و اساس حکومت خود را صورت داده و باعث پایداری و قوام کشور خود میشده اند وگرنه حکومت آنها از هم پاشیده میشده است. یعنی تغییری در اصل و اساس معنای این واژه پیدا نکرد چون این واژه به معنای تخت نیست بلکه به موقعیت و چیزی که باعث پایداری و اسقامت و ماندن اصل و اساس چیزی می شود اطلاق می شود برای همین تنها تخت پاداشاهان به این نام معروف شده اند وگرنه با وجود شبیه بودن شکل ظاهری تختهای گوناگون با تخت سلطتنتی هیچکدام با این نام خوانده نمی شود. شما می توانید زمانیکه خدا نابودی قریه ها و آبادی ها و از بین رفتن اصل و اساس چیزی که باعث پایداریش میشده، و به یکباره فرومی تپد و از بین می رود در آیات 259 بقره،42 کهف، 45 حج ببینید همین نوع بیان البته به شیوه ای دیگر در آیه137 اعراف دیده می شود اینکه می بینید بعضی زمانها سقف یا داربستها در زبان عربی از عرش استفاده می کند به این دلیل است که داربستها برای نگه داری و پایداری چیزی استفاده می شود همانونه که سقف چنین ویژگیی دارد علاوه بر این سقف ،یک استیلای کامل بر پدیده ساختاری خود دارد. در سوره یوسف آیه 100 به معنای بالابردن والدین یوسف بر تخت پادشاهی نیست چون پادشاه مصر کسی دیگر بوده است بلکه اینجا سخن از بالا بردن آنها برای پایداری و نگه داری و زیر نظر داشتن اموری بوسیله والدینش است. فراموش نکنید انسان گذشته برای پایداری حکومتش نیاز به این تخت فرمانی داشته، همانگونه که امروز نسبت به حکومتها باز این تخت فرماندهی وجود دارد اما نسبت به هر کشوری فرق می کند اگر نسبت به انسان مسائل فیزیکی و مادی مطرح است نسبت به خدا مطرح نیست. همگامی واژه عرش با واژه &quot;استوی&quot; همه نشان از سیطره کامل برفرماندهی و پایداریش برجهان دارد واژه استوی به معنای تسلط کامل برچیزی است.(واژه &quot;استوی&quot;: 29 بقره،54 اعراف، 3 یونس، 44 هود، 2 رعد،5طه،28مومنون، 59 فرقان ،14قصص، 4 سجده،29 فتح، 6 نجم، 4 حدید) اامیدوارم متوجه شده باشیید که عرش به معنای مکان و موقیت نبود بلکه به معنای شیوه کاربردی برای حفظ و نگه داری و زیر نظر داشتن برای پایداری و حکومت بر چیزهای تعیین شده بود که نسبت به خدا ، با استفاده از قدرت خود و مسبابتی که خود تعیین کرده و به عنوان سنن و قوانین جهان در نظر گرفته با استفاده از وجود فرشتگان صورت می دهد و انسانها برای نگهداری حکومت و فرمانروایی خود نیاز به تخت فرماندهی دارند از هر نوعش که باشد.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0in 0in 0pt; LINE-HEIGHT: 150%; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%; tab-stops: 91.3pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;o:p&gt; &lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0in 0in 0pt; LINE-HEIGHT: 150%; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%; tab-stops: 91.3pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;فرشتگان کامل تحت فرمان خدا هستند و بدون اذن او هیچ کاری انجام نمی دهند و خواستی به غیر از خواست خدا انجام نمی دهند. آنها چیزی جز سبوح و ساجد بودن در مسیر خدایی را ندارند و بینشان حق مطلق است(206 اعراف،28 انبیاء،49و50 نحل، 75 زمر) این نوع ویژگی نه تنها برای فرشتگان است بلکه برای هر جنبنده ای که در آسمان و زمین است، این ویژگی را در آیات 49و50 نحل مشخص می کند. برای همین اگر خدا می خواست می توانست انسان را هم همانند این فرشتگان با ویژگی و خصوصیات مثل آن بیافریند همانگونه که در آیه 60 زخرف این موضوع را بیان می کند اما می خواهد موجودی به نام انسان خلق کند که ویژگی و خصوصیات دیگری دارد تا بتواند برای او قدرت انتخاب و امتحان به وجود بیاید و برعکس تصور افرادی که می گویند چرا خدا ظلم آفریده است؟ یا چرا موجودی خلق کرده است که ظلم کند؟ چون شر و ظلم در جهان وجود دارد یعنی خدایی وجود ندارد؟ در حالیکه خدا هم خود گفته ، قبل از اینکه انسان معترض شود، اگر می خواست می توانست موجودی مثل فرشته بیافریند اما موجودی دیگر با توانایی و خصوصیاتی دیگر آفریده است. قبلا در مورد ظلم و شر، کامل سخن گفتیم و نسبی بودن آن را مشخص کردیم . به هر حال رشد انسانی و وجود این موجود با این خصوصیات نیاز به پیش زمینه ها و امکاناتی دارد که باید در اختیار او باشد.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0in 0in 0pt; LINE-HEIGHT: 150%; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; COLOR: blue; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0in 0in 0pt; LINE-HEIGHT: 150%; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%; tab-stops: 91.3pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;نامهای فرشتگانی که در قرآن آمده است:&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0in 0in 0pt; LINE-HEIGHT: 150%; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; COLOR: blue; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;1- هاروت و ماروت:&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;102 بقره.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0in 0in 0pt; LINE-HEIGHT: 150%; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; COLOR: blue; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;2- میکال:&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;98 بقره.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0in 0in 0pt; LINE-HEIGHT: 150%; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; COLOR: blue; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;3- جبریل:&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;97و98بقره، 4 تحریم.&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0in 0in 0pt; LINE-HEIGHT: 150%; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%; tab-stops: 91.3pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; COLOR: blue; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;4- ملک الموت(فرشته مرگ)&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;: 11 سجده&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;.(البته آیات فراوانی دیدیم که فرشتگان، زمان مرگ حضور دارند. خدا سخن از حضور این فرستادگانش، زمان وفات انسان دارد. در آیات &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;61 انعام- 37 اعراف یکی دیگر از وظایف فرشتگان را مشخص می سازد در یکی از آیات از واژه موت و در دیگری از واژه وفات استفاده می کند)&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0in 0in 0pt; LINE-HEIGHT: 150%; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%; tab-stops: 91.3pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;o:p&gt; &lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0in 0in 0pt; LINE-HEIGHT: 150%; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%; tab-stops: 91.3pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;ما در مکانهایی از قرآن با خطابهای روح(&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;2نحل، 17 مریم&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;15 غافر، 52 شوری، 22 مجادله، &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;4 معارج، 38 نبا، 4 قدر.) روح القدس(87و253 بقره، 110 مائده، 102 نحل) و روح امین(193 شعراء) روبرو هستیم آیا این خطابها اشاره به فرشتگان دارد.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0in 0in 0pt; LINE-HEIGHT: 150%; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%; tab-stops: 91.3pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;o:p&gt; &lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0in 0in 0pt; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%; tab-stops: 91.3pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;روح: 87و253 بقره ، 171 نساء، 110 مائده،29 حجر، 2و102 نحل، 69و85 اسراء، 17 مریم،91 انبیاء، 193 شعراء،9 سجده،&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;  &lt;/SPAN&gt;72 ص، 15 غافر،52 شوری، 22 مجادله، 12 تحریم، 4 معارج، 38 نبا، 4 قدر.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0in 0in 0pt; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%; tab-stops: 91.3pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;o:p&gt; &lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0in 0in 0pt; LINE-HEIGHT: 150%; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%; tab-stops: 91.3pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;اینکه واقعا روح چیست؟ برای ما مشخص نیست. چیزی که از آن درک می شود مسائلی نسبت به انسان مطرح می شود که برای خودش از درکش و منبع آن اطلاع چندانی ندارد. اما زمانیکه از روح می پرسند که چیست و ماهیت و ذاتش چیست و توضیحاتی نسبت به آن ارائه شود؟ خدا در پاسخ می گوید که روح از امر رب است جزئی از فرمانها و تحت امر اوست و نسبت به آن علم و آگاهی برای انسان جز اندکی نیست. &lt;SPAN style=&quot;COLOR: blue&quot;&gt;شاید انسانی بگوید که روح چگونه اثبات می شود؟&lt;/SPAN&gt; چیزی که خدا بیان می کند با توجه به وسایلی که انسان در اختیار دارد نخواهد توانست که نسبت به روح درکی درست حاصل کند و تنها به اینجا موضوع ختم نمی شود در واقعیت درسی هم می دهد که نسبت به جهان اطلاعات و علم و آگاهی های فراوانی وجود دارد که انسان نسبت به آن آگاهی کمی دارد و تنها آگاهی کمی پیدا می کند. همان طور که قبلا در ارتباط با مراحل به وجود آمدن انسان گفتیم خدا در آیات 29 حجر، 9 سجده ، 72 ص دمیدن روح خود سخن می گوید. در نتیجه دمیده شدن روح در انسان نشان از این است که روح قسمتی از وجود انسانی است که غیر از قسمتهای بدنی و بشری است به آن قسمت که انسان را از دیگر حیوانات و جانداران متفاوت می سازد و به او، خصوصیات و ویژگی های مخصوص می دهد، در نتیجه نیازی چندان به اثبات آن نیست و انسان به این موضوع تا حدودی پی برده است.البته باید متوجه بود که در هیچ جای قرآن توضیحاتی به خصوصی در ارتباط با روح نداده است که بگوییم مثلا فلان شکل مختص روح است برای همین در بعضی موارد دیده می شود که بعضی خصوصیات به روح منتسب می شود قرآنی نیست؟ ما تنها چیزی که می توانیم بگوییم، هرچیزی که نتوان به بدن فیزیکی انسان ربط داد می توان از آن به نام روح سخن گفت. اما همه چیز به اینجا ختم نمی شود خدا کلامهای دیگر و نزول روح سخن می گوید روح القدس و امین و ذکر نام آنها در کنار نام فرشتگان است.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0in 0in 0pt; LINE-HEIGHT: 150%; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%; tab-stops: 91.3pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;قبلا گفتیم خدا دونوع رسول دارد یکی پیامبران و دیگری فرشتگان . این رسولان در کنار دو پیامبر دیده می شود البته ذکری از نام فرشتگان نیست بلکه تنها ذکر از رسولان است و چون این افراد پیامبر نیستند و خصوصیتی دارند که موجب دلنگرانی هایی از سوی این پیامبران می شود نشان از فرشته بودن آنها دارد. این دو پیامبر ابراهیم و لوط هستند(79تا83 هود) در این آیات مشخص است که شکل و شمایل این فرشتگان به شکل یک انسان بوده است که انسانهای به غیر از آن دو پیامبر هم با آنها ارتباط برقرار کرده ، اما حضور درست آنها را درک نکرده اند. این نشان از این است که فرشتگان برای اوامر و دستورات خدا تحت فرمان او عمل می کنند البته قبلا در قسمت وحی و ارتباط پیامبران با خدا گفتیم که یکی از کانالهای وحی و ارتباط آنها فرشتگان است اما اینجا حضوری دیگر دارد که دیگر انسانها هم حضور آنها را می بینند اما متوجه فرشته بودن آنها نیستند به غیر از همسر ابراهیم. این نشان از این داردکه فرشتگان امکا دارد در بین انسانها به شکل و شمایل انسانی حضور پیدا کنند همانگونه که نسبت به مریم صورت می گیرد. هرچند هر زمان نسبت به انسانی پیامی داشته اند خود را معرفی کرده اند. البته حضور فرشتگان یکبار برای مژده دادن عیسی به مریم صورت می گیرد(42 آل عمران) اما زمانیکه از مردم جدا می شود خدا سخن از روحی دارد که به سوی او می رود. این روح چیست؟ آیا واقعا او فرشته است اگر فرشته است چرا از واژه روح سخن می گوید روحی که در شکل و شمایل بشری بر او وارد می شود ، او در ابتدا می ترسد؟!(17 مریم، 91 انبیاء، 12 تحریم) در سوره انبیاء و تحریم سخن از دمیده شدن روح در مریم است که باعث متولد شدن عیسی می شود در سوره 171 نساء هم مشخص می سازد که عیسی دارای روح است و این خصوصیت انسانی را دارد. این بارداری در سوره مریم مشخص است، می دانیم که هر انسانی وجودش از روح است. اما در سوره مریم سخن از وجود ارسال و رسولی به شکل بشر دارد او را با واژه روح معرفی می کند که در آیه 19 خود را به عنوان رسول معرفی می کند و ما می دانیم تنها کسیکه به غیر از انسان در قرآن به عنوان رسول شناخته می شود فرشتگان هستند، فرشته ای که مامور به اجرای یکی از دستورات خدایی است. در نتیجه اینجا منظورش از روح همان فرشتگانش است اما چرا فرشتگان را هم با این نام مورد خطاب قرار می دهد واضح نکرده و از علم آن سخن نگفته است اما چیزی که مشخص است: یا جنس فرشتگان هم اگر نگوییم همه ، بعضی از آنها از روح است یا چون بعضی از آنها به عنوان حامل و پیامهای خدا هستند با این نام مورد خطاب قرار می گیرند. اما آیا این روح نسبت به مریم، جبریل است.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0in 0in 0pt; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%; tab-stops: 91.3pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;o:p&gt; &lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0in 0in 0pt; LINE-HEIGHT: 150%; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%; tab-stops: 91.3pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;ما در آیات 87 و 253 بقره ، 110 مائده تقویت عیسی به وسیله روح القدس هستیم اما این آیات دقیق مشخص نکرده که منظورش از این روح قدس چیست؟ تا اینکه در آیه 102 نحل می گوید قرآن بوسیله روح القدس از سوی پروردگار به حق نازل شده است و تنها کسیکه چنین وظیفه ای دارد و از جنس روح است همچنین وظیفه رسول بودن بین خدا و انسان و حامل بودن دستورات و اوامر خدایی را دارد فرشتگان هستند اما تا اینجا هنوز مشخص نیست که منظور از روح القدس آیا جبریل است؟ همین خطاب از روح، البته با روح امین در سوره شعراء هم دیده می شود که وظیفه انزال قرآن را دارد تا اینجا دو ویژگی برای این موجود قائل است اول قدوس بودن و پاک بودن از اون صفاتی که شایسته او نیست و دوم امین بودن و عدم دخل و تصرف بر آن وظایفی که به او محول است. اما آیه 97و 98 بقره دقیقا مشخص می سازدکه جبریل همان روح القدس امین است و در این آیات می گوید که این شخص به اذن و فرمان خدا، بر قلب و دگرگونی پیامبر به صدق، قرآن را نازل می کند برای همین در دنباله می گوید کسیکه دشمن این واسطه خدایی بین خدا و پیامبرش به عنوان کانال ارتباطی باشد، دشمن خود میداند چون کسیکه اعتقاد و ایمان به این کانال ارتباطی نداشته باشد چگونه می خواهد ایمان به خدا و قیامت و پیامهایش بیاورد و کسیکه این حامل را دشمن بدارد باید روبروی خدا هم بایستد اما در آیه 98 بقره نام فرشتکان را از نام جبریل و میکال جدا کرده است آیا می خواهد آنها را از فرشته بودن جدا کند در واقعیت اینگونه نیست اینجا برای تاکید زیاد و مشخص کردن و جداکردن بعضی از وظایف از بقیه است زیرا ما فهمدیم خود فرشتگان هم می توانند رسول باشند اما در این آیه نام رسول را هم آورده است اما به معنای این نیست که فرشتگان رسول نیستند بلکه می خواهد بعضی از وظایف که بقیه ندارند را از هم متمایز و جدا کرده و مشخص سازد برای همین می گوید کسیکه دشمن خدا و فرشتگانش و رسلش و جبریل و میکال باشد دشمن خدا و کافر است. همین نوع نزول و جدا کردنها در آیات دیگر دیده می شود: 4 معارج(عروج ملائکه و روح به سوی خدا)&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;38 نبا (روزیکه ملائکه و روح به صف هستند)&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt; 4قدر(&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;نزول فرشتگان و روح به صورت مرتب و به اذن خدا برا انجام هر امر و دستور او نازل می شوند&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;)شخصیت جبریل به عنوان یکی از فرشتگان مقرب خداست که وظیفه و مامور تقویت و ماندن در کنار پیامبران را دارد نام او در سوره نجم نیامده است اما با توجه به آیاتی که گذشت از او به کسیکه در دانایی شدید و قوی است و پیامبر دوبار او را دیده است مورد شناخت قرار می دهد (5تا18 نجم) &lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;اما علاوه برآن، یکی دیگر از وظایف و ماموریتهای &lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;فرشتگان، موظف و مامور به انجام، ولی و دوستی در کنار مومنین و توبه کنندگان را دارند باید آنها را تقویت کنند(4تحریم،22 مجادله) اما فرشته بعدی که نامش در قرآن آمده است یعنی میکال چه وظیفه ای دارد مشخص نیست.&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;دو فرشته هاروت و ماروت در بابل در بین مردم بوده اند مواردی بر آنها نازل میشده است و چیزهایی به مردم یاد می داده اند که قبل از آن به آنها می گفتند وجودشان برای فتنه است و کفر نورزند مواردیکه یاد می گرفتند جدایی بین زوجین، و از آنها چیزهایی یاد می گرفتند به ضررشان بود و نفعی نداشت. این تنها شناختی است که از این دو فرشته می دهد و دیگر چیزی از آنها وجود ندارد. این دو فرشته هم مامور به آموزش سحر نبوده اند قبلا در این مورد مقاله ای با عنوان سحر در قرآن داشتیم، در این آیه سحر و آنچه بر این دو فرشته نازل می شده از هم جدا شده و تنها چیزی که به آنها منتسب است روشهایی که بین زوجین اختلاف و جدایی می انداختند و اینجا هم چیزی با قدرت سحر نیست، البته قدرت سحر، به معنای یک قدرت فوق العاده نیست بلکه جدایی نیاز به قدرت زیادی ندارد همانگونه که یک فرد با دانستن روشها و کاربردهای سخن چینی براحتی با سوء استفاده از احساسات انسانها می تواند جدایی را ایجاد کند.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0in 0in 0pt; LINE-HEIGHT: 150%; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%; tab-stops: 91.3pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;2 نحل : نزول ملائکه باروحی ازامرش، 15 غافر : روحی ازامرش القا می کند برهرکسیکه بخواهد، 52 شوری : وحی، روحی از امرش به سوی پیغمبر ، چیزی که از این آیات مشخص است روحی از امر خود را با القا و نزول برپیامبران یا از سوی فرشتگان مشخص می کند که ظاهرا همان پیامهایش منظورش است برای همین روح هنوز کامل برای ما مشخص و کامل نیست.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0in 0in 0pt; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%; tab-stops: 91.3pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;o:p&gt; &lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0in 0in 0pt; LINE-HEIGHT: 150%; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;ذکر اعداد در کنار نام فرشتگان برای امتحان و فتنه انسانهاست. نوزده فرشتگان درسی که می دهد ندانستن و نپرداختن به اصلیات و خود را مشغول کردن به فرعیات است مثلا کسی با یک انگشت خود به سمت ماه برای دیدن اشاره کند سپس شما بگویید چرا او با یک انگشت اشاره می کند و چرا با دو انگشت اشاره نمی کند اگر همین نوع اشاره را برای چند انسانی که در جایی ایستاده اند باشد باز همین سخن را می گویید و بعد می گویید در اولی یک ماه داشتیم و اشاره یک انگشتی را می توان یکی دانست اما چرا در چندتایی چند انگشت خود را به کار نبرد در حالی که اصل و اساس و منظور و هدف آن فرد در هر دو اشاره به یک سمت و طرف برای مشاهده شما بوده است و شما به جای دیدن این مسئله خود را به مسائلی که هدف و منظور نیست می پردازید این مثل داستان گاو بنی اسرائیل برای کشتن است همین فرد برای امتحان کردن هوش شما امکان دارد هربار با چند نوع انگشت خود اشاره کند تا ببیند آیا شما منظور اصلی را می گیرید یا کودنی بیش نیستید که تنها اشاره انگشتان را می بیند. پس تعداد فرشتگان چندان مهم نیست همانگونه که در سوره مدثر آیات 30و31، این موضوع را مشخص می سازد.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0in 0in 0pt; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%; tab-stops: 91.3pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;o:p&gt; &lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0in 0in 0pt; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%; tab-stops: 91.3pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;o:p&gt; &lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0in 0in 0pt; LINE-HEIGHT: 150%; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; COLOR: blue; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;اما چگونه می توان وجود موجوداتی مثل فرشتگان را ثابت کرد؟ چگونه می توان گفت که واقعا وظایفی که به آنها نسبت به جهان، محول شده است از آنها صورت می گیرد؟ چگونه پی ببریم که این هم نوعی دیگر از خرافات نیست که به خورد ما می دهند؟ چگونه می توان ارتباطاتی که در قرآن نسبت با ملائکه&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;  &lt;/SPAN&gt;صورت پذیرفته، اثبات کرد؟ نقشهایی از آنها در قرآن است اما چگونه می توان ثابت کرد که واقعا آنها نسبت به این جهان و انسان چنین نقشی را ایفا می کنند؟&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0in 0in 0pt; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%; tab-stops: 91.3pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;o:p&gt; &lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0in 0in 0pt; LINE-HEIGHT: 150%; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;B&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;COLOR: red&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt;ادامه دارد......&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0in 0in 0pt; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%; tab-stops: 91.3pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;o:p&gt; &lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Fri, 23 Oct 2009 13:28:35 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=chera2chera&amp;postid=601</comments>
<dc:creator>chera2chera</dc:creator>
<guid>http://chera2chera.blogfa.com/post-601.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>قرآن ، بینش جهانی 27</title>
<link>http://chera2chera.blogfa.com/post-600.aspx</link>
<description>&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0in 0in 0pt; LINE-HEIGHT: 150%; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;B&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt;&lt;?xml:namespace prefix = o ns = &quot;urn:schemas-microsoft-com:office:office&quot; /&gt;&lt;o:p&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot; size=3&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt&quot;&gt;&lt;B&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;COLOR: red&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt;.....ادامه&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt;&lt;o:p&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot; size=3&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0in 0in 0pt; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 8.5pt; COLOR: red; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;o:p&gt; &lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0in 0in 0pt; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 8.5pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;ملائکه:&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt; 30و31و34و98و102و161و177و210و248و285 بقره، 18و39و42و45و80و87و124و125 آل عمران، 97و136و166و172 نساء، 8و9و50و93و111و158 انعام، 11و20 اعراف، 9و12و50 انفال، 12و31هود، 31 یوسف، 13و23 رعد، 7و8و28و30 حجر، 2و28و32و33و49 نحل، 40و61و92و95 اسراء، 50 کهف، 116 طه، 103 انبیاء، 75 حج، 24 مومنون، 7و21و22و25 فرقان، 11 سجده، 43و56 احزاب، 40 سبا، &lt;SPAN style=&quot;COLOR: red&quot;&gt;1 فاطر&lt;/SPAN&gt;، 150 صافات، 71و73 ص، 75 زمر، 14و30 فصلت، 5 شوری، 19و53و60 زخرف، 27 محمد، 26و27 نجم، 4و6 تحریم، 17 حاقه، 4 معارج،31 مدثر، 38 نبا، 22 فجر، 4 قدر.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0in 0in 0pt; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;o:p&gt; &lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0in 0in 0pt; LINE-HEIGHT: 150%; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; COLOR: blue; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;مهمترین سئوالاتی که نسبت به فرشتگان مطرح است: چرا نام موجوداتی در قرآن ذکر شده که انسان نمی تواند آنها را لمس کند؟ فرشتگان چه نقشی در زندگی بشری دارند؟ آیا نمی شد با توجه به اینکه فرشتگان قابلیت لمس و درک از سوی بشر را ندارد در قرآن نامی از سوی آنها نبود تا بهتر قرآن مورد پذیرش قرار می گرفت؟ اصلا چیزی که نقشی قابل لمس و درک از سوی آن نیست شناخت نسبت بدان چه تاثیری در رشد انسان دارد؟ فرشتگان می خواهند به چه سئوالاتی پاسخ دهند؟ آیا فرشتگان موجوداتی فارق العاده نیستند و تنها خدا به گونه ای سخن گفته تا بهتر بتواند با بشر گذشته، پیام رسانی خود را نسبت به گذشتگان انجام دهد؟ اگر فرشتگان تنها در زندگی پیامبران تاثیر و قابل لمس بوده است، چرا نام آنها برای دیگران هم آورده می شود در حالیکه میشد براحتی خدا مثل بسیاری از مسائل از قید جزئیات خودداری کند؟ چرا خدا از جنس دیگر، از جنس فرشتگان پیامبران نمی فرستد؟&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0in 0in 0pt; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;o:p&gt; &lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0in 0in 0pt; LINE-HEIGHT: 150%; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;داستان آدم و فرشتگان : 30و31و34 بقره، 11و20 اعراف، 28و30 حجر، 61 اسراء، 50 کهف، 116 طه، 71و73 ص.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0in 0in 0pt; LINE-HEIGHT: 150%; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;کسیکه دشمن خداو ملائکه و رسلش و جبریل و میکال باشد، بدرستکی خدا دشمن کافرین است: 98 بقره.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0in 0in 0pt; LINE-HEIGHT: 150%; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;دو فرشته به نام هاروت و ماروت در بابل: 102 بقره.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0in 0in 0pt; LINE-HEIGHT: 150%; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;لعن خدا و فرشتگان برای کافرین است: 161 بقره، 87 آل عمران.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0in 0in 0pt; LINE-HEIGHT: 150%; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;ایمان به خدا، روز آخر، ملائکه، کتب، و نبیین است: 177بقره، 285 بقره(روز آخر ندارد و به جای نبیین از رسل استفاده کرده است)&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;  &lt;/SPAN&gt;136 نساءکفر به خدا و ملائکه و کتبش و رسلش و روز آخر ظلالت و گمراهی است.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0in 0in 0pt; LINE-HEIGHT: 150%; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;آیا انتظار دارند که خدا و فرشتگان در زیر سایه بانهایی از ابر به سوی ایشان بیاید: 210 بقره. در آیه قبل از آن می گوید اگر بعد از آمدن دلایل آشکار، بلغزید و به بیراهه بروید بدانید خدا عزیز حکیم است.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0in 0in 0pt; LINE-HEIGHT: 150%; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;حمل تابوت از سوی فرشتگان برای سکینه و آرامش بنی اسرائیل در زمان انتخاب طالوت به عنوان پادشاهی آنها و نشان صدق او در پادشاهیش: 248 بقره.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0in 0in 0pt; LINE-HEIGHT: 150%; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;شهادت ملائکه بر لااله الا الله: 18 آل عمران.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0in 0in 0pt; LINE-HEIGHT: 150%; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;مژده رسانی ملائکه و ارتباط آنها با پیامبران زکریا، مریم: 39و42و45 آل عمران&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0in 0in 0pt; LINE-HEIGHT: 150%; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;هیچ کس فرمان نمی دهد که ملائکه و نبیین را به عنوان ارباب قرار دهید مگر اینکه، کفر ،چنین فرمانی به شما بدهد: 80 آل عمران.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0in 0in 0pt; LINE-HEIGHT: 150%; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;یاری خدا در جنگ بدر با وجود قلت تعداد، با سه هزار فرشته و پیروزی آنها و در صورت حمله دوباره آنها اگر&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;  &lt;/SPAN&gt;صبر و تقوا پیشه کنند با پنج هزار فرشته از سوی خدا یاری می شوند: 124و125 آل عمران.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0in 0in 0pt; LINE-HEIGHT: 150%; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;پرسش فرشتگان هنگام وفات کردن نسبت به کسانی که ظلم کرده اند: 97 نساء.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0in 0in 0pt; LINE-HEIGHT: 150%; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;شهادت ملائکه براینکه، انزال کتاب از سوی خداست:166 نساء.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0in 0in 0pt; LINE-HEIGHT: 150%; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;فرشتگان مقرب، خود را عبد خدا می دانند: 172 نساء.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0in 0in 0pt; LINE-HEIGHT: 150%; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;درخواست کافرین برای اینکه به پیش پیامبر فرشته بیاید و برای تایید حرفش فرشته ای همراه خود داشته باشد سپس خدا می گوید اگر اینگونه شود کار از کار می گذرد و دیگر مهلتی به آنها داده نمی شود و آنقدر همه چیز واضح و آشکار می شود که امتحان و تلاش انسان معنی پیدا نمی کند. در دنباله می گوید اگر می خواستیم فرشته ای به سوی آنها بفرستیم بازهم به شکل یک رجل و مرد انسان نما می فرستادیم و با پوشاندن این لباس آنها را دچار اشتباه می کردیم. در آیه قبل، سخن از این داردکه اگر کتابی در قرطاس نازل کنیم که آنها با دستان خود آن را لمس کنند باز هم کفر می ورزند و می گویند این سحری مبین است. سپس در دنباله ، زمانیکه درخواست ناروای کافرین برای همراهی فرشته با پیامبر یا شکل و شمایل پیامبر به صورت فرشته بودن عنوان می کند همه نشان از این دارد که این افراد باز هم ایمان نمی آورند چون طرح این موضوعات اصل و اساس برای ایمان نیست چون اگر او می خواست که همه چیز با آن واضحیت باشد که همه افراد ایمان بیاورند دیگر این جهان، ایمان و خطا وانتخاب معنی پیدا نمی کرد علاوه براین ، این افراد اصلا اهل ایمان نیستند برایشان فرقی نمی کند چگونه برای آنها موضوع طرح شود اگر اهل ایمان باشند وقتی می فهمیدند حقیقتی به سوی آنها آمده قبول می کردند و دیگر ایرادی بر کانال ارتباطی نمی گرفتند 8و9 انعام.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0in 0in 0pt; LINE-HEIGHT: 150%; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;پیامبر می گوید از جنس فرشته نیست و ویژگی ها و خصوصیات فرشته را ندارد. 50 انعام، 31 هود.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0in 0in 0pt; LINE-HEIGHT: 150%; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;حضور فرشتگان زمان موت&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;  &lt;/SPAN&gt;و وفات انسان. 97 نساء، 93 انعام، 50 انفال، 28 و 32و 33نحل، 11 سجده، 27 محمد.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0in 0in 0pt; LINE-HEIGHT: 150%; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;اگر به پیش کافرین ملائکه بیاید و مردگان با آنها ارتباط برقرار بکنند آنان ایمان نمی آورند مگر اینکه خدا بخواهد و قدرت انتخاب آنها را بگیرد. 111 انعام.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0in 0in 0pt; LINE-HEIGHT: 150%; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;آیا انتظار دارید که فرشتگان به پیش شما بیاید یا از سوی خدا نشانه هایی بیاید و روزی این نشانه ها می آید اما در آن زمان ایمان نفعی به آنها نمی رساند یا اگر عملی کسب نکرده اند نفعی برای آنها ندارد که موضعگیری درست از خود نشان دهند چون طبیعی است که همه اینگونه از خود نشان می دهند شما منتظر باشید ماهم منتظر هستیم. در آیه قبل می گوید چرا با توجه به اینکه آیاتش رحمت و هدایت است ظالمانه مورد تکذیب قرار می گیرد ،برای این افراد عذاب است و به زودی صدق این موضوع برایشان مشخص می شود. 158 انعام.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0in 0in 0pt; LINE-HEIGHT: 150%; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;زمانیکه از خدای خود یاری بخواهید خدا با هزار فرشته امداد خود را می رساند در آیات قبل سخن از مسائل جنگی است. سپس در آیات بعدی می گوید این کمک رسانی از سوی فرشتگان برای بشر تنها به عنوان اطمینان دگرگونیشان قرا داده ایم وگرنه نصرت تنها از سوی خداست. 9 و12 انفال.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0in 0in 0pt; LINE-HEIGHT: 150%; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;پیامبر بخواهد به خاطر حرف کفار وحی خدا را ترک کند به این علت که می گویند چرا کنز جهان زیر نظر او نیست یا فرشته ای نزد او نیست 12 انفال.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0in 0in 0pt; LINE-HEIGHT: 150%; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;تشبیه یوسف از لحاظ زیبایی به فرشتگان از سوی زنان مصر. 31 یوسف.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0in 0in 0pt; LINE-HEIGHT: 150%; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;فرشتگان سبوح خدا هستند و مرتب به حمد خدا مشغولند، در اینجا کار و مسیر فرشتگان را در کنار رعد آورده است که مثل هم هستند. 13 رعد.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0in 0in 0pt; LINE-HEIGHT: 150%; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;حضور فرشتگان در بهشت. 23 رعد.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0in 0in 0pt; LINE-HEIGHT: 150%; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;کافرین می گویند چرا اگر پیامبر صادق است فرشتگان را نزد آنها نمی آورد. فرشتگان جز به حق نازل نمی شوند و اگر درخواست آنها اجابت شود دیگر به آنها مهلت و انتظاری داده نمی شود. 7و8 حجر.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0in 0in 0pt; LINE-HEIGHT: 150%; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;نزول فرشتگان باوحی به امر و دستور خدا بر هر بنده ای از بنگانش که بخواهد. 2 نحل.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0in 0in 0pt; LINE-HEIGHT: 150%; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;فرشتگان ساجد خدا هستند و اهل تکبر نیستند. 49 نحل.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0in 0in 0pt; LINE-HEIGHT: 150%; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;ارائه تفکر از سوی کافرین بر این مبنا که فرشتگان دختران خدا هستند. 40 اسراء.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0in 0in 0pt; LINE-HEIGHT: 150%; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;درخواست کافرین برای آوردن خدا یا فرشتگان نزدشان از سوی پیامبر برای ایمان آوردن. 92 اسراء.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0in 0in 0pt; LINE-HEIGHT: 150%; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;کافرین می گویند اگر واقعا پیامبر، از سوی خداست چرا همراه خود فرشته ای ندارد. 7 فرقان&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0in 0in 0pt; LINE-HEIGHT: 150%; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;در صورتی فرشته ای به عنوان رسول و پیامبر نزد کافرین می آمد که برروی زمین فرشتگان زندگی می کردند. 95 اسراء.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0in 0in 0pt; LINE-HEIGHT: 150%; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;حضور فرشتگان زمان قیامت. 103 انبیاء، 25 فرقان، 38 نبا، 22 فجر&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0in 0in 0pt; LINE-HEIGHT: 150%; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;خدا از بین فرشتگان رسولانی برمی گزیند و از بین مردم و ناس. 75 حج.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0in 0in 0pt; LINE-HEIGHT: 150%; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;ارائه این تفکر از سوی کافرین که اگر خدا می خواست فرشتگان را به عنوان پیامبران خود می فرستاد. 24 مومنون، 14 فصلت.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0in 0in 0pt; LINE-HEIGHT: 150%; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;کافرین می گویند که چرا فرشتگان به پیش ما نمی آیند یا خدا را نمی بینیم آنها خود را کبیر می دارند و استکبار می ورزند اما روزی می رسد که فرشتگان را خواهند دید.21 فرقان&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0in 0in 0pt; LINE-HEIGHT: 150%; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;توجه و حمایت ویژه از سوی فرشتگان(صلو) برای خروج اینکه مومنان را از ظلمات به سوی نور خارج کنند. 43 احزاب.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0in 0in 0pt; LINE-HEIGHT: 150%; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;توجه ویژه(صلو) خدا و فرشتگانش نسبت به نبیش. 56 احزاب.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0in 0in 0pt; LINE-HEIGHT: 150%; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;زمانیکه روز قیامت به فرشتگان می گویند آیا این افراد شما را پرستش می کردند در دنباله آیه فرشتگان پاسخ می دهند سبحانک بلکه این افراد عبد جنیان بوده اند. 40 سبا.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0in 0in 0pt; LINE-HEIGHT: 150%; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;ستایش خدایی است که فرشتگان را به عنوان رسولانی با داشتن ویژگی جناح دوتایی، سه تایی و چهارتایی قرار داده است. 1 فاطر.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0in 0in 0pt; LINE-HEIGHT: 150%; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;به زیر سئوال رفتن تفکر کافرین در این ارتباط که جنسیت فرشتگان را ماده عنوان می کنند. 150 صافات، 19 زخرف، 27 نجم.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0in 0in 0pt; LINE-HEIGHT: 150%; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;حضور فرشتگان حول عرش خدا و سبوح&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;  &lt;/SPAN&gt;بودن و بینشان به حق قضا شده است. 75 زمر&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0in 0in 0pt; LINE-HEIGHT: 150%; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;نزول فرشتگان بر کسانیکه ایمان می آورند سپس استقامت می کنند سپس حالت خوف و حزن را از آنها برمی دارند و بشارت به بهشت می دهند. در دنباله آیه فرشتگان خود را به عنوان ولی انسانها در زندگی دنیا و آخرت مشخص می سازند. 30 فصلت.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0in 0in 0pt; LINE-HEIGHT: 150%; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;فرشتگان سبوح خدا هستند و برای زمینیان استغفار می کنند. 5شوری&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0in 0in 0pt; LINE-HEIGHT: 150%; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;چرا اگر پیامبر از سوی خداست به او دستبندهای زرین داده نشده یا همراه خدا فرشتگان ندارند. 53 زخرف.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0in 0in 0pt; LINE-HEIGHT: 150%; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;اگر ما بخواهیم از شما به صورت فرشتگان در زمین قرار می دادیم. 60 زخرف.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0in 0in 0pt; LINE-HEIGHT: 150%; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;شفاعت فرشتگان برای چیزی غنایی به وجود نمی آورد. 26 نجم&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0in 0in 0pt; LINE-HEIGHT: 150%; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;حمایت ولایت خدا و فرشتگان و مومنین نسبت به پیامبر. 4 تحریم&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0in 0in 0pt; LINE-HEIGHT: 150%; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;حضور فرشتگان در جهنم. 6 تحریم، 31 مدثر.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0in 0in 0pt; LINE-HEIGHT: 150%; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;در روز قیامت بر کناره ها هستند و هشت فرشته عرش خدا را حمل می کنند. 17 حاقه.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0in 0in 0pt; LINE-HEIGHT: 150%; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;فرشتگان و روح به سوی خدا، پنجاه هزار یوم عروج می کنند. 4 معارج.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0in 0in 0pt; LINE-HEIGHT: 150%; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;ذکر تعداد فرشتگان تنها به عنوان یک فتنه برای انسانهاست. 31 مدثر.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0in 0in 0pt; LINE-HEIGHT: 150%; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;روزیکه فرشتگان و روح به صف ایستاده اند و جز به صواب و اجازه خدا سخن نمی گویند. 38 نبا، 22 فجر.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0in 0in 0pt; LINE-HEIGHT: 150%; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;نزول فرشتگان و روح در شب قدر. 4 قدر.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0in 0in 0pt; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;o:p&gt; &lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0in 0in 0pt; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;o:p&gt; &lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0in 0in 0pt; LINE-HEIGHT: 150%; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;همان طور که گفتیم &lt;SPAN style=&quot;COLOR: blue&quot;&gt;تنها پیامبران نیستند که می توانند ویژگی رسول بودن را پیدا کنند بلکه این فرشتگان هم هستند که می توانند ویژگی رسول بودن را پیدا کنند و همان طور که قبلا گفتیم معنی واژه &quot;رسول&quot; به معنی این نیست که فردی بیاید بتواند از خودش چیزی بگوید یا اینکه اعمال و گفتارش خدایی شود بلکه رسول یعنی فردی که همراهش چیزی فرستاده شده است&lt;/SPAN&gt; و همان طور که این فرشتگان با این نوع ویژگی باید پیامهای خدا را بدون کم و زیاد و تصرف و بدون اینکه بخواهند در این ارتباط توضیحی بدهند برسانند این نوع ویژگی برای پیامبران هم بوده است یعنی معنی رسول همین است. برای همین در قرآن بارها اطاعت خدا در کنار واژه رسول آمده است و این خیال کج اندیشان است که خیال کرده اند اطاعت از رسول یعنی اطاعت از گفتاری که به پیامبران منسوب می شود در حالیکه این وآژه و این آیات معنیی جز این ندارد که اطاعت از رسول تنها به این دلیل است که کانالهای پیامهای خدایی هستند و بس! همانگونه که دومین رسول و کانال ارتباطی فرشتگان هستند.(75 حج و 1 فاطر) این پیامبران بعد از دریافت وحی و پیامهای خدایی چیزی نزد خود نگه نمی داشتند که نسبت به دیگران اعلم باشند و عملا بعد از بالغیت در رساندن، نسبت به دیگران اصلا اعلم نمی شده اند و در حال حاضر با وجود قرآن که به بالغیت خود حضور دارد هیچ فردی نمی تواند مدعی باشد که اعلم تر نسبت به دیگران نسبت به پیامهای خدایی است و در هیچ آیه ای هم نگفته پیامهای دیگر خود را نزد فردی دیگر قرار داده یا برای فهم پیامهایش باید به افرادی دیگر مراجعه کرد . زمان پیامبر هم بعد از رساندن این پیامها به مردم ، خود پیامبر و دیگر انسانها در یک سطح دانایی نسبت به پیامهای خدایی می شده اند. پیام خدا نسبت به یک قشر و گروه خاصی نیست و نسبت به تمامی انسانها پیام خود را متوجه می کند نه اینکه بخواهد خود را محدود به قشری کند تا انسان برای درک این پیام به آنها بخواهد مراجعه کند.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0in 0in 0pt; LINE-HEIGHT: 150%; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; COLOR: blue; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;اما فرشتگان چگونه موجوداتی هستند؟!&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt; خدا همان طور که بیان می کند فرشتگان موجوداتی هستند که کامل تحت فرمانش هستند و بدون خواست و اذن خدا هیچ کاری انجام نمی دهند. همان طور که خدا بارها در کنار نام آنها ویژگی هایی که برای آنها قائل شده است 1- اهل فساد نیستند 2- اهل خونریزی نیستند 3- سبوح هستند 4- اهل استکبار و کبر نیستند 5- مرتب در حال حمد خدا هستند 6- مامور به انجام کارهایی به امر خدا- نسبت به این دنیا، زمان قیامت، بهشت و جهنم هستند. همانگونه که خدا بسیاری از کارهایش بوسیله مسببات و موجوداتی دیگر صورت می گیرد و خود مستقیم دخالت نمی کند فرشتگان هم یکی دیگر از این موجودات هستند. همانگونه که خود می تواند مستقیما وارد شود و یک بیمار را درمان کند اما برای این دنیا یک قوانین و سننی تعیین کرده است که براساس آن فعل و انفعالات صورت می گیرد نسبت به وجود فرشتگان هم ایگونه است. فرشتگان کامل تحت فرمان و امر و سبوح خدا هستند: 13 رعد، 49 نحل، 75 زمر، 5 شوری، این امر حتی نسبت به سجده بر آدم هم دیده می شود &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;30و31و34 بقره، 11و20 اعراف، 28و30 حجر، 61 اسراء، 50 کهف، 116 طه، 71و73 ص. چیزی که خدا مشخص می کند جنسیت این نوع فرشتگان از مونث نیست و اصلا جنسیتی برای آنها تعیین نمی کند و تنها این کوته فکری انسانهاست که سعی می کنند برای آنها جنسیت مشخص کنند(&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;. 150 صافات، 19 زخرف، 27 نجم.&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;) این کافران هستند که بدون هیچ دلیلی هر چیزی که دوست دارند به خدا منتسب می کنند در حالیکه برای اینکه فردی چیزی را به خدا منتسب کند باید دلیل داشته باشد و واقعا خدا در پیام خود چنین امری را گنجانده باشد.&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0in 0in 0pt; LINE-HEIGHT: 150%; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; COLOR: blue; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;همان طور که بارها گفتیم چیزی در قرآن با نام اصول و فروع دین نداریم و این کج اندیشی انسانهاست که چنین فکری برقرآن تحمیل کرده اند.&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt; در قرآن تنها چیزی که وجود دارد ایمان به پنج چیز است 1- خدا 2- روز آخرت 3- فرشتگانش 4- پیامبرانش 5- کتابش است. حتی چیزی با نام ایمان به قضا و قدر نداریم. در واقعیت ایمان به کتاب خدا یعنی ایمان به کلیه آیاتش و کسی حق ندارد جزئی و قسمتی از آن را جدا کند و مهم و بقیه را غیر ضروری تشخیص دهد. در حالیکه خدا چنین نوع بینش و فکری را مردود می شمارد همانگونه که نسبت به اهل کتاب زمانیکه قسمتی از حق را بیان کرده و قسمتی را نادیده می گیرند و ظاهرا کم اهمیت می شمارند مردود می شمارد(42و85 بقره) وقتی فردی گفت ایمان به پیامهای خدایی دارد یعنی نسبت به کیله پیامها و مطالبی است که از سوی خدا نازل شده است. اما چرا تنها ایمان به این پنج جز شده است. در واقعیت دلیل ایمان به این پنج تا، لازم و ملزوم به هم و بدون هم بی معنی هستند. ایمان به خدا به عنوان فرستنده ، کتابهایش به عنوان پیامهایش، نبیین و فرشتگان به عنوان کانالهای ارتباطی و آخرت ، نهایت و سرانجام انسانی و هدف از ارتباط با انسان و پیامهایش است با وجود اینکه بیشتر آیات نسبت به خدا و روز آخرت، بحث از ایمان است نسبت به بقیه موارد آیات کمتری در بر دارد علت اصلی این است که خدا به عنوان خالق و مدبر جهان و تعیین مبدا و مقصد انسان و سپس تعیین مقصدش و آخرت انسان، با وجود اهمیت بیشترش ، نمی تواند بدون بقیه موارد خود را اثبات کند یعنی خدا برای این جهان چنین سنت و قانونی مشخص کرده است. هر فردی برای شناخت آخرت و خدا، نیاز به ایمان بقیه موارد دارد. ایمان به خدا، فرشتگان، نبیینش، کتابهایش و روز آخرت در کنار هم در آیات: 177و 285 بقره، 136 نساء. بیشتر از این نمی خواهیم در ارتباط با مسئله ایمان سخن بگوییم چون فعلا ربطی به این سری مقالات ندارد اما همان طور که می بینیم چیزی با نام فروع و اصول در قرآن دیده نمی شود و ایمان هم تنها نسبت به 5 چیز مطرح است.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0in 0in 0pt; LINE-HEIGHT: 150%; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;o:p&gt; &lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0in 0in 0pt; LINE-HEIGHT: 150%; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; COLOR: blue; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;اما خدا پیامبران را از جنس فرشتگان نمی فرستد حتی می گوید در صورتیکه فرشتگان بر روی زمین زندگی می کردند از جنس آنها فرشته می فرستاد&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;(95 اسراء) عملا خدا می گوید برای هر موجودی از جنس خودش رسول برایش می فرستاد. خود پیامبران اعلام می کردند که از جنس فرشته نیستند (&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;50 انعام، 31 هود.) اما کافرین می خواستند که پیامبران، یا از جنس فرشته باشند یا حداقل به همراه خود فرشته ای داشته باشند یا به همراه خود کنز و جواهرات جهان یا داشتن قدرتی فراانسانی داشته باشند. یعنی اصولا طرح این دیدگاه که فردی از جانب خدا به عنوان پیامبر در بین آنها ، داشتن قدرتی فرابشری یا توانایی دخل و تصرف در طبیعت فرابشری داشته باشد از سوی کافرین عنوان می شده است چیزی که در حال حاضر قدرتی به ناحق از سوی بعضی از افرادی که خود را منتسب به اسلام می کنند ارائه می شود یعنی آنها عملا می خواهند پیامبران را با ویژگی فرشته یا داشتن قدرتی فوق العاده معرفی کنند که می توانسته در قدرتهای تکوینی و تشریعی عرصه حضور داشته باشد در حالیکه خدا چنین قدرتی برای پیامبارن خود قائل نیست و از سوی کافرین چنین درخواستهایی مطرح می شده است.( 12 انفال،&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;7و8 حجر، 92 اسراء،24 مومنون، 14 فصلت، 53 زخرف) البته آنها اکتفا به قید اینکه پیامبران باید فرشته باشند یا همراه خود فرشته ای داشته باشند نمی کنند بلکه حتی حضور خدا را هم خواهان هستند در حالیکه خدا آنها را افرادی گستاخ و مستکبر معرفی می کند که خیلی خود را بزرگ می پندارند که چنین درخواستی می کنند و به آنها می گوید اگر می خواست چنین کاری انجام دهد دیگر کار از کار می گذشت و به آنها مهلت و انتظاری داده نمی شد و همه را مجازات می کرد و در واقعیت این جهان، آخرت، امتحان و.... معنی پیدا نمی کرد. اصلا چرا چیزی به عنوان کانال ارتباطی برای آنها اینقدر اهمیت پیدا کرده است؟ در حالیکه آیات و پیامهای او واضح و بر حقیقت هستند و وقتی این حقیقت برآنها مشخص شد این چنین ظالمانه تکذیب میکنند و درخواستهای ناروا داشته باشند . این موارد نشانه چیست؟ جز اینکه آنها طالب حق نیستند و اگر این مسائل برای آنها طرح شود چون اهل حقیقت نیستند باز تفاوتی برایشان نمی کنند و ایمان نمی آورند(&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;111 انعام، &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot; size=3&gt;8&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;و9 انعام، 158 انعام&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;)&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot; size=3&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;آنها تنها با طرح این مسائل می خواهند فرار کنند در حالیکه باید می دانستند نوع کانال ارتباطی باید براساس ویژگی و خصوصیات خودشان باشد تا بهتر ارتباط صورت گیرد نه اینکه خواستار نوعی دیگر دارند.&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0in 0in 0pt; LINE-HEIGHT: 150%; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;o:p&gt; &lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0in 0in 0pt; LINE-HEIGHT: 150%; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;B&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;COLOR: red&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt;ادامه دارد......&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0in 0in 0pt; LINE-HEIGHT: 150%; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;o:p&gt; &lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Wed, 21 Oct 2009 08:25:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=chera2chera&amp;postid=600</comments>
<dc:creator>chera2chera</dc:creator>
<guid>http://chera2chera.blogfa.com/post-600.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>قرآن ، بینش جهانی 26</title>
<link>http://chera2chera.blogfa.com/post-599.aspx</link>
<description>&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0in 0in 0pt; LINE-HEIGHT: 150%; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;B&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt;&lt;?xml:namespace prefix = o ns = &quot;urn:schemas-microsoft-com:office:office&quot; /&gt;&lt;o:p&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot; size=3&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt&quot;&gt;&lt;B&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;COLOR: red&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt;.....ادامه&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0in 0in 0pt; LINE-HEIGHT: 150%; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; COLOR: blue; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;o:p&gt; &lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0in 0in 0pt; LINE-HEIGHT: 150%; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; COLOR: blue; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;وقتی پیامبری که نتوانسته با نقش های اجتماعی و سیاسی امروز خود را نشان دهد نمی توان او را به عنوان الگو معرفی کرد. به هر حال پیامبران جدا از مردم نیستند که ویژگی و خصوصیتی فرابشری داشته باشند.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0in 0in 0pt; LINE-HEIGHT: 150%; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; COLOR: blue; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;o:p&gt; &lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0in 0in 0pt; LINE-HEIGHT: 150%; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;حال باید ببینیم چه چیزی در واژه &quot;اسوه&quot; وجود دارد که نسبت به ابراهیم و محمد در یک موقعیت مساوی قرار دارد که در قرآن از آن سخن می گوید. در واقعیت اسوه بودن ابراهیم و محمد در آیات به خوبی مشخص کرده است در آیه 4 ممتحنه بعد از اینکه نه تنها خود ابراهیم بلکه کسانیکه به او گرویده اند به عنوان اسوه معرفی می کند می گوید آنها از عبادت غیر خدا بیزاری می کنند و از کفر بیزاری می جویند و راه یگانگی و ایمان در پیش می گیرند. این نوع خطاب نسبت به محمد هم صدق می کند. اسوه به معنای کمک کردن و دادن شناخت برای عبور افراد از زشتی ها و رسیدن به کمال و خوبی هاست یعنی همان چیزی که قبل گفتیم وجودی از سرمشق. اما سرمشق بودن ، تاسی و اقتدا به این افراد از لحاظ شخصیتی نیست که قابل لمس باشد یا به خاطر جزئیات و نوع زندگیشان باشد یا بتوان مشاهده کرد. بلکه از لحاظ پذیرش نگرش درست، سپس شخصیت سازی براساس آن است. این نوع نگرش درست در قرآن کامل بیان شده است علاوه برآن بعضی خطابها در قرآن دستور به خود پیامبر است برای اینکه فردی گمان نکند شخصیت پیامبر یک شخصیت جدا از دیگر انسانهاست و در آیندگان این مورد به وجود نیاید که بخشی از قرآن نسبت به خود محمد است پیامبر را به عنوان اسوه معرفی می کند همان اسوه ای که در ابراهیم و یارانش هم باید دید همان نوع شخصیتی که از ابراهیم در قرآن وجود دارد. در واقعیت در قرآن چیزی با نام الگوهای شخصی قابل لمس معرفی نمی شود بلکه الگوهای رفتاری براساس شخصیتهای قرآنی خود معرفی می کند که هر انسانی می تواند بدان دست یابی پیدا کند یعنی شخصیتهایی که پیرو و مطیع خدا هستند و از کفر و فساد دوری می کنند. برای این با نام اسوه معرفی می شوند؟ تا فردا کسی نیاید بگوید آنها پیامبران معصوم بودند و کسی توانایی رسیدن به جایگاه آنها وجود ندارد؟کسی نیاید بگوید نمی توان به اندازه پیامبران برای انسانها رشد وجود ندارد؟ کسی نیاید بگوید خطابها و شناخت شخصیتهایی که از پیامبران در قرآن است تنها برای پیامبران است؟ تاسی و اقتدا براساس شخصیتی است که قرآن از آنها معرفی می کند و مورد قبولش است که در تمامی اعصار و زمانها و مکانها نسبت به تمامی افراد صدق می کند نه شخصیتی که در همان جامعه مکانی و زمانی زندگی می کردند و نسبت به آن زمان مطرح بوده و ربطی به دیگران ندارد و نه اینکه حضور الگویی فیزیکی را مطرح کند بلکه تنها تاسی به نوع شخصیت قرآنی خود را عنوان دارد. تاسی و اقتدا در یکتاپرستی آنها و پیرو حق بودن است. یعنی این مسئله سرمشق شما باشد نه اینکه خود شخص سرمشق شماباشد.&lt;SPAN style=&quot;COLOR: blue&quot;&gt; البته چیزی که می ماند چگونه است از یک سو در قرآن به این مسئله اشاره رفته که انسان کاری به امتها و شخصیتهای قبل از خودش نداشته باشد و در زندگی او تاثیری ندارد و از سوی دیگر به ذکر قصه های آنها می پردازد در بعضی از موارد حتی خواستار سیر و سفر و دیدن عاقبت آنهاست.&lt;/SPAN&gt; به این مسئله در آینده می پردازیم. در کل امروز اگر هم بخواهد از سوی اسلام الگوهای کامل انسانی معرفی شود نمی تواند الگوهای مرده معرفی کند بلکه باید الگوهای زنده را نشان دهد که با توجه به زمان و مکان خود زندگی انسانی را نشان دهند و انسانها بتوانند آن را لمس کنند و با او زندگی کنند. الگوها باید واقعی باشند الگوهایی که نشان می دهند مهم بودن، خوب بودن براساس استفاده درست از امکانات اطراف، مومن بودن، دوری از فساد و انسان بودن است همانگونه که خود خدا می خواهد، الگوهایی که صرف یک توانایی انسانی معرفی می شود یا اینکه صرف در یک توانایی انسانی معرفی شود نه تنها نمی تواند الگو باشد همانگونه که قبل مورد بررسی قرار گرفت باعث کینه ها، حسادتها، دشمنی ها، عقده ها خواهد شد که جامعه را بیمار می کند در یک جهت ناسالم قرار می دهد در حالیکه هر فردی باید براساس توانایی و استعداد خود در حداکثر و کمال آن عمل کند و احساس کند در همان چیزی که هست ارزشمند است و جامعه برای او ارزش قائل می شود و به او امکانات لازم می دهد. بد بودن زمانی معنی می دهدکه او از توانایی های خود درست و در حداکثر توانایی خود استفاده نکند. قرآن گرامی ترین را در تقوا می داند چون شناخت کافی بر انسان و تقسیم رزق انسانی دارد پس می گوید اگر توانایی شمع را به تو داده ام همانند شمعی بدرخش و اگر توانایی خورشید داری همانند خورشید بدرخش و هر دو درخشیدن عالی هستید.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0in 0in 0pt; LINE-HEIGHT: 150%; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; COLOR: blue; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;o:p&gt; &lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0in 0in 0pt; LINE-HEIGHT: 150%; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; COLOR: blue; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;می خواهیم به چند پرسش آخر نسبت به پیامبران پاسخ دهیم سپس از قسمت اولین رسولان و کانالهای ارتباطی خارج شویم و دومین رسولان و کانالهای ارتباطی را به شما معرفی کنیم. در بیشتر موارد تا نام رسولان می آید افراد خیال می کنند که تنها صرف پیامبران رسول هستند؟!:&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0in 0in 0pt; LINE-HEIGHT: 150%; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; COLOR: blue; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;o:p&gt; &lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0in 0in 0pt; LINE-HEIGHT: 150%; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; COLOR: blue; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;1- &lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;آیا پیامبران شاه بوده اند و دیکتاتورانه بر مردم حکومت می کرده اند؟ &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;چند چیز باید در زندگی پیامبران مورد دقت قرار گیرد اولین چیزی که باید مورد بررسی قرار گیرد هر پیامبر به علت ارتباط با خدا، در صورت خطا و اشتباه خدا به او گوشزد می داده است یعنی در صورتیکه پیامبری، فردی بر مردم حکومت می کرده، به دلیل ارتباط با خدا می توانسته به تصحیح اشتباهات و گناهان خود بپردازد یا خود خدا وارد معرکه می شده و جلوگیرهای لازم را انجام می داده است در حالیکه این مسئله نسبت به حکومتهای فردی انسانی صرف امکان پذیر نیست در نتیجه این نوع حکومتها معمولا دیکتاتورانه و با تحکم و براساس منافع فردی و پایمالی حقوق است. ذکر نقدپیامبران در پیامهای خدایی که دیدیم در قرآن هم مشاهده میشد، آنها را از داشتن حکومت دیکتاتورانه باز می داشته است، ذکر مسائلی که به نفع آنها نبوده است و این یکی از دلایل مهمی است که نشان می دهد قرآن ، پیام خدایی است مثلا وقتی &lt;SPAN style=&quot;COLOR: blue&quot;&gt;بعضی ها می گویند محمدپیامبر هوس ران بوده است و بدنبال بهترین زنان بوده است ، او واقعا فردی نیست که از جانب خدا باشد&lt;/SPAN&gt; به این موضوع نمی اندیشند وقتی فردی فریبکار باشد و هوس ران باشد دیگر نباید زنان زیبا را نسبت به خود ممنوع کند. پیامبر، بشری بوده مثل بشرهای دیگر، با خواستها و تمایلات انسانی ، اما خدا در نهایت ازدواج او، یا حتی تغییر همسرانش را بر او ممنوع می کند در حالیکه یک فرد هوس ران هیچ گاه چنین عملکردی نسبت به خود انجام نمی دهد.(52 احزاب) نقد پیامبران خدا در کتابش همه نشان از این است که باید مسئولین مورد نقد قرار گیرند و مورد بازخواست شوند همانگونه که خدا نسبت به وظایف پیامبرانش اینگونه عمل می کند. &lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;دومین مسئله ای که در زندگی پیامبران مشاهده می شود اصل و اساس حکومت، هدف پیامبران نبوده است بلکه اصل و اساس انسان و رشد او بوده است که حکومت یکی از وسایل و نیازهای انسانی است نه هدف. برای همین حضور آنها در بین مردم ، سپس ساخت انسانیت ، خود به خود بعد از فرهنگ سازی، این مردم بوده اند که به آنها، قدرت می داده اند یعنی از پایین به سمت بالا حرکت می کرده است. اما سومین مسئله ای که وجود دارد امکان داشته زندگی ساده گذشتگان نیازی به حکومت نداشته و پیامبران حکومتی بر مردم نمی کرده اند همانگونه که در آیه 46 بقره، سخن از زندگی عده ای است که از پیامبر خود می خواهند ملکی برای آنها انتخاب کند. چهارمین علت، نوع نیازها و مسائل جهان دیروز با امروز متفاوت بوده است و باید براساس دیروز مورد بررسی قرار گیرد. البته در قرآن به غیر از نوع حکومت سلیمان و داوود نسبت به پیامبران دیگر سخنی از حکومتداری آنها نیست(20و35 ص) نسبت به دین اسلام هم در آینده بیشتر و بهتر مورد بررسی قرار می دهیم.&lt;SPAN style=&quot;COLOR: blue&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;حتی می بینیم بعضی از پیامبران مثل یوسف، در حالی حضور دارند که حکومت در دستان دیگران است و پدرش یعقوب اصلا حضوری در حکومت ندارد.(سوره یوسف)&lt;SPAN style=&quot;COLOR: blue&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;در نتیجه حضور چندانی از سوی پیامبران در امر حکومتداری دیده نمی شود که بخواهیم بحثی در مورد دیکتاتوری آنها داشته باشیم.&lt;SPAN style=&quot;COLOR: blue&quot;&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;o:p&gt; &lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0in 0in 0pt; LINE-HEIGHT: 150%; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;2- &lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;ما قبلا گفتیم همراه رسولان کتاب و پیامهای خدایی انزال شده است برای همین نسبت به آنها از واژه رسل استفاده شده است بعد گفتیم شاهد حضور شخصیتهای دیگری هستیم که همراه خود کتابی نداشته اند بلکه از همان آگاهی ها و کتابها و پیامهای رسولان استفاده می کردند و آگاهانی در بین مردم بوده اند برای همین به نام نبی معروف شده اند هرچند هر رسولی خودبه خود نبی هم می شده است چون وظایف نبی را برعهده داشته است اما هر نبیی ، رسول نمی شده است. این موارد در حالی عنوان شد که در آیه 213 بقره خدا بعد از معرفی نبیینش به عنوان بشیر و نذیر می گوید همراه آنها نازل شده است کتابی که حق است. این آیه تفاوتی در اصل مطلب ندارد چون هر نبیی برای بشیر و نذیر و حکم کردن در بین مردم نسبت به آنچه که اختلاف داشته اند نیاز به پیامها و کتاب خدا داشته اند در نتیجه به همراه خود باید این انزال را داشته باشند. انزالی که توسط رسولان به آنها هم رسیده و باآنها هم بوده است.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0in 0in 0pt; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 8.5pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;o:p&gt; &lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0in 0in 0pt; LINE-HEIGHT: 150%; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;3-&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 16pt; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: &apos;B Lotus&apos;&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;در &lt;SPAN style=&quot;COLOR: blue&quot;&gt;حالی نسبت به نوح پیامبر،سخن از آوردن هر جفتی از جاندارن به کشتیش است که از لحاظ حجم و تعداد ، چگونه چنین چیزی ممکن است که نوح بتواند تمامی این جانداران را جمع آوری کند و در کشتی خود جای دهد؟&lt;/SPAN&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 16pt; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: &apos;B Lotus&apos;&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;در داستان نوح سخنی از زوجیت کل جانداران نیست. بلکه گفته&quot;من کل زوجین اثنین&quot; (40 هود، 27 مومنون)، واژه &quot;اثنین&quot; به معنای دوتایی ها است، واژه&quot;زوج&quot; هم گفتیم که نسبت به مذکر و مونث به یک شیوه کاربرد دارد بعد می گوید&quot;زوجین&quot; یعنی زوجها.&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 16pt; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: &apos;B Lotus&apos;&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;این نوع کاربرد واژه&quot;زوجین اثنین&quot; در آیه 3 رعد هم دیده می شود.&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 16pt; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: &apos;B Lotus&apos;&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;در نتیجه در داستان نوح گفته از هر دو زوجی که در نظر گرفته می شود به صورت دوتایی در نظر گرفته شده و سوار کشتی شوند&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 16pt; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: &apos;B Lotus&apos;&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;یعنی کل زوجها به صورت دوتایی باشند اینجا سخنی از زوج بودن کل جانداران برای حمل،نیست در حالیکه نیاز بود که می گفت کل شی ، از هر شی یا از هر جاندار یا از هر نوع گیاه دو جفت سوار شوند. در حالیکه اینگونه بیان نداشته بلکه گفته از هر دو جفتی به صورت دوتایی سوار شوند.(خوب به آیه 3 رعد و 49 ذاریات نگاه کنید)&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0in 0in 0pt; LINE-HEIGHT: 150%; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;o:p&gt; &lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0in 0in 0pt; LINE-HEIGHT: 150%; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;4- آیا در دعای نوح تمامی کفار مردند؟ در آیه 26 نوح ، نوح از خدا می خواهد که برروی زمین کافری نماند. گفتیم واژه &quot;ارض&quot; در قرآن همیشه به کل زمین گفته نمی شود چیزی که مشخص است کافرینی منظور نوح است که با آنها برخورد داشته و اتمام حجت برآنها شده است. حال آیا تمامی انسانها در همان منطقه نوح بوده اند یا خیر که بگوییم منظور نوح می تواند کل زمین یا همان منطقه ای که زندگی می کرده است مشخص نیست.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0in 0in 0pt; LINE-HEIGHT: 150%; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;o:p&gt; &lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0in 0in 0pt; LINE-HEIGHT: 150%; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;5- نسبت به یوسف، در آیه 12 یوسف توهین شده و از واژه چریدن استفاده شده است؟ واژه &quot;رتع&quot; که تنها در این آیه از قرآن دیده می شود به معنای خوردن، آشامیدن، استفاده و بهره مندی از نعمات خدا در یک فضای باز با راحتی خیال و آسودگی و داشتن نعمت به اندازه کافی است. این معنی اصلی این واژه است که زمانیکه حیوانات به سمت چراگاهها می روند و چنین مسئله ای برایشان مطرح می شود از این واژه استفاده می شود. در واقعیت این واژه مشکلی ندارد هرچند متاسفانه در زبان فارسی به واژه صرف فارسی با عنوان چریدن که تنها برای حیوانات کاربرد دارد استفاده می شود اما درکل این واژه در معنا مکشلی ندارد و توهینی نیست اما این نوع ادبیات از سوی برداران یوسف است که عنوان می شود و می دانیم که &lt;SPAN style=&quot;COLOR: blue&quot;&gt;خدا هیچگاه برعکس انسانها با عنوان اینکه جمله ای از زبان مخالفین خودش، یا پیامبران بر زبان می رانده اند هرچند که توهین یا فحش باشد در قرآنش سانسور یا حذف نمی کند&lt;/SPAN&gt; با عنوان اینکه چون این ادبیات از ساختار درستی ساخته نشده است آن را سانسورکند. بلکه علاوه بر آوردن نوع ادبیات و سخنان آنها، واکنش منطقی خود و پاسخ خود را هم می آورد و دیدگاه آنها را به زیر سئوال می برد.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0in 0in 0pt; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;o:p&gt; &lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0in 0in 0pt; LINE-HEIGHT: 150%; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;6- &lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;در داستان لوط دو نوع سخن متضاد دیده می شود در آیات 81و82 اعراف، 56 نمل یک هماهنگی از لحاظ بیان دیده می شود به جای آن در آیات 28و29 عنکبوت بیانی دیگر و پاسخی دیگر از سوی قوم او مطرح می شود؟! لوط مدت زیادی در قوم خود بوده و مرتب قوم خود را از عمل زشت باز می داشته است و این چیز طبیعی است که واکنشات و بیانهای متفاوتی از آنها دیده شود علاوه برآن در هر کدام از آیات نگفته که صرف بیان قوم لوط در همان کلمات بوده است بلکه امکان داشته در همان لحظه دو نوع بیان داشته اند که در یکی قسمتی از بیان و در دیگری بیان دیگر را آورده است و این مشکلی در آیات قرآنی ایجاد نمی کند . قرآن پیامهای خود را به اندازه نیاز انسانی از قصه های پیامبران می آورد نه اینکه بخواهد تمامی جزئیات و سخنان را در قرآن ذکر کند.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0in 0in 0pt; LINE-HEIGHT: 150%; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;o:p&gt; &lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0in 0in 0pt; LINE-HEIGHT: 150%; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;7- چرا در آیه 15 سوره شعراء در برخورد با موسی و برادرش که دو نفر هستند ضمیر کم استفاده می شود در حالیکه آنها دو نفر بودند باید از ضمیر کما استفاده می شد؟ زمانیکه خدا می گوید بدرستیکه ما با شما (معکم) هستیم و می شنویم. در این آیه تنها صرف هارون و موسی نیست بلکه می گوید در جمعی که بین شما و دیگران در دربار فرعون به وجود می آید ما با همه شماها هستیم و می شنویم. اینجا نمی خواهد صرف حمایت خود را از آندو بیان کند که بخواهد از معکما استفاده کند بلکه تنها می خواهد بگوید خود در همه جا حضور دارد با همه است پس نترسد. یعنی نوع حمایت خود را با همه بودن نشان می دهد تسلط و قدرت خود را بیان می کند.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0in 0in 0pt; LINE-HEIGHT: 150%; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;o:p&gt; &lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0in 0in 0pt; LINE-HEIGHT: 150%; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;8- خدا در آیه 69 انبیاء نسبت به ابراهیم زمانیکه می گوید نار(آتش) بر ابراهیم سرد شود سخن گفتن از سلامتی بر ابراهیم در دنباله آن بی خود و اضافی است؟! صرف سرد شدن نار بر ابراهیم امکان داشته سلامتی برای ابراهیم نیاورد بلکه گفته اگر در بین آن آتش عاملی دیگر وجود داشته باشد که باعث فروریختن بر روی او یا باعث به خطر انداختن او شود از او باز داشته شود.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0in 0in 0pt; LINE-HEIGHT: 150%; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;o:p&gt; &lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0in 0in 0pt; LINE-HEIGHT: 150%; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;9- چرا پیامبر نوح و لوط با همسران خائن و اهل زنا هستند؟ همسران نوح و لوط خائن بوده اند اما مسئله در نوع بینش آنهاست نه زنا و انحراف جنسی آنها. همانگونه که در آیه 10 سوره تحریم مشاهده می شود سخن از کفر این دو زن است که خائن به بینش همسران خود شده اند و خائن به آن بوده اند.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0in 0in 0pt; LINE-HEIGHT: 150%; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;o:p&gt; &lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0in 0in 0pt; LINE-HEIGHT: 150%; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;10- &lt;B&gt;&lt;SPAN style=&quot;COLOR: blue&quot;&gt;با توجه به معجزه، آیا کرامت در اسلام وجود دارد؟&lt;/SPAN&gt;&lt;/B&gt; هیچ سخنی در هیچ آیه ای بحثی از کرامات نیست. نسبت به مریم هم سخنی که در ارتباط با تولد عیسی است در واقعیت جزئی از معجزات عیسی بوده است نه کرامات مریم. بیان از وجود رزق بعد از ورود زکریا بر مریم در حالیکه مریم در محراب هستند، قبلا توضیح دادیم و دیدیم که نمی توان از این آیه چنین برداشتی کرد. نسبت به یاران غار و کهف هم کراماتی برای آنها نیست چون موضوع اصلی آوردن آیات برای مردم برای اعتقاد به آخرت است نه اینکه فرد کرامات داشته باشد. اولین موضوعی که مطرح است کرامات وجود خارجی در قرآن ندارد دومین مسئله ای که مطرح است کرامات چه نیازی از انسانها را می خواهد پاسخ دهد؟ معجزه در واقعیت ، نشانه ای از سوی خدا برای صدق گفتار پیامبرانش است تا از پیامبرانش اطاعت کنند این آیات یا به درخواست خود مردم یا خود خدا بوده است و چیزی نبوده که پیامبران از ذات خود داشته باشند و همیشه و در هر زمانی بتوانند از خود بروز دهند (براحتی در زندگی پیامبران این امر دیده می شود) نسبت به پیامبران چیزی به نام کرامات هم مطرح نیست. چیزی با نام طی مراحلی به نام عرفان یا رسیدن به مرحله ای که برای انسان چیزی با نام کرامات معنی پیدا کند در قرآن وجود خارجی ندارد. مومن بودن یا برتری فردی از لحاظ ایمان و ... نزد خدا ،با چیزی با نام کرامات معین نشده است، مواردی که تعیین کننده گرامی بودن نزد خداست تقواست که برانسانها پوشیده و تنها خدا می داند. حال سئوال اساسی اینجاست در واقعیت کرامات چیست و می خواهد به چه پاسخ دهد؟ به وجود آمدن حالاتی که مرتاض ها انجام می دهند و در بعضی از مسلمانان به علت هم شکلی از لحاظ نوع زندگی و رسیدن به مراحلی که توانسته اند بر طبیعت مسخر شوند و فعالیتهایی انجام دهند که به نظر می آید عجیب است در واقعیت ربطی به اسلام ندارد انجام این نوع فعالیتها اکتسابی و با تمرین است حتی این نوع مسائل از سوی بسیاری مشاهده می شود که از لحاظ انسانی هیچ چیزی ندارند یعنی حتی بعضی ها با وجود اینکه فاسد هستند بویی از انسانیت هم نبرده اند توانایی چنین اعمالی پیدا کرده اند. باید دید این نوع فعالیتها چقدر به نفع&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;  &lt;/SPAN&gt;انسانیت است یا چه نیازهایی از انسان را برآورده می کند یا توانایی پاسخ به تمامی نیازها را دارد یانه. علم انسان نسبت به این واکنشات و رسیدن به این مراحل کم است هرچند تاحدودی نسبت به بعضی از مسائل علل را پی برده اند. در کل چیزی با نام کرامت در قرآن وجود ندارد .&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0in 0in 0pt; LINE-HEIGHT: 150%; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; COLOR: blue; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;o:p&gt; &lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0in 0in 0pt; LINE-HEIGHT: 150%; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; COLOR: blue; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;فراموش نشود اگر، این موضوع، برای شما ثابت شدکه قرآن پیام خدایی است .دلیل اینکه نبوت ختم شده است، نیازی به عصمت وجود ندارد، امامت با دیدگاه قرآنی ،نه انسانی درست است براحتی مورد پذیرش و قابل هضم است. اما تعداد پیامبران را تنها خدا می داند و قید صرف بعضی از زندگی پیامبران در قرآن به معنی اینکه تنها آنها پیامبر بوده اند نیست این نه تنها در نام و تعداد پیامبران، بلکه در نوع زندگی آنها هم باید در نظر گرفت آن مقدار از زندگی هر پیامبر سخن رفته، که انسان بدان نیاز داشته تا از طریق این قصه ها پیام خود را برساند و تسلط کامل از زندگی آنها را تنها خدا می داند پس به گونه ای برخورد نشود که انگار همه چیز در ارتباط با پیامبران به ما رسیده است.(9 ابراهیم، 78 غافر) &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0in 0in 0pt; LINE-HEIGHT: 150%; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; COLOR: blue; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;o:p&gt; &lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0in 0in 0pt; LINE-HEIGHT: 150%; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;B&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;COLOR: red&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt;ادامه دارد......&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sat, 17 Oct 2009 05:23:34 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=chera2chera&amp;postid=599</comments>
<dc:creator>chera2chera</dc:creator>
<guid>http://chera2chera.blogfa.com/post-599.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>قرآن ، بینش جهانی 25</title>
<link>http://chera2chera.blogfa.com/post-598.aspx</link>
<description>&lt;P class=stylecomplexblotus12ptjustifiedfirstline05cmcharcharchar2char dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt; TEXT-INDENT: 0in; LINE-HEIGHT: 150%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;?xml:namespace prefix = o ns = &quot;urn:schemas-microsoft-com:office:office&quot; /&gt;&lt;o:p&gt; &lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt&quot;&gt;&lt;B&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;COLOR: red&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt;.....ادامه&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0in 0in 0pt; LINE-HEIGHT: 150%; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; COLOR: #222222; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;o:p&gt; &lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0in 0in 0pt; LINE-HEIGHT: 150%; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;ما باید نسبت به اطراف خود بهتر نگاه کنیم نمی توانیم با به وجود آمدن هر اتفاقی به چیزی ربط دهیم که اصلا به هم مربوط نیستند. چرا که امکان دارد مثلا اتفاقی می خواهد بیافتد &lt;SPAN style=&quot;COLOR: blue&quot;&gt;اما &lt;/SPAN&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; COLOR: blue; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;هم زمان بودن و مطرحیت دو موضوع در یک زمان، با وجود دور بودن و بدون هیچ ارتباطی به هم، ما آنها را به هم ربط دهیم و این شرایط یکسان بارها اتفاق بیافتد با این وجود علت اصلی ایندو نسبت به هم نباشند&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; COLOR: #222222; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt; . در نتیجه با دقت بیشتری به اطرف خود بنگریم.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0in 0in 0pt; LINE-HEIGHT: 150%; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; COLOR: #222222; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;o:p&gt; &lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0in 0in 0pt; LINE-HEIGHT: 150%; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; COLOR: blue; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;یکی از موضوعات اساسی در زندگی انسانی الگوست. ببینیم آیا پیامبران می توانند الگویی برای تمامی اعصار باشند یا خیر؟ در ابتدا یک شناخت نسبت به الگو می دهیم.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0in 0in 0pt; LINE-HEIGHT: 150%; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; COLOR: #222222; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;o:p&gt; &lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0in 0in 0pt; LINE-HEIGHT: 150%; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; COLOR: #222222; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;الگو به چیزی یا کسی گفته می شود که مورد دسترس و تماس فرد باشد و در صورت ارتباط فرد با آن موجود یا شی می تواند از روی آن عینا و شبیه آن ، چیزی را به وجود بیاورد. اگر نسبت به اشیا باشد شبیه آن بسازد و اگر نسبت به انسان باشد هماند آن، شخصیت سازی صورت دهد. وقتی می گویند والدین، الگوی فرزندان است به دلیل این است که والدین اولین اشخاصی هستند که فرزندان با آنها در ارتباط هستند و از لحاظ شخصیت سازی و نوع نگرش خود از والدین تقلید کرده و پرورش پیدا می کنند و آموزش می بینند و یاد می گیرند و سعی می کنند خود را شبیه به والدین خود از لحاظ نوع انسانی کنند. اما هیچ گاه برای فرزندان یک والدین مشخص، والدین فردی که در یک مکان و زمان دیگر زندگی می کنند به عنوان الگو شناخته نمی شوند چرا که اصلا این فرزند با آنها ارتباطی ندارد که بخواهیم به عنوان الگو معرفی کنیم.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0in 0in 0pt; LINE-HEIGHT: 150%; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; COLOR: blue; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;متاسفانه چیزی که در جهان اسلام مشاهده می شود اسطوره سازی، بت سازی و تقدس زیاد به انسانها و الگوسازی فرازمانی و مکانی است که اصلا یا در معرض دید نیست که انسان بخواهد با آنها در تماس باشد و با آنها زندگی کند که الگویی رخ دهد یا نهایتی از شخصیتی معرفی می شود که دستیابی به آن نوع از شخصیت خیالی و رویایی است و هیچ گاه قابل رسیدن نیست . به این نمی اندیشند کسی را به عنوان الگو معرفی می کنند که دستیابی به آن نوع شخصیت غیرممکن است؟! چگونگی الگو بودن او &lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;برای امروز مشخص نمیسازند؟ الگو در واقعیت باید حقیقی ، قابلیت تبدیل شدن برای هر انسانی وجود داشته باشد.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0in 0in 0pt; LINE-HEIGHT: 150%; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;چگونه شخصیتی که حضور اجتماعی، سیاسی، خانوادگی و .... در زمان حاضر برای انسانی دیده نمی شود می توان به عنوان الگو قبول کرد. خوب بودن و رفتاری درست در هر مرحله انسانی باید در معرض دید دیگران باشد با توجه به نوع شرایط مکانی و زمانی تا بتوان الگو را قبول کرد. وقتی در یک شرایط زمانی و مکانی دیگر سخن از وجود یک فرد می گوییم ، حتی شرایط آن زمان و مکان برای ما قابل لمس نیست سخن گفتن از چنین افرادی با عدم در معرض دید بودن و لمس کردن آنها، حتی عدم یقین پیدا کردن و لمس آن نوع شخصیتها ، الگو بودن آنها غیر ممکن و غیرقابول است.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0in 0in 0pt; LINE-HEIGHT: 150%; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; COLOR: blue; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;متاسفانه نادان اندیشی در اینجا خلاصه نمی شود در حال حاضر الگوها به سه صورت با تفکر ناآگاهانه عرضه می شود که غلط و غیرقابل دستیابی و نادرست می باشد:&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0in 0in 0pt; LINE-HEIGHT: 150%; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;1 – همان طور که گفتیم خاج از دسترس و معرض دیدبودن . در نتیجه این افراد را نمی توان به عنوان الگو معرفی کرد حتی در بعضی موارد آنها به حالت اسطوره و بت شده اند. به خصوص که شرایط یکسانی برای من و این الگوها معرفی نمی شود که بتوان به عنوان الگو معرفی کرد.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0in 0in 0pt; LINE-HEIGHT: 150%; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;2- برای معرفی یک الگو، باید هر دو در یک شرایط یکسانی باشند تا بتوان به عنوان الگو معرفی کرد. یعنی وقتی من می خواهم خود را تبدیل به یک شخص کنم باید هردوی ما در یک شرایط یکسانی باشیم و این قابلیت برای تبدیل من به آن حالت وجود داشته باشد. در حال حاضر در این قسمت دو نوع الگو غیرواقعی معرفی می شود : الف) حتما دیده اید افرادی با استعداد و توانایی خاص که در یکی از مراحل زندگیش موفق شده است به شما معرفی می کنند و از شما می خواهند این فرد را به عنوان الگوی خود بشناسید سپس به شما این فکر القا می کنند که رسیدن به این توانایی برای هر فردی ممکن است. در صورتیکه هر انسان با توانایی و استعداد گوناگون آفریده شده است که بالفعل رسیدن استعدادی که در او وجود ندارد غیرممکن و غیر قابل دستیابی است دیدن نبوغ و استعداد و شکوفایی فردی که آن استعداد را داشته است دلیل نمی شود فرد دیگر به آن برسد. اما موضوع مهم دیگری که در اینجا وجود دارد و مورد بررسی قرار نمی گیرد اگر هر دو فرد از یک استعداد و توانایی یکسان هم برخودار بودند امکان دارد هر دو شرایط یکسانی برای شکوفایی نداشته باشند یعنی اگر جای ایندو عوض می شد امکان داشت فرد مقابل ناموفق و فرد دیگر موفق میشد یعنی زمانی شرایط یکسان استعداد می تواند برای فرد مقابل الگو شود که شرایط یکسان رشد برای هر دو وجود داشته باشدو نگرش آنها درست تصحیح شده باشد. ب) &lt;SPAN style=&quot;COLOR: blue&quot;&gt;الگوهایی معرفی می شود که معصوم و فاقد ویژگی انسانی است. کسی که به عنوان معصوم و فاقد ویژگی انسانی معرفی می شود چگونه می تواند برای فردی که فاقد آن ویژگی است الگو شود.&lt;/SPAN&gt; الگو بودن یکی از قسمتهای آن برخورد درست با اشتباهات و گناهان است و سپری کردن و پشت سر گذاشتن این موارد است. انسانی که دچار این موارد نمی شود چگونه خواهد توانست الگو شود؟ البته ما گفتیم که پیامبران در زندگی خود معصوم نبوده اند و همانند دیگر بشر دچار گناه و اشتباه شده اند. حتی با وجود دچار شدن به اشتباه و گناه ، به آن اعتراف کرده و طلب بخشش کرده اند حتی خدا گناهان آنها را معرفی کرده ،در نتیجه یکی از دلایل وحی بودن پیامهای آنها همین است که اگر این پیامها خدایی نبود هیچگاه این افراد گناهان خود را به جامعه معرفی نمی کردند.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0in 0in 0pt; LINE-HEIGHT: 150%; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;3- الگوهایی که در ارزش گذاری غلط و رسیدن حتمی بدانها عنوان می شود. در جامعه ما افرادی به عنوان الگو و موفقیت انتخاب می شوند که در رشته خاص یا بخشی از نیازهای انسانی دستیابی به آن موفق بوده اند. بعد تنها ارزش گذاری، موفقیت، خوب بودن و.... در این مسائل خاص متمرکز می شود در نتیجه ایجاد رشد ، داشتن زندگی بهتر در آنها معرفی شده ، حتی در واقعیت هم، &lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;شرایط زندگی بهتر برای آنها به وجود می آید و معرفی می شود. در حالیکه وقتی فرد با توانایی و استعداد دیگر باشد که در همان استعداد می تواند بهترین فرد باشد دیگر نمی تواند شرایط موفقیت را در آن ببیند یا موفق شود چون جامعه این موفقیت و زندگی عالی را از او می گیرد و او باید به سمت غیرواقعی خود حرکت کند. در سمت غیرواقعی هم معمولا دستیابیی برای او نیست و معمولا به او می گویند حتما خواهد رسید . عدم رسیدن را فردی و شخصی می کنند نه اجتماعی، سیاسی.، اقتصادی.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0in 0in 0pt; LINE-HEIGHT: 150%; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; COLOR: blue; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;o:p&gt; &lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0in 0in 0pt; LINE-HEIGHT: 150%; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; COLOR: blue; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;الان اشتباهی که صورت می دهد و متوجه نیستیم باید این موضوع را متوجه باشیم که هر فردی براساس امکاناتش از او توقع داشت و خودش با خودش و توانایی هایش مقایسه شود در واقعیت مقایسه خودش با دیگران اشتباه است. &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;به این دلیل که در صورتیکه دو چیز برای او وجود نداشته باشد اول داشتن استعداد و توانایی کامل برای رسیدن به آن رشد، دوم نبود شرایط لازم و کافی برای شکوفاییش . موجب به وجود آمدن عقده ها، کینه ها، حسادتها، جامعه بیمار و ناسالم می شود که ارزش گذاریی درست روی مقولات انجام نگرفته است. در صورتیکه ارزش گذاری و الگو باید اینگونه معرفی شود که فردی بهتر، شخصیتی خوب و موفق است که براساس توانایی و امکانات خود به بهترین نحوه و شیوه، رفتار کرده است. قبلا مثال شمع و چراغ را زدیم به یاد خود بیاورید. اینجا آنهایی که از شرایط و امکانات و استعداد بیشتری برخودار هستند باید یاد بگیرند که این استعداد و توانایی خود را با دیگران شریک باشند نه انیکه خود را به عنوان بهتر قلمداد کنند چون در واقیت آن نوع استعداد و شرایط اماناتی از جانب خداست که در اختیار او قرار گرفته است و چیزی از ذات خود ندارد در حالیکه خدا می توانست همان امکانات را به دیگری بدهد و جایگاه دو فرد را جابه جا می کرد در این صورت او از طرف خود چه واکنشی انتظار داشت جز اینکه فرد مقابلش در آن امکانات او را شریک کند. در واقعیت انسانها به همدیگر نیاز دارند. اما متاسفانه چون در جهان امروز همه چیز براساس مادیات و پول ارزش گذاری می شود و نیاز انسان بیشتر از اینکه به دیگران سنجیده شود نسبت به پول سنجیده می شود در نتیجه ارزش گذاری و انتخاب شغل ، حتی احترام اجتماعی و.... براساس پول است نه نیاز به افراد. در گذشته دور چون پول وجود خارجی نداشته و انسانها به همدیگر نیاز بیشتری داشته اند ملاک ارزشی همین تامین و رفع نیازهای یکدیگر بوده است اما بعد از اینکه انسان نیاز به ساخت و نقش پول در زندگیش می بیند و به پول اعتبار می دهد وابستگی انسان به پول می شود و ظالمانه به علتهای ناروا به بعضی از استعدادها ارزش بیشتر می دهد تا انسانهای دیگر را استثمار کند و به استضعاف بکشاند. در حالیکه به این موضوع پی نمی برد هر استعدادی اگر نباشد هر استعدادی هرچند از نگاه او ضعیف ترین استعداد در جامعه باشد او توان رشد را در موقعیتی که دارد بدون استعداد و حضور دیگران، برایش حاصل نمی شد چون جای خالیی وجود داشت که کسی پر نمی کرد. قبلا مفصلا در ارتباط با اقتصاد اسلامی در این ارتباط سخن گفتیم. &lt;SPAN style=&quot;COLOR: blue&quot;&gt;اما در حال حاضر بشریت باید پاسخ دهد که چگونه و با چه معیاری برای او ارزش بعضی از شغلها و استعدادها بیشتر شده و براساس آن احترام اجتماعی، درآمدبیشتر و... را تعیین می کند؟ &lt;/SPAN&gt;به نحوی که آنها را بهترین الگوهای انسانی و موفقیت معرفی می کند سپس جامعه را بیمار کرده ، وارد بحران ، دشمنی، کینه، عقده، حسادت، کمبود و ... می شود. خوب به زندگی قارون توجه کنید (76 تا 82 قصص) زمانیکه به اموال خود شادمان است و مردم به او می گویند اینقدر به اموال خود شادی نکند و همانگونه که خدا به او نیکی کرده، او هم به مردم نیکی کند و از این مال استفاده درست کند و فساد نکند و سرای آخرت بجوید و نصیب خودش هم از دنیا فراموش نکند. او متکبرانه و از روی بغی می گوید: &lt;SPAN style=&quot;COLOR: blue&quot;&gt;این مال در سایه علم و آگاهی که در نزدم بوده به من داده شده است؟&lt;/SPAN&gt; سپس خدا می گوید مگر نمی داند که نسلهای زیادی که شاید بیشتر از او به آنها داده شده است زندگی می کردند و به این نوع جمع آوری پرداخته اند زندگی آنها آیا دائمی و همیشگی شده است ؟! خیر همه نابود شده اند و مال برای آنها همیشه نمانده و برای آنها زندگی جاوید نساخته است. و خیال می کنند که به این علت که علم آنها موجب چنین رشدی برای آنها شده است نسبت به گناهانشان مورد سئوال قرار نمی گیرند؟ سپس عده زیادی این نوع نگرش و طرز زندگی قارون مورد حسرت برایشان می شوند و آرزوی رسیدن بدان دارند اما بزودی او هم هلاک می شود. سپس یاد می دهد که کفر ،رستگاری نمی آورد و غرور و کبر و از ذات خود دانستن استعداد و علوم و آگاهی، &lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;دیگران را به استثمار و استضعاف کشاندن، آن را به رخ دیگران کشاندن و گفتن اینکه خدا اگر می خواست خود به آنها روزی می داد و خود را بهتر دیدن و فخر فروشی کردن و عدم شریک کردن دیگران در توانایی و استعداد خود، به زودی او را نابود می کند و دائمی نیست.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0in 0in 0pt; LINE-HEIGHT: 150%; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;o:p&gt; &lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0in 0in 0pt; LINE-HEIGHT: 150%; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; COLOR: blue; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;در نتیجه تمامی انسانها به هم نیازمند و فردی بهتر عمل می کند در صورتیکه یک شمع بیشتر از شمعی نور ندارد و نیاز دارد برای طی کردن مسیر خود نوری بیشتر می خواهد دیگران که از نور بیشتری دارند و نیازی به آن ندارند او را شریک کرده و در اختیار او قرار دهند. فردی که می تواند شادتر زندگی کند باید از غم و آه دیگران بکاهد. هرکس براسا هر نوع توانایی و استعداد و امکاناتی که دارد.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0in 0in 0pt; LINE-HEIGHT: 150%; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; COLOR: blue; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;o:p&gt; &lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0in 0in 0pt; LINE-HEIGHT: 150%; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; COLOR: blue; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;البته مشکلات به همین جا ختم نمی شود&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;. مسلمانان یا حتی جهان سومی ها یاد گرفته اند که یکی را از دل تاریخ به صورت اسطوره ای در بیاورند و بعد دست زیر چانه هایشان بزنند و به یاد آن روزها بگویند ما فلان چیز داشتیم و اینگونه بودیم و..... در حالیکه از امروز خود غفلت می کنند. دوست دارند از آن اسطوره ها سخن بگویند و به یاد آن روزها زندگی کنند و خیال کنند در آن روزها زندگی می کنند و شراب غفلت آن روزها سربکشند تا بی خبر از حال خود شوند. در صورتیکه نمی دانند وقتی فردی مرد دیگر مرده و در زندگی امرزو ما تاثیری ندارد. او چه خوب یا چه بد رفته و کار خود را انجام داده است و راه بازگشتی برای عقبگرد وجود ندارد. اما با این وجود دوست دارند آه بکشند حتی بعضی ها نادان تر از آن هستند می خواهند نقش هایی که دیگر نمی توان امروز مثل آنها دید در واقعیت براساس شرایطی که تغییر کرده، نوعی دیگر از زندگی می خواهد همان نوع بینش و شخصیت را امروز پیاده کنند.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0in 0in 0pt; LINE-HEIGHT: 150%; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; COLOR: blue; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;o:p&gt; &lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0in 0in 0pt; LINE-HEIGHT: 150%; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;اسوه:&lt;SPAN style=&quot;COLOR: blue&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;21 احزاب، 4و6 ممتحنه.&lt;SPAN style=&quot;COLOR: blue&quot;&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0in 0in 0pt; LINE-HEIGHT: 150%; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; COLOR: blue; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;o:p&gt; &lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0in 0in 0pt; LINE-HEIGHT: 150%; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;واژه اسوه از ریشه &quot;ءسو&quot; است به معنای سرمشق بودن است این واژه به واژه &quot;سوی&quot; به معنای مساوی بودن نزدیک است یعنی فردی بخواهد با چیزی یا کسی خود را مساوی قرار دهد. البته سرمشق در قرآن به معنی قرار گرفتن شخصیت در زندگی انسانی و لمس کردن آن نیست یعنی با آن معنا که از الگو انتظار داریم نیست &lt;SPAN style=&quot;COLOR: blue&quot;&gt;برای همین بعضی ها خیال کرده اند که کل زندگی پیامبر و تک تک آن برای آنها الگوست برای همین باید از احادیث و روایات و تاریخ استفاده کنند&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN style=&quot;COLOR: blue&quot;&gt;تا به شخصیت و نوع نگرشهای او دسترسی پیدا کرده و خود را مطابق آن کنند غلط و اشتباه است&lt;/SPAN&gt; چون گفتیم الگو چنین معنایی ندارد بلکه الگو باید در زندگی فرد حضور داشته باشد این روش و نوع برخورد با یک شخصیت تاریخی برای او الگو نمی سازد. دومین مسئله ای که این نوع نگرش از واژه &quot;اسوه&quot; را به بن بست می کشاند در سوره ممتحنه ابراهیم به عنوان الگو معرفی می شود در حالیکه از ابراهیم نه احادیثی وجود خارجی دارد نه سخنان و پیامهایی که به او منتسب شود و نه زندگینامه او مورد دسترسی است. اما چیزی که در کنار واژه اسوه دیده می شود واژه &quot;حسنه&quot; است یعنی اگر هم می خواستیم با آن تعریف که افراد از الگو دارند و خیال می کنند فردی که در زمان گذشته زندگی می کند می توان به عنوان الگو استفاده کرد برخلاف آیات دیگر، زمانیکه خدا می خواهد نسبت به چیزی در حد عالی آن سخن بگوید بر وزن مبالغه و از واژه احسن استفاده می کند در این آیات تنها از واژه حسنه استفاده می کند و این اسوه ها را به عنوان نیکوترین مشخص نمی سازد، در نتیجه این به معنی این است که الگو صرف و استثنا در آنها نیست و امکان دارد چون آنها در ظرف زمانی و مکانی حرکت نکنند نتوان به عنوان الگو برای همه مشخص و معرفی کرد.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0in 0in 0pt; LINE-HEIGHT: 150%; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; COLOR: blue; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;آنهایی که خیال می کنند پیامبران برای اینکه به عنوان الگو شناخته شوند باید معصوم باشند هیچ دلیل قرآنی ندارند حتی آیات قرآنی خلاف آن نوع نگاه می دهد به صورت مفصل مورد بررسی قرار گرفت.این افراد سعی می کنندبگویند دلایل عقلی دارند سپس می گویند :&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;چگونه انسانی که عصمت ندارد می تواند دیگر انسانها را به کمال رسانده و الگو شود چگونه مردم اطمینان کرده و به صداقت آنها شک نکنند وقتی انسانی قاصر و گناهکار در بین مردم حضور دارد او چگونه الگو شد؟ این نوع تفکر قبلا بدان پرداختیم که این افراد دو چیز را از هم نتوانسته اند جدا کنند پیامهای خدایی و شخصیت انسانهایی که ویژگی بشری دارد ویژگی بشری تو چه بخواهی و چه نخواهی نمی تواند خصوصیات و ویژگی های بشری از خود نشان ندهد و تو در قالب یک چیزی، رفتاری می خواهی از خود نشان دهد که در واقعیت بشر نیست و باید نامی دیگر مثل فرشته روی آن گذاشت که در واقعیت این یکی از دلایل عدم ایمان کفار بود و انتظار داشتند که وجود شخصیتی غیر از پیامبر در میان آنها باشد با ویژیگی های دیگری.(24 و 47مومنون) البته ما مشخص کردیم که چگونه می توان بر پیامهای خدایی می توان اعتماد کرد و پیام خدا با رفتار آنها از هم جدا می شوند و از هم بازشناخته می شوند. اما در ارتباط با الگو بودنشان گفتیم &lt;SPAN style=&quot;COLOR: blue&quot;&gt;الگو باید دچار گناه و اشتباه شود تا نوع برخورد و روش گذر از این مراحل نشان دهد اصلا یک الگو نیاز دارد که از صفر شروع کند و خود را به کمال برساند و این مراحل را نشان دهد تا الگو شود &lt;/SPAN&gt;و مطمئنن در این مراحل امکان دارد دچار اشتباهاتی شود. کسیکه کامل معرفی می شود و مراحل خود را در واقعیت و عمل نشان نمی دهد الگو نیست .شخصیتی کامل به جامعه ارائه دادن بدون طی مراحل ، انگار می خواهیم یک انسان مکانیکی و کامل رامعرفی کنیم که تنها همه چیز را کامل از حفظ است ؟ انسان ذاتا نمی تواند عصمت داشته باشد چون ذات بشر از خطا و اشتباه مصون نیست. بعضی ها می گویند پیامبران گناه عمدی انجام نداده اند بلکه اگر گناهی هم صورت گرفته است سهوی بوده است. در واقعیت این افراد تعریفی درست ارائه نمی دهند چرا که چیزی که به صورت سهوی، در صورت ناآگاهی یا فراموشی صورت می گیرد نام گناه به آن تعلق نمی گیرد علاوه برآن طلب بخشش از خدا یا استغفار معنی پیدا نمی کند در حالیکه می بینیم پیامبران استغفار می کنند. یعنی در واقعیت اشتباه برای فرد گناه نمی شود. اما زمانی اشتباه تبدیل به گناه می شود که بعد از یادآوری سهل و سهوی بودن اشتباهش یا از روی ناآگاهی و فراموشی مرتکب آن شدن، آن را جبران نکند و اعتراف به اشتباه خود نکند. فرد به عمد خود را به فراموشی نزد و برای مراتب بعدی سعی کند تا می تواند کار خود را از روی فراموشی و سهوی و کوتاهکاری صورت ندهد سعی کند قبل از انجام هر فعلی آن را کامل مورد دقت و بررسی صورت دهد که فعل او از سرناآگاهی، سهوی یا فراموشی و ... صورت نگیرد عدم ملاحظه این موارد سپس مرتکب خظا شدن و ربط دادن به فراموشی ، گناهی است که می خواهد خود را رها کند. یعنی اشتباه در سهو&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;  &lt;/SPAN&gt;وفراموشی زمانی گناه می شود که بعد از پی بردن در جبران آن،اعتراف و اصلاح نکوشیده باشیم&lt;/SPAN&gt;&lt;B&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 18pt; COLOR: navy; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: &apos;Traditional Arabic&apos;; mso-bidi-language: FA&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;/B&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;و قبل از بالفعل رسیدن، جلوگیری ها و پیشگیری ها را برای افتادن در این سهویات صورت نداده باشیم. اما پیامبران عملا کارهای خود را به عنوان گناه معرفی کرده اند که از خدا طلب بخشش و استغفار صورت داده اند.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0in 0in 0pt; LINE-HEIGHT: 150%; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;اما آنهایی که می گویند برای عرضه فکر و اندیشه و الگو و.... نیاز به حضور معصومین و الگوهای همیشگی در بین انسانهاهستند به اولین موردی که پاسخ نمی دهند با وجود اینکه هیچکدام از این افراد در حال حاضر در بین انسانها وجود ندارند که ارائه آن نوع نگاه دهند در واقعیت با یک انسان معصوم و قابل لمس ارتباط برقرار کنند که صدق گفته ها و رفتارها را پی ببرند. چگونه با یک اصل کلی که تمامی افکار و بینش هایی که زیر لوای تفکر مذهبگرایان با عنوان عصمت عنوان می شود برای داشتن الگو، برای داشتن سخنان و پیامهایی که بتوان برآن اعتماد کرد ، با وجود اینکه امروز از سوی نمانیدگان آنها، نه خود آنها صورت می گیرد می توان اعتماد کرد و قبول داشت یعنی عملا چون این سخنان و پیامها از نمایندگان آنها که ویژگی عصمت ندارند صادر می شود و چون عصمت ندارند نمی توان به حرفهای آنها اعتماد کرد و این موضوع را عنوان داشت که دلایل عصمتی که آنها برای دیگران قائل می شوند اعتماد کرد؟ دیدگاه عصمت تفاوتی نمی کند فردی بگوید یا از کتابها برداشت شود محتوا یکی است هرچند از لحاظ شکل ظاهری متفاوت است یعنی در واقعیت نگرش عصمت و پیامها از غیرمعصومین به دیگران القا می شود که ما نیاز به عصمت داریم این پیام خدایی است و... در نتیجه چون این افرادغیرمعصوم هستند عملا بر سخنان آنها، براین کتابها که منتسب به آنها شده است نمی توان اعتماد کرد؟ این افراد در واقعیت خود را در یک دور باطل می اندازند و به خود نمی اندیشند که تفکر عصمت چگونه از غیرمعصوم مثل خودش صادر میشود؟ چگونه می توان برآنهایی که معصوم نیست اعتماد کرد که با معصومین در ارتباط هستند؟ این همه دروغی بیش برای فریب انسانیت نیست؟ در حالیکه هم از لحاظ عقلی زیر سئوال هستند هم از لحاظ قرآنی مورد پذیرش نیست؟! این افراد می گویند اگر عصمتی در کار نباشد فردی دیندار نمی شود و بر دین اعتماد نمی کند در حالیکه قرآن پیام خدا، برای من ، که هیچ اعتقادی به عصمت ندارم اگر این دلیل درستی بود چگونه صورت پذیرفته است در حالیکه برای من پیام خدایی، خدایی است در صورتی که خدایی بگوید نه اینکه از کسی که اصلا هیچگاه امکان عصمتش برای من ثابت نمی شود صادر شود. عصمت در حالی به افرادی منتسب می شود که ما در کل زندگی این شخصیتها نه در توان ماست که احاطه داشته باشیم تا بدانیم واقعا از خطا مصون هستند(مثلا در نهانهای و زندگی خانوادگی شخص) نه اینکه علم و احاطه کامل نسبت به مسائل داریم که واقعا او درست و کامل انجام می دهد چون وقتی یکی به من بگوید من در نگرش معصوم نیستم و در خطا هستم چگونه می توانم به این برسم که واقعا یک فردی واقعا معصوم است. در نتیجه برای دینداری افراد، ضرورتی به وجود عصمت نیست. اگر عصمت به این دلیل در زندگی انسانی باید حضور داشته باشد تا افراد و جامعه را از گناه باز دارد. باید در هر زمان و مکانی نسبت به تمامی پستها، سازمانها و فعالیتهای انسانی یک ناظر وجود داشته باشد تا خطایی پیش نیاید در نتیجه اصلا باید در هر بخشی از وجود انسانی انسانهای معصوم بودند تا همه تابع خدا بودند. در حالیکه می بینیم نه در زمان آن افرادی که به نام معصوم شناخته می شود چنین حضوری وجود داشته است و نه در حال حاضر وجود دارد؟&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0in 0in 0pt; LINE-HEIGHT: 150%; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;B&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; COLOR: blue; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;o:p&gt; &lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0in 0in 0pt; LINE-HEIGHT: 150%; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;B&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; COLOR: blue; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;فرض می گیریم عصمت وجود دارد. تنها معصومین از خطا و اشتباه گفتن مصون هستند و تماما حق می گویند.در نتیجه اگر غیرمعصومی سخنی و پیامی برای ما بیاورد نمی توان به آن اعتماد کرد و گفت صد در صد حق است. تنها معصومین صد در صد درست و حق هستند.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0in 0in 0pt; LINE-HEIGHT: 150%; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;B&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; COLOR: blue; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;o:p&gt; &lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0in 0in 0pt; LINE-HEIGHT: 150%; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;B&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; COLOR: blue; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;حال خود نگرش عصمت، اعتقاد به امامت و ارتباط با معصومین، وجود معصومین، یا پیامهای دیگر منتسب به خدا از سوی غیر معصومین به گوش ما می رسد در نتیجه با فرض بالا نمی توان ، این نوع نگرشها را اثبات کرد &lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;و قبول کرد .در نتیجه چون فرض از سوی افرادی غیرمعصوم ارائه می شود نادرست است و نمی توان پذیرفت و قبول کرد. در نتیجه فرض بالا غلط است. چون در یک دور باطل می افتد و غیرمعصوم چنین بینشی به ما ارائه می دهد.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0in 0in 0pt; LINE-HEIGHT: 150%; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;B&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; COLOR: blue; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;o:p&gt; &lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0in 0in 0pt; LINE-HEIGHT: 150%; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;پیامبران در زندگی خودشان غیرمعصوم بودند اما در پیام رسانیشان چنین قدرتی نداشته اند و خدا آنها را از چنین عملی باز می داشته است(44 تا 50 حاقه) بعضی ها استناد به این می کنند که خدا گفته کار خود را به ظالمین نمی رساند (124 بقره) در ارتباط با این آیه سخن به اندازه کافی گفتیم اما همان طور که قبل هم گفتیم باید ببینیم چه کسی صفت ظلم دارد چه خصوصیات و ویژگی هایی باعث می شود که یک فرد ظالم معرفی شود گفتیم فردی که این ظلم جزئی از رویه از زندگی و شخصیتش است و از آن توبه نمی کند نه اینکه بخواهیم برای هر فردی استعمال کنیم. آیا به نظر شما اگر فردی در گذشته فعلی نادرست انجام دهد همیشه باید منتسب به آن صفت شود تا آخر عمر خود، آن صفت را به یدک بکشد و از آن راه نجاتی برایش نیست. آیا کسی که در گذشته کافر بوده و ایمان بیاورد دیگر توانایی مومن شدن را ندارد و برای همیشه کافر است همین طور که چنین دیدگاهی نسبت به این موضوع قابل قبول نیست و مطرح نیست، نسبت به مسئله عصمت و ظلم و آن آیه هم اینگونه است. در نتیجه هر صفتی تا زمانیکه جزئی از یک فرد است با آن نام مورد خطاب قرار می گیرد و بعد از توبه شامل حالش نمی شود. به هر حال همان طور که دیدیم ویژگی های معصوم نمی تواند الگو برای معصوم شود چون فرد براحتی می تواند بگوید این فرد چون ویژگی عصمت دارد گناه نمی کند و من با ویژگی و خصوصیات دیگری هستم و توانایی رسیدن به کمال را مثل معصومین ندارم. در حالیکه عملا پیامبران،حتی پیامبر محمد مرتکب گناه شده اند و خدا از او می خواهد که برای گناهش استغفار کند و طلب آمرزش بخواهد (55 غافر) انسانی می تواند برای انسان دیگر الگو شود که تماما ویژگی ها و خصوصیات دیگر انسانها را داشته باشد علاوه بر آن دستیابی و مساوی شدن به آن شخصیت باشد در حالیکه تمامی &lt;SPAN style=&quot;COLOR: blue&quot;&gt;مذهبگریان که در بین آنها هیچ استثانیی ندارد با تفاوتهای اندکی، زمانی که سخن از گذشتگان می گویند به خصوص نقش پیامبران، آنها را بهترین و بزرگترین انسانها معرفی می کنند شخصیتهای اسطوره ای و غیر قابل دستیابی و رویایی، که توانایی رسیدن هیچ انسانی بدان نیست؟&lt;/SPAN&gt; از سوی دیگر شعار الگو بودن آنها سر می دهند؟ چگونه پیامبران در مسائل عملی و اجرایی می توانند الگو شوند در حالیکه از شخصیت دیگر انسانها بالاتر می روند و قابلیت رسیدن بدانها نیست؟ عملا برنامه های خدایی را باید تعطیل کرد چون تنها این پیامبران هستند که به بالغیت و کامل انجام می دهند و دیگر در توانایی دیگر انسانها نیست؟ در حالیکه ما با آیات قرآن ثابت کردیم چنین شخصیتی در قرآن برای پیامبران درقرآن وجود خارجی ندارد و تنها تفاوت آنها با دیگران در ارتباط با وحی شان با خداست و هرکسی می تواند به آن شخصیتها دست پیدا کند و هیچ برتریی بر دیگران نداشته اند.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt&quot;&gt;&lt;B&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;COLOR: gray; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;o:p&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot; size=3&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0in 0in 0pt; LINE-HEIGHT: 150%; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; COLOR: blue; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;علم و آگاهی پیامبر نسبت به دیگر انسانها بیشتر نبوده است بلکه علم و آگاهی پیامبر به همان اندازه ای بوده که از وحی دریافت می کرده است و این وحی را هم بدون هیچ دخل و تصرف و کم و زیادی در اختیار دیگران قرار می داده است یعنی عملا علم و آگاهی پیامبر با دیگر انسانها به یک اندازه بعد از اینکه وحی را در اختیار دیگران قرار می داده است بوده و هیچ علم و آگاهیی بیشتر نداشته اند در نتیجه از لحاظ آگاهی و علم بین من که امروز قرآن را می خوانم با پیامبر هیچ تفاوتی وجود ندارد و پیامبر از لحاظ آگاهی نسبت به من بیشتر نمی دانسته اند. &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;خدا در هیچ آیه ای علم آنها را نسبت به دیگران بیشتر ندانسته و شنات نمی دهد. آنها به همان اندازه که وحی دریافت می کرده اند به بالغیت و کامل می رسانده اند قبلا در این مورد آیات را آوردیم در نتیجه علمی بیشتر نزدشان نمانده که بگوییم بیشتر از دیگران می دانند البته این علم و آگاهی هم قبل از دیگران به صورت وحی از خدا دریافت می کردند نه اینکه چیزی از ذات خود داشته باشند.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0in 0in 0pt; LINE-HEIGHT: 150%; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; COLOR: blue; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;o:p&gt; &lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0in 0in 0pt; LINE-HEIGHT: 150%; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; COLOR: blue; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;اما ما در آیاتی داریم که نسبت به گذشتگان به اینگونه صحبت می کند که آنها امتهایی بوده اند که پی کار خود رفته اند پس چگونه می توانند الگو شوند با توجه به اینکه خدا گفته کاری به آنها نداشته باشند و از رفتار آنها نسبت به شما پرسیده نمی شود(134و141 بقره)عملا این آیات اسطوره سازی و پرداختن به گذشتگان را مردود اعلام می کند. شخصیتی که مرده، مرده و نمی توان به عنوان الگو پذیرفت. هنوز معنی اسوه سرجایش باقی است یعنی منظور از این واژه در قرآن چیست؟&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0in 0in 0pt; LINE-HEIGHT: 150%; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; COLOR: blue; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;o:p&gt; &lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0in 0in 0pt; LINE-HEIGHT: 150%; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;B&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;COLOR: red&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt;ادامه دارد......&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Thu, 15 Oct 2009 00:45:33 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=chera2chera&amp;postid=598</comments>
<dc:creator>chera2chera</dc:creator>
<guid>http://chera2chera.blogfa.com/post-598.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>قرآن ، بینش جهانی 24</title>
<link>http://chera2chera.blogfa.com/post-596.aspx</link>
<description>&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0in 0in 0pt; LINE-HEIGHT: 150%; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;B&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt;&lt;?xml:namespace prefix = o ns = &quot;urn:schemas-microsoft-com:office:office&quot; /&gt;&lt;o:p&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot; size=3&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt&quot;&gt;&lt;B&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;COLOR: red&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt;.....ادامه&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=stylecomplexblotus12ptjustifiedfirstline05cmcharcharchar2char dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0in 0in 0pt; TEXT-INDENT: 0in; LINE-HEIGHT: 150%; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;o:p&gt; &lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=stylecomplexblotus12ptjustifiedfirstline05cmcharcharchar2char dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0in 0in 0pt; TEXT-INDENT: 0in; LINE-HEIGHT: 150%; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;دیدیم در روابط انسانی دخالت شفاعت به علت ناآگاهی و نادانی افراد درگیر با موضوع است، یا می خواهند با استفاده از هوی و خودخواهی خود، دچار ظلم و ستم شوند و حق دیگران را ضایع کنند. در بعضی موارد این شفیع حالتی از وکیل مدافع شدن و پارتی پیدا می کرد که این تنها در روابط انسانی می توان متصور بود نه رابطه انسان با خدا. خدایی که ظلم نمی کند و آگاه به تمامی جهان است.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=stylecomplexblotus12ptjustifiedfirstline05cmcharcharchar2char dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0in 0in 0pt; TEXT-INDENT: 0in; LINE-HEIGHT: 150%; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;o:p&gt; &lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=stylecomplexblotus12ptjustifiedfirstline05cmcharcharchar2char dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0in 0in 0pt; TEXT-INDENT: 0in; LINE-HEIGHT: 150%; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; COLOR: blue; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;اما آیا می توان &lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;شفاعتی در روز آخرت به معنای میانجی بودن ،برای نادیده گرفتن گناهان در نظر گرفت یا حتی این اشخاص می توانند در این جهان برای خود طلب بخشش گناهان خود، از میانجی استفاده کنند.&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt; قبلا آیات فراوانی دیده شد که در روز قیامت هیچ عدل و جایگزینی و پارتیی وجود ندارد پس نمی توان متصور بود که در آن جهان شفیعی و میانجی برای پذیرش گناهان وجود داشته باشد؟ اما در آیاتی ما داریم که می گوید: آیه 159 آل عمران و 62 نور طلب استغفار پیامبر برای یارانش است، 64 نساء ابتدا افراد طلب استغفار کنند سپس نزد پیامبر می آمدند تا ایشان برای او طلب استغفار کند، 97و98 یوسف فرزندان یعقوب از پدر خود می خواهند برای آنها طلب استغفار کند چون آنها خطا کرده اند، 10 حشر غفران برای خود و کسانی که از لحاظ ایمان بر فرد سبقت دارند، 12 ممتحنه طلب استغفار از سوی پیامبر برای زنان مومنی که&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;  &lt;/SPAN&gt;عهد می بندند مرتکب گناهان نشوند و شرک نورزند، &lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;19 محمد به پیامبر دستور می دهد برای گناهان خود و زنان مردان مومن طلب استغفار کند، 41 ابراهیم و 28 نوح دعای مومنان برای خود و دیگر مومنان و والدینش تا مورد غفران قرار بگیرند، 7 غافر و 5 شوری&lt;SPAN style=&quot;COLOR: blue&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;حاملین عرش برای مومنین طلب استغار می کنند استغفار برای افرادی که ایمان می آورند و راه توبه را در پیش می گیرند&lt;SPAN style=&quot;COLOR: blue&quot;&gt;.&lt;/SPAN&gt;چیزی که از تمامی آیات می رسد نسبت به قیامت سخنی نیست بلکه نسبت به همان زمان و زنده بودن افراد موضوع مطرح است دومین چیزی که دیده می شود طلب استغفار برای به افرادی مطرح است که دارای ایمان و مومن بودن هستند و از صفات کفر و شرک و ظلم بدور هستند. باید متوجه بود که اگر فردی اهل توبه نباشد و نخواهد دست از ظلم و ستم وفساد خود بکشد استغفار هیچ فردی سودی به حال او ندارد همانگونه که در آیه 5&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;  &lt;/SPAN&gt;منافقون از کافرین خواسته می شوند که بیایند تا رسول خدا برای آنها استغفار طلب کند اما آنها استکبار می ورزند بلافاصله در آیه بعدیش می گوید فرقی نمی کند چه برای آنها طلب استغفار کنی یا نکنی، سودی به حال آنها ندارد، در آیه 80 &lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;توبه به پیامبر می گوید اگر بارها طلب استغفار برای کفار کند مورد قبول واقع نمی شود حتی در آیه 84 توبه عدم حضور در مراسم دفن آنها دارد، در آیه 113 توبه به پیامبر و مومنین می گوید که نباید برای مشرکین طلب استغفار کنند، 48 و 116نساء خدا می گوید شرک را مورد غفران قرار نمی دهد اما کمتر آن را مورد غفران قرار می دهد، خدا در آیه137و 168 نساء و 34 محمد می گوید اگر کسی کفر بورزد و ظلم کند خدا او را مورد غفران خود قرار نمی دهد، 47 مریم و 86 شعراء و 4 ممتحنه و 114 توبه ابراهیم در ابتدا برای پدرش&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;  &lt;/SPAN&gt;طلب استغفار می کند اما بعد از اینکه می بیند او دشمن خداست از او دوری می کند، همان طور که دیده می شود با وجود زنده بودن افراد و طلب استغفار برای هم، مورد پذیرش قرار می گیرد مگر اینکه افراد شرایط آن را فراهم کرده باشند در آیات 39 و 74 مائده و 54 انعام و 119 نحل و 5 نور و 70 فرقان و 71 احزاب&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;  &lt;/SPAN&gt;مشخص می کند برای مورد غفران خدایی ابتدا توبه سپس اصلاح است، البته نیازی نیست حتما انسان بخواهد به پیش افرادی برای طلب استغفار برود همانگونه که در آیات 110 نساء و 90 هود و 6 رعد و 16 قصص خدا می گوید اگر انسانی مرتکب گناه شود و استغفار کند خدا را غفور می یابد، و نیازی نیست که حتما به پیش فردی رفت و طلب استغفار &lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;کرد، اگر این کار را انجام ندهد استغفار او مورد قبول واقع نمی شود یا اگر پیش این افراد برود سریعتر قبول می شود هیچ آیه ای چنین موضوعی را بیان نکرده است. &lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;نزد دیگران رفتن برای طلب استغفار، یا خود برای دیگران طلب استغفار کردن نشان از دو چیز است اول به فکر همدیگر بودن و عدم بی توجهی نسبت به اطراف و دیگران و ایجاد جامعه ای و چنین رشدی در دیگران تا به چنین مرحله ای رسیدن است، ایجاد یک رابطه عاطفی و دوستی بین افراد. دومین مسئله اعتراف و اعلام استغفار خود به دیگران و اعتراف به گناهان و طلب بخشش از جامعه و قصد اصلاح داشتن است، همانگونه که مشاهده می شود تمامی افراد زمانی نزد دیگران می روند که به گناهان خود پی برده اند و خطای خود را نیز اعلام می کنند، باید متوجه بود این قصد استغفار برای خود یا نزد دیگران استثنایی وجود ندارد و به معنای این نیست که افرادی بهتر وجود دارند که می توانند به عنوان میانجی برای ما نقش بازی کنند.&lt;SPAN style=&quot;COLOR: blue&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;باید دانست یکی از مراحل استغفار ، اعتراف به گناه و در صورت ربط پیدا کردن به جامعه طلب بخشش از آنها و گامهای اصلاحی برداشتن است.&lt;SPAN style=&quot;COLOR: blue&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;آیات را خوب نگاه کنید هیچ گاه نگفته برای غفران حتما باید به پیش فردی رفت و در صورت رفتن نزد او بخشش سریعتر انجام می گیرد و می توان او را به عنوان وسیله نزد خدا معرفی کرد یا چون فردی مقرب تر نزد خداست خدا زودتر می بخشد همان طور که دیدیم اگر فردی در خود شرایط مورد غفران را ایجاد نکرده بود و راه توبه و اصلاح را برنداشته بود طلب غفران از سوی مقربین خدا تاثیری در غفران آنها ندارد.&lt;SPAN style=&quot;COLOR: blue&quot;&gt; در نتیجه هیچ میانجیی نه در این دنیا و نه در آن دنیا برای استغفار انسانی و بخشش گناهان فرد وجود ندارد و خدا آموزش می دهد برای مورد بخشش قرار گرفتن، نیاز به توبه و اصلاح و ایمان است ،خود فرد بدون نیاز به هیچ فردی می تواند به درگاه خدای رحمانش بیاید او را غفور خواهد یافت.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=stylecomplexblotus12ptjustifiedfirstline05cmcharcharchar2char dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0in 0in 0pt; TEXT-INDENT: 0in; LINE-HEIGHT: 150%; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; COLOR: blue; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;o:p&gt; &lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; COLOR: blue; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;اما هنوز نسبت به بعضی از آیات که کلمه شفیع با الا بود سر جایش مطرح است.(&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; COLOR: blue; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt; 87 مریم، 109 طه، 28 انبیاء،، 86 زخرف، 26 نجم)&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 15pt; COLOR: blue; FONT-FAMILY: &apos;B Lotus&apos;&quot;&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=stylecomplexblotus12ptjustifiedfirstline05cmcharcharchar2char dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0in 0in 0pt; TEXT-INDENT: 0in; LINE-HEIGHT: 150%; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; COLOR: blue; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;o:p&gt; &lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=stylecomplexblotus12ptjustifiedfirstline05cmcharcharchar2char dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0in 0in 0pt; TEXT-INDENT: 0in; LINE-HEIGHT: 150%; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;بعد از اینکه در آیه 86 مریم می گوید گناهکاران به سوی جهنم برده می شوند بدنبال آن در آیه 87 می گوید آنان تملکی از شفاعت برایشان نیست مگر (الا) آن کسیکه اتخاذ کرده باشد نزد رحمانش عهدی.&lt;SPAN style=&quot;COLOR: blue&quot;&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=stylecomplexblotus12ptjustifiedfirstline05cmcharcharchar2char dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0in 0in 0pt; TEXT-INDENT: 0in; LINE-HEIGHT: 150%; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;o:p&gt; &lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=stylecomplexblotus12ptjustifiedfirstline05cmcharcharchar2char dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0in 0in 0pt; TEXT-INDENT: 0in; LINE-HEIGHT: 150%; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;این آیه مشخص است خدا می گوید زمان قیامت هیچ شفاعتی نیست مگر اینکه خدا نسبت به انسان چنین عهد و پیمانی تعیین کرده باشد و ما می دانیم در آیات زیادی بیان می کرد که چنین عهدی بین انسان و خدا برای داشتن میانجی وجود ندارد. وجود الا به همراه عهد نزد رحمانش، چیزی نمی رساند تنها می گوید در صورتی شفاعت وجود خواهد داشت که چنین عهدی خدا با انسان داشته باشد حال باید به آیات دیگر مراجعه کنیم ببینیم که آیا خدا چنین عهدی را قرار داده است و دیدیم که چنین عهدی وجود ندارد همان طور که می دانیم خدا در آیه 80 سوره بقره در خطابش به اهل کتاب زمانی که می گویند که نار تماسی با آنها نخواهد داشت مگر ایام معدودی، بدنبال آن خدا می گوید آیا عهدی از جانب خدا اتخاذ شده و خدا خلاف آن عهد عمل نمی کند. بلافاصله در آیه بعدی مشخص می کند که چنین عهدی را نبسته و می گوید اگر کسی سیئه و گناه کسب کند او صاحب نار خواهد بود. در نتیجه خدا در سوره مریم می گوید در صورتی شفاعتی وجود خواهد داشت که عهدی از جانب رحمان وجود داشته، درنتیجه چون وجود ندارد شفیعی هم وجود خارجی ندارد، این اذن و خواست خدا باید باشد تا چنین مسئله ای رخ دهد نه اینکه خواست شما در این مورد باشد وگرنه هر فردی می تواند هر چیزی منتسب به خدا کند همان طور که اهل کتاب اینگونه عمل می کنند.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=stylecomplexblotus12ptjustifiedfirstline05cmcharcharchar2char dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0in 0in 0pt; TEXT-INDENT: 0in; LINE-HEIGHT: 150%; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; COLOR: blue; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;o:p&gt; &lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=stylecomplexblotus12ptjustifiedfirstline05cmcharcharchar2char dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0in 0in 0pt; TEXT-INDENT: 0in; LINE-HEIGHT: 150%; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;ما می دانیم که تمامی امور جهان به فرمان خداست . خدا می تواند خود مستقیما بعضی از امور را انجام دهد اما نسبت به بعضی از امور بوسیله واسطه ها صورت می گیرد که البته بازگشت آن فعل باز به خداست و به صورت نسبی به آن موجود برمی گردد. حال خدا در آیات زیادی اینگونه بیانها دارد مثلا زمانیکه دعوت نبی با اذن خودش است (45و46 احزاب) سپس آنها به اذن و فرمان خدا آنها را از ظلمات به سوی نور می کشانند (15و16 مائده)&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0in 0in 0pt; LINE-HEIGHT: 150%; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;o:p&gt; &lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0in 0in 0pt; LINE-HEIGHT: 150%; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;به آن چیزهایی که دعوت می کنند تملکی بر شفاعت ندارند مگر (الا) کسی شهادت به حق بدهد و ایشان می دانند(86 زخرف)&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0in 0in 0pt; LINE-HEIGHT: 150%; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;o:p&gt; &lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0in 0in 0pt; LINE-HEIGHT: 150%; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;چه بسیار فرشتگانی که در آسمان هستند و شفاعت آنها سود و غنایی نمی بخشد مگر(الا) بعد از اذن خدا به چیزی که راضی است (26 نجم)&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0in 0in 0pt; LINE-HEIGHT: 150%; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;o:p&gt; &lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0in 0in 0pt; LINE-HEIGHT: 150%; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;خدا خلف و گذشته و پیش روی آنها را می داند در نتیجه آنها شفاعتی نمی کنند مگر(الا) از کسی خدا راضی باشد ( در اینجا با توجه به ویژگیی که از آنها در آیات قبل بیان می شود که به عنوان فرزندان خدا از سوی کفار معرفی می گردند و اینکه آنان را تحت فرمان خودش کامل می داند اشاره به فرشتگان است)(28 انبیاء)&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0in 0in 0pt; LINE-HEIGHT: 150%; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;o:p&gt; &lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0in 0in 0pt; LINE-HEIGHT: 150%; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;این دو آیه در سوره زخرف و نجم سخنی از روز قیامت نیست بلکه سوره مائده سخن از دعوت کافرین به سوی مواردی است که به عنوان میانجیان خدایی در روی زمین معرفی می کنند که می توانند بوسیله آنها طلب حاجت کنند در حالیکه خدا می گوید هیچ شفیع و میانجیی وجود ندارد. مگر کسی که در روی کره زمین از سوی خدا شهادت به حق می دهد و ایشان با آگاهی حرف می زند او ما بین خدا و انسان چون پل ارتباطی است یعنی سخنان آنها حالتی از دروغ، ظلم، پارتی بازی ندارد مگر اینکه حق بگویند این کافرین افرادی را به عنوان شفیع خدایی معرفی می کنند در حالیکه مالکیت برچیزی ندارند. چیزی که از دو آیه دیگر نجم و انبیاء فهمیده می شود تنها سخن صرف از فرشتگان است که در ابتدا می گوید شفاعت آنها نسبت به هیچ فردی سودی ندارد البته نمی گوید که آنها حتما شفاعت کافرین می کنند بلکه می گوید در صورتیکه چنین عملی انجام دهند شفاعت آنها با توجه به اینکه خدا نسبت به انسانها از تمامی احوال آنها آگاه است تاثیری ندارد مگر اینکه خدا خود در ابتدا به چیزی راضی باشد و اذن آن را بدهد. خوب توجه کنید: در روابط انسانی شفاعت قبل از اذن وارد معرکه می شود اما در رابطه با خدا می گوید اگر کسی بخواهد نسبت به فردی یا چیزی حالتی از شفاعت پیدا کند قبل از آن باید خدا از قول و گفتارش راضی باشد و آن را عین حق می داند.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0in 0in 0pt; LINE-HEIGHT: 150%; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;o:p&gt; &lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0in 0in 0pt; LINE-HEIGHT: 150%; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;در روز قیامت شفاعت نفعی نمی رساند مگر(الا) کسی که خدا اذن دهد و به قول و گفتارش راضی باشد(109 طه)&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0in 0in 0pt; LINE-HEIGHT: 150%; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;o:p&gt; &lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0in 0in 0pt; LINE-HEIGHT: 150%; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;برای همین می گوید در روز قیامت شفاعت و میانجیگری نفعی ندارد تا افرادی خیال نکنند که می توانند بین خدا و خودش از این واسطه ها استفاده کنند و تنها میانجیانی بین انسان و خدا در روز قیامت وجود دارد که قول و گفتار آنها از حق است البته این آیه مشخص نیست منظور از میانجیان چیست؟ کسی است یا چیزی است؟ پرونده اعمال انسان است ؟ خوبی ها و اعمال فرد است که از فرد دفاع می کند یا چیز دیگر؟ هر چیزی که هست باید از گفتار و قولی برخوردار باشد که خدا بدان راضی و حق باشد. البته آیات دیگر ما را بهتر راهنمایی می کند که فعلا ربطی به این مقالات ندارد. در نتیجه روز قیامت یا حتی در دنیا میانجیانی بین انسان و خدا وجود خارجی ندارد. مگر اینکه خدا نسبت به این جهان اذن به موجوداتی داده که بعضی از امور دنیا بواسطه آنها صورت گیرد که نیازی به توضیح نیست و می بینیم که رسل یکی از این میانجیان و پیام رسانهای خدایی بوده اند. خارج از آن قدرتی نداشته اند و نمی توانستند حاجات انسانها را پاسخ دهند و برای استجابت دعاها و بخشش گناهان آنها هیچ قدرتی نداشته و هیچ آیه ای چنین قدرتی به آنها نمی دهد مگر خدا خود ناتوان است که چنین قدرتی به موجودات بدهد با توجه به اینکه ما می بینیم که هیچکدام از این موجودات و اشیا با توجه به شناختی که ما از آنها داریم چنین ویژگی و خصوصیتی ندارند و خدا هم در آیه ای چنین خصوصیتی به آنها نداده است، در نتیجه نمی توان به آنها چنین قدرتی منتسب کرد. نکته ای مهم که در آیات دیده می شود وجود واژه &quot;اذن&quot; در بعضی از آیات بود که این واژه به صورت ماضی و گذشته در سوره طه مطرح بود در حالیکه واژه &quot;نفع&quot; به صورت مضارع آمده است و این نشان از این است که فعل اذن قبل از نفع قرار می گیرد از حالت تقدم ابتدا اذن مطرح می شود سپس نفع، یعنی می گوید در روز قیامت شفاعت هیچ نفعی ندارد مگر این میانجیگری قبل از آن خدا از آن راضی باشد و گفتاری حق قرار است صورت بگیرد.این نوع سیاق و ترکیب بندی در دیگر آیات هم دیده می شود. یعنی عملا اینجا نقش خدا مهم است نه انسان یا فردی دیگر. همانگونه که در آیه 94 سوره انعام می گوید که هر فردی تک و تنها در محضر خدا حاضر خواهد شد و با او هیچ شفیعی که روزی گمان می برد به کارش می آید دیده نمی شود و خیال می شد که با شما شریک می شوند و به کمک شما می آیند. اما آیات بیشتر روی این موضوع تاکید دارد که شفیعی وجود ندارد مگر قبلا خدا از آن راضی باشد و اذن آن را در جایی داده باشد و این آیات بیشتر همانند همان چیزی است که قبل گفتیم یعنی بین خدا و انسان اگر عهدی باشد حال اینجا هم می گوید بین خودش و انسان هیچ گاه شفیعی وجود نخواهد داشت و اگر هم وجود داشته باشد باید اذن آن را بدهد اذنی می دهد که از قبل راضی است و آن فرد اصلا اختیاری از خود ندارد و کامل تحت فرمان خداست و قولی حق دارد. &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0in 0in 0pt; LINE-HEIGHT: 150%; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;o:p&gt; &lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0in 0in 0pt; LINE-HEIGHT: 150%; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;نذر:270 بقره،35 آل عمران، 26 مریم، 29 حج، 7 انسان &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=stylecomplexblotus12ptjustifiedfirstline05cmcharcharchar2char dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0in 0in 0pt; TEXT-INDENT: 0in; LINE-HEIGHT: 150%; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; COLOR: blue; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;o:p&gt; &lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=stylecomplexblotus12ptjustifiedfirstline05cmcharcharchar2char dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0in 0in 0pt; TEXT-INDENT: 0in; LINE-HEIGHT: 150%; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;واژه &quot;نذر&quot; به معنای تقبل فعلی در گذشته نسبت به آینده که فرد می خواهد در راه خدا انجام دهد، یعنی وعده ای است بین او خدایش برای انجام فعل نیکی. در واقعیت تعهداتی است که فرد بین خود و خدایش می بندد. تعهداتی است که فرد در صورت ایجاد و به وجود آمدن شرایط تقبل می کند که آن را انجام دهد البته اینجا یک فهم نادرست ایجاد شده است نذر به معنای این نیست که فرد بگوید خدایا فلان حاجت من را برآورده کن و اگر برآورده کردی مثلا منم فلان کار را انجام می دهم. این نوع دعا کردن نه تنها توهین به خداست بلکه معنای نذر را نمی دهد نذر به این معناست که فرد یک شرایطی فعلا ندارد و در آینده برای او به وجود می آید و در صورت به وجود آمدن آن شرایط در قالب آن شرایط می تواند آن فعل را انجام دهد مثلا می گوید خدایا روزهای دوشنبه روزه می روم حال اگر دوشنبه آینده بیاید روزه می رود یا اگر این مقدار پول کسب کند در راه خدا مصرف کند.(75 توبه) اما اگر فردی پولدار باشد و بگوید اگر خدا به او فرزند بدهد سپس این مقدار پول خرج می کند در واقعیت نذری صورت نپذیرفته است چون &lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;پول شرایط یکسانی است که در هر دو حالت برای او وجود داشته است. براحتی در سخنان مریم برای نذر و همسر عمران این نوع بیان دیده می شود. نذر هم تنها برای خدا معنی پیدا می کند و نسبت به موارد نیک و پسندیده که در جهت رشد و نفع انسانی است موضوعیت دارد نه مواردی که برای انسان سختی بیاورد و در توانایی او نیست یا شر است،همان طور که آیات چنین موضوعی را مشخص می کنند. در نتیجه نذر برای انسان یا با نوع دیدگاهی که گفته شد معنی ندارد انسان مومنی که زندگیش باید در راه خدا باشد معنی ندارد با داشتن شرایط و امکانات برای مصرف های خدایی بگوید اگر خدا فلان حاجتش را برآورده کرد کار نیک انجام می دهد در غیر این صورت انجام ندهد با وجود اینکه امکانات آن کار را هم دارد، در حالیکه هر چیزی در این دنیا برای او صورت گیرد چون از سوی خداست همه آن خیر و خوب است هرچند که در ظاهر بد به نظر بیاید، انگار فرد با چنین نوع نگاهی به نذر و عدم اجابت تعهد خود می خواهد ناراضایتی خود را با خدا عنوان کند. البته نذری که با نام طلب حاجات از بتها (حال می خواهد یک انسان یا موجودی دیگر باشد) مورد قبول خدا نیست همانگونه که در آیه 56 نحل دیده می شود کافران در حالی نصیبی از رزق خدا برای بتهای شان در نظر می گیرند در حالیکه آنها چیزی نمی دانند. در نتیجه با توجه به ناتوانی انسانها در رفع حاجات، به خصوص دیدن نقش رسل، نذر کردن برای آنها اصلا بی معنی است و رفتاری غلط است. حال بعضی ها می آیند می گویند با وجود اینکه ما طلب حاجات می کنیم برآورده می شود من خود به شخصه چنین چیزی ندیده ام . &lt;B&gt;&lt;SPAN style=&quot;COLOR: blue&quot;&gt;اما بیاییم یک اصل کلی را مورد بررسی قرار دهیم.&lt;/SPAN&gt;&lt;/B&gt; در هر رویداد یا اتفاقی که در جهان می افتد امکان دارد عوامل بسیاری موثر باشند که تعدادی را ما بدانیم و مقداری هم نسبت به آن ناآگاه باشیم . اگر افرادی بیاند و بگویند رفتیم پیش فلان بت و نذر کردیم و بعد حاجات ما هم برآورده شد آیا به یقین می توان گفت که با رفتن به پیش آن بت علت رفع حاجات می باشد در حالیکه امکان دارد ما از هزاران علت جهان ناآشنا هستیم امکان دارد این رویداد به کرات هم تکرار شده باشد اما باز دلیل نمی شود مثلا ما بارها دیده ایم وقتی انسان نسبت به یک مسئله احاطه علمی کاملی نداشته ، براساس احتمالات حدسیاتی زده است اما با شناخت قسمتی به یکباره آن حدسیات به زیر سئوال رفته و دلیل دیگری عنوان شده است هر چند برای اینکه این احتمال به یقین تبدیل شود باید این تکرار همیشگی باشد در حالیکه نذر و طلب حاجت هیچ گاه برای همه صورت نپذیرفته است یکی از مسائل در زندگی انسانی امید و داشتن روحیه خوب و اعتماد به نفس است حال فردی با رفتن و ایمان داشتن به این مسائل زمانی که در برابر مشکلات می ایستد امکان دارد پیروز شود اما متاسفانه پیروزی خود را به خودش و این عوامل ربط نمی دهد حتی نمی بیند؟! بلکه با آن عامل ربط می دهد فردی هم امکان دارد چون ایمان ضعیفتری دارد چندان این مسائل برای خود مطرح نکند و پیروز نشود در نتیجه عامل اصلی در اینجا خود آن بت یا نذر نیست بلکه عامل اصلی نوع نگرش و روحیه فرد است. در نتیجه ما باید خوب فکر کنیم که آیا آن بت می تواند چنین خصوصیت و ویژگیی داشته باشد این غیرممکن است و انجام چنین اتفاقی برای عده ای دلیل محکمی نیست هرچند که مخالف با قرآن است و قرآن این موضوع را تایید نمی کند. در نتیجه انسان چگونه می تواند زمانی که نسبت به یک اتفاق از احاطه علمی کامل برخودار نیست به یقین سخن بگوید و آن را به موضوعی خاص ربط دهد؟&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=stylecomplexblotus12ptjustifiedfirstline05cmcharcharchar2char dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt; TEXT-INDENT: 0in; LINE-HEIGHT: 150%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;o:p&gt; &lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0in 0in 0pt; LINE-HEIGHT: 150%; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;B&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;COLOR: red&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt;ادامه دارد......&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=stylecomplexblotus12ptjustifiedfirstline05cmcharcharchar2char dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt; TEXT-INDENT: 0in; LINE-HEIGHT: 150%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;o:p&gt; &lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Wed, 14 Oct 2009 01:56:22 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=chera2chera&amp;postid=596</comments>
<dc:creator>chera2chera</dc:creator>
<guid>http://chera2chera.blogfa.com/post-596.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>قرآن ، بینش جهانی 23</title>
<link>http://chera2chera.blogfa.com/post-595.aspx</link>
<description>&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0in 0in 0pt; LINE-HEIGHT: 150%; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;B&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;COLOR: red&quot;&gt;&lt;?xml:namespace prefix = o ns = &quot;urn:schemas-microsoft-com:office:office&quot; /&gt;&lt;o:p&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot; size=3&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt&quot;&gt;&lt;B&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;COLOR: red&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt;.....ادامه&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0in 0in 0pt; LINE-HEIGHT: 150%; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;B&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;COLOR: red&quot;&gt;&lt;o:p&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot; size=3&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0in 0in 0pt; LINE-HEIGHT: 150%; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;شفع: 48و123و254و255 بقره، 85 نساء، 51و70و94 انعام، 53 اعراف، 3و18 یونس، 87 مریم، 109 طه، 28 انبیاء، 100 شعراء، 13 روم، 4 سجده، 23 سبا، 23 یس، 43و44 زمر، 18 غافر، 86 زخرف، 26 نجم، 48 مدثر.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0in 0in 0pt; LINE-HEIGHT: 150%; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;o:p&gt; &lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0in 0in 0pt; LINE-HEIGHT: 150%; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;عدم مجازات و توانایی نفسی جای نفسی دیگر، عدم قبول شفاعت ، عدم وجود عدل و جایگزین و برابری جای چیز دیگر در روز قیامت (48 بقره) این آیه واژه شفاعت با واژه قبول و عدم قبولی آن ذکر آن رفته است.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0in 0in 0pt; LINE-HEIGHT: 150%; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;آیه 123 بقره مثل آیه 48 بقره است با این تفاوت که واژه شفاعت در کنار واژه نفع آمده است و به معنای این است که اصلا شفاعت نفعی ندارد.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0in 0in 0pt; LINE-HEIGHT: 150%; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;در آیه 254 بقره تمامی ویژگی های این دنیا را در زمان قیامت می گوید و می گوید که آن زمان نه بیع و داد و ستد است و نه خله و خلیل و نه هم شفاعتی وجود خارجی دارد.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0in 0in 0pt; LINE-HEIGHT: 150%; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;آیه 255 بقره با الا انحصاری و تاکیدی می گوید کیست که نزد او شفاعت کند مگر با اجازه او.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0in 0in 0pt; LINE-HEIGHT: 150%; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;کسیکه شفاعت کند و شفاعت او حسنه و نیک باشد نصیبی از آن خواهد داشت و اگر شفاعت کند و شفاعت او سیئه و بد باشد کفالتی از آن خواهد داشت (85 نساء) &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0in 0in 0pt; LINE-HEIGHT: 150%; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;در آیه 51 انعام از واژه &quot;من دون&quot; استفاده می کند و انحصار شفیع در خدا عنوان دارد که به غیر از خدا شفیعی وجود ندارد. قبل از آن سخن از حشر شدن در روز قیامت است.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0in 0in 0pt; LINE-HEIGHT: 150%; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;کسانیکه دنیا را به لعب و لهو می پردازند و زندگی دنیا آنها را مغرور کرده است باید بدانند که نفس آنها در گرو چیزی است که کسب کرده اند و به غیر از خدا برای آنها نه شفیع و نه ولی است و برای آنها عدلی و برابری و جایگزینی نیست (70 انعام)&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0in 0in 0pt; LINE-HEIGHT: 150%; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;شما به صورت فردا و تک و تنها به سوی ما ارجاع و برگشت داده می شوید مثل بار اول که شما را خلق کردیم ....شفیعانی برای شما نمی بینیم که گمان می برید آنها در شما شریک هستند. دیگر پیوند شما با دیگران قطع شده است(94 انعام)&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0in 0in 0pt; LINE-HEIGHT: 150%; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;در آیه 53 اعراف بعد از آمدن قیامت و دیدن راستگویی پیامبران، کفار می گویند آیا شفیعانی هستند که شفاعت کنند یا برگردانده شویم تا عملی انجام دهیم (53 اعراف)&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0in 0in 0pt; LINE-HEIGHT: 150%; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;در آیه 3 سوره یونس بعد از ذکر خلقت سماوات و زمین، سخن از تدبیر امور است و سپس می گوید هیچ شفیعی نیست مگر کسی به او اذن دهد.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0in 0in 0pt; LINE-HEIGHT: 150%; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;عبادت غیر خدا ، در حالیکه آنها نه توانایی دفع ضرری را دارند و نه توانایی رساندن نفعی و سپس می گویند که آنها شفیعان ما نزد خدا هستند (18 یونس)&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0in 0in 0pt; LINE-HEIGHT: 150%; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;بعد از اینکه در آیه 86 مریم می گوید گناهکاران به سوی جهنم برده می شوند بدنبال آن در آیه 87 می گوید آنان تملکی از شفاعت برایشان نیست مگر (الا) آن کسیکه اتخاذ کرده باشد نزد رحمانش عهدی.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0in 0in 0pt; LINE-HEIGHT: 150%; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;در روز قیامت شفاعت نفعی نمی رساند مگر(الا) کسی که خدا اذن دهد و به قول و گفتارش راضی باشد(109 طه)&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0in 0in 0pt; LINE-HEIGHT: 150%; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;خدا خلف و گذشته و پیش روی آنها را می داند در نتیجه آنها شفاعتی نمی کنند مگر(الا) از کسی خدا راضی باشد ( در اینجا با توجه به ویژگیی که از آنها در آیات قبل بیان می شود که به عنوان فرزندان خدا از سوی کفار معرفی می گردند و اینکه آنان را تحت فرمان خودش کامل می داند اشاره به فرشتگان است)(28 انبیاء)&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0in 0in 0pt; LINE-HEIGHT: 150%; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;بعد از انداختن کفار در جهنم می گویند ما اصلا شفاعت کنندگانی نداریم(100 شعراء)&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0in 0in 0pt; LINE-HEIGHT: 150%; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;در روز قیامت مجرمین می فهمند که از آن چیزهایی که نسبت به خدا شریک قرار می دادند شفاعتی نخواهند داشت ، شریکانی به خاطر آن کفر می روزیدند (13 روم)&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0in 0in 0pt; LINE-HEIGHT: 150%; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;بعد از ذکر خلق سماوات و زمین می گوید هیچ شفیعی به غیر از خودش وجود ندارد &quot;من دون&quot;.(4 سجده) در دنباله آیات سخن از تدبیر امور آسمان و زمین است.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0in 0in 0pt; LINE-HEIGHT: 150%; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;هیچ شفاعتی نزد خدا نفعی ندارد مگر اینکه به آن اذن و اجازه دهد. تا اینکه هراس در دگرگونیشان برطرف شد گفتند چه چیزی ربتان فرمود؟ گفتند حق و....(23 سبا) در آیات قبل سخن از عدم تملک در آسمان و زمین نسبت به آن مواردی است که نسبت به خدا شریک قائل می شوند.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0in 0in 0pt; LINE-HEIGHT: 150%; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;الهی به غیر از خدا نیست و اگر خدا بخواهد زیانی به من برساند شفاعت آنها مرا غنی و بی نیاز نمی کند و سودی ندارد(23 یس)&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0in 0in 0pt; LINE-HEIGHT: 150%; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;آنها به غیر از &quot;من دون&quot; خدا شفیعانی اتخاذ کرده اند که برچیزی تملک ندارد و تعقل نمی کنند. بگو هر شفاعتی از خداست برای اوست ملک سماوات و زمین سپس ارجاع به سوی اوست(43و 44 زمر)&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0in 0in 0pt; LINE-HEIGHT: 150%; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;برای ظالمین نه حمیمی است و نه شفیعی (18 غافر)&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0in 0in 0pt; LINE-HEIGHT: 150%; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;به آن چیزهایی که دعوت می کنند تملکی بر شفاعت ندارند مگر (الا) کسی شهادت به حق بدهد و ایشان می دانند(86 زخرف)&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0in 0in 0pt; LINE-HEIGHT: 150%; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;چه بسیار فرشتگانی که در آسمان هستند و شفاعت آنها سود و غنایی نمی بخشد مگر(الا) بعد از اذن خدا به چیزی که راضی است (26 نجم)&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0in 0in 0pt; LINE-HEIGHT: 150%; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;در روز قیامت برای بزهکاران شفاعت ، شفاعت کنندگان به آنها سودی نمی رساند(48 مدثر)&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0in 0in 0pt; LINE-HEIGHT: 150%; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;B&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;COLOR: red&quot;&gt;&lt;o:p&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot; size=3&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0in 0in 0pt; LINE-HEIGHT: 150%; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;واژه &quot;شفاعت&quot; در قرآن به معنای میانجی و واسطه بین دو جیز است او از قدرتی برخودار می شود که در واقعیت با توجه به ویژگی و خصوصیت او چنین توانایی نمی خواند بلکه قدرت واقعی را کسی دیگر دارد اما چنین قدرتی برای او به وجود آمده است.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0in 0in 0pt; LINE-HEIGHT: 150%; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;1- در آیه 85 نساء با&lt;SPAN style=&quot;COLOR: red&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;توجه به آیات قبل که نشان از جنگ است و آیات بعدش که تنظیم رفتار در برخورد انسانهاست. شفاعت و میانجیگری نسبت به مسائل دنیوی و انسانی بین خودشان مطرح است و اینجا با توجه به آیاتی که بعد می آوریم اصلا بحث ارتباطات بین خدا و گناهان نیست. این آیه قرآنی جهتی از رفتار بین خدا و انسان را مطرح نکرده است و ربطی به آخرت ندارد &lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;وبخشش گناهی منظور نداشته است.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0in 0in 0pt; LINE-HEIGHT: 150%; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;2- شفیعانی در جهان در کارهایی که منتسب به خداست ، مورد شریک خدایی قرار می گیرند. آنها میانجیان خدایی و شفیعان نیستند و هیچ قدرتی ندارند و در واقعیت کفری است که نسبت به خدا مطرح می شود یعنی هیچ فردی در تدبیر امور جهان ، در بخشش انسانها، حالت میانجی و واسطه وپارتی بازی را نمی تواند داشته باشد، در حالی قدرتهایی برای این شریکان در قدرت خدا قائل می شوند که توانایی رساندن هیچ نفع و سودی یا دفع ضرری را ندارند. این موارد تنها در قدرت خداست و از ویژگی دیگر مخلوقاتش نیست. براحتی این نوع شفاعت در آیات &lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;18 یونس، 13 روم، 4 سجده، 23 یس، 43و44 زمر، مردود شناخته می شود.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0in 0in 0pt; LINE-HEIGHT: 150%; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;3- همان طور که از آیات برمی آید با توجه به آیات 48و 123و254بقره، 51و70و94 انعام، 18 غافر،48 مدثر،هیچ نوع شفاعتی نسبت به قیامت مورد قبولش نیست و هیچ استثنایی هم برای آن قائل نیست و خیال باطل افرادی با استناد به آیات 53 اعراف، 100 شعراء، که می گویند چون کافرین درخواست شفیع می کنند به معنای این است که حتما شفیعانی وجود خارجی دارد که آنها چنین خواستی دارند و اگر روزی به آن شفیعان متمسک شده بودند حال مشکلی نداشتند؟! آیات فراوانی داریم از جمله در خود همین سوره اعراف ، از سوی کفار درخواستها و صحبتهایی مطرح می شود در حالیکه غیرممکن و غیر دستیابی است آنها بازگشت و ارجاع خود، به دنیا هم بیان می کنند اما آیا تمنای آنها به معنای وجود خارجی تقاضای آنهاست؟ آنها تنها آرزو دارند کاش در این موقعیتی که قرار گرفته اند میانجی و واسطه و شفاعتی وجود داشت تا آنها را از آن وضعیت نجات دهد . آن را در حالتی عنوان می کنند مثل بازگشتشان به دنیاست که می دانند چنین درخواستی امکان پذیر نیست. حتی در آیه 94 انعام سخن از فرادا و تک و تنها در محضر خدا حاضر شدن است و پاسخگویی که صرف خودش، باید بدهد نه اینکه بخواهد همراه خود شفیع و میناجیی هم بیاورد و معرفی کند. البته این افراد به این دو آیه اکتفا نمی کنند آنها از آیه 18 سوره غافر هم استفاده می کنند می گویند چون خدا گفته برای ظالمین شفیع مطرح نیست پس حتما شفیعی وجود دارد اما نسبت به این افراد، تنها مطرح نیست؟ یا می گویند چون در آیه 48 سوره مدثر سخن از وجود شفاعت است اما نسبت به بعضی ها برخورد نمی کند یعنی شفیعان وجود خارجی دارد؟ باید گفت انسانی که ظالم نیست و وارد بهشت می شود دیگر شفیع معنی ندارد که بگوییم برایش وجود داشته باشد آنفردی که نیاز شفیع دارد همین ظالمین هستند که از جهنم نجات پیدا کنند آیه سوره غافر تاکید بر این است که اصلا هیچ نوع شفیع و میانجی در آن جهان وجود ندارد و چنین فکری اصلا در ذهن خود راه ندهند؟ اما در ارتباط با سوره مدثر می گوید اگر فردی در روز قیامت شفاعت کند مورد قبولش قرار نمی گیرد این هم مثل آیه سوره غافر است، در ضمن این آیه مشخص نکرده که این شافعین در آن زمان مطرح هستند یا افرادی هستند که فرد در زمان دنیا به آنها متمسک می شده و از آنها شفاعت می خواسته و آنها را به عنوان شافعین خود معرفی می کرده است با توجه به آیات دیگر این نشان از این است که او قبلا شافعینی برای خود تعیین کرده و در حال حاضر بدرد او نمی خورد. همان طور که درآیه 23 یس دیده می شود. باید بدانید در روز قیامت سخنان و تمناهای زیادی امکان مطرح شدن است اما به معنای تایید از سوی خدا نیست همان طور که نسبت به صحبتهای کفار برای داشتن شفیع سخن گفتیم . همان طور که آنها در آیات 99و100 مومنون، 102 شعراء، این موضوع و درخواست را مطرح می کنند. درنتیجه نمی توان گفت شفاعت برای مومنین در قیامت هست اما نسبت به کفار وجود ندارد چرا که هم مومنین به خاطر مومن بودنشان نیازی به شفاعت ندارند؟ هم این آیات به معنای وجود شفاعت نیست مثلا خدا در آیه 88 سوره شعراء می گوید آن روز مال و فرزندان سودی نمی رساند؟ آیا این به معنای این است که آن انسان، آن زمان مالی در اختیار دارد. اصلا انسانی که مرده و اموال او از بین رفته، دیگر مالی برای او مطرح نیست بلکه می خواهد به انسان این موضوع گوشزد کند که در این دنیا اینقدر در جمع آوری صرف مالی تلاش نکند بداند که در آنجا مالی وجود خارجی ندارد و سودی به حال آنها ندارد؟ این نوع گفتار نسبت به موضوع شفاعت هم مطرح است.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0in 0in 0pt; LINE-HEIGHT: 150%; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;4- در بعضی از آیات سخن از اذن خدایی است واژه صرف &quot;اذن&quot; به معنای این نیست که خدا حتما اذنی هم در این مورد داده است مگر اینکه در آیه ای این اذن را مشخص کرده باشد یعنی اینکه خدا در آیات می خواهد بگوید اگر شفیعی بخواهد وجود داشته باشد به اذن خودش است و قدرت خود را مشخص می کند و سخن از توانایی خود، یا اینکه اگر بخواهد شفیعی وجود خارجی داشته باشد محدود کردن به اذن خودش، به معنای این نیست که حتما اذنی هم صورت گرفته است مگر اینکه در آیات دیگر این اذن را در جایی مشخص کرده باشد در نتیجه از آیات 255 بقره، 3 یونس، 23 سبا، چیزی مشخص نمی شود اگر هم اذنی باشد چیزی معلوم نیست و مشخص نیست که این اذن نسبت به چه چیزی و کجاست؟! &lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;شما همین نحوه بیان در آیه 59 سوره &lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;یونس مشاهده می کنید خدا می گوید&quot; بگو آیا چیزهایی که خدا رزق شما کرده است به من بگویید که بخشی از آن را حرام و بخشی از آن را حلال قرار می دهید بگو آیا خدا به شما اذن داده است؟&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0in 0in 0pt; LINE-HEIGHT: 150%; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;5- حال می پردازیم به آیاتی که اذن در کنار واژه الا انحصاری و تاکیدی آمده است که یک انحصار را واضح کرده است و ببینیم این الا نسبت به چه چیزی، چه کسی ، در چه موقعیت زمانی و چگونه مطرح است؟ &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0in 0in 0pt; LINE-HEIGHT: 150%; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;قبل از اینکه این آیات را باز کنیم می خواهیم مقدماتی برایتان بازگو کنیم؟&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0in 0in 0pt; LINE-HEIGHT: 150%; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;در مقالات قبل برای شما این موضوع را مشخص کردیم چیزی در اسلام با نام تفکر و بینش ملی گرایی و ساختن مرزها و محدود کردن انسانها دور حصاری، سپس بر اساس این نوع بینش، دیگران را استعمار، استثمار، استضعاف بکشانیم و تمامی امتیازات را برای خود بخواهیم و براساس این نوع بینش خود را بهتر بدانیم وجود خارجی ندارد. مرزها بوسیله انسانها براساس خودخواهی و ظلم و ستم ساخته شده و هر روز دلخوشند به اینکه تفکر ملی گرایی و مرزها را بیشتر، و روی آن مانور دهند تا منافع خودخواهانه خود را حفظ کنند و زیر لوای این نوع بینش، بین انسانها نزاع ایجاد کنند. &lt;SPAN style=&quot;COLOR: blue&quot;&gt;این نوع تفکر نه تنها در بینش ملی گرایی حتی در بینش قوم گرایی هم نباید وجود داشته باشد مثلا افرادی بیایند بگویند ما می خواهیم تاکید کنیم اقوام و بینش قوم گرایی البته به شرط عدم بینش ایجاد ظلم وجود داشته باشد.&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;قبلا در توضیح واژه &quot;قوم&quot; و علت ایجادش بیان شد که به علت وابستگی ها و تقویت انسانی با در کنار هم بودن چنین نامی برای آنها ایجاد شد اما نسبت به جهان امروز که انسانها به همدیگر نزدیک تر شده اند و جهان کوچک تر شده است معنی ندارد به خصوص که انسانها در حال مخلوط شدن و نزدیک شدن با هم هستند. اولین مشکلی که بعد از تایید و پذیرش تفکرات قوم گرایی ( به عنوان مثال تاکید و پذیرش عرب گرایی) ایجاد می شود، عدم حفظ یا از بین رفتن آن چه مشکلی برای انسانیت ایجاد می شود؟! یا چه ضرری برای بشریت ایجاد می کند؟! اگر آداب و رسوم آنها براساس نیازها و خواستهای انسانی مطرح شده است که امکان دارد برای انسان امروز، اصلا مطرح نباشد یا نیازی بدان نداشته باشد، تاکید روی آن برای چیست؟! در حالیکه تمرکز روی این موارد، مطرح کردن زیاد روی این موارد تنها افراد و قومیت ها را از هم دور کرده و نسبت به همدیگر وارد نزاع و ستمگری می کند چیزی که در حال حاضر مشاهده می شود و نیازی به توضیح نیست. و این خیال باطلی است که تصور شود این افراد کارشان به مسائل باریک کشیده نخواهد شد. اما متاسفانه ما فریب می خوریم و به این تفکر نمی کنیم ، تاکید و دفاع بعضی از انسانها برای چیست؟ و چرا بدنبال این مسائل می افتند؟! حتی در ابتدا از خود نمی پرسیم این نوع بینش ها برای چیست؟&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;وقتی فرهنگها و آداب و رسوم حالت قدسی و خدایی به خود می گیرد که جزئی از ضرورتهای اجتناب ناپذیر زندگی انسانی می شود اولین مشکل و سئوالی که مطرح می شود چگونه می خواهد بین دو نسل جدا از فرهنگها پیوند و روابط ها ایجاد کند به عنوان مثال: اگر بین دو قومیت ، بین دو فرهنگ جدا از هم بخواهد پیوند ازدواج صورت گیرد؟! اولین مشکل در این دست از ازدواجها، نوع تربیت و پرورش فرزندانشان است؟! دومین مشکل، این رابطه و پیوند براساس کدام نوع زبان و لباس و آداب و رسوم باید باشد؟!در نتیجه نباید منطقه ای فکر کرد و اندیشید و عمل کرد بلکه باید جهانی بود تا رشد آورد گفتیم که این فرهنگها یک دست آورد بشری برای نیازهایش بوده است و اگر هر زمان دید مانع و سدی در راه رشد اوست بهتر است از آن جدا شود نه اینکه عدم رعایت آن یعنی گناهی اجتناب ناپذیر ؟! و انگار هیچ حقوقی برای بشر مهمتر از دست یابی آن نیست؟! باید پرسید فرهنگها و آداب و رسوم برای چیست؟ جز برای نیازهای و روابط انسانی ؟ اگر اینگونه است چه لزومی دارد زمانی که مانع وسدی در این مسیر است بماند؟ یعنی زمانیکه باعث عقده ها، کینه ها ، ظلمها و ستمها ، دور شدن روابط انسانی است؟! حفظ آن برای چیست؟ باید متوجه بود جهان امروز با جهان دیروز متفاوت است؟ توضیح کامل آن را قبلا دادیم و نیازی بیشتر نبود اما انگار باز می خواست آن مطالب کمی بازتر شود، البته این به معنای این است که من مسلمان اینگونه می اندیشم. نه اینکه اگر فردی قومی یا ملی می اندیشد اندیشه خود را بر او تحمیل کنم یا او را وادار به پذیرش بینش خود کنم با او مبارزه کنم یا آزادی عمل او را بگیرم یا ....&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt; این موارد نه تنها از دیدگاه دنیایی مطرح نیست ، خدا آن را نسبت به جهان دیگر هم می کوبد و مردود می شمارد.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=stylecomplexblotus12ptjustifiedfirstline05cmcharcharchar2char dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt; TEXT-INDENT: 0in; LINE-HEIGHT: 150%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;o:p&gt; &lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=stylecomplexblotus12ptjustifiedfirstline05cmcharcharchar2char dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt; TEXT-INDENT: 0in; LINE-HEIGHT: 150%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;نسب: 101 مومنون، 54 فرقان، 158 صافات.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=stylecomplexblotus12ptjustifiedfirstline05cmcharcharchar2char dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt; TEXT-INDENT: 0in; LINE-HEIGHT: 150%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;صهر: 54 فرقان.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=stylecomplexblotus12ptjustifiedfirstline05cmcharcharchar2char dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt; TEXT-INDENT: 0in; LINE-HEIGHT: 150%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 8pt; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;o:p&gt; &lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=stylecomplexblotus12ptjustifiedfirstline05cmcharcharchar2char dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt; TEXT-INDENT: 0in; LINE-HEIGHT: 150%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;واژه &quot;نسب&quot; به معنی منتسب کردن خود به چیزی یا کسی و گروهی است که بین آندو پیوند و نزدیکی ایجاد می شود به معنای خویشاوند و قوم صرف نیست. بلکه قوم وخویشاوند زیر مجموعه ای از این واژه است و این واژه وسیع تر است که در این موارد خلاصه شود. واژه &quot;صهر&quot; که نسبت به جنس مونث مطرح است هم معنی واژه نسب است البته هرجا از واژه نسبت استفاده کرده و سیاق جمله برای صرف مردان نبوده ، می خواسته زنان را هم شامل شود از همان واژه نسب استفاده کرده است.در سوره مومنون می گوید که بعد از دمیده شدن در صور تمامی نسبها بینشان از بین می رود و از همدیگر نسبت به این موضوع از همدیگر سئوال نمی کنند. کسی نمی آید بگوید تو قوم و خویش یا دوست یا جز فلان گروه یا... هستی؟! اصلا چنین چیزی نه امتیازی می آورد و نه اینکه فردی بتواند زیر لوای آن برای خود راه نجاتی ایجاد کند.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=stylecomplexblotus12ptjustifiedfirstline05cmcharcharchar2char dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt; TEXT-INDENT: 0in; LINE-HEIGHT: 150%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; COLOR: blue; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;اما آیات فراوانی خدا انسان را در گرو اعمال خود معرفی می کند که نمی تواند از پارتی یا میانجی یا عدل یا جایگزینی استفاده کند&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt; همان طور که در آیات 48و 123و254بقره، 51و70و94 انعام، 18 غافر،48 مدثر، دیده می شد و این تناقض و تضاد است که در یکجا چنین بینشی ارائه دهد و در جای دیگر بخواهد برخلاف آن، نوع پارتیی تعیین کند و شفاعت و میانجی مشخص کند و اگر اینگونه است دیگر امتحان و عملکرد انسان چه می شود؟! چرا خود خدا اگر کسی لیاقت بخشش دارد خود نمی بخشد و می خواهد چند انسان وارد معرکه شوند؟! آیا این چند انسان می خواهند میانجی افرادی شوند چون برای آنها اشک ریخته اند و چاپلوسی آنها را کرده اند بعد هر ظلم و ستمی که کرده اند هیچ می شود و به خاطر این چاپلوسی در درگاه شفیعانشان، خدا نادیده می گیرد ؟! آیا این نوع بینش خود نوعی تفکر ظالمانه نیست؟ در حالیکه در آیات دیگر باز انسان را مرتبط با کسی معرفی نکرده که با مراجعه با شخصی گناه او نادیده گرفته شود خدا انسان را در گرو عمل و تلاشش معرفی می کند؟ همان طور که در آیات 214 بقره، 142 آل عمران،70و 132 انعام، 8و9و40 اعراف،80و 102و 111و113 توبه، 19تا 21 اسراء، 103 و 104 کهف، 75 طه، 54 یس، 46 فصلت، 15 جاثیه، 19 احقاف، &lt;SPAN style=&quot;COLOR: blue&quot;&gt;21 طور، 38 تا 41 نجم،&lt;/SPAN&gt; 11 مجادله دیده می شود همه در گرو آنچه هستند که کسب می کنند نه اینکه بتوانند فردی را در از بین بردن گناه خود یا سود رسانی خود به کمک گیرند.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=stylecomplexblotus12ptjustifiedfirstline05cmcharcharchar2char dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt; TEXT-INDENT: 0in; LINE-HEIGHT: 150%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;همان طور که دیده می شود خدا در آیه 132 سوره انعام&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;  &lt;/SPAN&gt;می گوید درجات انسان نسبت به عملی است که انجام می دهند و خدا نسبت بدان غافل نیست و نسبت بدان آگاهی کامل دارد. غافل نیست که کسی بیاید او را آگاه کند و شفیع شود و میانجی شود گفتیم در روابط انسانی معمولا نقش میانجی به این دلیل مطرح می شود که بعضی از افراد درگیر موضوع، ناآگاه هستند. خدا دانایی و آگاهی کامل دارد نیازی نیست برای درجات عملکرد فردی کسی میانجی شود تا به کسی کمتر یا بیشتر داده شود مگر خدا احاطه آگاهی ندارد که نداند که چه کسی لیاقتش چگونه است؟ خدا در آیه 40 سوره اعراف این موضوع را مشخص می سازد که بهشت چیزی نیست با استکبار و بدون عملکرد به وجود بیاید؟! در آیات 80 و 113 سوره توبه خدا استغفار از سوی مومنین نسبت به مشرکین نمی پذیرد سپس به پیامبر می گوید اگر برای آنها چه طلب بخشش کنی و چه نکنی ، حتی بارها این کار را انجام دهی ، خدا کافرین را نمی بخشد؟ شخصیت و شفاعت پیامبر تاثیری در طلب بخشش ندارد اصلا اهمیتی ندارد انجام یا ندادن این فعل بی خود است همان طور که دیدیم خود نوح هم نمی تواند شفیع فرزندش شود چون هرکس در گرو عملکرد خود است نه تمسک به درجات دیگران؟ وگرنه خدا باید به خاطر درجه و مقام پیامبر محمد یا حتی نوح پیامبر هم که شده نسبت به این افراد شفاعتی را بپذیرد؟&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=stylecomplexblotus12ptjustifiedfirstline05cmcharcharchar2char dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt; TEXT-INDENT: 0in; LINE-HEIGHT: 150%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;همان طور که در آیات 46 فصلت، 15 جاثیه،دیده می شود هرکس کار نیک و بد بکند تنها سود و زیانش متوجه خودش است نه اینکه این ضرر را متوجه کسی کند یا بتواند از آن سود به نفع دیگری به خدمت گیرد.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=stylecomplexblotus12ptjustifiedfirstline05cmcharcharchar2char dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt; TEXT-INDENT: 0in; LINE-HEIGHT: 150%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; COLOR: blue; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;در آیه 41 سوره دخان می گوید ولی و دوستی با کسی در روز قیامت، برای فردی غنا و سودی ندارد و نصرت و پیروزی داده نمی شوند. &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;همین نوع بیان در آیه 10 سوره معارج دیده می شود روزی که کسی از دیگری از صمیمی ترین و بهترین دوست خود سراغ نمی گیرد و نمی پرسد؟ اینجا صرف بیان نسبت به انسانهای خاصی نیست و شامل همه انسانها حتی برخورد و رفتار پیامبران با دیگر انسانها هم می شود.خدا سخنان خود را به صرف این موارد بیان نمی کند می گوید اگر انسان تمامی جهان هم به او داده شود باز کاری نمی تواند برای او انجام دهد و او را نجات دهد در آن جهان مال و اموال و فرزندان و دوستان و&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;  &lt;/SPAN&gt;... به او سودی نمی رسانند و او نمی تواند بوسیله هیچ چیزی جلوی آن را بگیرد و آن را از خود باز دارد(36 مائده، 54 یونس، 18 رعد، 88 شعراء، 47 زمر) در روز قیامت هر کسی از دیگری فرار می کند و تنها به فکر خود است (33 تا 37 عبس) این آیاتت نسبت به تمامی انسانها حتی پیامبران هم مطرح است و استثنایی ذکر نکرده است.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=stylecomplexblotus12ptjustifiedfirstline05cmcharcharchar2char dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt; TEXT-INDENT: 0in; LINE-HEIGHT: 150%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; COLOR: blue; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;اصلا هرچیزی که خدا تعیین کرده است در دستان هیچ کسی نیست که بخواهد باز دارد حتی این پیامبران ناتوان تر از آن هستند که بدانند خدا چه چیزی تعیین کرده است و قدرتی در این مورد داشته باشند (67 و 68یوسف) &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;نهایت خدا ناتوانی دو پیامبر خود لوط و نوح را معرفی می کند که پیوند همسرانشان با آنها، آنها را غنی و بی نیاز نکرد و سودی به حال آنها نداشت(10 تحریم)&lt;SPAN style=&quot;COLOR: blue&quot;&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=stylecomplexblotus12ptjustifiedfirstline05cmcharcharchar2char dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0in 0in 0pt; TEXT-INDENT: 0in; LINE-HEIGHT: 150%; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;تمامی این آیات وجود شفیع در روز قیامت به بن بست می کشاندو تمامی انسانها در گرو عملکرد خود هستند &lt;SPAN style=&quot;COLOR: blue&quot;&gt;حتی افرادی گمان می برند بعد از مردگانشان می توانند کارهای نیک به جای آنها بکنند تفکری باطل و غیرقرآنی است &lt;/SPAN&gt;(البته به شرطی که خواست و درخواست خودشان در زمان حیاتشان نبوده)در حالیکه قرآن هر انسانی را در گرو و عملکرد صرف خود می داند. خدا به تمامی علوم و آگاهی ها احاطه دارد مثل روابط انسانی نیست که شفیع به وجود می آید تا افراد را آگاه تر کند یا موجب شود که فرد مورد نظر قضاوت درست کند یا موجبات پارتی را فراهم کند یا .... یعنی هر نوع شفیع که در روابط انسانی مطرح است نمی توان نسبت به خدا مطرح کرد.&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; COLOR: blue; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;آیا محبت و علاقه و بخشش خدا کمتر از انسانها نسبت به هم است که نیاز به شفیعان داشته باشد.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=stylecomplexblotus12ptjustifiedfirstline05cmcharcharchar2char dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0in 0in 0pt; TEXT-INDENT: 0in; LINE-HEIGHT: 150%; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; COLOR: blue; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;o:p&gt; &lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0in 0in 0pt; LINE-HEIGHT: 150%; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;B&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;COLOR: red&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt;ادامه دارد......&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=stylecomplexblotus12ptjustifiedfirstline05cmcharcharchar2char dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0in 0in 0pt; TEXT-INDENT: 0in; LINE-HEIGHT: 150%; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; COLOR: blue; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;o:p&gt; &lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Mon, 12 Oct 2009 03:11:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=chera2chera&amp;postid=595</comments>
<dc:creator>chera2chera</dc:creator>
<guid>http://chera2chera.blogfa.com/post-595.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>قرآن ، بینش جهانی 22</title>
<link>http://chera2chera.blogfa.com/post-594.aspx</link>
<description>&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0in 0in 0pt; LINE-HEIGHT: 150%; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;B&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt;&lt;?xml:namespace prefix = o ns = &quot;urn:schemas-microsoft-com:office:office&quot; /&gt;&lt;o:p&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot; size=3&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt&quot;&gt;&lt;B&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;COLOR: red&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt;.....ادامه&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0in 0in 0pt; LINE-HEIGHT: 150%; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;B&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt;&lt;o:p&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot; size=3&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0in 0in 0pt; LINE-HEIGHT: 150%; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;در مقاله قبل دیدیم بسیاری از قدرتهایی که برای پیامبران قائل می شوند وجود خارجی در قرآن ندارد. حتی این قدرتها هم از آنها سلب می شود از جمله:خدا پیروزی در جنگ را به خود منتسب کرده است نه وجود اشخاصی مثل پیامبر، اصلا وجود یک انسان چیزی به همراه ندارد هرچند بهترین انسان هم باشد نمی توان گفت پیروزی حتمی است، پیامبر که آینده و امکانات دشمن را نمی داند چون او ویژگی انسانی صرف دارد. 123 آل عمران. این پیامبر مالکیت و اختیار هیچ سود و زیانی را ندارد(49 یونس) پیامبری که باید در مقابل کارهای خود استغفار کند(106 نساء) هدایت انسانها بدست پیامبر نیست . او توانایی هدایت کردن انسانها را ندارد زمانیکه خود در گمراهی بوده و خدا او را هدایت کرده است، چگونه توانایی هدایت انسانی را دارد (56 قصص) پیامبر وظیفه ای جز تذکر دادن انسانها را ندارد و حق سیطره بر انسانیت را ندارد(22 غاشیه) &lt;SPAN style=&quot;COLOR: blue&quot;&gt;پیامبر نه از غیب و پوششها می دانسته، نه قدرتی فراانسانی داشته، نه ویژگی های فرشته بودن و معصوم بودن داشته، نه خزائن و ملک خدا در دستانش بوده که در آن دخل و تصرف کند و بخواهد آن را به خواست خود در اختیار دیگران قرار دهد و ببخشد یا به یاری دیگران بیاید ونه صفت و ویژگیی خارج از بشر داشته باشد، قرب الهی برای انسان ویژگیی خارج از بشر برای او نمی سازد(50 و59 انعام، 12 هود)&lt;/SPAN&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;o:p&gt; &lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0in 0in 0pt; LINE-HEIGHT: 150%; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; COLOR: blue; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;شاید این موضوع عنوان شود که چرا ما در هر مقاله تاکید زیاد و متکی برآیات فراوانی بر عدم داشتن قدرت فراانسانی پیامبران تاکید می کنیم&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;. برای اینکه شاهد تقدس زیاد، غلو و افراط در نگرش آنها و متعاقبا ارائه اباطیل، خرافات از ناحیه آنها ، حتی پرستش آنها هستیم این نه تنها نسبت به آنها بلکه نسبت به اشخاص بعد از آنها هم مطرح می گردد. البته این نوع نگرش تنها به صورت افراطی و غلو آمیز نیست که ارائه می گردد &lt;SPAN style=&quot;COLOR: blue&quot;&gt;یک نگرش تفریطی هم وجود دارد.&lt;/SPAN&gt; نگرشی که پیامبران را انسانها شارلاتان، فریبکار، یا حتی چیزی که از ناحیه خود آورده اند یا نبوغ فراوانی داشته اند یا بوسیله تجربه و عرفان بدان دست یافته اند، عنوان می شود. اینکه این قرآن نمی تواند انسانی باشد که خود پیامبر بخواهد ارائه دهد یا کسی به او یاد داده باشد یا در طول زمان به تکامل رسیده باشد به بعد موکول می کنیم. اما برای اینکه دست این افرادی که این تفکر تفریطی ارائه می دهند خلاف آن را ارائه دهیم به ذکر چند آیه می پردازیم. بعضی توضیحات بیشتر را به بعد موکول می کنیم.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0in 0in 0pt; LINE-HEIGHT: 150%; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; COLOR: blue; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;هر چیزی که انسان بتواند بوسیله تجربه یا تفکری که از ناحیه افرادی با نام عرفان ارائه می گردد که انسان می تواند نهایت به حدی برسد که بعضی از مسائل برایش مکشوف بشود؟ &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; COLOR: #222222; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;نفکری باطل و خرافیی بیش نیست که هیچکس نه آن را ثابت کرده است و نه اینکه از سوی خود چیزی ارائه داده که واقعا نگرش خود را ثابت کند. اما هرچیزی که بوسیله تجربه عنوان شود در نتیجه قابل تجربه و ارائه از سوی هر انسانی است و چیزی شاق نیست. اما افرادی با وجود اینکه خود را منتسب به اسلام می دانند چنین نگرشهایی ارائه می دهند که برخلاف بسیاری از آیات است، مایه تعجب است؟! در آیات فراوانی از واژه &quot;قل&quot; استفاده شده که همه نشان از ارتباط با خدا و و حی دارد و گفتیم وحی چیزی نیست که قابل تجربه یا از طریق عرفان فردی بدان دست پیدا کند بلکه وحی ارتباطی از سوی خدا، به تشخیص خداست . وحی موضوعی نیست که به خواست انسان یا از طریق عرفان یا تنها برای انسانهای عرفانی مطرح گردد. اما ذکر قصه گذشتگان را چگونه باید توجیه کرد فهم غیبب و نهانها را چگونه توجیه کرد؟! در حالیکه همه موارد خدا از ناحیه خود می داند و پیامبر را شخصیتی ناتوان، یعنی یک انسان را ناتوان از ارائه آن می داند، اما چیزی که از طریق عرفان یا تجربه بدست آید دیگر ناتوانی انسان برای ارائه آن معنی ندارد چون هرکسی توان ارائه آن را دارد. اما کسانیکه حتی ادعا می کنند قرآنی که ارائه شده، در واقعیت وحیی بوده که از فهم پیامبر عبور کرده تا به اندازه فهم مردم خود بیان صورت دهد اولین انتقادی که وارد است خدا را فردی نادان و ناتوان معرفی می کند که خود نمی تواند ارائه پیامی دهد که در حد فهم انسانیت باشد دومین مشکلی که برآن وارد است قرآن چگونه می خواهد فهم انسانهای دیگر زمانها و مکانها را پاسخ دهد؟ اما سومین مسئله ای که مطرح است عدم پاسخ به بسیاری از آیاتی که خلاف آن ارائه می دهند: خدا در آیه 166 نساء قرآن را به علم خود و چیزی نازل شده معرفی می کند بحثی از تجربه یا فهم پیامبر نیست و این آیه برخلاف آن ارائه نگاه می دهد. نقش پیامبران را در آیات دیدیم که چگونه بود تنها بلاغ، نذیر و بشیر و حکم کردن براساس این قرآن، براساس چیزی که برآنها نازل می شود(105 نساء) پیامبران نه تنها توانایی ساخت آیه ای یا تغییر و تبدیل آن را نداشته اند حتی خود ملزم به پیروی آن بوده اند(203 اعراف،15 یونس، 101 نحل) &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; COLOR: blue; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;حتی خود پیامبران باید به عنوان اولین افرادی باشند که به آنچه از سوی خدا نازل می شود ایمان بیاورند&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; COLOR: #222222; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt; یعنی رسل بودن آنها از آنها ایمان به انزال خدایی نمی ساخته بلکه باید بدان ایمان داشته باشند اگر مرحله رسیدن انسان به یک درجه بالا، سپس انزال یا وحی یا تجربه یا... مطرح می شود دیگر چرا تاکید برا ایمان آنها مطرح است؟(285 بقره) پیامبری که حق ندارد قبل از اینکه وحی خدایی کامل برای او ارائه نگشته در ارائه آن به مردم عجله کند و سپس می گوید تنها این آگاهی و علم را از خدا بخواهد (114طه) او از پیامبر می خواهد زبانش برای ارائه پیامهای خدایی نگه دارد و عجله نکند و چیزی از خود ارائه ندهد سپس جمع آوری و ارائه قرآن را به خود منتسب می کند و کار او را تنها تبعیت از آن می داند(16 تا 19 قیامه) سپس خدا قرائت قرآن را به خود منتسب می کند و تنها پیامبری ارائه می دهد که در ارائه آن دچار فراموشی نمی شود و بدون و کم و زیاد ارائه می دهد مگر اینکه چیزی که خود بخواهد البته خواست او به معنی این نیست که چیزی از پیامهایش ارائه نشده است (6و7 اعلی) &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; COLOR: blue; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;وقتی چیزی به شکل عرفان یا تجربه عنوان می شود باید قابل تکرار و تجربه باشد&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; COLOR: #222222; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt; در حالیکه نه عرفا توانسته اند چیزی مثل پیامبران ارائه دهند و نه هم کسی خارج از پیامبران توانسته اند ارائه ای مثل آنها دهند و پیامبرانی هم که می شناسیم هیچ کدام پیام خود را قابل تجربه یا از سوی خود ندانسته اند. حتی عرفا یا انسانهایی که مدعی اند از طریق الهام یا روشهای دیگر ممکن است انسان پی به پیامهای خدایی یا خارج از توانایی انسان پی ببرد بینشی غیرممکن ارائه می دهند در حالیکه انسانها با توجه به استعداد و تجربه و تفکر،زمان و.... پی به مواردی می برند و خارج از آن چنین توانایی ندارند و همان طور که گفتیم تا حال برای انسانی چنین حالتی رخ نداده است و پیامبران هم آن موارد را به خود منتسب نکرده اند بلکه از جانب خدا دانسته اند. در آیه 49 هود خدا می گوید قصه ها و داستانها و مسائل غیبی که از طریق وحی برای پیامبرش نازل می شود نه خودش و نه هم قومش نمی دانسته اند. البته این آیه به معنای این نیست که برای مردم مکه ، قبل از محمد پیامبر، پیامبری مطرح نبوده است برای اینکه می دانیم کعبه در مکه است و حضور شخصیتهای پیامبری مثل ابراهیم و اسماعیل در مکه و ساخت کعبه است . اما تنها نسبت به قوم او که در عصر پیامبر مطرح می گردد و به آن شکل در آمده مطرح می باشد وگرنه هنوز باید پیامهای خدایی از پیامبران قبل در میان آنها وجود داشته است اما قصه پیامبران در میان مردم مکه مطرح نبوده است. سپس خدا در آیه 3 سوره یوسف مشخص می کند که پیامبر از بی خبران بوده است. پس چیزی نبوده که از طریق تدریس(غیر خدا) و مطالعه یا حتی نبوغ بخواهد بدان دست پیدا کند. حتی خدا در آیات 101 تا 107 نحل قدرت نبوغ، تدریس یا دروغگویی یا آموزش قرآن از سوی افرادی از پیامبر می گیرد و می گوید که این افراد کافر هستند که خیال می کنند که تو بر خدا دروغ بستی ؟! سپس می گویند که بشری اعجمی به او می آموزد ، خیال باطلی که امروزها هم دیده می شود که پیامبر آموزش دیده و این قرآن از سوی خودش نیست اما خدا می گوید آن اعجمی که زبانی قابل فهم ندارد همانند عربی قابلیت روشن بودن ندارد چگونه می تواند به پیامبر آموزش داده باشد . قرآنی که مبین و آشکار است از لحاظ پیام رسانی و حق بودن خود بالغ است. زمانیکه از پیامبر تغییر و تبدیل از قرآن می خواهند، پیامبر می گوید که سالیان سال در میان آنها بوده اما چنین پیامی(قرآن) ارائه نمی داده و آنها آشنا به او هستند و او تنها پیام را از جانب خدا می داند نه اینکه درغگویانه منتسب به خدا کند یا آن را از کسی فرا گرفته باشد.( واژه درس: 79 آل عمران،105 و 156 انعام، 169 اعراف، 44 سبا، 37 قلم) واژه درس در قرآن به معنای کسب آگاهی از کسی یا چیزی است یعنی علمی و آگاهیی را برای فردی تدریس کردن و آگاه کردن است، خدا در آیه 105 انعام می گوید پیامهای خود را طوری بیان می کند و به شکلهای گوناگون ارائه می دهد تا بگویند این از جانب خودش نیست و کسی به او درس می دهد. سپس خدا در آیه 44 سبا می گویدقبل از پیامبر برای مردم زمانش هیچ رسلی برای نذیر نبوده است و کتابی تدریس نمی شده است. همان طور که گذشتگانشان تکذیب کردند آنها هم تکذیب می کنند(45 سب&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;ا)&lt;SPAN style=&quot;COLOR: blue&quot;&gt; چگونه است که افرادی خیال می کنند از طریق رهبانیت و سختی و عرفان می توان به غیبیات دسترسی پیدا کرد در حالیکه مورد قبول خدا نیست و این روشی برای فهم وحی و تحربه نیست. (27 حدید، 77 قصص)&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0in 0in 0pt; LINE-HEIGHT: 150%; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; COLOR: #222222; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;o:p&gt; &lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0in 0in 0pt; LINE-HEIGHT: 150%; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; COLOR: blue; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;اما تفکری انحرافی دیگری که نسبت به پیامبران ارائه می گردد آیا آنها به غیر از پیامهای خدایی پیامی دیگر به مردم ارائه داده اند، آیا پیامهای خدایی آنقدر گنگ و نامفهوم بوده که نیازی به توضیح آن باشد؟&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; COLOR: #222222; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt; ما قبلا آنقدر آیات آوردیم و قید واژه هایی مثل &quot;عربی&quot;،&quot;مبین&quot;،&quot;یسر&quot; که در واقعیت این قدرت را از قرآن می گرفت و نسبت به هیچ پیامبری هم چنین قدرتی ارائه نشده است. اما تفکری که از سوی بعضی ها ارائه شده که شاید پیامبر نیاز بوده چیزی به غیر قرآن ارائه دهد براساس دیدن آیاتی است که اطاعت از رسول بود و توضیح کامل دادیم که این واژه &quot;رسول&quot; به چه معناست و برخلاف آن نوع نگاهی است که افراد از این واژه، خواهان آن هستند و هیچ گاه از این آیه معنایی صادر نمی شود که افراد ملزم به پیروی تفکراتی هستند که پیامبر بخواهد به خود منتسب کرده و ارائه دهد. اما دومین واژه دیدن واژه بیان است گفتیم این واژه به معنای آشکار کردن و واضح کردن است البته واضحیتی که کامل مورد بحث و گفتگو قرار گرفته و در معرض دسترس قرار گرفته است.آیا دیدن این واژه در کنار نام پیامبر به معنای قبول و پذیرش چیزی با نام سخنانی از سوی پیامبر است که نیاز بوده قرآن را واضح کند و از گنگی در آورد؟! اولین نقدی که براین تفکر وارد است چرا براساس نیازی که به این مورد دیده می شود خدا پیامی ارائه نمی دهد که خود واضح و آشکار باشد و نیاز به توضیح کس دیگری نداشته باشد؟! دومین نقدی که وارد است پس واژه های دیگر که خلاف آن ارائه می دهد چه می شود؟ سومین نقدی که وارد است چرا خدا در آیه 19 قیامه قدرت بیان را از پیامبر می گیرد و به خود منتسب می کند. &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; COLOR: blue; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;بهتر است برای فهم هر واژه ای واژه متضاد آن که معولا در قرآن در کنار واژه های مخالف خود می آید پیدا کنید تا بهتر معنی واژه ها را درک کنید.&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; COLOR: #222222; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt; واژه بیان مخالف و متضاد واژه کتمان است واژه کتمان به معنای پنهان کردن و مخفی کردن است و عدم مورد دسترس قرار دادن و آشکار کردن است، حال باید دید که آیه چه جهتی از این کتمان را می خواهد بیان کند. برای همین در آیه 187 آل عمران اتخاذ میثاق با اهل کتاب است که پیامهای خدا را&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;  &lt;/SPAN&gt;برای مردم بیان کنند و آن را کتمان نکنند بلکه تمام پیام خود را آشکار کرده و در معرض دید قرار دهند و مخفی نکنند. یا در مورد توضیحی که خدا نسبت به فردی که بعد از صد سال زنده می شود واژه بیان و آشکار شدن آن موضوع را برای او می گوید.(259 بقره) در آیات 109 بقره ، 115 نساء، 6 انفال، 32 محمد، آشکار شدن حق ، واژه بیان در کنار واژه حق آمده است. برای همین زمانیکه خدا واژه بیان در آیه 15 مائده به پیامبرش منتسب می کند، منظورش همان پیامهای خودش که نسبت به اهل کتاب هم مطرح بوده و آنها آن را مخفی می کرده اند می باشد (خوب آیات 13 تا 19مائده را بررسی کنید) سپس در همین آیه، کتاب خود را مبین و آشکار معرفی می کند که نیازی به هیچ توضیح و تفسیر و پیامی خارج از خود ندارد. در آیه 19 سخن از بیان پیامبر نسبت به پیامهایی بوده که پیامبران گذشته مطرح کرده اند و از مسائل مهم و اصلی بوده که در هر کدام از ادیان مطرح بوده تا کسی نگوید از سوی خدا بشیر و نذیری نبوده است. مهمترین آیه ای، که واژه بیان را به بن بست می کشاند آیه 67 سوره مائده است که خدا انزال و پیام خود را به بالغیت و رسیدگی کامل بیان می کند که نیازی به توضیح کسی ندارد و اینجا نقش پیامبر را بیش از آن نمی داند. همان طور که دیده می شود آشکار کردن، مخالف پنهان کردن است و به معنای توضیح دادن نیست که کسی بخواهد آیات قرآنی که خود مبین است بخواهد آشکار کند. امکان دارد فردی پیدا شود بعضی از آیات بر مردم بخواند و نسبت به بقیه آیات کوتاهی کند و آشکار نکند و من به او می گویم آیات خدا را آشکار کن و اینجا به معنای توضیح دادن نیست بلکه عدم مخفی کردن است و هرجا این انتساب نسبت به پیامبر شده است دقیقا معنای آشکار کردن آیات خدا برای انسانها داشته و نه به معنای توضیح دادن آن. دو تفاوت را از هم باز شناسید یک متنی را شما می خوانید و نمی فهمید و کسی باید بیاید برای شما توضیح دهد و آن متن را از گنگ بودن خارج کرده و آشکار کند. دوم متنی است که مشکلی از لحاظ فهم ندارد آشکار است اما عده ای آن را آشکار نمی کنند و مخفی می کنند با توجه به کتاب مبین بودن خدا، یسر و عربی و .... همه نشان از این است که این کتاب نیازی به هیچ نگرشی خارج از خود برای آشکار شدنش ندارد. همان طور که در آیه 59 و 61 نور خدا آشکار کردن آیاتش از سوی پیامبر با توجه به نگرش دوم دارد که حق برای انسانها آشکار شود(187 و 219 و 242 و 266 بقره، 103 آل عمران، 176 نساء، 89 مائده، 115 توبه) امیدوارم کامل متوجه باشیم که یکی دیگر از وظایف پیامبران که آشکار کردن و بیان پیامهای خدایی بوده ، به چه معناست. برای همین در آیات 64 نحل زمانیکه به پیامبرش می گوید نازل کردیم به سوی تو کتابی که الا ،مگر انحصاری و تاکیدی که آشکار کند آنچه در موردش اختلاف صورت گرفته است، تا موجبات رحمت و هدایت قرار گیرد. برای همین خدا می گوید(44 نحل): نازل کردیم به سوی تو ذکری، تا آشکار کنی چیزی که برآنها نازل شده است. خدا همراه تمامی پیامرانش ارسالهای آشکار و مبین داشته ، رسالتهای کامل و بالغ که نیازی به دخالت پیامبرانش نداشته ( 101 اعراف، 25 حدید) قرآن کتابی است که انسان را از ظلمت به سوی نور هدایت می کند و برای این هدایت و نور نیازی به هیچ پیامی دیگر ندارد(1 ابراهیم)&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0in 0in 0pt; LINE-HEIGHT: 150%; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; COLOR: #222222; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;o:p&gt; &lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0in 0in 0pt; LINE-HEIGHT: 150%; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;B&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 11pt; COLOR: blue; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;خوب توجه کنید یک متن زمانیکه در اختیار شما قرار می گیرد زمانی نیاز به توضیح دارد که گنگ و نامفهوم باشد نه پیامی که صفت مبین و آشکار بودن دارد&lt;/SPAN&gt;&lt;/B&gt;&lt;B&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 11pt; COLOR: #222222; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt; .&lt;/SPAN&gt;&lt;/B&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; COLOR: #222222; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt; اما وقتی متنی که چنین صفتی دارد تو نمی توانی بگویی از نگاه من این متن چنین معنایی دارد تو اگر چنین عملی صورت دهی در واقعیت بینش خود را بر متن تحمیل کرده ای؟! اما قرآن اگر پیام خدایی برای بشر می باشد باید به حالتی بیان شود که بشر بتواند کامل و بالغ آن را دریافت کند، اگر هر فردی براساس نگرش خود پیامی از آن دریافت کرده، سپس بگوید این متن چنین معنایی دارد دیگر آن متن کامل نیست و نمی تواند مفید واقع شود. مثلا من می گویم &quot; من می خواهم به مدرسه بروم&quot;. فردی نمی تواند بگوید اینجا از واژه &quot;من&quot; اشاره به فلانی دارد یا نمی دانم منظور از مدرسه یعنی جایگاهی دیگر و....، اصلا چگونه ما توانستیم از این متن پیامی غیر از چیزی که خود در پیام رسانی می خواهد برساند بر آن تحمیل کنیم، اگر هم کسی می گفت کامل نیست اول باید دلایل خود را بیاورد، اگر دلایل او قانع کننده بود دومین مشکلی که ایجاد می کند ناتوانی فرستنده پیام را نشان می دهد که نمی تواند به بالغیت و آسانی و آشکاری پیام خود را برساند. در حالیکه گفتیم خدا چند صفت را برای قرآن بر می شمارد 1- عربی و آشکار بودن از لحاظ درک و گرفتن پیام 2- مبین و واضح و آشکار بودن از لحاظ در معرض دسترس بودن 3- یسر و آسان بودن از لحاظ دریافت 4- بالغیت رسالت که پیامر باید در این انزال کامل و بالغ رسانده است. اما قرآن اگر در دریافت پیامش نسبت به هر کدام نیاز به توضیح یا تفسیر یا ترجمه ای غیرواقع خود بود نیاز بود که در کنار هر واژه یا نوع متنی که انزال می کرد چنین دریافتی هم بیان می کرد تا در فهم و دریافت انسانی مشکلی پیش نیاید. اگر منظور من از متن &quot;من می خواهم به مدرسه بروم&quot; مثلا تنها صرف مدرسه ابتدایی بود باید کامل در متن خود می گنجاندم وقتی نگفتم یعنی اصل مدرسه رفتن برایم مهم بوده که شنونده دریافت کند نه چه مدرسه ای می رود حال اگر شنونده بیاید و گیر بدهد که شما کدام مدرسه می خواهید بروید در واقعیت اصل پیام منو دریافت نکرده و مسائلی برای او مطرح می گردد که منظور من نیست. یا مثلا در ذهن من این است که می خواهم به خانه بروم، نمی توانستم از متن&quot;من می خواهم به مدرسه بروم&quot; استفاده کنم چون در پیام خود و استفاده از واژه ها درست استفاده نکردم، حال اگر فردی، به من فرستنده دسترسی داشته باشد می تواندبپرسد که آیا منظورتان از واژه &quot;مدرسه&quot;، &quot;خانه&quot; است و اگر من بگویم &quot;بله&quot;؟! اولین انتقادی که گیرنده پیام برمن وارد می کند ناقص بودن متن من و عدم درست استفاده از واژه ها و پیام رسانی من است؟! حال فرض می گیریم که پیام من &quot;من می خواهم به مدرسه بروم&quot;، می باشد همان هم در ذهن دارم ؟! فردی بیاید بگوید این فرد از واژه &quot;مدرسه&quot; ، منظورش &quot;خانه&quot; است. اگر دسترسی به فرستنده برای درستی متن نباشد چند انتقاد ایراد می شود نفر سومی که وارد معرکه می شود می گوید: 1- تو چگونه توانستی بفهمی که منظور فرستنده از &quot;مدرسه&quot;، &quot;خانه&quot; است؟ 2- اگر ذهن تو از این متن اینگونه انحرافی می فهمد منم می توانم بگویم به جای &quot;مدرسه&quot; منظور &quot;مسجد&quot; است 3- این متن واضح و آشکار است ودرست از واژه ها استفاده کرده است و فرستنده اگر منظور شما در ذهن داشت از همان واژه ها و نوع بیان استفاده می کرد. ما می دانیم که هر نوع متنی و استفاده از واژه ها در پیام رسانی افراد همان چیزی که در ذهن دارند می رسانند و سعی می کنند کامل و بالغ و قابل فهم برای دیگران برسانند سعی می کنند در یک قالب آسان و کوتاه برسانند. حال که چنین رفتاری در بین انسانها مطرح است مگر ممکن است انسانی که خالقش خدایی است که او را آفریده و کامل براوسیطره و احاطه دارد در پیام رسانیش چنین حالتی از پیام خود منظور ندارد. اگر پیامی چنین ویژگیی نداشته باشد در واقعیت خدایی نیست. پیامی ناقص، انسانی و بدردنخور می شود. اما قرآن برخلاف آن است و می گوییم چه شده است که با تحمیل پارازیت های انسانی بر پیام خدایی تاثیر منفی گذاشته است و عملا اینجا انسان در پیام تاثیر منفی می گذارد نه خدا به عنوان فرستنده پیام؟! این مقاله جداست که در دنباله مقالات می آید.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0in 0in 0pt; LINE-HEIGHT: 150%; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 16pt; COLOR: red; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;o:p&gt; &lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0in 0in 0pt; LINE-HEIGHT: 150%; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; COLOR: blue; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;دوباره به سراغ واژه شفاعت در قرآن می رویم.&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; COLOR: #222222; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt; با توجه به مواردی که بیان شد قدرتی مثل توانایی پیامبران در تغییر و تبدیل در سنن و قوانین خدایی غیرممکن است آنها توانایی دخل و تصرف خارج از توانایی انسانی و بشر را ندارند و هیچ قدرتی فرا بشری ندارند آنها نمی توانند چیزی جز پیامهای خدایی برای بشر ارائه دهند پیامهایی که خود ملزم به تبعیت از آن هستند و توانایی کم وزیاد کردن آن را ندارند و نمی توانند پیامی از جانب خود برای انسانها داشته باشند. آنها توانایی تغییر وحی خدایی را ندارند. آنها حق قانونگذاری و حاکمیت و داوری ندارند. حال تنها موردی که نسبت به آنها می ماند آیا آنها توانایی شفاعت و میانجی برای بخشش گناهان چه در این دنیا یا در آخرت را دارند. البته دیدیم که این افراد توانایی میانجی برای رفع حاجات انسانی ندارند به خصوص افرادی که مرده اند و توانایی ارتباط با آنها وجود ندارد این موارد در مقالات قبلی ارجاع آنها به مقالات دیگر معرفی شد. سعی خواهیم کرد در مقالات مستقل در مورد دعا کردن و آموزشی که قرآن می دهد مقالات جداگانه داشته باشیم که خدا چگونه آموزش می دهد که انسان چگونه و چه چیزی باید مطرح کند. اما واژه شفاعت در قرآن به چه معناست؟ قبل از شروع تنها نکته ای مهم است که یادآوری شود. دوست داشتن کسی یا چیزی مهم است اما همیشه به معنی درست و حق بودن آن نمی شود مثلا شاید پسری بیاید و بگوید دختری را دوست دارد؟! سپس با زور و تحکم از او بخواهد که به همسری او در آید و در نهایت اگر ناکام ماند و دختر می خواهد با کسی دیگر ازدواج کند روی او اسید بپاشد؟! اولین نکته ای که در اینجا مهم می شود در تعریف دوستی است که او به اشتباه رفته است و دوستی را کامل و درست نشناخته وگرنه کسی اگر فردی را دوست داشته باشد چنین رفتاری از خود نشان نمی دهد دومین مسئله ای که وارد است رفتار دوستانه از خود نشان نداده است. اینکه افرادی می آیند زیر پوشش دوست داشتن پیامبران یا دیگر انسانها برای آنها جایگاه فوق العاده یا موارد دیگر در نظر می گیرند در واقعیت هنوز معنی و تعریف دوست داشتن یا رفتار دوستانه را نشناخته اند مثل همین پسری که ادعای دوستی دختر را دارد؟! نهایت دختر می گوید تو منو دوست نداری؟! ما باید تعریفی درست و به حق از دوست داشتن، سپس رفتاری درست از آن داشته باشیم. رفتارهای غلو و ظالمانه نمی توان به عنوان رفتاری حق عنوان کرد و از آن شناخت ارائه داد.شناسایی این موارد را به بعد موکول می کنیم.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0in 0in 0pt; LINE-HEIGHT: 150%; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; COLOR: #222222; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;o:p&gt; &lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0in 0in 0pt; LINE-HEIGHT: 150%; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;B&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;COLOR: red&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt;ادامه دارد......&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0in 0in 0pt; LINE-HEIGHT: 150%; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; COLOR: #222222; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;o:p&gt; &lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sat, 10 Oct 2009 09:05:17 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=chera2chera&amp;postid=594</comments>
<dc:creator>chera2chera</dc:creator>
<guid>http://chera2chera.blogfa.com/post-594.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>نگاهی برنظردوستان 75</title>
<link>http://chera2chera.blogfa.com/post-593.aspx</link>
<description>&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt&quot;&gt;&lt;B&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; COLOR: maroon&quot;&gt;&lt;?xml:namespace prefix = o ns = &quot;urn:schemas-microsoft-com:office:office&quot; /&gt;&lt;o:p&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt&quot;&gt;&lt;B&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; COLOR: maroon&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt;حمید طاهری &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;بسم الله الرحمن الرحیم&lt;BR&gt;شبانگاهان تا حریم فلک چون زبانه کشد سوز آوازم&lt;BR&gt;شرر ریزد بی امان به دل ساکنان فلک ناله سازم&lt;BR&gt;دل شیدا حلقه را شکند تا برآید و راه سفر گیرد&lt;BR&gt;مگر یک دم گرم و شعله فشان تا به بام جهان بال و پر گیرد&lt;BR&gt;خوشا ای دل بال و پر زدنت، شعله ور شدنت در شبانگاهی&lt;BR&gt;به بزم غم دیدگان پری جان پرشرری شعله آهی&lt;BR&gt;بیا ساقی تا به دست طلب گیرم از کف تو جام پی در پی&lt;BR&gt;به داد دل، ای قرار دلم، نو بهار دلم، می رسی پس کی؟&lt;BR&gt;چون آن ابر نو بهارم من&lt;BR&gt;به دل شور گریه دارم من&lt;BR&gt;می توانم آیا نبارم من؟&lt;BR&gt;نه تنها ازمن قرار دل می رباید این شور شیدای&lt;BR&gt;جهانی را دیده ام یکسر غرق دریای ناشکیبایی&lt;BR&gt;بیا در جام مشتاقان گل افشان کن، گل افشان کن&lt;BR&gt;به روی خود شب مارا چراغان کن، چراغان کن&lt;BR&gt;چون آن ابر نوبهارم من&lt;BR&gt;به دل شور گریه دارم من&lt;BR&gt;می توانم آیا نبارم من&lt;BR&gt;...............................................................................................&lt;BR&gt;سلام دوست عزیز&lt;BR&gt;من خیلی دوست دارم نظر شما را درباره ی احادیثی که در کتابهای اهل سنت هست را بدانم&lt;BR&gt;به خاطر همین شما را به وبلاگ واقعیت چیست دعوت می کنم&lt;BR&gt;منتظرتان هستم&lt;/SPAN&gt;&lt;B&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; COLOR: maroon&quot;&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt&quot;&gt;&lt;B&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; COLOR: maroon&quot;&gt;&lt;o:p&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt&quot;&gt;&lt;B&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; COLOR: red&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt;محمد:&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/B&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt; سلام. بنده هیچ اعتقادی به احادیث ندارم حال این حدیث می خواهد از هر گروهی باشد.&lt;/SPAN&gt;&lt;B&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; COLOR: maroon&quot;&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt&quot;&gt;&lt;B&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; COLOR: maroon; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;o:p&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt&quot;&gt;&lt;B&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; COLOR: maroon&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt;هیوا: نظربرقرآن ، بینش جهانی 17و18و19&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;سلام! با تشکر از تلاشهایتان!&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;در دنیای امروز جایی برای مطلق گرایی وترویج بنیانهای دیکتاتوری زیر لوای دین یا هر تفکری نمانده است. در ضمن یک کلام ختم کلام دین در هر نوعی اومده تا اخلاق بیاورد و از بینش وقضاوت فردی و قرار دادن جایگاه حق مطلق برای آرای خود جولوگیری کند. خواهشمندم برای تایید نظرات خودتان از آرای کاک احمد مفتی زاده استفاده ابزاری نفرمایید چون اینها نظر شماست نه کاک احمد (اشاره ی کلی به تایید دیدگاههای آن بزرگوار دارید منظورم پست اخیر نیست)&lt;/SPAN&gt;&lt;B&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; COLOR: maroon&quot;&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt&quot;&gt;&lt;B&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; COLOR: maroon&quot;&gt;&lt;o:p&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt;&lt;B&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; COLOR: red&quot;&gt;محمد:&lt;/SPAN&gt;&lt;/B&gt;&lt;B&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; COLOR: maroon&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;/B&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;سلام. من&lt;/SPAN&gt;&lt;B&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; COLOR: maroon&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/B&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;هنوز پیام شما را درست درک نکردم&lt;SPAN style=&quot;COLOR: maroon&quot;&gt;. &lt;/SPAN&gt;بهتر توضیح دهید. اما در ارتباط با آقای مفتی زاده بنده ابزاری استفاده نکردم و در حال حاضر نظری که درباره ایشان دارم این است که ایشان مذهبگرا بوده اند و بسیاری نگرشهایی دارند که غیرقرآنی است و مذهبیت برآن چربیده است&lt;SPAN style=&quot;COLOR: maroon&quot;&gt;.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt&quot;&gt;&lt;B&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; COLOR: maroon&quot;&gt;&lt;o:p&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt&quot;&gt;&lt;B&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; COLOR: maroon&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt;روح زندگي:نظربرقرآن ، بینش جهانی 19&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;سلام لطفا منبع مطالبتان را بنويسيد و نظر خودتان را در رابطه با وسيله تقرب به خدا بيان كنيد با تشكر سري به ما بزن&lt;/SPAN&gt;&lt;B&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; COLOR: maroon&quot;&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt&quot;&gt;&lt;B&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; COLOR: maroon&quot;&gt;&lt;o:p&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt&quot;&gt;&lt;B&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; COLOR: red&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt;محمد:&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/B&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt; سلام. منابع تماما از قرآن است و من از منبع دیگری استفاده نکردم. در ارتباط با تقرب هم مقالات مربوطه را به شما معرفی کردم که در فهرست مطالب می توانید پیدا کنید.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;o:p&gt; &lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt&quot;&gt;&lt;B&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; COLOR: maroon&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt;سایه&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;سلام&lt;BR&gt;حدود99 درصد لینکهای شما اهل سنتیند پس چگونه سنی بودنتان را رها کرده اید؟&lt;BR&gt;می توانستی لینکهایی بزاری که تنها به اسلام اعتقاد دارند کم نیستن !!!!!!!&lt;BR&gt;گفته بودید :لینکهایی که در اینجا قرار می گیرد به معنی تایید کلیه مطالب مندرج در آنها نمی باشد)&lt;BR&gt;ولی اگه ویلاگی مخلص اهل سنت باشه یعنی تمام وبلاگ اعتقاد اهل سنتو داره نه قسمتهایی از آن ؟؟؟؟&lt;/SPAN&gt;&lt;B&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; COLOR: maroon&quot;&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt&quot;&gt;&lt;B&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; COLOR: maroon&quot;&gt;&lt;o:p&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt;&lt;B&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; COLOR: red&quot;&gt;محمد:&lt;/SPAN&gt;&lt;/B&gt;&lt;B&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; COLOR: maroon&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;/B&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;سلام. اشتباه کردید تفاوت اصلی بین من و یک سنی مذهب در اینجاست؟! که سنی مذهب ظلم می کند و مخالف خود را تحت فشار قرار می دهد به او آزادی نمی دهد اما من به مخالف خودم آزادی می دهم. هر فکر و بینشی ، هر فردی اندکی حق با خود دارد و هیچ فردی نیست که تماما باطل باشد وگرنه زندگی برای او غیرممکن بود. پس اینگونه من فکر نمی کنم که اگر کسی دشمن یا مخالف من بود سراسر باطل است بلکه حتی دشمن ترین و مخالف ترینم باز اندکی از حق دارد و امکان دارد درست بگوید که باید پذیرفت.&lt;/SPAN&gt;&lt;B&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; COLOR: maroon&quot;&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;o:p&gt; &lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt&quot;&gt;&lt;B&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; COLOR: maroon&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt;مریم&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;قرآن راجع به عشق چی گفته؟&lt;/SPAN&gt;&lt;B&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; COLOR: maroon&quot;&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;o:p&gt; &lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt&quot;&gt;&lt;B&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; COLOR: red&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt;محمد:&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/B&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt; یک مقاله کوچک در قسمت فهرست مطالب دارم می توانید مراجعه کنید اما در آینده سعی می کنم مفصلا در این ارتباط آیات را بیاورم به نظرم برای شروع بد نباشد.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;o:p&gt; &lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt;&lt;B&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; COLOR: maroon&quot;&gt;sepehr&lt;/SPAN&gt;&lt;/B&gt;&lt;B&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; COLOR: maroon&quot;&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/B&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;سلام دوست عزيز وبت زيباست اگه با تبادل لينک يا بنر يا لوگو موافقي تو وبم نظر بده&lt;BR&gt;حتما به وبم بيا براي تبادل لينک ابتدا منو با نام (( دانلود ياهو مسنجر 10 )) لينک کن&lt;/SPAN&gt;&lt;B&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; COLOR: maroon&quot;&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt&quot;&gt;&lt;B&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; COLOR: maroon&quot;&gt;&lt;o:p&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt&quot;&gt;&lt;B&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; COLOR: maroon&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt;اترش&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;سلام&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;این هم مطلبی خواندنی پیرامون روزه و کفاره&lt;BR&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;http://www.bazkhani.blogfa.com&lt;/SPAN&gt;&lt;B&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; COLOR: maroon&quot;&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt&quot;&gt;&lt;B&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; COLOR: maroon&quot;&gt;&lt;o:p&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt&quot;&gt;&lt;B&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; COLOR: maroon&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt;ندای انقلاب&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;رئیس جمهوره قلّابی ما آقای احمدی نجس عجب آدم بی‌حیا و بی‌شرمی هست بعد از اینهمه قتل و آدم کشی‌تازه می‌خواد بره سازمان ملل بگه چطور باید قتل عام کرد و رئیس جمهور هم شد. آقای احمدی نجس و پدر نجسترش آیت الله دشمن اسلامی یک روز جواب این جنایاتشون را خواهند داد حالا هرچقدر برند سازمان ملل عر و تیز کنند. مارو باش هزار‌ها سال تمدن را دادیم دست یک خر ، آقای احمدی خره و یک خر رون، آیت الله دشمن اسلامی. می‌خواد بره اونجا بگه در ایران همجنس باز نیست ولی‌نمیگه کون بچها و طلاب گذاشتند همجنس بازی به حساب نمیآید.اول میکننمون بعد میکشنمون، بد از حقوق بشر و حقوق مردم حرف میزنند. ما دیگه چه ملت خره بدبختی هستیم که اینها شدند حاکممون. لا اِلهَ اِلَّا اللّه &lt;BR&gt;«ان الله لا یغیر ما بقوم حتی یغیروا بانفسهم»&lt;/SPAN&gt;&lt;B&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; COLOR: maroon&quot;&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt&quot;&gt;&lt;B&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; COLOR: maroon&quot;&gt;&lt;o:p&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt&quot;&gt;&lt;B&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; COLOR: maroon&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt;اترش&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;سلام بر همگی&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;عید فطر مبارک&lt;/SPAN&gt;&lt;B&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; COLOR: maroon&quot;&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt&quot;&gt;&lt;B&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; COLOR: maroon&quot;&gt;&lt;o:p&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt&quot;&gt;&lt;B&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; COLOR: maroon&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt;یوسف: نظر برقرآن ، بینش جهانی 16&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;سلام&lt;BR&gt;خدا وند خیرتان بدهد برای کار پسندیده تان.&lt;/SPAN&gt;&lt;B&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; COLOR: maroon&quot;&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt&quot;&gt;&lt;B&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; COLOR: maroon&quot;&gt;&lt;o:p&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt&quot;&gt;&lt;B&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; COLOR: maroon&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt;عمر فاروق:نظربرقرآن ، بینش جهانی 10&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;بين جنابعالي از آيات قرآن عالي است&lt;/SPAN&gt;&lt;B&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; COLOR: maroon&quot;&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;اصلاح مي كنم &lt;BR&gt;بيان جنابعالي از آيات قرآن عالي است&lt;/SPAN&gt;&lt;B&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; COLOR: maroon&quot;&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt&quot;&gt;&lt;B&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; COLOR: maroon&quot;&gt;&lt;o:p&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt&quot;&gt;&lt;B&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; COLOR: maroon&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt;اندیشه سبز &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;ما زنده بر آنیم که آرام نگیریم موجیم که آسودگی ما عدم ماست&lt;BR&gt;(اندیشه ما همیشه سبز است ، حتی پس از فیلتر در بلاگفا)&lt;/SPAN&gt;&lt;B&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; COLOR: maroon&quot;&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt&quot;&gt;&lt;B&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; COLOR: maroon&quot;&gt;&lt;o:p&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt&quot;&gt;&lt;B&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; COLOR: maroon&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt;يه بنده خدا&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;سلام دوست عزيز.از اين كه براي اولين بار به وبت ميام و اينكه با وبت آشنا شدم خيلي خوشحالم به اميد روزهاي بهتر.راستي اگه دوست داري منو با اسم كليپ&lt;BR&gt;كليپ موبايل لينك كن.منتظر حضور سبزت هستم.&lt;/SPAN&gt;&lt;B&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; COLOR: maroon&quot;&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt&quot;&gt;&lt;B&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; COLOR: maroon&quot;&gt;&lt;o:p&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt;&lt;B&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; COLOR: maroon&quot;&gt;Hamraz&lt;/SPAN&gt;&lt;/B&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;B&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; COLOR: maroon; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN lang=FA&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/B&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;با سلام خدمت شما&lt;BR&gt;خوشحال میشم از اینکه به وبلاگ من سر بزنی و نظرت را بگی صرفا برای اگاهی خودم این خواسته را از شما دارم ممنون میشم&lt;/SPAN&gt;&lt;B&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; COLOR: maroon&quot;&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt&quot;&gt;&lt;B&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; COLOR: maroon&quot;&gt;&lt;o:p&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt&quot;&gt;&lt;B&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; COLOR: maroon&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt;درخشان &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;سلام دوست عزیز&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;کسب درآمد تضمینی از اینترنت&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;مطالب این وبلاگ رو کامل و دقیق بخوانید . هیچ غل و غشی در کار نیست. ذهنیت بد&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;را از خودتون دور کنید و شروع کنید به خواندن. اول بخوانید. حدس و گمان را بگذارید کنار!&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;قضاوت و محاکمه را هم بذارید برای وقتی که مطالب را از عقل و منطق به دور دید !!!&lt;/SPAN&gt;&lt;B&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; COLOR: maroon&quot;&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt&quot;&gt;&lt;B&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; COLOR: maroon&quot;&gt;&lt;o:p&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt;&lt;B&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; COLOR: red&quot;&gt;محمد:&lt;/SPAN&gt;&lt;/B&gt;&lt;B&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; COLOR: maroon&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;/B&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;با عرض سلام و تشکر از نظرات. به تمامی وبلاگها سرزده ام. در ارتباط با پیوند لینک&lt;/SPAN&gt;&lt;B&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; COLOR: maroon&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/B&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;همان طور که توضیح داده ام در صورت تمایل هر دوستی ابتدا این دوست عزیر باید پیوند لینک این وبلاگ را صورت دهد بعد از درخواست او را لینک می کنم.&lt;/SPAN&gt;&lt;B&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; COLOR: maroon&quot;&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt&quot;&gt;&lt;B&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; COLOR: maroon&quot;&gt;&lt;o:p&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt&quot;&gt;&lt;B&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; COLOR: maroon&quot;&gt;&lt;o:p&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt; LINE-HEIGHT: 150%; TEXT-ALIGN: center&quot; align=center&gt;&lt;B&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; COLOR: fuchsia; LINE-HEIGHT: 150%&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt;دنیای لینک به علت فیلتر شدن ، برای همشه حذف شد و از این به بعد این لینکستان ربطی به نویسنده وبلاگ چرا ندارد .&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt; LINE-HEIGHT: 150%; TEXT-ALIGN: center&quot; align=center&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt;&lt;B&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; COLOR: fuchsia; LINE-HEIGHT: 150%&quot;&gt;http://www.linknegah.blogfa.com&lt;/SPAN&gt;&lt;/B&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;B&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; COLOR: fuchsia; LINE-HEIGHT: 150%&quot;&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt;/&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/B&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt&quot;&gt;&lt;B&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; COLOR: maroon&quot;&gt;&lt;o:p&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt&quot;&gt;&lt;B&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; COLOR: maroon; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;o:p&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt&quot;&gt;&lt;B&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; COLOR: maroon&quot;&gt;&lt;o:p&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sat, 10 Oct 2009 09:02:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=chera2chera&amp;postid=593</comments>
<dc:creator>chera2chera</dc:creator>
<guid>http://chera2chera.blogfa.com/post-593.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>قرآن ، بینش جهانی 21</title>
<link>http://chera2chera.blogfa.com/post-592.aspx</link>
<description>&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0in 0in 0pt; LINE-HEIGHT: 150%; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 8.5pt; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;?xml:namespace prefix = o ns = &quot;urn:schemas-microsoft-com:office:office&quot; /&gt;&lt;o:p&gt; &lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt&quot;&gt;&lt;B&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;COLOR: red&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt;.....ادامه&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0in 0in 0pt; LINE-HEIGHT: 150%; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 8.5pt; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;o:p&gt; &lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0in 0in 0pt; LINE-HEIGHT: 150%; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;پیامبران هیچ ویژگی منحصر به فردی نسبت به دیگر انسانها جز ارتباط با خدا از طریق وحی ندارند. این افراد حتی توانایی دخل و تصرف فراانسانی و تغییر و تبدیل آن را ندارند آنها توانایی تغییر یا تبدیل سنن و قوانین خدایی را ندارند و نمی توانند فراتر از ویژگی های انسانی حرکت کنند هر فردی به خود نگاه کند هر توانایی برای خود و دیگر بشر می بیند نسبت به آنها مطرح بوده است و آنها فراتر از آن نداشته اند. خدا در هیچ آیه ای برای آنها ویژگی فراتر در نظر نگرفته است حتی آنها را فاقد آن دانسته است. خدا در آیه 188 سوره اعراف به پیامبرش می گوید که بگو من مالک نفع و ضرری برای نفسم نیستم مگر آن مقدار که خدا قدرت به من داده و خواسته است و من آگاه به غیب نیستم وگرنه می توانستم خیر زیادی برای خود کسب کنم و از بدی ها خود را دور کنم من تنها نذیر و بشیر هستم. پیامبر و قومش آگاه به قصه های قرآنی و داستانهای پیامبران نبوده اند(هود49) عدم حضور پیامبر نسبت به گذشتگان و داشتن چنین قدرتی و فهم این موضوع که پیامبر نمی توانسته با ویژگی انسانی جزئیات گذشتگان را بیان کند(آل عمران79، یوسف 3) پیامبران نسبت به غیب ناآگاه بوده اند تنها مقداری که خدا می خواسته آنها را آگاه می کرده است و آنهم اندک مقداری بوده که بعد از آگاهی در اختیار دیگر انسانها قرار می داده اند در نتیجه تفاوتی مابین دیگران برایشان نسبت به غیب ایجاد نمی شده است. براحتی در سوره آل عمران آیه 79، آگاه کردن رسل به غیب سپس اجابت رسالت است.(جن 26) پیامبر هم مثل دیگر انسانها امکان داشته پیرو درونیات خود قرار گیرد و سمت و سوی گمراهی پیدا کند(نساء 113) پیامبر قدرتی خدایی نداشته و نمی توانسته در طبیعت فعلی خدایی انجام دهد. تمامی قدرتها به اذن و فرمان خدا بوده است و عملا پیامبر ناتوانی خود را اعلام می کند که از مسائلی که در قدرت او نیست و تنها از خدا چنین توانایی برمی آید از او نخواهند او خود را بشری مثل دیگران می داند اما کافرین می خواهند او فراتر از یک انسان عمل کند(57و58 انعام) خدا تمامی قدرتها و سنن جهان را از خود می داند و آنها را به اذن خود می داند و هیچگاه این اذن را برای انسانی قائل نشده است (58 اعراف) پیامبران اشخاصی بوده اند که حتی معجزه را نمی توانسته اند انجام دهند نوع معجزات، زمان، مکان، و..... هرچه وابسته به معجزه بوده را نمی دانسته اند و تنها خدا بوده که آگاه به آن بوده است چون این فعل از سوی خدا صورت می گرفته است و پیامبران توانایی چنین فعلی را نداشته اند و اگر چنین توانایی در یک بشر بود دیگر چه حسنی داشت و چگونه افراد می توانستند نام معجزه برای آن بیان کنند(یونس 20، رعد 38، غافر 78، یونس 15، سبا 12، ابراهیم 11، آل عمران 49، مائده 110، اسراء 102 ) انسانی که آمادگی و پتانسل و پیرو هوی و نفس در او وجود دارد و امکان گمراهی حتی گناه برای او وجود دارد چگونه امکانش برای اوست که جهان در دستان او قرار گیرد در حالیکه دیدیم پیامبران معصوم نیستند و بری از گناه و اشتباه نیستند پس این جهان پیرو خواستهای انسانی نیست (71 مومنون) پیامبران تنها بشری مثل دیگران بودند و تنها ویژگی آنها، ارتباط با خدا بود که از دیگر انسانها، آنها را متمایز می کرد (11 ابراهیم). این پیامبران علم غیب و کلید گنیجنه هارا نداشته اند و آگاهیی نست به دریاها و خشکی ها نداشته و تسلطی برایشان نبوده است و خدا آگاهی صرف خود را در جز،جز جهان بیان می کند و این قدرت را از آنها می گیرد و ناتوانی آنها را روشن می کند(59 انعام)پیامبران هیچ علمی بیشتر از دیگر انسانها نداشته ، حتی زمانیکه نوح می گوید من چیزهایی می دانم که شما نمی دانید (62 اعراف) آگاهی او نسبت به غیب و اموری است که خدا در اختیار او قرار داده است و او باید بدون کم و کاستی در اختیار انسانها قرار دهد و خطاب او نسبت به کفار است. در نتیجه زمانیکه پیامبر، آگاه از پیامهای خدایی در مقابل این قوم قرار می گیرد می گوید من چیزهایی می دانم که شما نمی دانید در اینجا آگاهی و علم نسبت به پیامهای خدایی است نه علم و آگاهی نسبت به کل علوم. اگر خوب به آیه دقت شود می گوید من علمی دارم که شما نمی دانید یک انحصاری از آگاهی خود بیان می کند که مورد دسترس آنها نیست وگرنه اگر او آگاه به تمامی علوم بود یا آگاهی بیشتر از انسانها داشت باید یک کل به آن می داد در حالیکه این پیامبر اطلاعات تجربی خود را بیان نکرده است چون می دانسته که به بعضی از علوم، قومش آگاه بوده اند و امکان داشته در آینده به آن دست پیدا کنند. پیامبران اینقدر انسانهای ضعیف هستند حتی تفاوتی بین آنها با دیگران دیده نمی شود ، زمان قیامت مثل دیگران مورد پرسش و سئوال قرار می گیرند(6 اعراف) از آنجائیکه نسبت به عدم آگاهی غیب از سوی پیامبران جز به مقدار اندک و آنهم چیزی بوده که آنها در اختیار دیگران قرار می داده اند و تفاوتی دیگر از لحاظ آگاهی به غیب نداشته اند در مقالات1- درود بر پیامبر فرستادن روشی غیرقرآنی – مردگان نمی شنوند(توسل) 2- &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;یعقوب در اواخر عمر خود بینا نگشته؟- متبرک دانستن اشیاء 3- تنها من آگاه به غیب هستم&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;، کامل نگاشتیم(می توانید به این مقالات مراجعه کنید) حتی به این موضوع هم پرداختیم که شفاعتی در اشیا وجود ندارد و چیزی اگر از سوی این اشخاص لمس گردد موجب شفا و بهبودی و خیری در آن نیست حتی به این مورد پرداختیم که صلوات به شیوه ای که در بین مسلمانان وجود دارد در قرآن وجود خارجی ندارد و غیرقرآنی است و مردگان نمی شنوند از ذکر این موارد در اینجا که یکی از ویژگی های انسانی و پیامبری می شناسند خودداری می کنیم . تنها ذکری که انجام می دهیم به این مورد است از آنجائیکه قبلا هم اشاره کردیم &lt;SPAN style=&quot;COLOR: blue&quot;&gt;از مراسم مرده ، مسئله ای جز دفن او وجود خارجی در قرآن ندارد توجهی بیشتر که از سوی انسانها نسبت به این قبور صورت می گیرد غیرقرآنی است؟ &lt;/SPAN&gt;البته اینکه موردی در این ارتباط در قرآن وجود خارجی ندارد دستاویزی برای عده ای شده که این موضوع را مطرح کنند چون خدا مستقیما در این ارتباط سخن نگفته ، در نتیجه این فعل ما مشکلی ندارد حتی مای گویند با علاقه این کار را انجام می دهند؟! در حالیکه این افراد متوجه نیستند انسانی اگر به فعلی راضی باشد یا علاقه مند بدان باشد به معنی حق و درست بودن آن نیست اما برای اثبات اینکه بگوییم این فعل غلط است اول باید پرسید وقتی ثابت کردیم مرده، مرده و جسم او نابود می شود و او صدای ما را نمی شنود و دیگر بین او و زندگان ارتباطی وجود خارجی ندارد دیگر این توجه چه معنیی دارد یعنی یک مسلمان به کارهای بیهوده خود را مشغول می کند. دومین مسئله ای که مطرح است آیا ندیدن فقرا و کمک کردن به آنها و پرداختن و مصرف در جایی که ظالمانه است کار درستی است. حال اگر فردی بگوید آن فردی که از مال خود می دهد راضی است و خوشحال حتی در عین فقرش هم می دهد همان طور که گفیتم عمل و فعل او ظلم است هرچند که به آن راضی و خوشحال باشد و این رضایت برای او حق نمی سازد. علاوه براین، مگر تنها خودش فقیر است ما هزاران فقیر داریم که درجهان وجود دارد کمک به فقیر در قرآن انحصاری در مسلمان بودن آن فرد ندارد و متاسفانه این تفکر غیرقرآنی موجب شده است که بعضی ها خیال کنند تنها نسبت به فقرای مسلمان مسئولند و بقیه مشکلی نیست که نسبت به آنها اقدامی صورت دهند؟! اما سومین مسئله عدم اسراف در اسلام است که انسان نباید در کاری اسراف انجام دهد. اگر فرض می گرفتیم تمامی انسانها بی نیاز بودند باز چنین عملی عین اسراف و عدم استفاده درست از امکانات پیرامون انسانی است. این دلایل به اندازه کافی ما را مورد توجه قرار می دهد که نباید بیشتر از همان اندازه که خدا گفته به مردگان پرداخته شود وگرنه خدا نسبت به گذشتگان توجهی ویژه برای مردگان بیان می کرد (نسبت به داستان کهف و ساختن بارگاه برای آن، چون قبلا پرداخته ایم از توضیح آن خودداری می کنیم)&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0in 0in 0pt; LINE-HEIGHT: 150%; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; COLOR: blue; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;اما دو موضوعی که نسبت به پیامبران مطرح است یکی &lt;B&gt;شفاعت و دیگری نذر است&lt;/B&gt; :&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0in 0in 0pt; LINE-HEIGHT: 150%; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;تعریفی که از شفاعت در ذهن بعضی از افراد جای گرفته به این معنی است که انسانهایی به علت مرتبه عالی، رتبه نزد خدا می توانند بین خدا و انسان یک میانجیگری صورت دهند این افراد با کم و زیاد این تعاریف و فعلها را بیان می کنند: 1- تغییر و تبدل در سنن خدایی و دخالت در مسائل تکوینی خدایی که در این جهان تعیین کرده است. 2- تغییر و تبدیل در وحی خدایی ، یعنی داشتن این اجازه که به نام خدا فرمان دهند. چیزی که این افراد با نام سنن تشریعی می گویند. 3- رفع حاجات در امور دنیوی 4-&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;  &lt;/SPAN&gt;میانجیگری در روز قیامت برای بخشش گناهان فرد.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0in 0in 0pt; LINE-HEIGHT: 150%; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;اولین موضوعی که نسبت به این نگاهها در قرآن مطرح است در بعضی از آیات قرآنی شفاعت را منحصر به خود کرده است و برای کسی قائل نمی شود اما بعضی از آیات اذن می دهد اما هیچ گاه در هیچ آیه ای اذن خود را به نام و قشر خاصی هم بیان نکرده است. اما مسئله ای مهم تر که وجود دارد ما می دانیم که شفاعت و میانجیگری در زندگی انسانی و روابط انسانی بیشتر مطرح می شود تا رابطه بین انسان و خدا. چون زمانی میانجیگری صورت می گیرد که یا آن فردی که ما می خواهیم با او ارتباط برقرار کنیم ناآگاه به موضوعات است و ما نمی توانیم درست برای او توضیح دهیم یا اصلا رابطه به حالتی رفته که ارتباطی نمی توانیم با او برقرار کنیم پس از میانجیگر استفاده می کنیم که این ناآگاهی نسبت به خدا مطرح نیست و خدا مثل انسان ناقص نیست که نتوان با او ارتباط برقرار کرد.در حالتی دیگر، ما از میانیجگر استفاده می کنیم تا بین ما و آن فرد ریش &lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;گرو &lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;بزارد یا پارتی شود تا گناه ما را نادیده بگیرد و براساس اعتماد ما از ما ببخشد باز این موردی نیست که در روابط با خدا مطرح باشد چون اگر فردی لیاقت انجام گناهی در آینده دارد خدا نسبت به انسان در این دنیا گفته او را خواهد بخشید(تعریف توبه در دنیا) نسبت به آخرت هم گفته اصلا چیزی به نام توبه مطرح نیست که بخواهد فردی بیاید میانجیگر شود اصلا فضایی برای آینده و عملکرد او نمانده است که موضوع ریش گذاری باشد اصلا مگر خدا ناآگاه به آینده است که فردی بخواهد اعتماد خدا را جلب کند. مورد دیگری که وجود دارد می خواهیم از طریق میانجیگر حقوقی به ما متعلق شود ، با عدم وجود لیاقت، به ما داده شود این شاید در روابط انسانی به وجود آید اما نزد خدا، پارتی بازی وجود ندارد که خدا بخواهد ظلم کند و حقوق دیگران را نادیده بگیرد. در کل باید گفت اگر نقش میانجیگر اینقدر بزرگ است که با اشک ریختن برای آنها و درخواست آنها و مراجعه به آنها تمامی گناهان انسان نادیده گرفته می شود و براحتی بهشت شامل انسان می شود دیگر چه نیازی به این است که قرآن برای انسان نازل میشد چند ورق در مورد این شفاعتها و نام آنها ذکر می شد انسانها هم دنیا را داشتند هم آخرت ؟! اصلا اگ شفاعت است دیگر گناه و مجازات و بهشت و جهنم چه معنی می دهد؟ چرا ظالمانه افرادی با پارتی مورد بخشش و بهشتی می شوند؟! با توجه به آیاتی که درابتدای این مقاله مطرح شد قدرتی برای پیامبران برای تغییر و تبدیل سنن خدایی و دخالت در کون و آسمانها و زمین، داشتن قدرتی فراانسانی وجود خارجی ندارد آنها ناآگاه از علوم جز به جز این جهان هستند و آگاهیی نسبت به غیب نداشته و قدرتی بیشتر از بشر ندارند چون تنها ویژگی انسانی برای آنها تعیین شده است. آنها قدرتی در تغییر آیات خدایی و وحی و آوردن چیزی از وجود خود نداشته اند و قبل از ارتباط با وحی ، انسانهایی گمراه، نادان بوده اند.(شوری 52) در نتیجه این که آنها توانایی و ماینجیی بین خدا و انسان برای دخالت در امور دنیایی باشند وجود خارجی ندارد. اما ببینیم که آیا آنها توانایی میانجی در آخرت برای بخشش گناه یا حتی در این دنیا برای آنها وجود خارجی دارد یا نه؟!&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0in 0in 0pt; LINE-HEIGHT: 150%; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;اولین انتقادی که به این موضوع مطرح است پیامبری که آگاه به غیب نیست در قیامت چگونه می خواهد شفاعت و میانجی باشد(109 مائده) پیامبری که حتی دچار اشتباه می شود نسبت به فرزند خود، می خواهد میانجیگری کند البته خدا این میانجی را نمی پذیرد و این قدرت را از او می گیرد(داستان حضرت نوح) چگونه می توان اعتقادی به میانجی داشت. پیامبری که اعترف می کرده خزائن خدا نزد او نیست و از غیب نمی داند و تنها خود را پیرو وحی خدایی می دانسته و چیزی از ذات خود نمی داند که توانایی به آن بدهد چگونه می تواند منجی شود(50 انعام) پیامبری که باید به فرمان پروردگارش بوده و توانیی فراتر از آن نداشته است(15 انعام،13زمر) &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0in 0in 0pt; LINE-HEIGHT: 150%; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;o:p&gt; &lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0in 0in 0pt; LINE-HEIGHT: 150%; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; COLOR: blue; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;اعتقاد به میانجی و شفاع این نوع نگرش را ایجاد می کند که چگونه بهشت و جهنم از دست خدا خارج شده و بدست چند انسان ناقص که از احاطه کامل علمی و جهانی خارج هستند افتاده است؟! چگونه فردی با ویژگی های انسانی می تواند خدایی کند؟! مثل خدا باشد؟! اصلا نقش خدا در این بین کجاست؟ آیا ظلم نیست کسی مورد لطف قرار گیرد به خاطر پارتی بازی و دیگری هرچند... اینگونه نگردد؟ اگر با یک شفاعت و دست به دامان فردی به آن همه نعمت انسان می رسد دیگر این همه تحمل و زحمت برای چیست؟ اصلا این قرآن به این حجمش به چه دردی می خورد چند صحفه در مورد این شفاعت نازل می شد کار تمام میشد و به نیاز اساسی انسان پاسخ داده می شد؟&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0in 0in 0pt; LINE-HEIGHT: 150%; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; COLOR: blue; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;o:p&gt; &lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0in 0in 0pt; LINE-HEIGHT: 150%; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; COLOR: blue; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;زیرپوشش شفیع هرکس هر فساد و ظلمی می کند بعد او پارتی بازی می کند وگناه او بخشیده می شود باید پرسید امتحان و خدا اینجا چه کاره هستند اصلا مگر خدا مستقیما نمی تواند ببخشد که نیازی به این افراد باشد؟!&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0in 0in 0pt; LINE-HEIGHT: 150%; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;o:p&gt; &lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0in 0in 0pt; LINE-HEIGHT: 150%; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;B&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;COLOR: red&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt;ادامه دارد......&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0in 0in 0pt; LINE-HEIGHT: 150%; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;o:p&gt; &lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Wed, 07 Oct 2009 10:09:04 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=chera2chera&amp;postid=592</comments>
<dc:creator>chera2chera</dc:creator>
<guid>http://chera2chera.blogfa.com/post-592.aspx</guid>
</item>
</channel>
</rss>
