دیدن خواب یکی از شگفتی های انسانی است که هنوز انسان علم کمی در مورد آن دارد و به عنوان دنیایی ناشناخته آن را می شناسد. چیزی که بشر در مورد خواب بدان پی برده است بیشتر خواب ها ناشی از فکر کردن زیاد مغز انسان حین خواب است که با موضوعاتی که در گذشته او رخ داده است مربوط می باشد یا اندیشه انسان نسبت به بررسی و فکر کردن به موارد اطرافش است که برایش اهمیت پیدا کرده است.
نوم : 255 بقره، 97 اعراف، 43 انفال، 47 فرقان، 23 روم، 102 صافات، 42 زمر، 19 قلم، 9 نبا.
واژه نوم در قرآن به معنی عمل خوابیدن است که از نشانه های خدایی عنوان کرده است و به عنوان زمانی برای استراحت و تجدید قوای انسانی آن را می شناسد. همراه واژه سبات آورده است که این واژه در قرآن به معنی تعطیلی و زمان استراحت و آرامش و آسایش است زمانیکه انسان به فعالیت کاری نمی پردازد( واژه سبت با مشتقاتش : 65 بقره، 47 و 154 نساء، 163 اعراف، 124 نحل، 47 فرقان، 9 نبا)
در آیه 43 سوره انفال قید خواب دیدن پیامبر در قلت یاران دشمن است. در آیه 102 سوره صافات هم خواب دیدن ذبح اسماعیل از سوی ابراهیم در خواب ابراهیم است که ابراهیم نظر فرزند خود را جویا می شود سپس اسماعیل می گوید آنچه به تو امر می شود انجام بده.
برخلاف تصور رایج در قرآن بیان از گرفتن روح انسان حین مرگ نیست بلکه از واژه نفس استفاده می کند می گوید در دو هنگام یکی در حین مرگ و دیگری در زمان کامل شدن خواب ، نفس انسان را به تمام و کمال می گیرد و دریافت می کند سپس کسیکه مرگش رسیده باشد نفس انسان باز نمی گردد اما بعد از خواب آن را بر می گرداند 42 زمر – این حتی در آیه 60 انعام هم البته بدون قید واژه نوم و نفس تنها به ذکر لیل و شب دیده می شود. واژه "وفی" در این آیات هم دیده می شود این واژه در قرآن به معنی دریافت کردن یا دریافته شدن چیزی به کمال و تمام است در جاهایی از قرآن که قید وفاکردن به عهد و پیمانهاست هم به همین معنی است برای همین در بعضی از جاها که بیان از وفات انسان است باز از واژه وفی برای قید مرده استفاده کرده است واژه وفات در فارسی هم معنی این واژه است ( مثل 234 و240 بقره، 55 آل عمران) در ارتباط با واژه نفس در حال تحقیق و تفکرهستم تنها در این حد بگویم نفس به خود آگاهی و شخصیت انسان و چیزی که به نام خود و من تعریف می شود. زمانیکه انسان به خواب می رود از اطرافش آگاهی ندارد و اخیتار و اراده ای برای او وجود خارجی ندارد. نفس به معنای بدن فیزیکی انسان نیست چون حین خواب بدن فیزیکی سرجایش است.
رویا : 5 و 43 و 100 یوسف، 60 اسرا، 105 صافات، 27 فتح.
مواردی که انسان در خواب می بیند با واژه رویا در قرآن ذکر شده است در واقع خواب دیدن را رویا می گویند. خوابهایی که واقعی است .بعضی از آیات همان طور که دیده شد گفته در خواب چیزهایی دیده اند و از واژه رویا استفاده نکرده و دیدن در خواب استفاده کرده است.(مثل 43 انفال)
در سوره اسرا ، (واژه سری که در واقع کوچ شبانه گفته می شود در آیات 81 هود، 65 حجر، 1 اسراء، 77 طه، 52 شعراء، 23 دخان، 4 فر، دیده می شود) در آیه 1 سوه اسرا کوچی است که در یک شب از سوی مسجدالحرام به سوی مسجد الاقصی صورت می گیرد. ما می دانیم که این امکان برای پیامبر وجود نداشته که چنین کوچی برای او صورت گیرد به غیر از خواب. با توجه به اینکه در آیه60 بیان از رویای پیامبر و دیداری که قبلا برای پیامبر رخ داده است و اینکه قبلا خدا گفته که به مردم احاطه کامل دارد. در نتیجه چون موردی در این سوره یافت نمی شود که با خواب پیامبر ما را ربط دهد تنها می توان به آیه 1 ربط داد. قدرت خود را برای احاطه انسانها نشان می دهد چون نشانه هایی دیده که در آیه 1 دیده می شود که برای مردم بازگو کرده است.
همان طور که از آیات قرآنی برمی آید. فهم چگونگی خوابها نسبت به سه پیامبر مطرح شده است ابراهیم، یوسف، محمد.
در بعضی از وبلاگها مشاهده کردم که یوسف را به عنوان پیامبر نمی شناسند در حالیکه قید نام یوسف در کنار دیگر پیامبران در آیه 84 سوره انعام و مهمتر ازآن ذکر رسل بودن او در سوره غافر آیه 34 دقیقا ایشان را از زمره پیامبران معرفی می کند.
یوسف : 84 انعام، 4 و 7 و 8 و 9 و 10 و 11 و 17 و 21 و 29 و 46 و 51 و 56 و 58 و 69 و 76 و 77 و 80 و 84 و 85 و 87 و 89 و 90 و 94 و 99 یوسف، 34 غافر.
چیزی که از آیات بر می آید خواب پیامبران نوعی ارتباط با خدا و فرمانهای خدایی بوده است همان طور که در سوره صافات خواب ابراهیم دیده می شود آن را به عنوان امر و دستور خدایی مورد شناسایی قرار می دهد،این خواب را به عنوان خوابی که حق و بر صدق و راستی است معرفی می کند. در دو خواب محمد، یکی در سوره انفال در ارتباط با قلت یاران دشمن و دیگری سوره فتح برای ورود به مسجدالحرام است (که باز در این سوره هم خواب پیامبر به نام صدق و حق که براساس راستی و حق است معرفی می شود) در این دو خواب تنها نشان از رخداد دو واقعه در آینده به صدق و حق است که باید صورت گیرد .
اما مهمترین سوره که در ارتباط با خواب سخن گفته، سوره یوسف است. در این سوره از سه نوع خواب سخن گفته است یکی خواب یوسف ، دیگری خواب دو همزندانی یوسف، دیگری خواب ملک مصر. اگر در خوابهای ابراهیم و محمد واضح و روشن است اما در این سوره با خوابهایی مواجه هستیم که با نمادها و سمبلهایی همراه است و از آن واضحیت خارج است. در آیه 4 سوره یوسف، خواب یوسف است که بیان از دیدن 11 ستاره ، خورشید و ماه است که بر یوسف سجده می کنند و در آیه 6 پدر یوسف با نشانه هایی که در خواب اوست می گوید که خداوند او را انتخاب می کند و تاویل احادیث را به او می آموزد همان گونه که بر پدران قبلش ابراهیم و اسحاق تمام کرده است. تاویل این خواب در آیه 100 دیده می شود خورشید و ماه و ستارگان نشان از پدر و مادر و برادرانش هستند که در برابر او بعد از به حکومت رسیدن یوسف و ورود به مصر بر او سجده می کنند . آنهایی که با یوسف زندانی شده بودند در آیه 36 بیان از خواب آنهاست یکی خواب فشردن شراب می بیند و دیگری نانی که بر روی سرش است که پرندگان می خورند در آیه 41 تاویل این خوابها دیده می شود که یکی شراب به ربش می دهد و ساقی او می شود و دیگری به صلیب و دار کشیده می شود و پرندگان از سر او می خورند (از آیات بر می آید که این افراد فردی که به عنوان رب و پرورش دهنده و مربی خود قبول کرده بودند همان ملک و پادشاه مصر است- برای همین در خطاب یوسف از این واژه استفاده می کند) در آیه 43 خواب پادشاه و ملک مصر است که می گوید هفت گاو چاق هفت گاو لاغر را می خورند و هفت خوشه سبز و هفت خوشه خشکیده. سپس در آیات 47 تا 49 می گوید که هفت سال پیاپی بکارید و اندکی بیشتر نخورید سپس هفت سال سخت می آید که آنچه از قبل اندوخته اید می خورید و اندکی هم برای آینده حفظ می کنید سپس سال پربرکت فرا می رسد.
در تمامی خوابها که سخن رفت رخدادی از آینده بود. چیزی که در سوره یوسف دیده شد خواب برای آینده منحصر برای پیامبران نیست حتی نیازی نیست آن فرد حتما مومن باشد اما خواب پیامبران را با نام صدق و بر راستی و رخدادی به حق معرفی می کند که نسبت به خواب افراد دیگر دیده نمی شود علاوه بر آن زمانی که می آیند خواب پادشاه مصر تاویل شود :
احلام : 44 یوسف، 5 انبیاء، 58 و 59 نور.
اضغاث : 44 یوسف، 5 انبیاء، 44ص
اضغاث جمع ضغث به معنی دسته هایی از گیاهان مختلف چوبی که به صورت بسته ای پیچیده از چوب خود را نشان می دهد.
احلام جمع حُلُم است این واژه در دو آیه سوره نور بالغیت و رسیدگی کامل حلم را بیان می کند حلم خوابی پریشان و بدون مشخص بودن اساسش است که در این آیات همان محتلم شدن را بیان می کند. اما در مورد سوره یوسف و انبیاء در کنار واژه ضغث ذکر شده است یعنی خوابی پیچیده که با موارد گوناگون به هم پیچش خورده است که مشخص نیست و معنی خاصی را نمی توان از آن درک کرد. در سوره انبیاء از سوی مخالفین قرآن ، قرآن را به اضغاث احلام تشبیه می کنند اما در سوره یوسف از سوی افرادی که دور و بر پادشاه مصر هستند برای تعبیر خواب پادشاه، آن را با این واژه خطاب می کنند سپس می گویند که از تاویل این احلام ناتوان هستند.
موردی دیگر که باید مورد توجه قرار گیرد در آیه 44 یوسف پادشاه مصر موضعگیریش نسبت به خوابش می گوید شما در آن چه عبرتی می بینید و از واژه تعبرون استفاده می کند این واژه به معنی عبوری از موضوع یا جریانی است که واقعیت دارد در آن درس و پندگیری وجود دارد و انسان را به مسیر درست راهنمایی می کند همان چیزی که با نام عبرت می شناسیم ( این واژه با مشتقاتش در آیات 13 آل عمران، 43 نساء، 43 و 111یوسف، 66 نحل، 21 مومنون، 44 نور، 2 حشر، 26 نازعات، دیده می شود ) در واقعیت می گوید اینجا چه عبرتی در خواب دیده می شود و می خواهد چه سرانجامی با دیدن آن بیان کند. اما زمانیکه افراد دیگر می خواهند آن را تعبیر کنند یا واکنش یوسف نسبت به این خوابها از واژه تاویل استفاده می کند این واژه در قرآن به معنی به اول برگرداندن و در واقع چیزی را به اصل و اساس اولیه آن را برگرداندن می باشد این واژه در این سوره در کنار حدیث استفاده شده است که به معنی سخنها و پیامهایی است که از دیگران می رسد(یعنی او باید این پیام خوابها را به اصل پیامی که می خواهند برسانند برگردانده شود) به علاوه خدا در این سوره گفته این علم و دانایی تاویل احایث را به یوسف داده است به خصوص پدرش آن دانایی را به آینده برای او معین می کند (آیه 6 یوسف)در نتیجه یک چیز ذاتی نیست بلکه علم به آن از سوی خدا بوده است این نسبت به تمامی پیامبران صدق می کند اما چیزی که مهم است عده ای می گویند چون در آیات یوسف از نمادها و سمبلها استفاده شده است ما می توانیم خواب را تعبیر کنیم یعنی براساس فرهنگها، شناخت موقعیت و وضعیت فرد می توانیم خوابهای یک فرد را تعبیر کنیم مثلا نماد گاو که سمبلی ارزشمند در مصر باستان بوده است بعد مثلا خوشه گندم سبزی که هنوز نارس است باید در این هفت ایام کاشته می شد و سپس در هفت سال بعد که خشک و زرد می شد باید درو می گشت یا فشردن شراب و ساقی بودن برای پادشاه بوده است یا سر او خورده می شده است براساس وضعیت و نوع زندگی افراد با فرهنگشان می توان خواب را تعبیر و مورد شناسایی قرار داد . اما ما ثابت می کنیم چنین چیزی غیر ممکن است . همان طور که آیات نشان می داد تعبیر خواب، همه از سوی پیامبران بوده است و تنها خواب پیامبران را بانام صدق و حق بیان کرده است پس این امکان برای خوابهای افراد دیگر نمی توان متصور بود. اما می دانیم خدا تنها به پیامبر، چون رسل بوده اند خود، از آینده به آنها خبر می داده است و از غیب که گفتیم در واقعیت بخشی از آن آینده است اطلاع رسانی می کرده است و از ذات خود چیزی نمی دانسته اند حتی از سمبلها و نمادهای خواب باز چیزی به آنها نمی توانسته رسانده شود مگر اینکه بعد از اتفاق می توانستند آن را به آن اشکال تعبیر کنند. یعنی اگر فردی بگوید تعبیر خواب می داند و این خصوصیت را برای خود یا دیگران استفاده کند سپس بگردد براساس موقیت و وضعیت فرد و فرهنگها و سمبلها و نمادهای فرهنگها بدنبال تعبیر خواب باشد یعنی می خواهد از غیب سخن بگوید که گفتیم از توان انسان خارج است و اگر هم بگوید این توانایی از طریق خواب برای او حاصل می شود اما در ذات خودش برای خود قائل نیست باز موضوع فرق نمی کند چون قبلا گفتیم که خدا دانایی غیب را تنها برای خود می داند و تنها انحصار آن را در رسل آنهم به اندک بیان می کند ، اصلا بیانی از فهم غیب از طریق خواب نیست. با توجه به اینکه هر انسانی در حال دگرگونی است و آینده و غیب هم در دستان خداست این احمقانه ترین کار است که خود را بدست تعابیر خواب بسپاریم. هیچ کس نمی تواند از خواب برای فهم غیب و آینده استفاده کند ، حتی اگر بخواهد به اندازه یک ذره خود را به آن بسپارد. چون می خواهد رخدادی در آینده را به حتمی و پیشگویی سوق دهد. اما سئوالی که ایجاد می شود پس قائل شدن خدا در اینکه هر انسانی در هر موقعیتی امکان دارد خوابهایی ببیند که آینده افراد را مشخص سازد با توجه به نوع بیان که امکان دارد از مجازها و سمبلهایی باشد چیست؟
این نیاز دارد که ابتدا انواع خواب ها را بررسی کنیم:
1- خواب هایی که به موارد آینده می پردازد حتی می گویند در زندگی انسان امکان دارد با صحنه ها و وقایعی آشنا شود سپس حس می کند که قبلا برای او رخ داده است این خواب هایی است که انسان آن را فراموش کرده است و حال برای او تحقق پیدا کرده است. همان طور که قبلا گفته شد تنها افرادی که رسول هستند آنهم به خاطر رسالتشان تنها اندک غیب از آینده می فهمند و این توانایی برای غیر آنها خارج است پس هیچ انسانی نمی تواند از آینده که غیب است بگوید. بلکه این موضوع وقتی رخ داد می توان به موضوع ربط داد چون ما با خوابهای گوناگون روبرو هستیم پس نمی توان حتما آن را به آینده ربط داد علاوه برآن امکان دارد با نمادها و سمبلهایی باشد که تعبیری درست ندهد و با هزاران تعبیر روبرو شد و شما بعد که رخ می دهد متوجه می شوید که واقعا تعبیر آن چه بوده است که امکان دارد به هیچکدام اصابت نکند و امکان دارد هم بخورد . اما چرا امکان دارد بخورد بعدا توضیح می دهیم چرا امکان دارد بعضی از سخنها در آینده رخ دهد و این نوع حرفها چه تفاوتی با غیب دارند. خوب به این آیه توجه کنید:
دانایی ساعه(قیامت) تنها نزد خداست و او نازل می کند غیث ( بارانی که برای مردم نیازمند می بارد و بداد آنها می رسد – این واژه در آیات 49 یوسف، 34 لقمان، 28 شوری، 20 حدید مشاهده می شود) و او به آنچه در رحمهااست داناست( رحم زنان) و هیچکس نمی داند فردا چه چیزی کسب می کند و هیچ نفسی نمی داند در کدام زمین می میرد ... (سوره لقمان آیه 34)
در این آیه چند دانایی خداوند به خود انحصار داده و بعضی هم گفته دانایی دارد 1- دانایی قیامت تنها انحصار به او دارد 2- نازل کردن غیث را تنها به خود منتسب کرده است و تنها فعل و عملی از سوی خود دانسته است و بس، دیگر توضیحی بیشتر در این مورد نداده است 3- او دانا به آنچه در رحمهاست این انحصار برای خود قائل نشده است پس انسان هم همان طور که امروز می بینیم به این قدرت دست یافته است 4- دانایی که فردا چه چیزی کسب می کند انحصار به خود او دارد 4- هیچ نفسی نمی داند در چه زمینی می میرد باز منحصر به خودش بیان می کند.
همان طور که دیده می شود انسان هیچگاه از آینده و کسبی که در آینده دارد دانایی ندارد . دانایی نسبت به آینده که بخشی از غیب و نهانهاست تنها از طریق خدا با واسطه رسل امکان پی بردن هست آن هم در صورتی که خدا بخواهد. در نتیجه چیزی به نام تعبیر خواب و حجتی برای برنامه ریزی آینده یا پی بردن به آینده وجود خارجی ندارد.
2- بعضی از خواب ها با توجه به رفتار و وقایع گذشته فرد است . این خوابها معمولا برای فرد مشخص است . بعضی از انسانها اگر به موقعیت فرد آشنا باشند امکان دارد حالت روانی و روحی او را تشخیص بدهند و جهت خواب را مشخص سازند اما همیشه چون به تمامی مسائل امکان دارد آشنا نباشند درست بیان نکنند چون به مسائل نهان و غیب فرد آشنا نباشند درست نفهمند اما اگر آشنا باشند دیگر نهان و غیب نیست درنتیجه امکان بیان درست است بیشتر این خوابها ، در بعضی موارد حتی در روان ناآگاه انسان قرار می گیرد مسائل ناگوار انسان را شامل می شود بعضی از علوم روی آن کار می کنند و از ان استفاده می کنند مثل روانشناسان.
3- خوابهایی که به موارد فکری فرد مربوط است ، نسبت به مسائلی است که در اطرافش در حال جریان است . می گویند مغز انسان در حین خواب بیشتر فکر می کند پس این چیز طبیعی است که چه در حالت قبل (شماره دو) و چه در این شماره در دو حالت مغز در حال فکر کردن در مورد آنهاست . پس در حالتی که مغز نسبت به اطرافش در حال فکر است امکان برنامه ریزی و پی بردن به مسائلی برای او هست که امکان دارد در آینده برای او رخ دهد و امکان دارد در حین خواب با سمبلهایی هم خود را نمایش دهد . اینکه چرا در خواب از سمبلها و نمادهایی استفاده می شود هنوز برای ما مشخص نیست و خدا هم مشخص نکرده است. در نتیجه این امکان پیش بینی چه در بیداری و چه در خواب برای انسان امکان پذیر است و می تواند با برنامه ریزی و فکر، آینده خود را رقم زند البته چون غیب در دست او نیست نمی تواند حتمی بگوید چه می کند بلکه تنها با احتمال حرکت می کند یعنی پیش گویی که حتمی است در قدرتش نیست.
خوب توجه کنید بین پیش بینی و پیشگویی تفاوت هست. پیش بینی یعنی براساس چیزهایی که فرد در اطرافش می بیند و براساس قوانین و سنن خداوندی و برنامه ریزی و علم و ... می تواند اتفاقات در آینده از قبل حدس بزند با احتمال بگوید به آن سمت می رود اما پیش گویی یعنی اتفاقی که حتما رخ می دهد با توجه به اینکه انسان نه علم و دانایی کامل به سنن و قوانین خداوندی دارد و نه از اینکه بداند تا چه زمانی و چه قوانینی پابرجاست و بسیاری از مسائل از دست او خارج است و تسلطی بر آن ندارد پس نمی تواند حتما موردی بیان کند و از غیب بگوید. آنهایی هم که می خواهند از خواب و تعبیر آن استفاده کنند یعنی می خواهند بگویند حتما اتفاقی و برنامه و دستوری از سوی خدا از طریق خواب حاصل شده است در حالیکه برای دستورات خداوندی ما می دانیم خدا تنها قرآنش را معرفی می کند برای آینده هم همان طور که از سوره لقمان بر می آمد چنین توانایی که بفهمد چه چیزی کسب می کند برای او حاصل نمی شود.
4- خواب از سوی شیطان وجود خارجی ندارد. اگر افرادی هم می گویند پس این خوابهای پریشان نشان از چیست؟ چرا زمانی که آیات می خوانیم خبری از آن نیست. باید به این عزیزان بگوییم که خواب پریشان نشان از ناآرامی درونی انسان استکه در خواب خود را به معرض نمایش می گذارد چون گفتیم مغز بیشتر در حال فکر کردن است. اما زمانیکه این آیات را می خواند چون آرامش نسبی برای خود ایجاد می کند تقریبا خواب خود را جهت می دهد. پس تنها ایجاد آرامش برای او مهم است. اگر فرد زندگی خود را به سمت آرامش و تعادل بکشاند نیازی به خواندن آیات نیست چون قرآن باید حالت انسان را در تحول بینش ، ذهنی آرام و زندگیی در این مسیر بکوشد و به صرف خواند آیاتی چنین حالتی ایجاد نخواهد شد . تنها با این عمل ذهن را شرطی می کنیم در نتیجه ذهن در حین خواب چنین رفتار از خود نشان می دهد. خوب توجه کنید که شیطان با آن تعریفی که از او در بین مسلمانان وجود دارد تسلطی به انسان ندارد نمی تواند به درون انسان نفوذ پیدا کند. هیچ آیه ای از این نفوذ به این شکل صحبتی نشده است. در مورد واژه شیطان در قرآن بعدا توضیح می دهیم.
5- دیدن خوابهای پیچیده و بی اساس. ظاهرا در زمان پادشاه مصر با توجه به شخصیت و موقعیت او . خوابهایی که شامل ذهن پریشان فرد در گذشته یا توجه او به موارد دور و بر او بوده است می توانستند ترجمه کنند اما زمانیکه قادر نیستند و مخلوطی از موارد گوناگون است آن را به عنوان ضغث معرفی می کند که تابیده از انواع گوناگون خوابهاست این نوع خواب در قرآن با نام احتلام نامیده می شود که اساس مشخص و تعبیری خاص نمی توان برای او قائل شد. برای همین حتی محتلم شدن در خواب باز از این واژه استفاده می کند البته زمانیکه ذهن درگیر مسائل جنسی است و به مرور که به بلوغیت می رسد در ذهن تصورات و حالاتی برای او رخ می دهد که امکان دارد با انواع گوناگون پیچی بخورد و درهم و برهم باشد حتی با واقعیات دور و بر او ربط پیدا کند.
6- بعضی ها می گویند که خواب همان گونه که تعبیر شود حتما رخ می دهد. یا برای خوابهای خوب بازگو شود یا خوابهای بد بازگو نشود تا فرد در امان بماند. در حالیکه همان طور که گفتیم انسان غیب نمی داند. غیب حتمی و برصدق است اما خواب چنین توانایی را ندارد و اینکه کدام خواب به چنین حالتی رود از توانایی انسان خارج است. برای بدی و خوبی آن در آینده هم اینگونه است. اما من می دانم چرا گفته اند خوبها بازگو شود و بدها بازگو نشود . متاسفانه چون ذهن اطرافیان خیلی تابع حرفهای دور و برشان است و زود باور و برای خواب اهمیت می دهند وقتی خوابهای بد گفته شود یا از فرد دوری می کنند یا ذهن را متوجه آن مسئله می کنند تا تحقق پیدا کند برای مسائل خوب هم اینگونه است. یعنی این بدستان خود تولید می کنند نه خود آن خواب.
به غیر از مواردی که عنوان شد در قرآن بیانی نیست و حرفهایی که نسبت به خواب از سوی مسلمانان عنوان می شود وجود خارجی ندارد. در نتیجه اهمیت چندانی به خواب خود برای آینده ندهید. در صورت دیدن خوابهای پریشان و مکرر باید به زندگی خود مراجعه کنید تا آرامش در زندگیتان حاصل شود.
7- ذهن انسان در بیداری هم به سمت خیالات و ترسیم اتفاقات چه برای آینده یا مسائل گذشته می رود. پس همین مسائل در خواب هم اتفاق بیافتد دور از انتظار نیست.
دیدن اشخاص در خواب هم باز فکر کردن روی این افراد یا بودن نقش یا نام آنها در زندگی سپس در خواب دیدن دور از تصور نیست ما در بیداری هم فکر خود را به سمت افراد می بریم حتی امکان دارد افرادی را که نمی شناسیم تصویری از آنها در ذهن ایجاد کنیم.
8- چون اتفاقاتی در خواب افتاده که امکان داشته در آینده رخ داده است و بعضی اتفاقات ربطی به برنامه ریزی انسان نداشته که بگوییم انسان در بیداری هم همین پیش گویی ها در بیداری دارد و اتفاق می افتد پس در خواب ببیند مشکلی نیست چون همان طور که دیدیم ما با خوابهایی مثل بدار آویختن زندانی یا شراب دادن زندانی به اربابش یا حتی قحطی روبرو بودیم که نمی توان منتسب به این موارد کرد در تیجه این نشان از این دارد که این جهان تنها ماده صرف نیست و از خیلی موارد تشکیل شده است که ما ناآگاه بدان هستیم . ماده اصلا نمی تواند در ظرف زمانی رو به جلو حرکت کند.
از یک لحاظ هم خواب می تواند مفید باشد روانشناسان می توانند با نفوذ به روان ناآگاه افراد مشکلات افراد را تشخیص دهند. بعضی از افراد خواب گردی می کنند، حتی به حالتی می روند که بدون اینکه به اطراف خود صدمه ای وارد کنند کارهای خود را انجام می دهند و انگار اطراف خود را به طور کامل می بینند و درک می کنند حتی امکان دارد دو نفر که در خواب هستند با هم حرف بزنند بدون اینکه بعد از بیداری متوجه شوند و بدانند که چه صحبت هایی با هم داشته اند البته این موارد جز نادر مواردی است که برای هر کسی رو نمی دهد.
نوشته شده توسط محمد در دوشنبه یکم تیر 1388 ساعت موضوع نگاهی نوبه قرآن | لینک ثابت
منوی وبلاگ
درباره وبلاگ

1- این وبلاگ وابسته به هیچ گروه وحزبی نبوده ونویسنده درنوشتن مطالب آزادانه عمل میکندو تنهاخودرا یک محقق، متفکر و منتقد می داند.
2- دراین وبلاگ نویسنده حق خود میداندکه مطالبی بنگاردکه امکان داردباعنوان وبلاگ هماهنگی نداشته باشد.
3- هدف ازاین وبلاگ رسیدن به حقیقت است.
4- برای دسترسی به مطالب و آخرین اخبار درارتباط با وبلاگ می توانیددرخبرنامه این وبلاگ عضو شوید.
5- منتظرنظرات مفیدشما هستم می توانیدچه ازطریق قسمت نظردهی که درپایین مطالب قراردارد یاقسمت نظرسنجی که درسمت راست وبلاگ در صورت وجود قرار می گیردیا ایمیل نویسنده وبلاگ، نظرات خودرابیان کنید ونویسنده وبلاگ موظف است نظرات شمارابدون هیچ سانسوری دروبلاگ قراردهد.
6- سعی براین خواهد بود در صورت داشتن وقت ماهیانه حداقل یک مطلب داشته باشم
7- نویسنده چرا ارتباطی فراتر از فضای مجازی با دوستان نمی تواند برقرار کند و پاسخگو نیست.
8- استفاده از مطالب چرا تنها با ذکر منبع مجاز می باشد.
9- هردوستی در صورت تمایل به تبادل لینک با هر نوع نگرشی که باشد منو لینک کند بعد از اطلاع، او را لینک خواهم کرد.
10-هرکدام ازدوستان که بتوانند کمکی دیگر درجهت بهبوداین وبلاگ نمایندمن باکمال میل دست این عزیزان رامی بوسم.
11- در تبادل فکر نام مهم نیست بلکه فکر مهم است درنتیجه نویسنده چرا از معرفی خود و هر چیزی که به او ربط پیدا می کند معذور می باشد. ( منتظر نام نباشید که در مقابل نام حقیقت نیست بلکه در مقابل حقیقت، حق است )
باتشکر نویسنده چرا همیشه در چرا؟
فهرست اصلی
آرشیو موضوعی
نگاهی بر نظردوستان 3
چرا؟
نقداحادیث
نگاه درست-حرکت درست
زن
نگاهی نوبه قرآن
دنیای عکس
نگاهی به نظرات دوستان
سکس ومسائل جنسی
نقدمذهب وامت اسلامی
آزادی،انتقاد،خشونت وقدرت
عشق ودوستی
سیاسی-اجتماعی
خدا
مدیریت واصلاح جامعه
رشدوطبیعت
چالشات دین اسلام
روانشناسی
شهدای اهل سنت وظلمهای رواشده نسبت به آنان
امامت و ولایت ازنگاه قرآن
تفکردرنگاه
ترسیم دیدگاه سیاسی
معرفی سایت وکتاب
نظام اقتصادی برتر
نگاهی برنظردوستان2
نیازبه دین وقرآن
مذهب تشیع درباتلاق شرک وخرافات
نقدگروهها،حرکتها،فرقه هاومذاهب اسلامی
نقدادیان ومکاتب بشری
حق ها
ورق هایی اززندگی من
اخلاق
نگاهی نو به قرآن2
کلیه مطالب وبلاگ چرادریک نگاه
پیوندها
(لینکهایی که در اینجا قرار می گیرد به معنی تایید کلیه مطالب مندرج در آنها نمی باشد)
در مسیر قرآن
روح زندگی
بشری
اخوت
برادری اسلامی
ادبیات وسینما
تزفلسفه اهل بیت
گوله هیرو
منتظران صاحب الزمان
ای معبودمحبوب
صبحدم - ناشراندیشه های معاصر
کاروان نیکان
معنای توحید
شهیدکاک احمدمفتی زاده ناجی کرد
اسلام
اهل سنت سلماس وحومه
ظهور
غربا
پایگاه بزرگ طنز کنکور هنر
خبرونظر
راه ما
عشق شیشه ای
نغمه
درموردآزادی اندیشه وفکرمیباشد
زندگی نامه +احادیث+مداحی
اهل سنت ایران
آل دوستین
جوانان اهل سنت شهرستان خواف
تبعیت فقط ازقرآن
معنای توحید2
تعبد
تحلیل مسائل کلامی
خبرگزاری جنبش دانشجویان اهلسنت
دگراندیش
تئهران اوشاقلاری
تریفه
اندیشه یه جوون ایرونی
هاوری
منطق آب دوغ خیاری
مسیحیت امروز، تحریف یا واقعیت
اسلام حقیقی فقط در قرآن کریم است
اسلام را آنگونه که هست بشناسید
تدبیر در آیات
بازخوانی
زشت و زیبا
اثبات حقانیت شیعه
نوگرا
سازمان موحدین آزادیخواه ایران(سما)
قرآن شناسی
لینک های زیبای اسلامی
فریادی از اعماق شب
آخرین نوشته ها
قرآن ، بینش جهانی 29
قرآن ، بینش جهانی 28
قرآن ، بینش جهانی 27
قرآن ، بینش جهانی 26
قرآن ، بینش جهانی 25
قرآن ، بینش جهانی 24
قرآن ، بینش جهانی 23
قرآن ، بینش جهانی 22
نگاهی برنظردوستان 75
قرآن ، بینش جهانی 21
نوشته های پیشین
آبان 1388
مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
سایر امکانات
^ بالای صفحه ^