اگربخواهیم دین راازسیاست جدانکنیم بایددرمورداقتصاداسلامی هم صحبت داشته باشیم غیرممکن است که فردی بگویددین ازسیاست جدانیست امادراین زمینه نتواندارائه نگاهی دهدالبته برعکس آن هم ممکن نیست یعنی اینکه فردی بگویداسلام برنامه ای برای اقتصادداردامادین بایدازسیاست جداباشدچگونه می خواهداین نگاه درجامعه پیاده گردد.
منشع بسیاری ازقتل ها،تجاوزها،غارت ها،فحشا و.....ریشه درفقرووجودطبقات دارد.پس آنقدراهمیت داردکه دیدگاه اسلام رانسبت به این مقوله جویاشویم باتوجه به اینکه نظام دیکتاتورغیردینی کشورایران هم که ادعای دینداری می کنددراین امرموفقیتی نداشته است بیشترمی طلبدصحبت هایی دراین موردداشت.
1- یک جامعه ای موفق است که هیچ گونه طبقه ای وجودنداشته باشدودرواقع ایجادرشدوپیشرفت وتکامل ورفاه اجتماعی برای همه بشربه یک اندازه باشد
2- وجودطبقه وثروت برای گروهی موجب می شودکه برای آنهاقدرت به وجودبیاوردوجودقدرت وثروت به همراه هم موجب استثمارکردن دیگران می شود
3- آیااینگونه درست است که اگرفردی استعدادی بیشترداردومی تواندبهتردررشدوشکوفایی انسانهابکوشدازنعمات خداوندی محروم باشداماآنهایی که استعدادی ندارنداموال خدارادرقبضه خودداشته باشند
4- اگرفردی استعدادی بیشترداردبه این معنی نیست که ازدیگران زندگیی بهترداشته باشدتمامی امکانات دردستان اوباشدازلحاظ ثروت برای خودطبقه بسازد(مثل وجودپزشکان درجامعه ما) بایدتنهاثروت های جامعه درحدی دراختیارآنان باشدکه درخدمت رشدجامعه باشندوازآنهاسودبرندبرای رشدوتعالی جامعه به کاربرندنه زندگیی مرفه برای خودبسازندودراسراف وبهره بری مادی بهترعمل کنند،چگونه استعدادی که خدابه امانت به آنهاداده تادررشددیگران بکوشنددرجهت اندوختن ثروت ومال وزندگیی مادی می کوشندمگراستعدادمال خودشان بوده است
5-هرکس درداشتن زندگی بایدبه اندازه نیازش برداردآنهایی که هم استعدادبیشتردارنددرجهت رشدجامعه بیشتربایدثروت هاراداشته باشندنه درجهت زندگی تجملاتی ومادی بهتر.مگرخدانگفته اسراف وتبذیرنباشداینان چرابیشترازنیازشان می خواهندبراساس چه ملاکی ،درحالیکه تمامی استعدادهابه همدیگرنیازمندندوازهم سودمی برنداینان براساس چه میزان ومعیاری برتری استعدادی به دیگری می دهند.چرابااین کارشان جهان راکه آبادنمی کننددرویرانی آن هم می کوشند
6- چه معیاری دراین وجودداردکه فردی که بیشترزحمت می کوشدوکارمی کندکمتردریافت کنددرحالیکه فردی که کمترزحمت می کشدبیشتردریافت کند(اینگونه بیان می شودارزش درکاروفعالیت است )
7- زکات برای فقرا،مساکین،گردآورندگان آن، مولفه قلوبهم، آزادی بندگان خدا،بدهکاران،درراه خدا،درراه ماندگان می باشداین یک فریضه مهم الهی است(توبه آیه60)
زکات البته برای یک جامعه اسلامی می توان قابل اجرادیدنه درجوامع دیگرکه حتی امکان داردقابلیت اجرارانداشته باشد.
به نظرمن فقراکسانی هستندکه درواقع زندگی نمی توانندبکننددرنتیجه اولین افرداشناخته شده انداینان درواقع نیازمندهستندتابتوانندحفظ حیات کننددومین گروه مسکینان هستنداینان مثل گروه اول نیستندزندگی می تواننداماآن امکاناتی که درجهت رشدوشکوفایی به آن نیازمندنددراختیارندارندزندگی آنهادرحدحفظ حیات است .گردآوردندگان درواقع کسانی هستندکه مدیریت زکات رابرعهده دارندمولفه قلوبهم هنوزمعنیی به آن معنابرایش پیدانکرده ام امابه نظرم کسانی هستندکه برای ایجادمحبتشان به آنهاپول پرداخت می شودتاازآزارواذیت آنان درامان باشند.گروه بعدی آزادکردن انسانهایی است که به بردگی وخدمت کشیده شده اندحال نمی خواهداین آزادکردن وبردگی مثل بردگی گذشتگان باشدچه افرادی که مقروض بدیگران هستندومثل بردگان برای دیگران کارمی کنند(انواع بردگی درجهان معاصر،بشرامروزخیال کرده تنهابردگی مثل گذشته راتنهابایدبردگی نامیددرحالیکه امروزروحهارابه بردگی می کشانندبااستثمارانسانهاوسودجویی ازآنهاازانسانهابردگی می کشانند)بدهکاران کسانی که به هردلیلی ورشکسته یامقروض به دیگران هستند.درراه خداکه مشخص نشده درچه زمینه ای باشدحال می خواهددرهرزمینه ای ازرشدانسانی باشدوکسانی که درراه مانده اند.
بایدمتوجه بودکه درزمینه اول ودوم زمانیکه گفته برای فقرایامساکین به این معنی نیست که حتمابرای نجات فقرومسکین ازجامعه حتمادودستی پول برای آنهاپرداخت شودبلکه کاری شودکه آنهاازفقرومسکین بودن نجات پیداکنندکه امکان داردباایجادصنایع تولیدی وبه کارگرفتن آنهااینگونه عمل شودیامثلابرای یک مسکین باایجاداماکن تحقیق برای فردی که اهل مطالعه وتحقیق است تادرزمینه ایجادرشددیگران بکوشدیا....
چیزی که دراسلام مهم است درابتداایجادجامعه ای بدون طبقه ،فقروحفظ حیات وامنیت ورفاه اجتماعی،ایجادزمینه های رشدانسانی است بعدازآن می رودبه سراغ اینکه زکات درزمینه های دیگرمصرف شود.البته این زمانی است که یک حکومت اسلامی تشکیل شودوگرنه موضوع درزمانیکه مااین حکوکت نداریم درموردمصرف اموالشان مسلمانان متفاوت بایدعمل کنندوبایدبراساس جامعه حرکت های دیگرانجام دهند.مثلاامکان داردایجادزمینه های فرهنگی مهمترشودیا...
8- زمانیکه حکومت اسلامی وجودنداردمحدوده زکات وصدقه تغییرمی کنداینان بایدبهوش باشندچون نمی تواننداموالشان رابه نادان هایی بدهندکه غیرقابل اعتمادندآنهاخودبایدمجری اموالشان وصدقه دادن به دیگران باشند
ومال راباوجودعلاقه ای که به آن داردبه خویشاوندان ویتیمان ومساکین وواماندگان وگدایان وآزادسازی بردگان صرف کندو....(177بقره)
می بینیدکه آیات فرق می کندزمانیکه جامعه وحکومت اسلامی باشدبعدازآیه زکات دستوربه گرفتن زکات ازجامعه است(103توبه) امادراین آیه درموردخرج کردن اموال متفاوت رده بندی وبیان داردچون اوخودبایددرخرج کردن آن بکوشدچون منبع قابل اطمینانی وجودنداردواگرخوب نگاه شوددنبال همین آیه می گویدزکات بدهندوآن هم بعدازبه وجودآمدن جامعه اسلامی است برای همین بیان هامتفاوت بیان می شودواینجادیگربیانی ازآنفرادی که زکات راجمع می کنندنیست وابتداوارسی وکمک به خویشاوندان ونزدیکان اوهستندچون اگردریک جامعه اسلامی باشدفقراهمه هستنداما اینجاخوشاوندان اومهم ترمی شودوسپس نگاه زکات رابعدازآن عنوان می کند.
9-هیچ آیه ای مقدارزکات رامشخص نکرده است ودیدگاه سنتی که بیان می شوددرواقع جامعه ای بوده که صحابه وپیامبردرآن زندگی می کرده اندونمی توانسته اندبه یکباره اقتصادکامل اسلامی درآن پیاده سازی کنندبرای همین مراحل گام به گام راطی می کرده انددرحالیکه این موردبیان می شودکه نبایدپول برای انسان پول بیاوردواگراینگونه عمل شودیعنی ربارخ داده وافرادی که می روندبه افرادی پول قرض می دهندوبعدازآن مقداربیشترمی طلبندرباکرده اندبایدپرسیدزمانیکه ما بادادن ودراختیارقراردادن زمینمان یاخانه خودبه فردی ازاوپول دریافت می کنیم درست است که شکل فرق کرده اما ازلحاظ محتوایکی است یعنی مالی برای مامالی آورده است درحالیکه این امرعنوان می شودکه دراسلام ارزش اصلی درکاراست واین کاروفعالیت وزحمت ورنج بایدبرای انسان پول بیاوردنه اینکه بنشیندواموالش برای اوپول بیاورندچنین انسانی نمی تواندمفیدبرای جامعه باشدوانسانهارابه استثمارمی کشاندوتن پروری وبردگی وازبین رفتن استعدادهاوعقده هاو..رابه وجودمی آوردواگراین امرعنوان شودکه امکان داردخانه مابه مرورزمان ازبین روددوچیزاینجاقابل بیان است1-اگرآن فردمتعهدشودکه مال تورامثل اول به توبرگرداندمثل اجاره خانه ، آیابازهم حق داری ازاومال الاجاره برداری؟خیر؟2- خداوندچون معین نکرده است که چه مقدارانسان بایدزکات بدهدبایدبیشترازنیازش بدهدواگرآن مال به آن نیازی نداردچرابایددراختیاراوباشدبایدبه دیگری دادمگراینکه گفته شودکه ازآن نان می خورداگردرجامعه اسلامی باشدکه باتوجه به اینکه این دیدگاهی که دربند8عنوان می شودبرای جامعه اسلامی است درآن جامعه آن فردکارداردونیازی به این خانه نداردواودرمسیردرست قرارداردواگرهم ازانسانهای درمانده باشدخوددولت اورااززکات تامین می کندواگراین عنوان شودکه بایدسرمایه دراختیاراشخاص باشدتاکارآفرینی کنندودراه تولیدورشدگام بردارنداین درست است امابه این معنی نیست که افرادزندگی بهترازدیگران به خودایجادکنندودریک جامعه توحیدی خوددولت این امکانات دراختیارآنفردقرارمی دهدوهمان طورکه دربند10خواهدآمدانسان توحیدی به گونه ای دیگربه جهان نگاه می کندوعامل حرکت دراوچیزدیگری است
یادتان نروداین بندبه این معنی نبودکه دراین جامعه های لجنزاری که مازندگی می کنیم قابل پیاده سازی است ونظرات دیگربرای این جوامع می طلبدماجامعه ایده آل اسلامی رامی خواهیم به تصویربکشیم که چگونه اقتصادی دارد
ازتومی پرسندچه چیزی راانفاق کنند؟بگومازاد(بقره آیه219)
پس افرادمازادبرنیازشان بایدزکات دهندآنهانبادزندگی مادی وتجملاتی بااسراف برای خودبسازند
10- انسان توحیدی متفاوت به خودوجهان زندگی می کندبرای همین زمانیکه می گوییم جامعه ای بدون طبقه یاباکارکردن بایداوپول درآوردیااستعداداودلیل بربرتری اونشودپیش زمینه های فکری اومتفاوت ازیک مادی گراست برای همین نبایدباکمونیست ها یاسرمایه دارهاوکاپیتالیست هامقایسه شود یااینکه آنهاشکست خورده اندیانمی دانم مشکلات دارندمابیاییم دیدگاهی دیگربدهیم بلکه بایددانست که مااین نظام ودیدگاه رامی خواهیم برای که بیان کنیم می خواهددرچه بستری برای چه انسانهایی باچه پیش زمینه هایی فکری اجراکندیک انسان توحیدی هیچگاه به خاطراستعدادی که خدابه اوداده خودرابرترازدیگران عنوان نمی کندوکارکردن اوانگیزه خدایی داردنه برای اینکه کارکندودرخدمت رشددیگران باشدوعاملی برای حرکت وخدمت داشته باشدنیازبه انگیزه های مادی داشته باشدتابتواندمفیدواقع گردد.بلکه اوموحدانه درحال حرکت است اوبه خاطرخودودیگران رشدوآبادانی برای جهان می آورد.
9-ماقبلادرموردرزق وروزی دیدگاه خودراارائه دادیم که می توانیدبه آرشیوموضوعی قسمت اقتصادمراجعه کنید
10-دیدگاه هایی هم درمودرروح وبازاروتولیددادیم که نبایدبه همراه غش وفریب وتبلغات کاذب،روحیه مصرف گرایی،تخریب طبیعت باشدکه آیات زیادی به این امرمی پردازدوبایدحتمادرجهت رشدوشکوفایی باشدبه مطالب قبل مراجعه شود
مابرای شروع صحبت درمورداقتصاداسلامی درجامعه ایده آل دراین حدبیان کردیم تاببینیم دوستان چقدربیان دارندبه همین دلیل فایلهایی هم برای شمادرنظرگرفته ایم
تعدادی فایل درمورداقتصاداثرآقای علی محمدایزدی است که می توانیدازسایت ایشان دریافت کنید
مبانی اقتصاداسلام http://www.naturalislam.com/Chapter1.pdf
برای اقتصادمملکت چه کنیم http://www.naturalislam.com/Chapter2.pdf
بهره یاربادرسیستم اقتصادی http://www.naturalislam.com/Chapter7.pdf
اصلاحات ارضی شاه واثرات آن برانقلاب واوضاع اقتصادی موجودایران
http://www.naturalislam.com/Chapter10.pdf
البته متاسفانه آقای ایزدی دردادن دیدگاه مواردموردنظرمنودرنظرنگرفته اندایشان دیدگاه سنتی بادیدگاه های سرمایه داری ایشان راتاحدودی تحت تاثیرقرارداده اندالبته سعی کرده انددیدگاههای متفاوت ارائه دهندامادرنقدکمونیسم درحالی کوشیده اندکه جامعه توحیدی وانسانهای توحیدی رادرنظرنگرفته انددوتامطالب ایشان ازجمله برای اقتصادمملکت چه کنیم و اصلاحات ارضی شاه واثرات آن برانقلاب واوضاع اقتصادی موجودایران راهم قیدکرده ایم چون مطالبی درمورداقتصادونقدهایی براقتصادهای موجودداشته اند
امامطالبی دیگراز دكتر حسن توانايان فردبرای شماآماده کرده ایم که ایشان مطالبی قوی تروبهترارائه می دهندماازایشان مطلبی قبلاارائه داده ایم باعنوان روش تحقیق علم محورقرآن که بازدراین مجموعه هم برای شمامی آوریم
برای گرفتن مطالب روی اقتصاداسلامی ازمنظرتوانایان فردکلیدکنید
اقتصاداسلامی ازمنظرتوانایان فرد
140KB
این مجموعه شامل: 1- كارنامه نظام از منظر اقتصاد اسلامي 2- متدلوژي ديني در عرصة اقتصاد3- تقوا ،حق ،عدل ،علم4- روش تحقيق علم محور5- حذف بهره و انتخاب ابزارهاى سياست گذارى6- ده تفاوت عمده اقتصاد اسلامي با اقتصاد امروز ايران7- مؤلفههاي اقتصاد جديد8- ابن خلدون، پدر اقتصاد
واماقسمت هایی ازاین مجموعه:
در ايران كنوني, يكي از عوامل مهم در تضعيف باورهاي مذهبي مردم, وجود عدم تعادل در دو بخش اقتصاد و سياست است.
«قل هل من شركائكم يهئي الي الحق قل الله يهدي الحق...» (يونس: 35). «آيا آنچه (بتها) شما شريك گرفتهايد هدايت بهسوي حق ميكند؟ بگو الله به حق هدايت ميكند.»
عدم تعادل اقتصادي در جهان پيشرفته, يعني وجود تورم و بيكاري در آمريكا, اروپا, ژاپن و ساير كشورهاي صنعتي و همچنين وجود نوسانات اقتصادي, يعني اينكه بهطور دورهاي ركود و بحران در اقتصاد صنعتي و پيشرفته بهوجود ميآيد و پس از چند سال دوره بهبود و رونق فراميرسد و دوباره پس از چند سال بحران و ركود بهوجود ميآيد. اين نوسانات اقتصادي در طول دويست سال عمر اقتصاد سرمايهداري غربي مثل يك سرطان يا خوره, اقتصاد و معيشت غربيان و ژاپن و ساير كشورهاي جديداً صنعتي شده را ميآزارد... بشر در جهان پيشرفتة امروز هنوز به حقهاي اقتصادي دست پيدا نكرده است و لذا علم اقتصاد غربي نتوانسته است به استقرار عدل و عدالت در آن جوامع كمك كند و لذا در آنجا تعادل اقتصادي بهوجود نيامده است.
در جهان سوم نيز وجود فقر, شكاف طبقاتي, غارتشدگي, تورم و غيره حكايت از عدموجود تعادل در بخش اقتصاد دارد و اين يعني عمل نكردن به حقهاي اقتصادي, حقهاي اقتصادي از طريق تلاشهاي تجربي و علمي در اقتصاد ايران و همچنين عمل به اقتصاد قرآن و اسلام بايد مورد شناسايي قرار گيرد تا با عمل به آنها عدالت مستقرگرددواقتصادكشوربه تعادل برسد.
در اقتصاد اسلام شكاف بين فقير و غني وجود ندارد و كليه افراد جامعه از مواهب اقتصادي موجود در جامعه به گونهاي برابر(11) استفاده ميكنند. بهداشت و آموزش و تسهيلات و خدمات شهري در اختيار همگان با استاندارد برابر قرار ميگيرد.
در مجموع سرمايهداران با ايجاد فقر براي كارگردان و كارمندان، امنيت زندگي خود را از دست ميدهند و زندگي براي آنها خوشگوار نخواهد بود. لذا آيه شريفه ميفرمايد «هرگز به نيكي» مورد نظرتان نميرسيد، مگر اينكه شكاف بين فقر و غنا را از بين ببريد.
محمد:همیشه این سئوال درذهن من بوده است که منظورازاینکه خدارزق انسان راتقسیم کرده است وبه یکی کمترویکی بیشترمی دهدچیست ؟(اشاره به سوره رعدآیه 26 – سوره اسراءآیه 30 – سوره زمرآیه 52 – سوره عنکبوت آیه 62 – سوره روم آیه 37 – سوره سباآیات36 و 39 – سوره شوری آیات12و27) وچرامی گویدبه افرادی بدون حساب وکتاب روزی می دهد؟منظورخداچیست ؟یعنی اگرفردی بنشیندوکاروتلاش نکندبه اوروزی داده می شود؟یعنی خدابرخلاف قوانین وسنتی که درعالم جاری ساخته عمل می کند؟انسان می ایستدوازآسمان برای اوروزی می بارد؟وآیااین نگاه مقدمه پذیرش صوفیگری بایددانست؟(اشاره به سوره بقره آیه212 – سوره آل عمران آیه 27 و37 – سوره غافرآیه 40)البته درسوره بقره وغافراشاره به بهشت است امادرسوره آل عمران به خصوص درارتباط باحضرت مریم اینگونه نیست .حال منظورازرزق وروزی چیست؟منظورازفراخی وتنگی وکم وزیادکردن آن برای بندگان خداچیست؟منظورازبدون حساب وکتاب روزی دادن چیست ؟ آیااگرانسان هرچه بیشترتلاش کندرزقش بیشترنمی شود؟یک باربرای اینکه این بحث رابادوست عزیزدروبلاگ کاتالوگ انسان بازکنم اینگونه بیان کردم(هرچندایشان بیانی نسبت به این موضوع ارائه ندادند):
درآموزه های اسلامی این امربیان می شودکه رزق انسان دردست خداونداست وبرای هرفردی رزقش راتعیین کرده است وهرانسانی که پابه این دنیامی گذاردرزقش تعیین گشته است تااین قسمت درست است اماگزینه ای که درکنارآن بیان می شودوبه نظرمن غلط است این مورداست که برای هرفردی خداوندرزقش رامقداری تعین کرده است وهرچه بیشترتلاش کندرزقش بیشترازآن چیزی که تعیین گشته نمی شودبه نظرمن این غلط است بلکه این به معنای این است که ثروت های جهان آنقدرزیاداست که به اندازه همه افراداست واگربابرنامه ریزی وتعریفی که خداونددارد اجرا شود برای همه رزق است وآن رزقی که تعیین شده برای همه بدست می آید(این رزق به معنای کم بودن برای یکی ویازیادبودن برای یکی نیست بلکه انسانهااین کارراکرده اند)واگرانسانهااین برنامه رانداشته باشندعدالتی نخواهدبوددرنتیجه برای بقای انسانهابایداین تعاون وهمکاری باشدونباید همدیگررا نابودکنند(چیزی که به نظراست دراینجابیان شودکنترل جمعیت است که انسانهارااز بین می برند)اماآیاانانی که این تعاون راندارندوباعث می شوندکه انسانهاراازبین بببرندآیابایدازبین بروند یانه؟
البته این نظری بودکه دروبلاگ کاتلوگ انسان داده بودم به تازگی دروبلاگ راه مابامطلبی روبروشدم که درابتدااین مطلب راقیدمی کنم سپس نظرخودرابیان می کنم:
تفاوت بین مال و روزی
رزق و روزی غیر از مال مادی است. در روایات فرموده اند:« روزی و رزق مقسوم است » یعنی روزی هر كسی تقسیم شده است. در باطن عالم روزی را برای افراد به مقدار وسعت وجودی هر شخصی - چه در امور مادی و چه در امور معنوی - تقسیم كرده اند، كه اگر شخص بیش از آن اندازه معین پرسه بزند و مانند مورچه مال به دست بیاورد، آن مقدار دیگر روزی اش نیست بلكه فقط مالی است كه به دست آورده است، زیرا مال به دست آوردن غیر از روزی به دست آوردن است. « روزی » آن مقداری را می گویند كه شخص برای زنده ماندن به آن محتاج است. ( همانند تنفس كه بدن فقط آن مقدار لازم را جذب می كند، نه بیشتر و نه كمتر از آن را) همانند اینكه فردی خانه ای به طول هزار متر مربع برای خود بسازد در حالی كه فقط به قسمتی از آن برای زندگی كردن نیازمند باشد. در این صورت باطن عالم، این خانه هزار متری را منزل آن فرد نمی داند، بلكه فقط آن مقداری كه شخص برای زندگی به آن نیاز دارد را منزل او می داند و ما بقی را اضافه به حساب می آورد. همان طور كه در باطن نظام عالم، میزان عمر هر شخصی معین شده است به همان مقدار هم رزق و روزی او تنظیم شده است. وقتی كودكی به دنیا می آید و پستان مادر به دهانش گذاشته می شود آن مقداری كه از شیر می مكد رزقش است و ما بقی كه از دهانش می ریزد رزق كودك نیست. بنابراین رزق و روزی هرگز كم نمی آید. امكان ندارد كسی صد سال زنده باشد اما خداوند روزی هشتاد سال او را تامین كند و بیست سال دیگر را بدون روزی باشد.
شرح مراتب طهارت
از رساله وحدت از ديدگاه عارف و حكيم علامه حسن زاده آملي
شارح / استاد صمدي آملي
سینا
منبع : http://weway.blogfa.com/
محمد:باتشکرازدوست عزیزسینادروبلاگ راه مابرای قیداین مطلب دروبلاگشان . به نظرمن معنیی که ازقرآن برداشت می شودبه این معنی نیست که رزق وروزی یعنی به مقداری که فرداحتیاج داردچون ظاهراازآیات این مطلب برمی آیدکه خداافرادرابیشترازنیازشان هم به آنان رزق وروزی می دهد.همان طورکه درآیات اشاره شددرحدی که دربسیاری ازآیات دستوربه انفاق دادن این رزق هامی دهد ( اشاره به سوره بقره آیه 3 و.....)البته آیات زیادی است ،که تنهابه یک مورداشاره کردیم حتی اگراین آیات رادرکنارهم بیاوریم رزق رانمی توان دریک موردخاص خلاصه کردوظاهراهرچه ازطرف خدابه انسان داده می شودازمادی تامعنوی می توان عنوان کرد.پس اگربیشترازنیازبه اوداده نمی شوددستوربه انفاق داده نمی شدپس منظورازرزق چیست؟به نظرم حتی درامورمعنوی هم انسانهابادرخدمت دیگران بودن وتعاون بادیگران رزقی که خدابه اوداده تقسیم وانفاق می کنند؟!خوشحال می شوم نسبت به چراهایی که دراین پست عنوان کردم دوستی پیداشودوکامل درموردآنهابیان داشته باشد؟

