تبليغاتX
؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟...چرا...؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
اهمیت و ایجاد ارتباطی سالم 2

 

..... ادامه

 

ارتباطی مؤثر

ایجاد ارتباط و توانایی فرستادن پیام باید به گونه ای باشد که افراد بتوانند آن را درک کنند. هنگام ایجاد ارتباط با افراد، پیام از صافیهای مفاهیم می گذرد. به دلیل وجود این صافی ها امکان قطع ارتباط و تحریف آن وجود دارد.

تحقیقات نشان می دهد که افراد حدود 45 درصد از زمان ایجاد ارتباط را به گوش کردن سپری می کنند. با وجود این هر شنونده به طور متوسط، فقط نیمی از آنچه ارائه شده را به خاطر می آورد و تا 48 ساعت بعد این مقدار به 22 درصد می رسد. گوش کردن یکی از مهارتهای بسیار مهم در روند ایجاد ارتباط می باشد. بسیاری از افراد فرق بین شنیدن و گوش کردن را نمی دانند. شنیدن صرفاً انتخاب کردن ارتعاشهایی از صدا می باشد. اما گوش کردن ایجاد مفهوم است خارج از آنچه می شنویم. به همین دلیل گوش کردن نیاز به توجه، تفسیر، تعبیر و به یاد آرودن محرک ایجاد صدا دارد.

 

چگونگی برقرار کردن یک ارتباط

انواع روابط، مطمئنن دارای شیوه ای منظم هستند. یک مرحله ورود (شروع) یک مرحله شخصی (میانه) و یک مرحله خروج (پایان) دارند اما هر رابطه لزوما با یک سرعت این مسیر را طی نمی کند.

اقدامات و دستور العمل هایی برای سالم سازی ارتباطات در اینجا قید می کنیم :

1- مهم ترین عامل ارتباط، همان انسان و پیچیده ترین موانع ارتباطی، عوامل انسانی است. بنابراین توجه زیاد به عامل انسان و تأثیر وی در جریان ارتباط، از اهمیت بیشتری برخوردار است. انسان را نباید گیرنده و منعکس کننده صرف، مثل آینه دانست بلکه باید این حقیقت را در نظر داشت که انسان در تصاویر گرفته شده و یا در ادراکات خود دخل و تصرف می کند. یعنی باید این موضوع مد نظر قرار گیرد که انسان ها موجوداتی مؤثر و متأثر هستند که شنیده و دیده های خود را تعبیر و تفسیر می کنند.

2- باید از انواع ارتباطات در اطراف خود سود جست و باید این امر مد نظر قرار گیرد برای نیل به مقاصد مختلف، ارتباطات مختلف مورد نیاز است.

3- در نظر گرفتن این موضوع که کلمات و واژه ها معانی واحدی برای همه ندارند و آنها رمزهایی هستند که مفاهیم را در نظر افراد تداعی می کنند از اهمیت ویژه ای برخوردار است. به همین جهت برای برقراری ارتباط موفق، طرفین ابتدا در معانی رمزها توافق داشته باشند. به بیانی واضح تر باید با افراد با  زبان آنها گفتگو کرد و سخن گفت و از واژه ها و کلماتی استفاده شود که برای آنان هم، گویای همان معانی و مفاهیم باشد.

4- انتخاب نوع ارتباط باید با توجه به مجموع عوامل مختلف که با اجزای ارتباط مربوط است انجام گیرد. به عبارتی تنها یک دلیل برای استفاده از ارتباط مفید کافی نیست .

5- شایعات زمانی قوت می گیرد که ارتباطات درست و سالم و قوی و صادق وجود نداشته باشد . اگر اخبار و اطلاعات به جای اینکه از منبع اصلی و درست شنیده نشود موجب شایعه سازی و گرفتن از منابع نادرست و دست به دست برسد حتما موجب تخریب و شایعه سازی می گردد.

6- دو روش برای گرفتن پیام مفید است:

نخست تکرار کردن است. سطح مطلوب تکرار بسته به موقعیت فرق می کند. اگر پیام به وسیله یکی از شکلهای پایدار(کاغذ،نوار،یا دیسکت) فرستاده می شود تکرار کمی در ارتباطات گوشزد می شود. از طرف دیگر، اگر پیام بسیار پیچیده باشد، حتی در ارتباطات نوشته شده، مفید است که نکات مهم در اشکال مختلف تکرار شود. تکرار در ارتباط شفاهی و دیگر اشکال ارتباطات از بین رفتنی مهمتر است. برای مثال، اگر دوستتان شماره تلفنی ضروری را به شما بدهد و قلم و کاغذ در دسترستان نباشد، اگر چندین بار تکرار کنیم احتمال بیشتری وجود دارد که به خاطر سپرده شود. البته اگر پیامی بیش از اندازه تکرار شود (مثل بعضی از آگاهی های تجاری) کسالت آور و عصبانی کننده می شود. و دریافت کننده مانند یک صدا با آن برخورد خواهد کرد.

روش دوم: تشویق ، ایجادمحیط، و فرهنگی است که دادن وگرفتن بازخورد را حمایت می کند. بازخورد زمانی مفیدتر است که روی چیزهایی تکیه کند که شخص دریافت کننده توانایی تغییر آن را داشته باشد. برای مثال بعضی از اساتید در پایان ترم دانشگاه از دانشجویان می خواهند که به آنها بازخورد بدهند. این بازخوردها می تواند وی را در بهبود بخشیدن به نحوه اداره کلاس، انتقال مفاهیم، انتخاب کلمات، نحوه مطالعه و ژستها کمک نماید.

 

تعارض

وضعیتی است که در جریان آن در می یابید که فردی که با رابطه متقابل دارید موجب ناکامی شما می شود یا اینکه به تامین نیازها، خواسته ها و مسایل مورد علاقه شما بی اعتناست . دو چیز که بیشتر مورد تعارض می گیرد مسائل مادی و تفاوت های فردی است.

سطوح تعارض:

سطح یک(عدم تعارض): در این مرحله، افراد هیچ گونه اختلاف اساسی در اهداف خود نمی بینند.

سطح دو (تعارض پنهان): شخص مشکل را احساس می کند و معتقد است که بین اهداف تفاوت وجود دارد اما شخص دیگر نشانه ای دال بر این تفاوت هایی از خود نشان نداده یا سعی می کند اختلافها را انکار کند.

سطح سه(مشکلات قابل حل): افراد مسائلی را مطرح می کنند که به مسائل مورد علاقه شان مربوط می شود بر همین اساس آنها تصمیم مقابله و رویارویی با مشکلات را می نمایند.

سطح چهار(مشاجره): در این مرحله طرفین در مورد مسئله ای بحث و جدل می کنند اما به تناوب یکدیگر را مورد حمله قرار می دهند که تعارض به عاملی مخرب تبدیل می شود.

سطح پنج(کمک): اگر طرفین قادر به کنترل مشاجرات خود نباشند غالبا از شخص سومی تقاضای کمک می کنند. این شخص باید بی طرف باشد و از او دعوت به مشارکت و مداخله شود.

سطح شش(نبرد یا فرار): در صورتی که کمکها موثر نیافتد و تعارض ها حل نشود طرفین سعی می کنند یکدیگر را شکست داده یا تحقیر کنند. در این مرحله خشونت های لفظی و فیزیکی ، سرکوبگری یا قتل روی می دهد. در مرحله فرار می توان به عنوان مثال در اعمالی مثل طلاق و جدایی یا ترک شغلها مشاهده کرد.

سطح هفت(قابلیت تعامل): اگر اشخاص در مدت زیادی در سطح نبرد یا فرار باقی بمانند، حفظ تعارض از حل آن اهمیت بیشتری می یابد ، یعنی تعارض باقی می ماند. امید دست یابی به راه حل سازنده از دست می رود.

روشهای ارتباطی و راه حلها در تعارض:

1- ارتباطی جسورانه: زمانی روی می دهد که فرد تلاش می کند حقوق خود را بدون آسیب زدن به دیگران بدست آورد. این نوع ارتباط با درک و پذیرش اینکه شما حق انتخاب و کنترل زندگی خود را دارید آغاز می شود. هدف فرد از رفتار جسورانه، انتقال و ابرازها نیازهای خود از طریق ارتباط صادقانه و مستقیم است. جسور بودن به معنای بهره کشی از دیگران نیست بلکه به معنای محافظت از خود و منافع خود می باشد. هدف فرد از رفتار غیرجسورانه پرهیز از تعارض است و هدف از رفتار تهاجمی کسب برتری و هموار کردن راه خود و به خودفکر کردن است.

مقایسه ای بین رفتار جسورانه ، محتاطانه و خشونت آمیز:

احتیاطی:

الف) مشخصه های رفتاری: خواسته ها، نیازها و احساسات را ابراز نمی کنید یا آنها را با ترس و لرز یا رودربایستی بیان می دارید.

ب) احساسات شما هنگامی که اینگونه عمل می کنید: نگران، ناامید از خود، اغلب عصبانی و بعد آرام.

ج)احساسات دیگران درباره خود، هنگامی که شما اینگونه برخورد می کنید: گناه یا برتری.

د)احساسات دیگران درباره شما هنگامی که اینگونه عمل می کنید: خشم، تاسف، اکراه.

ه)پیامد: آنچه را که می خواهید بدست نمی آورید در نتیجه خشمگین و ناراحت می شوید.

و)نتیجه نهایی: از تعارض، تنش و رویارویی پرهیز می کنید.

 

جسورانه:

الف) مشخصه های رفتاری: خواسته ها، نیازها و احساسات خود را به شیوه ای مناسب و صریح ابراز می دارید.

ب) احساسات شما هنگامی که اینگونه عمل می کنید: مطمئن، احساس خوبی در مورد خود دارید.

ج)احساسات دیگران درباره خود، هنگامی که شما اینگونه برخورد می کنید: احترام، با ارزش بودن.

د)احساسات دیگران درباره شما هنگامی که اینگونه عمل می کنید: معمولا احترام.

ه)پیامد: غالبا آنچه را که می خواهید بدست می آورید.

و)نتیجه نهایی: احساس خوبی دارید ، از سوی دیگران مورد احترام هستید، اعتماد به نفس شما افزایش یافته ، روابط شما بهبود یافته است.

 

خشونت آمیز:

الف) مشخصه های رفتاری: خواسته ها، نظرات و احساسات خود را با هزینه دیگران بیان می کنید. سعی می کنید با دیگران خصومت ورزید یا برآنها چیره شوید.

ب) احساسات شما هنگامی که اینگونه عمل می کنید: خود را برتر و شایسته می بینید، گاهی شرمنده می شوید.

ج)احساسات دیگران درباره خود، هنگامی که شما اینگونه برخورد می کنید: حقارت، ذلت.

د)احساسات دیگران درباره شما هنگامی که اینگونه عمل می کنید: خشم، انتقام جویی.

ه)پیامد: غالبا آنچه را می خواهید با هزینه دیگران به دست می آورید.

و)نتیجه نهایی: عصبانی می شوید، احساس برتری می کنید.

 

2- مذاکره: تلاش یک فرد برای دست یابی به نیازش، مذاکره در واقع یک نوع چانه زنی است برای رسیدن به توافق و پیداکردن راه حلی برای حل مشکلات خود.

3- داوری: دعوت از شخص ثالثی برای حل تعارضات. او به سخنان طرفین گوش می دهد و سپس برای حل تعارض چاره اندیشی می کند سپس هر دو از تصمم او پیروی می کنند.

3- میانجیگری: روشی است که نفر سومی که منافی ندارد و بی طرف است سعی می کند بدون اینکه راه حلهای خود را تحمیل کند تعارض ها را بهبود ببخشد تا اختلافات حل شود.

4- دعوی قضایی : مراجعه به نهادها و دادگاهها.

 

ارتباط و انتقاد

شاید هزینه برترین و مهم ترین موضوع ارتباط با نقد و منتقد است . این مورد در نظر گرفته نمی شود که فرد در این حین باید برای خود این موضوع را تکرار کند در صورتیکه نخواهد نقدها را مورد بررسی قرار دهد و پیش خود از لحاظ عدم توجه، منافع و ضررهای آن را مورد بررسی قرار ندهد مطمئنن برای او در آینده هزینه های سنگین تری خواهد داشت. او باید سعی کند با منتقد ارتباطی درست برقرار کند و فهم درستی از نقد او داشته باشد و با سئوالات ممتد درک درستی از نگاه او حاصل کند.

 


 

نوشته شده توسط محمد در یکشنبه بیست و یکم تیر 1388 ساعت موضوع روانشناسی | لینک ثابت

اهمیت و ایجاد ارتباطی سالم 1

 

این مقاله را کامل بخوانید چون بعدا در نگاه قرآنی خود می خواهیم از آن استفاده کنیم.

ارتباطات یکی از اساسی ترین مسائل بشری است . ارتباط در واقع تبادل اطلاعات با سایر افراد است که امکان دارد یک سویه یا دو سویه باشد. ارتباطات و عدم توانایی درست از آن، یکی از ریشه های واقعی مشکلات جهان و عدم رشد جهانی و حتی بیشتر نزاعهای خانوادگی،بین افراد، عدم فهم درست، تعصبهای اخلاقی، جنگ بین افراد، شکاف نسلها و عدم درک زبانها و ..... از عدم ارتباط درست می باشد.

اطلاعات: هر نوع تفکر، بینش یا اندیشه ای است که افراد می خواهند با یکدیگر به صورت دوجانبه در تبادل باشند ،این نیازمند یک ارتباط درست و کامل است. یعنی فرد بتواند اطلاعات را به حالتی انتقال دهد که افراد در شرایط یکسان درک درستی از آن داشته و فهم مشترکی از آن پیام داشته باشند.

 

عنصرهای ارتباطی :

وقتی می خواهیم در مورد عنصرهای ارتباطی سخن بگوییم یعنی مواردی که فرد نیازمند است تا یک ارتباط را صورت دهد.

1- فرستانده پیام: فرستنده پیام همان منبع پیام است که خبر از آنجا صادر می شود، یعنی کسیکه پیام را می فرستد. فرستنده قبل از هر چیز لازم است که هدف خود را کاملا مشخص کند و بداند که در رابطه با چه موضوعی می خواهد صحبت کند و شنوندگان او چه کسانی هستند در ضمن فرستنده پیام باید شنونده  خوبی نیز باشد و به عکس العمل های گیرندگان پیام خود عملا توجه کند.

2- پیام: شامل نظرات و گفته های فرستنده پیام است به عبارتی پیام یا خبر عبارت از محتوای ارتباط می باشد که توسط فرستنده ارسال می شود. هرچه پیام روشن، واضح و قابل فهم باشد شنونده و یا گیرنده پیام بهتر می تواند آن را درک کند.

هماهنگ بودن فرستنده و گیرنده پیام موجب موفقیت ارتباط می شود. ارتباط را می توان نوعی فرآیند نامید که طی آن واکنش دو جانبه بین افراد و گروه ها در محیط های اجتماعی به وجود می آید. آنچه در برقراری ارتباط اتفاق می افتد همانند رفت و آمدهای خیابان های دوطرفه، است که در آن به طور مداوم واکنش های مختلفی بین کسانی که در ارتباط با یکدیگر هستند اتفاق می افتد ( ارتباط دو طرفه ) لذا در صورتیکه تلاش در انجام ارتباط تنها از یکسو اتفاق بیفتد، اساسا ارتباط کاملی به وجود نیامده است. شناخت فرستنده  پیام از گیرنده یا گیرندگان پیام و مشاهده  عکس العمل آنها، نقش مهمی در برقراری ارتباط موفق دارد.( این امر در بررسی عدم موفقیت ارتباط، در وسائل ارتباط جمعی به علت آنکه عکس العملها به اطلاع گوینده نمی رسد می تواند مورد توجه قرار گیرد.)به طور کلی ارتباط یک فرآیند دو جانبه است به هر حال هدف از برقراری ارتباط انتقال یک پیام به مخاطبان و برقراری روابط بهتر است.

3- گیرنده پیام: گیرنده عبارت است از فرد یا افرادی که پیام به آنها منتقل می شود چون زمینه  فکری گیرندگان پیام بر چگونگی یادگیری اثر فوق العاده ای دارد، شناخت آنها از نظر جسمی، ذهنی و عاطفی با در نظر گرفتن شرایط موجود در انتقال بهتر اطلاعات مؤثر است.

4- کانال ارتباطی یا وسایل ارتباطی: کانال ، وسیله ای جهت انتقال پیام از فرستنده به گیرنده می باشد. تونلی را که پیام از آن عبور می کند کانال می گویند. به عبارتی وسایل ارتباطی و رسانه ها (کانال ) ابزار و ادواتی هستند که پیام به وسیله  آنها به گیرنده می رسد و می تواند بیانی یا ابزاری باشد. زمانی وسایل ارتباطی در پیام های شفاهی یا نامه خلاصه می شد ولی امروزه وسایل ارتباطی جدیدی مثل فکس در ادارات متداول شده و وسایل ارتباطی مثل تلگراف و تلکس، دیگر اهمیت پیشین خود را از دست داده اند. البته تلفن هم از وسایل بسیار ضروری در ادارات می باشد. باید دانست که حتی با توسعه وسایل ارتباطی جدید، هنوز هم نامه اداری هم به دلیل سندیت بیشتر و نیز عدم امکان استفاده از وسایل جدید در همه جا، معمول ترین وسیله ارتباطی است.

5- رمزگذاری : رمزگذاری ، انتقال یک فکر یا برداشت است که از طریق فرستنده پیام به صورت های مختلف به گیرنده پیام می رسد. به عبارتی ما برای معنی مورد نظرمان مجموعه ای از سمبل ها یا رمزهای قراردادی را بکار می بریم این عمل رمزگذاری به وسیله اندام های بدن مانند: حنجره، تارهای صوتی، زبان و لب ها صورت می گیرد. احتمالا مرکز تکلم در مغز که به صورت مجموعه ای از انواع وسایل رمزگذاری و ارسال رمز است نقش مهمی در این زمینه دارد.

به عبارتی پیام باید در قالب علائم نظیر کلمات، اعداد، تصاویر و غیره قرار داده شده و سپس ارسال گردد که برای درک معنی و مفهوم آن باید رمزبرداری انجام گیرد. یعنی با آگاهی از علائم به کار رفته، به منظور پی بردن واقعه خبر دست یافت.

حداقل سه عامل رمزها یا کدهای پیام، محتوای پیام و نحوه ارائه پیام در پیام وجود دارد. این تولید عملی و فیزیکی را اینگونه می توان بیان کرد: پیام ممکن است به شکل جوهر روی کاغذ، امواج صوتی در هوا، جریان برق، تکان دادن دست یا پرچم، یا هر نوع علایمی باشد که قادر به تفهیم معنی باشد.

به هر حال پیام ها به دو گروه کلامی و غیرکلامی تقسیم می شود لکن نکته مهم استفاده از یک زبان توسط فرستنده و گیرنده می باشد. برهمین اساس (کلامی و غیرکلامی بودن) ارتباطات را به دو گروه کلامی و غیرکلامی تقسیم می کنند. گفتگوی دو نفر با هم یک ارتباط میان فردی کلامی، نگاه خشمگینانه دو نفر با هم یک ارتباط میان فردی غیرکلامی، یک جلسه، میزگرد یا یک سمینار از نوع ارتباطات گروهی است. در جلسه، میزگرد و سمپوزیوم علاوه بر ارتباطات کلامی، پیام های غیرکلامی رد و بدل می شوند یک برنامه پانتومیم، یک ارتباط جمعی غیرکلامی است.

6- رمز خوانی یا رمزبرداری : پس از ارسال پیام، نوبت به گیرنده  پیام می رسد که پس از رمزخوانی و تجزیه و تحلیل و درک رمز آن را دریافت می کند. به عبارت دیگر رمزبرداری، کشف معنی و مفهوم رمز یا علائم بکاررفته توسط گیرنده در فرآیند ارتباط می باشد. اگر گیرنده به مفهوم رمز پیام واقف باشد می تواند محتوای آن را کشف کرده و به کمک دانش و تجربه و توانایی های دیگر خود، و یا حتی با مراجعه به منابع و مراجع کمکی، پیام مورد نظر را تفسیر کند. بدیهی است که میزان توفیق در ارتباط بستگی به درک یکسان فرستنده و گیرنده  پیام از رمز مورد استفاده نیز دارد. در غیر این صورت آنان با وجود برقراری ظاهری ارتباط از درک واقعی یکدیگر عاجز خواهند بود. نظیر دو نفری که با دو زبان متفاوت که برای دیگری ناآشنا باشد با یکدیگر حرف بزنند. از این رو فرستنده پیام باید برای ارسال پیام خود، از رمزهایی که گیرنده با آنها آشنایی کامل دارد استفاده کند تا اینکه بتواند به منظور واقعی فرستنده پی ببرد. این مفهوم را که برخی ها به نام انطباق ارتباطی از آن یاد می کنند یکی از عوامل مهم فرآیند ارتباط می باشد چون که پیام ها، به همان راحتی که به نظر می رسند مبادله نمی شوند. بلکه متأثر از عوامل متعددی می باشند که در مخدوش شدن انطباق ارتباطی سهیم می باشند.

7- بازخورد: عبارت است از فرآیند و یا عکس العملی که گیرنده پیام پس از تفسیر و ارزیابی پیام بر اساس درک فکری و یا تفسیر رمز دریافت شده به فرستنده پیام ارسال می دارد.این عکس العمل ها در ارتباط رودررو، به طور مرئی و متقابل صورت می گیرد و در ارتباط از راه دور از قیبل روزنامه، تلویزیون و غیره به علت بعد مسافت و دیگر محدودیت ها به طور نامرئی، محدود و پراکنده انجام می پذیرد. بازخورد فرستنده را قادر می سازد تا در صورت وجود اشتباهی در پیام، آنرا تصحیح کند یا فرآیند انتقال و نحوه بیان پیام را اصلاح کند، ویا حتی دریافت کننده پیام را در درک و یافتن پیام کمک کند.

وقتی ارتباط یکطرفه باشد، بازخورد امکان پذیر نیست. سخنرانی و آگهی تبلیغاتی نمونه ای از ارتباط یک جانبه است. اگر سخنران به شنوندگان اجازه ی پرسش ندهد یا اگر آگهی فاقد نشانی برای درخواست اطلاعات بیشتر باشد، ارتباط یکطرفه برقرار می شود. خطر ارتباط یک طرفه این است که بدون بازخورد فرستنده نمی داند گیرنده معنای مورد نظر او را درک کرده یا نکرده است. در ارتباط، دوطرفه فرستنده آشکارا در پی کسب بازخورد است. بازخورد ممکن است کلامی یا غیرکلامی باشد. برای جمع آوری بازخورد کلامی، فرستنده به آسانی می تواند سئوالهایی در رابطه با پیام از گیرنده بپرسد. پاسخهای گیرنده احتمالاً نشان می دهد که پیام همان طور که مورد نظر فرستنده بوده استنباط شده است یا خیر. برای جمع آوری بازخورد غیرکلامی فرستنده باید پاسخ غیرکلامی گیرنده را مشاهده کند. برای نمونه، مدیری که پیامی را به زیردستی منتقل می کند و از این طریق گامهای جدیدی را برای اجرای وظایفش به او نشان می دهد، چنانچه مسائل دیگری موجود نباشد، اگر زیر دست این گامها را به دقت پیگیری نکند بازخورد غیرکلامی او به مدیر نشان می دهد که پیام اصلی به وضوح و روشنی درک نشده است.

8- شبکه های ارتباطی : شبکه های ارتباطی عبارت از الگوهایی هستند که ارتباطات در چهارچوب آنها بین افراد مبادله می شود.

ارتباط زنجیری : در یک زنجیر پشت سر هم و کنار هم. نوعی ارتباط در سلسله مراتب عمودی است .

ارتباط دایره ای : دایره ای شکل. بیشتر در گروههای وظیفه ای دیده می شود و افراد با اعضای اطراف خود ارتباط برقرار می کنند.

ارتباط چرخی : همانند یک چرخ با داشتن مرکزیتی و بقیه در دور آن قرار می گیرند.

ارتباط همه جانبه : تمامی افراد با همدیگر در ارتباط هستند.

9-  موانع ارتباطی : پارازیتها و اختلاطهایی که موجب می شود پیام بدرستی فرستاده نشده  یا دریافت نشود. هر نوع مزاحمتی که در انتقال پیام خللی وارد کند، مانع ( پارازیت ) ارتباطی نامیده می شود، فرآیند صحیح ارتباطات نیازمند رفع عوامل مخل و مزاحمی است که در جریان ارتباطات ایجاد اختلال کرده و در نتیجه پیام را مخدوش می نماید.

عوامل بسیاری می توانند به عنوان موانع عمل کنند . ما تنها به عنوان مثال در سازمانها عواملی که به سه گروه می توان اشاره کرد توضیح می دهیم:

 1- عوامل فنی : عواملی هستند که منشأ آنها در درون یا بیرون از پیام بوده و در جریان صحیح ارتباطات ایجاد اختلال می کنند. مثل سر و صدا در ارتباط تلفنی، ناخوانا بودن متن در پیام های کتبی، خرابی وسایل ارتباطی.

2- عوامل اداری : عواملی هستند که منشأ آنها در اداره یا سازمان بوده و به خاطر ترتیبات اداری خاص به عنوان مانع ارتباطی عمل می کنند، مثل سلسله مراتب، تمرکز، و تعداد مراجع تصمیم گیری. هنگامی که پیام دست به دست می شود در مقایسه با زمانی که پیام به طور مستقیم به گیرنده ها انتقال داده می شود، باید انتظار داشت که خبر تا حدودی مخدوش شود.

برای عدم مخدوش شدن پیام باید تا در توان است شرایط یکسان و مساوی ایجاد کرد تا حداکثر تبادل اطلاعات و فهم ایجاد کرد.

3- عوامل انسانی : عواملی هستند که به جهت تأثیر و تأثر با پیام، پدید آمده و در جریان آن دخالت می کنند. ادراک هر منبع خبری از پیام، اعم از اینکه تنها گیرنده باشد یا گیرنده و فرستنده .

البته این هم به عواملی بستگی دارد: الف)  زمینه  ذهنی قبلی وی از موضوع پیام. ب)  آمادگی فرد برای دریافت پیام. ج) میزان آشنایی وی با رمز پیام. د) احساس وی نسبت به موضوع پیام.

اطلاعات، تجارب، زمینه  ذهنی اولیه گیرنده و به طور اخص گرایش، طرز تلقی و احساس وی نسبت به فرستنده و خود پیام، در چگونگی ادراک وی از مفهوم اصلی خبر تأثیر کرده و موجب می شود که فرآیند ارتباط، به تناسب میزان تأثیر عوامل یاد شده، به شکست بیانجامد.یکی از عوامل مخل و مزاحم، که در فرآیند ارتباط نقش بسزایی دارد، ادراک متفاوت گیرنده و فرستنده از علائم و یا رمزهای بکار رفته در مبادله  پیام می باشد.

ادراک متفاوت گیرنده و فرستنده، از موانع ارتباطی بکار رفته در مبادله  پیام است. حتی کلمات و واژه های یکسان می تواند برای افراد مختلف معانی متفاوتی داشته باشند. زیرا که هر فرد در اخذ پیام، کشف معانی رمزها و تفسیر آنها، با مجموع توانایی ها، دانش و تجارب و احساسات و دیگر ویژگی های شخصی و شخصیتی، گرایش ها، طرز تلقی ها و انگیزه های گیرنده و فرستنده پیام در فراگرد ارتباط تأثیر بسزایی دارد. با توجه به اینکه هر فرد ناآگاهانه تمایلات، نیازها، نظرات و .... خود را در جریان ارتباط دخالت دهد بنابراین، خود فرد می تواند به عنوان یکی از موانع ارتباطی در تخریب پیام نقش مهمی داشته باشد.

10- اختلال : اختلال ممکن است محیطی، فیزیولوژیکی، معنایی، ساختاری، فرهنگی و روانی و ...  باشد. به آن دسته از عوامل مزاحم بیرونی که مانع دریافت پیام توسط دریافت کننده می شود اختلال محیطی می گویند. اختلال فیزیولوژیکی نظیر ناشنوایی و ... فرآیند ارتباط می گردد. نمونه ای از اختلال معنایی به عنوان مثال زمانی به وجود می آید که افراد به زبان تخصصی و حرفه ای خود صحبت کنند. در مورد اختلال ساختاری می توان گفت که به علت آنکه هر زبانی ساختار خاص خود را دارد یعنی از شیوه ای مرسوم و متداول برای قرار دادن کلمات کنار یکدیگر به شکلی منظم استفاده می کنند عدم توجه به آن می تواند موجب ایجاد اختلال ساختاری شود. اختلال فرهنگی نیز می توان گفت که وضع مقررات غیرمعقول و غیرمنطقی و نیز پیش داوری های ناآگاهانه در مورد اعتقادات یک فرهنگ خاص باعث بوجود آمدن این نوع اختلال می شود و درنهایت مواردی چون خشم، اضطراب، ناامیدی به عنوان عوامل اختلال روانی موجب می شود که ما نتوانیم پیام ها را به شکلی مؤثر ارسال و دریافت کنیم.

 

غلبه بر موانع ارتباطی

غلبه نمودن بر موانع، فرآیند دو مرحله ای است. ابتدا باید انواع موانع مختلف را که احتمال رخ دادن آنها می رود، مورد شناسایی قرار داد، دوم غلبه برآنهاست.

به تعدادی از غلبه بر این موانع اشاره می کنیم:

1- غلبه بر اختلاف ادراک : برا ی غلبه بر تفاوت های ادارک، پیام باید طوری بیان شود که برای کسانی که دیدگاه و تجربه های متفاوت دارند قابل درک باشد. در صورت امکان، باید زمینه های فکری کسانی را که می خواهیم با آنها ارتباط برقرار کنیم بشناسیم. مطلب را از دید دیگران بنگریم. عکس العملها را تا کسب اطلاعات مربوط به پیام های مبهم، به تأخیر بیاندازیم و مورد شناسایی و بررسی قرار دهیم.آنگاه که موضوعی ابهام دارد از پرسیدن کمک گرفت.

2- غلبه بر تفاوت های زبان : برای غلبه بر تفاوت های زبان، معانی واژه های غیر قراردادی یا تکنیکی توضیح داده شود. زبان پیام، طبیعی، مستقیم و ساده باشد. برای اطمینان از اینکه همه مطالب اساسی فهمیده شده، از دریافت کننده پیام سئوال شود تا نکات اصلی را دوباره بیان کند. این روش بسیار مفید است. گیرندگان پیام تشویق شوند در مورد نکات اصلی دوباره بیان کنند. این روش بسیار مفید است. گیرندگان پیام تشویق شوند در مورد نکات مبهم سئوال کنند و مطالبی را روشن نیست و سوء تفاهم ایجاد می کند را تحقیق کنند.

3- غلبه بر صدا : بهترین راه مقابله با صدا، قطع آن است. اگر صدای یک ماشین صحبت کردن را مشکل می کند، آن را خاموش کنید و یا به جای جدید منتقل کنید. اگر متوجه شدید که دریافت کننده خبر، دقیق گوش نمی کند، توجه او را جلب کنید. وقتی صدا غیرقابل اجتناب است، روشنی و قوت پیام افزایش دهید.

4- غلبه بر عواطف : اولین قدم برای غلبه بر اثرات منفی عواطف، افزایش آگاهی فرد نسبت به آنهاست. حساس بودن به فراز و نشیب روان خویش و آگاهی از چگونگی اثرات آن بر دیگران، قبل از ایجاد ارتباط برای یک پیام مهم، مفید است. کوشش در فهم واکنشهای عاطفی دیگران و آمادگی خود برای رویارویی با مباحث عاطفی روش مفیدی است. درضمن افراد باید بازخورد سازنده بگیرند.

کنترل عواطف، اعتماد و احترام را افزایش می دهد. بهبود و ایجاد اعتماد، اطمینان، باز بودن محیط ارتباطی مطمئن و بدون تهدید باعث به وجود آمدن محیطی با حالت احساسات و عاطفه و دفاعی کمتر خواهد بود.

5- غلبه بر ناسازگاری ارتباطات کلامی و غیر کلامی : کلید حذف ناسازگاری های ارتباط، آگاه شدن به آنها و کوشش در خودداری از فرستادن پیامهای غلط است. حرکات بدنی، طرز لباس پوشیدن، حال و روحیه، تظاهرات ظاهری، و سایر ارتباطات غیرکلامی قوی باید با پیام موافق باشد. تحلیل ارتباطات غیر کلامی دیگران و به کارگیری آنچه فرد برای خود می آموزد و برای سر و کار داشتن با دیگران، مفید است.

6- غلبه بر عدم اعتماد : غلبه بر عدم اعتماد در یک سطح وسیع، فرآیند آفرینش اعتماد است. اعتماد نتیجه یک فرآیند دور برد است که راستی، خوش فکری و علایق خوب یک فرد به وسیله  دیگران مشخص می شود. راههای میان بر اندکی برای خلق جو توأم با اعتماد وجود دارد.

 

ادامه دارد.....

 


 

نوشته شده توسط محمد در جمعه نوزدهم تیر 1388 ساعت موضوع روانشناسی | لینک ثابت

درک زبان مخاطب امروز

 

ماازلحاظ دینی ونگاه توحیدی وخدایی ومعنویات وانسانی دراسلام کم نداریم امامتاسفانه بدلیل عدم ارتباط درست باجامعه وانسان امروز و بیان آن به زبان امروزنتوانسته ایم خوب عمل کنیم .برای همین اگرخوب نگاه شودبسیاری ازموسسات درایران هست که به نام ساختن انسان وتربیت انسانی، به وجودآوردن اعتمادبه نفس ونزدیک کردن وبازگشت انسان به معنویات وخدا وازبین بردن ناامیدی هاوافسردگی ها کارمی کنندامامتاسفانه آنهاازدوچیزدررنجنداول بیشترکتابها ومقالات وتحقیقات آنهاگردآوری ها وافکارغربیان و مسیحی است دوم بعضی ازنگاهها بااصل توحیدوخداشناسی واسلام درتضاداست .

جای افسوس داردکه ما ریشه هایی قوی دراین موضوعات داریم ودست گریبان به غربیم. امادرمورداینکه گفتم به زبان امروزمنظوراین نیست که اصل موضوع راتغییردهیم بلکه بیان راباعبارات وکلماتی استفاده کنیم که برای انسان امروزقابل درک وقابل فهم ترگردد.نیازهای فکری وبینشی اوراتامین کند.بعضی زمانها دونسل جداازهم افتاده زبان همدیگررانمی فهمندوهمدیگررادرک نمی کنندچون نمی توانندباهم تعامل برقرارکنند محیط هاوزبان های گفتاری هردومتفاوت است باوجوداینکه امکان داردمثل هم سخن می گویند بعضی زمانهاخواستهاونیازهاومطالبات باهم قاطی می شود نیازامروزبیان نمی گرددو...

 

امابرای درک این موضوع متنی رامی آورم که بهترمشخص شود:

 

گفتگو با خدا


در رؤياهايم ديدم كه با خدا گفتگو مي كنم.


خدا پرسيد: پس تو مي خواهي با من گفتگو كني؟


من در پاسخ گفتم: اگر وقت داريد.


خدا خنديد: وقت من بي نهايت است.


در ذهنت چيست كه مي خواهي از من بپرسي؟


پرسيدم : چه چيز بشر شما را سخت متعجب مي سازد؟


خدا پاسخ داد: كودكيشان، اينكه آنها از كودكي شان خسته مي شوند عجله دارند كه بزرگ شوند، بعددوباره پس از مدتها آرزو مي كنند كه كودك باشند، اينكه آنها سلامتي خود را ا ز دست مي دهند تا پول به دست آورند و بعد پولشان را از دست مي دهند تا دوباره سلامتي خود را به دست بياورند، اينكه با اضطراب به آينده مي نگرند و حال را فراموش مي كنند و بنابراين نه در حال زندگي مي كنند و نه در آينده، اينكه آنها به گونه اي زندگي مي كنند كه گويي هرگز نمي ميرندو به گونه اي مي ميرند كه گويي هرگز زندگي نكرده اند.

دست هاي خدا دستانم را گرفت.

براي مدتي سكوت كرديم.

و من دوباره پرسيدم : به عنوان يك پدر مي خواهي كدام درس هاي زندگي را فرزندانت بياموزند؟او گفت: بياموزند كه آنها نمي توانند كسي را وادار كنند كه عاشقشان باشد، همه كاري كه مي توانندبكنند اينست كه اجازه دهند كه خودشان دوست داشته باشند، بياموزند كه درست نيست كه خودشان را با ديگران مقايسه كنند، بياموزند كه فقط چند ثانيه طول مي كشد تا زخم هاي عميقي درقلب آنان كه دوستشان داريم ايجاد كنيم اما سالها طول مي كشد تا اين زخمها را التيام بخشيم،بياموزند كه ثروتمند كسي نيست كه بيشترين ها را دارد كسي است كه به كمترين ها نيازدارد بياموزند كه انسانهايي هستند كه آنها را دوست دارند فقط نمي دانند كه چگونه احساساتشان را نشان دهند، بياموزند كه دو نفر مي توانند با هم به يك نقطه نگاه كنند اما آن را متفاوت ببينند،بياموزند كه كافي نيست كه فقط آنها ديگران را ببخشند بلكه آنها بايد خود را نيز ببخشند.من با خضوع گفتم: از شما به خاطر اين گفتگو متشكرم. آيا چيز ديگري هست كه دوست داريد فرزندانتان بدانند؟

خداوند لبخند زد وگفت: فقط اينكه بدانند من اينجا هستم؛ هميشه.

از کتاب گفتگو با خدا

ترجمه علی محب خسروی


از کوته نظران چنان بگریزد که گویی از طاعون گریخته اید

آنان با دیدگاه محدودشان، همواره انگیزه های شما را سرکوب می کنند.

 

............................................................

این مطالب زیباست امانقص هایی هم دارد.من نمی گویم که نیاییم ازنگرشهاوافکاردیگران استفاده نکنیم امانبایدبه این معنی باشدکه زمانیکه خودداریم دست گدایی به سوی دیگران درازکنیم زمانیکه حتی امکان داردباشناخت درست درتضادباشد.

مثلادقیقادراسلام این وجودداردکه جهان مسخرانسان گشته است تادررشدوسلامتی وآبادانی جهان باشد اماانسان امروز بعضی زمانهاآنقدرخودرادرمادیات غوطه ورمی کندکه زندگیش برای مادیات ،برای کارمی شود مادیات برای بهترزندگی کردن ورشدکردن استفاده نمیشود.

امااستفاده ازعباراتی که دراین متن می بینیم بعضی درتضادبا اصل توحیداست اما خوبی این متن این است که قابل فهم برای انسان امروز ومخاطب پسنداست ودرجملاتی کوتاه تمامی منظورخودرامی رساند وبدون اینکه بخواهدصحفاتی دراین ارتباط سخن گویددرچندجمله کوتاه خلاصه می کند

 


 

نوشته شده توسط محمد در دوشنبه بیست و دوم مهر 1387 ساعت موضوع روانشناسی | لینک ثابت

طلسم شده

 

سوال کردن نشانه تفکر و مطالعه و علامت دقت و هوشیاری می باشد. نباید اجازه بدهیم مجهولات ذهن متراکم گردد و ذهن را تاریک و مشوش سازد. اینکه انسان به دنبال جواب قانع کننده است جای تقدیر است.

درسایت تابش قسمتی رابه مشاوره تخصص داده اندتاافرادبتوانندبراحتی مشکلات روحی وروانی وفکری وشخصی خودراعنوان کنند. درپاسخ به یکی ازدوستان مطلبی زیبادیدم که برای شمامی آورم هرچندکه نیازبه تکمیل بیان داردکه درنهایت درپایان آن قیدمی کنم.

 

با توجه به رسالت سايت تابش در زمينه پاسخگويي به نيازها و سوالات در حد توان و ايجاد ارتباطي دوستانه و به منظور ترويج فرهنگ مشورت اين سايت با ايجاد سرويس مشاوره در نظر دارد، در زمينه هاي «دين و دعوت»، «تربيت فرزند» و «احكام فقهي» با كاربران همكاري داشته باشد. بدين ترتيب ضمن دعوت از صاحب نظران و متخصصين در اين زمينه ها از عموم افراد نيز دعوت بعمل آورده تا با ارسال سوالات خود از با ما مكاتبه فرمايند.

بديهي است كه اين كار در شروع، صبر و تحمل، پشتكار و همكاري اهل فن را مي طلبد.

 

 

سوال؟ طلسم شدن

 

با سلام بنده 30 سال دارم و همسر و یک بچه دارم . دلم میخواست درد دل کنم دلم خیلی گرفته احساس میکنم خدا با من قهر کرده یا لا اقل توجهی به من نمیکنه . احساس میکنم طلسم شدم دست به هر کاری میزنم خراب میشود سر هر کاری میروم مشکل پیدا میکند ( یا ورشکست یا ... )توزندگیم سعی کردم به همه بزرگترها و کوچکترها احترام بزارم حق کسی رو نخورم حلال و حرام کردم ولی نمیدانم چرا وقتی اطرافم رو نگاه میکنم کسانیرو میبینم که اینکارهارو نمیکنند ولی از من خیلی موفق تر هستند دست به هر کاری میزنند موفق میشوند معلوم نیست از کجا به یکباره پیشرفت میکنند ( من شاید بیشتر از اونها زحمت میکشم ) الان من چندین مورد اطراف میبینم . خدایا خسته شدم چرا هر چیز ازت بخواهم اشکمو در میاری بعد شاید بدی که دیگه دیره منهم میخوام پیشرفت کنم ان کاری که دوست دارم انجام بدم نه مجبور باشم انجام بدم شغلی رو که دوست دارم کار کنم درسی رو که دوست دارم بخونم و .....

 

 

جواب: سرویس مشاوره سایت تابش – دین و دعوت

 

از اين که با ما مشورت و درد دل کرده ايد خوشحاليم.

خداوند انسان را آفريده و بر اساس اراده و مشيت خود و با توجه به استعداد و توان انسان مجمو عه اي از امکانات لازم را در اختيار او قرار داده است. و از آن جايي که قرار است زندگي دنيا، زندگي ابتلاء و آزمايش باشد خداوند زندگي را ميدان سختي ها، خوشي ها و تنوع ها قرار داده است. اگر قرار بود همه در همه چيز

 ( استعداد، توان مالي، فرزند و ... ) مثل هم باشند، استمرار حيات محال مي گرديد و فرصت آزمايش از بين مي رفت. مسئوليت ها نيز تابع امکانات بوده و پاداش يا کيفر نيز تابع نوع تعامل ما با امکانات مي باشد.

برادر عزيز : توجه به چند اصل در ارتباط با « امکانات » بسيار مهم و راهگشاست؛

الف ) نعمت و امکانات وسيله اي براي آزمايش مي باشند ( گاهي با بودن و گاهي با نبودن ). دهش ها و بخشش هاي خداوند به تنهايي دليل بر بزرگي و اکرام نيست، همان گونه که نداشتن و تنگي دليل بر کوچکي و اهانت نيست بلکه هر دو آزمايش خداوند مي باشند. به اين دو آيه دقت کن .

فَأَمَّا الْإِنْسَانُ إِذَا مَا ابْتَلَاهُ رَبُّهُ فَأَكْرَمَهُ وَنَعَّمَهُ فَيَقُولُ رَبِّي أَكْرَمَنِ (15) وَأَمَّا إِذَا مَا ابْتَلَاهُ فَقَدَرَ عَلَيْهِ رِزْقَهُ فَيَقُولُ رَبِّي أَهَانَنِ (16) ( فجر آيه 15-16 )

اما انسان ( آن انسانی که در پرتو ایمان عقل و خردش رشد نیافته است، و شخص خود را مقیاس همه چیز می پندارد) همین که پروردگارش او را بیازماید و برای این کار او را بزرگی ببخشد و بدو نعمت بدهد ، خواهد گفت : پروردگارم مرا بزرگوار و گرامی و محترم و مکرم دید است! ( و این عزت و نعمت حق من و شایسته ی من است).(15) و اما زمانی که پروردگارش او را بیازماید و برای این کار روزی او را تنگ و کم نماید ، خواهد گفت : پروردگارم مرا خوار و زبون داشته است ( و با فقر و فاقه ذلیل و حقیرم نموده است)(16).

ب ) ما اصلاً نمي دانيم که داشتن فلان نعمت به نفع ما باشد يا نه ؟ چه بسيارند که نعمت براي آن ها نقمت مي گردد. دادن يا گرفتن نعمت تابع مشيت خداوندي است و ما بايد به آنچه خدا مي خواهد راضي باشيم. و فراموش نکنيم جز به اراده خدا چيزي اتفاق نمي افتد. سعي کنيد اين آيه را حفظ کرده و با دقت در معني آن ،  آنرا تلاوت فرماييد :  قُلِ اللَّهُمَّ مَالِكَ الْمُلْكِ تُؤْتِي الْمُلْكَ مَنْ تَشَاءُ وَتَنْزِعُ الْمُلْكَ مِمَّنْ تَشَاءُ وَتُعِزُّ مَنْ تَشَاءُ وَتُذِلُّ مَنْ تَشَاءُ بِيَدِكَ الْخَيْرُ إِنَّكَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ (26) آل عمران

بگو پروردگارا! ای همه چیز از آن تو ! تو هر که را بخواهی حکومت و دارایی می بخشی و از هر که بخواهی حکومت و دارایی را باز پس می گیری ، و هر کس را بخواهی عزت و قدرت می دهی و هر کس را بخواهی خوار می داری ، خوبی در دست تو است و بی گمان تو بر هر چیزی توانایی.(26 )

ج ) نعمت هاي خداوند قابل شمارش نيستند. شما همين الآن از نعمت هايي برخورداريد که حاضر نيستيد آن را با همه دنيا عوض کنيد. يک ليوان آب در موقعي که تشنگي غالب گشته است و شما مجبوريد آن را با همه ثروتتان بخريد ، حتماً در خريد آن ترديد نمي کنيد. چشم و گوش و .....  فرزند و خانواده و .... ايمان و تقوا و.... ( ان تعدوا نعمت الله لا تحصو ها ) اين متن را که از سايت اصلاح گرفته شده و و از نوشتار هاي عالم معاصر عائض القرنی  مي باشد نيز اين موضوع را بيشتر بسط مي دهد.

 

به قلم عائض القرنی

سزاوار است نعمتهای خدا را که از سر تا پای تو می‌بارند بیاد آوری.. خداوند تعالی می‌فرماید: «وإن تعدوا نعمة الله لا تحصوها» و اگر نعمتهای خدا را برشمارید نمی‌توانید بشمارید. شما سلامتی بدن، امنیت را در میهن، پوشاک، غذا، هوا و ... را می‌بینی، دنیا نزد توست و تو احساس نمی‌کنی، صاحب زندگی هستی اما نمی‌دانی که «وأسبغ علیکم نعمه ظاهرة وباطنة».
اگر با جدیت تأمل و اندیشه می‌نمودی دو چشم، زبان، دو لب، دو دست و پا را برای خودت می‌یافتی«فبأی آلاء ربکما تکذبان» پس کدامین نعمت خدای را تکذیب می‌کنید؟ آیا این مسئله‌ای آسان است که تو بر دو پای سالم راه می‌روی دیگری نمی‌تواند؟! و اینکه تو بر پاهایت می‌ایستی و دیگری پا ندارد؟! آیا اینکه شما به میل خودت می‌خوابی و دردمندان خواب را از دیدگانشان ربوده شده است؟ و آیا اینکه معده‌ات را از غذای خوشمزه لبریز می‌کنی و از آب سرد می‌نوشی و در حالیکه دیگری[در اثر بیماری] از غذا هیچ لذتی نمی‌برد و بیماری‌ها نوشیدن را بر وی ناخوشایند نموده است.
به شنوایی‌ات فکر کن که از کری بری هستی و نیز به دیدگانت که از کوری محفوظ شده‌اند، و به پوستت نگاه کن که از بیماری برص و پیسی نجات پیدا نموده‌ای و نیز به قوه‌ی عقلت بنگر که خداوند با حضورش بر تو نعمت بارانیده است و تو از دیوانگی و بی‌عقلی محفوظ مانده‌ای. آیا تنها بینایی‌ات را در مقابل کوهی مانند کوه احد از جنس طلا عوض می‌کنی؟ آیا دوست داری شنوایی‌ات را از دست بدهی و کوهی از نقره را[به‌ جایش[بستانی؟! آیا کاخ‌های زیبا را در مقابل گویایی‌ات حاضری از دست بدهی و لال شوی؟ آیا حاضری دستانت بریده شوند و در عوض گردن‌بندهای مروارید و یاقوت بگیری؟ تو در نعمت‌های بزرگ غوطه‌وری و از فضل بی‌شمار بهره‌مندی لیکن تو نادانسته حزین، افسرده و غمزده زندگی می‌کنی! در حالیکه نان گرم، آب سرد، خواب راحت، سلامتی و ... را نزد خودت داری و در اندیشه‌ی چیزهایی هستی که نداری و شکر نعمت‌های موجود را به‌جای نمی‌آوری. از زیان مالی ناراحت و پریشانی در حالیکه کلید خوشبختی و گنجینه‌های فراوانی از مال، ثروت، نعمت و چیزها نزد توست.« وفی أنفسکم أفلا تبصرون » در خویش، خانواده، خانه، شغل، سلامتی، دوستان و دنیای دور و برت بیندیش؛ اما از کسانی مباش که خدای متعال در درباره‌ی آنها می‌فرماید:« یعرفون نعمة الله ثم ینکرونها » نعمت خدا را می‌شناسند سپس آنرا انکار می‌کنند.

 

در هر حال وظيفه ما اين است که براي کسب روزي تلاش کنيم و نتيجه را به خدا واگذار کنيم . و بدانيم که هر چه خدا براي ما بخواهد   

 

 

منبع :سایت تابش

صحفه درج سئولات برای پاسخ : http://www.tabesh.net/?artid=109

صحفه کلیه سئولات پرسیده شده : http://www.tabesh.net/?kid=46

 

باتشکرازدوستان درسایت تابش درتکمیل عرایض این دوستان بایدبگویم نعمات خداوندی درجهان به اندازه تمامی انسانهاست امامتاسفانه به دلیل زیادی خواهی عده ای ازانسانها وعدم پرورش ونگاه درست انسانی باعث عدم ایجاددرست توازن امکانات شده است وانسانهاازآن چیزی که هستندراضی نیستنداگرانسانهاپرورش انسانی وتوحیدی ودینی به معنای خودکلمه داشتندهمه ازآن چیزی که بودندوامکاناتی که داشتند رضایت خاطربرای آنهاوجودداشت امابدلیل عدم این نگاه نمی توان چنین انتظاری رابرآورده کردامابایدبه این انسان گفت اگرهم تو استعداداین راداشته باشی که درشغل دیگریادرسی دیگربهترخودرانشان دهی ودرخدمت رشدوشکوفایی خودوانسانهای دیگرباشی ،اگرازامکانات این رشدبی بهره باشی مهم نیست مهم سعی وتلاش توخواهدبودوخداوندبیش ازاین ازتوانتظارنداردومطمئنن نزداوتوهمانندهمان فردی خواهی بودکه این امکانات راداردوامکانات رشدبرای اوهست . انتظارخدااین است که یک شمع به اندازه یک شمع نورافشانی کندویک لامپ به اندازه یک لامپ بهترین باشدواگراینگونه شددرواقع هردوباتوجه به امکانات به بهترین نحوعمل کرده اندوتقواداشته اند جزبهترین خواهندبود. مابراساس تقواسنجیده می شویم واینکه براساس این امکانات چگونه عمل کرده ایم نه اینکه چقدرامکانات داشته ایم بایدمتوجه بودکه اگریک فردی استعدادزیادتری ازشماداشته اماخوب عمل نکنداماشماکمترازاواستعداداشته باشی وبهترعمل کنی، توبهتری اگرتو به اندازه یک شمع نوربدهی امااوکه بایدبه اندازه یک لامپ نوربدهدبه اندازه یک شمع نورداده است ازتوبهترنیست چون اوخوب عمل نکرده است ،تشخیص تمامی این مواردنزدخداست وتنهاتوبایددرجهت بهترین بودن وتقواباشی ونبایدسعی کنی خودرابادیگری مقایسه کنی وخودراباغصه یاحسادت ازرشدواداری، سعی نکن باتقلیدازکبک ،راه رفتن خودت هم ازیادت برودتوخودت باش وخدارادرهرلحظه زندگیت فراموش نکن .این پاسخ تنهامی توان ازنگاه دینی به مسائل نگریست ومتاسفانه خارج ازدین نسبت به این موضوع پاسخی نیست ودیده ام دراین ارتباط روانشناسان درپاسخ ازخودفریبی انسان استفاده می کنندوتنها کاری که می کنندبرای انسانهاصورت مسئله راپاک می کنند نه اینکه پاسخی بدهند.

 

كساني كه ايمان بياورند و كارهاي شايسته انجام دهند به هيچ كس از آنان جز به اندازه‌ي تاب و توانش تكليف نمي‌كنيم ايشان بهشتيانند و جاودانه در آن مي‌مانند..(اعراف آیه 42)

 

پس آنقدرکه درتوان داریدازخدابهراسیدوپرهیزگاری کنیدوبشنویدوبپذیریدواطاعت کنیدوبذل وبخشش کنیدبه سودشماخواهدبود.کسانی که ازبخل وحرص نفس خویش مصون داشته باشندآنان قطعارستگارند.اگربه خداقرض الحسنه ای بدهیدآن رابرایتان چندین برابرمیسازدوشمارامی آمرزد.خداوندسپاسگزاروبردباراست(تغابن آیات 16و17)

 


 

نوشته شده توسط محمد در دوشنبه بیست و پنجم شهریور 1387 ساعت موضوع روانشناسی | لینک ثابت

حسادت وبرتری حقوق اندیشی

 

حسادت وحسودبدترین وجه اخلاقی انسان است که نه تنهاانسان رابه وادی مرگ می کشاندجامعه راسوق به نابودی می کشاند.حسودکسی است که به این موردنرسیده است که خداوندبرای اینکه انسانهادرکنارهم بتوانندزندگی کنندتفاوت استعدادی ورحمتی بربندگان خودقائل شده است وارزاق راتقسیم کرده است .برای همین همیشه حرص می خوردومی خواهدرحمتی که ازجانب خدابه انسانهاداده شده است رانابودکندواگرتوانست که ازخوشحالی سرازپانمی شناسدواگرنتوانست همیشه باخودخوری خودرادچارعذاب می کند.

چراانسان به حکم ورضایت خداراضی نیست .چراعمری رابه جای اینکه دررشدخودبکوشدبادرفکرنابودی دیگران نه تنهادیگران راازرشدبازمی داردخودراهم ازرشدبازمی دارد.انسانهاکه تنهادراین دنیازندگی نخواهندکردوداشتن نعمتی دلیل بربرتری یک فردبردیگری نیست بلکه تنهاتقوا،انسان رابرترمی کندوهرچه انسانی براساس نعمتی که خدابه اوداده بهترتقواراپیشه کندبرتراست نه داشتن نعمت بیشتر،که اوبخواهدبه دلیل نداشتن نعمتی فردی رانابودکند.بایداین رابداندانسانهابه همدیگرنیازمندندودررشدهمدیگرشریکندواگرفردی رانابودکنی درواقعیت خودرانابودکرده ای.

 

چگونه حقوق اندیشی دراسلام وجودداردنه تکلیف اندیشی؟

 

دراین موردمفصلاقبلاتوضیح داده شد(آرشیوموضوعی نگاهی نوبه قرآن) بله؟!اگرانسانی درفکرنابودی دیگران باشدخودازرشدبازمی ایستد.انسانی که جلوی رشددیگران رانگیرددرواقعیت به خودکمک کرده است وراضی بودن به رضایت خداوندی وکمک به آن فردتابهتررشدکند.درواقعیت توانسته جامعه رارشددهدمثل آن فردبه انسانهاخدمت کندودررشداوهم شریک باشد. برای همین زمانیکه انسانهابه همدیگرکمک می کنندوگزینه هایی مثل فداکاری،گذشت،ایثار،اخوت وحس مسئولیت و.... راانجام می دهددرواقع می داندبرای خودداردانجام می دهدوبه نحواحسن انجام می دهدوبه فردحسادت نمی ورزدودرزوال اونمی کوشدیااینکه منت برسراونمی گزاردچون می خواهددرحق خودکاری انجام دهدنه دیگران؟!درواقع درروحیه تکلیف اندیشی فردچون برای دیگران کارمی کندنه برای خودچندان تمایلی نداردواحساس اجبارمی کندامابااین روحیه می داندکه نمی تواندمنتی برسرافرادبگذاردچون درواقع می خواهدبه حقوق خودبرسد

ماحتی چیزی بانام اینکه مسائل مطلق شخصی هم نداریم چون انسانهابه هم وابسته هستندودررشدوتکامل هم شریکنداگرفردی به خودش ضربه بزندوروحیه ای غیرانسانی مثل حسادت داشته باشدبه کل جامعه ضررمی رساندمثلافردی نمی تواندبگویدنمازنمی خوانم چون مسئله شخصی است چون درواقع باضربه زدن به خودازروحیه انسانی فاصله می گیردموجب می شودروی جامعه موثرافتدچون داردبااین جامعه زندگی می کندودوباره این ضرربه خوداوبازمی گرددوضربه به اومی خورد(بازتاب اعمال)برای بازشدن این مسئله چندمثال می زنیم (البته ماقبلادرمطلب رازتاحدودی این موردپرداختیم) زنی که می خواهدسکسی درجامعه زندگی کندوبگویداین یک مسئله شخصی مطلق است بااین کارش باعث می شودکه آن جوان هم به حکم نوع آفرینش تحت تاثیرقرارگیرد(مگربگوییم انسانهایی آنقدرازلحاظ انسانی وفکری وایمانی دردرجه ای باشندکه درهیچ حالتی تاثیری نداشته باشداماهمیشه تمامی انسانهااینگونه نمی شوند)آن فردچندواکنش نشان می دهداگربتواندبه طرف آن زن کشیده می شودوسعی می کندمالک آن زن شده وبرای آن زن دردسردرست کنداگرنتوانست برای اوعقده می شودومشکلات ذهنی وفکری وصدمه خوردن آن فردازراههای دیگر،سپس نوبت اومی رسدکه اوتاثیرخودراروی جامعه گذاشته مثلا کارهای خودرابه نحواحسن انجام ندهدمثلا بامشغول بودن ذهنش به این مسئله رانندگی راخوب انجام ندهدوبه یکباره همان خانم جلوی اوسبزشودوبااوتصادف کند.این حکم برای حسادت هم صحیح است انسانی که راه حسادت راطی می کندبه خوداوبرمی گردد.

البته این موردقابل ذکراست بعضی ازمسائل که حالت شخصی بودن آن بیشتراست وقضاوت کردن آن نسبت به انسانهابرای آن مشکل است که بخواهدنسبت به آن حکمی ارائه دهدوقانونی بیان کندیااینکه مواردی است که نمی توان باجبروزورانسانهاراوادارکردوباعث می شودکه بدترموضوع شودچون رعایت بعضی مواردبایدآزادانه باشدتاتاثیرمثبت خودرابزاردوگرنه زورموجب می شودکه واکنش عکس داشته باشدوبه حکم جامعه نمی توان آن تاثیرراداشت وهمان فردکه به زورموظف به انجام کاری شده برای اوعقده شده وتاثیرمنفی رامثل قبلی برروی جامعه می گزاردوبرای بعضی مواردتنهاکارفرهنگی می خواهد.انسان زمانیکه به دیگران محبت می کنددرواقع خودرادوست داردوخودنیازمندمبحت است چون بادوست داشتن ومحبت کردن به دیگران موجب می گردددیگران هم به اومحبت کنندیاازضربه زدن به اوخودداری کنند.یک مثال دیگر:اگرفردی دررشدوشکوفایی افرادنکوشدآنهاهم دررشداونمی کوشنداگرفردی به قفراکمک نکندوجامعه راازفقروبدبختی نجات ندهددرواقعیت به زودی دزدهایی درجامعه به وجودمی آیدکه امنیت وآرامش راازاوسلب می کنند.

 


 

نوشته شده توسط محمد در یکشنبه بیست و نهم اردیبهشت 1387 ساعت موضوع روانشناسی | لینک ثابت

نقدی دیگربرموسسات موفقیت ورسیدن به خوشبختی

 

همان طورکه قبلانسبت به این موسسات ونگرشهایی که ازسوی آنهاارائه می گرددبیان کردیم نمی توان برای انسانیت مفیددانست (به آرشیوموضوعی قسمت روانشناسی مراجعه گردد)اگربخواهیم خلاصه وارمطالبی ذکرکنیم می توان گفت:

1-برای رسیدن به جامعه درست وآرمانی که هرکس احساس خوشبختی وموفقیت کندبایددرمدیریت،نظام سیاسی ،اقتصادی،اجتماعی درست وکامل دید،هرچندکه آنهاشایدبرنامه هایی داشته باشندکه به صروت فردی بتوانندمفیدواقع گرددامااگرآن درسطح جامعه گسترش پیداکنددرکل جامعه ازمفیدبودن می افتدچون فردازجامعه جدانیست وبه مرورمضربودن خودرانشان می دهد.

2-برای رسیدن به موفقیت وخوشبختی وآرامش بایددرابتدانگاه وتعریفی درست ازاین مقولات پیداکنیم

3-ازمضرات این نگاه این است که فردخودرامقصرمی داندنه حکومت هاونظام سیاسی ونگاهها،چون اگراوبه هدفش نرسیدوبه موفقیت نرسیددرواقع خودمقصراست که باقیدگزینه منفی درذهنش آمادگی به وجودآوردن مورددریافتی راآماده کرده است درحالیکه درواقع اینگونه نیست وعاملی می گرددتابه نفع ظالمین شودوتوجیهی برای ظلم ومدیرت غلط گردد

4-دردین هم خوبی هابیان شده وهم بدی هاودرجهان هردووجودداردوباهردوزندگی معنی پیدامی کندونمی توان دیگری رانادیده گرفت وازبیان بدی هایانقادی پرهیزکردچون جزئی ازدین یازندگی بشری است وتنهازندگیی رویایی بانگاه مثبت داشت وباوجوداینکه بدی هاوجودداردخودرابه بی خیالی زدوانگاروجودندارندوخودرادچارفریب کرد

5-به وجودآمدن اعتمادبه نفس کاذب ودچارشدن خودبزرگ بینی درحدی که فردتقاضای گزینه ای برای خودداردکه درواقع بااستعداداونمی خورد

6-متضادباتعاریف دینی نسبت به خوشبختی وموفقیت(هرچنددینداران کم به این تعاریف پرداخته اند)ووجودگزینه هایی همچون توکل ، دعا ، راه رسیدن به استجابت دعا،یانزدیکی به خدایا...تعاریف دین بانگاه این دوستان متفاوت است

7- عدم نگاه وتوجه به بستررشد یافته نگاهها،درحالیکه جامعه ماباجامعه برخواسته این نگاههامتفاوت است

8-غیرقابل دست یابی گزینه های بیان شده(قبلامفصل بیان شد)

9-هرچندنمی توان نکات مثبت آن راهم ندیدازجمله اعتمادبه نفس به دوستانی که حداقل هاراندارندیابیان مواردیکه بایدبه زبان امروزی باشد،بسیاری ازگزینه های بیانی آنهاوامدارازادیان وروانشناسی است(مثل کنترل خشم،برخورددرست بادیگران و...) اماآن رابازبان امروزی بیان می کنندمنظوراززبان امروز،تحریف یادست بردن به آنهانیست بلکه بیان به صورتیکه قابل هضم باشدوازقالبی که افرادموردتوجه آنهااست ودرآنهاتاثیرمی گذاردبانگاهی که آنهابفهمندهمان طورکه خداوندمی گویددین رابازبان خودتان نازل کردیم تاقابل فهم باشد.یامواردیکه برای درست مطالعه کردن وترک اعتیادو...دارندپس نمی توان گفت درکل آنهادرهمه جهت مضرهستندامانکات منفی بسیاردارندکه برنکات مثبت آن می چربد

 

امروزمی خواهیم چندنظرازدوستان نسبت به پست های قبلی ذکرکنیم وسپس قیدمطلبی دیگربیاوریم

 

رها حرف هایی دیگرنسبت به آرامش ونرم افزارموفقیت

سلام
گفته بودید نظراتم را بهتر بیان کنم
من هنوزبه نقدهایی که راجع به آن نرم افزار
در صورتی که در همان مورد به کار برده شود معتقدم
منظور شما از بهتر بودن چیست؟
در مورد کتابها و فیلمهای موفقیت من اعتقادی به آنها ندارم
در واقع آنها موفقیت موقت و یا شادی موقت می آورند
و بسیاری از آنها چون با فرهنگ و دین ما همخوانی ندارند(چون باتوجه به فرهنگ غرب تهیه شده )
مناسب نیستد.گفته بودید:
(اماشایدبرای جامعه غیرتوحیدی مااین نرم افزارمفیدباشدکه حال حداقل اگرکارهارانمی توانندبه خاطرخداانجام دهندبرای درست شدن روابط مابینشان بااین دیدگاه به پیش روندماحتی دراروپاهم می بینیم که انسانهاباوجوداینکه توحیدی نیستندبه هم زیادکمک می کنندشایدهم دربعضی مواردبهترکمک می کنندا)
من مطمئنم در جامعه ما هم افراد بسیاری هستن که به خاطر خدا خوبی می کنن
شما اینجا نیمه ی خالی لیوان را دیدید یا
خواستید یک توجیه بر نرم افزارتان بیاورید انسان به چیزی
که خود درست می کند یا می گوید باید بیاندیشد که صحیح باشد
بالفرض که جا معه ما دائم الخمر زیاد داشته باشد پس ما باید
راهها ی آسان تررسیدن مشروب را به آنها نشان دهیم؟
ودر غرب آنچیزی که شما گفتید فکر نکنم زیاد باشد
جامعه ای که هر کسی در صدد این باشد که حفش ضایع نشود
چه طور به دیگران کمک می کنند هر کسی برای رسیدن به کار هایش که دنیوی است
ونفع مادی دارد تلاش کند و اگر کسی لحظه ای را برای کمک کردن
به کسی دیگر تلف کند مساوی است با ضرر کردن پس این کار را نمی کند
ولی انسانی که به آخرت ایمان داشته باشد می داند اگر اینجا ضرر کند بلاخره نفع هم می بیند
واین نرم افزاربرای کارهای بهتر چون لیست سایتها یا...که گقتید خیلی خوبه
ولی یه چیزی هم هست ایده ای جدید نیست مثل موتورجستجو است
که در اختیار همه هست ودر دیکشنری هم به کار میره فقط اسمشو تغییر دادن
البته با عرض معذرت از دوستتان

 

اشک

سلام دوست عزیز
مطالبتون خیلی عالیست معلومه برای اون خیلی زحمت می کشید ولی کوتاهترین راه و بهترین راه برای رسیدن به موفقیت اعتماد به نفس است
موفق باشید

 

نغمه

سلام
سال نومبارک
به دلیل طولانی بودن مطلب باید سر فرصتبخونم اما در مورد راز کاملا درسته اما متاسفانه بعضی از دوستان به نکات کلیدی اصلا دقت نمی کنن. برای همین فکر می کنن به درد نمی خوره و مهم ترین نکته کلیدی اینه که در حد توانت باید آرزو و خواسته داشته باشی چیزی که بتونی توموقعیت فعلی به دست بیاری مثلا یه دفه تصمیم نگیری رئیس جمهور بشی یا بری فضا من راز رو امتحان کردم و کاملا درسته

 

 

محمد:باعرض سلام خدمت این دوستان.درمورددوست عزیزرهابایدبگویم من چیزبدی عرضه نمی کنم که بارنگ ولعاب دیگری به مردم تعارف کنم چیزخوبی به مردم عرضه می کنم.(درست بودن روابط ،این هدف است هرچندبقیه قسمت هایش شایدمشکل داردمن که چیزبدبه مردم تعارف نمی کنم)امانقدهای شماهم پذیرفتم .درموردلیوان خالی بایدبگویم صحبت های من همیشه براساس چیزی است که غالب است نه استثناها،حال شمادوست عزیز،چرامی گوییدکه این مسیرموفقیت کامل بداست آیاشماهم نیمه خالی رادیددرحالیکه به هرحال همان طورکه گفتم آنهاهم نکات مثبتی دارندواتفاقادرجامعه ای که انسانهاازتفکربازمی ایستندوبه حکم انسان بودن ونزدیکی به فطرت بازدچارخوبی به دیگران می شوند.شماخیال نکنیددرکشورهای اروپایی این طوری است که چون خیلی هادیدگاه مادی دارندحتماتنهابه فکرخودشان هستندوازکمک ویاری دیگران دریغ می ورزند.درموردنغمه عزیزهم بایدبگویم من صحبت شماراقبول ندارم وقبلانقدهارابیان کرده ایم

 

می خواهم ابتداگزینه هایی ازبیان آقای یوسف اباذری که درمجله آفتاب(مهرسال1381)باعنوان فروپاشی اجتماعی قیدگردیده،بیان کنم که بی ربط به این موضوع نیست.

 

حتی مدارس غیرانتفاعی....باتوجه به شهریه ای که اینگونه مدارس ازخانواده هامی گیرندمی توان پی بردکه نطفه بی عدالتی درجامعه مادرست درهمان جایی بسته می شودکه بناست عدالت رایادکودکان ونوجوانان بدهدبنابه تعریفی عام وکلی مدارس وظیفه فرهیخته ساختن فردرابرعهده دارند،آنان بایدازحیث علم وروحی وعاطفی فردراآماده سازندتادرجامعه ای آزادوعادل زندگی کندوبه ادامه آن یاری رساند.همین مادران ،چه فرزندانشان موفق به وروددانشگاه بشوندچه نشوند،زمانی که پابه میانسالی می گذارند،احساس می کنندکه جوانی خودرابی هوده باازبرکردن چیزهایی که ربطی به زندگی واقعی آنهانداردتلف کرده اند.سرخوردگی واستیصال وحتی عصیان زنان درحال حاظرربط مستقیمی بارفتارآنان باکودکان وشوهرانشان دارد.............اگرفرض کنیم ازمیان یک ملیون وپانصدهزارنفری که درکنکورشرکت می کنندچهارصدهزارنفردرطول سه سال آخردبیرستان سه ملیون تومان خرج کلاس های کنکوروکتاب های مربوط به آن کنندکتاب هایی که پرفروش ترین وازحیث فرهیخته ساختن،مهلک ترین کتاب های موجودندبه رقمی می رسیم که خواندن آن برای من دشواراست اجازه دهیدسعی کنم آن رابخوانم صدوبیست ملیاردتومان.اگراین مبلغ رابابودجه سالانه دانشکده ای معمولی که 70یا80میلیون درسال است مقایسه کنیم،پی به وخامت قضیه می بریم.نکته طنزآلودآنکه برخی ازهمین دانشکده های دولتی برای تامین مخارج خودکلاس های خودرابه موسسات کنکوراجاره می دهند.جاهاعوض شده است.جایی که برای رسیدن به آن این همه مرارت کشیده می شودتاب ایستادن نداردوخرجش راازکسانی تامین می کندکه افرادراآماده ورودبه همانجامی کنند...مدارس درکشورهای دیگروظیفه تعلیم فنون وهنرهایی رابرعهده دارندکه فردمدرن راآماده زندگی درجامعه مدرن می سازند،فنون وهنرهایی ازقبیل عکاسی،شنا،نقاشی،موسیقی،سینما،تئاتر،وزبان خارجی.امادرمدارس ماخبری ازتعلیم این فنون وهنرهانیست وبازخانواده است که باتوسل به کلاس های خصوصی تعلیم آنهارابرعهده دارد.امامدارس ماحی وحاضروجوددارند،چون ازحیث صوری رفتن به آنجابرای رسیدن به هدف لازم است.دولت وانمودمی کندکه وظیفه خودرادرموردتعلیم وتربیت کودکان انجام می دهد،امانمایش واقعی درجایی دیگر،درون خانواده وکلاس های متعددخصوصی،درحال اجراست.اگرحتی نصف آنچه من گفته ام صحت داشته باشد،بازمی توان گفت که دولت درزمینه تعلیم وتربیت دچارضعف وفتوری بی هماننداست وهیچ برنامه ای ندارد،چه می شداگرآن مبلغ صدوبیست میلیاردتومان رابابرنامه ریزی صحیح واردمدارس ودانشگاههای رسمی کرد!...درکشورهای دیگراکثروظایف برعهده مدارس اعم ازدولتی وخصوصی است وخانواده فقط کودک راسرپرستی می کند،امادرایران ودرجامعه رقابتی فعلی خانواده بایدهم مواظب روابط پرافت وخیزخودبامدرسه باشدوهم عملاآموزش حقیقی آنهارادرجای دیگرجستجوکند.این عمل بجزضررهای مالی بسیار،عملاوالدین وفرزندان رارودرروی هم قرارمی دهد....بدین گونه است که خانه که طبق تعریف مامن وجایگاه امن آدمیان است ،به جایگاه نزاع میان والدین وفرزندان تبدیل می شود،کسانی که هریک بنابه دلیلی خودراقربانی حس می کندودیگری راناشکروناسپاس....تمرکززدایی کنکوربه معنای برچیدن بساط تست بازی است که روح کش ترین وعقل ضایع کننده ترین نوع امتحان است وهرنوع خلاقیتی رادرآدمی ازمیان می بردوهمچنین به معنای برچیده شدن بساط همان کارشناسان وکلاس های مختلف کنکوراست که اکنون قدرتی عظیم یافته اند.این کارشناسان به طورشهودی فهمیده اندکه ازمیان رفتن کنکوربه معنای ازمیان رفتن اقتدارآنان است.....زیرابه جزعده معدودی که به کمک هوش وپشتکارخودوپول وعرق ریزی خانواده دررشته دلخواه خودقبول می شوندمابقی راکه شاید99درصدشرکت کنندگان کنکورباشند،کامپیوترهای کارشناسان کنکوررقم می زنند،اغلب نوجوانان دررشته هایی قبول می شوندکه حتی نامی ازآن نشنیده اند....

اماآنچه اینان درعمل انجام می دهندساده است،روانشناسانه کردن مسائل عمیقاجامعه شناسانه فعلی.آنان می کوشندباطرق مختلف به فردبفهمانندکه اگرعیب وایرادی درجامعه وجوددارد،تقصیرفردیاروابط خانوادگی است.بنابراین برای حل مسائل موجودکافی است فردهنجارهارارعایت کند،درکنش متقابل خودبادیگران راه صبروتساهل وتسامح رابرگزیندوآنچه دراین طرح فراموش می شودنقش عمیق دولت ونادانی وناتوانی اودرحل مسائل وانتقال آن مسائل به حیطه خانواده است......

اگربه قول ریچاردرورتی واژگان غایی گروه اول کارکردوهنجاروحفظ الگووکنش متقابل وآنومی وروانشناسی اجتماعی وقدرت وامثال آن است،واژگان غایی مهندسان روح،عشق وتزکیه نفس وخودشناسی وباوربه خودوجزآن است.خوداین واژگان نشان می دهدکه فردتاچه اندازه دچاراستیصال است .این گروه به طورمطلق فردومهمترازآن چیزی(عمیق)درفردرانشانه رفته است،بدون آنکه توضیحی درباره این چیزعمیق بدهد.تلاش این گروه آن است که به فردبفهمانداگربه آن چیزعمیق درون خودپی ببرد،خواهدتوانست به کیمیای عشق دست یابدوصبح باصدای بلبل ازخواب بیدارشود،کجی هارانبیند،کاستی هاراببخشدودنیارازیبا ببیندوبه طرفه العینی به فردی مثبت وعاشق وملکوتی ومعنوی بدل شود.مخاطب این گروه برخی ازجوانان ونوجوانان وزنان خانه دارهستند.دراینجامجال تحلیل سازوکارهای گفتمان این گروه نیست،زیراکه کارشناسان این گروه یک پادرخودشناسی عوامانه آمریکایی(لئوبوسکایاوامثالهم)دارند،یک پادریوگای هندی(راجنیش وامثالهم)ویک پادرعرفان خودمانی.به طورخلاصه درسخنان این گروه ازنظرمن کاملامحق اندصدای خودرابه گوش طرفدارانشان برسانند،نتایج زیان باری نهفته است،زیراکه درپس کشف چیزعمیق دراندرون پنهان خودیانگاه عاشقانه به جهان نوعی حساس شدن به سکسوالیته سرکوب شده نهفته است.این نگاه عاشقانه دو،سه ماه بیشترنمی پایدوفردی که این سخنان راجدی گرفته است،درزیرصدمشکل ومعضل کمرخم می کندوعشق رافراموش می کندوازآنجاکه اینگونه سخنان انگشت برجای حساس روان اوگذاشته اندونیازاورابه آرزوتبدیل کرده اند،بسیارمحتمل است که نفرت ورزیدن راانتخاب کندوازآنجاکه به عنوان فردموردخطاب قرارگرفته است وطبق گفته گورویامرادخودفردیت راهرچندبه طرزجعلی تمرین کرده است،بسیارمحتمل است که دیگران وجامعه رابه عنوان افرادی پست که لایق عشق ورزیدن نیستند،طردکند.اگراندکی اغراق آمیزسخن بگوییم که ازنفرت ورزیدن ودیگران راپست شمردن تاکرکس شدن راه چندانی نیست.حاصل کاراین کارشناسان باربیشتربردوش فردوخانواده نهادن وتوجیه کردن آن است.....

 

برخی ازرفتارهای پدران ومادران طبقه متوسط موردپسندایدئولوژی رسمی نیست.آنهاازکودکان می خواهندکه این رفتارهارادرمدرسه بروزندهند.برخی ازرفتارهای کودکان نیزموردپسندهمین ایدئولوژی نیست .پدران ومادران نیزاین رفتارهارانزددیگران بروزنمی دهند،بدین ترتیب بذرریاکاری ودروغگویی درست درمحلی کاشته می شودکه بناست راستگویی ودرست کرداری رابیاموزد.گاهی ازاوقات آدمی حس می کندکه والدین وفرزندان شریک جرم هایی هستندکه بایدجرم یکدیگررامخفی نگه دارند.دراین حالت دیگرازاقتداروالدین چیزی باقی نمی ماند،مگرهمان وابستگی مالی فرزندان وازآنجاکه روابط خانوادگی رانمی توان به روابط مالی صرف فروکاست،تنش روحی میان خانواده واقامه دعوی هابه ضدیکدیگربالامی گیرد....

 

محمد:همان طورکه مشخص است این اشخاص می خواهندفردراازجامعه جداکنندوفردبرای دست یابی به اهداف وآرزوهایش درقالب خودبدون توجه ونگاه به جامعه ودیگران ومشکلاتیکه وجودداردبه اهدافش برسدآن هم اگرنرسیدخودمقصراست نه این جامعه وحکومت وبدی هاودیگران وظالمین بلکه خودبایدسعی کندبرسدحتی اگردیگران بایستنداواگربخواهدمی رسددرحالیکه تاریخ برخلاف این موضوع نشان داده است وبسیاری ازمصلحین(همان هایی که ازسوی این دوستان به عنوان نخبگانی ؛چون رازهامی دانستندوبه آن عمل می کردندانسانهای موفقی بودند)اصلابه موفقیت نرسیده اندوکارهایشان نتیجه نداده است این درزندگی پیامبران بسیارمشهوراست.مادربین نخبگان هم می بینیم تنهامی تواننددربعضی گزینه هاخوب خودرانشان دهندودربعضی گزینه هاعاجزهستند.حتی درتاریخ دینی هم این گونه است به عنوان مثال همان طورکه قبلابیان کردیم شخصی مثل حضرت عمرصحابی ویارعزیزپیامبردرمدیریت وادراه کشورقوی است اماازلحاظ دانایی شخصی مثل حضرت علی صحابی ویاردیگرپیامبرقوی تراست امااونسبت به حضرت عمردرمدیریت ضعیف تراست باوجوداینکه آنهارابه عنوان انسانهای نخبه وساخته شده بااعتمادبه نفس می شناسیم.دراینجادومطلب درموردخوشبختی قیدمی گرددیکی ازشهیدناصرسبحانی ودیگری دوست عزیزآقای بخشی زاده مطلبی دارندکه سعی کرده انددراتباط باخوشبختی نگاهی داشته باشندکه مادراینجاقیدمی کنیم.

 

 

راه رسیدن به سعادت وخوشبختی ( شهیدناصرسبحانی)

http://www.nasers.mihanblog.com/Post-6.aspx

 

 

خوشبختی ( وبلاگ کاتالوگ انسان)

http://saeedbkz.persianblog.ir/post/38

 

چیزی که ازاین مقالات قرآنی برداشت می شودعزاداری که ازنگاه تشیع وجوددارددینی نیست وبرخلاف حرکت دینی وقرآنی است وحزن واندوه برای مواردیکه خدابه آن راضی بوده وخواست خدابوده است وحکمت وخیرخداباآن بوده است بی معنی است ومعنی نداردیابه قول شریعتی:(این پیام رایکی ازدوستان برایم فرستاده است)

درعجبم ازمردمی که خودزیرشلاق زمانه ستم زندگی می کنندامابرحسینی که آزادانه زندگی کردمی گریند.

 

اماسئوالهاونقدهایی که برمقاله این دوست عزیزدارم هرچندکه بعضی راوبلاگ کاتالوگ انسان قیدکرده ام امابه دلیل نبودنظم پیدانکردم>امیدوارم باردیگراین دوست عزیزجامع ترپاسخ دهند.

 

1-     آیانگرش اینکه انسان نسبت به چیزی که بدست آورده واحساس ترس ازدست دادن آن می کندمی توانددرحفظ وشکوفایی ورشدآن بکوشد

 

2-     دردین ترس وخوف ازخداوجودداردوجایگاه این ترس وزندگی انسان چگونه معنی پیدامی کندوچگونه می توانداحساس آرامش بکند

 

3-     چگونه می تواندانسان نسبت به گذشته خوداحساس اندوه نکندباتوجه به اینکه انسان می توانست فرصت هایی که ازدست داده رابه بهترین نحوعمل کندهرچندکه گناهان آن قسمت پاک شودآیابه خاطرازدست دادن فرصت هاوطی کردن به انسانی بادرجه رشدی بهتربازهم اندوه ندارد

 

4-     آیاانسانی که تااین اندازه به حالت عرفان می رودمی تواندبرای انسانیت مفیدواقع گردحالت های حرکتی اوازکجاست؟وزمانی که شمامی گویید:" انسانی که اسلام را دین و قرآن را برنامه زندگی خود جهت بندگی خدا برگزیده است ، بطور خلاصه می اندیشد که خداوند به چه چیز امر و از چه چیز نهی می کند . فکر و ذهنش به دنبال این نیست که قبلاً چه اتفاق افتاده و بعداً قرار است چه اتفاقی بیفتد . زیرا می داند که هر چیزی روی می دهد خداوند آنرا انجام می دهد ( فاعل اصلی همه کارها و حوادث جهان و انسان ، خداست ) و هیچ چیزی بدون اراده و خواست خداوند انجام نمی گیرد" آیاانسان می تواندبدون توجه به گذشته خودونگاه به آینده برنامه ای ورشدی داشته باشدوباوجوداینکه دوبیان دراین موردداشته ایدبه نظرمتضادهم می آیند

 

5-     باتوجه یه اینکه بسیاری ازدینداران اینگونه بیان دارندکه برای ورودبه بهشت وسوخت گناهان بایدازجهنم ردشدونگاههای دیگرکه مثل این است به نظرشمامی توان اندوه نداشت(این نگاه دینداران باتوجه به احادیث است وگرنه من درقرآن آن رامشاهده نکردم وآیاشماباین احادیث موافق هستیدیانه!؟دلایل خودراعنوان کنید؟!)

 

6-     شهیدناصرسبحانی به قیدگزینه جنگ ویاری فرشتگان به آنهانام برده است(این آیه قرآن هم است) آیااین انسان تنبل نیست که به جای اینکه ازوسایل وبرنامه ریزی وفکرکمال استفاده راببردچشم به آسمان دوخته ،بادست خالی وتنهابگویدایمان دارد.پس جایگاه ارداه وحرکت انسان،استفاده ازوسیله چگونه است

 

 

7-     درمکانی هم شهیدناصرسبحانی به این موردمی پردازندکه باتوجه به ایمان وموقعیت شخص ،بسیاری ازگزینه های تکلیفی ازدوش فردبرداشته می شود.آیااین گزینه راهی برای این نیست که فردرابه جای اینکه تلاش کندبرای انجام آن ،ودرست کردن گزینه ها،هرلحظه خودراتوجیه کندوازانجام تکالیف دوش خالی کندوانجام تکالیف درحالتی که آزاداست برای همه سهل است اگرفردراست می گویددرعین توانایی انجام گناه ،گناه نکندوگرنه زمانیکه هیچ مشکلی نیست انجام آن برای همه سهل است.

 

8-     چگونه می شودشاهددردورنج مردم بودوناراحتی نداشت وناله نکشید.مگه می خواهیم بااین حس به مبارزه برخیزیم.چرااگرنتوانیم کاری برای آنهاانجام بدهیم بااین اندوه وبه فکربودن ،نسبت به آنهاهمدردی نکنیم تاشایدازاین رهگذرتوانستیم درآینده کاری انجام دهیم (به فکربودن مقدمه رسیدن به راه حل است)

 

9-     مگرمی شودانسان ناراحت نباشدوبعدعاملی برای حرکت داشته باشدآیااین انسانی که راضی می شودبه عواملی که برایش رخ می دهدایستادگی دراورخ نمی دهد.تاوضع موجودرادرست کند.اصلاآیاامکان پذیراست که اصلاانسان ناراحت نشود.

 

10- باتوجه به اینکه انسان درعلوم ژنتیکی این عنوان کرده است که احساسات وحالات روانی انسان ازطریق ژنتیک به ارث می بردآیامی توان به غیرعامل ژنتیک گزینه ای دیگرمتوسل شدواگرانسان بتواندباکنترل این ژنتیک برای انسان حالتی ایجادکندکه احساس آرامش وخوشبختی کندمی توان این نگرش رامفیددانست یااینکه ازکاربردخودمی افتد

 


 

نوشته شده توسط محمد در سه شنبه سوم اردیبهشت 1387 ساعت موضوع روانشناسی | لینک ثابت

حرف هایی دیگرنسبت به آرامش ونرم افزارموفقیت

 

محمد صدیق حسنی(نظربربدنبال آرامش)

سلام
هر کسی از دید و زاویه مورد علاقه خود به نوع رسیدن به ارامش مینگرد پس باید
دید که چه چیز به چه کسی ارامش میدهد ولی به باور من ارامش را تنها در قناعت
به انچه که خداوند به ما ارزانی داشته است میتوان یافت .
البطه اگر دشمنان اسلام اجازه دهند و با اعمال غیر انسانی خود مانع نگردند که
در این صورت فقط با مبارزه و حذف انهاست که ارامش امکان پذیر خواهد شد.

 

 

 

رها(نظربربدنبال آرامش)

.کلمه ای که بی انتهاست .کلمه ای که پیچیده تر از آن وجود نداره . کلمه ای که نمی دونستم وشاید هم می دونم کجا باید دنبالش بگردم .
آرامش... چیزی که مدتها دنبالش بودم وکم کم باید پیداش کنم و حتما می کنم
آرامش ...
آرامش...
آرامش...
آرامش...
آرامش! باش که به دیدارت می آیم یه وقت طردم نکنیا !
راه پیدا کردنش و بهم گفتن ولی پیدا نمی شه گوش کنید!
1- ایمان به خدا
2- توبه
3- عبادت
4- وبقیه ... خودم می گم...
5- شهامت
6- بی ریا بودن
7- دنیا رادر دنیا خلاصه نکردن
8- همه رو عزیز دیدن
9- دل به کسی جزخدا نبستن
10 – آرام آرام به هدف رسیدن
..........................
وصبر جزیل را برای سازمان موحدین آرزومندم

 

 

 

رها(نظربرنرم افزارموفقیت)

به نام خدای خوبیها

سلام
خواستم خوبیها را در نر م افزارتان بنویسم ولی جایی برای خوبیهای او نداشت
او اینقدر به ما لطف داشته که تنها نمونه ای از آن ،تاب و تحمل نرم افزارتان راندارد
........

نقد این نرم افزار:

1-چه بسا امروز خوبیهایی نوشته شود و فردا آن خوبیها که تنها از نظر ما خوبی بوده
فردا چهره ای واقعی اش را نمایان سازد و به جای اینکه مرهمی باشد بلای جان شود
این از اینجا ناشی می شود که ما از باطن انسانها خبر نداریم .
2-از نظر من انسانی که همه را دوست داشته باشد و به خاطر عشق به خدا عشق به مخلوقش بورزد نیازی به اینکارهها ندارد.

3 چه بسا انسانهایی باشد که در ظاهر معلوم نباشد چه خوبیهایی را انجام می دهند ولی باطنا خیر خواه ه ما هستن
و ما نمی دانیم و خدا می داند
و اینجا ارزش بعضی انسانها پایین می آید
4 این برنامه حساب دو دو تا چهار تا می شود
فرض کنید یکی می آید در طول 2سال هر خوبی که به اوشده را می نویسد
حالا می خواهد به فلانی خدمتی کند و می گردد ببیند که اگر فلانی خوبی در حقش کرده او هم می کند
و اگر نکرده دیگر ...
خدا چرا اجر نعمتها را بیان نکرده مثلا نگفته انفاق یک خرما یا یک نخلستان یا... چند تا ثواب داره
فکر کنید اونوقت هر کسی ماشین حساب تو جیبش بو د و ثواباشو می شمرد و هرکاری تعداد ثوابش بیشتر بود و انجام می داد

بقیه کارهها دیگر حتی ارزش نگاه کردن هم نداشتند الله اعلم

5-انسانها بیشتر به حق خود توجه می کنند به این صورت اگر کسی خوبی کرده حق خود می داند خوبی کند اگر کسی خوبی نکرده ول معتل
وانسانها تکلیف خود که همانا خدمت به بشریت در راه خداست رافراموش می کنند و انسانها حق گرا می شوند

البته هدفن این نرم افزار که فراموش نکردن خوبیهاست را فراموش نکنیم که
من فکر نکنم حسنی داشته باشد با دلایل ی که گفتم
اگر اشتباه می کنم بگویید واقعا برای من حل شدنی نیست که این برنا مه بتواند مفید باشد

.............
در پایان از زحماتتان که می دانم برای رضای خداست تشکر می کنم

............
امیداورم موجب ضرر ی برای جامعه نشود.
...........
راستی این برنامه برای یک کا هم خیلی خوب می شه اگه گفتین؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
کسانی که هدیه ی عروسی یا تولد می گیرن
برای پس دادنش دیگه تو دردسر نمی افتن


محمد: (برای دسترسی به مطالب گذشته نسبت به این پست به آرشیوموضوعی قسمت روانشناسی مراجعه گردد)باعرض سلام خدمت رهای عزیزنقدهای شمابه جاودرست است یعنی چگونه ماکه بایدکارهای نیکمان درواقع به خاطرخداومخلصانه باشدحال بایدبراساس این باشدکه ببینیم دیگران برای ماکارنیکی انجام داده اندیاانجام نداده اندیعنی مابرای آرام شدن وانجام خوبی وبدی به دیگران براساس نگاه خدایی به پیش می رویم نه براساس اینکه فردی به ماخوبی کرده یابدی انجام داده است(ومادرگذشته این موضوع رابررسی کردیم که اگراینگونه فردعمل نکندچگونه برای بشریت مضرخواهدشد) واگردرمقابل مافردی وجودداردکه انسان توحیدی است مسلمااوهم کارخودرابه خاطرخداانجام داده ونه اینکه ازشماپاسخ ودریافت بخواهداماشایدبرای جامعه غیرتوحیدی مااین نرم افزارمفیدباشدکه حال حداقل اگرکارهارانمی توانندبه خاطرخداانجام دهندبرای درست شدن روابط مابینشان بااین دیدگاه به پیش روندماحتی دراروپاهم می بینیم که انسانهاباوجوداینکه توحیدی نیستندبه هم زیادکمک می کنندشایدهم دربعضی مواردبهترکمک می کننداین هم خوب است وهم بدچون آنهادربعضی مواردفکرنمی کنندودرواقع انسانهای نرمالی نیستندوخودرافریب می دهندچون درقالب نگاهی غیردینی وتوحیدی کمک وهمیاری وفداکاری معنی پیدانمی کنداماهمان طورکه قبلاگفتیم این موسسات ونگرشهانکات منفی بی شماری داردازجمله اینکه مابه جای اینکه برای رسیدن جامعه خوب وعالی وباآرامش ،جامعه ای که برای رسیدن به رشدوکمال درگزینه های مختلف، بایددرترسیم نظامهای اقتصادی وسیاسی واجتماعی درست بیبندبایکی دوبیان می خواهدبیان کنددرقالب آنهابدست آوردنی است ومدیریت هارابه زیرسئوال می بردوبه جای اینکه فرددراستعداخودخدمت کندبایدبرای رسیدن به استعدادهای دیگرتلاش کندچون به نظرمی رسدآن استعدادهابهتروقابل دست یابی هستنددرحالیکه درواقعیت اینگونه نیست اماارزش گذاری انسانی ازسوی جامعه ورسیدن به پله های ترقی ورفاهی رابایددرآن استعدادهاجستجوکردویکی ازمضرات منفی آن همین مورداست که شمابیان کردیدالبته نسبت به انسان توحیدی وهمان طورکه منم گفتم این ایده ازطرف دوستی دیگربودامامن توانستم این ایده رارشدبدهم وکاملش کنم ایده ساختن نرم افزاری برای محاسبه نفس وآرامش وازبین بردن رذایل وبدست آوردن خوبیهابیان کنم گزینه هایی که بادین وقرآن مخالفتی نداردگزینه ای همانندمحاسبه نفس ،همان طورکه آن ذات حق وپاک می گویدبه محاسبه نفستان بپردازیدقبل ازاینکه شماراموردمحاسبه قراردهنداماازآنجائیکه وقت زیادی ندارم نمی توانم برای ساخت آن وقت بگذارم واگردوستی این کارراانجام بدهدمن حاظرم هرکاری ازدستم برآیدازاودریغ نکنم اماشایدیکی ازخوبی های نرم افزارکلکسیون عشق این باشدکه می توان نام بامشخصات کامل دوستان وخانواده خودراداشته باشیم یاحتی برای شناخت ودسترسی سایت هاووبلاگ های گوناگون به هرحال می توان موارداستفاده ای آن رابیشترکردهرچندکه تنهابرای آن گزینه ساخته شده بود.این روزهاهمان دوست عزیزفیلمی تهیه کرده بودبانام رازکه ازشبکه چهارصداوسیمابرنامه سینماماوارء گرفته شده بودودراختیارتعدادی ازدوستان قرارداده بودند(سینماماوراءبرنامه ای جالب بود که  معمولابعدازنمایش فیلمی به تجزیه وتحلیل فیلم ازسوی متخصصین صورت می گرفت ومعمولافیلم های نمایشی بارویکرددینی ومذهبی ومتافیزیک بودبدون اینکه چه دینی باشدوبعضی زمانهاهم فیلم مستندداشت هرچنددیگربه جای آن نمایش سینماآفتاب است اماباوجوداینکه به تماشای اولی می نشستم دومی نگاه نمی کنم) دراین فیلم که باتجزیه وتحلیل بعضی کارشناسان ومتخصصین است همان مواردیکه آقای آزمندیان بیان می کنندبیان می کند. دراین فیلم اینگونه بیان می شودکه انسان به هرچه که می خواهدوهرطوری که می خواهدباشدمی رسدتازمانیکه خودبخواهدوازسه قانون پیروی کنداول آن موردرادرست درموردش فکرکندوباتمام وجودآن رابخواهدحتی آن رابنویسدتاکاملامشخص شودچه می خواهددومین مرحله این انرژی درخواست وخواستن که دراولین مرحله خواسته باتمامی وجودواردکائنات کرده درنتیجه این قانونی است که درطبیعت نهفته وبه اوپاسخ مثبت برای دریافت خواسته اش می دهدومی گویددرخدمتم ای سرورم سومین مرحله دریافت تقاضایش است وآن هم هم جهت وهمسوبودن باخواسته اش وباتمامی شوق وذوق بایدآن رابخواهدوهیچ گزینه ای ازترس وناامیدی ونکته منفیی درذهنش خطورنکندوهرچه این همسویی بیشترباشدزودتربه خواسته اش می رسدوگرنه نمی توان زمان خاصی برای رسیدن به مقصودش بیان داشت

درکل می توان گفت این قانون جذب است یعنی برای هرکنشی واکنشی هست وهرچه رابخواهی آن راجذب می کنی توباتمام وجودت بخواه آن گزینه ای که می خواهی باشی آن گزینه ای که می خواهی به آن برسی آن گزینه ای که می خواهی بدست آوری هرچه باشدبدست خواهی آوردازعشق ودوستی تاروابط اجتماعی درست تاشهرت ومحبوبیت تاثروت وقدرت تارسیدن به پله های ترقی اجتماعی و...تنهاخواستن وناامیدنشدن توتمرکزروی خواسته ات است واگرانسانی تمرکزکندبه نکات منفی بیشتربرای اورخ می دهدواگرتوچیزهایی که نمی خواهی بیشتردرموردش فکرکنی بیشتردرزندگیت رخ می دهدبایدفکرخودرابه چیزهایی که می خواهی سوق دهی وگرنه همان چیزی که درموردش فکرمی کنی کائنات به آن پاسخ می دهدوکاری به خوب وبدبودن آن ندارد.مابایدبرای رسیدن به گزینه های مثبت درزندگی شکرگزارباشیم بایدبه گزینه هایی که درزندگیمان وجودداردفکرکنیم وهمانهارانام ببریم تافکرخودرابه نقاط منفی حرکت دهیم .چراهمیشه به این فکرهستیدکه بایددیگران متفاوت باشندومتفاوت رفتارکنندوخوب باشندتاشماخوب باشیدچرابایدآنهاتغییرپیداکنندتاتواحساس خوشحالی کنی،چرابایداوتغییرکند این توهستی که همه چیزرامی آفرینی واطرافت راهمگام بافکرت به وجودمی آوری واگرتوبخواهی همان طورزندگی می کنی که درذهن توهست ودرموردش فکرمی کنی.پس چیزی راکه نمی خواهیددرموردش فکرنکنیدهست هایی که درزندگیتان قرارداردوبدیهایی که هست درموردش فکرنکنیدذهن رابه سمت چیزی که می خواهیدهمسودهیدتابه آن برسیدتاذهن درهست هانماندتاذهن دربدی هانماندوآن رابه کائنات پراکنده نکندوکائنات پاسخ مثبت بدهد.شایدنقدی که دراینجاشودآیااگرهمه این خوبی هارابخواهندخوبی هابه پایان نمی رسدوبه اندازه همه است اگربااین نگرش باشنداین تفکراشتباه است این نگاه به همراه خودبرای انسان حرص وطمع وترس وناامیدی وکشتاروغارت و...آورده است درحالیکه بیش ازنیازانسان هاخوبی دراین جهان وجودداردوبه هرحال تمامی انسانها یک چیزرانمی خواهندکه خوبی هابه پایان برسدبلکه علایق وسلیقه هاوخواست های دیگران متفاوت است.برای رسیدن به خواست های خودسعی کن تجسمی ازآن چیزی که می خواهی به آن برسی داشته باشی وباآن زندگی کن واحساس کن به آن رسیده ای اصلابه ذهنت این اجازه رانده که به آن نمی رسی توحتمابه آن خواهی رسیدتنهاتجسمی ازآن می خواهدوبدان که به هرچیزی خواهی رسیدحتی اگردربدترین بیماری باشی ودکترهاتوراجواب کرده باشنداگربخواهی بهبودخواهی یافت .نبایددرمقابل بدیهامبارزه کرداگردرمقابل بدیهاوزشتی هامبارزه کنیم درواقعیت آنهاراقدرتمندترمی کنیم باهرچیزی مقابله کنی آن راقدرتمندترمی کنی باهرچیزی اگرمقابله کنی آن هم درمقابل شماایستادگی می کنداین قانون کائنات است وباتوجه به اینکه ذهن وفکرت رابآن مشغول می کنی وبه آن می پردازی درحال قوی کردن آن هستی توبرای مقابله کردن آن خوبی هارابخواه باتمرکزدرخوبی هابدی هاخودبه خودازبین می روداین خوبی هاست که بایدپررنگ کنیدمثلااگرباجنگ وکشتارمخالفیددرمقابل دیگران تظاهرات ضدجنگ به راه نیاندازیدبلکه تظاهرات صلح داشته باشیددرمقابل کاندیدهایی که باآنهامخالف هستیدنایستیدباآنهایی که موافق هستندموافقت کنید

 

چیزی نیست که بخواهیدانجام بدهیدجزچیزی که خودتان بخواهیدانجام بدهید.

 

درجهت نگاههای ارائه شده دروبلاگ کاتالوگ انسان نسبت به دوست عزیزآقای بخشی زاده زمانی اینگونه بیان داشتم:

 

درجواب دادن به شیطان بایداین موردرارعایت کنیدکه هرچندکه اوبرای اینکه نقض ازاسلام بگیرد مثال های جوامع غربی راآورده است شمانباید برای جواب دادن وتأییدگرفتن حرف خودازاین حربه استفاده کنیدزیراکه به هرحال پایه ریزی افکارآنان انسانی است وهرلحظه متغیرمی باشد و ثابت نیست به نظرمن بهتراست به جای این که درمقابل افکارونظرات دیگران حالت حمله به خود بگریم ونظرات آنهاراموردحمله ونقد قراردهیم که فردمقابل احساس کندداردبه اوتوهین می شودو حرف ماراگوش نکندآن قدرازخوبی های ودرستی دین صحبت شودتازمانیکه که دست به مقایسه باافکارخودمی زندخودبه نادرستی افکارش پی ببردنه مانادرستی افکاراورابیان کنیم نتیجه گیری رابه عهده خودفردبگذاریم نه مابامقایسه کردن جلوی مطالعه فکرمقابل رابگیریم ببینیم چگونه درصحبت های شماخشونت دیده می شودشمابیان کرده ایدکه من بارهاگفته ام که قرآن برای معنویات انسان است وباگفتن این جمله انتظارداریدمخاطب شماقبول کنددرحالیکه باگفتن این جمله چیزی دررابطه بااین موضوع ثابت نمی شودبلکه شمابایدآنقدرازقرآن ودلایل واسنادصحبت کنیدکه فردخودبه این نتیجه گیری برسدکه قرآن ماده خام واولیه برای تکامل درقسمت معنوی انسان است

 

می بینیدکه این بیان هامی خواهدبگویددرجهت خوبی های خوب باش چرامی خواهی بدیهای دیگران رابگویی تااوجبهه گیری کندوبه حرفهای توگوش ندهد

 

تمامی این صحبت هایک ور قضیه است وهمان طورکه قبلاگفتیم مشکلات خاص خودراهم دارددرست است انسانی که درموردبدی هابیشترفکرمی کندوچون ناامیداست وخوشحال نیست واعتمادبه نفس نداردوناامیدی داردوبه هرحال گزینه های منفی درخودراتقویت کرده است بیشتربدی هابرای اورخ می دهدوباجداکردن این بدی هاوتمرکزروی خوبی هابرای اینکه بازشادی خودرابدست آوردودراواعتمادبه نفس ایجادشوداورابه سمت زندگیی پرازخوبی می کشاندومطمئنن فردی که گزینه های منفی داردروی اطراف خودهم موثرمی افتدوموجب می شودبیشتربدی اوبه برسد(برای توضیح این قسمت درپایان این مفابه مطلبی باعنوان راز10/90راذکرمی کنیم که توسط دوست عزیز دراختیارمن قرارگرفته است)اماآیاهمیشه این بیان درست است؟پس چراخداونددرقرآنش بدی هارابیان کرده است ؟چرابسیاری ازانسان هاوحتی پیامبران ومصلحین زندگی راحت وخوشی نداشته اند؟اصلاخوشی وموفقیت چیست؟آیادربدست آوردن ثروت است؟آیاواقعااشخاصی مثل انیشتن یانیوتن یا...موفق بوده انددرحالیکه شخصی مثل انیشتن درزندگی شخص اش ناموفق بوده است؟اصلاخوش بودن ورسیدن به موفقیت درچیست؟مگرخداونددرتقوانمی داند؟مگراستعدادهای انسانهامتفاوت نیست؟مگرکودکانی باذهن خلاق وچشمگیرنمی بینیم؟پس گزینه هایی مثل توکل ودعا وامتحان خداوندی چگونه معنی پیدامی کند؟آیااین انسانهای خوب هم اتفاقاتی که برایشان می افتدخودخواسته اندنخواسته اند؟وآیاواقعاهراتفاق ورخدادی که درجهان رخ می دهدانسان خودمقصراست چون به خودش اجازه داده که درموردش فکرکندوآن راازین طریق بخواهد؟وآیاواقعانقش وتقصیرماچه اندازه است؟شمادرکشوری مثل ایران درنظربگیریدوخواست وعلاقه بسیاری ازشرکت کنندگان درکنکوررسیدن به دکترومهندس شدن است وفرض می گیریم که کل پذیرش برای دکترشدن هزارنفرباشدوحال تعدادشرکت کنندگان هم 500هزارنفراست که ازبین آنها100هزارنفرمی خواهنددکتربشوندوبرای جامعه ماهم سالانه صدنفرپزشک می خواهدبه نظرشمااگراین نگاه درهمه ایجادشودبه خواسته خودمی رسند؟وآیاواقعادرموردنکات منفی فکرکردن آن راقوی می کنیم وبرای رسیدن به خوبی هاتنهاتمرکزروی خوبی هاکافی است ؟ هرچندکه آنهانمی گویندروی فکرخودتمرکزکامل داشته باش که هیچ فکری منفی به ذهن  شمانیایدآنهامی گویندبدلایل مختلف ازجمله محیط هاوگزینه های غیرپیش بینی نشده برای انسان پیش می آیدکه آن تفکرات واردذهن شودامابایدچرخش وتمرکزروی مثبت هاباشد!وآیامی توان اصلاباتمرکزندادن روی نکات منفی ونقدکردن به درک نقاط مثبت رسیدوآیازشتی بدون زیبایی معنی پیدامی کند؟اگراینگونه فکرکنیم بایدوبلاگ چراهم نباشدچون زیادنقدمی کندچون زیادبه نکات منفی مواردفکری واجتماعی و..می پردازد؟یانه بایدتعاریف رادرست کنیم حرفهاهمه درستندامانگاههابایدبه گونه ای دیگرباشد؟وآیااین خواست های دیگران اگرباهم متضادباشدباهم برخوردنمی کنند؟آیااین کائنات به خاص ومیل ماهستند؟این اندازه چقدراست ودرخواست هاوخواست های انسان بایدتاچه حدی باشدوچگونه باشد؟وتاچه حدومرزهابیان هادرست است وخواست خداوجایگاه نکات منفی ومثبت کجاست؟توکل ودعاواستعدادهاوموفقیت وسعادت وخوشبختی تعاریفش درکجاست؟ونگاه دین به این مسائل چگونه است وآن راچگونه تجزیه وتحلیل می کند؟وآیاانسانی اگربه خواسته هایش برسدیعنی موفق است ؟آیایکی ازمواردمنفیی که ازنگرش این تفکرات موفقیت مگراین نیست که افردرادرون گراترمی کندوبه جای اینکه نگاه کنندببینندنکات منفی اقتصادی وسیاسی کشورچیست ،آنهارابه سمت وسوی ثروتمندشدن وشادبودن تنهاخودمی پردازند؟تقصیرانسان و...و....و.....و......من بیشترازاین ذهنم نمی رسدکه درموردش صحبت کنم

اگردوستانی بازبان انگلیسی آشنایی دارندبرای بهترفهمیدن می توانندبه این سایت مراجعه کنند:

 

http://www.thesecret.tv/

 

 

فیلمی با کیفیت بسیار عالی دوبله و به همراه میزگرد نقد و بررسی این فیلم توسط کارشناسان کانال چهار تلویزیون (این فیلم بارها و بارها با درخواستهای بیشمار مردم در طی شش ماه از تلویزیون پخش شده است)

آیا از مشکلات زندگی خسته شده اید؟
آیا به اندازه کافی پول ندارید؟
آیا از شغلتان ناراضی هستید؟
آیا ماشین مدل جدید می خواهید؟
آیا می خواهید صاحبخانه شوید؟
آیا می خواهید ازدواج کنید؟
آیا می خواهید وارد دانشگاه شوید؟
آیا زندگی تان دچار بحرانهای مختلف شده است؟
آیا ...؟؟؟


آیا تاکنون از خود پرسیده اید که بین افراد ثروتمند و فقیر یا افسرده و شاد و در کل بین انسان های موفق و ناکام چه تفاوتی وجود دارد؟
آیا می دانید چرا اکثر مردم در بیماری، فقر و گمنامی زندگی می کنند و بعضی ها قله های پیروزی را یکی پس از دیگری فتح می کنند؟
متاسفانه اکثر مردم، آنچنان در حال تلاش و تقلای جسمی، برای گذراندن امور زندگی هستند که فرصت نمی کنند به دنبال جواب اینگونه سئوالات بگردند و با خود بیندیشند که چرا تاکنون زندگی خوبی نداشته اند و چگونه می توانند یک زندگی عالی و موفق را برای خود ایجاد کنند.
آنها افراد موفق را خیلی خوش شانس تصور می کنند و نمی دانند که موفقیت و خوشبختی نیز مانند هر کاری در این جهان اصولی دارد و در واقع مرز بین خوشبختی و بدبختی فقط یک راز است.
ما این راز را برای شما فاش می کنیم. و از همین حالا ورود شما را به جمع افراد خوشبخت تبریک می گوییم.


آیا موفقیت بیشتری میخواهید ؟
آیا میخواهید میلیونر شوید ؟
شما میتوانید به هرآنچه در زندگی میخواهید برسید !
و یا هرکسی میخواهید بشوید !
راز بزرگ فاش میشود

معجزه های زیادی در زندگی مردم دیده ام
معجزات مالی و اقتصادی ! معجزات سلامتی ! و معجزات فکری و روابط !
این دسته از مردم یاد گرفته اند که چگونه این راز را در زندگی خود بکار گیرند .

فیلم راز اثری است که با آنکه مدت زیادی از انتشار آن نگذشته است مورد توجه بسیاری از مردم و رسانه ها و افراد شاخصی مانند لری کینگ مجری CNN ، اپراوینفری و ... را به خود جلب کرده است .
راز قرن ها سفر کرده تا هم اکنون به دست ما رسیده است .

این همان راز موفقیتی است که بزرگانی چون انیشتن ، بیل گیتس و ... به آن واقف بوده اند .

این فیلم در تلویزیون دوبله شده و نمایش داده شده است

اگر موفق به دیدن این فیلم ارزشمند و متفاوت نشده اید !
یا تمایل دارید دوباره و دقیقتر به این فیلم نگاه کنید !

بر روی گزینه خرید پستی کلیک کنید

گوشه ای از آنچه پس از تماشای این فیلم مستند بدست خواهید آورد:
-
افزایش ثروت
-
کسب شغل مورد علاقه و افزایش درآمد
-
افزایش ایمان و دوستی با خدا و استجابت دعا
- پیشگیری و درمان کلیه بیماریهای روحی و جسمی
-
ازدواج موفق
-
ارتقاء تحصیلی و کسب مدارج بالای علمی
-
موفقیت در کنکور و ورود به دانشگاه
-
افزایش خلاقیت
-
افزایش آرامش ذهنی
-
تربیت فرزندان خلاق و موفق
-
ایجاد روحیه شاد و اعتماد به نفس عالی
-
ایجاد میدان انرژی برای جذب تمام اهداف و آرزوهایتان
-
و خلاصه اینکه شما پس از دیدن این مستند و بکار بستن این راز مهم و بسیار ساده پس از مدت کوتاهی براحتی می توانید خوشبخت زندگی کنید
- می توانید اتومبیل مورد علاقه تان را تهیه کنید
-
می توانید صاحب خانه مورد علاقه تان شوید
-
می توانید با شخص مورد علاقه تان ازدواج کنید
-
می توانید در دانشگاه و رشته مورد علاقه تا ن ادامه تحصیل دهید
-
و می توانید هر آنچه تابحال برای شما یک آرزوی دست نیافتنی بوده را براحتی بدست آوردید.

فیلم محصول 2006 کشور استرالیا است .
با دیدن این فیلم به راز کائنات و دستیابی به موفقیت و ثروت پی خواهید برد . رازی که تمام بزرگان از آن اطلاع داشته اند حال نوبت شماست که آنرا بدانید . پس همین الان آنرا سفارش دهید ....

 

این هم سایت مربوطه برای دست یابی این فیلم

http://www.farsiebookebook.com/detail.php?id=01007

 

 

این هم سایتی برای دست یابی به انواع کتابهای موفقیت

http://www.farsiebookebook.com/detail.php?id=07005

 

 

چراانسانهابه جای اینکه موفقیت وآرامش خودرادردین بیابنددراین جرایانات می یابند؟

 

آیاواقعامامی توانیم بااستفاده ازاین نگاه به مواردیکه بیان می کننددست پیداکنیم؟

 

اگراینگونه است پس نقش دین کجاست؟وآیاپایان دین رسیده است ودیگرکاربردی ندارد یانه بااین نگاه مخالفتی ندارد؟یا.......؟

 

ازآنجائیکه حاکمان ایران ترویج این نگاه برایشان مشکلی ندارددرتجزیه وتحلیل آن نمی کوشندودرترویج آن کوشاهستندومتاسفانه دوستان دیگرهم آنچنان مشغول هستندکه خوب نگاه نمی کنندومشکلات رادرچندگزینه ونگاه بیان می کنندونمی دانندکه مامشکلات ونگاههاوخطرات فراوانی داریم که نیازبه نقدوبررسی داردوازدوست عزیزم رهاهم ممنونم که زحمت کشیدندوازکناراین مسئله به سادگی عبورنکردندودرنقدآن کوشیدندوامیدوارم دوستان دیگری هم بکوشندوامیدوارم دوست عزیزم رهاسعی کنندکه باافکاراین دوستان بیشترآشناشوندودرتهیه افکاروفیلم های آنهازاین موسسات برآیندتابهتربفهمندنظرخودرابیان کنند.درمورددوست عزیم آقای حسنی بایدبگویم به نظرمن مابایدتعریف آرامش راازقرآن بگیریم ودرپست های آینده خواهم گفت که آرامش درکجاست نه اینکه هرکس ازدیدخودش می گیرد.

 

راز   10/90

 

راز10/90 راکشف کن.پی بردن به این راززندگیت راتغییرخواهدداد.راز10/90باورنکردنی است!تعداداندکی ازمردم ازآن باخبرندوآنرادرزندگی روزمره به کارمی برند.هرروزمیلیونهانفربه ناحق ازفشارها،مشکلات ورنجهایی درعذابند.این آدمهاچندان موفق بنظرنمی رسند.

روزهایبد،روزهای بدتری بدنبال خواهدداشت.بنظرمی آیددائماوقایع وحشتناکی درحال وقوع است؛استرس همیشه وجوددارد،ازخوشی خبری نیست وروابط بین افراددرحال ازهم پاشیدن است.بهترین ساعات عمربانگرانی هاودل مشغولی های بی موردتلف می شود.امکان لذت بردن اززندگی وجودندارد.دوستیهاازبین می روندوزندگی بی رحم وکسالت آوربه نظرمی رسد.وامکان لذت بردن اززندگی وجودندارد.جملات بالاتوصیف حالات روحی شمانیزبود؟اگراینطوراست ناامیدنشوید.شمامی توانیدبه انسانی کاملامتفاوت تبدیل شوید.فقط کافیست به راز10/90پی ببریدوازآن درزندگیتان استفاده کنید.این رازمی تواندزندگیتان راتغییردهد.این رازچیست؟

10%زندگی ماهمه اتفاقاتی است که می افتد.اما90%بقیه چی؟90%بقیه هم عکس العملهایی هستندکه مابه آن 10%اتفاقات رخ داده،نشان می دهیم.

این یعنی چی؟

درواقع هیچ کدام ازماکنترلی روی10%اتفاقاتی که برایمان می افتدنداریم.مانمی توانیم جلوی خراب شدن اتومبیل مان رابگیریم،ممکن است هوایپمایمان دیربرسدوتمام برنامه های مابه هم بریزد.ویاممکن است ماشین دیگری درازدحام وشلوغی خیابان راه مارابندبیاورد.بله این عکس العمل های مااست که90%بقیه اتفاقات راشکل می دهد.توهیچ کنترلی روی چراغ راهنمایی رانندگی نداری که کی قرمزاست یاکی سبزمی شودامامی توانی عکس العمل خودرادرموردچراغ قرمزکه طولانی به نظرمی رسدکنترل کنی.باکنترل خودت درمواقع لازم مانع ازتمسخرقرارگرفتن توسط دیگران خواهی شد.

مثالی می زنم:

تودرحال صرف صبحانه باخانواده هستی که دست دخترکوچکت به فنجان چای می خوردوهمه آن روی لباست می ریزد.خوب تااینجاکنترل اوضاع دست تونبودوتونمی توانستی مانع ازوقوع آن شوی.اماخوب دقت کن:اینکه چه اتفاقاتی بعدازآن بیفتدکاملادردست توست.

توعصبانی می شوی،شایدفحش هم بدهی وبه شدت دخترت رابرای ریختن چای روی بلوزت دعوامی کنی.دخترت گریه می کند.توهم بعدازدعواکردن اوبه طرف همسرت برمی گردی وازاوهم برای اینکه فنجان چای رادرست لبه میزگذاشته است،انتقادمی کنی.درگیری لفظی کوتاهی بین شماپیش می آید.توباعصبانیت به طبقه بالامی روی بلوزت راعوض می کنی وبعدباعجله پایین می آی ومی بینی که دخترت درحالی که هق هق می کندهنوزدرحال خوردن صبحانه اش است،پس هنوزآماده رفتن به مدرسه نیست،بنابراین کمی دیرمی جنبدوازسرویس مدرسه جامی ماند.همسرت هم دیرکرده است وبایدهرچه سریعترخودرابه محل کارش برساند.حالااین توهستی که بایدباعجله ماشین راروشن کنی ودخترکوچکت رابه مدرسه برسانی.چون دیرت شده است مجبوری باسرعت بیشترازحدمجازرانندگی کنی.پس از15دقیقه تاخیرویک قبض جریمه بالاخره به مدرسه می رسی.دخترت که خیلی عجله داردبدون خداحافظی به طرف ساختمان مدرسه می دود.حالاتوبا20دقیقه تاخیربه اداره می رسی،ولی تازه می فهمی که کیفت راباخودت نیاورده ای.روزت راخیلی بدشروع کرده ای وباگذشت ساعت هامی بینی که اوضاع داردبدتروبدترهم می شود.زمان کارتمام شده است ووقتش است که به خانه برگردی.وقتی به خانه می رسی متوجه می شوداشکالی درروابط توباهمسرودخترت بوجودآمده است.می دانی چرا؟بخاطرعکس العمل هایی که امروزصبح به آن اتفاق نشان دادی.خوب فکرمی کنی چراچنین روزبدی راپشت سرگذاشتی؟

1-آیافنجان چای باعث آن شد؟

2-آیادخترت مقصربود؟

3-آیاپلیس وجریمه ای که شدی این اوضاع راپیش آورد؟

4-آیاخودت اوضاع رابه این شکل درآوردی؟

بله البته که پاسخ4درست است.توهیچ کنترلی برریخته شدن فنجان چای نداشتی اماعکس العمل تودرطول5دقیقه پس ازآن اتفاق بودکه تمام روزت راخراب کرد.اماآنچه که می توانست ودرست بودکه اتفاق بیافتدتاروزخوبی درانتظارتوباشدچه بود؟فنجان چای روی بلوزت می ریزد.دخترت می خواهدبزندزیرگریه،اماتوخیلی آرام می گویی: اشکالی نداردعزیزم ،فقط دفعه بعددقت بیشتری بکن تافنجان چای رانریزی.حوله ای برمی داری وبه طبقه بالامی روی.بعدازعوض کردن بلوز.کیف رابرمی داری وسریع به طبقه پایین می آیی.ازپنجره می بینی دخترت درحالیکه داردبرای توومادرش دست تکان می دهد،سوارسرویس مدرسه شد.قبل ازرفتن به محل کارت باهمسرت خداحافظی می کنی.پنج دقیقه هم زودتربه اداره می رسی وباخوشرویی شروع به احوالپرسی باهمکاران می کنی.رئیس به تومی گویدکه روزخوبی درپیش خواهیدداشت.

دیدی که این دوعکس العمل متفاوت به یک اتفاق چه نتایج متفاوتی بدنبال داشت!!!دوسناریوی مختلف که شروعی مشابه داشتندبه دوگونه کاملا(برعکس)متناقض پایان یافتند.چرا؟چون عکس العمل تومتفاوت بود.همانطورکه گفتم ،ماهیچ کنترلی روی10%ازاتفاقاتی که برایمان می افتدنداریم،اما90%بقیه راباعکس العمل خودمان نسبت به آن اتفاقات شکل می دهیم.

برای بکاربردن راز10/90چندراه پیشنهادمی کنم:

اگرکسی حرف بدی درموردتوبه زبان آوردازکوره درنرو،بگذارناراحتیت فروکش کندالبته می توانی بگذاری که آن حرف تاثیرناخوشایندی برتوبگذاردامانشان دادن عکس العمل مناسبی به آن می توانی ازخراب شدن بقیه روزت جلوگیری کنی.یک عکس العمل بدونامناسب به اتفاقی که افتاده است میتواندباعث ازدست دادن دوستانت ،اخراج شدنت وموردفشارقرارگرفتنت شود.اگرراننده ای درجلوی توبپیچدوراه تورابندآورد،باعصبانیت روی فرمان ماشین می کوبی!(یکی ازدوستان من ازعصبانیت فرمان ماشینش راازجاکند)آیافحش می دهی ویافشارخونت خیلی سریع بالامی رود!ویااینکه پیاده می شوی وباآن راننده خاطی گلاویزمی شوی!برای چه کسی اهمیت داردکه10دقیق دیرتربه اداره برسی؟چرااجازه می دهی روزت خراب شود؟راز10/90راهمیشه به یادداشته باش ونگرانی راازخودت دورکن.وقتی به توخبرمی دهندکه ازمحل کارت اخراج شده ای چرامی گذاری خوابت باافکارپریشان به هم برزیدوعصبی ترشوی؟بهترنیست بجای اینکه انرژی ووقتت راصرف نگران شدن بکنی ازآن برای پیداکردن کارجدیدی استفاده کنی؟وقتی هواپیمادیرمی رسدوتمام برنامه هایت بهم می ریزدچراعصبانیت خودراسرکمک خلبان خالی می کنی؟اوکه هیچ کنترلی براوضاع نداشته است،ازاین فرصتی که تارسیدن هواپیماباقی است می توانی برای مطالعه،آشناشدن باسایرمسافرین و....استفاده کنی.باتحت فشارقراردادن خوددرچنین مواقعی فقط باعث می شوی اوضاع بدتروبدترشود.

حالادیگربه راز10/90پی برده ای ،آنرادرکارهای روزانه ات به کارببندوازنتایج شگفت انگیزی که به ارمغان می آوردلذت ببر.

 

بایدگفت باوجوداینکه این بیانهازیبابوداماگزینه اعتراض انسان رانسبت به بدی هاازبین می بردبدی هایی که بایدبرسرآنهافیادکشیدبدی هایی که حکومت وسیاست وزوروزروتزویربه وجودآورده اندپس بایدازبین تعاریف ودیدگاههارادرست کرد

 


 

نوشته شده توسط محمد در جمعه بیست و سوم فروردین 1387 ساعت موضوع روانشناسی | لینک ثابت

دانلودنرم افزاری برای رسیدن به موفقیت- برای اولین بار

 

مادرگذشته مطلبی داشتیم باعنوان بدنبال آرامش وموفقیت(آرشیوموضوعی-روانشناسی) وهمان طورکه دیدیم موسساتی که بااین نام درکشورمابه وجودمی آیدمتاسفانه برای استعدادانسانهاارزش قائل نیستندوباوجودآنکه استعدادهرانسان درسرجای خودش مفیداست اماارزش گذاری جامعه بیانی دیگرداردوازآنجائیکه برای رسیدن به ثروت ورفاه اجتماعی وارزش گذاری براساس جامعه براساس استعدادهای خاصی تعریف داده شده است انسانهادرپی بدست آوردن وقرارگیری درگزینه هایی هستندکه برای آن ساخته نشده انددرنتیجه مابایددرتحول افکاروشناخت هاودادن امکانات رفاهی به مردم هستیم تادرسرجای خوددرست خدمت کنندوکسی رابرکس  دیگرواستعدادی رابراستعدادیگری برتری وارجحیت ندهیم

من ویکی ازدوستان که دراین موسسات بودوطرفداراین موسسات موفقیت یابی تصمیم گرفتیم که یک نرم افزاردرست کنیم که البته فکراولیه وطراحی آن ازآن دوست عزیز بودوکارهای اجرایی وپیگیری آن به عهده من بود.نام این نرم افزارکلکسیون عشق است هرچندکه خالی ازمشکلات هم نیست.

من درجهت ساخت نرم افزاری دیگرالبته پرمحتواتربرآمدم نرم افزاری که روزانه افرادبتوانندبه محاسبه نفس خودبپردازندوبراساس مقایسه ای که اوروزانه برای خودبه وجودمی آوردحتی نمایش آن درقالب نمودارپیشرفت وخوب بودن خودواصلاح خودرادرگزینه های مختلف تماشاکندونقاط ضعف وقوت خودرابهترپی ببرد(حتی نشان دادن برروی نمودارومقایسه پیشرفت اودرهرروز)وقسمتی هم داشته باشدکه برای تقویت ودرست کردن بایدچه راهکارهایی درپیش بگیردهمچنین ازامکانات دیگرآن داشتن گزینه هایی باشدتااگرفردی دچارناراحتی یاحالات ومشکلات روانی مثل ترس،خشونت،ناامیدی وحسادت و.....شد(من آن رادرسه قسمت بنام های منفی مثل ترس،خشونت،بناامیدی،حسادت ،دروغگویی،غیبت،مسخذه کردن و....درکل می توان گفت نکاتی که انسان بایدازآن دوری می کردمثبت نکاتی که بایدبه آن می رسیدمثل راستگویی،فداکاری ،دوستی و....وقسمتی هم برای آرامش که فردبا آن احساس آرامش پیداکند)بتواندبانگاه کردن به جملاتی که به صورت کوچک وپرمحتواباشدازبزرگان یاقرآن آن آرامش ونگاه درست راپیداکند(البته می توان درحالت پیشرفته ساخت وازصوت وفیلم وموسیقی وگزینه های دیگرهم استفاده کرداماازآنجائیکه من نمی خواستم کتاب باشدیازودحوصله انسان سربرودیابرای رسیدن به آن حالت زمان طولانی بخواهد)ودرآن حالت به قسمت های مربوطه مراجعه کندالبته ساخت این نرم افزاربه گونه ای باشدکه فردبتواندخودهم مدیریت آن رابرعهده داشته باشدودراضافه کردن گزینه ها چه درقسمت اول برای محاسبه نفس وچه درقسمت دوم برای رسیدن به آرامش ونگاه درست راداشته باشدالبته برای درست کردن این نرم افزارمادرسال قبل دروبلاگم به دوستان گفتیم واین رابیان کردم اگردوستی تاآخربامن باشدبعدازمطرح کردن این ایده حاضرم بیان کنم که متاسفانه ازآن زمان تاحالاکسی آمادگی خودرااعلام نکردودیگرمنم گمان نکنم بتوانم درمورداین پروژه وقت بگذارم امابرای دوستان بیان کردم تادوستان دست به این کارمفیدبگذارندقابل ذکراست نرم افزاراولی که ماساخته ایم اولین بودن دراین راه رادرخودداردواگردوستی نرم افزاردوم پیشنهادی من رابسازداول بودن خودرادرجهان داردومطمئنن کاربسیارنیکویی است که اجربزرگی خواهدداشت واگرکسی ساخت وبازنیازداشت من توضیح بیشتردرارتباط باآن بدهم درخدمتم(البته نرم افزاراولی دوسالی به نظرم می شه که مادرست کردیم)

 

امادرموردنرم افزارکلکسیون عشق وچراساخته شده قسمت هایی که به عنوان راهنماآن دوست عزیزآماده کرده مادراینجاقیدمی کنیم

 

 

هیچ دوستی حق نداردبادیدتجاری به این ایده های من نگاه کندودست به ساخت آن بزندهرچندکه شایدیکی ازدلایل ساخته نشدن آن این باشدکه چندان نمی توان بادیدتجاری به آن ساخت امابازحق خودمی دانم باتوجه به اینکه این ایده ازمن بوده گسترش این ایده هاویااستفاده ازاین ایده هیچ کس حق استفاده تجاری راندارد

 

برای دانلودروی کلمه زیرکلیدکنید

 

Love Collection 1.0

1.20MB

درصورتیکه دراستفاده ازنرم افزاردچارمشکل شدیدمنوباخبرکنیدواگرتوانستیددرپیشرفت آن ویاساخت دیگرنرم افزارهامنومحروم نکنید

دنياي امروز، دنياي ارتباطات است. شما بخش عمده اي از زندگي خود را در ارتباط با ديگران سپري ميكنيد و يا در فكر آن به سر مي بريد. تحقيقات نشان داده است كه 75 درصد اوقات روزانه ما، صرف ارتباط با ديگران مي شود و شايد بتوان گفت 75 درصد موفقيت ما به روابطمان بستگي دارد. اگر بتوانيم ارتباطات موثرتر و موفقي داشته باشيم، موفقيت چشمگيري هم به دست خواهيم آورد, در غير اين صورت شكست خواهيم خورد. اما عليرغم اينكه ارتباط با ديگران تا اين حد حياتي و مهم است, ناتواني عمده ما هم همين جاست. در اين دنياي پيچيده روابط, آنچه بيش از هر چيز, مورد نياز به نظر مي رسد, راهي براي صميميت, نفوذ و تاثير گذاري مطلوب به دنياي انديشه و احساس ديگران است. در همين راستا , نرم افزارLove Collection  (  نگارش 1 ) از سري نرم افزارهاي موفقيت براي دستيابي به چنين اهدافي طراحي شده است. توسط اين برنامه شما مي توانيد مجموعه اي از بهترين رفتارها، خاطرات و برخوردهاي خوب دوستان و اطرافيانتان كه نسبت به شما ابراز داشته اند را جمع آوري كنيد. به اين معني كه هر رفتار محبت آميز و دلسوزانه اي را كه از طرف دوستانتان دريافت مي كنيد، تك به تك در اين برنامه به ثبت مي رسانيد. اين افراد مي توانند همسر، همكار، اعضاي خانواده ، فاميل، دوستان -  و تمام كساني كه به نوعي با آنها در ارتباط هستيد -  باشند.  چرا كه در قبال تمام رفتارها،  انسانها ميل به خاطر سپاري آن رفتارهايي دارند كه بيشتر جنبه منفي دارد. به اين معني كه انسان طبيعتا خوبي هاي ديگران را فراموش مي كند و بدي ها را به خاطر مي سپارد. اين يك روش ابتكاري است تا توسط اين برنامه، ذهن خود را شرطي كنيد تا خوبي هاي ديگران براي شما پررنگ تر شود. از قديم گفته اند:  اثر كم رنگترين نوشته ها از  قويترين حافظه ها  بيشتر است. و مطمئن باشيد كه با گذشت زمان، به نتايج شگفت انگيزي دست خواهيد يافت. اين برنامه اين قدرت را به شما خواهد داد كه انسان متفاوتي باشيد. شخصي كه خوبي هاي ديگران را به خاطر داشته باشد مطمئنا انسان متفاوتي خواهد بود چرا كه  در عمل همانند خورشيد يك سويه مهر مي ورزد. اگر كدورتي بين شما و دوستانتان پيش آيد، كافي است با ورق زدن خوبي هايش و به خاطر آوردن آنها توسط اين برنامه، روحيه تان را تغيير دهيد و با آغوش گرم از دوستانتان استقبال كنيد. به همين سادگي محبوب و دست نيافتني خواهيد شد. امتحان كنيد تا باور كنيد.  براي موفقيت هيچ رازي وجود ندارد. تنها بايست دست به عمل بزنيد. اين برنامه حاصل تلاش 14 سال مطالعه و تحقيق در زمينه رفتار انساني مي باشد كه به صورتي كاملا كاربردي و ساده طراحي و به شما عزيزان عرضه مي شود تا از نتايج بالاي آن بهره مند شويد. عشق اساس همه جذابيت هاست و همه موهبت ها هم از عشق است. بنيان هستي بر اساس عشق الهي است. خلقت انسان و همه موجودات حاصل عشق است. اگر بخواهيد چيزي را جذب كنيد بايد به آن عشق بورزيد. پس براي عشق ورزيدن بايد راه و روش آن را  بياموزيد. اين ذهن ماست كه ما را شاد يا ناشاد، بدبخت يا سعادتمند، غني يا فقير مي سازد. اغلب مردم، خواهان تغيير روحيه اند و مي خواهند راضي، شادمان و پرشور باشند. اگر قانون عشق را رعايت كنيد، يقين بداريد كه ديگر نيت و عملي نخواهيد داشت كه به فرد ديگري آسيب وارد كند. يادتان باشد كليد پيروزي، اقدام به عمل است. پس هم اكنون دست به كار شويد...  

 


 

نوشته شده توسط محمد در سه شنبه سیزدهم فروردین 1387 ساعت موضوع روانشناسی | لینک ثابت

بدنبال آرامش وموفقیت

 

مهمترین گزینه وخلاصه انسان دررسیدن به آرامش است

 

تنهاگزینه ای که انسان درطول زندگی بدنبال آن بوده ،آرامش بوده است .هرجایی که می رودوهربیانی ارائه می دهد آرامش خودرامی خواهد.حال چه باخواستن آزادی یابارسیدن به رفاه اجتماعی یاباشکوفایی استعدادش یاعدالت اجتماعی یابرابری یا....درهرحال هرگزینه رابه این دلیل می خواهدکه احساس آرامش ورضایت کندازآن موقعیت وفکری که به آن رسیده است.البته مادرگذشته گزینه هایی برای رسیدن به این آرامش بیان کردیم گزینه هایی که انسان درانتخاب آزادبه آن می رسد.(به آرشیومطالب قسمت آزادی مراجعه شود)انتخابهایی که آزادانه نسبت به شغل ، نوع تحصیل ، محل زندگی ، نوع پوشش ، نوع غذا ، نوع روش زندگی ، اندیشه وعقیده ، نوع حکومت  و..... درپیش گرفته می شودکه حتی شایددرکشورهایی که ادعای دادن آزادی به مردم خودبیان می کنندنتوان یافت وانسان آزادرامی توان فردی یافت تاحدودی به آرامش های درونی دست پیدامی کندامااین یک بخش قضیه است بخشی ازقضیه دراین است که انتخاب های آزادهم درست وبه حق باشدیعنی اگرانتخاب شغل یانوع اندیشه وعقیده وفکردرست وبه جانباشدنه تنهاانسان احساس آرامش نمی کنداگردرکشوری باشدکه آزادی داشته باشد(مثل کشورهای اروپایی هرچندکه گفتیم به معنی کامل آن وجودندارد) واهل فکروتفکرهم باشدوهمان طورکه درایدئولوژی شیطانی هم بیان شد( این مطلب درآرشیومطالب درقسمت نگاه درست – حرکت درست وجوددارد)خودرابه بی خیالی نزدورفتاردرست درمقابل به جستجوی آرامش وحقیقت بودن بزندواگرآن راپیدانکندیادچاربحران فکری وروحی می شودیااینکه دچارافسردگی وخودکشی می شودچون شایدآن جوان ایرانی اهل فکرنهایت گزینه ای که بدنبال آن است وجزاهداف اوست آزادی باشدولی همین که درکشورهای اروپایی رسیدوبه آن هدف دست یافت دیگرهدفی برای اونمانده ودچارپوچی می شود؟پس این وبلاگ هم اینگونه عمل کرده است یعنی روشی درپیش گرفت که انسانهاازمسائلی که برای انتخاب درفکروعمل دارندانتخاب درست داشته باشندواحساس آرامش کنند.(هرچندکه تاحال نتوانسته)

 

پس آیاواقعاآرامشی وجودداردوآیاباتوجه به مواردگفته شده می توان آرامش رادرمکانی یافت؟

 

درکشورماهم مثل کشورهای دیگربدنبال آرامش وموفقیت بوده اندآن هم موفقیت هایی که یک شبه حاصل شودبرای همین زمانیکه موسسات ونگرشهایی درایران برای رسیدن به این گزینه هابه راه انداخته شددرزمان حرکتش به صورت چشمگیری مورداستقبال قرارگرفت.بله منظورم حرکت هایی بوده که شایدنام اشخاصی مثل دکترآزمندیان،احمدحلت،اعتمادی،محمدعلی اکبری و...رابه توان نام بردآنهایی که بااین عنوان آمدندمامی توانیم گزینه های آرامشی ورسیدن به موفقیت درتمامی عرصه های زندگی ویادگیری سریعتروگریزازبیماری های روانی وجسمی برای شمابه ارمغان بیآوریم .روشی که هنوزکه هنوزاست (هرچند که مثل گذشته نیست) مورداستقبال مردم است گزینه هایی که براساس نگرش مغرب ومشرق زمین واردفرهنگ مردم مامی شد.نگرشهایی که هنوزازلحاظ علمی وروانشناسی به تکامل خودنرسیده است ودربسیاری ازمواردازحوزه های علمی ودانشمندان موردطردقرارمی گیرد.

دکترعلیرضاآزمندیان مباحثی بیانی دارندباعنوان تکنولوژی فکروچگونه راه سعادت رایافتم؟دراین مباحث درقالبی بیان می کندوسپس می خواهددرجهت نگاه خودمواردی همچون آرامش،روحیه شاد،اعتمادبه نفس،عالیترین ارتباطات انسانی ،موفقیت درهمه عرصه های زندگی رابرای بشربه ارمغان بداردگزینه هایی که کل بشریت بدنبال آن هستندبه خصوص مردم ماکه بامشکلاتی که دارندبدنبال دریچه وراهی میان برهستندراهی که هرچه سریعترازاین بحرانهاآنهارانجات دهدویااین گزینه هاخودفریبی بیش نیست گزینه هایی که بایددرتحول درمدیریت درکشور،به وجودآمدن نظام اقتصادی وسیاسی درست بدنبال آن بودداشتن مردمی بارشدفرهنگی وفکری بالاودرسایه نظامی هدفمندوآزادوموحدوآیامی توان درغیرآن بدنبال این گزینه هابودوتاچه حداین مواردقابل دسترسی است.وآیابرای پایان دادن به تمام ناکامیهای زندگی،به وجودآوردن انسانی دیگر،به وجودآوردن آینده زیبا، ساختن انسانی آرام وبانشاط وهدفمندومهربان وعاشق ومصمم،انسانی که ازلحظه لحظه زندگیش لذت ببردبایددرتکنولوژی فکردیدوآیااین گزینه وآخرین دست آوردبشریت برای نجات انسان است(من تنهابه13سی دی ایشان دراین ارتباط گوش داده ام که بااین گزینه بیان می شودکه این سی دی هامقدمه تکنولوژی فکراست وبایددرکلاسهای آنهاشرکت کردکه من بدلیل کمبودها،امکان شرکت درکلاس آنهارانداشته ام.)

 

امااین نگرشهاکدام موارداست :

1- دادن اعتمادبه نفس به افرادکه بااین نگرش به پیش بروید(دکترآزمندیان نسبت به این نگرش،حرکت هایی بسیاری داشته اند) مامی توانیم به هرگزینه ای برسیم وتنهانبایدنگرش منفی داشته باشیم ومنفی نگرنباشیم درحدی که کتابهایی مثل چه کسی پنیرمراجابه جاکرد؟ قورباغه ات راقورت بده ؟ مدیریک ثانیه ای و...رامی توان نام بردکه درجهان ارائه می گرددکتاب هایی که درکل دنیابه عنوان رکوردارترین کتا بهای پرفروش سال می شوندکتابهایی که بیشترازاینکه بیانی علمی داشته باشدگذراززندگی وبیانی داستانی است اماآیانگرشی که آنهامی دهنددرجهت انسان یادرجهت نگاه توحیدی است چون دربسیاری ازموارددرحرکت هایی که این دوستان داشته اندخواسته انداین نگرشهارادینی هم بیان کننددرحالیکه دراین نگرشهاحتی دربسیاری ازمواردازدوستان درعلم روانشناسی موردطرداست چون آن راعلمی نمی دانندگزینه هایی که به افراداعتمادبه نفس کاذب می دهددرحدی که فردازخودش برای رسیدن گزینه هایی متوقع می شوددرحالیکه درحداستعدادوشرایط زندگی اونیست گزینه هایی که دربعضی مواردانسان رادچارخودبزرگ بینی می کند.درحالیکه دراین روش باید،بایدبگویی بایدمی رسم وچیزی به عنوان نه !وجودنداردتازمانیکه نه نیاوری؟!من همیشه ازدوستانیکه پیرواین نگرش هستند پرسیده ام که چراماتنهایک نفربه عنوان انیشتن درجهان می شناسیم یاتنهایک نفرتبدیل به بیل گیتس شده است چراباوجوآنکه درجهان همه این کتابهارامی خوانندتبدیل به این گزینه هانمی شوندمتاسفانه بعضی ازدوستان می گویندبه فلانی نگاه کن ازاین گزینه استفاده کرده وبه موفقیت هایی هم رسیده است امامن همیشه گفته ام که فلان فردآن شرایط مطلوب رابرای رسیدن به آن موردداشته است وتنهامشکل اونداشتن اعتمادبه نفس لازم بوده است که ازاین طریق کسب کرده است اماهمین گزینه رامطمئن باش که اگرفردی دیگربه اجرابگذاردوشرایط مطلوب رانداشته باشد(استعداد،علاقه مندی ،شرایط اطرافش برای رسیدن به موردنظرو...)به آن نخواهدرسید؟ زمانیکه من استعدادانیشتن شدن راندارم چگونه انیشتن بشوم ؟چه طورامکان داردمن بیل گیتس بشوم اصلاحالابل فرض منم شدم مگه دراین دنیابرای چندنفرفضاوجابرای بیل گیتس شدن داردآیااگرهمه این نگرش راداشته باشندمی توانندبه این پل موفقیت هابرسندآِیااین امکان پذیراست اصلااین چه انسانهایی هستندکه دررویاسپری می کنند؟

البته من به این دوستان گفته ام که مادردین گزینه ای مثل توکل داریم که شبیه به همان اعتمادبه نفس یاگزینه ای که این دوستان عنوان می کنندمی باشدیعنی اینکه توشرایط راآماده کن وتوکل به خداکن حتمابه آن می رسی اماشرط آن هم ایجادشرایط لازم است

درکل بایدگفت به گزینه هایی مثل آرامش وموفقیت واعتمادبه نفس وتوکل تعریف می خواهدتعاریفی که شایدجای خالی خودرابیان می کندکه افرادبه جای اینکه دردین بدنبال آن باشنددرخارج ازدین بدنبال آن هستنداصلاچه بیان هایی یافت شده که درمکانهای دیگربایدجست؟

 

2- وجودگزینه هایی همچون تله پاتی ،انرژی درمانی ،تجسم خلاق ،مدیتیشن ومراقبه،هیپنوتیزم ؛یوگا ،ارتباط باارواح وجن و...گزینه هایی که بیشترریشه درشرق دورداردبااین عنوان که برای رسیدن به گزینه های آرامشی می توان ازآن سودبردالبته من دراین قسمت چندان مطالعه نکرده ام وحرفی برای بیان ندارم وتامی دانم نمی توان منکردست آوردهایی ازسوی آنهابودهرچندکه هنوزبه رشدکاملی ازخودنرسیده اندحتی گزینه ای همچون انرژی درمانی رابعضی دوستان پزشک مخالف آن هستندیاتجسم خلاق که بسیاری ازدوستان روانشناس موافق آن هستندامادریچه دین نسبت به این گزینه هاچگونه است وآیامی تواندنسبت به آن باتوجه به عدم رسیدن به رشدخودش بیان داشته باشدیانه؟!من نمی دانم؟!

 

3-مواردی که به عنوان رسیدن به یادگیری سریعترعنوان می شودهرچندکه بحثی نمی توان دراینجابیان کردالبته این گزینه هم برای رسیدن سریعتربه پل های موفقیت است بعضی ازمواردیکه بیان می کنندمفیداست باتوجه به حجم اطلاعات که درزمان حال وجوددارد .بسیاری ازگزینه های آن مضراست وآن هم باتوجه مشکلات نحوه آموزش وکنکورکه درکشورماوجودداردعنوان می شودکه راهکاری درست نیست که ماحق مطالعه وآموزش رافدای حفظ طوطی وارمی کنیم.

 

4-گزینه هایی که نسبت به نگرش به این دنیاواشخاص ومثبت نگری ودوستی باخداودین وایمان ومعنویات وترس وسعادت ولذت بدرن اززندگی وشادی وکنترل خشم وحسادت و... بیان می شودکه نمی خواهم به جزئیات وتک به تک بیانهای آنهابپردازم اماباتوجه به اینکه این نگرش هامنبع آن غرب است(بسیاری ازکتاب هایی که عنوان می شودباتوجه به نگاه مسیحیت است)مشکلات خاص خودراداردکه نمی توان هم نامفیدبودن آن راردکرددراین قسمت خوددوستان می توانندمطالعه بیشترکنند.بایدگفت بیان هایی که ازاین گزینه هاست چیست؟که جذب کردن رادرخودمی آوردآیابایدتعریفی که ازاین موارددارندجست؟یادرزبان ارائه آنهادانست؟

 

5-روی آوری به کتابهایی که درحجم کم اماباپیام آوری زیادبه خصوص درقالب شعرونثراست عنوان می شودالبته این گزینه بسیارمفیداست ومورداستقبال بسیاری ازجوانان قرارگرفته است مثل کتابهای جبران خلیل جبران و....

 

5-راه حل هابرای حل ترک سیگاروموادمخدردارندیابرای درست کردن برقراری روابط درست بادیگران یابااجتماع هرچندکه درگزینه اول مهم نیست امادرگزینه دوم معمولادربعضی مواردباگزینه های دینی متفاوت است درحدی که بعضی ازدوستی هارابیان می کنندکه می گویندمهم پاکی دل افراداست به هرحال مشکلات خاص خودراداراست

 

درکل می توان اینگونه بیان کرددربسیاری ازگزینه های بیان شده که این دوستان برای کشورمابیان کردندچون ریشه های آن براساس فرهنگ حاکم برکشورمانبوده نتوانسته ونخواهدتوانست مفیدواقع گرددمابدون توجه به اینکه بیانهاازکجاآمده ودرچه بستری برای خودرشدوسعادت وآرامش آورده است ونداشتن روحیه علمی ومطالعاتی نسبت به این گزینه هابرخوردداشته ایم هرچندکه نمی توان گفت که دربعضی مواردفرقی نمی کنددرچه شریط ومکانی عنوان شودامادرکل نسبت به این حرکت هاونگرشهانمی توان اینگونه نگاهی داشت وماقبلامطلبی بااین عنوان:علم محوری قرآن(درآرشیومطالب قسمت نگاهی نوبه قرآن مراجعه شود)داشته ایم .درکل دربسیاری ازمواردحرکت هاونگاههابراساس منفعت طلبی بعضی دوستان است(باحرکت تجاری وسودجویی ازانسانها،انسانهایی که هرجانامی وبویی ازثروتمندشدن وموفقیت می شوندبدون فکرجذب آن می شوند)  نه اینکه واقعاافرادبخواهندآرامش برای مابیاورندودورکردن ازنگاههاوپذیرفتن نگاه آنهابدون تفکراست

 

 

حال می خواهم بپرسم آیاواقعاآرامش وسعادت وموفقیت درکجاست ودرکجامی توان آنهارایافت آیااین جریانات وحرکت هاهمسوباآرامش وسعادت هستندوآیامی توان به عنوان گزینه های مفیدنام برد؟

تعاریف درست ازآرامش وموفقیت وسعادت چیست؟دین نسبت به این گزینه هاچه بیان وتعریفی دارد؟

 

دردینی که انسانهارابااستعدادهای مختلف معرفی می کندکه هرکدام درسرجای خودمهم  است وآن فردبایددرآن قسمت خدمت کندوارزشمنداست واینکه برای دست یابی به مقلوله هایی مثل رفاه اجتماعی وموفقیت بایدشرایطی مثل داشتن حکومت درست ومدیرت درست و...به ارمغان آوردمی توان بامقولاتی که این اشخاص برای جامعه مامعرفی می کننددست پیداکردیاتنهادل مشغولی هاوسرگرم کردنی های برای دورکردن مردم ازواقعیت هاست وواقعابرای اینکه یک جامعه به موفقیت وآرامش برسدچیست؟آیااینکه همه باتوجه به ارزشهایی که فعلابرای جامعه تعیین کرده است وفردهم برای رسیدن به موفقیت وآرامش وثروت ورفاه اجتماعی بایدازاین کانالهاعبورکندهست آیامی تواندواقعابرای خودودیگران این گزینه رابه ارمغان بیاوردومفیدواقع گرددوآیااین گزینه هابرای تمامی افرادقابل دست یابی است؟

 

وبقیه بیانهانسبت به این گزینه دست دیگرعزیزان رامی بوسد....

 


 

نوشته شده توسط محمد در سه شنبه سیزدهم فروردین 1387 ساعت موضوع روانشناسی | لینک ثابت

چرایک مسلمان نیازی به تشویق ندارد؟(استقلال فکری)

یک انسان توحیدی به گونه ای تربیت می شودکه خودرابی نیازازتشویق وتشکرانسانهای دیگرمی کند.اگرانسانی به گونه ای تربیت شودکه نیازمندتشویق وپاداش وشهرت ومادیات ازانسانهاباشدنه تنهابرای انسانیت مفیدنخواهدبودبه ضررانسان کارمی کندزیرافردی که براساس نگاه دیگران وتشویق ازسوی آنهاکارمی کندنمی تواندخودرامطابق بانظردرست حرکت دهددرحالی که انسان توحیدی تنهابه فکراین است که نگاه درست راببیندوبراساس آن حرکت کندونگاه دیگران وتشویق دیگران رانسبت به خودبی اهمیت می داندوبراساس امکانات واستعدادی که داردسعی می کندبانگاهی توحیدی حرکت کندوبرای خودوانسانیت رشدوکمال رابه ارمغان آوردنه خودرابادیگران مقایسه کندیاچیزی بخواهدچون می دانددرغیراین صورت نمی تواندرشدی به ارمغان آوردودچارضعف خواهدشدواوخودرابراساس این دنیانمی سنجدبلکه نگاهی فرازمینی دارد.

انسان توحیدی به خاطررشدوخدمت حرکت می کندنه به خاطرنگاه وفکردیگران نسبت به خودواین انسان می تواندبرای رشدبشریت مفیدباشد.

 

یک انسان توحیدی درمواجهه بامنتقد

 

منتقدبه هرحال چون درحال نقدکردن است نمی تواندبه نکات مثبت هم بپردازدونمی خواهدبگویدکه هیچ کسی هیچ کاری انجام نداده است یانکات مثبتی وجودندارداماآیایک مسلمان واقعی نیازمنداین است که ازاوتعریف شوداین فردکه مسلمان نیست زیراکارهای خودرابه خاطراین مورد انجام می دهددرحالیکه یک مسلمان واقعی تشویق خودراازخدای خودمی خواهدوتنهااین موردراازدیگران می خواهدتانقاط ضعف اورا ببینندودررفع آن بکوشدوخودرارشددهداماماچگونه ایم برعکس این موضوع هستیم وهمیشه منتقدرادشمن خودحساب کرده واز او گریزان هستیم امامااین موردرانمی بینیم که اوبه نفع ماست زیرامامی توانیم عیوب خودراازطریق اوببینیم وخودرابیشتررشددهیم (بادیدن عیوب ورفع آن)

هرچندکه امکان داردروش نقدمنتقدغلط باشدوازابزاری که استفاده می کندبایدنسبت به اشخاص مختلف متفاوت باشدونسبت به این گزینه بامنتقدبه نقدنشست امانمی توان درعدم نقدبه نقدنشست وناپسنددانست.ماتبدیل به انسانهایی گشته ایم که ازافرادچاپلوس بیشتر خوشمان می آیدبه هرحال هرچندکه باتربیتی که یافته ایم درکنارمنتقدبودن سخت است امابایدبکوشیم تااین نقص را برطرف کنیم.

 

درنتیجه انسان توحیدی بایدبه گونه ای تربیت شودکه به خاطرشخص،تشویق،پاداش دنیوی،نگاه دیگران و...حرکت نکندبلکه بایدنگاه درست راپیداکرده وبراساس آن حرکت کندبرایش مهم نیست که دیگران درمورداوچگونه اندیشه می کنندچون زندگی اودراین دنیاخلاصه نمی شود.این چنین انسانی می توانددرآبادانی این جهان کوشاباشدوبه هرقیمتی حرکت نکندوباعث نابودی خودودیگران نشودبه خاطراینکه دیگران اوراببینند.این انسان یادمی گیردکه استقلال فکری داشته باشدودرمقابل دیگران اگرنادرست هستندنه بگویدنه اینکه خودراتابع دیگران کندتااورامسخره نکنندتااورابه حساب بیاورندتااوراموردتمجیدقراردهند

 

گفتن نه برای خیلی هامشکل شده به غیرازانسان توحیدی

درمقابل درخواست هاوافکارنادرست دیگران نه بگوییم ونگذاریم دیگران برماحکومت کنند

استقلال وآزدای ماراازبین برده وبراساس نگاه آنان حرکت کنیم

تنهاانسان توحیدی است که بااعتمادبه نفس کامل نه خواهدگفت

 

سوره بقره آیه139-سوره مدثرآیات 2و11و14و18(آیاتی ازقرآن درارتباط باخالص کردن اعمال فقط برای خدا)البته این بیان شودکه نظرروانشناسان نسبت به تشویق به گونه ای دیگراست وآنهاامرتشویق راامری ضروری برای داشتن انگیزه بشری برای انجام دادن وبهترانجام دادن کارهایشان بیان می کننددرحالیکه این انگیزه نمی توانددرست باشدچون اگرتشویق غلط باشدانسان رادرجهت غلط قرارمی دهدوانسان براساس درستی حرکت نمی کندهمان طورکه درحال حاظربرای بدست آوردن احترام اجتماعی،ارزش اجتماعی می بینیم افرادبرااساس نگاهی حرکت می کنندکه نه تنهاموردقبول اسلام نیست موردقبول عقل بشری هم نیست.

 

مطلب بعدی در27مرداد به روزمی شود( امکان دارددراین بین مطلبی اضافه شود )

 


 

نوشته شده توسط محمد در سه شنبه بیست و سوم مرداد 1386 ساعت موضوع روانشناسی | لینک ثابت

معنی غروروفروتنی وموفقیت

بعضی ازدوستان معنی فروتنی وغروررانمی دانندفروتنی به این نیست که اگرفردی استعدادی داردبخواهدمنکرآن شودیابیان نکندوبگویدآن راندارم بلکه فروتنی به این است که فرداگراستعدادی داردخودرابهتروبرترازدیگران نداندزیرابهترین کسی است که تقوای بیشترراداشته باشدوآنهم تنهاخدامی داند(سوره حجرات آیه 13)برعکس آن چیزی که درجامعه ماجاافتاده است واین امراحساس می شودکه اگرفردی مثلامهندس یاپزشک شدیادرفلان ورزش مدال آوردویاعالم دینی شددرزندگیش موفق است وبهترین فرداست وازارزش فوق العاده ای نزددیگران برخوردارمی شود.فردتوحیدی هم این مواردراکسب می کندامااین مواردبرای اوهدف نیست بلکه وسیله است برای رسیدن به رشدوتکامل وموفقیت وبخشی ازآن مسیری است که بایدطی کندامادرحال حاضردربین جامعه این مواردتبدیل به هدف شده است.فردازآنجاکه توحیدی است ومیداندکه بایدازاستعدادش درست استفاده کندودرخدمت خودوبشریت به کارگیردودرعمران وآبادانی جهان درتلاش باشدخودبه خودازاستعدادش استفده کرده وبه مواردگفته شده دست پیدامی کندوبه جای اینکه برای انسان توحیدی اینگونه اورابه حرکت واداردبانگاه جامعه به حرکت واداشته می شوددرنتیجه نمی تواندبه ان معنای درست دررشدخودودیگران کارکرده واستعدادش درست حرکت کندیابهتراست بگوییم اواصلاتوحیدرانشناخته است.

اماگرفردی استعدادی داردبایداعتمادبه نفس داشته وبگویدفلان استعدادرادارم وازآن استعدادش استفاده شودواین به معنای این نیست که آن فردخودرابهترازدیگران می داند(این ازدیدگاه یک انسان توحیدی بیان می شودوگرنه امکان داردازدیدگاه خارج ازاین شخص، حتی بابیان استعدادش قصدبهتربودن خودرانسبت به دیگران بداند)امابعضی ازدوستان خیال نکنندکه اگرمانظراتی دادیم خودرابهترازدیگران می دانیم یاادعای این موردراداریم که دانایی خودرابیشترازدیگران می دانیم من تنهااندازه فهم خودصحبت می کنم واین امرراهم می دانم درمقابل خیلی ازافرادهیچ عددی نیستم ودرمقابل آقای هاشمی من به اندازه انگشت ایشان هم نمی شوم (این واقعیت رابیان می کنم چون بعضی هابانام فروتنی ازاین جملات استفاده می کنندکه به نظرمن فروتنی نیست وتنهافریب دادن ودروغ گفتن است وبااین کلمات می گویندکه مافروتن هستیم یعنی دچارکبرمخفی ودروغ هستندوتعارفات است وگرنه فروتنی دروجودانسانهاهست. بیان باآنچه که دردل گفته می شودیکی نیست)امابعضی وقتهاشاگردبه چیزهایی می رسدکه استادنمی فهمددرپست های بعدی نسبت به زندگی پیامبروصحابه، درآزادی بیان این موردبیان خواهدشدواین هیچ مشکلی ایجادنمی کندوبه این معنانیست که شاگردخودرابهترازاستادمی بیندواین چیزی طبیعی است چون شاگرددرحال رشدکردن وبه استادی رسیدن است وآیاعلماخداوپیامبرهستندکه بدورازخطا واشتباه باشندوآیامابایدانهاراتبدیل به خداکنیم؟همچنین یکی ازوظایف من امربه معروف ونهی ازمنکراست همان چیزی که خدادرقرآنش آورده است وازتمامی انسانهاخواسته است که نسبت به همدیگرانجام داده واین امررابیان نکرده است که تنهافلان فردکه فلان درجه ومدرک راداردمی تواندبه این موردبپردازدتازه این حق من است که نسبت به چیزهایی که نسبت به آن آگاهی یااعتقاددارم درتبلیغ ورساندن آن به دیگران کوشاباشم همانطورکه هرفردی این کاررامی کندآیاکارمن غلط است وآیااین حق راندارم.      

وشایدیکی ازمواردی که بی ربط نسبت به این موضوع نباشدصحبت آقای سیداحمدهاشمی است که هرچندکه درمورداین موضوع ست که چراانسانی که استعدادداردودرخدمت بشریت است وایمان نداردنبایدبه بهشت برودامابی ربط باموضوع مانیست:

آیا بهشت و دین فقط به اسلام محدود میشود؟ باید عرض کنم که: در اسلام ملاک ورود به بهشت دو چیز است:ایمان وعمل صالح خداوند می فرمايد: (وَالَّذِينَ آمَنُواْ وَعَمِلُواْ الصَّالِحَاتِ أُولَـئِكَ أَصْحَابُ الْجَنَّةِ هُمْ فِيهَا خَالِدُونَ) [البقرة : ۸۲] یعنی کسانی که ایمان آوردند و عمل صالح انجام دادند، آنها اهل بهشتند و در آن جاودانند. عمل صالح تابع ایمان است، یعنی عمل صالحی که انگیزه اش ایمانی باشد و از روی اخلاص باشد.
بر این اساس کسی که شرط اول را نداشته باشد، وارد بهشت نمی شود، حتی اگر خود را مسلمان بداند، وروزی پنج بار نماز بخواند. (مثلا منافقین) که البته این را فقط خدا می داند
خدمت به بشریت مطلوبست، ولی اینکه آنرا ملاک ورود به بهشت قرار دهیم، بگمانم منصفانه نباشد، زیرا ایمان وعمل صالح دو فاکتوری هستند که همه انسانها فرصتهای مساوی برای دسترسی به آن دارند، در حالی که در فاکتور خدمت به بشریت، همه انسانها از فرصتهای مساوی برخوردار نیستند، زیرا همه آنها از هوش وامکانات مساوی برخوردار نیستند.اگر یک مسلمان هم به بشریت خدمت کند، اما خدمت او انگیزه ایمانی نداشته باشد، وبرای خدا نباشد، در نزد خداوند کوچکترین اجری ندارد، تا چه برسد به غیر مسلمان! در اسلام کیفیت مهم است ونه کميت، قصد و نیت مهم است و نه حجم عمل.

 

محمد:می بینیدآموزه های دینی به گونه ای است که فردراازدرون تربیت می کندنه ظواهرواگراستعدادی داشت خودرابهترنمی داندچون ملاک های برتری نزداوچیزدیگری است و همانطورکه گفتیم امکان داردباوجودیکه درظواهروصحبت ها ی فردی فروتنی است امادرواقع این گونه نباشدپس برای رسیدن به بهشت سعی می کنددرون ونیت خودرادرست کند .         

 

مطلب بعدی در 16 تیر به روزمی شود( امکان دارددراین بین مطلبی اضافه شود )


 

نوشته شده توسط محمد در سه شنبه دوازدهم تیر 1386 ساعت موضوع روانشناسی | لینک ثابت