اولین بار که با نقد احادیث شروع این وبلاگ قراردادم . افرادی ازسایت ایمان آمدند ومنو متهم به کفرکردند وگفتند تحت تاثیرمفتی زاده قرارگرفتم .ازآنها خواستم اگرراست می گویند به جای اتهام ،به نقدهای من پاسخ دهند گفتند در دست تهیه دارند بعد ازاین همه مدت طولانی خبری ازآنها نشد. بعد آنها قطعه فیلمی از آقای مفتی زاده تهیه کردند و اتهام کفر به ایشان را درهمه جا جار زدند!؟ فریاد کفرکفر می زدند؟! ازآنها خواستم به جای اینکه اینگونه خائنانه نسبت به تفکر یک فرد عمل کنند وهمانند رسانه ها عمل کنند واکتفا به قطعه ای ازحرف یک فرد انجام می دهند وازآن سوء استفاده می کنند کل فیلم ایشان را دراختیار دیگران قرار داده وسپس آنرا تجزیه وتحلیل کنند که هیچ وقت این عمل را انجام ندادند. تمامی این جریان دروبلاگم کنار مطالب گذشته وجود دارد.
درآنزمان تنها فکری که درمورد آنها می کردم که آنها باید سلفی ها و وهابی های تندرو هستند! چون آنها ازاتهام اخوانها وشهید سید قطب وحسن بنا ودیگران هم خودداری نمی کردند؟ البته چیزی که جای تامل درآنزمان داشت چرا حرکت سایت ایمان با اتهام کفر! آنهم از درون اهل سنتی برمی داشت وازنقادی همه گذشته بود به حرکت مکتب قرآن ومفتی زاده واخوانها گیر داده بود؟ انگارکافرتر ومشرکتر ازآنها پیدانکرده بود؟ سلفی های تندرو معمولا تنها خود را از اهل سنت می دانند برعکس گروههای دیگر که بقیه را هم جزئی از همین حرکت می دانند آنها برخلاف این موضوع بینش دارند؟!
مدتها ازآن جریان گذشت تا مسئله انصاف وزاگرس نشین پیش آمد.
قضیه انصاف ازاین قرار بود که دروبلاگ معنای توحید بین ایشان که به ظاهر خود را اینگونه معرفی می کند که قبلا شیعه بوده ودرحال حاضر تغییر مذهب داده اند وسنی شده اند ومسلط تر وبهتر ازخود درمورد شناخت اهل سنت نمی دانند من بسیاری ازعلما وافراد سنی را می شناسنم مثل ایشان اینقدر دچار خودشیفتگی نشده ونمی گویند واقعا ما نماینده اهل سنت هستیم وشناخت کافی از مذهب اهل سنت داریم . اما ایشان به یکباره با این نگرش وارد شدند وبین ایشان وعمارنویسنده وبلاگ ناجی کرد اختلاف افتاد وبازاتهام وکفر به سوی مفتی زاده شروع شد ومدتهای مدیدی است که هنوز که هنوزه با وجوداینکه مدت طولانی است ازجریان اختلاف آنها می گذرد ایشان حملات خود را به سوی آقای مفتی زاده می گیرند. بعد از آن جریان وبلاگ معنای توحید ازهم پاشید.انصاف کسی هستند که شدیدا ازسایت ایمان دفاع می کنند.
باید گفت چرا فحاشی وکفربه مفتی زاده؟! مفتی زاده یک مسلمان یا کافر بود مرد؟! آیا با کافر یا مرتد خواندن وفحاشی دردی ازمسلمانان دوا می کند؟! اصلا در زمان زندگی ایشان شما حضور پیداکرده اید که بتوانید این مسئله را تجزیه وتحلیل کنید؟ اصلا آیا شمایی که اعتقاد به کافر دانستن دیگران دارید؟ آیا درزمان زندگی ایشان حجت برایشان اتمام کرده اید که اتهام کفر می زنید؟ تنها چیزی که ازمفتی زاده مانده افکار ونگرشهای ایشان است؟! اگر درد ومشکل اینجاست که افراد باتحت تاثیرقرار گرفتن افکارکفرآمیزایشان(البته من چنینی اعتقادی ندارم) قرار می گیرند ودر بیانتان صادق هستید نگرشها وافکارایشان را مورد نقد وبررسی قرار دهید؟! البته خائنانه عمل نکنید تمامی نگرشهای ایشان بدون هیچ سانسوری با نگرشهای ایشان درکنارهم قرار دهید تا افراد بهترین وحق را انتخاب کنند؟! آیا با اتهام کفربه یک فرد افکار او کفرآمیزمی شود؟ نه نمی شود؟ تنها چیزی که می توان با اینگونه برخوردها فهمید؟! عدم صداقت دربیانهاست؟! تنها چیزی که می رساند افراد یارای مقابله با افکار او را ندارند بااتهام وفحاشی می خواهند تخریب شخصیت اوکنند تا ازاین راه دیگران را ازمطالعه وتحت تاثیرقرارگرفتن نگرشهای او بازدارند؟!
اما قضیه زاگرس نشین ازاین قراربود که با فکری دیگروارد میدان شد که سایت ایمان از سوی حکومت ایران خائنانه با نام سنی بودن وارد عمل شده است. بعد ازاین دیدگاه، من نسبت به این سایت درشک افتادم؟!آیا واقعا آنها سلفی های تند رو هستند؟ یا اهل سنت خود فروخته !؟ یا نه سلفی های تند رویی هستند که فعلا ازسوی حکومت ایران جولان داده می شود تا اختلافات بین اهل سنت را بیشتر کمک کند وفعلا کاری به آنها ندارد،حتی فضاها برای آنها ایجادمی کند؟! چون میدان به افرادی که تنها دردستان آنها فحاشی وکفربه دیگران است واز تجزیه وتحلیل نگرشهای دیگران ناتوان هستند بهترین راه حل است؟! آنها نه تنها با کفر وفحاشی موجب طرد وبی مهری به دیگران می توانند شوند وپیوندها ازبین رفته واختلاف وجدایی ها به وجودبیاید؟ امکان زد وخورد وبرخوردهای تند وخشن وحلال شدن کشتار افراد هم به وجود می آید؟ بعد ازآن پاسخی از سوی سایت ایمان صورت پذیرفت وبعد ازآن به تازگی با مطلب قویی ازسوی زاگرس نشین دوباره اعمال شده است که من واقعا دیگر نمی توانم درموردصداقت سایت ایمان شک نکنم. تعجب من ازآن است که چرا لینک این سایت را بسیاری از سایتها ووبلاگها دارند؟ چون آنها معمولا احتیاط می کنند ولینک هرسایت ووبلاگی قرارنمی دهند ومثل من نیستند که به آزادی بیان اعتقاد داشته باشند؟! یعنی هرفردی که مورد تایید آنهاست وازلحاظ نگرشی مشکلی با اوندارند سعی می کنند لینک او را قرار دهند واین ازپیوندهای دیگرآنها مشخص است یکی ازاین سایتها که تعجب زیاد منو وا می دارد سایت سنی نیوزاست؟ بعد ازمدت طولانی به سایت ایمان مراجعه کردم، آنها درمطالبشان قبل ازنام صحابه امام می نویسند مثلا امام عمر، درحالیکه من تا ازاهل سنت می دانم آنها می گویند حضرت عمر، بعد درپایان نام هرکدام ازصحابه رضی الله عنه قید نمی کنند؟! باید پرسید چرا؟ امیدوارم هرچه زودتردوستان به این سایت مراجعه کنند وآنها زود متوجه نشوند ودرتصحیح این مطالبشان برنیا یند؟! ایشان بیوگرافیی از آقای مفتی زاده درسایتشام قرار داده اند که برعکس مطالب گذشته واتهام کافر کردن ایشان عمل کرده اند؟ درابتدای مقاله ایشان را به عنوان فرد دیندارودلسوز معرفی می کنند؟ درمطالبشان از کلمه کاک استفاده می کنند(کاک درکردی یعنی برادر) بعد می گویند کاک احمد کاملا احادیث را کنارگذاشته اند اما بعد می گویند ایشان تنها ازاحادیث موضوع استفاده می کردند؟ عجب تناقض بیان ورفتاری؟! ایشان حرکت شمس را تنها بانام ایشان تمام کرده اند؟ وبه علت بدعت گزاری ایشان یکی ازعوامل شکست این حرکت می دانند؟ باید گفت ایشان همگام وهمراه دیگررهبران اهل سنت بوده اند ؟ پس باید همین بیان را برای مولوی عبدالعزیزملازاده ، ناصرسبحانی، محمدضیایی و....که همراه این حرکت بوده اند بیان داشت !می بینید چگونه خائنانه نسبت به تاریخ عمل می کنند؟ چگونه ابتدا اینگونه ذهنها را آماده سازی می کنند تا بعدها اتهام خود را روی دیگر علما هم بکشانند؟ ناصرسبحانی شخصیتی است که بعد اززندان شدن مفتی زاده رهبری مکتب قرآن را برعهده می گیرند؟! اما همه می دانند تعطیلی شمس ربطی به بدعت گزاری یا عدم آن نداشت بلکه علت سر حکومت ایران بود؟ همه می دانند که مسئله ای مثل شورایی عمل کردن یکی از ارکان اصلی نگرشهای اهل سنت است ؟ چیزی که آنها برای تفاوت قائل شدن خلیفه بعد ازپیامبر عنوان می کنند وانتخاب علی را نمی توان پذیرفت؟ عجیب است که حرکت شورایی به عنوان بدعت بیان می شود؟
باید پرسید چرا سایت ایمان از بررسی حرکتهای شیعی وجریانهای سیاسی ونگرشی همه عبور می کند اولین افرادی که مورد توجه آنهاست وبه عنوان خطرناکترین معرفی می شود حرکت مکتب قرآن ومفتی زاده ودوم حرکت اخوان وحسن بنا وشهید سید قطب است؟! چرا اولین پایه بیانها ازآنها شروع می شود؟ چرا نام بقیه علما یا تجزیه وتحلیل آنها یا حتی جریانهای دیگر درایران مورد تجزیه نیست ؟ اگر می خواستم درمورد سنی بودن افراد صحبت کنم این دوگروه را از لحاظ صداقت ونزدیکی بیشتر به اهل سنت نزدیک می دانم تا خود شما یا حتی نگرشهای سلفی ووهابی؟! چرا که خود رهبران گذشته خواستند ازآنها بت ساخته نشود ودر نزد شما بیشتر بت سازی ازسلف وگذشتگان وجوددارد؟! همان افرادی که به عنوان پایه گذاری جریان اهل سنت بیان می شوند؟
من نمی گویم ازمفتی زاده باید اسطوره وخداساخت ؟! همانگونه خود من نقادی فراوانی نسبت به حرکت مکتب قرآن داشته ام؟ بارها نسبت به افکارایشان توضیح خواسته وموردنقادی قرار داده ام ؟ اما اینگونه رفتارتناقض آمیز داشتن معنی فراتر ازاین دارد که پیشرو این نگرش بود که ما می خواهیم ازدیگران اسطوره نسازیم؟! باید به این افراد گفت چرا بخاری ومسلم وامام ابوحنیفه و حنبل وشافعی وغزالی و علی وعمر و....پیش شما اسطوره وخدامی شود مورد نقد وبررسی قرار نمی دهید مفتی زاده تنها اسطوره شدوخدا؟! آنقدر بعضی ازاین افراد نزد شما مقدس شده که انسان بودن آنها رافراموش می کنید وهیچ شخصی به خاطر عدم اتهام کفر حق هیچگونه نقدی ندارد؟ آنفردی که بحث از عدم اسطوره سازی ، بحث از عدم تبدیل شدن افرادبه خدا یا بت می کند؟ صادقانه نسبت به تمامی اشخاص اینگونه نگرش دارد وسعی می کند که نگرشهای باقی مانده ازآنها که درجریان زندگی مردم حضور دارد مورد تجزیه وتحلیل ونقد وبررسی قرار دهد؟ کاری به شخصیت خود افراد ندارد وآنها هرگونه انسانی که بودند سرکارخود رفتند؟! خوب بودن یا بد بودن آنها ربطی به من ندارد؟! کافرشدن آنها دخلی به من ندارد؟
برای گرفتن دومطلب زاگرس نشین به این وبلاگ مراجعه کنید:
http://faryadkurd.wordpress.com/
برای گرفتن بیوگرافی ازسیت ایمان وخودسایت ایمان می توانید به این آدرس مراجعه کنید:(فعلا لینک بیوگرافی درصحفه اصلی موجوداست)
درمورد سایت ایمان باید گفت: سایتی است که ازلحاظ محتوا وکیفیت مطالب ودلایلی درسطح بسیار ضعیفی عمل کرده است. زمانیکه به سایت آنها مراجعه می کنید اهل سنت را انسانهای دگم اندیش ومخالف آزادی بیان، سریع اتهام کفر خوردن مشخص می شود.
البته تنها اینجا نبود دیگران نظری دیگر درمورد او داشتند اورا به عنوان جاسوس سعودی معرفی کردند. آنها اورا به عنوان خائن به کرد وکشورایران معرفی می کنند. آنها بیشتر از گروههای اپوزیسون یا کمونیستها، نیروهای درون نظامی ایران هستند. درزمان دستگیریشان ایشان متهم به ضد انقلاب ومزدورامریکایی معرفی می شود. برای تجزیه وتحلیل این موضوع به لینک زیرمراجعه کنید:
http://www.moheq.blogfa.com/post-1.aspx
حال باید پرسید که مفتی زاده که بود؟ انسانی دلسوزومخلص؟ مسلمان ومومن؟ کافر ومشرک؟ ضددین ؟ ضد ایران ؟ امریکایی؟ وهابی یا .......
برای شناخت افراد بهترین راه حل مراجعه به افکاراوست تاشناخت بهترصورت گیرد وبه نظر من دوستان به جای ملق زدن دراین افکار به نگرشهای اوباید مراجعه کنند؟ اما مسئله مهمتر اوهرچه بوده سرکارخود رفته چه دخلی به من دارد؟ باید پرسید چرا اینقدرمفتی زاده موردتوجه است؟ از دوحالت خارج نیست ؟ یکی به خاطرمهم بودن وموثرافتادن ونقش مفتی زاده درزمان حیاتش بوده یا اینکه رشد وپیشرفت حرکت مکتب قرآن در کردستان وحرکت نگاهها ایشان به دیگرمناطق اهل سنت است؟ مطمئن باشید اگرازاین دوحال خارج باشد یک فکر مرده باشد یا نقش فرد چندان مهم نبوده ؟کسی هم کاری به اوندارد؟
باوجودقید این مطالب هنوز نقادی هایی که نسبت به مکتب قرآن یا آقای مفتی زاده داشته ام سرجای خود مطرح است و این به معنی این نیست که این مسائل به زیرسئوال رود. ازجمله مسائل که هنوز برا ی من شفاف نشده مسئله کفر وایمان با نگرشهای آقای مفتی زاده است که نتوانسته ام آن را قبول کنم یا نتوانسته ام آن را رد کنم. یا نگرشهایی که در مقاله دوم زاگرس نشین در مورد اهل نجات دانستن اهل کتاب است با وجوداینکه من نمی گویم اگر دین به آن معنای کامل به آنها نرسیده کافرهستند اما این به معنی این هم نیست که اگررسید با این وجود آنها اهل نجات هستند(این همان نگرشهای پلورالیسمی است درصورت قبول آن)
اما پیشنهاد آخرمن به دوستان مکتبی این است که هرچه زودتر دیگرنگاههای آقای مفتی زاده به فارسی ترجمه کرده تا دوستان بهتر بتوانند با نگاهها وافکارایشان آشنا شوند. بهتر در مسیر تحقیق ومطالعه گام بردارند.
آقای مفتی زاده مجاهدی دلسوز ومخلص بودهرچند که به عنوان انسان بودنش خالی ازاشتباه وخطا مثل بقیه انسانهای دیگر که آلوده این موضوع هستند نبودند! باید نگرشها وافکار حق او را گرفت وباطلها را دور ریخت!
نوشته شده توسط محمد در یکشنبه یکم دی 1387 ساعت موضوع شهدای اهل سنت وظلمهای رواشده نسبت به آنان | لینک ثابت
گام های پی درپی که درمسیرطرد وشناخت رهبران شیعه دروغگوازجهان اسلام است باعث خوشحالی است که نسبت به این مسئله جهان اسلام دررسیدن به آگاهی وشناخت گام برمی دارد. طی بیانیه ای ازسوی علمای پاکستانی به افشاگری برنامه های خرابکارانه این حیله گران پرداختندتادستان آنهارابرای کل جهان بازشناسانند.
علاوه برآن به نظرم بدنباشداین مقاله هم مطالعه گردد:
شیعه شدن پسرقرضاوی دروغی دیگرازرافضی ها
علمای پاکستان طی بیانیه ی مشترکی از سوی همه مکاتب فکری ومدارس فقهی حمایت خود را از شیخ” یوسف قرضاوی “که او را رمز مقاومت و وحدت اسلامی معرفی کرده اند اعلام داشتند.در این بیانیه که قرار است بیش از بیست هزار عالم پاکستانی آنرا امضا کنند و در مساجد سراسر کشور قراءت شده از مردم این کشور بر آنچه در بیانیه آمده موافقت گرفته شود آمده است که:
۱. علمای پاکستان شدیدا سیاستهای ایران را در همکاری با نیروهای اشغالگر در عراق وافغانستان مورد انتقاد قرار می دهند.
۲. برنامه ایران در سوء استفاده از اقلیتهای شیعه در کشورهای اسلامی برای آتش زدن فتیله فتنه را شدیدا محکوم می کنند.
۳. آنها حمایت وپشتیبانی ایران از گروهکهای تروریستی شیعه در عراق و افغانستان وپاکستان را مورد مذمت شدید قرار می دهند.
۴. آنها سوء استفاده ایران از ثروت نفت را برای شیعه کردن ملتهای فقیر وعقب مانده سنی در کشورهای اسلامی مورد مذمت قرار می دهند.
۵. آنها سیاستهای ایران در از بین بردن جامعه اهل سنت این کشور و شیعه کردن آنها وکشتار علماء و تخریب مساجد و مدارس دینی آنها را محکوم می کنند.
۶. آنها پشتیبانی وحمایت مالی ایران از رسانه های گروهی وشبکه های اطلاع رسانی جهانی را که در بین ملتهای اسلامی فتنه اندازی نموده ویاران رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم را مورد شتم ولعن ونفرین قرار می دهند را شدیدا محکوم می کنند.
همچنین علمای پاکستان ایران را از گول زدن ملتهای ساده لوح با مطرح ساختن شعار وحدت اسلامی از یکسو وحمله ناجوانمردانه با خنجر نفاق از پشت سر را شدیدا بر حذر داشتند.
در این بیانیه که تاکنون صدها عالم وخطیب و ائمه مساجد آن را امضاء کرده اند علماء پاکستان بر این نقطه اصرار داشته اند که این سیاستهای دشمنانه چهره ایران را در افکار عمومی جهان کاملا زشت و ناپسند جلوه داده واز همسایگان دور و منزوی خواهد ساخت.
تا کنون بیش از پنج هزار عالم پاکستانی این بیانیه را امضا نموده اند. وقرار است تعداد این امضاها تا چند روز دیگر به دهها هزار برسد. لازم به تذکر است که بیانیه های مشابهی نیز از سوی علمای مصر و تمام کشورهای عربی و ترکیه و اندنوزی و مالزی وسایر کشورهای اسلامی نیز تا کنون صادر شده است. وهمچنین تقریبا همه جنبشهای اسلامی جهان حمایت و تضامن خود را با دکتر قرضاوی اعلان داشته اند.
پایگاه اطلاع رسانی اهل سنت “سنی نیوز”
.........
حال بایدپرسیدچرانفت درراه مردم مرحوم زجرکشیده ایران مصرف نمی شودمگراینهاهمان افرادی نیستندکه چنین نگاهی نسبت به عرب هاووهابی هادارندکسی که دستانی آلوده دارندنقدش ازدیگران چه معنی داردچرادرراه رشدگام برنمی داردکسیکه راه دورویی وفریب درپیش داردچراعیب ازدیگران می گیردکسیکه راه خیانت وفتنه وتفرقه درپیش داردچرادم ازوحدت می زندودیگران رامتهم می کندکسیکه دروغگوست وراه پس وپیش نداردچرا.....
نوشته شده توسط محمد در جمعه نوزدهم مهر 1387 ساعت موضوع شهدای اهل سنت وظلمهای رواشده نسبت به آنان | لینک ثابت
منطقه اهل سنت جنوب تاچندسال قبل ازلحاظ طیف نگرشی ویکدستگی مشکلی نداشت اماچندسالی است که درحال تفرق ودربعضی مواردشاهدتکفیرهمدیگرهستند .علل چیست وریشه هادرکجانهفته است؟!
این دردوعامل نهفته است 1- برعکس گذشته رشدفکری شدیدی رخ داده است ودیگرشاگردانی که تادیروز شاگرد بودند امروزهرکدام اهل نظروفکر هستندپس برنمی تابد که یک نگاه وفکردرمنطقه باشدومسلماافکارگوناگون می گردد 2- رخنه جریانهاواحزاب گوناگون وشدت گرفتن فعالیت آنها ازجمله اخوان ها،جماعت تبلیغی ،سلفی و...
برای اینکه ظاهرااهل سنت جنوب ازیک طیف نگاه ویکدست برخوردارگردد هیئت فتوای اهل سنت جنوب به وجودمی آیدتا بازهمان یکدستگی رابه وجودآوردومعضلاتی که ازطریق فتوای گوناگون برای مردم به وجودآورده بودراازبین ببردچون مردم اهل سنت جنوب اینگونه نبوده اندکه شاهدفتواهای گوناگون باشنددرنتیجه باعث مشکلات فروانی برای آنها،ودربعضی مواردتنفروحتی محوریت مرکزیت فتواخودشخص میشدتاازسرگردانی خودرانجات دهد
اماچرانتوانست هیئت فتواجوابگوی نیازهاباشدومعضلات رابرطرف کند؟
مشکلات ریشه ای ترووسیع ترازآن است که بتوان دراین مقاله ازآن سخن گفت امابه تعدادی ازآن اشاره می رود 1- متاسفانه هنوزانگارمادرتعاریف واژه هامشکل داریم . هیئت فتوا که همانگونه که ازنام آن برمی آید تنهاجمعی ازعلماباتشخیص وگزینش خودرادربرمی گرفت برعکس آن خودرابانام شورادربین مردم معرفی کردواینجابودکه دچارمشکل گشت دیگرتمامی آراوافکارراباخودنداشت وموردبرررسی قرارنمی گرفت پس نمی توانست جوابگوی نیازهاباشد یعنی نام خودراهیئت فتواگذاشت وبراساس نامش هم عمل می کردوتنها هیئتی گزینشی وافرادووافکارخاص درآنجاحضورداشتنداما دربین مردم خودراشورایی معرفی کردوخواستارنگاه شورایی بودواین بودکه درتضادافتاد 2- باوجودحضوربعضی ازاشخاص درآنجاانگارهیئت فتوامسخره چیی بیش نیست؟حضورآقای عبدالعزیزقاضی زاده درآنجا اثباتی براین ادعاست ایشان که عضوی ازآن هیئت فتواست باوجودآنکه امکان دارد نظرفتوا به گونه ای دیگرباشد نظرورای خودرابازبه اجتماع آورده ومی خواهدبه زورنظرخودراقالب کنددرنتیجه نتوانسته به اهداف خودبرسد
پس تازمانیکه بدین گونه باشدنمی توان انتظارداشت که هیئت فتوابه اهداف اولیه خودبرای شکل گیری برسد وتقریبا هیئت فتوا چیزی نیست که دربین مردم جاافتاده باشدوحتی آن راقبول داشته باشندبسیاری بر رای خودیابرافرادی که آن راقبول دارندعمل می کنند
3- هیئت فتوانظرات ودیدگاهایش راکلی وسربسته عنوان کرده است درحالیکه انسان امروزنیازمنداین است که درپشت هرنگاه ونظریه وبیانی دلایل آن راهم بشنود برای اثبات این ادعا براحتی می توانیدبه سایت شورای عالی مدارس جنوب مراجعه کنیدودرپاسخگویی به سئوالات آن رامشاهده کنید
دراهل سنت جنوب نهادی دیگربانام شورای عالی مدارس جنوب هم وجودداردامابایدازآنهاپرسید که کلمه شورا نزدآنهابه چه معناست تامن می دانم شورایعنی مکانی که هرصاحب نظریافکرودیدگاهی بتوانددرآن مکان ارائه نگاه دهدوبراساس منطق ودلیل که می آوردآن نگاه موردپذیرش قرارگیرد(پذیرش حق براساس دلیل وبرهان)مادرتعریف شورا درترسیم نظام سیاسی به قیداین مطلب پرداخته ایم. امابازهمین شوراهمانگونه برخوردورفتارداردکه درهیئت است اماچون درفضای بسته تری است مشکلات آن هم به طبع کمتراست
اثبات همین ادعابرای عدم حضوراشخاص چه درهیئت فتواوشورای مدارس ،بسیاری ازدوستان هستندکه آنهارامی شناسم وازآن محرومند واگرحتی یکنفرباشدکه حق بگویدوازاین اجتماع محروم باشدهمان که این نهادهابه وظیفه خودخوب عمل نکرده اند.می توانیدبه آنهامراجعه کنیدحتماخودبه این امراعتراف خواهندکردواگربه دلایلی هنوزبرای آنها زوداست که وجوداشخاص رادراین مکانهاداشته باشندحداقل می طلبدکه حضورافکاربه همراه دعوت ازدوستان برای ارائه نگاهشان داشته وسپس در رد دیدگاههای آنهاارائه دلیل کرده ونظرات خودرابادلیل به اجتماع آورند تاپرورش انسانهاتوحیدواربه همراه پرسش و دلیل باشدنه اینکه آموزش تقلیدوطبعیت کورکورانه وگرفتن رشدهاو..رامی خواهندوفضای بحث وتحقیق ومطالعه رامی گیرندوباعث به وجودآمدن سرخوردگی هامی شوند.یکی ازریشه های عدم حضورخیلی هاعدم شناخت درست دین وتخصص است وانگاردردین به غیرفردی که تخصص درعلوم دینی داردحق بیان ونظردینی نداردواینجاست که مشکل حاد می شود چون هرفردی که اهل فکرومطالعه باشداهل نظرهم خواهدبود وچه استادانی که شاگردان به آنهادرس نداده اند.
4- بعضی زمانهاآدم ازکاربردبعضی کلمات خنداه اش می گیردیکبارمی گویندماهیئت فتواداریم باردیگرمی گویندآقای عبدالکریم محمدی مفتی اهل سنت جنوب است باردیگرمی گویندآقای عبدالعزیزقاضی زاده مفتی اهل سنت لارستان است.کدامیک ازاین کلمات باهم جور درمی آید.
امادومین عامل یعنی همان رشداحزاب درمنطقه است وتا من ازاسلام وقرآن آموخته ام اسلام حزب وتفرقه رادوست ندارد وبایدخودراازآن دورکردوحال که تشخیص بعضی هابراین بوده که قرآنی عمل کنندودست به تشکیل هیئت فتواوشورا می زنندبرایم عجیب است که خودطرفداری ازاحزاب می کنند یعنی دراینجا همین هیئت فتوا وشورای مدارس یک چیزسمبلیک وبی خود چیزی بیش نیست ونمی توان ازآن انتظاراتحادوهمبستگی داشت بلکه خودآنان هم موافق با تفرقه هستند(این سئوال یکی ازپرسش کنندگان درسایت شورای عالی مدارس جنوب است http://www.madares-eslami.com/news.php?id=234 ) هرچندکه این رشدرادرمناطق جنوبی ترمثل بندرعباس به چشم می خورد ودرمناطق شمالی ترهنوزدراین عرصه گامی برنداشته اند یاچندان احساس نمی شوداما رشدوموضعگیری این گروههادرحالی صورت می گیردکه حتی آمادگی هادرمنطقه جنوب وجودنداردوبه زد وخوردمی انجامد(من این موردراهم به چشم دیده ام وهم شنیده ام) یعنی ازآنجاییکه ماشاهدافکارگوناگون هستیم مشکلی نیست باعث رشدوخوشحالی است اما چون شاهد ناراحتی هاوکدورت ها و تفرقه و..خواهیم بود مشکلات ایجادخواهدشدودربعضی موارد حرف هایی درموردتکفیربه گوش من می رسد که ناراحت کنندگی رادو چندان می کند.
تازمان حیات آقای محمدی اختلافات شاید تاحدودی بتوان حل کرداما...... هرچندکه رویکرددرجهتی است که آقای محمدی درحاشیه درحال قرارگیری است
امادرمورد اینکه هنوزتعریفی درست ازواژه هادرمنطقه جنوب نداردیکی ازمخاطبین سایتشان ازآنها می خواهدکه نسبت به جریانهاواخباراهل سنت ایران هم موضعگیری وبیانی داشته باشند(http://www.madares-eslami.com/news.php?id=223) آنهامی گویندکه سایت ماعلمی است وتنهااخبارعلمی رابازتاب می دهیم اماهمین افراد می آیند اخبارسیاسی جهان اسلام رابازتاب می دهندواینگونه تضادگونه برخوردمی کنند(http://www.madares-eslami.com/news_archive.php?id=2 )
وامازنگ خطربعدی....
ماچیزی به نام عالمان درباری داریم عالم درباری به کسی گفته می شود که مزدور دربارها وسلاطین وحکومت هاهستند وبراساس منافع آنها بیان وعمل دارند و درعوض آن حکومت هاهم هوای آنهاراداردومنافع مادی آنهاراتامین می کنددرنزداین افرادخدا جایگاهی ندارد. چیزی که مادرمنطقه اهل سنت کمترشاهدآن بودیم اماعالمان درباری فریبکارانه ای درحال به وجود آمدن است که احتمال داردحتی سمت سوی عالمان درباری رابه خودبگیرد. این اشخاص چگونه هستند آنهالباس دین برتن کرده اند وبه نام دین هم بیان دارند اما ازدین نمی گویند(این عالمان درخیلی ازجهان وجوددارد) این افراد یاازترس( شکنجه وزندان وکشته شدن و..) یا براساس مصلحت اندیشی یابراساس غروروازدست دادن موقعیت وجایگاه یا ازدست دادن امکانات مادی حرف هایی نسبت به دین می زنند وبردین می چسبانند که نه تنهادین نیست براساس منافع حکومت هم بیان دارند. شایدمناطق دیگراهل سنت این مواردامری طبیعی به نظربرسدامادرمنطقه جنوب جدیدا داردبه این سمت حرکت می کند.تنهانام یکی ازاین افراد که مهم است می آورم .آقای عبدالعزیزقاضی زاده امام جمعه است ایشان دربسیاری ازخطبه ها وبیان ها وموضعگیری های خودمنافع حکومت ایران رادرنظرگرفته اندایشان یکی ازاشخاصی هستند که زمانیکه رهبری سفربه منطقه لارستان داشتندبه پیشبازرهبری رفتند ودرتلویزیونها تنهاتصویرایشان انگاربه چشم می خورد ایشان یکی ازاشخاصی هستند که درخطبه هایشان صلوات ودرود بررهبری می فرستند ایشان یکی ازاشخاصی هستند که در خطبه هایشان می گویند درود وصلوات برشهدا به خصوص شهدای جنگ تحمیلی .انگارشهدای جنگ تحمیلی بهترازشهدای بدر واحدهستندکه اینگونه بیان دارند وایشان کسی هستند که باخبرشدم درنمازجمعه گذشته مردم رابدلیل عدم شرکت درروزقدس توبیخ کردند ودرهمان حال مهردرنمازجمعه مثل نقل ونبات پخش می کرده اند و صدایی ازاین آقا برنمی خواسته است وای به حال اهل سنت واینگونه کم کم فضای غصب کردنهای مساجداهل سنت به مشام می رسد وبوی خطرآن.... این واکنش های پی درپی آن مرابرآن میداشت که نام ایشان رابیاورم وبه نظرمن باید دست اینگونه اشخاص رو شودآنهانام دین رابه لجن وخرابی می کشانند به خصوص بعدازاطلاعی که دوستان نسبت به آخرین واکنششان به من دادند،ایشان یکی ازاشخاصی هستندکه درنگاهشان انگاردین محدودبه چندمسئله عبادی است وشایداین برگرددبه رشته تخصصی ایشان که فقه است وتنهامی توانندازاین دریچه به مسائل بنگرند.هیچ گاه دوستان نفهمیده اندکه این دولت همین رامی خواهدکه افرادطوطی وارچندمسئله عبادی راانجام دهندووای به افرادی که نگرشهایشان رابافکربپذیرند.این شخص پست خودرا راسما ازمقامات دولتی ورهبری دریافت کرده است. درحالیکه یکی ازحقوق اهل سنت این است که خودباید مدیریت عقایدومساجدومراسم مذهبی خودرابه عهده داشته باشندنه اینکه اشخاصی به نفع منافع آنهاانتخاب گردند.
(خیلی دلم می خواست اگردرتوان داشتم یکی پس ازدیگری عالمان درباری رابه مردم معرفی می کردم تادست آنهاروشود تادین به نام آنها شناخته نشود تاازدین ، دین گرفته شودودیگرشخص ملاک دین نباشد)
علما ومنطقه اهل سنت جنوب ترسوترازآن هستند که گامهای اساسی وتوحیدانه داشته باشند آنهاحتی خودرا ازدیگرمناطق اهل سنت ایران جداکرده اند وباوجوداین همه زجرها وکشته ها وزندانها ومشکلات صدایی ازآنهابرنیامد انگارکه وجود ندارندوتنهایکی دوباربه خاطرتوهین هاوبرنامه های تلویزیونی دریکی دونقطه بیانی داشتنداگرایمان ودین آنهارابه تارج ببرندنه آنهاباخبرمی شوندونه صدایشان درمی آید.
یکی ازدوستان به من می گفت شایدآنهاتحت فشارندشایدمشکلات دارندشاید...به آنهامی گفتم اگرمن اینقدرضعیفم هیچگاه لباس عالم دینی بودن برتن نمی کنم هیچ گاه به نام دین سخن نمی گویم وهیچ گاه وضع راازاین که هست بدترنمی کنم هیچ گاه حداقل به نفع آنهابیان نمی کنم راه سکوت درپیش می گیرم
وچقدرزجرآوراست زمانیکه می بینم نوجوان سنی مذهب 16ساله می خواهددرس آزادی به من بدهدوزندانی می شودآنوقت علمای اهل سنت جنوب درس سلطه پذیری وبه تاراج رفتن دین می دهند زمانیکه آقای عبدالعزیزقاضی زاده عمرچندساله کرده اندودرسن پیری خودراسپری می کنند بایدچه گفت؟
درپایان می خواهم تاسف خودرااز جملات اخیرمولوی عبدالحمید بیان کنم ایشان مدافع نظامی دروغگو شدنددرصورتیکه تنهافشارها ازروی دوش اهل سنت برداشته شود. درحالیکه این فریب دادن خوداست که اینگونه آنهاعمل کنندونخواهندکردوتنهاحیله گرانه برخوردمی کنندودرحالی که بایدحقوق شما را بدهندانگارشماهم باتهدیددرصورتیکه درانتخابات ریاست جمهوری شرکت نخواهید کردمی خواهید دستیابی به حقوقی هرچند اندک همانگونه که درگذشته اینگونه برخوردشده راداشته باشید درحالیکه شماهابایداین نظام وحکومت راکامل محکوم کرده وانتخاباتی که فرمولاته بوده وبراساس منافع مردم ستمکشیده ملت ایران نبوده راتحریم کنیدکجای این نظام برمنافع اسلام ومردم ایران وجهان بوده که حال دفاع وماندن درکنارآن رادینی ودرست بدانیم . (http://mm777.mihanblog.com/More-984.ASPX) پنج شنبه (شب گذشته)دراخباراعلام کرد: آقای رئیس جمهور: تمامی اقلیت های دینی حقوق کامل خودرادرایران دارند واین کاردشمنان وتفرقه افکنان است که می خواهندبرخلاف آن اعلام کنند. حال توهرچه می خواهی براین طبل بکوب که ماحقوق نداریم بیاحقوقمان بدین وگرنه این همه ازشماطرفداری کردیم دیگه نمی کنیم،این همه به نفع شماکارکردیم این همه .....
درموردعلمای اهل سنت جنوب هیچگونه ارتباطی باآنهاندارم و ارتباطی هم برقرارنخواهم کردبه غیراینکه ازطریق این وبلاگ باشدتجربه های تلخ رانبایددوباره تکرارکرد . بیان این پست بدلیل آگاهی وهشدارورساندن پیامهابه گوش انسانهایی که خدارادارندهست تادیرنشده اقدامی صورت دهند.
سایت شورای عالی مدارس اهل سنت جنوب ایران: http://www.madares-eslami.com/
اگرخداخواست می خواهیم ازپست های آینده ازسمت انتقادی دوباره به نگاههای قرآنی برگردیم و...
نوشته شده توسط محمد در جمعه دوازدهم مهر 1387 ساعت موضوع شهدای اهل سنت وظلمهای رواشده نسبت به آنان | لینک ثابت
بامتنی بااین مضمون دریکی ازوبلاگهاروبروشدم که یکی ازشیعیان دلیل برتری خودرا حمایت از فلسطین عنوان می کرد وکوتاهی دیگرمسلمانان به خصوص عربها.
هیچ تفاوتی بین اسرائیل وایران نخواهیددیدهمانگونه که اسرائیل ادعای ازنیل تافرات رادارد همین دیدگاه ونگاه راایران دارد وتلاش درعراق ولبنان،شمال افریقا دقیقادرجهت این نگاه است وبرای همین بایددشمن خود بانام اسرائیل که ادعای همین موضوع راداردازپادرآورد وگرنه خوداودرمعرض نابودی است پس ازلحاظ خوی فراگیری این منطقه مثل هم فکرمی کنند وگرنه بایدپرسید اگرآنهادلشان برای مسلمانان سوخته است مگرمسلمانان دیگرجهان مسلمان نیستندمگربربسیاری ازآنهاظلم نمی شودچراتنها مسلمانهای فلسطین موردتوجه آنهاست ؟آیاواقعابه فکرآنهاست ؟اینچنین نیست وگرنه دوست آنهاحزب الله درمعرض نابودی است ؟چرامسلمانان چچن موردتوجه ایران نیست برای اینکه ازتحریمهاوفشارامریکانجات پیداکندمی آیدباروسیه پیمان می بنددو ایران ودریای خزررابه حراج می گذارد واموال ایران رادودستی تقدیم می کند وروسیه هم به خاطراین دست ودلبازی وبه خاطرداشتن قدرت درمقابل امریکا ازاودفاع می کند(البته دفاع اوهم تازمانی است که منافع اوتامین شود)پس ایران نبایددرموردمسلمانان چچن چندان صحبت کند وتنهابعضی زمانهااشاراتی تاصدای کسی درنیاید. بایدازاین اشخاص پرسیداگرواقعا عدالت درروی خوددارندواگراسلام ومسلمان بودن برای آنها مهم است پس این همه ظلم وستم به مردم خودایران به اهل سنت ایران برای چیست ؟پس دوستی آنهادوستی خاله خرسه است ونبایدفریب خوردآنهاهیچ وقت دلشان برای اهل سنت نسوخته است ؟آنهادرکشورایران هماننداسرائیلیان عمل می کنندیعنی دربعضی مناطق سنی شین آمده اندومی آیند زمینهای آنهارامی خرندوسعی می کنند وزنه سنگین راروی شیعه حاکم کنند(مثل شهرک نشینی اسرائیل می مونه) ودرنهایت اگربتوانندآنهاراباظلم وستم بیرون وپراکنده کنند.(این موردرادربعضی مناطق اهل سنت دیده ام) درتمامی مناطق اهل سنت ایران بیشترپست های دولتی وسازمانی راخودپرکرده اند وهرچه براساس منافعاشان باشدبدون درنظرگرفتن عدالتی براهل سنت زوروستم می گویندامروزهاآمده اندباعلم کردن چیزی بانام رشدجمعیت اهل سنت واینکه آنهامی خواهند بابیشترکردن جمعیت خودبرفلان منطقه مثلاسیستان وبلوچستان جلوی رشد جمعیت اهل سنت ایران رابگیرند. آنهاتااینجاپیش رفته اندکه می خواهندمدارس دینی اهل سنت راتخریب وتصرف کنندواولین گامهای خودرادراینجهت برداشته اند(شورای مدیرت اهل سنت که از11نفرباید8نفرشیعه باشندوتخریب مدرسه زابل)وبارهامساجدآنهاراتخریب کرده اندهمانگونه که اسرائیل این عمل زشت رابافلسطینان کرده است پس نمی توان بین رهبران ایران واسرائیلیان تفاوتی قائل شد. باجلوگیری ازتبلغ وابرازعقایداهل سنت ومحدودکردن وفشاروزوروزندان کردن رهبران آنها جوانان اهل سنت ایران را توخالی کرده است وآنهارا به سمت فسادکشانده است
این انسانهای کثیف که به نام اسلام چه درایران وچه درلبنان هستندتنهابرضدبشریت واسلام عمل کرده اندومی کنندوبدترین حربه آنها درطول این مدت استفاده ازتقیه ودروغ وتزویروشعاربوده است آنهابراحتی برای جلب منافع خوداحساسات مردم جهان ومسلمانان راتحریک می کنند وباشعارهای فریب دهنده انسانهاراگول می زنندبدون اینکه توجه کرداگرفردی نیک بوداول درخانه خودمشکل نداشت چرامردم ایران دررنج و ظلم وستم وفقروبدبختی هستند اینان می خواهندچه برای جهان و اسلام ومسلمانان دیگربیاورند نمی توانندچنین ادعایی داشته باشند؟
اینان هم همانندامریکاهستند همانگونه که امریکا دوست دارددرجهان مطرح شودوبرسرزبانهابیافتد وقدرت خودرابه نمایش بگذارداینگونه عمل می کنند آنهازمانی از قدرت وابرقدرتی وستمهای زندان های امریکا وقدرت اطلاعاتی وفشارازاین طریق امریکارابیان می کنند که این عمل غیرانسانی خودرا درنظرنمی گیرندمگرقدرت نیروی اطلاعاتی آنها وزندانهای کثیف وزجر وظلم وستم آنهاکمتراست گرفتن یکی ازنوجوانان 16ساله وبلاگ نویس اهل سنت وظلم وستم به او، شکنجه های روحی وجسمی برتن نهیف او آنقدرزجرآوربود که می خواستم فریادبزنم بداداین ملت برسید ما درخود درد داریم چگونه می توان درد دیگران رادرمان کرد. نوجوانی که تنها آزادانه دیدگاهها ونظرات خودرابیان کرده است ؟چگونه اوبه پنج سال زندان محکوم می شود؟چگونه برادراوراروبروی او شکنجه می دهند؟(http://mm777.weblog.sh/More-939.ASPX ) بایدپرسید اینگونه انسانهارامی توان مسلمان دانست آیااین آموزه های اسلام است . غصب کردن مدرسه دینی وشبانه به مردم تجاوزکردن وقرآنهارالگدمال کردن (مدرسه دینی زابل)آیاروش اسلام است؟ بله اینان ازرعب ووحشت سودمی برند وازهیچ خیانت وظلمی کوتاهی نمی کنندآنوقت خود رامسلمان ووارث عدالت علی می دانند. وخداازآن بنده خوب خود(علی)راضی باشدکه اگراینان رامی دیدخودبرعلیه آنان مقابله می کرد .می خواهم به این بی دینان بگویم خوب به این آیه گوش فرادهیدحتی اگردرنزدشمااهل سنت بدترین مردمان باشندباعمل نکردن به این آیه نشان ازبی دینی وشیطان بودن وعدم اعتقادشمابه قرآن دارد:
ودشمنی قومی شمارابرآن نداردکه دادگری وعدالت نکنیددادگری کنیدکه دادگری به پرهیزکاری نزدیک تراست....(سوره مائده آیه8)
آیامردم رابه نیکوکاری فرمان می دهیدوخودرافراموش می کنیددرحالی که شماکتاب می خوانیدآیانمی فهمید(سوره بقره آیه44)
شیعیان دوبارسیاست رادر دست داشته اند وتاریخی ننگین برای خود ازفساد وشرک وخرافات وعقبگردبرای مسلمانان ساخته اند.( اشاره به حکوکت صفوی وانقلاب امروزایران) درهردودوره تقیه وخیانت کردند و راه فریب ورعب ووحشت واستبدادوظلم درپیش گرفتند.
پس من به خودجرات می دهم که بگویم این افرادمسلمان نیستنداینان اسرائیل که نه حتی شیاطین رادرس می دهند. اشخاصی که دیدگاه آنهابرپایه مشتی خرافات وشرک است کسی که قرآن راقبول نداردوحکم تحریف آن می دهدکسی که نگاه خودراازقرآن نمی گیردبیش ازاین نمی توان انتظارداشت اوهم می رودهمگام باشیاطین شود.
عجیب است برای من!کسی که خود دستانش آلوده به خون انسانهااست کسیکه که خودمنبع ظلم وستم است چگونه می خواهدازانسانهای مظلوم دفاع کندچگونه درنقددیگران می کوشد؟چگونه مرگ بردیگران می فرستد وآنهاراخونخواروشیطان معرفی می کند.
کوتاهی جهان اسلام نسبت به این مسئله وپنداشتن اینکه رهبران ایران رامسلمان بدانند وبخواهند باعناوینی مثل تقریب مذاهب این انسانهای کثیف رابه عنوان مسلمان بیان کنند خیانت به اسلام وانسان است ومن ازتمامی جهان اسلام می خواهم به خاطرظلم وستمهایی که درایران براهل سنت می شود تظاهرات جهانی برپاکنندتادستان این انسانهای کثیف برملاشود. این پیام منوبه تمامی جهان اسلام برسانید. بایدمظلومیت اهل سنت ایران به گوش جهانیان رساند . بایدآنها درجهان اسلام شناخته شوند وموضوعگیری هاوروشهای فریبکارانه آنهابازشناخته شود وازسوی جهان اسلام موردطرد قرارگیرند واین تنها به بحث بین چند عالم کفایت نمی کند. این خودرافریب دادن است که بخواهیم مشتی خرافات وشرک وظلم وستم رابه اسلام منصوب کنیم واینقدراین مذهب دچاراین مسیرحرکتی است که برای خود روزنه ای نگذاشته است.
فریادبزنید
امادرموردفلسطین تنها یک راه حل دارد وآنهم بازگشت تمامی مسلمانان به اسلام وقرآن است .
درمورددکترقرضاوی به نظرم به ایشان بایدگفت دلشان رابرای جهان اسلام نسوزانند چون درنزدایشان انگارجزاعراب مسلمان نیستند که تا اعراب شیعه می شوند وموردظلم قرارمی گیرند صدایشان درمی آید و هیچ گاه نتوانستد اهل سنت ایران را ببینند واگربر آنهاظلم شود برایش مهم نیست ومی آید و ازدردوستی بارهبران ایرانی برمی آید وازآنهادفاع می کند. این شخص هم بعدازآن همه دفاع وتلاش برای نزدیک کردن این مذهب به دیگر اهل سنت پی می برد که چه اشتباهی کرده است وسعی می کند تاحدودی اشتباه خودرابیان کند ووای به حال روزی که تجربه اهل سنت ایران رااینان بدست آورند به خصوص که رهبر اخوانها دراین موردسکوت کرده است وتشیع رابه عنوان یک مذهب اسلام عنوان کرده است(http://mm777.mihanblog.com/More-965.ASPX) اینان هیچ گاه نفهمیده اند که اسلام و مسلمانی نمی تواند باشرک و خرافات وظلم وستم وتقیه ودروغ وفریبکاری جمع شود.
نوشته شده توسط محمد در جمعه پنجم مهر 1387 ساعت موضوع شهدای اهل سنت وظلمهای رواشده نسبت به آنان | لینک ثابت
متاسفانه بعدازقیدپست خیانت دراهل سنت جنوب ،خودمن، برای بعضی از دوستان مدرکی به عنوان مطالب قیدشده به حساب نیامدم ونتوانستندبرصدق وراستگویی مطالب اکتفاکنندودرحالی می خواهم این مقاله رابیاورم که چندان تمایل به نوشتن آن ندارم . اما برای اثبات این موضوع بالاجبارمی نویسم ابتدانقدها وپرسشهایی که ازسوی دوستان نسبت به قیداین مقاله ازمن شده است.
امید:نظربرخیانت دراهل سنت جنوب
جناب آقای محمد تا آنجاییکه من میدانم ایشان از انتخاب خود خبر نداشته اند و آنرا قبول نکرده اند لطفاً بیشتر تحقیق نمایید
ناجی کرد :نظربرخیانت دراهل سنت جنوب
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام علیکم و رحمه الله و برکاه
دوست عزیز فکر می کنم این سخنتان به حق اصابت نکرده است :
( اماچیزی که تعجب آوراست تاییداین شوراوعضویت دوتاازعلمای اهل سنت جنوب دراین شورابود وتعجب آورترازآن عضویت آقای عبدالکریم محمدی دراین شورابوددرنتیجه مراوامی داشت تااین مقاله رابنویسم. )
1)اگر امکان دارد منبع خبری را که این مطلب در آن درج شده را بنویسید .
2)سپس اگر چنین چیزی اتفاق افتاده (که بعید می دانم آن هم از شخصیت بزرگی هم چون استاد محمدی) دلایل طرف مقابل را یا گوش کنید و یا در وبلاگ خود قرار دهید سپس قضاوت کنید
(اگر می گویید قضاوت نکرده ام نظری بیفکنید به این سخنتان : ( آقای محمدی شایدبتوان گفت برای شخص من یکی ازافرادی بود که هنوز می توانستم امیدهارادراوببینم امابااین کارشان دیگربه نظرمن درمنطقه اهل سنت جنوب عالمی که بتوان گفت آزاداندیش وآزادباشدنتوان یافت )
3) دلیل این که علمای اهل سنت متحد نمی شوند این نیست که خودشان مایل نیستند . دوست عزیز کمی فراخ تر مسائل را بررسی کنید آیا به یاد ندارید هنگامی که علامه مفتی زاده شورای شمس را برای اتحاد علمای اهل سنت احداث کردند چه بلایایی که بر سر اعضای آن نیاوردند؟ حرکت استراتژیک باید بر اساس عبرت گیری از گذشته باشد و به نظر من اکنون بیش تر علمای اهل سنت به جنگ سرد و آگاهی دادن سرد روی آورده اند و فکر می کنم در اموری موفق افتد و در اموری هم شکست بخورد پس جایه گلایه به همه ی علما نیست چون شرایط پیچیده است
موفق باشید
با تشکر
ناجی کرد
آزادی واندیشه:
سلام دوست عزیز"
باتشکر از اینکه به وب حقیرانه ماسرزدید
موضوع شیخ عبدالکریم محمدی از علمای اهل سنت جنوب من باتعدادی از دوستان تماس داشتم آنها نیز اول از این مسئله ناراحت اما بعدا با شیخ تماس گرفتند شیخ فرموده روحم خبر نداره ومن اصلا نمی رم اگر اینطوری بشه باید از دید دیگری به قضیه نگاه نمود والله اعلم
اما موضوع روزه وبحثهای پیرامون روزه وشبهات موجود بحث بسیار زیبای بود خوندم واشتفاده بردم .
دراین ماه عظیم الشان التماس دعا داریم ومارا از دعای خیرتان محروم نفرمایید
وخصوصی در تهجدها مارا دعا کنید .00
موفق باشید
بایدبگویم مدارک من درارتباط بااین مطلب :1- درمیان گذاشتن این مطلب بایکی ازشاگردان ایشان بوده که آنفردهیچکدام ازمطلابی که این دوستان عنوان کرده اندعنوان نکرده ومنکرقضیه نشدندوتنهاگفتنداین مسئله چندان مهم نیست 2- باخبرشدن ازاین مسئله توسط دوتن ازدوستانی که برآنهااعتمادکامل داشتم .امامسلمااین مدارک تنهابرای من مدرک می شودنه دیگردوستان اما این مطلب درمجله مرواریدمهر،شماره بیست وششم ،مردادوشهریورماه 87 به چاپ رسیده است این مجله وابسته به اهل سنت است. پست الکترونیکی این مجلهMorvarid.mehr@gmail.com وآدرس دفترمرکزی آن بندرعباس،بلوارآیت الله طالقانی،پاساژهاشمی ،طبقه سوم،دفترنشریه مرواریدمهراست درصحفه سوم اینگونه چاپ شده است.
تعیین نماینده اهل سنت جنوب
طی حکمی ازسوی حیدرمصلحی رئیس شورای برنامه ریزی مدارس علوم دینی اهل سنت ایران شیخ عبدالکریم محمدی،مفتی اهل سنت جنوب ورئیس شورای عالی مدارس اهل سنت جنوب به عضویت کارگروه منتخب شورای عالی انقلاب فرهنگی منصوب شد.حجت الاسلام محمدمریدی قائم مقام نمایندگی ولی فقیه دراموراهل سنت دراستان هرمزگان بااعلام این خبرگفت:تلاشهابراین بوده که نماینده ای به این شورااعزام شودکه ضمن تبیین مسایل ومشکلات مدارس دینی اهل سنت درجنوب ،دربرنامه ریزی برای این مدارس مشارکت سازنده وفعال داشته باشدوشخصیت آقای محمدی برای این امر،جامع وکامل بوده است.
این تمامی مطلبی بودکه دراین مجله چاپ شده بودهرچندکه دوستان می گفتندکه دریکی ازنشریات بندرعباس هم این مطلب چاپ شده است که مورددسترسی من نبود .شماازکلماتی مثل طی حکمی ومنصوب شدن چه می فهمیدیعنی اوبی خبربوده است وبایدبگویم بعدازقیدمطلب خیانت دراهل سنت جنوب برای سه سایت معتبراهل سنت جنوب که می دانم دست اندرکاران آنهاچه کسانی هستندفرستاده ام که تاکنون پاسخی ازسوی آنهاندیده ام واگرواقعادروغ بودیاایشان درجریان نبودندمی طلبیدکه به من پاسخ می دادنداما من اهل سنت جنوب وعلمای آنهارامی شناسم غیرممکن است بدون درجریان گزاشتن آقای محمدی دست به سوی درج چنین مطلبی وچنین پیشنهادی بدهنداصلاکسی که حالت مفتی بودن رادارندورهبریت دریک منطقه غیرممکن است درابتدانظراورانخواسته باشنداین مطلب اگردربین اهل سنت عنوان شود که بدون خبرایشان اورامعرفی کنندآن هم ازسوی علمای اهل سنت وبدون هماهنگی باایشان تنها می توانندبه آن بخندندواگراینگونه است این عالم رابایدطردکنندهمانگونه که بامابدبرخوردمی کنندواین تفاوت درچیست؟هرچندکه نمی گویم این کاررابکننداماتامن می دانم آنهاسرخودکاری نمی کنند؟حال یامن بایدبگویم دوست عزیزمان اندیشه اشتباه می کنند یابایدبگویم آقای محمدی می خواهندخودراواردسیاست کثیف کنند ومی خواهندبه نوعی این مسئله رابه هرطریقی توجیه کنند. اگرگفته باشندبایدازدیدگاه دیگربه مسئله نگاه کردمنظورشان ازدیدگاه دیگرچیست؟ مامگربه دیدگاهی به غیرتوحیدانه چیزی دیگرداریم می خواهندبادولت معامله کنندتاازفشاربه آنها کمترکنند؟می خواهند بتوانندحرف ها ومدیریت مدارس رابه نوعی داشته باشند؟ می خواهندازتعطیلی مدارس جلوگیری کنند؟ می خواهند معاملات دیگرباسران دولتی داشته باشند تاامتیازاتی کسب کنند؟ می خواهندوضعیت را ازاین که هست بدترنشود؟ می خواهندازکشتارودرگیری جلوگیری کنند؟ ماقبلاگفتیم دستیابی به این امرغیرممکن است هدف اوعدم دستیابی تو به همان مواردی است که تومی خواهی به آن برسی ؟درنتیجه بایدبگویم مامی گوییم مسلمان یعنی پاکی ودرستی وصدق وشفاف بودن نه اینکه خودرا واردسیاست های کثیف دنیابکند واگرامروزبخواهدبااین عنوان حرکتی پیش بیاید بایدمنتظربه وجودآمدن چه شاگردانی باشیم کسانیکه برای رسیدن به هدف وسیله راتوجیه می کنند؟
درحالی نویسنده چرا این مسائل رااینجامی نویسد که شایدبهتربوددرابتداباخودآنهاعنوان کندویادلایل آنهارمی شنید ودلایل آنهاراهم می آوردامازمانیکه آنها مراطردکردند ندانستندکه باعدم داشتن تحمل پذیری وپذیرفتن نگاههای جدیدو...بایدمنتظرچنین روزهایی باشندروزهای تفرق و....ودیگرمن به هیچ عنوان نخواهم پذیرفت تجربه گذشته باآنهابودن ولطمه خوردن ازآنها ودیگرنبایدازیک سوراخ دوبارگزیده شد. هرچندمن بارهابه آنهاگفته ام بایدمنتظرفرقه هاوسرخوردگی های جدیددرمنطقه باشندووای به آنهادرآن روز،زمانیکه نمی توانندآراووافکارراباهم داشته باشندبرخوردهای درست وصحیح انجام دهند سقوط آنهابه این مرحله حتمی است .روزی به یکی ازاین علما می گفتم من وبلاگی دارم می گفت آره مکانی برای ریختن عقده هایت. هرچندکه من منکراین قضیه نمی توانم باشم که این وبلاگ شایدشده مکانی برای ریختن افکارم وشایدهم تخلیه روحی وروانی . وقبل ازاینکه ایشان بگویندمن بامطلبی دراین مورددروبلاگم به روزشده بودم امابایدگفت آیارهبران دینی درآن حد هستندکه بتوانندتخلیه گاه روحی وروانی وفکری باشند تاجامعه رابه سمت درست رهبری هدایت کنندوآیایک رهبرکه باید مشاورخوبی باشدمی تواند درحدی باشدکه حتی به توقعات وافکارنابجای دیگران باتامل گوش دهد وسپس درست برخوردکنداینچنین نیستندوزمانیکه نداندبایدمنتظرسرخوردگی هاوبه وجودآمدن تفرقه هاودشمنی هاوکینه هاو...بود. اگراین علمابخواهند،می توانندمنوپیدامی کنندووای به روزی که منوپیداکنندوترجیح می دهم هیچ برخوردی باآنهانداشته باشم . این راگفتم تا دوستمان ناجی کردبدانندچرامن نمی توانم دیدگاه آنهاراداشته باشم همان طورکه درپست قبل هم گفتم آنهااصلابرای ماارزش قائل نمی شوند وپرسیدن ازآنهاگناهست وتنهابایداطاعت محض کرد من باتمامی علمای اهل سنت برخوردنداشته ام اماتاچیزی که دیده ام اینگونه بوده اندودیگربه حدی رسیده ام که می ترسم دیگری هم اینگونه باشدوهمه رازیک کیش می پندارم. درموردآقای محمدی گفتم که هنوزامیدهایی دراومی بینم امانه به این معناکه اوراازدیگرعلماجدابافته بدانم فقط اورابهترازبقیه می دانستم همین، نه اینکه ایشان رادرحدعالی بدانم ....
درمورددوست عزیزناجی کردبایدبگویم ماهمیشه یادگرفته ایم که گناهان خودرابه گردن دیگران بیاندازیم ونمی توانیم اشتباهاتمان رابپذیریم وبه خصوص مسلمانان برای هرمشکل وشکستی می خواهندعامل خارجی رادخالت دهند شمامی گوییدعامل تفرق اهل سنت تمامابه حکومت برمی گردد امامن ثابت می کنم اینگونه نیست من منکردخالت های بی جای آنهانیستم . چندوقت قبل دوستان سفری به سنندج داشتندلطف کردندومنوبا هم باخودبردندوجاداردتشکرفراوانی ازآنهاکنم . درآنجاباسه شاخه ازمکتب قرآن برخوردم . 1- گروهی که خودراشاخه اصلی می داند 2- گروهی که وابسته به آقای حسن امینی هستند3- گروهی که راه عزلت وکناره گیری ازمکتب قرآنیهاگرفته اند .من آقای حسن امینی راندیدم اما تعدادی ازگروه اول وسوم رادیدم وآنقدرحر ف ها وبیان هابرای من تناقض بود که من فقط گیج شدم ونمی دانستم که چه کسی راست می گویدبه یکی ازآنهاهم گفتم شماهرکدام ضدهم صحبت می کنید من نمی توانم بگویم کدام راست می گویدوکدام هم دروغ اصلانمی توانم هم بگویم فلانی دروغ می گویدواینجاحتی بحث برداشت هانبودبیشترتناقض گویی بود یکی ازدوستانی که همراهمان بود به اوگفتم قضاوت واینکه واقعا چه غلط ودرست وحتی درموردحرکت آنهابه یک ودوروزنیست ومافعلامهمان هستیم وامکان ملاحظه داردواگرمی خواهم نتیجه گیری کنم بدین گونه نمی شود. این تفرق که درمکتب است محصول کجاست؟ دولت یادرون خودمکتب ؟ مامسلمانان اگرانسانهای به آن معناانسان وتوحیدی بودیم که دیگرمشکل نداشتیم وحق برباطل پیروزبودچراهمیشه می خواهیم تقصیرهای خودرابه گردن عوامل خارجی بیاندازیم همان باطل ودشمنی که سودمی بردوراه سوء استفاده رادارددرابتدامقصرخودهستیم که به اوچنین اجازه ای می دهیم . شماخودواقفید بعضی نظراتی که درآنجا درموردشمادرآنجاشنیدم باشمادرمیان گزاشتم شمامنکرآنهامی شدیدحال حرف که رابایدبپذیرم من آنجارفته ام خیلی ازآنهاراکه دیدم انسانهای پاک وخوبی می دیدم(البته این نتیجه گیری چندروزاست) . ازنویسنده وبلاگ تریفه پرسیدم گفتندماچنین شخصی رانمی شناسیم وامکان دارد اطلاعاتی باشم وبعدبرای منم عجیب است چون آنجامی گفتندکه مکتبی هاهرکاری می کنندبامشورت است وزمانیکه ایشان رانمی شناسندمن بایدچه بگویم واین می شودکه بدبینی ها به وجودمی آید وبعدهم تفرقه. من چندمطلب آقای مفتی زاده هم ازآنجابرداشتم دریکی ازمطالب آقای مفتی زاده می گوید اینگونه نیست که موافق ماخوب باشدومخالف مابد-مامحک برای ارزیابی دیگران نیستیم (اجمالی ازبرنامه های کاک احمدبرای عموم هم مسیران وسایرعزیزان-نامه5ص 5) حال بعضی ازوابستگان به ایشان اگرواقعاباشندمثل نویسنده وبلاگ تریفه،اینگونه برخوردی حداقل بامن داشتندبایدچه بگویم؟
درآنجامی دیدم آنقدرآنهابه همدیگرصدمات شخصی ودینی زده اندکه فعلابااین وضعیت، راه وحدتی برای آنهانمی دیدم وچیزی که ازمکتبی هاوگروههامی دیدم هیچکدام موردقبول من نبود ومی دیدم که آنهانه تنهاازلحاظ علمی بلکه ازلحاظ پرورشی وتوحیدی وانسان بودن حتی به خاک پای آقای مفتی زاده هم نمی رسیدندآقای مفتی زاده ای که اگرناراحتیی برای کسی ایجادمی کردسالیان ،سال فکرآن مسئله اوراآزار می داد(اشاره به داستانی که خودمکتبی هاگفتندوناراحت کردن یکی ازبی دینان توسط یکی ازشاگردان آقای مفتی زاده بدلیل حمایت ازایشان،باوجوداینکه این مسئله راخودانجام نداده وتنهااحساس می کندشایدنتیجه کارهای اواین عمل رادرشاگرداوایجادکرده است)اماامروزمی دیدم که آنهاچه لطمات وناراحتی هایی برای همدیگرواردکرده اندوفقط خداخودش کمک کند. البته منکرقضیه دولت نیستم همان چیزی که درکردستان می دیدم دربین آنها وحتی بسیاری ازامامان مساجدآنهاانسانهای جاسوس وخودفروخته وجودداشت وبه نظرمن درمنطقه کردستان بیشترازهرمنطقه ای این امروجوددارد وخیلی ازمساجدآنهاازآن صفاوپاکی برخوردارنیست. بادوستان مکتبی خیلی صحبت کردم چه درموردمکتب وچه درموردمسائل فکری ودینی اماهمان طورکه گفتم زمان آن اجازه بررسی درست رانمی دادودرنتیجه درهیچ کدام ازمواردبرای من اقناع وروشنی به وجودنیامد وسعی می کردم زیادگیر ندهم وباعث ناراحتی نشوم یاملاحظه دیگردوستان می کردم .
چندان دوست ندارم درموردمطالب این پست بیشترازاین پیگیری کنم اما تنهامی توانم یک پیشنهادبه اهل سنت ایران بدهم باتمامی قوا مسئله مدیریت مدارس رامحکوم وتحریم کنید واگرفردی ازعلماعضواین شوراشد جمعاومتفقاومتحدا اوراازجامعه علمای اهل سنت طردکرده واعلام کنید درصورت به وجودآمدن چنین امری اورابه عنوان تصمیم گیرنده قبول نخواهیدداشت واورابه عنوان خائن می شناسید
نوشته شده توسط محمد در جمعه بیست و دوم شهریور 1387 ساعت موضوع شهدای اهل سنت وظلمهای رواشده نسبت به آنان | لینک ثابت
دوستان مطلع هستندکه چندوقت قبل ازسوی ریاست جمهوری ایران طرحی باعنوان شورای مدیریت مدارس اهل سنت ایران به تصویب رسیدکه باید11نفربرای این امرتعیین شوندکه ازبین آنهاتنها3نفرسنی وبقیه بایدشیعه باشند ودرواقع روندی برای تعطیلی مدارس اهل سنت و بانگاه خودپیش بردن با ازبین بردن هرچه بیشترآزادی درایران ودخالت بی جا دراعتقادات ونگرشهای دیگران به تصویب رسید.
اماچیزی که تعجب آوراست تاییداین شوراوعضویت دوتاازعلمای اهل سنت جنوب دراین شورابود وتعجب آورترازآن عضویت آقای عبدالکریم محمدی دراین شورابوددرنتیجه مراوامی داشت تااین مقاله رابنویسم.
آقای عبدالکریم محمدی دربین علمای اهل سنت جنوب حرف اول رامی زنندوتقریبادربین علمای اهل سنت حالت رهبریت رادارندواین حرف من تنهانیست می توانیدتحقیق کنیدودیدگاه بسیاری براین امراست .ایشان مدرک کارشناسی خودراازسعودی گرفته اندبااین وجودبه خاطراستعدادومطالعه زیادی که داشته اندتقریبا،باوجودمدرک دکترادربین اهل سنت، بااین وجودهنوزهم ایشان پیشروهستند.
اماببینیم چه مشکلاتی ایشان باکارشان درپیش گرفته اند:
1- درچندروزگذشته مطالعاتی درموردتاریخ ایران به خصوص مسائل ونحوه شکل گیری آن داشتم . هرچندمتاسفانه درکشورایران توان اینکه مطالعه ای آزاد دراین ارتباط داشت واز زوایا مختلف ونگرشهای مختلف حتی انتقادی و...رادیدنیست .امابادسترسی به اینترنت که داشتم وبررسی وتحقیقی که دراین ارتباط انجام می دادم عجب خیانت هاو دروغها که ازهبران آن زمان ایجادنشد وچگونه مردم رافریب دادندومسیرانقلاب ایران رابه انحراف ودیکتاتوری واستبدادودوران شاهنشاهی کشاندند وچگونه آمده اندودفاع مقدس رابیان کرده اندوکلمه مقدس روی آن گذاشته اندتاکسی درنقدآن نکوشد(چگونه این جنگ مقدس می شوداین تقدس ازکجامی گیرد) درحالیکه به خاطرخودخواهی ها وقدرت طلبی ها جنگ راطولانی وبعدباخفت تسلیم شدند وچه جوانانی را نابود نکردند وبعددوستان خوب مطلع هستندکه چگونه اهل سنت ایران بااین انقلاب همراه شد وقوی ترین رهبرآنان دراین زمینه هم آقای احمدمفتی زاده بوداماسرانجام به کجاکشیدجزاین بودکه آقای مفتی زاده رافریب دادندونهایت با برچسب وتهمت اوراراهی زندان وشکنجه کردند وجزاین بودکه مولوی عبدالملک ملازاده را به کام مرگ کشاندندواین تجربه خوبی برای اهل سنت بودکه دیگرهیچگاه نبایدفریب مذهب تشیع وشیعان رابخورند ویک مسلمان دوبارازیک سوراخ نبایدگزیده شودوبه قول دوستان آزموده راآزمودن خطاست. اماامروزچه می بینیم همکاری وهمگامی یکی ازعلمای برتراهل سنت جنوب ایران .وای برشما ! شمانمی توانیدازتاریخ درس عبرت بگیریدومی خواهیدتکرارتاریخ راانجام دهید.
2- درحالی این مورد تصویب شدکه برخلاف قانون اساسی کشور بودوانگاراین رهبران نادان ازقوانین خودبی خبرندوحال کسی که اینگونه براحتی تابع قوانین ومقررات کشوری نیست وآن رازیرپامی گذاردچگونه می توان براواطمینان کرد وزمانیکه اینگونه خیانت به مردم ایران می گرددچگونه علمای اهل سنت ایران همگامی بااین عمل غیرانسانی وغیرمسئولانه می کنند. وای برشما! شماهم بااین عملتان داریداین رابه نمایش می گذارید که مثل آنهاهستید وسیاست بازی کثیف درروی خودمی گذارید.
3- ایجادتفرقه ازسوی این علماکه به جای اینکه این عمل راتحریم کنندوازهمراهی خودداری کنند برخلاف نگاه دیگرعلما واهل سنت ایران راه تفرقه بین اهل سنت رادرپیش می گیرندویکی ازمشکلات اهل سنت همیشه این بوده است که هیچگاه نخواسته ونتوانسته راه اتحاد رادرپیش بگیردومصلحت اندیشی های انسانی اورامتفرق کرده است وباعث شده که به خوبی این نااهلان بشری ازاین آب گل آلودماهی بگیرند وهمین تفرق به خوبی درجهت منافع این انسانهای دیکتاتوراست .
4- اهل سنت ایران هیچگاه نخواسته راه آزادی رادرپیش بگیردوبه پیروان خودآموزش آزادی دهد اوهمیشه راه سلطه پذیری رادرپیش گرفته است واین نگاه هم ازنگاه انسانی گرفته است وگرنه تامن ازقرآن وتوحید می دانم انسان بایدراه آزادی رادرپیش گیردنه راه سلطه گری واستبدادوزور ونه راه سلطه پذیری وخواری وخفت.اهل سنت ندانسته که اگرمتحدشود وخواست های خودرابگویدبه خیالش چندنفرازآنهاکشته خواهدشدآنهاچندنفررامی توانندنابودکنندجای هرشهیدوکشته هزاران انسان به وجود خواهدآمدو این نظام هرچه بیشتر مجبورمی شودکوتاه بیایدوگرنه نابود خواهدشدامااگرهرروزتوراه سلطه پذیری ومصلحت درپیش گیری ،اوجرئت بیشترپیداکرده وبرتومی تازدوتورابه سمت نابودی می کشاندوآنقدربه پیش می رودکه چیزی ازتونمی ماندوآنروزخواهی گفت ای کاش آنروزآزادنه می مردم نه امروزکه باخفت وذلت درحال مرگ هستم.
5- این علمادارندچهره خودرامنفورمی کنند. آقای محمدی شایدبتوان گفت برای شخص من یکی ازافرادی بود که هنوز می توانستم امیدهارادراوببینم امابااین کارشان دیگربه نظرمن درمنطقه اهل سنت جنوب عالمی که بتوان گفت آزاداندیش وآزادباشدنتوان یافت و اینگونه می شودکه امیدها والگوها وآزاداندیشی هاازبین می رود .درنتیجه جوان باید یادرخلابدنبال آن باشدیابرای خودالگوهایی بسازدکه امکان داردنادرست باشدویاهم بااین عمل این علما ازدین منفورگردد وکمالهای خوددرموارددیگربجویدیعنی باعمل خود دین رابدمعرفی می کنند چون انسانهادین راازرفتارآنهامی بینند
6- آنهاخودرابه کشتن می دهند.می خواهم بپرسم هدف چیست واقعابه چه می خواهندبرسندومی خواهندازچه جلوگیری کنند. مگریادشان رفته که آقای مفتی زاده هم بااین نگرشهاقدم ورداشت وچیزی بدست نیاوردآقای ملازاده هم اینگونه اندیشیدند وبه خبرگان رفتندچه شد؟ آنهابعدازاینکه دانستندنمی توانندکاری کنندومشکلات بدترمی شودخودراکنارکشیدندوبرای کاری که کرده بودندآن راتحریم کردندوزشتی هارابیان کردنداماچیزی جزمرگ برای آنهاحاصلی داشت وزدوخوردهاومشکلات زیادی که برای بشریت ایجادشد؟پس بگذارامروزآن راتحریم کنیم نه زمانیکه دیر شود
7-شمادرنظربگیریدهمگامی باآنهاچقدراحمقانه است آنهاهر روزبایک طرح وبرنامه برعلیه اهل سنت کارمی کنندهنوزازبرنامه های زندان وکشتن وشورای مدیریت وتوهین نگذشته اند واردنابودشدن مدرسه دینی زابل شدند؟این چه چیزی می رسانداینکه آنهادشمنی خودرابا اهل سنت اعلام کرده اندوباتمام قوادرحال نابودی آنهاهستند ودرطرح چندساله می خواهنداهل سنتی درایران نماند ؟پس آیافردی که دشمنی خودرااعلام کرده وآزادی ها راازبین می برد وهرروز دربرنامه ونقشه ای جدید است ودروغگووخیانتکاراست می توان به اواطمینان کرد اصلاچیزی قابل دستیابی است آیا اوفرصت به تو می دهداوبایدآنقدراحمق باشد که برای تو جای نفس کشیدن بگذارد چون نابودی خودراباید منتظرباشد پس اوتنهادرفکرنابودی توست حال هرکاری می خواهی بکن، نمی توانی ازآن پیشگیری کنی ؟ دشمن همیشه دشمن است وبه فکرنابودی توست اصلابه تواجازه نفس کشیدن نمی دهد درغیراینصورت بایدمنتظرنابودی خودباشد؟پیروقرآن وخداباش حتی اگرمرگت فرارسد؟ نه مصلحت اندیشی انسانی؟! مگرآن پیامبرهمان نبود که شعب ابی طالب رفت یاران وخوداودرمعرض نابودی بودند امادست ازاعتقادات نکشید وبادشمن ازدر دوستی برنیامد؟ مگراوکسی نبودکه اصول فکری خودرانمی توانست زیرپا بگذاردچون می دانست اگربخواهدبرای یکبار وبانام مصلحت اندیشی وبانام برای امروزکه درتنگنا هستیم اینگونه رفتارکند فرداها وبدنبال آمدن هابایدمنتظرگردد.(دستورقرآنی حق راباباطل نیامیزید)پس ماکه هستیم که به خوداجازه می دهیم اگرواقعاپیامبرالگوست اگرواقعاپیروقرآنیم . چه پیامبرانی که مردندوکشته شدندواثری ازآنهانماند مهم بودن انسان وماندن اوبه این است که توحیدوارباشد وگرنه ماندن وزنده بودن اوارزشی نداردکه باشدیانباشد؟مابرای این آمده ایم که دستورات الهی را به اجرابگذاریم ؟ وگرنه این انسان سلطه پذیر وتهی ازتوحید چه ارزشی داردکه تلاش برای ماندن او کنیم ؟ مابایددرجهت رشدوکمال انسانی باشیم نه با سلطه گران آنهاراهمراهی وهمگامی کنیم ؟بارهاآیات آورده ام که همراهی باسلطه گران موردتوبیخ خداوندی قرارگرفته است وبدسرانجامی دارد!کجاهستند آن یارانی که مردندوشهیدگشتندوشکنجه دیدند؟ فردای قیامت چه می کنید؟
----------
اماچرانویسنده چرااین موضوع رادراین جابیان می کند ( این رامی گویم تاکسی برمن خرده نگیرد) 1- من همیشه اعتقادبه روشن وشفاف کارکردن داشته ام واینکه بایددر دیدتمامی انسانهاباشدزمانیکه درانجمنی بودم وجزشورای مرکزی آن حتی تادبیری وریاست شورا،همیشه به این امرمعتقدبودم که زمانیکه رهبریت یک مجموعه دارم بایدباآنهاراستگووشفاف باشم وآنکه پاک است ازمحاسبه چه باک است واین کارهابرای بشریت است نه برای خود،این رهبران دینی چگونه می خواهندعمل کنندآیاآن شفافیت راباپیروان خوددارندیاواردسیاست بازی های کثیف می شوند 2- من ارتباط خوبی باعلماندارم ارتباط ونقدآنهابارها به ضررم تمام شده ولطمات سنگینی خورده ام ،یادم نرفته که چندوقت قبل پیش یکی ازآنهارفته بودم وخصوصی ترین مواردشخصیم گفته بودم وبرخوردناصحیحی ازاودیدم وچگونه یکی از دوستان آن شخص تهمت این برمن واردکردکه من باحیله گری پیش اورفته ام ومی دانستم که این کلام خوداونیست وازکجاتغذیه می شود وبعدبه اوگفتم وای برشماچگونه سینه منوشکافتیدواینگونه درموردمن اندیشیدید؟!بعدبرای اوقسم خوردم وگفتم آیاکسی اگراینگونه باشد برای دشمن خود نقص هاومسائل شخصی خودراعنوان می کند؟باخودمی گفتم آنهاخودکه نادانندبه شعورمنم توهین می کنندکه من واقعابایداینقدرنادان باشم واگرمی خواستم بااین اندیشه باآنهاباشم طوری رفتارمی کردم که ندانندچه به چه هست؟ پس ازاین علما خوشم نمی آید آنهایی که بارهابه آنهانقدکرده ام اگربخواهند انسانهایی باشندکه دیگران به حرف های آنهاخوب گوش دهند اول بایدشنونده خوب باشند حرف هاراخوب بشنوندخوب درک کنند برای همین خدابه انسان دوگوش امایک زبان داده تاانسان شنونده خوب قبل ازسخنران خوب باشد. اماآنهاقبل ازاینکه بیان هاتمام شودنتیجه گیری خودرامی کنند وازهیچ تهمت وفحش وانگی خودداری نمی کنند پس نشستن باآنها وبیان باآنهارابی خود می دانم آنهایی که حتی دلیل واستدلال نمی آورندومی خواهندگوسفندوارازآنهااطاعت کنیم وماراآدم حساب نمی کنندوارزش نمی دهندوارزش رادراطاعت می دانند وازنقدگریزان وخودبینی وغرورآنهارافراگرفته است وازنوک بینی خودفراترنمی بینندوخیال می کنندچون عالم هستندبه تمامی علوم وشناختهاومسائل مسلط هستندوخودراخدامی کنند ومی خواهندهرچه می گویندماقبول کنیم ودلایل دیگران راهرچندکه حق باشدنمی شنوند و خیال می کنند برای رام کردن دیگران بایدبرخوردتند یابی تفاوتی بادیگران درپیش گیرند نهایت چیزی که ازآنها دیده ام امروزگوش می دهندفرداآن رافراموش می کنند وامروزآن رادرست می دانند فردانمی دانندبه آنهاچه گفته شده است 3- چون دیگردلم نمی خواهدمسائل راباآنهاطرح کنم تا ازلطمات آنهادرامان بمانم چون فعلاازلحاظ روحی درآن وضعیتی نیستم که بتوانم این مسئله راقبول کنم حتی این مسئله رابایکی از شاگردان پروپاقرص اوکه حتی نظرش براین است که آقای محمدی برترین عالم اهل سنت ایران است مطرح کردم ونظراواین بودکه این مسئله چندان مهم نیست ودیگرمن پیگیرقضیه نشدم 4- این مسئله راعنوان می کنم تادیرنشده دیگرافرادی که حداقل حرف آنها خریدار داردکاری کنندو بداد این دین وانسانهای مظلوم برسند 5- اهل سنت جنوب بدانند که رهبران آزاد آنها بعدازمرگ شهیدضیایی مرده اند وبه فکرچاره باشند
نوشته شده توسط محمد در دوشنبه هجدهم شهریور 1387 ساعت موضوع شهدای اهل سنت وظلمهای رواشده نسبت به آنان | لینک ثابت
مادرسالی که گذشت جزفضاحت وکودنی واحمقی ومسخرگی چیزی ندیدیم کسانی که خودنشستندهم تماشاچی بودندوهم بازیگر.یکبارآمدندگفتند:امسال سال اتحادملی وانسجام اسلامی است.بعددرهمان سال بدترین کارهارانسبت به اهل سنت انجام دادندیعنی بدترازسالهای قبل.این یعنی خودرامسخره کردن نیست یعنی اینکه آهای مردم ماشماراتنهامسخره می کنیم ویک چیزی می گیم باورنکنیداین یعنی تقیه وفریب مذهب تشیع رانشان نمی دهد.این هامگرهمان هایی نبودندکه درسال86دررمضان ودیگربرنامه های تلویزیونی خودبه اهل سنت ومذهب آنهاتوهین کردندمگرهمین هانبودندکه به خاطربرپایی مراسم مذهبی شان آنهارابه زندان انداختندمگرمابارهاشاهددستگیری رهبران آنهانبودیم.مگرگناه آنهاچه بود.دست به اسلحه برده بودن. به مال وناموس مردم تجاوزکرده بودند. حق انسانهاراخورده بودند.تنهادین خودشان راتبلیغ می کردند.کجاست آن آزادی وبرابری واتحادکه آنهادم ازآن می زنند.حال درسال جدیدهم سال شکوفایی ، درحال شکوفایی خودهستند،زمانیکه درتاریکی هاوباترس وبدون چشم مردم دست به کشتارمی زدندامروزروزروشن باشجاعت تمام بدون وجودمحکمه ای اهل سنت رابه دارمی آویزندوهیچ ناراحتی هم ندارند.سکوت نسبت به این مسئله موجب می گرددآنهاجرات بیشتری پیداکنندوبه زودی شاهدقتل بسیاری باشیم همان طورکه بابیشرمی تمام مردم بی گناه وبی سلاح کرمانشاه رابه زندان می زننندورهبران آنهاراتنهابه خاطرتبلیغ دین شان بایدزندانی شوند.من ازتمامی اهل سنت خواهانم باهوشیاری تمام وباواکنشات درست نسبت به این مسئله پی گیری لازم راانجام دهندچون:
دراین بهبوهه به یکباره خبرانفجارشیرازوکشته شدن انسانهای بی گناه به گوش رسیددرابتدادوفکربه ذهن من رسید1-آیاحکومت ایران باتوجه به اینکه دومنطقه بزرگ سنی نشین کردهاوبلوچ هاراواردرگیری وزندانی کردن وگرفتن حقوق آنهاکرده می خواهدبادلیل تراشی برای خوداهل سنت جنوب ایران راهم واردجریان کرده وبانام وهابی گری واردمعرکه شود2-فکرمردم راازکثافت کاری های خودمنحرف کند
اماتاحالاکه این اشخاص اعلام کرده اندکه اصلاانفجاری نبوده ومشکلاتی ناشی بودکه باعث انفجارگردیده تااینکه پیامی بدست من رسیدبااین مضمون :
گروه "جنبش جهاد اهل سنت ایران" مسئولیت انفجار روز شنبه شیراز را بر عهده گرفت
عصر ایران:یک گروهک وهابى با عنوان جنبش جهاد اهل سنت ایران مسئولیت انفجار روز شنبه در حسینیه سیدالشهدا شیراز را بر عهده گرفت.
ه گزارش ایران 1404 و به نقل از سایت عربستانى "ایلاف"، یک گروهک تروریستى با عنوان "جنبش جهاد اهل سنت ایران" مسؤولیت انفجار روز شنبه در حسینیه سیدالشهداء شیراز را بر عهده گرفته است. این گروهک در اطلاعیهاى اعلام کرد این جنبش که شامل اعضاى سنیمذهب از اقوام مختلف است مجبور شد عملیات خود را که قرار بود اوائل پاییز آینده اجرا کند جلو بیندازد.
اول بایدبگم نمی دانم آیااین خبرصحت دادیانه دوم این چیزی طبیعی است که اگردولت زیادبه دیگران ظلم کندبایدانتظارانفجارآن راهم داشته باشداماناراحتی من ازکشته شدن انسان های بی گناه است سوم چرااین اشخاص رفته اندانسان های بی گناه راکشته اندبروندآن انسانهای گناهکار،ظالم رابکشند(هرچندکه من باکشتن موافق نیستم امااگردرنگاه آنهاکشتن است چرابی گناهان رامی کشندمی خواهدبااین کارخودفریادخودرابه دیگران برساننداین کاربازباعث محکوم شدن خودآنان می شوداین کارکه دینی نیست)چهارم چرااین افرادنام خودرااهل سنت گذاشته انددرحالیکه درمرام اهل سنت نیست بروندونام خودراهرچیزمی خواهندبگذارندامانام اهل سنت راخراب نکنندکه این ظالمین هم بگیوندای بابادیدیدماچراآنهاراکشتیم؟ببینیداین هاچگونه آدمهایی هستند؟آنهاتروریست هستندبایدازجامعه ماپاک بشوند؟پنجم ازآنجائیکه افرادبی گناه کشته شده اندمن احتمال می دهم جریانهایی دیگرپشت قضیه باشند
این مسئله یک ورقضیه است مسئله دوم
وجودگروههایی ازاهل سنت است .که درواقع درپشت آنهاجوانان وچهره هایی هستندکه ازاهل سنت نیستندمثلاسایت هاووبلاگ هایی که وجوددارندهمان طورکه بارهاگفته ام نماینده مکتب قرآن نیستندیاسایت اهل سنت جنوب نماینده اهل سنت جنوب نیست (اهل سنت جنوب ایران شامل استان های فارس،بوشهر،هرمزگان می شود)نمی تواندنماینده تفکرآنهاباشد.دردازاینجاست که ظاهراافرادی مطالبی برای دیگران بانام مکتب قرآن فرستاده اندودرنقدسایت ایمان کوشیده اندتاحدی که آنهاراازعوامل دولت نام برده اند.این متن بدست من نرسیده است امامطلبی دراین وبلاگ خوانده ام
افشای توطئه دیگرعلیه اهل سنت ایران:
سپس ظاهرسایت ایمان درپاسخ برآمده اند.دفاعیه سایت ایمان:
http://www.eeman.ir/papers/defaeih.htm#_ftnref12
بایدگفت این بحث هافایده ای نداردبایدبه سایت ایمان گفت من بادوستی باوجوداینکه اورانماینده مکتب قرآن نمی دانم بگویم دربعضی مواردباآنهاموافقم اول چرادرنقدحکومت نمی کوشیدآیاکافرترازمفتی زاده ویاران اوپیدانکردیدآیاالویت مشکل پرداختن ونقداخوان هاومکتبی هاست دوم درمورددلایل ذکرپسوندسایتتان قانع کننده نیست امامن برعکس آن دوست عزیزنمی گویم شماازحکومت هستیدبلکه ازسلفی هاووهابی افراطی بایدباشیدوازدوستان درمکتب قرآن می خواهم صبوری خودراحفظ کنندودراین جنگ وبحث های لفظی واردنشوندوتنهابه پرداختن مواردفکری مشغول باشند
اصلاح(این پیام درخردادماه سال قبل بدست من رسیده که می توانیدبه مطالب گذشته مراجعه کنید)
سلام
کسانی که می خواهند با کفریات احمد مفتی زاده آشنا شوند که:
کمونیست و ملحد را محبوب خدا می نامد .یک فیلم را در سایت ایمان گذاشته اند که اقرار می کند کمونیست محبوب خدا و مومن است.
از سایت ایمان دانلود کنید
محمد:(این هم پاسخ من درآن زمان)سلام به شمادودوست عزیز.آقای اصلاح فیلم مربوطه رادانلودکردم ودیدم اماباقسمتی ازصحبت های یک شخص گرفته واعمال نظرکردن،گمان نکنم کاری دینی باشدبه هرحال قضاوت نسبت به این موضوع مجبورم که فیلم مربوطه آقای مفتی زاده نسبت به موضوع موردبحث شان راازابتداتاانتهاببینم ونظرات دیگرایشان راهم مطالعه کنم تابه جمع بندی برسم شمامثل رسانه های ایران عمل کردیدکه حرف های هرکس رابراساس سلیقه شان سانسورکرده ومی زارندوبعداعمال نظرمی کننداماباشناختی که من ازآقای مفتی زاده دارم وبابعضی ازآثارشان آشناهستم این برچسب هابه ایشان نمی چسبدومواظب صحبت هایتان باشیدوزوداتهام کفربه دیگران نزنیدومثل افرادددگم زده عمل نکنیدبلکه اندیشه رابااندیشه پاسخ دهیدنه درمقابل اندیشه بخواهیدبه افرااتهام بزنیدهمان کاری که نهایت ازسوی حکومت ایران نسبت به ایشان اعمال شدوایشان رابه شهادت رساندند.منتظرهستم تافیلم مربوطه به صورت کامل برایم فرستاده شود.
ایمان(این پیام درشهریورماه86 است)
السلام علیکم
جناب مدیر وبلاگ:
چندی قبل حدود دو سه ماه قبل ایمیل شما در مورد نقد احادیث به دستمان رسید.
البته مطالب و نقدها تکراری بودند و مدتهاست که قرآنیون بریده از جمع مسلمانان این استدلالهای عقلی را می کنند که علما با عقل و نقل جوابشان را داده اند.
خواستیم همان موقع جواب را برایتان بفرستیم.
ولی قرار بر این شد با توجه به اینکه به نظر می رسد شما از سخنان مفتی زاده متاثر شده اید لذا همکاران ما مطالبی را در خصوص احادیث و مفتی زاده تهیه کرده اند که همکنون بر روی سایت ایمان قرار گرفته است.و در آینده مقاله ای تحت عنوان شبهات قرآنیون ترجمه و بر روی سایت قرار می گیرد.
یک نکته:
شما مصداق کامل این آیه هستید:
و من یشاقق الرسول من بعد ما تبین له الهدی و یتبع غیر سبیل مومنین نوله ما تولی و نصله جهنم و سا’ت مسیرا.
محمد: (این هم پاسخ من است)سلام. درموردمطالبتان درموردآقای مفتی زاده حرفی برای گفتن نداردوآن قطعه فیلمی که قبلادرست کرده بودیدهنوزبه من پاسخ درستی ندادیدکه چراتنهااکتفابه این می کنیدکه قسمتی ازحرف های شهیدمفتی زاده رادروبلاگتان می گذاریدوبقیه راسانسورمی کنیدشمااگرمی خواهیددرست عمل کنیدبایدتمامی سخنان شهیدمفتی زاده رانسبت به موضوعی کامل وعینن بگذاریدوبعدمشکلات آن رابیان کنیدبه این کارعلمی می گویندنه اینکه مثل رسانه هاعمل می کنیدباحذف کردن ،بزرگ کردن قسمتی به نفع خودوکارهایی شبیه دیگرمثل این مطلبی وشخصی رابه زیرسئوال می بریدلطف کنیدعلمی پاسخ دهیدوعلمی عمل کنیدامادرمورداینکه قرآنیون رابریده ازجمع مسلمانان می دانیدطبق چه تعریفی بیان شمادرست است طبق کدام تعریف قرآنی شمامسلمان وآنهاغیرمسلمان هستندلطف کنیددلایل خودراباقرآن ثابت کنید.امادرموردآیه که مصداق آن من هستم این آیه 115سوره نساءاست که خداوندمی فرمایند:(کسی که باپیغمبردشمنانگی کندبعدازآنکه هدایت روشن شده است وجزراه مومنان درپیش گیرداورابه همان جهتی که دوستش داشته است رهنمودمی گردانیم وبه دوزخش داخل می گردانیم وباآن می سوزانیم ودوزخ چه بدجایگاهی است.)اول بایدازشماپرسیدکه ازکجابه این نتیجه رسیده ایددوم بادپرسیدکه شماچه تعریفی ازدشمنی کردن باپیغمبرویشاقق داریدکه من دراین تعریف می گنجم باکدام آیات وتعریف،درحالیکه من خدایم وپیغمبرم رادوست دارم سوم شماچه تعریفی ازهدایت دارید وآیابرای من روشن شده است که بعدازآن،من حالابرخلاف آن عمل کرده باشم چهارم اینکه من شامل این آیه شوم تشخیص این موضوع برای شماهنوززوداست چون بایدنکات قبل رامشخص می کردید.امادرموردپاسخگویی شمامثل پنج ماه ونیم قبل درانتظارم اگرپاسخی آماده هست.
اماتاحالاهیچ پاسخی ازآنهادریافت نکرده ام.پس این هوشیاری اهل سنت جنوب ودیگراهل سنت ومکتبی هامی خواهدتاجریانات ازنام آنهاسوءاستفاده نکنندومن برای دوستانی که گرگ صفتندونمی توانندازخودمایه بگذارندوازنامهاسوءاستفاده می کنندمتاسفم.
اهل سنت ایران به هوش باشیدومن می ترسم که شماهارابه خاک وخون بکشندوحکومت ایران هم نمی ترسدازکشتار.
نوشته شده توسط محمد در چهارشنبه بیست و هشتم فروردین 1387 ساعت موضوع شهدای اهل سنت وظلمهای رواشده نسبت به آنان | لینک ثابت
چندروزقبل دوستی راملاقات کردم گفت:خبرداری که مسجداهل سنت توی بجنوردبدست این ظالمین خراب شده؟بهش گفتم آره(چون این مطلب راقبلادروبلاگ سنت نبوی خونده بودم) بعدیه SMSکه براش رسیده بودبهم نشون دادکه نوشته بود:شهادت مظلومانه اهل سنت بجنوردوتعطیلی حوزه علمیه لتک زابل براهل سنت خوابیده ایران تسلیت باد(البته بعدااین دوست این پیام روبرای موبایل منم فرستاد وواقعابراین اهل سنت خوابیده تسلیت باد)
لینک خبری این مطلب دروبلاگ سنت نبوی :
http://www.sonnatenabavi.blogfa.com/post-41.aspx
مادرمطالب گذشته ازدوستان خواستیم که به معرفی شهدای اهل سنت بپردازندواگرلینکی ازآثارآنهامی شناسندبه من معرفی کنندکه انتظاربیشتری ازاین داشتم امابیشترازیکی دونفرکمک چندانی نکردندبرای همین منم به معرفی چندشهیددیگرکه نامی ازآنهانبردم خواهم پرداخت وذکرسایت هاووبلاگهادرموردآنهاوقبل ازآن چندانتقادوپیشنهاددارم1-ازدوستان تقاضادارم سایت هاووبلاگهای بیشتری درمعرفی شخصیت وآثارآن عزیزان بسازندتامورددسترسی دیگردوستان قرارگیرد2-وبلاگهاوسایت هایی که درست می شودازپرداختن موضوعات دیگردروبلاگهایشان که به نام آن شهیدان است پرهیزکنندوبه گونه ای بیان نشودکه نظراتیکه ازگردانندگان این سایت هاووبلاگهاارائه می شودهمچنین ارائه دیگرموضوعات به پای آن شهیدان رودکه این ظلم به خودوآنان است وحداقل ارائه مطالب ازدیگران به گونه ای باشدکه قاطی موضوعات پیش نیایدوبه نام آنهانشودبه خصوص که ازبعضی ازدوستان می بینم که به گونه ای عمل می کنندکه انگارنماینده آن شهیدان هستند(وبلاگها وسایت هایی مختص به خودشهدا،بدون آلوده کردن به افکارونظرات شخصیمان باشدزیرابه نام آن شهداست ونبایدعقایدمایادیگران به نام آنهامطرح شده ،درغیراین صورت به نوعی بیان شودکه برای هرمخاطبی که مراجعه می کنددچاراشتباه نگردد)
ذکرنام دیگرشهدای اهل سنت ایران:
شیخ شریف سعیدیانی
شهيد مولوي ابراهيم دامني
امالینک سایت هاووبلاگهایی درموردآن شهدا
زندگی نامه شهیددکترعلی مظفریان
https://www.sharemation.com/garef/mozafareyan1.html?uniq=-brblg0
تعدادی ازعکس های شهدای اهل سنت وعلما
http://eslami.mihanblog.com/Post-221.aspx
تعدادی ازعکس های شهداوتاریخ شهادت
http://www.shams1360.com/modules/news/index.php?storytopic=0&storynum=20
عکس هایی ازشهیداحمدمفتی زاده
http://najee-kurd.mihanblog.com/Post-1.aspx
نوارهای سخنرانی شهیداحمدمفتی زاده به دوزبان کردی وفارسی
لینک نوارهای بعضی ازشهدادروبلاگ اهل سنت (درسمت چپ درقسمت لینکدونی قراردارد)
وبلاگی هایی درموردشهیداحمدمفتی زاده(زندگی نامه وآثار)
http://www.ahmadm.mihanblog.com/
http://www.najee-kurd.mihanblog.com/
وبلاگی درموردشهیدناصرسبحانی(زندگی نامه وآثار)
http://www.nasers.mihanblog.com
وبلاگی درموردشهیدمحمدربیعی(زندگی نامه وآثار)
http://www.golehiro.blogfa.com/
مختصری اززندگی نامه شهیداحمدمفتی زاده،شهیدناصرسبحانی،شهیدمحمدربیعی،شهیدفاروق فرساد،شهیدمحمدصالح ضیایی،شهیدعبدلملک ملازاده،شهیددکترمظفریان(به بالای سایت درقسمت شهدامراجعه شود)
وامادوستی قبلالینک مطلبی به من ارائه کردندکه ذکرآن دراینجابرای دوستان مفیداست چون بعضی ازدوستان تشیع ازواکنش های بلوچهاوکردهاگله مندبودندبه نظرم نگاه انداختن به این مطلب برای آنهامفیدباشدتابدانندچراآنهابعضی زمانهاواکنشهایی نشان می دهندشایدازنگاهی غیرمنطقی باشدویاآلوده به مواردی هستندکه ازانسان توحیدی به دوراست دراین مقالات به ظلمهاوفقرهای آنهاپرداخته شده است واین چیزطبیعی است که انان ازفقربه هرچیزی پناه خواهندبرد.دراین مقاله درموردکلیه قوانین کشوری که ازسوی حکومتداران ایران نسبت به اهل سنت زیرپاگذاشته می شودذکرشده است وانگارجای این قانونهاتنهادرکتاب است وحکومت تشیع ایران خودراپایبندبه آن نمی داند.
لینک این مطلب درسایت توحیدویکتاپرستی:
http://www.sonnat.org/forum/viewthread.php?forum_id=4&thread_id=340&pid=8471#post_8471
http://70.85.112.179/forum/viewthread.php?forum_id=4&thread_id=340&pid=8471#post_8471
ازاآنجائیکه امکان فیلترآن وجوددارداین مطالب رامی توانیددروبلاگ برادری اسلامی هم به این آدرس پیداکنید:
http://www.kshb.blogfa.com/post-264.aspx
http://www.taftan2.blogfa.com/post-106.aspx
http://www.taftan2.blogfa.com/post-107.aspx
http://www.taftan2.blogfa.com/post-108.aspx
وامادوستی هم نسبت به شهدای اهل سنت1و2نقدوبیانی به صورت خصوصی داشته اندکه دراینجاقیدمی شوداین دوست اینگونه بیان کرده اند:
سلام دوست عزیز
کارت بسیار جالب بود دستت درد نکنه . این کار تفرقه افکنی نیست بیان واقعیتهاست اما یه توصیه دوستانه براتون دارم زیاد درگیر جواب دادن به شیعه ها نشو چون هر چی بگی باز هم ادامه می دن و این به جز اینکه وقتتو بگیره مطمئنا اونا رو زیاد تفهیم نمی کنه . بهر حال افشا گری و اطلاع رسانی از این دست بسیار ارزنده است. چند نکته اي هست که باید بهتون بگم:
اول : شما نوشتید مسجدی که مرحوم محمد ربیعی خطیب آن بودند هنوز تعطیله که این درست نیست خواهشا برای اینکه به نوشته تون ایرادی وارد نشه اونو اصلاح کنید
دوم: اينكه 2 سال پيش "سيد حسن رستگاري" در نوروز از خانه اش به قصد مسافرت به يكي از شهرهاي استان كرمانشاه خارج مي شود كه ناپديد مي شود با پي گيري هاي مكرر خانواده ايشان متاسفانه اثري ازش پيدا نمي كنن . تا اينكه گويا اداره برق به بهانه گذاشتن تير برق در حياط خونۀ سيد! جنازۀ سيد را از حياط خونه شون بيرون ميارن و در خبر گزاري ها شايع مي كنند كه اختلاف خانوادگي داشتند و توسط پسرش به قتل رسيده است و به اين بهانه پسرش را هم دستگير مي كنند پس از چند ساعتي اورا آزاد مي كنند و دوباره در خبر گزاري شايع مي كنند كه پسره پدر را كشته و به قصد كردستان عراق فرار كرده .
دوست من اين جريان ساختگي ، ساخته دست اونهاست . اما واقعيت ماجرا اينه كه سيد حسن پس از شهادت محمد ربيعي سپري محكم بوده است براي اهل سنت كرمانشاه و از رو حانيون تواناي منطقه بوده است . در ضمن پسرش كه بورس دكتري يكي از رشته هاي فني دردانشگاههاي خارجي هم براش اومده بود به خاطر دعوت به سوي خدا و نياز مردم منطقه از اين مزيت براي مدتي چشم پوشي كرده بود و دعوت را بي پاسخ گذاشته بود. كه متاسفانه با يك ترفند نا جوانمردانه پدر را كشته و پسر را روانۀ زندان مي كنند.
دوست عزیزدرموردنقدتان بایدبگویم درج این مطلب درسایت جامعه اهل سنت ایران به چندسال پیش برمی گرددوازآنجائیکه من کردنیستم ودرمیان کردهاهم زندگی نمی کنم ازاین مطلب که هنوزآن مسجدتعطیل نیست بیخبربودم وممنونم ازتذکرتان وبه هرحال مهم تعطیلی آن برای چندسال است که باروح توحیدی نمی خوانددرموردمطلب دومتان هم من بی خبربودم وبه نظرم ذکرنام شهیدی مثل اودراذهان خالی است وازشماتقاشادارم که درموردآن شهیدواگرآثاری داردهم مطالبی داشته باشید
وامامطلبی هم درسایت اصلاح درقسمت نظرات بریکی ازمقالات دیدم به اینگونه که :
حال که خداوند توفیق داده و جمع دعوت و اصلاح به یاری پروردگار داعیه مطالبات اهل سنت ایران را دارند ، بد نیست نکاتی را در باره اهل سنت قصر شیرین که تعدادشون هم کم نیست ،و سر نوشت مسجدی که در مقاله فوق ذکر آن گردید ، بیان کنم :
مسجد اهل سنت قصر شیرین که توسط سید هاشمی بنا شده بود در زمان جنگ 8 ساله به کلی ویران شد ومتاسفانه الان خرابه ای بیش نیست . با وجود تلاش فراوان فرزند سیدهاشمی و تنی چند از علمایان منطقه و همراهی و همدلی مردم اهل سنت شهرهای قصر شیرین و سرپل ذهاب قول اجازه نوسازی مسجد از سوی مسئولان امر داده شد و اخیرا نیز در جریان انتخابات مجلس خبرگان با حضور آقای زرندی نماینده ولی فقیه استان کرمانشاه و امام جمعه اهل تشیع شهر کرمانشاه که کاندید شده بود وباحضور انبوه مردم قصرشیرین و سرپل ذهاب کلنگ احداث دوباره مسجد بر زمین زده شد. مردم اهل سنت به خاطر این کار آقای زرندی، از وی حمایت کردند و آرای خود را به نفع وی به صندوق انداختند ،اما با کمال تاسف پس از اعلام نتایج انتخابات و پیروزی آقای زرندی کار شکنی ها دوباره آغاز شد و پرونده مسجد برای زمان نا مشخصی بسته شد .
لینک مقاله مربوطه برای پیداکردن این نظرکه درپایین مقاله ذکرشده:
وبرای من تعجب آوراست که چرااین دوستان به دروغگویان اعتمادکرده اند
به هرحال فعلامطالب درموردشهداومساجدومدارس دینی و..اهل سنت رابه پایان می رسانم هرچندکه من گفتم هدفم دفاع ازمذهب نیست بلکه بیان ظلم وستمهاست که به مذهب اهل سنت می شود(البته بیشترنسبت به علماومساجدبود)واگرمی خواستم تمامی ظلمهاوستمهای حکومت ایران رابیان کنم دفترهامی خواست ستمهایی که شایددربعضی مواردزبان ازبیان آن قاصرورنج آورباشدستمهایی که شایدنسبت به تشیع بیشتربوده است کودکانیکه به عنوان برده سکس فروخته می شوندتاحدی که به جایی رسیدندکه آبرویی برای خودنگذاشتندانسانهایی که به خاطرفقردست به خودفروشی وقتل و...می نگارندوبعدمتهم به فاسق وگناهکاروبدبودن می شوندالبته شکم سیرازگرسنه چه خبرداردتادردهارابفهمد.
بسیاری ازتشیع وروشنفکران واهل سنت وانسانها و.. بدست این ظالمین کشته می شوندتابتوانندکمی به عمرخودبیافزایندامانمی دانندکه این سنت خداوندی درطبیعت است که درطول تاریخ هم خودراثابت کرده است که هیچ ظلمی پایدارنبوده است هرچندکه اگربعدازخوداوهم ظالمی آمده باشدوظامین یابدست ظالمین دیگرویاانسانهایی برای نجات مسضعفین ازبین رفته اندبه امیدآن روز.
آیاحکومت تشیع ایران جزفقر،فحشاء؛نابرابری،قتل،خودفروشی،فساد،بی عدالتی،تفرقه افکنی،دوریی،دروغ،فاصله طبقاتی،حسادت،خفقان،ظلم،استبداد و...برای مردم وجهان چیزی به ارمغان آورده است درحالیکه می گویندزمانیکه انقلاب شدسه شعاراصلی وجودداشت استقلال،آزادای،جمهوری اسلامی درحالیکه مانه استقلال ونه آزادی ونه جمهوری ونه اسلام راداریم .زمانی فیلم مالکوم ایکس(یکی ازرهبران مسلمان امریکا)که ازرسانه ملی ایران پخش شدنگاه می کردم عالیجامحمددرحالیکه لیوان پرازآب وتمیزی رابه مالکوم ایکس نشان می دادمی گفت:مردم هماننداین آب که نیازانسان است وتشنه آن هستندتشنه اسلام هستندبه اسلام می گروندامااگرهمین آب آلوده به کثافت وزهرآلوده شودهیچ کس ازآن نخواهدنوشیداسلام هم اینگونه است.پس اینگونه است که حق باباطل درآمیخته شده ونام اسلام رابه بدی کشانده اندنام اسلام راخراب کرده اند.
بله!درد تمامی این موضوعات ازآنجابیشترمی شودکه کلیه این موارد(ظلم وستم حکومت تشیع ایران)به نام اسلام تمام می شوداسلامی که بری ازاین موضوعات است وبااین موضوعات می خواهدمبارزه کند
ازآنجائیکه ظلم ظالمین پایان پذیرنیست وراه شهداهم ادامه داردوهمان طورکه گفتیم یک شهیدزنده است وشهیدشدن درراه است می گوییم
ادامه دارد.....
نوشته شده توسط محمد در شنبه بیست و ششم آبان 1386 ساعت موضوع شهدای اهل سنت وظلمهای رواشده نسبت به آنان | لینک ثابت
........ادامه
-25 حاج نورمحمد ناروئى: ايشان از مبارزان طايفهء ناروئى بودو از فعالان مسلح بلوچ بر عليه رژيم بود که درتاريخ /6/28 2002 عناصر اطلاعات رژيم به خانهء اودر تبعيد در کويتهء پاکستان حمله واورا در مقابل زن وفرزندانش به شهادت رسانده
اندقابل ذکر است که از طايفهء ناروئى افراد بسيارى ترور وآشته شده اند که بعضى از بررسيها به حدود 400 نفر ميرساند
ولهذا بطور خيلى مختصر وفهرست وار مطالب ومظالم ذيل را براى علاج اين دردهاقبل از آنكه بى درمان گردد عرضه ميداريم،تاشايد نشر آنها از طرف شما التيامى بردردهاى ما باشد.
-1 يكنفر از اهلسنت بعد از انقلاب تاکنون در حكومت وحتى پستهاى مهم در سطح شهرها مثل استاندارى وفرماندارى وجود نداشته است جز در عهد آقاى خاتمى يكنفردر کردستان فقط!! ؟ در صورتى که اهل سنت در ايران که عبارت از کردها وبلوچهاوترکمن ها وطوالشى ها وحاشيهء خراسان وحاشيهء خليج فارس ميباشند بين ربع تاثلث جمعيت کشوررا تشكيل ميدهند، اگرچه بايد اذعان داشت که بعد از آمدن آقاىخاتمى وجبههء دوم خرداد اندکى از فشارها کاسته شده است وتحولاتى بسيار اندك درمناطق سنى نشين ولو جزئى صورت گرفته است
-2 تهران تنها پايتخت دنياست که اهل سنت هم در آن وهم در همهء شهرهاى بزرگ که شيعيان در اکثريت ميباشند از بناى يك مسجد ممنوع ميباشند در صورتيكه دهها کليسا ومعابد براى مسيحيان و يهود وهندوها وسيك ها وزرتشتيان وجود دارد، واين علاوه بر اين مشكل ديگر ميباشد که حتى در مناطق خود ما نيز بناى مسجد در بعضى موارد از جرمهايى است که ريش تراشيدن وزندان وغيره را در پى خود داشته است که اين قصه سر دراز که ريشه در انديشهء تنگ نظران وخشونت طلبان دارد، وبدون شك که اين موضوع براى همهء مسلمانان جهان سؤال بر انگيز است که چرا درپايتخت جمهورى اسلامى بناى مسجدبراى اهل سنت ممنوع ميباشد، اگرچه بعد ازانقلاب ده هزار متر مربع زمين به همين هدف از طرف رهبر انقلاب در نزد صداوسيما اختصاص داده شد که بعدا ممنوع گرديد
-3 چندين مسجد ومدرسهء دينى اهل سنت تا کنون با خاك يكسان گشته است وبعنوان مثال فقط اينهارا ذکر نموده تا تو خود مفصل خوانى از اين مختصر،مسجد اهل سنت در مشهد که مشهور به مسجد شيخ فيض بود ودر کوچه اى واقعبود که پدر آقاى خامنئى در آنجاست درسال 93 م= 71 ش با خاك يكسان گشت،
وهكذا مسجد چهارم آبان مشهد از بناى آن ممانعت گرديد،
ونيز مسجد اهلسنت در اهواز ومسجد ومدرسهء دينى امام شافعى در کردستان به همين سرنوشت دچار شدند،
ومسجد قبا در تربت جام که سالها تحت تصرف سپاه بود
ومسجد حسنين شيراز که مصادره وبه محل فروش افلام ويديوئى مبدل وامام جمعهءاهلسنت آن دکتر مظفريان نيز بسبب تغيير مذهب در زمان شاه بدست اطلاعات زندانى وشكنجه واعدام گشت ،
ونيز مسجد ومدرسهء دينى نگور در بلوچستان در سال 1987 ويران شد،
ومدرسهء دينى ومسجد اهلسنت طالش که در سال 1992 مصادره و شيخ قريشى امام جمعهء آنجا زندانى گشت ، واينها علاوه از دهها مساجد کوچك ديگرى که در شهرهاودهات بلوچستان وغيره خراب گشته است، وهنوز که هنوز است بعد از ترور ملامحمد ربيعى مسجد جامع او در کرمانشاه تعطيل ميباشد،که اين قصه سر دراز دارد
-4 سياست مستمر دولت در تغيير معادلهء جمعيت در مناطق سنى نشين مخصوصادر بلوچستان که از زمان وزارت محتشمى تاکنون ادامه دارد، وفقط بعنوان مثال ذکرميكنم که در اطراف سد پيشين-بلوچستان- که همهء ساکنان آنجا بلوچ ميباشند تمام زمينهاى اطراف سد که بسيار وسيع نيز ميباشد همگى به غير بوميان داده شده اند تا معادلهء جمعيت به هم خورده وبه زعم خود مانعى از موانع صدور انقلاب رابردارند،
واگر منصفى به مناطق سنى نشين سرزده اين واقعيت هاى تلخ را درك ميكند، وبه ياداين جملهء اطلاعات که به مولوى عبدالمك –که بعدها بدست واواك ترور گرديد- درزندان گفته بودند ميافتد که مثال شما اهل سنت به يك سالن بزرگ ميماند که در آن پرژکتور ها ولامپها وشمع هاى متعددى وجود دارد،که ما أول پرژکتور ها وبعدا لامپها وسپس پنكه هارا روشن نموده تا آنهارا خاموش نمايد-کنايه از تشيع اجبارى مردم مثل زمان شاه اسماعيل صفوى که به زور ايران را شيعه نمود- که ما البته معتقديم که با اين تنگ نظرى ها مشكلات کشور حل که نشده هيچ بلكه بيشتر نيزميگردد، ودر راستاى اين سياست هاى خشن وغير اسلامى بوده است که دهها عالم ودانشمند اهل سنت ايران تاکنون اعدام ويا ترور گشته اند که بخاطر اختصار فقط خلاصه اى از آنرا ذکر کرديم.__
------------------------------------------------------
این تمامی ظلم هانبوده وعجیب است که درکشوری که تعدادافراداهل سنت به این اندازه است حق واجازه وآزادی بیان ندارندوازطرف آنهانه حزبی وجودداردونه رسانه ای دردستان آنهاست ونه حق تبلیغ دارندخوب دیگه چیزدرستیه که به حکومت گفته شودکه آنهامخالف آزادی هستندوزمانیکه دراروپاکمترین اقلیت هاآزادی بیان دارنداهل سنت جای خوددارد
زمانی حکومتی ونظامی وتفکری و...اجازه بیان ونگاه دیگران رانمی دهدکه خوددرباطل است وازدیگران می ترسدکه اوراشکست دهندواین چیزطبیعی است که ظالمین واستبدادگران اجازه فعالیت وتفکردیگران راندهندوآنهاراحذف وفیلترکنندباوجوداینکه سایت هایی مثل افشابرعلیه اسلام مطلب می نویسندومن هم خودرامسلمان می دانم اجازه فکرآنهارامی دهم چون می دانم که من حق هستم وحتی تحمل فیلترکردن آنهاهم غیرقابل تحمل است
ازدوستان تقاضای کمک ویاری دارم تابتوانم درجمع آوری زندگی وآثارومجموعه عکسهای این شهیدان ودسترسی آن به دیگردوستان کمک کنندودرصورتیکه نام عزیزانی رامی شناسندکه ازلیست افتاده به من کمک کنندلطف کنیدبامن ازطریق ایمیلم درارتباط باشید
حال ازدوستان تشیع می پرسم جرم این عزیزان چه بودآیادست به شمشیروسلاح برده یااهلی ازتشیع راکشته یاتشیع راکافردانسته بودندفردی مثل احمدمفتی زاده که اصلامعتقدبودکافری درجهان وجودندارد.این موردرابرای این نوشتم که دوستان تشیع بدانندظلم هاوجفاهاراواینقدراهل سنت رابدون دلیل وبه خاطراهل سنتی که خارج ازایران زندگی می کنندمتهم نکنندوآیاتشیع محکمه وقاضی نداردوآیامعتقدبه عدالت مگه نیست؟پس چرابرای این عزیزان ماشاهدمحکمه ای نیستم وبدون جرم کشته می شوندوچرااهل سنت دستگیرمی شونداماجرم آنهامشخص نمی شود؟!تنهافردی که دست به اسلحه برده شماره25بودوآیااین رفتاربااین وجوددرست است واگرماشاهدواکنش هایی ازسوی بعضی اهل سنت هستیم به خاطرظلم هاوستم های فراوانی است که به آنهامی شودآنهاهم تحملشان راازدست می دهندوزمانیکه مرگ عزیزانشان وظلم هارامی بینندوکاری ازعهده شان برنمی آیداین حق رابه خودمی دهندکه برای اعتراض کاری بکننددرنتیجه دست به فعالیت هایی می زنندتااعتراض خودرابیان کنندهرچندکه به نظرمن نبایدواکنش هایی غیرمنطقی ازخودنشان داداماازدوستان تشیع می پرسم جدای ازاینکه اهل سنت چگونه عمل می کنندآیاواکنش های شماباموازین اسلامی می خوردآیامطابق باروش حضرت علی است وآیاشماهاآدمهایی هستندکه اینقدربه دیگران ظلم می کنیدتاآنهاتحملشان طاق شده ونسبت به شماواکنش نشان دهندوچرادرحکومت تشیع آزادی بیان برای اهل سنت نیست؟آیامی ترسیدکه؟کدام حق است شمایااهل سنت ؟ومن می خواهم نسبت به قرآن حرف بزنیدرفتارتان را،نه نسبت به عمل دیگران!نسبت به دستورخداوندی که به شماچگونه امرمی کندنه نسبت به اینکه دیگران چگونه عمل می کنند؟!
چه کسی می خواهدپاسخگوباشد؟
ظلمهای به اهل سنت:1-تحمل انواع محدودیت هادرانجام مراسم مذهبی2-تحمل قتل وشکنجه رهبران مذهبی3-توهین وبی احترامی به محترمات عقیدتی ومذهبی4-تخریب مساجدومدارس دینی5-کنترل ومداخله درمساجدومدارس دینی 6-جلوگیری ازارتباط بین اهل سنت مناطق مختلف ایران7-نبودنشریات مستقل ورسانه برای نشرآراء وعقایدوتفکرات بدون دخالت دولت 8- محرومیت وندادن امتیازهای اجتماعی وسیاسی ورفاهی وپیشرفت به مناطق سنی نشین 9- کوچ دادن یابامداخلات سیاست هایی برای اینکه مناطق سنی نشین راتشیع کنند10-ایجادمواردی به مانندگزینش برای حذف 11-فیلتروحذف کردن نگاههای اهل سنت به هروسیله ای واتهام زدن ونگاههای اهل سنت رابه دروغ به نوعی دیگربیان کردن وتبلیغ نگاه اهل سنت اززاویه دیدخودشان وعدم اجازه وبیان وحق دفاع به اهل سنت
وانگاربین تشیع(به صورت کلی نه تمامی آنها)ویهودتفاوتی دیده نمی شودچون هردواهل دروغ وفریب هستندهردوحق آزادی رامی گیرندواهل فیلتروحذف هستندهردواهل تقیه وظلم وستم هستندهردوبراساس منافع شخصی وهوی وهوس ونوع رفتاردیگران ،رفتارخودرامشخص وجهت دهی می دهندودستورخداوندی برای آنهابی اهمیت است هردوحتی نسبت به خودشان هم دروغ می گویندوتقیه می کنندوخودشان راهم فریب می دهند(این رامن نگفتم که می توان حتی به خودتشیع هم می توان تقیه گفت علمای خودتان می گویند)اگراینگونه گفتم برای اینکه این رفتارراباقرآن ویهودمقایسه کردم مطابق بایهوددیدم نه قرآن؟!
شیعه می گویدعدالت جزئی ازاصول دینشان است منظورازعدالت یعنی ظلم کردن واستبدادودروغ گفتن—شیعه می گویدعلی رادوست داردآیادوستی باعلی یعنی ظلم کردن(علی باظلم مخالف بود)استبدادی بودن(علی حکومتی خلیفه ای داشت برگرفته ازمردم)—شیعه می گویدمعاویه رادوست ندارددرحالیکه اورادوست داردچون مثل معاویه طرفدارحکومت استبدادی است وحکومت استبدادی ایجادمی کندوباعث ظلم وستم می شود—کجاست آن عدالتی که تشیع دم ازآن می زند—
تشیع خودراازقیدمذهب گرایی بیرون کن تاحقایق راببینی انسانی دینی شونه مذهبی
ادامه دارد.....
نوشته شده توسط محمد در پنجشنبه بیست و ششم مهر 1386 ساعت موضوع شهدای اهل سنت وظلمهای رواشده نسبت به آنان | لینک ثابت
طبق قرارقبلی برای اینکه ظلم وستم براهل سنت بیشترمشخص شودلیست اسامی شهدای اهل سنت ذکرمی گردددرپایان صحبتی مختصرخواهم کرداین مطلب راازسایت جامعه اهل سنت ایران قبلاگرفتم که حالامتاسفانه فیلتراست باوجوداینکه دلم می خواست بازم می تونستم به این سایت مراجعه کنم:
فهرست شهدای اهل سنت ایران که بعدازانقلاب ایران به شهادت رسیده اند:
بسم الله الرحمن الرحيم
جامعهء اهل سنت ايران/لندن
فهرست شهداء علماء اهل سنت ايران که بوسيلهء نظام فرقه گراى حاکم ايران – برحسب تسلسل تاريخى- که همگى به جرم عقيدتى وسنى بودن ترور ويا اعدام شده اند
-1 بهمن شكورى: از مبارزان اهل سنت طوالش بود که در سال 1986 در زندان اوين با دهان روزه اعدام شد واتهامش اين بود که به عتبات عاليات توهين کرده است يعنى قبر پرستى را نمى پذيرفت ودر آنموقع تهمت وهابيت تهمت رايج فعالان اهل سنت بودوايشان تقريبا در دههء پنجم عمرش بودومبارزى بود که جزئى از عمرش را در زمان شاه هم در زندان گذرانده بود.
-2 شيخ عبدالوهاب خوافى: از اهل سنت خراسان که از مدارس دينى پاکستان فارغ التحصيل شده بود که در دههء دوم عمرش يعنى حدود بيست سالگى شهيد شد ودر زندان دادگاه ويژهء روحانيت در سال 1990 اعدام گرديد وتهمت او عقيدتى وبر طبق روال معمول وهابيت بود
-3 شيخ قدرة الله جعفرى: از فرزندان اهل سنت خراسان بود که از مدارس دينى پاکستان فارغ التحصيل شده وبعد از باز گشتش به ايران زندانى وسپس در سال 1990 اعدام گرديد ايشان نيزدرسن حدود بيست سالگى بود
-4 شيخ ناصر سبحانى:از علماء اهل سنت کردستان بود که در تفسير قرآن نظرات ثاقبى داشته ودر اين زمينه کتر کرده بود، در سال 1992 به تهمت وهابيت بعد از شكنجه هاى فراوان اعدام گرديد که جرم او مثل بقيه فقط عقيدتى بود، ودر دههء سوم عمرخودش در وقت شهادتش بود حدودسى سالگى
-5 دکتر على مظفريان: از پزشكان-جراح قلب- مشهور شيراز بود که در عهد شاه تغيير مذهب داده واز تشيع خارج شده و عقيدهء اهل سنت را پذيرفته بود،وبعد از انقلاب در شيراز با همكارى اهل سنت شيراز منزلى را خريده وبا اجازهء رسمى به مسجدى تبديل آرده بودند، آه ايشان درآنجا خطبه ميخواند، ولى بعد از مدتى دستگير وبعد از شكنجه هاى شديد در زندان وگرفتن اعترافات موهن جهت ترور شخصيت او در سال 1992 اعدام گرديد
-6 علامه احمد مفتى زاده: از رهبران مذهبى مشهور آردستان و مؤسس اولين جنبش اهل سنت در ايران بعد از انقلاب بود که شوراى مرکزى اهل سنت-شمس-نام گرفت، وبه خاطر مواضع روشن وبدون نفاقى که ميگرفت ومخالفت علنى با خمينى در حين سخنرانى در حسينيهء ارشاد به او تير اندازى شد وبعد از آن دستگير ودر حدودبعد از 10 سال زندان وبعد از اينكه از امراض متعددى که در زندان دچارش کرده بودند واز مرگش مطمئن شده بودند از زندان بيرونش نموده وبراى رفتن به علاج در خارج ممنوع شده وبعد از چند ماهى در سال 1993 برحمت الهى پيوست که تشييع جنازه اش هم ممنوع شده بود
-7 شيخ محمد صالح ضيائى: از رهبران وعلماء بزرگ اهل سنت بندرعباس که داراى مدرسه اى دينى-حوزه علميه- بودکه اطلاعات خواستار تعطيل کردن آن از او شده بود که با امتناع او موجه شده وجواب داده که خود شما ميتوانيد تعطيلش کنيد، وبه او گفته بوند که دانشجويانى که شما براى تحصيل در مدينه منوره فرستاديد براى ما از موشكهاى صدام حسين خطرناك تر هستند، ودر سال1994 بعد از چند روز بازجويى بطرز فجيعى در بيابان ترور وقطعه قطعه شده بود تا شاهدى ازعدل علوى سربازان مجهول امام زمان- اطلاعات-باشد
-8 مولوى عبدالعزيز اللهيارى: امام جمعهء اهل سنت بيرجند بودکه در سال 1994 بعد از چندروز بازجويى از طرف دادگاه ويژهء روحانيت مشهد وشكنجه بوسيلهء سوزن مسموم شده بود
-9 دکتر مولانا احمد صياد:ايشان تنها دکتراى علم حديث در ايران بود که از فارغ التحصيلان داشگاه اسلامى مدينه منوره بود بعد از بازگشت مدرسهء دينى کوچكى در اقصى نقاط بلوچستان در اطراف آنارك-زرآباد- بنا کرده بود که بعد از مدتى از طرف دادگاه ويژهء روحانيت به اتهام وهابيت به 15 سال زندانى محكوم شد که 5 سال از آنرا در زندان گذراند، ودر سال 1996 بعد ازخروج از زندان که براى چند روزى به امارات رفته بود بعد از باز گشت از امارات در فرودگاه بندرعباس بوسيلهء اطلاعات دستگيروبعد از سه روز جسد او را در بيابان انداخته بودند تا شاهدى ديگر از تطبيق وحدت اسلامى اى باشد که رژيم فرقه گراى منافق بدروغ مردم جهان رابدان فريفته است
-10 مولوى عبدالملك ملازاده: از رهبران وفعالان مذهبى بلوچستان وپسر بزرگ رهبر مذهبى بلوچستان مولوى عبدالعزيز بود، که بعد از انقلاب همراه با 400 نفر ازعلماء اهل سنت درسراسر ايران در ارتباط با شورراى شمس زندانى شد، وبعد از آزادى از زندان حرکت محمدى اهل سنت را ايجاد کرد ودر نهايت از تدريس هم ممنوع شد، تا اينكه ناچار به هجرت از وطن شدکه در سال 1996 در شهر کراچى بوسيلهء مزدوران اطلاعات امام زمانى ايران در روز روشن ترور شد
-11 مولوى عبدالناصر جمشيدزهى: از جوانان متدينى بود که بعد از هجوم سپاه پاسداران به منزلش در خاش-بلوچستان- ناچار به هجرت به پاکستان شدودر آنجا بعد از فراغت از تحصيل دردانشگاه تدريس ميكرد،که در سال 1996 به همراهى مولوى عبدالملك در کراچى بوسيلهءاطلااعات ايران ترور شد
-12 شيخ فاروق فرساد: از شاگردان وهمكاران بارز علامه احمد مفتى زاده در کردستان بود که بعد سالها زندانى شدن به مدت پنج سال به رضائيه تبعيد شد که بعد از نهايت مدت تبعيدش درهمانجا در سال 1996 ترور شد
-13 ملا محمد ربيعى: از علماء ونويسندگان سرشناس کردستان وامام جمعهء اهل سنت کرمانشاه بود که در سال 1996 بوسيلهء اطلااعات ترور ومسجد او نيز تعطيل گشت که بعد از آن تظاهراتى انجام گرفت که تعدادى در اين تظاهرات کشته وزندانى شدند
-14 دکتر مولانا عبدالعزيز کاظمى بجد: از فارغ التحصيلان شاگرد اول دانشگاه اسلامى مدينهء منوره بود که در سال 1996 فقط بخاطر سنى بودن ومعتقداتش مثل بقيهء شهداء علماء علماء سنت بعد از سه روزشكنجه وحشيانه از طرف اطلاعات زاهدان جسدش را در خيابان انداخته اند که آثار شكنجه در صورت وفك مچاله شده اش هويدا بوده است که آثار آينه هاى پاسداران خمينى راروشن ساخته است
-15 مولوى حبيب الله حسين بر:از علماء اهل سنت سراوان-بلوچستان- ميباشد که از سال 1991از طرف اطلااعات سراوان بعد از خروج از زندان به شرط همكارى ربوده شد وهيچ اثرى از اونيست که احتمالا ترور شده است
-16 مولوى يارمحمد کهرازهى: امام جمعة اهل سنت شهرستان خاش ومدير مدسة دينى مخزن العلوم خاش بطور مشكوکى در سال 1997 درگذشت که شواهد وقرائن ووضعيت وموقعيت وى اين تفكررا تقويت مى نمايد که وى توسط مأموران اطلاعاتى رزيم کشته شده است ،زير حدود دوسالونيم ييش
-17 مولوى عبدالستار روحانى سرشناس وامام جمعة خاش و مدير قبلى حوزة مذکور بعد ازمراجعه به بيمارستان براى زخم کوجكى که در دستش بود ناگهان وبطور مشكوکى درگذشت که يزشكان رزيم بظاهر جنين گفتند که وى سكتة قلبى کرده است !! ،بعد از وى جانشينش مولوى يارمحمد کهرازهى (ريگى) مرتب به اطلاعات احضار شده ومورد بازجويى وتفتيش عقايد قرارگرفته است،ومدرسة مخزن العلوم هم تحت فشار بوده تا طلاب غير بومى را اخراج نمايدکه وى مقاومت کرده تااينكه اطلاعات طلاب را دستگير وبعد از زندانى آنهارا به منطقه شان -بندرعباس- عودت داده است . موقعيت زير فشار مدرسهء خاش وبشهادت رسيدن مدير قبلى آن واحضار مرتب مولوى يارمحمد اين يقين را تقويت نموده است که وى هم توسط اطلاعات مثل بقيهء رهبران اهل
سنت ايران ترورشده است.
ودر همين تاريخ از منابع ترکمن هاى ايران خبر ميرسد که عواملى ناشناس(سربازان مجهول امام زمان!!(در صدد ترور يكى از علماء سرشناس اهل سنت ترکمن آخوند ولى محمد ارزانش که از ايران هجرت وبه ترکمنستان يناه برده است برآمده اند ؛افراد مذکور ساعت 2 نيمه شب ينجم اوت97به منزل ايشان در عشق آباد حمله کرده وجون اورا نيافته اند فرزندش را ضرب وشتم نموده
وخانه ومخصوصا کتابها ودفاترواوراق را تفتيش کرده که از آن ميان يادداشتهاى جندين سالهءمربوط به ترکمن هاى ايران وتعدادى اسناد ومدارك وعكس را برداشته ودر آخر با تهديد به مرك درصورت مطلع نمودن يليس آنجارا ترك ميكنند.واين دومين حادثه درمورد يكى از رهبران دينى اهل سنت ترکمن ميباشد ،جون درماه آوريل نيز فردى(شايدباز هم از مجهولان امام زمان !!)باخنجر
قصد کشتن او کرده وليكن جان بدر برده وفقط زخمى گشته است ،وقرائن به يكىبودن ترتيب دهندگان اين دو سوء قصد دلالت کرده که همه اين يقين را تقويت مينمايد که در يشت اين حوادث وحشيانه اطلاعات جهنمى ايران است که ميخواهد کشوررا از وجود اهل سنت خالى نمايد،جامعة97/12/ 29 اهل سنت ايران-دفتر لندن
-18 مولوى نورالدين غريبى: ازشهداء علماء اهل سنت خراسان واز فارغ التحصيلان مدارس دينى پاکستان وسپس از دانشگاه اسلامى مدينه منوره فارغ التحصيل شده وبه خاطروضعيت بغرنج اهل سنت در ايران وتتبع اطلاعات از شخص ايشان حتى در زمانى که در پاکستان بوده به ناچاربعد از فراغت از تحصيل به تاجيكستان رفته ودر آنجا مشغول تدريس شده بود که در سال1998در يك روز که براى تدريس قرآن از منزل خارج شده دو نفر از اطلاعات ايران اوراترور کرده اند
-19عبدالجبار فرزند نورمحمد: دانشجوى داشگاه سيستان و بلوچستان در سال99 /3/ 2ترور شد
-20 خدابخش صلاح زهى فرزند حسين : در99 /4/ 17 همانطور که در بيانيهء جامعهء اهل سنت ايران آمده ايشان در ايرانشهر دستگير وبه همدان برده شد وبعد از دو هفته شكنجه به اتهام انتساب به مجاهدين اهل سنت اعدام گريد
-21 انور مبارکي فرزند مولوى عبد الحق: در حين خدمت سربازى بوده که به او تير اندازى شده وکشته شد که هدف از آن نشر رعب بين اهل منطقه بوده است قابل ذکر است که سه شهيد اخيريعنى شماره هاى 19 و 20 و 21 و 24 و 25 از علماء نبوده اند-
-22 مولوى موسى کرمى: ايشان امام وخطيب مسجد شيخ فيض اهل سنت در مشهد بود که اين مسجد در سال 1994 بوسيلهء اطلاعات وبدستور خامنئى خراب گرديد که ايشان بعد از مدتى ناچار به هجرت به افغانستان شده بود، که در سال2001/5/4 بوسيلهء گذاشتن مواد منفجره درهنگام خروج از مسجد در شهر هرات ايشان وچهار نفر از همراهانش به شهادت رسيدند که والى وقت هرات فورا اطلااعات ايران را متهم نمود، وشكى هم نيست که اطلاعات ايران اورا ترورکرده بود چون از دست آنها فرارى بود ودشمن ديگرى غير از اين خونخواران هم نداشته بود
-23 شمس الدين کيانى: طلبهء اهل سنت که در2000 /3/ 13 بعد از ربودنش از طرف اطلاعات زاهدان وتفتيش عقايد دست وپايش بسته وبنزين بر او ريخته وزنده زنده به آتش کشيده شد که عبرتى براى ديگران باشد که روزنامه هاى اصلاح طلب خبر آنرا
منتشر نمودند!
-24 سوزاندن سه نفر از اکراد اهل سنت در شهر ماکودر سال 2000 که در نهايت به استعفاى نمايندگان کرد از مجلس گشت
ادامه دارد.....
نوشته شده توسط محمد در پنجشنبه بیست و ششم مهر 1386 ساعت موضوع شهدای اهل سنت وظلمهای رواشده نسبت به آنان | لینک ثابت
منوی وبلاگ
درباره وبلاگ

1- این وبلاگ وابسته به هیچ گروه وحزبی نبوده ونویسنده درنوشتن مطالب آزادانه عمل میکندو تنهاخودرا یک محقق، متفکر و منتقد می داند.
2- دراین وبلاگ نویسنده حق خود میداندکه مطالبی بنگاردکه امکان داردباعنوان وبلاگ هماهنگی نداشته باشد.
3- هدف ازاین وبلاگ رسیدن به حقیقت است.
4- برای دسترسی به مطالب و آخرین اخبار درارتباط با وبلاگ می توانیددرخبرنامه این وبلاگ عضو شوید.
5- منتظرنظرات مفیدشما هستم می توانیدچه ازطریق قسمت نظردهی که درپایین مطالب قراردارد یاقسمت نظرسنجی که درسمت راست وبلاگ در صورت وجود قرار می گیردیا ایمیل نویسنده وبلاگ، نظرات خودرابیان کنید ونویسنده وبلاگ موظف است نظرات شمارابدون هیچ سانسوری دروبلاگ قراردهد.
6- سعی براین خواهد بود در صورت داشتن وقت ماهیانه حداقل یک مطلب داشته باشم
7- نویسنده چرا ارتباطی فراتر از فضای مجازی با دوستان نمی تواند برقرار کند و پاسخگو نیست.
8- استفاده از مطالب چرا تنها با ذکر منبع مجاز می باشد.
9- هردوستی در صورت تمایل به تبادل لینک با هر نوع نگرشی که باشد منو لینک کند بعد از اطلاع، او را لینک خواهم کرد.
10-هرکدام ازدوستان که بتوانند کمکی دیگر درجهت بهبوداین وبلاگ نمایندمن باکمال میل دست این عزیزان رامی بوسم.
11- در تبادل فکر نام مهم نیست بلکه فکر مهم است درنتیجه نویسنده چرا از معرفی خود و هر چیزی که به او ربط پیدا می کند معذور می باشد. ( منتظر نام نباشید که در مقابل نام حقیقت نیست بلکه در مقابل حقیقت، حق است )
باتشکر نویسنده چرا همیشه در چرا؟
فهرست اصلی
آرشیو موضوعی
نگاهی بر نظردوستان 3
چرا؟
نقداحادیث
نگاه درست-حرکت درست
زن
نگاهی نوبه قرآن
دنیای عکس
نگاهی به نظرات دوستان
سکس ومسائل جنسی
نقدمذهب وامت اسلامی
آزادی،انتقاد،خشونت وقدرت
عشق ودوستی
سیاسی-اجتماعی
خدا
مدیریت واصلاح جامعه
رشدوطبیعت
چالشات دین اسلام
روانشناسی
شهدای اهل سنت وظلمهای رواشده نسبت به آنان
امامت و ولایت ازنگاه قرآن
تفکردرنگاه
ترسیم دیدگاه سیاسی
معرفی سایت وکتاب
نظام اقتصادی برتر
نگاهی برنظردوستان2
نیازبه دین وقرآن
مذهب تشیع درباتلاق شرک وخرافات
نقدگروهها،حرکتها،فرقه هاومذاهب اسلامی
نقدادیان ومکاتب بشری
حق ها
ورق هایی اززندگی من
اخلاق
نگاهی نو به قرآن2
کلیه مطالب وبلاگ چرادریک نگاه
پیوندها
(لینکهایی که در اینجا قرار می گیرد به معنی تایید کلیه مطالب مندرج در آنها نمی باشد)
در مسیر قرآن
روح زندگی
بشری
اخوت
برادری اسلامی
ادبیات وسینما
تزفلسفه اهل بیت
گوله هیرو
منتظران صاحب الزمان
ای معبودمحبوب
صبحدم - ناشراندیشه های معاصر
کاروان نیکان
معنای توحید
شهیدکاک احمدمفتی زاده ناجی کرد
اسلام
اهل سنت سلماس وحومه
ظهور
غربا
پایگاه بزرگ طنز کنکور هنر
خبرونظر
راه ما
عشق شیشه ای
نغمه
درموردآزادی اندیشه وفکرمیباشد
زندگی نامه +احادیث+مداحی
اهل سنت ایران
آل دوستین
جوانان اهل سنت شهرستان خواف
تبعیت فقط ازقرآن
معنای توحید2
تعبد
تحلیل مسائل کلامی
خبرگزاری جنبش دانشجویان اهلسنت
دگراندیش
تئهران اوشاقلاری
تریفه
اندیشه یه جوون ایرونی
هاوری
منطق آب دوغ خیاری
مسیحیت امروز، تحریف یا واقعیت
اسلام حقیقی فقط در قرآن کریم است
اسلام را آنگونه که هست بشناسید
تدبیر در آیات
بازخوانی
زشت و زیبا
اثبات حقانیت شیعه
نوگرا
سازمان موحدین آزادیخواه ایران(سما)
قرآن شناسی