بشردرحالی دست به تولیدات می زندکه انسان رادرنظرنگرفته وتنهابه فکرسودجویی بیشتراست برای همین تاتوانسته به بشروطبیعت ضربه زده است
روحیه مصرف گرایی ومدگرایی شدیددربین انسانهاحضورداردوامکان زندگی درست وخوب وآرام راازخودودیگران سلب کرده اند مامفصلادراین مودردرپستی جداگانه قبلاصحبت کردیم که می توانیددرآرشیوموضوعی قسمت رشدوطبیعت مراجعه کنید.
اماچیزی که دردست این سودجویان برای بیشترشدن برثروت شان وبه بردگی کشیدن بیشترانسان است تبلیغ کردن وتحت تاثیرقراردادن انسانهاباگول وفریب است.
آنهاباحیله گری تمام می آیندچه درمعرفی اجناس خودوچه درساخت شرکت هاومغازه های خوداززیبایی های فریبنده ای استفاده می کنندکه درواقع درمعرفی جنس خود،انسانهاراگول می زنندوعیوب جنس خودرامی پوشانندچیزی که خداحرام کرده است چه درتولیدومعرفی اجناس خود .چیزی که درعرضه کالاومعرفی یک کالامهم است بایدجنس راهمان طورکه هست معرفی گرددبدون هیچ پوشش وفریب دیگر،البته این چیزطبیعی است باروحیه مصرف گرایی ومادیگری که بین انسانهارواج پیداکرده است ازاین مواردتحت تاثیرقرارگیرندوحالت دستی برای قدرتمداران وثروتنمدان گردندکه هرروزآنهارابه هرطرفی که می خواهندبکشندوبردگی جدید درعصرجدیدبه وجودآورند.حتی برای پیشرفت وعرضه کالاهم آن فردی پیروزمندمیدان است که بهتربتوانداین فریب رادرپیش گیرد.درحالی آمده اندبازاریابی رابه وجودآورده اندوافرادی رابرای این کارساخته اندکه این اشخاص کاری ندارندجزاینکه بروندبه فریب هرچه بیشترانسانهابپردازندتاانسانهاراجذب کالاکنند،آنهااصلابرایشان مهم نیست که این کالابدردانسان می خوردیانه؟!درخدمت رشدانسانیت است یانه!؟آنهابایدهرچه بافریب بیشترمشتری جذب کنند؟!آنهاباید تولیدات آن افرادراهرچندکه برای انسان مفیدنباشدبافریب به فروش برسانند؟!برای همین فردی می تواندبهترکالارابه فروش برسانندکه بهترازاین حیله هاوفریب استفاده کند؟!
تبلیغ (البته تبلیغ کالاوپیام های بازرگانی و...این مواردموردنظراست)یابایدبرای تمامی شرکت های به یک اندازه باشدیاوجودنداشته باشدوحتماًبایدکه درحدتبلیغ کوتاه وبدورازفریب وواقعیت گرایی باشدوبصورت ساده بیان بشود زیرا اصولاًتبلیغی که فاقداینگونه موارداست جزءفریبی برای انسانیت کاری نمی کنددرحالیکه تبلیغ اصلی درکیفیت یک محصول است حتی این تبلیغ دربسته بندی هاهم زیادتوجه می کننددرست است که انسان زیبایی رادوست داردوبه ظواهرهم بایدتوجه شودامانه تااین حدکه دراین حدودمانده وازکیفیت غافل بمانندوبایدبدانیم که این هم بازفریب انسانیت است که برای انسانهامفیدنیست علاوه براین درجذب مشتری ازجایزه یامواردی همچون این استفاده می کنندکه بازفریب مشتری است می خواهندبه هرراهی شده مشتری جذب کنندبدون اینکه همان کالابه نفع بشری باشدواگرهم آن کالابداست به خاطرتنهاهمین مسائل حاشیه ای مورداستفاده قرارمی گیرد.نبایدقدرت تبلیغ درانحصارافرادی باشدکه باداشتن آن بتوانندبهتردرفروش کالای خودبرآیندبااین وجودکه کالای دیگران بهتراست.
به نظرمن مامسلمانان بهترمی طلبدکه این مواردرامدنظرداشته باشیم تادرعرضه وتولیدکالابه فکررشدوخدمت انسانهاباشیم نه برضدبشری وصدمه زدن به انسانهاوطبیعت وپرکردن جیب هایمان پرازپول ،چون به زودی همان مسئله بلای جان خودمان می شودهمان طورکه بادستخوش قراردادن طبیعت باعث شده که انسانهادچارمشکل شوندمگرچه کسی اینقدرصدمه به طبیعت زدخودهمین انسانها .
باتوجه به اینکه هفته قبل(15خرداد)روزجهانی محیط زیست بود وامروز(25خرداد)روزگل وگیاهه وهفته آینده هم(27خرداد) روز جهانی بیابان زدایی است پس تصمیم گرفتم دراین ارتباط مطلبی داشته باشم.
انسان زمانی می تواندمراحل رشدراطی کندوبه کمال برسدکه همراه طبیعت و دنیاحرکت کندوهم جهت باشدوسبحان گویان درجهت پروردگارش درحال شناوروسیرباشدوهمانطورکه طبیعت طبق دستورات پروردگارش گام برمی داردوتخلف نمی کندانسان هم بایداینگونه باشدتابتواندرشدوکمال رابرای خودوانسانهای دیگران به ارمغان بیاوردوازآنجائیکه بین انسان ودیگر موجودات ازجمله طبیعت وانسان پیوندی عمیق وجوددارددرصورت صدمه زدن به آنها،خودش نیزنمی تواندرشدی که موردانتظاراست رابدست آورد. رشدنبایدهمراه تخریب باشدبایدازطبیعت درس گرفت که فعالیتهای تجدیدپذیرندو فضولات برجانمی گذارند،فعالیتهایی رشدهستندکه همانندطبیعت عمل کند(طبیعت زباله ایجادنمی کنداماانسان..؟) زندگی انسان هم باید همانندطبیعت بوده وهرچه می گیردبه آن پس دهدمدگرایی ومصرف گرایی باعث شده که انسان دست به تولیدانبوه زباله بزندوتامی تواندازطبیعت بهره برده وبه طبیعت صدمه بزندوتامی توانددرجهت سودبیشترطبیعت راتخریب کندوتامی تواندمصرف گرایی ومدگرایی رادربین انسان رواج دهدتاسودبیشتری کسب کندوبه جای اینکه کالای باکیفیت بالادرست کنددست به ساخت کالای ارزان باکیفیت پایین می زندکه این به دلیل مدگرایی انسانهاوتوجه زیادبه ظواهروزیادخواستن است بدون توجه به آینده ودیگران .سه عملکردازسوی انسان نسبت به طبیعت صورت گرفته است:١- تسلیم طبیعت شدن ٢- مسلط بر طبیعت (کاری که جهان غرب انجام میده) ٣- قرآن :طبیعت مسخرانسان وعمران ازحقوق انسان می باشدوبایددرجهت آبادانی کره زمین وانسانهاتلاش کندومی داندکه این رشدوشکوفایی انسانها،بدون درنظرگرفتن طبعت میسرنخواهدبود،انسان بایدازکارهایی که منفعت آوربرای تمامی انسانهانیست خودرادورسازدسوره مومنون آیه3.درنتیجه رشدانسان بارشدطبيعت همراه میشودپس هر رشدی که با تخريب طبيعت همراه شودفزونی طلبی وسلطه جويی است وسرانجام انسان وطبيعت را به وادی مرگ میکشاند قومهاوشهرها که از ميان رفتنددراين بيراهه افتادندوبه وادی مرگ رسيدند آن حقی که ترجمان سود يکی و زيان ديگری باشدحق نيست حتی اگر ترجمان داشتن يکی و نداشتن ديگری باشدحق نيست باطل است هرچندکه انسان مدعی است همانطورکه علم درحال پیشرفت است خودمی توانددراین ارتباط درآینده جوابگوباشداماعلمی که درخدمت زیاده خواهی ومصرف گرایی وتخریب وسودبیشتربشریت بوده،نمی توانددراین راه اقدام کنداگرانسانهااینگونه عمل نمی کردندمطمئنن طبیعت اینگونه آسیب نمی دیدوآیاتابه امروزعلم درخدمت انسانهاوبه نفع تمامی بشریت بوده است که ازاین به بعدهم باشد.طرفدارن محیط زیست می گویند: ١-ترکیب توسعه ومحافظه کاری به گونه ای که اطمینان حاصل شودکه بشردرروی کره زمین بقاءورفاه همه موجودات راتضمین کند ٢-توسعه وپایداربه آن معنی است که ازدرآمدطبیعت استفاده شودنه ازسرمایه های موجوددرطبیعت ٣-توسعه پایداربه معنی جستجوی راه هایی برای رفع نیازهای فعلی بدون تخریب امکان پاسخگویی به این نیازدرآینده است ... طبیعت نسبت به قرنهای گذشته نسبت به انسان خشونت بیشتربه کاربرده ، وتنها دلیلی که وجودداردهمین است که ماهم نسبت به طبیعت خشونت به کاربرده ایم تولیدات انسانی به نفع انسانیت نبوده وتنهاباتفکرتولیدبیشترومصرف گرایی ومدبوده است


