بعد از مقاله قرآن در مانی و بیان از عدم نحس بودن ایام، وشناخت این موضوع که نمی توان ذات ایام به عنوان بدیمن یا فال نیک بپنداریم و هیچ شیئ نمی تواند عاملی برای فال نیک و بد باشد. این نتیجه گیری حاصل خواهد شد که یک روز خاص را تحت عنوان تولد یا وفات کسی آن را بد یا خوب عنوان کنیم و ذات آن روز را به خوشی یا ناخوشی ترجمه کنیم، تفکری اشتباه ست. سپس هر سال برای همین موضوع ،جشن یا به عزا بنشینیم(در ارتباط با عزا قبلا در مقاله عزاداری گفتیم انسان مومن نمی تواند هر سال به عزا بنشیند)

حتی می آیند ایام وفات و تولد در تقویم ذکر می کنند کاری اشتباه است چیزی که جایش در تاریخ است و باید در همانجا بماند. چون اولین موردی که ایجاد می شود چرا باید تنها ذکر خاصی از تاریخ در تقویم باشد. دیگر چه دلیلی وجود دارد سپس بر اساس نوع زندگی آنها در گذشته ما موضعگیری داشته باشیم در حالیکه خداوند می گوید:

در آیات 134 و 141 بقره خداوند موضعگیری نسبت به عملکرد گذشتگان می گوید آنها امتهایی بودند که سر خود رفتند و نسبت به اعمال و رفتار آنها از شما پرسیده نمی شود همان طور که از اعمال شما از آنها پرسیده نمی شود؟ این بعد از موضگیری خدا نسبت به تفکراتی است که نسبت به گذشتگان عنوان می شود و بعد می گوید یعنی در جزئیات زندگی هیچکدام از این افراد شما حضور نداشته و اطلاع کافی ندارید که چگونه بوده است؟ اینجاست که عملا خداوند از پرداختن به جزئیات تاریخی نهی خود را اعمال می کند؟ برای همین مسلمانان عملا برخلاف این آیات قرآنی عمل کرده و در گذشته سیر می کنند فلانی چه طوربود؟ بیایید عزاداری برای فلانی کنیم؟ جشن فلانی را بگیریم؟ یکی امروز جشن را اعلام می کند دیگری روز دیگری؟ فلانی خوب بود و دگیری بد بوده و .... و هزاران عنوان و بررسی تاریخی دیگر. خدا تنها بر طبق آیه 82 سوره غافر سیر و مسافرت بر روی کره زمین و دیدن نشانه ها و عاقبت گذشتگان است ، که بر سر آنها چه آمده است؟ امکان دارد از لحاظ ابقای خود، یا نیرویی که به کار می برده اند قوی تر کار کرده اند اما عاقبت آنها به کجا کشیده شده است؟ جز نابودی؟ آن موارد مادی صرف که برای خود ساخته بودند آنها را غنی و پایدار نساخته است. اینجاست که خداوند مبارزه با آثار و نشانه ها و آثار باستانی خود را اعلام نمی کند. برخلاف کوته فکری بعضی از مسلمانان که در این مسیر اقدام می کنند. تنها در قسمتهایی جای تفکر را باز می دارد که نهایت کار آنها به کجا کشیده شده است؟ اما می گوید شما دقیق پی به زندگی و نوع بینش و رفتار آنها پی نخواهید برد و برای شما امکان پذیر نیست ، پس الکی عمر خود را به این بیهوده کاری ها تلف نکنید بلکه بدنبال اعمال خود باشید ،علاوه بر آن نوع بینش و رفتار دقیق آنها ربطی به شما ندارد و در عملکرد شما تاثیری ندارد شما به خودتان برسید؟ چرا بر سر مسائل گذشتگان سر دعوا و جنگ با هم دارید از زندگی آنها همان مقدار که برایتان موثر است درس بگیرید . تاریخ چیزی نیست که بینش درست برای شما بیاورد یا بتوان به آن تقدس داد؟! (آیات 133 تا 142 بقره حتما مورد توجه قرار گیرد)

حتی اعیاد در قرآن ذکری از آن نیست. جشنهایی که در این ایام می رود بعضی زمانها مخالف همان هدف اصلی وجود آن است یعنی عید فطر که باید با توجه به شناختی که از رمضان بدست می آید تمرینی از تفکر در نعمات خداوندی، تفکر در مسیر نیازمندان و ...  باشد نمی توان باز همین مسیر گذشته دوباره در همان روز تکرار شود، یعنی برخوردی از اسراف و تبذیر داشته باشیم. اعیاد ، خود مسلمانان برای اینکه در عید فطر بازگشت به فطرتش که در رمضان برخلاف آن عمل می کردند و مقابل آن ایستاده و خود دار بوده اند و در تزکیه خود کوشیده اند و همین مرحله در قربان هم دیده می شود که حج و تفکر در آن مسیر است ساخته اند و جشن می گیرند.

اما یک روز خاص را در تقویم به نام روز زن یا روز محیط زیست و ... عنوان می کنند مخالف شناخت انسانی است زیرا انسانی که باید در تمامی ایام و روزها (یعنی در هر لحظه و ساعت زندگیش) در جهت تامین حقوق انسانی باشد و برخلاف آن عمل نکند خود را به یک روز خاص خلاصه کند بعد خیال کند به وظایف خود عمل کرده است برخلاف شناخت انسانی است . شوهری که هیچ گاه به فکر همسر خود نیست بعد فکر کند با خریدن هدیه ای ،و جشن گرفتن سالگرد ازدواج ،یعنی به حقوق خود عمل کرده است نهایت نادانی است ، از آن طرف ،زنی که خیال می کند همسرش در صورتی که این سالگرد را مورد توجه قرار دهد یعنی به حقوق او عمل کرده است و او را دوست داشته است نهایت نادانی است. مهر و محبت نباید تبدیل به روز خاص شود بلکه باید مدت دار و در هر لحظه زندگی انسانی دیده شود. این در جشن تولدها هم دیده می شود. بعد از این که ، افراد برای ابراز علاقه شان در چشم به هم چشمی ها و حجم مادیات، تلافی مادی و ...  دچار دردسر و مشکلات می شوند و در بعضی موارد باعث عقده ها و ناراحتی ها شده، می آیند و می گویند نفس موضوع درست است و برای اینکه برای ابراز دوستی و علاقه است بهتر است در یک شاخه گل و ابراز علاقه باشد تا تفکر مادیات که نمی تواند با آن مورد معنوی درست خود را پیوند دهد جمع زده باشند در حالیکه اگر می آمدند و انسانیت را مد نظر داشتند دچار این مشکل نمی شدند که بعد از یکسال، فردی برود ابراز علاقه یا یک شاخه گل بدهد درحالیکه انسان هر روز خود نیازمند به عشق و علاقه و محبت است در حالیکه این جشنهای یکسالگی بیشتر در مادیات صرف دیده می شود. فرد از هر لحظه لحظه زندگیش به خاطر فرزندی که خدا داده تشکر خدا نمی کند به فرزندش محبت نمی ورزد تنها می خواهد همان روز که در یکسال خاص بوده، سالیانه جشن بگیرد. اگر نفس عشق و محبت و یک شاخه گل است چرا هر روز نیست؟ چرا تفکر زمان خاص به خورد انسانیت داده می شود؟!

شاید این موضوع عنوان شود که این روزها به عنوان توجه بیشتر یا تلنگری به جامعه باشد. ما نمی توانیم منتظر تلنگر یا توجه به یک موضوع در روز خاص باشیم . زمانیکه امکان دارد بسیاری از زمانها را هم از دست بدهیم . برخلاف تصور رایج این موضوعات باعث نشده که این روزها در انسانها تلنگر ایجاد کند چون نوع بینش درست می خواهد که ایجاد آنهم نیاز به پرورش درست است ، نمی توان در یک روز خاص اکتفا کرد این نوع رفتارها برای کوتاه مدت و همان زمان خاص خوب است اما در بلند مدت جوابگوی نیازها نخواهد بود.

در نتیجه در قرآن روز خاصی به عنوان بدیمن و نحس و بد معرفی نمی شود که باید به سوگ و ناراحتی نشست . در مقابلش روزی هم برای جشن مشخص نمی کند. بلکه تمامی روزها باید جشن بگیرد. روزی که او برخلاف خودش باشد روز نحس اوست و روزی که بروفق انسانی و خودش باشد روز خوشحالی اوست. انسان هرچه دوست دارد و براساس نیازش، می تواند جشن بگیرد اما نباید مسائلی که گفتیم مد نظر نگیرد و قداست بدان بدهد و روزها را در ذات خودش خوشحال کننده و بد بداند بلکه باید به عملکرد خودش ( نه عملکرد دیگران) در همان روز توجه داشته باشد.

شاید یکی بگوید پس چرا خداوند ماههای حرام را معین می کند یا روزهای خاصی برای حج و رمضان و موارد دیگر از این قبیل.  در ابتدا باید این مورد توجه قرار گیرد تمامی دستورات خدایی می توانست روزهای دیگر هم باشد باز همان ایرادها گرفته میشد.  یعنی ، به هر حال روز و ماه خاصی باید در نظر گرفته شود حال این ماه نشد ماه دیگر. مهمتر از همه آیه 97 سوره مائده هدف خود را به خوبی از تعیین ماههای حرام و ... مشخص می سازد که قوامیت و برپایی زندگی مردم است ، بیانی از خود ذات روزها برای رسیدن بدان نیست بلکه تعیین و مشخص کردن روزی برای رسیدن به هدفی خاص است ، این دو موضوع نباید با هم قاطی شود.

تمامی این مسائل به اینجا ختم نمی شود سالگرد اعمال گذشتگان در تقویمها دیده می شود و نسلهای جدید به خاطر کوته فکری نسلهای قدیمی خود چوب می خورند و این یعنی فریب جدید؟ هر کس باز گناه خودش را به دوش می کشد. یا جشنهایی می گیرند در حالیکه آن نوع زندگی که زمانی برایش جشن برپا شده ، امروز به چشم نمی خورد و این باز فریب بزرگ تر؟ چون فرد همیشه در گذشته سیر می کند و خیال می کند همیشه همان حرکت در زندگیش حضور دارد بدون ایکه تلاشی برای آن داشته باشد؟!

 


 

نوشته شده توسط محمد در شنبه سیزدهم تیر 1388 ساعت موضوع نگاهی نوبه قرآن | لینک ثابت