مفهوم غیب در قرآن پدیده ای پیچیده ای نیست اما برای من عجیب است که کج اندیشان نمی توانند در این مورد خوب صحبت کنند در ابتدا کلیه آیات قرآنی که در مورد غیب ذکر شده قید می کنیم بعد توضیحات خود را ارائه می دهیم:
صفت هدایت یافتگان ایمان به غیب است آیه 3 بقره.
خدا غیب می داند آیه 33 بقره.
غیب به معنی اتفاقاتی است که در گذشته رخ داده مثل تاریخ زندگی مریم. فهمیدن این غیب از طریق وحی صورت می گیرد. 44 آل عمران
سنت خداوندی به این طریق است که انسانها نمی توانند غیب را بدانند و تنها رسل و فرستادگان از سوی خودش دسترسی به قسمتی از غیب ، نه تمامی آن است برای همین ناپاک از پاک برای ما مشخص نیست 179 آل عمران
یکی از صفات زنان صالح حفظ کردن بر غیبهایی است که خداوند حفظ آن را خواستار است 34 نساء.( حفظ کردن بر صلاه در آیات 238 بقره – 92 انعام- 9 مومنون- 34 معارج، حفظ ایمانکم در آیه 89 مائده در واقع پایبندی به تعهدات نسبت به اطرافیان، حفظ حدود خدا در آیه 112 توبه، حفاظت از فروج در آیات 5مومنون- 31 نور-29 معارج- 35 احزاب) بیشتر حفظ و نگهداری این موارد نه تنها آشکار بلکه در نهانها و غیب هم باید صورت گیرد. قابل ذکر است برعکس تصور رایج این آیه به معنی حفظ اسرار زناشویی صرف نیست بلکه پایبندی به تعهدات که یکی هم نسبت به همسراست زیر مجموعه و بخشی از آن است. بلکه اینجا اطاعت از خدا و حفظ دستورات خدایی است.
مبتلا کردن انسان به آزمایش تا در حالت غیب چگونه عمل می کند 94 مائده
بعد از مرگ پیامبران ، آنها دسترسیی به غیب ندارند و نمی دانند بر زندگان چه گذشته است 109 مائده
حضرت عیسی از کردار و اعمال بعد از خود و زندگان با خبر نیست 116 مائده
تنها خدا آگاه و اعلم ترین فرد بر غیوب است 116 مائده و 109 مائده
پیامبر نه داناترین فرد به غیوب است و نه هم خزائن خدا در دست اوست 50 انعام . در دنباله این آیه خداوند می گوید بگو آیا نابینا، کسیکه این مسائل را نمی بیند و خود را به کوری می زند با کسیکه اهل بصیرت و کندوکاوی است مساوی است چرا تفکر نمی کنید.
کلیدهای غیب نزد خداست و کسی جز او نمی داند و غیب به فرآیند آینده و حال غیر محسوس انسانی اطلاق می شود 59 انعام
خداوند نسبت به مسائل انسانی در حالت غائب قرار ندارد 7 اعراف
پیامبر غیب نمی دانسته وگرنه دو امکان می توانسته برا ی خود فراهم کند یکی مالکیت نفع برای خود، دیگری نرسیدن ضرر. این دو حالت برای کسی فراهم خواهد شد که به غیب تسلط داشته باشد . حتی در ابتدای آیه، پیامبر برای نفع وضرر خود تنها آن مقدار که خدا بخواهد تسلط دارد و در پایان آیه می گوید تنها نذیر و بشیر است 188 اعراف
خدا به تمامی اسرار و نجواها آگاه است چون خدا دانا به غیوب است 78 توبه
عدم آگاهی به غیب و تنها از طریق وحی نسبت بدان پیامبر آگاه شده است و کسی به او یاد نداده است و قومش هم به آن آگاهی نداشته اند 49 هود
تنها خدا غیب آسمانها و زمین می داند 123 هود
بیشتر سرگذشت گذشتگان از غیب است که تنها از طریق وحی پیامبر بدان پی برده است و در محفلهایی بوده که پیامبر بدان دسترسی نمی توانسته داشته باشد 102 یوسف
جزئیات زندگی ، نوع زندگی گذشتگان تنها بدست خدا و از غیب است و انسانها بدان دسترسی پیدا نخواهند کرد 22 و 26 کهف
غیب به اتفاقاتی است که در آینده رخ می دهد 61 مریم
هیچ کسی در سماوات و زمین غیب نمی داند مگر خدا 65 نمل.
داننده غیب خداست و هیچ کس را برآن مطلع نمی شود 26 جن. سپس در دنباله آیه می گوید مگر رسولی که از او راضی باشد
پیامبر برای اطلاع دیگران به غیب های خدایی که در اختیارش قرار داده بخل نشان نداده و با کم و کاستی نرسانده و به تمام وکمال رسانده است 24 تکویر.
در بسیاری از آیات دو واژه را درکنار هم قرار داده است ، آنها را از هم جدا کرده است عالم شهاده ، مقابل عالم غیب در قرآن است عالم غیب به پوششها و شهاده به عالم مشهود گفته می شود که افراد می توانند شاهد آن باشند73 انعام - 94و 105 توبه – 9 رعد- 92 مومنون – 6 سجده- 46 زمر- 25 حشر- 8 جمعه- 18 تغابن-
دیگر آیاتی که واژه غیب در آن ذکر شده است : 20 یونس، 31 هود، 10 و 15 و 52 و 81 یوسف، 77 نحل، 20 و 75 نمل، 3 و 14 و 48 و53 سبا، 18 و 38 فاطر، 11 یس، 18 حجرات، 33 ق، 41 طور، 35 نجم، 25 حدید ، 12 ملک، 47 قلم، 16 انفطار.
در ارتباط با قید واژه غیب در سوره حجرات آیه 12 نیاز به یک توضیح کوچک است که در ابتدای آیه می گوید از بسیاری از ظن ها و گمانها بپرهیزید و ما می دانیم که ظن به معنی چیزی است که به یقین و واضحیت مسئله نرسیده است یا در شک و دودلی فرد بسر می برد یا هم خود لمس و حس نکرده است و تنها به دیده ها و نشانه ها و شنیده هاست که بدان پی برده است. سپس در دنباله آیه می گوید از بعضی از ظن ها پرهیز کنید که گناه است سپس دو قید مسئله در دنباله می آورد یکی تجسس است که این واژه تنها در این آیه قرآنی قید شده است یکی هم عدم غیبت بعضی از بعضی دیگر. با توجه به اینکه قید این مسئله نشده است که تجسس در چه چیزی باید شود و واو عطف هم قبل از آن آمده است پس دنباله و توضیح آیات قبل را می خواهد بدهد چون این ظن و گمان داشتن نسبت به یک شخص امکان دارد برای برطرف کردن آن نیاز به جستجو باشد که افراد را از کاوش و جستجو باز می دارد و می گوید ظن را کنار بگذارید یا آن ظن به یقین رسیده است یا هم در همان حال ظن است اما افراد برای دنبال و تکمیل تجسس خود به آشکار کردن آن غیب و نهان می پردازند که می گوید آن پنهانی ها آشکار نشود اما برخلاف تصور رایج این به معنی این نیست که افرادیکه مسئولیت های اجتماعی یا سیاسی دارند پشت سر آنها صحبت نشود چون گفته غیبت صورت نگیرد و غیب هم در دنباله مقاله می گوییم که به چه معناست در واقعیت پنهانی هایی است که دسترسی برای هر شخصی نیست و در معرض دید جامعه قرار ندارد بلکه محفلهای خصوصی افراد در بر دارد نه محفلهای عمومی او که به جامعه، کار او یا سیاست برمی گردد . افرادی که خیال می کنند با فضا گذاشتن با نام اینکه نباید آبروی افراد برود و از نقد و بررسی عملکرد با سوء استفاده و فهم نادرست از این آیه به پیش می روند باید بدانند که در این آیه در ابتدای آیه همه ظن ها و گمانها را رد نکرده است پس فضای کاری به مسائل سیاسی و اجتماعی باز است دوم می گوید هرچه مخفی و پنهان است مورد آشکار قرار نگیرد نه مسائلی که در معرض دید و آشکار است و هرکس متوجه آن می شود. نهانها و غیبات به مواردی گفته می شود که امکان دارد تنها فرد خاصی ، نه همه متوجه بشوند.(همان مسئل خصوصی افراد است که تنها به خود شخص باز می گردد همه به آن پی نمی برند تنها امکان پی بردن برای افراد به خصوصی است- امکان دارد حتی این رازها از سوی خود اشخاص به دیگران باشد) افرادی که با فضا گذاشتن به اشخاص با عنوان عدم رفتن آبروی آنها یا با نام تخریب شخصیت، فضای سیاسی آلوده ای را می سازند باید بدانند برخلاف آیات، تقوای سیاسی را از بین می برند زمانیکه با نام آبروی اشخاص فضای اجتماعی و پنهانی برای افراد می سازند تا به فریب مردم بپردازند و گول بزنند باید بدانند ضرباتی که از سوی این افراد به دیگران وارد می شوند این افراد هم سهیم هستند بر عکس تصور رایج افراد که می گویند ما می خواهیم گناهان لوث نشود تا افراد را از گناه باز دارند در بینش دینی برای جلوگیری از گناه به لوث یا عدم آن نیست اصلا چنین چیزی برایش بی ارزش است یعنی برا ی عدم گناه اگر به خاطر لوث یا جامعه باشد دیگر این فرد در محیط های دیگر قرار گیرد یا در غیب و پنهانی قرار گیرد خود را از گناه دور نمی کند بلکه برای عدم گناه توجه به جهان دیگر و برای خدا، توجه انسان را جلب می کند؟ شاید بگویند فضا برای بازگشت بهتر افراد ایجاد می کنند در حالیکه برخورد اسلام با گناهکاران خود طرد نیست بلکه فضای توبه و در صورت خواست اصلاحی آنها باز است به علاوه نمی توان به فردی که ظلم می کند به او اجازه داد آزادانه بدون هیچ برخوردی در فضای جامعه راه برود پاسخگوی ظلم و فریب و ضربه زدن او به دیگران به خاطر اعمالش نباشد چون نباید آبروی او نرود؟ نباید یکطرفه با مسائل برخورد شود، پس پاسخ به گناه این افراد که متوجه انسانهای دیگر می شود چه می شود؟ علاوه برآن زمانیکه یک فرد حس کند در یک جامعه سالم زندگی می کند و در صورت فریب و ظلم شدید از سوی او،جامعه با او برخورد می کند و احیای حقوق خود را می خواهد جامعه سالم می ماند فضای گناه را از دیگران را می گیرد البته این زمانی مفید واقع می شود که کل جامعه در این مسیر گام بردارند وگرنه امکان دارد نتواند کاربرد درست خود را به معرض نمایش گذارد.
اما آیات در مورد واژه غیب چه می گوید غیب نسبت به خدا و انسان به مواردی گفته می شود که از علم وعقل انسان خارج است و انسان توانایی درک آن را ندارد و جزء محسوسات او نیست این نه تنها به موضوعات پیرامون جهان ، سنت ها و قوانین حاکم برآن صادق است بلکه آینده و مواردی از گذشته که انسان بدان پی نمی برد هم صادق است به خصوص مسائل جزئی تاریخی و دقیق بررسی تاریخ که اتفاقات در گذشته به چه صورت بوده است. اما نسبت به انسان به درونی ها و پنهانی ها که از دید افراد خارج است در واقعیت زمانیکه واژه شهاده به معنی شاهد و حاضر بودن بر موضوعات که افراد گوناگونی بر آن حاضر هستند و از طریق علم و عقل حاصل می شود تا غیب ها که به موارد پنهانی اطلاق می شود برای همین انسانهای دیگر برآن حضور ندارند.
در نتیجه عالم غیب قابلیت مطالعه و تحقیق و راهیابی علم و عقل انسانی در آن نیست و براساس امکاناتی که در اختیار او قرار گرفته است دسترسیی به آن ندارد .
برای فهم غیبهای که نسبت به خدا مطرح است خدا می گوید این غیوب تنها خودش می داند و احدی بدان دسترسی ندارد تنها در فرستادگان خودش به نام رسل است که مقداری که خود می خواهد و انسان بدان نیازمند است در اختیار او قرار می دهد پس مسلما بسیاری مسائل است که انسان شاید هیچگاه در این زندگی خود بدان پی نبرد اما واژه رسل در قرآن می دانیم که پیامبران خدا هستند نه اشخاص دیگر. ( یعنی در فهم غیب به غیر از رسل کسی دیگر بدان دسترسی پیدا نخواهد کرد)حال بعضی از افراد می آیند این انحصار را خارج می کنند توانایی فهم غیب، توانایی فهم جزئیات تاریخی گذشتگان، توانایی فهم آینده، توانایی در دست داشتن خزائن سماوات و زمین و حتی فهم غیوب آن برای خود قائل می شوند یعنی می خواهند خود و دیگران را تبدیل به خدا کنند. در نتیجه براساس بینش قرآنی در حال حاضر کسی وجود ندارد به غیب آگاهی داشته باشد و به غیر از پیامبران چنین فهمی برای کسی ایجاد نشده است آنهم برای همین رسل به اندازه اندک حاصل شده است. تنها گزینه ای که وجود دارد و بخشی از غیب را با خود دارد همین قرآن است که به پیامدهایی از آینده (مثل قیامت و جهان دیگر ) یا گذشتگان(جزئیاتی از زندگی پیامبران یا ...) یا قوانین و سننی که انسان علم کمی بوی داده شده است یا اینکه در حال کشف آن به صورت زمان آینده است که در حال حاضر از توانایی او خارج است ( مثل روح ). باید دانست در مورد فهم و رسیدن این اندازه غیب از سوی خدا این رسل و پیامبران کم و کاست و پنهانی نداشته اند و افراد خاصی را مد نظر قرار نداده اند (انحصار به اشخاص خاصی نداده است) که تنها به آنها بخشی از غیب برسانند بلکه در رساندن همین اندک غیب هم بخل و مخفی کاری نبوده است.
حال افرادی می آیند حتی با قرآن فال گیری می کنند یا با کتابهای دیگر مثل حافظ و ... حتی خوب و بد خود را نسبت به غیبات و آینده خود مشخص می سازند و قابلیتی برای اشیائی قائل می شوند که گفتیم از توانایی آنها خارج است باید گفت این موضوعات چه معنایی را می رساند جز اینکه این افراد هنوز شناخت درستی از قرآن ندارند آنها حتی چنین توانایی را با استخاره هم بیان می کنند یا نماز استخاره می خوانند(استخاره یعنی توسل به مواردی برای فهم خوب و بد بودن اتفاقات پیرامون به خصوص آینده یا جهت این مسائل را به سمت خوبی کشاندن است) در حالی که با توجه به آیات بوسیله این موارد برای انسان فهمی از غیبات برای او ایجاد نخواهد شد که بخواهد با توسل به آنها غیب و خوبی و بدی موضوعات برای او کشف شود چون تنها رسل، آنهم به اندازه می فهمیدند و نگفته دیگر از این موارد هم شما استفاده کنید تا چنین فهمی برای شما حاصل شود. البته انحصار در این موارد نیست حتی افراد بدنبال فال های دیگر نجومی ، قهوه و ... می روند که این برخلاف آیات خدا و خرافاتی بیش نیست. من نمی دانم چرا بعضی ها نمی فهمند که آن فالها و طالع هایی که در بسیاری از مجله های خانوادگی درج می شود غلط و اشتباه است و این را نمی فهمند که زندگی انسانها حتی صفات اخلاقی بسیاری از انسانها مثل هم است و از یکی دو موردی که نوشته شده ، خودبخود درست از آب در می آید که چنین شخصیتی در او است و امکان دارد چنین اتفاقی در زندگی او در حال جریان است بعد براحتی فریب می خورد و هزاران غلط و اشتباه آن را نادیده می گیرد و نمی داند که آن مشکلات هم با روشی که بیان می کند براحتی این فهم می تواند از منابع علمی بدست آورد(بعضی بحثهای روانشناسی است) از یک منبع خرافی بدست می آورد که هزاران اشتباه و غلط در آن جریان دارد که امکان دارد زندگی افراد را در معرض نابودی قرار دهد.
دیده اید بعضی از افراد وابسته به فرقه هایی همچون متصوفه قائل به فهم غیب از طریق ریاضت هستند (علم مکاشفه)این افراد این بینش غیر قرآنی خود را از کجا آورده اند اگر راست می گویند آن بینش ها را ثابت کنند آیا این افراد همان افرادی نیستند که بر خدا دروغ می بندند و برای حرفهایشان سندی خدایی و علمی ندارند. حتی سخن از آینده گفتن با ظن و شک و دودلی و براساس مشاهدات و آینده نگری برای هر کسی تا حدودی آنهم نه یقین حاصل می شود و این به معنای غیب نیست چون غیب حتمی است.
عدم شناخت درست از غیب تنها به اینجا ختم نمی شود بلکه باعث به وجود آمدن تفکری به نام هرمنوتیک یا نسبی گرایی در دین است. این تفکر محصول پست مدرنیسم است و بیشتر در دین مسیحیت برای وفق دادن خود با جهان مدرن و توجیه کردن خرافات خود به وجود آمد تا با نام بیان نسبی گرایی سپس حرکت بر اساس اینکه فهم هم نسبی است و باید تجدید شود و تمامی متنها حاله ای از استعاره و مجاز هستند عنوان شد. اما باید دانست قرآن چیز ثابتی است و قوانین حاکم بر جهان هم ثابت است بلکه فهم ، علم و تسخیر انسان نسبت به عالم شهاده (آن مواردی که قابل مشاهده و در حیطه علم و عقل او بوده بیشتر شده است) در نتیجه نحوه و تنظیم زندگی خود را بر اساس آن متحول کرده است. در نتیجه در مورد قرآن برای فهم باید به خودش مراجعه شود چون هر متنی و بینشی باید خود ماهیت خود را مشخص سازد نه تفکری از خارج بر او تحمیل شود در نتیجه تفکر هرمنوتیک در بین مسلمانان باعث تفکراتی مثل قبض و بسط یا تجربه نبوی یا حتی قرآن به عنوان کلام محمد و بشری حتی قابل تولید و شبیه به آن به وجود آمد در حالیکه با توجه به نوع بینشی که از غیب در قرآن قید شده است همچنین تنها حامل شدن آن از سوی رسل نمی توان با تجربه بدان پی برد (این همان بینش کهنه تصوف است که با بیانی دیگر امروز به خورد مسلمانان داده می شود حتی صحبتهایی مثل پلورالیسم دینی که بیان می شود هم در گذشته دیده می شود مثلا در این شعر بهایی دیده می شود مقصود تویی کعبه و بتخانه بهانه ) و برای انسانیت از آینده یا گذشته خبر داد اصلا در حیطه قدرت انسانی با هر روشی که بخواهد نیست چون بحث و موضوع سر غیب است. بحث هرمنوتیک را بیشتر از این باز نمی کنیم و بدان نمی پردازیم.( نسبی گرایی یا بهتر است بگوییم شک گرایی و نبود چیزی با نام مطلق و حقیقت هم تفکری نو از سوی بشر امروز نیست سوفسطیان هم چنین بیانی داشتند) تنها این باید دانسته شود که غیبها تنها به مقدار نیاز انسانی در اختیار او قرار داده شده است مواردی که به زندگی و تکامل او نیاز است مطمئنن بسیاری مسائل است که انسان از آن ناآگاه است و نیازی هم به دانستن نداشته است.
عیجب ترین موضوع این است که عده ای می آیند و فهم غیب برای مردگان، کسانی که دستشان از این دنیا کوتاه شده است قائل می شوند در حالیکه این متناقض با فهم ما از واژه غیب در قرآن است چون تنها او از غیب می داند.
بدترین قائل شدن غیب برای انسانها و اشخاص است که خطرناک ترین حالت در زندگی انسانی به وجود می آورند از آن دوری کنید. تا سوء استفاده چینان از شما سوء استفاده نکنند با زندگی شما و دیگران بازی نکنند و به دیگران و خود ظلم نکنید راه خرافات را بتوانید ببندید. فال و طالع و آینده انسان بدست هیچ کدام از این افراد، اشیاء و روشهایی که این اشخاص توصیه می کنند نیست . غیب ها را تنها خدا می داند اصلا این با توجه به نوع و خاصیت اشیا و اشخاص و توانایی آنها از محدوده قدرت و توانایی آنها خراج است و چنین ویژگی برای آنها نمی توان قائل شد اما این غیبها و پوششها ، تنها ، انسان با داشتن بینش درست، برنامه ریزی و اجرای درست آن می تواند متحول کند آنهم در صورتی که خدا بخواهد و دیگر امکانات در اختیار انسان قرار دهد. قوت غیبهای قرآنی از محکمات قرآنی می گیرد یعنی وقتی فهمیدیم که قرآن نسبت به عالم مشاهده و قابل لمس بر اساس شناخت و بینش درست می دهد و خلل و کم و کاستیی در آن نیست آن را به سمت غیب می کشانیم حتی بعضی از عالم غیب هم خداوند با دلایلی بیان می کند یا تصویری کوچک از آن نشان می دهد(مثل قیامت) در نتیجه مواظب افرادی که در مورد غیبها و نهانها تنها نظریه پردازی صرف می کنند و اثباتی برای آن ندارند حتی ارائه دیدگاه خود را علمی هم عنوان می کنند(در واقعیت علمی نیست) باشید.
نوشته شده توسط محمد در جمعه بیست و نهم خرداد 1388 ساعت موضوع نگاهی نوبه قرآن | لینک ثابت
منوی وبلاگ
درباره وبلاگ

1- این وبلاگ وابسته به هیچ گروه وحزبی نبوده ونویسنده درنوشتن مطالب آزادانه عمل میکندو تنهاخودرا یک محقق، متفکر و منتقد می داند.
2- دراین وبلاگ نویسنده حق خود میداندکه مطالبی بنگاردکه امکان داردباعنوان وبلاگ هماهنگی نداشته باشد.
3- هدف ازاین وبلاگ رسیدن به حقیقت است.
4- برای دسترسی به مطالب و آخرین اخبار درارتباط با وبلاگ می توانیددرخبرنامه این وبلاگ عضو شوید.
5- منتظرنظرات مفیدشما هستم می توانیدچه ازطریق قسمت نظردهی که درپایین مطالب قراردارد یاقسمت نظرسنجی که درسمت راست وبلاگ در صورت وجود قرار می گیردیا ایمیل نویسنده وبلاگ، نظرات خودرابیان کنید ونویسنده وبلاگ موظف است نظرات شمارابدون هیچ سانسوری دروبلاگ قراردهد.
6- سعی براین خواهد بود در صورت داشتن وقت ماهیانه حداقل یک مطلب داشته باشم
7- نویسنده چرا ارتباطی فراتر از فضای مجازی با دوستان نمی تواند برقرار کند و پاسخگو نیست.
8- استفاده از مطالب چرا تنها با ذکر منبع مجاز می باشد.
9- هردوستی در صورت تمایل به تبادل لینک با هر نوع نگرشی که باشد منو لینک کند بعد از اطلاع، او را لینک خواهم کرد.
10-هرکدام ازدوستان که بتوانند کمکی دیگر درجهت بهبوداین وبلاگ نمایندمن باکمال میل دست این عزیزان رامی بوسم.
11- در تبادل فکر نام مهم نیست بلکه فکر مهم است درنتیجه نویسنده چرا از معرفی خود و هر چیزی که به او ربط پیدا می کند معذور می باشد. ( منتظر نام نباشید که در مقابل نام حقیقت نیست بلکه در مقابل حقیقت، حق است )
باتشکر نویسنده چرا همیشه در چرا؟
فهرست اصلی
آرشیو موضوعی
نگاهی بر نظردوستان 3
چرا؟
نقداحادیث
نگاه درست-حرکت درست
زن
نگاهی نوبه قرآن
دنیای عکس
نگاهی به نظرات دوستان
سکس ومسائل جنسی
نقدمذهب وامت اسلامی
آزادی،انتقاد،خشونت وقدرت
عشق ودوستی
سیاسی-اجتماعی
خدا
مدیریت واصلاح جامعه
رشدوطبیعت
چالشات دین اسلام
روانشناسی
شهدای اهل سنت وظلمهای رواشده نسبت به آنان
امامت و ولایت ازنگاه قرآن
تفکردرنگاه
ترسیم دیدگاه سیاسی
معرفی سایت وکتاب
نظام اقتصادی برتر
نگاهی برنظردوستان2
نیازبه دین وقرآن
مذهب تشیع درباتلاق شرک وخرافات
نقدگروهها،حرکتها،فرقه هاومذاهب اسلامی
نقدادیان ومکاتب بشری
حق ها
ورق هایی اززندگی من
اخلاق
نگاهی نو به قرآن2
کلیه مطالب وبلاگ چرادریک نگاه
پیوندها
(لینکهایی که در اینجا قرار می گیرد به معنی تایید کلیه مطالب مندرج در آنها نمی باشد)
در مسیر قرآن
روح زندگی
بشری
اخوت
برادری اسلامی
ادبیات وسینما
تزفلسفه اهل بیت
گوله هیرو
منتظران صاحب الزمان
ای معبودمحبوب
صبحدم - ناشراندیشه های معاصر
کاروان نیکان
معنای توحید
شهیدکاک احمدمفتی زاده ناجی کرد
اسلام
اهل سنت سلماس وحومه
ظهور
غربا
پایگاه بزرگ طنز کنکور هنر
خبرونظر
راه ما
عشق شیشه ای
نغمه
درموردآزادی اندیشه وفکرمیباشد
زندگی نامه +احادیث+مداحی
اهل سنت ایران
آل دوستین
جوانان اهل سنت شهرستان خواف
تبعیت فقط ازقرآن
معنای توحید2
تعبد
تحلیل مسائل کلامی
خبرگزاری جنبش دانشجویان اهلسنت
دگراندیش
تئهران اوشاقلاری
تریفه
اندیشه یه جوون ایرونی
هاوری
منطق آب دوغ خیاری
مسیحیت امروز، تحریف یا واقعیت
اسلام حقیقی فقط در قرآن کریم است
اسلام را آنگونه که هست بشناسید
تدبیر در آیات
بازخوانی
زشت و زیبا
اثبات حقانیت شیعه
نوگرا
سازمان موحدین آزادیخواه ایران(سما)
قرآن شناسی
لینک های زیبای اسلامی
فریادی از اعماق شب
آخرین نوشته ها
قرآن ، بینش جهانی 29
قرآن ، بینش جهانی 28
قرآن ، بینش جهانی 27
قرآن ، بینش جهانی 26
قرآن ، بینش جهانی 25
قرآن ، بینش جهانی 24
قرآن ، بینش جهانی 23
قرآن ، بینش جهانی 22
نگاهی برنظردوستان 75
قرآن ، بینش جهانی 21
نوشته های پیشین
آبان 1388
مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
سایر امکانات
^ بالای صفحه ^