تبليغاتX
؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟...چرا...؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

نقد مواضع سماء نسبت به حدیث
تاريخ: شنبه هفتم اردیبهشت 1387 ساعت :

 

محمد:نقدی ازسوی نویسنده وبلاگ نورافشانی های مانسبت به نقداحادیث من داشتندکه من دروبلاگم قیدکردم ونظرخودرابیان کردم وهمان طورکه اشاره شداین نقدبیشترازاینکه برمطالب من باشدبرمطالب سازمان موحدین آزادیخواه بودکه دروبلاگ من درج شده بود.خوداین سازمان هم بیانی داشته اندکه دراینجاقیدمی گردد.

 

 

بسم الله الرحمن الرحیم

توضیحاتی در رابطه با نقد مواضع سماء نسبت به حدیث

با تشکر از وبلاگ چرا در انعکاس نقد مواضع سماء از طرف وبـلاگ «نور افشانی های ما - محمد بی نام» در رابطه احادیث رسول و نیز توضیحاتی که در این رابطه ارائه داده اید. ما نیز خواستیم نکاتی را عرض نماییم:

اولا لازم است وقتی نقدی صورت می گیرد، خود نقد شده هم مشخصا ذکر شود، تا اوضاع خلط نشود، خاصتا وقتی که متون و نام صاحبان متن نیز در دسترس می باشد، و حتی نقد صورت گرفته به نقد شدگان نیز ارسال گردد، تا بلکه اصلاحی صورت پذیرد، کاری که متأسفانه ناقد ما چنین نکرده است، و حقیقتا چنین نقدهایی کمتر «مؤثر» واقع می شوند.

ثانیا ناقد ما حقیقتا موضع مژده آوری ارائه داده است، مبنی بر اینکه اهل حدیث، نه احادیث حضرت رسول را وحی می دانند، و نه همۀ احادیث حتی احادیث صحیح بخاری و صحیح مسلم را «صحیح» می دانند، چنین موضعی جای تقدیر است، اما متأسفانه این تنها نظر خودشان است نه نظر اهل حدیث. اما باز بعنوان نظر خودشان از آن استقبال می کنیم. ما موحدین آزادیخواه از خدا میخواهیم که مسلمین دارای مواضع مشترک یا لا اقل نزدیکی در رابطه اسلام و نحوۀ دینداری اسلامی باشند. اما در رابطه با اینکه اهل حدیث، احادیث رسول را وحی می دانند می توانیم صدها سند را ارائه دهیم، اما بجای این کار طولانی ناقد عزیز را به مطالعۀ: «مجموعه فتاوای ابن تیمیه» ( جلد ۱۸)، و کتاب «حجت الله البالغة» (جلد اول: مبحث استنباط الشرائع من حدیث البنی)، که صاحب آن محدث دهلوی است، و نیز «تفسیر ابن کثیر»، خاصتا نظر ایشان روی آیۀ: و ما ینطق عن الهوی ان هو الا وحی یوحی (در سورۀ نجم) ارجاع می دهیم. لازم به ذکر است که این منابع سه گانه، مادر فهم و درک اهل حدیث در رابطه با حدیث رسول و نیز دینداری اسلامی هستند.

ثالثا ناقد محترم ما حتی تبیین نقد شدۀ سماء را که زیر عنوان: «ارزش و اهمیت سنت نبوی در دینداری اســـلامــی» ارائه شده است، خوب مطالعه نکرده است، و مثلا ایشان در نقد خود گفته است: «ب. پس از تعریف نادرستی که نویسنده از مسلک اهل حدیث ارائه داده است، در تعریف موضع دوم که به اعتقاد ایشان بجا، درست، دقیق و علمی و آگاهانه و حکیمانه است، به صفاتی کاملا درست و قابل قبول برای یک محقق دینی اشاره کرده است. از جمله نگاه اجتهادی و موشکافانه به روایات و احادیث، عدم پذیرش روایات نادرست، دوری از تعصب و احاطه به علم الرجال و دیگر علوم مرتبط به حدیث و سیرت. تمامی این صفات لازمه هر تحقیق و برازنده هر محققی است و کاملا پسندیده و قابل تحسین. اما زمانی که نویسنده به ارائه نمونه هایی از علمای دارای چنین خصوصیاتی می پردازد، باز تناقض و همچنین کم اطلاعی او در این زمینه آشکار می شود. نویسنده این صفات را در سید جمال الدین افغانی و اوج آن را در سید قطب متجلی می بیند. ذکر این دو نمونه به خوبی نشان می دهد که نویسنده یا با کتب و تحقیقات این دو عالم ناآشناست، یا از "علم الرجال"، "اجتهادات صحیح و موشکافانه"، و احاطه به علوم حدیث تصور درستی ندارد». این در حالیست که در تبیین سماء کلمه ای از علم و تخصص سید جمال الدین و سید قطب ذکر نشده است، و آنچه در رابطه با این دو شخصیت بزرگ ذکر شده است، «موضع اجتهادی» آنهاست، نه تخصص علمی آنها. به نص مطلب سماء در تبیین «ارزش و اهمیت سنت نبوی در دینداری اســـلامــی» در این رابطه توجه نمایید: «اما موضع دوم، موضعی اجتهادی و توحیدی و مسئولانه و طبعا موضعی انتقادی است، موضعی که هم بجاست و واقعبینانه به سنت نبوی می نگرد و آن را در محدودۀ موازین توحیدی قرار میدهد و بر این اساس آن را ناشی از عمکرد و بیانات و اجتهادات حضرت رسول می داند، وهم در رابطه با تاریخ و نحوۀ تدوین و کتابت مصادر حدیث مطلع و آگاه است و هر چیزی را بعنوان حدیث رسول قبول نمی کند. بگذریم از اینکه زمان و مکان بکارگیری و شکل و نحوۀ تطبیق آنها و نیز ادبیات و ظواهرشان را نیز همیشه مد نظر قرار میدهد. طبعا در موضع اجتهادی و توحیدی و واقع بینانه نیز نظرها یکسان نیست، اما بسیار مشابه و خیلی نزدیک به یکدیگر است، و بیشتر کسانی که در این میدان قرار می گیرند، جزو مسلمانان اجتهادی و آزادیخواه در عصر حاضر هستند، که از سید جمال الدین افغانی آغاز میگردد و نزد سید قطب به اوج خود میرسد، کاری که حالا نیز ادامه دارد و امثال حسن ترابی در این خط قرار می گیرند. و موضع سماء نیز در تبییناتی زیر عنوان «معیار روایتی احادیث و جایگزین شناخت سنجشی» اعلام شده است». بگذریم از اینکه عجیب است که فهم و شناخت عالم و مفسر پر آوازه ای مثل سید قطب نظر ناقد ما را جلب نکرده است، همچنانکه سید جمال الدین نیز علاوه بر عدم شایستگی و جهالت! به نفاق و سوء استفاده از حدیث و گمراهسازی نیز متهم شده است؟! (البته بنابر گفتۀ ناقد ما، با توجه اینکه ایشان آثار سید جمال الدین را مطالعه نکرده است، در نتیجه به نظرات دیگران متوسل شده است!!، هرچند صاحبان این نظرات را نیز ذکر نکرده است!!)، همان سید جمالی که بیداری اسلامی معاصر را پایه گذاری کرد، و اقبال لاهوری نیز (که البته ایشان هم ممکن است مورد پسند ناقد ما نباشد!) در بارۀ ایشان میگوید: اگر سید جمال کار فکری و فرهنگی می کرد (و فعالیتش صرف بیدارسازی مسلمین نمی شد) مرحلۀ عقلی مسلمین در جای دیگری می بود.

سازمان موحدین آزادیخواه ایران

۱۵ ربیع الثانی ۱۴۲۹۲ اردیبهشت ۱۳۸۷

 

نوشته شده توسط محمد | موضوع: نقداحادیث | لينک ثابت |
   هرچیزرابادلیل واستدلال قبول کنیم : چرا؟