بارها مشاهده شده است که بعد از نام پیامبرمسلمانان می گویند صل علي محمد و آل محمد . این نه تنها بعد از ذکر نام ایشان بلکه در نماز یا حتی در مراسمها یا مشکلات یا حتی در نوشتار هم رعایت می کنند. حال آیات را بررسی می کنیم و خواهیم دید که این تفکری غیرقرآنی و اشتباه محضی است که از مسلمانان صادر می شود.
اول باید ببینیم واژه صل به چه معنی است:
در خیلی از موارد می بینیم که واژه صلاه را به معنی دعا و نیایش می گیرند درواقع بدین گونه نیست چرا که این واژه مشتق شده از واژه صلو است . ما در آیات دیگر از واکنش "صلو" خدا نسبت به بندگانش یا متقابل یا ملائکه نسبت به انسانها می بینیم پس از این واژه معنی دعا و نیایش بر نمی آید با توجه به اینکه دعا و نیایش واژه های خاص خود را هم دارد. معنی صلو به معنای یک ارتباط دو طرفه و توجه خاص و ویژه را می رساند.
صلوی خدا نسبت به انسان آیه 157 سوره بقره
صلو بر کسیکه بمیردآیه 84 سوره توبه به همراه اقامه کردن قبرش
صلو پیامبر برای دیگر انسانها آیات 99 و 103 توبه
در صلوات ذکر بسیار نام خدا است آیه 40 حج
هرچه در سماوات و زمین است در حال صلو هستند و تنها خودشان می دانندآیه41 نور
صلوی خدا و ملائکه نسبت به انسان برای اینکه آنها را از ظلم به سوی نور خارج می کند و بر مومنین رحیم است آیه 43 احزاب
صلو ی خدا و ملائکه بر نبیش ، سپس صلو انسان نسبت به او و سلمو تسلیما آیه 56 احزاب
همان طور که از کلیه این آیات برمی آید نمی توان گفت صلو یعنی دعا و نیایش چون اصلا این نسبت به خدا مطرح نیست. در واقع چیزی که از آیات برمی آید توجه ویژه و خاص از یک سو به سوی دیگر است. اگر نسبت به خدا نسبت به بندگانش تحت رحمت، خروج از ظلم به سوی نور و .... دیده می شود نسبت انسان به خدا تحت یاد خدا و یادآوری دستورات او دیده می شود. اما صلوی انسان نسبت به مردگان که نسبت به تمامی مومنین با درجات گوناگون شامل می شود توجه خاص نسبت به آن مرده برای دفنش را می رساند که در دنباله آیه هم این پیام را بیشتر واضح می کند اقامه و برپایی قبرش است. صلو کردن برمرده نه به معنای نماز برمرده خواهد بود و نه به معنای دعا برای او کردن. چون دقیقا گفته که صلو بر مرده وارد شود . البته برای فهم بیشتر آیات، باید دیگر آیات هم دیده شود که ما در دنباله خواهیم آورد اصلا نمی توان ارتباطی با انسان دیگر بعد از اینکه مرد برقرار کرد در نتیجه این فهم و توجه ویژه، چیزی جز همان مواردی که در دنباله گفته نمی باشد. اگر به معنای دعا و نیایش هم بود گفتیم چگونه این واژه نسبت به خدا و انسان معنی پیدا می کند.
گفتیم سلم به معنی سلامتی است و انسان اگر می خواهد در برابر دستورات خدا تسلیم باشد برای به این سلیم و سالم رسیدن است. اگر خدا می گوید همان طور که خدا و ملائکه اش نسبت به پیامبرش صلو هستند یعنی توجه ویژه و خاصی قرار داده است که شامل رحمت و حمایت و ... است شما هم نسبت به پیامبرش چنین روشی داشته باشید سپس آنچنان که شایسته سالم رسیدن هست نسبت به او تسلیم باشید . خوب این توجه ویژه با این بار معنایی جز برای انسانهای زنده نسبت به هم معنی پیدا نمی کند یعنی روش رحمت و حمایت من نسبت به نبیش تنها زمانیکه زنده است نسبت به او معنی پیدا می کند. حال دنباله آیات سوره احزاب را خوب نگاه کنید در آیه 57 بیان از اذیت رسولش است در حالیکه اذیت رساندن نسبت به پیامبر تنها در حالت زنده بودن معنی پیدا می کند. حال آیات قبل از آیه 56 ، قبل از بیان صلو خوب توجه کنید بیان از موارد شخصی پیامبر سپس اذیت و آزار پیامبر در زندگی شخصیش است. در کل اگر خوب به این آیات توجه شود اینجا حمایت و رحمت از سوی خدا نسبت به پیامبرش سپس چنین درخواستی از دیگر افراد دارد.
خداوند در آیات 80 سوره نمل، 52 سوره روم ، 22 سوره فاطر می گوید شما نمی توانید مردگان را بنشوانید و در واقع با آنها ارتباط برقرار کرده و با آنها صحبت کنید. پس من اگر بر مردگان درودی بفرستم تقاضای کمکی کنم با آنها درد و دل کنم هر نوع ارتباطی دیگر با آنها بخواهم برقرار کنم آنها توان شنیدن ندارند.
حال بعضی از مسلمانان برای اینکه بخواهند تفکری با نام وسیله قرار دادن همین مردگان براساس تقرب آنها نزد خدا دلایلی داشته باشند این آیات قرآن را برخلاف معنی درستش به انحراف می کشانند هر چند که بحث عدم وسیله قرار دادن افراد در بخشی از زندگی برای برآوردن نیازها غیرقرآنی است اما چون این صحبت این مقاله نیست تنها می خواهیم به اثبات عدم توانایی شنوا کردن مردگان و ارتباط با آنها بپردازیم و استثنایی هم وجود ندارد و خداوند در آیاتش استثنایی هم قید نکرده و بدان اشاره ای نکرده است در ابتدا باید این مسئله را فهمید که:
حمایت، همکاری برای رسیدن به سلامتی و .... برای زندگان است براساس قوانینی که خداوند در جهان وضع کرده است و این افراد نیازمند هستند تا از وسایل و امکانات دور و بر خود در جهت تکامل، سلامتی و ... استفاده کنند. این یعنی نیازمندی انسان و استفاده از امکانات اطرافش به عنوان وسایلی برای برآورده کردن نیازمندی هایش است و نمی تواند از این قوانین تخطی کند یا خارج از آن بخواهد چون خداوند این نظام آفرینش را چنین خلق کرده است هر چند که این وسایل به ذات خود توانایی ندارند مگر اینکه سببها و وسایلی است که خدا آفریده است به آن این توانایی داده است.اما نسبت به مردگان برای برآورده کردن نیازمندی ها، موضوع فرق می کند چون آنها وسایلی قابل محسوس نیستند اصلا در ارتباط با آنها و قوانین حاکم بر آنها ما نا آشنا هستیم پس ببینیم با آیات قرآن می خواند که بتوان با نام تفکر توسل آنها را شنوا کرد حتی آیات قرآن را برای تحمیل نگاه غیرقرآنی خود به انحراف کشاند. زمانی این نگاه به بن بست می رود و دیگر حتی این افراد بخواهند معنی آیات قبل برای عدم شنوا کردن مردگان را به انحراف کشانند که خداوند در سوره مائده آیه 35 می گوید از وسایل به سوی خدا استفاده کنید. این همان وسایل و واقعیاتی است که ما گفتیم در زندگیمان وجود دارد استفاده از رفتار و اعمال درست در زندگیمان برای تقرب و نزدیکی به خدا در زندگیمان وجود دارد سپس برای اینکه این معنی کامل به همان معنیی که ما از آن داریم رسانده شود خداوند درآیات 56تا 58 اسرا بعد از اینکه در آیه 56 در مورد دعوت به غیر از خدا با حالتی از توبیخ صحبت می کند که توانایی و مالکیت دفع هیچ ضرر و زیانی ندارند همچنین توانایی تحول و تغییر و تبدیلی هم برای آنها وجود خارجی ندارد. در ادامه در آیه 57 می گوید آنها کسانی هستند که دعوت به سوی مواردی می کنند و می گویند آنها را به عنوان وسایلی برای رسیدن و نزدیکی به سوی ربشان در نظر می گیرند در حالیکه هیچکدام چنین توانایی ندارند.
در مورد این مردگان که بیشتر تقاضای نیازمندی ها و دعا کردن مطرح می شود قید این مسئله در اربتاط با این توسل مهم است که برای ارتباط با خدا مثل ارتباط با انسان نیست تفاوتها باید درک شود و خلط بحث نگردد یک انسان نیازمند با یک خدای بی نیاز فرق می کند برای درخواست یک نیاز و خواسته از یک انسان، ما نیازمند به وسایلی برای برقرار کردن ارتباط هستیم حتی به دلیل عدم توانایی ما باید از قبل برای ارتباط با آنها وقت بگیریم وبرای او تمامی موضوع توضیح بدهیم یا دیگران توضیح بدهند حتی امکان دارد به دلایلی گوناگون نتوانیم با او ارتباط بر قرار کنیم که از وسایل و امکانات زیادی برای تسریع این ارتباط استفاده کنیم یا حتی آن شخص نتواند در عین واحد با خیلی ها ارتباط برقرار کند اما خداوند فرق می کند خداوند مثل انسان نیست در موقعیت انسانی قرار ندارد که برای درخواست نیازهای خود بخواهیم از واسطه استفاده کنیم اصلا در جایگاه او نه نیازمندی برای ارتباط وجود دارد و نه ناآگاهی وجود دارد حتی برای این ارتباط افراد می گویند چون انسانی هستند که از لحاظ قرب در سطح پایینی هستند نیاز به این واسطه ها است باز درک نادرستی از شناخت خداست چون اینجا بدین گونه است که انگار مثلا برای ارتباط برقرار کردن با شخصی به دلیل عدم توانایی ارتباط نیاز به پارتی یا کسیکه قربتی بیشتر دارد استفاده کنیم و این یعنی نیازمندی خدا به عدم داشتن درک درست یا استفاده از پارتی بازی برای ارتباط برقرار کردن ، چون خدا یا ناآگاه نسبت به مسائل است یا چون شخص، خود نمی تواند ارتباط برقرار کند پس نیاز دارد یکی واسطه بشود و نیازها و خواستهای خود را به گوش خدا برساند یا با پارتی بازی مسائل را نادیده بگیرد و خدا درخواست افراد را اجابت کند و این یعنی خدای نیازمند، خداییکه که فریب می خورد و اهل فریب است البته باید پرسید که خداییکه می بخشد پس این عدم توانایی و خیال اینکه افراد برای عدم ارتباط با خدا از کجاست؟ شاید خیال می کنند اعمال این افراد باعث نادیده گرفتن مسائل می شود در حالیکه تا ما از آیات می دانیم هرکس مسئول اعمال خود است و دیدیم که افراد نمی توانند از این وسایل استفاده کنند و این نوعی پارتی بازی است(سوره اسرا)بحث دعا و درخواست خدا خارج از این مقال است به آینده موکول می کنیم. حال خوب به این آیات توجه کنید که مواردی همچون اینکه ما نسبت به دیگر انسانها در درجه پایین تری قرار داریم و نمی توانیم با خدا ارتباط برقرار کنیم و نزد خدا روسیاه هستیم پس باید کسانی باشند که ما را نزدیک کنند چگونه وجود خارجی ندارد و خدا به گونه ای دیگر بیان می کند مهمتر از همه اگر می خواستیم بهتر بودن یا مقرب بودن دیگران نسبت خود یا دیگران نزد خدا تعیین کنیم آیا بدست خداست یا تعیین و تشخیص خودمان. اگر به تعیین خداست بسیاری از افرادی که توسل به آنها صورت می گیرد اصلا قید قرآنی در مورد بهتر بودن آنها وجود خارجی ندارد اگر کسی می خواهد چنین بینشی بدهد یعنی می خواهد خود را خدا کند. اما آیات:
خداوند در آيه 186 سوره بقره می گوید هر زمانی که هر بنده ای از خدا بپرسند و فرقی نمی کند این بنده چه کسی و در چه موقعیتی باشد ، خدا به او نزدیک است و نیازی برای این نزدیکی به وسیله ای ندارد و هر زمانی که او را بخوانند او اجابت می کند. همین صحبت در آیه 16 سوره ق دیده می شود که انسان از رگ وریدی به خدا نزدیک تر است.
ما با آیاتی زیادی روبرو هستیم با وجود اینکه افراد گناهکار هستند اما هیچگاه بیانی از این نیست که این افراد نتوانند با خدای خود در ارتباط باشند در آیات 135 آل عمران با وجود گناهکاری افراد مراجعه مستقیم خود افراد را بیان می کند تا گناهان را ببخشد و اصلا بیان و نیازی به توسله و پارتی بازی نیست و سپس در آیه 136 می گوید که بهشت وابسته به اعمال شخصی افراد است.
بعضی ها می گویند چون صالح در مقابل قومش بعد از نابودیش در سوره اعراف ایه 79 با آنها صحبت کرده است پس مردگان صدای ما را می شنوند البته اشتباه این افراد این است که اولا به نظر می آید که این بیان او قبل از مردن آنها بوده است . اگر هم چون بعد از بیان گرفتن زلزله در آیه 78 آیه 79 می آید بگوییم طرف صحبتش قوم مرده اش بوده است باید بگوییم در ابتدای آیه می گوید از آنها رو برتافت یعنی از آنها جدا شده و آنها را ترک کرده است پس نمی توان گفت که نسبت به مردگان چنین رفتاری امکان رخ دادن وجود دارد و اگر هم وجود داشته باشد پس این نجوای درونی صالح با خودش می رساند وگرنه برای صحبتش باید جهت خود را به سمت مردگان می کرد. اصلا مخاطب قرار دادن چیزی به معنی شنوایی او نیست مثلا در آیات 91 و 92 سوره صافات از سوی ابراهیم نسبت به بتان می گوید که چرا نمی شنوید و چرا نمی خورید و با آنها صحبت می کند در حالیکه می داند آنها نمی شنوند پس بیشتر نجوای درونی با خود است. این آیات با توجه به آیات عدم شنوایی مردگان براساس آیات قبل واضح است اما خواستیم فارغ از آن آیات بررسی کنیم تا افراد را متوجه کنیم که باز این دلیلی برای شنوایی آنها نخواهد بود.
درجات و رشد یک فرد وابسته به اعمالش است از طریق پارتی بازی از سوی دیگران که قرب دارند صورت نمی پذیرد . آنهایی هم که مرده اند با دعا و درود ما درجات آنها رفیع تر نمی شود بلکه باز این وابسته به اعمال خود آنهاست.
حتی مردگان نسبت به زندگان ارتباطی ندارند:
خداوند در سوره مائده آیه 117 بعد از ذکر کفرهای پیروان عیسی می گوید زمانی به خاطر کردار پیروان عیسی از ایشان این سئوال می شود که آیا این خواست تو بوده است ، او می گوید من تا زمانیکه زنده بودم چنین چیزی از آنها نخواسته ام و بعد از مرگم از رفتار آنها خبری نداشته و شاهدی بر آن نبوده ام و تنها خداست که می تواند شاهد رفتار دیگران باشد و از توان مردگان خارج است. این آیه براحتی نشان از این دارد که اصلا افراد، حتی انسانهایی همچون عیسی از زندگان و رفتار آنها بی خبر و اطلاع است و نمی تواند شاهدی بر رفتار دیگران باشد. سپس خداوند در سوره یونس آیه 46 می گوید: چه وعده های خود را به تو نشان دهیم یا تو را بمیرانیم نهایت شاهد اصلی مسائل خود اوست نه پیامبر. سپس برای قطع مطلق دست مردگان از زندگی زندگان در سوره مائده آیه 109 بعد از گردآوری تمامی رسل و پیامبران می گوید چند نفر شما را اجابت کردند می گویند که ما از پوششها و غیب بی خبر بوده ایم و علم و اطلاعی نداریم.
بعضی ها می گویند پس چگونه است که در سوره نساء آیه 41 در خطاب به پیامبر گفته شده است چگونه است که از هر امتی شاهدی بیاوریم و تو شاهدی بر اینان باشی؟ مشکل ما این است که به آیات خوب نگاه نمی کنیم در این آیه در ابتدا گفته که از هر امتی شاهدی می آوریم بعد از ضمیر هولاء استفاده کرده است که این ضمیر برای اشاره به اطرافیان و نزدیکان به کار می رود و نگفته بر تمامی انسانها او شاهد خواهد بود بلکه بر همان اطرافیانش شاهد خواهد بود . چگونه است که همان طور که در آیه گذشته دیده شد آنها از غیب بی خبر هستند نمی توانند بر انسانهای بعد از خود شاهد باشند در حالیکه گفته می گویند ما بی خبر هستیم، حال شاهد باشند؟!
بعضی ها برای پیشبرد افکار خود می گویند آنهاییکه در راه خدا کشته شده اند زنده اند و با زندگان در ارتباط هستند، این فکر بیشتر نشئت گرفته از آیه 169 سوره آل عمران است زمانی که خداوند می گوید : حساب کسانی که در راه خدا کشته شده اند به عنوان مردگان نشمار بلکه آنها زنده اند نزد پروردگارشان و رزق به آنها داده می شود. همان طور که در آیه قید شده است این افراد نسبت به انسانها مرده هستند چون وجود خارجی ندارند بلکه می گوید نسبت به خدایشان زنده هستند آنهم در مورد چه چیزی؟ واژه تحسبن استفاده کرده است یعنی محاسبه کردن. این معنایی جز این ندارد که اعمال آنها و حساب و کتاب آنها زنده است و خدا به آنها رزق می دهد. (زندگی برزخ هم فراموش نشود) نسبت به انسانها شهدا افکار و اعمال آنها زنده است چون با قهرمان شدن آنها، در زندگی انسانها جاری و ساری خواهد شد نه ارتباط با آنها برقرار کردن.
آنها چیزهایی به غیر از خدا عبادت می کنند که نه به آنها ضرر می رساند و ونه نفعی . و می گویند آنها نزد ما شیفعانی نزد خداوند هستند بگو آیا خدا را از چیزهایی آگاه می کنید که خدا در مورد آن در سماوات و زمین اطلاعی از آن ندارد. خداوند سبوح است و من از مشرکین نیستم (سوره یونس آیه 18) قبل از این آیه خدا می گوید چه کسی ظالم تر از کسی خواهد بود که دروغ و افترایی بر خدا ببندد و آیه های او را تکذیب کند. همین نوع بیان در آیه 3 سوره زمر هم دیده می شود.
نوشته شده توسط محمد در جمعه بیست و دوم خرداد 1388 ساعت موضوع نگاهی نوبه قرآن | لینک ثابت
منوی وبلاگ
درباره وبلاگ

1- این وبلاگ وابسته به هیچ گروه وحزبی نبوده ونویسنده درنوشتن مطالب آزادانه عمل میکندو تنهاخودرا یک محقق، متفکر و منتقد می داند.
2- دراین وبلاگ نویسنده حق خود میداندکه مطالبی بنگاردکه امکان داردباعنوان وبلاگ هماهنگی نداشته باشد.
3- هدف ازاین وبلاگ رسیدن به حقیقت است.
4- برای دسترسی به مطالب و آخرین اخبار درارتباط با وبلاگ می توانیددرخبرنامه این وبلاگ عضو شوید.
5- منتظرنظرات مفیدشما هستم می توانیدچه ازطریق قسمت نظردهی که درپایین مطالب قراردارد یاقسمت نظرسنجی که درسمت راست وبلاگ در صورت وجود قرار می گیردیا ایمیل نویسنده وبلاگ، نظرات خودرابیان کنید ونویسنده وبلاگ موظف است نظرات شمارابدون هیچ سانسوری دروبلاگ قراردهد.
6- سعی براین خواهد بود در صورت داشتن وقت ماهیانه حداقل یک مطلب داشته باشم
7- نویسنده چرا ارتباطی فراتر از فضای مجازی با دوستان نمی تواند برقرار کند و پاسخگو نیست.
8- استفاده از مطالب چرا تنها با ذکر منبع مجاز می باشد.
9- هردوستی در صورت تمایل به تبادل لینک با هر نوع نگرشی که باشد منو لینک کند بعد از اطلاع، او را لینک خواهم کرد.
10-هرکدام ازدوستان که بتوانند کمکی دیگر درجهت بهبوداین وبلاگ نمایندمن باکمال میل دست این عزیزان رامی بوسم.
11- در تبادل فکر نام مهم نیست بلکه فکر مهم است درنتیجه نویسنده چرا از معرفی خود و هر چیزی که به او ربط پیدا می کند معذور می باشد. ( منتظر نام نباشید که در مقابل نام حقیقت نیست بلکه در مقابل حقیقت، حق است )
باتشکر نویسنده چرا همیشه در چرا؟
فهرست اصلی
آرشیو موضوعی
نگاهی بر نظردوستان 3
چرا؟
نقداحادیث
نگاه درست-حرکت درست
زن
نگاهی نوبه قرآن
دنیای عکس
نگاهی به نظرات دوستان
سکس ومسائل جنسی
نقدمذهب وامت اسلامی
آزادی،انتقاد،خشونت وقدرت
عشق ودوستی
سیاسی-اجتماعی
خدا
مدیریت واصلاح جامعه
رشدوطبیعت
چالشات دین اسلام
روانشناسی
شهدای اهل سنت وظلمهای رواشده نسبت به آنان
امامت و ولایت ازنگاه قرآن
تفکردرنگاه
ترسیم دیدگاه سیاسی
معرفی سایت وکتاب
نظام اقتصادی برتر
نگاهی برنظردوستان2
نیازبه دین وقرآن
مذهب تشیع درباتلاق شرک وخرافات
نقدگروهها،حرکتها،فرقه هاومذاهب اسلامی
نقدادیان ومکاتب بشری
حق ها
ورق هایی اززندگی من
اخلاق
نگاهی نو به قرآن2
کلیه مطالب وبلاگ چرادریک نگاه
پیوندها
(لینکهایی که در اینجا قرار می گیرد به معنی تایید کلیه مطالب مندرج در آنها نمی باشد)
در مسیر قرآن
روح زندگی
بشری
اخوت
برادری اسلامی
ادبیات وسینما
تزفلسفه اهل بیت
گوله هیرو
منتظران صاحب الزمان
ای معبودمحبوب
صبحدم - ناشراندیشه های معاصر
کاروان نیکان
معنای توحید
شهیدکاک احمدمفتی زاده ناجی کرد
اسلام
اهل سنت سلماس وحومه
ظهور
غربا
پایگاه بزرگ طنز کنکور هنر
خبرونظر
راه ما
عشق شیشه ای
نغمه
درموردآزادی اندیشه وفکرمیباشد
زندگی نامه +احادیث+مداحی
اهل سنت ایران
آل دوستین
جوانان اهل سنت شهرستان خواف
تبعیت فقط ازقرآن
معنای توحید2
تعبد
تحلیل مسائل کلامی
خبرگزاری جنبش دانشجویان اهلسنت
دگراندیش
تئهران اوشاقلاری
تریفه
اندیشه یه جوون ایرونی
هاوری
منطق آب دوغ خیاری
مسیحیت امروز، تحریف یا واقعیت
اسلام حقیقی فقط در قرآن کریم است
اسلام را آنگونه که هست بشناسید
تدبیر در آیات
بازخوانی
زشت و زیبا
اثبات حقانیت شیعه
نوگرا
سازمان موحدین آزادیخواه ایران(سما)
قرآن شناسی
لینک های زیبای اسلامی
فریادی از اعماق شب
آخرین نوشته ها
قرآن ، بینش جهانی 29
قرآن ، بینش جهانی 28
قرآن ، بینش جهانی 27
قرآن ، بینش جهانی 26
قرآن ، بینش جهانی 25
قرآن ، بینش جهانی 24
قرآن ، بینش جهانی 23
قرآن ، بینش جهانی 22
نگاهی برنظردوستان 75
قرآن ، بینش جهانی 21
نوشته های پیشین
آبان 1388
مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
سایر امکانات
^ بالای صفحه ^