حسادت وحسودبدترین وجه اخلاقی انسان است که نه تنهاانسان رابه وادی مرگ می کشاندجامعه راسوق به نابودی می کشاند.حسودکسی است که به این موردنرسیده است که خداوندبرای اینکه انسانهادرکنارهم بتوانندزندگی کنندتفاوت استعدادی ورحمتی بربندگان خودقائل شده است وارزاق راتقسیم کرده است .برای همین همیشه حرص می خوردومی خواهدرحمتی که ازجانب خدابه انسانهاداده شده است رانابودکندواگرتوانست که ازخوشحالی سرازپانمی شناسدواگرنتوانست همیشه باخودخوری خودرادچارعذاب می کند.
چراانسان به حکم ورضایت خداراضی نیست .چراعمری رابه جای اینکه دررشدخودبکوشدبادرفکرنابودی دیگران نه تنهادیگران راازرشدبازمی داردخودراهم ازرشدبازمی دارد.انسانهاکه تنهادراین دنیازندگی نخواهندکردوداشتن نعمتی دلیل بربرتری یک فردبردیگری نیست بلکه تنهاتقوا،انسان رابرترمی کندوهرچه انسانی براساس نعمتی که خدابه اوداده بهترتقواراپیشه کندبرتراست نه داشتن نعمت بیشتر،که اوبخواهدبه دلیل نداشتن نعمتی فردی رانابودکند.بایداین رابداندانسانهابه همدیگرنیازمندندودررشدهمدیگرشریکندواگرفردی رانابودکنی درواقعیت خودرانابودکرده ای.
چگونه حقوق اندیشی دراسلام وجودداردنه تکلیف اندیشی؟
دراین موردمفصلاقبلاتوضیح داده شد(آرشیوموضوعی نگاهی نوبه قرآن) بله؟!اگرانسانی درفکرنابودی دیگران باشدخودازرشدبازمی ایستد.انسانی که جلوی رشددیگران رانگیرددرواقعیت به خودکمک کرده است وراضی بودن به رضایت خداوندی وکمک به آن فردتابهتررشدکند.درواقعیت توانسته جامعه رارشددهدمثل آن فردبه انسانهاخدمت کندودررشداوهم شریک باشد. برای همین زمانیکه انسانهابه همدیگرکمک می کنندوگزینه هایی مثل فداکاری،گذشت،ایثار،اخوت وحس مسئولیت و.... راانجام می دهددرواقع می داندبرای خودداردانجام می دهدوبه نحواحسن انجام می دهدوبه فردحسادت نمی ورزدودرزوال اونمی کوشدیااینکه منت برسراونمی گزاردچون می خواهددرحق خودکاری انجام دهدنه دیگران؟!درواقع درروحیه تکلیف اندیشی فردچون برای دیگران کارمی کندنه برای خودچندان تمایلی نداردواحساس اجبارمی کندامابااین روحیه می داندکه نمی تواندمنتی برسرافرادبگذاردچون درواقع می خواهدبه حقوق خودبرسد
ماحتی چیزی بانام اینکه مسائل مطلق شخصی هم نداریم چون انسانهابه هم وابسته هستندودررشدوتکامل هم شریکنداگرفردی به خودش ضربه بزندوروحیه ای غیرانسانی مثل حسادت داشته باشدبه کل جامعه ضررمی رساندمثلافردی نمی تواندبگویدنمازنمی خوانم چون مسئله شخصی است چون درواقع باضربه زدن به خودازروحیه انسانی فاصله می گیردموجب می شودروی جامعه موثرافتدچون داردبااین جامعه زندگی می کندودوباره این ضرربه خوداوبازمی گرددوضربه به اومی خورد(بازتاب اعمال)برای بازشدن این مسئله چندمثال می زنیم (البته ماقبلادرمطلب رازتاحدودی این موردپرداختیم) زنی که می خواهدسکسی درجامعه زندگی کندوبگویداین یک مسئله شخصی مطلق است بااین کارش باعث می شودکه آن جوان هم به حکم نوع آفرینش تحت تاثیرقرارگیرد(مگربگوییم انسانهایی آنقدرازلحاظ انسانی وفکری وایمانی دردرجه ای باشندکه درهیچ حالتی تاثیری نداشته باشداماهمیشه تمامی انسانهااینگونه نمی شوند)آن فردچندواکنش نشان می دهداگربتواندبه طرف آن زن کشیده می شودوسعی می کندمالک آن زن شده وبرای آن زن دردسردرست کنداگرنتوانست برای اوعقده می شودومشکلات ذهنی وفکری وصدمه خوردن آن فردازراههای دیگر،سپس نوبت اومی رسدکه اوتاثیرخودراروی جامعه گذاشته مثلا کارهای خودرابه نحواحسن انجام ندهدمثلا بامشغول بودن ذهنش به این مسئله رانندگی راخوب انجام ندهدوبه یکباره همان خانم جلوی اوسبزشودوبااوتصادف کند.این حکم برای حسادت هم صحیح است انسانی که راه حسادت راطی می کندبه خوداوبرمی گردد.
البته این موردقابل ذکراست بعضی ازمسائل که حالت شخصی بودن آن بیشتراست وقضاوت کردن آن نسبت به انسانهابرای آن مشکل است که بخواهدنسبت به آن حکمی ارائه دهدوقانونی بیان کندیااینکه مواردی است که نمی توان باجبروزورانسانهاراوادارکردوباعث می شودکه بدترموضوع شودچون رعایت بعضی مواردبایدآزادانه باشدتاتاثیرمثبت خودرابزاردوگرنه زورموجب می شودکه واکنش عکس داشته باشدوبه حکم جامعه نمی توان آن تاثیرراداشت وهمان فردکه به زورموظف به انجام کاری شده برای اوعقده شده وتاثیرمنفی رامثل قبلی برروی جامعه می گزاردوبرای بعضی مواردتنهاکارفرهنگی می خواهد.انسان زمانیکه به دیگران محبت می کنددرواقع خودرادوست داردوخودنیازمندمبحت است چون بادوست داشتن ومحبت کردن به دیگران موجب می گردددیگران هم به اومحبت کنندیاازضربه زدن به اوخودداری کنند.یک مثال دیگر:اگرفردی دررشدوشکوفایی افرادنکوشدآنهاهم دررشداونمی کوشنداگرفردی به قفراکمک نکندوجامعه راازفقروبدبختی نجات ندهددرواقعیت به زودی دزدهایی درجامعه به وجودمی آیدکه امنیت وآرامش راازاوسلب می کنند.
همان طورکه قبلانسبت به این موسسات ونگرشهایی که ازسوی آنهاارائه می گرددبیان کردیم نمی توان برای انسانیت مفیددانست (به آرشیوموضوعی قسمت روانشناسی مراجعه گردد)اگربخواهیم خلاصه وارمطالبی ذکرکنیم می توان گفت:
1-برای رسیدن به جامعه درست وآرمانی که هرکس احساس خوشبختی وموفقیت کندبایددرمدیریت،نظام سیاسی ،اقتصادی،اجتماعی درست وکامل دید،هرچندکه آنهاشایدبرنامه هایی داشته باشندکه به صروت فردی بتوانندمفیدواقع گرددامااگرآن درسطح جامعه گسترش پیداکنددرکل جامعه ازمفیدبودن می افتدچون فردازجامعه جدانیست وبه مرورمضربودن خودرانشان می دهد.
2-برای رسیدن به موفقیت وخوشبختی وآرامش بایددرابتدانگاه وتعریفی درست ازاین مقولات پیداکنیم
3-ازمضرات این نگاه این است که فردخودرامقصرمی داندنه حکومت هاونظام سیاسی ونگاهها،چون اگراوبه هدفش نرسیدوبه موفقیت نرسیددرواقع خودمقصراست که باقیدگزینه منفی درذهنش آمادگی به وجودآوردن مورددریافتی راآماده کرده است درحالیکه درواقع اینگونه نیست وعاملی می گرددتابه نفع ظالمین شودوتوجیهی برای ظلم ومدیرت غلط گردد
4-دردین هم خوبی هابیان شده وهم بدی هاودرجهان هردووجودداردوباهردوزندگی معنی پیدامی کندونمی توان دیگری رانادیده گرفت وازبیان بدی هایانقادی پرهیزکردچون جزئی ازدین یازندگی بشری است وتنهازندگیی رویایی بانگاه مثبت داشت وباوجوداینکه بدی هاوجودداردخودرابه بی خیالی زدوانگاروجودندارندوخودرادچارفریب کرد
5-به وجودآمدن اعتمادبه نفس کاذب ودچارشدن خودبزرگ بینی درحدی که فردتقاضای گزینه ای برای خودداردکه درواقع بااستعداداونمی خورد
6-متضادباتعاریف دینی نسبت به خوشبختی وموفقیت(هرچنددینداران کم به این تعاریف پرداخته اند)ووجودگزینه هایی همچون توکل ، دعا ، راه رسیدن به استجابت دعا،یانزدیکی به خدایا...تعاریف دین بانگاه این دوستان متفاوت است
7- عدم نگاه وتوجه به بستررشد یافته نگاهها،درحالیکه جامعه ماباجامعه برخواسته این نگاههامتفاوت است
8-غیرقابل دست یابی گزینه های بیان شده(قبلامفصل بیان شد)
9-هرچندنمی توان نکات مثبت آن راهم ندیدازجمله اعتمادبه نفس به دوستانی که حداقل هاراندارندیابیان مواردیکه بایدبه زبان امروزی باشد،بسیاری ازگزینه های بیانی آنهاوامدارازادیان وروانشناسی است(مثل کنترل خشم،برخورددرست بادیگران و...) اماآن رابازبان امروزی بیان می کنندمنظوراززبان امروز،تحریف یادست بردن به آنهانیست بلکه بیان به صورتیکه قابل هضم باشدوازقالبی که افرادموردتوجه آنهااست ودرآنهاتاثیرمی گذاردبانگاهی که آنهابفهمندهمان طورکه خداوندمی گویددین رابازبان خودتان نازل کردیم تاقابل فهم باشد.یامواردیکه برای درست مطالعه کردن وترک اعتیادو...دارندپس نمی توان گفت درکل آنهادرهمه جهت مضرهستندامانکات منفی بسیاردارندکه برنکات مثبت آن می چربد
امروزمی خواهیم چندنظرازدوستان نسبت به پست های قبلی ذکرکنیم وسپس قیدمطلبی دیگربیاوریم
رها حرف هایی دیگرنسبت به آرامش ونرم افزارموفقیت
سلام
گفته بودید نظراتم را بهتر بیان کنم
من هنوزبه نقدهایی که راجع به آن نرم افزار
در صورتی که در همان مورد به کار برده شود معتقدم
منظور شما از بهتر بودن چیست؟
در مورد کتابها و فیلمهای موفقیت من اعتقادی به آنها ندارم
در واقع آنها موفقیت موقت و یا شادی موقت می آورند
و بسیاری از آنها چون با فرهنگ و دین ما همخوانی ندارند(چون باتوجه به فرهنگ غرب تهیه شده )
مناسب نیستد.گفته بودید:
(اماشایدبرای جامعه غیرتوحیدی مااین نرم افزارمفیدباشدکه حال حداقل اگرکارهارانمی توانندبه خاطرخداانجام دهندبرای درست شدن روابط مابینشان بااین دیدگاه به پیش روندماحتی دراروپاهم می بینیم که انسانهاباوجوداینکه توحیدی نیستندبه هم زیادکمک می کنندشایدهم دربعضی مواردبهترکمک می کنندا)
من مطمئنم در جامعه ما هم افراد بسیاری هستن که به خاطر خدا خوبی می کنن
شما اینجا نیمه ی خالی لیوان را دیدید یا
خواستید یک توجیه بر نرم افزارتان بیاورید انسان به چیزی
که خود درست می کند یا می گوید باید بیاندیشد که صحیح باشد
بالفرض که جا معه ما دائم الخمر زیاد داشته باشد پس ما باید
راهها ی آسان تررسیدن مشروب را به آنها نشان دهیم؟
ودر غرب آنچیزی که شما گفتید فکر نکنم زیاد باشد
جامعه ای که هر کسی در صدد این باشد که حفش ضایع نشود
چه طور به دیگران کمک می کنند هر کسی برای رسیدن به کار هایش که دنیوی است
ونفع مادی دارد تلاش کند و اگر کسی لحظه ای را برای کمک کردن
به کسی دیگر تلف کند مساوی است با ضرر کردن پس این کار را نمی کند
ولی انسانی که به آخرت ایمان داشته باشد می داند اگر اینجا ضرر کند بلاخره نفع هم می بیند
واین نرم افزاربرای کارهای بهتر چون لیست سایتها یا...که گقتید خیلی خوبه
ولی یه چیزی هم هست ایده ای جدید نیست مثل موتورجستجو است
که در اختیار همه هست ودر دیکشنری هم به کار میره فقط اسمشو تغییر دادن
البته با عرض معذرت از دوستتان
اشک
سلام دوست عزیز
مطالبتون خیلی عالیست معلومه برای اون خیلی زحمت می کشید ولی کوتاهترین راه و بهترین راه برای رسیدن به موفقیت اعتماد به نفس است
موفق باشید
نغمه
سلام
سال نومبارک
به دلیل طولانی بودن مطلب باید سر فرصتبخونم اما در مورد راز کاملا درسته اما متاسفانه بعضی از دوستان به نکات کلیدی اصلا دقت نمی کنن. برای همین فکر می کنن به درد نمی خوره و مهم ترین نکته کلیدی اینه که در حد توانت باید آرزو و خواسته داشته باشی چیزی که بتونی توموقعیت فعلی به دست بیاری مثلا یه دفه تصمیم نگیری رئیس جمهور بشی یا بری فضا من راز رو امتحان کردم و کاملا درسته
محمد:باعرض سلام خدمت این دوستان.درمورددوست عزیزرهابایدبگویم من چیزبدی عرضه نمی کنم که بارنگ ولعاب دیگری به مردم تعارف کنم چیزخوبی به مردم عرضه می کنم.(درست بودن روابط ،این هدف است هرچندبقیه قسمت هایش شایدمشکل داردمن که چیزبدبه مردم تعارف نمی کنم)امانقدهای شماهم پذیرفتم .درموردلیوان خالی بایدبگویم صحبت های من همیشه براساس چیزی است که غالب است نه استثناها،حال شمادوست عزیز،چرامی گوییدکه این مسیرموفقیت کامل بداست آیاشماهم نیمه خالی رادیددرحالیکه به هرحال همان طورکه گفتم آنهاهم نکات مثبتی دارندواتفاقادرجامعه ای که انسانهاازتفکربازمی ایستندوبه حکم انسان بودن ونزدیکی به فطرت بازدچارخوبی به دیگران می شوند.شماخیال نکنیددرکشورهای اروپایی این طوری است که چون خیلی هادیدگاه مادی دارندحتماتنهابه فکرخودشان هستندوازکمک ویاری دیگران دریغ می ورزند.درموردنغمه عزیزهم بایدبگویم من صحبت شماراقبول ندارم وقبلانقدهارابیان کرده ایم
می خواهم ابتداگزینه هایی ازبیان آقای یوسف اباذری که درمجله آفتاب(مهرسال1381)باعنوان فروپاشی اجتماعی قیدگردیده،بیان کنم که بی ربط به این موضوع نیست.
حتی مدارس غیرانتفاعی....باتوجه به شهریه ای که اینگونه مدارس ازخانواده هامی گیرندمی توان پی بردکه نطفه بی عدالتی درجامعه مادرست درهمان جایی بسته می شودکه بناست عدالت رایادکودکان ونوجوانان بدهدبنابه تعریفی عام وکلی مدارس وظیفه فرهیخته ساختن فردرابرعهده دارند،آنان بایدازحیث علم وروحی وعاطفی فردراآماده سازندتادرجامعه ای آزادوعادل زندگی کندوبه ادامه آن یاری رساند.همین مادران ،چه فرزندانشان موفق به وروددانشگاه بشوندچه نشوند،زمانی که پابه میانسالی می گذارند،احساس می کنندکه جوانی خودرابی هوده باازبرکردن چیزهایی که ربطی به زندگی واقعی آنهانداردتلف کرده اند.سرخوردگی واستیصال وحتی عصیان زنان درحال حاظرربط مستقیمی بارفتارآنان باکودکان وشوهرانشان دارد.............اگرفرض کنیم ازمیان یک ملیون وپانصدهزارنفری که درکنکورشرکت می کنندچهارصدهزارنفردرطول سه سال آخردبیرستان سه ملیون تومان خرج کلاس های کنکوروکتاب های مربوط به آن کنندکتاب هایی که پرفروش ترین وازحیث فرهیخته ساختن،مهلک ترین کتاب های موجودندبه رقمی می رسیم که خواندن آن برای من دشواراست اجازه دهیدسعی کنم آن رابخوانم صدوبیست ملیاردتومان.اگراین مبلغ رابابودجه سالانه دانشکده ای معمولی که 70یا80میلیون درسال است مقایسه کنیم،پی به وخامت قضیه می بریم.نکته طنزآلودآنکه برخی ازهمین دانشکده های دولتی برای تامین مخارج خودکلاس های خودرابه موسسات کنکوراجاره می دهند.جاهاعوض شده است.جایی که برای رسیدن به آن این همه مرارت کشیده می شودتاب ایستادن نداردوخرجش راازکسانی تامین می کندکه افرادراآماده ورودبه همانجامی کنند...مدارس درکشورهای دیگروظیفه تعلیم فنون وهنرهایی رابرعهده دارندکه فردمدرن راآماده زندگی درجامعه مدرن می سازند،فنون وهنرهایی ازقبیل عکاسی،شنا،نقاشی،موسیقی،سینما،تئاتر،وزبان خارجی.امادرمدارس ماخبری ازتعلیم این فنون وهنرهانیست وبازخانواده است که باتوسل به کلاس های خصوصی تعلیم آنهارابرعهده دارد.امامدارس ماحی وحاضروجوددارند،چون ازحیث صوری رفتن به آنجابرای رسیدن به هدف لازم است.دولت وانمودمی کندکه وظیفه خودرادرموردتعلیم وتربیت کودکان انجام می دهد،امانمایش واقعی درجایی دیگر،درون خانواده وکلاس های متعددخصوصی،درحال اجراست.اگرحتی نصف آنچه من گفته ام صحت داشته باشد،بازمی توان گفت که دولت درزمینه تعلیم وتربیت دچارضعف وفتوری بی هماننداست وهیچ برنامه ای ندارد،چه می شداگرآن مبلغ صدوبیست میلیاردتومان رابابرنامه ریزی صحیح واردمدارس ودانشگاههای رسمی کرد!...درکشورهای دیگراکثروظایف برعهده مدارس اعم ازدولتی وخصوصی است وخانواده فقط کودک راسرپرستی می کند،امادرایران ودرجامعه رقابتی فعلی خانواده بایدهم مواظب روابط پرافت وخیزخودبامدرسه باشدوهم عملاآموزش حقیقی آنهارادرجای دیگرجستجوکند.این عمل بجزضررهای مالی بسیار،عملاوالدین وفرزندان رارودرروی هم قرارمی دهد....بدین گونه است که خانه که طبق تعریف مامن وجایگاه امن آدمیان است ،به جایگاه نزاع میان والدین وفرزندان تبدیل می شود،کسانی که هریک بنابه دلیلی خودراقربانی حس می کندودیگری راناشکروناسپاس....تمرکززدایی کنکوربه معنای برچیدن بساط تست بازی است که روح کش ترین وعقل ضایع کننده ترین نوع امتحان است وهرنوع خلاقیتی رادرآدمی ازمیان می بردوهمچنین به معنای برچیده شدن بساط همان کارشناسان وکلاس های مختلف کنکوراست که اکنون قدرتی عظیم یافته اند.این کارشناسان به طورشهودی فهمیده اندکه ازمیان رفتن کنکوربه معنای ازمیان رفتن اقتدارآنان است.....زیرابه جزعده معدودی که به کمک هوش وپشتکارخودوپول وعرق ریزی خانواده دررشته دلخواه خودقبول می شوندمابقی راکه شاید99درصدشرکت کنندگان کنکورباشند،کامپیوترهای کارشناسان کنکوررقم می زنند،اغلب نوجوانان دررشته هایی قبول می شوندکه حتی نامی ازآن نشنیده اند....
اماآنچه اینان درعمل انجام می دهندساده است،روانشناسانه کردن مسائل عمیقاجامعه شناسانه فعلی.آنان می کوشندباطرق مختلف به فردبفهمانندکه اگرعیب وایرادی درجامعه وجوددارد،تقصیرفردیاروابط خانوادگی است.بنابراین برای حل مسائل موجودکافی است فردهنجارهارارعایت کند،درکنش متقابل خودبادیگران راه صبروتساهل وتسامح رابرگزیندوآنچه دراین طرح فراموش می شودنقش عمیق دولت ونادانی وناتوانی اودرحل مسائل وانتقال آن مسائل به حیطه خانواده است......
اگربه قول ریچاردرورتی واژگان غایی گروه اول کارکردوهنجاروحفظ الگووکنش متقابل وآنومی وروانشناسی اجتماعی وقدرت وامثال آن است،واژگان غایی مهندسان روح،عشق وتزکیه نفس وخودشناسی وباوربه خودوجزآن است.خوداین واژگان نشان می دهدکه فردتاچه اندازه دچاراستیصال است .این گروه به طورمطلق فردومهمترازآن چیزی(عمیق)درفردرانشانه رفته است،بدون آنکه توضیحی درباره این چیزعمیق بدهد.تلاش این گروه آن است که به فردبفهمانداگربه آن چیزعمیق درون خودپی ببرد،خواهدتوانست به کیمیای عشق دست یابدوصبح باصدای بلبل ازخواب بیدارشود،کجی هارانبیند،کاستی هاراببخشدودنیارازیبا ببیندوبه طرفه العینی به فردی مثبت وعاشق وملکوتی ومعنوی بدل شود.مخاطب این گروه برخی ازجوانان ونوجوانان وزنان خانه دارهستند.دراینجامجال تحلیل سازوکارهای گفتمان این گروه نیست،زیراکه کارشناسان این گروه یک پادرخودشناسی عوامانه آمریکایی(لئوبوسکایاوامثالهم)دارند،یک پادریوگای هندی(راجنیش وامثالهم)ویک پادرعرفان خودمانی.به طورخلاصه درسخنان این گروه ازنظرمن کاملامحق اندصدای خودرابه گوش طرفدارانشان برسانند،نتایج زیان باری نهفته است،زیراکه درپس کشف چیزعمیق دراندرون پنهان خودیانگاه عاشقانه به جهان نوعی حساس شدن به سکسوالیته سرکوب شده نهفته است.این نگاه عاشقانه دو،سه ماه بیشترنمی پایدوفردی که این سخنان راجدی گرفته است،درزیرصدمشکل ومعضل کمرخم می کندوعشق رافراموش می کندوازآنجاکه اینگونه سخنان انگشت برجای حساس روان اوگذاشته اندونیازاورابه آرزوتبدیل کرده اند،بسیارمحتمل است که نفرت ورزیدن راانتخاب کندوازآنجاکه به عنوان فردموردخطاب قرارگرفته است وطبق گفته گورویامرادخودفردیت راهرچندبه طرزجعلی تمرین کرده است،بسیارمحتمل است که دیگران وجامعه رابه عنوان افرادی پست که لایق عشق ورزیدن نیستند،طردکند.اگراندکی اغراق آمیزسخن بگوییم که ازنفرت ورزیدن ودیگران راپست شمردن تاکرکس شدن راه چندانی نیست.حاصل کاراین کارشناسان باربیشتربردوش فردوخانواده نهادن وتوجیه کردن آن است.....
برخی ازرفتارهای پدران ومادران طبقه متوسط موردپسندایدئولوژی رسمی نیست.آنهاازکودکان می خواهندکه این رفتارهارادرمدرسه بروزندهند.برخی ازرفتارهای کودکان نیزموردپسندهمین ایدئولوژی نیست .پدران ومادران نیزاین رفتارهارانزددیگران بروزنمی دهند،بدین ترتیب بذرریاکاری ودروغگویی درست درمحلی کاشته می شودکه بناست راستگویی ودرست کرداری رابیاموزد.گاهی ازاوقات آدمی حس می کندکه والدین وفرزندان شریک جرم هایی هستندکه بایدجرم یکدیگررامخفی نگه دارند.دراین حالت دیگرازاقتداروالدین چیزی باقی نمی ماند،مگرهمان وابستگی مالی فرزندان وازآنجاکه روابط خانوادگی رانمی توان به روابط مالی صرف فروکاست،تنش روحی میان خانواده واقامه دعوی هابه ضدیکدیگربالامی گیرد....
محمد:همان طورکه مشخص است این اشخاص می خواهندفردراازجامعه جداکنندوفردبرای دست یابی به اهداف وآرزوهایش درقالب خودبدون توجه ونگاه به جامعه ودیگران ومشکلاتیکه وجودداردبه اهدافش برسدآن هم اگرنرسیدخودمقصراست نه این جامعه وحکومت وبدی هاودیگران وظالمین بلکه خودبایدسعی کندبرسدحتی اگردیگران بایستنداواگربخواهدمی رسددرحالیکه تاریخ برخلاف این موضوع نشان داده است وبسیاری ازمصلحین(همان هایی که ازسوی این دوستان به عنوان نخبگانی ؛چون رازهامی دانستندوبه آن عمل می کردندانسانهای موفقی بودند)اصلابه موفقیت نرسیده اندوکارهایشان نتیجه نداده است این درزندگی پیامبران بسیارمشهوراست.مادربین نخبگان هم می بینیم تنهامی تواننددربعضی گزینه هاخوب خودرانشان دهندودربعضی گزینه هاعاجزهستند.حتی درتاریخ دینی هم این گونه است به عنوان مثال همان طورکه قبلابیان کردیم شخصی مثل حضرت عمرصحابی ویارعزیزپیامبردرمدیریت وادراه کشورقوی است اماازلحاظ دانایی شخصی مثل حضرت علی صحابی ویاردیگرپیامبرقوی تراست امااونسبت به حضرت عمردرمدیریت ضعیف تراست باوجوداینکه آنهارابه عنوان انسانهای نخبه وساخته شده بااعتمادبه نفس می شناسیم.دراینجادومطلب درموردخوشبختی قیدمی گرددیکی ازشهیدناصرسبحانی ودیگری دوست عزیزآقای بخشی زاده مطلبی دارندکه سعی کرده انددراتباط باخوشبختی نگاهی داشته باشندکه مادراینجاقیدمی کنیم.
راه رسیدن به سعادت وخوشبختی ( شهیدناصرسبحانی)
http://www.nasers.mihanblog.com/Post-6.aspx
خوشبختی ( وبلاگ کاتالوگ انسان)
http://saeedbkz.persianblog.ir/post/38
چیزی که ازاین مقالات قرآنی برداشت می شودعزاداری که ازنگاه تشیع وجوددارددینی نیست وبرخلاف حرکت دینی وقرآنی است وحزن واندوه برای مواردیکه خدابه آن راضی بوده وخواست خدابوده است وحکمت وخیرخداباآن بوده است بی معنی است ومعنی نداردیابه قول شریعتی:(این پیام رایکی ازدوستان برایم فرستاده است)
درعجبم ازمردمی که خودزیرشلاق زمانه ستم زندگی می کنندامابرحسینی که آزادانه زندگی کردمی گریند.
اماسئوالهاونقدهایی که برمقاله این دوست عزیزدارم هرچندکه بعضی راوبلاگ کاتالوگ انسان قیدکرده ام امابه دلیل نبودنظم پیدانکردم>امیدوارم باردیگراین دوست عزیزجامع ترپاسخ دهند.
1- آیانگرش اینکه انسان نسبت به چیزی که بدست آورده واحساس ترس ازدست دادن آن می کندمی توانددرحفظ وشکوفایی ورشدآن بکوشد
2- دردین ترس وخوف ازخداوجودداردوجایگاه این ترس وزندگی انسان چگونه معنی پیدامی کندوچگونه می توانداحساس آرامش بکند
3- چگونه می تواندانسان نسبت به گذشته خوداحساس اندوه نکندباتوجه به اینکه انسان می توانست فرصت هایی که ازدست داده رابه بهترین نحوعمل کندهرچندکه گناهان آن قسمت پاک شودآیابه خاطرازدست دادن فرصت هاوطی کردن به انسانی بادرجه رشدی بهتربازهم اندوه ندارد
4- آیاانسانی که تااین اندازه به حالت عرفان می رودمی تواندبرای انسانیت مفیدواقع گردحالت های حرکتی اوازکجاست؟وزمانی که شمامی گویید:" انسانی که اسلام را دین و قرآن را برنامه زندگی خود جهت بندگی خدا برگزیده است ، بطور خلاصه می اندیشد که خداوند به چه چیز امر و از چه چیز نهی می کند . فکر و ذهنش به دنبال این نیست که قبلاً چه اتفاق افتاده و بعداً قرار است چه اتفاقی بیفتد . زیرا می داند که هر چیزی روی می دهد خداوند آنرا انجام می دهد ( فاعل اصلی همه کارها و حوادث جهان و انسان ، خداست ) و هیچ چیزی بدون اراده و خواست خداوند انجام نمی گیرد" آیاانسان می تواندبدون توجه به گذشته خودونگاه به آینده برنامه ای ورشدی داشته باشدوباوجوداینکه دوبیان دراین موردداشته ایدبه نظرمتضادهم می آیند
5- باتوجه یه اینکه بسیاری ازدینداران اینگونه بیان دارندکه برای ورودبه بهشت وسوخت گناهان بایدازجهنم ردشدونگاههای دیگرکه مثل این است به نظرشمامی توان اندوه نداشت(این نگاه دینداران باتوجه به احادیث است وگرنه من درقرآن آن رامشاهده نکردم وآیاشماباین احادیث موافق هستیدیانه!؟دلایل خودراعنوان کنید؟!)
6- شهیدناصرسبحانی به قیدگزینه جنگ ویاری فرشتگان به آنهانام برده است(این آیه قرآن هم است) آیااین انسان تنبل نیست که به جای اینکه ازوسایل وبرنامه ریزی وفکرکمال استفاده راببردچشم به آسمان دوخته ،بادست خالی وتنهابگویدایمان دارد.پس جایگاه ارداه وحرکت انسان،استفاده ازوسیله چگونه است
7- درمکانی هم شهیدناصرسبحانی به این موردمی پردازندکه باتوجه به ایمان وموقعیت شخص ،بسیاری ازگزینه های تکلیفی ازدوش فردبرداشته می شود.آیااین گزینه راهی برای این نیست که فردرابه جای اینکه تلاش کندبرای انجام آن ،ودرست کردن گزینه ها،هرلحظه خودراتوجیه کندوازانجام تکالیف دوش خالی کندوانجام تکالیف درحالتی که آزاداست برای همه سهل است اگرفردراست می گویددرعین توانایی انجام گناه ،گناه نکندوگرنه زمانیکه هیچ مشکلی نیست انجام آن برای همه سهل است.
8- چگونه می شودشاهددردورنج مردم بودوناراحتی نداشت وناله نکشید.مگه می خواهیم بااین حس به مبارزه برخیزیم.چرااگرنتوانیم کاری برای آنهاانجام بدهیم بااین اندوه وبه فکربودن ،نسبت به آنهاهمدردی نکنیم تاشایدازاین رهگذرتوانستیم درآینده کاری انجام دهیم (به فکربودن مقدمه رسیدن به راه حل است)
9- مگرمی شودانسان ناراحت نباشدوبعدعاملی برای حرکت داشته باشدآیااین انسانی که راضی می شودبه عواملی که برایش رخ می دهدایستادگی دراورخ نمی دهد.تاوضع موجودرادرست کند.اصلاآیاامکان پذیراست که اصلاانسان ناراحت نشود.
10- باتوجه به اینکه انسان درعلوم ژنتیکی این عنوان کرده است که احساسات وحالات روانی انسان ازطریق ژنتیک به ارث می بردآیامی توان به غیرعامل ژنتیک گزینه ای دیگرمتوسل شدواگرانسان بتواندباکنترل این ژنتیک برای انسان حالتی ایجادکندکه احساس آرامش وخوشبختی کندمی توان این نگرش رامفیددانست یااینکه ازکاربردخودمی افتد
محمد صدیق حسنی(نظربربدنبال آرامش)
سلام
هر کسی از دید و زاویه مورد علاقه خود به نوع رسیدن به ارامش مینگرد پس باید
دید که چه چیز به چه کسی ارامش میدهد ولی به باور من ارامش را تنها در قناعت
به انچه که خداوند به ما ارزانی داشته است میتوان یافت .
البطه اگر دشمنان اسلام اجازه دهند و با اعمال غیر انسانی خود مانع نگردند که
در این صورت فقط با مبارزه و حذف انهاست که ارامش امکان پذیر خواهد شد.
رها(نظربربدنبال آرامش)
.کلمه ای که بی انتهاست .کلمه ای که پیچیده تر از آن وجود نداره . کلمه ای که نمی دونستم وشاید هم می دونم کجا باید دنبالش بگردم .
آرامش... چیزی که مدتها دنبالش بودم وکم کم باید پیداش کنم و حتما می کنم
آرامش ...
آرامش...
آرامش...
آرامش...
آرامش! باش که به دیدارت می آیم یه وقت طردم نکنیا !
راه پیدا کردنش و بهم گفتن ولی پیدا نمی شه گوش کنید!
1- ایمان به خدا
2- توبه
3- عبادت
4- وبقیه ... خودم می گم...
5- شهامت
6- بی ریا بودن
7- دنیا رادر دنیا خلاصه نکردن
8- همه رو عزیز دیدن
9- دل به کسی جزخدا نبستن
10 – آرام آرام به هدف رسیدن
..........................
وصبر جزیل را برای سازمان موحدین آرزومندم
رها(نظربرنرم افزارموفقیت)
به نام خدای خوبیها
سلام
خواستم خوبیها را در نر م افزارتان بنویسم ولی جایی برای خوبیهای او نداشت
او اینقدر به ما لطف داشته که تنها نمونه ای از آن ،تاب و تحمل نرم افزارتان راندارد
........
نقد این نرم افزار:
1-چه بسا امروز خوبیهایی نوشته شود و فردا آن خوبیها که تنها از نظر ما خوبی بوده
فردا چهره ای واقعی اش را نمایان سازد و به جای اینکه مرهمی باشد بلای جان شود
این از اینجا ناشی می شود که ما از باطن انسانها خبر نداریم .
2-از نظر من انسانی که همه را دوست داشته باشد و به خاطر عشق به خدا عشق به مخلوقش بورزد نیازی به اینکارهها ندارد.
3 چه بسا انسانهایی باشد که در ظاهر معلوم نباشد چه خوبیهایی را انجام می دهند ولی باطنا خیر خواه ه ما هستن
و ما نمی دانیم و خدا می داند
و اینجا ارزش بعضی انسانها پایین می آید
4 این برنامه حساب دو دو تا چهار تا می شود
فرض کنید یکی می آید در طول 2سال هر خوبی که به اوشده را می نویسد
حالا می خواهد به فلانی خدمتی کند و می گردد ببیند که اگر فلانی خوبی در حقش کرده او هم می کند
و اگر نکرده دیگر ...
خدا چرا اجر نعمتها را بیان نکرده مثلا نگفته انفاق یک خرما یا یک نخلستان یا... چند تا ثواب داره
فکر کنید اونوقت هر کسی ماشین حساب تو جیبش بو د و ثواباشو می شمرد و هرکاری تعداد ثوابش بیشتر بود و انجام می داد
بقیه کارهها دیگر حتی ارزش نگاه کردن هم نداشتند الله اعلم
5-انسانها بیشتر به حق خود توجه می کنند به این صورت اگر کسی خوبی کرده حق خود می داند خوبی کند اگر کسی خوبی نکرده ول معتل
وانسانها تکلیف خود که همانا خدمت به بشریت در راه خداست رافراموش می کنند و انسانها حق گرا می شوند
البته هدفن این نرم افزار که فراموش نکردن خوبیهاست را فراموش نکنیم که
من فکر نکنم حسنی داشته باشد با دلایل ی که گفتم
اگر اشتباه می کنم بگویید واقعا برای من حل شدنی نیست که این برنا مه بتواند مفید باشد
.............
در پایان از زحماتتان که می دانم برای رضای خداست تشکر می کنم
............
امیداورم موجب ضرر ی برای جامعه نشود.
...........
راستی این برنامه برای یک کا هم خیلی خوب می شه اگه گفتین؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
کسانی که هدیه ی عروسی یا تولد می گیرن
برای پس دادنش دیگه تو دردسر نمی افتن
محمد: (برای دسترسی به مطالب گذشته نسبت به این پست به آرشیوموضوعی قسمت روانشناسی مراجعه گردد)باعرض سلام خدمت رهای عزیزنقدهای شمابه جاودرست است یعنی چگونه ماکه بایدکارهای نیکمان درواقع به خاطرخداومخلصانه باشدحال بایدبراساس این باشدکه ببینیم دیگران برای ماکارنیکی انجام داده اندیاانجام نداده اندیعنی مابرای آرام شدن وانجام خوبی وبدی به دیگران براساس نگاه خدایی به پیش می رویم نه براساس اینکه فردی به ماخوبی کرده یابدی انجام داده است(ومادرگذشته این موضوع رابررسی کردیم که اگراینگونه فردعمل نکندچگونه برای بشریت مضرخواهدشد) واگردرمقابل مافردی وجودداردکه انسان توحیدی است مسلمااوهم کارخودرابه خاطرخداانجام داده ونه اینکه ازشماپاسخ ودریافت بخواهداماشایدبرای جامعه غیرتوحیدی مااین نرم افزارمفیدباشدکه حال حداقل اگرکارهارانمی توانندبه خاطرخداانجام دهندبرای درست شدن روابط مابینشان بااین دیدگاه به پیش روندماحتی دراروپاهم می بینیم که انسانهاباوجوداینکه توحیدی نیستندبه هم زیادکمک می کنندشایدهم دربعضی مواردبهترکمک می کننداین هم خوب است وهم بدچون آنهادربعضی مواردفکرنمی کنندودرواقع انسانهای نرمالی نیستندوخودرافریب می دهندچون درقالب نگاهی غیردینی وتوحیدی کمک وهمیاری وفداکاری معنی پیدانمی کنداماهمان طورکه قبلاگفتیم این موسسات ونگرشهانکات منفی بی شماری داردازجمله اینکه مابه جای اینکه برای رسیدن جامعه خوب وعالی وباآرامش ،جامعه ای که برای رسیدن به رشدوکمال درگزینه های مختلف، بایددرترسیم نظامهای اقتصادی وسیاسی واجتماعی درست بیبندبایکی دوبیان می خواهدبیان کنددرقالب آنهابدست آوردنی است ومدیریت هارابه زیرسئوال می بردوبه جای اینکه فرددراستعداخودخدمت کندبایدبرای رسیدن به استعدادهای دیگرتلاش کندچون به نظرمی رسدآن استعدادهابهتروقابل دست یابی هستنددرحالیکه درواقعیت اینگونه نیست اماارزش گذاری انسانی ازسوی جامعه ورسیدن به پله های ترقی ورفاهی رابایددرآن استعدادهاجستجوکردویکی ازمضرات منفی آن همین مورداست که شمابیان کردیدالبته نسبت به انسان توحیدی وهمان طورکه منم گفتم این ایده ازطرف دوستی دیگربودامامن توانستم این ایده رارشدبدهم وکاملش کنم ایده ساختن نرم افزاری برای محاسبه نفس وآرامش وازبین بردن رذایل وبدست آوردن خوبیهابیان کنم گزینه هایی که بادین وقرآن مخالفتی نداردگزینه ای همانندمحاسبه نفس ،همان طورکه آن ذات حق وپاک می گویدبه محاسبه نفستان بپردازیدقبل ازاینکه شماراموردمحاسبه قراردهنداماازآنجائیکه وقت زیادی ندارم نمی توانم برای ساخت آن وقت بگذارم واگردوستی این کارراانجام بدهدمن حاظرم هرکاری ازدستم برآیدازاودریغ نکنم اماشایدیکی ازخوبی های نرم افزارکلکسیون عشق این باشدکه می توان نام بامشخصات کامل دوستان وخانواده خودراداشته باشیم یاحتی برای شناخت ودسترسی سایت هاووبلاگ های گوناگون به هرحال می توان موارداستفاده ای آن رابیشترکردهرچندکه تنهابرای آن گزینه ساخته شده بود.این روزهاهمان دوست عزیزفیلمی تهیه کرده بودبانام رازکه ازشبکه چهارصداوسیمابرنامه سینماماوارء گرفته شده بودودراختیارتعدادی ازدوستان قرارداده بودند(سینماماوراءبرنامه ای جالب بود که معمولابعدازنمایش فیلمی به تجزیه وتحلیل فیلم ازسوی متخصصین صورت می گرفت ومعمولافیلم های نمایشی بارویکرددینی ومذهبی ومتافیزیک بودبدون اینکه چه دینی باشدوبعضی زمانهاهم فیلم مستندداشت هرچنددیگربه جای آن نمایش سینماآفتاب است اماباوجوداینکه به تماشای اولی می نشستم دومی نگاه نمی کنم) دراین فیلم که باتجزیه وتحلیل بعضی کارشناسان ومتخصصین است همان مواردیکه آقای آزمندیان بیان می کنندبیان می کند. دراین فیلم اینگونه بیان می شودکه انسان به هرچه که می خواهدوهرطوری که می خواهدباشدمی رسدتازمانیکه خودبخواهدوازسه قانون پیروی کنداول آن موردرادرست درموردش فکرکندوباتمام وجودآن رابخواهدحتی آن رابنویسدتاکاملامشخص شودچه می خواهددومین مرحله این انرژی درخواست وخواستن که دراولین مرحله خواسته باتمامی وجودواردکائنات کرده درنتیجه این قانونی است که درطبیعت نهفته وبه اوپاسخ مثبت برای دریافت خواسته اش می دهدومی گویددرخدمتم ای سرورم سومین مرحله دریافت تقاضایش است وآن هم هم جهت وهمسوبودن باخواسته اش وباتمامی شوق وذوق بایدآن رابخواهدوهیچ گزینه ای ازترس وناامیدی ونکته منفیی درذهنش خطورنکندوهرچه این همسویی بیشترباشدزودتربه خواسته اش می رسدوگرنه نمی توان زمان خاصی برای رسیدن به مقصودش بیان داشت
درکل می توان گفت این قانون جذب است یعنی برای هرکنشی واکنشی هست وهرچه رابخواهی آن راجذب می کنی توباتمام وجودت بخواه آن گزینه ای که می خواهی باشی آن گزینه ای که می خواهی به آن برسی آن گزینه ای که می خواهی بدست آوری هرچه باشدبدست خواهی آوردازعشق ودوستی تاروابط اجتماعی درست تاشهرت ومحبوبیت تاثروت وقدرت تارسیدن به پله های ترقی اجتماعی و...تنهاخواستن وناامیدنشدن توتمرکزروی خواسته ات است واگرانسانی تمرکزکندبه نکات منفی بیشتربرای اورخ می دهدواگرتوچیزهایی که نمی خواهی بیشتردرموردش فکرکنی بیشتردرزندگیت رخ می دهدبایدفکرخودرابه چیزهایی که می خواهی سوق دهی وگرنه همان چیزی که درموردش فکرمی کنی کائنات به آن پاسخ می دهدوکاری به خوب وبدبودن آن ندارد.مابایدبرای رسیدن به گزینه های مثبت درزندگی شکرگزارباشیم بایدبه گزینه هایی که درزندگیمان وجودداردفکرکنیم وهمانهارانام ببریم تافکرخودرابه نقاط منفی حرکت دهیم .چراهمیشه به این فکرهستیدکه بایددیگران متفاوت باشندومتفاوت رفتارکنندوخوب باشندتاشماخوب باشیدچرابایدآنهاتغییرپیداکنندتاتواحساس خوشحالی کنی،چرابایداوتغییرکند این توهستی که همه چیزرامی آفرینی واطرافت راهمگام بافکرت به وجودمی آوری واگرتوبخواهی همان طورزندگی می کنی که درذهن توهست ودرموردش فکرمی کنی.پس چیزی راکه نمی خواهیددرموردش فکرنکنیدهست هایی که درزندگیتان قرارداردوبدیهایی که هست درموردش فکرنکنیدذهن رابه سمت چیزی که می خواهیدهمسودهیدتابه آن برسیدتاذهن درهست هانماندتاذهن دربدی هانماندوآن رابه کائنات پراکنده نکندوکائنات پاسخ مثبت بدهد.شایدنقدی که دراینجاشودآیااگرهمه این خوبی هارابخواهندخوبی هابه پایان نمی رسدوبه اندازه همه است اگربااین نگرش باشنداین تفکراشتباه است این نگاه به همراه خودبرای انسان حرص وطمع وترس وناامیدی وکشتاروغارت و...آورده است درحالیکه بیش ازنیازانسان هاخوبی دراین جهان وجودداردوبه هرحال تمامی انسانها یک چیزرانمی خواهندکه خوبی هابه پایان برسدبلکه علایق وسلیقه هاوخواست های دیگران متفاوت است.برای رسیدن به خواست های خودسعی کن تجسمی ازآن چیزی که می خواهی به آن برسی داشته باشی وباآن زندگی کن واحساس کن به آن رسیده ای اصلابه ذهنت این اجازه رانده که به آن نمی رسی توحتمابه آن خواهی رسیدتنهاتجسمی ازآن می خواهدوبدان که به هرچیزی خواهی رسیدحتی اگردربدترین بیماری باشی ودکترهاتوراجواب کرده باشنداگربخواهی بهبودخواهی یافت .نبایددرمقابل بدیهامبارزه کرداگردرمقابل بدیهاوزشتی هامبارزه کنیم درواقعیت آنهاراقدرتمندترمی کنیم باهرچیزی مقابله کنی آن راقدرتمندترمی کنی باهرچیزی اگرمقابله کنی آن هم درمقابل شماایستادگی می کنداین قانون کائنات است وباتوجه به اینکه ذهن وفکرت رابآن مشغول می کنی وبه آن می پردازی درحال قوی کردن آن هستی توبرای مقابله کردن آن خوبی هارابخواه باتمرکزدرخوبی هابدی هاخودبه خودازبین می روداین خوبی هاست که بایدپررنگ کنیدمثلااگرباجنگ وکشتارمخالفیددرمقابل دیگران تظاهرات ضدجنگ به راه نیاندازیدبلکه تظاهرات صلح داشته باشیددرمقابل کاندیدهایی که باآنهامخالف هستیدنایستیدباآنهایی که موافق هستندموافقت کنید
چیزی نیست که بخواهیدانجام بدهیدجزچیزی که خودتان بخواهیدانجام بدهید.
درجهت نگاههای ارائه شده دروبلاگ کاتالوگ انسان نسبت به دوست عزیزآقای بخشی زاده زمانی اینگونه بیان داشتم:
درجواب دادن به شیطان بایداین موردرارعایت کنیدکه هرچندکه اوبرای اینکه نقض ازاسلام بگیرد مثال های جوامع غربی راآورده است شمانباید برای جواب دادن وتأییدگرفتن حرف خودازاین حربه استفاده کنیدزیراکه به هرحال پایه ریزی افکارآنان انسانی است وهرلحظه متغیرمی باشد و ثابت نیست به نظرمن بهتراست به جای این که درمقابل افکارونظرات دیگران حالت حمله به خود بگریم ونظرات آنهاراموردحمله ونقد قراردهیم که فردمقابل احساس کندداردبه اوتوهین می شودو حرف ماراگوش نکندآن قدرازخوبی های ودرستی دین صحبت شودتازمانیکه که دست به مقایسه باافکارخودمی زندخودبه نادرستی افکارش پی ببردنه مانادرستی افکاراورابیان کنیم نتیجه گیری رابه عهده خودفردبگذاریم نه مابامقایسه کردن جلوی مطالعه فکرمقابل رابگیریم ببینیم چگونه درصحبت های شماخشونت دیده می شودشمابیان کرده ایدکه من بارهاگفته ام که قرآن برای معنویات انسان است وباگفتن این جمله انتظارداریدمخاطب شماقبول کنددرحالیکه باگفتن این جمله چیزی دررابطه بااین موضوع ثابت نمی شودبلکه شمابایدآنقدرازقرآن ودلایل واسنادصحبت کنیدکه فردخودبه این نتیجه گیری برسدکه قرآن ماده خام واولیه برای تکامل درقسمت معنوی انسان است
می بینیدکه این بیان هامی خواهدبگویددرجهت خوبی های خوب باش چرامی خواهی بدیهای دیگران رابگویی تااوجبهه گیری کندوبه حرفهای توگوش ندهد
تمامی این صحبت هایک ور قضیه است وهمان طورکه قبلاگفتیم مشکلات خاص خودراهم دارددرست است انسانی که درموردبدی هابیشترفکرمی کندوچون ناامیداست وخوشحال نیست واعتمادبه نفس نداردوناامیدی داردوبه هرحال گزینه های منفی درخودراتقویت کرده است بیشتربدی هابرای اورخ می دهدوباجداکردن این بدی هاوتمرکزروی خوبی هابرای اینکه بازشادی خودرابدست آوردودراواعتمادبه نفس ایجادشوداورابه سمت زندگیی پرازخوبی می کشاندومطمئنن فردی که گزینه های منفی داردروی اطراف خودهم موثرمی افتدوموجب می شودبیشتربدی اوبه برسد(برای توضیح این قسمت درپایان این مفابه مطلبی باعنوان راز10/90راذکرمی کنیم که توسط دوست عزیز دراختیارمن قرارگرفته است)اماآیاهمیشه این بیان درست است؟پس چراخداونددرقرآنش بدی هارابیان کرده است ؟چرابسیاری ازانسان هاوحتی پیامبران ومصلحین زندگی راحت وخوشی نداشته اند؟اصلاخوشی وموفقیت چیست؟آیادربدست آوردن ثروت است؟آیاواقعااشخاصی مثل انیشتن یانیوتن یا...موفق بوده انددرحالیکه شخصی مثل انیشتن درزندگی شخص اش ناموفق بوده است؟اصلاخوش بودن ورسیدن به موفقیت درچیست؟مگرخداونددرتقوانمی داند؟مگراستعدادهای انسانهامتفاوت نیست؟مگرکودکانی باذهن خلاق وچشمگیرنمی بینیم؟پس گزینه هایی مثل توکل ودعا وامتحان خداوندی چگونه معنی پیدامی کند؟آیااین انسانهای خوب هم اتفاقاتی که برایشان می افتدخودخواسته اندنخواسته اند؟وآیاواقعاهراتفاق ورخدادی که درجهان رخ می دهدانسان خودمقصراست چون به خودش اجازه داده که درموردش فکرکندوآن راازین طریق بخواهد؟وآیاواقعانقش وتقصیرماچه اندازه است؟شمادرکشوری مثل ایران درنظربگیریدوخواست وعلاقه بسیاری ازشرکت کنندگان درکنکوررسیدن به دکترومهندس شدن است وفرض می گیریم که کل پذیرش برای دکترشدن هزارنفرباشدوحال تعدادشرکت کنندگان هم 500هزارنفراست که ازبین آنها100هزارنفرمی خواهنددکتربشوندوبرای جامعه ماهم سالانه صدنفرپزشک می خواهدبه نظرشمااگراین نگاه درهمه ایجادشودبه خواسته خودمی رسند؟وآیاواقعادرموردنکات منفی فکرکردن آن راقوی می کنیم وبرای رسیدن به خوبی هاتنهاتمرکزروی خوبی هاکافی است ؟ هرچندکه آنهانمی گویندروی فکرخودتمرکزکامل داشته باش که هیچ فکری منفی به ذهن شمانیایدآنهامی گویندبدلایل مختلف ازجمله محیط هاوگزینه های غیرپیش بینی نشده برای انسان پیش می آیدکه آن تفکرات واردذهن شودامابایدچرخش وتمرکزروی مثبت هاباشد!وآیامی توان اصلاباتمرکزندادن روی نکات منفی ونقدکردن به درک نقاط مثبت رسیدوآیازشتی بدون زیبایی معنی پیدامی کند؟اگراینگونه فکرکنیم بایدوبلاگ چراهم نباشدچون زیادنقدمی کندچون زیادبه نکات منفی مواردفکری واجتماعی و..می پردازد؟یانه بایدتعاریف رادرست کنیم حرفهاهمه درستندامانگاههابایدبه گونه ای دیگرباشد؟وآیااین خواست های دیگران اگرباهم متضادباشدباهم برخوردنمی کنند؟آیااین کائنات به خاص ومیل ماهستند؟این اندازه چقدراست ودرخواست هاوخواست های انسان بایدتاچه حدی باشدوچگونه باشد؟وتاچه حدومرزهابیان هادرست است وخواست خداوجایگاه نکات منفی ومثبت کجاست؟توکل ودعاواستعدادهاوموفقیت وسعادت وخوشبختی تعاریفش درکجاست؟ونگاه دین به این مسائل چگونه است وآن راچگونه تجزیه وتحلیل می کند؟وآیاانسانی اگربه خواسته هایش برسدیعنی موفق است ؟آیایکی ازمواردمنفیی که ازنگرش این تفکرات موفقیت مگراین نیست که افردرادرون گراترمی کندوبه جای اینکه نگاه کنندببینندنکات منفی اقتصادی وسیاسی کشورچیست ،آنهارابه سمت وسوی ثروتمندشدن وشادبودن تنهاخودمی پردازند؟تقصیرانسان و...و....و.....و......من بیشترازاین ذهنم نمی رسدکه درموردش صحبت کنم
اگردوستانی بازبان انگلیسی آشنایی دارندبرای بهترفهمیدن می توانندبه این سایت مراجعه کنند:
فیلمی با کیفیت بسیار عالی دوبله و به همراه میزگرد نقد و بررسی این فیلم توسط کارشناسان کانال چهار تلویزیون (این فیلم بارها و بارها با درخواستهای بیشمار مردم در طی شش ماه از تلویزیون پخش شده است)
آیا از مشکلات زندگی خسته شده اید؟
آیا به اندازه کافی پول ندارید؟
آیا از شغلتان ناراضی هستید؟
آیا ماشین مدل جدید می خواهید؟
آیا می خواهید صاحبخانه شوید؟
آیا می خواهید ازدواج کنید؟
آیا می خواهید وارد دانشگاه شوید؟
آیا زندگی تان دچار بحرانهای مختلف شده است؟
آیا ...؟؟؟
آیا تاکنون از خود پرسیده اید که بین افراد ثروتمند و فقیر یا افسرده و شاد و در کل بین انسان های موفق و ناکام چه تفاوتی وجود دارد؟
آیا می دانید چرا اکثر مردم در بیماری، فقر و گمنامی زندگی می کنند و بعضی ها قله های پیروزی را یکی پس از دیگری فتح می کنند؟
متاسفانه اکثر مردم، آنچنان در حال تلاش و تقلای جسمی، برای گذراندن امور زندگی هستند که فرصت نمی کنند به دنبال جواب اینگونه سئوالات بگردند و با خود بیندیشند که چرا تاکنون زندگی خوبی نداشته اند و چگونه می توانند یک زندگی عالی و موفق را برای خود ایجاد کنند.
آنها افراد موفق را خیلی خوش شانس تصور می کنند و نمی دانند که موفقیت و خوشبختی نیز مانند هر کاری در این جهان اصولی دارد و در واقع مرز بین خوشبختی و بدبختی فقط یک راز است.
ما این راز را برای شما فاش می کنیم. و از همین حالا ورود شما را به جمع افراد خوشبخت تبریک می گوییم.
آیا موفقیت بیشتری میخواهید ؟
آیا میخواهید میلیونر شوید ؟
شما میتوانید به هرآنچه در زندگی میخواهید برسید !
و یا هرکسی میخواهید بشوید !
راز بزرگ فاش میشود
معجزه های زیادی در زندگی مردم دیده ام
معجزات مالی و اقتصادی ! معجزات سلامتی ! و معجزات فکری و روابط !
این دسته از مردم یاد گرفته اند که چگونه این راز را در زندگی خود بکار گیرند .
فیلم راز اثری است که با آنکه مدت زیادی از انتشار آن نگذشته است مورد توجه بسیاری از مردم و رسانه ها و افراد شاخصی مانند لری کینگ مجری CNN ، اپراوینفری و ... را به خود جلب کرده است .
راز قرن ها سفر کرده تا هم اکنون به دست ما رسیده است .
این همان راز موفقیتی است که بزرگانی چون انیشتن ، بیل گیتس و ... به آن واقف بوده اند .
این فیلم در تلویزیون دوبله شده و نمایش داده شده است
اگر موفق به دیدن این فیلم ارزشمند و متفاوت نشده اید !
یا تمایل دارید دوباره و دقیقتر به این فیلم نگاه کنید !
بر روی گزینه خرید پستی کلیک کنید
گوشه ای از آنچه پس از تماشای این فیلم مستند بدست خواهید آورد:
- افزایش ثروت
- کسب شغل مورد علاقه و افزایش درآمد
- افزایش ایمان و دوستی با خدا و استجابت دعا
- پیشگیری و درمان کلیه بیماریهای روحی و جسمی
- ازدواج موفق
- ارتقاء تحصیلی و کسب مدارج بالای علمی
- موفقیت در کنکور و ورود به دانشگاه
- افزایش خلاقیت
- افزایش آرامش ذهنی
- تربیت فرزندان خلاق و موفق
- ایجاد روحیه شاد و اعتماد به نفس عالی
- ایجاد میدان انرژی برای جذب تمام اهداف و آرزوهایتان
- و خلاصه اینکه شما پس از دیدن این مستند و بکار بستن این راز مهم و بسیار ساده پس از مدت کوتاهی براحتی می توانید خوشبخت زندگی کنید
- می توانید اتومبیل مورد علاقه تان را تهیه کنید
- می توانید صاحب خانه مورد علاقه تان شوید
- می توانید با شخص مورد علاقه تان ازدواج کنید
- می توانید در دانشگاه و رشته مورد علاقه تا ن ادامه تحصیل دهید
- و می توانید هر آنچه تابحال برای شما یک آرزوی دست نیافتنی بوده را براحتی بدست آوردید.
فیلم محصول 2006 کشور استرالیا است .

