تبليغاتX
؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟...چرا...؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

چرامسلمانان عقب افتاده اند؟
تاريخ: شنبه پانزدهم تیر 1387 ساعت :

 

آیااگردین اسلام ازسوی خداست واواست که کاملاشناخت به آفرینش وجهان خودداردوبرهمه چیزتسلط کامل داردوازگذشته وآینده باخبراست پس چرامسلمانان عقب افتاده هستندونتوانسته اندبرای خودوجامعه شان رشدوشکوفایی بیاورند؟

این سئوال اساسی است که بسیاری ازدینداران رابه خودمشغول کرده است وموجب گشته که بسیاری رابه بی دینی بکشاندیاازدین فاصله بگیرندواگرهم اینگونه نگشته دست به ترجمه ای ازدین زده اندکه درواقع برخلاف نگاه دین بوده است تعاریف ونگاهیی ارائه گشته مثل تجربه نبوی که درواقع دین رابه عنوان چیزی بی اعتبارمعرفی گشته است که دیگرنشان ازآن وحیی خدایی وبدون دست خورده نیست که مادرگذشته ثابت کردیم که درواقع این نگاه دینی نیست ومتاسفانه دینی که درغرب باعنوان مسیحیت است وچون بیانی نداردوازتحریف بدورنیست برای ماندن خوددست به تقلامی زندومجبورگشته که تعاریفی ازدین خودارائه دهدباوجوداینکه بااصل کتاب های دینی آنهامتضاداست چندصباحی خودراحفظ کنندامااسلام به گونه ای دیگراست؟چرا؟

 

مشکل مسلمانان اینگونه است خوب نگاه نمی کنندرشدچیست؟تکامل چیست؟پیشرفت چیست ؟ وهنوزنگاهی درست نسبت به این مقولات پیدانکرده اند؟ می گویندغرب یعنی پیشرفت؟! انسان ازدوبعدتشکیل شده یکی مادی ودیگری معنوی باوجودآنکه ازلحاظ مادی رشدهایی درجامعه غرب دیده می شوداماازلحاظ معنوی اینگونه نشده است مانسبت به جوامع گوناگونی درقرآن مثال داریم که ازلحاظ رشدمادی توانستندرشدهایی برای خودبه وجودبیاورندامابدلیل عدم وجودرشدمعنوی سقوط کردندوجامعه های آنهاازهم پاشیداگرروزی قصرهای بلندومجلل وجودداشت باوجوددانشمندانی که دورآن قصرهابودندامروزهم آپارتمانهاوخانه های مجلل که دنشمندانی رابه دورخودگردآورده است داریم .بایدمتوجه بودکه همان ساختمانهاازبردگی و پیکرهای انسانهای بسیاری ساخته شد،امروزهم اینگونه است کسی فراموش نکرده که غرب اینگونه رفتاری باجهان داشت وبسیاری ازکشورهارابه یوغ بردگی کشیدتاتوانست رشدهارابرای خودبیاوردرشدهای مادی وقصرهای مجلل بسازدودانشمندان رابرای خودبخواهدو....وهنوزهم این کارراباحیله هاوفریب هاوتزویرهاانجام می دهد؟اصلاچراانجام ندهدباچه دیدگاهی نخواهدانجام دهد؟آیااعتقادبه دین دارداگرداردبه کدام دین وآن دین ازانسان وجهان چه نگاهی دارد؟دیدیم که دینی مثل یهودچگونه همه چیزرابرای خودمی خواهدوازهیچ کارکثیفی دست نمی کشدوازانجام آن خودداری نمی کند؟

امابسیاری ازمنتقدین غرب می گوینداگرهم اینگونه حرکتی غرب نسبت به جهان اسلام داشته است آنهاامروزخودبایدبدنبال رشدباشندواین خودآنهاهستندکه نمی خواهندوگرنه اگرآنهانخواهندکسی ازآنهاسودنمی برد. این خودآنهاهستندباماندن درمرداب ونخواستن ، ازرشدخودجلوگیری کرده وبه دیگران اجازه می دهندکه بازآنهارابه بردگی بکشند.

 

واما....

 

منم اینگونه عقیده ای دارم یعنی زمانی مسلمانان روبه عقب نهادندکه مهم ترین مسائل رافراموش کردندواززندگی آنهامحوگشت وایندشمن ترین افرادنسبت به اسلام ومردم خودماهستیم ؟!نه دیگران! نه صهیونیسم !نه یهودونه غرب نه امریکاو.....وگرنه همیشه باطل هست درزمان پیامبرهم بوده است دشمنی های دیگران بوده است اماچراپیشرفت کردند؟چرامسلمانان به یکباره توانستندرشدرابرای خودودیگران بیاورندامابه یکباره هم سقوط کردند؟آیااسلام برای زمانی مفیدبوده است ودیگرکارایی خودراازدست داده است؟اگراینگونه اندیشه گرددکه این دین خدایی نیست؟ آیاتعاریف اسلام تغییرکردوبه اشتباه رفت؟بله مشکل ازاینجاست زمانی که مسلمانان به تفکرواندیشه ومطالعه وتحقیق،برنامه ریزی ومدیریت اهمیت می دادندوزندگیی پویاداشتندوگذشتگان وافکاربرای آنهابت نبودوبه همه افکارگوش می دادندوبدون هیچ تعصبی به تمامی افکارنگاه می کردندوبدنبال حقیقت بودندوباوجوداینکه قرآن حق بودبازهم بافکرومطالعه می پذیرفتند،گذشت؟!زمانیکه این مطرح بودحتی اصول دین بایدباتفکرباشدنه تقلیدوار،گذشت؟!امروزمسلمانان سکون رابرگزیدندوبت های جدیدساخته اند(بت هایی به نام اشخاص،افکار،سلف صالح،مذاهب،حرکت هاوفرقه ها،غرب و.....)وبدورآنهامی چرخندوخداگونه پرستش می شودونمی توانندبه اندیشه درست برسندومی گویندبایدازنگاه دیگران جلوگیری کردبایدجلوی افکارباطل راگرفت بایدمواظب بودافرادگمراه نشوندبایدنگذاشت تمامی افکارراهمه ببینندچون آنهاگمراه می شوندومادیدیم که اینگونه آموزش ونگاهی ازقرآن برداشت نمی شودواینجاست که مسلمانان ازقرآن جداگشته اندوآنهاراازقرآن جداکرده اند،چراکه اگرباقرآن ونگاه درست آن باشندبرای آنهارشدوشکوفایی می آوردمگرممکن است چیزی که ازطرف خداست ،برای انسان رشدنیاوردواین راهم بایدبگویم حتی دراین قسمت هم سعی دشمنان این بوده است که جلوگیری کنندتامسلمانان به اندیشه درست برسندپس باتمامی این موارداین خودمابوده ایم که دشمن ترین فردنسبت به خودمان گشته ایم نه دیگران وامامشکل دوم مسلمانان این است که شایدبگوینددرقسمت اول نسبت به مااشتباه فکرکردی وماهم همان چیزی که توبیان داریم معتقدهستیم وبه هرحال شعارهای فراوانی بدهنداماازعمل توخالی هستندیعنی شایدازلحاظ نگرشی به دیدگاه درست رسیده باشندوبگویندمعتقدبه قرآن هستندونگاههای درست قرآنی راخوب فهمیده انداماازعمل توخالی هستنداینان اعتقادراسخ ندارندتادرزندگی آنهااعتقاداتشان دیده شود،من خودم بارهامسلمانان زیادی دیده ام باوجوداعتقادبه آزادی،راستگویی،دوستی بادیگران،داشتن روحیه مطالعه وتحقیق،نگاهی توحیدی و...درزندگی آنهاچیزی ازآن نگاهشان دیده نمی شود.این برنامه هاونگاههابرای این است که درزندگی انسان پیاده شودوتازمانیکه نقشی درزندگی مانداشته باشدنمی تواندمفیدواقع گرددواینجاست که مابازرشدی نخواهیم داشت وحرکتی روبه عقب درواقع ایجادمی شود.پیامبران زمانی که می آمده اندالگویی برای اعتقاداتشان بوده اند،شعارنمی داده اندواقعاعمل می کردندوزمانیکه مادرقرآن می خوانیم پیامبرالگوست به جای آنکه این درس رابگیریم والگوبسازیم ،خیال می کنیم یک الگوی مرده رامی توانیم همیشه به عنوان الگومعرفی کنیم ،پیامبربرای مردم زمان خودش الگوبود؟اماامروزماالگویی نمی بینیم.بایدافرادی باشندباعمل کردن به قرآن درس توحیدوآزادی وبرادری وگذشت وفداکاری بدهند.

 

وبایدداسنت اگرمی بینیم که غرب درحال پیشرفت بوده است این نیست که تماماشرک وفسادبوده است اوهم بخشی ازحق راباخودداشته است که توانسته رشدبرای خودبیاوردمواردی همچون تحقیق ومطالعه،داشتن آزادی،مدیریت وبرنامه ریزی و....امابایددانست که باداشتن بخشی ازحق نمی توان برای همیشه درحال رشدوپیشرفت بودوبه زودی سیرسقوط درپیش است همان طورکه مسلمانان هنگامی که تنهابخشی ازحق درزندگی آنهاجریان افتادبه مرورزمان سیرنزولی رادرپیش گرفتندومابایداین رابرای جهان غرب هم ببینیم

 

مابرای روشن شدن این موضوع مطالبی ازدیگران هم برای شماآماده کرده ایم که هم علت هارابیان می کندوهم برای گزارازآن بیانهایی می بینیم:

 

آیینه ای دربرابر4/1میلیاردی مسلمانان نوشته فرخ سلیم مترجم عبدلعلی بازرگان(سایت قرآنیان):

 http://www.quranian.net/modules.php?name=Downloads&d_op=getit&lid=111

 

بنیادگرایی اثرفرهادبهبهانی(سایت قرآنیان): http://www.quranian.net/modules.php?name=Downloads&d_op=getit&lid=112

 

اسلام به عنوان یک راه و روش انتخابی در زندگی اثرراشدعابدی(وبلاگ خبرونظر): http://khabarvanazar.blogfa.com/post-69.aspx

 

چرامسلمین توقف کردندوعقب ماندند(وبلاگ خبرونظر):

 http://khabarvanazar.blogfa.com/post-56.aspx

 

چراغرب باوجودفسادهمیشه درحال پیشرفت است(وبلاگ صبحدم-ناشراندیشه های معاصر): http://www.sahes.blogfa.com/post-109.aspx

 

 

نوشته شده توسط محمد | موضوع: مدیریت واصلاح جامعه | لينک ثابت |
تربیت انسان
تاريخ: یکشنبه هجدهم فروردین 1387 ساعت :

 

باتوجه به اینکه صحبت هایی بین من ورهاوسازمان موحدین آزادیخواه درارتباط بانام این سازمان صورت پذیرفت به نظرم آمداین مفاله برای پاسخ به بعضی بیان هامفیدباشداین متن راقبلادروبلاگ کاتلوگ انسان بیان کرده ام.

 

برای تربیت انسان بایدبه تمامی ابعادش پرداخته شودوگرنه این انسان نه برای خودش ونه برای دیگران نمی تواندمفیدباشد


بایدمتوجه بودکه تصوف هم اینگونه عمل کردباتوجه به مشکلات زمانش وبن بستی که درآن گیرکرده بودیکی ازابعادانسانی را (عرفا ن) درنظرگرفت درنتیجه این امرموجب انحراف گشت به نظرمن یکی ازعلل شکست اسلام این مورداست یعنی درهرعصری افرادی باتوجه به زمان ومشکلات زمان یکی ازابعادانسانی رارشدداده وموردتوجه قرارمی دهندوازابعاد دیگر غافل هستنداین امرباعث می شودکه انسان خوب رشدنکرده وبه تکامل نرسدحتی به انحراف هم می رودهرچندکه امکان دارددرابتداپیروزیهایی ازدیدخودش کسب کندکه این پیروزی نیست بلکه پیروزی زمانی بدست می آیدکه همانندقرآن عمل کنیم نه براساس برداشت هاییکه براساس هست هابرایمان بوجودمیآیدیاپیروزی رابراساس کمیت نه کیفیت بسنجیم بسیاری ازگروه های اسلامی درحال حاضراینگونه عمل می کنندمثلاًگروههایی که انسان رابدون دیدگاه فردنسبت به سیاست دینی تربیت می کنندچه انسانی بوجودمی آیدجزءاین است که چون نگاهی نداردممکن است همانندانقلاب ایران دوباره به دیکتاتوری برگرددمانمی توانیم حرکت تربیتیمان نسبت به انسان رابراساس مصلحت اندیشی خودومشکلاتیکه دیده ایم حرکت کنیم (همیشه حرکت مفیدنیست دربعضی زمانهاسکون مفیداست مثلاً می خواهیم باصحبت کردنمان نسبت به مسئله ای جبهه گیری کنیم ومیبینیم که مشکلی بوجودآمده که اگرماحرکتی انجام ندهیم وضع خراب می شودامااین راهم می دانیم که مابلدنیستیم ... خوب نتیجه چه می شوداین فردوضع رابدترخواهدکردتازه یکی بایدبه اوبگویدتوکه بلدنیستی وظیفه تواین نیست که این کارراانجام بدهی بلکه وظیفه تودرحال حاضراین است که بروی وصحبت کردن رایادبگیری) برای همین درگفتارشماهم بایداینگونه عمل شودهر چندرشدهربعدازانسان مرحله مخصوص به خودرامی خواهدتقسیم بندی که من به آن رسیده ام شامل این قسمت هامی گردد1-عقیدتی:اصول دین وهستی وانسان وخداوارتباط باخد اونقش انسان ونیازبه دین ومعجزبودن قرآن و...٢-فکری:اسلام منبع ومنشع تفسیرجهان وسیاست واقتصاد...٣-روحی:شخصی وعبادی وپیاده سازی مسائلی که پذیرفته درزندگی٤-اخلاقی:رابطه باددیگران وحسادت ودروغ وغیبت و..٥-ایجادگزینه هایی همچون جهادی وآزادی به معنای خودکلمه،برابری وعدالت ورفاه اجتماعی و....برنامه بایدجامع وهمه جانبه باشد...اصلاح تدریجی وگام به گام ...رعایت کردن اولویت ها....هماهنگی بامقتضیات زمان ومکان ...درنظرگرفتن سطح علم وافکارجامعه....وسایلی که بیشتردرآن جامع مؤثراست دراروپاتلویزیون ومطالعه واینترنت مؤثرترین...بعضی هامی گویندهرفردی ازراهی ومسیری خودرابه خداخواهدرساندوبزارتمامی این راههاباشددرحالیکه ماهنوزانسان رانشناخته ایم وگرنه انسان یک بعدی نمی تواندبرای خودودیگران مفیدباشدونمی توان براساس شایدوگمان بودکه درآینده در مسیردرست قرارگیرنددرحالیکه گذشته ثابت کرده است بیشترزمانهااینگونه نشده وحتی بدترهم شده است...اصلاکدام راه به تمام معناتوحیدی است... درپایان میخواستم بگویم نیازنیست انسان همیشه اگرنسبت به اطرافش مشکلاتی رامشاهده می کندفعالیت انجام دهدمثلاًعده ای این موضوع را فهمیده اندکه درجهان اسلام مشکلاتی ازلحاظ دینی هست حال باهمراهی باحرکت های یاانجام کاری خواسته اندکه نسبت به این امرکاری انجام دهنداماندانسته اند ازآنجاییکه بلدنیستندنمیتوانندخوب انجام دهند-بعضی زمانها انسان برای رفع مشکل کاری انجام میدهدکه نه تنهامشکل راحل نمیکند کار رابدترهم می کندبه هرحال باتوجه به هزینه های انسانی ومالی همچنین روش های برخوردی که می شود بایدمتوجه بودبایددر حضوردادگاه خداوندی ذره ذره آن راجواب دهیم وخیال نکنیم داریم خوب ادای انجام وظیفه می کنیم چون مشکلات رادیده ایم وخواسته ایم واکنش نشان دهیم خوب عمل کرده ایم بلکه روش واکنش هم مهم است - هرفردی زمانی کارش درست است که تاتوانسته وامکاناتش راداشته فکرکرده وتحقیق کرده وسپس تصمیم گیری به انجام کاری می زند،کاراودرست است هرچندکه درواقع غلط باشد.ازآنجائیکه انسان بایدهمیشه جهتش به طرف کمال باشدوهیچ گاه نایستدمسئله تربیت بایدبه گونه ای باشدکه فردبه درجه ای برسدکه خودراهمیشه رشددهدچیزی که به نظرمی آیدهنوزمطالبی بسیاری هست که ازقرآن برداشت نشده است واگرقرآن ادعای این راداردکه برای تمامی زمانهاو مکانهاآمده است ومی خواهدغل وزنجیرهای فکری ماراآزادکندومارابه اندیشه ای آزادبرساندباید خودرااز برداشت هاوتفسیرهای گذشته رهانیده ودوباره براساس زمان حال وباتوجه به موقعیت مکانی دست به تفسیرقرآن زده وراه حل هاوبرداشت های قرآنی که براساس مکان وزمان خاصی صورت پذیرفته، برای تمامی زمانهاومکانهابه کارنبریم هرچنداین تفسیردرخودزمان پیامبرباشد دربسیاری مواردمادچارفریب می شویم وخودرافریب می دهیم ومی گذاریم که ظواهرماراگول زده، درحالیکه زمانی کارمادرست است وبه پیروزی می رسیم که براساس قرآن عمل کنیم که این نیازمندداشتن اندیشه آزاد،منطق گرایی،تحقیق ومطالعه و... می باشد این امرباداشتن مدرک وعالم شدن بدست نمی آید.اگرفکرانسان درست شدعمل انسان هم درست می شودبعضی ازگروههااین امررابیان می کنندکه شکست های اسلامی به دلیل نبودعمل وحرکت بوده است درحالیکه شکست اسلام بدلیل نبودفکردرست بوده است زیرااگرفکرانسان درست شودبدنبال خودحرکت می آوردآن هم حرکتی درست اماعکس آن امکان پذیرنیست.زیراداشتن عمل ،بدون فکردرست حرکتی نادرست رابه همراه خواهدداشت. به هرحال اگرحرکتی نمی بینیم دلیلش این است که پشتش ازنیروی قوی فکری برخوردارنیست واگرحرکتی میبینیم (بعضی حرکتها) بازهم نیروی فکری قوی نمی بینیم .درزمان پیامبراول قرآن(فکرقوی،برنامه قوی،براساس زمان ومکان وشناسایی موقعیت،شناسایی انسان و...) آمدبعدحرکت شروع شد.حرکتهایی که اینگونه نباشدروبه شکست هست هرچندکه ظواهری راببیندوخودراگول بزندکه داردپیروزی کسب می کند
...همان طورکه درمطلب زن برترنیست!مردبرترنیست!(آرشیوموضوعی قسمت زن)عنوان شدگزینه هایی همچون شناخت جامعه ونگاه ازفردتاکل جهان وبررسی نقاط ضعف وقوت دراین سیروتوجه به علم بشری وارائه الگوهای انسانی ودیدن واقعیات وترسیم جامعه ایده آلی درارائه برنامه ریزی وشناخت بایدموردتوجه قرارگیرددرتربیت انسانهاهم بایدموردتوجه قرارگیرد.

انسان بایدبه گونه ای تربیت شودهم برای خود،هم برای دیگران،هم برای حال،هم برای آینده مفیدباشدنه تنهاازیک بعدمفید باشد مثلاًبرای حال مفیدباشدامابرای آینده مضروخطرناک باشد...........وتک بعدی جهت پیداکرده ورشدپیداکند

 

نوشته شده توسط محمد | موضوع: مدیریت واصلاح جامعه | لينک ثابت |
به نام دین نان نخور؟؟؟!!!
تاريخ: دوشنبه پانزدهم بهمن 1386 ساعت :

به نام دین نان نخور؟؟؟!!!

 

دربین مسلمانان برای آخوندوعالم و...ارزش وامتیازات خاصی قائل می شوند

درکشورایران برای افرادی همچون بسیج وآزاده وجانبازورزمنده واعضای خانواده اسیروجانبازوشهید و مفقودالاسرامتیازات خاصی قائل می شوندودر دادن امکانات وورودبه دانشگاههاوادارات وپست هاوارزش قائل شدن ،امتیازات ویژه ای می دهنددر حالیکه دراسلام گرامی ترین افراددرنزدخدا باتقوا ترین است واین امرراتنهاخدامی داندوبااسیرشدن این امربه اثبات نمی رسدودراسلام پاداشهاراخدامی دهدنه مردم ونبایدمردم اینگونه تربیت شوندکه خواستارپاداش باشندچون کارهابرای خداانجام نمی گیردبلکه برای مادیات است به هرحال اگرفردی خودش خوب بوددلیل نمی شودکه اعضای خانواده اش هم خوب باشندهمانطورکه پسرنوح اینگونه نبودهرجانبازبه اندازه ای بایدبه اوکمک کردکه بتواندزندگی کندونه بیشترودیگرهیچ امتیازی نسبت به دیگران ندارد(دیده ام بسیاری ازدوستان وآشنایانم تنهابرای بدست آوردن این امتیازات بسیجی می شوند؟؟چراچون می توان به نام دین نان خوردوحقهاراپایمال کرد)

هیچ کدام ازافرادی که دربالاذکرشدنسبت به اشخاص دیگرهیچ گزینه امتیازی بیشترنمی توان دادنه معنوی ونه مادی؟؟!!

مانمی توانیم کسیکه دراستعدادتحصیلی بالاتراست جایش رابایک بسیجی یافرزندشهیدیاجانبازعوض کنیم یاکسیکه درپست مدیریتی واداری قوی تراست راباکسی دیگرعوض کنیم چه انسانهائیکه درپیش ماعزیزندودرپیش خداغریب،به هرحال نگذاریم پاداشهارامابدهیم بلکه به عهده خداواگذاریم ونگذاریم معنویات به خاطرمادیات شودمی گویندآنهامعنوی ترندوباخداترندومخلص تر؟؟!!!وبهترخودرابه اثبات رسانده اند؟!!!آنانیکه اینگونه می اندیشندازکجافهمیدندآیاخداهستند؟؟/!!!مگرنیت هابه عهده خدانیست؟؟/!!!مگرتنهاخدانیست که علم غیب می داندمگرمعامله باخدانیست؟؟!!پس چرابه آنهااجرداده می شود؟؟!!!

 

 

درتلویزیون بعضی زمانهامردم رابه داشتن نان حلال تشویق می کنندامااین امررانمی دانندکه ازآنجائیکه تلویزیون ،رسانه ای است دراختیارقبضه نظام وافرادیکه دراین نظام هستندخودنتوانسته انددرداشتن حلال درزندگیشان خوب عمل کننداین برنامه هاتنهااثرسوءداردوموجب می شودمردم بدترحرامی شوندچون می گویندافرادیکه دربالاقراردارندحرام هستندچطوربه خوداجازه می دهندکه به مابگویندحلال باشیدبه هرحال درحکومت هائیکه بالاترهادزدباشندوخوب عمل نکنندهرکسی به خوداین اجازه رامی دهد

 

به این دلیل که هرفردی می گویدبالاترهادزدی می کنندوازمامی خورندچرامااین کاررابادیگران وبالاترهانکنیم وهمچنین چون نمی توانندحقوق پایمال شده شان رابدست آورداوهم برای جبران این امرحقوق هاراپایمال می کند؟؟!!برای اینکه به این نتیجه می رسددربین دزدهانمی تواندزندگی کند؟؟وحالاشده دربین این گرگ ها؟؟/بایدبشودحیوانی ماننددیگران وبرای تنازع بقا؟؟/بجنگدوبکشدوحقهاراپایمال کند؟؟/!!

درپمپ بنزین هااین مطلب چاپ شده است که بانگاه درست به آینده درست مصرف کنیم اماآیافردیکه زمان حال اودرست نیست آیابه فکرآینده خواهدبودفردیکه درزمان حال هیچ امکاناتی نداردکه ازآن استفاده کندمی تواندبه فکراین امرباشدکه این امکانات رابرای آینده بگذاردیافردیکه برای اوحال معنی شده است می تواندبرای آیندگان بیندیشدبرای چی بایدبه فکرآیندگان باشددرحالیکه مادرحال هستیم حالیکه به جزخرابی چیزی ندارد؟؟

 

 

گزینه هایی همچون روحانیت وملاوشیخ  وسید(این گزینه ازکجادراسلام به وجودآمده؟یعنی چی که بعضی هاخودشان راسیدمی دانند؟؟آیامهم است که انسان ازکدام ریشه است اصلاچه دردی ازبشریت رادرست می کند) وآخوندوحجت الاسلام وآیت الله ولباس مخصوص مواردشبیه به این دراسلام وقرآن وجودنداردچون به همراه این گزینه ها طبقه بندی معنوی وجودداردکه تنهاخدامی داندکه چه کسی بهتراست وآنهم تقواست این پست هادراسلام وجودنداردتنهاگزینه ای تحت متخصصین اسلامی وجودداردکه همانند متخصصین دیگررشته هاست واگردررشته ای نامی هست تنهادرجه تخصص است نه بارمعنویت، که می توان دردین هم اینگونه باشدونه کاربردکلمه ای که بارمعنوی بودن بیشتربرسانداگرلباسی است آن رشته آن لباس رامی طلبدمثلاًارتش لباس مخصوصی که معمولاًبه رنگ طبیعت است برای پنهان شدن ازدیددشمن وبرای نظم شدیدی که درارتش است یالباس پزشکان که برای نظافت بیشتربایدسفیدباشدتاآلودگی برای خودوبیمارشان ایجادنکنندوبایددانست که دربعضی ازتخصص ها،به حکم نیازآن لباس مخصوص می خواهدواین حکم درموردتخصص دینی حکم نمی کند؟؟!! امادردین بایدمحتاطترعمل کردتابوسیله مواردگفته شده طبقه بندی معنوی واجتماعی نشوددرنتیجه نیازمندهیچ لباس ولقبی نیست وآنان هم همانند دیگر انسانها هستندوتنهااگردرتخصصشان خوب عمل کنندگرامی هستندکه آنهم تنهاخدامی داندونبایدباپوشش مخصوص وووجودالقاب برای خودبه مردم این راتفهیم کنندکه نسبت به دیگران متفاوت هستندزمانیکه افرادی ازنقاط مختلف به ملاقات پیامبرمی آمده اند ازآنجائیکه پیامبردرجمع وکناراصحابش وهمرنگ اصحابش بوده وکسی پیامبررانمی شناخته تازمانیکه خودپیامبرخودرامعرفی می کرده است نه حالا افرادمتخصص دینی ماباپوشیدن لباس مخصوص خودراگل سرسبدمجالس نشان می دهند؟؟!!چه شدروزهایی که تمامی دینداران همرنگ وهمانندهم بودند؟؟!!چه شدروزهایی که رئیس وبزرگشان مشخص نبود؟؟؟چه شدروزهایی که همه هم سطح ومردم واربودند؟؟؟!!!

موردی که شایدبدنباشداینجابگویم این است که رفتاراشتباهی که وجوددارداین است که احترام وارزشی که برای این متخصصین می شودوبارمعنوی وارزش انسانی این افراددرعموم مردم بیشتراست واین متخصصین خودشان هم باورشان شده که اینگونه انددرحالیکه گفتیم نمی توانداینگونه باشدوبایداین متخصصین دراین تلاش کنندکه آنان هم همانندبقیه اندواین نیازمنداین است که تعلقاتیکه این بارمعنایی راداردبرداشته شوداصلاًمواردگفته شده درکجای قرآن هست که این افرادانجام می دهنداگرپیرو قرآننداین اشخاص نه آیت ونه حجت خداهستندآیات وحجت خدا،افاق وانفس است که انسان باسیردرآنهابه آنهامی رسدوقرآن

 

 .....نظرشماچیست......

 

بیگمان گرامی ترین شمادرنزدخدا(نه نزدانسانها)متقی ترین شماست خداوندمسلماآگاه وباخبر(نه انسانها)است(سوره حجرات13)

 

چگونه آنانیکه خودرابهترازدیگران عنوان می کنندمی تواننداصلاحی برای جامعه بیاورندآنان ننگ جامعه هستند؟؟!!معامله آنان باشیاطین است؟

ازدوستان می خواهم درتاییدمطالب یاددرعدم آن آیات قرآنی بیاورند؟!

 

 

نوشته شده توسط محمد | موضوع: مدیریت واصلاح جامعه | لينک ثابت |
قبول مسئولیت ،ضابطه، رابطه ،پارتی، تحول درمدیریت
تاريخ: دوشنبه یکم مرداد 1386 ساعت :

یکی ازمشکلات مسلمانان عدم شناخت مدیریت است بایددرکلیه مدیریت هاتحول ایجادکردمامی بینیم که دربسیاری ازمسئولیت هاومدیریت هابراساس رابطه انجام می گیردنه برااساس ضابطه؟!(دربعضی موارداین موردمشاهده می شودبرای عدم رنجش و ناراحتی افرادازخود،یابه دلیل جذب افرادی درکناردین وجذب کردن درخودویاجلوگیری ازاعتراض آنها،به آنهامسئولیت داده می شوداین حتی درحذف کردن وتغییردادن مسئولیت هاهم اعمال می شود)اولاًکه بایدتوجه داشت که این موردباعث می شودکه افرادر سر جایشان قرارنگیرندوکارهابه نحودرستی پیش نرودوبایدبدانندکه تمامی افرادی که درگیرموضوع هستندگناهکارهستندهمچنین ایجاد اخلاقی بدهمچون پارتی و...به وجودبیایددوماً چگونه بیاییم وکارهارابه کسی بسپاریم که علم وتجربه نداردوتنهادلخوش بداریم که اینها مکتبی هستنداساساًآدم مکتبی که علم وتجربه نداشته باشدخودراداوطلب مقام نمی کندواگرکرداین دلیل این است که مکتب راوسیله کار قرارداده است وچون سرمایه دیگری نداشته،این مکتب بینواراسرمایه خودقرارداده است والادرمکتب،مسئولیت امری نیست که سرسری بگیردوبدون علم وتجربه،خودراداوطلب کاری بکندکسیکه خودرامسئول قرارمی دهدویاخودراداوطلب ونامزدمسئولیتی می کندبایدعلم واطلاع ومدیریت وتوانایی کاررادرآن مسئولیت داشته باشداگرنداشت وگفت من مکتبی هستم این مسئولیت رابه من بدهید،بعد تجربه خواهم کردجواب مابه اواین است که تومکتبی نیستی بلکه مکتب راسرمایه قراردادی.کسیکه علم نداردومسئولیتی هم می پذیرد مکتبی هم نیست این بهترین نشانه مکتبی نبودن واسلامی عمل نکردن است که کسی داوطلب مقام ومسئولیتی بشودبدون اینکه علم و تجربه آن راداشته باشد.بایدعلم وتخصص ازمکتبی بودن فردازهم جداشودزیراعلم ضرورت زندگی این جهان است وبایددانست که آنهایی که علم دارندودین ندارندحاکمندوآنهایی که دین دارندوعلم ندارندمحکومندهمانطورکه درحال حاضرمی بینیم .امادرموردمدارس دینی ،هم مواردفوق صدق می کندبه هرحال برای افزایش کیفیت درمدارس دینی وازآنجائیکه یک مدرسه ازدوگزینه پرورش وآموزش تشکیل شده است وبرای اینکه درآموزشهایش موفق ترباشدنیازمندپرورش وتزکیه درست است زیراتاانسانی درست تربیت نشودنمی تواند برای خودودیگران مفیدباشدوازآموزشش درست استفاده کندوبه کارگیرداین انسانی که فاقداندیشه  آزادومنطق گرایی است و روحیه تعصب داردوتحقیق نمی داندچیست وانسان آزادکیست وغل وزنجیرهارابه همراه خودداردوخودرارشدنداده نمی تواند یک عالم دینی به معنای واقعی باشدوانسانی محقق واهل مطالعه شودودررشدخودودیگران موثرشودالبته این موردراهم باتوجه به اینکه مدرسین فاقدآن هستندغیرقابل دسترسی می بینم برای همین تدریسی درحدفقه وافکارگذشته است وحتی نمی توانندتزجدیدارائه بدهند اما موضوع دیگرآیا اسلام تنهابه فقه وتفسیروحدیث وصرف ونحوو..است بقیه علوم انسانی همانندروانشناسی واقتصادو....وجودندارد اگر وجود داردچرانباید دانشکده روانشناسی اسلامی داشت وآیاهرفردی می تواندبه عنوان یک عالم دینی تمامی علوم رابه همراه خودداشته ویا انسان بی نیاز ازعلم بشری است اگرخیردرنتیجه نیازمنداین دانشکده هاست

 

---------------------------------------------------

 

چیزی که برای من عجیب است اینه که باوجوداینکه اهل سنت ایران باوجوآنکه نسبت به مقوله گزینش یکی ازمظلومین این موضوع هستندهمان طورکه نسبت به خودم بارهااین گونه شده است امامی بینم که دردرون خوداهل سنت هم این نگاه وحرکت وجودداردهمان طورکه نسبت به خودمن این گونه عمل کرده اند!!!!!!!!؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟واقعاچراکسی که ظلم این موردرادیده است وبدی آن راچشیده است خوداینگونه عمل می کند(بابعضی ازموارد وقتی مواجه می شدم دوستان این امررابیان می کردندکه شایدتوازلحاظ علمی مشکل داشتی وعلت موردگزینشی نبوده است اولاکه بارهااثبات شده که نسبت به اهل سنت این ظلم می شودهرچندکه برای پوشش کارشان دربعضی مواردکوتاه می آیندوسعی می کنندافرادی راگزینش کنندکه کمترصدمه ببیننددومافرضاکه درست باشدآیاحکومتی که دروغ می گویدوظلم می کندمی توان به اواعتماداشت مسلم است که دراین حکومت حق باحکومت نیست چون اوظالم است وافرادحق رابه خودمی دهندوچه طوربه دروغگومی توان اعتمادکرد)(درست است که شایدحکومت ازاین حربه بتواندبرای جذب افراددرخودویاتهی کردن افرادازعقایدخودشان برای پیوستن به خودتاحدودی بتوانندموفق باشندامادرواقعیت روبه ویرانی می روندچون فردی که به خاطرامتیازومادیات نه روح مسئله به آنهامی پیونددتهی به آنهامی پیونددودربعضی مواردهم باعقده هاوکینه پیوندمی خوردویااصلاپیوندی به وجودنمی آیدوعقده هاوکینه هابیشترمی شودوزمانی که این کینه هاوتهی بودنهاچرکین شدسراززخم برداشته وباعث مرگ بیمارخودمی شودواین سنت خداونداست که هیچ ظلمی پایدارنبوده است وخیال کرده اندهمیشه دنیابه نفع آنان می چرخدسوره بقره آیه251:واگرخداوندبرخی ازمردم رابوسیله برخی دیگردفع نکند،فسادزمین رافرامی گیرد،ولی خداوندنسبت به جهانیان لطف واحسان دارد-سوره الانبیاء آیه105:ماعلاوه برقرآن،درتمام کتب نوشته ایم که بیگمان زمین رابندگان شایسته مابه ارث خواهندبرد- سوره حج آیه 40

 

مطلب بعدی در 5 مرداد به روزمی شود( امکان دارددراین بین مطلبی اضافه شود )

نوشته شده توسط محمد | موضوع: مدیریت واصلاح جامعه | لينک ثابت |
نگاهی به آیه ١٥٩سوره ال عمران برای اصلاح جامعه ازسوی مصلح
تاريخ: پنجشنبه سوم خرداد 1386 ساعت :

درسوره آل عمران آیه  ١٥٩یکی ازمراحل مدیریتی برای اصلاح جامعه که ازسوی مصلح بایداعمال شودبیان می کندکه این مدیر بایدچندگزینه رادرخودداشته باشداول اینکه نرمش خوبوده وسنگدل نباشدوگرنه افراددوروبرش ازاودورمی شونددوم گذشتن ازاشتباهات یاران سوم مشورت کردن باآنان چهارم تصمیم به کارگرفتن به همراه توکل به خدا،یعنی اگریک مصلح می خواهددرجامعه مؤثرباشدو افرادازدوروبراوپراکنده نشوندودرست تصمیم گیری کندبایدهرچهارمرحله رابه همراه هم باخودداشته وانجام دهداماچون بعضی از مصلحین فاقداین گزینه هاهستندشاهدازبین رفتن یارشان هستندواین یاران ازدوروبرآنان پراکنده می گردند.زیراشاگردی که اگرتادیروزدرمقام شاگردی بوده،اماحالاتاحدودی اهل نظرگشته وماننداستادخود،استادشده ومی خوادنظردهدنظرات اوموردتامل واستفاده نگرددازاستادجداشده وسعی می کندبرای خودگروهی درست کندیاسرخورده شده وراه عزلت درپیش گرفته ویاازاستادوراه استادمتنفرشده وسعی می کنددرمقابل اوبایستد.

نوشته شده توسط محمد | موضوع: مدیریت واصلاح جامعه | لينک ثابت |
   هرچیزرابادلیل واستدلال قبول کنیم : چرا؟