.....ادامه

 

 

ملائکه: 30و31و34و98و102و161و177و210و248و285 بقره، 18و39و42و45و80و87و124و125 آل عمران، 97و136و166و172 نساء، 8و9و50و93و111و158 انعام، 11و20 اعراف، 9و12و50 انفال، 12و31هود، 31 یوسف، 13و23 رعد، 7و8و28و30 حجر، 2و28و32و33و49 نحل، 40و61و92و95 اسراء، 50 کهف، 116 طه، 103 انبیاء، 75 حج، 24 مومنون، 7و21و22و25 فرقان، 11 سجده، 43و56 احزاب، 40 سبا، 1 فاطر، 150 صافات، 71و73 ص، 75 زمر، 14و30 فصلت، 5 شوری، 19و53و60 زخرف، 27 محمد، 26و27 نجم، 4و6 تحریم، 17 حاقه، 4 معارج،31 مدثر، 38 نبا، 22 فجر، 4 قدر.

 

مهمترین سئوالاتی که نسبت به فرشتگان مطرح است: چرا نام موجوداتی در قرآن ذکر شده که انسان نمی تواند آنها را لمس کند؟ فرشتگان چه نقشی در زندگی بشری دارند؟ آیا نمی شد با توجه به اینکه فرشتگان قابلیت لمس و درک از سوی بشر را ندارد در قرآن نامی از سوی آنها نبود تا بهتر قرآن مورد پذیرش قرار می گرفت؟ اصلا چیزی که نقشی قابل لمس و درک از سوی آن نیست شناخت نسبت بدان چه تاثیری در رشد انسان دارد؟ فرشتگان می خواهند به چه سئوالاتی پاسخ دهند؟ آیا فرشتگان موجوداتی فارق العاده نیستند و تنها خدا به گونه ای سخن گفته تا بهتر بتواند با بشر گذشته، پیام رسانی خود را نسبت به گذشتگان انجام دهد؟ اگر فرشتگان تنها در زندگی پیامبران تاثیر و قابل لمس بوده است، چرا نام آنها برای دیگران هم آورده می شود در حالیکه میشد براحتی خدا مثل بسیاری از مسائل از قید جزئیات خودداری کند؟ چرا خدا از جنس دیگر، از جنس فرشتگان پیامبران نمی فرستد؟

 

داستان آدم و فرشتگان : 30و31و34 بقره، 11و20 اعراف، 28و30 حجر، 61 اسراء، 50 کهف، 116 طه، 71و73 ص.

کسیکه دشمن خداو ملائکه و رسلش و جبریل و میکال باشد، بدرستکی خدا دشمن کافرین است: 98 بقره.

دو فرشته به نام هاروت و ماروت در بابل: 102 بقره.

لعن خدا و فرشتگان برای کافرین است: 161 بقره، 87 آل عمران.

ایمان به خدا، روز آخر، ملائکه، کتب، و نبیین است: 177بقره، 285 بقره(روز آخر ندارد و به جای نبیین از رسل استفاده کرده است)  136 نساءکفر به خدا و ملائکه و کتبش و رسلش و روز آخر ظلالت و گمراهی است.

آیا انتظار دارند که خدا و فرشتگان در زیر سایه بانهایی از ابر به سوی ایشان بیاید: 210 بقره. در آیه قبل از آن می گوید اگر بعد از آمدن دلایل آشکار، بلغزید و به بیراهه بروید بدانید خدا عزیز حکیم است.

حمل تابوت از سوی فرشتگان برای سکینه و آرامش بنی اسرائیل در زمان انتخاب طالوت به عنوان پادشاهی آنها و نشان صدق او در پادشاهیش: 248 بقره.

شهادت ملائکه بر لااله الا الله: 18 آل عمران.

مژده رسانی ملائکه و ارتباط آنها با پیامبران زکریا، مریم: 39و42و45 آل عمران

هیچ کس فرمان نمی دهد که ملائکه و نبیین را به عنوان ارباب قرار دهید مگر اینکه، کفر ،چنین فرمانی به شما بدهد: 80 آل عمران.

یاری خدا در جنگ بدر با وجود قلت تعداد، با سه هزار فرشته و پیروزی آنها و در صورت حمله دوباره آنها اگر  صبر و تقوا پیشه کنند با پنج هزار فرشته از سوی خدا یاری می شوند: 124و125 آل عمران.

پرسش فرشتگان هنگام وفات کردن نسبت به کسانی که ظلم کرده اند: 97 نساء.

شهادت ملائکه براینکه، انزال کتاب از سوی خداست:166 نساء.

فرشتگان مقرب، خود را عبد خدا می دانند: 172 نساء.

درخواست کافرین برای اینکه به پیش پیامبر فرشته بیاید و برای تایید حرفش فرشته ای همراه خود داشته باشد سپس خدا می گوید اگر اینگونه شود کار از کار می گذرد و دیگر مهلتی به آنها داده نمی شود و آنقدر همه چیز واضح و آشکار می شود که امتحان و تلاش انسان معنی پیدا نمی کند. در دنباله می گوید اگر می خواستیم فرشته ای به سوی آنها بفرستیم بازهم به شکل یک رجل و مرد انسان نما می فرستادیم و با پوشاندن این لباس آنها را دچار اشتباه می کردیم. در آیه قبل، سخن از این داردکه اگر کتابی در قرطاس نازل کنیم که آنها با دستان خود آن را لمس کنند باز هم کفر می ورزند و می گویند این سحری مبین است. سپس در دنباله ، زمانیکه درخواست ناروای کافرین برای همراهی فرشته با پیامبر یا شکل و شمایل پیامبر به صورت فرشته بودن عنوان می کند همه نشان از این دارد که این افراد باز هم ایمان نمی آورند چون طرح این موضوعات اصل و اساس برای ایمان نیست چون اگر او می خواست که همه چیز با آن واضحیت باشد که همه افراد ایمان بیاورند دیگر این جهان، ایمان و خطا وانتخاب معنی پیدا نمی کرد علاوه براین ، این افراد اصلا اهل ایمان نیستند برایشان فرقی نمی کند چگونه برای آنها موضوع طرح شود اگر اهل ایمان باشند وقتی می فهمیدند حقیقتی به سوی آنها آمده قبول می کردند و دیگر ایرادی بر کانال ارتباطی نمی گرفتند 8و9 انعام.

پیامبر می گوید از جنس فرشته نیست و ویژگی ها و خصوصیات فرشته را ندارد. 50 انعام، 31 هود.

حضور فرشتگان زمان موت  و وفات انسان. 97 نساء، 93 انعام، 50 انفال، 28 و 32و 33نحل، 11 سجده، 27 محمد.

اگر به پیش کافرین ملائکه بیاید و مردگان با آنها ارتباط برقرار بکنند آنان ایمان نمی آورند مگر اینکه خدا بخواهد و قدرت انتخاب آنها را بگیرد. 111 انعام.

آیا انتظار دارید که فرشتگان به پیش شما بیاید یا از سوی خدا نشانه هایی بیاید و روزی این نشانه ها می آید اما در آن زمان ایمان نفعی به آنها نمی رساند یا اگر عملی کسب نکرده اند نفعی برای آنها ندارد که موضعگیری درست از خود نشان دهند چون طبیعی است که همه اینگونه از خود نشان می دهند شما منتظر باشید ماهم منتظر هستیم. در آیه قبل می گوید چرا با توجه به اینکه آیاتش رحمت و هدایت است ظالمانه مورد تکذیب قرار می گیرد ،برای این افراد عذاب است و به زودی صدق این موضوع برایشان مشخص می شود. 158 انعام.

زمانیکه از خدای خود یاری بخواهید خدا با هزار فرشته امداد خود را می رساند در آیات قبل سخن از مسائل جنگی است. سپس در آیات بعدی می گوید این کمک رسانی از سوی فرشتگان برای بشر تنها به عنوان اطمینان دگرگونیشان قرا داده ایم وگرنه نصرت تنها از سوی خداست. 9 و12 انفال.

پیامبر بخواهد به خاطر حرف کفار وحی خدا را ترک کند به این علت که می گویند چرا کنز جهان زیر نظر او نیست یا فرشته ای نزد او نیست 12 انفال.

تشبیه یوسف از لحاظ زیبایی به فرشتگان از سوی زنان مصر. 31 یوسف.

فرشتگان سبوح خدا هستند و مرتب به حمد خدا مشغولند، در اینجا کار و مسیر فرشتگان را در کنار رعد آورده است که مثل هم هستند. 13 رعد.

حضور فرشتگان در بهشت. 23 رعد.

کافرین می گویند چرا اگر پیامبر صادق است فرشتگان را نزد آنها نمی آورد. فرشتگان جز به حق نازل نمی شوند و اگر درخواست آنها اجابت شود دیگر به آنها مهلت و انتظاری داده نمی شود. 7و8 حجر.

نزول فرشتگان باوحی به امر و دستور خدا بر هر بنده ای از بنگانش که بخواهد. 2 نحل.

فرشتگان ساجد خدا هستند و اهل تکبر نیستند. 49 نحل.

ارائه تفکر از سوی کافرین بر این مبنا که فرشتگان دختران خدا هستند. 40 اسراء.

درخواست کافرین برای آوردن خدا یا فرشتگان نزدشان از سوی پیامبر برای ایمان آوردن. 92 اسراء.

کافرین می گویند اگر واقعا پیامبر، از سوی خداست چرا همراه خود فرشته ای ندارد. 7 فرقان

در صورتی فرشته ای به عنوان رسول و پیامبر نزد کافرین می آمد که برروی زمین فرشتگان زندگی می کردند. 95 اسراء.

حضور فرشتگان زمان قیامت. 103 انبیاء، 25 فرقان، 38 نبا، 22 فجر

خدا از بین فرشتگان رسولانی برمی گزیند و از بین مردم و ناس. 75 حج.

ارائه این تفکر از سوی کافرین که اگر خدا می خواست فرشتگان را به عنوان پیامبران خود می فرستاد. 24 مومنون، 14 فصلت.

کافرین می گویند که چرا فرشتگان به پیش ما نمی آیند یا خدا را نمی بینیم آنها خود را کبیر می دارند و استکبار می ورزند اما روزی می رسد که فرشتگان را خواهند دید.21 فرقان

توجه و حمایت ویژه از سوی فرشتگان(صلو) برای خروج اینکه مومنان را از ظلمات به سوی نور خارج کنند. 43 احزاب.

توجه ویژه(صلو) خدا و فرشتگانش نسبت به نبیش. 56 احزاب.

زمانیکه روز قیامت به فرشتگان می گویند آیا این افراد شما را پرستش می کردند در دنباله آیه فرشتگان پاسخ می دهند سبحانک بلکه این افراد عبد جنیان بوده اند. 40 سبا.

ستایش خدایی است که فرشتگان را به عنوان رسولانی با داشتن ویژگی جناح دوتایی، سه تایی و چهارتایی قرار داده است. 1 فاطر.

به زیر سئوال رفتن تفکر کافرین در این ارتباط که جنسیت فرشتگان را ماده عنوان می کنند. 150 صافات، 19 زخرف، 27 نجم.

حضور فرشتگان حول عرش خدا و سبوح  بودن و بینشان به حق قضا شده است. 75 زمر

نزول فرشتگان بر کسانیکه ایمان می آورند سپس استقامت می کنند سپس حالت خوف و حزن را از آنها برمی دارند و بشارت به بهشت می دهند. در دنباله آیه فرشتگان خود را به عنوان ولی انسانها در زندگی دنیا و آخرت مشخص می سازند. 30 فصلت.

فرشتگان سبوح خدا هستند و برای زمینیان استغفار می کنند. 5شوری

چرا اگر پیامبر از سوی خداست به او دستبندهای زرین داده نشده یا همراه خدا فرشتگان ندارند. 53 زخرف.

اگر ما بخواهیم از شما به صورت فرشتگان در زمین قرار می دادیم. 60 زخرف.

شفاعت فرشتگان برای چیزی غنایی به وجود نمی آورد. 26 نجم

حمایت ولایت خدا و فرشتگان و مومنین نسبت به پیامبر. 4 تحریم

حضور فرشتگان در جهنم. 6 تحریم، 31 مدثر.

در روز قیامت بر کناره ها هستند و هشت فرشته عرش خدا را حمل می کنند. 17 حاقه.

فرشتگان و روح به سوی خدا، پنجاه هزار یوم عروج می کنند. 4 معارج.

ذکر تعداد فرشتگان تنها به عنوان یک فتنه برای انسانهاست. 31 مدثر.

روزیکه فرشتگان و روح به صف ایستاده اند و جز به صواب و اجازه خدا سخن نمی گویند. 38 نبا، 22 فجر.

نزول فرشتگان و روح در شب قدر. 4 قدر.

 

 

همان طور که گفتیم تنها پیامبران نیستند که می توانند ویژگی رسول بودن را پیدا کنند بلکه این فرشتگان هم هستند که می توانند ویژگی رسول بودن را پیدا کنند و همان طور که قبلا گفتیم معنی واژه "رسول" به معنی این نیست که فردی بیاید بتواند از خودش چیزی بگوید یا اینکه اعمال و گفتارش خدایی شود بلکه رسول یعنی فردی که همراهش چیزی فرستاده شده است و همان طور که این فرشتگان با این نوع ویژگی باید پیامهای خدا را بدون کم و زیاد و تصرف و بدون اینکه بخواهند در این ارتباط توضیحی بدهند برسانند این نوع ویژگی برای پیامبران هم بوده است یعنی معنی رسول همین است. برای همین در قرآن بارها اطاعت خدا در کنار واژه رسول آمده است و این خیال کج اندیشان است که خیال کرده اند اطاعت از رسول یعنی اطاعت از گفتاری که به پیامبران منسوب می شود در حالیکه این وآژه و این آیات معنیی جز این ندارد که اطاعت از رسول تنها به این دلیل است که کانالهای پیامهای خدایی هستند و بس! همانگونه که دومین رسول و کانال ارتباطی فرشتگان هستند.(75 حج و 1 فاطر) این پیامبران بعد از دریافت وحی و پیامهای خدایی چیزی نزد خود نگه نمی داشتند که نسبت به دیگران اعلم باشند و عملا بعد از بالغیت در رساندن، نسبت به دیگران اصلا اعلم نمی شده اند و در حال حاضر با وجود قرآن که به بالغیت خود حضور دارد هیچ فردی نمی تواند مدعی باشد که اعلم تر نسبت به دیگران نسبت به پیامهای خدایی است و در هیچ آیه ای هم نگفته پیامهای دیگر خود را نزد فردی دیگر قرار داده یا برای فهم پیامهایش باید به افرادی دیگر مراجعه کرد . زمان پیامبر هم بعد از رساندن این پیامها به مردم ، خود پیامبر و دیگر انسانها در یک سطح دانایی نسبت به پیامهای خدایی می شده اند. پیام خدا نسبت به یک قشر و گروه خاصی نیست و نسبت به تمامی انسانها پیام خود را متوجه می کند نه اینکه بخواهد خود را محدود به قشری کند تا انسان برای درک این پیام به آنها بخواهد مراجعه کند.

 اما فرشتگان چگونه موجوداتی هستند؟! خدا همان طور که بیان می کند فرشتگان موجوداتی هستند که کامل تحت فرمانش هستند و بدون خواست و اذن خدا هیچ کاری انجام نمی دهند. همان طور که خدا بارها در کنار نام آنها ویژگی هایی که برای آنها قائل شده است 1- اهل فساد نیستند 2- اهل خونریزی نیستند 3- سبوح هستند 4- اهل استکبار و کبر نیستند 5- مرتب در حال حمد خدا هستند 6- مامور به انجام کارهایی به امر خدا- نسبت به این دنیا، زمان قیامت، بهشت و جهنم هستند. همانگونه که خدا بسیاری از کارهایش بوسیله مسببات و موجوداتی دیگر صورت می گیرد و خود مستقیم دخالت نمی کند فرشتگان هم یکی دیگر از این موجودات هستند. همانگونه که خود می تواند مستقیما وارد شود و یک بیمار را درمان کند اما برای این دنیا یک قوانین و سننی تعیین کرده است که براساس آن فعل و انفعالات صورت می گیرد نسبت به وجود فرشتگان هم ایگونه است. فرشتگان کامل تحت فرمان و امر و سبوح خدا هستند: 13 رعد، 49 نحل، 75 زمر، 5 شوری، این امر حتی نسبت به سجده بر آدم هم دیده می شود 30و31و34 بقره، 11و20 اعراف، 28و30 حجر، 61 اسراء، 50 کهف، 116 طه، 71و73 ص. چیزی که خدا مشخص می کند جنسیت این نوع فرشتگان از مونث نیست و اصلا جنسیتی برای آنها تعیین نمی کند و تنها این کوته فکری انسانهاست که سعی می کنند برای آنها جنسیت مشخص کنند(. 150 صافات، 19 زخرف، 27 نجم.) این کافران هستند که بدون هیچ دلیلی هر چیزی که دوست دارند به خدا منتسب می کنند در حالیکه برای اینکه فردی چیزی را به خدا منتسب کند باید دلیل داشته باشد و واقعا خدا در پیام خود چنین امری را گنجانده باشد.

همان طور که بارها گفتیم چیزی در قرآن با نام اصول و فروع دین نداریم و این کج اندیشی انسانهاست که چنین فکری برقرآن تحمیل کرده اند. در قرآن تنها چیزی که وجود دارد ایمان به پنج چیز است 1- خدا 2- روز آخرت 3- فرشتگانش 4- پیامبرانش 5- کتابش است. حتی چیزی با نام ایمان به قضا و قدر نداریم. در واقعیت ایمان به کتاب خدا یعنی ایمان به کلیه آیاتش و کسی حق ندارد جزئی و قسمتی از آن را جدا کند و مهم و بقیه را غیر ضروری تشخیص دهد. در حالیکه خدا چنین نوع بینش و فکری را مردود می شمارد همانگونه که نسبت به اهل کتاب زمانیکه قسمتی از حق را بیان کرده و قسمتی را نادیده می گیرند و ظاهرا کم اهمیت می شمارند مردود می شمارد(42و85 بقره) وقتی فردی گفت ایمان به پیامهای خدایی دارد یعنی نسبت به کیله پیامها و مطالبی است که از سوی خدا نازل شده است. اما چرا تنها ایمان به این پنج جز شده است. در واقعیت دلیل ایمان به این پنج تا، لازم و ملزوم به هم و بدون هم بی معنی هستند. ایمان به خدا به عنوان فرستنده ، کتابهایش به عنوان پیامهایش، نبیین و فرشتگان به عنوان کانالهای ارتباطی و آخرت ، نهایت و سرانجام انسانی و هدف از ارتباط با انسان و پیامهایش است با وجود اینکه بیشتر آیات نسبت به خدا و روز آخرت، بحث از ایمان است نسبت به بقیه موارد آیات کمتری در بر دارد علت اصلی این است که خدا به عنوان خالق و مدبر جهان و تعیین مبدا و مقصد انسان و سپس تعیین مقصدش و آخرت انسان، با وجود اهمیت بیشترش ، نمی تواند بدون بقیه موارد خود را اثبات کند یعنی خدا برای این جهان چنین سنت و قانونی مشخص کرده است. هر فردی برای شناخت آخرت و خدا، نیاز به ایمان بقیه موارد دارد. ایمان به خدا، فرشتگان، نبیینش، کتابهایش و روز آخرت در کنار هم در آیات: 177و 285 بقره، 136 نساء. بیشتر از این نمی خواهیم در ارتباط با مسئله ایمان سخن بگوییم چون فعلا ربطی به این سری مقالات ندارد اما همان طور که می بینیم چیزی با نام فروع و اصول در قرآن دیده نمی شود و ایمان هم تنها نسبت به 5 چیز مطرح است.

 

اما خدا پیامبران را از جنس فرشتگان نمی فرستد حتی می گوید در صورتیکه فرشتگان بر روی زمین زندگی می کردند از جنس آنها فرشته می فرستاد(95 اسراء) عملا خدا می گوید برای هر موجودی از جنس خودش رسول برایش می فرستاد. خود پیامبران اعلام می کردند که از جنس فرشته نیستند (50 انعام، 31 هود.) اما کافرین می خواستند که پیامبران، یا از جنس فرشته باشند یا حداقل به همراه خود فرشته ای داشته باشند یا به همراه خود کنز و جواهرات جهان یا داشتن قدرتی فراانسانی داشته باشند. یعنی اصولا طرح این دیدگاه که فردی از جانب خدا به عنوان پیامبر در بین آنها ، داشتن قدرتی فرابشری یا توانایی دخل و تصرف در طبیعت فرابشری داشته باشد از سوی کافرین عنوان می شده است چیزی که در حال حاضر قدرتی به ناحق از سوی بعضی از افرادی که خود را منتسب به اسلام می کنند ارائه می شود یعنی آنها عملا می خواهند پیامبران را با ویژگی فرشته یا داشتن قدرتی فوق العاده معرفی کنند که می توانسته در قدرتهای تکوینی و تشریعی عرصه حضور داشته باشد در حالیکه خدا چنین قدرتی برای پیامبارن خود قائل نیست و از سوی کافرین چنین درخواستهایی مطرح می شده است.( 12 انفال،7و8 حجر، 92 اسراء،24 مومنون، 14 فصلت، 53 زخرف) البته آنها اکتفا به قید اینکه پیامبران باید فرشته باشند یا همراه خود فرشته ای داشته باشند نمی کنند بلکه حتی حضور خدا را هم خواهان هستند در حالیکه خدا آنها را افرادی گستاخ و مستکبر معرفی می کند که خیلی خود را بزرگ می پندارند که چنین درخواستی می کنند و به آنها می گوید اگر می خواست چنین کاری انجام دهد دیگر کار از کار می گذشت و به آنها مهلت و انتظاری داده نمی شد و همه را مجازات می کرد و در واقعیت این جهان، آخرت، امتحان و.... معنی پیدا نمی کرد. اصلا چرا چیزی به عنوان کانال ارتباطی برای آنها اینقدر اهمیت پیدا کرده است؟ در حالیکه آیات و پیامهای او واضح و بر حقیقت هستند و وقتی این حقیقت برآنها مشخص شد این چنین ظالمانه تکذیب میکنند و درخواستهای ناروا داشته باشند . این موارد نشانه چیست؟ جز اینکه آنها طالب حق نیستند و اگر این مسائل برای آنها طرح شود چون اهل حقیقت نیستند باز تفاوتی برایشان نمی کنند و ایمان نمی آورند(111 انعام، 8و9 انعام، 158 انعام) آنها تنها با طرح این مسائل می خواهند فرار کنند در حالیکه باید می دانستند نوع کانال ارتباطی باید براساس ویژگی و خصوصیات خودشان باشد تا بهتر ارتباط صورت گیرد نه اینکه خواستار نوعی دیگر دارند.

 

ادامه دارد......

 


 

نوشته شده توسط محمد در چهارشنبه بیست و نهم مهر 1388 ساعت موضوع نگاهی نو به قرآن2 | لینک ثابت