تبليغاتX
؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟...چرا...؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

جدایی دین ازسیاست،صراط های مستقیم وپلورالیسم دینی،قبض وبسط شریعت وتجربه نبوی=آری یانه 11
تاريخ: یکشنبه سی ام تیر 1387 ساعت :

.......ادامه

دوستان همان طورکه می دانندباده پست نسبت به این مسئله به روزشدیم(برای دسترسی دیگرمطالب می توانیدبه آرشیوموضوعی ترسیم دیدگاه سیاسی مراجعه کنید) ودلیل اینکه آخرین پست آن دیرشدمنتظربودم وبلاگ راه ما دیدگاههایش نسبت به نقدپلورالیسم دینی تکمیل کندتادرکناردیگرمطالب آنهاقیدکنم تنهایک پست دیگرنیاوردندوظاهراوبلاگ آنهاموقتاتعطیل شده است اماآخرین مطلب آنها:

نقدی برپلورالیسم دینی http://weway.blogfa.com/post-147.aspx

 

اماابتدانظرآرش رابرآخرین پست این مطلب می آوریم سپس مطالبی دیگردرارتباط بااین موضوع:

 

آرش:

 

محمد گرامی

سایر پیامبران و پيروانشان هم مسلم بوده اند. در این باره آنقدر آیه های روشن در قرآن فراوان است که جای ابهامی باقی نمی ماند

آل عمران آيه 52: حواريون انصار خدا و مسلم بودند
فَلَمَّا أَحَسَّ عِيسَى مِنْهُمُ الْكُفْرَ قَالَ مَنْ أَنصَارِي إِلَى اللّهِ قَالَ الْحَوَارِيُّونَ نَحْنُ أَنصَارُ اللّهِ آمَنَّا بِاللّهِ وَاشْهَدْ بِأَنَّا مُسْلِمُونَ
چون عيسى از آنان احساس كفر كرد، گفت‏: ياران من در راه خدا چه كسانند؟ حواريون گفتند: ما ياران (دين‏) خداييم‏، به خدا ايمان آورده‏ايم‏؛ و گواه باش كه ما همه مسلمان هستیم


يونس آيه 84: قوم موسی مسلمين
وَقَالَ مُوسَى يَا قَوْمِ إِن كُنتُمْ آمَنتُم بِاللّهِ فَعَلَيْهِ تَوَكَّلُواْ إِن كُنتُم مُّسْلِمِينَ
و موسى گفت‏: اى قوم من‏، اگر به خدا ايمان آورده‏ايد، و اگر اهل مسلم هستید بر او توكّل كنيد.


العنكبوت آيه 46: اهل کتاب خدای همه ما يکی است و همه مسلم هستيم
وَلَا تُجَادِلُوا أَهْلَ الْكِتَابِ إِلَّا بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ إِلَّا الَّذِينَ ظَلَمُوا مِنْهُمْ وَقُولُوا آمَنَّا بِالَّذِي أُنزِلَ إِلَيْنَا وَأُنزِلَ إِلَيْكُمْ وَإِلَهُنَا وَإِلَهُكُمْ وَاحِدٌ وَنَحْنُ لَهُ مُسْلِمُونَ
و با اهل كتاب‏، جز به (شيوه‏اى‏) كه بهتر است‏، مجادله مكنيد -مگر (با) كسانى از آنان كه ستم كرده‏اند- و بگوييد: به آنچه به سوى ما نازل شده و (آنچه‏) به سوى شما نازل گرديده‏، ايمان آورديم‏؛ و خداى ما و خداى شما يكى است و ما مسلمان هستیم

 

دنباله سایر پیامبران و پيروانشان هم مسلم بوده اند:

بقرة آيه 132: ای پسران ابراهيم و يعقوب نيايد غير مسلمان بميريد
وَوَصَّى بِهَا إِبْرَاهِيمُ بَنِيهِ وَيَعْقُوبُ يَا بَنِيَّ إِنَّ اللّهَ اصْطَفَى لَكُمُ الدِّينَ فَلاَ تَمُوتُنَّ إَلاَّ وَأَنتُم مُّسْلِمُونَ
و ابراهيم و يعقوب‏، پسران خود را به همان (آيين‏) سفارش كردند؛ (و هر دو در وصيتشان چنين گفتند: اى پسران من‏، خداوند براى شما اين دين را برگزيد؛ پس‏، البته نبايد جز مسلمان بميريد.


النحل آيه 102: روح القدس بشارت برایمسلم بودن
قُلْ نَزَّلَهُ رُوحُ الْقُدُسِ مِن رَّبِّكَ بِالْحَقِّ لِيُثَبِّتَ الَّذِينَ آمَنُواْ وَهُدًى وَبُشْرَى لِلْمُسْلِمِينَ
بگو: آن را روح القدس از طرف پروردگارت به حق فرود آورده‏، تا كسانى را كه ايمان آورده‏اند استوار گرداند، و براى مسلمانان هدايت و بشارتى است‏.

 

بنابراین جایی که قرآن می گوید:

وتنهادین مورد پذیرش اسلام است (سوره بقره آیه 120)

آیین همه پیامبران را شامل می شود که مردم را به تسلیم شدن به خدا و راه سلم دعوت می کردند!!!

 

پیرامون مخاطب اصلی پیام حضرت محمد چندین بار بحث شد و آیات مربوطه آورده شد. در سرزمین حجاز آن موقع یهودیان زندگی می کردند. قرآن به ایمان آورندگان به پیام محمد می گوید شما و یهودی ها و مسیحیان و صایبی ها که به خدا ایمان دارید و عمل صالح انجام می دهید... همه رستگار خواهید شد. ( آیه های مربوطه قبلا آورده شد)

در قرآن هر جا که می گوید ای ایمان آورندگان ( یا ایهاالذین آمنو) مخاطب بت پرستان مکه و مدینه هستند که به خدا ایمان آورده بودند. منظور من و شما و دیگران نیست که به خدا ایمان دارند. منظور پیروان سایر ادیان هم نیست که آن موقع در سرزمین حجاز می زیستند. زیرا که آن ها قبلا بت پرست نبودند که بخواهند به خدا ایمان بیاوردند. خب حالا بروید آیه های مربوطه را دوباره بخوانید... حتی در سوره مومنون که صفات مومنین را بر می شمارد خیلی حداقل است که به آن ها وعده رستگاری می دهد. مثلا می گوید مومنین آنهایی هستند که فروج خود را می پوشانند. چون در آن زمان مردم آن ناحیه پوشش درستی نداشتند و لباس زیر هم نداشتند بطوری که هنگام رکوع و سجود عورت زن ها و مرد ها در مسجد آشکار می شد و باعث حواس پرتی آن ها. تا جایی که پیامبر مجبور شد میان مرد ها و زن ها پرده بکشد!!!

 

محمد: اینکه تمامی پیامبران واقعی آنهامسلم بوده اندکسی منکرآن نیست ؛امامشکل ازآنجاست که آیاواقعاآنهادرحال حاضرهم پیروهمان آیین ودین وپیامبرانشان هستندکه ماآنهارامسلم بدانیم یانه؟!چگونه خداونددرسوره مائده آیه17همین مسیحیان راکافرخطاب می کندالبته می گویدچه مسیحیانی ،؟آنهایی که ازدینداری خارج شدندوگفتندمسیح خداست؟پس چگونه مامی توانیم چیزی که فعلاازجهان ادیان هست آنهارادینداربدانیم؟بله آنچه که قبلابوده انداینگونه است نه حالا؟مابایدبدانیم که درچه قالبی خداوندانسان رادیندارومسلم بیان می کندماکه نمی توانیم نگاههای متفاوت ازمسلم رادرعین واحداسلام بدانیم این که یعنی اسلامی درواقع وجودنداردوتعریفی ازمسلم وجودنداردکه فردی رامسلم بدانیم واینجاست که انسان دچارشک گرایی شده ودین راازخودجدامی کندامابرای روشن ترشدن این موضوع ماقبلاپستی باعنوان بایدازکدام دین پیروی کرد؟(آرشیوموضوعی قسمت نقدادیان) آوردیم که متوجه شدیم امت یاتعریف دین وانسان توحیدی چیست؟واین طرزنگاههاازاین است که انسان دین وتوحیدراخوب نشناخته است برای همین است که بیان اینگونه نگاههابیشترازمذهبیون تشیع یاکسانیکه قبلاریشه های مذهبی شیعه داشته اندعنوان می شودچراکه درمذهب شیعه توحیدخوب بیان نداردوبه بی راهگی رفته است ومهم بودن آن چندان مشخص نیست ؟این افرادنمی توانندخودراازقالب این مذهب کامل بیرون بیاورندبرای نجات ازهمین موضوع به جای اینکه به اصل دین نگاه کنندتحریف دروغی مسیحیت برای نجات دین خودشان رابرای دین اسلام عنوان می کنند .ازدیگرمسائلی که باعث شده اینگونه نگاههاعنوان شوداهمیت زیادبه احادیث وتاریخ است وموردظلم قرارگرفتن قرآن است معانی واژه هاتغییرکرده است وسعی براین می شودکه برای راه نجات، قرآن راپیرونگاههای غرب کنیم .اگرخوب معنی اله درقرآن دقت می شددرمسئله توحید،هیچگاه چنین برداشت  غیردینی به وجودنمی آمداگربه صفات خداازجمله رب و..خوب پرداخته نشودکه جزئی ازمسائل توحیدی است ومتاسفانه درمذهب تشیع هم دیده نمی شودچیزطبیعی است که برداشت های غیرتوحیدانه به وجودبیایدوزمانیکه انسان پیش زمینه های فکری خوب نداشته باشدودراین فضاهای آلوده ذهنی قرارگیردذهن انسان مسموم شده وبه حقیقت نمی رسدوانسان توحیدی به وجودنمی آیدوراه شرک رادرپیش می گیرد،درمقابل قرآن قرارمی گیردوخیال می کندقرآنی است.

اماسئوالی که بایدازآرش پرسید.مردم مدینه هم یهودی بودندامامسلمان می شوند؟آیااهل کتاب امروزواقعایهودی یامسیحی هستندواقعا پیروپیامبرانشان هستند؟اگربخواهیم آنهارابپذیریم جایگاه توحیدکجاست ؟چراخداوندانحرافات آنهارابیان می کندومی گویدنگاه آنهاغیرخدایی است وآنهاراتوبیخ می کند؟ خداوندعمل کردن وقبول بخشی ازکتابش رانمی پذیردهمان گونه که بنی اسرائیل رااینگونه توبیخ می کند:....آیابه بخشی ازکتاب ایمان می آوریدوبه بخش دیگرکفرمی ورزید.....(85بقره)حال آیامادرمقابل قرآن می توانیم بگوییم به آن ایمان داریم اماآن رااجرانکنیم یاتنهامجری بخشی ازآن باشیم وبقیه رابرای دیگران بدانیم به هرحال به همان پست ارجاعی مراجعه گردد.

 

امامطالبی دیگردرنقدپورالیسم وتجربه نبوی:

 

آرش عزیزمی توانندپاسخ خودرازنقدپلورالیسیم دینی آقای طباطبایی دریافت کنندوبایدبداننداگرشمایک دیندارواقعی یافتیدخودراملزم به اطلاعت ازقرآن می بیندنه مشتی خرافات وشرکیات.

نقدنظریه پلورالیسم دینی اثرمصطفی حسینی طباطبایی :

http://www.quranian.net/modules.php?name=Downloads&d_op=getit&lid=11

 

عقب نشینی فرهنگی اثرمصطفی حسینی طباطبایی که نقدصراط های مستقیم وتجربه شخصی می پردازند:

http://www.quranian.net/modules.php?name=Downloads&d_op=getit&lid=37

 

یکی ازموضوعاتی که باعث شده ماشناخت درست ازاین مسائل نداشته باشم تعریف وشناخت نادرست به مسئله وحی است آقای طباطبایی درمقاله وحی قدسی نه وحی نفسی!کاملااین موضوع راتبیین کرده اندکه دیدگاه تجربه شخصی امری دینی نیست

 

وحی چیست؟اثرمصطفی حسینی طباطبایی:

http://www.quranian.net/modules.php?name=Downloads&d_op=getit&lid=102

 

وحی قدسی نه وحی نفسی!اثرمصطفی حسینی طباطبایی:

http://www.quranian.net/modules.php?name=Downloads&d_op=getit&lid=16

 

مطلبی دیگرهم دروبلاگ خبرونظراست باعنوان اسلام سیاسی اثراحمدفعال که مطلبی جالب دراین مورداست که نمی توان این امرراعنوان کردکه دین ازسیاست جداست

 

لینک مربوطه:

http://khabarvanazar.blogfa.com/post-67.aspx

 

 

بااین وجودازآنجائیکه ماترسیمی ازنظامی اسلامی دینی دادیم که فراترازحتی دموکراسی بودو دوچیزرابه همراه خودداشت حق سالاری ومردم سالاری ،پس چرامابخواهیم ازچنین حکومت زیبایی فراری باشیم وبگوییم بایددین ازسیاست جداباشد؟بله اگراین سیاستی که فعلاغیردینی است ودرکشورهای اسلامی وجودداردوغیردینی است باشدبایدگفت دین ازسیاست بایدجداباشدچون اصلاآنها نگاهی دینی نسبت به سیاست نیست ویادتان نرودبرای به وجودآمدن آن حکومت تنهاجامعه ومردم واقعادینی می خواهدوگرنه نمی تواندخودرابه نمایش گذارد.به قرآن مراجعه کنیدتاآن نگاه راببینیدوبراساس چیزی که فعلاازجهان اسلام است نگوییددین بایدازسیاست جداباشد؟برای دسترسی به این نگاه می توانید به آرشیوموضوعی قسمت ترسیم دیدگاه سیاسی مطلب چه نظام سیاسی برای بشربهتراست مراجعه کنید.

 

حال که اینگونه است به نظرم بحث دراین موردکافی باشدمگراینکه دوستی حرفی برای بیان داشته باشد.

 

 

نوشته شده توسط محمد | موضوع: ترسیم دیدگاه سیاسی | لينک ثابت |
بازهم نگاهی دیگربه حکومت اسلامی
تاريخ: جمعه هفدهم خرداد 1387 ساعت :

 

مادرپست های قبلی نوع حکومتی که دراسلام پیشنهادمی گرددبا زیرساختارهای آن بیان کردیم (آرشیوموضوعی ترسیم دیدگاه سیاسی)ودیدیم که چگونه این نوع حکومت بهترین نوع حکومت است که ازحکومت های دمکراتیک هم بهتراست اماتنهابرای جامعه اسلامی است حکومتی که هم حق سالاری وهم مردم سالاری درآن وجودداردبرای مردمی توحیدی که بدنبال حق هستندوچیزی که ازلحاظ منطقی واستدلال درست باشدنه اینکه حداکثررای راباخودداشته باشد.نوع حکومتی که به معنی حکومت کردن مشتی آخوندوعالم نبودودیدیم که نمی توان گفت دین ازسیاست جداست

 

امابه هرحال مشکلی که وجود داردباوجوداینکه بایداین چشم اندازرادیدامابرای گذرازاین مرحله ورسیدن به آن نیازمندداشتن پیش زمینه هایی هستندمثل ساخته شدن انسانهای توحیدی وانقلابی وفهمیدیم که فعلابهتراست نظامی سیاسی که دوستان درسازمان موحدین آزادیخواه ارائه می دهندپیاده سازی گرددتازمانیکه به آن حدرشدی انسانهارسیدندتبدیل به آن حکومت گردد.

 

 به هرحال بااین وجودگزینه گمشده ای که درنگاه آن حکومت که اثرآقای احمدمفتی زاده بوداین بودکه ساختارنظام امنیتی درحکومت اسلامی چگونه است وتامین امنیت ملی راچگونه می خواهدتامین کنداصلامی توان چنین چیزی راداشت ظاهراایشان معتقدبه چنین نظامی نیستندوبایدهمان امنیت به دست نظام قضایی کشورباشدالبته ماآیات قرآن داریم که ازتجسس درزندگی خصوصی وشخصی افرادنهی می کند(12 سوره حجرات)هرچنداین اشخاص درخلوت خودمرتکب گناه شوداماآیامی توان امنیت راتامین کردیاآیه داریم که می گویدتازمانیکه به خانه ای اطلاع نداده ایدودرنزده ایدواردآن نشویدپس مانمی توانیم واردآن شویم(29و27 سوره نور) البته یک سئوال دیگرهم اینجاایجادمی شودکه بااین وجوداگربخواهیم یک فردی که مجرم است چگونه می توان برخوردکردواورازیرنظرداشت. آیادرنظام اسلامی ماچیزی به نام جاسوس داریم وزمانیکه این آیات خدادرموردعدم تجسس می آیددرموردچه اشخاصی است مسلمانان یاتمامی انسانهاراشامل می گردد؟به هرحال به نظرمن جای خالی این بیان دراین اثرآقای مفتی زاده به چشم می خوردتاافرادی نیایندبه نام اسلام نظام اطلاعاتی درست کنندوبروندهرکاری دلشان می خواهندبکنندودرزندگی انسانهادخالت کنندهرچندمجرم باشندوبرای تامین امنیت بایدچه کارکردو....

 

ذکراین موردقابل بیان است که درحال حاظرنظام هایی که به نام اسلام وجوددارداسلامی نیستندواین نوع حکومت به غیرزمان چهارخلیفه اول وجودنداشته وبعداززمان معاویه تبدیل به نظام دیکتاتوری وسلطنتی شده است وازآن زمان سیرسقوط دراسلام به وجودآمده است و...

 

امادوستان درسایت سازمان موحدین آزادیخواه مطلبی برای من فرستاده اندکه بسیارزیبابودازآنجائیکه بیانی داشتنددراین موردکه نمی توان دین راازسیاست جدادانست واینکه چرابعضی هااین بیان رادارندوآیامی توان پذیرفت یانه ؟!امااین هم پیام این دوستان به همراه لینک کتابشان ؟!امیدوارم بامشکل فیلترروبرونگردید.

 

سماء :

خدمت برادر عزیز آقای محمد (وبلاگ چرا): با توجه به ارائۀ بحث اسلام، و سیاست و حکومت، تبیین «اســـلام؛ و سیــــاســـــت و حـکـــــومـــــت» با برنامۀ آکروبات برایتان ارسال می گردد، باشد که مؤثر و مورد توجه واقع شود.
http://www.samaa.org/pdf/din va siyasat va hokoomat.pdf

 

نوشته شده توسط محمد | موضوع: ترسیم دیدگاه سیاسی | لينک ثابت |
حکومت ووحدت درپناه قرآن
تاريخ: دوشنبه ششم خرداد 1387 ساعت :

 

مابه تفصیل ازنگاه قرآنی به نگاه سیاسی که ارائه می دهدپرداختیم ودیدیم چگونه آن نگاه ترسیمی است بالاترازدموکراسی وراهی بودکه هم مردم سالاری وهم حق سالاری برای بیان اشت اماگفتیم که این نگاه سیاسی تنهابرای مسلمانان است وبدردجامعه اسلامی می خوردوتنهاباآنهامعنی پیدامی کندوقابلیت اجرایی داردودرغیراین صورت نمی توان ازآن استفاده کرد.

 

اماآقای علی محمدایزدی هم نگاهی سیاسی اسلامی ارائه می دهندکه باعنوان دین وحکومت بیان دارند البته دربعضی مواردخوب بیان کرده اندودربعضی مواردهم اشتباه ،اماازآنجائیکه بسیاری ازبیان هایی زیبادارنددراینجاقیدمی گردد.1- ایشان ازکلمه اولی الامرمعنی درست بیان نکرده اند(به پست های قبلی که نگاه آقای مفتی زاده بیان گشت یامطلب زیرازآقای مفتی زاده است مراجعه گردد) 2- ایشان گفته اندساختارونگاه سیاسی ازقرآن بیان ندارداماهمان مشورت کردن که عنوان می شودبایددرسیاست هم عنوان شودهرچندکه درنهایت نگاه هایی درپایان کتاب خودبیان دارندامابانگاهی که ماازآقای مفتی زداه ارائه دادیم متناقض است وبه هرحال نگاه آقای مفتی زاده قرآنی ومنطقی تراست وبدردبشریت می خورد3-کتاب ایشان ازاینکه چگونه انسان نیازمندقرآن است وضعف های حکومت های دیگر،بیانی زیباومنطقی دارند

 

دین وحکومت (علی محمدایزدی):306KB

http://www.naturalislam.com/Chapter5.pdf

 

اماکتابی دیگربانام وحدت اسلامی اثرآقای احمدمفتی زاده است به علت ضرورتی که بایدقیدمی شدقیدمی گرددالبته بایددرپست قبلی وکنارمطلب دیگرایشان یعنی حکومت اسلامی عنوان می شداماازآنجائیکه نخوانده بودم قیدنکردم (چون من هرمطلبی رادروبلاگم می آورم کامل می خوانم) دراین کتاب بیان می شودکه چگونه نبودآزادی ها ووجودظلم وستم باعث تفرق وگسیختگی جامعه می شودوبرای جامعه اسلامی ووحدت دراین جامعه چگونه نیازی به نوع حکومتی دینی داریم (باتشکرازوبلاگ ناجی کردبرای قیداین مطلب :البته این آخرین مطلب مکتوب درسایت هاووبلاگها بودکه توانستم ازآقای احمدمفتی زاده برای شماعزیزان گیربیاورم ومتاسفانه بسیاری ازمطالب دیگربه صورت صوتی یابه زبان کردی است که امیدوارم دوستان دقت کنندودیگرمطالب باارزش ایشان راهم ازدیگران دریغ نکنند)

 

وحدت اسلامی (احمدمفتی زاده):3.55MB

http://najee-kurd.persiangig.com/NajeeBooks/Vahdat.zip

 

 

متاسفانه نگاهی ازسیاست که دوستان درسازمان موحدین آزایخواه ارائه می دادندنمی توان نهایت حکومت دینی دانست هرچندکه این امرراعنوان کرده اندکه بایدبه عنوان حکومت دینی وخلافتی رسیدوآن نهایت اسلام است امادقیقامشخص نکرده اندکه منظورآنهاازآن حکومت وساختارهای آن چیست ،هرچندکه برای خروج ازبن بستی که فعلاکشورایران درآن قرارداردحکومتی که به عنوان موقتی عنوان می کننددرجهت رشدومنافع مردم ایران است امابایدمتوجه باشندکه برای نهایت حکومت اسلامی هم عنوان داشته باشندتابدانندمی خواهندبه کجابرسند(برای دیدن نوع حکومتی که باشرایط فعلی برای کشورایران عنوان می کنندمراجعه به اساسنامه ومرامنامه این دوستان شودکه می توانیدبامراجعه به سایت این دوستان ازآنهاتقاضاکنید.آنهاحکومتی مردم سالار،آزاد،تکثرگرابااحترام به وجودتمامی مذاهب برای مردم ارائه می دهند)

 

نوشته شده توسط محمد | موضوع: ترسیم دیدگاه سیاسی | لينک ثابت |
چه نظام سیاسی برای بشربهتراست
تاريخ: جمعه سوم خرداد 1387 ساعت :
 

 

کشورایران درابتدانظام دیکتاوتری فردی شاهنشاهی رابه خوددیده است ومامی دانیم که هرچنداگریک فردازلحاظ انسانی دردرجه بالایی قرارداشته باشدومتصف به صفات انسانی باشدامابدلیل پیچیدگی های جهان امروز،عدم توانایی اینکه فردی بتواندیک مسئله راازتمامی جهات به آن بپردازدودرتوانایی انسانی نیست وهمچنین به حکم انسان بودن وخطاپذیری اونمی توان حکومت فردی راپذیرفت. البته مااین راازجهت مثبت آن نگرستیم باوجوداینکه حکومت های فردی معمولادیکتاتورهستندوجامعه رابه سوی نابودی می کشانندوهیچ تضمینی نیست اگرنفراولی عدالت وصفات انسانی راداشت دومی هم همین گزینه هاراداشته باشد.بعدازپیروزی انقلاب ایران،بسیاری ایرانیان دلشان راخوش کردندکه نظام دیکتاتوری راپشت سرگزاشته اندودرپناه اسلام به حقوق ازدست رفته خودازجمله آزادی می رسندامادیدیم بازدیکتاتوری هاآمدچون انقلاب بایدازفردبه جامعه کشیده شودونه برعکس امامردم ایران این مرحله راطی نکرده بودنددرنتیجه ازنظرانسانی منقلب نشده بودندوصفات انسانی وآزادی رادرخودپرورش نداده بودندآنهاهنوزروحیه دیکتاتوری شاهنشاهی رادرخودداشتندبراحتی این روحیه دررهبران ایرانی درآن زمان مشاهده می شودبرای همین دریک عمل خیانت کارانه درابتداحزب جمهوری قدرت رادردست می گیرد سپس جامعه راسوق به دیکتاتوری فردی وحزبی می بردودرحال حاضرهم هردودیکتاتوری فردی وگروهی حکومت رادردست دارند.وراه نجاتی برای آن متصورنیست .ماکاری به این نداریم که بازی باکلمات وساخت زیرمجموعه هایی این رابیان می کنندکه درواقع ماکشوردمکراتیک راداریم(وفریبی بیش نیست آنان خودومردم رادرحال فریب هستند) که درواقع این نظام نه اسلامی نیست ازفاکتورهای دمکراتیک هم بویی نبرده است وگرنه بانام امنیت ملی روزنامه رانمی بستندوروشنفکران رابه زندان ودارنمی آویختندوبه اقلیت هاواهل سنت ظلم نمی کردند.دراین بینابین بسیاری ازروشنفکران ازدین سیاسی سرخورده شدندوبرای اینکه ریشه های دینی هم داشتندونمی توانستنددین رارهاکننددست به تعریفی جدیدازدین زدندازجمله بازرگان که دراواخرعمرخودمی گویددین بایدازسیاست جداباشدیادکترسروش که تعاریف جدیدازدین می دهدوکارش به جایی می کشدکه می گویدکلام محمد.امامشکل این روشنفکران این است که نمی توانندازمذهب گرایی خودرانجات دهندوقرآن راورق زده ونگاه کننداسلام درموردسیاست چگونه نگاهی می دهد .امابزگترین نیروکه فعلاحرف اول رادرجهان می زندنظامهای دموکراسی وجمهوری خواه است که این بیان رادارندکه آزادی ومردم سالاری برای مردم خودآورده اندامااین فریبی بیش نیست چون درهمان نظامهای به خیال دمکراتیک هم دیکتاتوری به نوعی دیگروجودداردوپایان تاریخ رسیده است .چون درهمان نظامهای دمکراتیک هم تنهاچندحزب حکومت می کنندافرادازطریق این احزاب به قدرت می رسندوفضایی برای دیگران نیست هرچندکه ازلحاظ استعدادی وقدرتی بهترازدیگران باشندوراهی برای آنهایی که اقلیت هستندنیست ورشدی برای آنهاوجودنداردومردم بایدازهمان چندتایی که هستندانتخاب کنندومعمولاچون قدرت دردستان این احزاب است نمی گزارنددیگران رشدی کنندوآنهاراسرکوب می کنند(اگرهم ماحزبی می بینیم ازدل همین احزاب است ومعمولادراروپاوامریکاماکمترشاهدحزب جدیدهستیم امادرجهان هایی که ازاین دومکان دورترهستندشایدازلحاظ نامن جمهوری باشندامادرواقع دیکتاتوری وبازیگری بااسامی واحزاب است)چون زروزوروتزویردردستان آنان است پس حزبی دیگربه وجودنمی آیدوانتخاب مردم محدودمی شودواگرهم بخواهدحزبی به وجودبیایدبایداین قدرزحمت بکشدوراه طولانی رادرپیش بگیردوازمشکلات وبدبختی هاعبورکندتابتوانداظهاروجودکند.همچنین یکی ازمشکلات درنظام های دمکراتیک  این بودکه حق هیچ معنی نداردیعنی فردنمی تواندحق رادراین جامعه ببیندبلکه اکثریت رامی بیندیعنی دراین جامعه حق معنی نداردیعنی اگرمن به عنوان یک فردهرچندازلحاظ استعدادی وعلمی بالاباشم وحق می گویم اماچون یک نفرهستم حرف من پذیرفته نمی گردداماافراددیگرچون تعدادشان بیشتراست موردپذیرش قرارمی گیرند.من دراین جامعه هاحق دارم آزادی بیان داشته باشم اماظاهرادیگران هم حق دارندمنوخفه کنند(مادراین نظامهابارهااین خفه کردن هارابه روشهای گوناگون دیده ایم ازجمله افرادی که درموردهلوکاست صحبت کرده اند)دراین جامعه هامن آزادی بیان دارم امااینکه موثرافتدهیچ تضمینی نیست یعنی اگرمن عین حق باشم تنهافریادی بیش نیست وبابیانم دارم خودموخسته می کنم وبرای اثرگزاری نیازمندمسیری دیگراست وآنهم نیازمنددردست داشتن قدرت است نیازمنداینکه اکثریت بامن باشند.

 

مامی خواهیم نگاهی دیگرازسیاست بدیهم که بادین عجین شده است وبگوییم مانیازمندنظامی سیاسی هستیم که بالاترازنظام های دمکراتیک باشد نظامی که هم حق سالاری حکومت داشته باشدوهم مردم سالاری وچگونه بتوانیم این دوراجمع ببندیم چگونه هم اختیاروآزادی مردم رانگیریم ومردم برسرنوشت خودحکومت کنندوراه ومسیرخودراخودانتخاب کنندهرچندانتخابشان نادرست باشدوحق نباشدوبتوانندبرآنانی که برایشان تصمیم می گیرندنظارت داشته باشندتابه نفع آنان کارکنندهم حق سالاری حکومت داشته باشدتاواقعادرجهت درست باشدوواقعامابه حقوقمان برسیم وحق هیچ کسی ضایع نشودوحتی اقلیت هابه حق خودبرسندوانسانیت معنی داشته باشدوبدلیل قدرتی که اکثریت پیدامی کندنظارت خودرابراقلیت حاکم نکندوبراو زورنگویدودیکتاتوری اعمال نکندوبرای اوتصمیم نگیردوآزادی اورانگیرداوهم آزادی وانتخاب داشته باشد.

برای اولین بارشخصی که نگاهی دیگرازاین مطلب ارائه داده اندشهیداحمدمفتی زاده است باعنوان حکومت اسلامی که برای شمادراینجاقرارمی دهیم . به مناسبت همین موضوع سعی کرده ام دیگرآثارمکتوب دیگرایشان هم دروبلاگهاوسایت هاپیداکرده ام درکنارآن قراردهم تادوستان بتوانندازآن استفاده کنند.(باتشکرازتمامی این دوستان بهخصوص وبلاگ ناجی کرد)

قبل ازگرفتن مطلب ایشان قابل ذکراست که دراسلام چیزی به نام اکثریت یا مذاهب وجودنداردیعنی درجامعه ای که اسلام آن راترسیم می کندتابه آن برسدنبایداین مسائل وجودداشته باشدهرچندکه برای این دوران گذارامکان داردهنوزانسانهاباروحیه جهالت اخت هستندبه ضرورت بیان گردد.همچنین بایددانست وقتی مادرمورداسلام صحبت می کنیم بامجموعه آن بایدبسنجیم یعنی مادچاراین مشکل هستیم مثلازمانیکه بحث حقوق ومجازات اسلامی است به این فکرکنیم برای چه بستری وچه اشخاصی بیان داردامامتاسفانه ماآن راازمجموعه خودجداکرده وجداگانه موردبررسی قرارمی دهیم واین مشکل سازاست چون آن مواردبامجموعه خودکامل می شودومعنی پیدامی کندودرغیراین صورت ازمعنی می افتدودچارنقص می شود.کاری که مسلمانان می کننددچاراین مشکلات است وبایددانست این ترسیمی که مامی خواهیم بیان کنیم برای چه مردم وچه جامعه ای است وتازمانیکه آن مردم انقلابی به وجودنیایدنمی توان ازآن سودبرد. می خواهم داستانی برایتان بگویم البته نمی دانم چقدردرست است یکی ازدوستان تعریف می کردندکه درکشورآلمان کنفرانسی ترتیب داده شده بودوازبسیاری افرادوگرووهاخواسته بودندکه نظام اقتصادی خودرابیان کننددرنهایت به این نتیجه رسیدندکه نظام اقتصادی اسلامی بهترین نظام است امااین راهم گفتندآن نظام تنهابدردجامعه اسلامی ومردم مسلمان می خوردوبدردجامعه مانمی خورد

 روی مجموعه آثارومجموعه هابرای دریافت کلیدکنید.

اخطار: امکان دارداگربرای باردوم است که وارداین سایت می شوید(سایتی است که فضای رایگان می دهد،راستش سایت بهتری پیدانکردم) صحفه اول که کلمهDownload  رادرخودداردازبین برودوصحفه دیگری بیاید،برای گرفتن فایل دوراه حل دارید1- بادیدن این کلمه سریع روی آن کلیدکنیدتافایل رابگیرید2- به بالاصحفه، سمت راست رفته وروی Skip کلیک کرده تاصحفه حاوی فایل برویدوروی دانلودکلیدکنید؛متاسفانه این سایت هاکه فضای رایگان می دهند،سایت های دیگرهم تبلیغ می کنند.

 

مجموعه آثارآقای احمدمفتی زاده وحکومت اسلامی

1.35MB

این مجموعه شامل این موارداست: 1- زندگی نامه مجاهد نستوه كورد احمدمفتی زاده2-کفر و ايمان3-در جات گناه 4-قيام حسينی5-رهنمود هائی از استاد احمد مفتی زاده6-دلیل فتوا به اباحه گرفتن ابرو7-نامه کاک احمد از زندان به فرزندش کاک محمد ژیان مفتی زاده8-فطرت و هدايت9-نامه شهيد کاک احمد مفتی زاده در زندان به ياران خود10-بررسی مجموعه موارد اختلافی بعضی از برادران با عقاید کاک احمدمفتی زاده11-انقلاب دینی ، انقلاب درونی12-تفاوت دین ومذهب13-دین و انسان14-مجموعه اعلامیه ها وپیامهااحمدمفتی زاده درسالهای57و58و59 وپیام شمس(شورای مرکزی شمس)برای ساختن مسجددرتهران سال60 15-حکومت اسلامی

یکی دیگرازآثارزیبای ایشان فطرت وهدایت است که بهتراست مطالعه گردد.

 

مجموعه نامه ها آقای احمدمفتی زاده ازشماره1تا6

1.27MB

 

مجموعه نامه ها آقای احمدمفتی زاده ازشماره7تا12

1MB

البته ماقبلانظام سیاسی دینی ازمنظرشهیدناصرسبحانی هم دیدیم که ایشان حکومت اسلامی باشوری بیان داشتندوکمتربه زیرساختارهای آن پرداخته بودندامابرداشت دینی ایشان هم مهم است درقسمت این مطلب مطالعه گرددهرچندکه تنهاایرادی که به کتاب ایشان وارداست نمی توانندجایگاهی برای زنان دراین حکومت بیان کنند.کتاب ایشان باعنوان امامت وولایت درآرشیوموضوعی درقسمت چپ وبلاگم وجودداردیمی توانیدآن رادانلودکنید.

 

 

نوشته شده توسط محمد | موضوع: ترسیم دیدگاه سیاسی | لينک ثابت |
جدایی دین ازسیاست،صراط های مستقیم وپلورالیسم دینی،قبض وبسط شریعت وتجربه نبوی=آری یانه 10
تاريخ: شنبه چهاردهم اردیبهشت 1387 ساعت :

 

........ادامه

برای ادمه دنباله این بحث درابتدادنباله این مطلب که دروبلاگ راه ماذکرشده قیدمی گردد

نقدي بر پلوراليسم دين

براهین ده گانه پلورالیسم دینی و نقد آن

http://weway.blogfa.com/post-108.aspx

 

نقدی بر پلورالیسم دینی

نقد نظريه قبض و بسط

http://weway.blogfa.com/post-120.aspx

                             

 

تعدادی ازمطالب نسبت به بحث اخیردکترسروش که باعنوان کلام محمدبودوهرچندکه چیزتازه ای نبودوتنهاامروزسروش بابیان صریحتروتندتربه بیان موضوع می پرداخت جمع آوری کرده ام باکمک دوستی که اورانمی شناسم وباتشکرازوبلاگ پیام مشرق. که دریک فایل به دوستان تقدیم می کنم می توانندموردمطالعه قراردهند.هرچندکه تعدادی ازفایلهاراقبلاذکرکرده ام وازبین بقیه برای اینکه دوستان امکان داردوقت چندانی نداشته باشندتعدادی راگفته ام حتمابخوانندکه می توانندمطالعه کنندالبته امکان داردازلحاظ اهمیت برای مطالعه نسبت به مطالب گذشته ازاهمیت کمتربرخوردارباشند(مثل خودبحث دکترسروش باعنوان کلام محمدیانظربازرگان یا...)

دکترسروش راتحسین می کنم به دودلیل1- ایشان کسی هستندکه به جامعه ای که اهل تحقیق ومطالعه نیست تکانی می دهدآنهارامجبورمی کندکه کتابهایی که درطاقچه قرارداده اندتاگردوغباربخوردوقرآنی که برای تدبراست دوباره ورق زده شودوبرعکس گذشته که مسلمانان بدنبال علم وتدبرواندیشیدن بودندامروزمجبورهستی به زوروتلنگرآنهاراواداربه این کارکنی 2- سروش ،منوبه یادخودم می اندازدهرچندبیان های سروش نسبت به جامعه ای بیان می شودکه امکان داردبزگترباشدامادرمواجهه بااشخاصی به بیان پرداخته که کمترازمواجهه من نبوده وبیانی رابرای کسانی مطرح کرده که گران بوده وبیان من هم کمترنبوده است وشایدتنهاتفاوت من واو،درسطح فکری وعلمی ماست وهردوتردگشته ایم ودلزده وبه نوعی بی محبتی دیده ایم وتوقعی درواقع درروبروخوددیده ایم که درواقع غیرمنطقی است یعنی بدون توجه به افکارومطالعه خواستارپذیرش.انتظاری که دیگران نسبت به خودداشته اند،خودفاقدآن بوده اند.

 

ابتدافهرست مطالب راذکرمی کنیم ،اگردوستان دوست داشتندفایل رادریافت کنند.

 

 

0 -  کلام محمد -- گفت و گو ی خبر نگار رادیوی هلند با عبدالکریم سروش

 
1 -  آتش بر خرمن نبوت --   دكتر عبدالله نصري

 

2 - خداوند قرآن را براي زمان و مردمي خاصي قرار نداده است -- سيدمحمدعلي ايازي

 

3 - ادعاي بشري بودن قرآن در تاريخ اسلام بي‌سابقه است -- سيديحيي يثربي

 

4 -  اين ادعا كه الهام از نفس پيامبر مي‌آيد متأثر از بوديسم است -- حميدرضا مظاهري سيف

 

5 -  پاسخ‌هايي به قرآن‌ستيزان -- بهاءالدين خرمشاهي 

 

6 - «سروش» ديگر يك اصلاح‌گر ديني نيست -- عليرضا قائمي‌ني

 

7 - دکتر سروش به آغوش اسلام برگردد -- آیت‏ الله سبحانی

 

8 - قرآن کلام خداوند -- سیدعطاءالله مهاجرانی

 

9 - سکوت در برابر جفای اندیشه‌ورزان دنیاطلب به پیامبر مهربانی جایز نیست -- مجیدمجیدی

 

10 - بشر و بشیر--  پاسخ عبدالکریم سروش به آیت الله جعفر سبحانی

 

11 - نامه‌اي به مجيد مجيدي -- محمدهادي فروزنده

 

12-بوسه-بردست
 

13 - قرآن کلام خداوند (2) -- سیدعطاءالله مهاجرانی

 

14 - تقدير آيت ‏الله سبحاني از مجيدي

 

15 - سروش،خلافِ دین نگفته است – گفت وگو با دکترآرش نراقی
 

16 - بساط تكفير-- احمد زيدآبادي ( این مطلب راحتمابخوانید)

 

17 - معجزات پيامبران ربطی به درك و ذوق شاعرانه ندارد -- آيت‌الله نوری همدانی

 

18 - روشنفکری فقيهانه -- اکبر گنجی (این مطلب راحتمابخوانید)

 

19 - دومين نامه آيت الله سبحاني به عبدالکریم سروش 

 

20 - نگاهی به متدولوژی‌های غربی و فهم قرآن -- تقی رحمانی  (این مطلب راحتمابخوانید)

 

21 - « هَوٰى » يا « هُدٰى» در كلام وحى! -- عبدالعلى بازرگان

 

22 - در دفاع از عبدالکریم سروش و سخنی با تکفیر کنندگان -- رشيد اسماعيلي  (این مطلب راحتمابخوانید)

23-
سروش درانتظارسرنوشتسلمانرشدي؟--البرز -محمودي
 
24 -
فيلسوف حاشيه‌نشين در حاشيه -- جواد ماه‌زاده (این مطلب راحتمابخوانید)

 

25 - به بهانه تکفیر عبدالکریم سروش -- فاطمه شمس

 

26 - زمان و تجربه مومنان -- محمد جواد غلامرضاکاش

 

27 - وحی قدسی (در نقد سخنان اخیر  دکتر عبدالکریم سروش- مصطفی حسینی طباطبایی)

 

28 - شطحیات سروش -- محمد نصر اصفهانی (این مقاله سعی داردنگاههای مختلف پیرامون وحی رابررسی کندویکی ازاین نگاهها،نگاه سروش به وحی وعرفان وتجربه نبوی است)

 

29 - بسط آزادی خواهی،تأملی در گفت و گوی عبدالکریم سروش و آیت الله سبحانی--محمدحسين صبوری

 

30 - سروش و سبحانی و مجیدی -- محمد علی ابطحی

 

31 - پرگار مترجم و حد زدن مفسر -- رئوف طاهری

 

32 - پاسخ آیت الله مكارم به اظهارنظر دکتر سروش (این مطلب راحتمابخوانید)

 

33 - این نوع برخورد با سروش سزاوار نیست (این مطلب راحتمابخوانید)

 

34 - نگاه عرفانی به مسأله وحی در آرای سروش -- رحمان افشارى (بین عقل ووحی چه ارتباط وتعاملی است ؟چگونه این دودرکنارهم معنی پیدامی کنند؟چه تعریفی ازآندومی توان داد؟ آیادین وعقل برضدهم هستند؟آیادومقوله جدهستند؟آیایکی دیگری رانمی تواندتصدیق کند؟)

 

35- بشیر و نذیر (1)  -- دکتر نعمت الله عبدالرحیم زاده

 

36 - بشیر و نذیر (2)  -- دکتر نعمت الله عبدالرحیم زاده

 

37 - نظریه‌ی وحی خودجوش، آغازگر پارادایمی نو در اندیشه‌ی دینی

 

اخطار: امکان دارداگربرای باردوم است که وارداین سایت می شوید(سایتی است که فضای رایگان می دهد،راستش سایت بهتری پیدانکردم) صحفه اول که کلمهDownload  رادرخودداردازبین برودوصحفه دیگری بیاید،برای گرفتن فایل دوراه حل دارید1- بادیدن این کلمه سریع روی آن کلیدکنیدتافایل رابگیرید2- به بالاصحفه، سمت راست رفته وروی Skip کلیک کرده تاصحفه حاوی فایل برویدوروی دانلودکلیدکنید؛متاسفانه این سایت هاکه فضای رایگان می دهند،سایت های دیگرهم تبلیغ می کنند.

برای دانلودروی سروش – کلام محمد- نظرات پیرامون آن – کلیک کنید

 

سروش – کلام محمد – نظرات پیرامون آن

 

478kb

 

 

امادوست عزیزآرش پیرامون مطالب قبلی نسبت به این موضوعات نظری بیان کرده اندکه ابتدانظرایشان رابیان می کنم سپس نظرم رامی گویم.

 

آرش:

محمد عزیز، چندی قبل که بحث قران کلام محمد؟ داغ بود، این یادداشت را در وبلاگ آقای مهاجرانی در پاسخ به یادداشت یکی از خوانندگان گذاشتم. اگرچه بعضی نکات آن تکراری است ولی فکر کنم چون به نوعی بحث ما را خلاصه کرده- آوردن آن بد نباشد. بویژه نکته آخر نیاز به تفکر و تعقل دارد:

" نکته ای که اینجا بسیار بسیار تامل بر انگیز است: حقی است که خدا در ویران کردن همه چیز و ساختن دوباره برای خود قایل شده است... آیا خدا همه جیز را ویران می کند که خلایق مجبور باشند از صفر شروع کنند تا نتوانند به همه اسرار خدا برسند؟؟؟"

متاسفانه از اغلب مواردی که بر آن صحه گذاشتید، نتیجه نادرست گرفته اید

1- فرعیات و جزییات را تفکر و تعقل بشر در "همه" آیات الهی (کتاب های آسمانی + سایر آیات) مشخص می کند. هیج استناد قرآنی بابت ادعای خود ندارید. جایی که خدا حتی برای جوراب بلقیس آیه فرستاده و با برای.... حتی یک آیه را هم برای منظور خود نمی توانید پیدا کنید! تفسیر و تاویل ها را کنار بگذارید!

2- در موارد متعدد پاره آیاتی بی ربط به