تبليغاتX
؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟...چرا...؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

آیاپیشرفت علوم درجهت منافع بشری بوده است؟
تاريخ: چهارشنبه نهم مرداد 1387 ساعت :

 

زمانیکه می گوییم پیشرفت علوم منظورعلوم تجربی است وبایدگفت حتی بشریت ازلحاظ نگاه وجهان بینی وعلوم انسانی چندان رشدوپیشرفتی نداشته است ؟چرا؟خوب نگاه کنیددربیشترمواردنوع بیان هامتفاوت گشته است وگرنه ازلحاظ محتواهمان است که گذشتگان به بیان پرداخته اندمن هرچه بربشریت نگاه کرده ام چیزی ازلحاظ نگرش به سیاست،اقتصاد،انسان شناسی و....چیزی بهتریانوعی دیگرندیده ام بلکه بیشترنوع بیان هاتغییرکرده است یااینکه در وسایل وزندگی انسان چون تغییراتی رخ داده بعضی مسائل جدیدنسبت به آن ایجادشده است وبس؟!یعنی درکل بشریت درحال حرکت درحاله ای ازدور است .این به این علت است که بشردرواقعیت چیزثابتی است یعنی انسان،همیشه انسان است انسان که تبدیل به چیزدیگری نمی تواندبشودحال انسان بایدبکوشدانسان شودوانسانیت خودرارشددهدوبرای آن تنهازمینه های رشدی می خواهدومهمترین مسائل دراین حرکت نوع جهان بینی وتعاریفی است که ازانسان ارائه می دهدواگرخوب درگذشته نگاه شودهمین نگاههادرگذشته هم بوده است برای همین آثاری مثل ارسطووافلاطون وادیان و..مطالعه می گرددوبیان می گرددشماخوب این آثارراموردبررسی قراربدهیدوبعدبه امروزهم نگاه کنیدآیاانسان دراین مسائل بهتریاچیزنویی ارائه داده است درواقع نه؟بلکه بیشترمکان هاوزمانهابعضی ازنگاههاراپذیرفته وبعضی هاراردکرده اندوبعضی هامخلوطی ازنگاههاراپذیرفته اندوبعضی راردیابعضی راقبول کرده اند.اماچیزی که مهم است دراین مسیرانسانیت ازدوجهت درجهت جلورشدکرده است یکی علوم تجربی مثل نجوم،پزشکی و.....یکی هم رسیدن به مواردی که درگذشته ارائه شناختی بوده وآنهایی که حقیقت می گفته اندبه حقیقت آن پی برده اندوبشردررسیدن نگاهی یکدست ازحقیقت است

 

اماآیاواقعادراین مسیررشدعلوم تجربی رشدوپیشرفت وسیرصعودوتکاملی برای انسان بوده است.

 

درواقع خدااین دنیارمسخرانسان کرده است تاازآن استفاده کندودرجهت رشدوتکامل خودازآن سودبردوآن راآبادکندپس ببینیم آیااین مواردرادرحال حاضرمی بینیم.

 

این چیزی است که دیده نمی شودچراکه پیشرفت علوم براثرنابودی جهان وبه بردگی واستثماردیگران به وجودآمده ودرحال به وجودآمدن است .انسانهایی خیال کرده اندچون این علوم رادردست دارندازآن قدرتی برای خودبسازندتاابااین قدرت درعصرجدیددیگران که ازآن محرومندبه بردگی واستثماربکشانند.علومی که بایدآزادنه دراختیارهمگان بودوازآن درجهت پیشرفت ورشدتمامی بشراستفاده می گشت دردستان مشتی انسانهای سودجودوقدرت طلب است تابرثروت های خودبیافزایند.آنهادراین جهت حتی برتخریب طبیعت هم کوتاهی نکرده اندونتوانسته انددرست همگام باطبیعت شونددرنتیجه به بشریت ضربه زده اندآنهابااستفاده ازاین علوم وقدرت آن، انسانهارامی کشندوازبین می برند.

پس اگرپیشرفت درعلوم همراه بانگاه واخلاق درست نباشدوتکامل دریک بعد،به ضررانسان ودرخدمت رشدانسانی نیست برای همین است که می بینیم به جای اینکه پیشرفت علوم به جای اینکه درخدمت ورشدانسانی باشدبرعلیه اوست.

 

دوراقع انسان باپیشرفت علوم ،شناختش نسبت به جهان بیشترشده است امابراخلاق وانسان بودن او اثری نگذاشته است بلکه باتسلط برطبیعت وبه کاربستن آن ،آن راتنهابرای خودخواسته است چراباید این علوم ،طبیعت واستعدادهایی که خداوندبه امانت به دست انسان سپرده تاازآن درخدمت رشدوتعالی انسان استفاده کند انسانهایی خیال کرده اندچون استعداددرزمینه خاص ازدیگران بهتردارندیعنی اینکه بایدبردیگران حکومت کنندوتمامی امکانات برای آنهاباشند وبااستفاده ازعلم ودانش بردیگران زوربگویندوتسلط پیداکنند آنهاکه این استعدادهاراازخودنداشته اندبه کشورایران خوب نگاه کنیدامروزهاانتخاب رشته تحصیلی است افرادزیادی انتخابشان براساس رشته های پزشکی ومهندسی است واین انتخاب نه براساس خدمت دررشدوتکامل بشری بلکه درکسب شهرت وثروت وقدرت است آنهاخیال کرده اندکه ارزش انسانی درآنهاست آنهاندانسته اندکه اگردیگراستعدادها ودیگران نبودندانسان مفهومی ودوامی نداشت ودیگراوبا توانایی بریک استعدادش نمی توانست چیزی بدست آورد؟اماچراانسان اینگونه گشته است چرابابهادادن به بعضی ازاستعدادهاونوع انسانیت خواسته برتری نژادی عنوان کند درحالیکه خداوندانسان رادرتقوامهم دانسته است اوودیگران بایددرکنارهم کارکنندوخودودیگران رارشددهندوجهان راآبادسازندوازنعمات پاک خدایی استفاده کنندوزندگی سالم و سعادتمندی برای خودبسازندوسپس آماده شوندبرای زندگی درجهان دیگر.

 

درحالی که انسان ازلحاظ علم پیشرفت کرده است چرابایدبخشی ازجهان آن رادراختیارخودداشته باشندوآن راازدیگران بهره مندنمی سازند؟ چراباداشتن این علم برای خودثروت جهان رادراختیارخوددرآورده اندوباآن ثروت اندوزی می کنند وبردردهای بشریت می افزایند؟ من که دربعددیگرازجهان هستم اگراستعدادرشدداشته باشم ازآن علوم محرومم پس رشدی برای من نخواهدبود؟ من اگربیمارشوم درمانی برای من نخواهدبودچون ازآن علوم محرومم اصلا ثروت وعلمی دراختیارمن نیست تاآن رادراختیارخوددرآورم ؟امروزبشرچه بلایی برسرانسانهاآورده است؟ این علم چه نفعی برای بشرداشته است تنهابرای قسمتی ازجهان بادراختیارگزاشتن آن برای خودوانحصارکردن آن برای خود،دیگرانسانهارابرده خودکرده اندباقدرت وتسلط برعلوم طبیعت به دیگران زورمی گویندوبه بردگی می کشانند .

 

آیابین انسان امروزکه تنهااینقدرآگاهیش افزدوه شده که آب ازدومولکول هیدروژن ویک مولکول اکسیژن تشکیل یافته است وچگونه پیوندکلیه راانجام دهدوجهان ازکهکشانهای زیادی تشکیل یافته است وزمین بدورخورشیدمی گرددو....سپس آن علم ورفاه راتنهابرای خودمی خواهدوثروت هارادردستان خودداردوپیشرفتی برای تمامی بشرنیست وانسانهای دیگررابه بردگی می کشاندباانسانی که درگذشته بودوتنهاعلم اودرحدی بودکه ثلاثه مصررابسازدکه حتی بشرامروزبرقدرت وعلم ونبوغ آنهادرشگفتی هستندوسپس آنهاهم اینگونه عمل کرده اندچه تفاوتی است

 

خوب نگاه کنیدبشرتغییرنکرده است همان بوده که درگذشته بوده است انسان شگفتی وعظمت جهان رامی بیندواینکه شکی دروجودخدانیست راهم می بیندبازاصراربرعدم وجودخداداردهمان انسانی که دیروزهم اینگونه می اندیشید انسانی که روزی بتان رامی پرستیدامروزهم باوجودپیشرفت علم همانگونه می اندیشد وهمان گونه گام برمی دارد، چه تفاوتی درانسانیت ایجادشده است واقعامی خواهدبه چه چیزخودافتخارکندچگونه خودراازانسان گذشته متمدن ترمی داند تعریف اوزاتمدن چیست ساختن ساختمانهای مجلل وبردگی نوین ومصرف گرایی وفریب وکشتن انسان با قدرت علم و...

 

قرآن آمده وبسیاری ازعلوم طبیعی درآن عنوان شده است که امروزبشربادوچشم خودمی بیندامابازاصرارداداین کتاب ازسوی خدانیست ؟ بشرجهان وعلم وتفکررادیده است امابازمثل گذشته اصرارداردکه خودرابه ناآگاهی بزندوجهان رابادیدنبودحقیقت طی کنداگرحقیقت مطلق نباشدنظمی هم نبایدباشد و...و...و....

 

اگربخواهیم بگوییم به درازامی کشدامادرکل این علم آن نفعی که ازانتظارمی رفت برای بشرنداشته است چیزی به انسانیت نداده است . پس من ازانسانهامی خواهم بانگاهی دیگربه خودوعلم وجهان بنگرندوسپس این علوم رابه خدمت رشدوتعالی انسان درآورند ازآن سودجویی نکنند وگرنه بعدازمتنعم شدن موقتی ،تخریبی عظیم برای خودودیگران ایجادمی کنندهمان گونه که تاتوانسته اندطبیعت راتخریب کرده ومی کندونمی داندبراین تخریب چگونه جواب دهداومثلابرای اینکه ازآشغالهای کشورخودنجات پیداکنندمی بردوداخل کشورهمسایه می ریزداوبرای امتحان بمب هایش می روروی سرانسانهای دیگریامکان های دیگرامتحان می کندچه چیزی عایداوشده است آیاواقعااین انسان درخدمت رشدانسانی بوده است اوبا ایجادروحیه مصرف گرایی ومدگرایی شدیددربشریت واستفاده ازعلوم باعث شده که به تخریب هرچه بیشترطبیعت بپردازدزمانیکه انسان بایدازطبیعت به اندازه نیازخودبردارداسراف وتبذیراستفاده می کندبایدچگونه اندیشیدزمانیکه انسان خودرامی بیندوجهان دیگروخدانخواهدبودچه نیازی است که امروزتامی تواندازاین طبیعت سودنبردوآن راتخریب نکندچه نیازی است که این علوم رابه طورمساوی دراختیاردیگران قراردهددرحالیکه می تواندبادردست داشتن آن برای خودثروت وقدرتی بسازدودیگران رابه بردگی بکشاندوبرگورهابنشیندوشادی برآوردباوجوداینکه راه نجات آنهارادرستان خوددارد؟

 

وآیاواقعاآن چیزی که ماازپیشرفت علوم انتظارآن راداشتیم برای بشریت حاصلی بوده است؟

 

واین نگاه ناشی ازتنازع بقا وباقیمانده نظریات داروینیسم است آنهابه این نتیجه رسیده اندکه باید برای زنده ماندن وحفظ خود مثل حیوانات بادیگران در جنگ وتنازع باشند قوی هابایدازضعفابرای حفظ خوداستفاده کنندوضعفاحق زندگی ندارند،آنهاباداشتن علوم وثروت وقدرت بایدنظاره گرمرگ تدریجی دیگران باشندوسپس خودرابه خواب می زنند.

 

نوشته شده توسط محمد | موضوع: نقدادیان ومکاتب بشری | لينک ثابت |
مکاتب بشری درمسیرغیرواقعی!
تاريخ: دوشنبه سی و یکم تیر 1387 ساعت :

 

آیاراه نجات وتکامل ورشددرایسم های موجوداست آیابرای اینکه بشرازرشدنایستدماباچیزی به نام حقیقت نسبی برخوردداریم؟!آیاجهان باشک پیوندخورده وحقیقتی وجودندارد؟اصلاراه نجات درکجاست؟تاکی بشربایدباتجربه بدنبال حقیقت باشدودراین راه بسیاری ازانسانهازبین بروندونابودگردندوبسوزندتامشخص گرددکه آن مسیرراه نجات نبوده است وسپس بعدازآن مسیرونگاهی دیگرعنوان شود؟! آیاروزی ماراه درست راخواهیم شناخت؟آیاهمان ایسم هایی که درشرایط زمان ومکان به وجودمی آیندیعنی درزمان خودش مفیداست وبرای آیندگان مضراست اگراینگونه است چگونه درهمان عصروزمان خودش هم نامفیدبودن خودرابه نمایش می گذاردوبرضدبشر بوده است همان گونه درکمونیسم دیدیم که حتی برای مردم زمان خودش هم رشدی نداشته وآنهارابه وادی مرگ ونابودی می کشاندپس نمی توان گفت حتی ایسم هابراساس زمانهامفیدهستندبلکه براساس زمانهااین امربرایشان مشخص می شودوپی می برندکه بایدراه دیگری بیان کنند؟ آیاراهی که رشدوتکامل برای بشرباشدوجودندارد؟ آیاایسم های موجودبهترین هستندوراهی بهترازآنهاوجودندارد؟

 

ماچهارتا مقاله برای شماآماده کرده ایم که درواقع به خوبی این امررانمایش می دهندکه این مکاتب دررشدوتعالی بشری نیستندارائه نگاه آنهابه اشتباه است

 

قرون وسطی وپیدایش مکاتب انسانگراتالیف رهنما:

http://www.quranian.net/modules.php?name=Downloads&d_op=getit&lid=4

 

 

دراین مقاله نقاط مثبت ومنفی مکاتب اومانیستی مشخص می گرددواینکه چرااین مکاتب به وجودآمدواینکه دین اسلام متفاوت ازاین است که بخواهیم ازمکاتب بشری سودبرددرواقع اینگونه است زمانیکه بسیاری ازمواردرشدی رااسلام درنظرگرفته است دیگرچه نیازی به بیان های بشری دارد

 

مسئولیت وایمان :

http://www.quranian.net/modules.php?name=Downloads&d_op=getit&lid=9

 

دراین مقاله براحتی مشخص می شودکه مکاتب بشری نمی توانندپاسخگوی معنویات واخلاقیات وثبات جامعه  باشند وبرای ایجاداخلاقیات فردی واجتماعی مانیازمندبه چیز دیگری هستیم

 

ملاحظاتی درباره رویکردانسان گرایانه درقرآن اثرمصطفی حسینی طباطبایی:

http://www.quranian.net/modules.php?name=Downloads&d_op=getit&lid=32

 

 

دراین مقاله به نقدمقاله حسن حنفی دراین ارتباط پرداخته شده است ودرنقدوحدت وجودکوشیده شده است

 

مطلق گرایی اثرفرهادبهبهانی:

http://www.quranian.net/modules.php?name=Downloads&d_op=getit&lid=115

 

دراین مقاله نویسنده سعی کرده است به این موضوع بپردازندکه ماباچیزی به عنوان حقیقت نسبی روبرونیستیم وحقیقت تنهامطلق است ومکتبگرایان نمی توانندبااین شعاربرای بشرحرفی داشته باشند

 

چگونه اگرخدانیست واگرخداحرفی برای انسان نداردمن بایدخودرامتعهدبدانم که دررشدوشکوفایی دیگران بکوشم من بایدتامی توانم ازانسانهاسودبرم وآنهارابه خاطرخودنابودکنم ،آنهارابه استثمراروبردگی بکشانم ،جهان رانابودکنم. اگرخدانباشدانسان هرکاری که دلش می خواهدانجام خواهدداد؟چه چیزی اوراازفسادوظلم وستم بازخواهدداشت . مکاتب بشری وایسم هابرپایه ونگرش سوسیالیسم ومادی گرایی بناشده اند چگونه چیزی که انسان رادرماده خلاصه می بیندوخداوجهانی دیگردراوراه نداردمی تواندرشدبرای انسان بیاوردمحدودشدن دراین دنیا اگررشدی هم باشدمحدودمی گردد.اگرهم بخواهیم ادیان رابپذیریم نگاههاوتعاریف وحرکت هامتفاوت می گردند؟

 

اگردوستان درنقدمکاتب بشری مطالبی قوی دردسترس داشته باشندوبه من معرفی کنند خوشحال می شوم. درپایان توجه شمارابه دیدگاهی ازسازمان موحدین آزادیخواه جلب می کنم.

 

بشر بريده از خود! و بريده از اصول انسانيت!!

بشر بريده ازخود، بشرى است که از خالق، از طبيعت، از اجتماع، از دين، از اخلاق، از خانواده، و خلاصه از انسانيت و انسان بودن بريده شده، و تبديل شده به حيوان اقتصادى و حيوان جنسى و حيوان ماکياولى و حيوان درنده و جنگ افروز و حيوان غارتگر و حيوان اشغالگر، و خلاصه حيوانى که زادهٴ ميمون است و منشاء و تکليف و آخرتى ندارد و موجودى بريده و رها شده و تصادفى ميباشد. اين موجود چون از هر چيزى و از همه ويژگى ها و روابط انسانى تهـى شده و از آن بريده است، با هيچ چيزی پيوند روحى و عاطفى ندارد، و همه چيز نزد او خشک و بیروح است. بگذریم از اینکه چنين موجودى اصلا معتقد به وجود روح و معنا نيست و عشق نزد او افسانه است!، او مانند يک حيوان ميخورد!، بدون آنکه خوراک را نعمت بداند!، بدون آنکه محل خوردن را برسميت بشناسد!!، و بدون اينکه به کسى تعـارف نمايد!!!، همچنين او مثل يک حيوان شهوت رانى مي کند، بدون اينکه محبت و عاطفه اى داشته باشد، و صرفا جنسيت خود را ارضاء ميکند!!، و براى او فرقى نمی کند که شهوترانى اش در خانه باشد يا در خيابان!!!، بدیهی است که مرگ چنين موجودى خيلى وحشتناک است، چرا که در غم چيزى نيست که آن را رها کند، جز اموال!، و کسى هم درغم او نيست که نابود میشود!!، اينست که بسيارى ازاين موجودات تهى شده و از خودبيگانه خودکشى میکنند!، و بعضیها نيز اموال ارثى شان را به سگهـا و گربه ها مى بخشند!! و بعدهم معمولا جسدشان سوزانده يا در گودالى انداخته ميشود!!!، چرا که قبرشان هم فاسد و تهى از معناست، و براى کسى نه خاطره انگيز است و نه مزه و معنايى دارد. اين نــوع انسان ها در همهٴ دنيا بوده و هستند و در طول تاريخ هم وجـود داشته اند، اما آنچه که وحشتناک است، فکــر و فرهنگى است که چنين انسان هايى را به وجود می آورد و علنا مروج بى معناسازى انسانهاست!!، و اين فکـر و فرهنگ، امـروزه در ماديـت و ماکياوليـت غـربى تجلى پيدا کرده وعملا منادى براندازى انسان و بى معناسازى او شده است!!، تا جايیکه حتى بشر غربى هـم ازاين وضع به تنگ آمده، و در آن بلاد، خودکشى به يک پديده رايج تبديل شده است!!!، اينست که بايد دعا کرد و گفت: خدايا مخلوقات خود را که ميتوانند در اعلى عليين قرار گيرند، از اين سرنوشت شوم خارج فرما، خدايا فکر و فرهنگ مادى و ضد بشرى غرب را که حقا بشريت را به حيوانيت کشانده، و فکر و فرهنگى انسان برانداز است، محو و نابود گردان.

 

نوشته شده توسط محمد | موضوع: نقدادیان ومکاتب بشری | لينک ثابت |
بایدازکدام دین پیروی کرد؟
تاريخ: جمعه بیست و هشتم تیر 1387 ساعت :

 

آیادین اسلام نسبت به ادیان دیگربرتراست؟آیاباوجودانحراف وشرک درادیان دیگرمی توان آنهارادین نامید؟آیااگرفردی اگرازادیان دیگرپیروی کندراه نجات وسعادت بشررادرپیش دارد؟آیاهردینی برای ملت خودوامت وقوم خودآمده است؟معنی ملت یاامت چیست؟آیاهردینی که آمده دین خودرامنسوخ کرده است؟آیاادیان متفاوت ازهم می اندیشیده اندوارائه نگاه می داده اند؟

تفاوت ادیان درچیست؟آیامی توان هرنوع نگاهی منصوب به خداکردحتی شرک وخرافات؟آیاادیان متفاوت ازهم می اندیشیده اند؟

 

می توان گفت که بایددردوچیزتفاوت قائل بودیکی دین ودیگری شریعت.

دین چیست؟دین درواقع نگرشی است که انسان ازخود،جهان هستی وخداپیدامی کندواین چیز ثابتی است اینکه خدایی وجودداردهمیشه بوده وخواهدبود؟ اینکه جهان دیگری وجوددارد،بایددرجهت رشدوخدمت ونیکی گام برداشت همه ادیان بیان کرده اند؟امامتاسفانه مشکلی که وجوددارددرهمان تعریف خدایاانسان یاجهان دیگر،ادیان به مرورزمان تحریف شده اندواینجاست که مشکل سازمی شودکه حال بایدچه کسی این راه درست رامشخص کند؟واگرادیان برای فهم درست نسبت به این موضوع آمده بودندآیادرحال حاضرهم باوجودشناخت نادرست نسبت به این مقولات می توان آن راپذیرفت؟! خدادرواقع شناختی برای انسان آوردکه باتوجه به قدرت انسان برای اوقابل دست یابی نبود،اعتقادبه امورغیبی چیزی نیست که ازقدرت بشری برآیدپس خداباآوردن معجزاتی دراثبات خودبود!

وآخرین دین هم باآوردن نگاه واندیشه ای وجهان بینی وایدئولوژی که ازخودارائه می دادمعجزه بودن خودرانمایش می داد.درواقع معجزبودن قرآن درامورغیبی نیست بلکه دربایدونبایدها،اصول اخلاقی وشناختی است که ازنگاه به اموراجتماعی،سیاسی،اقتصادی،اخلاقی وانسانی ارائه می دهداوخودرامعجزمی داردچون خودرادورازخرافات وشرکیات می پندارددرغیراین صورت چیزی ازآن نمی ماندکه بگوییم متفاوت ازادیان دیگرنگاه می دهدومعجزبودنی درکارنیست؟!

 

واماشریعت؟درواقع شریعت چیزی نبوده جزروش وراه رسم زندگی براساس شرایط زمان ومکانی که بشردرآن قرارگرفته است یعنی بایدونبایدهاوقوانین زندگی برای ادمه زندگی ورسیدن به هدف که می توان درگزینه اول جستجوکردیعنی دین. اگردراین قسمت گفتیم تابع شرایط بوده وخودخداآورده بایدامروزهم ببنیم خودخداچه بیانی داردومانمی توانیم ازنگاه وبرداشت گذشتگان استفاده کنیم هرچندکه امکان دارددراین قسمت هم ماثوابتی درزمانهاومکانهاداشته باشیم امانمی توان به همه قسمت هاارجاع داد.

 

باتوجه به این مشکلات درواقع مابا دوعنوان خدایی روبروهستیم نبی ورسول . درواقع رسول کسی بوده که ماموربوده بدلیل انحراف ووجودخرافات وتحریفات دردین ،دین رابه سمت اولیه خودبکشاندانسانهارامتوجه اشتباهاتشان کندوعلاوه برآن بایدشریعتی جدیدبراساس قوم وملت خودمی آورده است اما نبی کسی بوده که تنهاموظف بوده درقسمت اول بکوشد.

 

عدم شناخت درست ازتوحیدوشرک،اهداف ومقاصددین موجب می شودکه درنگاه درست وتعاریف درست انسانیت دچاراشتباه شویم واین باتوجه به مذهب تشیع که درانحراف وشرک پیشی است بهتربه چشم می خوردزمانیکه درنگاه آنهامسئله توحیدخوب هضم نشده است این چیزطبیعی است که ازدل روشنفکری آنهاشاهدتعاریف وترجمانی ازدین باشیم باعنوان نجات بشریت درحالیکه برضدبشریت است عناوینی مثل تجربه ادیان مثل صراط های مستقیم مثل اینکه تمامی ادیان برحق اندو.....

هیچ شخصی یابهتراست بگوییم مسلمانی نمی تواندمنکراین قضیه باشدکه تمامی ادیان آسمانی مثل هم بیان داشته اندوهیچ کدام برتری بردیگری نداردواین جزاصول دینی آنهاست اماآنهاخوب می دانندهمان آیین پاکی که هماننددین آنهاسخن می گفت می باشدنه دینی که درحال حاضروجودداردباانحرافات وشرکیاتی که انسان رابه سمت طغیان وفسادوشرک وخرافات می کشاندوبرای حفظ خودهرروزدستخوش تعاریف انسانی است واین راهم مامی دانیم این تنهاخداست که چون ازگذشته وآینده مطلع است وتمامی جهان درزیرسیطره وقدرت اوست وعالم به جهان است می تواندبه خوبی ،خوب وبد و...رابشناسدوبیان کندنه انسانی که هرروزتعریف ونگاهی داردوانسانهارابه سمت وفسادی واشتباهی بکشاندومتوجه نشودتاروزهابگذردتاتجربه به اوثابت کندکه اشتباه کرده است 

 

واین راهم می دانیم بانگاه وتعریفی که ماازخداداریم بایداومسیرحرکت رابه انسان نشان دهد،همان طورکه برای بشریت قبل ازماآورده است بایددانست هدف ازدین چیست؟چرادین آمده؟وملاک درستی دردستان کیست؟پس ببینیم واقعابایدکدام دین راپذیرفت مااگربخواهیم بگوییم قرآن واسلام برای مردم حجازاست ویهودیت هم برای بنی اسرائیل ومسحیت هم برای....؟چندسئوال مطرح می شود؟ پس برای انسانهای دیگرآن راه نجات کجاست؟چرامسیحیت یااسلام فراترازمناطق خودحرکت کرده اند؟چرادردیدگاه بعضی ازاین ادیان شرک وخرافات است آیامی توان شرک وخرافات رامنصوب به خداکردوبرای بشریت رشدآورد؟و....

 

پس مابایدبرای دیگرانسانهاهم بیان داشته باشیم حال بایدکدام دین رابپذیریم مسلمادینی که پاک وخدایی باشدازدستخوش تغییرات دورمانده باشددینی که برای انسانیت رشدوتکامل بیاوردواین تنهاخداست که می تواندتشخیص بدهدوقبلادیدیم که آیین ها چگونه دستخوش تغییروانحراف وشرک وخرافات شده اندپس ماحق نداریم به انسانهابگوییم بیاییدبه مشتی خرافات معتقدباشیم ودرآنهابرای انسان رشدوتکامل عنوان بکنیم آنهااگریک ذره عقل وتفکرداشته باشندبه مامی خندندومی گویندچگونه خدایی که انسان راآفریده وهمه چیزدرزیرسلطه وشناخت اوست مشتی خرافات وشرک رابرای رشدبشری عنوان می کند؟اگرخدادین آوردتانگاه درست وشناخت درست به انسان بدهدواوراازشرک وخرافات نجات دهدچگونه می توان بازبه نام خداهماشرکیات وخرافات رابیان کرد؟!

پس مانمی توانیم دین هایی که دارای خرافات وشرکیات است رابه مردم معرفی کنیم ؟حال بایدچگونه عمل کرد؟نمی توانیم به بشربگوییم بیاییدخودتان این مواردراتمییزکنیدتاشرکیات وخرافات ازدین زدوده شود؟چون بارهادردل تاریخ مشخص شده که این درقدرت انسان نیست واگرانسان این قدرت رادارددیگردین چه معنی داردواگردراین وادی قدمی برداشته برشرکیات وخرافات افزوده است پس تنهاخودخدابایدواردمعرکه شودواگردرگذشته واردمعرکه شده است که راه نجات رابه انسان نشان دهدامروزهم بایداینگونه باشدواین تنهادردستان توانای اوست؟

 

ماقبلااثبات کردیم که قرآن اعجازداردونمی تواندازسوی بشری باشدوآن رابه عنوان منبعی می شناسیم که خرافات وشرکیات درآن راهی نداردواگرهم گفته شودکه دربین مسلمانان هم خرافات وشرکیات است اما منبع اصلی دینی آنهادست نخورده باقی مانده است واگردوستان پی به این موضوع ببرندنیازمندبه تحقیق داریم که سعی این وبلاگ هم اینگونه بوده است که بانقدهاوبررسی این موضوع رامشخص کندونتیجه گیری تاامروزاین امرراثابت کرده است حال که اینگونه است مابایدازدین اسلام پیروی کنیم وادیان دیگرهم بایدمثل دین اسلام سخن بگویندچون دردین نبایدمتفاوت ارائه نگاه بدهندچون درهمه مشترک است امامادرواقع خلاف ان رامی بینیم پس یک مسیحی یایهودی یازرتشتی یادیگران اگربخواهنددردین به نگاه درست دستیابی پیداکنندچون دین خودشان ازجاده خارج شده،مجبورندبرای دسترسی به نگاه درست ازقرآن استفاده کنند.

 

حال ببینیم درموردشریعت چگونه می توان سخن گفت؟اگرخودخداوندبرای تمامی اقوام وامت هابه بیان شریعتی پرداخته ؟بایدپرسیدکه امروزبرای امت هاواقوام دیگرچه بیانی دارد؟اگرشریعت قرآن برای مردم حجازومسیحیت(البته مسیحیت امروزی خودراازاین امرتوخالی کرده است) ویهودیت هم برای اقوام خوداست برای دیگراقوام وامت هاوملت هابایدچگونه اندیشید؟برای انسان امروزکه متفاوت ازانسان دیروزاست ودرمکان وزمان دیگرزندگی می کندبایدچگونه اندیشید؟بایدگفت که اسلام بادیگرادیان متفاوت است مادراسلام گزینه ای بانام اجتهادوشناخت زمان ومکان ودرنظرگرفتن شرایط داریم وسعی می کندبراساس همان شرایط ومکانهاوزمانهادراین ارتباط سخن بگویدتابتوانداین دین آخرفراترحرکت کندوانسانهاراسیراب کندوگرنه مابایدبگوییم برای ماهم بایدآیینی دیگرباشد؟شایدگفته شودکه زمانهایی که انسان ازلحاظ فکری به تکامل نرسیده وزندگیی عقب مانده داشته است به این نیازمندبوده است وحال دیگرنیازی نیست؟اشتباه انسان ازاینجاست که انسان ازدوبعدتشکیل شده است مادی ومعنوی اگرانسان دربعداول رشدهای شگرفی داشته است امادربعددوم همیشه دریک حالتی ازعقب وجلوبوده است واگرخوب هم نگاه شودبشربااین همه پیشرفت هنوزدردل همان غرب دربسیاری ازمکانهاخوی وحشیگری وخرافات دیده می شودپس نمی توان گفت که انسان امروزازمعنویات توانسته به تکامل برسدودیگرهیچ نیازی به دین یاشریعت نیست؟!حال شایدبگوییم چه نیازی است که درشریعت متفاوت نگاه شودوچرابایدنسخ داشته باشیم ؟

این چیزساده ای است برای کارهای فرهنگی ورشدانسانی همیشه مراحل گام به گام می خواهدودین بایدبه گونه ای باشدکه مشکلی برای بشریت درست نکندوبتواندزندگی کند؟ مثلادرکشوری مثل افغانسات مردمش برای زندگی به کشت خشخاش می پردازندمانمی توانیم به یکباره به آنهابگوییم که خشخاش تولیدنکنندچون آنهاخودازبین می روندوهنوزازلحاظ نگرشی آنقدربه تکامل نرسیده اندکه آمادگی این امرراداشته باشندمگربگوییم که دیگرجوامع به کمک آنهابیایندکه این کاررانمی کنند؟!پس مابایدبسیاری ازموارددیگررابرای انسانهابسازیم تابتواندمراحل رشدوگام رابرداردواین تفاوت درشریعت می شود.وبایدگفت این نگاه برای انسانهاچه ضرری داردوببنیم نسبت به انسان چه مشکلی ایجادمی کنداگررشدوشکوفایی درآن باشدچگونه بایدعمل کردبایدآن رادورریخت؟البته بایدمتوجه بودبیشتربایدونبایدهابرای مسلمانان ودریک جامعه توحیدی قابل اجراست نه درهرشرایطی ؟!

حال برویم نگاهی به آیات قرآن بیاندازیم ببینیم چه می گویند،بایدمتوجه بودمابادرکنارقراردادن کل آیات قرآن می توانیم به نگاه درست برسیم نه براساس سلیقه شخصی بیاییم بعضی ازآیات راجداکرده وآنچه درذهنمان می گذرددراثبات آن برآییم:

 

به آیات75و79بقره خوب توجه کنید:

آیاامیدواریدکه به شماایمان بیاورندبااینکه گروهی ازآنان سخنان خدارامی شنیدندوپس ازفهمیدن کامل آن،دست به تحریفش میزدند؟وحال آنکه علم واطلاع داشتند؟....وای برکسی که کتاب رابادست خودمی نویسندوآنگاه می گوینداین ازجانب خداآمده است تابه بهای کمی آن رابفروشندوای برآنهاچه چیزهایی رابادست خودمی نویسندووای برآنهاچه چیزهایی رابه چنگ می آورند

 

پس خداوندبی زاری خودرابرتحریفات آیین هااعلام می کندواین مواردموردقبول اونیست

 

به آیه 91سوره بقره خوب توجه شود:

هنگامی که به آنان گفته  شودبه آنچه خداوندفروفرستاده است ایمان بیاوریدمیگویندمابه چیزی ایمان می آوریم که برخودمانازل شده باشدوبه غیرآن کفرمیورزندوحال آنکه حق بوده وتصدیق کننده چیزی است که باخوددارندبگواگرمومنیدپس چراپیامبران خدارامی کشتید؟

 

حال آیه 99 بقره:

بی گمان ماآیه های روشنی برای توفرستادیم وجزبیرون روندگان کسی بدانهاکفرنمی ورزند؟

 

حال چگونه زمانیکه یک زرتشتی یایهودی یامسیحی و...نسبت به آن راه انکاررادرپیش گرفتندمی توانیم بگوییم آنهاراه نجالت درپیش دارند

 

آیه106بقره رانگاه کنید:

هرآیه ای راکه رهاسازیم ویااینکه فراموشش گردانیم بهترازآن یاهمسان آن رامیاوریم وجایگزینش می سازیم مگرنمی دانی که خداوندبرهرچیزی تواناست؟

 

پس آیات خدانسخ وفراموش می شده است وبایدمتوجه بودکه نسخ درآیاتی بوده که دربایدونبایدهابوده نه درشناخت وجهان بینی واصول اساسی ادیان.

 

آیه 109بقره رانگاه کنیدکه می گویدحقانیت دین اسلام چگونه برای یهودیان مشخص شده است وآیه 111بقره رانگاه کنیدکه یهودیان ومسیحیان می گویندراه آنان به بهشت ختم می شودوخداوندمی گویداگرراست می گوییددلیل خویش رابیاورید!

 

سپس خداونددرآیات متعددانحرافات درادیان رابیان می کندوآنهاراتوبیخ وبیزاری خودرااعلام می کند:

ومی گویندخداوندفرزندی برای خویش برگزیده است-خدابرترازاین چیزهاست بلکه آنچه درآسمانهاوزمین است ازآن اوست وهمگان فروتن دربرابراویند(116بقره)

 

حال آیه 120 بقره راخوب نگاه کنید:

یهودیان ومسیحیان هرگزازتوخشنودنخواهندشدمگراینکه ازآیین آنهاپیروی کنی!بگوتنهاهدایت الهی هدایت است واگرازخواست هاوآرزوهای ایشان پیروی کنی بعدازآنکه علم وآگاهی یافته ای هیچ سرپرست ویاوری ازجانب خدابرای تونخواهدبود

 

واینجاست که خداوندراه آنهاراراه نجات یافته عنوان نمی کندبلکه می گویداگرازآنهاپیروی کنی ازسوی خدایاوری نخواهدبود.

 

حال به آیات 135و136بقره مراجعه کنیدباتوجه به اینکه درآیه اولی یهودومسیحیت رامشرک خطاب می کنددرآیه 136می گویدکه بگوییدایمان داریم برخداوآنچه برپیامبران نازل شده است ومیان هیچکدام جدایی نمی اندازیم ومشخص می کندکه تمامی ادیان مثل هم بیان داشته اندامابه مروردرآنهاتحریف ایجادشده است وزمانیکه صحبت وبیانی هست ازهمان آیین انحرافی ازآنان است که وجودداردنه آیین پاک خدایی که برآنهابودوآیه 137 مهم تراست که دعوتی برای ایمان آوردن مسیحیان ویهودیان است وایمان رادرمسلمانان معرفی می کندنه چیزی که دریهودیت ومسیحیت وجودداردومی گویداگرآنان ایمان بیاورندهمچنان که شماایمان آورده ایدایشان نیزایمان داشته باشندبی گمان رهنمودگشته اندواگرپشت کنندراه دشمنانگی واختلاف رادرپیش گرفته اند....

 

سپس آیه 140 بقره این موضوع رابهترمشخص می کند:

یامیگویید:ابراهیم واسماعیل واسحاق ویعقوب واسباط یهودی یامسیحی بوده اند؟بگوشمابهترمی دانیدیاخدا؟.

 

وخداونداسلام راشخص می سازددرآیه19آل عمران:

بیگمان دردرپیشگاه خدااسلام است واهل کتاب به اختلاف برنخواستندمگربعدازآگاهی،بسبب ستمگری وسرکشی میان خودشان بودو.....

 

پس اهل کتاب اسلام نیستندچون مسلمانان درادیان درواقع کسانی نبودندجزاشخاصی که تسلیم اوامرخدابودند همه مثل هم پاک وخالص بودندبرای همین اگردرآیاتی خداوندپیامبران رابراسلام معرفی می کندوپیروان واقعی آنهارااسلام عنوان می کندمتفاوت ازمنحرفان بعدازآنهامی باشد

 

 حال به این آیات خوب توجه کنید:

کسانی که ایمان داشتندویهودیان ومسیحیان وستاره پرستان وفرشته پرستان ،هرکه به خداوروزقیامت داشته وکردارنیک انجام داده باشدچنین افرادی پاداششان درپیشگاه خدامحفوظ بوده وترسی برآنان نیست وغم واندوهی بدیشان دست نخواهدداد(بقره 62)

 

قطعاخداوندروزقیامت داوری خواهدکرددرمیان مومنان ویهودیان وستاره پرستان ومسیحیان وزرتشتیان ومشرکان(حج17)

 

آیاباتوجه به این دوآیه تمامی ادیان برراه راست هستنددرواقع اینگونه نیست باکنارهم قراردادن دیگرآیات برخلاف آن دیده می شوددرآیه اول درواقع خداگفته اگرفردی به خداایمان بیاوردوراه خوبی رادرپیش بگیردازنجات یافتگان است حال ازهرشخصی وگروهی که باشدوبیایدواین راه رادرپیش بگیردنه درراهی که درحال حاظرهست چگونه ستاره پرستی باخداپرستی می خوانداگربخواهیم بگوییم اوهم ازنجات یافتگان است ودرآیه بعدی وقتی می گویدداوری خواهدکرددرموردچه می خواهدداوری کنددرموردچیزی که همه مثل هم می گویند؟نه درواقع درمورداختلافات؟!البته بازآیات دیگرراتماشامی کنیم تابهتربفهمیم که درواقع راه ادیان دیگربه بی راهگی است:

ومی گویندیهودی یامسیحی بشویدتارهنمودشویدبگو:بلکه دین ابراهیم حنیف وراست بوده وازمشرکان نبوده است (بقره135)

 

 

 

 

فرستاده معتقداست بدانچه ازسوی پروردگارش براونازل شده است ومومنان بدان باوردارندهمگی به خداوفرشتگان اووپیغمبرانش ایمان داشته ،میان هیچیک ازپیغمبران اوفرق نمیگذاریم ومی گویندشنیدیم واطاعت کردیم(بقره 285)

 

بیگمان دین درپیشگاه خدااسلام است واهل کتاب به اختلاف برنخواستندمگربعدازآگاهی بسبب ستمگری وسرکشی میان خودشان بودوکسی که به آیات خداکفرورزدبیگمان خدازودحسابرسی می کند-پس اگرباتو به ستیزه پرداختندبگو:من وکسانی که ازمن پیروی نموده اندخویشتن راتسلیم خداکرده ایم ورو بدو نموده ایم بگوبه اهل کتاب کتاب وبی سوادان(منظورمشرکان)آیاشماتسلیم شده اید؟اگرتسلیم شوندبیگمان هدایت یافته اندواگربرتوسرپیچی کنندبرتوابلاغ است وبس وخدابینابه بندگان است –کسانی که به آیات خداکفرمی ورزند....آیاآگاهی ازحال کسانی که بدیشان بهره ای ازکتاب داده شده است ایشان به سوی کتاب خدادعوت می شوندتادرمیانشان داوری کندسپس گروهی ازایشان سرپیچی می کنند..... (آیات19تا23آل عمران)

 

گروهی ازاهل کتاب آرزوداشتندکاش میشدشماراگمراه کنندوجزخویشتن راگمراه نمی سازند(سوره آل عمران 68)

هنگامی که خداوندپیمان موکدازپیغمبران گرفت که چون کتاب وفرزانگی به شمادهم وپس ازآن پیغمبری آیدوآنچه راکه باخودداریدتصدیق نمایدبایدبدوایمان بیاوریدوووی رایاری دهیدگفت آیااقرارداریدوپیمان مرابراین کارتان پذیرفتید؟گفتنداقرارداریم گفت پس گواه باشیدومن هم باشمااززمره گواهانم(81آل عمران)و44آل عمران تفاوتی درپیامبران نمی بینیم وسپس در85آن تنهادین اسلام می پذیرم

 

ای کسانی که ایمان آورده ایداگرگروهی ازکسانی که کتاب بدیشان داده شده است پیروی کنیدشماراپس ازایمان آوردنتان به کفربازمی گردانند(100آل عمران)199آل عمران تنهاکسانی ازاهل کتاب نجات یافته اندکه به دین اسلام ایمان داشته باشند

ای کسانی که کتاب بدیشان داده شده است ایمان بیاوریدبدانچه نازل کرده ایم وتصدیق کننده چیزی است که باخودداریدپیش ازآنکه...( 47 نساء)

 

وهیچ پیغمبری رانفرستادیم مگربدین منظورکه به فرمان خداازاواطاعت شود(نسا64)

 

ای مومنان  یهودیان ومسیحیان رابه دوستی نگیریدایشان برخی دوست برخی دیگرندهرکس ازشماباایشان دوستی ورزدبیگمان اواززمره اینان است وشک نیست که خداوندافرادستمگررادوست ندارد(مائده 151)

 

واگراهل کتاب ایمان بیاورندوپرهیزگاری پیشه کنندگناهانشان رامی زدائیم وآنان رابه باغهای پرنعمت بهشت داخل می سازیم واگرآنان به تورات وانجیل وبدانچه که ازسوی پروردگارشان برآنان نازل شده است عمل بکنند......ای فرستاده بگوای اهل کتاب شمابرهیچ نخواهیدبودمگرآنکه تورات وانجیل وآنچه ازسوی پروردگارتان برایتان نازل شده است برپادارید....بیگمان کسانی ازمسلمانان ویهودیان وصائبان ومسیحیان که به خداوقیامت ایمان داشته باشندوکارشایسته انجام دهندخوف وهراسی وغم واندوهی ندارند(آیات 65تا69مائده)

 

بیگمان کسانی کافرندکه می گویندخداهمان مسیح پسرمریم است و..(72مائده)

 

وآنان(بامراجعه به آیات قبل منظوراهل کتاب) هرزمان بشنوندچیزهایی که برپیغمبرنازل شده است براثرشناخت حق ودریافت حقیقت چشمانشان رامی بینی که پرازاشک میگرددمیگویندپروردگاراایمان داریم پس مارااززمره گواهان بشمارآور...ماچرابایدبه خداوحقیقتی که برای ماآمده است ایمان نیاوریم وحال آنکه امیدواریم که پروردگارمان ماراباصالحان ببرد(84مائده)

 

وکسانی که کافرشوندوآیات ماراتکذیب کنندآنان دوزخیانند(مائده 86)

 

بگومن برشریعت واضحی هستم که ازسوی پروردگارم نازل شده است وشماآن راتکذیب می کنیدبه آن چیزی که شتاب می ورزیددرقدرت من نیست فرمان جزدردستان خدانیست خدابدنبال حق می رودواوبهترین جداکننده است (57انعام)

 

بعدازمشخص کردن حلالهاوحرامهاوبایدونبایدهاوروش زندگی درآیات قبل می گوید:این راه،راه مستقیم من است ازآن پیروی کنیدوازراههایی پیروی نکنیدکه شماراازراه خداپراکنده می سازداینهاچیزهایی است که خداشمارابدان توصیه می کندتاپرهیزگارشوید(153انعام)

 

کسانی که پیروی می کنندازفرستاده پیغمبرامی که درتورات وانجیل نگاشته می یابنداوآنان رابه کارنیک دستورمی دهدوپاکیزه هارابرایشان حلال مینمایدوناپاکیهارابرآنان حرام می سازدوفرومی اندازدوبندوزنجیرراازایشان بدرمیآوردپس کسانی که به اوایمان بیاورندوازاوحمایت کنندووی رایاری دهندوازنوری پیروی کنندکه بهمراه اونازل شده است بیگمان پرهیزگارند(اعراف 157)

 

خداست که پیغمبرخودراهمراه باهدایت ورهنمودوآیین راستین فرستاده است تااین آیین رابرهمه آیین های دیگرچیره گرداندهرچندمشرکان دوست نداشته باشند(9صف)

 

اگرحق وحقیقت ازخواستهاوهوسهای ایشان پیروی می کردآسمانهاوزمین وهمه کسانی که درآنهابسرمی برندتباه میگردیدندماقرآن رابه آنان دادیم که درآن آوازه ایشان است ولی آنان ازعزت وآبرویشان رویگردانند(71مومنون)

 

تمامی این آیات مشخص می سازدکه آیین های دیگربرراه کفروانحراف افتاده اندوبرای راه نجات بایدازپیامبراسلام اطاعت کنندوحق وخوبی رادراسلام بیان می کندنه درانحرافات ادیان دیگرکه به وجودآمده است

 

آیات 13و14و15مائده مشخص می سازدکه تورات وانجیل موردتحریف وکم وزیاد قرارگرفته است وقرآن این مواردرامشخص می سازد

 

آیاقرآن برای مردم حجازیامردم خاصی است وهمه درراه خوبی وحق هستند؟این رافراموش نکنیدخوب وبدراتنهاخداتشخیص می دهدوگرنه نه تنهاادیان بلکه مکاتب هم می گویندماهمین رامی خواهیم حال چه کسی این قوه تشخیص جداسازی ودرست بودن هارادارد؟خدایی که انسان راآفریده وهمه چیزدر ید قدرت اوست یاانسانی که حتی فردانمی داندچیست؟

خداوندخودرااینگونه معرفی می کند:رب العالمین است یعنی مربی وپرورش دهنده انسانهاوتمامی جهانیان است وبارهادرآیات متعددقرآن رابه عنوان راه نجات جهانیان اعلام می کندنه مردم ومنطقه ای خاص واین قرآن بامجموعه کلش:

 

بگومن دربرابررسالتم پاداش ومزدی ازشمانمی طلبم این قرآن چیزی جزیادآوری برای جهانیان نیست(انعام90)و(104یوسف)(87ص)

 

مادراین قرآن به صورتهای گوناگون بیان داشته ای تااینکه پندگیرندولی جزبرنفرت وگریزشان نمی افزایند........خداوندازآنچه آنان می گویندبسیاربدوروخیلی والاتروبالاتراست(41تا43اسرا)

 

مابه پیغمبرچکامه نیاموخته ایم وچامه سرائی اورانسزداین جزیادآوری وکتابی روشنگرنیست(یس 69)

 

مادراین قرآن برای مردمان هرنوع مثلی رابیان داشته ایم تااینکه پندگیرندوهوشیارگردند(27زمر)

 

ماقرآن راآسان کرده ایم آیاپندپذیرنده وعبرت گیرنده ای هست(آیات 17و22و32و40قمر)

 

وحق راباباطل نیامیزیدوحق راپنهان نکنیدوحال آنکه می دانید(42بقره)

 

پس باتوجه به اهداف ومقاصددین واین آیات این قرآن برای آنهایی است که راه نجات می خواهندواهل کتاب موظف به اطاعت ازآن هستنداگربدنبال هدایت وراه نجات هستندودیگرراه نجاتی وجودندارد؟چگونه می توان دیدگاههای متضادی که ازادیان ارائه نگاه می دهدکه حتی امکان داردباعقل وعلم همخوانی نداردوباشرک وخرافات همراه است رابه خدامنصوب کرد؟این ناشی ازشناخت نادرست خداوتوحیداست؟وماتنهاخوب وحق ودرستی رامی خواهیم .دستیابی به مواردی که باعقل ورشدانسانی تناقضی نداشته باشدچون بایدهردوازجانب خدایی باشدکه آنهاراآفریده است. پس تنهادین اسلام،اسلام است وبس!

 

مقاله ای دروبلاگ خبرونظراست باعنوان ملت گرایی که بامطالب این پست مرتبط است درآنجابه خوبی معانی کلماتی مثل امت وملیت وقوم و..رامشخص کرده اند .البته ماهم مطلبی درموردملیت البته باتعریف خودم داشتم که نبایدتقدس به آن دادوازآن بت کردبااین وجودآن دیدگاه به معنی تحمیل نظرم برمردم نبود.

لینک مطلب مربوطه: http://khabarvanazar.blogfa.com/post-78.aspx

 

نوشته شده توسط محمد | موضوع: نقدادیان ومکاتب بشری | لينک ثابت |
یهودوصهیونیزم دشمنان خداوبشریت،همدستان شیاطین
تاريخ: یکشنبه بیست و سوم تیر 1387 ساعت :