محمد:مادرگذشته بامطلبی باسلسله مطالبی باعنوان امامت وولایت اثرشهیدبزرگوارآقای ناصرسبحانی به روزبودیم وازبسیاری ازدوستان دعوت به عمل آوردم (ازجمله دوستانی ازتشیع)تانظرخودرانسبت به این اثراعمال نظرکنند(به قسمت آرشیومطالب قسمت امامت وولایت مراجعه شود)وهمان طورکه بسیاری ازدوستان مطلع هستندنظری که بتوان قابل تعمق باشدازسوی دوستان اعمال نشدزیرانوشتن ونقدمطالب آقای سبحانی ازآنجائیکه محققی بزرگ بودندبس مشکل است هرچندکه اثرایشان به این دوموضوع بزرگ تنهانمی پرداخت وفراترحرکت می کردونظام وچهره سیاسی وحکومتی ازنگاه اسلام وبعضی گزینه های اجتماعی راهم بیان می کردوشایدتنهانکات سئوال برانگیزومشکل سازآن نقش زنان بودکه ذهن انسان رااقناع نمی کردونوشتارآن به گونه ای نبودکه تمامی مخاطبان راپاسخگوباشد(همان طورکه آقای ایزدی اشاره می کنند)البته نوع نوشتاربه زمانی قبل برمی گرددکه امکان داردامروزبایدبه گونه ای دیگرنوشت ودرکل بایدگفت نوع نوشتاربامتن نوشتاردوگزینه متفاوت است که هرچندکه می توان درآن قسمت نقدی باشددعوت من ازدوستان این بودکه نقددرقسمت مطالب آن باشدوامانامه آقای ایزدی ونامه من درپاسخ به ایشان:
علي محمدایزدی:
با سلام و احترام
در بارة مسائل ” سياسي و آزادي ” نظراتم را بطور كامل و مفصّل در مقالات ” دين و حكومت “ و ” آزاديهاي انسان مسطور در قرآن “ آورده ام كه در سايت Naturalislam.com آمده اند.
و اما در بارة كتاب مرحمتي ، ولايت و امامت آقاي سبحاني :
1 - مخاطبين چه كساني هستند؟
اگر مخاطبين كتاب، گروهي از طلاب محقق در مدرسة فيضيه قم باشند كه قرآن را در مقام الهي بودن آن و تنها چوب ميزانة سنجش صحت و سقم مباحث ديني قبول داشته باشند؛ مطالب اين كتاب عالي است .ولي اگر مخاطبين، جوانان ايراني از دين زده شدة امروز كه به دنبال مفرّي براي شنيدن پاسخ به سؤالات عديده شان مي گردند باشند:
الف - مطالب مرقوم رفته بسيار مفصل است و از حوصلة آنها كه به دنبال لُب مطلب در كوتاهترين سخن هستند ، خارج مي باشد. براي آنها بيش از 15 الي 20 صفحه كسل كننده مي شود و آن را رها مي نمايند.
ب – آيات قران به زبان عربي و بدون ترجمة فارسي نوشته شده ؛ در حالي كه مخاطبين جوان ايراني محتملاً اكثراً عربي نمي دانند و بدين خاطر حوصلة خواندن تمام كتاب را نخواهند داشت.
ج – عنواني كه براي كتاب انتخاب شده يعني ” ولايت و امامت “ چنين به ذهن متبادر مي كند كه مقصود ولايت و امامتي است كه شيعيان اعتقاد دارند. در حالي كه مطالب كتاب موضوعات متعدد ديگري را افاده مي كند كه اگر هم ارتباطي با موضوع ولايت داشته باشند ، ارتباطي بسيار دور است. شايد بهتر اين باشد كه عنوان كتاب عوض شود.
د – در تمام كتاب بسياري مباحث كلامي و فلسفي براي تفسير آيات ارائه شده به كار رفته كه فقط براي محققين مي تواند جالب و قابل هضم باشد. به نظر مي رسد كه براي جوانان مباحث سادة منطقي بهتر از مباحث كلامي و فلسفي قابل قبول است.
2 – فهرست مطالب اگر در ابتداي كتاب آمده بود بهتر از انتها مي توانست كارساز باشد.
3 – مطالب اين كتاب كه بصورت برنامة pdf تهيه شده محتملاً اشكالي فني دارد كه باعث مي شود صفحات به كُندي روي مانيتور كامپيوتر نمايان شوند. يعني سرعت تعويض صفحات كتاب بسيار آهسته و بالنتيجه ملالت آور شده است.
موقع را مغتنم مي شمارم كه پشتكار شما را بستايم و بابت آن تبريك بگويم و توفيقاتتان را از درگاه ربّ جليل خواستار شوم.
با اخلاص - علي محمد
محمد:
باعرض سلام خدمت یارعزیز
بیانتنان کاملا درست است هرچندکه من می خواستم ارائه مطلبی باشدقرآنی، تابه مضاق دیندارن خوش آیدودریچه ای باشدبرای نگاه انداختن به موضوعاتی که باشعاع قرارگرفتن احادیث وتاریخ ازنگاه درست بدورانداخته شده است وهرچندکه من منتظراین بودم که ازلحاظ علمی سخنی ازشمابشنوم ونقص هاودرستی های کتاب براساس این نگاه بیان شودبیان شماتنهااکتفابه نحوه نوشتاری وبیان نویسنده بوده است واین گزینه نمی تواندپاسخگوی ذهنهاباشدامادرموردجوانان حتی تاب تحمل خواندن آن تعدادصفحات راهم ندارندهمان طورکه اگرمقاله من بیشترازسه صحفه شده صدای همه درآمده است اصلامافرهنگ مطالعه نداریم
وامادرموردارجاعی که به مطالبم داده بودم وشمامرابه مطالب خودارجاع داده بودیدمن درگذشته تمامی کتاب های موجوددرسایت شمارامطالعه کرده ام که هرچندکه درذهن پرمشغول من شایدخوب جانگرفته باشدامامن می خواستم نظرشمارانسبت به مطالبم بدانم
وامادرحال نوشتارسلسله مطالبی باعنوان بحرانی به نام سکس هستم ومی دانم می تواندنگاه شمادراین بین بسیارمفیدباشدچون دریچه نگاه شماازنگاهی دیگراست
بزودی این نامه شما ونامه ای دیگرکه قبلابرایم فرستاده بودیدرادروبلاگم قرارمی دهم تایادتتان بیایدمن کیستم
تشکری ویژه دارم به خاطرپیوندهایی که برایم می فرستیدوممنون ازاینکه توجه به موضوعاتم داشتید
باتشکرنویسنده وبلاگ چرا؟همیشه درچرا؟
http://www.chera2chera.blogfa.com
نوشته شده توسط محمد در یکشنبه هفتم بهمن 1386 ساعت موضوع امامت و ولایت ازنگاه قرآن | لینک ثابت
باوجوداینکه من ازدوستان خواسته بودم که قبل ازاعمال نظرابتداکتاب راخوب بخوانندوبرطبق کتاب سخن گویندامازودقضاوت کردندوبه خودودیگران ظلم کردندوهمان طورکه گفتم شایدحق جایی باشدکه ماازنگاه کردن برآن خوداری می کنیم همان طورکه ظاهراآقای ناصرسبحانی باآیت الله جعفرسبحانی اشتباه گرفته می شوددرحالیکه خودآقای ناصرسبحانی باکلماتی همچون آیت الله مبارزه می کردحال خودموردخطاب قرارمی گیرد؟!البته چیز دورازانتظاری هم نیست اگرافرادخوب اهل فکروتحقیق نباشندوپیروی کورکورانه رابخواهندبیشترازاین نبایدتوقع داشت
من متشکرم ازدوستانی که قبل ازمطالعه آن دست به نظرنزدندوممنون ازدوستانیکه به من خبردادندکه ازمطلب من دیدن کردنددرابتدانظرات آورده می شودوسپس نظرخودم رابه صورت مجموع بیان می کنم. نظرات براساس ترتیب رسیدن نوشته شده که بعضی ازنظرات بحثی بوده که بعضی دوستان باهم داشته اند
بعضی ازنظرات که تنهاتشکربوددرنگاهی برنظردوستان24اعمال شده است.
زرین قلم:
هو الرئوف
سلام علیکم
ممنونم که بهم سر زدید و خبرم کردی که ...... بینصیب نمونم
مطلبتون خیلی عالی بود ـ حرفتون راجع به وبلاگ هایی که مناظراتی تحت عنوان شیعه و سنّی ارائه می دهند و نتیجه و شناختی برای دوستان شیعی و حتّی سنّی در پی ندارد را قبول دارم ـ دستتون درد نکنه
از معرفی وبلاگ استاد سبحانی (رحمة الله علیه ) و کتابشون هم ممنون
منتظر آپ بعدی شما
خبرم کنید
یا علی
حسینی:
سلام...
قبلا هم اینجا نظر دادم و تا برای ما عادت شده است که در برابر اتهامات واهی شما قرار بگیریم...
این حرف شما را قبلا خلفای شما هم زده بودند. عمر و ابابکر را میگویم که در حضور پیامبر صدای خود را بر ایشان بلند کردند و دستور صریح رسول خدا را نادیده گرفتند آنگاه که ایشان قلم و کاغذی طلب کردند تا چیزی بنوئیسند و امت را از گمراهی نجات بدهند. اما بزرگان شما حرف شما را زدند و گفتند قرآن ما را بس است. شاید شما هم ادعا میکنید که فهم و درک شما بیشتر از رسول خداست. همچنانکه عمر و ابوبکر ادعا کردند... ( این ماجرا به قدری متقن و دقیق است که در همه کتب شما آنرا نقل کرده اند تا جایی که ابن عباس همواره گریه میکرد و از مصیبت روز پنجشنبه افسوس میخورد) ...
اما در خصوص قرآن.... شما یک ایه برای ما پیدا کنید که تعداد رکعات نماز صبح و نماز ظهر و عصر را بیان کرده باشد. این مساله از واضحات است و دیگر نیازی به توضیح نیست که قرآن کلیات را بیان کرده است . هر چند اگر ولایت و امامت بطور واضح تر هم بیان میشد شما ها دنبال تفسیرهای دیگری می رفتید و بهانه های دیگری پیدا می کردید. مگر در تفسیر اهل بیت و آیه تطهیر و ماجرای غدیر به نفع خودتان تفسیر به رای نکردید....
پس خواهشا ما را به حقیقت راهنمایی نکنید شماها اگر به کتب خودتان مراجعه کنید راه برای راهنمایی شما همیشه باز است...
کیوان:
سلام بر شما.مطلب تان را خواندم و می خواهم به مواردی اشاره کنم:فرموده اید:« باتوجه به مذاهب مختلفی که دراسلام وجودداردراهی باقی نمی گذاردجزاینکه تنهامنبعی که بین مذاهب مشترک است یعنی قرآن ،معنی خودراازاین گزینه ها بدهد چون بیشترمنابع هردوازطرف فردمقابل غیرقابل قبول است وموردنقدطرف مقابل است وازآنجائیکه بیشترمنابع اسلامی به غیرقرآن قابلیت نقدداردوازتحریف وکم وزیادوخیانت بدورنبوده است نمی توان برای این دوکلمه که حتی برای مذهبی همچون تشیع جزئی ازاصول دین قرارگرفته است ،درابتدابه غیرقرآن منبعی درنظرگرفت...»البته در اینکه در بین مذاهب مختلف،اختلافات عمیقی وجود دارد شکی نیست؛لیکن اشتراکاتی عظیم نیز وجود دارد که نباید صرفا به این دلیل که خوشایند من و شما نیست از آنها صرف نظر کنیم و آنها را تحریفات قلمداد کنیم.در آینده به آنها اشاراتی خواهم کرد.اینکه شما قرآن را منبع اصلی برای بحث تان انتخاب کرده اید،قبول.اما آیا می توان ادعا کرد که از بقیهء منابع بی نیازیم؟آیا تعداد رکعات نماز(و خیلی مسائل دیگر) در قرآن مطرح شده است؟پاسخ منفی است؛اگر ادعا کنیم که این سوال را سنت پیامبر(ص)پاسخ می دهد،این سوال پیش خواهد آمد که سنت صحیح پیامبر را از کجا دریافت کنیم؟چه بخواهیم به کتب اسلامی و تاریخی مراجعه کنیم و چه بخواهیم آن را از طریق انتقال سینه به سینه دریافت کنیم،در هر دو حالت،احتمال تحریف وجود دارد.پس به نظر شماجواب را از کجا دریافت کنیم؟ از قرآن؟این که شد دور و تسلسل ؟به نظر من راهی نمی ماند جز مراجعه به کتب احادیث.البته احادیثی که مشترکا توسط مذاهب مختلف(که عمدهءآنها شیعه و سنی است) نقل گردیده است..پس تا اینجا،انحصار منبع، از قرآن برداشته می شود...
فرموده اید:« بعضی ازآنهابه دوگزینه معتقدهستندیکی اینکه این قرآن رابه عنوان قرآن قبول ندارندوآن رادردستان امام زمانشان می دانندکه این باروح قرآنی وفلسفه نبوت وختم نبوت درتضاداست چون این قرآن برای جهانیان آمده ،نه برای یک فردی تا در دستان اوباشدحتی پیامبرنمی توانسته اینگونه باشدوهیچ دلیل اثباتی وجودنداردواگرقرآن تحریفی وجوداردیعنی قرآن نمی تواندمعجزه باشدواگرهم تحریفی درآن است وقرآن واقعی نیست بایداشخاص ثابت کنندکه این قرآن تحریف گشته که غیرقابل اثبات است.»نمیدانم چرا شما به شایعات توجه می کنید؟آن کدام قرآن(!)است که در دست امام زمان است؟ما که دسترسی به آن قرآن(!)نداریم،اگر شما و همفکران تان به آن دسترسی دارید،لطفا نسخه ای از آن را هم به ما بدهید و اگر دسترسی ندارید، چرا در مورد چیزی که آن را ندیده اید قضاوت می کنید و تهمت می زنید؟آن کتابی که در دست امام زمان ماست،کتابی است به نام( مصحف فاطمه) که اصلا موضوعش چیز دیگری است و ربطی به قرآن ندارد.همین قرآنی که در دست ما و شماست،ملاک داوری ماست...
باز فرموده اید:« بعضی هایشان اینگونه می گویندکه افرادخاصی برای تفسیرومعنی قرآن بایدباشدوارعهده هرفردی خارج است اگراینگونه هم باشدبایدبانگاه قرآنی ثابت کنندکه این معنی ازقرآن به امامانشان می رسدکه ماثابت خواهیم کرددرقرآن معنی امام چگونه است وذکری ازآنهانیست وازآنجائیکه این موضوع بسیارمهم است متضادباروح قرآنی است(هیچ نامی ازهیچ امامی درقرآن نیست باوجودیکه می خواهدجزئی ازاصول دین شود)»صرف وجود نداشتن نام امام در قرآن که نشد دلیل.مثل وجود نداشتن عدد رکعات نماز.این هم درست از روی قرآنی که شما به آن استناد می کنید قابل اثبات است(والراسخون فی العلم...) که ان شاءالله در آینده به آن می پردازیم...
باز اشاره فرموده اید:« پس همان طورکه خداونددرسوره آل عمرن آیه 103برای رسیدن به وحدت ورسیدن نگاه درست دینی وتشکیل امت واحداینگونه بیان می کندکه:و همگی به رشته (ناگسستنی قرآن)خداچنگ بزنیدوپراکنده نشویدونعمت خدارابه یادآوریدکه بدانگاه که دشمنانی بودیدوخدامیان دلهایتان پیونددادپس برادرانی شدیدوبرلبه گودالی ازآتش بودیدولی شمارازآن رهانیدخداونداینچنین برایتان آیات خودراآشکارمیسازدشایدکه هدایت شوید
همان طورکه مشاهده می شودخداوندبرای نجات ازآتش ورسیدن به برادری وامت واحدوازبین رفتن دشمنی هاتنهامنبعی راکه معرفی می کندچنگ زدن به قرآن است وذکری ازمنابع یااشخاص دیگری نیست وبه یادآوریداین نعمت خداوندی(قرآن)تاهدایت شویدپس ماهم می رویم به سراغ قرآن تابدانیم چه معنیی ازاین دوکلمه می دهد.»
آیا آیات قرآن منحصر به همین یک آیه است که اگر اعتصام به رشتهء ناگسستنی را مورد اشاره قرار داده باشد،دیگر هیچ عاملی در کنار آن،برای وحدت و هدایت،در آیات دیگر معرفی نشده باشد؟پس تکلیف(اطاعت از رسول و اولی الامر)چه می شود؟ ونیز (اهل بیت)؟فعلا تا اینجا را داشته باشید تا بعد....موفق باشید
خدمت شما عرض کنم که اگر به تاریخ اوائل انقلاب مراجعه کنید خواهید دید که در آن زمان،به تمامی گروه ها و مذاهب،آزادی عمل داده شده بود،اما نتیجه چه بود؟خلق عرب از یک طرف،خلق ترکمن از طرف دیگر،خلق کرد از ناحیه ای دیگر،خلق بلوچ هم از منطقه ای دیگر و ....،ادعای استقلال و خود مختاری سر دادند که البته هیچ کدام هم بدون پشتوانهء خارجی نبودند و در این قضایا،جنایات زیادی رخ داد و خون های زیادی ریخته شد.آیا شما انتظار دارید با این سوابق سوء، دولت بیاید و باز ریسک دیگری نماید و تمامیت ارضی کشور را برای خوشی دل عده ای به خطر اندازد؟حالا اسمش را هر چه بخواهید بگذارید:انتقام تاریخی یا هر اسم دیگری؟اگر شما جای دولت باشید،اجازه می دهید که عده ای در پوشش آزادی و ...کیان مملکت را به خطر اندازند؟و در طرح خاور میانهء بزرگ که توسط کشورهائی غیر از کشور های منطقه طراحی شده است شرکت نمایند؟فاعتبروا یا اولی الابصار...
منتظرتنها:
سلام
ممنون از حضورتون .
فایلی رو که برای دانلود گذاشتید برای من باز نشد و نتونستم بخونم اما بازم تلاش می کنم شاید تونستم بخونمش .
مطلبتونم در مورد ما چندان درست نبود و ما این قران رو قبول داریم و هیچ وقت هم نمیگیم که تحریف شده و اینکه در بعضی از کتابهای شیعه گفته شده که وقتی امام زمان ظهور می کند با خود قران دیگری دارد رو بر این منظور نذارید که ما الان میگیم قران تحریف شده . و باید منتظر بود و به آینده نگاه کرد .
ما شیعه ها قبول داریم که انسانهای عادی با این فهم کم هیچ وقت نمی تونن مفاهیم قرانی رو معنی کنند و بفهمند و به همین دلیل خداوند متعال حضرت محمد (ص) رو مأمور این کار قرار دادند و اینکه ما می گیم امامان ما باید باشند و فقط آنها می توانند در این دوران ما را از تفسیر واقعی قران آگاه کنند به این دلیله که آنها این علم رو از پیامبر (ص) به ارث بردن و هرچه می گویند و گفته اند همه سخنان رسول خداست و سخن رسول خدا سخن خود خداوند است .
شیعه نبود که اسلام را به مذهب های مختلف تقسیم کرد بلکه شیعه فقط برای پاسداری از دین رسول الله و مخالفت با دشمنان که پس از وفات حضرت محمد (ص) قصد در از بین بردن دین و سنت رسول (ص) داشتند تشکیل شد .
و اگر ما از خاندان پیامبر (ص) پیروی و حمایت می کنیم فقط به فرموده ی پیامبر (ص) عمل کردیم نه چیز دیگری .
مطالب آقای کیوان هم به صورت کامل تر این موضوع رو شرح دادن و توضیحات کاملتری رو برای شما ارائه دادن .
تا بعد .
خدانگهدار
هدایت:
والسلام علی من اتبع الهدی
دوست عزیز یک تنه پیش قاضی رفتن فکر نمی کنم از نظر هیچ عقل و عاقلی درست باشد
کدام شیعه می گوید این قرآن اصلی نیست!!؟؟
این همه کتب تفسیری شیعه همین قرآن را تفسیر کرده اند پس کلام شما چه معنا دارد؟!!
متعصب نباشید
امامت این قدر ها هم که شما می گویید بی ریشه نیست!!
به فضل خدا دلایل امامت را بطور مشروح در آینده در وبلاگم درج می کنم
فعلا به این مشغولم که به برادران اهل سنتم بگویم که اصحاب از این همه درجه اعتبار که شما قائلید برخوردار نیستند
دوست شما
رویا:
سلام
ممنون از حضورتون
به امید روزی که همه ی ما مسلمونا به دور از تعصبات خشک مذهبی زیر سایه ی پرچم اسلام با هم متحد بشیم و به معنای واقعی مسلمون باشین فقط همین
موفق باشید
مذهبی وسیاسی:
سلام.
خسته نباشید.این مطلبتون واقعا عالی بود.اگر اجازه بدید میخوام با ذکر منبع استفاده کنم.از این شخصیتهای ناشناس مانده بازم معرفی کنید من عاشق این جور مطالبم .راستی در مورد این نظرت هم که باید حقایق را از قرآن بیرون کشید کاملا موافقم.درهمین مورد به این آدرس (www.binesheno.com)مراجعه و کتاب(( تبیین جهان و انسان)) را مطالعه کنید.خیلی عالیست.
در پناه مولا امام زمان (ع)موفق باشید
ققنوس:
سلام
چون کتاب رو نخوندم نظری هم نمیدم !!!
موفق باشید
آرش:
آنجا که قرآن می گوید نه امامتی می تواند وجود داشته باشد و نه غیبت و مهدویت. خود پیامبر قدرتی فرابشری نداشته و دانش و اختیارات او در "محدوده" وحی (قرآن) بوده است چه رسد به امامان. این همه آیاتی که برای تذکر به پیامبر آمده است مثل این که آقایان علما خوششان نمی آید بازگو گردد. خوشبختانه یکی دو تا آیه نیست که بتوان با شیادی آن را واژگونه نشان داد. بیش از صد آیه است. می گوید برو به مردم بگو که نمیدانی چه بر سر تو و مردم می آید. مکرر به پیامبر گوشزد کرده که تو وکیل و صاحب اختیار مردم نیستی! بگو که غیب نمی دانی... و..
حالا وقتی خدا تکلیف پیامبر را اینطور صریح روشن کرده چطور می توان این ادعاها را کرد و مخ یک ملت را اینجوری با توهمات و دروغ بی خاصیت کرد؟؟
کیوان (درجواب آرش عزیز):
سلام.اولا آدرس وبلاگتان ظاهرا اشتباه است.ثانیا اگر ظاهرا اسمی از امامان یا غیبت و مهدویت در قرآن نیامده، وجودشان هم انکار نگردیده است.در غیر این صورت،آیات مربوطه را بیان فرمائید.ممنونم.
x :
bad naboood jjjjiiiiiiiigar
آرش:
کیوان گرامی لطفا به آدرس زیر مراجعه کنید در صفحه اصلی سمت راست لینک نوشته های زیر هست مرور بفرمایید:
هزار سال فریب 4: ولايت فقيه
هزار سال فریب 3: ولی
ساختاری بر بی ساختاری: «بازبيني» مدل پيشنهادی قرآن در گفتگوی اخير جان هيک و عبدالکريم سروش
هزار سال فریب 2: محلی-قومی بودن رسالت پیامبران
هزار سال فریب 1: یکی بودن همه ادیان
دمکراسی و ولايت: پاسخ به آیت الله سبحانی و دکتر بهمن پور
چرا اصل ولايت فقيه ضد قرآن است؟
با پوزش آدرس وبلاگ برای مطالعه مقالات بالا:
http://doust114.persianblog.ir
کیوان گرامی یادداشت زیر را چندی قبل در وبلاگ استاد احمد قابل گذاشتم بی ربط نیست:
به گمان من علت العلل ناکامی های مسلمانان، عدم درک ساختاری از قرآن است. و تا اين درک- که می بايد از عالمان دينی شروع شود- حاصل نشود، مسلمانان روز بروز از بقيه دنيا عقب تر می افتند. فقر و فحشا و تروريسم ِ از به جان آمدگی تشديد می شود. منابع سرشار آنان روز روشن دزديده می شود. مثل سگ، زن و بچه ی آن ها را با بمب چند تنی می کشند و کسی هم صدایش در نمی آید. بقیه دلارهاي نفتی را هم با فروش تسليحات از چنگ آن ها در می آوردند (مثلا با القای کینه بین شیعه و سنی).
و اما اول:
درک ساختاری از قرآن با اين اصل آغاز می شود که «کلمات» خدا- بنا بر نص صریح و مکرر قرآن - «بی نهايت» است. باید به این حماقت تاريخی که می خواسته اند همه چيز را از قرآن در بياوردند برای هميشه پايان داد.
دوم:
فرق است بين شريعت و دين. دين يونيورسال است، اما شريعت قومی-منطقه ای! هيچ شريعتی منجمله شريعت موسی، عيسی، و محمد يونيورسال نيست. خداوند هر یک از آن ها را به زبان (لسان) قوم خويش و برای ارسال پیام به قوم خودش فرستاده است.
سوم:
پیامبران ورای محدوده ی وحی، داری قدرت و اختیار شرعی نمی باشند.
چهارم:
در ُقرآن حتی برای جوراب بلقیس آیه آمده است. اما حسرت یک آیه را بر دل آن هایی که می خواهند آیه ای برای جانشینی پیامبر پیدا کنند گذاشته است. نباید خدا را این قدر کوچک و خرف فرض کرد که برای مسئله ای به این مهمی- آینده بشریت (مثلا برای صد ها میلیون سال بعد)- با ایما و اشاره حرف زده باشد. حال بگذریم که این ایما و اشاره هم تشویق ِ دوستی بین مردم بوده است...
ادامه:
خب اين درک که به برخی از مولفه های آن در بالا اشاره شد و با آيه های زيادی از قرآن قابل اثبات است؛ نه تنها به بسياری از ابهامات پايان می دهد، که به خود متن هم انسجام می بخشد. بگونه ای که اگر اشتباهاتی هم در زمان جمع آوری آیات و تدوین قرآن رخ داده باشد، می توان آن ها را فیلتر کرد.
از استاد بزرگوار هم انتظار می رود فعال تر در یک کار جمعی و سیستماتیک با سایر متفکرین دینی ِ داخل کشور و سپس با متفکرین جهان اسلام به پژوهش و تبادل نظر بیشتر بپردازند... و آثاری را منتشر کنند که در دسترس همگان گذاشته شود. این پروژه ای است که عزم و اراده ای پولادین و پشتکاری مومنانه را می طلبد.
هر دختری که در کشورهای اسلامی برده ی سکس می شود ... هر جوانی که با اعتیاد از بین می رورد ... هر خونی که ريخته می شود ... هر طنابی که بر گردن قربانیانِ بیکفایتی و بیسوادی حاکمان کشورهای اسلامی می افتد... من و شما در آن مسئولیم. چون ما می دانیم علت چیست و تلاش بایسته نمی کنیم؟؟!!
@رهگذر@ :
سلام دوست عزیز ما همه به دنبال حقیقتیم ولی و گویا بسیاری از ما راه اصلی را گم کرده ایم و این بهترین را ه برای کمک به یکدیگر است موفق باشی گلم..رهگذر...یاحق
Eli
وبلاگ جالبی دارید و مطالب خوبیست که احتیاج به زمان هست برای کامل خواندن ان. با اجازه فعلا ذخیره میکنم تا بعد نظر بدم... این نظر علی الحساب است
موفق باشی دوست عزیز
کیوان(در جواب آرش عزیز)
سلام.آرش گرامی!توجه داشته باشید که قرار است که در این وبلاگ،با اجازهء مدیر وبلاگ،مناظره صورت گیرد.پس ارجاع دادن بنده یا سایر دوستان به فلان منبع یا مطالب فلان وبلاگ،اگر چه جای تقدیر دارد و من به شخصه،در سر فرصت مناسب از آن مطالب بهره خواهم برد،لیکن روال بحث را تحت تاثیر قرار خواهد داد....تازه آن مطالبی هم که در مورد معضلات موجود جوامع فرمودید،چه ارتباط مستقیمی با این بحث دارد؟اجازه دهید که خلط مبحث به وجود نیاید...اگر اصرار دارید که همزمان به آن مسئله پرداخته شود،پیشنهاد می کنم در وبلاگ دیگری این کار را انجام دهیم...آیا توجه کرده اید که بر خلاف آیهء 27 تا 30 سورهء توبه که استقرار مشرکین نجس را در مسجد الحرام،جایز نمی داند،الان وهابیت حاکم در آنجا،این دستور را عملا زیر پا گذاشته است و حضور غربی هائی را که به خدای سه گانه اعتقاد دارند،آزاد نموده است؟(به معنی آیهء30 دقت فرمائید).ضمنا توجه داشته باشید که قرآن در وصف خود می فرماید:«تبیانا لکل شیء...»من از شما می پرسم:مسئلهء مهمی مثل نماز یا حج در قرآن آمده است؛اما جزئیات آن مثل تعداد رکعت های نماز و نحوهء اقامهءآن در قرآن نیامده است.آیا نعوذ بالله تناقضی پیش آمده و (تبیانا لکل شیء)نقض گردیده است؟آیا باید خدا را نعوذ بالله کوچک و یا فراموشکار فرض کرد؟در مورد جانشینی پیامبر هم اینقدر تند روی نکنید.یواش یواش به آن هم می رسیم...فعلا تا بعد
سلام.آرش عزیز لطفا به پاسخ من در کامنت های پست قبلی همین وبلاگ توجه فرمائید.
سلام بر محمد عزیز.جسارتا پیشنهاد می کنم که اجازه دهید بی طرفی بحث حفظ شود و بحث را تحت الشعاع عقاید خودتان قرار ندهید.اجازه فرمائید که هر دو طرف بر اساس استدلال و نه تحمیل نظرات،کار را پیش ببرند .موفق باشید
آرش:2و1
کیوان عزیز با دو تا کلمه از قرآن بیرون کشیدن که نمی شود بحث کرد:
اولا اکثر آیات قرآن "موردی" نازل شده و درباره رویداد خاص در مکان خاص و در زمان خاص می باشد.
دوما قران برای اهالی مکه (ام القری) و حوالی آن آمده ( بنا بر نص صریح و مکرر)
این است که می گویم باید قرآن را ساختاری فهمید.
درباره وهابیت و مسیحیت و این جور چیزا .. این چرت و پرت های آخوندهای جاهل مذهب "سازمان یافته" همه ادیان را برای همیشه بریزید تو توالت و سیفون را محکم بکشید. میلیون های انسان بیگناه در طول تاریخ قربانی جهل آخوند ها و مفتی ها و کشیش ها و خام خام ها و .. شده اند! سعی کنیدخود را از این غلام_آخوندی خفت بار برای همیشه رها کنید
کیوان: 2
دوستان عزیز،روش بحث منطقی(!)ومودبانه(!)ومستدل(!)را هم که به چشم خود دیدید.لابد در قرآنهای برخی مذاهب،این روش پیشنهاد شده است!!!(رجوع به کامنت بالا)
ناجی کرد:
بسم الله الرحمن اارحیم
سلام علیکم و رحمه الله و برکاه
آقای محمد
در رابطه با نظر گذاشتن بنده در وبلاگ مناظره فرمودید . بنده بدان جهت از ادامه ندادن بحث سوال کردم که خودم از این بحث ها استفاده می کردم . از نظرات نویسندگان آن بهره می بردم ( البته همه ی آن ها که نه . بلکه بعضی و قسمتی که به حقیقت نزدیک تر است) . و غیر از این چیز دیگری نبوده است .لذا از آنان دلیل رکود امر را جویا شدم .
به هر حال
فکر می کنم که نباید تمام محتویات آن وبلاگ را بر ضرر اسلام و وحدت آن دانست . بلکه هست مطالبی در آن که بسیار آموزنده و مهم می باشد
اما در رابطه با کلام بعدیتان که فرمودید که بنده به سوالات شما پاسخ ندادم:
باید بگویم که شما درست می فرمایید و قصور از بنده بود : اما در این باره چند باید بگویم:
من قصد داشتم هم چون شما پستی را به جواب سوالات اختصاص دهم لذا تقریبا هر روز بر روی مساله و سوال های شما فکر می کردم و لذا مشغول تحقیق و بررسی بودم
مقاله ی بنده در حدود 5 صفحه می رسید (البته فکر می کنم) بنده قصد تکمیل آن را داشتم که برنامه ی ویروس کشی بر روی کامپیوتر خود نصب کردم . از قضا کامپیوتر بنده 8 ویروس داشت ( البته ویروس ها به این صورت عمل می کردند که تمام فایل های بندهرا هایدن می کردند ) لذا همگی آن ها را به جای پاک کردن حذف کردم . و آن فایل همگی حذف شد(البته تمامی فایل های کامپیوترم حذف شد)
این را می خواستم زود خدمت شما بگویم اما فکر کردم می توانم آن را دوباره بنویسم و شما نیز عجله ای ندارید
دلیل این بود
اما می گویم که این توجیه است و بنده قاصرم ( امیدوارم مرا عفو کنید)
ان شا الله سعی خواهم کرد به صورت خلاصه به سوالات جواب دهم)
باور کنید این روزها به قدری سرم شلوغ است که حد و حساب ندارد
علی ای حال از این که دوباره تذکر دادید ممنون
دوست و برادر همیشگی شما
ناجی کرد
صادق:
اقای کیوان! مگر نه این است که شما امامت را یکی از اصول دین می نامید؟ اگر واقعا این یکی از اصول دین است چرا خداوند از آن صریح صحبت نکرده در حالی که از دیگر اصول دین مثل توحید, نبوت, معاد به کرات نام برده شده است طوری که به وضوح می دانیم منظور خدا از توحید چیست؟ روشن است معاد یعنی چه؟ و همین طور در مورد نبوت.. مگر می شود خدا همه را به طور صریح بیان کند اما از اصل امامت با اشاره صحبت کند؟ طوری که فهم آن نیاز به تفکر عمیق در ایات داشته باشد؟ فراموش نکنید که یکی از نامهای قران "مبین" است. خداوند قران را مبین معرفی می کند یعنی روشن و واضح! (اسما قران از ویژگی ها و خصوصیات قران سخن می گویند.)
دیگر اینکه نماز و حج و ... از فروع دین است نه اصول. پس شما نمی توانید یک اصل را با یک فرع مقایسه کنید!
و مهمتر اینکه شما فراموش کرده اید که کار قران بیان کردن جزئیات نیست, قران کلیات را بیان می گوید. ولی این به این معنا نیست که قران مبهم سخن می گوید. کلی گویی با مبهم گویی فرق می کند. قران جای هیچ گونه تردید باقی نمی گذارد مخصوصا اگر موضوع مربوط به یکی از اصول دین باشد, که قبول آن شرط مسلمانی است.
خدا در قران به طور صریح از نماز سخن می گوید, و جزئیات نماز هم در سنت پیامبر است. ولی در مورد امامت, شما با تاویل برخی ایات به آن می رسید و این درست نیست..
محمد:سلامی دارم خدمت دوستان.درمورداین گفته شده که آیاقرآن تنهابرای مابس است یابه احادیث نیازمندیم من درسلسله مطالبی نقداحادیث راانجام داده ام که شامل احادیث اهل سنت هم می شودوتاحالاکسی به آن پاسخ ندادندامامی توانم بگویم برای پاسخ به آن کلیه مواردراکامل بخوانیدبعدنظرخودرابیان کنیدمثل ایندفعه نشود(درمورداحادیث درنگاهی برنظردوستان24هم اشاره ای به این موضوع درپاسخ رهاشده است)جایگاه احادیث کجاست؟مابایداین موضوع رامشخص کنیم یاپیامبریاعلی یاابوبکریاعمر...آیاپیامبریاعلی یاابوبکریاعمربهترازقرآن می دانندومی فهمندیاقرآن بهترمی داندواگرقرآن راتنهاعده خاصی می فهمندودرک می کنندچرابرای کل بشریت آمده است ودراختیارهمه قرارداردوهمان طورکه صادق هم گفته چه طوراصول دین که یکی ازمهمترین موارداست خوب بیان نمی شوددرحالیکه نسبت به گزینه های دیگراینگونه رفتاری نشده است هدف خداازاین کارچه بوده است (شایدمی خواهیدبگوییدفراموش کرده یامی خواسته انسانهارابه جان هم بیاندازه یاشایدهم قرآن تحریف شده شایدهم خدابه نکاتیکه غیرمهم ترازاین موضوع است می پردازداما..)وهمان طورکه آرش می گویدچرابعضی نکات رابیان می کندکه به نظرازاهمیت کمتری برخورداراست اماازبیان مسئله ای به این مهمی عاجزاست مسئله ای که ماننددیگرگزینه های اصلی دین بایدآشکارودرست باشد.امادوستی خواسته اندنیازمندی به امامت وولایت یا...غیره راوابسته به فروعیاتی مثل نمازوغیره کنندکه صادق کامل بیان کرده اندامامن می توانم بگویم کجای قرآن گفته برای برآورداین نیازحتمابایدامامت وولایت هم باشدوبعدهم بایدبگم به نفقداحادیث مراجعه کنیدکه کامل من توضیح داده ام ودرآینده بیشتربه نقداحادیث تشیع هم خواهم پرداخت.درجواب کیوان که گفته انداعتقادبه قرآن دیگری نیست بایدبگویم به نظرمنتظرتنهامراجعه شودکه ادعادارندقرآن دیگری ازسوی امام زمانتان می آیداین چه قرآنی است که خودخداخبرنداردواشاره ای به آن ندارداین قرآن دیگه برای چیست؟؟؟امابایدبگم همان طورکه گفتم همه تشیع رامحکوم به این موضوع نکرده ام .امادرمورداینکه قرآن رابه عنوان یک سیستم بیان می کنیدکه کلیه آیات به همدیگرمربوطندمن قبول دارم واگرشمااین نتیجه گیری من رامتناقض بادیگرآیات می دانیدبیان کنید(البته قبلش بایدامامت وولایت آقای سبحانی راهم خوانده باشیدوبعدنقداحادیث منو)امادرموردخودمختاری قومیت های ایرانی بایدبگویم هرچندکه زیادنمی خواهم مسائل تاریخی رابیان کنم امابرای زمان حال ایران این خودمختاری رانادرست می دانم امااگراول انقلاب بودهیچ مشکلی ایجادنمی کردوبایدبگم آیاهمین رهبرهای ایرانی نبودندکه بافضاحت تمام به کشورایران واهل سنت دروغ گفتندوبه یکباره نظام ولایت فقیه ورئیس جمهوربایدشیعه اثنی عشری باشدعلم کردندوموجب شدندکه کشوربه سوی ناآرامی برودمگرهمین رهبران ایرانی نبودندکه دیکتاتوری وکشتاروفحشاوفقررابرای ایران آوردندکجاست آن شعارهای استقلال وآزادی وجمهوری واسلامی ،ماکه نمی بینیم آیااین انقلاب بی خودی نبودواگرامکانش نبودچراانقلاب شد؟!آیاواقعادریک جامعه توحیدی این گزینه هاوجودداردبایدریشه هارادرکجاجست؟آنانیکه ادعای دینداری دارندچرابرمملکت ایران چسبیده اندچگونه درزیردستان آنان انسانهاکشته می شوندوساکتندچراعلمای تشیع صدایشان درنمی آیدفقط بلدندبخورندوبخوابندآیاواقعادین این مواردرابه ماآموزش می دهدآیامشکل اصلی وهابیت است یااین حکومت غیردینی که دینی برای انسانهانیاورده ؟!آیارسیدن به حقیقت وانسان توحیدی مهم است ؟!یامسئله ای همچون وهابیت واسرائیل؟!تاکی ازپرداختن موضوعات واهی وفرعی می خواهیدازاساسی ترین موضوعات غافل بمانید؟!درجواب آرش هم بایدبگویم باوجوداینکه بابیشترصحبت های شماموافقم امامی خواهم تعریف شماراازگزینه هایی همچون متفاوت قائل شدن بین دین وشریعت بهتربدانم؟به هرحال دین برای کل بشریت است که به نوبه خودآیات راذکرخواهم کردواگراینگونه نیست پس قرآن برای چیست؟اگرقرآن نتواندفرامنطقه ای وزمانی حرکت کندبرای چیست؟البته درست است که هرآیه بایدبرای زمان خودکاربرددارداماگمان نکنم بعضی آیات مخاطبش تنهابرای گروه خاصی بوده(منظورم گروه خاصی بعدازپیامبربرای اجرای آن)می توان گفت برای منطقه یازمان خاص است اماچگونه می توان گفت که برای گروه خاصی است برداشت شماازکدام آیات قرآن است لطفاکامل توضیح دهید؟!اچراخداآیاتی برای بشریت می آوردکه تنهابرای عده خاصی است منظوروهدف خداچیست؟آیاقرارنبودقرآن برای بشریت باشداگراینگونه نیست؟این قرآن هم هماننددیگرادیان مفیدنمی توان یافت؟امادرموردناجی کردکه این موردرادرموردوبلاگ مناظره شیعه وسنی بیان کرده اندکه ازبحث های آنجااستفاده می کرده اندموضوع بحث این نیست که آیابحث های آنجانکات مثبتی آیاداشته یانه؟!بله این مورددرست است به هرحال این گونه بحث هابرای افرادی حجم اطلاعاتی ویادگیری دارداماآیااین روش راه رسیدن به حقیقت است وآیااینگونه بحث ومناظره کردن ازنگاه قرآنی درست است افرادیکه بانام مذهب برای اثبات خودمی آیندنه رسیدن به حقیقت!؟بحث علمی وجودندارد؟من درآینده نگاه آقای مفتی زاده راخواهم آوردکه خودایشان نسبت به اینگونه بحث هاکه درگذشته داشته اندبعدااظهارپشیمانی می کنند
درموردنظراتیکه اعمال شده بودازدوحالت خارج نبودیابه موضوع موردبحث ربطی نداشت یانسبت به موضوعات مطرح شده، آقای سبحانی کامل پاسخ داده اندبرای همین به صورت گذرابه نظرات پرداخته شدبرای همین ازدوستان می خواهم به کتاب آقای سبحانی مراجعه کنندونادرستی آن رابیان کنندودرکل بایدگفت نظری که قابل تعمق باشدارائه نشد
درپایان می خواهم نسبت به مطالب آرش هم که به سایتی که ارجاع داده بودندبگویم
همان طورکه کیوان گفته ایشان که خودبیان می کنندقرآن برای تعقل وتفکرو..است چراخودآراسته به این موضوع نیستند وبه جای اینکه درست ومنطقی بیان داشته باشنددربیشترصحبت هایشان توهین وفحش است(هرچندکه تاحدودی این رفتارشماراهم می پذیرم چون حق داریدزمانیکه این ظلم هارادیده ایدامااگرخودرامسلمان کامل می دانیداین رفتارغیرمنطقی است) درموردآیات سلسله واربه هم متصلندکه دربیشترمواردبرداشت خوب نکرده ایدوازکلمات آن معنی قرآنی راپیدانکرده ایدمثل معنی تعقل درقرآن که به معنی کلمه تعقل درفارسی گرفته ایدیاازکلمه اولی الباب(من کلیه مطلب راکه ارجاع داده بوودیدرامطالعه کردم) امادرموردانسان شناسی به نظرمن دکترسروش دچاراشتباه هستند(تازمانیکه ازنگاه قرآنی انسان خوب برداشت نشودمنجربه برداشت های غلط می گردد)که ازقرآن گزینه هایی همچون پلورالیسم دینی یاصراط های مستقیم برداشت می شودوسپس ازسوی شماگزینه ای همچون عدم فرامنطقه ای بودن قرآن وگزینه هایی دیگربرداشت می شودمن ازلحاظ نگاه سیاسی تنهاگزینه ای که برای بشریت مفیددانستم نظامی سیاسی بوده که بعدازپیامبربه صورت خلیفه به اجرادرآمده وامروزبشریت به پایان تاریخ رسیده است چون همین دمکراسی تبدیل به معضلی گشته برای دیکتاتوری جدیدبه نام ملی گرایی وروحیه ناسیونالیستی وحزب گرایی وعدم قدرت اقلیتی هاوعدم اجرای درستی هاوحرکت به سوی بی عدالتی (گوشه ای ازاین مطالب به مطلب آزادی، مـردم سالاری، و کثرت گرایی که احتمالادرصحفه اصلی وجودداردیابه قسمت آرشیودرقسمت آزادی مراجعه شود)امادرموردنقددمکراسی هابماندبرای بعدکه درنقدهابیان خواهم کرد—همچنین تاریخ وانسانیت وفرامنطقه ای وزمانی بودن قرآن چگونه است و...(این موضوعات ربطی به این موضوع نداردوسرفرصت بیان خواهم کرد)
دوستانیکه نمی توانندآن رابازکنندمی توانندازنرم افزار Adobe Acrobat Reader 8 استفاده کنندمن خودم استفاده کردم هیچ مشکلی نداشت
نوشته شده توسط محمد در پنجشنبه یکم آذر 1386 ساعت موضوع امامت و ولایت ازنگاه قرآن | لینک ثابت
....ادامه
برعكس شوري ، در استنباطهاي فردي در صد اصابت پايين آمده و درصدخطا به حد اكثر ممكن مي رسد ، واز آنجايي كه استنباط كنندگان واجبخود را در زمينه اخذ اسباب آنگونه كه بايد ادا نكرد ، و بهترين وسيله ممكن يعني شوري را رها كرده اند ، خطاهايشان مشمول مغفرت نگشته ،و هيچ يك از احكامشان كه اضافه بر نامشروع بودن وسيله استنباطدرصد خطا در آنها در سطح بالايي است به عنوان حكم خداوند تلقي نگشته ، حجت نمي توان باشد مسأله دو أجر براي مجتهد مصيبت و يكأجر براي مجتهد مخطي اگر ثبوتش مسلم باشد امر ديگري است ،كه تنها در صورت مشروع بودن اجتهاد ، يعني در اجتهادهاي جمعي واجتهادهاي فردي در احوال شخصي و اجتهادهاي فردي اضطراري صدق دارد . و در نتيجه هر يك از راهها و مذاهب ارائه داده شده از سوي متفرقين ، تركيبي از بخشي از دين خدا و احكامي از غير وي بوده ، با وجودآن اقامه دين وي ، غير ممكن ميگردد .
به عبارتي ديگر ، شوري تنها وسيله ادامه سير در راه خدا ، وعدم آن مقدمه تفرق و سلوك راههاي ديگر ، و در نتيجه گرفتار شدن در چنگال شرك و به صف مشركين پيوستن است . و حكم اجتماع بر اقامه دين وپيمودن راه خدا و اجتناب از تفرقي كه زاينده شرك و از صفات مشركين است براي همگان هويدا است اجتهادات ائمه اجتهاد در قرون پس ازسپري شدن دوران شوري . امور اضطراري و از روي ناچاري بوده ، خودمجتهدين چنان كه از تاريخ زندگي پر از مجاهدتشان بر مي آيد بدان خشنود نبوده اند . و ساير مسلمين نيز چنانكه در پيروي از ايشان صادق باشد نبايد بدان خشنود بوده ، بايد با تمام توان در تغيير وضع موجود و زمينه سازي براي به روي كار آمدن دوباره شوري بكوشند .
از كساني كه از دينشان جدائي گرفتند : و اين عبارت گوياي آنست كه ، دين را بهبخشهاي جداگانه تقسيم كردن . برابر با ازآن جدائي گرفتن است
صاحب امر بودن، مستلزم صاحب نظر بودن در همة زمينه هانيست. بلكه كافي است كه هيأت اولي الامر فراهم آمده اي از گروه هايي باشد كه هر يك در زمينه اي اهل استنباط بوده هر مسأله اي نخست درميان گروه ويژة خود طرح و پس از استنباط حكمش به جمع ا ولي الامربرده شده پس از تصويب به جامعه اعلام گردد
زيرا اگرچه قرآن كتاب هدايت بشر در همة زمان ها و مكان هاست، خطابي بدون مخاطب و مفهومي بدون مصداقِ موجود در زمان نزول نمي توان در آن يافت. مثلاً مصداق نخستينِ ‘‘قد افلح المؤمنون ’’ و مخاطبان ‘‘قل يا ايهاالكافرون’’ و موصوفان پيش از همة ‘‘ان المنافقين في الدرك الاسفل من النار’’ گروه هاي موجود در زمان نزول قرآن بوده، و ديگر مؤمن و كافر ومنافقان، تكراركنندگانِ ايمان و كفر و نفاقِ آن پيشروان و متبعين ايشان اند. و به همين شيوه، اولين مخاطبان ضمير منكم مسلمانان عصرنزول قرآن و نخستين مصداق اولي الامر منكم جمع صاحب نظران از آن مسلمانان مي باشد.
آنجائي كه يكي از شروط رسيدن به مقام اجتهاد و عضويت در هيأت اولي الامر آگاهي از قضاياي روز و تخصص در زمينة رويدادهاي موردبحث بوده و امكان سازگار نبودن احكام صادره از اولي الامر با همه
واقعيت هايي كه مؤمنين در آن به سر مي برند وجود دارد . بايداستنباط هاي اجماعي اولي الامر به جامعه اعلام و به مؤمنين حق ايراداعتراضات موجه داده شده و پس از مراعات اعتراضات مبرهن و موافق و بيان بي اساس بودن غير آن احكام با فرمان خدا و پيامبرش استنباط شده به صورت قوانين غير قابل سرپيچي، ابلاغ گردد
و از آنجائي كه پس از ولايت فرديِ خداوند خالق آمر و ولايت و امامتِ فرديِ ولايت و امامت فرديِ ديگري در معتقدات ما ، پيامبر خداجاي ندارد، يكي از ويژگي هاي مشخصه ما در ميدان سياست، اعتقاد والتزام به نظام سياسيِ مبتني بر امامتِ جمعي و ولايتِ شوري، و تبري ازنظام سياسي مبتني بر ولايت و امامت فردي و به عبارتي ديگر اعتقاد والتزام به ولايتِ هيأتِ تركيبي از كلِ فقهاء زمان فقيه به معني آشناي بازبان عربي و آگاه از سر فلسفه تشريع رباني و متخصص در يكي اززمينه هاي رويدادهاي مرتبط با تحولات زندگي و نه به معني عرفي ومحدودِ كلمه و تبري از ولايت فقيه واحد مي باشد اعتقاد بدين امامت وولايت مبتني است بر اعتقاد به امامت و ولايت هاي فردي ديگر، يعني و يازده نفر از اولادش كه در امامت و ولايت علي بن ابي طالب زمان غيبت فرد دوازدهم، فقيهي با شرايطي ويژه به نيابت وي عهده دارامامت و ولايت فردي مي گردد
هيأت حاكمه در نظام سياسي اسلامي كه همان هيأت امامت جمعي اند،در رسيدنشان به عضويت اين هيأت نيازي به انتخاب مؤمنين و ياندارند؛ زيرا حكومت انتصاب امامي ديگر حتي پيامبر خداچيزي جدا از امامت جمعي نيست، و رسيدن به امامت ثمرة گذشتن ازدوره اي ابتلائي و تحقق بخشيدن به صفاتي كسبي است كه، راهِ دست يافتن بدان به روي همة مؤمنين باز بوده، دارنده اش به اقتضاي سنتي رباني و با اصطفايي خداوندي به امامت ميرسد.
و نيز روشن مي شود كه تحديد عدد اعضاي هيأت حاكمه اعضاي مجلس شوري عملي باطل و نادرست است؛ زيرا كسي كه واجد شرايط است نه عضو بودنش نياز به اذن غيرخدا دارد و نه منعش جايز است وكسي كه واجد شرايط نيست عضو گردانيدنش نابجا و حرام است وتحديد عدد يكي از اين سه صورت را دربردارد.
و تحديد زمان عضويت نيز همين گونه است . زيرا ثبوت و انتفاي عضويت مرتبط با وجود و عدم شرايط است؛ و نه اخراج واجد شرايط ازعضويت جايز است و نه ابقاي فاقد شرايط.و انتخاب و انتصاب و تحديد عدد و زمان و هر امر ديگري از اين قبيل دخالت هايي نابجا در امر خداوند بوده، اقدا م بر آن هيچ مؤمني رانشايد و با رجوع بدانچه كه در بخش شروط امامت دربارة امامت زنان گفته شد در مي يابيم كه در هيأت اولي الامر جايي براي زنان نيست
به كار بردن لقب هاي اميرالمؤمنين و خليفه براي ملوك پس از پنج خليفة راشد، يعني ابوبكر و عمر و عثمان و علي از سابقين اولين و حسن بن علي از متبعين بإحسان جايز نمي باشد.
نوشته شده توسط محمد در پنجشنبه یکم آذر 1386 ساعت موضوع امامت و ولایت ازنگاه قرآن | لینک ثابت
....ادامه
و از آنجايي كه وجود كمترين رخنه اي در امامتِ در طريق ايمان وعمل صالح بكار بردن لفظ امامت بدون ذكر اين قيد و يا بدون وجودقرينه اي دال بر مراد، جايز نيست. زيرا اين لفظ چنانكه اشاره شد به رهبري در طريق كفر و سيئات نيز گفته مي شود با اين حقيقت كه آن نيز همانند نبوت و رسالت، مقتضاي رحمت و ملك خداي ذي الجلال والاكرام است سازگار نمي باشد، آن نيز از حفظي رباني متناسب با حقيقتش برخوردار گشته است . ليكن از آن جهت كه امامت چيزي جز الگو و پيشرو بودن در انجام تكاليف عبوديت نبوده و بري بودن از نسيان و خطا و ساير حالات ضعف بشري در اين زمينه، با خلقت فرزندان آدمي كه همه مي شناسيم اجتماع پذير نيست، حفظ آن از نوع حفظ نبوت و رسالت نبوده، هيچكس در امامت معصوم نمي باشد درنبوت و رسالت نيز اضافه بر جهات انتصابي جهات تكليفي و كسبي وجود دارد؛ زيرا نبوت منزلتي انتصابي و خارج از محدوده كسب است،كه صاحبش مكلف به توجه كردن و گوش فرا دادن به وحي منزل و حفظ و معرفت آن مي باشد. و رسالت نيز معرفتي غيركسبي است كه صاحبش مكلف به تبليغ وي دريافت شده م يباشد. و اگرچه جهات كسبي آن دو و نه جهات انتصابي، كه ختم آن اعلام شده است از شؤون امامت وغيرمختص به نبي مرسل بوده تنها فرقي كه در اين زمينه بين نبي وغيرنبي وجود دارد اين است كه غيرنبي آن را از منابع بشري دريافت مي كندبا عصمت سازگار نيست، به اقتضاي اسبابي كه در بيان عصمتدر نبوت و رسالت بيان شد، از شؤون امامتِ نبي مرسل استثناء شده،مشمول عصمت گشته است
پس عدم اصابت در يك قضيه جزئي برابر با بي بهره بودناز حكم و علم نيست . همچنانكه حكم و علم داشتن مستلزم اصابت درهمه قضايا نمي باشد
گفته شد كه امامت امام الأئمه در هر شريعتي كه همان نبي مرسل استگاه گاهي دچار رخنه اي از رخنه ها مي شود، ليكن از آنجائي كه بقاي رخنه در امامت، با رحمت و ملك خداي ذي الجلال والاكرام سازگار نبوده،مؤمنين را ريب آور و كافرين را حجت بخش م يباشد، بي درنگ هدايت
رباني در رسيده، خطاها را تبيين و امامت را تهذيب و اصلاح مي كند.
امامت جمعي در شريعت قرآني كه مكمل امامت فردي پيامبربوده، و نپذيرفتن آن همچون نپذيرفتن امامت وي مستلزم حرمان از رضوان خدا و جنات نعيم است از آنِ پيشروان نخستين از مهاجرين و انصاركه پيامبر خدا در رأس گروه اول از ايشان قرار دارد مي باشد.
و از نگاهي به اين دسته بندي، و اضافه اين كه در هيچ جايي از قرآن اشاره اي در مقام امامت فردي، به كسي جز پيامبر خدانشده است به اين حقيقت مي رسيم كه تنها چيزي كه نزد خداوند به
انسانِ پس از نزول قرآن ارزش و مكانتي مي دهد، جز جمع سابقين اولين بوده، و يا به صف ايشان درآمدن بوده، كسي جز پيامبر خدارا در غير اين دو حالت، منزلت و مكانتي نيست.
تنها چيزي كه پيامبر خدا پس از خود براي بشر به جاي گذاشته است، يكي كتاب خدا و ديگري امامت فردي خود و امامت جمعي سابقين اولين كه از آن به سنت يعني روش پياده كردن امر فردي و امرجمعي خداوند تعبير كرده مي شودمي باشد.
از آنچه كه گذشت دريافته مي شود كه رسيدن به منزلت امامت فردي يا جمعي، اگرچه مشروط به معصوميت نيست، متوقف بر بري بودن از رذائلي، و آراسته بودن به فضائلي است.
مسأله ديگري كه در اينجا قابل توجه است اين است كه با نگاهي به فرق بين امامت كه منزلتي كسبي است و نبوت و رسالت كه دو مقام انتصابي واز نبوت غير كسبي اند درمي يابيم كه، تأخّر امامتِ پيامبر خدا ابراهيم و رسالتش، دليل بر برتري اين يكي بر آن دو نمي باشد. بلكه قائل شدن به وجود تربيت و تقدم و تأخّر در بين دو امر كسبي و غير كسبي، و يا دوامر كسبي غير متناسب منشأي جز عدم ادراك حقايق امور نمي تواند داشته باشد
و نيز آيات آخر سوره فرقان مبين اين امر است كه كساني كه مرتكب ظلم بزرگ شرك و ستم قتل ناحق و فحشاء زنا شده اند ليكن ازآنها توبه كرده اند و راه ايمان و عمل صالح را در پيش گرفته اند درصورت تحقق ساير اوصاف ياد شده در آن آيات، به جاي لقب ظالمين نام عبادالرحمن را گرفته و شايستگي امامت متقين را دارند
يعني از آن جهت كه همه عبادالرحمن يك امام محسوب شده اند، هر فردي از ايشان از جزئي از
امامت برخوردار است . به عبارتي ديگر آنچه كه برگرفتگان راه قرآني مي توانند درخواست كنند، امامتي جمعي است.
تو تنها منذري هستي، پس به خواسته نابجايشان التفات مكن و مپندار كه هدايت هاي متكي بر
آيات و معجزات مادييي كه به منذرين پيش از تو داده شد، براي ايشان نيز حكيمانه و سودبخش است. زيرا هر قومي ويژگي هايي دارد وهر قومي را راهنمايي غير راهنماي ديگر اقوام فراخور حال است. پس اگرهدايت اقوام پيشين به اقتضاي حكمت متكي بر آيات مادي بود، درهدايت اينان جايي براي غير اين كتاب هدايت دهنده نيست. يعني هادي اين قوم قرآن است و بس
ادامه دارد.....
نوشته شده توسط محمد در چهارشنبه سی ام آبان 1386 ساعت موضوع امامت و ولایت ازنگاه قرآن | لینک ثابت
....ادامه
مادرپست قبل لینک آن شهیدبزرگوارراآوردیم که درموردنگاه قرآنی درارتباط بادومسئله امامت وولایت بودواین موردراگفتیم هرشیعه وسنی برای رسیدن به نگاه درست مجبورنداولین منبع آنهاقرآن باشد(برای اینکه برای مذهبی همانندشیعه اگرمسئله امامت ازاصول دین خارج شودوتعریفی دیگربدست آیدخودبه خودنیازی به بحث دراارتباط بابسیاری ازمسائل دراین مذهب نخواهدبود)می توانیدلینک مطلب امامت وولایت راازپست قبلی دریافت کنیدواگرفردی قادربه دریافت نیست به وبلاگ آن شهیدمراجعه کندیاازخودم تقاضای دریافت کند.تاآخرماه هرفردی که تقاضاکنددرپایان همین ماه می توانم برای اوبفرستم.(فقط تاپایان این ماه)
هنوزازوبلاگ مناظره شیعه وسنی پاسخی دریافت نکردم وعجیب تربرای من آن است که بعضی ازدوستان تسنن درآنجاپیام می زارندکه چرابحث هاراکت مانده وانگاربیشترعلاقه مندبه این گزینه هستندواین تقاضاازشخصی مثل ناجی کردبرایم عجیب تراست چون شهیدمفتی زاده هیچ گاه روش ونگاه ایشان رانمی پذیرفتند برای همین درآینده نگاه آن شهیدبزرگواررابرای دوستان خواهم آوردوبازبرایم عجیب تراین است که ایشان هنوزپاسخ جوابهای منونداده اندومطلبی که قراربودآماده کنندوبه موضوعاتی می پردازندوبااشخاصی که ازلحاظ الویتی دراشتباهند(این ازنگاه من است واگرپاسخی دارندمتمایل به شنیدن هستم)
وبلاگ مناظره شیعه وسنی:
http://www.monazere2.blogfa.com
دراین کتاب البته علاوه برتعریف این دوگزینه ازنگاه قرآن ترسیمی ازنظام سیاسی وحکومتی دراسلام ازنگاه قرآنی هم بیان می شودکه هرچندنویسنده درارتباط بادوگزینه قبلی ازنگاه قرآنی خوب پرداخته است درارتباط باعدم حضورزنان در هيأت اولي الامرذهن خواننده رابه خوبی پاسخ نمی دهندواینکه جایگاه انسانهایی که علم وتخصص دارندامادینی نیستند دراین حکومت چگونه است وچگونه می توانندنقش خودرانشان دهند (البته هرچندشایداینگونه بیان شودکه درجامعه کاملادینی افرادی پیداخواهندشدکه هردوگزینه راداشته باشندامانمی توان جایگاه هرانسانی رانادیده گرفت)
ومن ازدوستان تقاضادارم قبل ازمطالعه این کتاب نظرخودرابیان نکنندچون این خیانت به خودتان است تادیگران که حق مطلب راخوب بیان نمی کنید
اگرحق آنجایی باشدکه من حتی نگاهی برآن نیانداختم فرداراچه کنم
دراین کتاب می توانیدنسبت به این مطالب ازنگاه قرآنی جویای دانستن باشید :
تعریف اراده واختیار
تعریف کفرومنافق وایمان
تعریف کرامت
تعریف ولی ولایت
تعریف نبی ورسل وشرایط رسیدن به آن
تعریف عصمت
دلایل ازدواج پیامبرباهمسرپسرخوانده اش
ذکرخطاهاواشتباهات پیامبران
تعریف امامت وشرایط رسیدن به آن
تعریف امامت فردی وجمعی وخانواده
سخنانی درموردهمسران پیامبروپاکی ومومن بودنشان
ارتباط بین امامت وشوری
مطالبی درموردبدنبال تشکیل شوری ودوری ازمذهب گرایی وفرقه شدن
تعریف أولي الأمر و منزلتشان
عدم موافقت باشرایط افراددرعضویت شوری
عدم موافقت درانحصاردرآوردن نظرات دینی به افرادخاص
ولايت شوري و ولايت فقيه
دلایل بهترین فردبرای خلیفه بودن بعدازپیامبر(ابوبکرصدیق) وچگونگی انتخاب یک خلیفه
فرق بين خلافت و امامت
واماگوشه هایی ازاین کتاب:(اگردوستی به صورت یونی کدمتنی آن رادراختیارداردمعرفی کندتابهتربتوان ازآن استفاده کرد)
اگر انسان كمر همت در بكار گرفتن قوة بصر در رؤيت آيات عالم شهادت و قوة قلب در معرفت ماوراي آن و قوة سمع در دريافتن راهنمائي در زمينة كارهاي آن دو و تحويل گرفتن احكام و ارزش ها و قوةاراده در برگزيدن جهان بيني حق و ارزش هاي مبتني بر آن بسته، و ازخلاف آن گريزان، و در صورت لغزيدن، به خود آمده و پشيمان و ازكج رفتاري دست بردارنده و بر استقامت عزم كننده باشد يعني اگر ازطرف او ايمان با شناخت و تسليم از خوف و حزن محصور بودن درظلمات جاهليت، به امن در آمدن به نور هدايت و حركت در صراطمستقيم رسيدن و تقوي خود نگه داشتن از خلاف مقتضاي آن شناخت وتسليم تحقق يابد، به اقتضاي امري تكويني و سنتي رباني، از طرف خداوند هم اعطاء سعادت در دنيا و در آخرت به وقوع پيوسته، رابطة
ولايت ميان وي و خدا تحقق يافته، او ولي خدا و خدا ولي او ميگردد.
مادة ولي در لغت عربي دلالت بر قرارگرفتن چيزي در پي چيزديگري در حالي كه حائلي در ميانشان نباشد دارد چنانكه به باراني كه درپي باران نخستين بهار مي بارد، ولي گويند و آشكار است كه اين حالت مستلزم و جود رابطة قرب در ميان آن دو مي باشد و از آنجايي كه نوع
رابطه بين دوچيز بستگي به جهات ذيربط آنها دارد، رابطه اي كه ولي درآن به كار گرفته مي شود گاهي قرب مكاني است و گاهي نسبي و ديني واعتقادي و دوستي و كمكي و غير آن . و لفظ ولي بر وزن فعيل كه دلالت بر چيزي يا كسي دارد كه رابطة مذكور را داراست، بمعني باران دوم بهارو دوستدار و دوست و يار و همسايه و هم پيمان و پيرو و داماد وسرپرست و غير آن به كار گرفته مي شود
مؤمنين در ولايت خدا مشتركند و انتفاء ولايت از كسي برابر با انتفاي ايمان و تقوي و در صورت اقامة حجت بودن در صف كافرين ومنافقين كه رابطه شان با خدا ضد ولايت يعني عداوت است، مي باشد.
دو آيه گروه مؤمنين را با عبارتي كه در تعريف اولياء الله آورده است ذكر مي كند، و در نتيجه همة افراد يك امت مؤمنه را اولياء خدامي شمارد. و همچنان كه همة مؤمنين راستين اولياء الله هستند خداوندنيز ولي و مولاي همة مؤمنين است
و از آنجائي كه منشأ ولايت ايمان و تقوي است، آنانكه با ايمان نيستند پيش از اقامة حجت با خدا رابطه اي نداشته و پس از اقامة حجت و به صف كافرين يا منافقين كه ايشان نيز كافر و بلكه بدترين كافراننددر آمدند، اعداء وي بوده و او نيز عدو ايشان است
و بدين گونه همة مؤمنين اولياء و موالي يكديگر مي گردند و هيچ مؤمنين از اينكه ولي ومولاي ديگران بوده و ايشان اولياء و موالي وي باشند مستثني نيست . وتنها مؤمنين كه ولايتش بر ديگران صورت خاصي داشته، محمد رسول است كه منزلت ويژه اش بر كسي پوشيده نيست. و اگر در غير قرآن از كسي در اين زمينه نام برده شده باشد از آن جهت نيست كه نام برده، ولايت خاصي بر ديگران دارد
و همچنانكه اشتراك در ولايت يك آمر و اتباع شريعت وي، مستلزم ثبوت رابطة ولايت در ميان مؤمنين است، اتفاق در عداوت وي واشتراك در دادن حق امر به غير او و همگامي در ارتباط ديني ناشي ازاهواء نيز، مستلزم ثبوت رابطة ولايت در ميان كافرين و منافقين -كه دررأس ايشان ابليس و ذريتش و طاغوت ها مدعيان حق امري تسخيري به طور مستقيم يا غيرمستقيم يا امري ابتلائي قرار دارند – مي باشد .
دقت در معاني مفردات و نظم جمله بندي آيات و روند گفتار و موضوع مورد بحث سوره ها و توجه به آيات وارده در هر زمينه اي از زمينه ها در سوره هاي مختلف و قرآن را حاکم بر روايات و نه تابع آنهاگردانيدن و در شناخت هدايت رباني خود را از پناه بردن به اين روايت و آن روايت بي نياز دانستن ازاصول واجب الرعايت در تفسير قرآن است . رعايت نکردن اين اصول منشأ خطاهايي فراوان و لغزشهاي بزرگ از سوي بسياري از کارکنندگان در زمينه تفسير قرآن شده است .
پس گاهگاه ي پيش مي آ يد که کساني نه از اولياء الله باشند و نه ازمنافقين و کافرين و اين يکي از دو حالت مستثني از اصل مذکور است.
از آنچه گذشت، معاني كلمات قرآني ولايت و ولي و اولياء براي هرهوشمندِ بري از تعصبي روشن شد ه، و در اينکه ولايت ويژه بعضي ازمومنين نبوده و هر کسي والي خدا نباشد بي ترديد براي پيوستن به صف مومنين راستين نيازمند تجديد عهد بندگي با خداوند است، جاي شکي نميماند . و راستي شگفت انگيز و تأسف آور است که با وجود چنين آيات روشنگري ا ين کلمات مبارکه، همچون ساير کلمات حامل معاني رباني، چنان دستخوش تحريف گردد که طريق فهم قرآن به روي مسلمانان مسدود شود ! امروزه همچون روزگاري از گذشته ا ین امت،اولياء به معنا يي به کار برده مي شود که بيگانه بودنش از کتاب خدا برهيچ هوشمند دور از تعصبي پوشيده نيست. به گمان مردم اولياء افرادمعدودي هستند با صفات و يژه ا ي که خود معتقد ين بدان نيز از تبيينش
عاجزند. و از جمله امور ي که نزد مردم تقريبا لازمه ولي بودن مي باشد،کرامت آن هم به معنايي همچون سا ير معاني تحر يفي است . در باره اين امر هم با يد گفت که : کرامت که به معني گرامي بودن نزدخداست اختصاص به بعضي از مومنين نداشته و بي کرامت بودن برابربا غير متقي بودن و غير مومن بودن مي باشد.
از توجه به محدوديت دا يره حوادث غيرمادي از يکسو و همگاني بودن ولا يت از سوي د يگر روشن مي شود که کرامت به معني خاص مشهور در ميان مردم، لازمه ولا يت نبوده، از شروط آن نميباشد.
و از آنجا ييکه ولي بودن به معني مومن و متقي بودن است و جز به وسيله وحي نمي توان به ايمان و تقوي کسي يقين پيدا کرد، حوادث غيرعاد ي مرتبطبه کساني را که از طريق وحي ولي بودنشان خبر داده نشده است، جز براساس ظن، کرامت نمي توان ناميد. و نيز از آن جهت که اسباب خفي بعضي از آن حوادث، حالات روحي بس يارلطيفي است که پديد آمدنش اکتسابي مي باشد، هر حادثه غيرعادي مرتبط با اهل تقو ي رانيز کرامت نمي توان شمرد و همين است تفسير سرکم ياب بودن ا ينگونه حوادث در عصر نبوت و خلافت، و کثرت وقوعش در قرون پس از آن
از آن جهت كه دريافت وحي به توانايي هاي روحي و جسمي درزمينه هاي ارتباط با عالم غيب و ادراك و حفظ و تحمل نياز دارد، و درعين اشتراك همه افراد بشر، در اصل اين توانايي ها، اختلاف درجات درآراسته بودن بدانها از قريب به صفر تا صددرصد است، و با وجودبالاترين درجه، برگزيدن درجات پايين خلاف حكمت خداوني است فردبرگزيده شايسته ترين انسان در حمل اين مسئوليت مي باشد
مايه سعادت، ايمان به خدا و روز واپسين و عمل صالح است نه داراي عنوان مسلمان يا يهودي يا نصراني بودن
با نگاهي به اين موارد و دقت در آيه مورد بحث و ارتباطش با آيات پيش و پس از ان روشن مي گردد، كه مراد ازما انزل اليك من ربك دراين آيه نيز همه قرآن بوده . حملش بر بعضي معين از آن، يا بر امري خارج از آن، بر هيچ اساسي استو ار نمي باشد
در پايان اين بحث يادآور مي شويم كه با دقت در آنچه كه دربارةعصمت و رسالت گفته شد روشن مي گردد كه آنچه كه در درجه اول معصوم است وحي و هداي رباني است، و عصمت نبي مرسل ثانوي وعارضي مي باشد.
ادامه دارد.....
نوشته شده توسط محمد در دوشنبه بیست و یکم آبان 1386 ساعت موضوع امامت و ولایت ازنگاه قرآن | لینک ثابت
سخن گفتن ازاین دوکلمه باتوجه به مذاهب مختلفی که دراسلام وجودداردراهی باقی نمی گذاردجزاینکه تنهامنبعی که بین مذاهب مشترک است یعنی قرآن ،معنی خودراازاین گزینه هابدهدچون بیشترمنابع هردوازطرف فردمقابل غیرقابل قبول است وموردنقدطرف مقابل است وازآنجائیکه بیشترمنابع اسلامی به غیرقرآن قابلیت نقدداردوازتحریف وکم وزیادوخیانت بدورنبوده است نمی توان برای این دوکلمه که حتی برای مذهبی همچون تشیع جزئی ازاصول دین قرارگرفته است ،درابتدابه غیرقرآن منبعی درنظرگرفت.
مدت زیادی است که باوبلاگ مناظره شیعه وسنی آشناهستم وازآنجائیکه افرادآن مجهول هستند،هرچندکه دربحث مهم حرفهاست ونه اشخاص اماازآنجائیکه مشخص نیست آنهاچه کسانی هستندنمی توان نماینده گروههای مذهبی شیعه وسنی دانست ودربحث هایشان بیشترازتاریخ واحادیث و...استفاده می کنندودربیشترمواردتوهین وفحش می بینی تایک بحث علمی ومنطقی درست ،برای همین این مطالب رامی نگارم برای آنهایی که بدنبال حقیقت هستند،این وبلاگ نزدیک به یک سال موضوع بحثشان امامت است وهنوزبه نتیجه ای درست نرسیده اندونخواهندرسیدتنهادشمنی هارازیادمی کنند.
ازنگاه تسنن گمان نکنم پرداختن به این موضوع بدون نگاه به دیگرمنابع مشکل سازباشداماازنگاه تشیع اینگونه نیست چون بعضی ازآنهابه دوگزینه معتقدهستندیکی اینکه این قرآن رابه عنوان قرآن قبول ندارندوآن رادردستان امام زمانشان می دانندکه این باروح قرآنی وفلسفه نبوت وختم نبوت درتضاداست چون این قرآن برای جهانیان آمده ،نه برای یک فردی تادرستان اوباشدحتی پیامبرنمی توانسته اینگونه باشدوهیچ دلیل اثباتی وجودنداردواگرقرآن تحریفی وجوداردیعنی قرآن نمی تواندمعجزه باشدواگرهم تحریفی درآن است وقرآن واقعی نیست بایداشخاص ثابت کنندکه این قرآن تحریف گشته که غیرقابل اثبات است.دوم بعضی هایشان اینگونه می گویندکه افرادخاصی برای تفسیرومعنی قرآن بایدباشدوارعهده هرفردی خارج است اگراینگونه هم باشدبایدبانگاه قرآنی ثابت کنندکه این معنی ازقرآن به امامانشان می رسدکه ماثابت خواهیم کرددرقرآن معنی امام چگونه است وذکری ازآنهانیست وازآنجائیکه این موضوع بسیارمهم است متضادباروح قرآنی است(هیچ نامی ازهیچ امامی درقرآن نیست باوجودیکه می خواهدجزئی ازاصول دین شود)
پس همان طورکه خداونددرسوره آل عمرن آیه 103برای رسیدن به وحدت ورسیدن نگاه درست دینی وتشکیل امت واحداینگونه بیان می کندکه:و همگی به رشته (ناگسستنی قرآن)خداچنگ بزنیدوپراکنده نشویدونعمت خدارابه یادآوریدکه بدانگاه که دشمنانی بودیدوخدامیان دلهایتان پیونددادپس برادرانی شدیدوبرلبه گودالی ازآتش بودیدولی شمارازآن رهانیدخداونداینچنین برایتان آیات خودراآشکارمیسازدشایدکه هدایت شوید
همان طورکه مشاهده می شودخداوندبرای نجات ازآتش ورسیدن به برادری وامت واحدوازبین رفتن دشمنی هاتنهامنبعی راکه معرفی می کندچنگ زدن به قرآن است وذکری ازمنابع یااشخاص دیگری نیست وبه یادآوریداین نعمت خداوندی(قرآن)تاهدایت شویدپس ماهم می رویم به سراغ قرآن تابدانیم چه معنیی ازاین دوکلمه می دهد.
شهیدناصرسبحانی یکی ازنوابغ اسلام ایران بودکه بوسیله حکومت ایران شهیدشدایشان کتابی نگاشته اندباعنوان امامت وولایت که تعریفی ازاین دوکلمه بدون هیچ منبعی به غیرقرآن می دهنداین تنهاکتاب ومنبع فارسی است که اینگونه بیانی داشته ویکی ازنادرکتابهای روزگارخوداست ازاین دوستان می خواهم این کتاب رابخوانندتابه نگاه درست قرآنی برسند.البته من این مطلب راقبلابه وبلاگ مناظره شیعه وسنی معرفی کردم اماپاسخی دریافت نکردم چون آنهابه نظرم بیشتراهل کوبیدن همدیگرهستندتارسیدن به حقیقت وتعریف درست قرآنی ازاین کلمات وبیشترتابع تاریخ واحادیث هستندتاتابع قرآن باشندومعانی کلمات راازدل قرآن بیرون نمی آورندچون احادیث وتاریخ قرآن شده است نه خودقرآن ،قرآن باشد
سعی کنیدخواندن این کتاب رابدون چیزهایی باشدکه قبلاپذریفته ایدتابه نگاه درست برسیدوگرنه اگرحقی به انسانی برسدوبادگم وتعصب وجمودفکری وهوی وهوس به آن بنگردحقیقت رانخواهددید
این کتاب رابرای دوستان می گذارم وسعی می کنم درپست های بعدی گوشه هایی ازاین کتاب آورده شود.این کتاب باپسوندpdfاست ونیازبه نرم افزارAcrobat Reader داریدوازبعضی دوستان خواسته ام اگریونی کدمتنی آن رادارنددراختیارم قراردهندتابتوان بهترازآن استفاده شود.
گرفتن مطلب ولایت وامات شهیدناصرسبحانی ç(روی امامت وولایت کلیک کن) 767.7kb امامت و ولایت
وبلاگ شهیدناصرسبحانی :
http://www.nasers.mihanblog.com
مطالب امامت وولایت دروبلاگ شهیدناصرسبحانی :
http://www.nasers.mihanblog.com/Cat/9.aspx

شهیدناصرسبحانی ( رحمت خدابراوباد)
حال اگرپیروقرآن هستیدنگاه قرآنی رابپذیریداگرپیروهوی هوس وشرک هستیدپیروقرآن نباشیدوپیروتعصبات ومذاهب و...باشید ( دوستان اگرنظری دارندبعدازمطالعه این کتاب وبرطبق مطالب آن سخن بگویند)
ادامه دارد....
نوشته شده توسط محمد در پنجشنبه هفدهم آبان 1386 ساعت موضوع امامت و ولایت ازنگاه قرآن | لینک ثابت
منوی وبلاگ
درباره وبلاگ

1- این وبلاگ وابسته به هیچ گروه وحزبی نبوده ونویسنده درنوشتن مطالب آزادانه عمل میکندو تنهاخودرا یک محقق، متفکر و منتقد می داند.
2- دراین وبلاگ نویسنده حق خود میداندکه مطالبی بنگاردکه امکان داردباعنوان وبلاگ هماهنگی نداشته باشد.
3- هدف ازاین وبلاگ رسیدن به حقیقت است.
4- برای دسترسی به مطالب و آخرین اخبار درارتباط با وبلاگ می توانیددرخبرنامه این وبلاگ عضو شوید.
5- منتظرنظرات مفیدشما هستم می توانیدچه ازطریق قسمت نظردهی که درپایین مطالب قراردارد یاقسمت نظرسنجی که درسمت راست وبلاگ در صورت وجود قرار می گیردیا ایمیل نویسنده وبلاگ، نظرات خودرابیان کنید ونویسنده وبلاگ موظف است نظرات شمارابدون هیچ سانسوری دروبلاگ قراردهد.
6- سعی براین خواهد بود در صورت داشتن وقت ماهیانه حداقل یک مطلب داشته باشم
7- نویسنده چرا ارتباطی فراتر از فضای مجازی با دوستان نمی تواند برقرار کند و پاسخگو نیست.
8- استفاده از مطالب چرا تنها با ذکر منبع مجاز می باشد.
9- هردوستی در صورت تمایل به تبادل لینک با هر نوع نگرشی که باشد منو لینک کند بعد از اطلاع، او را لینک خواهم کرد.
10-هرکدام ازدوستان که بتوانند کمکی دیگر درجهت بهبوداین وبلاگ نمایندمن باکمال میل دست این عزیزان رامی بوسم.
11- در تبادل فکر نام مهم نیست بلکه فکر مهم است درنتیجه نویسنده چرا از معرفی خود و هر چیزی که به او ربط پیدا می کند معذور می باشد. ( منتظر نام نباشید که در مقابل نام حقیقت نیست بلکه در مقابل حقیقت، حق است )
باتشکر نویسنده چرا همیشه در چرا؟
فهرست اصلی
آرشیو موضوعی
نگاهی بر نظردوستان 3
چرا؟
نقداحادیث
نگاه درست-حرکت درست
زن
نگاهی نوبه قرآن
دنیای عکس
نگاهی به نظرات دوستان
سکس ومسائل جنسی
نقدمذهب وامت اسلامی
آزادی،انتقاد،خشونت وقدرت
عشق ودوستی
سیاسی-اجتماعی
خدا
مدیریت واصلاح جامعه
رشدوطبیعت
چالشات دین اسلام
روانشناسی
شهدای اهل سنت وظلمهای رواشده نسبت به آنان
امامت و ولایت ازنگاه قرآن
تفکردرنگاه
ترسیم دیدگاه سیاسی
معرفی سایت وکتاب
نظام اقتصادی برتر
نگاهی برنظردوستان2
نیازبه دین وقرآن
مذهب تشیع درباتلاق شرک وخرافات
نقدگروهها،حرکتها،فرقه هاومذاهب اسلامی
نقدادیان ومکاتب بشری
حق ها
ورق هایی اززندگی من
اخلاق
نگاهی نو به قرآن2
کلیه مطالب وبلاگ چرادریک نگاه
پیوندها
(لینکهایی که در اینجا قرار می گیرد به معنی تایید کلیه مطالب مندرج در آنها نمی باشد)
در مسیر قرآن
روح زندگی
بشری
اخوت
برادری اسلامی
ادبیات وسینما
تزفلسفه اهل بیت
گوله هیرو
منتظران صاحب الزمان
ای معبودمحبوب
صبحدم - ناشراندیشه های معاصر
کاروان نیکان
معنای توحید
شهیدکاک احمدمفتی زاده ناجی کرد
اسلام
اهل سنت سلماس وحومه
ظهور
غربا
پایگاه بزرگ طنز کنکور هنر
خبرونظر
راه ما
عشق شیشه ای
نغمه
درموردآزادی اندیشه وفکرمیباشد
زندگی نامه +احادیث+مداحی
اهل سنت ایران
آل دوستین
جوانان اهل سنت شهرستان خواف
تبعیت فقط ازقرآن
معنای توحید2
تعبد
تحلیل مسائل کلامی
خبرگزاری جنبش دانشجویان اهلسنت
دگراندیش
تئهران اوشاقلاری
تریفه
اندیشه یه جوون ایرونی
هاوری
منطق آب دوغ خیاری
مسیحیت امروز، تحریف یا واقعیت
اسلام حقیقی فقط در قرآن کریم است
اسلام را آنگونه که هست بشناسید
تدبیر در آیات
بازخوانی
زشت و زیبا
اثبات حقانیت شیعه
نوگرا
سازمان موحدین آزادیخواه ایران(سما)
قرآن شناسی
لینک های زیبای اسلامی
فریادی از اعماق شب
تلاش برای روشنگری و آزادی
آخرین نوشته ها
قرآن ، بینش جهانی 36
نگاهی برنظردوستان 77
قرآن ، بینش جهانی 35
قرآن ، بینش جهانی 34
قرآن ، بینش جهانی 33
کلیه مطالب وبلاگ چرادریک نگاه
قرآن ، بینش جهانی 32
قرآن ، بینش جهانی 31
قرآن ، بینش جهانی 30
نگاهی برنظردوستان 76
نوشته های پیشین
آذر 1388
آبان 1388
مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
سایر امکانات
^ بالای صفحه ^