تبليغاتX
؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟...چرا...؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
برخوردهای اقتصادی امروز ما

 

در مورد خود نظام اقتصادی همان طور که قبلا اشاره شد درهیچ جای جهان درحال حاضر ماشاهد نظام سیاسی دینی نیستیم .پس اینکه بخواهیم نظام اقتصادی براساس امروز بیانی داشته باشیم بی معنی می شود اما پایه ها وشالوده های اساسی این بینش اقتصادی در زمان ایجاد نظام سیاسی دینی ما قبلا دراین وبلاگ به ذکر آن پرداختیم که نسبت به جزئیات وبقیه مسائل بعد از تشکیل جامعه وحرکت در مسیر همان بینشهای کلی وپذیرفتن آن از سوی جامعه ،خود جامعه ومتخصصین به بحث وبررسی خواهند نشست تا نسبت به دیگر مسائل و جزئیات براساس رشد جامعه ونیازهای آن روز پاسخگو باشند ونمی توان دراین موارد یک اصل همیشگی بیان داشت.(برای ارجاع به آیات به مطالب اقتصادی گذشته مراجعه گردد)

اما درمورد امروز با شرایط امروزی برای اینکه جامعه را برای رسیدن به همان بینش چه مقدار با توجه به شرایط جامعه قابل پیاده سازی و دستیابی است وبرای رسیدن جامعه به آن شرایط وبینش حرکت وسوق داده وهمان بینشها به نهادینه سازی و با زندگی مردم یکی گردد باید گفت مسئله ای بسیار مشکل است که باز نمی توان خوب بیان کرد بلکه براساس جامعه ها و زمانهایی که افراد درآن قرارمی گیرند باید افراد از گروهها با تخصص های گوناگون جامعه فراخوانده شوند تا نسبت به این امر دیدگاههای خود را بیان کرده ودانسته شود که چگونه در آن مرحله زمانی ومکانی می توان نسبت به این امر بیان داشت وباید دانست هر از چند گاهی بعد از رسیدن رشدهایی باز پرداختن وبررسی دیگر نسبت به این مسئله می خواهد نه اینکه یک نتیجه گیری اگر امروز بدان دست یافته شد برای فرداها هم کاربرد داشته باشد؟

برای همین نسبت به اقتصاد امروز وچیزهایی که امروز بیان می شود من بیشتر می توانم براساس همان چیزی که اقتصاد اسلامی می خواهد بدان برسد بیان کنم تااینکه نسبت به شرایط امروز وجامعه امروز بخواهم سخن بگویم.

همان طورکه قبلا گفته شد . در اقتصاد اسلامی در 1- تولید 2- توزیع 3- مصرف 4- عرضه . به گونه ای سخن می گوید که درجهت رشد ومنافع بشری وانسانی باشد و لطمه به انسان و طبیعت وارد نشود . با دیدگاه در خدمت رشد انسانی نه مادی گرایی گام برمی دارد واین امر برایش قابل قبول نیست که، اصل مادیات قرار دهد وبرای منفعت بیشتر ،دیگران را به استثمار واستعمار بکشاند وبردگی نوین در عصر نوین به وجود آورد وبا نگاه سرمایه داری همه را به بردگی ودر خدمت خود درآورد وتمامی امکانات رشد را درختیار وانحصار خود درآورد سپس زور بگوید واستبدادی عمل کند.

برای همین چه در تولید امکانات ومسائل اقتصادی وچه در توزیع ودراختیار نهادن این امکانات برای دیگران وچه درعرضه این امکانات وچه در مصرف آن باید تماما رشد انسانی را درنظر داشته وبداند زمانی او به رشد کامل می رسد که دیگران هم در کنار او رشد کنند یعنی رشد خود را در رشد دیگران  بداند ،در غیر این صورت قابل دستیابی نیست . او باید بداند که تمامی اموال ومادیات وسرمایه ها واستعدادها که فعلا در اختیار اوست متعلق به ذات خود او نیست بلکه اماناتی از جانب خداست تا او به درستی از آن استفاده کند وباید بداند که این جامعه است که برای او ارزش قائل شده است و به وسیله همان بااین جامعه بودن است که او رشد یافته است یعنی به نوعی این امکانات باز به سوی جامعه برمی گردد یعنی آن مالی که با نام خصوصی از آن یاد می شود باز به جامعه برمیگرددچون این جامعه است که برای او این جایگاه قائل شده ورشد لازم به او داده است و در دستیابی بدان او را یاری رسانده است وگرنه فرد خود به تنهایی بی ارزش بود ودر دستیابی بدان ناکام می ماند برای همین باید درک درستی نسبت به این رشدها پیدا کند برای همین این خیال باطلی است که اگر فردی رشدی انحصاری برای خود بخواهد خیال کند همیشه در انحصار خود خواهد داشت به زودی در اثر فشار زیاد وستم بر دیگران، گرفتن رشدها ،جامعه بر او یورش می برد ورشدهایی زیادی که خود او خواسته را ازبین می برد واز او مطالبه حق خود می کند. برای همین برای دسیابی به حقوق خود باید حقوق دیگران هم رعایت شود وگرنه حقی برای ما نمی ماند.

جهان امروز که تنها دیدگاه ونگرش مادی برای او اصل شده به همان اندازه در تولید واستفاده از طبیعت بر او و خود انسان ضربه زده است همچنین در توزیع آن که یا درانحصار دولتها ودستان قدرت بوده است یا در انحصار سرمایه دارن ، درنتیجه هیچگاه این امکانات رشدی در دستان خود مردم نبوده است. سپس همین سرمایه دارن برای پر کردن جیبهای خود نگرش مصرف گرایی را به حدی کشانده اند تا انسانها از خود تهی گشته و گزینه ها اول ودوم تا مین شود. برای همین درعرضه آن ومعرفی این مسائل وروشی که در بازاریابی وتبلیغ خود به کار برده اند از تزویر و فریب استفاده کرده اند.سعی او در این بوده که بازار خود را بافریب غالب کند ومشتری برای آن ایجادکند هرچند درخدمت رشد او نباشد.

این مسائل از اساسی ترین موضوعاتی است که در هر برهه ای باید مد نظر داشت وبراساس آن شناخت لازم وواکنش از جامعه خواست . سعی شود جامعه به سمتی برود که دیگر اموال واستعدادها در دستان اغنیا نباشد وروحیه مادی پرستی ومادی گرایی از بین برود وپرستش خدا ایجاد گردد نه پرستش های نوین جای خود را بگیرد. امروز جامعه خود را فریب داده است با اصل قرار دادن مادیات وپایمال کردن حقوق افراد ودستورات خداوندی، همان مادیات وخودش را مورد پرستش قرار داده است نه خدا را. باید بداند که اگر جامعه ای بخواهد امنیت خود را بدست بیاورد ودر جهت رشد وخوبی قرار گیرد ، جامعه از هم نپاشد وقوام خود را بدست آورد،فقرا نخواهند برعلیه اغنیا قیام کند باید بداند که اگر جامعه با داشتن زندگی مرفه وکامل  و رو به رشد کل افراد خود روبرو نگردد وعدالت اجتماعی برقرار نشود و تمامی جامعه را هم مسیر خود نکند او اگر هم بخواهد نخواهد توانست رشد کامل را بدست آورد. ما می بینیم افراد اگر هم در این جامعه فاسد زده ها می خواهند رشد کامل کنند نمی توانند و برخوردهایی و مواجه با این موارد غیر رشدی را دارند چه بخواهند وچه نخواهند؟

 

1- در مورد مسائلی که به عنوان بازارهای هرمی شکل می شناسیم . این درواقع روشی از همان یسر وآسانی در دستیابی به ثروت است درنتیجه جایگاهی در اسلام ندارد وفرد می خواهد از پول خود پول دربیارد یعنی ربا انجام می دهد. این حرکت فرد تنها به خود می اندیشد نه به کل جامعه وتنها زمانیکه افراد زیر مجموعه او زیاد می شود بر اموال خود می افزاید سپس به افراد پایین تر از خود نگاه نمی کند که اموال آنهاست که برای او رشد می آورد درنتیجه بردوشهای دیگران سوار می شود وبا استثمار وفریب دیگران برای خود ثروت می اندوزد واین حرکت ومسیری غیر خدایی است؟ این روش بازاریابی برخلاف رشد انسانی است وتو باید برای رشد بیشتر خود حتی اگر روش غلط است با توجه به نگرش مادیی که در تو درابتدا قالب می شود وبرای تو سودآوری دارد سعی بیشتر در فریب انسانیت انجام خواهی داد. البته اگر در شرکتها بازاریابی درست برای معرفی اجناس خود صورت بگیرد واز فریب وبزرگنمایی صورت نگیرد فرد می تواند به آن کار بپردازد اما این حرکت غیر توحیدی است وما قبلا گفتیم حتی درتبلیغ ومعرفی اجناس باید امکانات به یک اندازه باشد و معرفی جنس باید کیفیت وخود کالا باشد نه در نوع معرفی کردن که معمولا با فریب همراه است.

2- موردی که بسیار مشاهده می شود با وجود اینکه امکان دارد صاحبان کار پول کافی دارند اما متاسفانه حقوق افرادی که زیر دستان او کار می کنندبه موقع ودرست نمی دهند . این تنها درجوامع وافکار مادی درست است وگرنه این فرد حتی از لحاظ مادی باز خوب مسائل نگاه نمی کند چون فرد زمایکه حقوق او به موقع پرداخت نشود بازخوردهای روحیه منفی به کار او ،خود صاحبان کار برمی گردد که آنها متوجه نیستند .با این وجود این امر بسیار در بازراهای ایران شایع است که با صدمه زدن به دیگران درحال پر کردن جیبهای خود هستند. این افراد حتی درقرض گرفتن ونسیه هم اینگونه عمل می کنند . برای همین دیده ام هرفردی پول دیگری را نمی دهد ومقروض به دیگری است واگر هر فرد در زمان خود پولهای خود را پرداخت می کرد این همه بدبینی وفشار به دیگران ایجاد نمیشد که مثلا پول من در اختیار دیگری است پس منم پول فرد دیگری را به گرو خود می گیرم وفرد دیگری را تحت فشار قرار می دهم.

 

3- رشوه دادن و رشوه گرفتن نه تنها درست نیست باید حقوق دیگران را پایمال کنی تا حقی به تو بدهند ودرواقع تو روحیه ونگرش تفکراین بینش را درجامعه مروج می دهی واین با اصولی که اصل شد درتضاد است واگر تو امروز بخواهی حق فردی را بگیری فردا هم باید منتظر عکس آن باشی؟

 

4- الویت اقوام در کمک رسانی.   من درپست قبلی به این موضوع پرداختم که از لحاظ کمک رسانی مادیات ومحدودیتها به جامعه ما باید درهمان جامعه که زندگی می کنیم ابتدا در کمک رسانی به اقوام خود بپردازیم اما این دلیل براین نمی شود که از این حکم سوء استفاده شود این به این معنی نیست که در کمک رسانی به به اقوام زیاده روی شود و مسکینان ونیازمندان دیگر جامعه نادیده گرفته شود سپس مازاد برنیاز اقوام به آنها کمک شود. این مسئله را من درمنطقه جنوب دیده ام مثلا فردی اگر به یکی از اقوام نیازمند خود کمک کرده ، حال می رود برای فرزند این خانواده اتومبیل می خرد که حتی نیازی بدان ندارد یعنی کمک کردن وبرطرف نیازها را درک نکرده است. پس باید درک درستی در اقوام، نیازمندان وفقیران جامعه، برادران وخواهران دینی واولویت درآنها درنظر گرفته شود وزمانی حرکت به سمتی نرود که حقوق فردی نادیده گرفته شود.

در منطقه جنوب همان طورکه قبلا بدان اشاره شد با پولهایی که از سمت خلیج فارس به سوی آنها سرازیر می شود یا بدست انسانهایی می رسد که با نگرش مادی و تفریح به سمت حج می روند یا بدست افراد ایمانی وبا نگرش خود حج . اما زمانیکه این افراد الویت در اقوام خود می بینند یا اینکه افراد ایمانی هم آن را در انحصار خود یا افراد خاص می بینند حرکتی غیر توحیدانه وبرخلاف قرآن با آن روبرو می شویم که باید گفت حجی حرام صورت می گرد چون این در جامعه ما الویت نیست وفردی که خود را مومن تر ومتقی تر معرفی می کند وبه حج می رود باید به او گفت تو دچار استکبار شده ای وگرنه چرا دیگری جای تو نمی رود و آن را در انحصار خود درآورده ای ؟ واینجاست که این الویت جامعه ومشکلات آن وبرطرف کردن نیازها در نظر گرفته نشده است.

 

 

5- ما درپست قبلی اقتصاد، در این ارتباط گفتیم که در پس دادن پولهای قرضی بهتر است اصل پول داده شود وبعد دیدگاهی نسبت به ارزش پولی هرزمان ودادن پول درهمان زمان بیان کردیم حال دیدگاهی دیگر که وجود دارد پرداخت پول براساس گرانی هرزمان ونسبت به اجناس پرداختی صورت گیرد .اصل مسئله چندان تغییر نکرده است وهمان طور که قبلا گفته شد بهتر است به جای اینکه اینقدر به فکر اغتیا باشیم به فکر فقرا ورشد آنها باشیم وهمه چیز را با پول ومادیات ارزش قرار ندهیم ومقداری هم به برابری وبرادری ارزش بدهیم .این تفکرات البته درجامعه اسلامی مطرح نیست.

 

این موارد همان طورکه گفته شد بیشتر دریک جامعه درست مطرح وخوب است اما دربیشتر موارد نسبت به جامعه امروز ما کم می آوریم مثلا حتی در عدم رشوه دادن بعضی زمانها با این جامعه رشوه زده و پارتی زده ما، فرد حتی دردستیابی حداقل امکانات رشدی وحقوقی خود مجبور به رشوه می شود. من خود دیده ام جوانانی که حتی در تولید کار برای خود و برداشتن مشکلات خود ، چقدر مجبور به این امر شده اند تا دست گدایی به سوی دیگران دراز نکنند وبراساس علاقه واستعدادخود کاری براساس عرق جبین خود وآبرومند داشته باشند ، چقدر مجبور شده اند که دست به دامان رشوه وپارتی باشند.یا خود من که به خاطربی کاری چند بار مجبور شده ام برای کار به سوی بانکها بروم اما خوب موفق نشده ام وعدم موفقیت منم نه عدم تمایل خود یا پشیمانی ازآن بوده است بلکه به خاطر همان مسیرغلط پذیرفتن افراد درکشورما و وجود پارتی ها ورشوه خواری ها، گزینش براساس سهیمه بندی های ناعادلانه وسنی مذهب بودن من بوده است البته امروز دیگر تمایلی به کار دراینگونه مکانها ندارم .

 

این موضوع باید مد نظر داشت انتخاب شغل ورشد افراد یک جامعه خیلی مهم است که افراد چه واکنشی انجام دهند به هرحال برای برون رفت از وضع موجود وسوق دادن به یک جامعه درست نیاز به پرداختن هزینه هایی هست وخلاف آن غیر ممکن است برای همین اینکه چه فردی در چه موقع رشدی باشد وچقدر می تواند این تحمل وظرفیت داشته باشد مهم است.

 


 

نوشته شده توسط محمد در سه شنبه بیست و نهم بهمن 1387 ساعت موضوع نظام اقتصادی برتر | لینک ثابت

حرفهایی دیگر پیرامون اقتصاد اسلامی

 

بعد ازدرج مقاله اقتصاد اسلامی آن را دردنیای واقعی دراختیار تعدادی ازدوستان قراردادم . تعدادی نظرات برآن واردشد ، خواستم پاسخی باشد که امکان دارد درذهن دیگر عزیزان ایجاد شود یا ایجادشده اما طرح نکرده اند:

 

1- اگر فردی قیمتی بیش از دیگران عرضه دهد درواقع دست به گرانفروشی تنها زده است ودیگران رامجبور نکرده است که ازاوخریداری کنند او می تواند ازدیگران بخرد؟ ازلحاظ شرعی مشکلی دراین عملکرد دیده نمی شود؟

 

باید دراین ارتباط گفت اول اینکه تمامی مشتری ها وقت وزمان این را امکان دارد نداشته باشند پیرامون جنس خریداری اطلاعات کامل بتوانند کسب کنند که حال چه کسی قیمت واقعی ارائه می دهد.اصلا آنها امکان دارد نسبت به اجناسی که موردخریداری قرارمی دهند شناختی نداشته باشند که بدانند چه کالایی وبا چه قیمتی درست است؟ دوم افراد بااعتمادمی آیند سوم اگر فروشنده خود هم بگوید من این قیمت را می دهم وگرانترازدیگران عرضه می دهم مطمئن باشید که مشتری ها ازجای دیگرخریداری خواهند کرد ودرواقع فروشندگان این امر راپنهان کرده یاسعی می کنند با فریب بامشتری خود برخورد کنند چون اگر اوبفهمد که آن شخص قیمت واقعی نمی دهد؟ مطمئن باشید ازاوخریداری نخواهد شد.(من خود مغازه دار وفروشنده بوده ام این مسائل راکامل درک کرده ام،حتی مردم با وجوداینکه امکان دارد باراستی باآنها برخوردکنید ازشما خریداری راانجام ندهند وجذب فریب مشتری های دیگران شوند،چون شناخت درست ازبازار وکالا وقیمتها ندارند)

 

2- بعضی ازفروشنگان برای قبضه بازار در ابتدا جنس را پایین تر از حد واقعی می دهند تا بتوانند وارد رقابت شده یا حتی رقبا را ازسر راه خود بردارند؟

 

این افراد ازابتدا راه فریب را در پیش گرفته اند بلکه با کم کردن قیمت خود می خواهند افراد را جذب کنند پس باید گفت به جای اینکه خود کالا یا جنس یاخدمات با توجه به رشد انسانی مد نظر قرار گیرد با فریب ومادیات درحال رقابت است . ( اینجا رشد اصل نیست سود اصل است)حال مشکلی که اینجا به وجود می آید این مورداست که خیلی ازافراد به دلیل داشتن نقدینگی زیاد می توانند فشار زیاد به رقبا وارد کرده وآنها راباوجوداینکه امکان دارد بهتر ازآنها باشد ازصحنه خارج کنند وگرنه آنفردی که نقدینگی کم دارد مجبوراست قیمت واقعی بدهد. درنتیجه او مجبور است برای جذب بیشتر دربهتر کردن محصولات وخدمات خود بکوشد. پس نباید با زور مادیات وثروت اعمال زور کرد. حتی  این عدم ایجاد رشد برای دیگران که از لحاظ قدرت مادی درضعف شدیدی هستند به راحتی دیده می شود، دریکی ازشهرها خودم براحتی می دیدم شرکتی وجودداشت که اگرفردی می خواست شرکتی درمقابل  او ایجاد کند بدلیل عدم داشتن قدرت نقدینگی نمی تواست رشد کند چون باایجاد هر شرکتی او می آمد تازمان برشکستگی وخارج شدن او ازصحنه، قیمتهای ارزان که ازقدرت شرکت جدید برنمی آمد ارائه میداد. برای همین تاحال هیچ شرکتی نتوانسته تنها به این دلیل دربرابراوقدعلم کند هرچند ازلحاظ کیفیت یا استعداد بهتر ازدیگران ارائه بدهد . بعد ازآن دوباره قیمتها به سرجایش برمی گشت. برای همین هیچ رشدی برای دیگران وجودنداشت ویکه تاز تبدیل به قدرتی شده بود که رشدها را می گرفت. البته نوعی دیگر با شکلی دیگر درجهان وجوددارد که بدنیست در اینجا ذکر شود شرکت مایکروسافت بارها مورد نقادی بوده است که باانحصار قدرت ونام واستعداد وثبت اختراعات محصولات نرم افزاری، دیگران را ازرشد بازداشته است وبه غولی تبدیل شده است که اجازه رشد را به دیگران نمی دهد.

 

3- فرد می آید جنسی می خرد اما پول آن را ندارد ومی گوید ببین یکماه بعد چه قیمتی در بازار دارد ، به همان قیمت به صورت نسیه می خرد. درواقع اگراوبه صورت نسیه می خرد همان قیمت یکماه بعد است که به اوخواهد پرداخت؟

 

باید گفت این قیمت یکماه بعد راازکجا حساب کردی؟ قیمتی که واقعی نیست درواقع خیالی است؟ شما درواقع خود رامی خواهید خداکنید شماتنها می توانید حدس بزنید نمی توانید پیشبینی کنید؟ پس شما می خواهید با چیزی که وجود ندارد معامله کنید؟ اگر گرانترشود، خود فروشنده ضررمی کند؟ اگر ارزانترشود خود مشتری ضررمی کند؟ البته معمولا افراد قیمتها راحدس نمی زنند وبراین اساس فروش انجام نمی دهند بلکه قیمت روز را حساب کرده وبراساس درصدی روی آن می کشند. اگر قیمتها ثابت باشد آیا باز فروشنده خواهد پذیرفت .ما گفتیم نواسانات دربازاراسلامی وجود ندارد. اگرفروشنده بپذیرد بااین وجود که مامشکلی نداریم. یا اگرقیمت گرانترشود که بازبه نفع مشتری است (مثل بازرارایران که به خاطربد اقتصادی هرروز شاهد گرانی هستیم) بازهم مامشکلی نداریم ،چون آنفردی که نسیه می خرد توانایی مالی ندارد(البته دریک جامعه اسلامی نه انسانهای فریب دهنده امروز) وآن فروشنده که نسیه ازاین طریق می دهد خود زیادی دارد وکمکی به خریداراست. اما برعکس آن ثابت کردیم که می شود ربا. ( یعنی قیمتی بیش از روز دادن)به هرحال قیمتها معمولا وجودندارند وبراساس جامعه امروزبه شرطیکی افراد شناختی نسبت به دورنمای اقتصاد اسلامی داشته باشند وبا نگرش استثمار انسانها گام برندارند. براساس جوامع امروز خود باید شناخت پیداکرده وصحبت کنند که چه چیزی به نفع مردم است. باید متوجه بود پست اقتصاد اسلامی براساس جامعه اسلامی نه جامعه امروزبیان داشت وباید با ظرفیتهای آنروزسنجیده شود وذهنها براساس آن جامعه نگاه داشته باشد نه جامعه امروز که امکان دارد با آن جامعه که مابه ترسیم کشیدیم ومسائل موردبررسی او قرار می گیرد متفاوت باشد.

 

4- آقای مفتی زاده درمورداسراف وتبذیر دونگاه متفاوت می دهند درحالیکه من آنها را دریک رده بیان کرده ام؟

حق بااین دوست عزیزبود. من سه نوار ایشان یکی باعنوان مالکیت خصوصی درتوحید،اقتصاداسلامی،ارزش کاردراسلام موردتوجه قراردادم. درمورد ارزش کاردراسلام ایشان باتوجه به صرف انرژی وزمان خواستارتعیین حقوقها ودستمزدها هستند. امامن بیشتر تکیه براساس نیازهای رشدی برای شخص وجامعه.

اما درمورد تبذیرواسراف که ایشان صحبت کرده اند.علاوه برآن ایشان ازکلماتی مثل کنزیا اتراف هم استفاده می کنند. درابتدا ما قسمتهایی ازدیدگاه ایشان را می آوریم:

تبذيريعني‌ تلف‌ كردن‌، انسان‌  ط‌وري‌ بهره‌ برداري‌ بكند از سرمايه‌هاي‌ ط‌بيعي‌ و توليدي‌ كه‌ اينا بي‌ مصرف‌ باشند. مصرف‌ واقعي‌ و صحيح‌ خودشون‌ رو نداشته‌ باشند.

و بعد اسراف‌. مقياس‌ اسراف‌ ثابت‌ نيست‌. اون‌ نسبتي‌ كه‌ جنابعالي‌ سوال‌ كرديد با جامعه‌ها و شرايط‌ در مورد اسراف‌ صادقه‌؟ ولي‌ در مورد تبذير در هر عصر و زماني‌ مردم‌ مي‌فهمند چه‌

چيزهائيست‌ كه‌ لازم‌ نيست‌، انسان‌  احتياج‌ بهش‌ نداره‌. درسته‌؟ نوساني‌ محسوس‌ نداره‌. در مورد كنز هم‌ همينط‌ور. مردم‌ مي‌فهمند در هر عصري‌ و زماني‌ اين‌ پولي‌ كه‌ يك‌ انسان‌  پس‌ انداز كرده‌، دولت‌ مي‌فهمه‌ اين‌ براي‌ ضرورات‌ زندگيه‌ و در حد آنه‌. يا خير؟ ولي‌ چيزيكه‌ بالا و پايين‌ و كم‌ و زياد داره‌، و با شرايط‌ اقليمي‌ و زماني‌ و اجتماعي‌، نسبتش‌ عوض‌ ميشه‌،اسرافه‌. اسراف‌ يعني‌: بيش‌ از اندازه‌ مصرف‌ كردن‌.  يه‌ جنبه‌ شخصي‌ داره‌، يه‌ جنبه‌ اجتماعي‌ . جنبه‌ شخصيش‌ رو كارنداريم‌. اون‌ مهم‌ نيست‌. مهم‌ جنبه‌ اجتماعيه‌. و تعديل‌ اين‌ مط‌لب‌ دقت‌ فوق‌ العاده‌ و تخصص‌ فراوان‌ مي‌خواد. كه‌ اسراف‌ در جامعه‌ به‌ وجود نياد، وجود نداشته‌ باشه‌. يه‌ حكومت‌ بسيار قوي‌ و مقتدر و مسلط‌ بر تمام‌ فعل‌ و انفعالات‌ اقتصادي‌ جامعه‌، كار، توليد، فعاليت‌، احتياج‌ انسانها، تعداد افراد خانواده‌، اونا كه‌ كار مي‌كنند،اونا كه‌ كارنمي‌كنند، زادو ولدها، مرگ‌ و ميرها، احتياج‌ داره‌ كه‌ تسلط‌ كامل‌ ازاين‌ جهات‌ داشته‌ باشه كه‌ مقياس‌ اسراف‌ رو تدوين‌ كنه‌.به‌ ط‌ور ساده‌، در دنياي‌ امروز يه‌ آماري‌ داريم‌ براي‌ درآمد نسبي‌، سرانه‌ يك‌ جامعه‌، يك‌ مملكت‌. درسته‌؟

 

نظرآقای مفتی زاده نسبت به این واژه ها اینگونه است که تبذیر به معنای تلف کردن مال وعدم استفاده درست سرجای خود اموال وازبین رفتن سرمایه ها ، مصرف صحیح خود خارج شدن ،نابودی نعمات خداوندی . کنز به معنی تلمبار کردن مال وسرمایه وغیرمصرف کردن سرمایه ها ، به مقدار بیش ازنیاز امروز وآینده اش توجه دادن به آن . اسراف به معنای زیاد ازنیاز مصرف کردن وبیش از نیاز مورد توجه قرار دادن است. با یک مثال درک این موضوع می کنیم اگر بخواهیم درمورد غذا خودرن باشد زمانیکه غذایی بیش ازنیاز پخته شود وبقیه مواد غذایی دور ریخته شود ووارد سطل زباله شود درواقع تبذیررخ داده وآن مال تلف ونابود شده است. اگر فردی برعکس متوسط جامعه اگر هفته ای یکبار گوشت سر سفره غذایی شان حضور دارد او بیش ازآن داشته باشد می شود اسراف برای همین می گویند که اسراف براساس مکانها وزمانها وجامعه ها متفاوت می شود.

دوستان برای فهم درست ،خود می توانند به آثارایشان مراجعه کنند.البته درکناراین واژه هاباید ازواژه های دیگرمثل استضعاف هم استفاده کنیم . درابتداآیات قرآن:

آیات در اراتباط با اسراف : آل عمران 147 ، نساء 6 ،مائده 32، انعام 141 ، اعراف 31 و 81، یونس12و 83،طه 127،انبیاء 9، فرقان 67.شعراء 151،یس 19،زمر53،غافر28و34و43، زخرف 5، دخان 31، ذاریات 34.

آیات در ارتباط با تبذیر: اسراء 26 و 27 و29 .

آیات در ارتباط با کنز: توبه 34و35، هود 12، کهف 82، فرقان 8، شعراء 58، قصص 76.

آیات درارتباط با اتراف: هود116، اسراء 16، انبیاء 13، مومنون 33و64، سبا 34، زخرف 23، واقعه 45.

آیات در ارتباط با ضعف :بقره 245و261و265و266و282،  آل عمران 130 و146، نساء 9و28و40و75و76و97و98و127، اعراف 38و75و137و150،انفال 26و66،توبه 91،هود20و91،ابراهیم 21،اسراء 75،مریم 75،حج 73،فرقان 69،قصص 4و5،روم 39 و54،احزاب 30 و68،سبا 31 و32و33و37،ص 61، غافر47،حدید11و18،تغابن 17،جن 24.

 

دراین مورد باید بیشتر تحقیق انجام دهم تااین واژه ها ازهم بازشناخته شوند.اما تا حدی که من تحقیق ومطالعه وتفکر کرده ام:

دریک سوره تنها (اسرا) بحث ازتبذیر شده است . تبذیر درکنار رعایت حقوق آمده است. به نظرمن برای همین حقوق در زمانها ومکانهای گوناگون متفاوت است برای همین آقای مفتی زاده به نظرمن جای بیان رااشتباه گرفته اند درواقع تبذیر باید براساس جامعه های متفاوت بیان متفاوت داشت وقابل فهم نیست. بعد درآیه 30 همین سوره دنباله تبذیر بحث از کم وزیاد شدن رزق در زمانها ومکانها بیان می کند ودرآیه 31 می گوید به خاطر ترس ازفقر فرزندان خود رانکشید ویا به زنا نزدیک نشوید؟ چرا؟ چون درآیات قبل با عدم تبذیر ازسوی جامعه ما شما راتامین می کنیم وراه حل ارائه می دهیم؟ ما ازشما دفاع کرده ایم؟!

اما درمورداسراف درواقع معنای فراتر از مادیات دارد همانگونه که نسبت به تبذیر اینگونه است. وقتی تبذیر به این معناست که رعایت حقوق افراد به نوعی اجراشود که به خود فرد صدمه ای وارد نشود وآن را درموردی خلاصه نکرده ،پس معنایی فراتر ازمادیات دارد.اما درمورداسراف چگونه مشخص می شودوبه چه معنایی است.(برعکس تبذیر درمورداسراف درهمه حال مضر است وتعریف خاص خود رادارد ) درواقع اسراف درهمه زمانها مشخص است وبه معنای نابودی ومازاد برنیاز مصرف کردن وعملی که درواقع درسرجای درست خود انجام نشود وزیاده روی صورت گیرد،اسراف به معنای درست مصرف کردن است  وعدم نابودی وتلف کردن آن وبه معنای کم مصرف کردن نیست.147آل عمران درامری آن راخلاصه نکرده است6نساء درمصرف مال یتیم ومادیات،32مائده کشتن بدون دلیل،141 انعام اسراف به همراه خوردن وبخشیدن ودادن زکات،31 اعراف به همران آریش وخوردن ونوشیدن، 81 اعراف انجام لواط وعدم تمایل به زنان وجایگزینی مردان،12 یونس اسرافکاران کسانی هستند که اعمال زشتشان درنظرشان آراسته شده است ملازم با زشتکاری، 83 یونس گردنکشی وظلم وستم فرعون به همراه ایجاد ترس برای عدم دینداری افراد،127 طه نادیده گرفتن آیات خداوندی وعدم ایمان به آن، 9 انبیاء نابودی مسرفین وخشم خدا نسبت به آنان،67 فرقان اسراف مقابل یقترو آمده است درامر انفاق(باتوجه به آیات 236بقره و100اسراء : این واژه به معنای بخیلی است)،151 و152 شعراء عدم اطاعت ازاسراف کنندگان آنها کسانیند که فساد درزمین انجام می دهند واصلاح نمی کنند،19 یس مخالفین پیامبران، 53 زمر به معنای ارتکاب ذنوب وگناه به حدی که احساس کند ازرحمت خدا دوراست، 28و34و43 غافر مسرفین به همراه گمراهان ودوزخیان،5 زخرف گمراهی. باتوجه به تمامی آیات اسراف زیاده روی درکاری واز حد نرمال خارج شدن است درواقع بیشتر حالت افراط دارد.اعمالی ازانسان که باعث فساد برروی زمین می شود.انسان مازاد برنیاز خود ودرغیرجایگاه حق بودن درحال استفاده کردن است .باعث لطمه زدن ونابودی کره زمین است. برخلاف رشد وآبادانی جهان وباعث تلف شدن مالهاست. حال یک مثال می زنیم بیشتر درک موضوع شود که چراآقای مفتی زاده اشتباه کرده اند درواقع درمورد مسئله ای مثل جنسی به جای اینکه درحد اعتدال خودش که با زنان است، تجاوز پیشه وزیاده روی می شود این امری مشخص درهمه زمانهاست که باعث لطمه زدن و برخلاف طبیعت وقوانین وسنن خداوندی حاکم براین جهان حرکت کردن است. این امرنسبت به مال هم اینگونه است زمانیکه این زیاده روی درمصرف واستفاده ازآن هم بدین گونه باشد ،باعث نابودی گردد اینگونه است .  اما درمورد تبذیر متفاوت می شود. درمورد تبذیر بیشتر ازلحاظ جنبه حقوقی باتوجه به آیات دنباله آن رعایت وتکیه برمادیات دارد اماهمان طورکه گفته شد فراتر ازمادیات است اما تکیه دنباله آیات بیشتر برجنیه مادیات دارد.

درموردکنز که به معنی عدم پس اندازهایی که باعث نابودی انسان است تنها درسوره توبه می توان یافت. که باتوجه به مکانها وزمانها افراد باید خودتشخیص بدهند که به چه مقدار نیاز دارند ومعمولا سخن گفتن دراین ارتباط سخت است تا این آیات شامل حالشان نشود.

درمورد مترفین اشخاصی درقرآن هستند که در ناز ونعمت وخوشگذارنی خود را غرق کرده اند واین بیشتر شامل بزرگان سران قوم میشده که نمی توانستند ازاین فساد وزیاده روی واسرافی که خود را درآن غرق کرده بودند جدا کنند. اتراف همان نتیجه اسراف است . کسانیکه تنها به خود می اندیشند ونمی توانند فراتر ببینند. کاربرد اتراف بیشتر درامر مادی کاربرد دارد چون همان طورکه گفتیم بیشتر درمورد سران قوم است واسراف وتبذیر درامر مادیات رابیان می کند.(این واژه برعکس واژه استکبار که درواقع در امور معنوی وکبر وغرور وخود رابزرگ پنداشتن است وراه تبذیر واسراف وافراط وتفریط در امورمعنوی گام برداشتن که البته نتیجه ای هم جزاتراف نخواهد داشت ومقدمه ای برای رسیدن وگام برداشتن برای آن است همان طورکه گذشت )

مستضعفین درقرآن کسانی هستند که به هرطریقی شده آنها درحالت ضعیف نگه داشته شده اند تاخوب رشد نکنند چه این روش از اتراف ازسوی مترفین وچه ازاستکباراز سوی مستکبرین رخ داده باشد وچه از لحاظ مادیات مردم را درضعف وفقر نگه داشته شده باشد تا نتوانند خوب فکر کنند وآزادنه انتخاب کنند وموارد رشدی را برای خود ایجادکنند وچه از لحاظ سیاسی ضعیف ودرظلم وستمند که نمی توانند درانتخاب و سرنوشت وآزادی خود دخالت داشته باشند وچه بوسیله  زورگویی وقدرت دیگران که نمی توانند وچه هم آنها را بوسیله دچار روزمرگی ازرشد باز می دارندوچه باایجادتفرقه واختلاف بین مردم ایجادکردن برای حفظ حکومت خود وچه باحیله ها وفریب وتزویر وارد شدن ،چه عدم توانایی از خود، به هرحال تمامی موارد سیاسی، اقتصادی ، اجتماعی ،فرهنگی که باعث ضعیف نگه داشتن افراد می شوند تا ازتمامی رشدها بازبمانند استضعاف عنوان می شود. یکی ازهمین موارد مسائل اقتصادی است ازجمله ربا که باعث می شود همیشه دیگران ضعیف نگه داشته شوند تارشدی برای آنها نباشد یا فقر یا انسانها را دچار روزمرگی کردن.

 

4- اما درمورد چک . ما از چک از زمان به وجود آمدنش به عنوان حمل ضامنی برای پول می شناسیم که برای اینکه در معاملات نیاز به آن نباشد از آن استفاده می شده است اما امروز استفاده های دیگر هم از آن می شود معمولا به عنوان ضامنی برای مبادلات است تا افراد بتوانند در موعد مقرر پول خود را پرداخت کنند.اگر این حرکت زیاده روی در آن صورت نگیرد درست است اما افراد معمولا با ریسک زیاد ونبود نقدینگی دست به معاملاتی می زنند که امکان دارد در نابودی زندگی خود یا دیگران شریک باشند.البته در بعضی از موارد به این بحث پرداخته می شود که در معامله تا ریسک وخطرو اینگونه سرمایه گذاری هم نباشد نمی توان رشدی دید(تاجرخوب برای پیشرفت بایدریسک کند) درواقع این با مشکلی روبرو هست آیا این شکل شما را بیاد قمار نمی اندازد، دستیابی به پول بیشتر با سرمایه گذاری روی پول خود، حتی اینجا پول دیگران.(پولی که درواقع از سوی ما وجود ندارد واستفاده از اموال وپول دیگران) پس چندان نمی توان با روح دینی آن را متمایل کرد بلکه این بیشتر در نگاه مادی جای دارد. معمولا افراد دینی برای سود وپول بیشتر کار نمی کنند ، بلکه برای رشد بیشتر وآبادانی وخدمت کار می کنند که هر زمانی به آن نیازمند باشد دراختیار او قرار می گیرد.آنان دست به قمار وبراساس خیال کار نمی کنند بلکه با واقعیات کار می کنند. زندگی آنها براساس شانس نیست.آنها علمی ومنطقی با فکر وتحقیق کار می کنند، هرچند که دراین راه امکان دارد دچار خطراتی شوند ودست به خطر بزنند اما با دست به خطر زدن وفریب دادن دیگران وآسان پولدار شدن وقمار متفاوت است(اینجا برای رشد وآنجا برای مادیات) اما اگر درواقع این چک به عنوان ضامنی پیش فرد باشد وشما به نوعی بااین ضامن کالایی از او بخرید ، یعنی انگار دارید با پول خود فروشنده به شما قرض داده می شود به شرطیکه شروط قبلی رعایت شود مشکلی نیست.

 

5- در ادارات ثبت که معاملات صورت می گیرد از آنجاییکه بعد از ثبت شدن ونظارت تعداد شاهدین زیاد می شود مشکلی دیده نمی شود هرچند که می طلبد شاهدینی در صورت عدم اشکال حضور داشته باشند.اگر ادارت فاسد،یا کلاهبرداری ودزدی درجامعه زیاد باشد واطمینانی در این امر دیده نشود یا نظارتی انجام نگیرد بهتر است با احتیاط بهتر اقدام صورت پذیرد.

 

5- اما چیزی که می خواهم درپایان بگویم اقتصاد درواقع باید به گونه ای باشد که افراد را ازدچار شدن به روزمرگی وعدم داشتن پرورشها ورشدهای انسانی ، جلوگیری کند. اقتصادباید به گونه ای باشد که افراد همه درهر لحظه بیمه اجتماعی داشته باشند که ما دراقتصاد اسلامی آن رابه تصویرکشاندیم. اقتصاد باید عدالت اجتماعی را برقرار کند وتمامی رشدها رابرای تمامی اقشار وگروههای جامعه بدون توجه به ملیت ورنگ ونژاد وفرهنگ ودین وآیین ایجادکند.درواقع کاروفعالیت انسانی قراراست درخدمت رشد انسانی وبه خاطرانسان باشد، نه اینکه انسان درخدمت کار باشد وزندگی برای کارباشد بلکه کاربرای زندگی اوباشد. برای همین دربرنامه ریزی ها باید این امررامتوجه بود تا افراد علاوه برکار به تفریحات ومطالعات وکارهای فرهنگی وفکری وتحقیقی وپرورشی خود هم بتوانند برسند. افرادی که توانایی فعالیت ورشد ندارند باید همیشه تامین باشند. مسائل مادی خانواده ها نباید به فرزندان آنها صدمه وارد کرده وآنها را ازرشد واقعی بازدارد. نباید نیروهای فکری ومطالعاتی ما از لحاظ مادی در مضیقه باشند(همان طور که امروزدربعضی موارد دیده می شود) باید با استثمار واهمیت بی جا به بعضی از مشاغل از بین برود......

 

از مادیات هدف نسازید تنها آن را پلی برای رشد خود سازید و بدانید که اگر تو اعتقاد به خدایی داری، این جهان واین دنیا با تمامی آن تنها در مسخر تو برای رشد وکمال توست ، اهداف خود را باز شناس واز مادیات برای خود هدف نساز وبدانکه این تنها وسیله ای است برای رسیدن به هدف ، برای رسیدن به هدف،وسیله توجیه نمی شود برای امیال پست وزود گذر خود دیگران را قربانی نکن . اگر طالب رشد وزندگی برتر هستی بدانکه تنها باید براساس نگاه توحیدی حرکت داشته باشی وهدف ونهایت خود وحرکت خود به سوی آن را بهتر بشناس ، فراتر از زیر پای خود ببین، دوردست ها رانگاه کن .....

 

بدانید این شیطان است که به شما وعده تهیدستی می دهد وخدا بااجرای پیامش و اجرای درست همان برنامه ،با دوراندیشی ،اگرخوب تفکر کنید ایجاد رشد وافزونیی می دهد که بیش از آن است که آن را تنها برای خود می خواهید،خوب فکرکنید(بقره268)(محصول عدم رشد درجهان سوم همین بینش مادی وخودخواهی هاست)......

 

یادتان نرود ما همه باهم برابرهستیم وهمه انسان هستیم وهیچ تفاوتی با هم نداریم پس امتیازات زیادی برای خود قائل نشویم ودچار استکبار،اتراف،اسراف ،تبذیر،استثمار نگردیم . هر چیزی باید سرجای خود انجام گیرد تا حقوقها ضایع نگردد ودچار ظلم وستمی نشویم . اگر با این دیدونگاه درستی که صورت پذیرفت در بینشها ایجاد نگردد وحرکت وگامی صورت نپذیرد ما برخلاف آیات ورشد خود حرکت کرد ه ایم.

 

با تشکر از نظرات دوستانی که این مقاله را مورد توجه قرار دادند به خصوص دوستی که کارشناسی ارشد خود را دررشته مدیریت بازرگانی از شعبه دانشگاه کانادا درقشم گرفته بودند. (بیشتر سئوالات مورد طرح ایشان بود)البته ایشان تاکید بر این داشتند که موارد بیان شده را بیشتر به عنوان خصوصیات نه زیر بنا های اقتصاد اسلامی می شناسند با این وجود به نظر من نه تنها موارد بیان شده خصوصیات بلکه زیربناهاست ، چون این کلیات وبرای جامعه آرمانی است که براساس شرایط وزمان مقدار پیاده سازی آن ورشد انسانها درجهت آن ،باید به آن پرداخته شود،اما جزئیات براساس همان بینش ونیاز انسانی براساس تفکر خود به پیش می برد وتصمیم گیری می کند.

 


 

نوشته شده توسط محمد در جمعه سیزدهم دی 1387 ساعت موضوع نظام اقتصادی برتر | لینک ثابت

اقتصاداسلامی،ترسیم اقتصادی برتر2

....ادامه

 

8- شکل مالیات وکمک به نیازمندان دراسلام

 

مادراینجاباسه واژه برخوردداریم :

صدقه به معنی صداقت وراستی فردبرای اینکه صدق ودرستی ایمان خودرانشان دهدبایداموال خودرادرراه خداخرج کندهرچندکه کلمه صدق واژه ای فراترازاین است که تنهادرموردمسائل اقتصادی عنوان شود ومقاله ای جدادراین ارتباط می طلبد.

زکات :به معنی تزکیه وپاک شدن ازآلودگی هاوزشتی هاوناپاکی ها وباطل ها ورسیدن به پاکی ورشدوکمال وحق است این واژه هاهم بازمثل واژه قبلی است.

انفاق:به معنی محوکردن ونابودکردن اموال خوددرراه خداست به حدی که درراه خدابودن آن کاملامحوشده باشدوموردایرادی نداشته باشد.

زکات با همان تعریفی که دربین مسلمانان وجوددارد(دادن ومشخص بودن مقداری ازاموال) رکن اصلی برای مسلمانان درپرداخت مالیات وکمک به نیازمندان درجامعه اسلامی است که برای کفاری  که درسرزمین مسلمانان زندگی می کنندبه شکل پرداخت جزیه عنوان می شود.

درابتداکل آیات که درمورددادن زکات وانفاق وصدقه درقرآن وجوددارد (این سه واژه درکنارهم معنی پیدامی کنندوبرای تکمیل معنایی درکنارهم استعمال شده اند درموردکلمه صدق وزکات تنهاآنهاییکه درارتباط بامسئله اقتصادی است اینجاعنوان می شود):

بقره 3و 43 و83و110و177و195و215و219و254و261و262و 264و 265و267و270و272و273و274و277، آل عمران  17و92و117و134، نساء 34و38و39و77و114و161و162، مائده 12و55و62، انعام141،اعراف 156،انفال3و 28و36و60و،توبه 5و11و18و24و34و53و54و60و71و91و92و98و121؛رعد 22،ابراهیم 31،نحل 75،کهف42،مریم 31و55، انبیاء 73، حج35و 41و78،مومنون 4و55و56، نور33و37و56، فرقان 67، قصص 54و76و77و79،روم 38و39، لقمان 4،سجده 16،احزاب  33و35 ، سبا39،فاطر29،یس 47، فصلت 7، شوری 38، محمد37و38 ،ذاریات 19،نجم 34،حدید7 و10و18،مجادله 13، ممتحنه 10و11،منافقون7و 9و10، تغابن 15و16،طلاق 6و7، معارج 24و25،مزمل 20،لیل 5و8و18، بینه 5،عادیات 8،تکاثر1،همزه 2و3 .

 

نشان ازاعتقادبه قرآن وایمان،دستوری ازسوی خدا: 3 و43و83و110و254و270و274بقره، 17آل عمران،39و77و162نساء، 55 مائده،3 و60انفال، 5و11و18توبه،71 و121توبه،31ابراهیم،31 و55مریم،73انبیاء، 35 و 41 و78حج، 4 مومنون، 37و56 نور، 4لقمان،16سجده،33و35 احزاب، 7 فصلت، 38 شوری، 34 نجم،18 حدید،16تغابن،20مزمل،5و8و18لیل،5 بینه.

 

تعریفی ازنیکی :177بقره،92آل عمران،114نساء،156 اعراف.

 

خودرابه هلاکت نیافکندن: 195بقره.باعدم پرداخت پول خودرابه هلاکت نیافکنیم چون ریشه بسیاری ازقتل ها وفحشاودزدی وتجاوزها درمسائل اقتصادی وفقردارددرصورت ازبین نرفتن آن جامعه به سمت نابودی می روداگرجامعه نابودشودماهم که جزئی ازآن هستیم نابودمی شود علاوه برآن باپرداخت زیادهم خوددرتنگناافتاده وامکان داردکفران خداکرده وسمت وسوی یکی ازهمان مسائل پیداکنیم.

 

بهترین مال خودراصدقه دادن وپسندیده : 215و267بقره. افرادبایدازاموال نیک وپسندیده وقابل استفاده ونیازمردم بدهند.

 

مازاد: 219بقره. می پرسندچه چیزی راانفاق کنم خداوندمی گوید:عفو؟ یعنی ببخش واین بخشش درزمان توانگری معنی داردحال که اینگونه است زمانیکه باآیات دیگردرکنارهم می آیدمثل عدم هلاکت خودیادوری ازبخل وزیاده روی وسپس دستوربه بخشش درحدزندگی ورشد مابین بخل وزیاده روی بودن ، عدم تعیین مقدار،یعنی درحدی که توبتوانی زندگی کنی ومازادبرآن رابایدبه دیگران برای رشد بپردازی.

 

عدم منت وآزاروجزئی ازحقوق اشخاص: 262و264بقره، 19 ذاریات،24و25 معارج. بخشش به دیگران نبایدبامنت وزوریاپاسخگویی ازفردمقابل راداشت چون این یکی ازحقوق افرادوخودتوست چون نفعش به خودتوهم برمی گردد. برعکس آن دیگرارزشی نداردوفرددچارکبروغرورونگاه استثماری می شود.فردبادادن زکات خودرابه صفات نیک رسانده وازرذائل وبخل خودرادورمی کندوتزکیه پیدامی کندزمانیکه فضاهای رشددرجامعه ایجادمی کندخودبه خود،خوداوهم رشدپیداکرده وازاینکه جامعه به این دلیل بخواهدبه اوصدمه واردکندجلوگیری می کند.

 

بازگشت خوبی انفاق برای خودافراد(ایجادجامعه ای آرام که ترس وبیمی درآن نیست):272و277بقره،92آل عمران،156 اعراف، 22رعد،39 سبا،29 فاطر، 37 و38 محمد، 18 حدید،16تغابن. ریشه های فقرکه ازبین برودبرای جامعه آرامش وامنیت می آورد ازکینه های افرادبه همدیگرجلوگیری می کند.

رحمت من همه چیزرادربرگرفته وآن رابرای کسانی مقررخواهم داشت که تقواپیشه کنندوزکات بدهندوبه آیات ایمان بیاورند(سوره اعراف آیه 156)

به نیکی دست نمی یابندمگرآنکه ازآنچه دوست می داریدببخشیدوهرچه ببخشیدخدابرآن آگاه است...(سوره آل عمران آیه92)

 

خودبدنبال رفع نیازمندان نه آنها: 273بقره. تفکراشتباهی است که فقرابخواهنددرخانه توانگران رابزنندبلکه خودتوانگران بایدبکوشندواقدام کنند.

 

تشبیه هادرموردانفاق کنندگان: 261و265بقره،117آل عمران،75 نحل.

 

درهرشرایطی بدنبال انفاق بودن(درحالت توانگری وزیان): 134آل عمران.

 

اخلاص درپرداخت بدون ریا:38نساء، 53 و54 توبه.

 

اموال برای آزمایش: 28انفال،55و56 مومنون،88 شعراء،76 تا79 قصص،9و10 منافقون،15 و16 تغابن.(سوره هایی که درموردجهادبامال است:مسلمانانی که می نشینندبامسلمانانی برابرنیستندکه بامال وجان درراه یزدان جهادمی کنندخداوندمرتبه والایی رانصیب مجاهدان کرده است که بالاترازدرجه خانه نشینان است .......سوره نساءآیه95)

 

انفاق برای جنگ: 91و92 توبه.

 

دراوج قدرت وداشتن حکومت پرداخت زکات: 41حج ،103توبه.

 

محوشدن بدی ها بانیکی: 54 قصص. بدی هاوزشتی هاوکینه های جامعه نسبت به هم، دزدی هاوفحشاوفساد،دشمنی ها وبسیاری ازقتل ها باانفاق ازبین رفته وجای خودرابه مهروصفاومحبت وبرادری ونیکی می دهد.

 

برتربودن بخشش درهنگام تنگدستی : 10 حدید .

 

انفاق باعث اتحادوپیوستگی جامعه می شود: 7منافقون. درصورت فقرجامعه راه نابودی همدیگروتنازع بقابه وجودمی آیدوهرکس مجبوربه فکرخودمی افتد تاحق حیات وزندگی خودرابدست آوردوزمانیکه فردتنهابه فکرخودبوداتحاد ازجامعه دورمی شود.

 

تقسیم زکات : 177 بقره ،60 توبه.

بایدپرسیدچرادراین دوآیه تقسیم بندی متفاوت اززکات می دهد:

ومال راباوجودعلاقه ای که به آن داردبه خویشاوندان ویتیمان ومساکین وواماندگان درراه وگدایان وآزادسازی بردگان صرف کندو.... وزکات رابپردازد...دربرابرفقروبیماری وبه هنگام نبردشکیباینداینان(درایمانشان)راستگویند....(177بقره)

زکات برای فقرا،مساکین،گردآورندگان آن، مولفه قلوبهم، آزادی بندگان خدا،بدهکاران،درراه خدا،درراه ماندگان می باشداین یک فریضه مهم الهی است(توبه آیه60)

آیه دوم(توبه آیه60) برای زمان تشکیل حکومت اسلامی است که افرادی برای جمع آوری زکات وجوددارندامادرآیه اول زمانی است که حکومت اسلامی وجودنداردوخودافرادبایدبه کمک جامعه بیایندبرای همین الویت هافرق می کنددرزمان تشکیل حکومت اسلامی ابتدافقرراازبین می بردفقیرکسی است که نمی تواندسرپابایستدوحفظ حیاتی برای اونیست پس اول بایدبه فکراین بودکه برای جامعه حفظ زندگیش راتامین کندسپس سراغ مساکین می رودوآنهاکسانی هستندکه حفظ حیات دارندومحتاج نان شب نیستنداماآرامش ومحلی برای سکنی ندارندوامکانات برای رشدوپیشرفت ندارندمسلما بایددراین راه هم کوشید تا جامعه راازلحاظ طبقات اقتصادی یکدست کرد چون برای اینکه جامعه به رشدوکمال وآرامش برسد وازکینه هاودشمنی هادورشودنیازبه ازبین بردن این طبقات داردنمی توان این امررامتصوربودکه باوجوداینکه استعدادهای زیادی برای درخدمت جامعه و رشد بودن داریم ثروت درانحصارافرادی باشند که ازاستعدادلازم برای رشدددادن جامعه محروم هستند البته این به معنای ایجاداین نگرش نیست که هرفردی اگراستعدادزیادی داشت همه چیزرابرای خودبخواهدوهمه رااستثمارکندوازاستعدادخودسودبجویدبلکه درحدی که نیازهای خودرابرطرف کندوبتوانداستعدادخودرادرجهت رشد خودوجامعه به کارگیرد.این افرادنبایدبااستفاده ازاستعدادخوداموال زیادی کسب کنندودرجهت اسراف ونابودی گام بردارند.درنتیجه جامعه ای موفق است که درجهت رشدوشکوفایی تمامی انسانها واستعدادهابکوشد.سومین گروه افرادحکومتی وکسانی هستندکه درادارات ونهادهاکارمی کنندودرخدمت جامعه هستندوبه دولت درجمع آوری وتوزیع این اموال به مردم کمک می کنند.چهارمین گروه مولفه قلوبهم است هنوزمعنی درست آن رادرقرآن نمی دانم،امابه نظرم افرادی درجامعه هستندکه امکان تجاوزگری  ازسوی آنها به مال مردم وجودداردوبرای جلب محبتشان وجلوگیری ازتجاوزوآزارواذیت به آنهاداده می شودوشایدهم به کسانی گفته می شودکه هنوزایمان یاعدم ایمان آنهامشخص نیست واینگونه نباشدکه به خاطرمشکلات مالی زودتصمیم گیری کرده وراه کفررادرپیش گیرند ودرراه دودلی قراردارندیابه خاطرضعف ایمانی مشکلات مالی آنهارازودبه کفرمی کشاند .پنجمین گروه آزادکردن بردگان است البته بایدمتوجه بودکه نیازنداریم شکل بردگی گذشته باشدتادراین امراقدام صورت گیرد مادرحال حاضربردگی های نوین داریم که بابه خدمت گرفتن وسوء استفاده ازدیگران وایجادنیروی کارارزان ازافرادسوء استفاده می کنند بایددرراه آزادسازی آنهااقدام کرد.ششمین گروه بدهکاران وورشکستگان است تابه آنهاکمک شودکه دوباره بتوانندشغل وعزت قبلی خودرابدست آورندوهفتمین قسمت زکات تعلق به راه خداداردحال می خواهددرهرقسمتی که جامعه نیازداردونیازهای رشدی می خواهدصرف می کندونهایت کسانی که درراه ومسیرمانده اندودرغربت هستندیاازشهرودیارخوددورافتاده اندوتبعیدشده اند.یعنی درپایان زکات جامعه اسلامی به جایی کشیده می شود که اموال خودرابه خارج ازمرزها می کشانداماباید یکی ،یکی مراحل راطی کنداول ازبین بردن فقربعدمسکین بعدتامین کارکنان خودسپس مولفه قلوبهم سپس آزادکردن بندگانش وازبین بردن بردگی سپس کمک به بدهکاران ورشکستگان بعد هرکارمنفعتی که برای جامعه نیازداردوزمانیکه ازلحاظ رشدی جامعه به استقلال رسید ،آن رابرای درراه ماندگان.

امادرسوره بقره به یکباره این تقسیم بندی رابهم می زندامادرپایان تقسیم بندیش می گویدوکسانی که زکات می پردازندبه نظرمن این آیه زمانی است که افرادحکومت دینی ندارندبرای همین درپایان می گویدزکات هم این افراددرزمان تشکیل حکومت می دهندتابه رشدوتزکیه کامل برسند(درخودسوره توبه درآیه 103فرمان به گرفتن زکات است که دنباله آیه قبلی زکات است که درابتدابیان شدواین درزمان قدرت معنی پیدامی کند)دراین آیه دیگرخبری ازگردآورندگان زکات نیست برای همین درزمانیکه حکومت نیست .اولویت هاتفاوت می کندچون خودبایداقدام کندونهادقابل اعتمادی وجودندارد.اولین اولویت برای دادن زکات توجه به خویشاوندان است.تاپیوندهاحفظ شوددرحکومت دینی حفظ وپیوندباازبین بردن فقرخودحکومت وجامعه به وجودمی آوردامادراینجا که حکومت نیست اول حفظ افرادخانواده خودمطرح می شود،چون درحکومت همه به فکرهم هستندامادراینجا رفتارجامعه باهم به گونه ای دیگراست.

 

البته بایداین امررامتذکرشویم که ازبین بردن فقریامسکین درجامعه بدین معناحتمانیست که دودستی پول دراختیارآنهاقراردهیم بلکه بایدبه هرطریقی وباهرعنوانی که می شود زمینه های فقرراازبین بردوامکانات رشدوشغلی وفعالیت برای آنهاایجادکردواین تشخیص جامعه وحکومت است که بخواهدچگونه اقدام کندوتشخیص می دهد.

 

زکات وصدقه ازیک جنسندوقابل جداشدن نیستند.بلکه صدقه برای صدق وراستگویی فرددرایمانش است، انفاق عمل مربوطه واقدام به محوکردن اموال درراه خداودست به اقدام زدن است وزکات رسیدن ونتیجه بعدازآن است که باعث رشدوپاک شدن انسانها می شود.

انفاق بامنافق ازیک ریشه اند یعنی همان طورکه منافق درنفاقش محوشده وقابل تشخیص برای افرادنیست (سوره توبه آیه101)فردهم باید بدین گونه درراه خداخرج کند وبایدبداندکه همانگونه که شناخت منافق ازصدقین راتنهاخدامی داندکه چه کسی درکدام مرحله اموال خودراصرف کرده است نفاقی که باعث نابودی است یا صدقی که باعث رشداست این هم خدامی داندکه آیا انفاق واقعادرراه خدابوده است چون دربسیاری ازآیات کلمه انفاق درکناردرراه خدابودن آمده است.

مردانی که بازرگانی وتجارت آنان راازیادخداوخواندن نمازودادن زکات غافل نمی سازدازروزی می ترسندکه دلها وچشمهادرآن دگرگون وپریشان می گردد(سوره نورآیه 37)

 

وکسانیکه طلا ونقره رااندوخته می کنندوآنرادرراه خداخرج نمی کنندآنان رابه عذاب بس بزرگ ودردناکی مژده بده،روزی این سکه هادرآتش دوزخ تافته می شودوپیشانیهاوپشتهای ایشان باآنهاداغ می گرددبدیشان گفته می شوداین همان چیزی است که برای خویشتن اندوخته می کردیدپس اینک بچشیدمزه چیزی راکه می اندوختید(سوره توبه آیت 34و35)

 

وسپس اگرجامعه وفرد می خواهدبه سوی جامعه ای پاک وپرازرحمت ورشدحرکت کند:

رحمت من همه چیزرادربرگرفته وآن رابرای کسانی مقررخواهم داشت که تقواپیشه کنندوزکات بدهندوبه آیات ایمان بیاورند(سوره اعراف آیه 156)

به غیرازمسلمانان بقیه اعضای جامعه هم بایدمالیات رابدهندونمی توان همین انتظارراازمسلمانان داشت بقیه جامعه که مسلمان نیستندآنهاهم به اندازه توانایی شان جزیه می دهند.

باکسانی ازاهل کتاب که ایمان به خداوآخرت ندارندونه چیزی که راکه خداوفرستاده اش تحریم کرده اندحرام می دانندونه آیین حق رامی پذیرندبجنگیدتابه اندازه توانایی جزیه رابپردازند...(سوره توبه آیه29)

البته چون آنهااعتقادی به رشدندارنداین پرداخت با ناراحتی وخواری می دهند و ازآنها گرفته می شود و جزائی برای آنهاست.

 

9- نظارت برخزانه واموال ملی

 

واموال خودرابه باطل درمیان خودنخوریدوآن رابه حکام وامراوقضاتی تقدیم نکنید تاازروی گناه ،بخشی ازاموال مردم رابخورندوشمابرآن آگاه باشید(سوره بقره آیه 188)

دراین آیه براحتی مشخص است که بایدمردم برخزانه هاواموال ملی نظارت کامل داشته باشندوهیچ شخصی نمی توانداین حق راازآنهابگیردواین تنهانمی توانددرانحصارافرادخاصی باشد وبانامهایی مثل امنیت ملی،مردم راازاین حق خودمحروم کنند. علاوه برآن مردم نبایدبگذارند اموال آنهارابدزدند وحقوق مردم نابودشود ودراین راه بایداقدامی صورت دهند.واموال خودرابدون نظارت به هیچ کس ونهادودولتی نسپارندتاحقوق انسانهاضایع نشودوگناهی صورت نپذیرد.

 

10- دفاع ازفقراومساکین وبینوایان

 

آیاتی که ازکلمه فقراستفاده کرده است:

بقره 268و 271و273 ، آل عمران 181،نساء 6و135، توبه 60، حج 28،نور32، قصص 24، فاطر15، محمد38، حشر8.

(بذل وبخشش)برای نیازمندانی باشدکه درراه خدادرمانده اندوبه تنگناافتاده اندونمی تواننددرزمین به مسافرت پردازند(تانیازهای خودرابدست آورند)به خاطرآبرومندی وخویشتنداری ،شخص نادان می پنداردکه اینان داراوبی نیازنداماایشان راازروی رخساره وسیمایشان می شناسی،باالحاح واصرارازمردم نمی خواهند...(سوره بقره آیه 273)

مردان وزنان مجردخودراوغلامان وکنیزان خویش رابه ازدواج یکدیگردرآوریداگرفقیروتگدست باشندخداونددرپرتوفضل خودداراوبی نیازمی گرداند....(سوره نورآیه 32) بایدبه مجردهایی که توانایی ازدواج ندارنددرابتداباکمک دیگران توانایی ازدواج پیداکرده تادرآینده خودبتوانند به فضل خدابی نیازگردند.اگراین کمک ایجادنشود،جامعه سمت وسوی فسادبه خودمی گیردوآرامش جامعه راسلب می کند،همین آرامشی که قراراست تادرکنارهمسران همدیگرپیداکنند.

 

آیاتیکه درموردمساکین صحبت کرده است:

بقره 83 و177و184و215، نساء 8و36، مائده 89و 95،انفال 41، توبه 24و60، اسراء 26، کهف 79،روم 38،مجادله 4، حشر7، حاقه 34، مدثر44، انسان 8، فجر18، بلد16، ماعون3.

اینکه چهره هایتان رابه جانب مشرق ومغرب کنیدنیکی نیست بلکه نیکی ......ومال راباوجودعلاقه ای که بدان داردبه خوشاوندان ویتیمان ومساکین وواماندگان درراه وگدایان دهدودرراه آزادسازی بردگان صرف کندونمازرابرپاداردوزکات رابپردازد....(سوره بقره آیه177)

ازتومی پرسندچه چیزی راانفاق کنند؟بگوآنچه که خیروپسندیده است انفاق می کنندازآن پدرومادرویتیمان ومساکین ووماندگان درراه است...(سوره بقره آیه 215)صدقات وزکاتهابایدبراساس نیازافرادوازاموال نیکوباشدنه اینکه فردچیزی رابرای خودنمی پسنندبه دیگران بدهد.

حق خویشاوندراوحق مستمندووامانده درراه رابپردازوبهیچوجه زیاده روی مکن(سوره اسراءآیه26)

بگواگرپدران وفرزندان وبرادران وهمسران وقوم وقبیله شماواموالی که فراچنگش آورده ایدوبازرگانی وتجارتی که ازبی رونقی آن می ترسیدومنازلی که موردعلاقه شماست اینهادرنظرتان ازخداوپیغمبرش وجهاددرراه اومحبوبترباشددرانتظارباشیدکه خداوندکارخودرامی کندخداوندکسان نافرمانبردارراهدایت نمی نماید(سوره توبه آیه24)

(کسانیکه نامه هابدست چپشان بدهندوبه دوزخ انداخته شوند)مردم رابه طعام به مسکینان تشویق نمی کرد(سوره حاقه آیه34)(مدثرآیه44)(فجرآیه18)(ماعون آیه3)

 تمامی آیاتیکه درموردکفاره به طعام وکمک به نیازمندان است ازمساکین نام برده است:سوره بقره آیه 184 ،سوره مائده آیات 89 و95، سوره مجادله آیه4.واین به این دلیل است که فقیرهم مسکین است چون فقیرحتی آنقدرنیازمنداست که به نان شب هم نیازمنداست ونمی تواندخودراسروپانگهداردامامسکین نان شب داردامامکانی برای آرامش وسکنی نداردوآواره است ونیازهای بعدی خودرانمی تواندتامین کندوگرنه نیازهای زنده ماندن رادراختیاردارد.

 

آیاتیکه درموردیتیمان است:

بقره 83و177و215و220، نساء 2و3و6و8و10و36و127 ، انعام 152، انفال 41، اسراء 34، کهف 82، حشر7، انسان 8، فجر17،بلد15، ضحی 6و9، ماعون 2.

بیگمان کسانی که اموال یتیمان رابه ناحق وستمگرانه می خورندانگارآتش درشکمهای خودمی خورندوباآتش سوزانی خواهندسوخت(سوره نساءآیه 10)

یتیم فردی است که ازنعمت پدربه عنوان سرپرست خانواده بی بهره است بایدبه اوتوجه شودتازمانیکه بتواندصلاحیت وسرپرستی به عهده گرفتن اموال خودراداشته باشدوبه سن ازدواج رسیده است.نزدیک شدن به اموال آنهابایدبه طریق احسن باشد. (سوره نساء آیه 6)(سوره انعام آیه 152)(سوره اسراء آیه34)

بلکه شمایتیم راگرامی نمی دارید....واموال ودارایی رابسیاردوست می دارید...درآن روزدوزخ راحاضرآورنددرآن روزانسان به خودمی آیدولی چنین به خودآمدنی کی سودبه حال اودارد(سوره فجرآیات17تا23) دقیقادرآیات قبل(سوره فجرآیات15و16فجر)  بیان ازدادن نعمات به عده ای وپنداشتن اینکه آنهاراخداوندگرامی داشته ومحروم بودن ازآن نعمات وبیان ازاینکه خداوندمرا زبون کرده است بلکه خداوندآن راآزمایشی می داندکه همانها باعدم توجه به یتیم ومسکین ومیراث باعث ثروتمندکردن خودومحرومیت برای دیگران می شوندوسپس می گویدشما مال راخیلی دوست داریدوخیال می کنیدکه ارزش انسانی براساس آن است که حال خودرا گرامی یازبون می پندارید.بعدازبیان آمدن قیامت وآماده شدن دوزخ انسان به خودمی آیدومی گوید:کاش برای زندگی خودپیشاپیش می فرستادم(سوره فجرآیه24)

(کسانی که دین رادروغ می پندارند)آنان کسانیندکه یتیم راسخت ازپیش خودمی رانند(سوره ماعون آیه 2)

 

درتمامی آیات خداوندازاین سه گروه که بخش زیادی ازنیازمندان جامعه راتشکیل می دهددفاع می کند وازانسانهامی خواهدعلاوه براینکه درتشویق همدیگردردادن حقوق آنهاوکمک آنهادرتلاش باشندازآزارواذیت وطعنه ومنت آنهاجلوگیری شود چون این حقوق آنهاست واگرفردی می خواهدآرامش ورشدبرای جامعه بیاوردکه خودهم عضوی ازآن است نیازبه آرامش ورشد دیگراعضای این جامعه دارد. اگردرجامعه طبقات اقتصادی درجامعه وجودداشته باشد وارزشها براساس مادیات انجام گیردتنازع بقابه وجودمی آید که علاوه براینکه باعث تنفروحسادت ودشمنی می شودهمکاری ودوستی ومحبت ورشدراهم ازجامعه می گیرد.برای همین اسلام باتمامی وجوددرراه نابودی فقرونیازمندی وطبقات اقتصادی تلاش می کند.

 

درراه خداانفاق کنیدوخودرابادست خویش به هلاکت نیافکنیدونیکی کنیدهماناخداوندنیکوکاران رادوست می دارد(سوره بقره آیه 195)

این آیه هم به این اشاره داردکه انفاق بایدبه اندازه باشدتافردرادچارهلاکت نکندوهم اینکه باعدم دادن آن بازخودرابه هلاکت نیافکنیم (افراط وتفریط ممنوع است قبلاآیاتی دراین موردآورده ایم) ندادن آن هم باعث نابودی جامعه وهلاکت تدریجی برای ماست.

 

خداوندبرای انسان ارزش قائل است واین اجازه رانمی دهدکه کرامت وشخصیت انسانهابه زیرسئوال رود. درآیات بسیاری توصیه به زبان نیک می کندواگرحداقل نمی توانی بامالی نیازهای اقتصادی آنهارابرآورده کنیدسعی کنیدبادادن آرامش به آنها وگفتارنیک وزیباآنهارامتوجه مسیردرست کنیدنه موجب طردونامهربانی باآنهاشوید.

 

کسانی که دارایی خودرادرراه خداصرف می کنندوبدنبال آن منتی نمی گزارندوآزاری نمی رسانندپاداششان نزدپروردگارشان است.گفتارنیک وگذشت بهترازبذل وبخششی است که اذیت وآزاری بدنبال داشته باشدوخداوندبی نیازوبردباراست. ای کسانی که ایمان آورده ایدبذل وبخششهای خودرابامنت وآزارپوچ وتباه نسازیدهمانندکسانی که دارایی خودرابرای نمودن به مردم ریاکارانه صرف می کنندوبه خداوروزرستاخیزایمان ندارد.....(سوره بقره آیات262تا264)

ای کسانی که ایمان آورده ایددادگری پیشه سازیدودراقامه عدل ودادبکوشیدوبه خاطرخداشهادت دهیدهرچندکه شهادتتان به زیان خودتان یاپدرومادروخویشاوندان بوده باشداگرکسی که به زیان اوشهادت داده می شوددارایانادارباشد(رغبت به دارا،یاشفقت به نادارشماراازشهادت حق منصرف نکند)چراکه رضای خداوندازهردوی آنان بهتراست...(سوره نساء آیه135)

بذل وبخشش برای این مکن که افزون طلبی کنی...(سوره مدثرآیه 6)

آنچه راازموال به عنوان ریامی دهیدتا ازاموال مردم فزونی یابدنزدخدافزونی نخواهدیافت...(سوره روم آیه 39)

درنزدخداتنهامالی که درراه اوخرج شودارزش داردوگرنه مالی که بادیددیگری وبه خاطرهرچیزدیگرباشد (به خاطررضایت مردم،به خاطرهوی ونفس خود،به خاطرتعریف وتمجید)ارزشی نداردچون افرادی که به خاطرتنهاخدا خرج می کنند خرجهایشان براساس حق ودرستی وبه جا خواهدبوداماافرادیکه به خاطرریایارضایت انسانهاباشدبراساس تعریف وتمجیدیانادرستی وباطل به وجودخواهدآمدوبراساس اولویت ها ونیازمندی هاحرکت نمی کنندبلکه براساس باطل حرکت می کنند

وخوراک می دادندبه مسکین ویتیم واسیربه خاطرحب ودوست داشت خدا(سوره انسان آیه8)

 

ببینیدخداوندچگونه دربین بندگانش آرامش وگذشت حتی درشرایط بدمی خواهدکسانیکه همدیگررادرصبوربودن وفقرونداری کمک ویاری می رسانند تادربدترین شرایط بندگان خدادرکنارهم به همدیگریاری برسانند وازهمدیگردورنشوند:

خویشتن رابه گردنه نمی زند!توچه می دانی گردنه چیست؟!آزادکردن برده بنده است یاخوراک دادن درزمان گرسنگی است به یتیم خویشاوندیامستمندخاک نشین،گذشته ازاینهااوبایداززمره کسانی باشدکه ایمان می آورندوهمدیگررابه صبروشکیبایی توصیه می کنندوبه ترحم ومهربانی سفارش می نمایند،آنان سمت راستی هاواهل سعادتند.(سوره بلدآیات11تا18)

 

اما ارزش انسانی درقرآن چگونه است:

ماآدمیزادگان راگرامی داشته ایم....(سوره اسراءآیه70)

ای مردمان ماشماراازمردوزنی آفریده ایم وشماراتیره تیره وقبیله قبیله نموده ایم تاهمدیگررابشناسیدبیگمان گرامی ترین شمادرنزدخدامتقی ترین شماست خداوندمسلماآگاه وباخبراست(سوره حجرات آیه13)

 

ببینیدثروتمندان بدورازنگاه خدایی تاکجابه پیش می روند:

وای به حال هرکه عیبجووطعنه زن باشدهمان کسانی که دارایی فراوانی راگردمی آورندوآن رابارها وبارهامی شماردآخرگمان می بردکه داراییش بدوجاودانگی می بخشد...(سوره همزه آیات1تا3) دراین آیه خداونداشاره به ثروتمندانی داردکه باجمع آوری ثروت خودوشمردن آن برای دیگران باعث فخر وطعه زدن ومنت گذاری برسردیگران می شوندچیزی که ازذات خودنداشته اند و ازعیب دیگران می گویند وبی نیازی خودونقص های دیگران رابیان می کنندوعدم دست یابی دیگران به عنوان عیبی دردیگران باعث طعنه زدن وعیبجویی اوبه آنان می شود وهرروزبرسرآنهافخرمی فروشدباعث تحقیروسرخوردگی دیگران می شودواموال وقدرت وپیشرفت خودرابه رخ دیگران می کشد.

 

11- مجازاتهای اقتصادی

 

شایدبزرگترین جرم اقتصادی که صورت می گیرد دزدی است وبرای ماتفاوتی نداردکه این دزدی به چه صورت وباچه عنوانی وباچه ابزاری صورت می گیرد. دریک جامعه توحیدی که به تمامی حقوقهاتوجه داشته است وباتمامی تلاش خودفقررراازبین می برد وافراد مازادبرنیازخودمی پردازند وجامعه ای پرازامنیت وسالم وآرام وبراساس اعتمادمتقابل درست کرده است ،نمی تواندبپذیردکه بدلیل خودخواهی ها وزیاده خواهی های عده ای دست درازی هابه مال مردم راببیند وبه مرورزمان امنیت ازجامعه سلب شود ودزدی واختلاس جای خودرابه تعاون بگیرد برای همین شدیدترین برخوردراازخودنشان می دهندهرچندکه دریک جامعه توحیدی به خاطررشدفکری وبینشی که قبل برای شماگفتیم ودرافرادایجادشده است کمترافرادی چنین بینش هایی درآنهاایجادمی گردد.برای همین قطع دست دزد رابیان می کندتابه مرورزمان گناهان درجامعه لوث نشودوبه جامعه دست درازی نشود برای همین افرادآنقدراحمق نیستندکه جامعه ای که نیازهای آنهارابرآورده می کندتنهابه خاطرزیاده خواهی خود،دست های خودراازدست بدهند.پس مهرومحبت وصفاوگذشت وتعاون وامنیت درجامعه می ماند.

دست مرددزدوزن دزدرابه کیفرعملی که انجام داده اندبه عنوان یک مجازات الهی قطع کنیدوخداوندچیره حکیم است...اماکسی که پس ازارتکاب ستم پشیمان شودوتوبه کندوبه اصلاح پردازدخداوندتوبه اورامی پذیردبیگمان خداوندبس آمرزنده ومهربان است(سوره مائده آیات38و39)

 

بعضی هامی گوینددراین آیه منظورازقطع دست دزدیعنی کوتاه کردن دست دزدازاموال مردم است .دریک جامعه توحیدی بهترین روش برای این کوتاهی که همان ازبین بردن فقراست راانجام داده است امااگرفردبخواهدفراترعمل کندچگونه بایدعمل کرددرحالیکه این آیه می گویداین مجازاتی برای عملشان می باشدنمی توان بااین فکرکه بیاییم فردی اگردزدی کرداورارهاکنیم وتنهابایداکتفا به ازبین بردن فقر(که جامعه توحیدی انجام داده است)یا امنیت خانه کردکه درحال حاضرباوجوداین همه حراست هایی که انجام می گیردبازهم دزدی صورت می گیرداصلاچه بینش اشتباهی است که بپنداریم حراست یعنی مجازات برای دزد. پس همان قطع دست دزداست امابایدتوجه داشت که قطع دست دزددرهرشرایط وزمانی نیست ماقبلامفصلادرموردجایگاه مجازاتهای اسلامی گفته ایم که درزمان حکومت دینی وبعدازتامین وبرآورده کردن نیازهاوحقوق جامعه موضوعیت پیدامی کندهرچنددرآیه بعدمی گویداگرفردی گناه خودراپذیرفت ودراصلاح کوشید ازاوتوبه اش(فردیکه توبه می کنداین عمل رادوباره وبرای بارهای بعدی تکرارنمی کند) پذیرفته شده ومجازات برداشته می شود.البته دزدی هاتنهاهمیشه تنهابه سرقت مقداری اموال نیست دربعضی موارددزدی باعث قتل یا تجاوزبه ناموس یابه خطرافتادن حقوق بسیاری ازافرادجامعه یابه خطرافتادن امنیت ملی می شود.

(همان طورکه قبلادرموردمجازاتهاگفته ایم 1- درحکومت دینی موضوعیت وطرح اجراپیدامی کندودرغیراین صورت موضوعیتی برای اجرانداردوافرادنمی توانندسرخوداجراکنندوبایدتابع حکومتی باشندکه درآنجازندگی می کنند 2- درحکومت دینی حتماتوجه به حقوقهاورشدها دارد وپس ازآن اقدامات خودراصورت می دهدپس مااین مجازات رابراساس آن بسترهاداریم صحبت می کنیم که می خواهداجراگردد)

 

12- موارددیگر:

 

ارزش گزاری برای خدمات وفعالیت انسانی واجناس به عهده خودانسان وقراردادی است وچیزثابتی نیست وتنهابرای پیشبردکارهای انسانی است.

 

وشهادت وآنچه رادیده اید پنهان مکنید وهرکس آن راپنهان کندمحققا قلب اوگناهکاراست(سوره بقره 283) براحتی دراین آیه فعالیت های انسانی وتولیدوعرضه کالابراساس دروغ وفریب رانمی پذیرد.انسان بایدبراساس راستی وآنچه که دیده ومی فهمدوبه نفع انسانی گواهی دهدوعمل کند. برای همین امیدوارم بازرق وبرق ها وفریب های جدید دراین مسیرگامی برداشته نشود.مامنکرزیبادوستی انسان نیستیم که ازآن استفاده شودامانبایدسمت وسوی فریب به خودبگیرد.

 

شاهدونوشتن درمعاملات:

ای کسانی که ایمان آورده ایدهرگاه به همدیگرتامدت معینی وامی دادیدآن رابنویسیدوبایدنویسنده دادگرانه آن رابنویسد وهیچ نویسنده ای ازنوشتن بدانگونه که خدابدوآموخته است سرپیچی نکند.پس نویسنده بایدبنویسدوآن کسی که حق برذمه اوست بایداملاء کندوازپروردگارش بترسدوچیزی ازآن نکاهدواگرکسی که حق برذمه اوست کم خردیاناتوان باشد یااونتوانداملاکندبایدولی اودادگرانه املاءکندودونفرازمردان خودرابه گواهی بگیریدواگردومردنبودند،یک مردودوزن .....مگراینکه دادوستدحاضرونقدی باشدکه درمیان خوددست به دست می کنید...(سوره بقره آیه  282 )

دراین آیه برای دادوستدها ووامهایی که به صورت نسیه وقرضی انجام می گیردخواهان کتابت وشاهدگیری است تادرآینده به علت فراموشی یا نیت سوء استفاده حق هاضایع نشود وکسی دشمن فرددیگری نشود.(اینجاشاهددوزن درمقابل یک مردتنهادردادوستداست نه درتمامی عرصه های زندگی واین هم به این دلیل است که مردان اززنان بیشتردرعرصه های بازارحضوردارندپس ازعلم وآگاهی بهتربرخوردارندوتوانایی بیشتردراین زمینه کسب کرده اند)

البته ماشاهددرنوشتن وصیت وبرگرداندن مال یتیم هم داشتیم که گذشت.

 

رهن وگرونهادن درمعاملات:

واگردرسرسفربودیدونویسنده ای نیافتیدپس چیزهایی گروگان بگیریدواگربرخی ازشمابه برخی دیگراطمینان کردبایدکسی که امین شمرده شده است امانت رابدوبازپس دهید...(سوره بقره آیه 283)

این آیه دنباله آیه 282سوره بقره است که به این امرمی پردازدکه می تواندازضمانت هایی برای دادن وام ودادوستداستفاده کرددرصورتیکه نتوانندبنویسند.علاوه برآن این آیه برگرداندن امانت هارابه صاحبان حقیقیش هم بیان دارد(سوره نساء آیه 6و58) امانت هایی ازاموال مردم که دردستان مابه امانت سپرده شده است.(مثل اموال یتیمان)

یتیمان رابیازماییدتاآنگاه که به سن ازدواج می رسنداگرازآنان صلاحیت وحسن تصرف دیدیداموالشان رابدیشان برگردانید....پیش ازآنکه بزرگ شوندهرکس که ثروتمنداست خودداری کندوهرکس نیازمندباشدبه طرزشایسته بخوردوهنگامی که اموالشان رابه خودشان بازپس دادیدبرآنان شاهدبگیرید...(سوره نساءآیه6)

افرادبراحتی می تواننددرصورتیکه فردمقابلشان پایبندبه تعهداتش نبوددرچیزی که به گروگان گرفته تصرف کند.چون خودکلمه رهن به همین معناست که ضمانتی برای وفای فردبه تعهداتش باشد:

هرکس دربرابرکارهایی که کرده است گروگان می شود(سوره مدثرآیه 38)

 

ضمانت:

علاوه برضمانت های مالی که بیان شدافرادهم می توانندضامن اشخاص شوند :

گفتندپیمانه شاه راگم کرده ایم وهرکس آن رابرگرداندبارشتری دربرابرآن می گیردومن شخصااین پاداش راتضمین می کنم(سوره یوسف آیه72)

البته بایدمتوجه بودهمه اشخاص مثل حضرت یوسف نمی شونداین تضمین های شخصی رابایدافرادی امین برعهده گیرندبااین وجوداین درزمان عهدحضرت یوسف بوده است واگربه زیان مردم تمام نشودمی توان برای یک جامعه سودبردوبرای همه جامعه هانمی تواندسودمندافتد.مطمئنن آن شخص برای ضمانت خودنیازبه کتابت یا گرونهادنی هم می افتد.

 

مزددرمقابل یافتن گمشده:

این رادراصطلاح فقه جعاله گویندکه فردمی تواندبه اشخاص درصورت یافتن گمشده اش وبرگرداندن آن عوض ومزدی بدهند.

گفتندپیمانه شاه راگم کرده ایم وهرکس آن رابرگرداندبارشتری دربرابرآن می گیردومن شخصااین پاداش راتضمین می کنم(سوره یوسف آیه72)

البته هرفردی وظیفه داردطبق آیاتی که قبل درموردتعاون وهمکاری گذشت به کسی که مالی گم کرده کمک کندومزدی هم نخواهد امااینکه فردبخواهدمزدی هم بدهددست خودش است امانبایدجامعه به سمتی برودکه افرادملاک کمک کردن به افرادبه خصوص دراینگونه مواردبا دریافت مزدی باشد وانگیزه کمک به اودرمادیات باشد واین هم باتوجه به زمینه اجتماعی یوسف بوده است نه درجامعه پاک وزیبای توحیدی. هرچندکه امکان داردفردی درجامعه غیرتوحیدی باشدوبرای یاری دیگران برای یافتن گمشده اش اینگونه عمل کند.یابگوییم به خاطرزمان ووقتی که فردمی گذارداگرمشکل مادی داردیاامکان داردبرای اوایجادشوداینگونه عمل گرددامانمی توان به عنوان یک اصل بیان کرد.

 

اجاره کردن واستفاده ازنیروی کاری دیگران:

درسوره قصص آیات 25تا28بیان ازاستخدام حضرت موسی توسط حضرت شعیب است تابرای اوکارکندشعیبی که دارای گله هایی گوسفنداست وبه علت کهنسالی وعدم توانایی دخترانش می خواهد سرمایه خودرادراختیارفردی قراردهدتابرای اوکارکندوسپس بین آنهادوپیمان بسته می شودتاهرکدام که موسی دوست داردانجام دهد.

البته شرایطی که موسی وشعیب زندگی کرده اند بازمان امروزتفاوت های بسیاری داردوبرای تامین نیازهای این دوخانواده مسیری دیگرنبوده است همان طورکه درهمین آیات این امرونیازرابیان می کنددرنتیجه این اصل کلی وبرای همیشه نیست وتنها برای جامعه های باداشتن چنین شرایطی است.

بعضی هابرای اجاره کردن ازآیه 233سوره بقره یا 6طلاق که درارتباط گرفتن دایگان برای فرزندان بیان می شوداستفاده می کنندکه نادرست است بلکه دادن حقوق آنهاوبرقراری محیطی سالم برای اینگونه زنان است تا بتوانندبرای بچه های شماشیرفراهم آید همان طورکه برای زنان خود هم اینگونه عمل می کنید ونیازهای مادی مادران فرزندان خود رابرآورده می کنیدنسبت به اینگونه زنان هم بایداینگونه برخوردشودتابتوانند درآرامش خاطر،نیازهای کودک شمارابرآورده کنند.

 

وکالت:

.....سکه نقره ای راکه باخودداریدبه کسی ازنفرات خودبدهیدواوراروانه شهرکنیدببیندکدامین ایشان غذای پاکتری داردروزی وطعامی ازآن بیاورد....(سوره کهف آیه 19)

دراین آیه فردی رادراموال خودوکیل می کنندتا نسبت به مال آنهااقدام کند.اینکه وکالت هابایدچگونه باشدبیانی نیست واین آیه هم که برای این مورداستفاده می کنندمتاسفانه یاران کهف درشرایطی بوده اندکه این واکنش رامی طلبیده است .بااین وجودبه نظرمن اگراصل واساس کتابت وشاهدوامانت وضمانت رعایت گرددمشکلی درداشتن وکیل برای پیشبرد کارهانیست .امادریک جامعه توحیدی مال اندوزی وجودنداردکه ماآنقدراموال داشته باشیم که وقت پیگیری رانداشته باشیم درحالیکه ماهمان طورکه خودگفتیم افرادباید براساس کارخودمزدبگیرندنه براساس فعالیت دیگران وبین افرادتعاون وهمکاری وجودداردبه نظرمن این تنهابرای شرایطی است همچون یاران غارکه ازجامعه توحیدی دوراست.اماوکالتهای دیگرمثل اموال یتیمان وافرادیکه توانایی تصرف ندارند (توانایی وقدرت نگهداری ومدیریت وحفاظت ودفاع ازحقوق واموال خودراندارند)قبلاگذشت که با وکالت اینجامتفاوت است

 

قرض بدون عوض:

قرض گرفتن وبه امانت گرفتن یادریافت امکانات ناچیزبدون برگشت راعاریه می گویند.

می دانی چه کسانی دین راکذب می دانند(سوره ماعون آیه 1)....(آنها)ازدادن وسائل کمکی ناچیزخودداری می کنند(سوره ماعون آیه7)

خداوندنسبت به افرادی که ازدادن وکمک های ناچیزبه دیگران خودداری می کنندبیزاری می جویدوآنهاراازافرادی می داندکه دین راکذب ودروغ می دانند وگرنه چگونه یک انسانی که معتقدبه خداوجهان دیگراست ،آنقدربه مال چسبیده است که حتی کمک های اندکی که می تواندهم دررفع نیازدیگران بکوشدوهم صدمه ای به اونمی زند؛هم باعث مهرومحبت وتعاون بین افرادمی شودوازکینه هاجلوگیری می کند،نسبت به دیگران خودداری کند؟ انسان دینی که معتقدبه جهان دیگروخداست وکارهای خودرابراساس تعاون وهمکاری ودوستی وبرادری ومحبت به پیش می برد وازبخل وخساست بری است غیرممکن است ازدراختیارقراردادن اینگونه کمک هادریغ کند.

ماعون را وسایل ناچیزمنزل ازقبیل دیگ،کبریت ،آب و...می گویند.

 

کفالت:

درکفالت برعکس ضمانت که فردتقبل می کندکه درصورتیکه فرد بدهکاریا فردیکه تعهدات مالی  به کسی دارد ادانکند وتضمین های مالی رانپردازداوتقبل کند اما دراینجا مسئله مالی نیست بلکه خودفردبرای حضورش تضمین می شود.مثلااگراینکه برای جبران بایدحتماخودفردحضوربیابدتضمین کندکه اوحضوربیابد .بایدگفت این موردی نیست که بتوان آن راتضمین کردچون درمال به هرحال ماتضمین نوشتاری وحضورخودما یاگرویی وجود دارداما درحضورشخص هیچ تضمینی نمی توان کرد.

گفت من اورابه شمانخواهم فرستاد تااینکه عهد وپیمان موکد واستوار باسوگند به خدا بامن نبندید که اورابرگردانید مگرکه قدرت ازشماسلب گردد....(سوره یوسف آیه 66)

برای جایزبودن کفالت بعضی هاازاین آیه سودمی برندامانتیجه پایانی این آیات می گوید که نمی توان چنین تضمین هایی ایجادکرد وتنهایعقوب می خواهد توجه بیشتربرادران رانسبت به برادردیگرشان توجه دهدوکوتاهی گذشته اانجام ندهند(باوجودآنکه درگذشته فریب دادند) ونمی توان متصوربودکه بتوان تضمین حضورشخصی را ازاین راه سودبردوماغیب نمی دانیم همانگونه که برادران درپایان می گویند.دراینجا نه مسئله مادی مطرح است ونه مسئله جرمی ازسوی آن برادر وتنها مسئله برگشت این شخص برای یعقوب مهم است وفردسومی وضرری ومالی درمیان نیست پس سوگند وتعهداخلاقی کفایت می کند.

 

به غیرازمواردی که عنوان شددرموردموارد دیگرکه درکتابهای فقهی هست درقرآن وجودنداردوافرادبراساس شناختی که نسبت به موارداخلاقی وفکری واعتقادی قرآن پیداکرده اندباتوجه به شرایط جامعه ورشدجامعه ونیازهای آن،عقل وعلم بشری  بایدتصمیم گیری کنندکه نسبت به دیگرمواردچگونه عمل کنند؟ فراموش نگرددکه تمامی نعمات خداوندی صاحب اصلی آن خداونداست ودراختیارهیچ شخصی نیست وحق تصرف راآن مقداردارد که حاصل تلاش اوست.

 

13- بررسی مواردی ازجهان امروز

 

1- امادرحال حاضرمن رباهای نوینی می بینم که خیلی ازعلما آن را ربا عنوان نمی کنند.

فروش به صورت نسیه وپیش فروش کردن ودریافت وجه بیشتر= ربای مدرن.

افرادبرای خریدخوددوحالت دارند1- پول نقدبدهندکه معمولامی توانندهم قیمت آن جنس،کالادریافت کنند 2- پول ندارندکه باخریدونسیه ،پول بیشتربه فروشنده می دهند ودرمقابل مهلتی ازاومی خواهندتابعدازدریافت وجه وسودکردن وفروش اجناسشان ،پول رابه فروشنده دهند. بایدپرسیدچگونه می توان آن راربا ندانست؟حال شمادرنظربگیرید که خریدار ضرر کندوکالاهای اوفروش نرودچه بایدکرد؟اوملزم به پرداخت به فروشنده است ؟ آنهم باسودی بیشتر؟چه اتفاقی اینجارخ داد؟نگاه نادرست نسبت به پول وکالااینگونه می شود؟ کالا که همان پول بودبه فردی قرض داده شد وازاودرخواست شده که درتاریخ معینی همان پول نقددریافت شود؟حال شایدبعضی هابگوینداگرسودی حاصل نشدفردمی توانداجناس خودراارجاع دهدامااگرقابلیت مرجوعی نبودچگونه بایداندیشید؟ معمولا بسیاری ازپیش فروشها،فروشنده ها کالاهای مرجوعی خودرانمی پذیرند (البته درهمه مکانهااینگونه نیست)واگرهم بپذیرند باقیمت کمترمی پذیرند واین ضررراتنهاخریدارمی کند؟ این باعث ثروتمندشدن ثروتمندان وفقیرشدن آن فقیرمی شود؟

 

2- سال قبل دوستی مقاله ای دراختیارمن قراردادبدین مضمون که بیاییم برای افرادیکه بدیگران قرض می دهندستمی وظلمی واردنشودبراساس اینکه ماشاهدنوسانات قیمت هاوارزش هاهستیم پول قرض داده شده درسالهای بعدی به همان ارزش گذشته به اوبازگردانده شودمثلااگرامسال 100ریال معادل 90ریال گذشته فرداست وفرددرسال قبل 90ریال قرض گرفته است امسال که موعدپرداخت بدهیش است باید100ریال نه 90 ریال بپردازدواینگونه می گفت که درسالهای گذشته تبادل مالی بین افرادبراساس طلاونقره بوده است اماجهان امروزوتبادل براساس پول کاغذی صورت می گیردوطلابه عنوان پشتوانه مالی درنزدبانک مرکزی نگهداری می شودبدین معنی که اسکناسهای ماارزش ذاتی ندارندبلکه این طلاهای بانک مرکزی به آن اعتبارمی دهند.حال درزمان گذشته چون طلاافرادبهم قرض می داده اندمشکلی نبوده است چون اصل ارزشی خودراحفظ می کرده ومثل امروزباجریانی مثل نوسانات قیمت وتاثیرتورم روبرونبوده است.پس بایدبراساس طلاافرادبهم قرض بدهندواین پولهای کاغذی نماینده آن هستندوامسال براساس طلاسنجیده شودمثلافردی می خواهدیک میلیون ریال قرض بگیردمی رودحساب می کندچندگرم طلامی شودمثلا500گرم درسال بعدکه می خواهدبه فردمقابلش قرضش رابدهدمی رودمی پرسد500گرم طلاچه قیمت داردمثلامی گویندیک میلیون ودویست ریال بایدبه همان مقدارپول یاحالاطلابه فردیکه به اوبدهکاراست بپردازد.سپس گفته بودنداینکه براساس نگرش گذشته معادل پولی که داده شده است برعکس گذشته قابلیت طرح رانداردچون اولاماهیت ذاتی اسکناس هاتغییرکرده ودوما قیمت بازارکه ازتورم –رشدعمومی قیمت ها-ناشی می شوددچارنوسانات است.ودرپایان گفته بودندکه مابادوبازارروبروهستیم 1- بازارپولی ومالی 2- بازارکالا.وگفته بودندکه ماتورم دربازارپولی روبروهستیم.

تااینجامقاله دوستمان بودامابایدبه ایشان بگوییم به نظرمن ایشان بحث ارزش وجایگاه کالا،فعالیت وخدمات انسانی،پول وطلا بانگرش قرآنی به پیش نرفته اند.چندمشکل ازمقاله ایشان برمی آید1- همیشه قرض مختص پول نیست وامکان داردقرض کالایی باشد.حال مثلامن اگرپول نقدی نداشته باشم وزمینی دراختیارداشته باشم وبه فردبگویم برای اینکه من ضررنکنم بایدبه اندازه زمین خریداری به من بدهیدبایداوچگونه عمل کنداومی رودزمین رامی فروشدمی شود2میلیون ریال ومعادل آن رامثلا800گرم طلادرنظرمی گیردسال بعدمی آیدمی رودمعادل همان طلابه فردبدهدیاقیمت همان مقدارکه حالا2میلیون وپانصدهزارریال است امااوقبول نمی کندومی گویدخودزمین من درحال حاضرازلحاظ ارزشی 3میلیون ریال است .اینجابایدچگونه عمل کرد.پس نواسانات براساس قرض پول درست است امااجناس درست نیست امایک حالت دیگر2-فردی امروزمی رودونانی می خرداماپول نداردنانوابه اوبه صورت قرض نان رامی دهد(به قیمت 100ریال)چند روزبعدمی رودکه قیمت نان رابپردازدنوسانات قیمتی به وجودآمده حال بایدچگونه پرداخت؟نان شده دانه ای 200ریال ،آیافردباید100ریال یا200ریال رابپردازد؟ اصلااینکه مقدارش به گرم هم نمی تواندارزش گزاری کند؟فردمی آیدوحساب می کند ارزش کالاهاوموادیکه درنان است تغییرنکرده ونانوابه خاطرگرانی های دیگرقیمت ارائه دستمزدشخصی خودرابالابرده است ؟پس اینجابایدچگونه سنجیداینجاوجود وتغییربراساس نیازهاوخدمات وفعالیت های انسانی است بایدچگونه سنجیدوعمل کرد؟ 3- حالتی دیگرهم وجوددارد یاحتی قیمت خودنان حتی حالاهم 100ریال است امادربازارنوسانات قیمت انجام گرفته است واگرآن زمان فرض مثال فردمی توانست باهمان 100ریال برای فرزندش 10تامدادبخردحالاتنهامی تواند5تابخرد.درحال حاضربرای اینکه اوازاین لحاظ ضررنبیندبایدچگونه عمل کرد4- اماحالتی بازدیگرفرض کنیم که فردی می رودنان می خردوپول ندارد وبه صورت قرضی نانی می خرد این نان حالامی شود100ریال .بعدازچندروزنوسانات به وجودمی آیدارزش پولی 100 ریال می شود200ریال. اماحالاارزش همان نان بازهم 100ریال است.چه مقداربایدبدهدبراساس ارزش کالایابراساس ارزش پولی. بعضی ازکالاهافرددرهمان حال فردبه آن نیازداشته مثل نان واگرپولی نبودفردمی مردونانوامی گویدبرای همین ارزش پولی رابه من بده امابعضی هم اینگونه نیست وخریدارمی گویدبه ضررمن است اگرامروزمی خریدم نفع می کردم ومن تنهاحاضرم که ارزش کالارابه شمابدهم واین ربا ازسوی شماست ونفع کرده اید 5- این نگاه نه تنهابرای ارائه کالاو ردوبدل آن مطرح است درموردخدمات وارزش فعالیت های انسانی هم هست.

البته دوستان این رابفهمنددرمقاله دوستمان تنهابه بیشتردادن درصورت گرانی دستورنمی دهددرصورت ارزان شدن وبهترشدن اقتصادهم مطرح است یعنی اگرفردی می تواندامسال اگر50ریال معادل 10گرم طلاقرض گرفته وسال بعدمعادل 10گرم طلامی شود20ریال بایدهمین مقداررابپردازد.اما آیا فردیکه قرض داده ،این مقداررامی پذیرد.دریک جامعه که برعکس حالت قبل وجودداردافرادنمی پذیرندکه به خودضرربزنند وداشتن اصل پول رانزدخودبهتروپرسودترمی دانندودیگرانگیزه ای برای قرض وجودنخواهدداشت وفردبهترمی بیندکه پولش که به خاطربهترشدن اقتصاداست درنزدخودداشته باشد.

شایدهرفردی این مطلب رابخواندایرادهایی دیگریامسائل دیگرادرکنارآن بیان کندامابه نظرمن اصلی که این دوست فراموش کرده بودندودرآن زمان هم به ایشان گفتم هدف ازقرض چیست؟ هدف کمک به دیگران برای پیشرفت ورشدآنهاوبرطرف کردن نیازهای اقتصادی آنهاست وانسان دینی بانگاه مادی قرض نمی دهدبلکه بانگاه دوستی ومحبت وگذشت است .پس به جای اینکه اینقدربه فکرپولدارشدن ثروتمندان وجایگزینی اصل پول آنهاباشیم به این فکرباشیم که به فقرابیشترکمک کنیم فردی که دیروزنیازی نداشته وامروزهم امکان داردنیازی نداردبهتراست که ببخشد تا اینکه اینقدربه فکراصل پولش باشد.البته این باتوجه به جامعه امروزبیان داریم وگرنه اصلاچنین موضوعاتی واینقدرفردپول مازاد برنیازش داشته باشد درجامعه توحیدی وجودندارد که بخواهدبه دیگران قرض دهد.اینقدرمعیارها دراینگونه مواردمادی سنجیده نشود مسائلی مثل تعاون وهمکاری وبرادری هم مطرح گردد.

 

3-یکی ازمواردپرسروصدایی که وجودداردبانک است . بانک هابرای این هستندکه بتوانندبه عنوان نمایندگان مردم ازپولهاوسرمایه های آنهانگهداری کنند ودرمقابل آن حتی سرمایه گذاریی هایی به نمایندگی انجام دهندوسودآن رابه مردم بدهند.علاوه برآن کارهای حاشیه ای مثل ردوبدل کردن پولها و...هم انجام می دهند. بانک های امروزی براساس نگرشی که ازاقتصاد توحیدی داریم نمی خورد.چگونه فردی مازادبرنیارش ثروت اندوخته وهرروزبرآن می افزایدومی تواند کاری انجام ندهدوتنهابراساس سودی که ازبانک دریافت می کندزندگی کند وثروت هایی دریافت کندبدون اینکه درمقابل آن زحمتی کشیده باشدوازحاصل دسترنج دیگران بخوردوبرثروت خودبیافزاید؟این بانظام توحیدی درتضاداست.علاوه برآن ازپول خودپول دریافت کنددرنتیجه ربا انجام می گیردوباروح وروان اسلام نمی خورد.درجامعه توحیدی واسلامی باچنین نگاهی بانک نداریم وحتی موضوعیتی پیدانمی کند.

بانک های امروزی کارهای دیگرهم می کننداین پولهاراقرض به دیگران می دهندوازآنها می خواهندسودآن رابدهندودرمقابل دیگران رابه استثمارمی کشانندمگربانک جهانی بااین نگرش وعملکردنسبت به کشورهای جهان سوم به پیش نمی رودوسپس سعی می کندایده های خودراقالب کرده وهمیشه آنهارامقروض وبه استثماربکشاند.بعدحتمادیده ایدبعضی از این بدهکاری های کشورهابه بانک های جهانی آنقدرزیاداست وقابلیت پرداخت ندارندباهزارمنت وآزاربرآنها می بخشند.

امافعلابراساس چیزی که هست چگونه بایداندیشیددربیان آخربه آن خواهیم پرداخت.

 

4- استفاده ازبیمه: بیمه بااین دیدگاه به وجودآمده که برای افرادپشتوانه مالی درآینده باشد وباقرض دادن پولی به این شرکت هاوکارصورت گرفتن ازسوی آنهادرآینده به کمک افرادی بیایندکه این پول رادرآنجاگذاشته اندودرصورت نیازیاخسارت به کمک آنهابشتابند.امامشکلات بیمه اول درجامعه اسلامی اینگونه افرادپشتیبانی نمی شوندبلکه هرفردی این حس واطمینان خاطرراداردکه درآینده پشتیبانی می شودچون مازادبرنیازخودراپرداخته ومی دانددیگران مازادبرنیازشان به اودرزمان نیازمی دهندودرزکات هم سهم کمک اودرنظرگرفته شده است. دوم حال اگرفردی پولی نداشت تاخودرابیمه کندبایدازاین کمک محروم باشد وتنهاثروتمندان بایددرهرمرحله کمک به آنهاشودکه باروح اسلامی نمی خوردوجامعه اسلامی این وظیفه خودمی داندکه درهرمرحله به کمک نیازمندان خودبیایدوعجیب ترین موضوعی که وجودداردهرکس ثروتمنداست وپول بیشتری داده است درآینده هم بیشترازنیازش به اوکمک می شودواین ثروتمندهیچگاه برعکس فقیردغدغه پول وثروت راندارد.سوم فردامکان داردهیچگاه ضرری نبیندو اشخاصی، پولی پرمنفعت بدون زحمت صاحب شوند. چهارم معمولا شرکت های بیمه کامل ودرست کمک نمی کنندوامکان داردپرداخت آنهاجوابگوی صدمات نباشد.پنجم این قرض دادن پول وبرگشت آن به شخص درصورت زیان دیدن است وگرنه پول فردبه اوبرگشت داده نمی شود.ششم دراین زمان بیمه امکان داردآنقدرسودکندکه حتی بیشترازبرگشت آن مالی باشدکه به صورت ضرربرفردواردشده است.هرچندبرعکس آن هم امکان پذیراست.

درنتیجه درجامعه اسلامی هرفردی بیمه است ونیازی به پرداخت پولی نداردوهرفردکه به کمک نیازداشته باشدبانگرش تعاون به کمک اومی شتابند.اینگونه جامعه هادغدغه ردشوجودداردنه دغدغه مادیات.

 

5-دلالی: افرادی سودجوبین تولیدکنندگان ومصرف کنندگان کالاقرارمی گیرندوبرعکس فعالیت وزحمت زیادی که برای تولیدکنندگان بوده است پول واقعی به همین دلالهاوسودجوهاتعلق می گیردبدون اینکه زحمت چندانی بکشندپول فراوانی به جیب می زنند. من خوددیده وشنیده ام فردی یک دفترکوچک داردوبادراختیارداشتن چندماشین وزنگ زدن ودریافت کالاازتولیدکننده ورساندن به خریدارپول بیشتری به جیب می زندمثلااگرخریدپیازدرسر زمین کیلویی 100ریال می خرد اوبه قیمت 300ریال می فروشد(دلال به خرده فروشهایاافراددیگر...)سپس باقیمت 500ریال بدست مصرف کننده می رسد.این هم به ضررتولیدکننده وهم به ضررمصرف کننده است هم برای فعالیت انسان ارزشی داده نمی شود. درجامعه اسلامی اینگونه فضاهابرای افرادوجودنداردبلکه هرفردبراساس نیازوفعالیتش مزددریافت می کندوسعی می کندجامعه راازسمت وسوی اینگونه فعالیت هابازداردودرجهت تولیدوخدمت به بشریت گام بردارد.

 

6- مهریه باتفکرآینده اندیشی: دراسلام هیچ جایگاهی دراین ارتباط نداردوهیچ زنی حق نداردباچنین نگرشی مهریه ازهمسرخودبخواهددراین ارتباط ماقبلامقاله ای نگاشته ایم که دوستان می توانندمراجعه کنند.مهریه ای که بایدبرای ایجادمهرودوستی باشدامروزبازتابهای سودجویی وضرربه مردان وتحت فشارقراردادن آنهایادربعضی مواردباعث طلاق وجدایی وستم ویاتنفروعدم علاقه به ازدواج وکشیده شدن به سمت انحراف وفسادشده است.

همان طورکه گفتیم جامعه اسلامی به کمک هرنیازمندی می آیدواوبیمه ای تمام عمردارد.

ومهریه های زنان رابه عنوان هدیه ای خالصانه وفریضه ای خدایی بپردازید....(سوره نساءآیه 4)

همان طورکه آیه می گویدهدیه وکلمه صدق که دراین آیه است نشان ازاین داردکه فردصداقت دردوستی خودنسبت به همسرش رانشان دهد. نه اینکه بخواهدتامین مالی اورابرای آینده تضمین کندزن وشوهربانگاه ازدواج دائم می روندنه ازابتدابخواهند نگرش جدایی درزندگی خودداشته باشند(به مقاله مربوطه مراجعه گردد)

 

7- بی کاری به خاطراستفاده ازابزارها:

باپیشرفت های صنعتی وابزارهایی که به وجودآمده است باعث بی کارشدن بسیاری ازانسانهاشده است البته همه اش این نیست این یک ورقضیه است دربسیاری ازمواردبانگاه درآمدبیش ومنعفت بیش،نیروی کارارزان موجب بی کارماندن بسیاری ازنیروهای کاری شده است .

درجامعه توحیدی اینگونه عمل می کنداگرهم کاری برای دیگران بدلیل صنعتی شدن یاابزارهاوجودنداشته باشدهرچندکه به نظرمن هیچگاه اینگونه نمی شود بایدافرادبااستعدادبیشتردرالویت کاری قرارگیرنداما تمامی افرادبه نیازهای مالی ورفاهیشان برسند.

 

13-بیان آخر:

 

1- اگرزمانی دراسلام چیزی بانام گذشت،تعاون وهمکاری،برادری وبرابری ومهرومحبت ودوستی ،گذشت وجودداشت امروزتقریباچیزفراموش شده است وبیش ازاسکلت آن چیزی نمانده است. مادرواقعیت وعمل چیزی ازاینگونه انسانهانمی بینیم وبیشترچیزی اسطوره ای ودرحدشعارمانده است.

 

آنانی که پیش ازآمدن مهاجران خانه وکاشانه راآماده کرده اندوایمان کسانی رادوست دارندکه به پیش ایشان مهاجرت کرده اندودردرون احساس ورغبت نیازی نمی کنندبه چیزهایی که به مهاجران داده شده است وایشان رابرخودترجیح می دهندهرچندکه خودسخت نیازمندباشندکسانی که ازبخل نفس خودنگهداری ومصون ومحفوظ گردندایشان قطعا رستگارند(سوره حشرآیه 9)

این نگرش صحابه پیامبراست همان افرادی که خداوندخشنودی خودراازآنهابیان می کنداماامروزانسانهاهمه چیزرابراساس پول می سنجندوارزش می دهندحتی ارزش های انسانی ومعنوی هم براساس پول شده است.

 

اشراف قوم اوگفتندتوراجزانسانی همچون خودنمی بینیم مامی بینیم که کسی جزافرادفرومایه وکوتاه فکروساده لوح ماازتوپیروی نکرده است شمارابرترازخودنمی بینیم وبلکه دروغگویتان می دانیم(سوره هودآیه27)

(فرعونیان)گفتندآیابه دوانسان همچون خودمان ایمان بیاوریم حال آنکه قوم آن دوپرستندگان وخدمتگزاران مابوده اند(سوره مومنون آیه47)

مابه هرشهرودیاری که پیغمبری فرستاده ایم سران ومتنعمان آنجاگفته اندمابدانچه آورده ایدباورنداریم وگفته اندماکه اموال واولادبیشترداریم ماهرگزعذاب نمی بینیم وشکنجه نمی شویم(سوره سباآیات34و35)

واین آیاتی بودکه نشاندهنده آن که یاران پیغمبران رابیشترافرادفقیروناداردتشکیل می دادندوارزش های انسانی مهمتربودند اماامروزمی بینیم که آنهاادعای دینی دارندآنهایی که ادعای رهبری والگوهای دینی هستنداهمیت وارزشی که برای ثروتمندان به خاطرپولشان می دهندبرای دیگران قائل نیستندوانگارپیشرفت اسلام به خاطرپول ومادیات بود(دلایلی که ازبعضی ازاین افرادشنیده ام) برادری هاوبرابری هافراموش شده است وناراحتی زمانی بیش می شودکه خوداین رهبران هم لباس ثروت واندوختن مال می پوشندوهمه راطردمی کنندوحقوقهاراپایمال می کننددرنتیجه مهرومحبت وگذشت ازبین می رودوکینه ها وتنفربرای خودجابازمی کند....

وحق راباباطل نیامیزیدوحق راپنهان نکنیدوحال آنکه می دانید(سوره بقره آیه41)

سپس این انسان نماهای دینی حق رابا باطل می آمیزندودرفریب می کوشند؟؟؟؟

 

2- تمامی مواردی که دراین مقاله بیان شدبرای یک جامعه توحیدی بودنه درجوامع امروزی که امکان داردباآن جامعه هافاصله دوری دارندوبراساس جوامع امروزی بایدچگونه اندیشیدوعمل کرداین براساس واقعیت های آن وظرفیت ها وپیشرفت های انسانی آن جامعه است امابه نظرمن چیزی که فعلابایدسعی شوددرتمامی جوامع به وجودآید روحیه شدیدهمکاری ومودت واخوت ومحبت وگذشت بین مسلمانان همان جامعه ،ازلحاظ اقتصادی است. اسلام باتمامی مسائل خشک برخوردنمی کند وواقعیت های جامعه هم برای اومطرح است علاوه برآن بارهادربسیاری ازمواردمی بینیم که درشرایط حاد یا استثناء نسبت به مسئله ای آن رابه گونه ای دیگربیان می کندوتبصره ای برآن می زند.

درنتیجه برای تمامی این مقاله که به طورکامل مورداجرا قرارگیردمانیازبه ایجادبینش توحیدی وجامعه توحیدی برای پیاده سازی داریم تاظرفیت های آن هم به وجودآید.دربعضی مواردنه تنهاقابلیت اجرارانداردبرای مردم مشکلات زیادی ایجادمی کند....

درراه خداانفاق کنیدوخودرابادست خویش به هلاکت نیافکنیدونیکی کنیدهماناخداوندنیکوکاران رادوست می دارد(سوره بقره آیه 195)

 

3- درصورتیکه افرادعامل به قرآن باشند وجامعه دینی وتوحیدی به وجودآید برکات خداوندی ازبالاوپایین می آیدواین عملکردبدماست که نتوانسته چنین مسیری پربرکت رابهم همراه داشته باشد. دریک جامعه توحیدی ماباچیزی بانام گرانی وتورم ونوسانات اقتصادی که دریک دوره رشد ودرزمان دیگرسیرنزول راداشته باشدروبرونیستیم مگر درشرایط خیلی خیلی استثناء که برای دوران کوتاهی صورت گیرد نه چیزی که درزمان حال گریبانگیر مردم جهان می بینیم.

 

رحمت من همه چیزرادربرگرفته وآن رابرای کسانی مقررخواهم داشت که تقواپیشه کنندوزکات بدهندوبه آیات ایمان بیاورند(سوره اعراف آیه 156)

به نیکی دست نمی یابندمگرآنکه ازآنچه دوست می داریدببخشیدوهرچه ببخشیدخدابرآن آگاه است...(سوره آل عمران آیه92)

واگرآنان به تورات وانجیل وآنچه ازسوی پرودرگارشان برآنان نازل شده است عمل بکنندازبالای سرخودواززیرپای خودروزی خواهندخورد....(سوره مائده آیه66)

اگرمردمان این شهرهاوآبادی هاایمان می آوردندوتقوا پیشه می کردندبرکات ازآسمان وزمین رابرروی آنان می گشودیم ولی آنان به تکذیب پرداختندوماهم به کیفراعمالشان گرفتارومجازات نمودیم(سوره اعراف آیه 96)

 

درکلیه این آیات برای رسیدن به نیکی وجامعه ای آرام وزیباوامن ودرحال رشدمشخص کرده است

 

 


 

نوشته شده توسط محمد در چهارشنبه پانزدهم آبان 1387 ساعت موضوع نظام اقتصادی برتر | لینک ثابت

اقتصاداسلامی،ترسیم اقتصادی برتر1

 

انسان برای داد وستدهای خود چیزی به نام پول اختراع کرده است وبه صورت قراردادی وچیزی که بین خودبه توافق رسیده اند به این پول اعتبارداده اند تابتوانند خریدوفروشهای خودرابهترانجام دهند ودرواقع به جای کاروتلاش وفعالیت انسانی واجناس معادل آن پول درنظرگرفتند. یعنی چیزی که ارزشمند است فعالیت انسان واجناس است که معادل آن به آن پول تعلق می گیرد وگرنه پول خودبه تنهایی بی ارزش است . درموردخوداجناس هم به تنهایی بی ارزشند بلکه این باز تلاش وفعالیت انسان برای آماده کردن آن برای استفاده انسان است که به آن ارزش می دهد.

اگردوستان با رشته حسابداری آشناباشند درحسابداری چیزی که مهم می شود فعالیت های انسانی(خدماتی که ارائه می گردد) و قیمت اجناس واموالی که درحساب ها مدنظرقرارمی دهندمی باشدکه باید معادل ارزش پولی آن مدنظرداشت .

درکل پس این تلاش وفعالیت انسان است که ارزشمندمی گردد برای همین دراسلام چیزی که ارزش دارد وبرای انسان دراقتصادمدنظرقرارمی دهندفعالیت انسانی است برای همین دراسلام برای شخص نباید برای او پول، پول بیاورد وگرنه می شود ربا و رباهم حرام است . چراکه ربا درواقع شما بایدازدسترنج وفعالیت دیگران سود ببرید وبراموال خود بیافزایید .چیزی که اشخاص مدنظرنمی گیرنداین است که خیال می کنند تنها ربا به این تعلق می گیرد که اشخاص اگرپولی به کسی بدهند وبیشترازآن پولی که می دهنددریافت کنندمی شود ربا. این تفکرناشی ازعدم نگاه درست به مقدمه ای که درموردنقش پول واموال است دارد. درواقع هرمالی که نقش همان پول رابازایفا کندتفاوتی ندارد یعنی اگرشما زمینی دارید وبه کسی قرض دهید وبگویید زمین ازمن وکارازشما،بازهم می شود ربا، چون شمادرواقع بدین صورت انگارعمل کرده اید،ارزش پولی آن زمین راحساب کنید وسپس پول آن رابه آن فردبدهید وبگویید باپولش یک زمین بخروهرچه نفع کردی به من اینمقدارسودبده ،پول شماکه سرجایش هست درمقابل سودهم ازفعالیت دیگران استفاده می کنید.

هرچندکه دراسلام زمین متعلق به خداست واگرکسی بتواندآن راآبادکندمی تواندآن راتصرف کند. حال شمادرنظربگیریدفردی استعداد آبادکردن زمین خدارادارداماقادربه خریدآن نیست یادرانحصارفردی است که آن رابایر رهاکرده است؟چه می شود.....

 

این مقدمات گفتیم که بگوییم دراقتصاداسلامی چنداصل وجوددارد وبرپایه آن زیربناهای اقتصاداسلامی بنامی شود:

 

1-  زیادازنیاز خوبایدبه دیگران بدهی.

 

 ...ازتومی پرسند چه چیزی راانفاق کنند؟ بگومازاد(برنیازخود)....(سوره بقره آیه 219)

 

دست خود رابرگردن خویش بسته مداروآن رافوق العاده گشاده مساز که سبب شودازکاربمانی وموردملامت قرارگیری ولخت وغمناک گردی ( سوره اسراء آیه 29)

 

چون کارانسان  مهم است ویک چیزی است که ارزش آن راکسی نمی داندوچگونه به یکی بیشتروبه یکی کمتربدهند مجهول است وکارقابلیت وزن کردن نداردبرای همین بایدبه اندازه نیازخوداشخاص دریافت داشته باشند. برای همین زمانیکه یک فعالیت انسانی درآمدزایی زیاد به صورت قراردادی یابه خاطرحجم زیادنیروی های انسانی فعال درآنجابه وجودآمده است تنهابایدبه اندازه نیازخود بردارد مابقی آن باید انفاق کندتادرجامعه به گردش درآمده وبدست نیازمندان بیافتد.

درموردزکات در قرآن ذکری ازمقدارومواردتخصصی زکات نیست واگراین آیه راهنمای عمل باشد زکات رااینگونه معرفی می کند درهرچیزی وبه اندازه ای که بیش ازنیاز من باشد. دادن زکات تنها به فردی خاص تعلق نداردهرکس که مازادازنیازخودداردبایدبپردازد.

دراقتصاداسلامی( به غیرازناتوانان) برای کسب درآمدبه غیرازفعالیت انسانی که برای آن ارزش قائل می شوندفردنمی توانددرکسب درآمدی دیگرباشد. تنبلی دراسلام جای ندارد واین رانمی پذیردکه افرادبدون استعدادمازادبرنیازشان ثروت هاداشته باشندونتوانند در جهت رشدانسانهاباشنددرمقابل آن انسانهای بااستعدادبیشترازآن محروم باشند.

انحصارثروت دردستان افردخاص واستثمارآن بوسیله این قدرت مادی دراسلام درست نیست ونمی تواندنظاره گرثروتمندشدن انسانهایی خاص ودرمقابل آن فقیرشدن انسانهای دیگرباشد. (حتی بانام اینکه آنهااستعدادبرتردارندزیراکه استعدادآنهاازذات خودآنهانیست اماناتی ازسوی خداست ونمی تواندازاین طریق دیگران رابه استثمارکشانده وازاستعدادش سوء استفاده کند)نمی تواند طبقات ونابرابری ها وازبین رفتن برادری ها واصل شدن مادیات رابپذیرد.برای همین نمی تواند ربارابپذیرد.نمی تواندامانت های خدادی واستعدادها رانادیده بگیردوازافرادمی خواهدهرچه درتوانایی دارنددراستفاده ازاستعدادخودبه کارگیرندودرمقابل آن زمینه های رشدی راهم به اومی دهد.

فعالیت انسانهاهرچه باشدفکری تاتحقیقی تاعملی همه ارزشمندهستندوهرکس براساس توانایی واستعدادش بایددرجهت رشدگام بردارد.زمانیکه از سرمایه صحبت می شود برای اینکه فردبتواندایجادکاروفعالیت انجام دهد خودبه خودبعدازجمع آوری ودادن افرادمازادبرنیازشان دراختیارافرادبالیاقت ومستعدجامعه برای فعالیت قرارمی گیرد.

 

اسراف وزیادازنیازمصرف کردن ونابودی نعمات را نمی پسندد. پس چگونه مازادازنیازش بایددراختیاراوباشد اوچه نیازی به آن داردآیا می خواهددرنابودی آن بکوشد وباانحصارآن برای خودودیگران رابه استثماربکشاند وازرشد وشکوفایی دیگران جلوگیری کند؟

 

اما آیاتی که ناراضایتی خودرانسبت به اسراف کاران اعلام می کندو اسراف وزیاده روی درهیچ کاری رانمی پسندد(اسراف یعنی زیاده روی درکاری که ازحداعتدال خودخارج شده ومفیدواقع نگردد وبرخلاف حق ودرستی ورشدانسانی باشد وبه دیگران وطبیعت صدمه واردکند):

آل عمران 147 ، نساء 6 ، انعام 141 ، اعراف 31 و 81، یونس 83، اسراء 26 و 27 و29 ، فرقان 67.

بخورید وبیاشامیدولی اسراف وزیاد روی مکنیدکه خداوندمسرفان وزیاده روی کنندگان رادوست نمی دارد(سوره اعراف آیه 31)

وکسانیندکه به هنگام خرج کردن نه زیادروی (اسراف)می کنندونه سختگیری(بخل)بلکه درمیان ایندومیانه روی واعتدال رارعایت می کنند(سوره فرقان آیه 67)

بیگمان زیاده روی کننان(اسراف کنندگان)دوستان اهریمنندواهریمنان بسیارناسپاس پروردگارخودهستند(سوره اسراءآیه 27)

 

بابینش مادی است که درفردچشم به هم چشمی واسراف وزیادازنیازخودمصرف کردن ومصرف گرایی شدیدبه وجودمی آیدیعنی بینش مادی نتایجی جزاین به بارنخواهدآورد.

دوست داشتن مال دنیا نبایداورافریب دهدبلکه می داندبرای آزمایش وزینت دنیاست تااوبه بهترین نحودر رشدخودودیگران بکوشد نه درجهت نابودی دیگران ومال اندوزی به کارگیرد.این تفکرمادی گرایی است که چون خودرادردنیاخلاصه می بیند تنهاچیزی که برای اومهم می شودمال است وبس؟!نزد او دنیاهدف نمی شود دنیانزداوتنهاوسیله ای است برای رسیدن به اهداف بزرگ تر!برای همین وقتی اینگونه سخن می گوییم به معنای بی ارزشی دنیانیست چون حداقل آنقدرارزشمنداست که بااهدافی ازسرحکمت خداوندانسان را به روی زمین آورده است ومقدمه رسیدن به زندگی دیگروجهان آخرت است،زمانیکه دنیا پای خودرافراتزازگلیم خودمی گذاردو ازوسیله تبدیل به هدف می شود بی ارزش می گردد واگردنیاهدف گردد،دیگرهیچ چیزبرای اومهم نیست وهرچیزرادرسرراه خودببیندپای هدف خودقربانی کرده وبرضدبشریت به کارمی بنددوجزهوی ونفس ودنیاچیزی نمی بیندوبرایش مهم نمی گرددتامی تواندازآن سودببرد وآن رانابودکند....

زندگی دنیابرای کافران آراسته وپیراسته شده است ومومنان رامسخره می کنندوروزرستاخیزمتقین بالاترازایشانندوخداوندبه هرکس بخواهدبدون حساب روزی می رساند(سوره بقره آیه 212)

برای انسان محبت شهوات (ودلبستگی به امورمادی)جلوه داده شده است ازقبیل عشق به زنان وفرزندان وثروت هنگفت وآلاف والوف طلاونقره واسبهای نشانداروچهارپایان وکشت وزرع .اینهاکالای دنیای پست است وسرانجام نیک درپیشگاه خداست.(سوره آل عمران آیه14)

ناگهان به ناحق درزمین شروع به ظلم وستم می کنند!ای مردم ظلم وستمی که مرتکب می شوید،وبال وزیان آن متوجه خودشمامی شودچندروزی ازمتاع ولذت دنیا بهره مندمی شویدپس ازآن بازگشت شمابه سوی ماست......(سوره یونس آیات 23و24)

ماهمه چیزهای روی زمین رازینت آن کرده ایم تاایشان رابیازماییم کدامیک کارنیکوترمی کند(سوره کهف آیه7)

دارایی وفرزندان زینت زندگی دنیایندوامااعمال شایسته ای که نتایج آنهاجاودانه است بهترین پاداش رادرپیشگاه پروردگارت داردوبهترین امیدوآرزواست(سوره کهف آیه 46)

آنچه به شماداده شده است کالای این جهان وزینت آن است ولی آنچه نزدخداست بهتروجاودانه تراست....آیاکسی که بدووعده نیکوداده ایم همسان کسی است که کالای زندگی این جهان رابدوداده ایم....(سوره قصص آیات 60و61)

همان کسی که مرگ وزندگی راپدیدآورده است تاشمارابیازماید کدامتان کارتان بهترونیکوترخواهدبود...(سوره ملک آیه 2)

  مسابقه افزون طلبی ونازش (درمال واموال وقدرت وثروت و...) شمارابه خودمشغول وسرگرم می داردتابدانگاه که به گورستانها می روید،هان بس کنیدخواهیددانست....(سوره تکاثر)

وای به حال هرکه عیبجووطعنه زن باشدهمان کسی که دارایی فراوان راگردمی آوردوآن رابارهاوبارهامی شمارد،آخرگمان می بردکه داراییش بدوجاودانگی می بخشد...(سوره همزه)

ودیگرآیاتی که به این امراشاره می روند:(هود15 ،ابراهیم 3، نحل107 ، فاطر5  ،جاثیه 35 ،حدید20 ، منافقون 9 ،تغابن15 ،فجر 20  ،ضحی4 )البته ماقبلادرمورد نگاه به دنیاوآخرت مفصل سخن گفته ایم که این دنیا وآخرت ازهم جدانیستند وچگونه باید باآنهابرخوردداشت وبه معنی کنارگذاشتن دنیا باتفکرصوفیگری نیست.

کسانی هستندکه می گویندخداوندا به مادردنیاعطاکن چنین کسانی درآخرت بهره ای ندارند.وبرخی ازآنان می گویندپروردگارا،دردنیابه مانیکی رسان ودرآخرت نیزبه مانیکی عطافرماوماراازعذاب آتش نگاهدار(سوره بقره آیات 200 و201)

 

بوسیله آنچه خدابه توداده است،سرای آخرت رابجوی وبهره خودراازدنیافراموش مکن وهمانگونه که خدابه تونیکی کرده است تونیزنیکی کن ودرزمین تباهی  مجوی که خداتباهکاران رادوست  نمی دارد(سوره قصص آیه 77)

 

2-اصل کار وفعالیت انسانی براساس  نگاه تعاون وهمکاری است .

 

ای کسانی که ایمان آورده ایدرکوع وسجده بریدوپروردگارخودراپرستش نماییدوکارهای نیک انجام دهیدتارستگارشوید ( سوره حج آیه 77)

 

درراه نیکی و بر وتقوی همدیگررا یاری وپشتیبانی نمایید وهمدیگررا درراه تجاوزوستمگری یاری وپشتیبانی مکنیدوازخدابترسید....(سوره مائده آیه  2)

 

دراسلام مادیات ارزش نداردبلکه تعاون ورشد انسانی وخودوجودانسانی ارزشمنداست. انسان توحیدی می داندکه خودمادیات به تنهایی ارزش نداردوبرای خدمت ورشدانسانی دراختیاراوقرارگرفته است .این بدین معناست که خودراخلاصه وغرق دراین جهان نمی کند دیداوفراترازاین جهان وبازگشت خودواعمالش رابه سوی خدامی داند پس سعی می کند درجهت درست به پیش رود.

بعضی هاخیال می کنند که باید مالکیت مطلق برای افرادنسبت به اموالشان قرابدهند تاانگیزه فعالیت داشته باشند یابرای استعدادها ی خاص ارزشی بیش قائل شوندتاانگیزه های فعالیت ایجادکنند درحالیکه انسان توحیدی برای فعالیت، برای آبادانی زمین،برای ایجادرشد و...نیازی به انگیزه های مادی ندارد اینگونه انگیزه ها معمولاباتخریب انسانی همراه بوده است بلکه انگیزه های انسان مومن توحیدی است واوزندگی خودرادراین جهان خلاصه نمی بیند که نیازمنداینگونه انگیزه ها باشداستعدادراامانتی ازخدامی داندکه بایددرجهت رشدانسانی درخدمت گیردوچیزی نبوده که ازذات خودداشته باشد وعدم درست استفاده از آن جهان دیگراوراتحت تاثیرقرارمی دهد.انگیزه های اوبرای فعالیت درست درهمین بند وبندسوم برای فعالیت است.

 

حق خویشاوند راوحق مستمند ووامانده درراه رابپرداز وبهیچوجه زیاده روی مکن (سوره اسراآیه26)

 

آیاتی زیاددرمورد پرداخت اموال به دیگران وبهترین جایگاه آنهادرنزدخدابیان دارد که بااین بینش ،نگاه یک مومن شکل می گیردوباجان ودل ورضایت خاطردرراه خدااموال خودرامی پردازد وخودرابسنده به این دنیانمی کندکه برای داشتن انگیزه نیازمندپایه های مادی باشد. ازجمله : سوره توبه آیات 20 و 98 و99 و103 و104، سوره رعدآیه  22،سوره ابراهیم آیه 31، سوره نحل آیات 75 و90،سوره سباآیه 39 ،سوره صف آیه 11،سوره منافقون آیه  10 ، سوره لیل آیت 18تا21 .

 

ای کسانی که ایمان آورده ایدازآنچه بهره شماکرده ایم صرف کنید پیش ازآنکه روزی فرارسد که درآن نه دادوستدی ونه دوستی ورفاقتی ونه میانجیگری وشفاعتی است... (سوره بقره آیه 254 )

....هرآنچه درراه خداصرف کنیدپاداش آن به تمام وکامل به شماداده می شودوهیچگونه ستمی نمی بینید(سوره انفال آیه 60)

کسانی که کتاب خدارامی خوانندونمازراپابرجای می دارندوازچیزهایی که بدیشان داده ایم پنهان وآشکاربذل وبخشش می نمایندآنان چشم امیدبه تجارتی دوخته اندکه هرگزبی رونق نمی گرددوازمیان نمی رود(سوره فاطرآیه29)

به خداوپیغمبرش ایمان بیاوریدوازچیزهایی ببخشیدکه شمارادرآن نماینده کرده است....(سوره حدید آیه 7)

ماامانت رابرآسمانهاوزمین وکوههاعرضه داشتیم وازپذیرفتن امانت خوددداری کردندوازآن ترسیدندوحال اینکه انسان زیرباررفت ،آنان واقعاظلوم وجهول هستند(برای همین برای نجات ازآن ظلمت وجهالت نیازبه پذیرش این امانات داشتند تابتوانندخودرانجات دهند)(سوره احزاب آیه 72 ) پذیرفتن امانات ازسوی انسان/.

کسانی که دارایی خودرادرراه خداصرف می کنند وبدنبال آن منتی نمی گذارند وآزاری نمی رسانند پادششان نزد پروردگارشان است ونه ترسی برآنان خواهدبودونه اندوهگین می شوند....گفتارنیک وگذشت بهترازبذل وبخششی است که اذیت وآزاری بدنبال داشته باشدوخداوندبی نیازوبردباراست...ای کسانی که ایمان آورده ایدبذل وبخششهای خودرابامنت وآزار،پوچ وتباه نسازید همانند کسی که دارایی خودرابرای نمودن به مردم ریاکارانه صرف می کنند وبه خدا وروزرستاخیزایمان ندارد.....مثل کسانی که دارایی خودرابرای خشنودی خداواستوارکردن جانهای خودصرف می کنند....(سوره بقره آیات 262تا266)

جزبرای رضایت خدانبخشید به طورکامل به خودشمابازپس داده می شود وستمی به شمانخواهدشد برای نیازمندانی باشد که درراه خدادرمانده اند وبه تنگناافتاده اندونمی تواننددرزمین به مسافرت پردازندبه خاطرآبرو وخویشتنداری، شخص نادان می پنداردکه اینان داراوبی نیازنداماایشان راازروی رخساره وسیمایشان می شناسی باالحاح واصرار ازمردم نمی خواهندوهرچیزنیک وبایسته ای ببخشیدبیگمان خداازآن آگاه است کسانی که دارایی خودراشب وروزوبگونه پنهان وآشکارمی بخشندمزدشان نزدپروردگارشان است....(سوره بقره آیات 272 تا 274)

ما شما راتنهابه خاطرذات خدا خوراک می دهیم وازشماپاداش وسپاسگزاری نمی خواهیم...(سوره انسان آیه 9)

 

انسان مومن سعادت وخوشبختی او رادرخدمت خلق ودرکناربودن باآنهامی داندوخودراجدابافته ازاین جامعه نمی داندومی دانداگربخواهدرشدی داشته باشد بایددررشددیگران بکوشد واین انسانها سیستم واربه هم متصلندونقص دریکی به دیگری هم صدمه می زند. انسان توحیدی می داندسبحان گویان وشناوربادیگرجهان وطبیعت وانسانهادریک جهت رشدی بایدقدم بردارد.دراسلام انسان رابه گونه ای درجهت برادری وخواهری وگذشت ومهروصفاومحبت سوق می دهدکه باجان ودل وطیب خاطردرراه خداکارمی کند.

 

انسان امروزدرعرصه مادیات آنقدرفرو رفته است که به جای اینکه تعاون وهمکاری سبب رونق اقتصادی وآبادانی باشد تنازع بقا راجای آن گرفته است وخودربه اندازه حیوانات پایین آورده است وخیال می کند برای بدست آوردن مادیات ورفاه بیشتر باید دیگران را ازصحنه خارج کند تابتواند خودزنده بماند  جنگ ها وکشتار،استثماراشخاص وملت ها،زیرپانهادن حقوق ،رقابت شدید درعرصه مادیات که وجودداردهمه نشان ازاین بینش ونگاه دارد انسان توحیدی برای فعالیت ورشدددرست نیازی به رقابتی که درحال حاضر که ناشی ازتفکرمادی وتنازع بقاست ندارد انسانها برای فعالیت ونوآوری ورشد انسانی وپیشرفت هاهمان طورکه گذشت باتعاون وهمکاری همدیگردراین جهت حرکت می کنند.وقتی بینش انسان ازمعنویات وخدادرسطح ماده نزول می کندجزاینکه برای انسان حرکتی تنازع آفرین بیاوردقابل دیدن نیست ،تعاون وهمکاری راتنهامی توان دربینش های توحیدی دید.

 

انسان مومن بانگاه دوستی ومحبت وگذشت وفداکاری وبرادری وبرابری به پیش می رود.آیات فراوانی ازآن وجودداردکه دوستان خودمی توانندمراجعه کنندوهمان طورکه گذشت اگراسراف وزیاده روی رادوست نداردبه همان اندازه بخل راهم دوست ندارد. بخل به معنای دریغ کردن هرنوع نعمتی است که خداوندبه او ارزانی کرده است هم معنوی وهم مادی که می تواند بادراختیاردیگران قراردادن باعث رشدخودودیگران شود، نعمتی که فراترازنیازخوددارد یا بایدبادیگران شریک شود یابرای تکمیل آن، نیازبه همکاری وهمگامی دیگران دارد.وقتی انسانی خودرادرماده خلاصه می کند نمی تواندبرای چیزی که به آن ارزش داده است بادیگران شریک کندوبخیل می شود.خداونددرآیات فراوانی ازرزق وتقسیم متفاوت آن درقرآن صحبت کرده است(آیاتیکه ازواژه رزق استفاده شده است: سوره بقره آیات 3 و22و25و57و60و126و127و212و232و254،سوره آل عمران آیات 27و37و169، سوره نساءآیات 5و8و39،سوره مائده آیات 88و114،سوره انعام آیات 140و142و151،سوره اعراف آیات32و50و160،سوره انفال آیات 3و4و26و74،سوره یونس آیات 31و59و93، سوره هودآیت 6و88،سوره یوسف آیه37،سوره رعدآیات 22و26، سوره ابراهیم 31و32و37،سوره حجرآیه20، سوره نحل آیات 56و67و71و72و73و75و112و114،سوره اسراء آیات 30و31و70،سوره کهف آیه 19،سوره مریم آیه 62، سوره طه آیه 81 و131و132، سوره حج آیات 28و34و35و50و58، سوره مومنون آیه 72، سوره نورآیات 26و38، سوره نمل آیه 64،سوره قصص آیات 54و57و82،سوره عنکبوت آیات 17و60و62،سوره روم آیات 28و37و40، سوره سوره سجده آیه 16،سوره احزاب آیه 31،سوره سبا آیات 4و15و24و36و39، سوره فاطرآیات 3و29، سوره یس آیه 47، سوره صافات آیه 41، سوره ص آیه 54، سوره زمرآیه 52، سوره غافرآیات 13و40و64، سوره شوری آیات 12و19و27و38، سوره جاثیه آیه5 و16، سوره ق آیه15،سوره ذاریات آیات 22و57و58، سوره واقعه آیه 82،سوره جمعه آیه 11، سوره منافقون آیه 10، سوره طلاق آیات 3و7و11، سوره سوره ملک آیات 15و21، سوره فجر16) باجمع بندی کل آیات این نتیجه گیری گرفته می شودکه اولا رزق انسان نه تنها درموردامورمادی است بلکه امورمعنویی مثل استعداد،توانایی ها راهم شامل می شود(انفاق حتی درامورمعنوی هم بیان دارد-فردیکه خداازاستعدادوعلم بیشتربرخوردارکرده است خیال می کندبادرانحصاردرآوردن آن ودریغ ازدیگران ، بدلیل عدم زیان درمادیات یاشهرتش درانحصارخوددرآورد باوجوداینکه فکرنمی کندازذات خودچیزی نداردوبایدانفاق کند) دوما افرادخیال می کنندچون خداونددربعضی آیات گفته که مابسط می دهیم رزق بعضی رابردیگران ،این یعنی اینکه خودبه خودرزق مادی آنهابایدازدیگران بیشتر باشد واین برتری وتفاوت رزق درجهان چیزدرست وحتی موردتاییدخداوندی است درحالیکه درهمان آیات خداوندازانفاق رزق هم بیان دارددیگرهم حرف آنهامثل این آیه می ماند: وهنگامی که به آنان گفته می شودازچیزهایی که خدابه شماداده است انفاق واحسان کنید.کافران به مومنان می گویندآیا به کسی خوراک بدهیم که اگرخدامی خواست خوراک بدومی دادسوره یس آیه47،سوماخداوندنگفته اگربه فردی استعدادبیشترداده ایم یادرشرایط آب وهوایی قرارداردکه تبدیل رزق بیشتری برای اوحاصل می شوداسراف یابخل بورزدیااینکه آن راازدیگران محروم کندبلکه درآیاتیکه گذشت آن را اماناتی ازسوی خدامی داند واین خیال باطلی است که افرادخیال می کنند رزق مادی افراد نباید به تساوی برسد درحالیکه درهمان آیه خداونددستوربه مازاددادن می دهد امادراین آیه اینگونه می گوید:خداوندبرخی ازشمارابربرخی دیگرفضل داده است آنانی که رزق وروزی فراوانی به آنهاداده شده است حاضرنیستندکه رزق وروزی خودرابه بردگان خودبدهندوایشان راباخوددردارایی مساوی گردانند؟آیانعمت خداراانکارمی کنیدسوره نحل آیه 71،پس دستورخدایی به این است که اگربه تواستعداد بیشتری دربدست آوردن رزق داده است بایدمازادبرنیازخودراهم به دیگران بدهی ،چون نیازی به مصرف آن نداری !بایددیگران هم ازآن استفاده کنندوسودبرند.

 

 اماآیاتی که بابخل مبارزه می کند:

اهریمن شماراوعده تهیدستی می دهد،ولی خداوندبه شما وعده آمرزش خویش وفزونی می دهد ...(سوره بقره آیه 268 )

آنان که نسبت بدانچه خداوندازفضل و نعمت خودبدیشان عطا کرده است بخل می ورزند گمان نکنند که این کاربرای آنان خوب است وبه سودایشان است بلکه این کاربرای آنان بداست وبه زیان ایشان تمام می شود ودرروزقیامت همان چیزی که بدان بخل ورزیده اند طوق ایشان می گردد....(سوره آل عمران آیه 180)

کسانیندکه خودبخل می ورزند ومردمان رانیزبه بخل می خوانند ونعمتی راکه خداوندبدیشان داده است پنهان می دارند مابرای کسانی که کفران نعمت می کنندعذاب خوارکننده ای آماده کرده ایم...(واگرهم نعمتی صرف کنند)کسانیندکه اموال خودراریاکارانه صرف می کنندوخودنمایانه می بخشند..... (سوره نساء 37 و38)

اماهنگامی که خداازفضل خودبدانان بخشید بخل ورزیدند سرپیچی کردندوروی برگرداندند(سوره توبه آیه 76)

وهنگامی که به آنان گفته می شودازچیزهایی که خدابه شماداده است انفاق واحسان کنید.کافران به مومنان می گویندآیا به کسی خوراک بدهیم که اگرخدامی خواست خوراک بدومی داد(سوره یس آیه47)

بعضی ازشمابخل می ورزدهرکس بخل ورزددرحق خودبخل می ورزدزیراخدابی نیازاست وشمانیازمندهستید....(سوره محمدآیه38)

اماآیاتی دیگردراین ارتباط:

 توبه 67 ، اسراء 29و100،شعراء183، فرقان 67، محمد38، نجم 34، حدید24، حشر9، تغابن 16، قلم 24، معارج21، فجر17 و18، لیل 8، ماعون2و 3و7.

آنهایی که بخیل هستندفراموش کرده اندکه این نعمات خداوندی دردستان آنها،تنهاامانتهایی هستندکه چگونه عمل می کنندوازذات خودچیزی ندارند،آنهافراموش کرده اندکه این نعمات فانی است وجاودانه دردستان آنهانمی ماند.آنهافراموش کرده اندکه خدامی توانست این امانت رابه دیگری بسپاردهمان طورکه امکان داردامانتی رابه دیگری سپرده که اوازآن محروم است وبادرکناردیگران بودن وتکمیل همدیگرمی توان دررشدوشکوفایی همدیگرشریک بودواین تنهاآزمایش خداوندی است.

 

3- غصب وخوردن به باطل اموال دیگران ممنوع می باشد.

 

ای کسانی که ایمان آورده ایداموال همدیگررابه ناحق نخوریدمگراینکه دادوستدی باشدکه ازرضایت سرچشمه بگیردوخودکشی مکنیدوخون همدیگررانریزیدبیگمان خداوندنسبت به شمامهربان بوده....وکسی که چنین کاری راتجاوزگرانه وستمگرانه مرتکب شود اورابا آتش دوزخ می سوزانیم (سوره نساء آیات 29 و 30)

 

واموال خودرابه باطل درمیان خودنخوریدوآن رابه حکام وامراوقضاتی تقدیم نکنید تاازروی گناه ،بخشی ازاموال مردم رابخورندوشمابرآن آگاه باشید(سوره بقره آیه 188)

 

براحتی دراین آیات استفاده نادرست وازروشهای نادرست دراستفاده وغصب اموال دیگران وراه فریب دادن انسانهای دیگربرای فروش بیشتر وکسب درآمدرانمی پسندد.،علاوه برآن تقدیم اموال خودبه حکامی که حقوق انسانهارانادیده می گیرندنادرست دانسته وبراحتی این آیه نظارت مستقیم مردم برسرمایه های ملی وخزانه دولتی راخواستارمی شود.

 انسانهادرعصرجدیدبا نگرش مادی گراومصرف زدایی شدیدکه وجودداردسودبرده وازراههای نوین فریب شامل تبلیغات فریب دهنده(بازاریابی ها,عرضه وتولیدکالا) سود می برد تادرجذب مشتری های بیشتر سودبرده، علاوه برآن باایجاد وتولیدکالاهای ارزان یاکالاهایی که باتخریب طبیعت همراه بوده، درجهت نابودی وضررانسانی گامهای زیادی برداشته است.

 

دوواژه عدل وقسط هرچندکه معنای فراترازمادیات دارنداماازآنجاییکه مابااین دوواژه درکناربرخوردهای اقتصادی قرآن می بینیم دراینجاذکرمی کنیم،علاوه برآن واژه کیل ومیزان راهم که درکنارآن استفاده شده است ذکرمی کنیم.

درابتداکل آیات :

میزان:152انعام،85اعراف،84و85هود،47انبیاء،17شوری،7و8و9رحمن،25حدید.

وزن:8 و9اعراف،19حجر،35اسراء،105کهف،102و103مومنون،182شعراء،3مطففین، 6و8قارعه.

آیات باواژه کیل :153آل عمران،152 انعام،85اعراف،84و85هود، 59 و60 و63و65و88 یوسف ،35اسراء،181شعراء،3مطففین.

آیات باواژه قسط:282بقره،18و21 آل عمران،127و135 نساء، 8 و42 مائده،152انعام،29اعراف،4و47و54یونس،85هود،35اسراء،47انبیاء،182شعراء،9 حجرات،9رحمن،25حدید،8ممتحنه،14و15جن.

آیات باواژه عدل: 48 و123و282 بقره،3و 58 و129و135نساء،8 و95و106مائده،1و70و115و150و152انعام،159و181اعراف،76 و90  نحل،60نمل،5احزاب،50شوری،9حجرات، 2طلاق ،7انفطار.

 

درآیات فراوانی خداوندازکیل به معنی کیلوکردن وبه پیمانه زدن وکامل دادن وبه مقداردرست دادن است .قسط به معنی هرچیزی رابه اندازه دان به دیگران هم معنی باحق اما این به معنای عمل بدان است یعنی زمانیکه برای برپایی حق حرکت شود قسط معنی پیدامی کند به معنی هرکس وچیزی به اندازه نیازش برخوردارشودوعملی که به باطل نباشد.عدل به معنی درست اندازه گیری کردن به کاربرده است وبرابری رامی رساندیعنی توازن ووقتی می گوییم عدل کرده ایم یعنی طوری برخوردکرده ایم که هرچیزی بادیگری درجهت موازی کارمی کندومشکلی به دیگری نمی رساندودیگری نقصی نداردکه این توازن رابهم ریزد.(وقتی ازعدل استفاده می کنیم یعنی روی چهارپایی عدل قرارداده که به طوریکه دوطرف برابرهم باشدوباعث افتادن ونقص نباشد ونحوه قرارگیری به مقدارباشدالبته برابری به معنی مثل هم نیست امکان داردباردوطرف مثل هم نباشد) میزان به معنای قوه تشخیص ومعیاری برای سنجش( این برداشت ازکنارهم قراردادن کل آیات برداشت می شودمثلامی توانیدبرای نگاه میزان به این دوآیه مراجعه کنید:سوره حدیدآیه25،شوری آیه 17)

 

اگربخواهیم ازمعنی قرآنی خارج شویم واردعرصه زندگی شویم یکی ازمواردی که درزندگی ماقابل مشاهده است معاملات وخریدوفروش است .فرض بگیرید می خواهیدجنسی ازبقالیی بخرید فروشنده بایدبرای وزن گرفتن ازوسیله ای به نام میزان برای تشخیص مقدارآن استفاده کند درمقابل آن برای اینکه به افراد به مقدارکافی بدهد وکامل بدهد ازوزنه هایی استفاده می کندوآنهارابه کیل می زند درمقابل باید این عمل راانجام دهدوبه هرکس به مقدارنیازودرخواستش بدهدکه درواقع قسط راانجام می دهد.حال این شناخت اینکه به چه کسی وچه مقداری بدهد تابه هیچ شخصی صدمه واردنشود وبه اندازه نیازودرخواستش داده شده باشد وتوازن را بین همه چیزبه کاربرده باشدمی شودعدل.(البته درموردعدل بایدمی گفتیم برابری دوطرف میزان وبرابری بین کیل وماده درطرف دیگرآن)

 

درقرآن هم این واژه ها (میزان،وزن،کیل،قسط،عدل)فراترازاین مسائل چه دربعدمادی وچه دربعدمعنوی حرکت می کنندهرچندکه این واژه هاتنهادرموردخریدوفروش نیست ودرمکانهای گوناگون ازجمله مسائل اقتصادی قرآن به کاربرده است

 

وای به حال کاهندگان ،کسانی که وقتی برای خودمی پیمایند به تمام وکامل وافزون براندازه لازم دریافت می دارند وهنگامی که برای دیگران می پیمایند یاوزن می کنندازاندازه لازم می کاهند(سوره مطففین آیات 1تا3)

دراین آیات براحتی مشخص است فریب،غش،دروغگویی و... رابه هیچ عنوان نمی پسندد. انسان باید درتولیدکالاوخدمات یادرعرضه آن ،همچنین درخریدواستفاده ازآن درمسیررشدانسانی باشدوبه خودودیگران وطبیعت صدمه نزد.

برای همین درجامعه توحیدی چیزی بانام چانه زنی وتخفیف نداریم چون فروشنده قیمت گذاری وعرضه کالای خودرابافریب عرضه نمی کندوحتی بااین فریب که برای جلب مشتری بیشترکندواورافریب دهدکه به فکراوست قیمت رابیشتردرنظرنمی گیردتادرتخفیف (حال اگرکسی بلدباشد) آن راکم کند ویاخیال کندبه خاطرتفکرتخفیف درمشتری مجبوراست که قیمت رابیشتردرنظربگیرد ازآن طرف خریدارهم می داندکه کالادرست قیمت گذاری شده است ونیازی به گرفتن تخفیف نمی بیندکه بخواهدحق کسی ضایع شود ومی داند همان جنس براساس ارزشش قیمت دارد. درنتیجه درکل خریدارومشتری ازمعاملات خودراضی هستند.

 

درموردهرچیزی اگرخداراه سکوت درپیش گرفته است براساس بیینش وریشه های دینی وشناخت خود به خوداوواگذارکرده است که درموردآن تفکرکرده وراه درست راپیداکند.

 

معامله ودادوستدهرچیزی دراصل حلال ودرست است مگربرخلاف آن اثبات شود می گویندهرگیاهی که اسلام خوردن آن راحرام نموده ویاجزضررنفعی نداشته باشد کشت وزرع آن وخریدوفروش آن حرام است مثل تریاک یاتوتون یادخانیات و....می گویندخریدوفروش هرچیزحرام،حرام است درحالیکه هرچیزی خداآفریده است مواردمصرف درست راهم دارد ودلیل نمی شود نسبت به یک چیزاگرازیک بعدآن راحرام کرده است تمامی وجوه وابعادخودراتحت تاثیرقراردهد. درنتیجه تعیین مواردونیازآن برای جامعه به تشخیص خودجامعه است وحرام نیست.

 

دراسلام هیچ جایگاهی برای اعمالی که پایه وریشه دردروغگویی وفریب وحیله گری ازهرنمونه وطریقی که باشد ندارد.اسلام نمی تواندمواردی مثل رشوه خواری و اختلاس رابپذیرد بینش هایی که باتفکرمادی جوش می خورد.

کارهایی که به آسانی وراحتی برای انسان پول ومادیات می آوردموردقبول نیست ازجمله قمار،البته این بینش که خودراخلاصه درقمارکنداشتباه است:

درباره خمرویسرازتوسئوال می کنندبگودرآنهاگناه بزرگی است.....(سوره بقره آیه 219)(سوره مائده آیه91)

 

علاوه برقمارکه برای انسانهایسروآسانی برای کسب درآمدمی آورد رباهم زیرمجموعه این یسروآسان طلبی است پس بایدمواظب بود هرگزینه ای به این شکل درزندگی بشری به وجودبیاید گناه است ونمی توان درآنها خلاصه کرددراسلام راحت طلبی وتنبلی جایگاهی ندارد تنبلی هایی که بعضی زمانهابرخلاف رشدخودیادیگران ویاضربه زدن به آنهامی باشد وباعث ازهم پاشیده شدن خانواده ها می شود.

 

مهمترین موردی که اسلام نتوانسته باخود بربتابد ربابوده است.

ربا یعنی برای فردی ازاموالش برای اودرآینده سودی بیاوردبدون اینکه خودنقشی وفعالیتی درآن داشته باشد. معمولا افرادی می آیند ومالی راقرض کرده که بدان نیاز دارند .حال اگربه صورت رباباشد درواقع باید گفت به جای اینکه ثروتمندان به فکرنیازمندان وفقراباشند درحال افزایش مال اندوزی خودهستند که این باروح اسلامی نمی خواند.وآن شخص نیازمند باید دست گدایی بدست گیردوچیزی که جزئی ازحقوق اوست وبایدبه اوبدون هیچ منت وآزاری پرداخت شود بزور به اوداده شود آنهم همراه باحرکتی که امکان استثمار ونابودی اووجوددارد.

 

کسانی که ربامی خورندبرنمی خیزندمگرهمچون کسی که شیطان اوراسخت دچاردیوانگی سازداین ازآن رواست که ایشان می گویندخریدوفروش نیزمانندرباست وحال آنکه خداوندخریدوفروش راحلال کرده است ورباحرام نموده است ...خداوندربا رانابودمی کندوصدقات رافزونی می بخشد....وآنچه ازربا باقیمانده است رافروگذاریدپس اگرچنین نکردیدبدانیدکه به جنگ باخداوپیغمبرش برخاسته اید...واگرتنگدست باشدپس مهلت می شودتاگشایشی فرارسدواگرببخشیدبرایتان بهتراست.....(سوره بقره آیات 275 تا 281)

ای کسانی که ایمان آورده ایدربارادووچندبرابرمخوریدوازخدابترسیدباشدکه رستگارشوید(سوره آل عمران آیه 130)

دراین آیات صدقه رادرمقابل ربا وسپس بخشش مال درمقابل فردی که بدهکاراست ومهلت درمقابل بدهکارتنگدست عنوان می کند تاافراد زیادبه فکرمال اندوزی خودنباشند ودرتفکررشدجامعه باشند.

 

ازموارد دیگرکه اسلام باآن شدیدابرخوردکرده است خوردن مال یتیم است.

سوره نساء آیات 2و3 و6 و 10و 127،سوره انعام آیه 152،سوره اسراء آیه 34 ، درموردمراقبت ازاموال یتیمان ونخوردن آنها وعدم آمیختن اموال ناپاک بااموال آنهاست وسپس زمانیکه توانایی نگهداری اموالشان رادارند به تمام وکامل به آنهابازپس داده شود.وتنهادرصورت نیازمندی خود،آنهم به صورت شایسته به خاطراین مراقبت به اندازه نیازودرست مصرف شودودرصورت توانگری به هیچ عنوان به مال آنهانزدیکی صورت نگیرد.

 

4-  اقتصادنبایدبانابودی نسل ها وبشر و محیط زیست باشد.

 

درآیات فروانی ازمسخرکردن ورام کردن آسمان وزمین برای انسان بیان دارد تاانسان درجهت رشدخودازآن استفاده کند.این آیات نشان ازاین داردکه انسان به غیرازکاروفعالیت خودش مالک هیچ چیزی نیست . هرچه درجهان وجود دارد متعلق به انسانهای خاص نیست درنتیجه اینکه انسانهای خاص بخواهندمناطق بهترزمین رابرای خودغصب کنندباآیات قرآن متضاداست انسانهابایدآزادانه تامی توانندواگردرجهت رشدانسانی است وبه انسانهاضرری نمی رساند ازاین امکانات استفاده کنند.تمامی این امکانات متعلق به همه است ودرتعلق کس خاصی نیست وهرکس می تواندمالک آن شود اگربتوانددرجهت رشدبشری به کارگیرد .اگرکسی مالک این نعمات باشدکه برخلاف رشدی بشری وبرضدآنها باشدبایدازدستان اوگرفته شود،فردیا افرادی که بخواهندتنهاآن رادرانحصارخوددرآورندمی خواهندخودراخدا کنند.درنتیجه تمامی سرمایه هانه متعلق به دولت خاص نه متعلق به فردیانهادخاصی است بلکه متعلق به تمامی انسانهاست.

آیاتیکه درموردتسخیرآسمانها وزمین وامکانات آن برای بشردارد:

بقره 164،ابراهیم32و33،نحل12و13و14،حج65،لقمان20،جاثیه12و13،ملک15

البته همان طورکه درآیات متعدد رام کردن زمین وآسمان برای انسان بیان می کندازاینکه روش وراه انسان برخلاف حرکت درست طبیعت باشد وهمگام باطبیعت ورشدبشری حرکتی نداشته باشد وباعث نابودی انسانهاوطبیعت گرددنمی تواندبربتابد:

وهنگامی که پشت می کندومی رود درزمین به تلاش می افتدتادرآن فسادوتباهی ورزدوزرع ونسل رانابودکندوخدا فسادوتباهی رادوست نمی دارد(سوره بقره آیه205)

....ومابرآنان ستم نکرده ایم وبلکه ایشان به خودستم رواداشته اند(سوره نحل 118)

اقوامی که درشهرها وکشورها طغیان وسرکشی کردندودرآنجاخیلی فسادوتباهی به راه انداختند لذاپروردگارتوتازیانه عذاب رابرسرایشان فروریخت(سوره فجرآیا11تا13)

 

تباهی وخرابی دردریاوخشکی به خاطرکارهایی پدیدارگشته است که مردم انجام می داده اند بدین وسیله خداسزای برخی ازکارهایی راکه انسانهاانجام می داده اند... تابرگردند(سوره روم آیه41)

خداوندمردمان شهری رامثل می زندکه درامن وامان بسرمی بردندوازهرطرف روزیشان بگونه فراوان به سویشان سرازیرمی شداماآنان کفران نعمت خداکردندوخداوندبه خاطرکاری که انجام دادند.گرسنگی وهراس رابدیشان چشانید (سوره نحل آیه 112)

 

این نابودی نسلها وانسانها وطبیعت براحتی درحال حاضردرپیرامون ماکه حاصل عملکرد بشراست دیده می شود زیاده خواهی وثروت اندوزی عده ای،انحصارنعمات خدادادی دراختیارافرادخاص یافقرشدیدازآن طرف که بسیاری ازبشریت رافراگرفته است باعث ظلم وستمی ونابودیی شده است که همه رامی سوزاندواین چیزی است که خودخواسته است .

انسان امروزبا داشتن بینش های مصرف گرایی ومادی زیاد که درقالب مد دیده می شودضربات شدیدی به انسان وطبیعت واردکرده است که بازمی توان آن را درساخت اجناس بدردنخوروغیرمفیدبرای انسان یا ارزان مشاهده کرد.

قالب های دیگرنابودی انسان رامی توان دراسراف وبخل دیدکه قبلاسخن درموردآنهاگذشت.

 

علاوه برآن خداوند این اجازه رابه هرفردی می دهدکه هرمکانی براساس نیاز واستعدادش می تواندکوشاباشدودرجهت رشدوآبادانی قراردهدجابگیرد(سوره نساء آیات97و100،نوح 19و20)

 

ما زمین راگسترانیدیم ودرزمین کوههای استواروپابرجایی راپدیدآورده ایم وهمه چیزرابه گونه سنجیده وهماهنگ ودراندازه های متناسب ومشخص درآن ایجادکرده ایم ودرآن اسباب زندگی ومایه ماندگاری شماوکسانی راآفریده ایم که نمی توانیدروزی رسان ایشان باشیدوچیزی وجودنداردمگراینکه گنجینه های آن پیش مااست وجزبه اندازه معین ومشخصی آن رافرونمی فرستیم وبادهارابرای تلقیح به وزیدن می اندازیم وبدنبال آن ازآسمان آب می بارانیم وشمارابدان سیراب می گردانیم وشماتوانایی اندوختن آن راندارید ومائیم که زنده می گردانیم ومی میرانیم ووارث(جهان)می باشیم(سوره حجر آیات 19  تا 23 ) به اندازه تمامی انسانها نعمات است اماچراامروزوجودنداردبرنامه خدایی حضورنداشته است

ای مومنان فرمان خدارابپذیریدودستورپیغمبرراقبول کنیدهنگامی که شمارابه چیزی دعوت کندکه به شمازندگی بخشد.....(سوره انفال آیه 24)

آنچه ازمصائب وبلایابه شمامی رسدبه خاطرکارهایی است که خودکرده اید.......(سوره شوری آیه 30)

 

5-  اقتصادخانواده بافعالیت مردها

 

(سوره نساء 34، سوره بقره233،سوره طلاق6)این آیات این امررابیان می کنند( مادرمقاله زن درآییه قرآن دراین ارتباط ونقش آن سخن گفته ایم)که مردها به عنوان برپادارنده نیازهای مادی خانواده بایدواردمیدان گودشوند البته این بدان معنانیست که زنان نتوانندکارکننداین چیزطبیعی است که اگربااصل آرامش آنهاتضادی نداشته باشد وآرامش خانواده سلب نگردد ودررشد وتربیت خانواده صدمه نخوردمی توانندبه عنوان نیروی کاری دوم واردشوندهرچندکه امکان دارددربعضی مواردبراساس استعدادولیاقت هایی که درمواردی بیش ازدیگران دارندحتماباید نقش خودرانشان دهند.

 

6- مواردی که مربوط به ارثیه ؛وصیت، مالکیت اموالی که مالک اصلی توانایی تصرف آن رانداردوغنیمت می باشد.

 

آیاتیکه درموردوصیت یا ارثیه می باشد

 

سوره بقره آیات 180 تا 182 ، مائده آیات 106 و107درموردوصیت کردن وروش برخوردباآن است

 

آیات ارث:

بقره 180،  نساء 7 و 8 و 11 و 12 و33 و 176 ، انفال 72 و75.

 

درموردارث همان طورکه قبلاگذشته است چون مردهابه عنوان نیروی کارواردبازارکارمی شونداین چیزطبیعی است که مقدارارث به آنهابیشترباشدتابهتربتوانندبه عنوان سرمایه ،اموالی بیشتربه ارث برندبرای همین دوبرابرزن ارث می برندالبته این درهمه مواردنیست ودربعضی مواردارثهانسبت به هم برابرمی شودمثل اینکه مرده دارای فرزندوپدرومادرباشدکه به هرکدام ازپدرومادرش یک ششم می رسدکه دراینجاارث به پدر(مرد)ومادر(زن)برابرمی گردد.

به غیرازموردی که عنوان شوددرموردقسمت های دیگرارث من تحقیق وتفکری نکرده ام ونمی دانم مقدارها برچه اساسی درقرآن تنظیم شده است.

درست است که فردازگذشتگان خودارث دریافت می کندومی توانددرپرکردن نیازهای اوبه اوکمک کندامااگرمازادبرنیازش باشدبایدطبق بندیک عمل کند.ارث، بیشتردرزمانهایی کاربردداردکه جامعه ازلحاظ مادیات مشکل دارد وهنوزبه تکامل خودنرسیده است. من خودبارها دیده ام که خانواده مردباوجوداینکه نیازی به ارث ندارد وخانواده زن که مثلاخواهراوست باوجودنیاز،می خواهدحتمانیازخودرادوبرابردریافت کند وثروتی که آسان بدست آمده رابراموال خودبیافزایدباوجوداینکه خودنیازنداردیاحتی برعکس آن هم وجوددارد.پس درتقسیم ارث افرادبایداین رامدنظرداشته باشنددرپرکردن خلا نیازهای همدیگرکوشاباشندتاجاییکه خداوندمی گوید درسوره نساء آیه 8 به این دستورداده می شوداگرخویشاوندان ویتیمان ومساکین برتقسیم ارث حضوربهم رسانندچیزی ازاموال رابه آنهاداده وبه گونه شایسته باآنهاسخن رود.

ومیراث راحریصانه یکجامی خورید...(سوره فجرآیه19)

 

اماآیات درموردغنائم جنگی:

سوره انفال آیات 1 و41و 69 ، سوره فتح آیات 19 تا21، سوره حشرآیات7 تا9.

 

بدانیدکه همه غنائمی که فراچنگ می آورید یک پنجم آن متعلق به خداوپیغمبروخویشاوندان(پیغمبر)ویتیمان و مستمندان ومساکین وواماندگان درراه است......(سوره انفال آیه 41)

چیزهایی راکه خداوندازاهالی این آبادیها به پیغمبرش ارمغان داشته است متعلق به خدا وپیغمبروخویشاوندان(پیغمبر)ویتیمان ومساکین ودرراه ماندگان است این بدان خاطراست که اموال درمیان اشخاص ثروتمند شمادست بدست نگردد.....همچنین ازآن فقرای مهاجرینی است که ازخانه وکاشانه واموال خودبیرون رانده شده اندآن کسانی که فضل خداوخشنودی اورامی خواهند...آنانی که پیش ازآمدن مهاجران خانه وکاشانه راآماده کردند....(سوره حشرآیات7 تا9)

ماقبلامقاله ای درموردجنگ نگاشته ایم جنگ دردوحالت انجام می گیرد1- زمانیکه دشمن به سرزمین هاحمله می کندوبایدازجان ومال وناموس مسلمانان دفاع کردکه دراین حالت چون عده ای ازجامعه نمی توانندبه عنوان نیروی کاردرخدمت جامعه باشندبرای جبران صدمات مالی آنهاچیزی که ازجنگ نصیب آنهامی شودمتعلق به آنهاست تانیازهای مالی خودراجبران کنندامابایدمقداری ازآن راهم درراه خداویتیمان ومساکین و...مصرف کننددرموردسهم پیامبروخویشاوندان او درحال حاضردیگرموضوعیتی نداردوتنهادرزمان پیامبرموضوعیت داشته است امابه نظرمن این سهم به نوعی دیگردرزمان حال حاضرموضوعیت دارداین سهم متعلق به رهبرارتش وکسیکه به عنوان رئیس جمهورجامعه است وجنگ راهدایت می کندتعلق داردوخویشاوندان اوکه درکناراوبااوهمکاری می کنندوپیامبرهم درزمان خودش چنین نقشی داشته اند.درموردخویشاوندان پیامبرکه درحال حاضرسوءاستفاده هایی دیده می شودازکی افرادی که درنسل های بعدی بدنیامی آیندبه عنوان خویشاوندان افرادبیان می شوندخویشاوندان به نزدیکان فرددرزمان حیاتش می گوینداگراینگونه نگرش شودماهمه باهم خویشاوندهستیم چون ازیک نسل پدرومادرهستیم. درموردجنگ بایدگفت هزینه براست وباعث صدمات مالیی به جامعه می شود وباید برای جبران آن غرامتی ازسوی کشورخاطی صورت بگیرد وبه نوعی قرآن بیان ازگرفتن این غرامت دارد 2- جنگ هایی که برای دفاع ونجات مستضعفینی که دست دعابه سوی مادارندتادرنجات آنهابکوشیم .مطمئنن زمانی ازجانب مسلمانان این حرکت صورت می گیردکه دراوج قدرت هستنددرنتیجه زمان فتح این کشورهانیازی به غنائم جنگی ندارندوحتی خودباید به انسانهای مستضعف آن جامعه کمک کنند ونیازهای مالی آنها ازجای دیگرتامین می شود.

این درموردغنیمت بودامادرسوره انفال آیه 1ودرسوره حشربیان ازغنیمت نیست بیان ازفی است واین مالی است که جنگ صورت نگرفته است مثلادرهردوحالت جنگی که بیان شد دشمن تسلیم شده ویا ازادامه جنگ خودداری کرده،درنتیجه این مال برای افرادی که واردجنگ شده اندنیست چون آنهابه هرحال صدمه وهزینه ای پرداخت نکرده اندبلکه این مالهابایدبرگرددبه نیازمندان وفقرای جامعه. بایدگفت ازآنجاییکه اولین موردی که ازجنگهاحاصل می شودکشته شدن سرپرستان خانواده ها یادورماندن این سرپرست هاازخانواده های یتیم است اولین فردی که برای گرفتن غنائم بیان می شودیتیمان است سپس مساکین ونهایت آنهایی که درراه مانده اندوبه نوعی ازخانواده وشهرخوددورافتاده اندکه امکان داردازلطمات جنگی باشد.

 

سوره نساء آیه 5 درمورداین است که کسانیکه نمی توانندازاموالشان نگهداری کنند ونادان هستند به آنهاتحویل ندهید بلکه خوددرنگهداری آن وسپس تهیه خوراک وپوشاک آنهاکوشابوده وبه گونه شایسته باآنهارفتارکنید منظورازنادانها می توان به کودکان یا افرددیوانه اشاره کرد.

 

7- معاملات ودادوستدها وفعالیت های اقتصادی.

 

کشاورزی ،استفاده اززمین،دامپروری،ماهیگیری  دراسلام بامراجعه به این آیات می توان برداشت کرد ( رحمن 10 تا 13، انعام 99 ، عبس 24 تا 28، حجر19 تا 32 ، بقره164 ، نحل 14،روم 46 ، فاطر 12 و...)

فعالیت های صنعتی وفنی واستفاده از معادن (سبا 10 تا 13 ، انبیاء 80، کهف 94 تا97، شوری 32، حدید 25، بقره 164 )

تجارت دراسلام ( مزمل 20، روم 46، قصص 57، قریش، حج 27و28، بقره 198، نور 37، نساء29و30،سوره اسراء آیه 66)

کارهای خدماتی وکارمندی (سوره یوسف 55 ،تشکیل حکومت اسلامی، کسانی که جمع آوری وپخش زکات رابرعهده دارند)

درکل تمامی منابع و استعدادهای زمین وآسمان دراختیارانسان است تامی تواندددرخدمت وجهت رشدانسانی به خدمت گیرد ودرجهت آبادانی بکوشد وازآن استفاده ببرد به شرطیکه باعث نابودی نشودوخودودیگران رابه سمت هلاکت نکشاند،درنتیجه به هرطریقی باهونوع فعالیتی که می توانداین استعدادهاونعمات رابه خدمت گیردمی تواندآن رابه کارگیرد وبرای انسانهاکاروفعالیت ایجادکندالبته پیش شرط ها برای رعایت عدم دچارهلاکت همان بودکه قبل بیان کردیم.

ادامه دارد....


 

نوشته شده توسط محمد در چهارشنبه پانزدهم آبان 1387 ساعت موضوع نظام اقتصادی برتر | لینک ثابت

می خواهیم اقتصاداسلامی رابه ترسیم بکشیم

 

اگربخواهیم دین راازسیاست جدانکنیم بایددرمورداقتصاداسلامی هم صحبت داشته باشیم غیرممکن است که فردی بگویددین ازسیاست جدانیست امادراین زمینه نتواندارائه نگاهی دهدالبته برعکس آن هم ممکن نیست یعنی اینکه فردی بگویداسلام برنامه ای برای اقتصادداردامادین بایدازسیاست جداباشدچگونه می خواهداین نگاه درجامعه پیاده گردد.

 

منشع بسیاری ازقتل ها،تجاوزها،غارت ها،فحشا و.....ریشه درفقرووجودطبقات دارد.پس آنقدراهمیت داردکه دیدگاه اسلام رانسبت به این مقوله جویاشویم باتوجه به اینکه نظام دیکتاتورغیردینی کشورایران هم که ادعای دینداری می کنددراین امرموفقیتی نداشته است بیشترمی طلبدصحبت هایی دراین موردداشت.

 

1- یک جامعه ای موفق است که هیچ گونه طبقه ای وجودنداشته باشدودرواقع ایجادرشدوپیشرفت وتکامل ورفاه اجتماعی برای همه بشربه یک اندازه باشد

 

2- وجودطبقه وثروت برای گروهی موجب می شودکه برای آنهاقدرت به وجودبیاوردوجودقدرت وثروت به همراه هم موجب استثمارکردن دیگران می شود

 

3- آیااینگونه درست است که اگرفردی استعدادی بیشترداردومی تواندبهتردررشدوشکوفایی انسانهابکوشدازنعمات خداوندی محروم باشداماآنهایی که استعدادی ندارنداموال خدارادرقبضه خودداشته باشند

 

4- اگرفردی استعدادی بیشترداردبه این معنی نیست که ازدیگران زندگیی بهترداشته باشدتمامی امکانات دردستان اوباشدازلحاظ ثروت برای خودطبقه بسازد(مثل وجودپزشکان درجامعه ما) بایدتنهاثروت های جامعه درحدی دراختیارآنان باشدکه درخدمت رشدجامعه باشندوازآنهاسودبرندبرای رشدوتعالی جامعه به کاربرندنه زندگیی مرفه برای خودبسازندودراسراف وبهره بری مادی بهترعمل کنند،چگونه استعدادی که خدابه امانت به آنهاداده تادررشددیگران بکوشنددرجهت اندوختن ثروت ومال وزندگیی مادی می کوشندمگراستعدادمال خودشان بوده است

 

5-هرکس درداشتن زندگی بایدبه اندازه نیازش برداردآنهایی که هم استعدادبیشتردارنددرجهت رشدجامعه بیشتربایدثروت هاراداشته باشندنه درجهت زندگی تجملاتی ومادی بهتر.مگرخدانگفته اسراف وتبذیرنباشداینان چرابیشترازنیازشان می خواهندبراساس چه ملاکی ،درحالیکه تمامی استعدادهابه همدیگرنیازمندندوازهم سودمی برنداینان براساس چه میزان ومعیاری برتری استعدادی به دیگری می دهند.چرابااین کارشان جهان راکه آبادنمی کننددرویرانی آن هم می کوشند

 

6- چه معیاری دراین وجودداردکه فردی که بیشترزحمت می کوشدوکارمی کندکمتردریافت کنددرحالیکه فردی که کمترزحمت می کشدبیشتردریافت کند(اینگونه بیان می شودارزش درکاروفعالیت است )

 

7- زکات برای فقرا،مساکین،گردآورندگان آن، مولفه قلوبهم، آزادی بندگان خدا،بدهکاران،درراه خدا،درراه ماندگان می باشداین یک فریضه مهم الهی است(توبه آیه60)

زکات البته برای یک جامعه اسلامی می توان قابل اجرادیدنه درجوامع دیگرکه حتی امکان داردقابلیت اجرارانداشته باشد.

به نظرمن فقراکسانی هستندکه درواقع زندگی نمی توانندبکننددرنتیجه اولین افرداشناخته شده انداینان درواقع نیازمندهستندتابتوانندحفظ حیات کننددومین گروه مسکینان هستنداینان مثل گروه اول نیستندزندگی می تواننداماآن امکاناتی که درجهت رشدوشکوفایی به آن نیازمندنددراختیارندارندزندگی آنهادرحدحفظ حیات است .گردآوردندگان درواقع کسانی هستندکه مدیریت زکات رابرعهده دارندمولفه قلوبهم هنوزمعنیی به آن معنابرایش پیدانکرده ام امابه نظرم کسانی هستندکه برای ایجادمحبتشان به آنهاپول پرداخت می شودتاازآزارواذیت آنان درامان باشند.گروه بعدی آزادکردن انسانهایی است که به بردگی وخدمت کشیده شده اندحال نمی خواهداین آزادکردن وبردگی مثل بردگی گذشتگان باشدچه افرادی که مقروض بدیگران هستندومثل بردگان برای دیگران کارمی کنند(انواع بردگی درجهان معاصر،بشرامروزخیال کرده تنهابردگی مثل گذشته راتنهابایدبردگی نامیددرحالیکه امروزروحهارابه بردگی می کشانندبااستثمارانسانهاوسودجویی ازآنهاازانسانهابردگی می کشانند)بدهکاران کسانی که به هردلیلی ورشکسته یامقروض به دیگران هستند.درراه خداکه مشخص نشده درچه زمینه ای باشدحال می خواهددرهرزمینه ای ازرشدانسانی باشدوکسانی که درراه مانده اند.

بایدمتوجه بودکه درزمینه اول ودوم زمانیکه گفته برای فقرایامساکین به این معنی نیست که حتمابرای نجات فقرومسکین ازجامعه حتمادودستی پول برای آنهاپرداخت شودبلکه کاری شودکه آنهاازفقرومسکین بودن نجات پیداکنندکه امکان داردباایجادصنایع تولیدی وبه کارگرفتن آنهااینگونه عمل شودیامثلابرای یک مسکین باایجاداماکن تحقیق برای فردی که اهل مطالعه وتحقیق است تادرزمینه ایجادرشددیگران بکوشدیا....

چیزی که دراسلام مهم است درابتداایجادجامعه ای بدون طبقه ،فقروحفظ حیات وامنیت ورفاه اجتماعی،ایجادزمینه های رشدانسانی است بعدازآن می رودبه سراغ اینکه زکات درزمینه های دیگرمصرف شود.البته این زمانی است که یک حکومت اسلامی تشکیل شودوگرنه موضوع درزمانیکه مااین حکوکت نداریم درموردمصرف اموالشان مسلمانان متفاوت بایدعمل کنندوبایدبراساس جامعه حرکت های دیگرانجام دهند.مثلاامکان داردایجادزمینه های فرهنگی مهمترشودیا...

 

8- زمانیکه حکومت اسلامی وجودنداردمحدوده زکات وصدقه تغییرمی کنداینان بایدبهوش باشندچون نمی تواننداموالشان رابه نادان هایی بدهندکه غیرقابل اعتمادندآنهاخودبایدمجری اموالشان وصدقه دادن به دیگران باشند

ومال راباوجودعلاقه ای که به آن داردبه خویشاوندان ویتیمان ومساکین وواماندگان وگدایان وآزادسازی بردگان صرف کندو....(177بقره)

می بینیدکه آیات فرق می کندزمانیکه جامعه وحکومت اسلامی باشدبعدازآیه زکات دستوربه گرفتن زکات ازجامعه است(103توبه) امادراین آیه درموردخرج کردن اموال متفاوت رده بندی وبیان داردچون اوخودبایددرخرج کردن آن بکوشدچون منبع قابل اطمینانی وجودنداردواگرخوب نگاه شوددنبال همین آیه می گویدزکات بدهندوآن هم بعدازبه وجودآمدن جامعه اسلامی است برای همین بیان هامتفاوت بیان می شودواینجادیگربیانی ازآنفرادی که زکات راجمع می کنندنیست وابتداوارسی وکمک به خویشاوندان ونزدیکان اوهستندچون اگردریک جامعه اسلامی باشدفقراهمه هستنداما اینجاخوشاوندان اومهم ترمی شودوسپس نگاه زکات رابعدازآن عنوان می کند.

 

9-هیچ آیه ای مقدارزکات رامشخص نکرده است ودیدگاه سنتی که بیان می شوددرواقع جامعه ای بوده که صحابه وپیامبردرآن زندگی می کرده اندونمی توانسته اندبه یکباره اقتصادکامل اسلامی درآن پیاده سازی کنندبرای همین مراحل گام به گام راطی می کرده انددرحالیکه این موردبیان می شودکه نبایدپول برای انسان پول بیاوردواگراینگونه عمل شودیعنی ربارخ داده وافرادی که می روندبه افرادی پول قرض می دهندوبعدازآن مقداربیشترمی طلبندرباکرده اندبایدپرسیدزمانیکه ما بادادن ودراختیارقراردادن زمینمان یاخانه خودبه فردی ازاوپول دریافت می کنیم درست است که شکل فرق کرده اما ازلحاظ محتوایکی است یعنی مالی برای مامالی آورده است درحالیکه این امرعنوان می شودکه دراسلام ارزش اصلی درکاراست واین کاروفعالیت وزحمت ورنج بایدبرای انسان پول بیاوردنه اینکه بنشیندواموالش برای اوپول بیاورندچنین انسانی نمی تواندمفیدبرای جامعه باشدوانسانهارابه استثمارمی کشاندوتن پروری وبردگی وازبین رفتن استعدادهاوعقده هاو..رابه وجودمی آوردواگراین امرعنوان شودکه امکان داردخانه مابه مرورزمان ازبین روددوچیزاینجاقابل بیان است1-اگرآن فردمتعهدشودکه مال تورامثل اول به توبرگرداندمثل اجاره خانه ، آیابازهم حق داری ازاومال الاجاره برداری؟خیر؟2- خداوندچون معین نکرده است که چه مقدارانسان بایدزکات بدهدبایدبیشترازنیازش بدهدواگرآن مال به آن نیازی نداردچرابایددراختیاراوباشدبایدبه دیگری دادمگراینکه گفته شودکه ازآن نان می خورداگردرجامعه اسلامی باشدکه باتوجه به اینکه این دیدگاهی که دربند8عنوان می شودبرای جامعه اسلامی است درآن جامعه آن فردکارداردونیازی به این خانه نداردواودرمسیردرست قرارداردواگرهم ازانسانهای درمانده باشدخوددولت اورااززکات تامین می کندواگراین عنوان شودکه بایدسرمایه دراختیاراشخاص باشدتاکارآفرینی کنندودراه تولیدورشدگام بردارنداین درست است امابه این معنی نیست که افرادزندگی بهترازدیگران به خودایجادکنندودریک جامعه توحیدی خوددولت این امکانات دراختیارآنفردقرارمی دهدوهمان طورکه دربند10خواهدآمدانسان توحیدی به گونه ای دیگربه جهان نگاه می کندوعامل حرکت دراوچیزدیگری است

یادتان نروداین بندبه این معنی نبودکه دراین جامعه های لجنزاری که مازندگی می کنیم قابل پیاده سازی است ونظرات دیگربرای این جوامع می طلبدماجامعه ایده آل اسلامی رامی خواهیم به تصویربکشیم که چگونه اقتصادی دارد

ازتومی پرسندچه چیزی راانفاق کنند؟بگومازاد(بقره آیه219)

پس افرادمازادبرنیازشان بایدزکات دهندآنهانبادزندگی مادی وتجملاتی بااسراف برای خودبسازند

 

10- انسان توحیدی متفاوت به خودوجهان زندگی می کندبرای همین زمانیکه می گوییم جامعه ای بدون طبقه یاباکارکردن بایداوپول درآوردیااستعداداودلیل بربرتری اونشودپیش زمینه های فکری اومتفاوت ازیک مادی گراست برای همین نبایدباکمونیست ها یاسرمایه دارهاوکاپیتالیست هامقایسه شود یااینکه آنهاشکست خورده اندیانمی دانم مشکلات دارندمابیاییم دیدگاهی دیگربدهیم بلکه بایددانست که مااین نظام ودیدگاه رامی خواهیم برای که بیان کنیم می خواهددرچه بستری برای چه انسانهایی باچه پیش زمینه هایی فکری اجراکندیک انسان توحیدی هیچگاه به خاطراستعدادی که خدابه اوداده خودرابرترازدیگران عنوان نمی کندوکارکردن اوانگیزه خدایی داردنه برای اینکه کارکندودرخدمت رشددیگران باشدوعاملی برای حرکت وخدمت داشته باشدنیازبه انگیزه های مادی داشته باشدتابتواندمفیدواقع گردد.بلکه اوموحدانه درحال حرکت است اوبه خاطرخودودیگران رشدوآبادانی برای جهان می آورد.

 

9-ماقبلادرموردرزق وروزی دیدگاه خودراارائه دادیم که می توانیدبه آرشیوموضوعی قسمت اقتصادمراجعه کنید

 

10-دیدگاه هایی هم درمودرروح وبازاروتولیددادیم که نبایدبه همراه غش وفریب وتبلغات کاذب،روحیه مصرف گرایی،تخریب طبیعت باشدکه آیات زیادی به این امرمی پردازدوبایدحتمادرجهت رشدوشکوفایی باشدبه مطالب قبل مراجعه شود

 

مابرای شروع صحبت درمورداقتصاداسلامی درجامعه ایده آل دراین حدبیان کردیم تاببینیم دوستان چقدربیان دارندبه همین دلیل فایلهایی هم برای شمادرنظرگرفته ایم

 

تعدادی فایل درمورداقتصاداثرآقای علی محمدایزدی است که می توانیدازسایت ایشان دریافت کنید

 

مبانی اقتصاداسلام  http://www.naturalislam.com/Chapter1.pdf

 

برای اقتصادمملکت چه کنیم  http://www.naturalislam.com/Chapter2.pdf

 

بهره یاربادرسیستم اقتصادی http://www.naturalislam.com/Chapter7.pdf

 

اصلاحات ارضی شاه واثرات آن برانقلاب واوضاع اقتصادی موجودایران

http://www.naturalislam.com/Chapter10.pdf

 

البته متاسفانه آقای ایزدی دردادن دیدگاه مواردموردنظرمنودرنظرنگرفته اندایشان دیدگاه سنتی بادیدگاه های سرمایه داری ایشان راتاحدودی تحت تاثیرقرارداده اندالبته سعی کرده انددیدگاههای متفاوت ارائه دهندامادرنقدکمونیسم درحالی کوشیده اندکه جامعه توحیدی وانسانهای توحیدی رادرنظرنگرفته انددوتامطالب ایشان ازجمله  برای اقتصادمملکت چه کنیم و اصلاحات ارضی شاه واثرات آن برانقلاب واوضاع اقتصادی موجودایران راهم قیدکرده ایم چون مطالبی درمورداقتصادونقدهایی براقتصادهای موجودداشته اند

 

امامطالبی دیگراز دكتر حسن توانايان فردبرای شماآماده کرده ایم که ایشان مطالبی قوی تروبهترارائه می دهندماازایشان مطلبی قبلاارائه داده ایم باعنوان روش تحقیق علم محورقرآن که بازدراین مجموعه هم برای شمامی آوریم

 

برای گرفتن مطالب روی اقتصاداسلامی ازمنظرتوانایان فردکلیدکنید

 

اقتصاداسلامی ازمنظرتوانایان فرد

140KB

 

این مجموعه شامل: 1- كارنامه نظام از منظر اقتصاد اسلامي 2- متدلوژي ديني در عرصة اقتصاد3-  تقوا ،حق ،عدل ،علم4- روش تحقيق علم محور5- حذف بهره و انتخاب ابزارهاى سياست گذارى6- ده تفاوت عمده اقتصاد اسلامي با اقتصاد امروز ايران7- مؤلفه‌هاي اقتصاد جديد8- ابن خلدون، پدر اقتصاد

 

واماقسمت هایی ازاین مجموعه:

 

در ايران كنوني, يكي از عوامل مهم در تضعيف باورهاي مذهبي مردم, وجود عدم تعادل در دو بخش اقتصاد و سياست است.

 

«قل هل من شركائكم يهئي الي الحق قل ا‌لله يهدي الحق...» (يونس: 35). «آيا آنچه (بت‌ها) شما شريك گرفته‌ايد هدايت به‌سوي حق مي‌كند؟ بگو الله به حق هدايت مي‌كند.»

 

عدم تعادل اقتصادي در جهان پيشرفته, يعني وجود تورم و بيكاري در آمريكا, اروپا, ژاپن و ساير كشورهاي صنعتي و همچنين وجود نوسانات اقتصادي, يعني اين‌كه به‌طور دوره‌اي ركود و بحران در اقتصاد صنعتي و پيشرفته به‌وجود مي‌آيد و پس از چند سال دوره بهبود و رونق فرامي‌رسد و دوباره پس از چند سال بحران و ركود به‌وجود مي‌آيد. اين نوسانات اقتصادي در طول دويست سال عمر اقتصاد سرمايه‌داري غربي مثل يك سرطان يا خوره, اقتصاد و معيشت غربيان و ژاپن و ساير كشورهاي جديداً صنعتي شده را مي‌آزارد... بشر در جهان پيشرفتة امروز هنوز به حق‌هاي اقتصادي دست پيدا نكرده است و لذا علم اقتصاد غربي نتوانسته است به استقرار عدل و عدالت در آن جوامع كمك كند و لذا در آنجا تعادل اقتصادي به‌وجود نيامده است.

در جهان سوم نيز وجود فقر, شكاف طبقاتي, غارت‌شدگي, تورم و غيره حكايت از عدم‌وجود تعادل در بخش اقتصاد دارد و اين يعني عمل نكردن به حق‌هاي اقتصادي, حق‌هاي اقتصادي از طريق تلاش‌هاي تجربي و علمي در اقتصاد ايران و همچنين عمل به اقتصاد قرآن و اسلام بايد مورد شناسايي قرار گيرد تا با عمل به آنها عدالت مستقرگرددواقتصادكشوربه تعادل برسد.

 

در اقتصاد اسلام شكاف بين فقير و غني وجود ندارد و كليه افراد جامعه از مواهب اقتصادي موجود در جامعه به گونه‌اي برابر(11) استفاده مي‌كنند. بهداشت و آموزش و تسهيلات و خدمات شهري در اختيار همگان با استاندارد برابر قرار مي‌گيرد.

 

 

در مجموع سرمايه‌داران با ايجاد فقر براي كارگردان و كارمندان، امنيت زندگي خود را از دست مي‌دهند و زندگي براي آنها خوشگوار نخواهد بود. لذا آيه شريفه مي‌فرمايد «هرگز به نيكي» مورد نظرتان نمي‌رسيد، مگر اينكه شكاف بين فقر و غنا را از بين ببريد.


 

نوشته شده توسط محمد در چهارشنبه دوم مرداد 1387 ساعت موضوع نظام اقتصادی برتر | لینک ثابت

آیاخدارزق انسان راتقسیم کرده است؟

 

محمد:همیشه این سئوال درذهن من بوده است که منظورازاینکه خدارزق انسان راتقسیم کرده است وبه یکی کمترویکی بیشترمی دهدچیست ؟(اشاره به سوره رعدآیه 26 – سوره اسراءآیه 30 – سوره زمرآیه 52 – سوره عنکبوت آیه 62 – سوره روم آیه 37 – سوره سباآیات36 و 39 – سوره شوری آیات12و27) وچرامی گویدبه افرادی بدون حساب وکتاب روزی می دهد؟منظورخداچیست ؟یعنی اگرفردی بنشیندوکاروتلاش نکندبه اوروزی داده می شود؟یعنی خدابرخلاف قوانین وسنتی که درعالم جاری ساخته عمل می کند؟انسان می ایستدوازآسمان برای اوروزی می بارد؟وآیااین نگاه مقدمه پذیرش صوفیگری بایددانست؟(اشاره به سوره بقره آیه212 – سوره آل عمران آیه 27 و37 – سوره غافرآیه 40)البته درسوره بقره وغافراشاره به بهشت است امادرسوره آل عمران به خصوص درارتباط باحضرت مریم اینگونه نیست .حال منظورازرزق وروزی چیست؟منظورازفراخی وتنگی وکم وزیادکردن آن برای بندگان خداچیست؟منظورازبدون حساب وکتاب روزی دادن چیست ؟ آیااگرانسان هرچه بیشترتلاش کندرزقش بیشترنمی شود؟یک باربرای اینکه این بحث رابادوست عزیزدروبلاگ کاتالوگ انسان بازکنم اینگونه بیان کردم(هرچندایشان بیانی نسبت به این موضوع ارائه ندادند):

 

درآموزه های اسلامی این امربیان می شودکه رزق انسان دردست خداونداست وبرای هرفردی رزقش راتعیین کرده است وهرانسانی که پابه این دنیامی گذاردرزقش تعیین گشته است تااین قسمت درست است اماگزینه ای که درکنارآن بیان می شودوبه نظرمن غلط است این مورداست که برای هرفردی خداوندرزقش رامقداری تعین کرده است وهرچه بیشترتلاش کندرزقش بیشترازآن چیزی که تعیین گشته نمی شودبه نظرمن این غلط است بلکه این به معنای این است که ثروت های جهان آنقدرزیاداست که به اندازه همه افراداست واگربابرنامه ریزی وتعریفی که خداونددارد اجرا شود برای همه رزق است وآن رزقی که تعیین شده برای همه بدست می آید(این رزق به معنای کم بودن برای یکی ویازیادبودن برای یکی نیست بلکه انسانهااین کارراکرده اند)واگرانسانهااین برنامه رانداشته باشندعدالتی نخواهدبوددرنتیجه برای بقای انسانهابایداین تعاون وهمکاری باشدونباید همدیگررا نابودکنند(چیزی که به نظراست دراینجابیان شودکنترل جمعیت است که انسانهارااز بین می برند)اماآیاانانی که این تعاون راندارندوباعث می شوندکه انسانهاراازبین بببرندآیابایدازبین بروند یانه؟

 

 

البته این نظری بودکه دروبلاگ کاتلوگ انسان داده بودم به تازگی دروبلاگ راه مابامطلبی روبروشدم که درابتدااین مطلب راقیدمی کنم سپس نظرخودرابیان می کنم:

 

 

تفاوت بین مال و روزی

رزق و روزی غیر از مال مادی است. در روایات فرموده اند:« روزی و رزق مقسوم است » یعنی روزی هر كسی تقسیم شده است. در باطن عالم روزی را برای افراد به مقدار وسعت وجودی هر شخصی - چه در امور مادی و چه در امور معنوی - تقسیم كرده اند، كه اگر شخص بیش از آن اندازه معین پرسه بزند و مانند مورچه مال به دست بیاورد،‌ آن مقدار دیگر روزی اش نیست بلكه فقط مالی است كه به دست آورده است، زیرا مال به دست آوردن غیر از روزی به دست آوردن است. « روزی » آن مقداری را می گویند كه شخص برای زنده ماندن به آن محتاج است. ( همانند تنفس كه بدن فقط آن مقدار لازم را جذب می كند، نه بیشتر و نه كمتر از آن را) همانند اینكه فردی خانه ای به طول هزار متر مربع برای خود بسازد در حالی كه فقط به قسمتی از آن برای زندگی كردن نیازمند باشد. در این صورت باطن عالم، این خانه هزار متری را منزل آن فرد نمی داند، بلكه فقط آن مقداری كه شخص برای زندگی به آن نیاز دارد را منزل او می داند و ما بقی را اضافه به حساب می آورد. همان طور كه در باطن نظام عالم، میزان عمر هر شخصی معین شده است به همان مقدار هم رزق و روزی او تنظیم شده است. وقتی كودكی به دنیا می آید و پستان مادر به دهانش گذاشته می شود آن مقداری كه از شیر می مكد رزقش است و ما بقی كه از دهانش می ریزد رزق كودك نیست. بنابراین رزق و روزی هرگز كم نمی آید. امكان ندارد كسی صد سال زنده باشد اما خداوند روزی هشتاد سال او را تامین كند و بیست سال دیگر را بدون روزی باشد.

شرح مراتب طهارت

از رساله وحدت از ديدگاه عارف و حكيم علامه حسن زاده آملي

شارح / استاد صمدي آملي

                                                                          سینا

منبع : http://weway.blogfa.com/

 

محمد:باتشکرازدوست عزیزسینادروبلاگ راه مابرای قیداین مطلب دروبلاگشان . به نظرمن معنیی که ازقرآن برداشت می شودبه این معنی نیست که رزق وروزی یعنی به مقداری که فرداحتیاج داردچون ظاهراازآیات این مطلب برمی آیدکه خداافرادرابیشترازنیازشان هم به آنان رزق وروزی می دهد.همان طورکه درآیات اشاره شددرحدی که دربسیاری ازآیات دستوربه انفاق دادن این رزق هامی دهد ( اشاره به سوره بقره آیه 3 و.....)البته آیات زیادی است ،که تنهابه یک مورداشاره کردیم حتی اگراین آیات رادرکنارهم بیاوریم رزق رانمی توان دریک موردخاص خلاصه کردوظاهراهرچه ازطرف خدابه انسان داده می شودازمادی تامعنوی می توان عنوان کرد.پس اگربیشترازنیازبه اوداده نمی شوددستوربه انفاق داده نمی شدپس منظورازرزق چیست؟به نظرم حتی درامورمعنوی هم انسانهابادرخدمت دیگران بودن وتعاون بادیگران رزقی که خدابه اوداده تقسیم وانفاق می کنند؟!خوشحال می شوم نسبت به چراهایی که دراین پست عنوان کردم دوستی پیداشودوکامل درموردآنهابیان داشته باشد؟

 


 

نوشته شده توسط محمد در جمعه سیزدهم اردیبهشت 1387 ساعت موضوع نظام اقتصادی برتر | لینک ثابت