......ادامه
14- خرده ای بر قرآن نتوان گرفت
هر کسی باید پاسخ مناسب جنسی خود را دریافت کند. با وجود اینکه در قرآن چند همسری برای زنان را نپذیرفته و آن را حرام کرده است چند همسری برای مردان را حرام نکرده است و در یک شرایط استثنایی آن را آزاد کرده است. هیچ شخصی حق ندارد خودخواه باشد همان گونه که یک زن می گوید مهر و محبت همسرش را می خواهد و دوست ندارد همسرش به او ظلمی انجام داده و حق او را ضایع کند در تک همسری آیا به این اندیشیده که امکان دارد همسر او در ایام بارداری و عدم تمایل او به همسرش یا زمان شیردهی فرزندانش ، شوهرش بدون شریک جنسی بماند نداشته باشد آیا در این ایام همسرش باید برود فحشا کند و نیاز جنسی خود را از کوچه و بازار یا دوستی های جنسی دیگر دریافت کند یا نه؟ آیا او که نیاز جنسی همسرش برای خودش می خواهد به فداکاری دیگران اندیشیده یانه؟ آیا او به خواستهای جنسی همسرش پاسخ مثبت می دهد یا خیر؟ قرآن برای چند همسری مردان با احتیاط برخورد کرده است و شرایط حاد را علم کرده است و خودداری و فداکاری از آنها خواسته است. پس اینکه افراد چه واکنشی انجام دهند به خود آنان برمی گردد که حقوق یکدیگر را رعایت کنند.
ما در هیچ آیه ای ندیدیم که بعضی ها بدین گونه می گویند زن باید تابع و فرمان جنسی شوهرش باشد بلکه یک توافق دو طرفه است اما عدم آن هم عواقبی دارد که باید مورد توجه قرار گیرد در هیچ آیه ای بحث تملک جنسی زن برای مردان نیست بلکه رعایت حقوق طرفین نسبت به هم است که برخوردهای یکسانی دیده می شود. متاسفانه بعضی ها خیال می کنند با تنبیه یا تشویق، زن را به اطاعت خود در خواهند آورد نگاهی غیر قرآنی ارائه می دهند مگر زن برده جنسی مرد است که با کتک زدن او را به فرمان درآورد این که عملا شکنجه بدنی برای اطاعت است. مگر زن کالاست که چیزی به نام مهریه برای خرید و فروش او عرضه شود، مهریه یعنی نوعی فحشا برای خرید سکس. رابطه جنسی یک رابطه دوطرفه و آزاد است و هیچ شخصی بر دیگری برتری ندارد. بعضی ها حتی بی شرمی را به این حد می رسانند که چون زن سکس خود را در اختیار مرد قرار می دهد پس وظیفه مرد نفقه دادن به او عنوان می کنند و آن را از وظایف زن می دانند که هر زمانی که مرد درخواست سکس کرد او باید اجابت کند، واقعا که نهایت بی شرمی و فروش سکس عنوان می شود در حالیکه هر حقوقی سرجای خود معنی پیدا می کند به موقع در مورد قوامیت مردان سخن می گوییم اما به معنی این نیست که چون مردان نفقه بدهند یعنی در مقابلش سکس از سوی زنان باشد همان طور که والدین به خاطر تربیت فرزندانش حق ندارند بر آنها منتی نهند و آنها را به اطاعت و زور خود در آورند.
نکته ای که فراموش نشود هرچیزی که در جهان اسلام وجود دارد مقصر قرآن نیست بلکه محصول اندیشه عده ای انسان کوته فکر است که اصلا چیزی جز خود نمی بییند و از قرآن فرسنگها دور هستند. انسانهایی که زن را تنها به عنوان تولید مثل می شناسند کسانی که طفلان و خردسالان را آلت دست خود قرار داده اند تا از سکس آنها بهره بردای شود. کسانی که هر جا اشتباهی نسبت به سکس رخ داده، زن را مقصر دانسته است و .... همه همه برمی گردد به ذهنهای غیر قرآنی.
البته منتقدین به اسلام هم بی شرمی را از حد خود گذرانده اند و هرچه در جهان اسلام می بینند به پای قرآن می نویسند حتی دیده ام برای نقد خود ختنه کردن را هم به پای قرآن می نویسند و شدید آن را می کوبند در حالیکه ختنه اصلا در قرآن قید نشده است یک امر بهداشتی است که حتما برای مردان باید انجام گیرد و نحوه انجام آن به علت کمبودها و رشدهای بشری در امر پزشکی امکان داشته با دردها و رنجهایی همراه بوده است اما این ربطی به قرآن ندارد همان گونه که امکان دارد برای درمان بسیاری از بیماری ها هم اینگونه بوده است اصلا تولید کننده ختنه قرآن نبوده است و سالیان سال برای یک ارتباط جنسی سالم و محافظت مردان انجام می گرفته است.
حال می خواهیم به همین منتقدین نگاهی بیاندازیم این افراد که به انسان چهره ای از ماده داده اند و چیزی جز ماده نمی شناسند و فرهنگ مادی گرایی یعنی نگاه ابزاری داشتن و محصول این نوع نگاه یعنی بهره برداری جنسی. یعنی این مقدمه آن نتیجه را می طلبد هرچند که بسیاری برخلاف مقدمه چینی خود رفتاری درست از خود نشان می دهند اما این نشان از تضاد بینش و رفتار آنهاست و دیگر نمی توان آنها را انسانهای نرمال و سالم پنداشت. نگاه سرمایه ای که در غرب وجود دارد و عملا زن را به عنوان کالایی سکسی وارد بازار کرده است تا هر چه سکسی تر خود را نمایش دهد و ارزش گذاری کند چه چیزی می توان از آن برداشت کرد؟! عملا در جهان فروش سکس می بینیم با وجود اینکه شعار دفاع از حقوق زنان عنوان می شود در این ارتباط کسی سخن نمی گوید در هر قرار ملاقات و رفتار دو طرفانه حتی با نام دوستی زمانی که می بینیم عملا یکی از دو طرف که بیشتر در مردان دیده می شود برای داشتن یک ارتباط باید برای طرف مقابل خود پول خرج کنند یعنی فروش سکس، یعنی مبادله کالای دو طرف، یعنی نگاه ابزاری و خرید و فروش و این فحشای پنهان است. زمانی که زنان ازدواج با تمامی عشق در مقابل مردان پیر پولدار قرار می گیرند و ازدواج می کنند و زیباترین زنان متعلق به مردان پولدار هستند به چه معنی است یعنی زن تبدیل به کالایی برای فروش سکس خود می شود زن مطرح نیست و مهم نیست بلکه سکس او ، استفاده از زیباییش و کالایی که عرضه می کند مهم می شود. وقتی برای کار فرمایان و انتخاب و به کار گماردن زنان اولین چیزی که مهم می شود سکس و زیبایی اوست؟ سکسی که هم مورد بهره برداری کارفرما باشد هم برای عرضه بهتر خدمات خود باشد یعنی عملا از زن سوء استفاده جنسی می شود و کسی برآن نقد نمی گیرد؟ اینجاست که زن متوجه این موضوع نیست زمانی که خود را بیشتر از سکس و زیباییش نشان نمی دهد متوجه نوع دیدگاهی که جامعه به او خواهد داشت نیست؟! من نمی گویم زن نباید به زیبایی خود توجه نکند اما هرچیزی حد و مرزی دارد و عدم توجه به آن انسان را از حالت تعادل خارج می کند؟! به هر حال همان طور که در گذشته گفتیم بیشتر قوانین قرآنی مجازات دنیوی ندارد و هیچ کس حق ندارد فردی را مجبور کند و تنها برای مطالبه حقوق از سوی افراد است و حتی اگر ادعای مسلمانی داشته باشد باز فردی حق اجبار برای او ندارد مگر اینکه مجازات به صورت آشکار قید شده باشد که باز خود فرد در ابتدا آزادانه و با شناخت آن را پذیرفته است. آری ! آنهایی که خرده بر قرآن می نگرند آیا متوجه این موضوعات هستند هرچند که خرده بر دیگران، یا نقاط ضعیف دیگران را بیان کردن دلیلی بر این نیست که فردی بتواند اشتباهات و خرده های خود را نادیده بگیرد اما دیدیم که خرده ای بر اسلام نیست و تنها متوجه کردن افراد به اطرافشان است تا فریب نخورند و بهتر مسائل را درک کنند.
برای همین عدم توجه به سکس و زیبایی صرف و ابزاری بودن زن است که قرآن زانی ها را برای همدیگر و ایمان را اصل و اساس ارتباط دو فرد بیان می کند یعنی نوع بینش و توجه به صرف انسانی و ارزش گذاری انسانی مهم می شود. البته ما نمی خواهیم جنبه مادی انسان که بخشی از وجود اوست کنار گذاشته و به آن اهمیت ندهیم و نادیده بگیریم به هر حال مطرح است و باید بدان توجه شود اما اصل و اساس نباید قرار گیرد و گفتیم که قرآن با آن مبارزه نمی کند و حتی می گوید چه کسی زینتهای خدا را حرام کرده است؟
زنان توجه کنند که با وجود اینکه غرب در شعار دادن برای ارزش گذاری زنان است اما عملا زنان تنها با سکسشان معرفی می شوند و زیباییشان اهمیت پیدا می کند اما مردان تواناییشان. برای همین با فریب نوین در جهان و مشغول کردن زنان به زیبایی و سکسشان آنها را از مهمرتین مسائل باز می دارند.
اما چرا سکس آزاد نیست؟ به اندازه کافی سخن رفت؟! توجه به نوع بینشها و نگاه ابزاری باید مورد توجه قرار گیرد؟ خودخواهی نباید صورت گیرد و توجه به فرزندان نامشروع باید شود؟ روابط سکسی آزاد امکان دارد با قطع رابطه، آن هم یک طرفه و یک جانبه صورت گیرد سپس عدم توجه به لطمات و صدمات جنس دیگر که هنوز تعلقاتی به طرف دیگر دارد؟ ارزش گذاری وایجاد بردگی جنسی و عدم تعادل و وجود خانواده که اصل و اساس مهرورزی است.
عدم مبارزه قرآن با زیبایی
بعضی ها با کوتاه کاری ابروان، زیباسازی صورت و جراحی پوست، دستکاری دندان ها، رنگ کردن مو و ... را حرام عنوان می کنند چون می گویند در خلقت خدا تغییر حاصل شده است این موضوع مورد بررسی قرار می دهیم که این نوع نگاه قرآنی نیست و زن براحتی می تواند از هر کدام که دوست دارد استفاده کند و اگر در زیبایی بیرونی و مورد دید دیگران است مشکلی نیست.
آنها را گمراه می کنم و بدنبال آرزوهایشان می برم و امر می کنم که قطع کنند گوشهای چهارپایان و امر می کنم که تغییر ایجاد کنند در خلقت خدا . و کسی که شیطان را به عنوان ولی خود اتخاذ کند به جای خدا، پس او در خسارت است خسارتی آشکار ( سوره نساء آیه 119)
در نگاه اول شاید با توجه به این آیات افراد خیال کنند پس هرگونه تغییری در وجود انسانی پدید آوردن یعنی پیروی از شیطان کردن. در حالیکه اگر اینگونه اندیشیده شود دیگر نمی توانیم بسیاری از جراحی هایی که برای درمان و مبارزه با بیماری هاست استفاده کنیم . یک ذره بهتر آیه را مورد توجه قرار دهیم:
وقتی از واژه "غیر" استفاده می کنیم می خواهیم چیزی را جدا کنیم یعنی بدون آن حالتی که قبل داشته،می خواهیم در نظر بگیریم و وقتی می گوییم تغییر ایجاد می کنیم یعنی می خواهیم در آن حالت دگرگونی و به غیرآن حالت اولیه اش داشته باشیم و تغییرات در درون آن به وجود بیاید. این معنی در واژه قرآنی هم صدق می کند.
اما واژه "تبدیل" در قرآن در واقعیت به معنی جابه جایی است یعنی کل یک چیز را جای چیزی دیگر گذاشتن که هم در امور مادی و هم معنوی کاربرد دارد. واژه "تغییر "بخشی کوچکی از یک شی را می تواند در برگیرد و چهره آن را تغییر دهد در واقعیت در تغییر امکان دارد هنوز بخشی از چهره قبلی خود را داشته یا نداشته باشد اما تبدیل کل ماهیت یک شی را تغییر می دهد و آن را عوض می کند. خلق هم یعنی ساختن و تولید کردن چیزی که قبلا وجود نداشته است.
در امور معنوی و فعل و انفعال هم تغییر هم تبدیل از انسان ساخته است اما در امور مادی و خلقت خداوندی انسان تغییر انجام می دهد اما تبدیل برایش امکان پذیر نیست:
در آیه 30 سوره روم بعد از بیان فطرتی که خداوند خلق کرده است می گوید لاتبدیل لخلق الله و در خلقت خدا تبدیل و جابه جایی وجود ندارد و کسی نمی تواند آن را به غیر آن حالتش جابه جا کند.
اما در سوره نساء منظور چیست؟ معنی امر به گوش را بریدن چه معنی می دهد که اینجا مهم گشته است و نهایت تغییر در خلقت خدا چیست؟ اول باید بگوییم این حرفها از زبان شیطان است که رانده می شود با توجه به آیات قبل. اما در مورد تغییر در خلقت خدا ، خوب به آیه 103 سوره مائده توجه کنید. می گوید: خداوند بحیره و سائبه و وصیله و حامی قرار نداده است ولیکن کافران بر خدا دروغ می بندند .
درواقه بحیره و سائبه و وصیله و حامی نوعی از چهارپایان بودند که برای خدا نذر می کردند و آن را آزاد می ساختند یا به خادمان بتان داده می شد خوردن آن را حرام می دانستند و از آن استفاده نمی کردند. حال به آیه قبل برمی گردیم وقتی شیطان می گوید که امر می کند و دستور می دهد که گوشهای چهارپایان و انعام خداوندی را ببرند درواقع باید چیز مهمی باشد نه تنها به صرف بریدن یک گوش به تنهایی برای حیوانات. با توجه به آیه مائده نشان از یکی از روشها و توجه انسان به سوی غیر خدا می باشد و ایجاد دگرگونی در راه و مسیر خدایی است برای همین در دنباله آیه شیطان می گوید امر می کنم در خلقت خدا تغییر ایجاد کنند یعنی از اون اصل و اساس آفرینش بخشی کوچکی تغییر ایجاد کنند و تبدیل معنوی و جابه جایی با این تغییر مادی صورت دهند. این مورد باید مورد توجه قرار گیرد چون عدم تغییر انحصاری در چیزی عنوان نگشته و اگر این آیه برای عدم تغییر در زیباسازی انسان مورد استفاده قرار گیرد باید دانست یعنی انسان نباید تغییر در هیچ کدام از خلقتهای خدا و نه تنها به صرف این قسمت انجام دهد که با آیات قرآنی در تضاد است بلکه این آیه تنها اشاره به تغییر خلقت های خداوندی در امور مادی و معنوی و به جای غیرآن حرکت کردن می باشد. ( جهت آیه در عبادت و وابسته کردن افکار به خداست)
درنتیجه در هیچ آیه ای ممنوعیتی برای زیباسازی زنان وجود ندارد حتی استعمال طلا یا لباس ابریشم و عدم استعمال آن برای مردان در قرآن وجود خارجی ندارد حتی عدم تشبیه کردن زنان و مردان برای نوع پوشش در قرآن وجود خارجی ندارد برعکس تصور رایج اگر به لباس اعراب خوب نگاه شود حتی در زمان گذشته از لحاظ نوع ساخت شبیه به هم بوده است و موضوعیتی برای طرح این مسئله نداشته است با این وجود این بیشتر زنان بوده اند که لباس های شبیه مردان پوشیده اند تا برعکس آن جریان داشته باشد. حتی ما گفتیم زنان باید جلابیب بپوشند حتما نیازی نیست که شبیه مانتو باشد چون قرآن منظوری جز این نداشته که لباسی همانند آن برای پوشش صورت گیرد و این نوعی پوششی است که به حالتی بوده که آن نام برای آن قید شده است. جا دارد به این مسئله پرداخته شود که عریانی و لختی یکی از ابزارهایی بوده که ملل را با لخت کردن و سکس و فرو غلتیدن در آن و از خود بیگانه شدن و برده سکس شدن و عدم باور به توانایی و استعدادهای خود ،و دور شدن از آن ، و سرگرم شدن به آن ، تنها در دستان سوداگران و قدرتمندان برای اندوختن ثروت خود و تابع کردن ملتها بوده است.
همان طور که گذشت اگر در بیشتر از موارد با آیاتی برای شناخت حقوق زنان و "عرف" مواجه بودیم تا به نیکی با آنها برخوردشود کمتر آیات برعکس آن به چشم می خورد. اگر آیاتی داشتیم که از عدم کند وکاوی ابصار یا حفظ فروج بود اول نسبت به مردان و بعد زنان مطرح می شدباید متوجه بود که آن آیات عدم کندوکاو جنسی زیاد در پیرامون خود توجه داشت تا عدم نگاه کردن زن و مرد نسبت به یکدیگر مطرح باشد. در هیچ آیه ای جلوی شادی، خندیدن، تفریح و سرگرمی، استعمال مواد خشبو، حتی رقصیدن زنان را نگرفته است و آن را حرام اعلام نکرده است. هرکدام از این موارد وقتی به صورت اسراف صورت پذیرد و به نیت منفی و انحراف در جامعه صورت پذیرد نه تنها نسبت به زنان بلکه مردان هم نادرست می باشد. وقتی استعمال این موارد برای فریب باشد نادرست است اما زمانی که زوجین برای مهرورزی به یکدیگر استعمال کنند نه تنها نادرست نیست بلکه نیکو هم است( مثل استفاده از کلاه گیس یا پیوند زدن مو)حبس و زندانی کردن زنان در خانه و عدم داشتن ارتباطهای اجتماعی آنان ربطی به قرآن ندارد و از ذهنهای غیرقرآنی برمی خیزد. دست جنس مخالف گرفتن در قرآن حرام اعلام نشده است مگر اینکه مقدمه ای برای زنا باشد و از آنجائیکه لمس یکی از موارد ارتباطهای دو جنس مخالف است و امکان همان مقدمه چینی است افراد باید از آن پرهیز کنند مگر اینکه بگوییم در جامعه ای به حالت عادی خود در آمده است اما معمولا هر چیزی که عادی می شود درواقع زن و مرد ارضهای جنسی دیگر را طالب هستند که آن مرحله را رد کرده اند یعنی عدم تحریک شدن برای آن است که این مرحله تحریکی را طی کرده و بدنبال مرحله ای بالاتر هستند و عادی شدن گناهی یا چیز بدی دلیل بر خوب شدن آن نمی شود بلکه بعدها خواستهای دیگر مطرح می گردد و عادی شدن به همین راحتی هم نیست.
به غیر از مواردی که گذشت چیزی در قرآن قید نشده است و هرکس هرچیزی به نام قرآن تمام می کند ناشی از مصلحت اندیشی ها و غبارهای غیردینی است که برچهره دین نگاشته اند.
نوشته شده توسط محمد در جمعه هجدهم اردیبهشت 1388 ساعت موضوع زن | لینک ثابت
......ادامه
13- شرایط استثناء جامعه ( جوامع غیردینی و فاسد زده )
چیزی که ما تا حالا به بیان پرداختیم همان طور که بیان شد برای جوامع دینی یا جوامعی بود که به آن سمت سوق پیدا می کرد. اما در مورد جوامعی که خیلی از آن دور هستند:
اولین نکته ای که باید مورد توجه قرار گیرد انتظار و نقد باید از هم جدا شود. ما می توانیم جوامع فساد زده یا به نقد واکنش و رفتار یک انسان که ایده آل و نادرست است برویم اما امکان دارد نتوانیم این انتظار از او داشته باشیم که واکنش درست از خود نشان دهد. منظورمان از این حرف چیست؟ خوب نگاه کنید زمانی ما می توانیم از یک فرد انتظار داشته باشیم که دو عامل ایجاد شده باشد 1- تفکر، بینش درست ایجاد کرده باشیم 2- امکانات برای پیاده سازی ، توانایی در اختار فرد باشد.
در تمامی آیات قبل از اینکه از یک فرد یا جامعه انتظار انجام قوانین و باید و نبایدهایش داشته باشد ابتدا کار فرهنگ سازی، درست کردن بینش ها و تصحیح آن انجام می دهد دومین مرحله ایجاد و ساخت امکانات در جهت همان بینشی است که ایجاد کرده است برای انجام و به فعلیت رساندن آن بینش ، نیاز به پیش زمینه ها و امکانات و برنامه دارد سومین مرحله در نظر گرفتن حرکت و مرحله ای که جامعه در آن قرار گرفته و وسع و توانایی اشخاص و جامعه است در واقع در این مرحله است که انتظار ایجاد می شود.
ما نمی توانمی به کودکی که هنوز درکی نسبت به موضعات پیدا نکرده و شناختی از فضای پیرامون خود ندارد انتظار داشته باشیم و اولین گام نسبت به او ایجاد چنین بینشی است. وارد جامعه ای می شویم که همه فاسد و اهل زنا هستند . تفکر و نوع بینش این جامعه بر اساس سالیان سالی که برای او ایجاد شده عمل خود را درست می داند. در بدو ورود به این جامعه با دیدن مشکلاتی که این جامعه با آن روبروست ما می توانیم به نقد آن برویم و آن را تجزیه و تحلیل و بررسی کنیم اما اگر به همان افراد جامعه بگوییم که رفتار شما نادرست است اصلا نه می فهمد و نه درک می کند .اولین گام این است که با تمامی امکانات و روش ها و روشی که او بتواند این درک برای خود حاصل کند این بینش و درک برای او حاصل گردد. دومین مرحله باید این مد نظر قرار گیرد هرچه جامعه ای فساد زده باشد باید این مد نظر قرار گیرد چون تمامی مسائل سیستم وار به هم متصلند و هر نوع تفکر و عملی هر چند که خوب باشد با دیگر موارد پیرامون خود پیوند می خورد امکان دارد آن چیز خوب با ضدیتهای کنار خود کنار نیاید و نتواند هماهنگ کار کند و در واقع حتی بیشتر ضرر و لطمه هم بزند پس باید این مد نظر قرار گیرد که بعضی از زمانها بعد از درست کردن نوع بنیش ها برای به فعلیت رساندن آن نیاز به زمان دارد تا به موقع انجام شود.
خوب به آیات قرآن نگاه کنید قبل از بیان قوانین و باید و نبایدها ، اعمال ظاهری، در ابتدا دست به زیر ساختها و تصحیح بینش ها می زند سپس انتظار و توقع خود و درست کردن جامعه آرمانی خود می زند:
در سوره بقره در اوایل سوره بعد از معرفی کتاب خود، ایجاد ایمان به غیب که بخش وسیعی را در بر می گیرد خواندن نماز و انفاق بیان می کند البته همین ایمان به غیب در دنباله آیه آن را باز کرده و توضیح می دهد و نهیات نوع واکنش ها و رفتارهای مخالف آن را بیان می کند.
شیطان شما را وعده فقر می دهد و امر به فحشا می کند و خدا وعده مغفره و اضافی و زیاد ی می دهد و خدا واسع و علیم است ( سوره بقره آیه 268 )
خوب به آیه بالا توجه کنید اینجا خدا می خواهد در ابتدا تصحیح بینش ها کند می گوید اگر دستور به انفاق یا عدم انجام فحشا می دهد به دلیل رسیدن به مغفره واضافی رسیدن است در حالی که شیطان برخلاف آن دستور می دهد. در آیه 267 دستور به انجام انفاق است قبل از بیان این آیه ترکیبی از آیاتی که به انفاق یا اعتقاد به آخرت و وعده دادن به آن است یعنی می گوید اگر امروز از شما انتظار دارم که انفاق کنید بدانید که قبلا از این رسیدنها به مغفره سخن گفته ام در حالی که این شیطان دستور به فقر می دهد نترسید با اجرای این برنامه به اضافی و زیادی و فضل هم می رسید.
ما توجه به این موضوع نمی کنیم که در این جوامع فسازده ما نمی توانیم از یک فرد انتظار داشته باشیم یا به او بگوییم که رفتاری درست انجام دهد در واقع در اینگونه جوامع، اسلام برای آن برنامه ای ندارد بلکه در این مرحله نمی تواند انتظار یا برنامه ای داشته باشد در این مرحله تنها فعالیت و رفتار او فرهنگ سازی، تصحیح بینش و پرورش و شخصیت سازی افراد است بعد به مرور خواستها و انتظارات خود را بیان می کند و اینکه این جامعه و افراد در چه مرحله ای باشد گام به گام رفتار خود را نشان می دهد. پس من در مطالبی که قبلا نگاشتم که به بیان این موضوع پرداختم با توجه به نبود امکانات یا فضای جمعی برای به فعلیت رساندن و زندگی مومنانه داشتن این فرد چگونه باید رفتاری از خود نشان دهد چیز بدیهی بود دین نمی تواند پاسخگوی اینگونه جوامع باشد اصلا برنامه و روش نوع زندگی او برای اینگونه جوامع نیست رفتار و واکنش او نسبت به این جوامع بیان این انتظارات و فعلیتها نیست بلکه بیان اعتقادات و بینش هاست با وجود بدیهی بودن این پاسخ، افراد از پاسخ آن عاجز بودند چرا که روی قرآن کار نکرده اند چرا که آنقدر اسلام فقاهتی مهم گشته است وقتی می گوییم فقاهتی منظور همان دین فقهی با تعریف جامعه و انسانهای دینی است وگرنه فقه واژ ای در قرآن است که با انجام و بیان صرف ظواهر نمی خواند. بله در کمال تاسف اسلام ظاهری مهم گشته است اسلامی که مرحله و گام اولین خود را طی نکرده است نه تنها اعتقادات و اخلاقیات را درست نکرده است ظواهری برای او مهم گشته و به تبلیغ و انتظار از یاران خود دست زده است که اصلا در آن مرحله نیست. با وجود اینکه بارها در این وبلاگ خواسته ام که در افراد حرکت ایجاد کنم اما آنقدر این افراد سنگ و جمود شده اند که هرچه بکوبی دردی دوا نمی کند آنها به جای اینکه با استدلال قوی خود از دین خود دفاع کنند در برخورد خود با من تنها چیزی که توانسته اند: تهمت زانی، کافر، مشرک، کمونیست و.... بوده است باید دست مریزا به این افراد گفت که قبل از اقناع و استدلال و برهانی آوردن، در مقابل افراد پرسشگر ، چنین برخوردهایی نشان می دهند آیا واقعا دین اسلام چنین چهره ای از خود نشان می دهد. افراد نه تنها استدلالی ندارند انتظار دارند به صرف کلامهایی که فاقد برهان و دلیل قوی است از آنها پذیرفته شود با وجود این شعار که دین اسلام پاسخگوی نیازهاست و در برهان کسی توان روبروی آن ندارد اما عملا انتظار و برخوردی طوطوی واری، پیروی کورکورانه و دفاع از یارانی که مقلد بوده اند داشته اند این نوع بینش و رفتار در این دینداران حتی آنها که اداعای دینداری روشنفکر دارند درک کرده و دیده ام.
درنتیجه اینکه فرد در چه مرحله رشدی، شخصیتی باشد تا از او انتظار رود باید در نظر داشته باشیم و اگر یک فرد از لحاظ نوع بینش و پرورشی و شخصیتی بالا باشد امکان دارد حتی در این جوامع بتواند رفتاری مومنانه و انسانی بهتر از خود نشان دهد و برعکس اگر این نیرو در او قوی نباشد با واکنش ها و رفتار های آنچنانی روبرو نباشیم و نسبت به بعضی ها تنها باید اکتفا به درست شدن نوع بینش بود و انتظار را به بعد کشاند.
نسبت به رفتارهای جنسی وقتی فرد تنهاست و همگامی جامعه را نداردهمان مراحلی است که عنوان شد .اما رفتار جمعی ، ما بهتر می توانیم برخورد کنیم و انتظار بیشتر می شود اگر ما با جامعه های کوچک و افراد دینی بیشتر (البته واقعا به معنای درست دینی باشد نه این افرادی که تنها دلخوش به ظواهری هستند و از درون، انسانهای تهی هستند. بویی از دینداری و اخلاق دینی ندارند و ملاک و ارزیابی بهتر بودن افراد در تقوی، اخلاق نیست بلکه در عمل کردن به ظواهر است- متاسفانه به دینداری خود فخر هم می فروشند این مورد در نظر گرفته نممی شود که امکان دارد زانی گنهکاری که در این جوامع زندگی می کند و امکان و توان بیش از این هم ندارد با این وجود از سطح اخلاقی بهتری نسبت به آنها برخوردار باشد امکان دارد نزد خدا هزاران بار از این افراد در درجه بالاتری قرار گرفته باشد)
وقتی جمعی درست شد می تواند جمعا در جهت ایجاد امکانات، کمک به جامعه، رفتاری انجام دهد که انسانها رفتار جنسی مومنانه از خود نشان دهند و اگر در این مرحله گامی برداشته نشود این افراد مقصر هستند جوامعی که می بینم متاسفانه با وجود عدم همگامی تنها به نقد جامعه خود اکتفا کرده و عملا گامهای اساسی برداشته نمی شود. در حالیکه باید اگر فردی در این جوامع وجود دارد چون هنوز در طفولیت خود است امکانات و بینش درستی ایجاد نکرده است به تنبیه این جامعه نرورد و انتظار نداشته باشد.
جوامع فساد زده، اولین گام جمعی مبارزه با فرهنگها و رفتارهایی است که جلوگیری می کند و مانعی برای ایجاد رفتار جنسی مناسب می شود. متاسفانه با وجود اینکه من شناختی از جامعه ای که در آن زندگی می کنم و مشکلاتی که وجود دارد پیشنهاد من ازدواج فقرا با ثروتمندها بود(باید دانست که کارکردن از سوی افرادی که تریبونها و رهبری جامعه را برعهده دارند موجب می گردد ماچندان مشکلی با آن نداشته باشیم و جوامع ما مثل شهرهای بزرگ نیست) این نوع ازدواجها، هم امکان ازدواج برای همه ، هم از بین رفتن شکاف طبقاتی می شود اما آنقدر افراد دور و بر من و جامعه دید منفی نسبت به من پیدا کرده است که دیگر دهانم بسته ام و تنها در این وبلاگ می نویسم البته قبل از دنباله ، باید بگویم دست مریزا با این مسلمانان و رفتارشان، از خود به خوبی برادری دینی، رفتاری دینی(اگرمن را مسلمان نمی دانند)، نشان می دهند عجیب است که اسلامی که ادعای رفتاری شایسته با دشمنان خود دارد این رفتار او به چه معناست؟!
برداشتن موانع، آداب و رسوم دست و پاگیر و فرهنگهای پوسیده یک حرکت جمعی می خواهد که در توان به تنهایی من نیست و متاسفانه منم از آن افرادی هستم که در خود شخصیتی مومن، بزرگ نمی بینم چون در این جوامع فساد زده، داشتن چنین رفتاری انسانهای بزرگ می خواهد تا صدمات باعث عقب نشینی آنها نشود که من تحمل وصبر چندانی برای درست کردن فرهنگ ها ندارم و متاسفانه آنهایی که مدعی دینی و دوستی هستند صدمات بیشتری وارد می کنند.
ما در جامعه ای زندگی می کنیم که از زنان سوء استفاده می شود، افراد اخلاق و رفتاری مومنانه از خود نشان نمی دهند، طلاقها در بیشتر موارد در دست مردان است، مردها امکان دارد از همسران خود دور باشند و کسی حق ندارد ایرادی بگیرد، افکار غیردینی با نام دین بسیار موج می زند، رفتارهایی از دین که برای جوامع دینی است افراد به آن چسیبده اند در حالی که اینقدر شوق در اجرای ظواهر دارند در انجام اصلیات خودداری می کنند، مرد می خواهد چهار همسر داشته باشد در حالیکه چهار همسری همان طور که گفتیم در شرایط استثنا و با داشتن اخلاقی مومنانه برای اجرای عدل و قسط است اما ایجاد شخصیتی عادل و قسط و مومنانه تلاشی در او دیده نمی شود البته مشکل تنها خود این افراد نیستند افرادی که معرف دین هستند بیشتر به این نوع افکار دامن می زنند، حمایت از زنان و فرزندان وجود ندارد، از طلاقها و مهریه های سنگینی که در اسلام وجود ندارد سوء استفاده می شود، ازدواجها تحمیلی و حق انتخابی وجود ندارد و ....
بدترین چیز در این جامعه ها توقع قبل از طی همان مراحلی است که عنوان شد. دین از جامعه ی دینی خود وقتی عقب باشد شناختی وارد جامعه نکرده در ابتدا زشتی ها را نقد می کند. خوب توجه کنید آن را تایید نمی کند اصلا زمانی که دوراندیشی دارد نمی تواند تایید کند یعنی برعکس حرفی که من قبل زدم . من گفتم باید زنا به خاظر شرایط حاد جامعه حلال شود. انسان دوراندیش و مومن نمی تواند منکر و زشتی را حلال کند و آن را زیبا بیان کند زشت در هر شرایطی زشت و بداست و وقتی می خواهد در آینده آن را جزئی از فرهنگ خود کند نمی تواند از امروز آن را زیبا جلوه دهد و به روان ناآگاه و شخصیت افراد ببرد . او نمی تواند چیزی که حرام است حلال کند چون خدا نیست. او نمی تواند در نشر و گسترش و دامن زدن بیشتر فحشا و تایید آن بکوشد بلکه تنها حرفی که در این جوامع دارد می گوید با توجه به جامعه ما انتظار رفتاری درست نداریم یعنی نقد می کند از لحاظ فکری نمی پذیرد اما تنبیه نمی کند طرد نمی کند نمی گوید فرد فاسد زده است . ما البته متاسفانه در جامعه هایی که در آن زندگی می کنیم بسیاری از مسائل با یک دوراندیشی و برنامه درست در جهت درست گام برنمی دارد چون برنامه ریزیی وجود ندارد و افراد در حال زندگی می کنند بیشتر از زیر پای خود نمی بینند می گذارند آنقدر مسئله حاد شود و به بحران برسد بعد سعی می کنند حرف بزنند بارها در جامعه ای که خود زندگی می کنم حرفهایی که زده ام قبول نمی کرده اند خود بدان رسیده اند در حال تفکر و برنامه ریزی آن هستند چیزی که سالیان قبل ما می گفتیم حال که در تصحیح آن ، آن هم به شیوه نادرست هستند ما چیزهای دیگر می بینیم که نمی توانند آنها ببینند؟ این کار شاقی نیست و ماهم انسانهای بزرگی نیستیم بلکه انسانی هستیم که سعی می کنیم با واقعیات زندگی کرده ، اهل فکر و تجزیه و تحلیل و دوراندیشی باشیم.
یک نکته ظریف در نظر داشته باشید:
مشکلاتی که امروز در جوامع وجود دارد در واقع جز هستهای یک جامعه است ما می خواهیم براساس این هستها و مصلحت اندیشی ها قرآن را معنی کنیم و جهت دهیم در حالیکه آیات قرآن بیشتر برای جوامع دینی یا سمت و سویی به آن سمت است . متوجه نیستیم چگونه زمانی که در یک جامعه دور از آن هستیم مصلحت اندیشی می کنیم که قرآن باید این بگوید یا آن بگوید. می خواهیم این مصلحت و این هست ها را به آن تحمیل کنیم در حالی که متوجه نیستیم خدا یک دور اندیشی، یک استراتژییک تعیین می کند که افراد باید براساس رشد جامعه خود برنامه ریزی کنند تا بدان برسند نه خیال می کنند در حال حاضر با آن جامعه روبرو هستند. پس کاری کنیم همه چیز بر وفق مراد شود و پاسخها بدان شود و آیات طوری معنی گردد که با اصلش نمی خواند و در تضاد است.
من قبلا با آیاتی در وبلاگم به بیان پرداختم که یوسف به لحاظ پیامبری و درجه والا زمانی که نمی تواند خود را از فحشا دور کند و می گوید خدایا اگر این کید و مکر را از من دور نکنی بدانها می گرایم و خدا اجابت می کند. پس چگونه است که ما انتظار از دیگر افراد برای انجام رفتاری شایسته داشته باشیم.
ما کامل توضیح دادیم که انتظار چگونه به وجود می آید اما آیات یوسف:
در سوره یوسف آیات 33 و 34 یوسف تمایلی به گناه ندارد و از لحاظ شخصیتی با آن نمی خورد پس به خدا می گوید که زندان را از چیزی که زنان مصر او را دعوت می کند بیشتر دوست دارد. در نهایت می گوید اگر مکر آنها از او برداشته نشود. مکر در واقع با آن معنی منفی که در ذهن ما می گنجد نیست بلکه این واژه در قرآن به معنی نقشه کشی و طرح یک برنامه است که می خواهد پیاده گردد. یوسف می گوید اگر این نقشه ها که به صورت مرتب از سوی زنان مصر برای من کشیده می شود امکان دارد به خاطر این نقشه ها بدانان متمایل شوم و از جاهلین باشم و برخلاف نوع بینش خود رفتار نشان دهم و طوری رفتار کنم که انگار نسبت به مسئله دانایی ندارم. پس خداوند با توجه به تلاش یوسف و امکان ناکام ماندن او آن مکر را از او دور می کند. به هر حال هیچ کس نمی تواند به خود مطمئن باشد. همان طور که در سوره یوسف در آیه 24 می خوانیم زمانیکه زن عزیز مصر قصد یوسف کرد و متقابلا یوسف هم قصد او کرداما برهان ربش را دید(حرفی از این برهان نیست- هرچه هست متوجه کردن و متوجه شدن یوسف به عملش است- نیازی نیست که این برهان مستقیما از سوی خدا باشد چون هرکاری که رخ دهد باز به خدا بر می گردد ) بعد می گوید ما این چنین کردیم و با نشان آن برهان او را از سوء و فحشا منصرف کردیم.
اما راه حل صبر، این روش پیشگیری در جامعه های با سمت و کشش وسوق پیدا کردن به سمت جامعه های دینی یا شخصیتهایی که درست پرورش کرده اند می باشد:
هرجایی که خدا صبر خواسته، برنامه خود را برای پیاده سازی خواسته قبل از آن نوع بینش ها را درست کرده است و این آیات هم فراموش نشود آیاتیکه انتظارات خود را براساس وسع و توانایی افراد و جامعه می خواهد. دقیقا در سوره بقره آیه 285 بعد از بیان اعتقادات می گوید شخصیت افراد به سمت سمعنا و اطعنا می رود اما بعد در آیه 286 می گوید خداوند هیچ کس به اندازه تواناییش مکلف نمی کند. یعنی این قرآن بیشتر از توانایی شما نیست و خواستار آن نیست. در سوره نساء بعد از اینکه می گوید می خواهد شما را به راه و سنن گذشتگان هدایت کند و با وجود این سنن امکان گناه برای شما هست و توبه شما را می پذیرد بعد از بیان اینکه می گوید کسانی که بدنبال و تبعیت شهوات می افتند می خواهند که شما میل زیادی به این سمت داشته باشید می گوید خداوند می خواهد برشما تخفیف ایجاد کند چون خلقت انسان برای تمایل به این شهوات و کششها ضعیف آفریده شده است ( سوره نساء آیات 26 تا 28)
آیات وسع : 233 و 286 بقره ، 152 انعام ، 42 اعراف ، 62 مومنون.
وسع به معنای وسیع بودن است که وقتی می گوییم وسع انسانی یعنی وسعت و توانایی انسانی اما این توجه را داشته باشید وقتی خداوند می گوید این تکالیف خداوندی اندازه وسع و توانایی انسان است یعنی بیشتر و فراتر از آن در این قرآن ذکر آن نکرده و انتظار نمی رود و به معنی این نیست که فرد در بعضی مسائل گیر کند و بعد بگوید در وسع و توانایی ما نیست وقتی ما قبلا گفتیم که افراد براساس وسعشان انتظار می رود براساس آیات دیگر است نه اینگونه آیات.
اگر ما با آیاتی مواجه هستیم که زنا را در ردیف و کنار پرستش خدا قرار می دهد. چیزی که در نظر گرفته نمی شود ابتدا نوع پرستش و نگاه به جامعه است که تصحیح می شود بعد از آن زنا قید می شود البته این آیات از دیگر آیات خود جدا نیستند و یک هماهنگی باید بین آنها ایجاد شود:
همان طور که گفتیم هرچه جامعه ای فساد بیشتری داشته باشد . دین برنامه ای ندارد تنها کارش پرورش و تصحیح بینش هاست اما بعدها که گام به گام به سمت جامعه خودسوق پیدا می کند برای رشد بیشتر قوانین و رفتارها موضوعیت خود را کم کم پیدا می کنند.این را در نظر داشته باشید که زندگی انسان امروز آنقدر هم پیچیده تر از انسان دیروز نیست انسان همان انسان است جهش ژنتیکی به وجود نیامده است انسان دیروز حیوان یا جانداری دیگر نبوده است که انسان امروز به وجود آمده باشد همان حرفها و صحبتهای دیروز، امروز هم جریان دارد تنها انسان روابطی ناشی از ماشین ایجاد کرده است انسانی با تعلقاتی فساد ، تفاوت در عقاید و افکار، پیچیدگی هایی ایجاد کرده است. در ابتدا آیاتی از نظر می گذرد که چگونه وقتی گناهی از افراد نمی خواهد . تصحیح و ایجاد امکانات، بعد انتظار و توقع خود را بیان می کند سپس برنامه هایی که سمت و سوی جامعه دینی پیدا کنند:
در سوره 32 اسرا خداوند می گوید به زنا نزدیک نشوید . البته قبل از اینکه به این آیه برسد در آیات قبل از جمله آیه 26 ادای حقوق افراد بیان می کند تا به آیه ای می رسد که بعد از آن انتظار خود را عنوان می کند وقتی در آیه 26 و 27 و 28 و 29 رفتارهای دیگر در تصحیح آن می کوشد و رفتارهای مادی را درست می کند در آیه 31 می گوید وقتی که ما این برنامه را ایجاد کردیم فرزندانتان را از فقر نکشید.البته بسیاری تفکر جاهلانه دارند خیال می کنند خداوند در این آیه تنها می گوید توکل به خدا کنید و از فقر فرزندان خود را نکشید انگار انسان اگر بنشید از هوا باران پول می آید در حالیکه خداوند بعد از ایجاد برنامه و تصحیح برنامه می گوید حالا ترسی نداشته باشید که خدا رزق او را می دهد. سپس می گوید به زنا که امکان دارد یکی از عوامل آن نبود امکان ازدواج باشد به خاطر داشتن برنامه و حمایت دیگران برای ازدواج آنها می گوید زنا نکنید.
چیزی که فراموش نشود دین اسلام تنها به دادن نظریه اکتفا نمی کند نصحیت نمی کند بلکه راه حل می دهد برنامه ریزی می کند توقع خود را با نوع جامعه تنظیم می کند. واقعیات را در نظر می گیرد.
این دوآیه از آنجا ناشی می شود که حکم اول درجامعه ای تقریبا رو به رشد است وتا حدودی از فساد دور است ودومی زمانیکه فساد به حدی می رسد که طاقت طاق شده ودیگر صبر معنی ندارد. روشی که قرآن عمل کند خوب دقت کنید این موارد باید در قرآن خوب مورد بازشکافی قرار گیرد در تمامی واکنش ها، عذاب خداوند، ابتدا در جامعه ای که آمده ، تصحیح بینش و حداکثر درک و اقناع ایجاد کرده است سپس ایجاد امکانات و نهایت عذاب می آمده است. خوب به رفتار حضرت لوط توجه کنید حضرت لوط در بین قومش سالیان سال کار فکری و تربیتی انجام می دهد بعد امکانات و را ه حلها ایجاد می کند زمنیه های رفتاری قبلی در تصحیح و درک آن و از بین بردن آداب و روسوم نابه جاست سپس درخواست خود را بیان می کند تا چگونه چنین جامعه ای درست کند. بعد می گوید مشکل شما نسبت به رفتار ناشایست جنسی چیست؟ مشکل اگر دختر است من دختران خود را به شما می دهم؟ در ابتدا نمی آید به افراد بگوید گناه نکنید؟ جامعه را تنبیه نمی کند؟ حتی خدا وارد معرکه نمی شود؟ بعد از اینکه لوط سالیان سال کار انجام داده و از فحشا سخن گفته بعد از آن برای عدم ارتکاب آن راه حل و امکانات می دهد؟ ریشه یابی انجام علل گناه را توضیح می خواهد و جامعه را بازشناسی می کند؟ موانع را حل می کند؟ عذاب خداوندی می آید ( سوره هود )
پس این را بشناسید که الویتها کجاست؟ از چه جامعه ای باید انتظار فحشا نداشته باشید؟!
دین اسلام در شرایط استثانا یا رو به سمت جامعه دینی کم کم برنامه های خود را نشان می دهد مثل چهارهمسری که تنها در یک شرایط استثناست.
حال ببینیم که در شرایط حاد جامعه چه برنامه هایی قرآن دارد:
1- یکی از مراحل دفاع و عدم تمایل و جلوگیری از فحشا حمایت خانواده ها و دیگر افراد جامعه است تا امکانات ازدواج را برای جوانان جامعه خود ایجاد کنند و موانع را از پای آنها بردارند:
مردان و زنان بیوه خود را به نکاح درآورید و صالحین خود را از مردان و زنان بنده خدا، اگر فقیر باشند آنها را خدا غنی می کند ( سوره نور آیه 32)
چیزی که در این آیه مورد توجه قرار نمی گیرد دستور به نکاح آوردن و حمایت جامعه از افراد مجرد خود است ( دستور به نکاح در آوردن نه خودشان نکاح کنند) و این یک وظیفه دینی است و هر فردی با وجود توانایی ها آن را از سر خود باز کند در زنا و فحشای جامعه شریک است بعد می گوید که فقر آنها را به غنا تبدیل می کند چیزی که موردتوجه قرار نمی گیرد خداوند هیچگاه مستقیم وارد نمی شود بلکه وقتی می گوید غنا می دهد به خاطر همان حمایت و توجه جامعه به خاطر فقر آنهااست و برای اینکه جامعه این غنایی که ایجاد می کند به خود منتسب نکند و منتی بر آنها نباشد و می دانیم که نهایت همه کارها به خدا باز می گردد و افراد دچار غرور به خاطر اعمال خود نشوند می گوید خدا آنها را غنی می کند وگرنه اگر این غنا شدن به همان سادگی بود که افراد تصور می کردند هیچ فردی نباید نگران بود و براحتی بعد از ازدواج ،غنی می شدند اما در آیه بعدی وقتی جامعه و اطرافیان کوتاهی می کنند وشرایط بد فساد زیاد است بیانی دیگر دارد
کسانی که جد و تلاششان برای نکاح ناکام است باید عفت پیشه کنند تا اینکه خدا آنها را از فضلش غنی کند(این فضل در دنباله با برنامه بعدی خود می دهد تنها صبوری بیشتر نسبت به مرحله قبلی می خواهد) کسانی که از ملکت ایمانتان خواستار کتابت و عقد قرار داد هستند با ایشان عقد قرار داد ببندید اگر در ایشان خیر سراغ دارید و از مال خود که به شما اتا شده به آنها اتا کنید. کسیکه طالب آن است(گفتیم فتی به معنی کسی که این درخواست در او وجود دارد است نه جوان) خود را زمانیکه از بغی کراهت دارند می خواهند خود را حصانت کنند با این عملکردتان به سمت آن نکشانید تا خواستار عامل دنیای زودگذر باشند(سوره نور آیه 33)(بلکه با دادن بخشی از مال خود بدون عوض یا با ایجاد کار و فعالیت آنها را برای ایجاد زندگی آماده کنید)
عفیف بودن زمانی است که این برنامه دراز مدت معنی پیدا می کند و اطرفیان باید رعایت کنند. باز نشان از این دارد که اگر این امکانات برای جوانان ایجاد نشود برای هر فحشایی آنها هم مقصر هستند.
وقتی موسی درمانده و ازهمه جارانده نزد شعیب می آید. مورد حمایت و توجه شعیب قرار می گیرد. حتی دخترش را به ازدواج او در می آورد علاوه بر اینکه این آیه نشان از پیشنهاد ازدواج از سوی والدین دختر است حمایت او را برای این پیوند نشان می دهد.
گفت من می خواهم یکی از دو دخترم می خواهم به نکاح تو در بیارم به شرطی که هشت سال کار کنی .... ( سوره قصص آیه 27)
2- اما دومین برنامه ای که خدا در قرآن بیان می کند. ازدواج با ملکت ایمان است گفتیم که ملکت ایمان به معنی برده یا خدمه و نوکر نیست. عدم برداشت این واژه به برده در مقاله برده داری از نگاه افراد گذشت در مورد عدم معنی بودن این واژه با معنی نوکر و خدمتکار در آن مقاله اشاراتی شد اما برای تکمیل آن مقاله باید گفت که :
اگر به معنی خدمتکاران بود اولین ایرادی که وارد است مگر آنها بخشی از جامعه نیستند که همچون به آنها نگاه شده که انگار افرادی متفاوت از جامعه هستند به خصوص زمانی که سخن از ازدواج با ملکت ایمان مومنه می رود و بعد می گوید زمانی که برای آنها حصانت به وجود آمد باز فحشا کنند نصف ، مجازات شوند ؟!این نصف مجازات شدن برای چیست؟ ما می دانیم ایمان آنها عاملی برای عدم فحشاست! حتی زناکاران برای هم هستند درنتیجه به معنی این نیست که فرض براین گرفته شود که قبلا چون این رفتار داشته اند پس اگر بازگشت به رفتار گذشته خود داشته باشند نصف مجازات در نظر گرفته شود. اگر هم بگوییم چون این نصف مجازات از قشر ضعیف جامعه هستند باید گفت که نباید انحصاری در آنها بود چون ما فقرا و قشر ضعیف دیگر هم داریم اگر می خواست قشر ضعیف جامعه را در نظر گیرد این بیان خود را شامل حال آنها هم می کرد. علاوه بر آن حالا شوهر دارند. شاید بیان شود چون در خانه حضور دارند نصف مجازات دارند و در بین خانه و جمع خانواده ای هستند امکان دارد زنا با افراد خانواده انجام دهند در حالیکه می گوید بعد از شوهر کردن اگر فحشا انجام دادند نصف باشد یعنی قبل از آن باید مثل بقیه مجازات شوند. دومین عاملی که باعث می شود این نگاه به بن بست بخورد اگر خانواده ای به خاطر ضرورتهای زندگیش از خدمتکارانی استفاده کند آن خدمتکاران مثل بقیه جامعه نیستند و نباید به آنها حقوقشان داده شود و نگاهی درست داشت پس چرا این نوع ازدواج با آنها در شرایط حاد و استثنایی عنوان می شود و دوری از این نوع ازدواج می خواهد یعنی در یک شرایطی که جامعه دینی بدان نرسیده یا نزدیک بدان است. پس به معنی خدمتکار نیست. گفتیم نمی تواند به معنی برده باشد. ملکت ایمان درواقع قشری ضعیف از جامعه است که به علل گوناگونی تحت سرپرستی خانواده ای در آمده است . نوع ازدواجی که در شرایط استثنا در سوره نساء آیه25 قید شده است به این دلیل است که مرد چون توانایی مالی و ازدواج ندارد . وقتی می گوید این نوع ازدواج برای مردانی است که توانایی مالی ندارند و زن هم خرجی می خواهد و نیاز به حمایت مالی دارد یعنی اینکه این افراد در بین سرپرستان خود می مانند و با وجود اینکه در حمایت سرپرستانشان هستند شما همسران همدیگر می شوید ونیازهای جنسی خود را ارضا می کنید اما گفتیم چون این نوع ازدواج حصانت و حمایت و در کنار بودن کامل شوهر در کنار همسرش نیست و امکان دور افتادن است نصف مجازات دارد و امکان انحراف برای زن وجود دارد و برای اینکه جامعه به حالتی از تنبلی نرود و با آن خو نگیرد و جزئی از شخصیتش نشود تنها در شرایط بسیار استثناء و حاد عنوان می کند.
در این آیه گفته از اهلش برای نکاح اجازه بگیرید و گفتیم اهل به معنی رئیس و ارباب نیست اما برای تاکید باید بگوییم اهل در هر جای قرآن آمده منظور افرادی بوده که متوجه شی، شخصی یا مکان فیزیکی بوده اند. وقتی می گوید اهل کتاب یعنی کسانی که کتاب متوجه آنها بوده است. طرفداران موضوع یا چیزی را می خواهد نشان دهد.
اگر به معنی رئیس بود چرا خداوند می گوید:
(ای پیامبر)زمانیکه در آغاز روز از میان اهلت بیرون رفتی .....(سوره آل عمران آیه 121)
وارد خانه هایی نشوید که متعلق به شما نیست تا اینکه انس بگیرید و سلام کردن بر اهلش .... ( سوره نور آیه 27)
اهل معادل همان اهل خودمان در فارسی است منظور، توجه به طرفداران، ساکنین و پیوندهای بین یک افراد و اشیاست و منظور از اهل در این مکانها همان افراد و اعضای خانواده است. پس وقتی می گوید از اهلش منظور همان سرپرستان، اطرافیان او هستند. در کل عضوهای یک زیر مجموعه را اهل می گویند.
واژه اهل : 105 و 109 و 126 و 196و 217 بقره ، 64 و 65 و 69 و70 و 71 و 72 و75 و 98 و 99 و 110 و 113 و 121 و 199 آل عمران ، 25 و 35 و 58 و 75 و 92 و 123 و 153 و 159 و 171 نساء ، 15 و 19 و 47 و 59 و 65 و 68 و 77 و 89 مائده ، 131 انعام ، 83 و 94 و 96 و 97 و 98 و 100 و 123 اعراف ، 101 و 120 توبه ، 24 یونس ، 40 و 45 و 46 و 73 و 81 و 117 هود، 25 و 26 و 62 و 65 و 85 و 88 و 93 و 109 یوسف ، 65 و 67 حجر، 43 نحل،71 و 77 کهف ، 16 و 55 مریم ، 10 و 29 و 40 و 132 طه ، 7 و 76 و 84 انبیاء ، 27 مومنون ، 27 نور، 169 و 170 شعراء ، 7 و 34 و 49 و 57 نمل ، 4 و 12 و 15 و29 و 45 و 59 قصص، 31 و 32 و 33 و 34 و 46 عنکبوت ، 13 و 26 و 33 احزاب ، 43 فاطر ، 50 یس ، 76 و 134 صافات ، 43 و 64 ص ، 15 زمر، 45 شوری، 11 و 12 و 26 فتح ، 26 ذاریات ، 26 طور ، 29 حدید، 2 و 7 و 11 حشر ، 6 تحریم ، 56 مدثر ، 33 قیامه ، 31 مطففین ، 9 و 13 انشقاق ، 1 و 6 بینه
3- همگامی کل جامعه در برداشتن آداب و رسوم غلط و دست و پاگیر. موانع ازدواج درست و مشخص کردن هدف درست ازدواج. جلوگیری از اسرافکاری. روش و مهارت درست ازدواج و ......
اما باید پرسید چرا دین به نوعی ترجمه و تفسیر می شود که انگار سخت، طاقت فرسا و غیر انسانی است و برنامه ای ندارد؟!
وقتی آموزش دین به این صورت بوده که دین یعنی اطاعت بی چون و چرا از خدا، سپس عالمان دینی نقش خود را این چنین معرفی کرده اند و درمقابل دیگران که مخالف خود یافته اند ایستاده اند. انتظاری بهتر از این نمی توانید بیابید. دین نه در مقابل نقد ایستاده، نه در مقابل افکار نو، نه از پرسش دیگران ترسیده است اما متاسفانه افراد منتسب به دینداری که شاید بدترین افراد آنها که از بین عالمان بوده اند ظالمانه دین را اینگونه معرفی کرده اند نمی توان نتیجه ای بهتر از ناکارآمدی دین گرفت دین یعنی اوج آزادی در صورتیکه عالمان خود را بت نکنند و خواستار این نباشند که اطاعت بی چون وچرا باشد در صورتیکه خود را در شعارهایی توخالی که بر منابر می دهند معرفی نکنند. اگر دین عملا خود را نشان ندهد نتیجه ای بهتر از این حاصل دین نخواهد شد.
باز تاکید می کنم که باید و نبایدهای قرآنی بیشتر برای جوامع دینی و جامعه هایی است که به سمت این جامعه در حال حرکت هستند وبه آن نزدیک می باشد یا این توانایی وجود دارد . نه برای هر شرایط و برای هر جامعه ای. انتظارات خود را براساس رشد جامعه و اشخاص تنظیم کنید.
ادامه دارد....
نوشته شده توسط محمد در سه شنبه پانزدهم اردیبهشت 1388 ساعت موضوع زن | لینک ثابت
......ادامه
12- پایان دادن به ازدواج – طلاق و عده زنان – جدا افتادنهای موقت
آیات طلاق : 227 و 228 و 229 و 230 و 231و 232 و 236 و 237 و 241 بقره ، 71 و 74 و 77 کهف ، 13 شعراء ، 49 احزاب ، 6 ص ، 15 فتح ، 1 طلاق، 5 تحریم، 23 قلم ، 29 و 30 مرسلات
خدا به خاطر کارهای لغویکه که در اطرافیانتان و نزدیک شما صورت می گیرد مواخذه نمی کند بلکه براساس آنچه از قلوب و منقلب شدن خودتان ایجاد شده( نه اطراف و دیگرانتان) مواخذه می کند (سوره بقره آیه 225)
لغو در قرآن به معنای کارهایی است که از سر دلیل و استدلال نیست و پوچ و بیهوده صورت می گیرد- قلب در قرآن به معنی دگرگونی و تحول انسان معنی پیدا می کند حالتی از انسان که براساس نوع بینش انتخابی موجب تحول شخصیتی و رفتاری او می شود.توجه کنید که قلب در قرآن به معنی همان قلب فارسی نیست.
کسانی که زنان خویش را ایلاء می کنند چهار ماه باید انتظار بکشند پس اگر برگشتند خداوند غفور و رحیم است و اگر تصمیم بر طلاق گرفتند خداوند سمیع و علیم است ( سوره بقره آیه 226و 227)
چیزی که از آیات برمی آید برعکس تصور رایج ایلا به معنی قسم خوردن مرد برای عدم نزدیک شدن به زن نیست . یؤلون از مصدر ایلاء و از ماده الوه یا الیه است. چیزی که با توجه به آیات قبل برمی آید منظور از ایلاء کوتاه کاری و قصورات و تعهدات مرد بر زن است. زمانی که این قصورات بر علیه زن صورت می گیرد. از آیه بعدی مشخص است که به حالتی در حال رفتن است که افراد آماده طلاق هستند می گوید چهار ماه صبر کنید بعد اگر خواستید طلاق دهید ما در جاهای دیگر هم این مدت زمانی را می بینیم. بعدا بیشتر توضیح می دهیم که چرا باید چهار ماه طول بکشد. در این آیه صبری است که مشخص شود آیا مرد به رفتار خود نسبت به همسرش به روش قبل ادامه می دهد یا تغییر در خود ایجاد می کند؟(با وجود این دفاع جانانه از زنان ، ما چنین دفاعی در قرآن نسبت به مردان نمی بینیم؟!)
کسانی که زنانشان را ظهار می کنند آنان مادرانشان نمی شوند ..... کسانی که زنان خود را ظهار می کنند سپس برمی گردند باید رقبه ای آزاد کنند قبل از اینکه تماسی داشته باشند(واژه مسس را توضیح دادیم)..... پس اگر نشد باید دو ماه پی در پی روزه بگیرد قبل از تماس، اگر توانایی آن را نداشت باید شصت نفر مسکین را طعام دهد ( سوره مجادله آیات 2 تا 4)
این آیات تنها حالت پیشگیری دارد همان طور که قبلا بیان شد تا مردان ،محارم خود را با نامحارم خود یکی نکنند و رفتاری جداگانه از خود نشان دهند. البته می گوید این رفتار و شبیه کردن نوعی از قول زور و دروغگویی است. پس رفتاری شایسته از افراد می خواهد که حقوق ها، شبیه ها و رفتارها درست مشخص شود و هر چیزی سر جای خودش معنی دارد. افراد خود را جای دیگران قلمداد ومعرفی نکنند.
و زنان مطلقه باید سه زمان که به آنها قرائت می شود(زمان تشخیص برای بارداری- توجه: نگفته حتما سه بار پاک شدن از حیض) انتظار بکشند و حلال نیست که کتمان کنند چیزی که خدا در رحمهایشان خلق کرده است اگر به خدا و روز آخرت ایمان دارند و شوهران آنها حق دارند به آنها برگردانده شوند در آن اصلاح است همان طور که آنها نسبت به شما باید معروف باشند و حقوق شما را بشناسند و نیکی کنند و مردان بر زنان درجه دارند ( سوره بقره آیه 228)
بردهن به معنی برگشت دادن به حالت قبل است به معنی این نیست که فرزندان به همسرانشان برگردانده شوند بلکه به معنی ارجاع و برگشت این تولد به همسرانشان است همان طور که قبلش دستور به ثلثه قروء برای تشخیص این موضوع است که پدر فرزند قبل از اینکه ازدواجی دیگر به وجود بیاید مشخص شود. در
درجه در قرآن به معنی فارسی نیست بلکه جایگاه یک فرد را نشان می دهد. موقعیتی بالاترنسبت به دیگران داشتن و می گوید مردان نسبت به زنان از درجه بالاتری برخودارند. نسبت به چه موضعی . موضعی که قبل از این کلام عنوان می کند. انتساب فرزند به پدرش تا مادرش ، چون اگر ازدواج دوم برای مادر ایجاد شد و پدر مشخص نشد یعنی به جای اینکه بخواهیم فرزند به پدرش ارجاع داده شود به مادر ارجاع داده می شود می گوید از لحاظ درجه و موقعیت انتساب پدر بالاتر از مادر فرزند است. چرا که رحم یک مادر می تواند حامل نطفه دو مرد متفاوت باشد. البته این همان مراحلی است که قبل باید طی شود تا تشخیص داده والدین او چه کسی است و اگر به وجود نیاید امکان قاطی شدن پدر و مادر برای یک فرزند وجود دارد اما نسبت به مرد این قاطی شدن وجود ندارد. اگر زن ازدواج کند و مراحل عدم قاطی شدن به وجود بیاید حق مرد در این بین از بین رفته است. البته اگر این درجه دقیقا ببه یان قبل از خود که همان رعایت حقوق زن بیان است بیان از این موضوع دارد که رعایت و شناسایی حقوق زن از سوی مرد بر زن درجه دارد و ابتدا باید مردان رعایت کنند اما نظر من براین است که منظور همان موضوع نسبت دادن فرزند به پدرش است با توجه به پیام آوری اصلی آیه در این جهت پیام رسانی دارد. اگر هم بگوییم منظور برگشت دادن زنان به شوهرانشان است فرقی نمی کند یعنی حق برگشت دادن بیشتر شوهران برای بازگشت همسرانشان تا مرد بیگانه دیگر. اما من تا می بینم جمله در همان جهت اولیه معنی پیدا می کند.
طلاق دوبار است نگهداری به معروف یا رها ساختن به احسن و حلال نیست بعد از آن که شما اخذ کنید چیزهایی که به ایشان اتا کرده اید(زنان) مگر اینکه بترسند که نتوانند حدود خدا را اقامه کنند. پس اگر ترسیدید که اقامه کنید حدود خدا گناهی بر ایشان(هردو) نیست که (زن) فدیه و به جای آن چیزی بدهدآن حدود خداست و تعدی از آن نکنید و کسی که از حدود خدا تعدی کند از ظالمین است.سپس اگر زنی را طلاق داد او بر او حلال نخواهد بود مگر اینکه زوجی دیگر او را نکاح کند و بعد از آن او را طلاق دهد گناهی بر او نخواهد بود بر گردد اگر گمان بر این دارد که می تواند حدود خدا را اقامه کند .... ( سوره بقره آیات 228 تا 230 )
چند نکته باید در ابتدا بیان شود 1- برعکس تصور رایج در این آیه بیان از سه طلاق نیست بلکه دوبار طلاق و اگر سه طلاق وجود داشت می شود سه طلاق. یعنی در بار سوم ازدواج و طلاق بعدی می شود سه بار طلاق. 2- طلاق به حالتی نیست که فردی از روی عصبانیت و بدون قصد بیانی لفظی داشته باشد طلاق باید ثبت شود که ما آیه مربوطه را بعدا می آوریم . بارها در آیات قرآنی خداوند می گوید خداوند به خاطر کارهایی که بدون دلیل استت مواخذه نمی کند بلکه از سوی گذشته و دگرگونی و تحول شما بوده است در نظر می گیرد. ما می دانیم که همان طور که در ازدواج آشکار و اعلام آن به دیگران و ثبت به وجود می آید و به لفظ اینکه فردی همسر من است زن او نمی شود طلاق هم اینگونه است. 3- می گوید نگهداری به معروف است یعنی شناخت حقوق و نیکی کردن به همدیگر اما رها ساختن به حالت احسن باید باشد 4- می گوید اگر مردی چیزی به زنش اتا کرده است حق گرفتن ندارد مگر اینکه این اتاکردن به حالتی بوده که خارج مرزها و حدود و دستورات خداوندی است و باید به مرد برگردانده شود و زن می تواند فدیه یا جایگزینی به مرد بدهد و برعکس تصور رایج که افراد خیال می کنند اگر زن می خواهد طلاق بگیرد باید پولی برای مرد بدهد اشتباه است ما بعدا آیات ذکر خواهیم کرد که براحتی زن می تواند طلاق بگیرد و اینجا بیان از این نیست که زن برای رها سازی خود باید پول بدهد 5- ازدواج با زن دو طلاقه زمانی است که او زوج دیگری شود؟ دقت کنید گفتیم زوج دیگری یعنی ازدواج بعدی او برای یکی شدن و زمانی طولانی و با عشق به وجود می آید نه افراد بخواهند گول بزنند. این به این دلیل است که خود، همسرانشان و دیگران را مورد بازیچه قرار ندهند و بعد از طلاق دوم بیشتر دقت کنند و روابط بهتری نسبت به یکدگیر داشته باشند وبا تاملی بیشتر به اطراف خود بنگرند و بدانند که امکان دارد که راه بازگشتی برای آنها نباشد. 6- در تمامی این آیات طلاق دادن از سوی مردان است 7- در این آیات بیان بیشتر از رعایت حقوق مردان نسبت به زنان است، تا زنان نسبت به مردان.
و هنگامی که زنان طلاق دادید و اجل و مهلتش به بالغیت و پایان خود رسید پس یا آنها را به نیکی و معروف نگه دارید یا به معروف رها سازید و آنها را به خاطر ضرر رساندن به آنها نگه ندارید و تجاوز وتعدی نکنید و کسی که این کار را انجام دهد انگار به خودش ظلم کرده است و آیات خدا را به بازیچه نگیرید.... ( سوره بقره آیه 231)
بیان از مهلت همان مهلتی است که برای مشخص شدن ثلثه قروء است که بعد از آن باز طرف هنوز حق تصمیم گیری و ارجاع همسر خود در صورتی که دو طلاقه نباشد دارد اما این بار برای نگه داری و رها کردن از واژه معروف استفاده می کند. بعد می گوید که به خاطر ضرر رسانی و رفتار ناشایست ، آنها را نگه ندارید و با قوانین خدا بازیچه و به نفع خود نسازید وگرنه به خود ظلم کرده اید.
و هنگامی که زنان را طلاق دادید و مهلتشان به پایان رسید مانع آنها برای نکاح با زوجهایشان نشوید اگر بینشان به طرز معروفی تراضی برقرار گردد آن موعظه ای است برای کسانی که به خدا و روز آخرت ایمان دارند .... (سوره بقره آیه 232)
این آیه اختیار زنان بعد از طلاق بیان می کند که دیگر کسی حق ندارد مانع ازدواج بعدی آنها شود حالا این ازدواج با هر کسی که می خواهد باشد. زنان مطلقه مثل دیگر زنان هستند و حق ازدواج دیگری دارند و کسی نمی تواند به علت شکست اولی با نگاه دیگری به آنها نگاه کند و مانع ازدواج آنها شود.
بر شما گناهی نیست اگر زنان را قبل از تماس جنسی(مسس) یا تعیین فرایض خود نسبت به او طلاق دادید. بر دارا به اندازه و قدرش و نادار هم به اندازه خودش متاعی به نیکی به زنان داده و آنها را بهره مند سازند. این حقی است بر محسنین. و اگر زنان پیش از آنکه با آنها تماس جنسی برقرار کنید(مسس) طلاق دادید فرایض خود را نسبت به او نصف آنچه در نظر داشته اید انجام دهید مگر اینکه او ببخشد یا کسیکه عقد ازدواج بدست اوست ببخشد و اگر شما گذشت کنید به تقوی نزدیک است و فضل و زیادی را فراموش نکنید.... ( سوره بقره آیات 236 و 237)
برای زنان مطلقه متاعی به معروف است این حقی بر متقین است ( سوره بقره آیه 241 )
نکته اول که باید ذکر شود اینجا بحثی از مهریه نیست فرایض به معنی مهریه نمی شود یک واژه کلی است که خیلی از حقوق زوجین را شامل می شود. مهریه چیزی است که با تعریفی که دارد از قبل مشخص و تعیین شده است و حین نکاح باید به او داده شود مگر توافق آندو به غیر این باشد اما این آیه بیان از متاعی دارد که فرد در اندازه خود به همسرش بدهد. بهره مندی مادی و معنویی که از سوی شوهر می تواند رخ دهد قبلا در مورد واژه تمتع سخن گفته ایم. ازدواج بازیچه نیست که فردی یک روز خوشش بیاید و روز بعد آن را عوض کند باید قبل از ازدواج تصمیم درست و راسخ بگیرد. اگر درست تصمیم گیری نکرده است می گوید باید تاوانی مادی و معنوی به نیکی به همسر خود به خاطر این طلاق پرداخت کند، طلاقی که زود هنگام صورت گرفته و هنوز زوجین در کنار هم به معنای کاملش قرار نگرفته اند. حال اگر تماس جنسی صورت نگرفته و تعهداتی نسبت به همسرش تقبل کرده است نصف آن باید به فرایض خود بپردازد. وقتی می گوید قدفرضتم یعنی فرایضی از قبل به گردن گرفته که برای همسر خود انجام دهد و چون واژه موسع و مقتر به معنی دارا و نادار در کنار آن آمده است نشان بیشتر از بهره مندی مادی برای همسران دارد توجه کنید که در آیه 236 می گوید قبل از تماس جنسی یا تعیین فرایض ، سپس مقدار پرداخت فریضه را به اندازه توانایی شخص می گذارد حال اگر به معنی مهریه بود با توجه به اینکه باید حین نکاح قید شود و طلاق بعد از نکاح معنی پیدا می کند نمی توانیم بگوییم فردی نکاح داده و می خواهد پای طلاق برود اما هنوز مهریه ای مشخص نشده است مگر اینکه زن مهریه ای برای خود در نظر نگرفته باشد. اما در آیه بعدیش می گوید نصف این فریضه است اگر تعیین فریضه ای شده باشد مگر اینکه خود زن ببخشد یا کسی که عقد نکاح بدست اوست. توجه کنید که قبل از ازدواج فرد آمده از لحاظ مادی فرایضی به عهده گرفته است تا نسبت به همسر خود انجام دهد این توافق هر دو بوده است مثلا بعد از ازدواج همسرش را شریک تجاری خود کند. این فریضه ای خدایی نبوده که خدا تعیین کرده باشد بلکه فرایضه ای بوده که مرد نسبت به همسرش تقبل کرده است تفاوتها را از هم تشخیص دهید اگر حرف از مهریه بود حتما باید می گفت این فریضه ای خدایی است که حتما باید انجام گیرد بلکه بیان از توافقهای زوجین نسبت به یکدیگر است و در آیه اول می گوید اگر باز هم توافقی در این مسئله نبوده، همسران خود را بهره مند سازید این نشان از این است که زنان مورد بازیچه قرار نگیرند، حمایتهای مادی از آنها صورت گیرد و قوامیت مردها باعث نشود که خروج آنها، به معنی تنهایی و بی حمایتی آنها باشد بلکه حمایتی صورت پذیرد.
چیزی که باید مورد توجه قرار گیرد تماس جنسی قید شده در اینجا به معنی حتما رفث و جماع نیست و این نشان از این دارد که بعد از نکاح طلاق در همان ساعات اولیه صورت گرفته است که هنوز عاقد نکاح حضور دارد وگرنه امکان دارد بعد از چند روز باهم بودن زوجین، تماس جنسی صورت پذیرد. به خصوص بیانی از این نیست که این زنان نباید ثلثه قروء را رعایت کنند و اگر بخواهیم جمع ببندیم حتما در همان ساعات اولیه معنی پیدا می کند.
ای مومنان زمانی که با زنان مومنه نکاح کردید سپس آنها را قبل از تماس جنسی (مسس) طلاق دادید برای ایشان عده ای نیست تا آن را نگه دارد پس ایشان را بهره مند سازید و آنها را رها سازید رهایی زیبا ( سوره احزاب آیه 49)
ای پیامبر زمانی که خواستید زنان را طلاق دهید در زمان عده ایشان باشد و عده را حصانت کنید و تقوای خدا که رب شماست داشته باشید و آنها را از خانه هایشان خارج نکنید مگر اینکه فاحشه ای آشکار انجام دهند و آن حدود خداست و کسیکه حدود خدا را رعایت نکند برخودش ظلم کرده است ..... پس هنگامی که مهلت آن پایان یافت پس یا آنها را به معروف نگه دارید یا به معروف جدا شوید و بر این موضوع دو انسان عادل در میان خودتان شهادت دهند.... و زنانی که یائسه گشته اند و امیدی به حیض ندارند یا در شک هستید پس عده آنها سه ماه است و زنان باردار تا زمان حملشان.... زنان مطلقه را در جایی ساکن کنید که خودتان هستید و بدیشان ضرر و زیان نرسانید تا در مضیقه قرار گیرند اگر حامل باشند نفقه آنها را تا زمان حمل بپردازید اگر رضاعیت و شیردهی را برعهده گرفتند نسبت به فرزندانشان پس اتا کنید پاداش و حقوقشان نسبت به تقبل این وظیفه شان......( سوره طلاق )
عده یا عدد مقداری است که به زن مهلت داده می شود در خانه شوهرش بماند توجه کنید که عده زن به معنی زندانی کردن درخانه و عدم رفت و آمد او به بیرون از خانه نیست بلکه عدم ترک خانه شوهرش است همان طور که خداوند می گوید آنها را در این مدت در همان جایی که هستید نگه دارید و به آنها زیان وضرری نرسایند این عده سه ماه است. این عده نگه داشتن و ماندن زن در خانه مرد تنها به صرف مشخص شدن فرزند بر آندو نیست خوب دقت کنید اگر برای تعیین این موضوع بود زن می توانست در هر جایی این مدت را نگه دارد و ازدواجی انجام ندهد اما تاکید برماندن زن در خانه شوهرش به این دلیل و فرصت زمانی در آن مشخص کردن به این دلیل است که امکان دارد باز بین زن و مرد الفت گذشته رخ دهد و با نیکی کردن به همدیگر و تفکر بیشتر برگردند. علاوه برآن این مدت زمانی برای زن فرصتی است که مکانی دیگر برای زندگی خود جستجو کند تا بتواند ساکن شود.
در زمان طلاق باید دو شاهد عادل باشد دقت کنید اینجا منظور دو شاهد مرد نیست همان طور که گفتیم برای اشاره به مرد و زن از ضمیر مذکر استفاده می شود و چون واضح فاعل آنها مردها باشد مشخص نکرده است تنها نیاز به دو شاهد برای انجام طلاق است. این نشان از این دارد برای مراسم طلاق همانند نکاح نیاز به فسق نکاح به همراه شاهدینی دارد.
طلاق به معنی سپری شدن و به پایان رسیدن یک مدت زمانی است ورهسپاری برای انجام کاری است. چیزی که تا حالا بیان شد بیشتر طلاق دادن زنان از سوی مردان بود. یعنی اقدام عملی آن از سوی مردان است. حال ببینیم آیا این انحصار طلاق بدست مردان است:
اولین چیزی که در کل آیات دیده می شد نگه داری زن و ماندن در کنار زن به زور و فشار و ظلم و ستم به زن نیست و مرد حق ندارد زن را برخلاف میل خودش که همراه با ضایع شدن حقوقش است نگه دارد.
دومین چیزی که وجود دارد ما در قرآن طلاقی به نام خلع برای دفاع از زنان وجود ندارد هرچند که این نوع طلاق به نفع مردان و نه زنان است در واقع زن برای احیای حق طلاق از سوی خود باید عوض و فدیه ای بدهد . زن بیچاره برای بدست آوردن رهایی خود باید پولی بدهد نه تنها همسرش به او ظلم کرده، حال باید مالی هم بدهد و وای به روزی که این زن مالی نداشته باشد.حتی بعضی ها به آیه 229 بقره آن را ارجاع می دهند درحالی که همان طور که گذشت این معنی را نمی رساند. درنتیجه طلاقی به نام خلع در اسلام وجود ندارد.
اگر خواستید زوجی را با زوجی دیگر تبدیل کنید هر چند مال زیادی به او اتا کرده باشید شما حق ندارید چیزی از آن مال اخذ کنید و چگونه آن را اخذ می کنید در حالیکه شما بر همدیگر فرایضی داشته اید و اخذ کرده اید بین خودتان میثاقی عظیم ( سوره نساء آیات 20 و 21)
اینجاست که معنی فرض بیشتر برای ما مشخص می شود. علاوه بر آن گرفتن این مال را حق مرد نمی داند حال مرد می خواهد با نام طلاق خلع، زن را آنقدر تحت فشار قرار دهد تا مال او را بگیرد در نهایت زن برای رهایی جانش از حقوق دیگر خود بگذرد، عجیب است به عنوان نگاه قرآنی بیان می شود.
در سوره نساء در آیات 128 تا 130 بعد از بیان ناشزه و نافرمانی شوهر، عدم توافق و ایجاد صلح بینشان در آیه 130 بیان تفرق و جدایی است البته همان طور که گذشت این آیات برای حمایت از زنان است که براحتی می توانند از هر روشی که دوست دارند و می دانند در جهت اصلاح ، می توانند بکوشند لوازم موجود را به کار گیرند،حتی با مراجعه به مراجع قانونی شوهران خود را متوجه موضوعات کنند. اما در آیه 130 از واژه طلاق صحبتی نشده است بلکه از واژه فراق صحبت شده است. یعنی نهایت تلاش هر دو برای ماندن بدون نتیجه می ماند و تصمیم بر فراق می شود. فراقی که به خاطر نافرمانی مرد ایجاد شده است و زن راهی جز فراق نداشته است. واژه فرق در درجه بالاتری از طلاق قرار دارد چون در طلاق راه بازگشتی وجود دارد اما فراق به معنی شکاف و جدایی کامل از هم است یعنی زن می تواند تا این حد هم حرکت کند و فراقی به وجود آورد که بالاتر از طلاق است. رهسپاری برای اقدام به کاری(طلاق) امکان موفقیت یا عدم موفقیت یا پشیمانی در آن وجود دارد اما این فراق جزمی راسخ و بدون برگشت است. می دانیم که فرقان به معنی جدا انداختن کامل بین دو چیز کاملا متفاوت و ضد هم است.
ای مومنان زمانی که زنان مومن به سوی شما مهاجرت می کنند آنها را امتحان کنید و خدا داناتر به ایمانشان است هنگامی که آنها را مومن یافتید به سوی کفار بازگشت ندهید نه آن مردان کافر بر ایشان حلال هستند و نه این زنان مومن بر آنها حلال هستند و به آنها اتا کنید(مردان کافر) برای چیزهایی که انفاق کرده اند بر شما گناه نیست که با این زنان نکاح کنید یا اتاکنید پاداش و حقوقشان را. و در کنار کافرین چنگ زدن و پیایبندی های خود را ساکن نکنید و درخواست کنید از چیزهایی که انفاق کرده اید برعکس آنها هم که چیزی که خرج کرده اند درخواست کنند و آن حکم خداست..... اگر چیزی از زوجهایتان به سوی کفار در رفتند و شما کفار را به عقوبت رساندید پس اتاکنید از زوجهایشان مثل همان چیزهایی که انفاق کرده اند.....( سوره ممتجنه آیات 10 و 11)
در این آیه مشخص است که مومن شدن یک زن مومن ، همسرش بر او حرام می شود و می تواند طلاق بگیرد و به همسری مردی دیگر در بیاید. سپس می گوید اگر این مردان به زنانشان چیزی اتاکرده و به زنان خود داده اند، آن انفاقها را به آنها برگدانید ( اگر مردی کافر از اموال خود به همسرش ماشینی داده، او باید در صورت درخواست مردش به او برگداند) بعد حکم طلاق برای مردان و زنان مومن در کنار کافر شدن همسرانشان بیان می کند و برگرداندن متقابل اموال همدیگر را به صاحبان اصلیش بیان دارد. حتی می گوید اگر زمانی زنان مومن ، کافر شدند و اموالی از همسرانشان بردند بعدا سعی کنید شبیه به آن به این مردان برگردانید.
چیزی که از این آیات مشخص است به همراه اینکه بسیاری از زنان پیامبران با وجود کافر بودنشان مثل زن لوط یا زن نوح اما طلاقی برای آنها صورت نمی پذیرفته است پس باید متوجه بود این نشان از این دارد به صرف بیان قوانین گذشتگان در قرآن به معنی تایید آن نیست مگر اینکه آیات دیگر آن را تایید کرده و شفاف سازی انجام دهد. چیزی که باید متوجه بود عدم رعایت این طلاق از سوی زوجین کیفر دنیوی ندارد اسلام دینی است که بیشتر متکی بر فرهنگ سازی است نه مجازات. مجازاتها برای پیشگیری است که بعد از فرهنگ سازی موضوعیت پیدا می کند.اگر زنی مومن شد می تواند از این حق خود دفاع کند و مطالبه داشته باشد یا برعکس آن. اما اگر خود خواستند که با وجود این موضوع در کنار هم بمانند ( یا بر عکس ازدواجی صورت گیرد) کسی نمی تواند آنها را مجبور به طلاق کند (یا جلوی ازدواج آنها را بگیرد) اما باید منتظر مجازات اخروی باشند این چیز طبیعی است که با تربیتی که یک مومن در او ایجاد شده ، پیرو این قوانین خواهد بود و اگر کسی هنوز به تکامل مومن بودن خود نرسیده و نخواهد این دستورات را رعایت کند اجباری نیست و کسی نمی تواند به زور کسی را مجبور کند . ما می دانیم که در اجبار و اکراه براساس آیات خداوندی رشد و کمالی حاصل نخواهد شد.(سوره بقره آیه 256) قید اینگونه آیات در قرآن دفاع از حقوق افراد و توانایی مطالبه آن از سوی افراد و دفاع از آنان است اما اگر خود نخواهند کسی نمی تواند آنها را مجبوربه رعایت آنها کند.
ادامه دارد....
نوشته شده توسط محمد در دوشنبه چهاردهم اردیبهشت 1388 ساعت موضوع زن | لینک ثابت
......ادامه
11- آیا اسلام به مسائل جنسی مردان بیشتر از زنان اهمیت داده است؟ ( نگاه مردسالاری در قرآن)
آیات بسیاری مورد بررسی قرار گرفت که مربوط به مسائل جنسی بود و از نظر دوستان گذشت در هیچ آیه ای به مسائل جنسی مردان بیش از زنان اهمیت نداده بود در یک ارتباط سالم جنسی و نهایت حتی لذت، نیاز به یک ارتباط دو جانبه درست است پس صرف یک طرفه بودن،حتی بردگی جنسی ،نمی توان همان سکون و آرامشی که خداوند از زمان بالفعل رسیدن این نیاز در انسان و طغیان و خواست آن در انسان حکایت دارد تا زمان قرار گیری درکنار جنس مخالف و رسیدن به آرامش، به صورت یکجانبه صورت گیرد بلکه هر دو با در کنار هم بودن ،این نیاز و آرامش در خود ایجاد می کنند تا وقت و زمان و ذهن خود را به آرامش رسانده و از پرداختن بیهوده آن جلوگیری کرده و ناآرامی های جنسی را درست هدایت کرده و به سکون برسانند.
در هر آیه ای که گذشت، کنارش حقوق هر دو وجود داشت حتی زمانی که از کاهیدن ابصار و محافظت از فروج در سوره نور سخن می گوید یک ارتباط و خواست دو طرفه بیان می کند دونیروی همگام، گه باید کنار هم کار کنند حتی دراین ارتباط ابتداسخن از مردان تا زنان است. یعنی یک امری دو طرفه است نه به صرف زنان. بعضی ها می گویند خواستهایی مثل پاکدامنی برای زنان، پوشش زیاد برای زنان ، مهریه و زدن زنان یعنی توجه زیاد به مردان و بردگی سکس برای مردان.
این محدودیت ها جز این نیست که زن به عنوان کالایی جنسی شناخته نشود زن، تبدیلی همانند کالایی مصرفی و دستمال کاغذی نشود ارزش انسانی ارزشمند گردد نه سکس ، افراد نیایند ببینند چه کسی سکسی تر و زیباتر است. آیا ارزش هر کس در یک جامعه به کالای سکسی و زیبایی است که نمایش می دهد. وقتی خداوند می گوید زانی ها برای همدیگر هستند می خواهد بگوید ملاک و ارزش انسانی به سکس و کالای مصرفی نیست بلکه به ارزش ایمان و نوع بینش و نگاه انسانی اوست برای همین مومنین برای همدیگر هستند و آنهایی که تنها همدیگر را برای سکس می خواهند برای هم مفید هستند آیا این نوع نگاه سکسی شدن آنقدر می تواند مفید باشد که فرد تمام زندگی خود را به آن اختصاص دهد تا زمانیکه از این زیبایی و سکسی بودن نیافتد وگرنه از جامعه طرد شده و از چشم همه افتاده و دیگر توان دلربایی ندارد مگر این عاملی برای سوداگران و سودجویانی نشده تا از زن سوء استفاده کنند تا کالاهای سکسی و زیبایی خود را هر چه بیشتر بفروشند و زن را تبدیل به انسانی مصرفی و بازیچه ای در دستان خود کنند. تا حال از خود پرسیده اید چرا در بیشتر تبلیغات از زن سوء استفاده می کنند؟ یعنی ارزش یک زن تنها به سکس و زیبایی اوست و دیگر هیچ ارزشی ندارد و اگر زنی زیبایی ندارد باید برود و بمیرد؟ این زن که هر لحظه آرام و قرار ندارد و خود را باید با ملکه های زیبایی مقایسه کند آیا می تواند خود را از چشم به هم چشمی ، حسادت و کینه ، افسردگی ، از دست دادن اعتماد به نفس وفق دهد. چرا تنها زنانی به کار گمارده می شوند که سکسی تر و زیباتر هستند چرا در انتخاب زنان اولین معیار زیبایی نه توانایی آنهاست؟ یعنی عملا به زن توهین می شود که تو بیشتر از همان کالای زیبا بودنت چیزی نداری؟ هر وقت تاریخ مصرفت گذشت تو را می اندازیم بیرون؟! فعلا بیا تا از این زیباییت در جهت ارضای دیگران مصرف شوی ؟! بعدا به حسابت رسیده خواهد شد؟! در کل اجباری در این محدودیتها نیست هرکس نمی خواهد مجبور به رعایت آنها نیست و هیچ شخصی حق ندارد او را مجبور کند . در هیچ آیه ای تنها این زنان نیستند که به مردانشان تعلق دارند بلکه این مردان هم باید تعلق به مردانشان داشته باشند و زانی را به یک دید می دید و می نگریست؟! ما کاری به چیزی که در جوامع اسلامی شایع است نداریم؟ ( در یک عمل زنا یا فحشا بیشتر زنان مقصر قلمداد شده و تنبیه می گردند) چیزی که در قرآن وجود دارد چنین بینشی نمی دهد که یکی را بیشتر تنبیه کند و دیگری آزاد باشد و هرکاری دلش می خواهد انجام دهد. البته اگر در قرآن در سوره نور ابتدا از تنبیه زنان بعد مردان سخن می گوید که صد ضربه شلاق بخورند به این دلیل است که اگر در یک جامعه ای تا زنها نخواهند و خود را حفظ کنند هیچگاه مردان توان هیچ عکس العملی ندارند اما فقط یک زن فاحشه در یک جامعه قرار گیرد برای تبدیل کردن مردان به هوسرانی کافی است. این تفاوتهای هورمونی و فیزیکی افراد است تحریک پذیری مردان بوسیله لختی زنان. در حالی که زنان تا به تحریک برسند زمان طولانی تر می برد. اما در آیه بعدی چون تمایل بیشتر مردان برای مطرح کردن نکاح وجود دارد ابتدا نام مردان قید می کند. فراموش نشود جامعه ای که بیشتر از سکس چیزی نداند و عمر خود را در راه آن هدر دهد عملا وارد بحرانی جبران ناپذیر می شود که عمر و زندگی جامعه خود را از بین برده و جامعه را تبدیل به مصرف کننده ای برای کالاهای سکسی شده و ایستادگی در جامعه و تنها به فکر سکس بودن فرو می برد توانایی جامعه برای اندیشیدن عملا فروکش می کند. جوامع غرب عملا مصرف گرا، افسرده و بیمار است. با ایجاد همین بیماری برای جهان سوم آنها را برده خود کرده اند البته عقب ماندگی جهان سوم ، عدم توانایی همگامی اطلاعاتی با جهان غرب برای آنها مزید بر علت است. ما باید در جهت ایجاد خانواده های سالم ، خانواده هایی که برای خودشان ارزش قائل هستند نه سکسشان مورد ارزیابی قرار دهیم. اگر فردی می توانست زیبایی های خود را تنها برای خانواده خود داشته باشد وقتی در جامعه با پوشش و رفتار یکسان مواجه شود خود را کمتر از دیگران نمی بیند مردی که می تواند با مقایسه همسر خود در بیرون و درون خانه باز اگر زیبا نباشد او را زیبا ببیند چون زیبایی درونی ساخته است در حالی که زیبایی وقتی بیرونی و در حال مقایسه و ارزش گذاری قرار گرفت دیگر زن او همیشه زیبا نخواهد بود این مقایسه و توان رویایی است که فرد موفق را مشخص خواهد کرد. زن در این برهه مجبور خواهد شد سکس خود را به معرض رایگان قرار دهد تا حداقل نیاز جنسی خود را دریافت کند در بعضی موارد هم عملا سکس خود را می فروشد مرد باید پول غذای او را بدهد و او را به رستوران دعوت کند مرد باید برای او لباس و جواهرات بخرد یا به دروغ و فریب حتی از مرد طرف خود برای استفاده از سکسش به او بگوید دوستت دارم. بعضی زمانها کار برعکس می شود حتی زن ، سکس مرد را می خرد یعنی این زن است که نیازهای مرد را می دهد تا مرد به او سکس بدهد یعنی عملا فحشایی که افراد نادیده می گیرند. روابط هیچکدام از این افراد در واقع از سر دوستی نیست بلکه استفاده از سکس است. تا این فروشها وجود دارد سکس هم است وگرنه خبری از سکس نخواهد بود. آمار وحشتناک طلاق و عدم پیوندها و روابط دوام دار به چه علت است به این علت که افراد با این دیدگاه در کنار هم قرار می گیرند اگر هم در جوامعی ما بین این نگاه و دوام دار بودن یا دوست داشتن واقعی در حال چرخش است نشان از تضاد فرهنگی و بینشهای متفاوت است که در جامعه در حال جریان است یا در طول سالیان سال در روان ناآگاه او جای گرفته است.
بعضی ها می گویند نگاه مردسالاری جنسی در قرآن به حدی است که بهشتی که در جهان دیگر برای آنها ترسیم شده است از حوریان و زنان چشم سیاه است به همراه غلامان و همجنسگرایی؟
حور: 54 دخان ، 20 طور ، 72 رحمن ، 72 واقعه
ما وقتی به سراغ ترجمه قرآن می رویم باید تا حدودی به اسلوب نگارشی و زبان عربی آشنا باشیم چیزی که مورد دقت قرار نمی گیرد در این زبان زمانی که می خواهد مخاطب خود را شامل هم زن و مرد کند از ضمیرها و افعال مردان استفاده می شود مثلا ضمیر هم. اشاره هم به مردان و هم زنان دارد حال تفاوت گذاری این ضمیر که کجا نشان از مردو زن با هم و کجا نشان از صرف مردان دارد از فاعل در جمله اگر قید شده باشد یا قبل و بعد از آیه که منظور خود را می خواهد برساند مشخص می سازد متاسفانه در ترجمه آیاتی که منظور بهشت یا دوزخ است این اسلوب کمتر مورد توجه قرار گرفته است و به جای اینکه قرآن متکی بر خود باشد بر نگاه مردسالاران مترجم ، یا نگاه غبارآلود گذشتگان و روایاتی بوده که بر قرآن چربیده و نگاه خود را تحمیل کرده است.
هر جا که از واژه حور نام برده است ذکری از مونث و مذکر بودن آن نیست. درنتیجه اسم جنس است که شامل هر دو می شود. در نتیجه منظور از حوریان ، زیبارویان هستند که در بهشت حضور دارند.
(بهشتییان)این چنینند و همسرانی(زوج) بحورعین ( سوره دخان آیه 54)
در هیچکدام اشاره ای به این نیست که حور یعنی زنان، اصلا با آیین نگارش قرآن نمی خواند اینگونه نیست که بعد از آن همه صحبت از نعمات بهشتی ، که در کنارش از حوریان صحبت می شود سخن از تعلق خاص از اول تا آخر برای مردان رود.
البته این نوع ترجمه به سراغ دیگر آیات هم رفته است خوب به این آیات توجه کنید:
آنان و همسرانشان (زوج) در در زیر سایه ها، بر تختها تکیه زده اند ( سوره یس آیه 56) (استفاده از ضمیر هم)
می بینید به صرف استفاده از دو واژه "هم" و "زوج" افراد خیال می کنند این آیه منظور مردان و همسرانشان دارد در حالی که ضمیر هم به بهشتیان که شامل مرد و زن می شود اشاره دارد بعد زوج هم گفتیم یکی شدن دو شی در کنار هم است که در مورد انسان شامل مرد و زن می شود که زمانی که به ازدواج یکدیگر در بیایند در صورتی که هماهنگ با هم باشند تبدیل به زوج می شوند. توجه به آیاتی که از واژه زوج استفاده کرده است داشته باشید:
مژده بده به کسانی که ایمان آروده اند و عمل صالح انجام داده اند به باغهایی(بهشت) که در زیر آن نهرهایی در جریان است وقتی ثمره ای از بعضی رزقها به آنها داده می شود می گویند مثل رزقهایی قبل است . شبیه به قبل است و در آن همسران(ازواج) مطهر است و در آنها جاویدان هستند(سوره بقره آیه 82)
این منظور باید به آیات دیگر هم ارجاع داده شود اصلا بسیاری از آیات سخنی از عمل زناشویی در قرآن نیست حتی تنها معرفی افرادی هستند که در بهشت حضور دارند اینکه به عنوان همجنسگرایی معروف می شود معلوم نیست؟
مثلا آیاتی مثل 17 تا 20 واقعه سخن از همین خدمتگزاران در بهشت است اصلا بیانی از همجنسگرایی و ارتباطات جنسی نیست. دقیقا همین رابطه و نوع بیان در آیه 24 طور هم دیده می شود.
طواف می کنند غلامانی گرداگرد آنها(زن و مرد) انگار آنها مرواریدهای پنهان هستند ( سوره طور آیه 24)
در تمامی آیات در خدمت بودن این انسانها می رساند و هیچ گاه نگفته اعمال زناشویی با آنها صورت می پذیرد.
این نگاه باید در آیاتی مثل (سوره صافات آیه 48 و 49)(سوره ص آیه 52)(سوره رحمن آیات 56 تا 58 و74) مورد بازبینی قرار گیرد.
در سوره نبا آیه 33 اینگونه ترجمه می شود (و دختران نوجوان نارپستان، همسن و سال) در حالی که این ترجمه اشتباه است کواعب جمع کاعب است به معنی برآمدگی است که به اندازه پاشنه پا باشد یعنی هر شکلی به حالت و اندازه این برآمدگی باشد به آن کاعب می گویند. اترابا جمع ترب به معنی همسن و سال است که در آیات دیگر مثل 52 ص و 37 واقعه هم دیده می شود. معنی آن بدین گونه است همسن و سالهایی که همانند پاشنه های پا که هم اندازه و کنار هم هستند قرار دارند برآمادگی هایی همسن و سال. اصلا این آیه چگونه این معنی پیدا می کند مشخص نیست.
آیا با پرداخته شدن این همه مسائل جنسی از سوی قرآن ، دین اسلام یک دین سکسی است؟
کسی نمی تواند این بخش از وجود انسان را نادیده بگیرد؟ چیزی که در تاریخ و جوامع انسانی مشاهده می شود چیزی که در بین انسانها مهم بوده و مورد تلاش برای دستیابی قرار گرفته، ناشی از سه چیز است 1- ازدواج- تشکیل خانواده- ارضای نیازهای جنسی 2- اقتصاد و مسائل رفاهی 3- آزادی – از آزادی بیان تا حق انتخاب سیاسی و...
همان طور که دیده شده است اولین چیز که برای انسان مطرحیت پیدا کرده، همان چیزی به نام سکس بوده است بعدها بعد از رشد های انسانی، رفاه و نوع زندگی و نهایت آزادی مطرح شده است محصول خیلی از کشمکش ها، عدم امنیت و ... ناشی از همین امور جنسی است. خداوند به این فطرت و وجود انسانی آشناست و اگر برنامه ای نداشت و حرفی برای گفتن ، نگفته بود نمی توانست کلامی خدایی پنداشت. اما مشکل از آنجا حادتر می شود متاسفانه با توجه به این همه پرداختن و مهم بودن آن در قرآن از سوی دینداران نادیده گرفته شده و به عنوان خط قرمزها عنوان می شود و اگر کسی این نیاز خود را عنوان کند با چشمانی گشاد و زشت به او نگاه می کنند انگار بدتر از این فرد وجود ندارد. در حالی که این نادیده گرفتن بخشی از وجود انسان و دستورات خدایی است این مسئله را به حدی کشانده اند که حتی افرادی که در حوزه های دانشگاه حضور دارند هم نمی توانند در رشته خود، تحصیلات و تحقیق علمی انجام دهند و صحبت کردن و بحث علمی روی این مسائل و شناخت بدن انسانها هم با مشکل روبرو شده است و در سطح اینترنت با سایتهای فیلتر شده روبرو می شویم. باید دینداران توجه و اهتمام بیشتری به این بخش انسانی قرار دهند و با آموزش درست زندگی درست ایحاد کنند. عدم پرداختن بدان، تنها موجب انحرافات جنسی، نادانی به آموزش درست ، آلودگی جنسی در سنین کم، سوء استفاده های جنسی، عدم آشنایی و برخورد با این نیاز جنسی خود و..... شده که نیاز دارد از سوی افرادی که این مسئولیت ها متوجه آنهاست توجه بیشتری داشته باشند.
انحراف در ترجمه قرآن
زدن زن در قرآن نیست
قبلا بدین پرداختیم و آیه 34 سوره نساء را به معنی زدن زن ترجمه کردیم و گفتیم اگر به این معنی باشد خللی و تناقضی بین آن و حقوق انسانی نیست . گفتیم که وقتی خداوند می گوید حقوق زن را مورد شناسایی قرار دهید و از آن طرف برای مجازات سنگینی مثل زنا نوع زدن در حد شاقی نیست پس اینجا کسی نمی تواند تنها در یک شرایط خاص از این عمل، آنهم در حد متوجه کردن زن استفاده کند. در اینجا می خواهیم به اثبات این بپردازیم که اصلا زدن زن وجود خارجی در قرآن ندارد. البته یک چیز فراموش نشود خیلی از افراد می گویند که مجازات اسلامی مخالف حقوق بشر است من می توانم همین حرف را به قوانین و مقررات آنها برگردانم، اولین سئوال و معیار باید این باشد معیار خوب و بد، معیار حقوق بشر و غیرآن چیست؟ تا حالا مجازات ها و قوانین جنسیی که عنوان شد غیر بشری من ندیدم به خصوص زمانی که همراه با حق انتخاب و اختیار انسانی بود.
ضرب: 26 و 60 و 61 و 73 و 273 بقره ، 112 و 156 آل عمران ، 34 و 94 و 101 نساء ، 106 مائده ، 160 اعراف ، 12 و 50 انفال ، 17 رعد، 24 و 25 و 45 ابراهیم ، 74 و 75 و 76 و 112 نحل ، 48 اسراء ، 11 و 32 و 45 کهف ، 77 طه ، 73 حج ، 31 و 35 نور ، 9 و 39 فرقان، 63 شعراء ، 43 عنکبوت ، 28 و 58 روم ، 13 و 78 یس ، 93 صافات ، 44 ص ، 27 و 29 زمر ، 5 و 17 و 57 و 58 زخرف ، 3 و 4 و 27 محمد ، 13 حدید ، 21 حشر ، 10 و 11 تحریم ، 20 مزمل
برعکس تصور بسیاری از افراد" ضرب" در قرآن به معنی زدن نیست بلکه حالت رفتاری است که قبلا وجود داشته است ،انجام دنباله آن رفتار، توجه کردن، اشاره کردن، سوق دادن خود بدنبال آن است. حال ما بعضی از آیاتیکه این واژه در آن قید شده می آوریم یک بار با معنی زدن می بینیم بعد با معنیی که خودمان در نظر گرفتیم البته توجه کنید بعضی زمانها از آنجائیکه افراد نتوانستند به معنی زدن ترجمه کنند از معانی دلخواه استفاده کرده اند.(بقیه آیات هم خود مراجعه کنید) اینکه ما مشاهده می کنیم در حال حاضر زبان عربی غیرقرآنی بر زبان قرآنی می چربد مشکل در زمانهایی است که بر فرهنگ و نوع زبان تاثیر منفی گذاشته شده است.
بدرستی که خداوند شرم نمی کند از اینکه مثال بزند (ضرب)به پشه ای یا کمتر از آن(سوره بقره آیه 26) در حالیکه معنی اصلی آن این است خداوند شرم ندارد از اینکه مثالهای خود را همان طور که قبلا مثال میزده و این دنباله مثالهای قبلی است اشاره و توجه خود را به سمت مثالهایی مثل پشه یا کمتر از آن ببرد.
هنگامی که موسی برای قوم خود طلب آب کرد( طلب ساقی کرد) پس گفتیم عصای خویش را به سنگ بزن( سوره بقره آیه 60) معنی اصلی بدین گونه است زمانی که موسی طلب آب کرد همان طور که قبلا عصای خود را به این طرف و آن طرف متوجه می کرده است به سوی آن سنگ اشاره کن . احتمالا در جستجوی آب ،موسی به سوی سنگها اشاره داشته است و می دانیم که در بعضی از مناطق آب از زیر و اطراف سنگها می آید .همان طور که دیده می شود بر سر سنگ ال معرفه آمده است و می گوید اگر آب می خواهی مکان خاصی و سنگ مشخصی به او معرفی می کند.
آنها گرفتار ذله و مسکنه (خواری و مسکین) شدند(سوره بقره آیه 61) اگر زدن به کار می بردند باید می گفتند بر آنها ذله و مسکنه زده شد در حالی که آیه می گوید قوم موسی همان طور که قبلا در این مسیر قرار داشتند با این عملشان در دنباله کار خود با این تقاضایشان به این سمت سوق و توجه پیدا کردند.
کسانی که استطاعت ندارند در زمین مسافرت کنند (سوره بقره آیه 273) در حالیکه باید می گفتند کسانیکه نمی توانند در زمین بزنند اما چون جور نمی شود می گویند در زمین مسافرت کنند. در حالیکه اینگونه معنی می شود همان گونه که توجه انسان در گذشته به زمین بوده است از بهره برداری زمین گرفته تا مسافرت در آن، در این زمان هم در دنباله آن اگر استطاعت و توانایی این توجه و سوق پیداکردن در زمین را ندارند.
آنان هرکجا یافته شوند خواری برایشان خورده است( سوره بقره آیه 112) باید گفته می شد آنها هرکجا یافته شوند مثل دنباله اعمالشان در گذشته در جهت ذلت سوق پیدا کرده و متوجه گشته اند.
اما آیه جنجالی ما در سوره نساء آیه 34:
خداوند بعد از هجرت از مضاجع و رختخواب می گوید بزنید آنها را . در حالی که این معنی اشتباه است خداوند می گوید بعد از اینکه این هجرت به سود شما نبود در دنباله کارتان باز او را به سوی کارش او را توجه داده و به آن سمت سوق دهید تا متوجه شوند.
سرهای ایشان را بزنید و دستهای ایشان را بزنید ( سوره انفال آیه 12) اگربگ.ییم سر کافرین را بزنید در ترجمه آن مشکل ایجاد شده است چون می گوید فوق الاعناق و عنق به معنی گردن است یعنی بزنید بالای گردن او را در حالی که اگر منظور کشتن بود باید می گفت بزنید گردن را اگر به معنی بالای گردن زدن باشد که یعنی از چانه به بعد باید زده شود بعد هم می گوید سر انگشتان را بزنید. در حالیکه آیه این گونه می گوید کافرین را همان طور که قبلا از خود نشان داده اید نشان دهید بالای سر آنها قرار گرفته اید و آنها را متوجه کنید و آنها را متوجه کنید روبری نوک انگشتان آنها و مقابل آنها قرار گرفته اید.
روسری به شکل امروزی در قرآن نیست
خمر: 219 بقره، 90 و 91 مائده ، 36 و 41 یوسف ، 31 نور ، 15 محمد.
واژه خمر در کلیه آیات به معنی شراب و چیزی می گویند که به انسان سرخوشی می دهد و در واقع باعث زایع شدن و مست شدن انسان می شود. تنها در آیه سوره نور است که با خمری روبرو هستیم که به معنی روسری است. به نظر می آید شباهت و نزدیکی ایندو نوع خمر در پوشاندن باشند اولی عقل که به نوعی به سر انسان برمی گردد و دومی همان سرواقعی انسان باشد برای همین از واژه ای استفاده می شود که به هم نزدیک هستند.آیه اینگونه می گوید:
بیاندازید خمر خود را روی یقه های خود . درحالی که اگر با معنی زدن ترجمه می شد باید می گفتیم خمر خود را روی سینه بزنید. یعنی باید افراد روسری خود را پایین آورده به روی سینه خود بزنند. در حالی که به این معنی است قبلا افرادی روسری به سر داشتند بعد می گوید بدنبال این عملی که قبلا انجام می داده اید روسری خود را یا بهتر است بگوییم پوشانده سر خود را به سمت بالای سینه خود متوجه کنید و سوق دهید. اما نکته ای که مهم است چون گفتیم این واژه با خمر و زایل شدن عقل بدان نزدیک است و شراب خوری و پوشش عقلی امکان کم و زیاد دارد و نگفته حتما سرتان کامل پوشش پیدا کند بلکه نشان از این دارد که همان پوشش روی سر که حالا برای فردی کمتر برای فردی بیشتر بوده است روی سینه ها انداخته شود و این مهم است که بالای سینه زن بیشتر از موی زن مهم بوده است وگرنه باید به حالتی بیان می کرد که پوششی برای کل سر بیان داشت در حالی که هر فردی پوشش روی سر خود را کم و زیاد می گذارد و این در زمانهای گذشته هم موجود بوده است پس این پوشش حتما به معنی پوشش کل سر نیست.
خوب توجه کنید اگر فردی بخواهد معنی ضرب را به معنی زدن بداند باز هم معنی زدن با بارمعنایی اشاره کردن ، توجه کردن و سوق دادن در سمت و دنباله کاری است که فرد قبلا انجام می داده است. ما گفتیم یک واژه نباید معانی گوناگون بدهد وگرنه انسان را در معنی و دریافت دچار مشکل می کند و نباید از خود جمله بگوییم چه معنیی می دهد این نوع آیین نگارشی و زبانی هر فردی را به سمت سلیقه ای در ترجمه می برد و قابلیت زبان قرآن بدین گونه نیست بلکه به حالتی از تکامل رسیده که برای هر معنی رسانی از واژه مخصوص خود استفاده می کند که حتی در معنی امکان نزدیکی به هم دارند بلکه این جمله به آن جهت می دهد نه معنی.
جلابیب تنها در یک آیه آمده است که ما گفتیم این نوع پوشش برای زنان همان لباسی شبیه مانتو است چون ظاهرا در سوره احزاب آیه 59 همان لباسی است که در آن زمان می پوشیده اند و این نوع لباس چون تا حالا در بین عربها وجود دارد همان لباسی که آستین دارد و معمولا بالای سینه باز است و محل دکمه و بستن آن و پوششی است که حتی در لباس های محلی هندوها و پاکستانی ها هم دیده می شود حتی بلوچها هم می پوشند. پس ما گفتیم لباسی شبیه به مانتو. اشاره ای دیگر به نوع رنگ و زیبایی آن نیست که افراد می توانند خود تشخیص دهند. این موضوع باید مورد متوجه باشد که بعضی از نوع پوششها که به حالت پوشش زیاد و روبند و برقه می رود جامعه را دچار مشکل می کند از جمله در رانندگی آنها، سوء استفاده از جامعه زیر عدم مورد شناسایی قرار گرفتن و.... بستگی به نوع جامعه می تواند این نوع پوشش را ممنوع اعلام کند و اگر در جامعه ای مشکلی نباشد با وجود اینکه این نوع پوشش دینی نیست اما به خاطر آزادیی که افراد در نوع پوشش خود دارند می توانند از آن استفاده کنند. باید متوجه بود بیشتر کردن این نوع پوشش همان طور که از آیات برمی آمد نشان از ایمان بیشتر زن نیست و این تنها اسرافکاری زیاد است که از حد خود در حال خارج شدن است و مطمئنن در آینده امکان تاثیر سوء خود در جامعه را بدنبال خود دارد خداوند همیشه گفته در حد متعادل و درست زندگی کنید. ارزش زن در همان مقدار و نوع رفتاری است که خداوند تعیین کرده است نه نوع بینش و مصلحت اندیشی افراد که می خواهند نگاه خود را بر قرآن بچربانند.
در ارتباط با مهریه گفتیم وجود خارجی در قرآن ندارد. پاکدامنی ها بیشتر در جهت همان تبدیل نشدن به برده سکس است .
ادامه دارد....
نوشته شده توسط محمد در یکشنبه سیزدهم اردیبهشت 1388 ساعت موضوع زن | لینک ثابت
......ادامه
به زنا نزدیک نشوید که زنا گناه از فاحشه و راه سوء است (سوره اسراء آیه 32)
مرد و زن زانی برای هر کدام پوستشان را با صد دردآوری پوستی به درد آورید در دین خدا نسبت به آنها رافت نداشته باشید اگر به خدا و روز آخرت ایمان دارید و شاهد این عذابها طائفه ای از مومنین باید باشند ..... مرد زناکار نکاح نمی کند مگر با زن زناکار یا مشرک و زن زناکار نکاح نمی کند مگر با مرد زناکار یا مشرک و آن حرام است بر مومنین ( سوره نور آیات 2 و 3 )
و کسانیند که با الله ، الهی دیگر فرانمی خوانند و پرستش نمی کنند و نفسی که خدا کشتنش حرام کرده است نمی کشند مگر به حق و زنا نمی کنند و هرکس این اثامها(گناهان) را انجام دهد سزای آن را می بیند . عذاب او در قیامت مضاعف می گردد و خوار و ذلیل جاودانه در آن می ماند مگر کسی که توبه کند ( سوره فرقان آیات 68 تا 70 )
زنا گناهی است که در کنار عبادت و پرستش خدا ، همچنین کشتن انسان ذکر شده است ( در سوره ممتحنه آیه 12 هم این نگاه دیده می شود) علاوه بر مجازات دنیوی سخن از مجازات اخروی هم در کنار آن است مجازات اخرویی که تا خلد ( البته واژه خلد به معنی ابد نمی دهد که این آیه به این طریق معنی شده است) خواری وذلالت وجود دارد. پس گناهی سنگین است . اولین نکته که وجود دارد مجازات زناکاری هم برای مجردان هم افراد متاهل است و آن را در استثنایی بیان نکرده است دوم بعضی ها حکم اعدام و سنگسار افراد متاهل قید می کنند هیچ پایه قرآنی ندارد سوم برای زدن گفته صد تازیانه برای هرکدام ، البته حتما هم به زدن تازیانه نیست بلکه می گوید فاجلدوا ، اجلدوا ، جلد یعنی پوست را درد و الم رساندن است در واقع درد و المی که موجب شکستگی یا پاره شدن گوشت بدن نگردد بلکه درد و الم و شاید سرخی روی پوست ایجاد کند البته این تازیانه باید در ملا عام باشد .اولین سئوالی که پیش می آید آیا این مجازات سنگین است یعنی پوستی تنها با درد شدیدی همراه باشد یا اینکه به جای آن مجازات زندان بود زندانی که بدبو و کثیف و هدر رفتن عمر است یا مجازات نقدی بهتر بود پولی که امکان دارد افرادی آنقدر داشته باشند مشکلی برای آنها نباشد و آنهایی که ندارند تکلیف آنها چیست؟ مطمئن باشید از هر کدام از این افراد پرسیده شود چه مجازاتی از بین آنها انتخاب می کنید همان صد ضربه را قبول می کنند. انجام آن در ملا عام هم می خواهد در ملا عام با شاهدینی باشد تا در مجازاتها نه دل رحمی و پارتی بازیی ایجاد شود نه هم به کسی زمانی ظلم شود و بیشتر از حد و طاقت او انجام نشود هم می خواهد با در ملا عام قرار گرفتن و از دست دادن ارزش های خود، ارزش واقعی خود را در نظر بگیرد و برای دیگران تجربه باشد این را در نظر داشته باشید مجازات در تمامی دنیا آشکار است و ما چیزی به نام مخفی نداریم. این را هم بدانیم که گفته صد ضربه بزنید و با آن شرایط حتما به این نیست که صد ضربه در یک زمان و طوری زده شود که فراتر از تحمل و طاق کسی باشد بلکه می تواند طی چند نوبت باشد. باز تاکید می کنیم جلد به معنی پوست است که زدن و تاثیر روی پوست بیان می کند روش و وسیله زدن مشخص نشده است بلکه اجلدوا ضربه وارد کردن بر این پوست که به حالتی از درد برود بیان دارد.
کسانی که به زنان محصن اتهام می زنند سپس چهار شاهد حاضر نمی کنند پس هشتاد باز پوستشان را بدرد آورید هرگز تا ابد شهادت آنها را در جایی نپذیرید و آنها فاسق هستند – مگر کسانی که توبه کنند و صلاح پیشه کنند و خدا غفور و رحیم است ( سوره نور آیه 4)
این آیه مشخص است زناییکه در بالا مجازات آن بیان شد نیاز به چهار شاهد زنده دارد . چون در هر زنایی حداقل یک زن و مردی وجود دارد. بعضی ها خرده به قرآن می گیرند توجه خود را به این قسمت نمی کنند که تهمت به زن را قید کرده است اما حرفی ازتهمت به مردان وجود ندارد هرچند که با برائت زن خود به خود برائت برای مردان هم دارد اما برای احترام و ارزش گذاری بیشتر برای زنان نام زنان را قید کرده است. اما چگونه چهار شاهد به وجود می آید چیز طبیعی است که معمولا افراد در خلوت و مکانهای خصوصی زنا می کنند و کسی جار نمی زند که ما می خواهیم زنا کنیم . اگر زنایی دسته جمعی هم باشد معمولا افراد خصوصی زنا می کنند پس خدا کاری به محافل خصوصی ندارد مگر اینکه خود زانیی ها اگر تعدادشان زیاد باشد بر علیه خود گواهی دهند و این خواست خود آنهاست؟ کسی نمی تواند بر خواست خود آنها ایراد بگیرد. پس قرآن چه منظوری از این مجازات دنیوی دارد برای این قید شده است که آشکار زنا صورت نگیرد یک امری بدیهی و آشکار و جزئی از فرهنگ جامعه نشود. در اینجاست که شاهد به وجود می آید در واقع اینجا ما متوجه نیستیم این قانون خدایی بیشتر حالت پیشگیری دارد نه راهی برای درمان جامعه. برای اینکه جامعه آشکارا وارد زنا نشود و امری لوث نگردد سخن گفته است. نکته ای که باید مورد توجه قرار گیرد مجازات زانی نیاز به جامعه دینی دارد، هرکس سر خود نمی تواند مجری این احکام باشد هر حکمی نیاز به دادگاه، شاهدین ، دولت و مجری می خواهد. ما می دانیم که یک جامعه دینی آنقدر از لحاظ فرهنگی و زیر ساختها کار شده است که افراد زنا نمی کنند.
نکته ای دیگر که در این آیه دیده می شود حتما چهار شاهد باید باشد وگرنه اگر کسی خارج از این تعداد بخواهد شهادت دهد تا ابد شهادت او مورد قبول نمی گردد علاوه بر آن خود او هم تنبیه هشتاد ضربه می شود. این برای این است که هرکسی بلند نشود تا با آبروی دیگران بازی کند و همان طور که گفته شد زنا یک امری شخصی است و زمانی مجازات دارد که به حالت آشکار سوق پیدا می کند و از خصوصی بودن خود خارج می شود برای همین تعداد را به مقداری مشخص کرده است که افرادی در زندگی خصوصی دیگران دخالت نکنند. به هر حال اگر این رویه کاری جزئی از وجود یک فرد باشد باید منتظر مجازات اخروی هم باشد مگر اینکه توبه کند و از گناه خود برگردد در مورد تعداد شاهدین اگر به تعداد چهارتا نرسید در صورتیکه شاهدین یا افرادی که به زنانی تهمت زنا می زنند به چهارتانرسیده از گفته و برهان خود برگردند و فتنه و آبروریزی که کرده اند آن را در جهت صلح و آشتی در آورند و از حرف خود برگشته ، مجازات هم از آنها برگردانده شد و تنبیه نمی شوند. پس این مجازات هم تنبیه سنگینی نیست.
فحش یک رفتاری است که از حد و حدود و اندازه خود خارج شود. فحشاء اشاره به رفتار جنسی افراد دارد که از حد و حدود و اندازه خود خارج شده است و به سمت نادرست و اسراف سوق پیدا کرده است برای همین فحشاء، تمامی انحرافات جنسی را در خود جای داده است. فحشا در واقع اعمال و رفتاری جنسی است که با توجه به نیازهای بشر امروز و رشد او پاسخگوی نیازها نیست و سد و مانعی در جهت آن است. سه انحراف جنسی در کنار واژه فحشا قید شده است و آن را از زمره فحشا بیان کرده است 1- ازدواج با محارم و افرادی که حق ازدواج با آنها نیست 2- همجنسگرایی برای مردان و زنان 3- زنا.
و کسانی از زنان شما که دچار فاحشه می شوند پس چهار شاهد بر آنها فرا خوانید پس اگر شهادت دادند پس آنها را در خانه ساکن کنید تا اینکه مرگشان فرا رسد یا اینکه خدا راهی برای آنها قرار دهد. و مرد و زنی که به سراغ فحشا بروند پس آنها را بیازارید اگر توبه کردند و صلح ایجاد کردند پس آن ها را رها کنید (سوره نساء آیات 15 و 16)
در آیه 15 نساء می گوید اگر زنی دچار فحشا شد چهار شاهد فرابخوانید چون زانی بودن یک زن در سوره نور مشخص شد و گفتیم که فحشا به انحرافات جنسی می گویند پس این آیه منظور همجنسگرایی و انحرافات دیگر جنسی زنان است وگرنه مجازات زنا مشخص شده است . برخورد با این فحشا همانند زناست با این تفاوت که مجازات آن فرق می کند می گوید اگر همجنسگرا هستند آنها را در خانه حبس کنید تا زمان مرگشان.
واژه اذی: 196 و 222 و 262 و 263 و 264 بقره ، 111 و 186 و 195 آل عمران ، 16 و 102 نساء ، 24 انعام ، 129 اعراف ، 61 توبه ، 12 ابراهیم ، 10 عنکبوت ، 48 و 53 و 57 و 58 و 59 و 69 احزاب ، 5 صف
واژه اذی به معنی اذیت و آزار است که این اذیت و آزار هم فیزیکی – جسمی هم زبانی می تواند باشد. آیه 16 سوره نساء با آیه قبلی آن در ارتباط است منظور همان انجام عمل فاحشه است اما می گوید آنهاییکه بدست می آورند پس آنها را اذیت کنید. اما اگر هم گروه اول که زنان بودند هم گروه بعدی که در این آیه معرفی می کند توبه کردند و اصلاح کردند پس این مجازات را از آنها بردارید.
چیزی که از آیات مشخص است حبس زنان همجنس گرا تا زمان خواست و تمایلشان به این گناه است که بعد از آن از آنها برداشته می شود.
الذان موصول مذکر به چند معنی گرفته اند 1- مرد و زن 2- مردها 3- زنها. اگر معنی زنها باشد ما مشکلی نمی بینیم اما اگر منظور مردان یا مردو زن باشد که فاحشه انجام می دهند و اسلوب نگارشی قرآن بدین گونه است که اگر مجازاتی و رفتاری مثل هم می خواهد بیان کند یا در یک آیه کنار هم می آورد یا دو آیه شبیه به همر ذکر می کند پس این اذیت و آزار همان حبس در خانه نیست که بگوییم می خواهد صورت پذیرد. به نظر می آید همان اذیت و آزار زبانی است . یعنی جامعه با دید منفی به این اعمال نگاه کند و با بد زبانی موجبات رنجش آنها را فراهم کند.آیه ای واضح در ارتباط با مجازات لواط دیده نمی شود مگر اینکه بخواهیم از این آیات رفتاری شبیه به زنان با آنها برخورد شود.
افرادی که از همجنسگرایی دفاع می کنند می گویند این افراد ژنتیکی هستند باید گفت نظر بیشتر بر این است که این رفتار آموزشی و طغیان و اسراف کاری انسان است اگر هم اینگونه باشد با وجود اینکه علم ژنتیک هنوز به تکامل خود نرسیده است در بسیاری از موارد از نظریه فراتر نرفته است اگر هم بپذیریم همان طور که می گویند خشونت و رفتارهای دیگر ژنتیکی است آیا رفتاری مثل خشونت و قتل اگر از فردی صادر شود افراد آن را طبیعی می دانند و اینگونه انسانها را به حال خود رها می کنند تا هر کاری دوست دارند انجام دهند یا باید درمان شوند.
اگر بعد از ازدواج با ملکت ایمان از آنها فحشا سر زند پس نصف زنان محصن عذاب دارند ( سوره نساء آیه 25)
نصف حبس در خانه ماندن معنی پیدا نمی کند (برای انحراف همجنسگرایی- گفتیم واژه فحشا تنها برای زنا نیست) مگر اینکه بگوییم عمر متوسط انسان را حساب کنید بعد سنی که فرد در آن قرار دهد را حساب کرده و هرچیزی باقی به این عمر متوسط او در آن جامعه حضور دارد حساب کرده و نصف این عمر باید در حبس بماند . برای ارتکاب زنا که نصف آن است مشخص است.می گوید این زنان بعد از اینکه به حصانت رسیدند اگر باز فحشا کنند نصف زنان محصن دیگر مجازات شوند.(در مقاله برده داری در ارتباط با واژه محصن و ملکت ایمان سخن گفته ایم) البته به نظر می آید اینجا منظورش از فحشا همان زنا باشد به هر حال هیچ فردی تا آخر عمر در حبس نمی ماند و به مرور زمان درمان می شود و بعد از جدایی از جامعه درمان می شود بلکه تاکید قرآن برای حبس ابد عدم قید زمانی تا اصلاح و درمان آنهاست.
نشوز: 259 بقره ، 34 و 128 نساء ، 11 مجادله.
مضاجع: 154 آل عمران، 34 نساء ، 16 سجده.
اگر از زنهایی می ترسید از مکان خواب و بسترشان نافرمانی کنند پس ایشان را موعظه کنیدبعد از آن شما هم بستر خویش را جدا کنید . آنها را بزنید. پس اگر از شما اطاعت کردند راهی بر آنها نجویید بیگمان خدا بلند مرتبه و بزرگ است ( سوره نساء آیه 34)
نشوز به معنی سرپیچی کردن است . مضاجع که جمع مضجع به محل خواب گاه و جاییکه انسان دراز کش می خوابد است می باشد . اینجا اشاره به بستر و فراش است. مشخص است این نافرمانی از درخواست شوهران برای همخوابگی با زنان است و زنان از این درخواست نافرمانی می کنند پس می گوید در ابتدا آنها را نصیحت کنید اگر فایده ای نیافتاد شما هم همین برخورد با آنها بکنید یعنی زمانی که این درخواست را دارند شما هم از بسترتان کوچ کنید اگر فایده ای نداشت آنها را بزنید اگر اطاعت کردند که هچ اگر اطاعت نکردند در دنباله آیات 35 اصلاحگرانی و داورانی از دو خانواده توصیه می کند تا بین دو نفرشان جدایی نیافتد. چیزی که مسلم است نمی توان اگر مرد نیاز جنسی به زن دارد زن نافرمانی کند. حال شاید بیان شود که چرا باید بزند؟ چرا نباید زنان مردان را بزنند؟ چرا نباید از همان ابتدا به دیگران مراجعه کنند؟ آیا اینجا بیان از ریشه های مردسالاری جنسی است و مرد می خواهد به زور به زن تجاوز کند؟ بعضی ها می گویند مگر زن برده جنسی مرد است که به فرمان او باشد و اگر نافرمانی کرد کتک بخورد؟! اول باید بگوییم در زدن چیزی که طبیعی است وقتی برای یک گناه مثل زنا که آن همه عقوبت دارد تنها به زدنی که پوست را به درد بیاورد توصیه شده است این تنها متوجه کردن زن است که در حال تیره کردن روابط است. بارها بوده که کودکی را دیده ام که تنبیه شده و به صورت او زده شده است حتی دردی در او دیده نشده است اما تنها به خاطر این عصبانیت و رفتار اطرافیانش موجب ناراحتی ، حتی گریه او شده است. باید خوب توجه شود از مرد خواسته نشده است که به زور به زنش تجاوز کند بلکه گفته از او درخواست نیازش کند او را با موعظه متوجه رفتارش و ارتباط جنسی و خواستها و نیازها و عواقب کار کند اگر فایده ای نشد به سراغ مراحل بعدی برود. گفتیم که یکی از اصلی ترین نیازها که در ازدواج باید اجابت شود نیاز جنسی است و اگر فرد این نیاز در ازدواجش برای او میسر نشود باید خارج از ادواج بدنبال آن باشد. اگر این رفتار از سوی مرد رخ داد تکلیف زن چیست؟ توافق اولیه هر دو در ابتدای ازدواج این بوده است که به درخواستها و نیازهای جنسی همدیگر پاسخ مثبت دهند و اینجا منظور بردگی جنسی نیست و ما قبل بیان کردیم بردگی جنس چگونه است؟
هرگاه زنی دید شوهرش سرپیچی (نشوز) می کند یا رو گردان است بر آنها گناهی نیست که بین خود صلح ایجاد کنند و صلح بهتر است ....( سوره نساء آیه 128)
در سوره نساء آیه 19 از مردان می خواهد با زنانشان مباشرت به نیکی باشد و حقوق آنها مورد شناسایی و رعایت قرار گیرد. و در آیه 128 نساء هم ناشزه مردان را معرفی کرده است البته برعکس ناشزه زنان تنها در عدم همبستری بود اینجا در چیزی خلاصه نکرده است حال واکنش زنان در امر این ناشزگی مردان این است که هر دو زوج در اصلاح بین خود بکوشند اگر نشد. حال نگفته از چه روشی این عمل انجام گیرد یعنی این به عهده خود زن یا قوانین کشوری گذاشته است که این سعی را انجام دهد امکان دارد ابتدا زن همسر خود را نصیحت کند اگر افاقه نشد به افراد نزدیک مراجعه کند اگر نشد به داداگاه یا .... نهایت باز اگر فایده ای نیافتاد در آیه 130 سوره نساء بحث جدایی و طلاق عنوان می کند که زن می تواند از این قدرت خود استفاده کند. مرد حق ندارد در هر زمانی همسر خود را بزند و اگر به این دلیل این کار را انجام دهد پس طبق این آیات زن می تواند از حقوق خود دفاع کند و آن زدن هم به حالتی نیست که زن تابع کامل شود چون اگر زدن سخت بود باز مرحله بعدی که استفاده از ریش سفیدان بود توصیه نمی کرد بلکه توجه کوتاهی به زن دادن است. اما چرا زنان نمی توانند مردان خود را بزنند چون به صورت طبیعی مردان از لحاظ بدنی قوی تر از زنان هستند(کاری به استثنا نداریم) پس این توانایی در ابتدا برای زنان نیست دوم امکان زد و خورد شدید وجود دارد. حال چرا مرد باید بزند مگر نمی توانست به دیگران مراجعه کند حل شدن مشکلات یک خانواده به خصوص مسائل صرف زناشویی زیر یک سقف ، بهتر از این است که خارج از خانواده حل شود خارج از خانه ای که امکان دارد باعث آبروریزی و عواقب شدید بعدی باشد می خواهد تا می شود آن را محدود به درون خاواده کند. باید دانست مردی که به حقوق همسرش آگاه است سعی می کند طوری روابط زناشویی برقرار کند که هم آمادگی در زن خود ایجاد کند هم از این رابطه احاساس لذت کند چون حقوق همسر خود را شناخته و باید به او نیکی کند پس اگر تمایل چندانی ندارد یا فعلا آمادگی کامل در او نیست از این همل امتناع می کند بلکه این عادت و رفتار مدت دار یک زن است که این رفتار در او ایجاد می شود. این رفتار جنسی متقابلا از سوی زنان هم باید دیده شود و همین رفتار نسبت به همسران خود انجام دهند. پس این زدن زن در هر موقعیت و شرایطی نیست. بلکه در یک شرایط استثانایی و مردی که حقوق همسر خود شناخته به او ظلم نمی کند و از زدن سوء استفاده نمی کند و آن را از حد خارج نمی کند که باعث تنفر و کینه یا جراحات و صدمات شدید به او شود. اگر خارج از این مسائل باشد براحتی زن می تواند از همسر ناشزه خود شکایت کند.
کسانی که همسر خود را متهم می کنند و جز خودشان شاهدی ندارند هر یک از ایشان باید چهار بار خدا را به شهادت بطلبد که راستگو هستیم و در پنجمین مرتبه (مرد می گوید)لعنت خدا براو باد که از دروغگویان باشد و اگر (زن)چهار بار شهادت خدا کند که طرف مقابلش دروغگو است عذاب از او دفع می شود و در مرتبه پنجم غضب خدا بر او باد اگر شوهرش راستگو باشد ( سوره نور آیات 6 تا 9 )
با توجه به آیات قبل از این آیات منظور عمل زناست ، برعکس قبل که چهار شاهد برای اتهام زنا می خواست تنها به شهادت خود شوهر اکتفا می کند اما نیاز به قسم خوردن از سوی مرد است و اگر متقابلا زن بی گناه باشد و همین قسم بخورد هیچ مجازاتی ندارد وگرنه همان مجازات زناکار برای او اجرا می شود. اما چرا تنها این قانون برای زنان نه مردان قید شده است برای من مشخص نیست، شاید به این دلیل است که معمولا زنان عمل زنای خود را در خانه ،که امکان در معرض دید مردان است می افتد چون به هرحال تنها جایی که معمولا مردان امکان دارد متوجه شوند در همان خانه هایشان است اما مردان معمولا چون در خانه هایشان، زنانشان حضور دارند از این عمل اجتناب می کنند و در مکانهای دیگر که کمتر این اتفاق صورت می پذیرد که در معرض دید زنان خودشان باشد اتفاق صورت گیرد، اما زنان به علتهایی همچون مسافرت مردانشان یا قوامیت مردان فضای انجام آن در خانه برایشان بیشتر است.
آن چه که طبیعی است اگر زن گناهکار نباشد و قسم بخورد و مرد بخواهد با این تهمت وارد میدان شود این تهمت از زن برداشته می شود. اگر هم راست گفته باشد و زن قسم بخورد زن مجازات نمی شود و مجازات اخروی دارد. اما چیزی که مهم است همین قانون برای مجازات زنا نمی آورد تا خصوصی شدن مسائل شخصی را بیشتر نشان دهد.
در قرآن حرفی از مجازات ارتباط با محارم یا حیوانات نشده است به نظر می آید ارتباط با محارم مثل زنا باشد چون فرقی نمی کند و گفتیم زنا ارتباط دو جنس مخالف با هم است. تنها آیه ای که داریم ازدواج با آنها را، فحشا اعلام کرده است. ارتباط با حیوانات، مجازاتی همچون مجازات همجنسگرایی است چون ما هر جا از همجنسگرایی و مجازات آن صحبت کردیم ، متکی بر واژه فحشا بود و گفتیم فحشا به انحرافات جنسی می گویند پس همان مجازات همجنسگرایی برای آنها اجرا می شود.
با زنانی ازدواج نکنید که پدران شما با آنان ازدواج کرده اند مگر آنچه گذشته است چرا که این عمل فاحشه ای است ( سوره نساء آیه 22)
و به فواحش به صورت ظاهر و باطنی نزدیک نشوید و نفسی که خدا حرام کرده است مگر به حق نکشید (سوره انعام آیه 151)
لوط به قومش گفت شما فاحشه ای به انجام می رسانید که احدی از گذشتگانتان از جهانیان تمایلی به آن نداشتند ( سوره اعراف آیه 80)
به زنا نزدیک نشوید بدرستی که زنا فاحشه است و راهی از سوء است ( سوره اسراء آیه 32)
بیگمان کسانی که دوست می دارند شایعه شود فاحشه در میان کسانی که ایمان آورده اند عذاب الیمی در دنیا و آخرت دارند ... ( سوره نور آیه 19)
و راه شیطان به سوی فحشا و منکر تبعیت می کند ( سوره نور آیه 21)
بدرستی که نماز نهی می کند از فحشا و منکر ( سوره عنکبوت آیه 45)
همان کسانی که از اثمهای کبیر و فواحش اجتناب می کنند مگر کوچک ( سوره نجم آیه 32)
از تمامی آیات بر می آید که فواحش همان انحرافات جنسی است . ازدواج با همسران پدر را از فحشا بیان کرده و یکی از ممنوعیتهای ازدواج است افرادی که به نوعی برای افراد محرم می شوند. بعضی از افراد می گویند فواحش انحرافات جنسی یا قتل است، این دیدگاه اشتباه است چون همان طور که در آیات دیده هم می شود تنها انحرافات جنسی به آن منتسب کرده است علاوه بر آن، آن را از کشتن جدا کرده است. فواحش یکی از گناهان بزرگی است که خدا زیاد بدان پرداخته ، حتی مجازات سنگینی برای افراد در نظر گرفته است به خصوص افرادی که می خواستند با تهمت زدن به زنان مومن، این انحرافات را امری در جامعه قلمداد کنند و این زشتی را لوث و غیرممکن در جامعه دینی معرفی کنند . اگر می گوید نماز جلوی فحشا می گیرد کسی که اقامه نماز می کند و می خواهد دستورات خدایی را انجام دهد چیز طبیعی است که یادآوری خدا (نماز یادآوری خداست) او را وادار می کند پیرو دستورات خدایش باشد. خداوند به افراد دستور می دهد که هر راهی که منتهی به نزدیکی به فحشا یا زنا می شود براساس دید جامعه و رشد فکری جامعه فرق می کند خود را از آن دور کنید متوجه باشید که این خود ماهستیم باید از آنها دوری کنیم نه اینکه دیگران را مجبور کنیم تابع خواست ما باشند. در یک جامعه دینی امکان دارد افرادی فاحشه انجام دهند که ربطی به مسلمانان پیدا نکند.
صحبتی از استمنا هم در قرآن نیامده است. چون طبیعی است که امکان افتادن خواسته یا ناخواسته افراد به استمنا وجود دارد اگر آموزش درست انجام گیرد افراد، وارد مشکلات استمنا و خود ارضایی نمی شوند اگر نباشد و حتی امکانات ازدواج موجود نباشدامکان دارد افراد به سمتی از خود ارضایی بروند که به بدن و روان خود صدمه بزنند. چون در یک جامعه دینی با پوشش درست و جلوگیری از فحشا، ازدواج به هنگام برخورد داریم با این مشکل برخوردی ندارد که بخواهد در موردش صحبت کند. همان طور که بارها گفته ام خود ارضایی حالتی از انسان است به مانند استفاده از مواد مخدر و اگر افرادی بتوانند تفننی استفاده کنند این قابلیت و توانایی برای همه وجود ندارد و متاسفانه همانند اعتیاد بعضی ها آنقدر در آن فرو می روند که به روح و روان خود صدمات شدیدی می رسانند که در آینده ازدواج سالم آنها تاثیر منفی دارد از عدم توانایی ارضای جنسی همسر خود تا گوشه گیری و از بین رفتن اعتماد به نفس می توان نام برد. اما حرام بودن آن از آیاتی بر می آید که زمانی که خداوند در همجنسگرایی مردان می گوید آیا کشش و شهوت زنان را رها می کنید مردان انتخاب می کنید بتوان در آن آیات مشاهده کرد که افراد این کشش را رها کرده و سمت و سوی انحراف جنسی در پیش می گیرند که شاید بتوان یکی دیگر از گزینه های انحراف جنسی همین خودارضایی نامید. البته به نظر می آید بهتر است آرام تر برخورد کرده و چون آشکارا سخنی از آن نرفته و در شرایط غیر طبیعی و حاد جامعه و زمانی که جامعه دینی وجود ندارد افراد به این سمت کشانده می شوند بهتر است گفت خدا آن را نادیده گرفته است و چون مربوط به جوامع غیردینی است خود افراد برنامه هایی در این ارتباط داشته باشند در این جوامع متاسفانه تنها راه همان ازدواج است و آموزشهایی در این ارتباط انجام دادن.
در پایان این نکته قابل ذکر است که این احکام و قوانین تنها برای مسلمانان است و خارج از مسلمانان همان حکمی است که خود انتخاب می کنند و باید دانست انتخاب تمامی احکام به اختیار و انتخاب مسلمانان بوده و اگر کسی نمی خواهد مسلمان باشد چنین مجازاتی ندارد مگر اینکه با وجود نامسلمانی خواستار همان واکنش باشد برای مرتد هم ما هیچ مجازات قرآنی نداریم. از آنجاییکه این حق هر فردی است که بدست خود انتخاب کند حق هر مسلمانی است که بدست خود انتخابش باشد. اگر کسی نمی خواهد مسلمان باشد مشکلی نیست اما اگر گفت مسلمان دیگر نمی تواند بدلخواه خودش هر قسمتی را انتخاب کند.
همان طور که دیده شد مجازاتی که در اسلام وجود داشت ناشی از انحرافات توافقی بین دو فرد بود در حالی که به این اشاره نشده است که اگر فردی از لحاظ فیزیکی دچار زور و قدرت و فشار شد و به ناموس و عنف کسی تجاوز کرد یا کودکی از طریق زور یا فریب مورد تجاوز و سوء استفاده جنسی قرار گرفت تکلیف چیست؟ تنبیه ها و مجازاتها بیشتر همانهایی بودند که از سر اختیار دو فرد مورد انحراف قرار گرفته بود. به نظر می آید زمانی که یک جامعه دینی تشکیل می شود حتی انحرافات جنسی و اخلاقی در حداقل خود گرفته است حتی زمانیکه مجازاتی مثل زنا مورد تنبیه قرار می دهد و می گوید زانی ها برای هم هستند و به نوعی می خواهد زانی ها را مورد طرد قرار دهد و تنبیه معنوی برای آنها در نظر می گیرد به نوعی می خواهد عواقب پیشگیرانه مجازاتهای خود را نمایش دهد تا افراد بدنبال آن نروند. در نتیجه در این جامعه ها یا جامعه های نزدیک به آن فحشاء چندان دیده نمی شود مگر استثناها، جامعه رو به سکون و آرامش رفته است. در نتیجه تجاوزها و فریبکاریها در حداقل و استثنای خود آنقدر فرو رفته اند که بیانی از آن به چشم نمی خورد برای همین ظاهرا تجاوز به این حقوق را به عهده خود جامعه گذاشته تا در مورد آن سخن گوید و سکوت کرده است اما بارها آیاتی که از عدم ظلم کردن سخن می گوید و از انسانها می خواهد حقوق و نیکی کردن به دیگران را رعایت کنند در نتیجه هر کدام از این مسائل و سوء استفاده جنسی ناآگاهانه مجازات دارد همان طور که ما در اقتصاد اسلامی بدان پرداختیم کسی نمی تواند اگر انسانی ناآگاه بود بیاید از این ناآگاهی و نااطلاعی فردی او سوء استفاده کند و سر او کلاه بگذارد در واقع در اسلام فریب و دروغ وجود ندارد و این توافقها هم بیشتر از سر لغزش است که برای افراد رخ می دهد. برای همین تجاوزها و سوء استفاده های جنسی صرف محصول جامعه های غیردینی است که ما بدان خواهیم پرداخت باید چه واکنش هایی نسبت بدانها انجام داد؟!
یکی دیگر از مواردی که عنوان شنده است سکس در کودکان و انحرافات جنسی در آنهاست؟! زیرا همان طور که گذست محصول این انحرافات تربیت و آموزش نادرست است و اگر تربیت درست باشد مسلما این مسائل دیده نمی شود در نتیجه نیاز به آموزش درست کودکان وجود دارد که به علت پرورش و آموزش درست ، جامعه ای سالم این انحراف دیده نمی شود برای همین سخنی از آن نرفته است و در صورت مشاهده هم از سر ناآگاهی است که باید در این ارتباط اقدام صورت گیرد. سن کیفری و مشخص شدن برای مجازات در قرآن نیامده است و این به تشخیص جامعه است سنی که کودک به حالتی برسد که شناخت کامل نسبت به اسلام پیدا کرده باشد تا از سر آگاهی کامل و آگاهانه و آزاد دین اسلام را قبول کند تا مجازاتی مثل زنا برای او اجرا شود. قابل تاسف است سنینی برای حد کیفری افراد عنوان می شود در حالیکه هیچ پایه و اساس قرآنی ندارد. یک مسلمان و مومن تا برای او این حدود مشخص شود و به عنوان یک مومن و مسلمان وارد جامعه شود نیاز به رسیدن یک رشد تکاملی دارد که این آمادگی هم خود فرد در خود ببیند و اعلام کند هم متخصصین جامعه براساس رشد و آگاهی جامعه بیان کنند.
نیازی شاید به این نباشد که گفته شود متاسفانه افرادی که ارتباط جنسی انحرافی دارند در برقرار کردن یک ارتباط جنسی سالم امکان ناموفق ماندن دارند مردی که با یک زن فاحشه تجربه کسب می کند نمی تواند همان ارضا را در کنار زن سالم ببیند همان طور که این فراموش می شود در اینگونه ارتباط ها صرف جنسی وجود دارد حتی با پوششهای مثل دوست داشتن به میدان می آید و افراد برای ارضای نیازهای جنسی خود در کنار هم قرار می گیرند و در باطن تنها نگاه صرف ابزاری به هم دارند همه آن دوستت دارم و... تنها برای استفاده جنسی است . ارتباطات جنسی ناسالم حتی موجب بیماری ها می شود با وجود اینکه جوامع اروپایی توانسته اند آن را کنترل کنند آمار کمتری نسبت به جهان سوم دارند اما آن را به صفر نرسانده اند و هنوز پاسخی برای فرزندان نامشروع و محرومیت آنها از نعمات خانواده بی پاسخ هستند انسانهایی در حال به وجود آمدن هستند هرچند به اختیار خود نیامده اند اما ظلمی به آنها صورت می گیرد با نام داشتن آزادی و عدم ظلم به حقوق جنسی و خواستهای شهوانی دو انسان دیگر.
ادامه دارد....
نوشته شده توسط محمد در جمعه یازدهم اردیبهشت 1388 ساعت موضوع زن | لینک ثابت
......ادامه
7- صدای زن ( آیا صدای زنان نباید از سوی مردان شنیده شود؟)
در هیچ آیه ای از قرآن شنیدن صدای زن را حرام نکرده است . به صرف شنیدن صدای زنان عاملی برای تحریک شدن مردان ندانسته است حتی موسیقی و آواز خواندن از سوی زنان حرام نشده است. تنها چیزی که داریم نزدیک نشدن به زناست. حال اگر نوع بیان و شیوه گفتن زن به گونه ای باشد که در این جهت خود را سوق دهد شاید بتوان زیر مجموعه آن کرد اما به صرف صحبت و صدای او هیچ پایه و اساس قرآنی برای حرام بودن آن نیست.
ای زنان پیامبر، شما مثل زنان دیگر نیستید اگر می خواهید متقی باشید صدا را به گونه ای نکنید که در طمع کسی بیافتید که در دگرگونیش مریض است بلکه بگویید قولی به نیکی . در خانه های خود باقی بمانید مثل جاهلیت اولی خود را همانند برجهایی خودنما نکنید....( سوره احزاب آیات32و 33)
این آیات براحتی مشخص است که مخاطب آنها تنها زنان پیامبر است اما در ارتباط با صدا و نوع بیان گفته که به گونه ای صحبت نکنند که در دل بیمار دلان طمعی بیافتد نه هر صحبت و بیانی.
8- ارتباطی عاشقتنه
همان طور که گفتیم هدف از ازدواج رسیدن به موقعیتی صرف از اعمال زناشویی و لذت بردن از آن نیست و دانستیم نوع نگاه انسان نباید صرف ابزاری باشد وگرنه نمی تواند در رشد خود و دیگران مفید واقع شود و حقوق متقابل رعایت شود.
او کسی است که شما را از یک نفس واحد خلق کرد و قرار داد در بینتان زوجهایی که برای شما سکون می آورد پس هنگامی که با هم یکی می شوند همسرش بار سبکی بر می دارد که در کار آنها وقفه ای ایجاد نمی کند سپس خدای خود را فریاد می کنند اگر فرزند صالح به ما اتاکنید از شاکرین خواهیم بود ( سوره اعراف آیه 189)
و یکی از نشانه های خدا این است که از نفستان زوجی خلق کرده است برای اینکه نزد آنها ساکن شوید و بینتان موده و رحمت قرار داد در آن برای قومی که اهل تفکر هستند نشانه هایی است ( سوره روم آیه 21)
در هیچ آیه ای اجباری در ازدواج بیان نکرده است و هیچ مجازاتی برای آن تعیین نکرده است اما هیچ فردی نمی تواند با طبیعت خود مبارزه کند و بخشی از وجود خود را نادیده بگیرد به هر حال یکی از نیازهای او که در تکمیل رشد و تکامل بدان نیاز دارد ازدواج است. اگر می خواهد خود را دچار گناهان نکند ، به حقوق دیگران تجاوز نکرده و از آنها دور بماند نیاز دارد ازدواج کند. اما آیات قرآن، زوجهای در کنار همدیگر را برای رسیدن به سکون بیان می کند که در بین آنها مودت و رحمت قرار داده است. سکون در قرآن حالتی است زمانی که فرد در یک مکان فیزیکی یا جایگاهی قرار می گیرد حالتی از سکون، محلی که ساکن و راکد شده و به انسان آرامش می دهد اطلاق می شود مثل مسکن که محلی از ساکن و ایستادن و آرامش و امنیت است . سپس می گوید بین آنها رحمت و مودت قرار داده است. مودت یک نوع دوستی زود گذر است و بیشتر زمانی کاربرد دارد که فرد حتی مستحق آن است. رحمت یک حالتی از بخشندگی معنوی است که حالتی از مادی و معنوی دارد و مدت دارنیست ، اگر مودت باید دو طرفه باشد اما امکان دارد رحمت یک طرفه باشد. رحمت حالتی است که امکان دارد فرد حتی استحقاق آن را نداشته باشد.
مودة : 96 و 105 و 109 و 266 بقره ، 30 و 69 و 118 آل عمران ، 42 و 73 و 89 و 102 نساء ، 82 مائده ، 7 انفال ، 90 هود ، 2 حجر ، 96 مریم ، 25 عنکبوت ، 21 روم ، 20 احزاب ، 23 شوری ، 22 مجادله ، 1 و 2 و 7 ممتحنه ، 9 قلم ، 11 معارج ، 23 نوح ، 14 بروج.
جماع با زنان در شب روزه داری حلال گردیده شد آنها پوشش (لباس) شمایند همانگونه که شما هم پوشش(لباس) آنها هستید خدا می دانست که شما بر نفستان خیانت می کنید پس توبه شما را پذیرفت و شما را بخشید پس هم اکنون این پیام رسانی نیک را با هم انجام دهید (سوره بقره آیه187)
دراین آیه خداوند امور زناشویی راهمانند لباسی تشبیه می کند همان طورکه لباس نیازهای انسان رابرآورده می کند و او را حفظ ومحفوظ می کند امورزناشویی هم اینگونه است و اورا از فساد و فحشا وتجاوز وزشتی ها محفوظ می دارد.سپس این امر را درشب های روزه داری حلال می کند. او می داند که انسان تاب و تحمل ندارد که در برابر نیازهای زناشویی خود روزه داری و خودداری انجام دهد و اگر آن را بر او ممنوع کند خیانت می ورزد و برخلاف آن طبیعتی است که برای او آفریده است پس می گوید چون قبلا بر شما حرام بوده است خیانت کرده اید و بدانید که همسرانتان پوششی هستند مخفی و پنهان که شما را حفظ می کنند تا خیانت نکنید. همان طور که قبل بیان شد کشش اولیه و نیرویی که دو زوج را به همدیگر می کشاند نیروی جنسی و تکمیل نیازهای جنسی و صرف مادی است غریزه جنسیی که بین انسان و جانداران مشترک است اما خداوند می گوید علاوه بر آن در بین شما موده و رحمت هم قرار داده ام.
9- تعدد زوجات
چند همسری به این دلیل قبیح و زشت عنوان شده است که یکی از زوجین به جای اینکه بتواند تمامی مهر و محبت و صفای خود را متوجه همسر خود کند آن را گسترش داده است که امکان دارد حقوق تک همسر خود را رعایت نکند.
تنها در یک آیه از چند همسری برای مردان صحبت شده است. دیدیم که در آیات قرآن زنانی که شوهر دارند حق ندارند همسری دیگر داشته باشند.
و اگر ترسیدید درباره یتیمان قسط نکنید پس نکاح از زنان دوتا ، سه تا وچهارتا، پس اگر ترسیدید که عدالت برقرار کنید به یکی یا ملکت ایمان اکتفا کنید آن نزدیک تر به عدالت است ( سوره نساء آیه 3)
شما توانایی و استطاعت ندارید که بین زنان عدالت برقرار کنید هرچند بر آن حریص باشید ولی به حالتی مایل نشوید که به هر طرف که میلتان کشید و او را همانند زن معلقه (معلق در هوا) قرار ندهید و اگر صلح و صفا راه بیاندازید و تقوای خدا کنید خدا غفور و رحیم است ( سوره نساء آیه 129 )
در هر دو آیه قید واژه نساء با ال معرفه ذکر شده است نشان از زنان شناخته شده و خاصی هستند. همان طور که در آیه دومی سوره نساء می گوید که بین زنان هرچند تمایل به عدالت داشته باشید توانایی آن ندارید با این وجود تمامی سعی خود را در این ارتباط انجام دهید ما دو واژه قسط و عدالت که در این دو آیه استفاده شده است در مقاله اقتصاد اسلامی بدان پرداخته ایم. درنتیجه مشخص است در آیه اول اشاره به مادران یتیمان دارد اگر ترس این باشد که نتوانند قسط بین آنها را رعایت کنند پس مادران آنها را به نکاح خود در آورید حال اگر ترسیدید که نتوانید به عدالت رفتار کنید . عدالت در آیه اولی خاص در موردی نشده است و تمامی جوانب عدالت را می خواهد بیان کند از عدالت ما بین همسران که علاوه بر همسر خود ازدواجی دیگر از بین این مادران یتیم صورت گرفته است تا عدالت بین فرزندان خود و یتیمان یا رفتار با یتیمان تا عدم تجاوز و خوردن مال آنها و .... اما عدالت دوم تنها ما بین زنان است که گفته نخواهید توانست بین آنها ایجاد کنید برای همین به نظر می آید عدالت در سوره اول با توجه به قسط در بین یتیمان بیشتر تمایل به ایجاد عدالت در این قسمت دارد. خداوند طبع بشری را می داند برای همین تاکید بیشتر روی تک همسری بیان می کند مگر در شرایط استثنا. شرایطی که به جامعه تحمیل شده است. یتیمان و مادران آنها بخشی از جامعه هستند هم یتیمان باید از نعمت پدر بهره مند باشند هم مادران آنها باید همسر داشته باشند. شاید بیان شود که چه می شود که مردان مجرد با همان زنان ازدواج کنند حال باید پرسید اگر در جامعه ای همین زنان پا به سن باشند آیا باز کسی تمایل به ازدواج با آنها می کند به خصوص اگر مردان مجرد یک جامعه بیشتر در سنین پایین باشد. یتیمان بیشتر ثمره جنگها یا حوادثی است که ناخواسته به جامعه ای تحمیل شده است پس همان گونه که پدر این خانواده ها از خود فداکاری نشان داده است و جان خود را به خاطر دیگر جامعه از دست داده است حق این افراد است که از نعمت پدر و شوهر برخودار شوند و امروز نوبت بقیه جامعه است که این از خود گذشتگی نشان دهند. چند همسری چیزی نیست که دین به تنهایی آورده باشد در جوامع و مکاتب دیگر هم چند همسری امکان وجودش است اما حالت مخفی تر دارد سکس آزاد، بی بند باری به همراه طلاق گسترش یافته همه نشان از چند همسری و نبود پیوندهای درست بین زوجین است. اما زمانیکه بین دو زوج موده و رحمت باشد اگر بتوان خانواده یتیمی با خانواده و امکانات زندگی خود شریک کرد هم به نفع آنها است هم به نفع جامعه، تا سالم تر بماند تنها مشکلی که امکان وجودش است عدم رعایت درست قسط و عدالت و زیاده روی نادرست مرد است در بعضی موارد هم گفتیم بعضی از افراد نیاز به یک فداکاری و گذشت دارند همان طور که دیگران نسبت به آنها اینگونه عمل کرده اند به هر حال آنها صرف این دنیا اندیشه نمی کنند برای همین اگر بتوانند فراتر از زیر پای خود و این جهان ببینند بهتر می توانند این موضوع را درک کنند و رفتار شایسته از خود نشان دهند. رنی که به خاطر ارضاهای جنسی خود بدنبال مردان همسردار می رود و امکان دارد مردی به حالتی سوق پیدا کند که حقوق همسر اصلی خود را نادیده بگیرد چه بهتر است مسیرهای آلودگی گرفته شود. چیزی که بیان می شود آلودگی جهان معاصر نسبت به مسئله سکس بعد از جنگهای جهانی و ثمره زنان بیوه و تجاوز به حقوق جنسی آنها بوده است.
بعضی ها می گویند چرا نباید این چند همسری در بین زنان باشد جواب واضح است چیزی که به صورت طبیعی در جوامع دیده شده است این قشر مردان بوده اند که به علل مختلف از جمله جنگ ، در معرض خطرات شدیدتر قرار گرفته اند و از بین رفته اند پس چند همسری در بین آنها بیان شده است علاوه بر آن در بیشتر جوامع شرایط جامعه به سمتی است که بیشتر مردان مسئولیت نان آوری جامعه را بر عهده داشته اند. شاید بگوییم در جامعه دینی یا حتی در بعضی جوامع امروزی به خاطر حمایتهای دولتی دیگر نباید نگران نان آوری آنها باشیم اما قرآن فقط برای یک جامعه دینی نیست برای امروز که ما شاهد جامعه دینی در کل جوامع نیستیم هم باید صورت پذیرد، باید دانست باز نیاز به شوهر برای زن سر جای خود باقی است با وجود اینکه بسیاری از روشنفکران یا جوامع اروپایی با چند همسری مبارزه کرده اند پاسخی برای این قسمت بیان نکرده اند هرچند که آنها هم ،فکراً و حرفاً اکتفا به زشت دانستن چند همسری عنوان کرده اند اما عملا به استقابل آن رفته اند و از زنا و رفتار فحشا جلوگیری نکرده اند و حقوق همسران خود را نادیده گرفته و به این نقد پاسخ نداده اند که چرا روابط زوجین در این کشورها ناپایدار است.
حال سئوالی که ایجاد می شود ما در حال حاضر با جوامعی روبرو هستیم که امکان دارد تعداد زنان آنها بیشتر باشد آمارهایی در مورد کشورهایی مثل هند یا چین نشان از آن دارد کشوری مثل چین به علت تک فرزندی تمایل بیشتر در داشتن فرزند پسر و کشو هند به علت فقر برای داشتن نیروی کار بهتر در کنار خود به سمت فرزند پسر می رود. در جامعه دینی شرایط عدم تعادل تعداد دو جنس مخالف به علت انتخاب خود آنها نیست بلکه به خاطر جنگهایی است که بیشتر به آنها تحمیل شده است . وگرنه در حوادث دیگر ما تقریبا تلفات و صدمات نزدیک به هم می بینیم. این جنگهاست که صدمات شدیدتر وارد می کنند. اما جامعه هند و چین این خواست خودشان است. اگر در جامعه ای این تعادل به هم بخورد می توانند با روشهایی که وجود دارد باز تعادل به جامعه باز گردانند اما در مورد جنگ، کاری نمی توان کرد. جنگ ناگهانی وارد می کند و ناگهانی جامعه را وارد بحران می کند اما صدمات بقیه نابرابری ها به این ناگهانی نیست معمولا آرام آرام جامعه را با خود درگیر می کند. پس این جوامع باید باز این تعادل را ایجاد کنند. حال باید پرسید در این جوامع با توجه به این بحران فعلا در حال حاضر اگر انسان مسلمانی در آن جامعه زندگی می کند و همسری می خواهد چگونه باید برخورد کند، آیا به مردان بگوییم که مشترکا از یک زن استفاده کنند. یکی از مشکلاتی که ایجاد می شود فرزندان آنهاست که باید چه کسی سرپرستی او را به عهده گیرد هر کسی که دلش خواست یا توانایی داشت یا زن خود تشخیص داد یا .... ؟ ما آیاتی داریم که می گوید اگر شرایط یک جامعه به حالتی است که فرد نمی تواند ایمان خود را حفظ کند هجرت کند تا این شرایط برای او مهیا شود و ایمان خود را هم حفظ کند پس یکی از امکانات می تواند این باشد اما باز مشکلی که وجود دارد عمل کردن آن برای عده ای که این توانایی ندارند باید چگونه باشد. پرداختن به این نگاه می گذاریم در قسمتی که می خواهیم رفتار و واکنش های جنسی در جوامعی غیر دینی عنوان کنیم . تاکید می کنیم که باید و نبایدهای قرآنی بیشتر برای جوامع دینی و جامعه هایی است که به سمت این جامعه در حال حرکت هستند وبه آن نزدیک می باشد یا این توانایی وجود دارد نه برای هر شرایط و برای هر جامعه ای.
خداوند در درون (جوف) هیچ مردی(رجل) دو دگرگونی و رفتار قرار نداده است و هیچگاه قرار نمی دهدو نمی سازد زوجهایتان را آشکارا در پیش خود مثل مادرنتان بدانید همان طور که فرزند خواندگان ، فرزندان شما نمی شوند این سخنی است که شما به زبان می گویید و خدا به حق می گوید و به سبیل راهنمایی می کند. آنان را به نام پدرانشان بخوانید و آن قسط نزد خداست ( سوره احزاب آیات 4 و 5)
برعکس افرادی که خیال می کنند این آیه چون گفته دو نوع دگرگونی در درون یک فرد وجود ندارد یعنی نمی تواند دو همسر داشته باشد ! اینگونه نیست!؟ درحالیکه اینجا بیان از دو نوع بینش نسبت به موضوعی داشتن تا بتواند دو نوع بینش متضاد در درون خود مورد پذیرش قرار دادن می باشد از یک طرف هر انسانی مادرش را می شناسد سپس همسری انتخاب می کند که مادر او نیست بعد بیاید همسر خود را مثل مادرش بداند دو چیز متضاد می خواهد بپذیرد که اگر فرد بخواهد دچار دگرگونی و تحول درونی شود دو نوع نگاه متضاد نمی تواند باعث آن شود سپس در دنباله آیه می گوید تمامی افراد(از ضمیر هم استفاده کرده است) هم مرد و زن با نام پدرشان بخوانید. تفکر شبیه کردن همسران همانند مادران که بر انسان ،ازدواج با آنها حرام شده اند به مرور امکان به وجود آمدن رفتار و عدم شناخت تفاوتها بین جایگاهها خواهد شد.
واژه قلب و دگرگونی به معنای قلب در فارسی نیست باید بین واژه های زبانهای گوناگون و قرآن تفاوت قائل شد و سرجای خودش معنی گردد به این آیه خوب توجه کنید:
ای کسانی که ایمان آورده اید استجابت کنید برای خدا و رسول به چیزهایی که شما را دعوت می کنند که به شما زندگی می بخشد و بدانید که خدا میان یک شخص و دگرگونیش جدایی و حائلی می اندازد ( سوره انفال آیه 24 )
این نکته را در نظر داشته باشید. کسیکه می خواهد عدالت و قسط در زندگی خود پیاده کند دقیق و محتاط عمل می کند. درنتیجه فردی که می خواهد چند همسری داشته باشد برای اینکه قسط و عدالت برقرار کند، بتواند حقوق همسر خود را راعایت کند که بارها در آیات زیادی به آن امر شده است حتما باید همسر او در جریان این موضوع باشد. کسی که می خواهد با خود، با جامعه، با همسرانش و ... راستگو باشد بارها در آیات قرآن امر به صدق می کند پس باید همه اطرافیان او در جریان موضوع باشند و همسر دوم او ناراضی یا بی خبر به ازدواج دوم او نباشد . ازدواجی که باید آشکار باشد. همان طور که از آیات برآمد بعد از ذکر یتیمان و شرایط حاد بیان از تا چهار همسری دارد و آن هم با احتیاط بیان می کند و می گوید اگر نمی توانید به تک همسری یا بروید حمایت خود را از ملکت ایمان انجام دهید. اما چرا چهار تا؟ این واضح برای من نیست شاید خدا اینگونه تشخیص داده اند بیش از این توان حمایتی نیست؟ این فراموش نشود اصل در اینجا رضایت زوجین ( حق انتخاب و اختیار خودشان)و مومن بودن ، عدالت و قسط است و اگر نمی توانند باید از آن دوری کنند. سوء استفاده از هر چیزدرستی هم وجود داشته است اما یک جامعه دینی مثل جوامع امروز نیست که این سوء استفاده ها که هم اکنون دیده می شود انجام گیرد زمانی که دست به مقایسه دو جامعه زدیم به این موضوع خواهیم پرداخت که چگونه مسلمانان به دین اسلام خیانت می کنند جایگاه اسلام را به خوبی بیان نکرده اند؟!
10- فحشا ممنوع (زنا، لواط ، همجنس گرایی)
آیات فحشاء: 169و 268 بقره ، 135 آل عمران ، 15 و 19 و 22 و 25 نساء ، 151 انعام، 28 و 33 و 80 اعراف ، 24 یوسف ، 90 نحل، 32 اسراء ، 19 و 21 نور، 54 نمل ، 28 و 45 عنکبوت ، 30 احزاب ، 37 شوری ، 32 نجم، 1 طلاق
آیات زنا : 32 اسراء ، 2و 3 نور، 68 فرقان ، 12 ممتحنه.
لواط:80 تا 84 اعراف ،78 تا 83 هود ،74 انبیا ، 160 تا 175 شعرا ، 54 تا 58 نمل ، 28 تا 30عنکبوت
شهوت: 14 آل عمران، 27 نساء ، 81 اعراف ، 57 نحل ، 59 مریم ، 102 انبیاء ، 55 نمل ، 54 سبا ، 31 فصلت ، 71 زخرف ، 22 طور ، 21 واقعه ، 42 مرسلات.
زنا یک ارتباط بین دو انسان غیر همجنس خارج از چهارچوب ازدواج است. لواط یک ارتباط بین دو جنس مرد است. شهوت یک کششی است که در مادیات وجود دارد و انسان را به سمت خود می کشاند تا از آنها استفاده کند این کششها امکان دارد طبیعی و از خود مادیات یا ساختگی و عارضی بر آنها باشند. همجنسگرایی بین زنان با نام سحاق و مساحق و طباق معروف است البته ما این واژه ها برای همجنسگرایی زنان در قرآن نداریم.
همجنس گرایی هم بین مردان ، هم بین زنان وجود دارد در حالی که از همنجس گرایی بین مردان آشکارا استفاده شده است اما در مورد همجنس گرایی زنان با حالتی مخفی تر بیان کرده است ما واژه ای با نام لواط برای همجنس گرایی مردان در قرآن نداریم اما چون قوم لوط آلوده به این امر زشت بوده اند به این نام خوانده می شود.
لوط به قومش گفت که شما فاحشه ای انجام می دهید که قبل از شما کسی از جهانیان آن را انجام نمی داده اند شما به جای اینکه شهوت ( و کشش) زنان اتا کنید به دنبال مردان هستید شما قومی هستید که اسراف می کند ( سوره اعراف آیه 81)
همان طور که مشخص است شهوت یک کشش مادی و درونی مادیات است که خداوند به صورت طبیعی در زنان قرار داده است و متاسفانه افرادی از طبیعت و سرشت خود خارج شده اند با وجود اینکه این کشش در مردان وجود ندارد لواط می کنند البته شهوت که شاید بهترین تمثیل ودرک آن، مقایسه با این مثال باشد که ما در بسیاری از موارد می گوییم فلان غذا اشتهاآور است یعنی با دیدن آن غذا یک میل و کشش، آن غذا ما را به سوی خود می کشاند البته باید این شهوت هم در کنترل باشد و از حد و حدود خود خارج نشود وگرنه به ضرر انسان تمام می شود همان طور، اگر بیماری، ملاحظه بیماری خود نکند با اشتهاور بودن غذایی آن را بخورد یا فردی زیاده روی کند یا زیاد و نادرست از آن مصرف کند. دنباله روی زیاد بدنبال این کشش ، هدف دار شدن این کشش در بسیاری از آیات مورد توبیخ قرار گرفته است.
چون خداوند لواط کاری را جزئی از فحشا بیان کرده و آن را رفتاری اسرافی بیان کرده است و مجازات برای آن مشخص کرده ، پس مجازات اخروی دارد اما باید دانست در هیچ آیه ای برای این عمل زشت مجازات دنیایی بیان نکرده است (مگر بعدا توضیحاتی می آوریم)بیشتر این تمایل در انسانهای مریض است. افرادی می گویند باید این حقوق ما محترم شمرده شود اگر افرادی می خواهند به رفتار بیمار و خلاف طبیعت و ساخت بشری شان انجام دهند مختارند و کسی جلوی آنها را نگرفته است اما وقتی با این رفتارشان ، احتمال لطماتی به جامعه هستند باید منتظر عواقب بعدی آن در جهان دیگر که باعث سد و مانعی در مقابل رشدها و تکاملها شده اند هم باشند. بحثهای فلسفی زیاد در ارتباط با رفتار همجنس گرایی وجود دارد بعضی ها می گویند با طبیعت و سرشت انسان مشکلی نیست در حالیکه این غریزه ما بین انسان و حیوان مشترک است با وجود اینکه در حیوانات دیده می شود که از این کشش درونی خود در جهت نادرست استفاده نمی کنند(مگر اینکه به علل مریضی یا عارض شدن موضوعی برآنها) اما انسان به خاطر حق انتخاب و اختیار خود توانسته برخلاف این کشش و نیروی خود عمل کند اگر این نیرو و کشش در همجنس گرایی وجود داشته باشد اولین چیزی که به زیر سئوال خواهد رفت خلقت دو جنس مخالف است. تا اینجا پس نشان از این دارد که همجنس گرایی بر خلاف طبیعت و سرشت انسانی است چیزی که طبیعی است اگر جامعه ای بخواهد رشد کند به تکامل برسد به جامعه و خود صدمه وارد نکند باید براساس و همگام این طبیعت و سرشت خود گام بردارد و هر انسان سالمی در انتخاب خود همگامی با این سرشت درونی خواستار است مگر اینکه او مریض باشد یا می خواهد از انتخاب و اختیار خود سوء استفاده کند ما می دانیم این تفکر و انتخاب کار انسان نادانی بیش نیست وگرنه هر انسان متفکری ، تعقل او ، به او اجازه چنین رفتار زشتی را نمی دهد. بعضی ها می گویند درست است که چنین اعمالی با سرشت و طبیعت انسانی نمی خواند اما انتخاب هر چیزی که با سرشت انسانی نمی خواند مشکلی در اصل آن نیست به اندازه کافی گفتیم که چه مشکلی ایجاد خواهد کرد اما این افراد دو چیز متضاد می خواهند با هم جمع کنند هم می گویند با سرشت طبیعی انسان متضاد است هم می گویند این انتخاب مشکلی نیست.
زمانیکه آیاتی که در مورد لواط کاری قوم لوط صحبت می شود آنها را قومی فاحشه ، جاهل و در عین دانایی به زشتی و نادرستی عمل خود باز تمایل به انجام آن ، انسانهایی خبیث ، فاسق ، انسانهایی که اهل سوء و فاقد رشید بودن و در کار خود اسراف کننده هستند معرفی می گردند.
ادامه دارد....
نوشته شده توسط محمد در جمعه یازدهم اردیبهشت 1388 ساعت موضوع زن | لینک ثابت
......ادامه
4- صیغه ، متعه ، زن اجاره ای ، دوستی جنسی ممنوع
دوست داشتن هر انسانی حتی اگر غیر همجنس باشد بارها در آیات قرآن از واژه این ولایت و دوستی سخن می گوید نمی توان محدود در ازدواج دید این دوستی بارها در رعایت حقوق دیگران ، نیکی کردن به دیگران و آنها را جزئی از خود دانستن مشاهده می شود. اما ازدواج یک ارتباط و پیوند نزدیک تر ایجاد می کند به علاوه نیازهای دیگر مثل حس پدر و مادر شدن و محبت ورزیدن ، ایجاد نسل یا نیازهای جنسی تامین می شود. در جوامعی که فساد بیشتری دارد حس تکمیل مهر ورزیدن و حمایتها و رعایت حقوق، بیشتر در تشکیل خانواده ها و درون خانواده ها می گنجد حتی در جوامع دینی این تشکیل خانواده های درست و رعایت حقوق در این خانواده هاست که به جوامع گسترش پیدا می کند.
صیغه ، متعه ، زن اجاره ای یا هر اسمی دیگر که روی آن بگذاریم در اسلام وجود ندارد و پایه های قرآنی در آن نیست. سکس مدت دار یعنی استفاده ابزاری از افراد و زمانیکه حتی با نام مهریه و فروش سکس بیان می شود وضع را به حالت وخیم تر می برد. این روش نوعی زناست و هیچ تفاوتی با آن ندارد ازدواج یک پیوند مدت دارنیست که افراد به قصد سوء استفاده از هم در کنار هم قرار گیرند محبت یک امری مدت دار نیست و وقتی زمان برای آن تعیین می شود یعنی می خواهد به سمت استفاده زناشویی صرف برود حتی افرادی که مدافع این روش هم بوده اند آن را در شرایط حاد و بحرانی توسعه کرده اند و از این سوء استفاده نسبت به فرزندان خود تا توانسته اند جلوگیری کرده اند اینکه شرایط حاد چگونه است و چه پاسخی باید بدان داد بعدا می گوییم اما این که بخواهیم یک بینشی غیر دینی بر قرآن تحمیل کنیم واقعا از عدم شناخت قرآن نشئت می گیرد. بینشی که بعضی زمانها به سمت زن اجاره ای و فحشا در روز روشن اعلام کردن می رود.
حال آیه ای که به آن استناد می شود ذکر می کنیم بعد آن را مورد بررسی قرار می دهیم که آیا این نوع نگاه از آن بدست می آید:
.... برای شما ازدواج با زنان دیگر جز اینان حلال گشته است و می توانید جویا شوید با اموالتان زنان محصنی که از مسافحین نیستند پس اگر از زنی بهره مند شدید پس اجرهایشان را بپردازید که این فریضه است و بعد از تعیین فریضه گناهی بر شما نیست آنچه میان خودتان به آن توافق می رسید .... ( سوره نساء آیه 24)
واژه اجر: 62 و 112 و 262 و 274 و 277 بقره ، 57 و 136 و 171 و 172 و 179 185 و 199 آل عمران ، 24 و 25 و 40 و 67 و 74 و 95 و 100 و 114 و 146 و 152 و 162 و 173 نساء ، 5 و 9 مائده ، 90 انعام ، 113 و 170 اعراف ، 28 انفال ، 22 و 120 توبه ، 72 یونس ، 11 و 29 و 51 و 115 هود ، 56 و 57 و 90 و 104 یوسف ، 41 و 96 و 97 نحل ، 9 اسراء، 2 و 30 و 77 کهف ، 57 فرقان، 41 و 109 و 127 و 145 و 164 و 180 شعراء، 25 و 26 و 27 و 54 قصص ، 27 و 58 عنکبوت ، 29 و 31 و 35 و 44 و 50 احزاب ، 47 سبا، 7 و 30 فاطر، 11 و 21 یس ، 86 ص ، 10 و 35 و 74 زمر، 8 فصلت ، 33 و 40 شوری ، 36 محمد، 10 و 16 و 29 فتح ، 3 حجرات ، 40طور، 7 و 11 و 18و 19 و 27 حدید ، 10 ممتحنه ، 15 تغابن ، 5 و 6 طلاق ، 12 ملک ، 3 و 46 قلم ، 20 مزمل ، 25 انشقاق ، 6 تین.
واژه متع : 36 و 126 و 196 و 226 و 240 و 241 بقره ، 14 و 185 و 197 آل عمران ، 24 و 77 و 102 نساء ، 96 مائده ، 128 انعام ، 24 اعراف ، 38 و 96 توبه ، 23 و 70 و 98 یونس ، 3 و 48 و 65 هود ، 17 و 65 و 79 یوسف ، 17 و 26 رعد ، 30 ابراهیم ، 3 و 88 حجر ، 55 و 80 و 117 نحل ، 131 طه ، 44 و 111 انبیاء ، 29 نور ، 18 فرقان ، 205 و 207 شعراء ، 60 و 61 قصص ، 66 عنکبوت ، 34 روم ، 24 لقمان ، 16 و 28 و 49 و 53 احزاب ، 44 یس ، 148 صافات ، 8 زمر ، 39 غافر، 36 شوری ، 29 و 35 زخرف ، 20 احقاف ، 12 محمد ، 43 ذاریات ، 73 واقعه ، 20 حدید ، 46 مرسلات ، 33 نازعات ، 32 عبس.
چیزی که از این آیات برداشت می شود اجر به معنی پاداش در مقابل رعایت حقوقی است که یک فرد بر گردن می گیرد. وقتی خدا می گوید اجرهایشان را بدهید یعنی پاداش کارهایشان را بدهید همان طور که نسبت به خدا این معنی می دهد . اما این پاداش چیست . پاداشی که در مقابل رعایت حقوق و وظایفی انجام گرفته است چون هرجا این واژه استفاده شده است صورت کاری از فرد مقابل انجام گرفته است حال که زن به وظایف خود در مقابل شما صورت داده است و بهره مند شده اید چون معنی متع به همان معنی بهره مندی است. این بهره مندی مادی یا معنوی است مشخص نشده است پس این واژه معنی کامجویی یا استفاده صرف جنسی نمی دهد. حال نوبت شماست که به وظایف خود و پاداش کار آنها را بدهید شاید حتی همان بهره مند شدن متقابل جنسی یا معنوی و روحی از سوی مردان است.
قبلا در مورد دو واژه محصنین و مسافحین صحبت کرده ایم(مقاله برده داری) و دیدیم که خداوند استفاده صرف جنسی و دوستی های منفی که از این طریق ایجاد می شود را نمی پذیرد. محصنین همانند دژی محکم هستند و آزاد و رها خود را قرار نمی دهند که هر لحظه مورد کامجویی و سوء استفاده جنسی و ابزاری افراد قرار گیرند.
باید گفت در این آیه اصلا مدت زمانی برای ازدواج مشخص نکرده است که به نام صیغه بیان می کنند چون رکن اصلی در صیغه بیان از زمان است. بعد می گویند چون در این آیه از کلمه تمتع و بهره مندی استفاده شده است پس منظور صیغه است البته آنها این واژه را به معنای لذت بردن معنی می کنند اول در ازدواج دائمی هم لذت وجود دارد پس نمی توان گفت به این دلیلبیان از صیغه است دوم این واژه این معنی نمی دهد خوب به آیات 196 بقره نگاه کنید براحتی این واژه هم بهره مندی مادی هم معنوی را می رساند در آیه 24 نساء هم بهره مندی را در موردی مشخص نکرده است البته بعضی از بهره مندی ها درست و درجهت منافع و در مسیر رشد انسانی و بعضی هم به ضرر انسانی است 128 انعام خوب مورد توجه قرار گیرد سپس بهره مندی و معنی همین واژه در سوره توبه آیه 69 هم مورد توجه قرار گیرد.( بهره مندی از چیزی هم امکان سود هم ضرر دارد بهره مندی بیشتر استفاده از امکانات و نعماتی است که در دنیا خداوند برای بهره مندی انسان قرار داده است) بهره مندی از زن صرف مادی نیست که بگوییم این آیه را در این جهت سوق دهیم.
پس آیه این گونه می گوید بعد از اینکه از همسری بهره مند شدید و قوامیت خانواده که به عهده مردان است از طریق اموالتان به دنبال آن بودید پس پاداش همسران خود را در مقابل ادای فرایضیشان که موجب آن هستند واجبی بر گردن شماست( دقت کنید باز تاکید می کنیم واژه اجر جاهایی مورد استفاد قرار گرفته که فرد به وظایف و حقوقی که انجام داده ، موجب اجر قرار گرفته است تا متقابلا حقوقی به او داده شود)
دلیل دیگری که می خواهند این آیه را به سمت صیغه ببرند به خاطر واژه اجر است که این افراد آن را به معنی دادن مزد می کنند که گفتیم از این واژه این پیام نمی رساند وگرنه چگونه استفاده از این واژه در کنار بقیه آیات به خصوص نکاح دیده می شود مثل 25 نساء ، 5 مائده ، 50 احزاب ، 10 ممتحنه،(دقیقا در کنار واژه نکاح واژه اجر در این آیات دیده می شود)
باید متوجه بود که اگر خداوند گفته با اموالتان زنانی جویا شوید گفته چه زنانی، زنانی که محصن غیرمسافحین هستند نه زنانی که تنها مورد استفاده جنسی مرتب قرار می گیرند زنانی که مرتب صیغه شوند نمی توان جزئی از این زنان شناخت زنان محصن کسانی نیستند که با نگرش و تفکر استفاده جنسی صرف حرکت کنند حال باید گفت اگر این استفاده جنسی به این راحتی در اسلام وجود داشت دیگر آیاتی که از انسان صبر می خواهد یا در آیه 25 نساء شرایط در حالت بحران بیان می کند وجود نداشت در بسیاری از آیات که بعدا بدان خواهیم پرداخت این شرایط عنوان کرده که اگر شرایط جامعه به خوبی نباشد نمی گوید بروید از صیغه استفاده کنید بلکه می گوید صبر کنید.
5- ارتباطات جنسی
آیات لمس : 43 نساء ، 6 مائده ، 7 انعام ، 13 حدید ، 8 جن.
آیات مس : 80 و 214 و 236 و 237 و 275 بقره ، 24 و 47 و 120 و 140 و 174 آل عمران ، 73 مائده ، 17 و 49 و انعام ، 73 و 95 و 188 و 201 اعراف ، 68 انفال ، 12 و 21 و 107 یونس ، 10 و 48 و 64 و 113 هود ، 88 یوسف ، 48 و 54 حجر ، 53 نحل ، 67 و 83 اسراء ، 20 و 45 مریم ، 97 طه ، 46 و 83 انبیاء ، 14 و 35 نور ، 156 شعراء ، 33 روم ، 49 احزاب ، 35 فاطر ، 18 یس ، 41 ص ، 8 و 49 و 61 زمر، 49 و 50 و 51 فصلت ، 38 ق ، 48 قمر ، 79 واقعه ، 3 و 4 مجادله ، 20 و 21 معارج.
آیات رفث : 187 و 197 بقره.
و حرام نموده است بر شما مادرانتان و ...... و تربیت یافتگان در آغوش شما از زنانی از شماست که بر آنها داخل شده اید و اگر بر آنها داخل نشده اید گناهی بر شما نیست .... ( سوره نساء آیه 23)
در این آیه از قرآن تنها آیه ای است که خداوند از واژه دخل استفاده می کند و متاسفانه خیلی ها آن را به معنی همبستری و اعمال جنسی معنی می کنند در حالیکه واژه دخل در کلیه آیاتی که مورد استفاده قرار گرفته است به معنی وارد و داخل شدن به یک مکان فیزیکی می باشد در نتیجه در اینجا به معنی هم خانه شدن می رساند وقتی بر آنها داخل شده ایم یعنی در یک مکان فیزیکی بر آنها وارد شده ایم و چون هم مکانی و هم واردی و زیر یک سقف بودن بین دو جنس مخالف تنها در حالت نکاح صورت می گیرد پس می گوییم زمانی که این افراد همسر ما شدند .
و از تو درباره حیض می پرسند بگو زیان و ضرر است پس در حالت حیض از زنان کناره گیری کنید و نزدیک ایشان نشوید تا پاک شوند هنگامی که پاک شوند از مکانی که خدا به آن امر می کند آن را ادا کنید خدا دوست دارد توبه کنندگان و مطهرین . ( سوره بقره آیه 222)
این هم تنها آیه ای از قرآن است که در مواجه با زنان از واژه قربی استفاده می کند اما این واژه در تمامی آیات از نزدیکی با هر چیزی خبر می دهد که فاصله و این نزدیکی با توجه به هدف آن جمله از جمله مشخص می شود یعنی یک واژه ای نیست که بگوییم 20 متری آن نزدیک نشوید وقتی در آیه ای می گوید به زنا نزدیک نشوید یعنی هر چیزی که شما را به آن نزدیک می کند. باید دانست که این عدم نزدیکی تنها در صرف جماع، برعکس دیدگاه بسیاری نیست به دو دلیل اول اینکه خداوند از واژه جماع استفاده نکرده است و چون گفته در حالت حیض به زنان قرب و نزدیکی صورت نگیرد تا پاک شوند به نظر می آید ممنوعیت هر نزدیکی باشد شاید به چند دلیل باشد که در این حالت علاوه بر ایجاد بیماری برای مردان و زنان موجبات ناراحتی برای زن است امکان کناره گیری و عدم تمایل یا به خاطر ناپاکی باعث تنفر و ناراحتی دو زوج از همدیگر شود سپس می گوید زمانی که طاهر شدند واژه طاهر در قرآن پاکی و تمیزی جسمی و فیزیکی و بهداشتی است بعد می گوید از مکانی که خداوند بدان امر می کند که در آیه بعد مشخص می سازد حق و حقوق خود را ادا کنید و به آنها اتا کنید.
زنان شما محل کشتزار شما هستند پس ادا کنید کشتزارهایتان را از هر راهی که خواستید و برای نفسهایتان تقدیم کنید و پیشاپیش بفرستید .... (سوره بقره آیه 223)
واژه اتا به معنی آوردن ، آمدن و رسیدن از یک مسیر دور و در آستانه رسیدن و اتاکردن می رساند. در آیه قبل وقتی می گوید اتا کنید و حالت حیض برای زن بوده است و قربی و نزدیکی صورت نگرفته است پس یک دوریی هم حاصل شده است. این دلیل دوم است برای اینکه بگوییم در آیه اول منظور از قرب تنها جماع به تنهایی نیست. پس آیه می گوید بعد از این دوری اتا کنید حقوق همسران و خودتان از هر راهی که دوست دارید و این دوری را از بین ببرید و زنان شما محل کشتزار شما هستند و کسی کشتزار خود را برای مدت طولانی رها نمی کند. این آیه بیان از انحصار روش و نوعی از آمیزش جنسی خاصی ندارد برعکس بلکه به خواست و درخواست خود افراد می گذارد. ما البته نیاز به این داریم آموزش درست روشهای درست سکس به افراد آموزش دهیم تا بتوانند براساس خواستها و نیازهای خود انجام دهند و این آیه منظور از اینکه حتما به ایجاد و روش تولید نسل باشد نمی رساند. اگر هم بگوییم چون تشبیه به کشتزار صورت گرفته است پس به معنی همان کاشتن است باز ممنوعیتی در استفاده بردن جنسی از روشهای دیگر بیان نکرده است و تنها نوع کاشتن آن را گفته از هر راهی که دوست دارید این کار را انجام دهید و اگر به این معنی بگیریم پس باید در آیه قبل هم بگوییم تنها نزدیکی انحصاری در جماع دارد که این دوری حاصل شده است.
بعضی ها این آیه را نوعی توهین به زنان می دانند در حالیکه بارها خداوند برای رساندن پیامش از مثال و تشبیه استفاده می کند و خود ماها هم در پیام رسانیمان این کار را انجام می دهیم . گفته می شود چون در این آیه زن تبدیل به یک شی شده و به عنوان ابزاری صرف برای تولید نسل عنوان گشته که در ملکیت مرد است پس به او توهین شده است باید گفت که پس همان تولید نسل هم که از هر دو نوع جنسیت است توهین به انسانیت است . اما این تنها یک مثال برای آموزش نوع آمیزش جنسی است که ما خود هم بارها در بیانمان از آن استفاده می کنیم و گرنه در آیات متعدد خداوند درجات زن را به نیکی یاد نمی کرد و از برابری سخن نمی گفت و اگر این آیه منظوری همانند آن چیزی که افراد متصور بودند در نظر داشت این نوع بینش خود را در آیات دیگر هم به کار می برد.
تنها در دو آیه از واژه رفث که به معنی جماع است استفاده کرده است آنهم اجازه جماع در شب روزه داری و ممنوعیت آن در زمان حج است.
در آیاتیکه از واژه مسس استفاده شده است یک تماس و نزدیکی شدید را می رساند لمسی واقعی و نزدیک و شدید است پس زمانی که در آیاتی مثل 236 و 237 بقره و 49 احزاب از این واژه استفاده شده است یک تماس جنسی شدید بین دو جنس مخالف را می رساند باید دانست که آن را از رفث جدا کرده است که این رفث را هم می تواند و هم می تواند شامل حال نشود.
اما آیاتی که از واژه لمس استفاده شده است خوب به این آیه توجه کنید:
ای کسانی که ایمان آورده اید به نماز نزدیک نشوید در حالی که مست هستید تا اینکه بدانید چه می گویید و در حالتی که جنب هستید مگر اینکه به عنوان عابری گذرا تا اینکه غسل کنید مگر اینکه مریض یا مسافر باشید یا از محل گودی برگشتید(دستشویی) یا لمس زنانی و آب پیدا نکردید پس تیمم کنید...( سوره نساء آیه 43)
برعکس واژه مسس که یک تماس شدید و یکی شدن در این تماس را می رساند اما لمس یک ارتباط ضعیف تر است . همان طور که از آیه هم بر می آید از جنب شدن آن را کنار کشیده است پس در مسی که امکان جنب یا رفث وجود دارد در لمس وجود ندارد یعنی لمس خود زیر مجموعه ای از مسس است. اما در دو آیه ای که از واژه لمس استفاده شده است لمس تماسی کلی است یعنی اگردر چیزی آن را عنوان نکرده باشد لمسی با کل می رساند در حالیکه درآیه 7 انعام لمس را تنها بوسیله دست بیان می کند پس در دو آیه 43 نساء و 6 مائده یک لمس بدنی و معاشقه می باشد یعنی یک ارتباط ضعیف تر جنسی.
6- نوع پوشش افراد ( آیا پوشش برای جلوگیری از فحشاست؟)
آیات زینه: 212 بقره ، 14 آل عمران، 43 و 108 و 122 و 137 انعام، 31 و 32 اعراف، 48 انفال ، 37 توبه ، 12 و 24 و 88 یونس ، 15 هود ، 33 رعد، 16 و 39 حجر، 8 و 63 نحل ، 7 و 28 و 46 کهف ، 59 و 87 طه ، 31 و 60 نور، 4 و 24 نمل ، 60 و 79 قصص ، 38 عنکبوت ، 28 احزاب ، 8 فاطر ، 6 صافات ، 37 غافر، 12 و 25 فصلت، 14 محمد ، 12 فتح ، 7 حجرات ، 6 ق ، 20 حدید، 5 ملک
آیات حجاب: 46 اعراف ، 45 اسراء ، 17 مریم، 53 احزاب، 32 ص ، 5 فصلت ، 51 شوری ، 15 مطففین
لباس : 42و187 بقره ، 71 آل عمران ، 9 و 65 و 82 و 137 انعام ، 26 و 27 اعراف ، 14 و 112 نحل ، 31 کهف ، 80 انبیاء ، 23 حج ، 47 فرقان ، 12 و 33 فاطر ، 53 دخان ، 15 ق ، 10 نبا
جیب (جیوب) : 31 نور ، 12 نمل ، 32 قصص
خمر : 219 بقره ، 90 و 91 مائده ، 36 و 41 یوسف ، 31 نور ، 15 محمد.
ریش : سوره اعراف آیه 26.
برج: 78 نساء ، 16 حجر ، 60 نور، 61 فرقان ، 33 احزاب ، 1 بروج
حلیه : 148 اعراف ، 17 رعد ، 14 نحل ، 31 کهف ، 23 حج ، 12 و 33 فاطر ، 18 زخرف
عورت : 31 و 58 نور ، 13 احزاب.
ثیاب : 5 هود ، 31 کهف ، 19 حج، 58 و 60 نور، 5 تحریم ، 7 نوح ، 4 مدثر ، 21 انسان ، 36 مطففین
زینه در قرآن به معنای زیبا بودن معنی پیدا می کند این زیبایی بیشتر مادی و امری دنیوی است این زیبایی یک امری عارضی و ساختگی و اکتسابی است نوعی از زیبایی نیست که از خود داشته باشد. حجاب به معنی یک ستر یا مانعی است که بین دو چیز ایجاد می گردد. جیب به معنی یقه ، گریبان یا همان بالای سینه می باشد. خمر جمع خمار است و به پوششی گفته می شود که سر را می پوشاند. حلیه به معنی با زیور آلات آن را پوشاندن و آراستگی بدان دادن است. فرج به معنی شکافهای بدن می باشد در مورد این واژه در مقاله برده داری به اندازه کافی بدان پرداخته ایم. عورت شکاف و درز و سوراخها معنی پیدا می کند معنی فروج به معنی شکافهاست در حالیکه عورت به معنی نبود حفاظ برای پوشش درزهاست.
در تمامی آیاتی که از واژه بصر استفاده کرده است معنی عین یا همان چشم نمی دهد بصر در واقع به همراه دو واژه همیشه خود را هماهنگ می کند قلب وسمع. بصر یک حالتی از انسان است که می توان تجزیه و تحلیل و تحقیق و بررسی انجام دهد نیرویی در خدمت انسان برای تحقیق و مطالعه و بررسی و تجزیه و تحلیل است که یکی از ابزارهای او برای این کار چشم است که در خدمت او می باشد زمانی که می رود به دل طبیعت و با مشاهده و تجربه ، علومی کسب می کند در واقع بصریت خود را فعال می کند قلب به معنی متحول و دگرگون شدن است و سمع به معنی شنیدن است سمع به معنی اذن یا گوش نیست بلکه یکی از ابزارهای در خدمت شنیدن اذن است البته باید بین شنیدن و گوش دادن تفاوت قائل شد ما بارها به یک مطلب گوش می دهیم اما نمی شنویم یعنی فقط امواجی وارد بدن ما می شود در حالیکه شنیدن به معنی دریافت اطلاعات از مخاطبین از هر راهی که یکی از ابزارهای دریافت این کلام گوش است سپس درک کردن و فهمیدن و قبول کردن آن است.
حال به سراغ آیاتی می رویم که در مورد پوشش است :
به مردان مومن بگو از ابصارشان بکاهند و از فرجهایشان حفاظت کنند آن برای تزکیه شان بهتر است خداوند از چیزهایی که می سازید با خبر است و به زنان مومن بگو از ابصارشان بکاهند و از فرجهایشان محافظت کنند و پدیدار نسازند زیبایی های ساختگی مگر آنچه ظاهر می شود و روسری های خود را روی سینه های خود بکشند و این زینت های ساختگی را پدیدار نسازید مگر برای شوهران و........ یا دنباله روانی از مردان که اشتهای جنسی در آنها نیست یا طفلی که آگاهی و شناختی در ظاهر شدن عورت زنان ندارد و پاهای خود را به زمین نزنند تا زینت های مخفی خود را آشکار ساخته ودیگران بفهمند....( سوره نور آیات 30 و 31)
در این آیات و بقیه آیات برای جلوگیری از فحشا اولین چیز پوشش بدنی نیست بلکه دو چیز است 1- کم کردن در کند و کاو و کاهش و تجزیه و تحلیل ذهنی بردن و استفاده از نیروی بصریت روی مسائل جنسی – اغضض به معنی کاهیدن و کم کردن است - همین کافی است که بدانیم امکان دارد با وجود محجبه ترین زنان و مردان در جامعه اما به دلیل استفاده نادرست افراد از نیروی بصریت خود و بیمار بودنشان با این وجود نیت شوم در سر داشته باشند و با شنیدن هر صدا و دیدنی تحریک شوند در حالیکه با وجود ایمان و تقویت درست نیروی بصریت و عدم استفاده نادرست از امکانات فرد، با وجود نبود هیچ حجابی قصد سوئی در او ایجاد نشود پس اصلاح اولیه در از بین بردن فسادها و فحشا و در جهت درست سوق دادن جامعه در پوشش درست جامعه نیست در ابتدا درست کردن نیروی بصر 2- دومین مورد حفاظت از شکافهای بدن است. فروج قبلا گفتیم به معنی حتما اعمال جنسی نیست بلکه حفاظتی است که این فروجها که شکافهای بدن است در معرض دید نباشد هرچند که این پوشش و حفاظت خود به نوعی حفاظت جنسی هم است. اما باید بدانیم فرج به معنی عورت نیست در نتیجه وقتی می گوییم شکافهای بدن ، منظور عورت که مناطق حساس تر بدن است نمی باشد(عورت خود زیر مجموعه فرج است) بلکه نقاط دیگر از بدن که آن حساسیت را ندارند یک کودک دست و پا و گردن و کاربردهای آن را می شناسد اما نقاط حساس بدن را نمی شناسند و برای آنها شناخته شده نیست که در سه وقت برای اینکه برایشان ظاهر نشود باید برای وارد شدن به اتاق والدین اجازه بگیرند. اما فرج محلی است که علاوه بر در معرض دید اطفال در معرض دید ملکت ایمان هم است (سوره مومنون آیات 5و6) با این وجود که همین ملکت ایمان در سه وقت باید اجازه بگیرند تا عورت را نبینند.( سوره نور آیه 58)(در ارتباط با ملکت ایمان به اندازه سخن گفته ایم که چه کسانی هستند) عورت مکانهایی از بدن است که تنها دو زوج در معرض دید همدیگر قرار می دهند اما فرج برای راحتی کار وفعالیت و زندگی تنها برای اعضای خانه نشان داده می شود .
این باید مورد توجه قرار گیرد که در حفظ فروج برای مردان سخت گیری بیشتر شده است برعکس تصور رایجی که وجود دارد چرا که اگر در یک آیه سوره نور آیه 31 برای زنان می گوید. برای مردان در سه آیه در سوره مومنون آیه 5 ، نور آیه 30 ، معراج 29 این حفاظت را بیان می کند. در آیه 35 احزاب هم این حفاظت را مشترکا برای هر دو عنوان می کند. حتی برای مردان در سوره مومنون و معارج بعد از ذکر آن با تندی در آیات بعدی برخورد می کند و آنها را به عنوان تجاوزگر می شناسد. شاید می خواهد مردان کنترل بیشتر بر خود داشته باشند و آنقدر بر آنها سخت گیری می کند که پوشاندن فروج که حتی یک ارتباط جنسی نیست برای آنها ممنوع می کند تا تجاوز را از آنها بگیرد و اینجاست که بیشتر روی ساختهای فکری و ذهنی و رفتاری افراد کار می کند نه پوشش زنان برای خود داری.
اما مورد بعدی که در این آیه دیده می شود نمایان نساختن زینه برای عموم جامعه است مگر مواردی که در معرض دید به ناچار قرار می گیرد. زینه برعکس عده ای که خیال می کنند به دو معنی است که حتی زیبایی ظاهری و طبیعی زن را هم شامل می شود نیست بلکه تنها همان زیبا سازی اکتسابی است که در تمامی آیات که از این واژه استفاده شده است این معنی را می سازد اگر می خواست زیبایی طبیعی زن را بیان کند باید از واژه جمیل و جمال استفاده می کرد. پس دانستن و از حالت مخفی شدن آن با ضربه زدن پا به زمین ممنوع اعلام می کند شاید خارج شدن این زینه را در نوع راه رفتن ، انتخاب کفش ( هم بلند قد کردن ، هم حرکتهای موزون و ساختگی و هرزگی برای زن ایجاد کردن- این حرکتها اکتسابی است نه جزئی از طبیعت او که اگر مشکلی در راه رفتن دارد طبیعی است- صدا کردن) استفاده از جواهرات و تزئیات داخل پا و.... باشد. اما زینه های دیگر شامل آرایش کردن صورت زن ، استفاده از جواهرات ، رنگ کردن و حالت دادن مو، لباس و ... می توان نام برد هر چیزی که به صورت اکتسابی و به عنوان زیباسازی زن مورد استفاده قرار می گیرد. وقتی می گویند زینه به غیر از آنچه به ناچار ظاهر می شود یعنی می خواهد بخشی از زینه که به ناچار در معرض دید قرار می گیرد بیان کند مثل کندن ابروان یا استفاده از پوشاک و ....
پس زینه به معنی چیزی است که زشت است و ما زیبای ساختگی به آن می دهیم و آن را زیبا می کنیم. زینه در رویه و اندیشه و ... هم می شود. اگر می خواست زینه به معنی زیبایی طبیعی یک انسان باشد این تاکید نیازی نبود چون به هر حال به ناچار مورد دید قرار می گرفت.
ای پیامبر به همسران و دخترانت و زنان مومن بگو که جلابیب خود را به خود نزدیک کرده و جمع و جور کنند آن نزدیک تر است تا حقوقشان مورد شناسایی قرار گرفته تا مورد اذیت و آزار قرار نگیرند خدا غفور و رحیم است ( سوره احزاب آیه 59)
خداوند در این آیه می گوید ذلک ادنی ان یعرفن فلا یوذین : چیزی که واضح است آدنی به معنی نزدیک تر است. واژه "عرف" به معنی نیکی کردن و شناسایی حقوق وشناختن یک چیز است تا بتوان نیکی و حقوق او را رعایت کرد وقتی می گوید امر به معروف کنید که یکی از همان مشتقات واژه عرفه است یعنی نسبت به یک چیز یا موجود یا ... مورد شناسایی قرار دهید تا بتوانید نیکی خود را و رعایت حقوقش را نسبت به آن انجام دهید حال آیه می گوید آن نزدیک تر است تا حقوق شان مورد شناسایی قرار گیرند و به آنها نیکی شود سپس در نهایت نتیجه آن را می گوید تا مورد اذیت و آزار قرار نگیرند خوب توجه کنید این آیه تنها یک توصیه رفتاری است تا زمانی در جامعه برای آنها ایجاد اذیت و آزار نشود وگرنه نمی گوید اگر شما این اعمال را انجام ندادید مورد مجازات قرار می دهیم یا نمی گوید این عاملی برای عدم فحشا و منکرات است در حالیکه باز با تمامی این وجود و این محافظتها ، خداوند می داند با تمامی این اعمال افرادی هستند که دست از کارشان امکان دارد برندارند و منافقینی مریض هستند. بعضی ها در ترجمه این آیه می گویند تا اینکه از زنان بدکاره و ... بازشناخته شده و مورد شناسایی قرار گیرند تا از سوی کسی مورد اذیت و آزار قرار نگیرند. خوب توجه کنید که حجاب یا پوشش عاملی برای عدم تجاوز یا اذیت و آزار نیست یعنی اینکه بگوییم خود این پوشش موجب می شود تا کسی به آنها چپ نگاه نکند نیست؟ یا خیال کنیم اگر کسی حجاب نداشت به معنی بدکاره بودن اوست پس از این طریق بین افراد تفاوت قائل شویم هم نیست من زنانی دیده ام که محجبه تر از خودشان هم نبوده اند اما زناکارتر از خودشان هم نیستند و چه زنانی که بی حجاب تر از خودشان هم نیستند اما پاک تر از خودشان هم نیستند همان طور که این اجازه ازدواج در محصنین اهل کتاب که امکان دارد حجاب دیده نشود هم دیده می شود. پس این آیه می خواهد چه بگوید؟
خوب توجه کنید زنی که تنها از خودش سکس به نمایش می گذارد و این تلقین در جامعه ایجاد می کند که زن یعنی سکس! سپس با بدنی لخت و برهنه در جامعه حضور پیدا می کند می خواهد بگوید زن تنها چیزی که دارد سکسش است و باید برده مردان باشد تا از او بهره برداری کنند؟! وقتی با این ذهنیت در جامعه حضور پیدا کرد بیشتر و بهتر از این دید هم نباید انتظار داشته باشد تا او مورد شناسایی قرار گیرد و رفتار افراد نسبت به او نشان داده شود.
زنی که تمام توجهش مسائل سکسی است از اصلی ترین موارد ورشد کافی خود می ماند.
وقتی فردی لباس سکسی می پوشد یعنی از افراد دور و برش می خواهد که تنها نگاه ابزاری ومادی به او داشته باشند وارزش خود را دراین حد نشان می دهد. درنتیجه اینکه افراد چگونه برداشتی داشته باشند دیگر جای گله ندارد چرا که همان طور که تو این حق رابرای خود می دهی که اینگونه لباس بپوشی؟! دیگر نمی توان عدم آن نوع نگاه را ازدیگران نداشته باشی؟ چرا زنان در پوشیدن لباس سکسی تر هستند برای این جذب وبرای این عرضه کردن، وگرنه باید پرسید چرا مردان اینگونه نیستند چرا که طبیعت ونوع حلقت وجنسیت دو فرد از هم متمایز است. مرد بیشتر و زود تحریک می شود درحالیکه زن اینگونه نیست واین ربطی به نوع رفتار ندارد این واقعیتی است که در تمامی جوامع دیده می شود اگر ما بخشی از جامعه را جدا می کردیم وآن را مورد بررسی قرار می دادیم می توانستیم بگوییم امکان دارد به علتها وریشه هایی این چنینی بپردازیم اما زمانیکه در تمامی جامعه ها دیده می شود دیگر وضع فرق می کند. اگر زنان بدنبال لباس راحت هستند وبه این دلیل خرده می گیرند باید پرسید که چرا از لباس سکسی تر استفاده می کنید لباسهایی که امکان دارد تنگ وناجور باشد. شاید بگویند برای زیبایی ؟! حال باید پرسید که چرا برای مردان اینگونه لباسها مطرح نیستند به هرحال لباسهایی پیدا می شود که زیبا وراحت باشند چرا تمایل بیشتر به لباس سکسی است جز اینکه عرضه سکس بیشتر. اما این نوع زیبایی را برای چه می خواهند جز اینکه افراد نگاهی ابزاری واستفاده ابزاری از او را داشته وتمرکز حواسها به این قسمت زن . یعنی مردان به جای اینکه زن را بیشتر از سکس و بدنش ببینند تنها توجه به سکس او می کنند. بعد همین زنان مگر نیستند برمردان خرده می گیرند که چرا این روش ونوع نگاه از مردان صادر می شود چه کسی عامل این نوع نگاه بوده،آیا مگر همین نیست که خود زن خواستار این موضوع با این رفتارش شده است.
فردیکه تنها به مسائل سکسی نگاه می کند ووقت خود را برای هرچه سکسی تر نشان دادن وزیبا کردن خود می پردازد. سپس در مورد خود بیش از این نمی تواند فکر کند وارزش نخواهد داد سپس عقده ها وکینه ها، چشم به هم چشمی، افسردگی ها ایجاد خواهد شد. چیزی که برای او اهمیت پیدا می کند هرچه زیباتر ودلرباتر بودن است این افراد تنها بدنشان برایشان اهمیت وارزش پیدا می کند. جامعه را دچار بحران می کنند. ازهرطرف آماج تبلیغ زیبایی وسکس بودن بیش از این انتظار نمی رود. وقتی دریک جامعه تجلیل وارزش گذاری برای زیبایی صرف انجام می گیرد ومواردی همچون ملکه زیبایی معرفی می شود ونمادی از الهه زیبایی معرفی می گردد.ازهمان ابتدا ارزش گذاری ها و حقوق درحال نمایش است.
اینجا انسان باید نسبت به بدن خود دست به مقایسه خود با دیگران بزند نه خود را با خود تابراساس توانایی ها برای خود تلاش به ارمغان بیاورد بلکه بیش از توان خود خواستار است و وقتی از عهده آن برنیاید برای او عقده وکینه وناراحتی وافسردگی به بار خواهد آورد وارا از رشد سالم وتوجه به نیازها وتوانایی ها وهدایت در مسیر درست باز می دارد اگر باهمان بار کاری وتلاش درمورد انسانیت تلاش میشد به جای اینکه زن در سکسی بودنش معرفی گردد دیگر ما باجامعه آرمانی وانسانی نه سکسی ، زیبایی بیرونی مواجه بودیم ما با فریبهایی همچون اینکه انسان می خواهد زیباباشد بدون پرداختن ونادیده گرفتن زیبایی درونی روبروهستیم جوانان امروز قهرمانان خود و هویت شخصیتی و الگوهای خود را در قهرمانان مادی وزیبایی می بینند نه انسانیت.
اما چرا این توجه نسبت به زنان تا مردان است به سه دلیل 1- مردان با توجه و نوع شکل فیزیکی و هورمونی و رفتاریشان با دیدن لختی از زنان بیشتر تحریک شده اند بیشتر توجه و نگاه خود را روی بدن زنان انداخته اند 2- زنان برعکس مردان بیشتر توجه و نگاه به بدن خود دارند و بیشتر فکر می کنند و آنقدر که زنان به بدن وزیبایی خود فکر می کنند مردان فکر نمی کنند به جایش به همان اندازه توجه مردان به بدن زنان است. 3- نگاه زنان بیشتر در تحقیقاتی که صورت گرفته پشت و جلوی باسن و صورت مردان است در حالیکه نگاه مردان علاوه بر سینه ، کل بدن زن را شامل می شده است.
جلابیب لباسی است شبیه مانتو که در ایران می پوشند با توجه به حفاظت فروج و عورت که قبلا عنوان شد با آن جمع کنیم لباسی است که تنگ و ناجور یا نازک نیست اما در مورد رنگ یا جنس و زیبایی و زینه آن مشکلی در آن نیست و محدودیتی در آن نیست که از همان استثناهایی است که ظاهر می شود. توجه کنید که در هیچ آیه ای روبند وجود ندارد. اگر روبند برای زنان داشته باشیم در برخورد و کارهای زندگیشان مورد وقفه می شوند و عجیب است که چگونه زمانی که خداوند زینه های ساختگی را مشکلی نمی بیند پوششی زیاد برای زنان ایجاد می کنند. هیچ مجازات دنیایی در قرآن برای عدم رعایت حجاب وجود ندارد بسیاری از توصیه ها ، سفارش ها و خواستهای قرآنی چیزی نیست که از طریق فشار و زور به وجود بیاید بلکه ساختارهای خود را براساس فرهنگ سازی می سازد. فشار و زور خانواده ها یا جامعه یا دولتها برای رعایت این حجاب هیچ پایه و اساس قرآنی ندارد.
در هیچ آیه ای استفاده از زیوآلات و زیباسازی نفی نکرده است و این حق انسان دانسته است (سوره نحل آیه14) که از این امکانات استفاده کند در ارتباط با این استفاده فقط توصیه به عدم اسراف و زیاده روی شده است یا همان طور که در آیات گذشت محدودیت آن.(سوره اعراف آیات 31 و 32) تا زنان ارزش خود را براساس انسانیت خود نمایش دهند نه بدنی که امکان دارد خدا، برای انسانی بهتر و برای دیگری ضعیف تر آفریده تا مورد امتحان قرار گیرند در حالیکه چیزی که بین همه مشترک است و ارزش پیدا می کند نمایش داده شود همان انسانیت است.
و زمانی که برای سئوال و درخواست بهره مندی متاعی از زنان خانه پیامبر مورد درخواست قرار دادید از ورای حجاب بخواهید آن برای پاکی دگرگونی شما و آنها بهتر است و رسول خدا را مورد اذیت قرار ندهید و بعد از این شما تا ابد حق نکاح با ازواجش ندارید ...( سوره احزاب آیه 53)
براحتی از این آیه مشخص است که واژه حجاب با توجه به قبل از آیه که ماندن بی موقع و نابه جای افراد در خانه پیامبر است سخن می گوید که موجبات اذیت او را فراهم می کنند پس می گوید از پس حجاب و سد خانه درخواستهای خود را بخواهید و با ماندن و دخول به خانه موجبات اذیت و آزار او را ایجاد نکنید. حجاب یک سد و مانع بزرگ است نه پوشش. اصلا این آیه معنی نمی دهد در حالیکه توصیه به پوشش بدنی برای زنان و دختران پیامبر در آیه دیگر هم است.
ای فرزندان آدم ما نازل کردیم برای شما پوششی برای پنهان کردن زشتی هایاتان و وپوششی پرتر از آن و پوشش تقوی از آن بهتر است... ( سوره اعراف آیه 26)
لبس به معنی پوشاندن است. ریش یک لباس کامل تر و پرتر است که علاوه بر آن معنی لباس تزئینی و گرانبها هم می دهد. اما این آیه با توجه به دنباله آیه استفاده از واژه سوء به معنی پوششهای اعمال و رفتار است نه پوشش فیزیکی. باید یک سیاق و هماهنگی بین واژه ها پیدا شود برای همین در دنباله آیه زمانی که می گوید شیطان آنها را از جنه بیرون کرد تا زشتی هایشان را به آنها بنمایاند. اینجا نشان دادن همان زشتی اعمالشان که بدور از پوشش تقوا بوده است بیان دارد نه پوشش فیزیکی. اصلا پوشش فیزیکی را از دست دادن معنی پیدا نمی کند. لباس وقتی به عنوان پوشش بدن باشد لباس و پوشش زیر را می رساند پوششی که حالت مخفی دارد همان طور که لباس تقوا هم این گونه است.
ثیاب به معنی پوشش به هر چیزی که بتواند حالت پوششی داشته باشد. حال زمانی که در آیات در کنار پوشش بدنی انسان می آید منظور لباسی است که حالت رسمی دارد . لباسی که فرج و عورت را می پوشاند.
برج در قرآن به محلی ، منزلگاه ، قرارگاهی یا حالت رفتاری دارد که خود را بیشتر از اطراف خود نمایان کرده است و تفاوت خود را نشان داده است. ما چرا در فارسی از برج به یک مکانهای بلند می گوییم چون حالت نمایان تر و بلندتر از اطراف خود نشان داده است و یک خودنمایی برای خود ایجاد کرده است.
ای کسانی که ایمان آورده اید باید ملکت ایمان شما و کسانی که به بالغیت احتلام نرسیده اند در سه نوبت اجازه بگیرند قبل از نماز فجر و هنگامی که ثیاب خود را می اندازند و به حالت آشکار در می آیند و بعد از نماز عشاء این سه موقع هنگام عورات شما هستند بر شما و آنها به غیر از این گناهی نیست بعضی از شما دور هم در طواف و رفت و آمد هستید .....و هنگامی که اطفال به سن احتلام بالغ شدند باز باید اجازه بگیرند همان گونه که قبلا اجازه می گرفتند...... و زنانی که پیر و فرتوتی که ارجاعی به نکاح ندارند پس بر آنها گناهی نیست که ثیاب خود را بیاندازند به شرطی که غیر متبرجات و بزینه نباشد اگر باز عفت کنند و از این کم پوشی جلوگیری کنند برایشان بهتر است ( سوره نور آیات 58 تا 60)
در سه حالت که اگر خوب به زمانهای آن نگاهی انداخته شود بعد از نماز عشا که هنگام شب و خوابیدن است و قبل از صبح و بیدار شدن از خواب زمان اعمال زناشویی و بیرون انداختن ثیاب است که امکان دیدن فروج و عورت وجود دارد باید با اجازه وارد محل خلوت افراد شوند. اما در مورد زنان فرتوت می گوید می توانند ثیاب خود را بیاندازند البته این اندازه انداختن در دنباله آیه مشخص شده است به حالتی نرود که همانند برجی نمایان باشند و تفاوت آشکاری با اطراف خود داشته باشند در حالتی که به حالت خودنمایی رفته اند و دچار زینه برای خود ساخته اند.
در ارتباط با پوشش ، نیاز به این توضیح دارد که بدانیم این پوشش در همه جای دنیا وجود دارد حتی در مکانهای خاص حدود را بیشتر هم می کنند حتی در کشورهای اروپایی هم این مرزها در رفتار و برخورد با کودکان ، مجامع عمومی یا .... هر مکانی پوشش متفاوت است هر کسی نمی تواند این حدود را رعایت نکند یا حتی در تماشای تلویزیون و... هم باز می بینیم حال این حد و حدود در کم و زیاد آن مطرح است. افسارگسیختگی سکس همان طور که گفتیم حتی آزادی آن در دوران کودکی نتوانسته و نمی تواند باعث رشد انسانی گردد همان طور که در عمل خود را نشان داده است و ما هم توضیح دادیم . اما نوع پوشش ها عجیب است با وجود این همه دفاع از نوع پوشش زنان برای سکسی شدنشان و یا راحتی کار یا گرفتن مسئولیتها ، این امر مورد توجه قرار نمی گیرد که همان مردها هم در این جامعه حضور دارند می خواهند راحت زندگی کنند می خواهند مسئولیتها بر عهده بگیرند اما نسبت به زنان با لباس های رسمی تر و بهتر حضور پیدا می کنند مردها در تلویزیون و رسانه ها به عنوان افرادی باید شناخته شوند که متکی بر توانایی هایشان باشند اما متاسفانه زنان تنها سکس هستند این ارزش یک زن است ابزار و وسیله ای در جهت ارضای نیازهای مردها.
توجه کنید در نوع پوشش، اسلام با زور حضور پیدا نمی کند اما به افراد توصیه می کند برای داشتن جامعه ای زیبا و سالم باید این پوششها را رعایت کنند تا مورد اذیت و آزار واقع نشوند. حال اگر کسی می خواهد موفق باشد با اختیار، این طرح و برنامه را قبول می کند و اگر کسی هم نمی خواهد انتخاب نمی کند. اگر جاهایی هم توبیخی است تنها مجازات اخروی است به خاطر اینکه افراد با انتخاب خود موجب صدمات و لطماتی به افراد شده اند و آنها را از رشد واقعی بازداشته اند.
ادامه دارد....
نوشته شده توسط محمد در سه شنبه هشتم اردیبهشت 1388 ساعت موضوع زن | لینک ثابت
ما همیشه وقتی در قرآن سیر می کنیم با دو جامعه روبرو هستیم جامعه ای دینی ، جامعه ای غیر دینی ( اینجا نگفتم جامعه جاهلی، چون واژه جهالت در قرآن به معنای نادانی نیست بلکه حالتی از دانایی است که فرد به گونه ای رفتار می کند با وجود اینکه به موضوعی دانایی دارد رفتار او برخلاف آن است به نوعی رفتار می کند که نادان به موضوع به نظر می آید در واقع پیش زمینه های ذهنی او با رفتار او نمی خواند بارها اگر آیات مورد بررسی قرار گیرد این نوع نگاه مشاهده می شود. برای همین از جامعه ای غیر دینی سخن رفت که منظور جامعه ای است که امکان دارد هم جامعه ای جاهلی هم جامعه ای ناآگاه هم جوامع دیگر را شامل شود)
در چند پست ما همان نگاه جنسی در جامعه دینی بیان خواهیم کرد و برنامه ها و نگاه دین به مقولات جنسی و تعریفی که از انسان می دهد عنوان کرده و در مقاله و پست بعدی آن رفتار جنسی در جوامع غیر دینی بیان می کنیم. قبل از هر چیز باید بگوییم که قبلا در این وبلاگ مقاله ای داشته ایم با عنوان آیا ازنگاه اسلام بردگی وجود دارد؟ چون تکمیل کننده این مقاله است نیازمند است که حتما قبل از این مقاله مورد مطالعه قرار گیرد:
http://chera2chera.blogfa.com/post-512.aspx
انسان از دو جنسیت متفاوت خلقت شده است که هر کدام با ساختمان فیزیکی و جسمی متفاوت هستند علاوه برآن هر دو جنس از استعدادهای متفاوت چه هم جنس خود و چه غیرجنس خود وجود دارند. بحث استعداد امری بدیهی است که نیاز به اثبات آن نیست اما همان طور که بارها گفته ایم استعدادی اگر در فردی وجود دارد دلیل برتری او بر دیگری نیست و حق استثمار دیگران را ندارد علاوه برآن این در یک جامعه عادل است که با در اختیار قرار دادن امکانات عادلانه در عرصه ظهور است که تفاوتها از هم باز شناخته می شود. هر استعداد سر جای خود مهم و مطرح است و انسانها برای رسیدن به کمال و رشد خود بدان نیازمند هستند. اولین عامل و حرکت برای نزدیکی و پیوند دو جنس، خواست های جنسی است که در هر دو جنس وجود دارد دومین عامل پیوند همدمی ، تکمیل نیازهای روحی و عاطفی ، هم کلامی و همگامی فردی در کنار خود است. اگر فرد تنها به فرد مقابل تنها نگاهی ابزاری و سکسی داشته باشد باید نگاه خود را مادی کند نگاه مادی ، فرد را تبدیل به ابزاری برای برطرف کردن خواستهای انسان می کند و بعد از مصرف کردن باید از خود دور کند در نگاه ابزاری نمی توانیم شاهد استفاده های جنسی دوام تر بعدی یعنی روحی و عاطفی باشیم اگر هم شاهد چنین ارتباط هایی بوده ایم ناشی از عوامل صرف مادی نبوده یا از سر اجبار بوده است . اما چیزی که هم می توان به عنوان عارضی ، هم به عنوان عامل سومی شناخت تولید نسل است البته تولید نسل فقط برای عدم انقراض نسل انسان نیست تقسیم کردن مهر و محبت انسانی با دیگران ، خواست تبدیل شدن به پدر و مادر ( هرچه انسان نگاه مادی نداشته باشد این خواست را بیشتر حس خواهد کرد) عاملی در کنار دیگر عوامل قرار می گیرد.
حال آیات را بررسی می کنیم:
1- سن ازدواج
در قرآن هیچ آیه ای سنی خاص برای ازدواج در نظر نگرفته است. هر سنی که عنوان می شود هیچ پایه دینی و قرآنی ندارد تنها آیه ای که اشاره به سن ازدواج دارد اینگونه منظور خود را می رساند:
و یتیمان را بیازمایید تا وقتی که بلوغیت نکاح را پیدا کنند پس اگر در ایشان رشد یافتید اموالشان به آنها بر گردانید ( سوره نساء آیه 6 )
در این آیه براحتی مشخص است که سن نکاح را به صلاحدید و تشخیص خود جامعه گذاشته است این جامعه است که با توجه به نیازهای جامعه خود و رشدی که ایجاد شده است این سن را تشخیص می دهد.
رشد را در امری استثناء نکرده است و این ناشی از این موضوع است که رشد همه جانبه مد نظرش بوده است. هم رشد جسمی و خواست های جنسی که در ابتدا آن را با بالغ شدن نکاح عنوان می کند هم رشد عقلی و عاطفی می باشد.
رشد مراحلی از تکامل انسانی است که یک امر پیوسته و دوام دار است تکامل یک امر معنوی است که قابلیت اندازه گیری و حد و حدودی ندارد اما در آیات ، رسیدن به حدی که خود را در این مسیر انداختن می رساند این آیه هم می گوید زمانیکه فرد می تواند در این مسیر قرار گیرد یعنی حد آن را مشخص نکرده است. رشد می تواند هم در امور مادی هم معنوی باشد.
باید متوجه بود که در این آیه سن بلوغ از رشد جدا کرده است رشد یک امری وسیع است می گوید آنها را زمانیکه به بلوغیت نکاح رسیدن آزمایش کنید اگر رشد پیدا کرده بودند اموالشان را به آنها برگردانید یعنی بلوغیت نکاح تعیینی برای رشد انسانی برای به عهده گرفتن اموالش نیست.
بلوغیت در قرآن به معنای رسیدن است هر چیزی که به حد آمادگی و بالفعل خود در امر مورد نظر رسیده باشد. همانند درخت سیبی که میوه آن رسیده و قابل خوردن است.
آیاتی که واژه رشد با مشتقاتش ذکر شده : 186 و 256 بقره، 6 نساء ، 146 اعراف، 78 و 87 و 97 هود ، 10 و 17 و 24 و 66 کهف ، 51 انبیاء ، 29 و 38 غافر ، 7 حجرات ، 2 و 10و 14 و 21 جن.
آیات بلغ: 196 و 231 و 232 و 234 و 235 بقره ، 20 و 40 عمران ، 6 و 63 نساء ، 67 و 92 و 95 و 99 مائده ، 19 و 128 و 142 و 152 انعام ، 62 و 68 79 و 93 و 135 اعراف ، 6 توبه، 57 هود، 22 یوسف، 14 و 40 رعد، 52 ابراهیم، 7 و 35 و 82 نحل ، 23 و 34 و 37 اسراء ، 60 و 61 و 76 و 82 و 86 و 90 و 93 کهف، 8 مریم، 106 انبیاء ، 5 حج، 54 و 58 و 59 نور، 14 قصص ، 18 عنکبوت، 10 و 39 احزاب، 45 سبا، 17 یس ، 102 صافات، 36 و 56 و 67 و 80 غافر، 48 شوری، 15 و 23 و 35 احقاف، 25 فتح، 30 نجم، 5 قمر، 83 واقعه، 12 تغابن، 2 و 3 طلاق ، 39 قلم، 23 و 28 جن، 26 قیامه
2- انتخاب همسر
انتخاب همسر، به خواستگاری رفتن جنس مخالف منحصر به هیچ جنسیتی نکرده است براحتی مرد یا زن می توانند همسر دلخواه خود را انتخاب کنند و پیشنهاد ازدواج خود را ابراز کنند متاسفانه با برداشت غیر قرآنی که به وجود آمده است توانایی و حق انتخاب یک زن را محدود به خواستگارانی می دانند که امکان دارد حتی خواستگاری در عمر خود نداشته باشد. خواستگاری کردن انحصاری مرد هیچ پایه و اساس قرآنی ندارد و هیچ ممنوعیتی برای ابراز آن از سوی زن اعلام نشده است.
3- محدودیت در انتخاب همسر و محارم
اما مسلمانان محدودیتی در انتخاب نوع همسر خود دارند. حق ارتباط جنسی و انتخاب همسر خود از بین محارم را ندارند و حرام می باشد. کاری به بشر اولیه و ارتباطات جنسی آنها نداریم چون بعضی ها ارتباطات بشر اولیه و آزادی های جنسی آنها به خصوص در بین محارمشان را نوعی از اوج آزادی جنسی می دانند. اما بشر امروز به چند دلیل نمی تواند ازدواج بین محارم خود ایجاد کند اول اینکه با علم پزشکی به اثبات رسیده است که نسلی که از محارم و نزدیکان به وجود می آید ناقص می باشد یعنی ما با دستان خود نسلی ناقص ایجاد می کنیم. دوم نگاه سکس و ابزاری صرف افراد به یکدیگر داشتن نمی تواند ملزومات رشدی بشر امروز را برآورده کند امنیت خانواده ها را تهدید کرده و انگیزه ایجاد خانواده را بر باد می دهد علاوه بر آن فرزندان نا مشروع مزید بر علت خواهند شد. سوم ما در برنامه ریزی های خود باید بشر امروز را در نظر بگیریم در واقعیت ، باید و نبایدها و قوانین یک امر قرار دادی بیش نیستند که براساس منافع، سود و ضررها، رشد و تکامل بشری تعیین می گردد این قوانین هم وابسته به شناخت انسانی و خواستها و نیازهای او باید در نظر گرفته شود. با توجه به این موضوعات برنامه ریزی جنسی و نوع نگاه به او باید تمامی این مسائل در نظر داشته باشد و هیچ کسی همانند خالق او شناخت کافی از مخلوق خود ندارد و کل جهان که ما هم بخش کوچکی از آن هستیم که علم و آگاهی به تمامی موضوعات آن نداریم پس خالق او بهترین شناخت می تواند ارائه دهد شناختی از روی دلیل و با اقناعی کامل.
حرام است بر شما نکاح با مادرانتان ، دخترانتان ، خواهرانتان، عمه هایتان ، خاله هایتان،برادر زادگانتان ، خواهر زادگانتان ، خواهران رضاعیتان، مادر زنانتان،تربیت یافتگان و فرزندان زنانی که شما با آنها دخول انجام داده اید از مردان دیگر که تحت حمایت شما قرار می گیرند اگر عملیات دخول را انجام نداده باشید مشکلی در نکاح با آنها نیست و پسران صلبی خود و جمع بین دو خواهر مگر چیزی که گذشته است بیگمان خداوند آمرزنده است و زنانی که حصانت شدیدی از آنها می شود (منظور همان زنانی است که شوهر دارند در پست برده داری واژه حصانت به اندازه کافی به آن پرداختیم) ( سوره نساء آیات 23 و 24)
در این آیه علاوه بر اینکه محارم را مشخص می کند که ازدواج با آنها ممنوع است تنها ازدواجهایی که ناخواسته به دلایل ناآگاهی یا شرایط زندگی گذشتگان یا خارج از این برنامه رخ داده است مشکلی نمی بیند سپس ازدواج و تجاوز به حقوق همسران دیگران ممنوع اعلام می کند. فرزندان متولد شده از همسرانشان که متعلق به ازدواجهای گذشته آنهاست بر آنها حرام می کند تا همانند محارم خود بدانها بنگرند و هیچگاه قصد سوء استفاده و تجاوز و عدم رعایت حقوق برای آنها ایجاد نشود. حفظ خانواده ها را اصل و اساس کار خود قرار می دهد تا پایه های مهر و محبت تبدیل به سوء استفاده های جنسی، ابزاری در خدمت امیال پست عده ای نگردد به جای برطرف کردن نیازهای جنسی خود در خانواده ، از بین رفتن انگیزه های ازدواج ، آن را در خارج از نزدیکان مورد دستیابی قرار دهد.
زمانی را که به کسی بدو نعمت داده بود و تو هم بدو نعمت داده بودی میگفتی همسرت را نگهدار و تقوای خدا کن و آنچه که در نفست پنهان می کردی و از آن می ترسیدی خدا آشکار کرد و از مردم خشیت داشتی ومی ترسیدی در حالیکه خشیت و ترس در واقع شایسته خداست هنگامی که زید نیاز خود را برآورده کرد ما او را به همسری تو در آوردیم تا حرجی برای مومنان در ازدواج پسرخواندگانشان نباشد ( سوره احزاب آیه 37)
در این آیه عدم ممنوعیت ازدواج با همسران پسرخواندگان بعد از طلاق و رها کردن بیان می کند هر چند که از آیات قبلی هم این برداشت می شد اما علاوه بر این تاکید در این آیه درسی دیگر هم می خواهد بدهد آن هم با وجود امکان سنگینی عملی در جامعه ای به خاطر یکی شدن با آن و نادیده گرفتن احکام خداوندی است در حدی که در ابتدا می گوید تو خوف و ترس غیرواقعی داشتی و طوری رفتار کردی که انگار باید خشیت و ترس واقعی خود نسبت به مردم داشته باشی در حالیکه ترس واقعی از آن خداست نه مردم ( دو واژه خشیت و خوف از هم جدا هستند خوف یک ترس خیالی ، ترسی نادرست که سرجای خود قرار ندارد و خشیت یک ترس واقعی است – فردی که از مردم می ترسد اما از خدا نمی ترسد خود را دچار خوف نه خشیت می کند – افراد به خاطر عاقبت کارشان از مردم دچار خوف می شوند اما نمی دانند که به خاطر سرانجام و عاقبتشان باید از خداوند خشیت کنند – منظور از ترس همان عاقبت و سرانجام کار است) پیامبر سعی می کرده که زندگی زید و همسرش از هم نپاشد اما بعد که زید او را رها می کند امر با ازدواج با این زن برای پیامبر اعلام می کند تا به خاطر خدا کار خود را انجام دهد هرچند نگاه سرزشانه جامعه به ناحق باشد او باید با تمامی وجود حقها را خود به جامعه معرفی کند.
هر فردی باید برای ازدواج خود معیارهای خود را مشخص کند با خود صادقانه بیاندیشد در کنار چه کسی می تواند تبدیل به زوج شود و فراتر از ارضاهای جنسی که مقطعی هستند و در کنار هر جنس مخالفی برای او ایجاد خواهد شد ( البته هر ارضاع جنسی در کنار جنس مخالف به وجود نمی آید چون در ارضاهای جنسی ، بدن ، زیبایی ، حتی رفتار جنسی فرد مقابل مهم است اما اینکه هر فردی چقدر رشد پیدا کرده باشد تا بتواند بهتر در این مورد تصمیم گیری کند مهم است نوع ارضاع جنسی و لذت بردن جنسی دو زوج از همدیگر نیاز به آموزش درست دارد تا نیازهای یکطرفه و تبدیل به بهره وری نگردد) هر فرد روحیات ، رشدهای متفاوتی دارد که خداوند نمی تواند برای تک تک افراد بگوید بلکه تنها یک امری کلی در نظر می گیرد .
با زنان مشرک تا زمانیکه مومن نشوند نکاح نکنید بی گمان بنده زن مومنه ای از زن مشرکی بهتر است هرچند که زن مشرک شما را به شگفتی بیاندازد با مردان مشرک نکاح نکنید تا زمانیکه مومن شوند و بنده مرد مومن از مرد مشرک بهتر است هرچند او شما را به شگفتی بیاندازد آنان به سوی آتش دعوت می کنند و خدا به سوی بهشت و مغفره خود دعوت می کند (سوره بقره آیه 221)
امروز برای شما همه چیزهای پاک حلال گردیده است..... زنان محصن مومن و زنان محصن ، کسانیکه قبل از شما به آنها کتاب اتا شده است ..... ( سوره مائده آیه 5)
مردان زناکار حق ندارند جز با زنان زناکار یا با زن مشرک نکاح کند و زن زناکار هم حق ندارد جز با مرد زناکار یا زن مشرک نکاح کند ( سوره نور آیه 2)
زنان خبیث از آن مردان خبیث هستند و مردان خبیث از آن زنان خبیث هستند و زنان پاک متعلق به مردان پاک و مردان پاک برای زنان پاک هستند آنان از نسبت هایی که می دهند مبرا هستند ( سوره نور آیه 26 )
اولین معیار اصلی برای ازدواج دو زوج ، مومن بودن است دومین معیار دور بودن از زناکاری است در آیه نور وقتی از زنا صحبت می کند منظورش کسی است که زناکاری صفتی از اوست و مرتب انجام می دهد نه کسی که زناکاری جزئی از صفات و رویه کاری او نیست تنها به عللی مرتکب آن شده است . سومین معیار که تنها برای مردان است ازدواج با زنان محصن اهل کتاب است که ما قبلا در مقاله برده داری واژه محصن بدان پرداختیم زنانی که حفاظت شدید از خود دارند و اهل زنا و دوستی های منفی و استفاده های جنسی صرف با دیگران نیستند.
خبیث، ناپاکی و کثیف بودن و آلوده بودن به کثافت است مقابل آن طیب که پاکی معنوی و درونی است امر زائدی که رشد واقعی را می گیرد با توجه به این آیه خبیث از نسبت ناروای زنا به زنان بیان می کند که متقابلا در این آیه شامل مردان هم بیان کرده است که از این نسبتهای ناروا پاک هستند.
بقیه معیارهای ازدواج به انتخاب خود افراد است باید توجه داشت متاسفانه ما شاهد تعیین معیارهایی به عنوان ازدواج هستیم که در چهارچوب های دینی نمی گنجد مثلا دو جنس مخالف حتما از نگاه فرهنگی مثل هم باشند یا سطح مادی مثل هم داشته باشند این موضوع مورد توجه قرار نگرفته است که یک انسان مومن طوری تربیت می گردد و نزد او حق معنی پیدا می کند در زندگی او هدف معنی پیدا می کند که دو فرهنگ متفاوت یا دوسطح زندگی متفات ، عاملی برای عدم توانایی زندگی در کنار هم نیست بلکه تاکید قرآن بیشتر در نوع بینش و زندگی است که ملاک اصلی قرار می گیرد. هر چه انسانها از تربیت دینی اصیل دور باشند نقش پیدا کردن و اصل شدن معیارهایی همچون سطح مادیات دو طرف ، سطح فرهنگی ، قومیت ها ، نژادها ، نوع رنگ و ... بیشتر نمود پیدا می کند و اصل قرار می گیرد. البته زیبایی ظاهری یا توانایی های جنسی یا ... معیارهایی است که امکان کم و زیاد بودن در هر جامعه ای مطرح است اما هر چه افراد دینی باشند اصلیت آن کمتر می شود اما از بین نمی رود که اگر افراد رفتاری شایسته داشته باشند و آموزشهای درست پیدا کنند در این امر کسی مشکلی نمی بیند ما در نوع پوشش بیشتر بدان می پردازیم.
ازدواج با افرادی که همسران خود را از دست داده اند یا طلاق گرفته اند مشکلی نیست. علاوه بر اینکه ممنوعیتی در این ارتباط وجود ندارد آیات فراوانی هم در مورد ازدواج با آنها قید شده است که در دنباله مقاله آروده خواهد شد.
3- شروع مراحل نکاح و تبدیل به زوج شدن
آیات نکاح : 221 و 230 و 232 و 235 و 237 بقره ، 3و 6و 22و 25 و 127 نساء 3 و 32 و 33 و 60 نور ، 27 قصص ، 49 و 50 و 53 احزاب ، 10 ممتحنه.
آیات زوج : 25 و 35 و 102 و 230 و 232 و 234و 240 بقره ، 15 آل عمران، 1و 12و 20 و 57 نساء ، 139 و 143 انعام ، 19 و 189 اعراف ، 24 توبه ، 40 هود، 3 و 23 و 38 رعد، 88 حجر، 72 نحل، 53 و 117 و 131 طه، 90 انبیاء، 5 حج، 6 و 27 مومنون ، 6 نور، 74 فرقان، 7 و 166 شعراء، 21 روم، 10 لقمان، 4 و 6 و 28 و 37 و 50 و 52 و 53 و 59 احزاب ، 11 فاطر ، 36 و 56 یس ، 22 صافات ، 58 ص ، 6 زمر، 8 غافر، 11 و 50 شوری، 12 و 70 زخرف، 54 دخان، 7 ق، 49 ذاریات، 20 طور، 45 نجم، 52 رحمن، 7 واقعه، 1 مجادله، 11 ممتحنه، 14 تغابن، 1و 3 و 5 تحریم، 30 معارج ، 39 قیامه، 8 نبا، 7 تکویر
آیات مرء : 102 و 282 بقره، 35 و 40 آل عمران، 4 و 12و 128 و 176 نساء ، 83 اعراف، 24 انفال، 71 و 81 هود، 21 و 30 و 51 یوسف، 60 حجر، 5 و 8و 28 مریم، 11 نور، 23 و 57 نمل ، 9 و 23 قصص، 32 و 33 عنکبوت، 50 احزاب، 29 ذاریات، 21 طور، 10 و11 تحریم، 38 معارج، 52 مدثر، 40 نبا، 34 و 37 عبس، 4 مسد.
خطبه : 235 بقره، 37 هود، 51 یوسف ، 57 حجر، 95 طه، 27 مومنون ، 63 فرقان، 23 قصص ، 20 و 23 ص ، 31 ذاریات ، 37 نبا
بعد از اینکه هر فردی همسر خود را انتخاب کرد و آمادگی ازدواج را پیدا کرد نیاز به این دارد تا به دیگران اعلام کند که فرد مورد نظر همسر اوست. در هیچ آیه ای اجازه والدین یا سرپرستان یک فرد برای ازدواج مشخص نکرده است . اصلا مشخص نیست افرادی که اذن سرپرستان یک زن را در ازدواج دخیل می کنند چگونه این امر را مد نظر قرار نمی دهند که براساس کدام آیه و چرا در اذن برای مردان هم این امر مشاهده نمی شود. اگر مصلحت اندیشی آنها براساس سن کم دختران و نتوانستن برای تصمیمی درست است مگر این امر نسبت به مردان دیده نمی شود. باید گفت این اذنها پایه و اساس قرآنی ندارد. در شرایط جامعه آرمانی دینی به گونه ای نیست که افراد از هم سوء استفاده کنند تربیتها و حمایت دولتی به گونه ای است که ما مشکلی در این امر نمی بینیم اما اگر افرادی براساس جامعه امروز می خواهند حرف بزنند امرش جداست و ربطی به نوع نگاه قرآنی ندارد. این امر هم نباید از نظر دور داشت وقتی دختر و پسری درست تربیت یافته باشند انسان کامل دینی و مومن باشند در کارهای خود با دیگران مشورت می کنند سعی نمی کنند بی گدار به آب زنند و با زندگی خود و دیگران بازی کنند این در انتخاب و پیشنهاد خانواده ها یا دیگر افراد جامعه به آنها هم دیده می شود و به هیچ عنوان کسی حق ندارد نظر خود را تحمیل کند. بعضی از خانواده ها می خواهند به زور فرزندان خود را به عقد دیگران در بیاورند در حالیکه نمی دانند علاوه بر اینکه این نگاه پایه قرآنی ندارد زندگیی امکان به وجود آمدنش است که چون براساس عشق و محبت نبوده است از هم بپاشد و نمی دانند که این فرزندانشان هستند که می خواهند تشکیل زندگی دهند نه خود آنها.
واژه نکاح در قرآن به معنی مراحلی از عقد و پیوند زناشویی است که بین دو جنس مخالف بسته می شود این اعلام آمادگی را آشکارا به دیگران اعلام کردن و بستن عقد آن بدست افرادی است. در واقع به مراسم قبل از اینکه دو جنس مخالف هم، تبدیل به زوج شوند نکاح گفته می شود که شامل خواستگاری و عقد بستن در ملا عام به همراه بستن این عقد بدست فرد دیگری است.
خطاب قرار دادن زن برای خواستگاری به صورت آشکار( اعلام کردن آشکار است نیازی حتی به شاهد در زمان عقد قرار داد نیست بلکه اعلام آشکارا هست حال اگر در جامعه ای برای این آشکار شدن نیاز به شاهد دارد بستن این پیوند می تواند به همراه شاهدین باشد که تعداد یا جنسیت آنها مشخص نشده است بر خلاف دیدگاه عده ای که این تعداد یا نوع جنسیت را به صورت انحصاری بیان می کنند) بستن این عقد بدست فردی.( نیازی به بیان و تلفظ الفاظ خاصی نیست تنها ثبت کردن این ازداواج است با وجود اینکه بعضی زمانها افراد را وادار به تلفظ الفاظی می کنند که حتی از لحاظ زبان خود افراد قابلیت فهم ندارد و عربی می باشد. تنها چیزی که مثل هر بستن عهد و پیمان و بستن قراردادی لازم است اعلام رضایت طرفین می باشد)
برشما گناهی نیست که مورد خطاب شما برای خواستگاری قرار بگیرند یا این تقاضا را در نفستان جای دهید خداوند می دانست شما آنها را یاد خواهید کرد ولی به آنها به صورت پنهانی وعده ندهید مگر اینکه این تقاضا به طرز نیک و معروفی و پسندیده ای باشد و عزم عقد نکاح را انجام ندهید تا اینکه آنچه مکتوب شده به پایان خودش برسد(با توجه به آیات قبل عده زنان می باشد)(سوره بقره آیه 235)
.... یا کسی که عقد نکاح در دست اوست ببخشد....(سوره بقره آیه 237)
مکتوب شدن و بستن عقد نکاح بیشتر برای اعلام کردن و به رسمیت شناختن دو فرد به ازدواج همدیگر است تا این پیوند و رعایت حقوق شان ، عدم تجاوز به آن و به رسمیت شناختن آن توسط دیگران باشد به نوعی تاکید بیشتر برای حضور افرادی برای شاهد بودن آن است.
اما واژه زوج در قرآن در واقع جفت و جور بودن و درکنار هم قرار گرفتن دو جنس مخالف را بیان می کند یک پیوندی که مثل در و لولا جفت و جور هستند برای همین این واژه هم برای مردان و زنان کاربرد دارد اما واژه مرء که باز در ظاهر به معنی همسر می آید در واقع همسری است که این جفت و جوری در خود ندارد برای همین هر نکاحی زوجیت تولید نمی کند. برای باز شناختن آن به آیات مراجعه می کنیم:
کلیه آیاتی که از زوج استفاده کرده است منظور همان جفت و جوری را می رساند که این زوجیت در حیوانات و گیاهان هم دیده می شود و در قرآن از آن استفاده کرده است. در معنی این واژه بعضی ها زوج را تنها در زن معنی می کنند در حالیکه این واژه با در کنار هم قرار دادن آیات ،آن واژه ای انحصاری بدست نمی آید. بلکه هم شامل زن و هم مرد می شود.
از ایشان چیزهایی می آموختند که میان مرد ( مرء) و همسرش (زوج) جدایی می افکندند (سوره بقره آیه 102)
در این آیه چیزی که به چشم می خورد دو واژه متفاوت را کنار هم قرار می دهد زمانی که جدایی و اختلاف بین دو زوج ایجاد می شود چون این اقدام از سوی کسانی انجام می گیرد و زوجین در یک حالت بین ما بینی قرار گرفته اند که هنوز مشخص نیست تکلیف آن ها چگونه می شود از دو واژه کنار هم استفاده کرده است یعنی واژه مرء و زوج ، برای همین این آشفتگی در کاربرد واژه ها نشان می دهد و یک هماهنگی بین منظور و کاربرد کلمات از خود نشان داده است.
در نتیجه واژه مرء کاربردی که دارد هم در مخاطب قرار دادن اشخاص هم در مخاطب قرار دادن رابطه های زناشویی صرف بین دو جنس مخالف عنوان می کند همانگونه که می گوید همسر فرعون ، همسر لوط ، همسر ابولهب و ... ( در تمامی جاها از امراه استفاده می شود) اما زمانیکه همسر یک فرد از صرف زناشویی بالاتر می رود یک هماهنگی جنسی ، روحی و روانی و فکری می خواهد بیان کند از زوج استفاده می کند البته تاکید بیشتر روی بینشهای فکری است تا هماهنگی کامل.
همان طور که مشاهده شد همسران بسیاری از پیامبران همفکر آنها نبودند از واژه مرء استفاده کرده است اما بعضی زمانها علاوه بر آن در آیاتی مثل :
از زبان زکریا: گفت پروردگارا چگونه مرا فرزندی خواهد بود در حالی که من به پیری رسیده ام و همسرم(امراتی) نازاست ...( سوره آل عمران آیه 40)
مشاهده می شود. این همان عدم هماهنگی دیگری است که بین دو زوج در یک مرحله ایجاد شده است که نمی توانند در یک هماهنگی در کنار یکدیگر قرار گیرند و زوجیت را به وجود آورند پس باز از واژه مرء استفاده می کند. هماهنگی برای بارداری زن.
هر گاه همسری (امراه) نسبت به شوهرش از نشوزش ترسید یا رویگردان است بر هیچیک از آن دو گناهی نیست که بین خود صلح براه بیاندازند....... ( سوره نساء آیه 128)
در این آیه دقیقا وجود اختلافات و خروج زوج را نشان می دهد باز از امراه استفاده کرده است.
ای نبی ما برای تو حلال کردیم زوجهایی که اجرشان را داده ای ...... و زنان(امراه) مومن که خویش را به تو می بخشند ..... ( سوره احزاب آیه 50)
در این آیه هنوز این زنان زوج نشده اند پس از امراه استفاده کرده است و گفتیم که این واژه به معنی شخص است که هم برای زن و مرد کاربرد دارد اما زمانی که مثلا به همسری یک فرد در می آید و تنها بین آندو رابطه زناشویی صرف مشاهده می شود این ناهماهنگی را از واژه مرء استفاده می کند.
در اسلام چیزی به نام مهریه با آن نگاهی که در سطح فکری جوامع اسلامی وجود دارد نیست؟! آیه ای که در این ارتباط بیشتر بدان استناد می شود سوره نساء آیه 4 و سوره های طلاق است که از ذکر عمل به فرایض است آیات طلاق بعدا به آن می پردازیم اما:
و صدق و راستی خود را به عنوان هدیه و عطیه بلاعوض اتا کنید پس اگر با رضایت خود چیزی را به شما بخشیدند گوارا و خوشایند بخورید ( سوره نساء آیه 4)
باید بدانیم حمایت انسانی در جوامع دینی از طریق مهریه صورت نمی گیرد همان طور که از هیچ آیه ای این برداشت صورت نمی گیرد . حمایتهای قرآن از بی بضاعتان ، محتاجان ، آیات مخصوص خود دارد که در این وبلاگ در ترسیم اقتصاد اسلامی بدان پرداخته ایم. می دانیم کلمه صدق و راستی یک کلمه کلی است و قبلا گفتیم که یک واژه قرآنی نباید معانی متعدد بدهد اما وقتی در یک جمله قرار می گیرد امکان دارد آن را جهت دهد مثلا اگر در آیاتی صدق به کار رفته بعد مثلا گفته صداقت و راستی خود را به فقرا نشان دهید منظور این است که علاوه بر حمایتهای فرهنگی و روحی و فکری آنها باید حمایت اقتصادی صورت گیرد اینجاست که صدق و راستی نسبت به آنها نشان داده شده است. اما در این آیه در آیه قبلش بعد از ذکر زنان یتیم و ازدواج با آنها ذکر این آیه می کند سپس از واژه نساء استفاده می کند واژه نساء در قرآن برای هر زن در هر موقعیتی مورد خطاب قرار می گیرد بیشتر به موقعیتها و حقوق زنان و کارکردها و فعالیتهای سیاسی ، اجتماعی و اقتصادی زن مربوط است. بیان از این نیست که حتما در ذکر نکاح این صدق دیده شود وگرنه باید در کنار آیات نکاح دیده می شد یا پرداخت به زوجها بیان می کرد با توجه به آیه بعد که باز محافظت از اموال سهفاست پس این آیه حمایت مالی زنان را بیان می کند چون زمانیکه از این صدق می گوید بعد از آن بخشش قسمتی از این حقوق و خوردن آن می گوید در کنار حمایت قسط در بین یتیمها و مادران آنها بیان شده است پس اینجا حقوق مادی و اقتصادی منظور است.
باید دانست که سکس فروشی نیست که زن بخواهد به خاطر سکس خود به معرض فروش برساند .اگر زنان سکس خود را در اختیار همسران خود قرار می دهند مردان هم متقابلا این گونه عمل می کنند سکس یک امر و رابطه و توافق دو جانبه است نه اینکه اینگونه بیان شود چون از سکس زنان استفاده می شود باید به آنها پول بدهیم . گفتیم با دادن این پولها حمایت اقتصای از زن نیست و همان طور که در جوامع امروزی هم دیده می شود نمی توان این حمایت را دید ما با مهریه هایی روبرو هستیم که زن از مرد سوء استفاده می کند و همسر خود را تحت فشار قرار می دهد تا به خواست های ناروای او تن دهد یا مرد را کامل از هستی می اندازد یا اینکه زن در نهایت چون مرد چیزی ندارد چیزی از او به او نمی رسد پس این نه به نفع مردان و نه به نفع زنان است که به اسلام بچسبد. من قبلا نظری داشتم که باید مهریه در ابتدای ازدواج به زن داده شود و این نوعی از اعلام دوستی مرد به همسرش است همان طور که گفتیم شاید زنان دوست داشته باشند که جلب محبت همسرانشان را ببینند یا از همان ابتدا اعلام آمادگی مردان برای اقامه کردن پایه های اقتصادی خانواده است اما من از این نظر خود، که قرآنی نیست برمی گردم اول اینکه محبت یک امر دو طرفه است و در مادیات صرف دیده نمی شود حتی این مهر و محبت و دوستی در یک جامعه بین دوجنس مخالف دینی هم باید دیده شود و فقط در قالب صرف خانواده نمی گنجد و این تنها به این نیست که فقط انحصار در مردان نسبت به همسرانشان باشد بلکه هر دو می طلبد که این نشان دوستی و محبت خود را نشان دهند و صدق و راستی خود را در رعایت حقوق یکدیگر که شاید یکی از مسائل همان رعایت حقوق اقتصادی است دیده شود. اما معنی اینکه توجه اعلام آمادگی مرد در امر قوامیت اقتصادی خانواده بدست او ، هم نمی تواند باشد چون این آیه توان این پاسخ را ندارد بلکه یک امر بیرونی است که ما بدان با احتمال و شاید بر آن تحمیل می کنیم وگرنه آیه قوامیت، واضح و روشن است و از همان ابتدا وظایف را مشخص می کند و نیازی به این تایید ندارد.
ادامه دارد....
نوشته شده توسط محمد در سه شنبه هشتم اردیبهشت 1388 ساعت موضوع زن | لینک ثابت
دوست عزیزمان امه الله نویسنده وبلاگ معنای توحید مقاله ای نگاشته بودند با عنوان فرهنگ غیرقرآنی جنسی وسپس نقد وبررسیی نسبت به ازدواج دختران 9 ساله در جوامع اسلامی وسوء استفاده ها دراین ارتباط سخن گفته بودند . نظراتی در وبلاگ ایشان بین من و ایشان انجام گرفت که هرچند امکان دارد از موضوع اصلی مطرح شده ایشان تا حدودی دور بود اما فرهنگ جنسی قرآن هنوز موضوعی گنگ و مهجور است که امیدوارم این پست در مهم بودن و شناخت سئوالات دوستان را یاری رساند.
محمد:
سلام
به نظرمن در حال حاضر باتوجه به مشکلات جوانان ونبود اجرای امکان درست ازدواج برای آنها بهتر است زنا حلال شود
یعنی زمانیکه یک جامعه فساد زده است وراه حلی هم ندارد به غیر این راهی نمی توان در نظر گرفت.
آیات قرآن برای ازدواج برای زمانی است که امکانات باشد یعنی وقتی نیست تکلیف جوان چیست؟
راه حل صبر راه حل کاربردی با توجه به فساد وعرضه سکس پاسخگو نیست؟
با وجود راه حل ازدواج، جوان امروز در اوج شهوت افکارش مشوش ، راههای انحراف را هم انجام می دهد
اما راه حلی که در مورد استمنا ارائه می شود بدتر از زناست.
اما درمورد پیامبر با عایشه علاقه ای برای پرداختن آن ندارم، چون می دانم تاریخ پر از انحراف وخطا است .
درمورد ججاب ومسائل دیگر جنسی قصد براین دارم باز در وبلاگم بنگارم
درمورد مسئله جنسی می گویند مرد زودتر از زن تحت تاثیر قرار می گیرد وزودتر ارضا می شود اما زن می گویند در لذت جنسی که از آن می برد صدها برابر از مرد است.
مرد حالت فاعل وزن مفعول است
باید تمامی این مسائل را درنظر گرفت تا به نتیجه درست رسید.
تعدد زن در آیات مربوطه بیشتردر آیات مربوط به یتیمان وبیوه زنان است تا زنان مجرد.
در مورد سوء استفاده جنسی خردسالان با شما موافقم . این سن خرافاتی بیش نیست وبا قرآن درتضاد است
با تشکر از شما که این بحث را در وبلاگ خود ایجاد کرده اید
چون یکی از ضروری ترین ومهم ترین مسائل جامعه است وهرکس با آن زندگی می کند ودر هرشرایط ومکان وزمانی که باشد این مسئله حس می شود
بقیه دیدگاههایم بماند بعد از اینکه در این مورد با فکری بیشتر در وبلاگم مقالات را آوردم
البته من قبلا در وبلاگم با موضوعاتی در این ارتباط به روز بوده ام
امه الله:
علیکم السلام و رحمت الله و برکاته
برادر خوب چرا باید زنا حلال شود!؟
می توانیم به جای این گناه یک حل قرآنی را جایگزین کنیم و آن اینکه شرط ازدواج را فقط بر اساس قرآن باشد و نه تعصبهای بی جا.
بایستی دختران بر اساس بلوغ و رشد شان به عنوان وکیل خود بتوانند در مراکز ثبت ازدواج حضور یابند و حضور و اعلانیت ازدواج وظیفه ی شرعی دادگاه شرعی و یا شخص مسئول باشد.
متأسفانه مثالهاى بسيارى ديده و شنيده ام كه دختران 40 ساله هم به جرم اينكه " باكره " هستند و رضاى ولى امر نصيبشان نشده بدون ازدواج زيستند و مردند.
خدا مى داند اين دختر تا كى بصورت انسانى اسير و بى اختيار بايستى عذاب بكشد و تماماً مانند كنيزان با او عمل شود.
ازدواج اگر بر اساس شروط قرآنی باشد بسیار ساده است .
کافیست اعلانیت ازدواج و شرعیت آن شروع ارتباط زناشویی شناخته شود تا حاجتی به حلال ساختن حرام نیافتد.
أمة الله:
سلام محمد گرامی
از اظهار نظرتان متشکرم.
بهترین راه فهم حکمت ازدواج است.
ازدواج محرومیت نیست بلکه گشایش است .
سبب اینکه ما این حقیقت را نشناختیم مردمی هستند که دین را از طریق نیاکانشان قبول کردند و نه از قرآن وحی شده و جاوید.
متاسفانه دین عموما توسط جنس مرد ( مفتیان و مجتهان مرد ) تفسیر شده و طبع مردانگی همیشه بر این است که خود حاکم و زن را محکوم و زیر سلطه داشته باشد خواه این زن دختر یا خواهر و یا همسرش باشد.
بهتر است زن بمانند مرد وکیل خود و حاکم بر سرنوشت خود شناخته شود تا ازدواج بصورت رحمت خداوند بر بندگانش جلوه کند نه محرومیت و ناتوانی.
محمد:
سلام
تنها آیه که درمورد صبر سخن می گوید آیه 33 سوره نور است
درحالیکه برطبق آیه 33 سوره یوسف
دقیقاهمان آیه اما در سوره دیگر، یوسف بعد ازاینکه ناتوان ازنیکرنگها ست این هشدار را می دهد که اگر خدا گشایشی ایجاد نکند به آنها می گراید
این دوآیه از آنجا ناشی می شود که حکم اول درجامعه ای تقریبا رو به رشد است وتا حدودی از فساد دور است ودومی زمانیکه فساد به حدی می رسد که طاقت طاق شده ودیگر صبر معنی ندارد
اما نظر من براین است باتوجه به اینکه هنوز رشد انسانی برای انسانها ایجاد نشده است زنا باید حلال شود.
به امه الله عزیز باید بگویم بهتر است که درمورد اینکه باید جامعه یا دولتها چگونه باشند سخن نگفت براساس چیزی که هست باید راه حل داد یعنی من با توجه به چیزی که در حال حاضر برای من وجود دارد وزمانیکه جامعه ودولت با من همکاری نمی کند وتمامی این مسائل نیست باید چگونه باشم؟
چون به نظر من هنوز بسیاری از مسائل رشدی درمن ودیگران ایجاد نشده است . این یعنی باید زنا حلال شود؟
راه حلی قرآنی نمی بینم؟ حداقل من نسبت به خودم پیدا نکردم؟نسبت به دیگران هم تا می بینم نیست؟
اماسئوالی آیا زمان پیامبر اول زنا حرام شد یا اول حجاب ؟ یعنی می خواهم بپرسم که اول زمینه های فساد ازبین رفت وبعد خود آن حرام شد یا برعکس عمل کرد؟ البته به نظر من حجاب برای ارتکاب زنا نیست ؟
این موارد فعلا برای بحث وبررسی باشد؟تا بعد......
محمد:
سلام
من قبلا در ارتباط با مسائل جنسی در وبلاگم بحثهایی داشته ام که درقسمت آرشیو موضوعی قسمت جنسی وجود دارد اما مورد توجه وبحث وبررسی قرار نگرفت .
قسمتهایی از آن صحبتها را دراینجا قید می کنم اما من هنوز منتظر پاسخ ونظری هستم . اگر نظری ارائه نگردد یعنی توان پاسخی وجود ندارد درنتیجه همان که من گفتم زنا در حال حاضر از سوی مسلمانان باید حلال شود.
یوسفی که اگردرابتدادرمقابل وسوسه هاوتوطئه های زلیخاتحمل می کند(آیات23و24یوسف)حتی به نظرمی رسدکه درابتداهم می خواهدمتمایل به زلیخاشودامابادیدن برهان خداوندی برمی گردد.زمانیکه توطئه هاووسوسه هابیشترمی شودوانگاردیگرزنان مصرهم به زلیخامی پیوندندآیه33یوسف دیگریوسف به نهایتی می رسدکه اگرمراازاین جامعه نجات ندهی باآنهاهمراهی می کنم که انگاربلافاصله خداونددعای اورااجابت می کندآیه 34یوسف.همان طورکه قبلاهم گفته شده باتوجه به این روندتاریخی چگونه می توانیم نسبت به این جامعه فسادزده خودمان توقعی ازجوانان داشته باشیم که تحملی داشته باشندجامعه ای که ازهردرودیواری انسان رابه سکس دعوت می کنندوگریزازآن غیرممکن است!وآیادین گرایان باتوجه به شرایط امروزوبراساس هست های جامعه حرفی برای بیان دارند؟وآیامی توان برای این جامعه براساس بایدهاسخن گفت ونگاه آرمانی راپیاده سازی کردوواقعیت هارانادیده گرفت؟
گزینه ای دیگرکه درزن وجودداردوحس حسادت زیادواینکه تنهااومحبت همسرش رابه خودمی خواهدپس....
تحمل وصبراگرباگزینه هایی همراه نباشدنه تنهامفیدواقع نمی گرددباعث ناراحتی هاوعقده هاوافسردگی و...می گرددکه نه تنهابرای شخص مضرواقع می گرددباعث تزریق به نسل هاواشخاص دیگرهم می شودیاانسان راازکارهای مفیددیگروپرداختن گزینه های دیگربازمی دارد
قرآن بیشترازاینکه به هست های جامعه بپردازدجامعه آرمانی وبایدخودمعرفی کرده است درنتیجه دربیان این موضوع هم مانمی توانیم واقعیات جامعه رانادیده گرفته وسخن ازجامعه آرمانی برای پیاده سازی داشته باشیم حتی برای گذرازجامعه های فاسدزده ورسیدن به آن جامعه هم برای تمامی گزینه هاوجامعه هابیان نداشته یاکلی بیان کرده است
این موردراظاهراشماودیگردوستان فراموش کرده اندکه پیامبرچگونه عمل کرد؟آیااول گفت حجاب؟!اول گفت زنانباشد؟چه گزینه هایی برای جامعه درابتدابیان می کرد؟!چگونه جامعه راسوق به آن چشم اندازی که بایدبرسدسوق می داد؟!آیامی توان برای جوانی که درمنجلاب فساداست وجامعه ای که درفسادغوطه می خوردگفت فسادنباشدیازنانکند؟!الویت هاکجاست؟زمان هربیان برای هرجامعه کجاست؟آیاپیامبربه یکباره تمامی حرفهارابرای جامعه خودبیان کرد؟اگراینگونه بوددیگرچه نیازی به این همه طول زمانی برای بیان بود؟چراخوب نگاه نمی کنیم؟!آیامی توان برای جوانی که مثلاازنعمت تربیت خانوادگی خوب محروم بوده (درموردجامعه ومدرسه ،همه می دانندکه هزاربدبختی برای جوانان آورده وچیزی برای عرضه نداشته ) ودرمنجلاب فساداست وهزاربدبختی دارد؟!گفت بیاای باباتوخودت مشکل داری وبایدبگوش اسلام باشدکه بهترین راه رانشان داده است ؟!یادمه یکی ازدوستان تعریف می کردیکی ازعلمارابرده بودندیکی ازفیلمهای سکسی بهش نشون داده بودندگفته بودواقعاجوانان این فیلمهانگاه می کننداگه اینطوریه؟!واقعاحق دارندخراب بشند؟!
سعی شود موارد بیان شده در پاسخ مد نظر گرفته شود وباز نیاز به تکرار از سوی من نباشد
امه الله
سلام و درود بر شما
برادر
همانطور كه ابتدا تذكر دادم عيب جامعه ى ما در اين است كه ابتدا قوانين غلطى را به نام دين حاكم كرده اند و بعد به ايراد و انتقاد مى نشينند كه اسلام سخت گير است!
نه عزيزان
عيب در قوانينى ست كه به نام دين ما را با اجبار تسليمش ساخته اند.
متأسفانه براى ازدواج يك دختر مى بايست آماده ى عبور از " هفت خان رستم " شد !!
در حاليكه ازدواج رابطه ى مقدسى ست كه شرط آن رضاى طرفين و علم و خبر اهل و كسان زن است كه اين خبر و اعلان نيز در حقيقت براى حمايت از حقوق زن است تا در صورت حامله شدنش يا جدايى خود و كودكش مورد ظلم و ستم واقع نشود.
متأسفم كه خودم نيز دخترى را مى شناسم كه بعد از وفات والدينش مورد ظلم برادر بى احساسش قرار دارد و او راضى به قبول و رضايت خواهرش نيست در حاليكه دختر بيش از 45 سال عمر دارد!
اين امور ناخوشايند موجب انحراف دختران نيز مى شود و بسيارى دختران ممكن است براى رهايى از حاكميت خانواده و اذيت و آزار مردان خانواده ، نهانكارى را بر علنينت ارتباط جنسى ترجيه دهند!
در حاليكه مى توان با معرفى و به رسميت شناختن اختيار يك دختر ، او را به يك رابطه ى شرافتمندانه ى ازدواج رساند.
اميدوارم لااقل جوانان فهيم جامعه خود به فكر تغيير اين اوضاع اسف بار بافتند كه از ملاها و عمامه داران اميدى نيست!
در كشورهاى غربى مواردى ديده مى شود كه هرچند از ديد مردمان رابطه ى جنسى حرام است ولى داراى شرايطى ست كه در حقيقت همان " ازدواج شرعى " ست!
براى مثال مى بينى يك دختر و پسر با اعلان ارتباط بين اهل و دوستان با هم زندگى مى كنند و در صورت حامله شدن دختر ، ملزم به قبول فرزند خود هستند و براى كودك نيز اسم خانواده انتخاب مى كنند و كودك به خوبى والدينش را شناخته و دركنارشان مى ماند.
البته قصدم تأييد ارتباط و علاقه هاى جنسى شان نيست و فقط به قصد مقايسه بيان كردم كه در مقابل در كشورهاى شيعه نشين از يك ارتباط جنسى به نام " صيغه " نام مى برند كه به مراتب بدترين و رذيل ترين ارتباط جنسى ست زيرا يك ارتباط نهانى جنسى + شرايطى كه موافق با ارتباط مقدس حلال نيست مانند حدود بعد از جدايى و حقوق زن و كودك كه ممكن است در بهترين شرايط در كوچه ها رها شود .
و زن صيغه شده ممكن است در يك روز توسط چندين مرد استعمال شود و ملاهاى لعنتى با ديكته كردن چند كلمه ى مسخره به علاقه ى زشت جنسى مهر شرعى بخشند تا جايى كه همه مى دانند كافيست زن بگويد: من خود را با مقدار 10 تومان به مدت 2 ساعت در اختيار فلان درآوردم!!
حال جمله اندك تغييرى يا لغت مختلف باشد ، اثرى در اصل اين عمل زشت ندارد جز اينكه عمامه داران بى حيا با ناموس مردم به نام مذهب بازى مى كنند.
و البته احدى جرأت نخواهد كرد از عمامه دارى بخواهد دخترش را يك دقيقه هم در اختيار مردى قرار دهد!!
امه الله
اين سؤال شما كه آیا زمان پیامبر اول زنا حرام شد یا اول حجاب ؟
برادرم
بايستى اكنون قرآن را به عنوان يك قانون اساسى بشناسيم كه قوانين و مقررات آن اكنون برايمان يكسان شناسانده شده است.
اين نوع سؤالات شما نتيجه ى تبليغ عمامه داران است كه مرتب سخن از ترتيب فلان سوره و فلان آيه و شأن نزول حرف مى زنند و بسيارى از سخنانشان جز ظن و خيال و اوهام تراشى نيست.
خداوند در ميان ملت اهل حجاز فرستاده اى هم زبانشان فرستاد و او هم بدستور خداوند سخنان وحى ( قرآن ) را به مردم ابلاغ مى كرد.
در اين كتاب عزيز تمامى امور خوب و بد كه براى سعادت و آسايش انسان ضروريست بيان شده است.
حجاب براى حمايت زن از ديد بد ، و حمايت دلهاى جوانان است تا آشفته نشوند زيرا بى حجابى زنان سبب آشفتگى و عذاب جوانان مى شود همانطور كه اكنون شما تجربه مى كنيد.
و بلاشك حجاب صحيح مانع خوبى براى دورى از زنا و عدم تمايل ديده و دلهاى مريض است.
و اما راجع به زنا ...
ملت اهل حجاز هم به خوبى بدى زنا را مى شناختند و كسى به حرام زادگى افتخار نمى كرده است منتها انگيزه اى براى دورى از آن نداشتند و لسان حالشان اين بود حالا كه دنيا اين است بهتر است كه آدم خوش باشد!
قرآن با تشويق و راهنمايى دورى از زنا را سبب تقرب به خداوند معرفى مى كند تا حرمان دورى از اين خوشى زودگر باعث اميد و رضايت درونى انسان به يافتن سعادت ابدى گردد.
محمد:
سلام
شما چند مورد را در نظر نگرفته اید
دوست عزیز نصیحت نکنید راه حل بدهید. اینگونه پاسخ فرار از جواب است. در مورد شان نزول من مثل شما اعتقادی بدان ندارم . اما اینکه تمامی مسائلی که درقرآن بیان شده درتمامی جوامع قابل پیاده سازی باشد غیرممکن است مثلا آیا می توان در حال حاضر در جوامع ما با نگرشهای دیکتاتوری که وجود دارد حکومت دینی دید این غیر ممکن است . آیا فردی در حکومت غیر دینی زندگی می کند می تواند اقتصاد اسلامی را پیاده سازی کند این غیر ممکن است و.......
اما موردی دیگر شما تا فردی پیش شما آمد وگفت می خواهد مسلمان شود اول به او می گویید حجاب داشته باشد یا در ابتدا از مسائل اصلی واصولی برای او می گویید وبعد از اینکه بدان معتقد شد وپذیرفت و نهادینه سازی در خود کرد وآن را باخود وفق داد سپس از حجاب می گویید آنهم قبل از انجام آن ، علل آن را توضیح می دهید تا بعد از تفکر درست نسبت به آن، آگاهانه وعلاقه مند انجام دهد. مطمئنن این مراحل را طی می کنید . این نسبت به مسئله مسائل جنسی هم حاکم است.
اما مسلمانان روی این مسائل کار نکرده اند وتا حال پاسخی وراه حلی من ندیدم . راه حل همان آزاد گذاشتن افراد وحلال بودن زناست. همان طورکه یوسف کم می آورد . به هرحال شما تمامی نظرات منو مورد بررسی قرار نداده اید و تنها به یکی از مسائل اشاره ای کوتاه کرده اید؟
بار دیگر نظرات دیگر می دهم ،هنوز من پاسخی دریافت نکردم؟؟؟؟؟؟؟
صبر در مقابل مسائل جنسی امکان پذیرنیست وانسان تایک حدظرفیتی امکان صبرداردوبرای هرفردی متفاوت است ودربعضی مواردمشاهده می شوداین تحمل آثارسوئی درروحیه فردبر جای می گذاردواین مبارزه تحمل باعث می شودکه ازبسیاری ازمسائل بماند وآرامش فکری رانداشته باشدهمان آرامش فکری که خدامی گویددرکنارجنس مخالف برای شماتأمین می کندبه هرحال این عدم تحمل باعث تسلیم شدن درمقابل انحرافات می گردد. این مسائل امکان دارد عقده ها وبازخوردهای منفی در ضمیرناخود آگاه ایجاد شود سپس به صورت منفی در جامعه بروز کند ازجمله پرخاشگری و....
نمی توان متصوربودکه به جوانان اینگونه توصیه گرددکه ازگزینه های شهوت آلودبدورباشند، محیط آنقدر فساد زده است که راه فراری وجود ندارد .
درحالی جوانان وارد سن بلوغ می شوند که اصلاآمادگی برخوردبااین نیازراپیدانکرده اندواگرانسانهای دینی باشندچون ازلحاظ فکری گناه آلودمی پندارند باعث عقده های درونی می گرددوباعث افسردگی هاوغصه هامی گرددیاباعث می شودکه برای برآورداین نیازشان چون درتضادبادین یاآن ارزشهایی که پذیرفته اندمی بینندپشت پابه همه چیزبزنندوبرای رفع این تضاد،دین راردکنند
چیزی که شما در نظر نگرفته اید از دریچه جامعه ای که خود در آن زندگی می کنید به مسائل نگریسته اید نه جوامع دیگر، شمایی که می گویید چرا فقه مردسالار شده، حال من باید بپرسم چرا اینقدر تنها حقوق زنان برای شما مهم ومطرح است.
به هرحال در جامعه من بسیاری از جوانان امکانات ازدواج برایشان نیست یا هم همانندچیزهایی که شما بیان کردید. البته با نگاهی دیگر که فعلا پرداختن آن مد نظر من نیست چون نمی خواهم بیشتر به این موارد بپردازم .چون باید بین دو چیز مد نظر داشت بعضی مسائل برای راه حل جامعه در دراز مدت جواب می دهد وپاسخی وبرنامه ای برای دراز مدت است مثل نگاههایی که شما می دهید که باید نگاه جامعه و...را درست کرد تا به آن مسیر سوق پیدا کرد و مسائلی که امروز فرد می خواهد واکنش از خود نشان دهد ،نمی تواند که منتظر این بماند که جامعه به آن مسیر سوق پیداکند یانه؟
جامعه آنقدر فساد زده است که اگر هم بخواهی کودکان را از آن باز بداری ومحافظت یا کنترل کنی؟ نمی توانی او را از معرض جامعه فساد زده درو نگه داری واتوماتیک با این مسائل برخورد خواهد کرد واگر نداند ، حتی آزاد نباشد از لحاظ صرف وقت، دروغگویی، ریاکاری، استمنا وروشها واصول غلط بیشتر در جامعه جا می افتد، فرد بیشتر درمسیر فساد گام برمی دارد.
ماباید رشد فکری وروحی جامعه را درنظر بگیریم وچون این رشد حاصل نشده است به نظرمن توقع از جامعه داشتن بی خود است ومی دانید چه چیزی برای من عجیب است دینداران دروغ می گویند جلوی خدا دستورات او را لگد مال می کنند مسئله ای نیست حتی دروغگوتر ومصلحت اندیش تر ازاین آخوند وعالم هم این کار راانجام نمی دهد.به نام دین وبه نام خدا احکام وحلال وحرام صادر می کنند . آنوقت تا رسید به مسئله زنا وصادر شدن آن از یک جوان صدایشان گوشها را کر می کنند وانگار گناه تر از آن فرد وجود ندارد. به نظر من در ابتدا اگر الویتی از لحاظ نهادینه سازی وعملکرد است همان از بین رفتن این دروغگویی هاست تا عمل زنا وتا آن قسمت درست نشود اصلا خواستن این قسمت غیر ممکن است وغیر قابل دسترسی است.
در مورد حجاب به نظر من درآیات قرآن بیان از حفظ زن در مقابل افرادی است که سوء نیت دارند نه حفاظت جامعه از فساد وآلوده شدن ؟ برای عدم آلودگی کنترل در نوع نگاه می خواهد؟ به نظر من درجامعه اسلامی زنان از ادیان وافکار دیگری هم وجود دارد که امکان دارد حجاب نداشته باشند؟ پس این مسیر درستی نیست ؟ دراین جامعه برای کنترل شهوت بیشتر درست کردن تفکر ونوع نگاه به انسان و ازدواج درست وبه موقع است؟ اما امروز به نظر من فعلا براین است که زنا از سوی دینداران حلال شود مگر اینکه راه حلی وپاسخی داشته باشند؟ درمورد حجاب البته موی زن به نظر من تنها زمانی معنی دارد که این حس بشود که زن در معرض خطر است وگرنه درغیر این صورت می تواند آن را رعایت نکند؟ چون نیازی بدان نیست؟ این نوع حجاب مقطعی است؟ درمورد بقیه پوشش این درخواست قرآنی است اما نسبت به آن نه؟(درارتباط با مسئله حجاب قبلا دروبلاگم مطالبی نگاشته ام)
محمد:
شاید یکی از مواردی که عنوان شود وفراموش کرده ام این مورد بیان کنم این باشد که مگر مومن نباید آزمایش شود پس باید صبر کند وتحمل خود را از دست ندهد ما نسبت به این مسئله با دو پرسش مواجه می شویم 1- چرا مسلمانان خود درمقابل زورگویان تحمل نمی کنند ودچار مصلحت اندیشی می شوند، بسیاری از مسلمانان نسبت به بسیاری از مسائل اجتماعی واقتصادی جامعه باز بدین گونه عمل می کنند تا نوبت به زنا رسید افکار تغییر می کند 2- اگر اینگونه است چرا واکنش یوسف کسیکه پیامبر است وبا خدا در ارتباط است به گونه ای دیگر است سپس چه توقعی از دیگران می رود آنهم نسبت به جامعه فساد زده ما.
اگر زن بیوه شد تکلیف او چیست؟ اگر تعداد زنان بیشتر از مردان شد تکلیف چیست؟ اگر تعداد مردان از زنان بیشتر شد تکلیف چیست؟ دینداران نسبت به تمامی این مسائل بدون پاسخ آن را رها کرده اند؟ با وجود اینکه می گویند اسلام چند همسری را بیان کرده است نسبت به دومسئله که عنوان شد ، به برعکس آن نمی پردازند واگر اینگونه است پس پاسخ نسبت به برعکس آن چگونه است؟ آیا برعکس آن راهم می توان بدین گونه عمل کرد؟ اما چیزی که دراینجا در نظر گرفته نمی شود معمولا افراد حسادت می کنند ومهر ومحبت وتوجه را برای خود می خواهند نمی توانند نسبت به دیگری ببینند واین حسادت زنانه که جزئی از فطرت اوست وغیر قابل تغییر نمی تواند فردی دیگر را درکنار خود ببیند پس نمی توان آنرا به عنوان راه حلی پنداشت؟ شاید این راه حل قرآنی تنها برای شرایط وحاد وبحرانی است تا برای همیشه کاربرد داشته باشد؟ اما جامعه امروز ما با وجود جو غیر دینی می تواند واقعا از این مسئله سوء استفاده نکند ودر جهت درست سوق دهد یانه؟ بدان رشد درست نرسیده است؟ اگر نرسیده است پس چرا باید عنوان شود؟ اگر آنفردی که دلش سوخته می گوید اگر همسر دوم اختیار می کنم به خاطر خداست تا بیوه ای همسر پیدا کرده یا نمی دانم یک زنی دیگر از جامعه همسری داشته باشد؟ چرا نمی رود این هزینه مادی را دراختیار دو جوان نمی گذارد که به خاطر خدا مشکلات آنها حل شود؟آیا واقعا نزد او پای شهوتش درمیان است یانه پای خدا درمیان است؟ اگر هم این عنوان شود که آن بیوه زنان را معمولا کسی اختیار نکند راستش من درجامعه که خود زندگی می کنم بیشتر این ازدواج دوم را در زنان جوانی که همسری نداشته اند دیده ام نه در بیوه زنان یا افراد مطلقه؟؟؟؟
می بینید که سئوالات زیاد و عدم پرداختن آن از سوی دینداران باعنوان این مسئله زشت وعیب است هم بسیار بوده است؟ این مسئله درک نشده که این یکی از نیازهای ضروری است که خدا آفریده ودر قرآنش بدان پرداخته ونام از آن برده است؟ چرا تا از دهان فردی بیرون می آید همه زشت می پندارند وبا یک نگاه عجیب به آدم نگاه می کنند وبد وبیراه به آدم می گویند(این اتفاق برای خودم افتاده از سوی این دینداران بی دین که سخن ازآن می گویم) دینداران طوری رفتار می کنند وخواستار رفتار از دیگران هستند که اصلا این مسئله انگار وجود ندارد وبعد دیده ام که زوجهای دیندار اصلا درازدواجهایشان ناموفق هستند ودرارضا وتوجه به مسائل جنسی یکدیگر که یکی از حقوق دو طرف است نادیده می گیرند. امیدوارم توجهی بیشتر از سوی دینداران نسبت به این مسئله صورت گیرد وبه سادگی از این مسائل عبور نشود؟/؟؟ بدانند همان طورکه برای خودشان مسئله جنسی وشهوت مطرح است برای دیگران هم مطرح است؟ فعلا چیزی در ذهن ندارم اگر به ذهنم رسید بیان می کنم؟؟؟؟؟
امه الله
سلام و صبح شما و همه ى دوستان بخير و سلامت
سؤالات شما همه بيان كننده ى فشارهاى مختلف است، از يك سو حاكميت نظام ديكتاتورى مطلق و از سويى ديگر ملاهايى كه به عنوان و اسم اهل سنت در بعضى شهرها ظهور كرده و در ميانشان افرادى يافت مى شود كه نه سليقه ى بيان دارند و نه سليقه ى ارتباط و همكارى با جامعه ى جوانان و در خود فرو رفته و فقط نسخه ى سخنانى را هميشه تكرار مى كنند كه در كتابهاى درسى شان خوانده اند!
به اين واقعاً بايد تأسف خورد.
سعى خواهم كرد به همراه دوستان به مسائل مهم شما جوابى بدست آوريم يا لااقل ناديده نگيريم و به ناتوانى خود اعتراف كنيم و الله المستعان!
محمد:
دوست عزیزسلام. بالاخره بعد از درنگهای طولانی حرفی که می خواستم از دهان یک مسلمان بشنوم شنیدم(سعى خواهم كرد به همراه دوستان به مسائل مهم شما جوابى بدست آوريم يا لااقل ناديده نگيريم و به ناتوانى خود اعتراف كنيم و الله المستعان!) این یعنی بیانی زیبا ، یعنی اینکه من نسبت به دیدگاههای شما مورد بحث وبررسی قرار می دهم ودر صورت ناتوانی اقرار بدان خواهم کرد، این یعنی برخورد با انسانی منطقی ، این یعنی هموار بودن راه برای رسیدن به حقیقت، این یعنی توحیدی وخدایی حرکت کردن ، این یعنی عدم دچار به استکبار وکبر وغرور، این یعنی ارزش گذاری برای دیگران وخود، این یعنی آزادی ..... البته بسیاری با حیله گری ، زمانی که در سخن کم می آورند سخن را به گونه ای می گویند که فرد را از سر خود باز کنند وسر وته مسئله را بهم بیاورند.هر طوری شده مسئله را توجیه ورها کنند اما این بیان شما (ودر صورت ناتوانی اقرار بدان خواهم کرد.) به غیر ازآن می رساند. حال که بدین گونه است . نظراتی دیگر در ذهنم ایجاد شده قید خواهم کرد تا در رسیدن نتیجه درست ما را یاری رساند. ازاینکه دوست وخواهری زیبا همچون شما دارم خوشحالم از دورا دور آرزوی موفقیت برای شما خواهانم.
خدا موجودی با نام انسان آفریده، درنتیجه ما با مخلوقی به نام انسان روبرو هستیم با تمامی خصوصیات و صفاتی که دارد واگر بخواهیم به غیرآن ببینیم یعنی خواستار موجودی دیگر باید باشیم . زمانی این امکان سئوال وجود دارد که مگر نمیشد خدا طوری انسان را می آفرید که غریزه جنسی در زمانی برای انسان مطرح میشد که دیگر ما شاهد این همه دردسر نبودیم وفرد از زمان کودکی با آن درگیر نبود و زمانیکه رشدهایی از لحاظ فکری وسنی بدان دست می یافت غریزه جنسی هم برای او مطرح می شد باید گفت انسان ماشین نیست ، که با موجودی خشک مطرح باشیم ،دوم گفتیم این انسان است اگر به غیر آن بخواهیم یعنی باید با موجودی دیگر روبروباشیم خدا انسان را طوری آفریده که همیشه در دوجهت خیر وشر وانتخاب وآزادی باشد . این موجود برخلاف جانداران دیگر که در غریزه خود مجبرو هستند آزادانه واختیار خود را درآن دخیل می کند درنتیجه امکان دارد دراین مسیر باعث رشد وتکامل خود یا برعکس موجب لطمه وصدمه به خود وجهان پیرامونش شود وخود وجهانش را از رشد باز دارد ودرمسیر سقوط وفساد بکشاند . اگر ماخواستار به غیر این باشیم دیگر نمی توانیم با مقوله ای همچون انسان روبرو باشیم اما اینکه فرد در مسیر وراه نادرست قرار دارد خود یا دیگران مقصرند ووظیفه او تاکجاست؟ همانگونه که خدا می گوید یعنی درحد وسع و توانایی وامکانات واستعدادهایش؟ درنتیجه همان کودکی که حال به دلایل سیاسی، اجتماعی، خانوادگی، تربیتی ، اقتصادی یا نوع مسئله دیگر رشد ومسیر درست را نمی پیماید همان عوامل مقصرند وبستگی دارد چقدر امکانات باشد؟ این را می توان در هر مرحله رشدی او را سوق داد برای همین او نباید احساس گناه کند وتنها باید هرچه در توان دارد بکوشد هرچند موفق نشود وشکست خورد؟ وگناه کند؟ حال آنچه که دراختیار او نبوده وبراساس ناآگاهی وگمراهی وجامعه او را به این مسیرپرت کرده است خود مقصر نیست. بلکه بعد از آگاهی ودستیابی به امکانات دیگر عذری وحجتی ندارد البته این تفکر نباید قاطی با عدم تحمل وصبر وبردباری یکی شود ودرمقابل هر تقی کم بیاورد بلکه این خود خداست که تشخیص این موضوع را خواهد داد واو باید با تمامی وجود حرکت کند. درنتیجه خدا به گونه ای انسان را آفرید که بتواند هم درجهت خیر وصلاح گام بردارد هم بتواند جهان وخود را به سمت نابودی وفسادبکشاند؟ اینجاست که اختیار وآزادی او معنی پیدا می کند؟ اما درمورد کودکان جوابی نیست ؟ جز اینکه آموزش درست ارائه گردد ومتاسفانه کودکان ایرانی درمسیر سقوط قرار گرفته اند؟ با وجود اینکه درغرب برای کودکان خود برنامه دارند حتی در نگاه تلویزیون ممنوع از تماشاهستند؟ اما بااین وجود آنها آزادند ومعمولا روابط عاشقانه را دارند برای همین از همان ابتدای کودکی علاوه براینکه آموزش این را می بینند که کسی ازآنها سوء استفاده نکند ودر صورت مواجه بدان از خود دفاع کنند؟ بااین موارد روبروهستند که بتوانند درصورت روابط عاشقانه و جنسی از بارداری ناخواسته جلوگیری کنند؟ برای همین با وجود عدم تماشا تلویزیون و جلوگیری از سنین زیر 16 یا 18 سال از برنامه های تلویزیونی با موضوعات جنسی- سکسی، باز از این پدیده راه فراری برایشان نیست؟ حتی آنها معمولا فیلمهای با حالت خشونت وحرفهای رکیک را برای زیر 10 یا 12 سال می آورند اما برای فیلمهایی که نیمه روابط جنسی ولختی یا وحشتناک وخشونت یا عدم قابل درک برای کودک است را توصیه به همراه خانواده می کنند؟ اما همیشه این توصیه را دارند که روابط محدودی مثل بوسه والدین از سوی فرزندان دیده شود ؟ تا یاد بگیرند به همسران خود چگونه ابراز علاقه ونیکی کنند؟ برای همین گریزی برای آنها از اینکه نتوانند روابط جنسی در بین کودکان خود ببینند غیر قابل دستیابی است؟ اما معمولا آموزش درست استفاده را در برمی گیرند ومعمولا کودکان بیشتر از یکی دوتا که بیشتر از همکلاسی های آنها یا دوستی های همسایه واقوام فراتر نمی رود ومحدود به یکی دونفر است ؟ اما کودکان ما در خفا و پنهانی این مسائل را جستجو می کنند که وقت بسیاری از آنها را می گیرند که علاوه برآن باید با خانواده وجامعه از در دروغ وفریب در آیند که موجب ریا وفریب ودروغ می شود که علاوه برآن برای رشد آنها ، تحصیل آنها صدمه وارد می کند؟ آنها ناخواسته موجب لطمات جبران ناپذیر به دیگران می شوند حتی موجب روابط غلط بین نزدیکترین اعضای خانواده یعنی خواهر وبرادر صورت می گیرد؟ ما نمی توانیم با وجود ماهواره ها درخانواده، اگر هم من در خانه خود نگذارم دوست او یا خود اعضای جامعه که دارند با وجود اینترنت با وجود سی دی هایی که دست بدست می گردد. دیگر بتوان کودک را از برخورد منفی مسائل جنسی باز داشت وسپس توقع داشت که او روشی وشیوه درست در پیش گیرد به هرحال این یکی از نیازهای ضروری است وبه اوفشار می آورد که نهایت کاری که بتواندبکند استمناست؟ من خود کودکانی 8 ،9 ساله دیده ام که در مورد مسائل جنسی بهتر از من می دانند حتی تجربه هایی با جنس مخالف خود به صورت جستجو انجام داده اند؟ من نمی دانم دراین مورد چه بگویم؟ این تا اینجا......
اما درسنین بالا که وضع وخیم تر وبدتر می شود وقتی فردی سن ازدواج برایش نیست یا کیسی وموردی برای ازدواج برای اونیست بازهم صبر وتحمل غیر ممکن به نظر می رسد؟ به نظر من بهتر است که در سنین پایین برای افراد ازدواج در نظر بگیرند بااین وجود خانواده ها خرجی زوجین را بدهند وبه آنها آموزش دهند که باردار نشوند؟ شاید بعضی ها این مورد را بد بدانند باید گفت اول آنهایی که می گویند بد است در غرب هم این انجام می شود یعنی درسنین پایین (منظورم دبیرستان یا اوایل دانشگاه، حتی پایین تر)فرد روابط عاشقانه دارد هرچند ازدواجی نیست اما درقالب دوست پسر ودختر هست اما چیزی که می گویند حاد است به این مورد است که می گویند اینجا ازدواج است ومن گفتم اگر همین ازدواج تنها درارضا جنسی باشد بسیاری از مسائل حل می شود اما اگر افرادی بگویند که خوب فرد زمانی باید ازدواج کند که از لحاظ شخصیتی وانتخاب تقریبا به ثبات فکری خود رسیده باشد نه افرادیکه هر لحظه درحال تحول وتغییرند وامکان دارد بعدها به این نتیجه برسند که انتخاب نادرست انجام داده اند ؟ به نظر من در همان غرب هم بعداز دوستی هایی که در دروان کودکی وجود دارد امکان دارد درآینده به ازدواج ختم شود ودر ازدواج ما با مسئولیتهای بیشتر واستقلال فرد وبچه داری و...روبرو هستیم که به نظر من در همان سنین پایین این دومورد از سوی خانواده ها تامین شود اگر درآینده افراد حس کنند که دو زوج به هم نمی خورند می توانندطلاق بگیرند؟ البته شاید بگویند فرد به خاطر تکامل خود هرلحظه تغییرمی کند ؟ به نظر من اگر طیف حرکتی وشناختی افراد درجامعه درست شود کمتر این مورد به چشم خواهد خورد وبیشتر دو دنیای تغییری فرد دارد دوران دبیرستان، دانشگاه وبعد از آن که می تواند فعلا ارضاهای جنسی خودرا انجام دهد ودرمورد انتخابهای همسر به بعد وبعد ازرسیدن به شناخت درست بدان بپردازد؟ این تفکر ونظریه چه مورد قبول دیندارن شود وچه موردقبول نشودزمان می خواهد وفعلا به نظر می رسد حتی کاربردی نباشد وبا واکنش تند دیندارن روبروشود پس همان طور که من گفتم باید زنا حلال شود؟ حال باز به قرآن مراجعه می کنیم ببینیم قرآن چه می گوید؟ قرآن درچند جا صریح و واضح پرهیز از زنا خواسته حتی دستور به این مورد داده که به زنا نزدیکی هم صورت نگیرد چه برسد به انجام خود زنا؟ آیات مروبطه آیه 31سوره اسراء، آیات 5 تا 7 مومنون،آیات 29 تا31 معارج،آیه 68 فرقان. اما اگر درتمامی این آیات خوب بررسی قرار گیرد خدا قبل ازاینکه از انسان عدم ارتکاب زنا وفحشا را بخواهد خواستار موارد ایمانی درفرد است درآیات قبل از آن، سپس مواردی ازجمله پرداخت زکات وکمک به مستمندان که یکی از عدم تمایل به ازدواج است را بیان می کند یعنی در آیات قبلش خواستار پرداخت حقوق جامعه به افراد جامعه است سپس ازآنها عدم ارتکاب گناه می خواهد روش خدا این است که می گوید ازشما من سختی نمی خواهم وبعد زمانیکه نسبت به مسئله ای خواستار موردی است راه حل را ارائه می دهد وبرای دستیابی موانع را برمی دارد که یکی از مسائل هم جنسی است به عنوان مثال زمانیکه در سوره اسرا از افراد عدم ارتکاب قتل فرزندان به خاطر فقر یا عدم ارتکاب زنا می خواهد دقیقا در آیات قبلی حقوق مادی افراد وبرآورده شدن نیازها را می خواهد سپس عدم ارتکاب زنا را بیان می کند خدا می داند نمی تواند از جامعه چیزی که برایش قابل دستیابی نیست خواهان آن باشد؟ خدا ابتدا راه حل می دهد زمینه های قبلی را ازبین می برد سپس درخواست خود رابیان می کند؟ شما خوب به واکنش حضرت لوط در مقابل قومش توجه کنید؟زمانیکه به آنها می گوید درد شما از ارتکاب این جرم چیست؟آیا مشکل شهوت و مسائل جنسی برای شماست؟ بیایید من به شما دختران خود را می دهم؟ یعنی در ابتدا نمی آید که گناه را کامل رد کند ؟اول می خواهد ریشه یابی ارتکاب را از طرف بخواهد؟ بعد راه حل می دهد وموانع را برمی دارد؟ بعد از آن است که برای آنها عذاب می آید؟(سوره هود آیات 78 تا 81 هود)
به نظر من راه حل های دراز مدت دادن تنها زمانی خوب است که گروهی جمعا با درکنار هم بودن حرکتی صورت گیرد وگرنه همان طورکه ذکر آن رفت خواست این مورد برای فرد به تنهایی در یک جامعه فساد زده بدون یاری دیگران امری غیر قبول وغیر دستیابی است . به نظر من مطرحیت روش درست بعد از نهادینه سازی جامعه نسبت به مسائل اساسی ودستیابی به آمادگی های لازم است تا گروها وجمعا دراین مسیر گام برداشته شود وگرنه ما نمی توانیم در این ارتباط به موفقیتی برسیم من خود دیده ام که تقریبا بیشتر افرادی که با جامعه در ارتباطند شاید بتوان گفت نود وپنج درصد جامعه از انحرافات جنسی به دور نیستند چه بخواهند وچه نخواهند اصلا راه فراری نیست؟ حتی زمانیکه از فرد خواسته می شود از موارد شهوت انگیز خود را دور کند یا اینکه سر خود را سرگرم کند ؟ این تماما برای او جوابگو نیست ودر بیشتر موارد ناکام می ماند؟ یعنی گریزی از دوری مسائل شهوانی برایش به وجود نمی آید؟ فکر را هرچند که بخواهد نمی تواند کامل سرگرم کند؟ آن مقدار هم که بیشتر برایش صورت می پذیرد نیاز به عوامل بیرونی وخارجی وکمک افراد بیرونی است تااینکه خود بتواند گامی بردارد؟ درخواست این مورد برای افرادی که آلوده به انحرافات هستند مشکل تر می شود؟ راه حلها برای افراد گوناگون با موقعیاتها وشرایط اجتماعی وروحی وجسمی متفاوت می باشد وبه نظر من غیر قابل دستیابی به نظر می آید برای همین ظاهرا راهی جز آزاد گذاشتن افراد و حلال شدن زنا نمی ماند؟ تا زمانیکه جامعه به رشدهایی برسد سپس گروهی در سمت جلو حرکت کند؟حتی راه حل استمنا برای اینکه لطمات جبران نا پذیر تر می رساند بدتراست ؟ یکی از بدی های آن از بین بردن اعتماد به نفس و ضعیف کردن فرد وقابل دسترسی بودن در تمامی مراحل زندگی است درحالیکه زنا برای فرد درهر لحظه فراهم نیست؟ به هرحال من به تنهایی نمی توانم خوب سخن بگویم به نطر من افراد دینی غرورهای کاذب را کنار بگذارند وبه روانشناسان، جامعه شناسان برای پاسخ مراجعه کنند واین موضوع را به بحث وبررسی بگذارند وبیشتر جامعه خود را درک کنند ازجامعه ای که ایمانی نیست برای مصاف با این موضوع باایمانش برخیزد خواهان آن نباشند؟ به نظر من قرآن بیشتر به موارد آرمانی جامعه پرداخته تا اینکه بخواهد برای فرد فرد جامعه ودر شرایط هستها وجامعه های امروزی سخن گوید واین موارد را به عهده خود جامعه گذاشته تا براساس رشدش سخن گوید؟
اگر دیندارن به خاطر مصلحت اندیشی ها یا نبود رشد کافی جامعه یا تحت فشار بودن وهزار دلیل دیگر بسیاری از دستورات خدایی را نادیده می گیرند وزیرپا قرار می دهند چرا نسبت به زنا به گونه وبا رنگی دیگر برخورد می کنند؟ این تفاوت از چیست؟ اگر همان مصلحت اندیشی وتحت فشار بودن و عدم طاق وتحمل ، نبود امکانات برای اجرا، زندگی فرد را تحت تاثیر قرار دادن وبه خطر انداختن آن مد نظر قرار گیرد مگر نسبت به مسئله زنا به غیر این است؟افرادی که می گویند زندگی برایشان مشکل است واز بانکها استفاده می کنند چرا نوبت به زنا به گونه ای دیگر رفتار می کنند؟ افرادی که می گویند مشکلات مادی برایشان قابل تحمل نیست وحقوق ها رارعایت نمی کنند چرا نسبت به زنا به گونه ای دیگر رفتار می شود؟ آیا زنا بدتر از دروغگویی است؟؟؟؟؟؟؟/؟/ آیا زیر قول وعهد وپیمان خود زدن گناهش کمتر از زناست؟؟
این بدین معنی نباید باشد که آیاتی همچون {بیگمان کسانی که دوست می دارند گناهان بزرگی درمیان مومنان پخش گردد ایشان در دنیا وآخرت شکنجه وعذاب دردناکی دارند.خداوند می داند وشما نمی دانید.سوره نورآیه19}{ای مومنان به گامهی شیطان راه نروید...چراکه شیطان تنها به زشتی ها وپلشتیها فرا می خواند...سوره نورآیه21}{وکسانی که بدبنال شهوات راه می افتند می خواهند که خیلی منحرف گردید. سوره نسا آیه 27}نادیده گرفته شود اماهمان طورکه این آیات سرجای خودش ارزشمند است آیات دیگر هم که به بیان آن پرداخته شد ومورد بررسی قرار گرفت ارزشمند است. به نظرمن این خواستهای قرآن بعد از برطرفی موانع وجامعه در مسیر درست سوق پیدا کردن است تا افراد خواهان فساد نباشند نه جامعه ای که فساد زده است.
من منتظر پاسخها وبحث وبررسی ها می مانم
با تشکر نویسنده چرا همیشه در چرا؟
امه الله
سلام برادر خوب
متشكرم كه مرا قابل اين همه نوشته هاى صريح دانستيد.
با خواندن نظرات شما حقيقتش به اين فكر افتادم كه واقعاً حق باشماست .
بايستى ازدواج را در سن حتى كمتر از سن متعارف ( دوره ى دبيرستان ) شروع كنيم و بگذاريم روابط صحيح و سالم جنسى با علم و اختيار ما و فرزندانمان صورت يابد و زير نظرمان باشند.
غم جدايى يا شكست نبايد براى ما كابوس شود زيرا ما مثلاً بزرگترها كه بعد از 20 سال عمرمان ازدواج كرديم هم دچار شكست مى شويم !
اگر بهم خوردن رابطه ى زن و شوهر در سنين كمتر صورت يابد ، تجربه ى بهتر زودتر نصيب شخص مى شود و فرصت اصلاح و شروع دوباره ى زندگى با فرد مناسب دارد در حاليكه بهم خوردن رابطه ى زناشويى در سنين بالا بمانند شكست عمر آدميست و راه اصلاح تقريباً ناممكن مى شود زيرا ديگر عمر مناسب براى شناخت و يافتن فرد مناسب ممكن است نيابيم.
بسيار عاليست برادر خوب ، كه راه حل روشن مى كنيد من كه با اين نصيحت خوب شما تصميم دارم به آن عمل كنم و نگذارم فرزندانم دچار حرمان شوند.
خدا ما و شما را بسوى بهترين راههاى خوب هدايت فرمايد.
محمد:
دوست عزیزسلام
سخنان من هنوز به عنوان یک بحث وبررسی است نه برای تصمیم گیری ونتیجه زود هنگام
به هرحال بی خود هم نگفته اند که عجله کار شیطان است
چرا که تصمیمی که بدون تفکر وبحث وبررسی درست وکامل صورت گیرد ومشورت خواهی ونظر خواهی صورت نگیرد واز تمامی ابعاد بدان پرداخته نشود جز اینکه آثار سوئی دیگر ایجاد کند در برنخواهد داشت . مثلا من نقد احادیث به نظرم 5 سال پیش بود شروع کردم . بعد از 5 سال به عنوان یک بینش آن را پذیرفتم نسبت به مسئله زنا ومسائل جنسی وتکلیف نسبت بدان هم شاید بتوان بگویم بیش از 6سال باشد. من هرچه را به یکباره نمی پسندم بلکه ابتدا به عنوان یک جریان فکری بیان می کنم.،بعد از بحث وبررسی تصمیم گیریم را انجام می دهم.
مثلا ازدواجهای زود هنگام امکان به وجود آوردن سه موضوع را هم خواهد داشت 1- تجربه های تلخ گذشته موجب شود که در تصمیم گیری درست آینده فرد تاثیر منفی گذاشته و فرد نتواند خود را پیدا کند ودوباره دست به تجربه بزند . 2- افرادیکه مطلقه هستند در بعضی جوامع با دید منفی بدانها نگاه می شود ودیگر او را نمی پذیرند چرا که این سئوال برای افراد مطرح می شود که فردیکه یک بار شکست خورده ونتوانسته زندگیی را کامل به پیش ببرد آیا می توان بار دیگر به او اعتماد کرد وپذیرفت ،آیا او مشکلات وکینه ها ودغدغه های تجربه گذشته خود را با خود به زندگی دیگرش خواهد آورد یا نه؟ آیا او همراه خود فرزندانی هم دارد یا نه؟ وهزاران حرفی دیگر. پس بدین هم نیست که زود بتوانیم این فکر را بپذیریم. 3- آیا این افراد که ازدواج انجام داده اند هرچنداگر زیر نظر ما باشند وتا اتمام تحصیلاتشان واستقلال خودشان . آیا رفتاری درست ومعقول از خود نشان خواهند داد یا هرساعتی مثل کودکان رفتاری کودکانه از خود نشان داده و شخصیت کودکانه آنها نه بالغ آنها برآنها می چربد وهر ساعت و دمی هزار مشکلات روی سر ما خراب می کنند، آیا آمادگی لازم برای مسائل عاشقانه و جنسی را دارند یا نمی توانند خوب نسبت به این مسئله اقدام کنند وهزار مشکل می آفرینند ودر ارضا ورفتار جنسی وعاطفی باعث لطمات وصدمات جبران ناپذیری می شوند.
اما در مورد تجویز زنا هم باز بدین گونه است مثلا 1- با توجه به عدم آموزشها وآمادگی بعضی از جوامع باعث به وجود آمدن بارداری های ناخواسته وانواع بیماری می شود. مثل کشور ایران که در مورد شیوع بیماری ایدز بعد از اعتیاد وسرنگهای آلوده بیشترین آلودگی از طریق روابط نامشروع است 2- فردیکه امروز زنا برای او امری عادی گردد افراد را به صرف مادی وابزاری ونگاه جنسی می نگرد ودیگر هیچ چیزی برایش ارزش قائل نمی شود ،حتی امکان دارد تجاوز به دیگران را هم امری پسندیده بداند. مثلا در شهرهای بزرگ ایران که تا حدودی استقلال مادی برای زنان وجود دارد دربعضی موارد ماشاهد این هستیم که زنان بدون هیچ توقعی از مردان تنها برای ارضای نیازهای جنسیشان حال به هر دلیل که باشد خود را در اختیار دیگران قرار می دهند. 3- افرادی که از زنا استفاده می کنند دیگر تمایل وانگیزه ای برای ازدواج ندارند وعامل محرکی برای ازدواج درست از دست می دهند همان طورکه کشورهای غربی با این معضل روبرو هستند وهمیشه برای تشویق جوانان خود سعی می کنند درتولید انگیزه ها باشند. 4- روابط نامشروع با افراد گوناگون تجربه هایی از سکس ایجاد می کند که امکان دارد برای فرد با همسر خود ایجاد نشود مثلا ارضاعی که برای یک مرد از طریق یک زن فاحشه ایجاد می شود با یک زن سالم خود فرق وتفاوت زیادی دارد، درنتیجه در همبستری او توقعی دیگر از همسر خود پیدا می کند 5- فردی که تا دیروز زنا می کرده وانواع گوناگونی از افراد را کنار خود داشته دیگر نمی تواند همیشه با یکی باشد او باز بدنبال شهوتی است که آن را آزاد گذاشته ومی خواهد تجربه های سکس دیگری داشته باشد6- وقتی فردی زنا انجام می دهد ودو نفر به صرف مادی وابزاری به هم نگاه می کنند امکان دارد روابطی در بین آندو ایجاد شود که تاثیر منفی در ضمیر ناخود آگاه فرد بگذارد.طبیعت بهترین گزینه است که به مادرس می دهدهیچ گزینه ای ازغریزه خودنادرست استفاده نمی کندمگرانسان؟! در نتیجه این عدم هماهنگی وهمگامی مسلما باعث لطماتی خواهد شد 7- در بیشتر جوامع تجویز زنا برای پسران خوب است وآزادانه تر می توانند استفاده کنند وگرنه اجتماع ،دختری که مورد استفاده قرار گرفته وخود را همانند دستمال کاغذیی پنداشته که هر بار مورد استفاده قرار گرفته ودور ریخته شده ، دیگر مورد پذیرش قرار نمی گیرد با وجود اینکه امکان دارد پسر هم این روش را درپیش گرفته باشد اما این دید جامعه نسبت به او ندارد. دختری که امکان دارد علاوه برآن بارداریی ناخواسته به خانواده ها تحمیل کند که نه جامعه و نه خانواده ونه دولتها آن را بپذیرند . مثلا در مورد حتی پیشنهاد ازدواج از سوی دختران هم بدین گونه است دربعضی جوامع این خواست از سوی دختران باعث می شود که درآینده این نظر از سوی پسران بیان شود که آن دختر خود خواسته ونه او ،سپس او هر زوری بخواهد به او بگوید چون خواست خودش بوده،پس اینکه جامعه ها چگونه باشند وتحمل وپذیرش چه نوع نگاهی را داشته باشند ونسبت به مسائل چگونه برخورد کنند بسیار مهم است ؟ مثلا ما دربعضی از شهرهای بزرگ ایران با این مورد مواجه هستیم که حتی افراد براحتی دوست دخترها وپسرهای خود را به همراه خود درون خانواده می آورند وخانواده ها برایشان مشکلی نیست واین مسئله را می پذیرند اما در بعضی موارد حتی طرد وقتل را انجام می دهند. مثلا در منطقه جنوب خود دیدم بعضی از روابط غلط در حال عادی شدن وجزئی از وجود جامعه می شود وزشتی های در حال از بین رفتن است دراین منطقه حتی اگر تا دیروز به خاطر همسرانی که به دلایل شغلی حضور در حوزه های خلیج پیدا می کردند وزنان راه صبر وتحمل در پیش می گرفتند ما می بینیم که دربسیاری از موارد با زنانی که چند همسر دارند روبرو می شویم همسرانی که از لحاظ مادی برای آنهاهستند ودر حال کار هستند وهمسرانی که باید درکنار خود داشته باشند و از لحاظ جنسی وعاطفی آنها را تامین کنند واین دیگر زن دیروز نیست که تحمل وصبر کند اصلا بینش دیگری پیدا کرده واینکه مثل زن گذشته باشد ناپسند می داند زنیکه خواستی به زور به او تحمیل شده بود ونمی توانست از زندگی خود استفاده کامل ببرد ؟ مسلما این نوع نگاه وفردیکه دیدگاه ابزاری ومادی دارد درتربیت کودکان خود هم نمی تواند بینش درست وارد کند، نمی تواند گزینه های مثبت ایجاد کند. البته این به معنای پذیرفتن عکس آن هم نیست زنیکه درآرامش کامل نباشد آرامشی که درکنار زوجش باید برای او ایجاد می شد مسلما باعث عدم تربیت وبینش درست نسبت به فرزند خود خواهد شد ونمی توان یکطرفه به موضوع پرداخت. 8- زنا هرچند برای افرادی که با سن بالاتر هستند رفتاری معقولی تر مواجه هستیم در سنین پایین به علت عدم آموزش چنین رفتاری دیده نخواهد شد. 9- امکان دارد افرادی که به عنوان روابط نامشروع قبلا در زندگی ما دیده شده اند بعدها درآینده همچون بختکی به زندگی ما بچسبند وسلب وآرامش وزندگی را از ما بگیرند. علاوه برآن امکان دارد دیگر این فرد هیچگاه بعد از ازدواج نتواند موارد گذشته خود را نادیده گرفته وآن را از خود دور کند وباز حضور آن را در زندگی خود حس کند هرچند که امروز بخواهد زندگی درست داشته باشد.
به نظر من باز نیار به بحث وبررسی وکار بیشتر روی موضوعات هست.
دوست عزیز امه الله به نظرمن هر فردی با فرزندان خود باید دوست باشد که براحتی، آنها در کمال آرامش بتوانند نیازهای جنسی وفکری خود را با والدین خود درمیان گذارند وبرای هرکودک وفرزندی بالاخره این سئوالات وخواستها ایجاد خواهد شد دیر یا زود دارد اما سوخت وسوز ندارد . پس برای تصمیم گیری درست باید این روابط ایجاد شود که به نظرمن در بین خانواده ها وجود ندارد اصلا آموزشی دراین ارتباط نیست . نسبت به فرزندانتان به نظر من قبل از هرچیز باید این مسئله را در نظر داشته باشید واگر دخترانتان به سنی رسیده باشند که این مسائل برایشان مطرح شده و براحتی و درآزادی کامل صحبت کرده واز سوی شما عیب ندانسته حتی توی دهن آنها نکوبیده باشید به نظر من می توانید موفقیت بیشتر کسب کنید نه اینکه بخواهیم خواسته ای را تحمیل کنیم. فرزندانی که بدلایل مختلف از جمله کوچکی ،حتی بزرگسالی ،حتی در زمان ازدواج منابع درست برای آموزش درست ونگاه درست نسبت به مقوله یا به نام مسائل جنسی ندارند این چیز طبیعی است که آموزشهایی از سوی جامعه ومنابع نادرست به آنها تحمیل می شود که امکان دارد آنها را از رشد درست و بینش درست باز بدارد . ماذهن جستجوگر واین غریزه را نمی توانیم در انسانها متوقف کنیم بلکه باید ما آن را در مسیر درست قرار دهیم و به اطرافیانمان کمک رسانی را انجام دهیم واین خیال باطل وتوقعی بی جا خواهد بود که از یک جامعه فساد زده توقعی زیاد از اطراف داشته به خصوص افرادی که امکان دارد ضعف ایمانی داشته باشند یا از صبر وتحمل زیادی برخوردار نیستند برای همین من در برخورد با این جوامع بیشتر نظر براین دارم یا فرد خود تصمیم گیری شخصی کند یا اینکه گروها حرکتی صورت گیرد بااین وجودضررها رابیان کردم به معنی این نیست که مسائلی که قبل عنوان شد نادیده گرفته شود. خداوند برانسان سخت نمی گیرد، خدا اول راه حل می دهد(براساس آیات قرآنی)
اما فراموش نگردد این آیه قرآن:
بیگمان کسانی که دوست می دارند گناهان بزرگی درمیان مومنان پخش گردد ایشان در دنیا وآخرت شکنجه وعذاب دردناکی دارند.خداوند می داند وشما نمی دانید.(سوره نورآیه19)
این آیه تنها بدین نیست که افراد گناه را دربین جامعه پخش می کنند بلکه افرادیکه بینش درست نمی دهند ونگاه تنگ نظرانه وارد جامعه می کنند وبا آداب ورسوم غلط موجب افزایش گناه می گردند بازهم این آیه شامل حالشان است یعنی تنها ازاین بعد به مسئله نگاه نشود که تنها افرادی با دیدگاههای افراطی امکان دارداین آیه شامل حالشان شود برعکس آن هم درست است. افرادی که می توانند برنامه هایی در جامعه ایجاد کنند یا ازدواج درست را برای افراد ایجاد کنند ودر فرد برای رسیدن این خواسته اش یاری رسانند. هم شامل حال آنها می گردد. افرادی که در پرداخت اموال خود به نیازمندان کوتاهی می کنند وموجبات فساد آنها رافراهم می کنند .شامل حال آنها ودر فساد وزنای آنها شریک هستند آنها در حال ارتکاب زنا هستند هرچند خود عامل بدان نیستند اما جامعه را بدان مسیر کشانده اند.
فراموش نگردد ما در بیشتر موارد با بلوغ ناخواسته جنسی در جامعه روبروهستیم که متاسفانه همان طورکه قبلا گفتم به علت خط قرمزها نزد دینداران وعدم پرداختن درست نسبت به این مقوله وواقعیتها را نادیده گرفتن وعدم درک درست نسبت به جامعه وهستها را درنظرگرفتن درحال تحمیل نگاهی از بایدها وخواستهایی نامعقول بدون بررسی درست هستند .آنها این درک را نمی کنند دربعضی موارد افراد خود هم ناراضی به موضوعات ومسائلی هستند که انجام می دهند اما این چیزی است که برآنها تحمیل شده ،سپس با نگاهی منفی با آنها برخورد شده وراه حلی ارائه نگرددوازجامعه طرد شوند رفتاری غیر قابل تحملی از سوی دینداران است. با وجود اینکه این یکی از نیازهای بشری است ومورد تایید خداوند اما متاسفانه سایتهای دینی کمی می توانی ببینی که بررسی درستی انجام دهند. آنها بیشتر در رویاها زندگی می کنند تا واقعیات جامعه را بتوانند ببینند ودرک کنند. با این وجود من فعلا نمی توانم باتمامی این مشکلات اگر فردی ازجامعه مرتکب زنا شد این را گناهی از سوی او بدانم مگر اینکه در این زمان از سوی دینداران راه حلی ارائه گردد. تا زمانیکه اساسی ترین موضوعات قرآنی از سوی جامعه مورد قبول واقع نشده ونهادینه سازی انجام نگرفته و امکانات وراه حلهای درست ارائه نشده ،خواستار مسائل حاشیه ای ومواردی که بعد از آن مطرحیت پیدا می کنند وتوقع از جامعه داشتن امری نامعقول به نظر می رسد.
متاسفانه همان طورکه می بینید نسبت به این مسئله تا حال به غیر از نظراتی که بین من وشما رد وبدل شده،کسی نظری ارائه نمی دهد واین نشان از عدم پرداختن ومهم بودن این مسئله نزد دیگران دارد.
امه الله
سلام بر شما
خيلى خوب و زيبا شرح حال را بيان كرديد.
درست است .
براى امثال من اولين راه نجات فرزندانم از فساد موجود در جامعه ، دوستى و ارتباط نزديك دوستى با آنان است تا در وقت مناسب خودشان بتوانند با شجاعت احتياجات خود را بيان كنند.
شايد اين اعتراف جايش باشد كه بگویم من به اندازه ی شما به این حکایت فکر نکرده بودم!
و شما ته و توی این حکایت را به خوبی شرح دادید.
سعی خواهم کرد با افراد آشنا و دلسوز به بحث نشینم و از آنان خواهم خواست با دیده و بینشی نو به این حکایت بنگرند.
الله با شما باد.
اما اینکه خداوند راه حل نجات جامعه از فساد اخلاقی را چگونه بیان فرموده است بلاشک بهترین موضوعی ست که اکنون مرا بخود مشغول کرده .
و شکی ندارم که اگر ما راه حل را خوب ارائه نداشته ايم تقصبر از كج فهمى و نقص ادراك ما از اوامر الهي ست.
اميدوارم در آينده بيشتر به درك سخنان شيرين وحى بنشينيم تا شايد بينش و ايده هاى ما قرآنى شده و سبب نجات خود و جامعه شويم.
الله مدد
محمد:
سلام
دوست عزیز امیدوارم گامهای مفید از سوی شما برداشته شود
متاسفانه فرهنگ هندوانه زیر بغل خود نهادن ، مشکلات را پوشاندن وپنهان کردن وخود را خوب وعالی نشان دادن نه تنها موجب رشد انسانی نخواهد شد او را بیشتر به مسیر سقوط می کشاند ومتاسفانه اگر به افرادی که نقد می کردند بهتر نگاه میشد دیگر ما مشکلات نداشتیم عدم توجه به اینکه افراد چه می گویند بلکه توجه به اینکه که می گوید موجبات لطمات جبران ناپذیری خواهد شد که تنها افراد می توانند خود را فریب بدهند
این مشکلات تنها به عدم وجود زمینه های درست ازدواج برای افراد ، یا بلوغهای ناخواسته یا زمینه فساد نیست . متاسفانه در مورد مسائل جنسی بحث وسیع و عدم نگاه درست هم وسیع است . علاوه برآن اگر امکانات ازدواج هم وجود داشت متاسفانه افراد پیش زمینه های ازدواج را درست درک نکرده اند وبعد از ازدواج به مهارت لازم دست پیدا نکرده اند حتی از لحاظ فرهنگ درست جنسی رشد ندارند. چند وقت قبل بود یکی از دوستان مذهبی بود از مشکلات جنسیی از من پرسشی کرد (ایشان ازدواج کرده بودند درحالیکه من مجردم). برایم عجیب بود که چرا باید این پرسش از من شود به هرحال هر چه باشد من نه تجربه هایی در این زمینه داشتم ونه تخصص لازم ،هرچند او می دانست که من مطالعاتی دارم اما من خود را در حدی برای پاسخگویی ایشان نمی دیدم اما براحتی مشخص بود که ایشان مهارت لازم را کسب نکرده اند ومتاسفانه من اول نفهمیدم بعد خوب فکر کردم دیدم او غیر مستقیم مشکلات جنسی وازدواج خود را بیان می کند ومتاسفانه عدم آمادگی لازم درجامعه تا براحتی فرد این خواسته خود را بیان کند او را دچار مشکلاتی کرده بود .
آمار سرسام آور رشد طلاق در ایران، طلاقهایی که مثل آب خوردن است حکایت از عدم وجود امکانات وفرهنگ ومهارت های درست است. طلاقهایی که زشتی آن ازبین رفته ، طلاقهایی که در عرض یکی دو روز تصمیم گیری می شود . برای همین من اگر بخواهم ازدواج بکنم با این مسائل می ترسم . درست است که در نگاه ابزاری ومادی غرب ، افراد با نگاه سکسی محض به همدیگر نگاه داشته باشند یا اینکه تنها در مادیات وارزشهای غیر انسانی برای رسیدن به هم تلاش کنند مضر برای جامعه است و فرهنگی جا افتاده با عنوان ازدواج با مرد پولدارتر، زن سکسی تر وزیباتر واین یعنی ارزش مادی دادن برای افراد. ازدواج با مرد پولداتر یعنی فحشا وفروش سکس خود یعنی مبادله برای کالا وابزاری نگاه کردن وفحشای پنهان .بیخود نیست درقرآن ایماندارن را برای هم در نظر می گیرد ومعیار انسانیت می شود سپس ایمان در نظر ودیدگاه اولین موضوع می شود اما نمی توان جنبه مادی انسان را هم در نظر نگرفت یا نادیده گرفت بلکه زمانیکه از حد اعتدال خارج می شود یا به عنوان اصل قرار می گیرد مشکل ساز می شود اما مشکل از آنجا حادتر می شود که مثلا جوان چگونه می تواند دراین جامعه بحران زده وغیر قابل اعتماد، اعتماد کند وبگوید اگر می خواهد فردی را به ازدواج خود درآورد حتما ایمان هست حال اگر به ازدواج درآید وایمانی نباشد یعنی از هر دو لحاظ به خود ضربه زده وهمه چیز را از دست داده است در اینجاست که دیگر همان چیزهایی که نباید ارزشمند شود ارزشی بیشتر خواهد گرفت. ازدواج در حال حاضر تنها ریسک است. ریسکی پرخطر ، فرد در کنار دیگری نه تنها امکان دارد ایمانی نیابد حتی مسائل مورد ارزش گیری جامعه را هم ازدست بدهد، درآینده حمایتی از سوی جامعه برای او نخواهد بود وامکان به وجود آمدن مشکلات بیشتری خواهد بود، فرزندان طلاق از جمله این مسائل است. حال این جوان باید بررسی کند چه گامی برای او هزینه کمتر وراه حل سریعتر وبهتر خواهد داشت. ذهنی انباشته از مشکلات، فشارهای عصبی، فساد جامعه ، نیازهای جنسیش، عرضه های سکس وفساد، عدم راهکاری درست برای ازدواج موفق، عدم وجود مهارتها وآموزشهای درست وکافی ، عدم آرامش درون وبیرون از خود، واماندن از رشدهای لازم و .... درمقابل دستیابی به راهی کم هزینه برای دوستیابی وزنا. مسلما او راه دوم را انتخاب خواهد کرد.
امه الله
سلام بر شما
تحقیقات شما بسیار عالیست و ممکن است به نتیجه ی خوبی هم برسید.
منتظر نتایج این زحماتتان هستم.
و خودم هم سعی خواهم کرد به این امور از دیدگاه توحیدی و بدور از تعصب بنگرم.
آنچه را نباید فراموش کرد تجربه ی افراد است.
به عقیده ی من بهترین راه علاج پیش بینی و جلوگیری ست نه فرصت دادن به یک بیماری تا ریشه دواند و صعب العلاج شود.
غریزه و رغبت جنسی حتی در کودک و حتی نوزاد نیز وجود دارد!
اما وجود این غریزه دلیل بر رشد و ادراک صاحبش نیست.
بایستی تا حدود توانایی به این غرایز جهت بدهیم تا در وقت خودش مورد بهره برداری صحیح شود و سبب عقده روانی افراد نشود.
ممکن است حرف زدن آسان و عمل سخت باشد ولی راه بهتر نیست و انسان توسط آفریدگارش مورد امتحان واقع می شود و تنها راه نجات همین است که بتواند سربلند از امتحان بیرون آید.
سعی خواهم کرد به تعدادی از موارد مورد ذکر شما در حد توانایی ام بپردازم.
محمد:
دوست عزیز سلام
این آخرین پیام در قسمت نظرات وبلاگ شماست ومن منتظر جواب از سوی شما می مانم. با وجود اینکه این نظرات را در این وبلاگ درج کرده ام دروبلاگم بار دیگر قید خواهم کرد ودعوتی دوباره از دوستان ،شاید بتوان راه حلی برای جوانان وکودکان اسلامی داد. همان طور که گفتم اگر من به عنوان عضوی از جامعه ،هرچند اگر خود مرتکب زنا نشده باشم یا آن را تایید نکره باشم اما ندادن راه حلی درست وآرمانی فکر کردن و واقعیتهای جامعه رانادیده گرفتن و تنها نصیحت کردن بدون داشتن راه حلی، جامعه را به سمت فسادی ،که تنها نقد من را با خود دارد بدون اینکه روشی برای برون رفت از وضعیت موجود داشته باشم و تمامی جوامع را مثل هم پنداشتن و با این شیوه به مصاف با آن رفتن ، با فساد و زنای جامعه همگام هستم.
اما ارتکاب زنا با آن موافقم چون راه حلی نمی دانم . چون اگر هم بخواهم با این جو فساد زده آن را حرام کنم نگاهی ومسئله ای به جامعه باید تحمیل کنم که ظرفیت وتحمل اجابت این خواسته را ندارد وتنها دارم او را از جامعه دینی طرد کرده و مورد بی مهری قرار می دهم . وگرنه زنا همان طور که گفته شد عواقب خود را با خود دارد مثلا در بیشتر موارد زناییکه با یک زن فاحشه نباشد برای دختران وپسران باشد هرچند که در بیشتر موارد روابط حتی بانام دوستی ها ،درجامعه ما پسرها تنها استفاده های عاطفی مقطعی وجنسی را از سوی دوست دختر خود می خواهند معمولا دخترها به گونه ای دیگر خواهان هستند ومی خواهند همسرانی برای آینده شان باشد حتی کمک زیادی امکان دارد به جنس مخالف خود بکنند که بعدها موجبات ناراحتی شان فراهم کند .اگر پسری بعد از رسیدن به دختر وتماس جنسی و فروکش کردن شهوتش، حس نیاز به او کمتر می شود در دختران باعث وابستگی بیشتر می شود واین به علت هرمونها و روانها و دو جسم متفاوت است که در کنار هم قرار می گیرد. اما در بعضی موارد مسئله رقابت در زنان است رقابتی تحمیلی اگر تو نخواهی سکسی رفتار کنی وجنس مخالف را به سمت خود کشی دیگر همسری برای تو نخواهد بود ، اگر کیسها وگزینه ها وانتخاب آزادانه برای پسرهاست دیگر برای دختر این امکان وجود ندارد، مردی که امروز در جامعه ما هرچند که به سن پیری رسیده اگر ثروت داشته باشد می تواند همسرانی زیبا که حتی امکان دارد برای جوانان فقیر امکان آن نباشد برای خود داشته باشند ودر مقابل آن دختران تنها انتخاب به آن چند گزینه است که بیاید ونیاید. سنین پیری برای آنها دردسرآوراست واگر در دلربایی وسکسی بودن خود نکوشند باید مردان خود را از کوچه وبازار ودر کنار زنان زیبا جمع کنند. البته نباید این موضوع فراموش گردد که زنان هنوز این مسئله را هم بدرستی درک نکرده اند که اگر برای زنان زمانیکه به سن پیری می رسند مسئله شهوت کمرنگ می شود برای مردان تا آخر عمرشان مطرح است واگر زنان زمانیکه حامله هستند تمایلی به همسرانشان ندارند مردان آتش شهوتی با این جامعه فساد زده در دلشان آتش زده که خاموش نمی شود. زنان به این درک نرسیده اند که اگر آنها دیرتر تحریک می شوند مردان براحتی و زود تحت تاثیر قرار می گیرند . برای همین زنان سکسی تر در جامعه حضور پیدا می کنند .چون براحتی وزود مردان را تحت تاثیر قرار می دهند واینجاست که زنیکه بر مردان ایراد می گیرد خود فراموش کرده که روزی همان مرد امروزش را بااین حیله تحت تاثیر قرار داده وباز امروز با همان روش در جامعه حضور دارد حال که خود حتی مقصر است حتی زنانیکه هم جنس او هستند ودر دلربایی همسر او در تلاشند او نقد برمردان و اول برهمسر خود می گیرد واین رافراموش کرده که جسم وروان مرد به گونه ای دیگر است ومثل او اندیشه وفکر نمی کند اگر او بهتر می تواند خود را کنترل کند. نسبت به مردش در نظر نمی گیرد. زمانیکه زنان کنترل خود وفداکاری از سوی مردان می خواهند خود را فراموش می کنند که اهل فداکاری نیستند مثلا می گویند چرا من باید حجاب داشته باشم من می خواهم زیبا باشم وهر لباسی که دوست دارم بپوشم بگو مردان خود جلوی خود را بگیرند مگر ما باید تاوان اشتباهات و عدم کنترل آنان را بدهیم بگویید آنها جلوی خود را بگیرند وچرا ماباید جلوی خود را بگیریم واوباز فراموش می کند که این همه سکسی از نهاد او برای چیست وهمه اش بر نمی گردد به زیبا بودن و او می خواهد دلربایی کند(در این ارتباط مقاله ای در دست تهیه دارم که بعدا خواهم نگاشت) این زن همانی است که تاب تحمل در کنار زن دیگری ماندن را ندارد حتی اگر به او بگویی که این زن بیوه وفرزندانی دارد، پس توقعات وفداکاری ها، جسمها ، نیازها باید از هم بازشناخته شود.
می گویند این نوع نگاهی است که به زن تحمیل شده وگرنه زن هم از لحاظ شهوت کمتر از مردان نیست باید گفت این در ارضاع جنسی است که حتی دیرتر به ارضا می رسند ومعمولا مردان این درک درست نسبت به همسرانشان ندارند وزن را درحاله ای از شهوت رها می کنند واو باید در ارضاع خود بدنبال نهاد بیرونی باشد واگر این حرفها درست بود زمانی کاربرد داشت که ما تنها بخشی از جامعه ها را جدا کرده باشیم واینگونه برخورد داشته باشیم درحالیکه ما در تمامی جوامع با این گزینه روبرو هستیم. اگر مرد غرب با سکسی بودن زن جامعه اش زود تحت تاثیر قرار نمی گیرد او شهوتهای خود را قبلا ریخته وامروز چیز دیگر وشهوت دیگری می خواهد او قدرت کنترل را از دست داده، وغریزه خود را در حد افراطی به حدی که به سوی تجاوز، حیوانات، همجنس بازی کشانده ، چیزی که طبیعت برای حفظ خود آن را منسوخ کرده واگر هم دیده شد به ندرت یا زمانی بوده که برای او امکان غریزه درست جنسیش نبوده وگرنه او هیچگاه حرکتی وگامی خلاف آن برنمی دارد.
اما زمانیکه جامعه در عرصه های سکسی برای هر دوجنس مواردی زیباتر، راحت تر انوع گوناگون عرضه می کند می توان جامعه را در کنترل یاری رساند. اصلا ما نمی توانیم که این مسئله طبیعی انسان را نادیده بگیریم. مردی که زنش برای او عادی شده ودر جامعه با گزینه های زیباتر روبرو می شود آیا خواهد توانست جلوی خود را بگیرد؟ زنی که از سوی همسر خود در ارضایش ناکارآمد است واو را در اوج شهوت رها کرده وبا مشکلات کاری ومشغله ها نمی تواند او را یاری رساند وسپس همین زن از سوی مردان به خود فراخوانده می شود می توان خود را حفظ کند؟
در مورد مواردتجربی بودن، زمانیکه منابع درستی وجود نداشته باشد اینکه افراد پناه به این مسئله ببرند چیزی طبیعی است ، هرزمانی که نسبت به این مسئله پیگیری هایی انجام دادید منو با خبر کنید با تشکر از همراییتان
امیدورام دیندارن بیشتر این موضوع را مورد توجه قرار داده ومورد بحث وبررسی قرار دهند؟
امه الله
این سخنتان اشکال داشت:
"" البته نباید این موضوع فراموش گردد که زنان هنوز این مسئله را هم بدرستی درک نکرده اند که اگر برای زنان زمانیکه به سن پیری می رسند مسئله شهوت کمرنگ می شود برای مردان تا آخر عمرشان مطرح است ""
این واقعیت علمی را بسیاری از مردان نمی دانند که شهوت تا آخر عمر هم برای مرد و هم برای زن یک غریزه ی زنده باقی می ماند.
هم زن و هم مرد در سن 50 سالگی دچار یائسگی یا Menopouses مى شوند!
فقط زن ديگر باردار نمی شود در حالیکه مقداری اسپرم هنوز در مرد فعال باقی می ماند.
این اشتباه بجز در میان پزشکان وجود دارد که مرد هرگز دچار کاهش غریزه ی جنسی نمی شود!
غربی ها در سنین پیری هم ازدواج می کنند زیرا احتیاجات خود را تشخیص می دهند اما در محیط اسلامی با یک نوع فرهنگ غیر طبیعی مواجه هشتیم که پیرمرد می تواند با دختر بچه ازدواج کند در حالیکه یک رن نسبتا پیر نمی تواند حتی با هم سن و سالش هم ازدواج کند!
نوشته شده توسط محمد در یکشنبه چهارم اسفند 1387 ساعت موضوع سکس ومسائل جنسی | لینک ثابت
چندی قبل بامطالبی پیرامون مسائل ومشکلات جنسی به روزشدیم که ازآن زمان تاکنون پاسخی نسبت به آن ازسوی کسی اعمال نشده است .البته آن بیان هابیشترفتح بابی برای جستجوی راه حلی برای مسائل ومشکلات این موضوع نسبت به جامعه هایی که امروزوجودداردبود.امادرمورداینکه چراخداوندازکودکی وبدوتولدمسئله جنسی رابه صورت بالقوه درانسان قرارداده است امری مجهول برای بشریت است (البته تاچیزی که من اطلاع دارم) وامیدوارم روزی این امرمشخص شود.این مسئله بین انسان وحیوان مشترک است وجزغرایزاست .
ومی دانیم اگریک جامعه پاک واخلاقی وایمانی باشدماباین مسئله مشکلی چندان پیدانخواهیم کردمگردراستثناها، ومثل جوامع امروزی نخواهدبودکه بالفعل رسیدن وغیرقابل کنترل بودن درغیرزمان خودباشدوبرای امروزبایدچگونه نگریست وبیان داشت من جوابی ندارم جزاینکه درابتداقبل ازهربیان وحرکتی دررشدانسان هاازلحاظ فکری واخلاقی بالاببریم وسپس سعی کنیم جامعه رادرمسیردرست مسائل جنسی قراردهیم،هرچندکه افرادبابالابردن ایمان ونگرش خودمی توانندبهترنسبت به این مسئله موضعگیری کننداماهمه ازاین امردریک سطح نیستند.
درزمانیکه من قیداین مطالب رامی آوردم دوستی ازمن خواست که مطالبی هم درموردهمجنسگرایی داشته باشم . انسان اگرازفطرت وغریزه خوددورشودوبرخلاف آن عمل کندازرشدوتکامل خودودیگران جلوگیری می کند واگرانسان نفهمدانسان برای چه ساخته شده است ؟ هدف ازآفرینش اوچیست ؟آیاجهانی دیگروجودداردیانه و مسائل دیگرکه به مسائل انسان شناسی مربوط می شوددرواقع درتصمیم گیری وحرکت خوددچارمشکل می شود.
همجنسگرایی چیزی است که دربین انسان وحیوان مشترک وجزغرایزاست من می گویم برویم وبه حیوانات نگاه کنیم آیاآنها برخلاف این غریزه کارمی کنند(مگردراستثناهایی که امکان داردمشکلاتی ازسوی حیوان باشدیاشرایطی غلط برای حیوان باشدتاحدودی خودم این مواردرابرای حیوانات اهلی دیده ام چون باحیوانات اهلی سروکارداشته ام وازآنهانگهداری کرده ام) چراانسان برخلاف این عمل می کند،اگربایدهمگام باطبیعت کارکندونظم وقوانین آن راازبین نبرد؟انسان برخلاف آن کارمی کندچون انسان اختیاروحق انتخاب دارداماحیوان مجبوراست براساس چیزی که درست است حرکت کند.اگرحرکت حیوان غلط بودبایدبه طبیعت صدمه می زدامااواین کاررانمی کندوهیچ گاه صدمه ای به طبیعت نزده است اماانسان هااین کارراکرده اندباداشتن حق انتخاب واختیارشان وبارهابرخلاف رشدوتکامل خودوطبیعت کارکرده اندوآیامی خواهندبگوینداندازه یک حیوان هم نیستند.به هرحال این امردررشدوسلامتی انسان مضراست.
برای درک این موضوع دوتافایل برای شمادرنظرگرفته ایم.
درمحکومیت همجنسگرایی اثرمصطفی حسینی طباطبایی :
http://www.quranian.net/modules.php?name=Downloads&d_op=getit&lid=120
ملاحظات نافرجام درباره همجنسگرایی اثرمصطفی حسینی طباطبایی:
http://www.quranian.net/modules.php?name=Downloads&d_op=getit&lid=129
درمقاله دوم آقای طباطبایی درنقدآراونظرات آرش نراقی برآمده اندکه ایشان خواسته اندهمجنسگرایی راامری الهی بپندارند.
چگونه انسان برخلاف سرشت وفطرت وغریزه انسانی می خواهدعمل کندحتی خودرابدترازحیوانات می کند.
نوشته شده توسط محمد در جمعه چهارم مرداد 1387 ساعت موضوع سکس ومسائل جنسی | لینک ثابت
شایداین گزینه هافراموش شداماحال که این مورددست یافته تانظردوستان اعمال شودذکراین گزینه هامی تواندمفیدباشد:
1-قرآن بیشترازاینکه به هست های جامعه بپردازدجامعه آرمانی وبایدخودمعرفی کرده است درنتیجه دربیان این موضوع هم مانمی توانیم واقعیات جامعه رانادیده گرفته وسخن ازجامعه آرمانی برای پیاده سازی داشته باشیم حتی برای گذرازجامعه های فاسدزده ورسیدن به آن جامعه هم برای تمامی گزینه هاوجامعه هابیان نداشته یاکلی بیان کرده است
2-درقرآن نگرش به موضوعات رابه صورت کلی داشته وبه جزئیات نپرداخته است ونیازی هم به این موضوع نبوده وگرنه مابایدشاهدکتابهای قطوردرکنارقرآن بودیم درنتیجه این ماهستیم که بایدبراساس ریشه های قرآنی گزینه های دیگررابراساس جامعه ومکان وزمان وعلم بشری سخن داشته باشیم ودرمورداین موضوع هم باتوجه به خط سرخهایی که نزداسلام گرایان وجودداردخوب پرداخته نشده است درنتیجه نمی توان باداشتن نگاهی تنهابه قرآن، برای امروزسخنی دید
3-هرگونه تجربه سکس که قبل ازادواج صورت گیرددرروحیه فرداثرمنفی داشته ومعمولادرگزینه های نادرست آن راجستجومی کندمثلاتجربه سکس بایک زن فاحشه مطمئنن متفاوت ازهمسرانسان است که امکان دارد
4-هرانسان مومن قبل ازپرداختن ودرست کردن نگاه خودبه مقوله سکس یاواکنش نسبت به این مسئله بایدگزینه های مهم تررادرخوداصلاح کندهمانگونه که می بینیم پیامبرنسبت به یارانش اینگونه عمل کرد
وامانظردوستان دربحرانی به نام سکس3
قاسم:
سلام علیکم
موضوعی را که شما انتخاب کرده اید خیلی مفید است
ولی حیف که جامعه ی ما را بعضی از افراد عالم نما به فساد می کشاند
واعظان کاین جلوه بر محراب ومنبر می کنند
چون به خلوت می روند ان کار دگر می کنند
مشکلی دارم ز دانشمند مجلس باز پرس
توبه فرمایان چرا خود توبه کمتر می کنند
بنده ی حقیراین عالمانی را که اجتهاد می کنند صیغه حلال است دعوت می کنم که از الله تعالی پیروی کنند
الله در قران می فرماید :اتامرون الناس بالبرو... مردم را به نیکی دعوت می کنید ولی
خود انجام نمی دهید.
پس این علما اگر می گویند حلال است ایا قبول می کنند که برای چند روز مادرشان یا خوهرشان یا زنشان یا دخترشان یا... پیش یک مرد اجنبی باشند وبعد از سیر شدن از هم جدا شوند البته کن نه
خدایا کمکمان کن وما را از این فساد اخلاقی که راهبان ومثلا ایت الله هاحرام تو را بر این مردم جاهل حلال کرده اند رها کن
راستی دوست عزیز چر به کلبه ی حقیر ما سر نمی زنید
درست است در کلبه ی ما غیر از خرما واب پیدا نمی شود
شوخی کردم محمد جان ناراحت نشی
جزاکم خیر الله
دل تنگ:
گفتم: کجا؟ گفتا: به خون.
گفتم: چه وقت؟ گفتا: کنون.
گفتم: سبب؟ گفتا: جنون.
گفتم: نرو، خندید و رفت.
سلام...
دوست عزیز
صحبت در باب این مسائل بسیار گفته شده اماآن قدر نقل و حدیث و دستکاری در احادیث فراوان است...آنقدر به نام ائمه به از اعتقادات و سادگی و نادانی مردم در جهت نیل به اهداف شیطانی خود سود جسته اند...که مرز بین راست و دروغ گم شده است.
جایی شنیدم بچه های ما آنطور که ما می خواهیم بار نمی آیند بلکه آنطور که هستیم می شوند ولی حرفه ای تر...
انشاالله آنطور که می خواهیم باشند بشویم...همیشه اصلاح را باید از خود شروع کرد...
التماس دعا...
در پناه حق
یا علی مدد
گدای اهل بیت علیهم السلام:
بسم االله الرحمن الرحیم
سلام علیکم
ممنون که خبر دادی
موضوع جالبی هست
دین و سکس
خب این دو مورد انکار نشدنی زندگی ماست
ولی ما بیشتر به طرف جنبه شهوانی کشیده میشیم
من خودم هم بیشتر به اون مایل هستم
ولی متاسفانه چون کاری است که شروع کردم نمیدونم چه جوری ولش کنم که ابرویم نرود
این وبلاگهای من رو ببینید
خیلی تو کفم
برایم دعا کنید به راه راست هدایت شوم
یا علی یا علی یا علی
گدای ملعون:
بسم االله الرحمن الرحیم
سلام علیکم
ممنون که خبر دادی
موضوع جالبی هست
دین و سکس
خب این دو مورد انکار نشدنی زندگی ماست
ولی ما بیشتر به طرف جنبه شهوانی کشیده میشیم
من خودم هم بیشتر به اون مایل هستم
ولی متاسفانه چون کاری است که شروع کردم نمیدونم چه جوری ولش کنم که ابرویم نرود
این وبلاگهای من رو ببینید
خیلی تو کفم
برایم دعا کنید به راه راست هدایت شوم
یا علی یا علی یا علی
علی دانا:
ريشه تمام خوبي ها در محبت است.تمام ادیان مملو از خرافات است این خرافات را از دین حسین دور کنید اگر حسینی هستید.هیچ معجزه ای با لا تر از این همه گذشت امام حسین نداره (دراین مدت هیچ عمل غیر اخلاقی ازاین افرادو خودش سر نزده در ان حادثه ) چرا به دورغ متوٍسل می شویم. واله امام حسین از شما شفاعت نمی کنه اگر حقایق را نگید. حقایق چیه ؟ چرا اون هارو نمى گید.همه اش سر مردم را با چرت و پرت گرم می کنید. آگر این ,لاک را مفید دیدی انرا به 5 تا از دوستا معرفی کن
عزیز:
سلام
وبلاگ جالبی دارید و به موضوع خوبی پرداخته اید
از زحمات شما متشکرم
محمد صديق حسني:
سلام
دوست عزيز مطالب را مطالعه كردم
در مطالبي كه بيان كرديد ( چه در پاسخ گويي به
عرايض بنده و ديگران و چه در ادامه مطالب س3 )
مسائل را به گونه اي ضد و نقيظ عنوان نموديد و در
ايات نيز بدون توجه به ايات قبلي و ديگر سوره ها
و دخل و تصرف در ايات و اضافه نمودن كلماتي به
ان و با برداشتي كه از اين كم نمودن ها و اضافه اضافه
نمودنهاي خود داشتيد عملا از روند رسيدن به واقعيات منحرف
شده ايد پس چگونه ميخواهيد با اين نوع روند غير منطقي
به نتيجه مثبت برسيد؟
مثلا در كجاي ايه سوم سوره نباء نامي از پستان امده است ؟
ودر سوره نساء هم بعد از مسائلي در زمينه عدم سوء استفاده
از اموال يتيمان ميگويد در صورت ناتواني در عدالت و رزيدن
ميان تعدد زنان يك زن بگيريد ولي ضلم روا مداريد و انهم در
مورد ازدواج با دختران يتيم ميباشد .
واقعيت اين است كه شما دوست عزيز مطالب را نه از ديدگاه
اسلام كه از طعريف خطايي كه خود از اسلام داريد بيان كرده ايد
و انهم با تعصبي كه ناشي از نوعي كج فكريست .
شما از علم ژنتيك و دي ان اي سخن ميگوييد بي انكه بگوييد
اختلافات ناشي از باور نكردنها و خطاهاي دستگاههاي
ازمايشگاهي و يا تداخل و جا به جايي پرونده هاي مراجعين
كه در حال حاظر هم يكي از بزرگترين مشگلات در بسياري
از ازمايشگاههاست و تعداد جمعيت چند ملياردي جهان و
در دسترس نبودن اين نوع ازمايشات براي جامعه فقير و
از همه مهمتر ايجاد رفتارهاي دور از تعهد در ميان زوجين
چه ميشود ؟ در حالي كه اگر مرد به هر تعداد زن هم اختيار
كند با هيچ يك از اين مسائل مواجه نميگردد .
شما با ازدواج زود هنگام مخالفيد ( 16 سالگي ) و با فساد هم
ادعاي مخالفت داريد نه قانون اسلام را مي پذيريد ونه قانون
جوامع غير اسلامي را و از طرفي اگر گفته خود را به ياد بياوريد
نگراني شما در مورد احساس نياز افراد زير 18 سال بود
حال خود نيز عنوان ميكنيد كه راه حل را نيز نميدانيد پس
به قول سعدي ( ره ) يا سخن دانسته گوي اي مرد عاقل يا خموش
و به قول ما كردها ( يا زانا به يا پرسا ) يعني يا بدان و يا بپرس
شما در تزاد با ازدواج زود هنگام و تعدد زن ميگوييد جامعه
نمي پذيرد در پاسخ بايد بگويم جامعه مسيحيت نيز كروي بودن
زمين را از گاليله نپذيرفت ولي سخن گاليله بود كه در نهايت
به اثبات رسيد و جامعه ان روز در برابر ان يك فرد در خطا
به سر ميبردند .
در مورد صيقه اگر از ديدگاه تشيع بنگريم حق با شماست اما
اگر تشيع به خطا رفته است به معناي خطا در اصل صيقه و اسلام
نيست حضرت عمر ( ر ض ) نيز چون مردم با ديد خطا به
اين امر نگريستند ان را حرام اعلام كرد ولي اصل صيقه
به اين معناست كه اگر كسي بخواهد زني را كه توان تامين
زندگي خود و احتمالا فرزندان يتيم خود را نداشته باشد براي
مدتي معين سر پرستي نمايد جهت حفض ابروي خويش و ان زن
اقدام به صيقه مينمايد كه هم به عنوان همسر محصوب گردد و
در صورت وسوسه شدن نسبت به وي گناه محصوب نگردد
و هم تا زماني كه ميتواند وي و فرزندان احتمالي و يتيمش را
تامين نمايد كه خداوند نيز اشاره به ان دارد كه بهتر است
ان ازدواج به صورت دائم واقع گردد و براي ان هم اجري
را مقرر نموده است
اري دوست عزيز همان گونه كه قبلا گفتم مسائل بسيارند
و نياز به همفكري دارد و به قولي ( همه چيز را همگان دانند )
و نه من و نه شما و هيچ كس ديگري نيز نميتواند پاسخ گوي
تمام مشگلات باشد ولي اگر دوستان در تعامل با يكديگر و
بدون تعصب و توهين در راستاي احداف انساني گام برداند
ميتوان با توكل به خداوند و اموزههاي قران كريم و كسب
علوم زمانه فعلي بسياري از مشكلات را حل نمود اما اگر
بخواهيم در بيان ديدگاه خود يك جانبه به قاضي رويم و
نپذيريم كه هر راهي مشگلات خود را دارد و نميتوان
تمام خوبي ها و خوشي ها را بدون پذيرش مشگلاتش
به دست اورد هرگز به نتيجه مثبتي نخواهيم رسيد
كه در اين باره خداوند در قران كريم ميفرمايد
ما انسان را در سختي افريديم و در جايي ديگر ميفرمايد
خداوند با صابرين است .
برايتان ارزوي رسيدن به راهي راست و مفق را دارم .
محمد:باتشکراازاین دوستان وعرض سلام همچنین تشکری مضاعف نسبت به دوست عزیزآقای حسنی به خاطرتوجه به مقولاتی که دراین ارتباط سخن رانده شدومعذرت خواهیی به خاطردوپست قبلی که دوگزینه بانام حسنی بودودرواقع یکی نام ایشان ودیگری کس دیگری بودندوکه ایشان همه جانامشان راکامل ذکرکرده اند.بایدنسبت به سخنان آقای حسنی بگویم اشتباه برخورددوستان بااین وبلاگ ازاینجاناشی می شودکه نام وبلاگ رافراموش کردند(چرا؟)درواقع بایدگفت نویسنده وبلاگ چراتنهاشایدنویسنده ای است که سعی براین داشته باوجودادعای مسلمان بودن خودرافراترحرکت دهدوازجهات ونگاههای مختلف به نظرات ودیدگاههاوافکارومسلمانان واسلام نگاه داشته باشدتاخودودیگران رابه حقیقت برساندواگراسلام حقیقت است(ازنظرنویسنده اینگونه است)پاسخ به اسلام ختم خواهدشدوگرنه پاسخ رابایددرگزینه ای دیگرجست؟!همان طورکه می گویندآنکه پاک است ازمحسابه چه باک است بایدگفت:حقیقت هیچگاه ازباطل نمی هراسدوبیان آنهارادرکنارخودمفیدمی داندچون موجب می شودهمانندنگینی بدرخشد؟!این گزینه هاموجب می گرددکه نویسنده دربیان سعی کندازدیدگاههاوابعادمختلف به موضوعات نگاه داشته باشدکه امکان داردازجهاتی باهم متناقض به نظربرسندویادرواقعیت تناقضی نیست بلکه هرکدام سرجای خودمعنی داردکه درغیراینصورت متناقض دیده خواهدشد(یکی ازدوستان که این بحث هارادروبلاگم دیده بودگفت چرانام وبلاگت راچراگذاشتی؟قبل ازاینکه سخنان من دراین موردپایان پذیردگفت:اولین سخن فرشتگان نسبت به خداوندبعدازآفریدن بشرین این بود؟چرا؟چرااین انسان باوجودروحیه خونخواری وفسادآفریده شد؟فرشتگانی که تاحال باخداونداینگونه سخن نرانده بودوانگارآفرینش انسان باچراهمراه بود)به هرحال من قبلادرموردنام وبلاگ واینگونه بیانهاکاملاسخن رانده ام که نیازی به بیان بیشترنمی بینم ومی توان به مطالب گذشته مراجعه کرد.امادرموردقرآن بایدبگم ازآنجائیکه شماکردایرانی هستیدواحتمالادرایران هم زندگی می کنیدتفسیرنور(تالیف دکترمصطفی خرم دل ) رابه شمامعرفی می کنم که براحتی می تواندمورددسترسی شماقرارگیرددرموردسوره نبااینگونه نوشته اند:ودختران نوجوان نارپستان همسن وسال.....کواعب:جمع کاعب،دختران نارپستان.دخترانی که تازه پستانهایشان برآمده است وازکعب،پاشنه پابزرگترنگشتته است..درموردسوره نساء هم بیان اینگونه است که اگرترسیدیدوبه هرحال تجربه بشری نشان داده وخداهم می داندکه این ترس واین نگاه درانسان وجودداردکه نمی تواندوحسادت زنان دراین موردرانمی توان نادیده گرفت ونمی توان درکناراین حسادت رنگ آرامش ودرستی درزندگی داشت.درموردسنین پایین من قبول ندارم چون آن روحیه آماده ای که ردجامعه برای این مقوله بایددرجامعه ماوجودداشته باشدوجودنداردروانشناسان اینگونه می گویندانسان بایددرزمانی دست به ازدواج بزندکه ازلحاظ فکری به ثبات خودرسیده است وهرلحظه امکان نداشته باشدکه دراهداف ونگاه به آینده ودیگرمقولات زندگیش سستی وجودداشته باشدوهرلحظه خودرابه رنگی درآوردروحیه ای که بیشتردرسنین زیر18سال دیده می شودسنینی که کودک درحال شکل گیری وپختگی خوداست (البته به نظرمن اگردرجایی پیداکردیدکه درسنین پایین آن نگاه احساسی و....درآن کودک وجودنداردوبه حدرشدی خودرسیده است می تواندازدواج کندکه من نمی بینم)برای همین روانشناسان برای ایران سن20 برای دختران و25برای پسران معرفی می کننددرموردصیغه هم می تو.انم بگویم نظربیشتراهل سنت این است که مقوله صیغه درزمان پیامبرحرام شدوربطی به عمرنداردوبه نظرمن این موردکه شمابیان کرده ایدخیانتی بیش درتاریخ نیست وازآنجائیکه من چندان اعتقادی به احادیث(به نقداحادیث مراجعه شود) وتاریخ ندارم واین بیان شماهم درقرآن نمی بینم صیغه راامری ناپسندمی دانم
نوشته شده توسط محمد در جمعه پنجم بهمن 1386 ساعت موضوع سکس ومسائل جنسی | لینک ثابت
....ادامه
حال بیاییدبه گزینه های که برای برآورداین نیازعنوان می شودنگاهی انداخته شود:
مهمترین وبهترین گزینه دراین ارتباط ازدواج است این گزینه به عنوان بهترین راه حل ازسوی دینداران تعریف می شوددرحالیکه درگزینه های بشری اکتفابه آن نمی کنندواین تفاوت درتفاوت شناختی است که این گروههاازانسان می دهندالبته همان طورکه تجربه بشری نشان دادنتوانست بی بندوباری جنسی برای بشریت مفیدباشدچون باعث ازهم پاشیدن مهرومحبت وصفاهای خانوادگی شد،روحیه ای ونگاهی که دونفرباروحیه صرف ابزاری برای برطرف کردن نیازبشری به غیرهمجنس خودنگاه کرداصلاباتعریف غرب برای این نیازنمی توان نگاهی دیگرداشت چون زمانیکه برای برطرف کردن این نیازحدهایی معنی نداردودرصورت توافق دوفرداگرهم غیرهمجنس باشدوارائه لختی خودتاحدی که طرف مقابل به سمت من کشیده شودیعنی من می توانم هرلحظه دربرطرف کردن نیازخودبرآیم وتنهانگاه ابزاری خواهم داشت ودیگرنیازی به ازدواج نمی بینم چون درازدواج بایدچه چیزی راجستجوکنم ؟!گفتیم درازدواج بایدچه چیزی راجستجوکرد؟! شایدگفت:1-مهرومحبت وعشق وعلاقه دوزوج به همدیگر2-برطرف کردن نیازجنسی3-حفظ نسل4-کمال ورشدوتکمیل کردن نقص های همدیگر5-حس پدرومادری—درگزینه اول تنهازمانی می تواندمعنی پیداکردکه دوزوج همدیگرراتنهابرای برطرف نیازجنسی نگاه نکندوواقعااورادوست بدارددربعضی ازکشورهاومناطق غرب برای ایجاداین دیدگاه دردانشگاهها،دختران وپسران لخت کنارهم هستندتابااین دیدگاه همسرخودراانتخاب نکنندوبرای برطرف این نیازدرگزینه های دیگرجستجوکرده ویاباعادی شدن، دیگربرای انتخاب ،دست به معیارهای جنسی وفیزیکی وزیبایی زن نزنندوحتماغیرهمجنس خود رادوست بدارنددرحالیکه این تنهادرنگاه دینداری است که می توان درکناردوست داشتن خوددیگران راهم دوست داشت واگرهم درغرب دربعضی گزینه هابرخلاف این مورددیده می شودنه به خاطرجوابگوبودن نگاه غرب است بلکه این انسانهاهستندکه براساس آن چه که پذیرفته اندوآنچه عمل می کنندمقایسه نمی کنندتاتضادهاومشکلات راببیننددرنتیجه نمی توان دوستی به آن معناداشت وقبلامادرتعریف دوستی بیان کردیم که نمی توان آن راصرف درازدواج دیدواگربااین نگاه به پیش رفت یعنی واردمقوله جنسی شد(اشاره به مقالات عشق ودوستی ومحبت است که به آرشیومطالب مراجعه شودتادرجریان مطالب قرارگیرید) درموردگزینه دوم یعنی نیازجنسی بایدگفت انسان بایدطوری دررفع این نیازبرآیدکه به خودیادیگران صدمه واردنکندنه زمانیکه ازانحراف جنسی استفاده می کند!؟نه اینکه معلوم نیست چه زمانی وازچه گزینه ای استفاده کندتاحدی که سیری خودرادرگزینه های دیگرمثل تجاوزبه کودکان یاهمجنس گرایی یاحیوانات ببیندبه حدی که برای برطرف کردن این نیازوبرطرف نیازخودازحیوانات استفاده کند؟!!طبیعت بهترین گزینه است که به مادرس می دهدهیچ گزینه ای ازغریزه خودنادرست استفاده نمی کندمگرانسان؟!درنتیجه باعث لطمه زدن به خودودیگران می شوداین گزینه مانندغذاخوردن است که اگرانسان پرخوری کندیااین پرخوری راتقدیم دیگران کندیاغذای مناسبی که برای بدنش مفیداست تناول نکندباعث ضربه خوردن به خودودیگران می شودکه البته بایدحدهاواندازه انسان مشخص شودآنچیزی که دینداران یرای جامعه آرمانی بیان می کنندتنهاازدواج وآن هم دریک نفرخلاصه می شودکه به نظرمی آیدباپاک بودن جامعه مشکلی برای زوجین به وجودنیایدچون این انسان تنهاسکس واین دنیایامادیات رانمی بینداماامروزاینگونه نیست وچگونه می توان راه حل دادراستش من نمی دانم ونمی توانم بگویم تنهاازدواج است؟!درموردگزینه سوم وحفظ نسل دیدیم که جهان غرب به بن بست خوردتاحدی که دربسیاری ازکشورهابرای به وجودآوردن این گزینه دست به دادن امتیازات به زوجین می شوندیابرنامه هایی برای تشویق ازدواج می بینندچون اصلافردی که بادیدگاه سکس به فردمقابل نگاه کنداصلانگاهی برای حفظ نسل نمی بینددرموردگزینه چهارم رشدوکمال این گزینه هم به نظرمن همانندگزینه اول است،درارتباط باگزینه آخرهم بشریت بانگاهی که ازانسان داده درخودازبین برده است همان طورکه می بینیم بسیاری ازکشورهابرای خروج ازاین بن بست جوانان راتشویق به ازدواج یابرای زوجینی که فرزندداشته باشندامتیازات قرارمی دهنداصلابرای بشریت امروزاین گزینه بی معنی شده است چون اومی گویدمن می خواهم خوداززندگیم لذت ببرم اصلاوقت این راندارم برای دیگران صرف کنم اگرهم وقتی باشدنمی توانم باصرف کردن برای دیگران ازلذت بردن برای زندگیم کم کنم یالطمه بخورداصلاخودم کی زندگی کنم ومنکرچنین روحیه ای درخوداست
البته درموردازدواج، دیندارن برای حفظ جامعه به مردان ازدواج باچهارزن راهم می دهنددرحالیکه این ازتعریف نادرست دین است درحالیکه همان طورکه خودخداوندازطبیعت بشریت خبرداردمی گویدمردان بایدازاین گزینه خودداری کنندچون نمی توانندعدالت رابرقرارکنندبلکه درصورت به وجودآمدن نیازجامعه دست به این کاربزنندیعنی زمانیکه این نیازوآمادگی درجامعه باشدظاهراقرآن برای برطرف کردن این نیازتنهاموردی که نام ازآن برده ازدواج است وتنهاتبصره ای داردوآن هم به وجودآمدن شرایطی است(اشاره به اوایل سوره نساءآیه 3)وحال اگراین موردراهم بپذیریم که حتی برای رسیدن به تعادل وبرخورداری زنان ازهمسروعدم آلوده شدن زنان به فحشاءدراسلام این گزینه وجوداردهمان طورکه درجامعه خودمان وجوددارداماپذیرشی برای این گزینه درجامعه وجودنداردومردان هم اصلااهل عدالت نیستنداصلامسلمان نیستندوگزینه ای دیگرکه درزن وجودداردوحس حسادت زیادواینکه تنهااومحبت همسرش رابه خودمی خواهدپس نمی توان برای جامعه مفیددانست یابه جامعه ارائه دادوامانقدی دراین گزینه به اسلامگرایان وجودداردکه اگراین تعادل برعکس شودچگونه اسلام می خواهدپاسخ دهدوآیادراین قسمت هم زن می توانداینگونه عمل کندکه بازبیان این موضوع می شودچون نفقه به عهده مرداست وبایدپدرفرزندمشخص شودبرای زن نمی توان این امررامتصوربوداماباپیشرفت علم وراههای پیشگیری که وجودداردنمی توان این دلیل رامنطقی دانست درحالیکه باآزمایشات ژنیتیکی پدرکودک مشخص می شود(درحال حاضردربعضی کشورهااین تعادل بهم خورده مثل کشورچین وهندو..)همچنین باتوجه به اینکه غیرممکن است درتمامی اعصاربه علت حضوربیشترمردان درجامعه وجنگ، تنهاتعدادزنان رابیشترازمردان تصورکرد یااین موردرادرموردآینده دورازدسترسی دانست به هرحال دراین قسمت من جوابی ندارم اماتنهامی توانم بگویم ثابت شده که زن درحفظ ونگهداری خودنسبت به مردان بهترعمل کرده وازلحاظ شهوت، مردان دردجه بالاتری قراردارندواین بهم خوردن تعادل کمتردیده شده است
اماگزینه دومی هم برای برطرف کردن این نیازازسوی اسلامگرایان بیان می شودبانام صیغه یاعقدموقت(مذهب تشیع)درحالیکه این گزینه رااصلامی توان گفت زناوتنهانامش تغییرکرده است وگمان نکنم اسلام بخواهدبازناموافق باشدواین گزینه رابیان بدارددرحالیکه اگرفردی به غیرازازدواج به مسئله سکس نگاه کندیعنی ازحدخارج شده است(اشاره به اوایل سوره مومنون آیات5تا7)امادرصیغه گزینه هایی مثل حفظ نسل ومهرومحبت ورشدوکمالی وجودنداردوتنهابانگاه برآوردنیازجنسی به فردنگاه می شودیعنی آن فرد،فردمقابل راهمانندابزاری برای برآوردنیازخودنگاه کندومدتی دراختیاراوباشدتاازاواستفاده کندوتنهاتفاوتی که بازناداردبایدصیغه ای خوانده شودیعنی زناییکه بایدبامراسمی همراه باشدهرچندکه این دینداران می گویندحداقل نفقه زن به عهده مرداست یااگرفرزندی ایجادشودپدرش مشخص است بایدگفت این هم یعنی یک زنای پولکی تازمانیکه می خواهدازهمسرخوداستفاده کندبایدپول اورابدهددرموردفرزندهم بایدگفت مگردراروپابه غیراین مورددرموردزناهابیان می کننداصلاآیامی توان فردی راکه بانگاه جنسی به همسرخودنگاه کرده وبه این صرف باهمسرخودهم آغوشی کرده،همسری مفیدوپدری مفیددانست ؟؟؟شایدبرای جامعه فسادزده خودمان برای گریزازمشکلات به عنوان راه حل بیان کردتابه آن بایددست یافت امااین هم راه حل نیست چون جامعه ماحتی زنارابهترازاین گزینه می داننداصلاتفاوتی بین این دونمی دانندونگاهی خوب به آن ندارندوآن رانمی پیذیرندواگردرموردمردان اینگونه راه حل دادبرای دختران چگونه می توان اندیشید

واماگزینه سومی هم بانام استمناء وجودداردهمان طورکه بعضی ازفقهابرای نیافتادن درگناه زنابرای افرادی که درشرایط بسیاربدی هستنداین پییشنهادرامی دهندبه شرطی که فرددرباطلاق آن خودرانیاندازدوبرای اوعادی نشود(اشاره به فتوای دکترقرضاوی درفتاوای معاصربرای جوانانیکه دراروپاوتحت فشارهستند)البته به نظرمن این عزیزان ازبدبودن این گزینه اصلاخبرندارندتحقیقات ومطالعات من نشان می دهدکه این گزینه اصلااززنابدتراست ونمی توان درطبقه بندی دررتبه بهتراززناعنوان کردمثلادرزناگزینه ای همچون دردسترس پذیری برای هرزمان وجودنداردامااستمناءاین گونه نیست واستمناءهماننداستفاده ازموادمخدراست که اندک شماری می توانندخودراحفظ کنندوبه صورت تفننی بکشندبلکه بیشترخودراآلوده می کنندبرای بعدازازدواجشان هم مضراست چون برای ارضادرگزینه های استمناءجستجومی کنندولذت کامل رادرآن می بینندوباعث افسردگی وعقده های درونی می شودهرچندکه بعضی ازپزشکان عنوان می کنندازلحاظ بدنی صدمه ای نمی زندامااین عنوان تنهادرصورتی است که درحدمعینی باشددرنتیجه استفاده زیادازآن برای به وجودآمدن نسل بعدی وروحیه آرامش ومحبت خانواده درخطراست واماعنوان این عزیزان رانمی توان موافق قرآن دیدچون مخالف آیات قبلی است وتنهامی توان برای شرایطی استثنابیان کرد
البته برای برطرف کردن این نیاز،انسان دست به گزینه های انحرافی دیگرمثل همجنس بازی،استفاده ازحیوانات هم روی آورده است اماانسان درطول تاریخ ثابت کرده است که اگربرخلاف طبیعت حرکت کندبرضدخوودیگران انجام داده است اصلاازاین انسانهابایدپرسیدچرازمانیکه گزینه های درست وجودداردروبه این گزینه هامی آورداصلادراین گزینه هاچه چیزی راجستجومی کندوآیاتنهانمی توان گفت این افرادنرمال نیستندوبیماری بیش نیستندچون برخلاف طبیعت وفطرت وغریزه خودعمل می کنند؟چراحیوانات اینگونه عمل نمی کنندمگراین گزینه ای مشترک بین انسان وحیوان نیست؟!چرابایدبشریت روی به مواردنادرست بیاورد
البته دربرخوردبااین گزینه می توان ازگزینه ای دیگراستفاده کردوآن هم استفاده ازسرکوب کردن است درحالیکه نمی توان بااین گزینه اصلامبارزه کردهماننداین است که انسان باخوردن خودمبارزه کنداین انسان اصلانرمال نیست (مرتاض هااینگونه عمل می کنند)همان طورکه می بینیم بسیاری ازصوفیان دراعصارگذشته بعدازمبارزه باآن وروی آوردن به خانقاه ،روی به همجنس بازی می آورند(اشاره به شعرهایی ازبعضی ازشعراکه درشعرشان ازنیک پسران و...نام می برند)
ازدوستان می خواهم حتمادراین ارتباط کارکنندچون یکی ازنیازهای مهم جوانان ایران است وامیدوارم این صحبت هامقدمه ای برای پرداختن نسبت به این موضوع باشددرمورداین مسئله نگاه من این است باتوجه به موقعیت وشرایطی که فرددرآن قرارداردبایدتمامی سعی خودراانجام دهدکه دراین بین سالم زندگی کندوحال اگرلغزیدزیادخودراناراحت نکندکه باعث افسردگی هاگرددامابایدبگم بستگی به موقعیت وشرایطش داردوزودهم برای خوددلیل تراشی نکندوتامی تواندازصدمه زدن به دیگران خودداری کندوتامی تواندخودرامشغول کندبه حدی خودراپرمشغله کندکه وقت سرخاراندن نداشته باشدورزش هم یکی ازگزینه های مفیداست
امادوستان تاامکان پذیراست ازمواردسکسی دوری کنندچون روح انان رانابودمی کند
شمانگاه کنیدببینیدچندتاازسایت هایاوبلاگهایی که زیاددینی باشند به این موضوع مهمی پرداخته است درحالیکه یکی ازسوره هامثل یوسف به موضوع جدال جنسی بین زلیخاویوسف وخواست هاونیازهای این موردپرداخته است یاسوره هاوآیات دیگرکه حتی به نحوه آمیزش وشکل گیری جنین پرداخته تاحدی که می گوید:
زنان شمامحل بذرافشانی شماهستند،پس ازهرراهی که می خواهیدبه آن محل درآئید....(سوره بقرهآیه223)-----مسلما پرهیزگاران،رستگاری ودستیابی بهره ایشان می گردد،باغهای سرسبزوانواع رزهاودختران نوجوان نارپستان همسن وسال...(سوره نباآیات31تا33)-----انسان بایدبنگردودقت کندکه ازچه چیزی آفریده شده است!اوازآب جهنده ناچیزی آفریده شده است،آبی که ازمیان استخوان پشت واستخوانهای سینه بیرون میآید(سوره طارق آیات5تا7)
سوره هاوآیات زیادی ازقرآن به مواردی ازنیازهای بشری می پردازند؟!ودرحالیکه درنمازخوانده می شوندوبه کودکان آموزش خواندن آن می دهند؟!اسلام گرایان ازپرداختن به آن خودداری می کنند؟!وآیاانسان برترازقرآن است که ازپرداختن آن خودداری می کندیاآن راجزءخط قرمزهامی داندوآن رازشت وبدمی داندکه حتی به گونه ای اگراین بیان ازسوی فردی رخ دهدآن فردی بدوفاسدمعرفی می گرددهرچندکه نمی خواهم پردازش زیادبه این موضوع حیاهاوحرمت هاراازبین ببردولوس شوداماحداقل جایی ونیازی که این خلابایدپرکندهم وجودندارد—شایددراینجابسیاری ازمنتقدین به اسلام بگویندکه اسلام دینی سکسی است چون بسیاری ازگزینه هامواردجنسی درآیات و...آنهاوجودداردامابه نظرم بیان این مقالات به خوبی نشان می دهدکه این یکی ازگزینه هاونیازهای بشری است که نمی توان نادیده گرفت یابیانی نداشت
تحمل وصبراگرباگزینه هایی همراه نباشدنه تنهامفیدواقع نمی گرددباعث ناراحتی هاوعقده هاوافسردگی و...می گرددکه نه تنهابرای شخص مضرواقع می گرددباعث تزریق به نسل هاواشخاص دیگرهم می شودیاانسان راازکارهای مفیددیگروپرداختن گزینه های دیگربازمی دارد
بیان تمامی این موضوعات ازاین جهت نبودکه دردفاع ازدست آوردهای بشری برآیدچون این دست آوردهاونظریه هاونگاههانه تنهابرای بشریت به آن معناحرفی برای گفتن نداشته است موجب گشته که انسانهاازانسانیت فاصله گرفته وازلحاظ زندگیی پاک وسالم وپرازمهروصفاتبدیل به زندگیی که پرازمادی گرایی بگرددزندگیی که اگربایدبراساس دوستی ومحبت باشدبانگاه مادی وابزاری یابه همراه خودبیماری های روحی وفیزیکی به ارمغان آورده است به هرحال بیان این موضوعات تنهابرای متوجه کردن دینداران برای شناختن مشکلات ونیازهاوسئوالات بود
درپایان بایدبگم پرداختن این گزینه انسانی بدون شناخت درست انسان وگزینه های دیگرانسانی وشناخت جامعه هاامکان پذیرنیست ونمی توان آن راازگزینه های دیگرانسانی جداکرده وجداگانه به این موضوع پرداخته شودهمان طورکه امروزدرزندگی بشری شده است و.....
نوشته شده توسط محمد در پنجشنبه بیست و هفتم دی 1386 ساعت موضوع سکس ومسائل جنسی | لینک ثابت
بزمجه:
کی گفتی زنا بده؟ خیلی هم خوبه آبجی داری؟
سعد:
سلام.
جایی خوندم که 95% ایدزی ها از همجنس بازها هستند.(اگه بتونید آمار همجنس بازی رو پیدا کنید و در وبلاگ بذارید خوشحال میشیم.) اگه میشه در مورد همجنس گرایی هم مطلب بنویسید. چون کار زشتیه و خدا هم تو قرآن 2 جا از قوم لوط حرف زده و اونها رو سرزنش کرده.
یه انتقادی دارم. حرفاتون رو طوری مینویسید که خیلی وقتها باید برگردیم و از نو بخونیم و حتی متوجه نمیشیم چی گفتین. اگه میشه جملات رو کوتاه تر کنید، سعی کنید واضح تر بنویسید و از کما (،) هم لابلای کلمات و جملات استفاده کنید.
قاسم:
سلام علیکم
دوست عزیز موضوع لازم وضروری را پیگیر شده ای خدا خیرت بدهد.
رها:
سلام
این موضوعی که تمام جامعه شناسن و روان شناسان باهاش درگیرند
شما که برا هر چیزی به قران رجوع می کنید پس الان هم همین کارو بکنید از قران دلیل بیارید .ا
شما نمیتونید بگید چرا خدا اینجوری افریده بلکه باید حکمتشو پیدا کنید
نادم ولی:
سلام
مثل اینکه در این کشور اسلامی شما یکی به فکرم هستین
ناجی کرد:
بسم الله الرحمن الرحیم
دوست خوب و عزیزم
سلام علیکم و رحمه الله و برکاه
در مورد این پست اخیرتان حرف ها برای گفتن دارم اما افسوس که وقتم بسیار تنگ است
لذا به گفتن این مختصر بسنده می کنم چون دلم نیامد نا گفته بماند
مساله ای که شما عنوان کردید یکی از اصلی ترین مسائل و اصولی ترین مسائل برای هر شخص است
به نظر بنده انتقاد هایی که کرده اید از جهاتی معقولانه و درست و از جهاتی هم جوابگو نیست .
انتقاد های شما بیش تر جنبه ی مقطعی دارد یعنی برای یک مدت زمانی خاص و با پیش فرض قرار دادن یک موضوع و آن هم وضع بد اخلاقی در کشورمان است
می خواهم نگاهی آسیب شناسانه به این مساله داشته باشیم
من مسائل اخلاقی را در یک کلمه خلاصه می کنم و آن "زور و قلدر مآبی است"
برای بررسی این مساله چند دهه به عقب می رویم و به مساله ای که ابتدا یا مقدمه سکس است می ردازیم و آن حجاب است
آن گاه که شاه ایران یعنی رضاشاه دستور به کشف حجاب داد
عکس العمل مردم در آن زمان معکوس بود یعنی درست مقابله با زور و کاری کردند جهت مقابله با زور
اگر گریزی بزنیم به وظعیت کنونی جامعه خواهیم دید که وضعیت اخلاقی کنونی دقیقا مقابله با زور است . یعنی مقابله با زور در داشتن حجاب
چندی یش که با دوستان بیرون می رفتیم دیدم که یکی از دوستان من ) که شخصی تقریبا خشکه مذهبی بود) دختری را با وضع نا مناسب حجاب دید و هر چه بد و بیراه بود نثار آن دختر کرد
بعد من به او توضیح دادم که این گونه رفتارها نتیجه عکس دارد . و به او گفتم که قصد این دختر بدنام کردن خودش نیست بلکه فقط بنا به حس و غریضه ی خودش می خواهد مورد توجه قرار گیرد و عده ای هم می خواهند فقط با حکومت مقابله کنند که بعضی از آنان به خیال خود دارند با اسلام مقابله می کنند در حالی که آن ها به خیال این که حکومت ایران یک حکومت اسلامی است و اسلام این دستور را داده طبعا از اسلام گریزان می شوند
در حالی که در اسلام چنین نیست
اگر هم می بینیم که در احادیث و روایات که یامبر خدا بسیار از آمد و شد بین دختر ها و پسر ها ممانعت می کردند به خاطر شرایط آن زمان بود که مردمان دارای شرایط خاص خود بودند
بنده یک مثال می زنم
در جنگ خیبر در پی محاصره آن قلعه مسلمانان مدت زیادی از خانواده خود به دور بودند . عده ای از این موضوع رنج می بردند حتی نزد حضرت رسول آمدند و از ایشان درخواست کردند که خود را اخته کنند که پیامبر اجازه چنین جنایتی را ندادند
وضع آن زمان این گونه بود
دختر و پسر زود به سن بلوغ می رسیدند و طبعا برای ارضا خود باید خیلی زود ازدواج می کردند
اما اکنون و در زمانه ما این گونه نیست .
شرایط بسیار پیچیده تر شده است . از طرفی تبلیغات رسانه های خارجی برای انجام اعمال سکس غیر متعارف و از طرفی تبلیغات خاص حکومت ایران برای گوشه گیری و زهد مطلق
سانسورهای بیش از حد و تحقیر آمیز از یک طرف و نیاز و میل جوان به این گونه مسائل طبعا شرایط نابه هنجاری را به دنبال خواهد داشت
به نظر من اگر اصل (لا اکراه فی الدین) در جامعه پیاده شود خود به خود جوان به این مساله پی می برد که مسائل سکسی او نیز جزءی از زندگی او محسوب می شود و به نظر من خیلی بهتر است اگر جوان خود بفهمد که ارضا این غریزه به شیوه ها متعارف و اسلامی خیلی برای او بهتر است تا ارضا آن از شرایط دیگر
این است که باید جوان درک کند که اسلام دین غرایز و فطرت است و باید درک کند باید لمس کند که اسلام این نیاز او را بی پاسخ قرار نداده است تا این که شخصی به عنوان ولی امر یا به عنوان آقا بالا سر به او بگوید که این اعمال زشت است
بحث دوم بحث حیا و شرم است
البته حیا و شرم بسیار خوب و پسندیده است اما افراط ها و تفریط ها در آن بسیار زننده است
شما تصور کنید اگر پسری به خانواده بگوید که من نیاز به یک زن دارم و یا یک دختر بگوید که من به یک شوهر نیاز دارم پدر و مادر چه عکس العملی نشان خواهند داد؟
قطعا عکس العملی زننده با نتیجه عکس به دنبال خواهد داشت که به جای موعظه و نصیحت با فحش و دشنام بدرقه اش می کنند
یا مثلا یکی از عرف ها این است که همیشه مرد به خواستگاری زن می رود که به نظر خودم (تاکید می کنم که به نظر خودم ) امری غلط است
یعنی این که دختر باید منتظر بماند که یک نفر پیدا شود و او را خواستگاری کند
حالا این خواستگار کی پیدایش می شود خدا می داند که این امر باعث می شود که دختر از راه های دیگر نیاز خود را بر طرف کند
سخنم بسیار طولانی شد
ان شا الله در موقعی دیگر به این مبحث به صورت علت یابی و ارائه راهکار ها خواهیم پرداخت
باید بگویم که از نبوغ شما به شگفت آمده ام که همیشه مسائل روز و مورد درخواست جوانان را مطرح می کنید که حقیقتش را بخواهید به ذهن خودم تا کنون نیامده بود
در مورد عکس پست قبلی هم تنها نظری که می توانم بدهم این است که صحت یا عدم صحت آن مهم نیست مهم این است که جوانان ما می خواهند با حکومت که به نام اسلام کار می کند با هر شکلی مقابله کنند
یکی از این راه ها که به نظر مضحک هم می آید و می توان گفت تیر خلاص جوانان است شاید همین کار ها یعنی اسلام گریزی است
البته ریشه ی این اسلام گریزی هم عرض کردم علتش همان کارهای غیر اسلامی عده ای با نام اسلام است
با تشکر و سپاس
دوست و برادر همیشگی شما
ناجی کرد
جلال:
سلام ممنون از نظرتان .
مطلب حوب و مهمی است بنظر من بهترین راه برای مقبله با فسادها و مسایلی از این قبیل آسان نمودن ازدواج برای جوانان است .
موید باشید
سعید:
با سلام به شما دوست عزیز . با مطلب تعریف قرآنی مصلح به روزم . به نظر میرسد برای حل مشکلات جنسی جوانان باید کلی نگاه کنیم و ریشه را بزنیم و گرنه این مشکل حل نخواهد شد . در مورد عکس هم باید بگویم وقتی عجایب و غرایب اساسی را د رمملکتمان یا در جاههای دیگر میبینیم این عکس چندان عجیب و خارق العاده نیست . مگر با فروش نفت هشتاد دلاری باز هم زیر خط فقر بودن بسیار تعجب آورتر نیست ؟
ح:
سلام برادر بسیار گرامی
مطالب و موضوعات وب جنابعالی بسیار مفید وزیبا هستند .
دستت درد نکند که همیشه مشکلات ملموس جامعه را مطرح می نمایید ومی خواهید دغدغه چاره جویی را در صاحب نظران و هرکسی که توان ارئه راهکاری را داشته باشد ء ایجاد می نمائید.
من از مطالب شما خیلی استفاده می کنم.
به درود
وهاب"سائس:
سلام مجدد خدمت جناب محمد.
موضوع خوبی را مطرح نموده اید - اما از خوانش متن برداشتم این بود که شما نگاه نقادانه بر برخورد دین اسلام با این امر کرده اید.
جناب عالی آنچه من در مورد میدانم آنهم بر اساس مطالعات اسلامی اینست که اسلام چیزی را برای پیروانش عرضه نمیدارد که زیان آور باشد و در ارتباط به این موضوع راهبرد بسیار خوبی دارد اما مشکل در مسلمانان است که میخواهند با وصف کاهلی - غفلت - مدرنیته ستیزی - بینش ارتجاعی و تقلید از فرهنگ های غیر اسلامی و ضد اسلامی به مسایل از این قبیل پاسخ دهند عوام پسندانه و بدور از منطق اسلامی . سوال اول اینکه دنیا چیه؟ = دنیا پلی است که متصل میشود به " بهشت " و یا هم به " جنت" آنهم بر با اساس ایمان و عملکرد خوب و درست که مبتنی بر احکام خدا و رسولش باشد . به خدا جز آنانیکه پاک زیستند کسی دیگر نزدیک نیست یعنی اینکه در نزد الله مکرک کسی است که تقوا دارد. آنانکه با وصف مسلمان بودن مرتکب اعمال غیر اخلاقی و اسلام میشوند مسولش خودشان خواهند بود. بناَ نباید ارضای خواهش های نفسانی را به صورت غیر مشروع با دلایل چند مشروع ساخت. تو مسلمان با برخورد به یک عکس برهنه و شهوت انگیز نه تنها تحریک شوی بلکه به اصلاح امور و حذف چنین فرهنگ حیوانی انقلاب بر پا کنی تا پروردگار در ادعای خویش مبنی بر خلیفه بودن انسان در روی زمین افتخار کند نه اینک با برخورد به همچون مسائل طرحی را پیشنهاد کرد که انحرافی باشد و بحران اخلاقی را به پا کند و همه شوند مسلمان دین ستیز - مسلمان نقاد اما مغز تهی و سر انجام مسلمان بیهدف و مقلد فرهنگ غیر اسلامی.
با تشکر از شما
نظریات تونه در مورد با دلایل "معقول و قانع کنند مبتنی بر حکم یزدان یکتا" خواهنم
محمدصدیق حسنی:
سلام
با تشكر از شما دوست عزيز براي پرداختن به اين موضوع ودعوت من جهت ابراز نظراتم .دوست عزيز بسياري از پاسخها در صحبتهاي خود شما نهفته است ولي متاسفانه به گونه اي تحت تاثير احساسات قرار گرفته ايد كه نه تنها پاسخهاي فراواني را كه در قران امده است را به فراموشي سپرده ايد كه از نوع بيان شما ميتوان به نوعي عصبيت كه نشان از حس انسان دوستيست پي برد .شما به خوبي ميدانيد كه تلوزيون و رسانه ها مهم ترين عامل در ترويج سكس هستند و ميدانيد كه ان پيرمرد فاسد نميتواند يك مسلمان باشد زيرا رفتار وي كاملا خلاف موازين اسلام است شما اين را هم ميدانيد كه هيچ خلقتي از جانب خداوند بي دليل نبوده و براي حل هر مشگلي نيز راهي را بيان داشته است ريشه اصلي مشكلات ما لذت گرايي و دوري از تحمل سختي ها ودر نهايت كنار گذاشتن تعهديست كه براي اصلاح روند زندگي به ان نيازمنديم من با ان بخش از گفته هاي شما كه ميگوييد در اسلام و قران هيچ مطلبي در رابطه با سكس نيامده موافق نيستم البته نميخواهم بگويم كه اشاره به جزئيات شده زيرا قران همه چيز را كلي اما قابل فهم بيان كرده است كه اگر در انها كمي انديشه كنيم به خوبي واقعيات برايمان روشن ميگردد به قول سهراب سپهري جور ديگر بايد ديدكاري ندارم به انكه منضور سهراب سپهري چه بوده است اما دركل مسائل اگر به گونه اي درست و دور از تعصب بنگريم و نخواهيم مقلد رفتارهاي عاميانه غربي با بهانه عصر تكنولوژي باشيم ميتوانيم با كمك از رهنمود هاي قران همه مشگلات را از جمله مشگل سكس را هم حل كنيم .به چند مسئله توجه كنيد
1 – در قران ميگويد به دنبال علم باشيد پس ما با علم مشگلي نداريم.
2 – ميگويد با نفس شيطاني و دشمنانتان جهاد كنيد كه ما از ان دوري ميكنيم .
3 – ميگويد دشمنان را افريديم تا شما را با ان بيازماييم يعني سياهي خلق شد تا سفيدي معنا يابد .
4 – ميگويد به زنان خود احترام بگذاريد ولي جامعه بيشتر به شهوات خود احترام ميگذارند تا زنانشان
5 – ميگويد قران را به فرزندانتان بياموزيد و اگر بتوانيم به درستي قران را به فرزندانمان بياموزيم هرگز دچار انحراف نخواهند شد.
6 – ميگويد قناعت كنيد و صبر پيشه كنيد و ما هرگز ....مسائل بسيارند انقدر كه براي بيان ان ميبايست كتاب ها نوشت ولي افسوس كه نيستند دوستاني تا گرد هم اييم و به اين موظوع عمقي تر بپر دازيم و اصل مايه را به جامعه اراعه دهيم كه هرچه را در حال حاضر بيان كنم خام است و نا پخته .ما انسانها نا خواسته به روند استثمار گروه هاي مافيايي در به استثماركشيدن خود و فرزندانمان و جامعه اي كه در ان زندگي ميكنيم در كسب سودهاي مادي كمك ميكنيم زيرا هرگز در اعمال و گفتار خود انديشه نميكنيم و بيشتر به دنبال ان چيزي هستيم كه زندگي را به كاممان شيرين گرداند يعني همان اصل لذت گرايي كه اتفاقا دست مايه اصلي گروههاي مافياييست .مثلا اگر كسي در شهوت راني افراط ميكند و يا جواني كه به مواد مخدرروي مي اورد و ثروتمندي كه از كسب ثروت بيشتر سير نميشود و به اعمال غير انساني روي مياورد به دليل همين لذت گرايي سيري ناپذيرانسان ميباشد كه خود ناشي از نبود ايمان كافي به دنيايي ديگر و پاداشو عزاب ان دوران است .جنون بعضي از مسلمانان نيز مانند جنون بعضي از غير مسلمانان است زيرا هردو بدون اگاهي و از سر خشمي كه عوامل اقتصادي و اجتماعي و غرايز شخصي در ان دخيل هستند به وجود ميايد پس نبايد اين امر را به نقص اسلام ارتبات داد زيرا اسلام از هرگونه تعصب نا بخردانه اي و غم و اندوهي مسلمانان را بر حذر داشته است و مسلمانان را تشويق به ارامش و توكل نمودن به خداوند مينمايد ان جواني هم كه دچار فساد اخلاقي شده مانند معتاديست كه الوده به مواد مخدر است دنيا براي او پايان نيافته تنها حمتي ميخواهد كه دست از اين رفتار بردارد البته بسيار سخت است ولي امكان پذيراين خود انسان است كه بيشترين كمك را به خود ميكند اگر بخواهدميشود مثلا خود شما براي كسب تحقيق در اين زمينه به فيلمها و عوامل محركي روي اورديد تا علت را بشناسيد چرا به انحراف كشيده نشديد؟ زيرا خود شما در گرايش به پاك زيستن به خود كمك كرديد ولي اگر بگويم كه من خود درمنجلاب فساد قرق بودم شايدباور نكنيد ولي اين يك واقعيت است و اگر خود نميخواستم خداوندهم ياريم نميداد اما خداوند قبل از اينكه انسان بخواهد دست ياريش را به سوي او دراز ميكند و در اينجاست كه اگر انسان بخواهد خداوندنيز كمكش مينمايد و مشكلات ان را برايش اسان ميگرداند ولي اگرانسان دست خداوند را پس زند خداوند نيز اورا به حال خود رها ميكندپس اگر باز هم در قران انديشه كنيد و انگونه كه يايد ببينيد خواهيدديد كه همه چيز را ميتوانيد از ان بياموزيد .همانگونه كه قبلا گفتم در قران كريم همه چيز به صورت واضح دراشكالي كلي بيان شده است به گونه اي كه اگر قران را كامل مطالعه كنيم و ايات سوره هاي مختلف را در تعامل با يكديگر قرار دهيم اين كليات جزئيات را برايمان مشخص ميكند مثلا كلمه اموزش خود داراي حيطه وسيعي است ولي وقتي كل قران را مطالعه ميكنيم با اموزشهاي بسياري روبرو ميگرديم و معنا ومفهوم ان را به درستي درك خواهيم كرد يكي از انها امر خداوند در كسب علم است اگر در علم تربيت كودك در زمينه هاي گوناگون ( علوم اسلامي و غير اسلامي ) دقت كنيم درمييابيم كه بهترين دوره اموزش همان زمان كودكيست اما انچه موجب ميگردد كه كودك اموزشهاي ما را درك ننمايد در واقع شناخت غلطي است كه ما از اموزش داريم به عبارت ديگر بايد گفت كه ماخود نيز نيازمند اموزش هستيم حال اگر به خود بنگريم ميبينيم كه قران را خوانده ايم اما تنها به بخشي از ان كه جان و مالمان را به خطر نيندازد اكتفا ميكنيم و تمامي دستورات ان را اطاعت نميكنيم .يكي از دستورات خداوند اين است كه مسلمان نيستيد اگر به فرياد
كمك خواهي برادر مسلمانتان پاسخ مثبت ندهيديكي ديگر بخشش به مستمندان است يعني اگر مسلمانان با يكديگر متحد شوند و از جان و مال خود براي حفظ اسلام كه همان ايين بهزيستي است فدا كاري كنند ديگر هيچ دشمني نميتواند بر انان استيلا يابد و انان را استثمار نمايد و در اين صورت است كه فقر نيز بر جامعه حاكم نميگردد و زماني كه فقر نباشد و دشمن هم حاكم نگردد روند اموزش قراني حاكم گشته و اموزشهاي غلطي كه مروج و تحريك كننده سكس هستند و منافع افراد مافياي اقتصادي را تامين ميكنند وجود نخواهد داشت اگر كمي به پيرامون خود بنگريم خواهيم ديد كه چگونه گروه هاي مافيايي با تبليغات به ظاهر حقوق انساني انسانها را به زنجير كشيده اندتبليغات رسانه هاي گوناگون از جمله تلوزيون و تصاوير لخت ونيم لخت از هنر پيشگان و خوانندگان و ملكه هاي زيبايي جهان فروش لباسهاي مد روز و ژورنالهاي لباس و لوازم ارايشي وبسياري ديگر به گونه اي ذهن انسان را درهم ميپيچد كه سنگ راهم به وسوسه مياندازد چه رسد به آدمي به بياني ديگر گروه هاي مافيايي اول اب رااز دسترس انسان دور كرده تا تشنگي بر جامعه حاكم گردد سپس با اضافه كردن مقدار زيادي گنداب به اب زلال ان را به نرخي گزاف و با شرط قبول بردگي به همان جامعه ميفروشند .
به باور من هيچ يك از ايات قران نه تنها منصوخ نگشته است بلكه كارايي ان نيز دو چندان گشته و در حال حاضر از ضروريات ميباشد
به عنوان مثال برادر عزيزمان در وبلاگ ( ناجي كرد ) ازدواج زودهنگام را به گذشته نسبت ميدهد حال انكه اگر ازدواج در سن 16 سالگي
صورت پذيرد مسئله سكس در انسان به صورت كنوني فاجعه اميز نخواهدبود زيرا فرد در اغاز بلوغ اتش شهوت را فرو مينشاند البته جامعه امروز نميخواهد اين حقيقت را بپذيرد و مسئله شناخت زن و مرد نسبت به يكديگررا بهانه قرار ميدهد اما اگر همين جامعه به كساني كه دير هنگام ازدواج كرده اند و سخنان قبل از ازدواجشان را و روند زندگي فعليشان را به مقايسه بگذارند خواهند ديد كه اكثرانان نتوانسته اند به قول و قرار هاي خود وفا داربمانند زيرا حقيقت جداي از ارزوها و تخيلات ادميست و دليل موثق ان امارطلاق و ازدهام در دادگاه ها جهت دريافت حكم طلاق ميباشد .شناخت رابطه جنسي هم نياز به اموزش زيادي ندارد گذشتگان ماشناخت رابطه جنسي هم نياز به اموزش زيادي ندارد گذشتگان مااز دوران نوجواني زندگي خود را اغاز كرده اند و اموزش لازم رابا دريافت سخنان ساده و تنز الود اموخته اند و هنوز هم اين سخنان به لحاظ ماهيت غريزي كه در خود دارند در جامعه رواج دارد وتنها فرقي كه كرده ان است كه در جامعه امروز با حذف دين و ترويج روشهاي غير ديني رابطه غلت و ضد بشري به ان افزوده گرديده و ان هم رابطه دهاني و مقعدي ميباشد و همچنين پرهيز از تعحد درازدواج كه همگي بيانگر دين گريزي و تاثير تبليغاتي است كه گروههاي مافيايي جهت كسب درامد بيشتر و احياي بازار فحشا به ذهن جامعهما تزريق نموده اند .انچه را كه ما امروزه حقوق زن ميخوانيم در واقع حقوق زن نيست بلكه معجونيست كه به نام حقوق زن به ذهن زنان جامعه تحميل ميگرددهمه ميدانيم كه زن از احساسات قويي برخوردار است لطافت ذهني زن عامل اصلي رابطه زن با مرد و فرزندانش ميباشد البته زن به جز توانايي حسي قوي از توانايي هاي بالايي در زمينه هاي كاري و علمي نيز برخورداراست اما انچه كه به نام حقوق زن بيشترين كاربرد را دارد نه توانايي هاي علمي اوست و نه كاري و حسي بلكه استفاده كالايي از زن ميباشدگروه هاي مافيايي با تلقين موارد متعددي در ذهن جامعه سعي بر ان دارد كه از خود جامعه ( زن و مرد ) به عنوان وسيله اي جهت تبليغات شومش استفاده نمايد و جالب اينكه مردها به لحاظ گرايش به ازادي و دست يابي راحت تر به سكس ميل و رقبت بسياري رادر كمك به تبليقات مافيايي از خود نشان ميدهند .حدف در اكثر تبليقات عريان كردن زن و تبديل وي به كالايي
مصرفيست كه از سود كلاني براي مافيا برخوردار است .سخن بسيار است و مجال پرداختن به همه انها كم ولي باز هم اميدوارم دوستاني يافت شوند كه بتوان در يك ارتباط مستقيم و به دور از تعصبات گوناگون به تحقيق و تجزيه و تحليل همه مسائل به صورتي كاملا علمي پرداخت تا نتيجه بهتري به دست ايد .برايتان ارزوي موفقيت دارم .
وهاب"سائس":
باز هم سلام مجدد خدمت تمام دوستان به خصوص محمد و همچنا محمد صدیق حسنی.
آفرین باد بر محمد صدیق حسنی که در رابطه به این امر موقف بس منطقی و کتابی دارند. جذاک الله بخیر - امید ایشان را خدواند توفیق بیشتر عنایت فرماید. آنچه را ایشان فرموده اند اگر صادقانه سخن اند دلپذیر و بر اساس واقعیت و حقیقت.
بااحترام
وهاب " سائس"
محمد صديق حسني:
سلام
با تشكر از جناب وهاب سائس براي ابراز لطفشان و همچنين از محمد عزيز براي
فرصتي كه در اختيار من قرار دادند .
متاسفانه به دليل ذيق وقت و بالا بودن حجم مطالب نتوانستم انگونه كه بايد به
مسائل بپردازم ولي اميدوارم با همفكري دوستان بتوانيم به نتايج بهتري برسيم .
با تشكر از تمامي دوستان .
حسنی:
اقا پسر ..ببینم میخوای یه دین جدیدا بنیان بزاری منهم بشم ..یکی از هوا دارت... نمیدونم موادبانه بگم ..ببینم درمورد بهران سکس خنده دار حرف میزنی ..
چطور میتونی سکس قبل زا ازدواج دختر های بدون شوهر رو قبول کنی ...
تو کی بدنیا اومدی قبل از اینکگه از این حرفها بزن ی...یکم مصالعه کن که ایین مذهب جدیدت خنده دار نباشه ...
.اولا اسلام حرف اخوند یا عده ای مذهبی نیست حرف خداس .. زرتش زرتش
میگ ی اون خدا رو قبول داره ..
در مرد این حرفهات فقط میتونی خودت قبول داشته باشی چون سطح فکریت بیشتر نیتس
عزیز اینی که تو میگی اورپا مشکلش بود الان یکم بهتر شده ..
ببینم خارج رفتی ؟.
میدونی وقتی یه فیلم انگلیسی میبینی وقتی پسر خونواده عاشق مستخدم خونشون میشه چرا پدر مادر اون خونواده ناراحت میشن.. ببینم...تو میتونی
بگی وقتی میگن نجیب زاده معنی اون چی میشه ؟
البته که نمیدونی چون دوست داری هر دختر خشگلی که دم دستت میاد یه بار مزش رو امتحان کنی ..ببینی کدومش بهتر .. خوب ببین میدونی چرا اانی ها غیرتی هستن بیشتر البته نه شما ... البته که نمیدونی چون روانشناسی نخوندی
میدونی دلیل طلاق تو کشور های خارج چرا اینقدر زیاد البته که نمیدون چرا یچیز های ی فکر می کنی میدونی ولی عزیز خنده دار حرف نزن
من هم بعضی چیز هارو تو اسلام سخت میدونم ..
ولی بدون اسلام به نوبه خود عیبی ندارد هر عیب هست از مسلامانی ماست
اره داداش
محمد:باعرض سلام به تمامی این دوستان که ازوبلاگ من دیدن کردندونسبت به این موضوع اعمال نظرکردندبایدددرکل بگویم هیچ کدام ازدوستان جوابی درخورتامل داده باشندیانسبت به این موضوع بخواهدپاسخگوباشدپاسخی نبودمن نخواستم به بایدیاخواسته اصلی اسلام بپردازم یابخواهم فلسفه نگاه اسلام درآن جامعه ایده آلی بپردازم چون می دانستم دردی دوانمی کندچون جوان، امروزبدنبال پاسخ است ودرآن جامعه زندگی نمی کندهرچندکه بایدچشم اندازآن راداشته باشدتابه آن برسدونمی خواستم زیادبدنبال ریشه های این مشکل باشم وسعی من براین بوده ازآن گریزبزنم چون می دانستم که آن جوان می خواهدبدانددراین گیروداربایدچه کندهرچندکه برای رسیدن وپرداختن درست برای تحقیق حول این موضوع نیازبود
درمورددوست عزیزناجی کردبایدبگم ازسوی شماپاسخی که جوابگوباشدبیان نشده بودوبسیاری ازگزینه های بیان شماراقبلامن درسلسله مطالب آزادی و...اشاراتی داشته ام وبه نظرم ریشه هرچه باشدمن این گزینه راازشمامی طلبم باتوجه به این مشکل امروزجوان چه کند؟
درموردوهاب بایدبگم که نام وبلاگ من چراست؟درسته که من نقدهایی به اسلام داشته ام وای کاش همیشه نگاه دوستان هماننددوست عزیزم(ح)بودکه خوب بیان کرده ومن هم نمی توانم جوابگوی نیازهاباشم وپاسخگوی تمامی فکرهاامامی توانم سئوالات ومشکلات ونیازهارامطرح کنم تاایجادحرکتی باشم واین رامطمئن باش که اگرمی توانستم نسبت به دوستان دریغ نمی کردم
درموردآقای حسنی بایدبگم که زیادبه مواردیکه هست نپردازیدچون همه این موضوعات رامی دانندومن می خواهم بدانم آن جوان بایدچه کند؟!این موردراظاهراشماودیگردوستان فراموش کرده اندکه پیامبرچگونه عمل کرد؟آیااول گفت حجاب؟!اول گفت زنانباشد؟چه گزینه هایی برای جامعه درابتدابیان می کرد؟!چگونه جامعه راسوق به آن چشم اندازی که بایدبرسدسوق می داد؟!آیامی توان برای جوانی که درمنجلاب فساداست وجامعه ای که درفسادغوطه می خوردگفت فسادنباشدیازنانکند؟!الویت هاکجاست؟زمان هربیان برای هرجامعه کجاست؟آیاپیامبربه یکباره تمامی حرفهارابرای جامعه خودبیان کرد؟اگراینگونه بوددیگرچه نیازی به این همه طول زمانی برای بیان بود؟چراخوب نگاه نمی کنیم؟!آیامی توان برای جوانی که مثلاازنعمت تربیت خانوادگی خوب محروم بوده (درموردجامعه ومدرسه ،همه می دانندکه هزاربدبختی برای جوانان آورده وچیزی برای عرضه نداشته ) ودرمنجلاب فساداست وهزاربدبختی دارد؟!گفت بیاای باباتوخودت مشکل داری وبایدبگوش اسلام باشدکه بهترین راه رانشان داده است ؟!یادمه یکی ازدوستان تعریف می کردیکی ازعلمارابرده بودندیکی ازفیلمهای سکسی بهش نشون داده بودندگفته بودواقعاجوانان این فیلمهانگاه می کننداگه اینطوریه؟!واقعاحق دارندخراب بشند؟!
یادمه یه بارهم یه فیلم نگاه کردم زمان جنگ جهانی رانشان می دادکه آلمانهایه جایی رااشغال کرده بودندوبعدیه زنی هم که دراون شهرزندگی می کردوشوهرش برای جنگ رفته بودوتنهابودبرای امرارمعاش دست به خودفروشی می زدوهرچشمی بدنبال اوبودچون زیباترین زن شهربودوبعدیک نوجوان هم که توی این شهرزنگی می کردگیرچندتاازدوستای بدافتادکه همیشه دنبال این زن بودندوتوی خیال خودست به استمناءمی زدندوطی این گیرودارپسربچه طوری گیراین مسائل واین زن افتادکه خانواده اش هم ازاین موضوع ناراحت بودندوهرکاری می کردندوحتی اونوبردندکلیساامادردی دوانکردونهایت تصمیم گرفتنداونوببرندفحشاخانه و...
این تنهافیلمی بوداماواقعیتی ازجامعه مارابیان می کندمن بارهابچه هاونوجوانانی دیده ام که نه ازطرف خانواده ونه جامعه ونه دیگرافرادو...چیزی برای عرضه نه به نام دین وایمان ونه برخورددرست بااین مسئله نداشته، اماتوقع زیادی ازطرف آنهابرای برخورددرست بااین مسئله برای آنهابیان شده است وبایدبگم که آیاخودشماها(گمان نکنم بهترازحضرت یوسف باشید)درمراحلی گیرکنیدآیاخوب برخوردمی کنیدبه هرحال هرکس ظرفیتی داردظرفیت شماتاکجاست؟توی یکی ازسخنرانی های آقای حسن پورکه ازتلویزیون پخش می شدمی گفت ازیکی ازمراجع تلقیدبزرگ قم پرسیدندکه اگردراین گیرودارمشکلات سکس افتادیدکه یکی دعوت شماکردهمانندیوسف ،شماچه می کنید؟گفت تنهابه خداپناه می برم؟!وبعدادامه می دادکه آن شخصیت باآن همه بزگیش نمی داندچگونه تحمل کندچه توقعی ازجوانان است؟!
درموردازدواج زودهنگام بایدبگم که این گزینه براساس جامعه امروزگزینه ای نادرست است چون ظرفیت جامعه آنگونه نیست مابایدببینیم گزینه های دیگردرست است که این گزینه اعمال شوداگربپذیریم که مشکلی نیست ومی توان برای انسان ازدواج زودهنکام راپذیرفت به هرحال بازهم برای پذیرش نیازبه گزینه های درجامعه است که موجودنیست؟!
رها:نظربرنظرتون درمورداین عکس چیه؟
سلام
وبلاگ آزادی به روز شد سر بزنید
در مورد عکس که یه بار مثل همین عکسو گذاشته بودید
ورفتن پیش خدا هم لیاقت میخاد و روش...
احمد: نظربرنظرتون درمورداین عکس چیه؟
ظاهرا این عکس تنها مراسم دعایی معمولی است و نماز نیست. فاصله کم افراد از هم نشان میدهد که امکان رکوع و سجود ندارند.
عبدالرحمن:نظرتون درمورداین عکس چیه؟
آفرین به احمد .
وهاب"سائس: نظرتون درمورداین عکس چیه؟
آقای محمد
به عنوان یک انسان و آنهم یک انسان مسلمان باید فرهنگ سوال کردن را نیز اسلام پسندانه نمایم و آن اینکه نگویم" در مورد این و آن نظر شخص چیه - بلکه بگویم که حکم پروردگار و رسولش چیست؟ اینست فرهنگ سوال کردن اسلامی .
جواب: تصویر نشان میدهد که طبقه اناث دارند دوعا میکنند - چهار نفر آنها چادر پوشیده اند اما یکتن دیگر آن نه تنها چادر نپوشیده بلکه کاملا لباس غیر اسلامی و شهوت انگیز پوشیده که خدا و پیامبرش از پوشیدن چنان یک لباس تحیرک امیز نهی کرده و ما هم آنرا بدان اساس نپذیریم اگر مسلمانیم . این بود نظرم مبتنی بر احکام خدایی نه بر اساس عقل مانند آن سکولار های تهی مغز و دین ستیز که از نقل بیزار اند بر مبنی عقل عمل میکنند.
محمد:سلام برشمادوستان خوب و.....
^^^^^^^^^^^################^^^^^^^^^^^^
^^^^^^^^#####################^^^^^^^^^^
^^^^^^######^^^^^^^^^^^^^######^^^^^^^^
^^^^^#####^^^^^^^^^^^^^^^^^######^^^^^^
^^^^####^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^#####^^^^^
^^^####^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^#####^^^^
^^####^^^^^####^^^^^^^^^###^^^^^###^^^^
^^###^^^^^######^^^^^^^###^^^^^^####^^^
^####^^^^^######^^^^^^###^^^^^^^^###^^^
^###^^^^^^^####^^^^^^###^^^^^^^^^####^^
^###^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^###^^
^###^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^###^^
^###^^^^##^^^^^^^^^^^^^^^^^##^^^^^###^^
^###^^^^###^^^^^^^^^^^^^^^^##^^^^####^^
^####^^^^###^^^^^^^^^^^^^^###^^^^###^^^
^^###^^^^####^^^^^^^^^^^####^^^^####^^^
^^####^^^^#####^^^^^^^#####^^^^^###^^^^
^^^####^^^^###############^^^^#####^^^^
^^^^####^^^^^###########^^^^^#####^^^^^
^^^^^#####^^^^^^^^^^^^^^^^^######^^^^^^
^^^^^^#########################^^^^^^^^
^^^^^^^######################^^^^^^^^^^
نوشته شده توسط محمد در پنجشنبه بیست و هفتم دی 1386 ساعت موضوع سکس ومسائل جنسی | لینک ثابت
....ادامه
درزندگی بشری شایدبتوان گفت سه گزینه همیشه مهمترین بوده1- مسائل اقتصادی ورفاهی 2-آزادی بیان وعمل وحق انتخاب 3- گزینه های جنسی---این سه فاکتورازمهمترین ودردسرآورترین مواردبشری بوده تابتوانندزندگی خودرابه پیش ببرندونبردهای اوبرای دستیابی به این سه گزینه بوده است
برای همین اشخاصی مثل فرویدهرچندکه تاحدودی گزافه گویی کرده انداماچندان هم بی خودعنوان نکرده اندکه عقده های بشری رادرامورجنسی عنوان کرده وباارائه نظریه هایشان باعث به وجودآمدن جامعه های سکسی وبی بندباربه امورجنسی گشتند
وامامشکلات این امور:
1-همان طورکه قبلاعنوان شدچرا؟چراخدااین نیرورراازبدوتولدانسان به صورت بالقوه قرارمی دهدوهرزمان امکان بالفعل رسیدن داردوامکان داردزمانی برای کودکی ایجادشودکه امکانات آن برای اوفراهم نیست وازآنجائیکه این هم نیازبشری است مانمی توانیم افرادراازآن منع کنیم وراه درست هم برای کودک وجودندارد
باکودکانی درایران برخوردداشته ام که تجربه های جنسی غلط باگروه همسال خودکه همجنس یاغیرهمجنس بوده اندداشته اند
2-(سنین کودکان منظورزیر18سال)چگونه می توان آموزش امورجنسی برای کودکان داشت هم این امورغیرممکن است چون ازلحاظ فکری وجنسی درست به بلوغ نرسیده است وهم به زودی اوشکل گیری خودراانجام می دهدوهم اصلاشناخت این موضوع درکودکان وپاسخ زمانی به آنهابسیارمشکل است(اصلادراسلام من جایی ندیده ام که نسبت به این موضوع وکودکان حرفی وراهی بیان داشته باشد)—ازمشکلات عدم آموزش درست به کودکان افتادن کودکان درراههای نادرستی مثل استمناء یاسوء استفاده دوستان ناباب یاتجاوزوسوءاستفاده دیگران ازآنهاوعدم دفاع ازخودوآمادگی برای برخوردبااین گزینه هاست(حتی دراروپادرمقابل والدین هم به کودکان آموزش می دهندحال بستگی به جاهای مختلف فرق می کندامامعمولاآموزش درست رابه آنهامی دهندبارهااین اتفاق ازسوی والدین درایران رخ داده که حتی باعث فرارآنهاازخانه شده است حتی کودکان یک خانواده نسبت به هم رخ داده که به صورت تصادفی وازروی کنجکاوی یاتقلیدیابرای دریافت پاسخ به این نیازوخلاصی ازفشاربرای آنهارخ داده است)
این گزینه درایران اصلاکارنمی شودوحتی درسطح دانشگاههاهم مطالعه چندانی وجودندارد
3-عدم آموزش درست امورجنسی درحدی که حتی دردانشگاههاهم تنهااکتفابه آموزش راههای کنترل جمعیت می کننددرحالیکه درحالی افرادباهم سکس وهم آغوشی دارندکه ازلحاظ آموزشهای سکس ولذت بردن ازهم بی خبرندواین امرباعث شده بودکه دریکی ازآمارها،علت آمارزیادطلاق رابه این مورداطلاق دهندکه چون افرادازآموزش درست برخوردارنیستندنمی تواننددراارضاءهمدیگرمفیدواقع شوندوظاهرازن امروزدیگرمثل گذشته نیست که اگرازاین نیازازسوی مردش تامین نگشت تحمل وصبرکندوتنهاارضاءمردش برایش مهم باشدالبته تنهاموضوع اینهانیست چون درصورتیکه روش درست صورت نگیردباعث نارضایت هاوعقده های پنهان درونی می شودکه به مرورزمان خودرابه نمایش می گذارددرحالیکه علت وریشه هادرامورجنسی است—نتیجه امراین شدکه روشهای سکس آنهابه صورت تجربی یامنابعی است که شایدازلحاظ علمی چندان مفیدنباشدیااصلااستفاده ای دراین موردندارند
مثالی کوچک بیاورم نگاه کنیدبه تلویزیون ایران که شایددرگذشته، هیچ کلمه ای باعنوان دوستت دارم بین زوجهااستفاده نمی شدامابااین گزینه امروزهابسیارمواجه می شویم چون اسلام گرایان همیشه دچاراین مشکل بوده اندکه برای اجرای بایدها(البته اگرگفت بایدکه نیست)،هست هاوواقعیت هاونیازهای انسان وجامعه رانادیده گرفته انددرحالیکه بعدازانقلاب به خاطرروحیه دینی وزشت بودن این موردازترجمه غلط دین وجامعه ارائه گشته بودجامعه رادچارمشکل کرددرحالیکه زوجین ازبیان این گزینه خودداری می کردندوآنقدردچارمشکل گشته اندکه مجبوربه اطاعت گشته اند
4-درحالی جوانان روی به مواردی همچون خودراضایی وزناو....می آورندکه اصلاآمادگی برخوردبااین نیازراپیدانکرده اندواگرانسانهای دینی باشندچون ازلحاظ فکری گناه آلوداست باعث عقده های درونی می گرددوباعث افسردگی هاوغصه هامی گرددیاباعث می شودکه برای برآورداین نیازشان چون درتضادبادین یاآن ارزشهایی که پذیرفته اندمی بینندپشت پابه همه چیزبزنندوبرای رفع این تضاد،دین راردکنند
شنیده ام که بسیاری ازدینداران به خاطراین موضوع کارشان به تیمارستان یاوسواس یا.....کشیده شده است
5-جوانان ایران که شایدبایدوقت وهزینه وانرژی آنهابه مواردمفیدصرف شودبه پرنوگرافی(هرزه گری)وانحرافات جنسی گشته ودرمقابل هرگزینه شهوت انگیزی تاب تحمل خودراازدست می دهنددرحالیکه درغرب باتوجه به دسترس پذیری ارضاءجنسی ازاین گزینه هابدورهستندواین گونه نیست که بادیدن هرصحنه ای موردتحریک قراردهند
6-نمی توان متصوربودکه به جوانان اینگونه توصیه گرددکه ازگزینه های شهوت آلودبدورباشندچون حتی اگربخواهیم ایمیل خودراچکاپ کنیم هم باصحنه روبرومی شویم ،نمی توان ازماهواره یااینترنت که درعصراطلاعات وارتباطات است دوری جست،چگونه می توان درجامعه ای که لختی وعریان وشهوت وجوددارد وانسان هم تشنه است گفت چشم هارابست یادرارضاءآن کوشانبود(ماقبلادرموردحضرت یوسف سخن گفتیم) دراین بین بایدالویت هامشخص باشدوفهمیدکه پیامبردرابتداکدام گزینه رابه جامعه معرفی کردومهمترکدام بود؟!من که نمی توانم ازاینرنت استفاده نکنم یاازماهواره یاازجامعه دوری کنم یا...به این علت که آنهامواردغیراخلاقی ارائه می دهند!؟هم زندگی غیرممکن است وهم الویت هادرموارددیگراست ؟!چون نیازهای دیگرازجمله رسیدن به خبرهاوزندگی کردن و...موردنیازاست هرچندکه مطمئنن باقرارگرفتن دراین وضعیت امکان داردلطماتی من بخورم امادوری ازآنهاهم باعث لطمات خوردن است حال بایدنگاه کردکه کدام الویت وکدام برآوردآن امروزوکدام فرداست
7-درجامعه اسلامی نام یک دختربرای گزینه های سکسی بسیارمهم است واگرنام اورفت یعنی برای همشه نابودمی گردد،یکی ازچالشات برانگیزترین موارداست چون این موردموجب گشته دربسیاری ازمواردراه بازگشت برای آنهانماندویااینکه آنهانتوانندازخوددفاع کنندانگارتنهااین دختراست که دراین بین گناهکاراست وپسران هیچ گناهی انجام نداده اندبرای مثال:یکی ازدوستان تعریف می کردند(ایشان به صورت تصادفی شاهدتماشای این صحنه بودند)که دریکی ازمسافرت هایشان درایران درصندلی کناراودرسمت دیگرپیرمردی نشسته بوده که روبروی اودخترومادری نشسته بوده وپیرمردازکنارپنجره دست های خودرابه طرف دخترمی بردوسینه های دختررامی گیردودخترتنهامجبورمی شودکه برای حفظ آبروی خودبه یکی ازخانم های جلوپیشنهادتعویض جابدهدکه البته آن خانم هم باتعجب قبول می کند.البته این تنهامثالی بوددرحالیکه بارهااین اتفاق می افتدوهیچ راهی برای دفاع ازخودندارندوباعث می شودمردان سوءاستفاده کنندموردی که باعث بیشترشدن عقده هاوناراحتی می گرددالبته من نمی خواهم منکروجوداین مسئله دردیگرکشورهاشوم امابراساس چیزی که فعلاهست می توان چگونه برخوردکردوچرادرکشورهای اسلامی اینگونه است وچگونه نگاهی بایدداشته باشند
8-درحالیکه جوانان باخواندن ودیدن سایت ها وداستانهای سکسی وداشتن انحرافات جنسی موجب گشته اند که زندگی واقعی خوب نداشته باشندچون ارضاءهایی که درانحرافات جنسی وزناوجوددارددر زندگی سالم وجودندارد،این موجب مشکلات عدیده می گرددونمی توان هم متصوربودکه انحرافی برای جوانان فعلاوجودنداشته باشد
قابل ذکراست که داستانهای سکسی تنهااین موردنیست که شهوت انگیزبرای انسانهاباشدوازخواندن آن لذت ببرندیانیازخودرادرآن جستجوکنندمتاسفانه این گونه داستانهاآموزشهای تجاوزودعوت کردن دیگران به سکس یاآماده کردن دیگران برای سکس یانگاه وپایه فکری به سکس یاچگونه اندیشیدن درموردسکس یا...راهم به همراه خوددارد
9-چگونه می توان دراسلام متصوربودکه زوجین بتواننددراارضاءهمدیگرکوشاباشنددرحالیکه برای لذت بردن دوزوج ازهمدیگرگزینه های فیزیکی زوج مقابل برای اومطرح است درحالیکه برای دختران معمولادربیشترمواردانتخاب وجودنداردوبرای مردان هم تجربه سکسی باطرف مقابل قبل ازازدواج ندارندآیامی توان بااین حال جامعه ای پاک وسالم وبدورازعقده هاوناراحتی هاداشت(به هرحال نمی توان انسان راصرف معنوی تصورکردوتنهااین گزینه رابیان کردوبعددیگرانسان(بدنی)نادیده گرفت)
10- باتوجه به اینکه اصلادراسلام این موردوجودنداردکه تنهامردان می توانندبه خواستگاری بروندودست به انتخاب بزننداین حق دختران هم است تاانتخاب کنندویاانتخاب های آنهاتنهابه چندنفری که به خواستگاری آنهامی روندباشدامادرکشورهای اسلامی ودرذهن اسلام گرایان چنین جایگاهی برای دختران وجودنداردوحالت شعارزدگی به خودپیداکرده ودرصورت انجام ،گناه نابخشودنی است
11- همیشه دراین تفکربوده ام که چرااگرانسانهایی بخواهندازلحاظ لذت جنسی ازهمدیگرباتوافق همدیگرلذت ببرندچه مشکلی ایجادمی شوددرحالیکه هردوازاین موضوع راضی هستندوچه صدمه ای به دیگران واردمی شودواگرهم عناوینی باعنوان بیماری هایاتولدهای ناخواسته بیان می شودباگزینه هایی که درعصرپزشکی به همراه خودآورده است این گزینه رابه صفرنزدیک کرده است وچگونه می توان تنهادرازدواج برای تمامی انسانها(ازکودکانی که درسن پایین به بلوغ می رسند یاافرادیکه امکانات مادی ندارندیاحتی دخترانی که برای آنهاشوهری نیست) گزینه جنسی خلاصه کردوآیابایدبانام دین ویاگزینه هایی ارزشی واخلاقی دیگربرای انسانهااین نیازرانادیده گرفت وپیشنهادتحمل وصبرراداددرحالیکه هیچ نیاز وگزینه ای خدادرانسان بدون حکمت نیافریده است وراه برطرف کردن آن نیازراهم عنوان کرده است همان طورکه برای برطرف شدن گرسنگی خوردن غذاباندازه رابیان کرده است نه آن اندازه بخوردکه ازخوردن بمیردنه آن اندازه که ازگرسنگی بمیردحال باتوجه به این موردبرای نیازجنسی چگونه می توان بیان داشت ودررفع آن کوشیدیاراه حل صبراست وآیاتنهابرای آن می توان ازدواج درنظرگرفت درحالیکه برای همه این امکان وجودنداردوآیااگرهم تنهاراه حل آن ازدواج است واگراینگونه است باتوجه به هست هاوجامعه هایی که درحال حاضروجوددارداین سخن وبیان درست وقابل اجراست.
وآیاباوجوجامعه لخت وعریان وعرضه گزینه های شهوت انگیزاین امکان وتحمل برای مردان وجودداردکه خودراکنترل کنندوتنهااکتفابه همسران خودکنندزمانیکه شایدازلحاظ سکس وزیبایی و..جامعه برای عرضه بهترخودرانمایش می دهدوآیابرای زنان این تاب تحمل وجوددارددرحالیکه جامعه گزینه های بهتربرای ارضاء به آنهامی دهدوآیاجوانان می توانندبااین نیازکناربیاینددرحالیکه هم نیازی است مثل دیگرنیازهاکه بایدبرآورده شودوهم امکانات رشدی وعقلی ومادی برای همه وجودنداردوآیامی توان بااین فسادکه خودرابه راحتی وسادگی عرضه می کندجامعه وانسان سالمی رامتصوربود

قابل ذکراست آماربیشتردختران ورقابت آنهادرعرضه خوددرایران وبالارفتن سن ازدواج وفقروعدم آمادگی های روحی ومادی دربین جوانان ،ازبین رفتن زشتی هاوبه وجودآمدن یکی ازگزینه های عادی این فسادزدگی هادربین خانواده ها،درحال رشداست
ادامه دارد.....
نوشته شده توسط محمد در چهارشنبه نوزدهم دی 1386 ساعت موضوع سکس ومسائل جنسی | لینک ثابت
هرچندکه می خواستم بامطالبی دیگربه روزشوم امااعمال نظریکی ازدوستان باعث شدکه به این موضوع بپردازم.می خواهم نگاه به این موضوع بدون نگاه به دیگرمطالب باشدچون ازدیدگاهی دیگرمی خواهیم به موضوعات نگاه داشته باشیم ازجمله حجاب که امکان داردبادیگرموضوعات درتضادبیافتد.
دریکی ازبرنامه های تلویزیونی دریکی ازملاقاتهایی که بین رئیس صداوسیماوبسیاری ازدکترهای روانشناس واستاددانشگاه انجام گرفته بودیکی ازاین عزیزان معترض بودکه چرازمانیکه مابرای گفتگووصحبت ومشاوره به صداوسیمادعوت می شویم مانع مامی شوندکه درارتباط بادفاع کودکان ازخوددرمقابل سکس صحبت کنیم وبعدادامه دادندکه درابتداهم که ایدزوجودداشت به جامعه این موردتزریق می کردندکه مااصلاایدزی نداریم وجامعه ای پاک داریم ومردم رابرای پیشگیری آماده نکردند امابعدکه دیدندای دادبیدادایدزروی سرشان خراب شده طوری دست به کارشدندوصداوسیماکارکردکه مردم ازایدزی هامی ترسیدندوترس برهرنقطه حکمفرماشد.این مقدمه رابرای این بیان کردم که اگردرآینده صحبت هایی بیان کردم ضرورت این موضوع فهمیده شودودرگذشته هم به بسیاری ازعلمای اهل سنت ایران این هشداررامی دادم که چرانسبت به این موضوع مهمی کارنمی کنندوچراازبحث وگفتگونسبت به این موضوع ابادارندوآن رازشت می دانندمگراین یک نیازانسان نیست مگراین یکی ازمعضلات جامعه نیست؟مگراین موردزشتی خورابه نمایش نگذاشته است ؟حال اگربه صحبت درآیدزشت می شود؟برای همین اگربابیانی صحبت شددوستان آن رابدوزشت ندانند
امانظراین دوست عزیز
نادم ولی...:نظربر نامه ای پیرامون مطالب حجاب
هدایتم کنید دارم از دست میرم
پس داعیان اسلام کجایند
دارم از دست میرم
http://www.komakamkonid.blogfa.com
درابتداکه نظراین دوست عزیزرادیدم خیال کردم ازلحاظ نگاه فکری دچارمشکل هستندومی خواستم درجوابشان بنویسم خودبیشترنیازمندکمک وهمیاری هستم امادیدم ایشان خودراجوانی 18ساله ومتدین معرفی می کنندکه درگردابی ازمشکلات جنسی دچارهستند
من نسبت به این موضوع قبلاخیلی کارکرده ام حتی می توانم بگویم ازنگاه به فیلمهای سکسی یاسایت هایی که دراین زمینه کارمی کنندیاسایت های سکسی ابایی نداشته ام وکامل این دوست عزیزرادرک می کنم وبرای نگاه به این موضوع سعیم براین بوده است که به پاسخ برسم هرچندکه شایداین کارمن ازنگاه بسیاری ازدوستان گناه آلودبه نظربرسداماازمنجلاب آن نسبت به جامعه باخبربوده ام هرچندکه این تلاش من به زمانی طولانی برمی گرددوحال که به بن بست برخورده ام ونسبت به آن پاسخی نیافته ام دیگرتلاشم کمترشده است اماباتوجه به کم بودن سن من درآن زمان وتخصص نداشتن دربسیاری ازگزینه هانه تنهاکاردرستی نبودبلکه بسیارهم اشتباه بودامااین مواردهیچگاه باعث نشدکه من خودرابه گناهی بزرگ مثل زناآلوده کنم .دراین بین یکی دیگرازعزیزان که بامن آشنابودندهم دراین زمینه کارمی کردندکه هم رشته شان بااین گزینه جوربودهم زمانی به این فکرنشسته بودندکه نسبت به سنشان می خوردامااززمینه های دینی برخوردارنبودندوهدف اوهم کنترل این موردباحداقل نیرووزمان بودعدهاازنتیجه کارش پرسیدم دیدم باجامعه ای که برای ایران ساخته شده هیچ کس نمی توانددراین زمینه خوب کارکندوانگارمی خواهدانسانی کشته شودواین کارراادامه نداده بود؟!بارهابابسیاری ازدانشجویان ایرانی که برخوردکرده بودم ورشته شان درارتباط بااین گزینه هابوده گله مندبودندکه چرانسبت به این موضوع دردانشگاههاپرداخته نمی شودوچرابرای پرداختن به این موضوع بایدازسانسورهاعبورکردمگریکی ازنیازهای بشری نیست؟
نسبت به این موضوع من قبلادراوایل ساخت وبلاگ هم مطلبی باعنوان چرازنابده؟بده یاخوبه ماکه ندونستیم نظرشما؟(حتمااین مطلب رابخوانید) به روزشده ام که دوستان می توانندنقدهای آن قسمت رابخوانند(به آرشیومطالب قسمت مطالب جنسی مراجهه شود)وهمانطورکه گفته ام حتی شخصیتی پیامبرگونه مثل حضرت یوسف هم تاب تحمل درمقابل این نیازنداردواین تنهاخداست که به اوکمک می کندیوسفی که اگردرابتدادرمقابل وسوسه هاوتوطئه های زلیخاتحمل می کند(آیات23و24یوسف)حتی به نظرمی رسدکه درابتداهم می خواهدمتمایل به زلیخاشودامابادیدن برهان خداوندی برمی گردد.زمانیکه توطئه هاووسوسه هابیشترمی شودوانگاردیگرزنان مصرهم به زلیخامی پیوندندآیه33یوسف دیگریوسف به نهایتی می رسدکه اگرمراازاین جامعه نجات ندهی باآنهاهمراهی می کنم که انگاربلافاصله خداونددعای اورااجابت می کندآیه 34یوسف.همان طورکه قبلاهم گفته شده باتوجه به این روندتاریخی چگونه می توانیم نسبت به این جامعه فسادزده خودمان توقعی ازجوانان داشته باشیم که تحملی داشته باشندجامعه ای که ازهردرودیواری انسان رابه سکس دعوت می کنندوگریزازآن غیرممکن است!وآیادین گرایان باتوجه به شرایط امروزوبراساس هست های جامعه حرفی برای بیان دارند؟وآیامی توان برای این جامعه براساس بایدهاسخن گفت ونگاه آرمانی راپیاده سازی کردوواقعیت هارانادیده گرفت؟
واماچرا؟چراجامعه ای که درزمان حکومت گذشته درحفظ ونگهداری خودکوشابودبه یکباره درمنجلاب مشکلات جنسی غوطه ورگشت آیاانسانهاتغییرکردندیانیازهاتغییرکردبایدریشه هارادرکجاست؟چراحکومتی که 60سال تلاش کردتاجامعه ای سکسی درایران حکمفرماکندنتوانست امااین حکومت به یکباره ودریک چشم زدن این خواسته راعملی کرد؟آیابایددرنسلی جست که اگرتحمل وصبرودین وهدف درزندگی برایش مهم بودوبه یکباره درزندگی اوبی معنی گشت جستجوکردیادرنسلی که بی سوادبودوزیرهرخفت وصبری می رفت وزن ،ذلیل مردوبرطبق خواسته های مردبودونگاه جامعه به زن برای سکسی بودن یعنی خواری بودن وامروزبرعکس گشتن بایدجستجوکردزنی که امروزتابع هرفکری نگشته وزیرهرزوروتحملی نمی رود؟یابایدازترجمه هاوتعاریفی که درزندگی پیداشده گشت؟یادردین گریزی وسیاست های حکوت دانست؟یادرسن ازدواج پیداکرد؟این چراهاادامه داردامافعلااین نکات دردی رادوانمی کندوبیشترتمرکزنیروی من براین است که چگونه براساس چیزی که هست بایدراه حل داد؟راه حلی درکل وجودندارد؟همیشه ذهن من به این موضوع مشغول بوده که چرابایداین نیازازکودکی درانسان وجودداشته باشدکه برای انسان این اندازه دردسرآورباشدمگرنمی شدخدادرسنی این نیازراایجادمی کردکه انسان ازلحاظ سنی وفکری به حدهایی رسیده است نه نیازی که به صورت بالقوه است واگرشرایطی ایجادشودبالفعل می رسددرحدی که بایکی ازدوستان روانشناس صحبت می کردم می گفت سن استمناءدرایران به 6سالگی رسیده است (دوست عزیزمانادم هم دچاراستمناءهستند)یاقبلاسایت گوگل اعلام کرده بودکه جستجوی کلمات درارتباط باسکس کشورایران رتبه اول راداردیاهمان طورکه مراجعه به وبلاگ خودم براساس کلمات جستجوشده باکلمات سکس بیشتربوده است آن هم به خاطرمطلبی که قبلادراین ارتباط داده بودم است ومطمئنن به خاطردرج این مقاله بیشترهم خواهدشدیکی ازدوستان به این دوست عزیزپیشنهادداده بودکه این دوست عزیزازدواج کننداماآیاامکان ازدواج برای همه وجودداردوآیاتمامی افرادازلحاظ فکری ونگاهی به ثبات خودرسیده اندکه امکان ازدواج داشته باشند(آنقدرروانشاناسی مطالعه کرده ام که بگویم) برای صحبت ازدواج این عزیزبایدحتماچنین اشخاصی رادیدوشرایط وجامعه اوراسنجیدهمین طوری که نمی توان نظری اعمال کردوآیاامکان برای دختران هم وجوددارد
ادامه دارد.....
نوشته شده توسط محمد در یکشنبه شانزدهم دی 1386 ساعت موضوع سکس ومسائل جنسی | لینک ثابت
حقایق جهان ثابت وغیرقابل تغییرهستنداماوضع واجرای قوانین نسبت به مکان وزمان وانسان خاص درتمامی دوران متفاوت بوده است همانطورکه خداوندقبل ازپیامبری محمددردوران قبل این امرراثابت می کنداماچیزی که درتمامی دوران ثابت بوده است بحثش گذشت امابعدازختم نبوت هم این موردهست ونیازی به بحث نداردپس آیا وظیفه مانسبت به مسئله ای همانندغریزه جنسی چیست حقیقتی ازجهان وغیر قابل تغییروثابت بودن اززمان پیامبروعدم عرضه شدن چیزنویی است.قبل ازبحث دراین ارتباط می خواستم بگویم انسان نسبت به این غریزه واکنش های متفاوتی ازخود نشان داده است ١- ازدواج ٢- زناوتجاوز ٣- صیغه ٤- استمناء ٥- روشهای انحرافی همچون لواط،حیوان و.....٦-صبر ٧- سرکوب کردن- اماچیزیکه دراسلام آمده است وبایداوراتشکیل می دهدازدواج است دراینجامی خواهیم دراین ارتباط باجامعه خودمان برای این غریزه به بحث بنشینیم اماقبل ازبحث بیان دوداستان مفیداست اول داستان حضرت یوسف وزلیخا است درقسمتی ازاین داستان به جایی کشیده می شودکه یوسف می گوید:پروردگارازندان برای من خوشایندترازآن چیزی است که مرابدان فرمی خوانندواگرنیرنگ ایشان راازمن بازنداری بدانان می گرایم واززمره نادان میگردم (سوره یوسف آیه ٣٣) ودوم درزمان عمریکی ازشب هااین خلیفه خداکه درشهرگشت می زده است ناله هاوصداهای زنی ازمؤمنان رامی شنودکه خدایاطاقت من تمام شده واگربه خاطرتونبودمرتکب زنامی شدم که بعدازتحقیقات عمروفهمیدن اینکه همسرآن زن سربازاست دستورمی دهدکه هیچ مردی حق نداردبیشترازشش ماه درجبهه های جنگ باشد.دودوران متفاوت ودوشخصیت متفاوت رابیان کردیم باوجوداینکه دراین دو دوران همانندزمان حال ازلحاظ لخت وعریان بودن وآرایش ودعوت به سکس به گرداین دوران نمی رسدحضرت یوسف که دیگر تحمل وصبری برایش نمانده است ( هرکس ظرفیت به خصوصی داردوصبرهم دریک حدی معنی پیدامی کند) می گویدپروردگارا رفتن به زندان رابرای من فراهم کن وگرنه تابع آنهامی گردم ومرتکب زناخواهم شد یعنی اگرمرا ازاین محیط فاسدنجات ندهی ومراکوچ ندهی همانندآنهاخواهم شدوجزء گروه نادانان می گردم(جاهل درقرآن درمقابل عقل قرآنی قرارمی گیردوبدین معنی که انسان برخلاف آگاهی هایش عمل کرده ونتواندکه خودراکنترل کندوهمانندجاهلی عمل کندکه انگاراین آگاهی ها را نداردومرتکب این اعمال می گردد ) امانسبت به آن زن مؤمنه که نویسنده آن دوران رایکی ازبهترین جامعه می داندببینیدزن دیگرتحملش به کجاکشیده است ازاین دوداستان که بگذاریم نگاهی به جامعه خودمان می کنیم جامعه ای که لختی وعریان ازهرطرف آن تورابه خودمی خواندوتورابه سکس دعوت می کندحال فرداگرخدارافراخواندکه پروردگارامراازاین نیرنگ هاوبدیهانجات ده بایدچه شودآیابایدهمه کوچ کننداین موردنمی شودباتوجه به اینکه بسیاری ازجوامع به این امرآلوده هستند(حتی مااگربخواهیم ازاطلاعات وعلم هم استفاده کنیم به این امرآلوده گشته است) یاباید ازدواج کننداین هم برای تمامی افرادنمی شود.امکانات ازدواج رابعضی افراداینگونه بیان می کنندکه خودافرادپرتوقع هستندامابه نظر من این موردبرای همه معنی پیدانمی کندوآمارزیاددختران درکشورایران موجب گشته است که اگرتمامی پسران امکانات ازدواج را داشته باشندبازهم برای بسیاری ازدختران این امکان فراهم نشوداین امرموجب می گرددکه دردختران برای رسیدن به همسررقابت به وجودبیآیدومجبورندازروابط غلط استفاده کننددرپاسخ به این موردبعضی هامی گویندبایددولت وجامعه درست شودامااگراین دونخواهند درست شوندتکلیف یک مسلمان چیست وچگونه بایدعمل کندبعضی هاداروی صبررابیان می کننددرحالیکه دیدیم که صبرهم تاجایی معنی پیدامی کندونسبت به دوداستان این موردمشاهده شدامامتأسفانه درفتوادادن نسبت به این موضوع بسیاری ازافرادخودرابادیگران مقایسه می کنندوخیال می کنندکه اگرخودربعضی مواردنسبت به این موضوع موفقیت هایی داشته اندهرفردی می تواندنسبت به این موضوع همانندآنهاعمل کنددرحالیکه هر فردی نسبت به دیگری متفاوت است وصبرواستقامت وایمان ونوع فیزیکی بدن اووشرایط محیطی وارتباطی که درآن قرارداردوتربیتیکه داشته بادیگران متفاوت است حال بعضی هاپیشنهاداستمناءرامی دهندکه بازاین مورداز نظرمن مفیدنیست استمناءهمانندکشیدن موادمخدراست که افرادی می توانندوآن راتاآخرعمرشان به صورت تفننی می کشندامااکثراًنمی توانندوودرگرداب آن می افتندواین موردراحتی برای بعدازازدواج مضرمی دانند.حال بعضی هاهم می گویندپس بایدصبرکردامامن گفتم که صبرامکان پذیرنیست وانسان تایک حدظرفیتی امکان صبرداردوبرای هرفردی متفاوت است ودربعضی مواردمشاهده می شوداین تحمل آثارسوئی درروحیه فردبر جای می گذاردواین مبارزه تحمل باعث می شودکه ازبسیاری ازمسائل بماند وآرامش فکری رانداشته باشدهمان آرامش فکری که خدامی گویددرکنارجنس مخالف برای شماتأمین می کندبه هرحال این عدم تحمل باعث تسلیم شدن درمقابل انحرافات می گرددبعضی هامی گویندپس ازصیغه استفاده می کنیم امااین موردکه شبیه به زناست آیامفیداست تازه این امرموجب می گرددکه انگیزه وتلاش برای ازدواج درست ازبین برود همچنین عرف جامعه درمقابل این امرمی ایستدچه بسیاری اززنانیکه بالاجبار از همسرانشان بعلت کارکردن شوهرانشان درمکانی دیگران دورهستندآیاعمری هست که به ناله های آنان گوش دهندوآیامی توانیم به همسران آنان بگوییم به مکانیکه برای تمامی آنان کارنیست برگردندوآیااین تحمل راآنان دارندوآیابااین امرمی تواننددرتربیت فرزندانشان چه درصورت تحمل ویاازدست دادن طاقت ومنحرف شدن رابدست آورند.... پس تکلیف چیست آیانسبت به این موردبرای حال پاسخی هست
نوشته شده توسط محمد در چهارشنبه یکم فروردین 1386 ساعت موضوع سکس ومسائل جنسی | لینک ثابت
منوی وبلاگ
درباره وبلاگ

1- این وبلاگ وابسته به هیچ گروه وحزبی نبوده ونویسنده درنوشتن مطالب آزادانه عمل میکندو تنهاخودرا یک محقق، متفکر و منتقد می داند.
2- دراین وبلاگ نویسنده حق خود میداندکه مطالبی بنگاردکه امکان داردباعنوان وبلاگ هماهنگی نداشته باشد.
3- هدف ازاین وبلاگ رسیدن به حقیقت است.
4- برای دسترسی به مطالب و آخرین اخبار درارتباط با وبلاگ می توانیددرخبرنامه این وبلاگ عضو شوید.
5- منتظرنظرات مفیدشما هستم می توانیدچه ازطریق قسمت نظردهی که درپایین مطالب قراردارد یاقسمت نظرسنجی که درسمت راست وبلاگ در صورت وجود قرار می گیردیا ایمیل نویسنده وبلاگ، نظرات خودرابیان کنید ونویسنده وبلاگ موظف است نظرات شمارابدون هیچ سانسوری دروبلاگ قراردهد.
6- سعی براین خواهد بود در صورت داشتن وقت ماهیانه حداقل یک مطلب داشته باشم
7- نویسنده چرا ارتباطی فراتر از فضای مجازی با دوستان نمی تواند برقرار کند و پاسخگو نیست.
8- استفاده از مطالب چرا تنها با ذکر منبع مجاز می باشد.
9- هردوستی در صورت تمایل به تبادل لینک با هر نوع نگرشی که باشد منو لینک کند بعد از اطلاع، او را لینک خواهم کرد.
10-هرکدام ازدوستان که بتوانند کمکی دیگر درجهت بهبوداین وبلاگ نمایندمن باکمال میل دست این عزیزان رامی بوسم.
11- در تبادل فکر نام مهم نیست بلکه فکر مهم است درنتیجه نویسنده چرا از معرفی خود و هر چیزی که به او ربط پیدا می کند معذور می باشد. ( منتظر نام نباشید که در مقابل نام حقیقت نیست بلکه در مقابل حقیقت، حق است )
باتشکر نویسنده چرا همیشه در چرا؟
فهرست اصلی
آرشیو موضوعی
نگاهی بر نظردوستان 3
چرا؟
نقداحادیث
نگاه درست-حرکت درست
زن
نگاهی نوبه قرآن
دنیای عکس
نگاهی به نظرات دوستان
سکس ومسائل جنسی
نقدمذهب وامت اسلامی
آزادی،انتقاد،خشونت وقدرت
عشق ودوستی
سیاسی-اجتماعی
خدا
مدیریت واصلاح جامعه
رشدوطبیعت
چالشات دین اسلام
روانشناسی
شهدای اهل سنت وظلمهای رواشده نسبت به آنان
امامت و ولایت ازنگاه قرآن
تفکردرنگاه
ترسیم دیدگاه سیاسی
معرفی سایت وکتاب
نظام اقتصادی برتر
نگاهی برنظردوستان2
نیازبه دین وقرآن
مذهب تشیع درباتلاق شرک وخرافات
نقدگروهها،حرکتها،فرقه هاومذاهب اسلامی
نقدادیان ومکاتب بشری
حق ها
ورق هایی اززندگی من
اخلاق
نگاهی نو به قرآن2
کلیه مطالب وبلاگ چرادریک نگاه
پیوندها
(لینکهایی که در اینجا قرار می گیرد به معنی تایید کلیه مطالب مندرج در آنها نمی باشد)
در مسیر قرآن
روح زندگی
بشری
اخوت
برادری اسلامی
ادبیات وسینما
تزفلسفه اهل بیت
گوله هیرو
منتظران صاحب الزمان
ای معبودمحبوب
صبحدم - ناشراندیشه های معاصر
کاروان نیکان
معنای توحید
شهیدکاک احمدمفتی زاده ناجی کرد
اسلام
اهل سنت سلماس وحومه
ظهور
غربا
پایگاه بزرگ طنز کنکور هنر
خبرونظر
راه ما
عشق شیشه ای
نغمه
درموردآزادی اندیشه وفکرمیباشد
زندگی نامه +احادیث+مداحی
اهل سنت ایران
آل دوستین
جوانان اهل سنت شهرستان خواف
تبعیت فقط ازقرآن
معنای توحید2
تعبد
تحلیل مسائل کلامی
خبرگزاری جنبش دانشجویان اهلسنت
دگراندیش
تئهران اوشاقلاری
تریفه
اندیشه یه جوون ایرونی
هاوری
منطق آب دوغ خیاری
مسیحیت امروز، تحریف یا واقعیت
اسلام حقیقی فقط در قرآن کریم است
اسلام را آنگونه که هست بشناسید
تدبیر در آیات
بازخوانی
زشت و زیبا
اثبات حقانیت شیعه
نوگرا
سازمان موحدین آزادیخواه ایران(سما)
قرآن شناسی
لینک های زیبای اسلامی
فریادی از اعماق شب
تلاش برای روشنگری و آزادی
آخرین نوشته ها
قرآن ، بینش جهانی 40
قرآن ، بینش جهانی 39
قرآن ، بینش جهانی 38
قرآن ، بینش جهانی 37
نگاهی برنظردوستان 79
نگاهی برنظردوستان 78
کلیه مطالب وبلاگ چرادریک نگاه
جشن عزا
قرآن ، بینش جهانی 36
نگاهی برنظردوستان 77
نوشته های پیشین
آذر 1388
آبان 1388
مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
سایر امکانات
^ بالای صفحه ^