.....ادامه

محمد:مادرکل با4عنوان مطلب ازسوی سازمان موحدین آزادیخواه که بدست من رسیده بودوبه موضوع حدیث مربوط بودبه روزشدیم.اولین موضوع باعنوان معيار روايتى احاديث و جايگزين شناخت سنجشى بوددراین مطلب سعی براین است که دیدگاهی عرضه کندکه بانگاهی دیگربه احادیث پرداخته شودازحالت دیدگاه سنتی آن خارج شودامابه ضرورت واهمیت آن هم می پردازدوبه عنوان جزئی جداناپذیرازدین بیان می شودبه حدی که به عنوان منبع کاربردی بعدازقرآن به حساب می آیدواگرازکانالهایی مثل 1-قرآن 2- عقل وعلم بشری 3- سندیت ووجودآن جزئی ازاحادیث 4-موضوعیت داشتن موردبیانی می توان به عنوان یکی ازمنابع ازآن سودبردالبته شایدمشکل این مقاله آنجاست که مشخص نمی کندمرزحرکتی این احادیث تاکجاست وآیااگرمخالفتی ازکانالهای مربوطه نداشت تقدس می شودیاقابلیت نقدراداردواگرحدیثی بامواردگفته شدتناقضی نداشت می توان دوباره به زیرنقدعلم برودعلمی که یکی ازمشکلاتش ثابت نبودن آن وتغییردرآن بوده است وآیااین علم امروزهم می تواندآن رانقدکنداصلامنظورشان کدام علم است بعضی علوم تقریباثبات خودراازدست داده اندوبعضی هم نیازمندمطالعه بیشترهستندواصلاصلاحیت این موضوع راداردمی توان به عقل بشری هم که کامل نبوده ودرحال تکمیل بوده اصلااعتمادی کردوبه عنوان یکی ازمصادربه کاربردخوب می گوییم نه؟!سندیت هم مشکلات خاص خودراداردچون همان طورکه گفتیدازکانال بشری عبورکرده است پس قابلیت اعتمادنداردوهمان طورکه درطول تاریخ خودرابه نمایش گذاشته است ؟متناقض نبودن باقرآن هم بازمشکل سازاست چون براساس فهم وبرداشت بشری است واماگزینه ای که من درمقالاتم به آن اشاره کرده ام زبانی که برا ی بیان پیامبرازآن استفاده می کرده آیامامی توانیم آن زبان رابفهمیم اصلاآن بستربیانی برای ماقابلیت درک ولمس داردو...پس درکل نمی توان باتوجه به تمامی این گزینه هاکه هرلحظه زمان فروریختن احادیث است ازآن درمقابل قرآن سودبرد.

امامامقاله سومی ازاین دوستان ارائه داده ایم بااین عنوان ضرورت علم الرجال، نظر نقادانه و سنجشی، و شناخت مقایسه ای که بیشترازاینکه بتوان به عنوان یک نقدیاپاسخی نسبت به سئوالات یایک مطلب علمی به آن نگریست به یک بیانه می ماندهرچندکه من ازدوستان می خواهم درمواجهه بااندیشه وفکربااندیشه مقابله کنندآنان بازاززورنیت یابی و....نگاه می کنند(به زودی مفصلادراین اربتاط صحبت خواهم کردباتوجه به اینکه نقدی هم ازسوی آنهابرمن واردشده است)وبه قول خوشان به جای اینکه به فکروقول نگاه کنندبه فردنگاه می کنندبه نظرم این دوستان درفهم قرآنی به اشتباه رفته اندواین آیه رافراموش کرده اندکه خداوندمی گویدبرویدودراین جهان بگردیدوبهترین فکرراانتخاب کنیدوبه نظرمن دادن فکرواندیشه وبحث دراین قسمت باشنیدن اطلاع وخبردوگزینه متفاوت است که درحوزه فکرواندیشه همان طورکه خداوندگفته بایدبابحث کردن وتفکروونگاه کردن به قول وفکروآن بررسی گرددونه اینکه چه کسی بیان می کندوگرنه دومشکل ایجادمی کنداول چراخدامی گویدبرویدونگاه کنیدباتوجه که قول ازخودش وجودداردخودبهترین است ازلحاظ چه کسی می گویددوم مااگربخواهیم بااین  دیدبه مسائل نگاه کنیم چون علومی که ازغرب می آیدازانسانهایی هستندکه دینی نیستندنبایدبپذیریم مگراین امکان پذیراست نمی گویم تمامی علوم امابسیاری ازعلوم که مشکل ندارند(البته می دانم دوستان دراین سازمان مخالف این مسائل هستندوتنهامی خواهم آنهارامتوجه کنم چنین بیانهاوطرزفکرهایی انسان رابه کجامی کشاند)امادرحوزه خبررسانی واطلاع رسانی وشایدیکی ازاین مواردهم بتوان تاریخ نام بردکه کاربردآن آیه قرآنی راداردامااین حرف تنهانسبت به مسلمانان کاربردداردنه درخارج ازآن که البته دربعضی موارداین گزینه هابادیگرعلوم برخورددارندکه بایدازهم بازشناخته شوندوقاطی نشوندامابایدتوجه داشت که بازهم همان تاریخ نمی تواندصدردرصددرست شودوطبق صحبت های قبلی ازمنابع بشری خارج شده است وبه نظرمن این بیان خدابیشتردرموردمسائل حی وزنده است نه مسائل مرده ای مثل تاریخ یاحتی احادیث کاربردداشته باشدوبایدگفت آیاباتوجه به این بیان های شمانسبت به احادیث هم می توان نگاهی تاریخی داشت .البته چون این دوستان درموردازهرچیزی می توان سوءاستفاده کردندبیان داشته انددرپست قبل تربااین عنوان مقاله آنهاراآورده ایم که به نظرمن این دوستان چیزی که خوب دقت نکرده انداین موضوع است که می توان ازدین هم سوءاستفاده کردامااگرهم دربرداشت قرآن سوءاستفاده شودخودقرآن راکه نمی توان تغییردادوسوءاستفاده کردوبه راحتی دست نااهلان معلوم خواهدشدامانسبت به احادیث یاتاریخ چگونه می توان نگریست واگرنزداین دوستان تاریخ اینگونه است نسبت به احادیث چگونه می توان آن رابه عنوان منبعی جدایی ناپذیرازدین دانست باتوجه به اینکه تنهامی توان همانندتاریخ به آن نگریست یعنی همان طورکه نمی توان تاریخ رااززندگی بشریت جداکردونه قدسیت راداردونه اگرنبودانسانهانمی توانستندبه زندگی خودادامه دهندیعنی اگرمثلاانسانهاتمامی علوم دیگربدون توجه به تاریخ آن درحافظه هانگه دارندوسپس تنهاتاریخ مواردراحذف کننداختلالی درزندگی بشررخ نمی دهدیااگرتاریخ اسلام خیلی ازمواردش نباشدکه مطمئنن هم نیست آیااختلال درزندگی دینداران ایجادکرده است پس بقیه هم اگرنباشدمشکلی ایجادنمی کندمثلاگزینه هایی مثل اینکه پیامبردرچه سالی متولدشده یادرچه سالی فوت کرده است چه نفعی برای بشریت داردهرچندکه خودهم واقفیداگرهم بخواهیم بگوییم تاریخ مفیداست حدواندازه آن چه قدراست منبعی که به آن نمی توان اعتمادکردواگراین بیان هادرست باشدبایدتورات وانجیل راهم به عنوان تاریخی پذیرفت ونگفت درآن تحریفی رخ داده است مواردتحریفی این منابع بیشترازقرآن است وبراساس منابع عقلی ومنطقی وعلمی می باشدوکمترمی توان به منابع تاریخی خودرااقناع کرد

 

اماشایدبتوان گفت مهم ترین مطلبی که ازسوی این دوستان دراین ارتباط ارائه گشته این مطلب است ارزش و اهمیت سنت نبوی در دینداری اسلامی  سعی می شوددراین مقاله درقالب سه عنوان ضرورت احادیث عنوان شودکه نه تنهابیانی اشتباه است وغیردستیابی است مثلامی گویندکه حذف این گزینه موجبات اختلافات بیشترمی شوددرحالیکه چیزی که فعلادرحال نمایش است برعکس این موضوع است چون احادیث وروایات وتاریخ هستندکه باعث شده تفرقه بیشترگرددوبایدپرسیدکه بگذارتفرقه بیشترشودآیااصلااین گزینه دینی هست یانه؟این ربطی به تفرقه شدن نداردکه فردی مثلاگزینه ای راهرچندکه اگرتوحیدی باشدبیان نکندچون تفرقه بیشترمی شودوبعدمی گویندنیازبه سابقه عملی هست بایدگفت تاریخ اسلام یااجراکردن درگذشته  عملی بودن دین رانمی رسانداول اینکه همان تاریخ واحادیث بیانی واضح وکامل برای اجرایی بودن راخوب بیان نمی کننددوم دلیل نمی شوداگرگزینه ای زمانی کاربردداشته واجراشده امروزهم قابلیت اجراراداشته باشدسوم بعضی هامی گویندزمان گذشته بعضی گزینه هارامی طلبیده که براساس زمان خوداجراشده ودیگردچارکهنگی شده است ونمی توان ازآن سودبردمثلااگرپیامبرررئیس حکومت بوده وتشکیل حکومت داده به این معنی نیست که بایددین ازسیاست جدانباشدبلکه مقتضیات زمان ایجاب می کرده است که اینگونه پیامبرعمل کندوبراساس رشدفکریی که انسان داشته است ودرکل بایدگفت انسان امروزنیازمندالگوهایی حی وزنده است وپیامبرتنهانسبت به جامعه خودالگوبوده است چون الگورابایددیدبایداورالمس کردبایددرزمان ومکان ماحرکت کندتاازاویادبگیریم درحالیکه تاریخ،خودپیامبر،احادیث یاگذشته وزندگی صحابه این مواردراندارندآنهامرده اندزنده نیستندکه به عنوان الگویاعملی بودن بتوان آن راطرح کردواصلازمانهاومکانهامتفاوت گشته وزمان مادچارپیچیدگی های خودگشته ونحوه زندگی تغییرکرده است.

واگرنگاهی به مطلبی که ماباعناوین متشابهات ومحکمات – ناسخ ومنسوخ قرآنی انداخته شود(درآرشیوموضوعی درقسمت نگاهی نوبه قرآن ) به چه نتیجه گیری می رسیم زمانیکه قرآن اینگونه پویایی خودرابه نمایش می گذاردومی تواندفرازمانی حرکت کندودرخودناسخ ومنسوخ می شودچگونه می توان پذیرفت که دراحادیث نگاهی پذیرشی داشت وماچگونه می توانیم درفهم احادیث به نگاهی درست برسیم وازاختلافات ومشکلات جلوگیری کنیم چرازمانیکه به اختلافات ومکلات مسلمانان اضافه می کندهمان طورکه می بینم اینگونه گشته اجازه به آن بدهیم که باشدبگذاریدمسلمانان به حالت اولیه برگردندبگذاریدخرافات وایستایی که ازاحادیث وروایات مسلمانان رادچارخودکرده است نجات پیداکنندوهمان طورکه می بینیم احادیث مثل تاریخ عمل نکرده است وپای خودرافراترگزاشته است واگرهم نخواهیم اینگونه می گرددپس چه نیازی به وجوداوست زمانیکه مشکلات بشری راقرآن وعلم وعقل بشری حل می کند؟اصلاچه جایگاهی می خواددرزندگی بشری بازی کنداگردنباله روقرآن است واگرحرف های قرآن رازده است؟بگذاریدمسلمانان بازروی آرامش رادوباره بدست آورند؟چرازمانیکه گزینه ای به همراه خوداین همه مشکل آورده می خواهیدباشد؟اگرمی بینیدنگاههای مثل پلورالیسم دینی به وجودمی آیدیاافرادهمدیگرراکافرمی کنندیابه نام دین انسان می کشندوحقهاراپایمال می کنندیااین همه مشکلات وتوی سرهم زدن مسلمانان است چون احادیث وارددین گشته؟

 

بعدشمامی گوییدتوشه ای ازآن برگیردتوشه براساس چه؟براساس اختلافاتی که به وجودمی آوردوهست؟توشه براساس نگاهی تاریخی می توان پذیرفت ولاغیر.

 

 

البته گزینه ای که مهتراست زمانیکه مادرمقابل دیدگاهی هستیم که برخلاف دیدگاه خودماست می طلبدبه کمال وتمام نقدهای طرف مقابل راپاسخ بدهیم که باتوجه به اینکه مطالب دوستان دراین مقالات توجهی به مواردبیانی من نداردامامن بااین دیدگاه به مطالب آنهانگریسته ام که این مقالات نه باتوجه به دیدگاههاونقدهای من ارائه می گرددبلکه به عنوان دیدگاهی که ازسوی این دوستان وجودداردوبرخلاف دیدگاهی است که من ارائه می دهم وامکان داردتاحدودی بیانهایی داشته باشداماهمان طورکه دیدیم نقدهارانمی تواندخوب جواب دهدوبسیاری ازگزینه های بیانی منودرنقداحادیث موردتوجه قرارنمی گیردودرکل جایگاه احادیث درکجاست درحددیدسنتی که نمی توان بامشکلاتش پذیرفت دردیدگاه جدیدهم که درحدتاریخ بیایدپایین بازمشکلات خاص خودراداردباتوجه به نگاهی که به احادیث ارائه دادیم جایگاه گزینه های عبادی مثل نمازوروزه چگونه است البته تنهااین دوگزینه به نظرمن مشکل سازاست ویک سئوال، چراباتوجه به اینکه وضویاتیمم درمرتبه پایین تری ازنمازاست کامل درقرآن وجودداردامانسبت به گزینه ای مهم ترازآن نمازنیست وسپس این همه اختلاف سرآن وجوددارد(این مقدمه ذهنی من برای دادن ارائه نظریه جدیدی درارتباط بانمازبودکه فعلانمی خواهم بگویم می خواستم چگونگی نمازرابیان کنم) امابااین دیدگاههابه احادیث نگاه کردن وآن رادرحدتاریخ پایین آوردن دیگرچیزی ازاحادیث نمی ماندچون مانمی توانیم ازبسیاری ازگزینه های اجتماعی واقتصادی وسیاسی ازاحادیث سودبریم وشایدبتوان تنهادربعضی گزینه های عبادی آن راراه دادالبته آن هم نه درتمامی گزینه ها،این باعث می شودکه قرآن دوباره جانی بگیردوپویندگی خودرابدست بیاوردودین دوباره بتواندبه قرآن تکیه کندوپویندگی خودرابدست آورددینی که قراربودداینامیک باشدوقرارنبودبایستدواین قدربه گذشته خودوآراونظرات ودیدگاهها واجتهادهای گذشتگان تکیه داشته باشددینی که به آن خیانت شدوپایه های آن براساس روایات وخرافات ودیدگاههای پوسیده گذشتگان گذاشته شدودربسیاری ازمواردمی بینیم که نمی تواندازآن نگاههاخودراآزادکندوآن آزادی که شعارخودکرده بودرابدست آوردوخودرااسیروبنددیگاههاوپوسیدگیهاوتعصبات کردوخودرابه بنددرآوردآیااحادیث رامی توان بت کردوآیااین اقوال خداوندبودکه برای همیشه بماندواگرتقدس داشت چرابایددربوته نقدباشدوچرااگرماندگاری رابایددرخودداشته باشدبایددربوته نقدباشدوآیادین مگرگزینه ای نبودکه به یقین راه خودراپیدامی کردی مگردین گزینه ای نبوداحاساس آرامش می کردی اماآیاباوجوداحادیثی که بایدتنهاباظن به آن نگاه کنی وهرلحظه بایدمنتظرفروریختن آن باشی می توانی دل به آن خوش کنی؟!اصلاتاریخ هم مانده وامکان داردمواردمفیدی باشدومامی گوییم بگوباشد؟!امادرحدخودش؟می گوییم بگوکتابهایی مثل تورات وانجیل و..بگوباشد؟بااحادیث بایدچه کنیم اینگونه نگرش داشته باشیم ؟خوب مسئله فرق می کندکه منم قبول دارم واگربخواهدبه اندازه قرآن باشدکه نمی توان به آن نگریست ؟واگرهم بخواهدبگویدازتاریخ درمرتبه بالاتری است نمی تواندچون درتاریخ هم ماموارددیگری برای بیان داریم که ازسندیت ومحکمی بیشتربرخورداراست وگزینه هایی هم داریم پایین تر؟

ودرکل بایدگفت احادیث دردوقسمتندقسمتی که درتمامی دوران ثابت هستندکه کامل وبابیان درست درقرآن وجودداردودستخوش باطل نگردیده وهمه بودن آن به حدی است که نبایدازاحادیث سودبردچون امکان داردگزینه ای که باباطل درآمیخته مارابه اشتباه بکشاندمثل جهان بینی ودیدگاه نسبت به جهان وخداوانسان و......وقسمتی که برای زمان خودبیان داشته ونمی توان درتمامی زمانهاسودبردداینامیکی خودرانداردمسائلی مثل سیاست،اقتصاد،علوم اجتماعی وفقهی و...درنتیجه ماچه نیازی به احادیث داریم؟نداریم؟چرامی خواهیم به زورنقش آن رابپذیریم؟

 

درپست های بعدی که بااین عنوان ازدوست عزیزعبدالله ازوبلاگ فقط قرآن است(ابطال پیروی ازغیرقرآن) به روزشدیم که مطمئنن نمی توان بعضی گزینه هایی بیانی وپاسخی رادرمقاله دوستان درسازمان موحدین آزادیخواه یافت که البته بسیاری ازگزینه های بیانی این دوست عزیزرامن قبلادروبلاگم ذکرکرده ام وامامقاله آقای ایزدی که بااین عنوان بودچرامسلمانان جهان همه گرفتارند؟قیدکردم آوردن ومهم بودن این مسئله به حدی بودکه می خواستم بیان کنم چقدراحادیث وروایات وتاریخ خداشدندوآیابت نشده اندآیامحمدبت نشدماهم مشرک شدیم یاواقعاخداپرست هستیم وآیامی توان نگاهی تقدسی به بیان های پیامبردادوآن رامثل قرآن دانست واگرنیست پس وجودیانبودآن ازچه لحاظ است وبه نظرمن گزینه ای مثل تاریخ واحادیث دریک حدونگاه ومثل هم هستندوبایدمثل هم بررسی گردند

 

به امیدرسیدن به حقیقت؟


 

نوشته شده توسط محمد در دوشنبه دوازدهم فروردین 1387 ساعت موضوع نقداحادیث | لینک ثابت