تبليغاتX
؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟...چرا...؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

نامه ای پیرامون مطالب امامت وولایت
تاريخ: یکشنبه هفتم بهمن 1386 ساعت :

محمد:مادرگذشته بامطلبی باسلسله مطالبی باعنوان امامت وولایت اثرشهیدبزرگوارآقای ناصرسبحانی به روزبودیم وازبسیاری ازدوستان دعوت به عمل آوردم (ازجمله دوستانی ازتشیع)تانظرخودرانسبت به این اثراعمال نظرکنند(به قسمت آرشیومطالب قسمت امامت وولایت مراجعه شود)وهمان طورکه بسیاری ازدوستان مطلع هستندنظری که بتوان قابل تعمق باشدازسوی دوستان اعمال نشدزیرانوشتن ونقدمطالب آقای سبحانی ازآنجائیکه محققی بزرگ بودندبس مشکل است هرچندکه اثرایشان به این دوموضوع بزرگ تنهانمی پرداخت وفراترحرکت می کردونظام وچهره سیاسی وحکومتی ازنگاه اسلام وبعضی گزینه های اجتماعی راهم بیان می کردوشایدتنهانکات سئوال برانگیزومشکل سازآن نقش زنان بودکه ذهن انسان رااقناع نمی کردونوشتارآن به گونه ای نبودکه تمامی مخاطبان راپاسخگوباشد(همان طورکه آقای ایزدی اشاره می کنند)البته نوع نوشتاربه زمانی قبل برمی گرددکه امکان داردامروزبایدبه گونه ای دیگرنوشت ودرکل بایدگفت نوع نوشتاربامتن نوشتاردوگزینه متفاوت است که هرچندکه می توان درآن قسمت نقدی باشددعوت من ازدوستان این بودکه نقددرقسمت مطالب آن باشدوامانامه آقای ایزدی ونامه من درپاسخ به ایشان:

 

علي محمدایزدی:

 

با سلام و احترام

 

در بارة مسائل ” سياسي و آزادي ”  نظراتم را بطور كامل و مفصّل در مقالات ” دين و حكومت “ و ” آزاديهاي انسان مسطور در قرآن “ آورده ام كه در سايت   Naturalislam.com آمده اند.

 

و اما در بارة‌ كتاب مرحمتي ، ولايت و امامت  آقاي سبحاني :

1 -  مخاطبين چه كساني هستند؟

اگر مخاطبين كتاب، گروهي از طلاب محقق در مدرسة‌ فيضيه قم باشند كه قرآن را در مقام الهي بودن آن و تنها چوب ميزانة سنجش صحت و سقم مباحث ديني قبول داشته باشند؛ مطالب اين كتاب عالي است .ولي اگر مخاطبين، جوانان ايراني از دين زده شدة امروز كه به دنبال مفرّي براي شنيدن پاسخ به سؤالات عديده شان مي گردند باشند:

الف - مطالب مرقوم رفته بسيار مفصل است و از حوصلة آنها كه به دنبال لُب مطلب در كوتاهترين سخن هستند ، خارج مي باشد. براي آنها بيش از 15 الي 20  صفحه كسل كننده مي شود و آن را رها مي نمايند.

ب – آيات قران به زبان عربي و بدون ترجمة فارسي نوشته شده ؛ در حالي كه مخاطبين جوان ايراني محتملاً اكثراً عربي نمي دانند و بدين خاطر حوصلة‌ خواندن تمام كتاب را نخواهند داشت.

ج – عنواني كه براي كتاب انتخاب شده يعني ” ولايت و امامت “ چنين  به ذهن متبادر مي كند كه مقصود ولايت و امامتي است كه شيعيان اعتقاد دارند. در حالي كه مطالب كتاب موضوعات متعدد ديگري را افاده مي كند كه اگر هم ارتباطي با موضوع ولايت داشته باشند ، ارتباطي بسيار دور است. شايد بهتر اين باشد كه عنوان كتاب عوض شود.

د – در تمام كتاب بسياري مباحث كلامي و فلسفي براي تفسير آيات ارائه شده به كار رفته كه فقط براي محققين مي تواند جالب و قابل هضم باشد. به نظر مي رسد كه براي جوانان مباحث سادة منطقي بهتر از مباحث كلامي و فلسفي قابل قبول است.

2 –  فهرست مطالب  اگر در ابتداي كتاب آمده بود بهتر از انتها مي توانست كارساز باشد.

3 – مطالب اين كتاب كه بصورت برنامة pdf  تهيه شده محتملاً اشكالي فني دارد كه باعث مي شود صفحات به كُندي روي مانيتور كامپيوتر نمايان شوند. يعني سرعت تعويض صفحات كتاب  بسيار آهسته و بالنتيجه ملالت آور شده است.

موقع را مغتنم مي شمارم كه پشتكار شما را بستايم و بابت آن تبريك بگويم و توفيقاتتان را از درگاه ربّ جليل خواستار شوم.

                 با اخلاص -  علي محمد

 

محمد:

باعرض سلام خدمت یارعزیز

 

بیانتنان کاملا درست است هرچندکه من می خواستم ارائه مطلبی باشدقرآنی، تابه مضاق دیندارن خوش آیدودریچه ای باشدبرای نگاه انداختن به موضوعاتی که باشعاع قرارگرفتن احادیث وتاریخ ازنگاه درست بدورانداخته شده است وهرچندکه من منتظراین بودم که ازلحاظ علمی سخنی ازشمابشنوم ونقص هاودرستی های کتاب براساس این نگاه بیان شودبیان شماتنهااکتفابه نحوه نوشتاری وبیان نویسنده بوده است واین گزینه نمی تواندپاسخگوی ذهنهاباشدامادرموردجوانان حتی تاب تحمل خواندن آن تعدادصفحات راهم ندارندهمان طورکه اگرمقاله من بیشترازسه صحفه شده صدای همه درآمده است اصلامافرهنگ مطالعه نداریم

وامادرموردارجاعی که به مطالبم داده بودم وشمامرابه مطالب خودارجاع داده بودیدمن درگذشته تمامی کتاب های موجوددرسایت شمارامطالعه کرده ام که هرچندکه درذهن پرمشغول من شایدخوب جانگرفته باشدامامن می خواستم نظرشمارانسبت به مطالبم بدانم

وامادرحال نوشتارسلسله مطالبی باعنوان بحرانی به نام سکس هستم ومی دانم می تواندنگاه شمادراین بین بسیارمفیدباشدچون دریچه نگاه شماازنگاهی دیگراست

بزودی این نامه شما ونامه ای دیگرکه قبلابرایم فرستاده بودیدرادروبلاگم قرارمی دهم تایادتتان بیایدمن کیستم

تشکری ویژه دارم به خاطرپیوندهایی که برایم می فرستیدوممنون ازاینکه توجه به موضوعاتم داشتید

باتشکرنویسنده وبلاگ چرا؟همیشه درچرا؟

http://www.chera2chera.blogfa.com

نوشته شده توسط محمد | موضوع: امامت و ولایت ازنگاه قرآن | لينک ثابت |
نظرات بر مطالب امامت وولایت
تاريخ: پنجشنبه یکم آذر 1386 ساعت :

باوجوداینکه من ازدوستان خواسته بودم که قبل ازاعمال نظرابتداکتاب راخوب بخوانندوبرطبق کتاب سخن گویندامازودقضاوت کردندوبه خودودیگران ظلم کردندوهمان طورکه گفتم شایدحق جایی باشدکه ماازنگاه کردن برآن خوداری می کنیم همان طورکه ظاهراآقای ناصرسبحانی باآیت الله جعفرسبحانی اشتباه گرفته می شوددرحالیکه خودآقای ناصرسبحانی باکلماتی همچون آیت الله مبارزه می کردحال خودموردخطاب قرارمی گیرد؟!البته چیز دورازانتظاری هم نیست اگرافرادخوب اهل فکروتحقیق نباشندوپیروی کورکورانه رابخواهندبیشترازاین نبایدتوقع داشت

من متشکرم ازدوستانی که قبل ازمطالعه آن دست به نظرنزدندوممنون ازدوستانیکه به من خبردادندکه ازمطلب من دیدن کردنددرابتدانظرات آورده می شودوسپس نظرخودم رابه صورت مجموع بیان می کنم. نظرات براساس ترتیب رسیدن نوشته شده که بعضی ازنظرات بحثی بوده که بعضی دوستان باهم داشته اند

بعضی ازنظرات که تنهاتشکربوددرنگاهی برنظردوستان24اعمال شده است.

 

زرین قلم:

هو الرئوف
سلام علیکم
ممنونم که بهم سر زدید و خبرم کردی که ...... بینصیب نمونم
مطلبتون خیلی عالی بود ـ حرفتون راجع به وبلاگ هایی که مناظراتی تحت عنوان شیعه و سنّی ارائه می دهند و نتیجه و شناختی برای دوستان شیعی و حتّی سنّی در پی ندارد را قبول دارم ـ دستتون درد نکنه
از معرفی وبلاگ استاد سبحانی (رحمة الله علیه ) و کتابشون هم ممنون
منتظر آپ بعدی شما
خبرم کنید
یا علی

حسینی:

سلام...
قبلا هم اینجا نظر دادم و تا برای ما عادت شده است که در برابر اتهامات واهی شما قرار بگیریم...
این حرف شما را قبلا خلفای شما هم زده بودند. عمر و ابابکر را میگویم که در حضور پیامبر صدای خود را بر ایشان بلند کردند و دستور صریح رسول خدا را نادیده گرفتند آنگاه که ایشان قلم و کاغذی طلب کردند تا چیزی بنوئیسند و امت را از گمراهی نجات بدهند. اما بزرگان شما حرف شما را زدند و گفتند قرآن ما را بس است. شاید شما هم ادعا میکنید که فهم و درک شما بیشتر از رسول خداست. همچنانکه عمر و ابوبکر ادعا کردند... ( این ماجرا به قدری متقن و دقیق است که در همه کتب شما آنرا نقل کرده اند تا جایی که ابن عباس همواره گریه میکرد و از مصیبت روز پنجشنبه افسوس میخورد) ...
اما در خصوص قرآن.... شما یک ایه برای ما پیدا کنید که تعداد رکعات نماز صبح و نماز ظهر و عصر را بیان کرده باشد. این مساله از واضحات است و دیگر نیازی به توضیح نیست که قرآن کلیات را بیان کرده است . هر چند اگر ولایت و امامت بطور واضح تر هم بیان میشد شما ها دنبال تفسیرهای دیگری می رفتید و بهانه های دیگری پیدا می کردید. مگر در تفسیر اهل بیت و آیه تطهیر و ماجرای غدیر به نفع خودتان تفسیر به رای نکردید....
پس خواهشا ما را به حقیقت راهنمایی نکنید شماها اگر به کتب خودتان مراجعه کنید راه برای راهنمایی شما همیشه باز است...

 

 

کیوان:

سلام بر شما.مطلب تان را خواندم و می خواهم به مواردی اشاره کنم:فرموده اید:« باتوجه به مذاهب مختلفی که دراسلام وجودداردراهی باقی نمی گذاردجزاینکه تنهامنبعی که بین مذاهب مشترک است یعنی قرآن ،معنی خودراازاین گزینه ها بدهد چون بیشترمنابع هردوازطرف فردمقابل غیرقابل قبول است وموردنقدطرف مقابل است وازآنجائیکه بیشترمنابع اسلامی به غیرقرآن قابلیت نقدداردوازتحریف وکم وزیادوخیانت بدورنبوده است نمی توان برای این دوکلمه که حتی برای مذهبی همچون تشیع جزئی ازاصول دین قرارگرفته است ،درابتدابه غیرقرآن منبعی درنظرگرفت...»البته در اینکه در بین مذاهب مختلف،اختلافات عمیقی وجود دارد شکی نیست؛لیکن اشتراکاتی عظیم نیز وجود دارد که نباید صرفا به این دلیل که خوشایند من و شما نیست از آنها صرف نظر کنیم و آنها را تحریفات قلمداد کنیم.در آینده به آنها اشاراتی خواهم کرد.اینکه شما قرآن را منبع اصلی برای بحث تان انتخاب کرده اید،قبول.اما آیا می توان ادعا کرد که از بقیهء منابع بی نیازیم؟آیا تعداد رکعات نماز(و خیلی مسائل دیگر) در قرآن مطرح شده است؟پاسخ منفی است؛اگر ادعا کنیم که این سوال را سنت پیامبر(ص)پاسخ می دهد،این سوال پیش خواهد آمد که سنت صحیح پیامبر را از کجا دریافت کنیم؟چه بخواهیم به کتب اسلامی و تاریخی مراجعه کنیم و چه بخواهیم آن را از طریق انتقال سینه به سینه دریافت کنیم،در هر دو حالت،احتمال تحریف وجود دارد.پس به نظر شماجواب را از کجا دریافت کنیم؟ از قرآن؟این که شد دور و تسلسل ؟به نظر من راهی نمی ماند جز مراجعه به کتب احادیث.البته احادیثی که مشترکا توسط مذاهب مختلف(که عمدهءآنها شیعه و سنی است) نقل گردیده است..پس تا اینجا،انحصار منبع، از قرآن برداشته می شود...

 

فرموده اید:« بعضی ازآنهابه دوگزینه معتقدهستندیکی اینکه این قرآن رابه عنوان قرآن قبول ندارندوآن رادردستان امام زمانشان می دانندکه این باروح قرآنی وفلسفه نبوت وختم نبوت درتضاداست چون این قرآن برای جهانیان آمده ،نه برای یک فردی تا در دستان اوباشدحتی پیامبرنمی توانسته اینگونه باشدوهیچ دلیل اثباتی وجودنداردواگرقرآن تحریفی وجوداردیعنی قرآن نمی تواندمعجزه باشدواگرهم تحریفی درآن است وقرآن واقعی نیست بایداشخاص ثابت کنندکه این قرآن تحریف گشته که غیرقابل اثبات است.»نمیدانم چرا شما به شایعات توجه می کنید؟آن کدام قرآن(!)است که در دست امام زمان است؟ما که دسترسی به آن قرآن(!)نداریم،اگر شما و همفکران تان به آن دسترسی دارید،لطفا نسخه ای از آن را هم به ما بدهید و اگر دسترسی ندارید، چرا در مورد چیزی که آن را ندیده اید قضاوت می کنید و تهمت می زنید؟آن کتابی که در دست امام زمان ماست،کتابی است به نام( مصحف فاطمه) که اصلا موضوعش چیز دیگری است و ربطی به قرآن ندارد.همین قرآنی که در دست ما و شماست،ملاک داوری ماست...
باز فرموده اید:« بعضی هایشان اینگونه می گویندکه افرادخاصی برای تفسیرومعنی قرآن بایدباشدوارعهده هرفردی خارج است اگراینگونه هم باشدبایدبانگاه قرآنی ثابت کنندکه این معنی ازقرآن به امامانشان می رسدکه ماثابت خواهیم کرددرقرآن معنی امام چگونه است وذکری ازآنهانیست وازآنجائیکه این موضوع بسیارمهم است متضادباروح قرآنی است(هیچ نامی ازهیچ امامی درقرآن نیست باوجودیکه می خواهدجزئی ازاصول دین شود)»صرف وجود نداشتن نام امام در قرآن که نشد دلیل.مثل وجود نداشتن عدد رکعات نماز.این هم درست از روی قرآنی که شما به آن استناد می کنید قابل اثبات است(والراسخون فی العلم...) که ان شاءالله در آینده به آن می پردازیم...

 

باز اشاره فرموده اید:« پس همان طورکه خداونددرسوره آل عمرن آیه 103برای رسیدن به وحدت ورسیدن نگاه درست دینی وتشکیل امت واحداینگونه بیان می کندکه:و همگی به رشته (ناگسستنی قرآن)خداچنگ بزنیدوپراکنده نشویدونعمت خدارابه یادآوریدکه بدانگاه که دشمنانی بودیدوخدامیان دلهایتان پیونددادپس برادرانی شدیدوبرلبه گودالی ازآتش بودیدولی شمارازآن رهانیدخداونداینچنین برایتان آیات خودراآشکارمیسازدشایدکه هدایت شوید

همان طورکه مشاهده می شودخداوندبرای نجات ازآتش ورسیدن به برادری وامت واحدوازبین رفتن دشمنی هاتنهامنبعی راکه معرفی می کندچنگ زدن به قرآن است وذکری ازمنابع یااشخاص دیگری نیست وبه یادآوریداین نعمت خداوندی(قرآن)تاهدایت شویدپس ماهم می رویم به سراغ قرآن تابدانیم چه معنیی ازاین دوکلمه می دهد.»
آیا آیات قرآن منحصر به همین یک آیه است که اگر اعتصام به رشتهء ناگسستنی را مورد اشاره قرار داده باشد،دیگر هیچ عاملی در کنار آن،برای وحدت و هدایت،در آیات دیگر معرفی نشده باشد؟پس تکلیف(اطاعت از رسول و اولی الامر)چه می شود؟ ونیز (اهل بیت)؟فعلا تا اینجا را داشته باشید تا بعد....موفق باشید

 

 

 

خدمت شما عرض کنم که اگر به تاریخ اوائل انقلاب مراجعه کنید خواهید دید که در آن زمان،به تمامی گروه ها و مذاهب،آزادی عمل داده شده بود،اما نتیجه چه بود؟خلق عرب از یک طرف،خلق ترکمن از طرف دیگر،خلق کرد از ناحیه ای دیگر،خلق بلوچ هم از منطقه ای دیگر و ....،ادعای استقلال و خود مختاری سر دادند که البته هیچ کدام هم بدون پشتوانهء خارجی نبودند و در این قضایا،جنایات زیادی رخ داد و خون های زیادی ریخته شد.آیا شما انتظار دارید با این سوابق سوء، دولت بیاید و باز ریسک دیگری نماید و تمامیت ارضی کشور را برای خوشی دل عده ای به خطر اندازد؟حالا اسمش را هر چه بخواهید بگذارید:انتقام تاریخی یا هر اسم دیگری؟اگر شما جای دولت باشید،اجازه می دهید که عده ای در پوشش آزادی و ...کیان مملکت را به خطر اندازند؟و در طرح خاور میانهء بزرگ که توسط کشورهائی غیر از کشور های منطقه طراحی شده است شرکت نمایند؟فاعتبروا یا اولی الابصار...

 

 

منتظرتنها:

سلام
ممنون از حضورتون .
فایلی رو که برای دانلود گذاشتید برای من باز نشد و نتونستم بخونم اما بازم تلاش می کنم شاید تونستم بخونمش .
مطلبتونم در مورد ما چندان درست نبود و ما این قران رو قبول داریم و هیچ وقت هم نمیگیم که تحریف شده و اینکه در بعضی از کتابهای شیعه گفته شده که وقتی امام زمان ظهور می کند با خود قران دیگری دارد رو بر این منظور نذارید که ما الان میگیم قران تحریف شده . و باید منتظر بود و به آینده نگاه کرد .
ما شیعه ها قبول داریم که انسانهای عادی با این فهم کم هیچ وقت نمی تونن مفاهیم قرانی رو معنی کنند و بفهمند و به همین دلیل خداوند متعال حضرت محمد (ص) رو مأمور این کار قرار دادند و اینکه ما می گیم امامان ما باید باشند و فقط آنها می توانند در این دوران ما را از تفسیر واقعی قران آگاه کنند به این دلیله که آنها این علم رو از پیامبر (ص) به ارث بردن و هرچه می گویند و گفته اند همه سخنان رسول خداست و سخن رسول خدا سخن خود خداوند است .
شیعه نبود که اسلام را به مذهب های مختلف تقسیم کرد بلکه شیعه فقط برای پاسداری از دین رسول الله و مخالفت با دشمنان که پس از وفات حضرت محمد (ص) قصد در از بین بردن دین و سنت رسول (ص) داشتند تشکیل شد .
و اگر ما از خاندان پیامبر (ص) پیروی و حمایت می کنیم فقط به فرموده ی پیامبر (ص) عمل کردیم نه چیز دیگری .
مطالب آقای کیوان هم به صورت کامل تر این موضوع رو شرح دادن و توضیحات کاملتری رو برای شما ارائه دادن .
تا بعد .
خدانگهدار

 

 

هدایت:

والسلام علی من اتبع الهدی
دوست عزیز یک تنه پیش قاضی رفتن فکر نمی کنم از نظر هیچ عقل و عاقلی درست باشد
کدام شیعه می گوید این قرآن اصلی نیست!!؟؟
این همه کتب تفسیری شیعه همین قرآن را تفسیر کرده اند پس کلام شما چه معنا دارد؟!!
متعصب نباشید
امامت این قدر ها هم که شما می گویید بی ریشه نیست!!
به فضل خدا دلایل امامت را بطور مشروح در آینده در وبلاگم درج می کنم
فعلا به این مشغولم که به برادران اهل سنتم بگویم که اصحاب از این همه درجه اعتبار که شما قائلید برخوردار نیستند
دوست شما

 

رویا:

سلام
ممنون از حضورتون

به امید روزی که همه ی ما مسلمونا به دور از تعصبات خشک مذهبی زیر سایه ی پرچم اسلام با هم متحد بشیم و به معنای واقعی مسلمون باشین فقط همین

موفق باشید

 

مذهبی وسیاسی:

سلام.
خسته نباشید.این مطلبتون واقعا عالی بود.اگر اجازه بدید میخوام با ذکر منبع استفاده کنم.از این شخصیتهای ناشناس مانده بازم معرفی کنید من عاشق این جور مطالبم .راستی در مورد این نظرت هم که باید حقایق را از قرآن بیرون کشید کاملا موافقم.درهمین مورد به این آدرس (
www.binesheno.com)مراجعه و کتاب(( تبیین جهان و انسان)) را مطالعه کنید.خیلی عالیست.
در پناه مولا امام زمان (ع)موفق باشید

 

 

ققنوس:

سلام

چون کتاب رو نخوندم نظری هم نمیدم !!!

موفق باشید

 

آرش:

آنجا که قرآن می گوید نه امامتی می تواند وجود داشته باشد و نه غیبت و مهدویت. خود پیامبر قدرتی فرابشری نداشته و دانش و اختیارات او در "محدوده" وحی (قرآن) بوده است چه رسد به امامان. این همه آیاتی که برای تذکر به پیامبر آمده است مثل این که آقایان علما خوششان نمی آید بازگو گردد. خوشبختانه یکی دو تا آیه نیست که بتوان با شیادی آن را واژگونه نشان داد. بیش از صد آیه است. می گوید برو به مردم بگو که نمیدانی چه بر سر تو و مردم می آید. مکرر به پیامبر گوشزد کرده که تو وکیل و صاحب اختیار مردم نیستی! بگو که غیب نمی دانی... و..
حالا وقتی خدا تکلیف پیامبر را اینطور صریح روشن کرده چطور می توان این ادعاها را کرد و مخ یک ملت را اینجوری با توهمات و دروغ بی خاصیت کرد؟؟

 

کیوان (درجواب آرش عزیز):

سلام.اولا آدرس وبلاگتان ظاهرا اشتباه است.ثانیا اگر ظاهرا اسمی از امامان یا غیبت و مهدویت در قرآن نیامده، وجودشان هم انکار نگردیده است.در غیر این صورت،آیات مربوطه را بیان فرمائید.ممنونم.

 

 

x :

bad naboood jjjjiiiiiiiigar

 

آرش:

کیوان گرامی لطفا به آدرس زیر مراجعه کنید در صفحه اصلی سمت راست لینک نوشته های زیر هست مرور بفرمایید:

هزار سال فریب 4: ولايت فقيه
هزار سال فریب 3: ولی
ساختاری بر بی ساختاری: «بازبيني» مدل پيشنهادی قرآن در گفتگوی اخير جان هيک و عبدالکريم سروش
هزار سال فریب 2: محلی-قومی بودن رسالت پیامبران
هزار سال فریب 1: یکی بودن همه ادیان
دمکراسی و ولايت: پاسخ به آیت الله سبحانی و دکتر بهمن پور
چرا اصل ولايت فقيه ضد قرآن است؟

 

با پوزش آدرس وبلاگ برای مطالعه مقالات بالا:

http://doust114.persianblog.ir

 

کیوان گرامی یادداشت زیر را چندی قبل در وبلاگ استاد احمد قابل گذاشتم بی ربط نیست:

به گمان من علت العلل ناکامی های مسلمانان، عدم درک ساختاری از قرآن است. و تا اين درک- که می بايد از عالمان دينی شروع شود- حاصل نشود، مسلمانان روز بروز از بقيه دنيا عقب تر می افتند. فقر و فحشا و تروريسم ِ از به جان آمدگی تشديد می شود. منابع سرشار آنان روز روشن دزديده می شود. مثل سگ، زن و بچه ی آن ها را با بمب چند تنی می کشند و کسی هم صدایش در نمی آید. بقیه دلارهاي نفتی را هم با فروش تسليحات از چنگ آن ها در می آوردند (مثلا با القای کینه بین شیعه و سنی).

و اما اول:
درک ساختاری از قرآن با اين اصل آغاز می شود که «کلمات» خدا- بنا بر نص صریح و مکرر قرآن - «بی نهايت» است. باید به این حماقت تاريخی که می خواسته اند همه چيز را از قرآن در بياوردند برای هميشه پايان داد.
دوم:
فرق است بين شريعت و دين. دين يونيورسال است، اما شريعت قومی-منطقه ای! هيچ شريعتی منجمله شريعت موسی، عيسی، و محمد يونيورسال نيست. خداوند هر یک از آن ها را به زبان (لسان) قوم خويش و برای ارسال پیام به قوم خودش فرستاده است.
سوم:
پیامبران ورای محدوده ی وحی، داری قدرت و اختیار شرعی نمی باشند.
چهارم:
در ُقرآن حتی برای جوراب بلقیس آیه آمده است. اما حسرت یک آیه را بر دل آن هایی که می خواهند آیه ای برای جانشینی پیامبر پیدا کنند گذاشته است. نباید خدا را این قدر کوچک و خرف فرض کرد که برای مسئله ای به این مهمی- آینده بشریت (مثلا برای صد ها میلیون سال بعد)- با ایما و اشاره حرف زده باشد. حال بگذریم که این ایما و اشاره هم تشویق ِ دوستی بین مردم بوده است...

 

ادامه:
خب اين درک که به برخی از مولفه های آن در بالا اشاره شد و با آيه های زيادی از قرآن قابل اثبات است؛ نه تنها به بسياری از ابهامات پايان می دهد، که به خود متن هم انسجام می بخشد. بگونه ای که اگر اشتباهاتی هم در زمان جمع آوری آیات و تدوین قرآن رخ داده باشد، می توان آن ها را فیلتر کرد.

از استاد بزرگوار هم انتظار می رود فعال تر در یک کار جمعی و سیستماتیک با سایر متفکرین دینی ِ داخل کشور و سپس با متفکرین جهان اسلام به پژوهش و تبادل نظر بیشتر بپردازند... و آثاری را منتشر کنند که در دسترس همگان گذاشته شود. این پروژه ای است که عزم و اراده ای پولادین و پشتکاری مومنانه را می طلبد.

هر دختری که در کشورهای اسلامی برده ی سکس می شود ... هر جوانی که با اعتیاد از بین می رورد ... هر خونی که ريخته می شود ... هر طنابی که بر گردن قربانیانِ بیکفایتی و بیسوادی حاکمان کشورهای اسلامی می افتد... من و شما در آن مسئولیم. چون ما می دانیم علت چیست و تلاش بایسته نمی کنیم؟؟!!

 

@رهگذر@ :

 

سلام دوست عزیز ما همه به دنبال حقیقتیم ولی و گویا بسیاری از ما راه اصلی را گم کرده ایم و این بهترین را ه برای کمک به یکدیگر است موفق باشی گلم..رهگذر...یاحق

 

 

Eli

وبلاگ جالبی دارید و مطالب خوبیست که احتیاج به زمان هست برای کامل خواندن ان. با اجازه فعلا ذخیره میکنم تا بعد نظر بدم... این نظر علی الحساب است
موفق باشی دوست عزیز

 

 

کیوان(در جواب آرش عزیز)

سلام.آرش گرامی!توجه داشته باشید که قرار است که در این وبلاگ،با اجازهء مدیر وبلاگ،مناظره صورت گیرد.پس ارجاع دادن بنده یا سایر دوستان به فلان منبع یا مطالب فلان وبلاگ،اگر چه جای تقدیر دارد و من به شخصه،در سر فرصت مناسب از آن مطالب بهره خواهم برد،لیکن روال بحث را تحت تاثیر قرار خواهد داد....تازه آن مطالبی هم که در مورد معضلات موجود جوامع فرمودید،چه ارتباط مستقیمی با این بحث دارد؟اجازه دهید که خلط مبحث به وجود نیاید...اگر اصرار دارید که همزمان به آن مسئله پرداخته شود،پیشنهاد می کنم در وبلاگ دیگری این کار را انجام دهیم...آیا توجه کرده اید که بر خلاف آیهء 27 تا 30 سورهء توبه که استقرار مشرکین نجس را در مسجد الحرام،جایز نمی داند،الان وهابیت حاکم در آنجا،این دستور را عملا زیر پا گذاشته است و حضور غربی هائی را که به خدای سه گانه اعتقاد دارند،آزاد نموده است؟(به معنی آیهء30 دقت فرمائید).ضمنا توجه داشته باشید که قرآن در وصف خود می فرماید:«تبیانا لکل شیء...»من از شما می پرسم:مسئلهء مهمی مثل نماز یا حج در قرآن آمده است؛اما جزئیات آن مثل تعداد رکعت های نماز و نحوهء اقامهءآن در قرآن نیامده است.آیا نعوذ بالله تناقضی پیش آمده و (تبیانا لکل شیء)نقض گردیده است؟آیا باید خدا را نعوذ بالله کوچک و یا فراموشکار فرض کرد؟در مورد جانشینی پیامبر هم اینقدر تند روی نکنید.یواش یواش به آن هم می رسیم...فعلا تا بعد

 

سلام.آرش عزیز لطفا به پاسخ من در کامنت های پست قبلی همین وبلاگ توجه فرمائید.

 

سلام بر محمد عزیز.جسارتا پیشنهاد می کنم که اجازه دهید بی طرفی بحث حفظ شود و بحث را تحت الشعاع عقاید خودتان قرار ندهید.اجازه فرمائید که هر دو طرف بر اساس استدلال و نه تحمیل نظرات،کار را پیش ببرند .موفق باشید

 

آرش:2و1

کیوان عزیز با دو تا کلمه از قرآن بیرون کشیدن که نمی شود بحث کرد:

اولا اکثر آیات قرآن "موردی" نازل شده و درباره رویداد خاص در مکان خاص و در زمان خاص می باشد.
دوما قران برای اهالی مکه (ام القری) و حوالی آن آمده ( بنا بر نص صریح و مکرر)
این است که می گویم باید قرآن را ساختاری فهمید.

درباره وهابیت و مسیحیت و این جور چیزا .. این چرت و پرت های آخوندهای جاهل مذهب "سازمان یافته" همه ادیان را برای همیشه بریزید تو توالت و سیفون را محکم بکشید. میلیون های انسان بیگناه در طول تاریخ قربانی جهل آخوند ها و مفتی ها و کشیش ها و خام خام ها و .. شده اند! سعی کنیدخود را از این غلام_آخوندی خفت بار برای همیشه رها کنید

 

کیوان: 2

دوستان عزیز،روش بحث منطقی(!)ومودبانه(!)ومستدل(!)را هم که به چشم خود دیدید.لابد در قرآنهای برخی مذاهب،این روش پیشنهاد شده است!!!(رجوع به کامنت بالا)

 

ناجی کرد:

بسم الله الرحمن اارحیم
سلام علیکم و رحمه الله و برکاه
آقای محمد
در رابطه با نظر گذاشتن بنده در وبلاگ مناظره فرمودید . بنده بدان جهت از ادامه ندادن بحث سوال کردم که خودم از این بحث ها استفاده می کردم . از نظرات نویسندگان آن بهره می بردم ( البته همه ی آن ها که نه . بلکه بعضی و قسمتی که به حقیقت نزدیک تر است) . و غیر از این چیز دیگری نبوده است .لذا از آنان دلیل رکود امر را جویا شدم .
به هر حال
فکر می کنم که نباید تمام محتویات آن وبلاگ را بر ضرر اسلام و وحدت آن دانست . بلکه هست مطالبی در آن که بسیار آموزنده و مهم می باشد
اما در رابطه با کلام بعدیتان که فرمودید که بنده به سوالات شما پاسخ ندادم:
باید بگویم که شما درست می فرمایید و قصور از بنده بود : اما در این باره چند باید بگویم:
من قصد داشتم هم چون شما پستی را به جواب سوالات اختصاص دهم لذا تقریبا هر روز بر روی مساله و سوال های شما فکر می کردم و لذا مشغول تحقیق و بررسی بودم
مقاله ی بنده در حدود 5 صفحه می رسید (البته فکر می کنم) بنده قصد تکمیل آن را داشتم که برنامه ی ویروس کشی بر روی کامپیوتر خود نصب کردم . از قضا کامپیوتر بنده 8 ویروس داشت ( البته ویروس ها به این صورت عمل می کردند که تمام فایل های بندهرا هایدن می کردند ) لذا همگی آن ها را به جای پاک کردن حذف کردم . و آن فایل همگی حذف شد(البته تمامی فایل های کامپیوترم حذف شد)
این را می خواستم زود خدمت شما بگویم اما فکر کردم می توانم آن را دوباره بنویسم و شما نیز عجله ای ندارید
دلیل این بود
اما می گویم که این توجیه است و بنده قاصرم ( امیدوارم مرا عفو کنید)
ان شا الله سعی خواهم کرد به صورت خلاصه به سوالات جواب دهم)
باور کنید این روزها به قدری سرم شلوغ است که حد و حساب ندارد
علی ای حال از این که دوباره تذکر دادید ممنون
دوست و برادر همیشگی شما
ناجی کرد

 

صادق:

اقای کیوان! مگر نه این است که شما امامت را یکی از اصول دین می نامید؟ اگر واقعا این یکی از اصول دین است چرا خداوند از آن صریح صحبت نکرده در حالی که از دیگر اصول دین مثل توحید, نبوت, معاد به کرات نام برده شده است طوری که به وضوح می دانیم منظور خدا از توحید چیست؟ روشن است معاد یعنی چه؟ و همین طور در مورد نبوت.. مگر می شود خدا همه را به طور صریح بیان کند اما از اصل امامت با اشاره صحبت کند؟ طوری که فهم آن نیاز به تفکر عمیق در ایات داشته باشد؟ فراموش نکنید که یکی از نامهای قران "مبین" است. خداوند قران را مبین معرفی می کند یعنی روشن و واضح! (اسما قران از ویژگی ها و خصوصیات قران سخن می گویند.)
دیگر اینکه نماز و حج و ... از فروع دین است نه اصول. پس شما نمی توانید یک اصل را با یک فرع مقایسه کنید!
و مهمتر اینکه شما فراموش کرده اید که کار قران بیان کردن جزئیات نیست, قران کلیات را بیان می گوید. ولی این به این معنا نیست که قران مبهم سخن می گوید. کلی گویی با مبهم گویی فرق می کند. قران جای هیچ گونه تردید باقی نمی گذارد مخصوصا اگر موضوع مربوط به یکی از اصول دین باشد, که قبول آن شرط مسلمانی است.
خدا در قران به طور صریح از نماز سخن می گوید, و جزئیات نماز هم در سنت پیامبر است. ولی در مورد امامت, شما با تاویل برخی ایات به آن می رسید و این درست نیست..

 

 

محمد:سلامی دارم خدمت دوستان.درمورداین گفته شده که آیاقرآن تنهابرای مابس است یابه احادیث نیازمندیم من درسلسله مطالبی نقداحادیث راانجام داده ام که شامل احادیث اهل سنت هم می شودوتاحالاکسی به آن پاسخ ندادندامامی توانم بگویم برای پاسخ به آن کلیه مواردراکامل بخوانیدبعدنظرخودرابیان کنیدمثل ایندفعه نشود(درمورداحادیث درنگاهی برنظردوستان24هم اشاره ای به این موضوع درپاسخ رهاشده است)جایگاه احادیث کجاست؟مابایداین موضوع رامشخص کنیم یاپیامبریاعلی یاابوبکریاعمر...آیاپیامبریاعلی یاابوبکریاعمربهترازقرآن می دانندومی فهمندیاقرآن بهترمی داندواگرقرآن راتنهاعده خاصی می فهمندودرک می کنندچرابرای کل بشریت آمده است ودراختیارهمه قرارداردوهمان طورکه صادق هم گفته چه طوراصول دین که یکی ازمهمترین موارداست خوب بیان نمی شوددرحالیکه نسبت به گزینه های دیگراینگونه رفتاری نشده است هدف خداازاین کارچه بوده است (شایدمی خواهیدبگوییدفراموش کرده یامی خواسته انسانهارابه جان هم بیاندازه یاشایدهم قرآن تحریف شده شایدهم خدابه نکاتیکه غیرمهم ترازاین موضوع است می پردازداما..)وهمان طورکه آرش می گویدچرابعضی نکات رابیان می کندکه به نظرازاهمیت کمتری برخورداراست اماازبیان مسئله ای به این مهمی عاجزاست مسئله ای که ماننددیگرگزینه های اصلی دین بایدآشکارودرست باشد.امادوستی خواسته اندنیازمندی به امامت وولایت یا...غیره راوابسته به فروعیاتی مثل نمازوغیره کنندکه صادق کامل بیان کرده اندامامن می توانم بگویم کجای قرآن گفته برای برآورداین نیازحتمابایدامامت وولایت هم باشدوبعدهم بایدبگم به نفقداحادیث مراجعه کنیدکه کامل من توضیح داده ام ودرآینده بیشتربه نقداحادیث تشیع هم خواهم پرداخت.درجواب کیوان که گفته انداعتقادبه قرآن دیگری نیست بایدبگویم به نظرمنتظرتنهامراجعه شودکه ادعادارندقرآن دیگری ازسوی امام زمانتان می آیداین چه قرآنی است که خودخداخبرنداردواشاره ای به آن ندارداین قرآن دیگه برای چیست؟؟؟امابایدبگم همان طورکه گفتم همه تشیع رامحکوم به این موضوع نکرده ام .امادرمورداینکه قرآن رابه عنوان یک سیستم بیان می کنیدکه کلیه آیات به همدیگرمربوطندمن قبول دارم واگرشمااین نتیجه گیری من رامتناقض بادیگرآیات می دانیدبیان کنید(البته قبلش بایدامامت وولایت آقای سبحانی راهم خوانده باشیدوبعدنقداحادیث منو)امادرموردخودمختاری قومیت های ایرانی بایدبگویم هرچندکه زیادنمی خواهم مسائل تاریخی رابیان کنم امابرای زمان حال ایران این خودمختاری رانادرست می دانم امااگراول انقلاب بودهیچ مشکلی ایجادنمی کردوبایدبگم آیاهمین رهبرهای ایرانی نبودندکه بافضاحت تمام به کشورایران واهل سنت دروغ گفتندوبه یکباره نظام ولایت فقیه ورئیس جمهوربایدشیعه اثنی عشری باشدعلم کردندوموجب شدندکه کشوربه سوی ناآرامی برودمگرهمین رهبران ایرانی نبودندکه دیکتاتوری وکشتاروفحشاوفقررابرای ایران آوردندکجاست آن شعارهای استقلال وآزادی وجمهوری واسلامی ،ماکه نمی بینیم آیااین انقلاب بی خودی نبودواگرامکانش نبودچراانقلاب شد؟!آیاواقعادریک جامعه توحیدی این گزینه هاوجودداردبایدریشه هارادرکجاجست؟آنانیکه ادعای دینداری دارندچرابرمملکت ایران چسبیده اندچگونه درزیردستان آنان انسانهاکشته می شوندوساکتندچراعلمای تشیع صدایشان درنمی آیدفقط بلدندبخورندوبخوابندآیاواقعادین این مواردرابه ماآموزش می دهدآیامشکل اصلی وهابیت است یااین حکومت غیردینی که دینی برای انسانهانیاورده ؟!آیارسیدن به حقیقت وانسان توحیدی مهم است ؟!یامسئله ای همچون وهابیت واسرائیل؟!تاکی ازپرداختن موضوعات واهی وفرعی  می خواهیدازاساسی ترین موضوعات غافل بمانید؟!درجواب آرش هم بایدبگویم باوجوداینکه بابیشترصحبت های شماموافقم امامی خواهم تعریف شماراازگزینه هایی همچون متفاوت قائل شدن بین دین وشریعت بهتربدانم؟به هرحال دین برای کل بشریت است که به نوبه خودآیات راذکرخواهم کردواگراینگونه نیست پس قرآن برای چیست؟اگرقرآن نتواندفرامنطقه ای وزمانی حرکت کندبرای چیست؟البته درست است که هرآیه بایدبرای زمان خودکاربرددارداماگمان نکنم بعضی آیات مخاطبش تنهابرای گروه خاصی بوده(منظورم گروه خاصی بعدازپیامبربرای اجرای آن)می توان گفت برای منطقه یازمان خاص است اماچگونه می توان گفت که برای گروه خاصی است برداشت شماازکدام آیات قرآن است لطفاکامل توضیح دهید؟!اچراخداآیاتی برای بشریت می آوردکه تنهابرای عده  خاصی است منظوروهدف خداچیست؟آیاقرارنبودقرآن برای بشریت باشداگراینگونه نیست؟این قرآن هم هماننددیگرادیان مفیدنمی توان یافت؟امادرموردناجی کردکه این موردرادرموردوبلاگ مناظره شیعه وسنی بیان کرده اندکه ازبحث های آنجااستفاده می کرده اندموضوع بحث این نیست که آیابحث های آنجانکات مثبتی آیاداشته یانه؟!بله این مورددرست است به هرحال این گونه بحث هابرای افرادی حجم اطلاعاتی ویادگیری دارداماآیااین روش راه رسیدن به حقیقت است وآیااینگونه بحث ومناظره کردن ازنگاه قرآنی درست است افرادیکه بانام مذهب برای اثبات خودمی آیندنه رسیدن به حقیقت!؟بحث علمی وجودندارد؟من درآینده نگاه آقای مفتی زاده راخواهم آوردکه خودایشان نسبت به اینگونه بحث هاکه درگذشته داشته اندبعدااظهارپشیمانی می کنند

 

درموردنظراتیکه اعمال شده بودازدوحالت خارج نبودیابه موضوع موردبحث ربطی نداشت یانسبت به موضوعات مطرح شده، آقای سبحانی کامل پاسخ داده اندبرای همین به صورت گذرابه نظرات پرداخته شدبرای همین ازدوستان می خواهم به کتاب آقای سبحانی مراجعه کنندونادرستی آن رابیان کنندودرکل بایدگفت نظری که قابل تعمق باشدارائه نشد

 

درپایان می خواهم نسبت به مطالب آرش هم که به سایتی که ارجاع داده بودندبگویم

همان طورکه کیوان گفته ایشان که خودبیان می کنندقرآن برای تعقل وتفکرو..است چراخودآراسته به این موضوع نیستند وبه جای اینکه درست ومنطقی بیان داشته باشنددربیشترصحبت هایشان توهین وفحش است(هرچندکه تاحدودی این رفتارشماراهم می پذیرم چون حق داریدزمانیکه این ظلم هارادیده ایدامااگرخودرامسلمان کامل می دانیداین رفتارغیرمنطقی است) درموردآیات سلسله واربه هم متصلندکه دربیشترمواردبرداشت خوب نکرده ایدوازکلمات آن معنی قرآنی راپیدانکرده ایدمثل معنی تعقل درقرآن که به معنی کلمه تعقل درفارسی گرفته ایدیاازکلمه اولی الباب(من کلیه مطلب راکه ارجاع داده بوودیدرامطالعه کردم) امادرموردانسان شناسی به نظرمن دکترسروش دچاراشتباه هستند(تازمانیکه ازنگاه قرآنی انسان خوب برداشت نشودمنجربه برداشت های غلط می گردد)که ازقرآن گزینه هایی همچون پلورالیسم دینی یاصراط های مستقیم برداشت می شودوسپس ازسوی شماگزینه ای همچون عدم فرامنطقه ای بودن قرآن وگزینه هایی دیگربرداشت می شودمن ازلحاظ نگاه سیاسی تنهاگزینه ای که برای بشریت مفیددانستم نظامی سیاسی بوده که بعدازپیامبربه صورت خلیفه به اجرادرآمده وامروزبشریت به پایان تاریخ رسیده است چون همین دمکراسی تبدیل به معضلی گشته برای دیکتاتوری جدیدبه نام ملی گرایی وروحیه ناسیونالیستی وحزب گرایی وعدم قدرت اقلیتی هاوعدم اجرای درستی هاوحرکت به سوی بی عدالتی (گوشه ای ازاین مطالب به مطلب آزادی، مـردم سالاری، و کثرت گرایی که احتمالادرصحفه اصلی وجودداردیابه قسمت آرشیودرقسمت آزادی مراجعه شود)امادرموردنقددمکراسی هابماندبرای بعدکه درنقدهابیان خواهم کرد—همچنین تاریخ وانسانیت وفرامنطقه ای وزمانی بودن قرآن چگونه است و...(این موضوعات ربطی به این موضوع نداردوسرفرصت بیان خواهم کرد)

 

دوستانیکه نمی توانندآن رابازکنندمی توانندازنرم افزار   Adobe Acrobat Reader 8  استفاده کنندمن خودم استفاده کردم هیچ مشکلی نداشت

 

نوشته شده توسط محمد | موضوع: امامت و ولایت ازنگاه قرآن | لينک ثابت |
امامت وولایت ازنگاه زیبای قرآنی4
تاريخ: پنجشنبه یکم آذر 1386 ساعت :

....ادامه

 

برعكس شوري ، در استنباطهاي فردي در صد اصابت پايين آمده و درصدخطا به حد اكثر ممكن مي رسد ، واز آنجايي كه استنباط كنندگان واجبخود را در زمينه اخذ اسباب آنگونه كه بايد ادا نكرد ، و بهترين وسيله ممكن يعني شوري را رها كرده اند ، خطاهايشان مشمول مغفرت نگشته ،و هيچ يك از احكامشان  كه  اضافه بر نامشروع بودن وسيله استنباطدرصد خطا در آنها در سطح بالايي است  به عنوان حكم خداوند تلقي نگشته ، حجت نمي توان باشد  مسأله دو أجر براي مجتهد مصيبت و يكأجر براي مجتهد مخطي  اگر ثبوتش مسلم باشد  امر ديگري است ،كه تنها در صورت مشروع بودن اجتهاد ، يعني در اجتهادهاي جمعي واجتهادهاي فردي در احوال شخصي و اجتهادهاي فردي اضطراري صدق دارد  . و در نتيجه هر يك از راهها و مذاهب ارائه داده شده از سوي متفرقين ، تركيبي