قانون و سنت همیشگی در مسیر دعوت الی الله
لَتُبْلَوُنَّ فِي أَمْوَالِكُمْ وَأَنفُسِكُمْ وَلَتَسْمَعُنَّ مِنَ الَّذِينَ أُوتُواْ الْكِتَابَ مِن قَبْلِكُمْ وَمِنَ الَّذِينَ أَشْرَكُواْ أَذًى كَثِيرًا وَإِن تَصْبِرُواْ وَتَتَّقُواْ فَإِنَّ ذَلِكَ مِنْ عَزْمِ الأُمُورِ
قانون و سنت جاری تمام عقاید و دعوت ها وجود بلا و آزمایش می باشد.استاد مودودی رحمه الله در این مورد می فرماید یکی از ویژگی های این راه آن است که انسان به محض اینکه قدم در آن گذاشت محیطی که در آن زندگی میکند به جنگ با او برمی خیزد و عرصه را بر او تنگ می کند.پدر، مادر، برادران، دوستان، فرزندان و اقوام تمام سعی و تلاش خود را بکار می برند تا او را از ایمان و اعتقادش باز دارند و در این راه از هر راهی وارد شده و به هر ابزاری متوسل می شوند.و هرگاه اثری به چشم بخورد و بیانگر آن باشد که پای در این راه نهاده است مشاکل و گرفتاریهای زیادی را برای او ایجاد می کنند. و همچنین وارد شده است که یک نفر از امام شافعی سوال کرد و گفت: ای اباعبدالله کدام یک از این دو حالت برای آدمی بهتر است.قدرت و سلطه یا ابتلا و آزمایش؟امام شافعی فرمود قطعا آدمی قبل از آنکه دچار محنت و ابتلا گردد به سلطه و قدرت نمی رسد.همانا خداوند نوح ابراهیم، موسی، عیسی و محمد-صلوات الله و سلامه علیهم اجمعین-را امتحان کرد و چون در میدان امتحان الهی استقامت ورزیدند خداوند آنها را در روی زمین مکنت و قدرت بخشید.پس هیچ کس گمان نکند از رنج و اذیت رهایی می یابد. در اینجا لازم است که به بررسی سه واژه بلا، فتنه و امتحان که از واژه های قرآن می باشند به رغم تقارب ظاهری هر کدام از آنها در جای خود نکته خاصی و دلالت ویژه ای را در بر دارد. کلمه امتحان در مورد آزمودن محض به کار می رود خواه این آزمودن از جانب خداوند باشد و خواه از جانب مردم که در قرآن تنها دو آیه مشتمل بر این کلمه است: إِنَّ الَّذِينَ يَغُضُّونَ أَصْوَاتَهُمْ عِندَ رَسُولِ اللَّهِ أُوْلَئِكَ الَّذِينَ امْتَحَنَ اللَّهُ قُلُوبَهُمْ لِلتَّقْوَى لَهُم مَّغْفِرَةٌ وَأَجْرٌ عَظِيمٌ (آیه 3 سوره حجرات) و يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذَا جَاءكُمُ الْمُؤْمِنَاتُ مُهَاجِرَاتٍ فَامْتَحِنُوهُنَّ اللَّهُ أَعْلَمُ بِإِيمَانِهِنَّ (آیه 10 سوره ممتحنه).
اما واژه فتنه که در اصل لغت به معنای انداختن طلا در آتش است به خاطر تشخیص جنس خوب و بد آن که گاه از جانب خداوند است و گاه از جانب غیر خداوند من جمله از جانب شیطان يَا بَنِي آدَمَ لاَ يَفْتِنَنَّكُمُ الشَّيْطَانُ كَمَا أَخْرَجَ أَبَوَيْكُم مِّنَ الْجَنَّةِ (آیه 27 سوره اعراف) ، از جانب کفار و مشرکین إِنَّ الَّذِينَ فَتَنُوا الْمُؤْمِنِينَ وَالْمُؤْمِنَاتِ ثُمَّ لَمْ يَتُوبُوا فَلَهُمْ عَذَابُ جَهَنَّمَ وَلَهُمْ عَذَابُ الْحَرِيقِ (آیه 10 سوره بروج)، از جانب مردم نسبت به یکدیگر وَما أَرْسَلْنَا قَبْلَكَ مِنَ الْمُرْسَلِينَ إِلَّا إِنَّهُمْ لَيَأْكُلُونَ الطَّعَامَ وَيَمْشُونَ فِي الْأَسْوَاقِ وَجَعَلْنَا بَعْضَكُمْ لِبَعْضٍ فِتْنَةً أَتَصْبِرُونَ وَكَانَ رَبُّكَ بَصِيرًا (سوره فرقان آیه 20) و از جانب منافقین نسبت به همدیگر يُنَادُونَهُمْ أَلَمْ نَكُن مَّعَكُمْ قَالُوا بَلَى وَلَكِنَّكُمْ فَتَنتُمْ أَنفُسَكُمْ وَتَرَبَّصْتُمْ وَارْتَبْتُمْ وَغَرَّتْكُمُ الْأَمَانِيُّ حَتَّى جَاء أَمْرُ اللَّهِ وَغَرَّكُم بِاللَّهِ الْغَرُورُ (آیه 14 سوره حدید).
اما واژه بلا غالبا در مورد چیزهایی آمده است که از جانب خداوند و برای مردم است مانند إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَاتٍ وَإِن كُنَّا لَمُبْتَلِينَ (آیه30 سوره مؤمنون) و وَآتَيْنَاهُم مِّنَ الْآيَاتِ مَا فِيهِ بَلَاء مُّبِينٌ (آیه 33 سوره دخان).
همچنین توجه به این نکته ی اساسی مهم است که اصل و اساس در ابتلا دوام دار بودن آن است آنجا که خداوند در مورد حضرت ابراهیم می فرماید: «و اذ ابتلی ابراهیم ربه بکلمات فاتمهن» که ما حضرت ابراهیم را با کلمات که همان انواع بلاهاست آزمودیم. ابن جوزی می فرمایند: مبادا از طولانی شدن مرحله ابتلا زبان به شکوه بگشائید و از دعا و نیایش خسته شوید همانا شما آزمایش خواهید شد و چنانچه صبر و استقامت پیشه کنید در حقیقت عبادت و پرستش خدا را انجام داده و از اجر و پاداش آن برخوردار خواهید شد و از رحمت خدا ناامید مشوید هرچند دوران ابتلا و محنت به طول بینجامد
اما علت وجود ابتلا برای دعوتگران چیست؟
1. اگر خوب دقت و توجه داشته باشیم ابتلا به خاطر تربیت و بار آوردن مسلمانان و بروز ذخایر درونی و کشف استعدادهای نهفته می باشد.ابتلا باعث پاکی نفس و صیقل دل می شود و خبث و ناپاکی را از دل می رباید و به مانند پتک آهنینی است که بر نفس کوبیده می شود و او را محکم می کند و صیقل می دهد. آنجا که خداوند در سوره بقره به ما می آموزد که در درخواستمان از خداوند این را نخواهیم که برای ما بلا قرار ندهد بلکه از ما می خواهد که از او بخواهیم که بلایی که خارج از حیطه توانایی ما می باشد را بر ما قرار ندهد چون عملی ترین شکل تربیت خداوند نسبت به بندگان خاص خود در آزمایشات و مصائب مشخص می شود و این نشانه قرب و نزدیکی انسان به خداوند است آنچنانکه پیامبر (ص) می فرمایند: «إن الله إذا أحب قوماً إبتلاهم» و در حدیثی دیگر می فرمایند:« أشد الناس بلاءً الأنبیاء ثم الصالحون ثم الامثل فالامثل یبتلی الرجل علی حسب دینه فإن کان فی دینه صلابة زید له فی البلا».استاد مودودی می فرمایند:مشییت الهی بر این است که به خداوند به واسطه مشاکل و گرفتاریهای زیادی که بر دعوتگران و رهروان راه می آید آنان به تربیت خویش بپردازند و توشه های لازم را اعم از شایستگی، تقوی، اخلاص، اخلاق و رفتار پاک که لازمه طی کردن راه می باشند بردارند.
2. پیش آمدن ناراحتی ها و رنج ها و عذاب ها برای صاحبان دعوت موتور محرکه دعوت حق شده و موجب می شود که صاحبان بر حق دعوت که جدیت و ایمان شعار دعوتشان می باشد جدیت لازم را کسب نمایند.
3. میدان بلا و ابتلا باعث می شود که در آن میدان صاحبان عقیده به تکالیف عقیده عمل کنند و عقیده خودبخود آنچنان ارزشی نخواهد داشت مگر اینکه در راهش زحمتی کشیده شده باشد تا عزیز گردد. عقیده ای که صاحبانش تکالیفش را به خوبی به جای نیاورده باشند و برای آن زحمات و مشکلات تحمل نشده باشد در اولین برخورد با مشکلات سقوط خواهد کرد و عقیده ای ارزش پیدا خواهد کرد که در راهش رنج ها و قربانی ها داده شده باشد و بدین طریق عقیده ارزشمند و عزیز خواهد شد و دیگران ارزش عقیده را درک نمی کنند مگر وقتی که ابتلا و رنجهای گوناگون صاحبان دعوت را مشاهده کنند و مقدار صبرشان را بر بلا ببینند.
4. وجود ابتلا باعث می شود راههای نفوذ شیطان و همکاری اش با نفس را دریافته و در میدان دعوت نیز انحرافات و لغزشگاههای راه را تشخیص می دهند و پرتگاههای خطرناک را شناسایی خواهند کرد.
5. وجود ابتلا باعث تمییز و از هم جدا ساختن عناصر دروغگو و فرصت طلب از راستگویان و همچنین منافقان از مؤمنین می باشد و همانگونه که معاندین، شیاطین همپیمان خود را می شناسند، دعوتگران صابر نیز در هنگام مصیبت ها همرزمان حقیقی خود را خواهند شناخت.امام ابن قیم می فرماید:خداوند بلا را بدان جهت بر آنها(دعوتگران)وارد نکرده است که آنان را نابود کند و از بین ببرد بلکه می خواهد از این طریق استقامت و پایداری آنان را مورد آزمایش قرار بدهد و پس از این مرحله معلوم می شود که برای استخدام و بکارگیری و عضویت در حزب خدا شایستگی و صلاحیت دارند یا نه؟پس اگر شایستگی و لیاقت آنان ثابت شود خداوند آنان را برگزیده و خلعت تکریم و ارج را بر آنان می پوشاند و آنان را در زمره اولیای خود به حساب آورده و در هر شرایطی به یاری آنان می شتابد و چنانچه عقب نشینی کنند مطرود شده و مصیبتهای مضاعفی بر آنان وارد می شود.آنجا که خداوند در سوره آل عمران/179 می فرمایند: « مَّا كَانَ اللّهُ لِيَذَرَ الْمُؤْمِنِينَ عَلَى مَآ أَنتُمْ عَلَيْهِ حَتَّىَ يَمِيزَ الْخَبِيثَ مِنَ الطَّيِّبِ » سید قطب(رحمه الله علیه) می فرمایند: ایمان کلمه ای نیست که با زبان جاری شود بلکه حقیقتی است و دارای تکالیفی و امانتی سنگین و جهادی است مستمر و محتاج به صبر و کوشش و صبری که باید تحمل شود و کافی نیست که مردم بگویند ایمان داریم.
انواع ابتلا که دعوتگر با آن مواجه می شود:
1. نوع اول از انواع ابتلا به باد مسخره گرفتن دعوتگر و مؤمن و افکار و روش های او می باشد. خداوند در سوره بقره آیه 212 می فرماید:« زُيِّنَ لِلَّذِينَ كَفَرُواْ الْحَيَاةُ الدُّنْيَا وَيَسْخَرُونَ مِنَ الَّذِينَ آمَنُواْ » و همچنین در سوره مطففین می فرمایند:« إِنَّ الَّذِينَ أَجْرَمُوا كَانُواْ مِنَ الَّذِينَ آمَنُوا يَضْحَكُونَ »
2. نوع دوم از ابتلا، خانواده و قوم و فامیل دعوتگر می باشد که می ترسند مبادا به خاطر ایمانداری اش ضرری متوجه آنان گردد یا تحقیر شوند لذا او را تحت فشار قرار می دهند تا شاید او را به سازش کشانند یا او را تسلیم کنند و به اسم قوم و فامیل و اینکه دلسوز او هستند او را مورد اذیت و آزار قرار می دهند. مصطفی مشهور در کتاب طریق الدعوة می فرماید:«یکی از عقباتی که دعوتگران با آن مواجه می شوند حرف های تضعیف کننده ای است که از اطرافیان و یا دشمنان در قالب نصیحت به دعوتگران تلقین می کنند و قرآن کریم ضمن توضیح اسلوب ها و صورت های مختلف اثری این اندرزهای شیطانی ما را به شدت از پذیرفتن آنها بر حذر می دارد» خداوند در سوره توبه آیه 81 می فرمایند:« وَقَالُواْ لاَ تَنفِرُواْ فِي الْحَرِّ قُلْ نَارُ جَهَنَّمَ أَشَدُّ حَرًّا لَّوْ كَانُوا يَفْقَهُونَ » و در حدیثی از پیامبر روایت شده است که «بدأ الاسلام غریباً و سیعود غریباً کما بدأ فطوبی للغرباء قالوا ومالغرباء قال النزاع من القبائل» غریبان کسانی هستند که از قوم و عشیره خود بریده اند
3. نوع دیگر از انواع ابتلا بی توجهی و انصراف مردم نسبت شخص دعوتگر می باشد.مردم احتمال دارد طوری نسبت به دعوت بی رغبت باشند که گویا ناشنوا هستند و صدای او را نمی شنوند.
4. یکی دیگر از انواع ابتلا آن است که دعوتگر می بیند که اهل باطل از نظر امکانات مادی بی نیاز بوده و در مسائل دنیا موفق و هر نوع مانعی را در کسب دنیایشان برداشته می شود در حالیکه مؤمن و دعوتگر مورد انکار و سرزنش و توبیخ قرار می گیرد. احدی به او توجهی ندارد، کسی از او دفاع نمی کند مگر گروه کمی که آنان هم در زندگی دنیا هیچ ندارند و در اینجاست که انسان احساس غربت می کند و به محیط و اطراف خود که نگاه می کند می بیند که همه چیز و همه کس غرق در گمراهی بوده و خودش هم غریب و مطرود است اما خداوند ما را متوجه می کند که در مقابل چنین ابتلائی دچار لغزش نشویم آنجا که در سوره آل عمران آیه 196و197 می فرمایند: « لاَ يَغُرَّنَّكَ تَقَلُّبُ الَّذِينَ كَفَرُواْ فِي الْبِلاَدِ * مَتَاعٌ قَلِيلٌ ثُمَّ مَأْوَاهُمْ جَهَنَّمُ وَبِئْسَ الْمِهَادُ » و اینچنین ابتلائی باعث می شود که مردم غافل و کم درک باعث گمراهی بیش از حدشان شود غافلانی که می بینند مؤمنین و اهل حق این همه سختی و مشقت را تحمل می کنند در حالیکه اهل باطل در سلامتی و صفا به سر می برند.
5. نوع دیگر از ابتلا امتحان نفس و شهوت و کشش های درونی و علاقه مندی به بهره وری از دنیا و قدرت و به دست اوردن راحتی و اطمینان در دستیابی به دنیاست. مصطفی مشهور در کتاب طریق الدعوة اینچنین می فرماید: «تلاش برای به دست آوردن زندگی مرفه یکی از عقباتی است که بعضی از اشخاص با آن برخورد می کنند چون این سبب می شود که مال اندوزی تمام وقت دعوتگر را بگیرد و نتیجه این کار مسخر شدن تمام وجود وی به وسیله حب مال و عدم توانایی انجام امور دیگر است و می توان تمام خطرات مال اندوزی را در این جمله خلاصه کرد حب و دوستی مال در قلب وارد شده و آن را از درجه وسیله بودن تبدیل به هدف می کند و سیدقطب این نوع ابتلا را سخت ترین نوع ابتلا می داند و می فرماید« چه بسا بسیاری هستند که در موقع شدت و بلا صبر را پیشه ساخته و خود را جمع و جور می کنند اما در زمان امکانات و خوشی زندگی سستی را پیشه ساخته و به کلی منحرف می شوند و مواظبت از نفس در زمان قدرت و امکانات زیادتر لازم است تا در زمان سختی و مشکلات و تنها ضمانت در هر دو حالت فقط اتصال با خداوند است ولاغیر.» حضرت عمربن خطاب می فرماید: « بلینا بالضراء فصبرنا و بلینا بالسراء فلم نصبر»
6. یکی دیگر از انواع بلا که در مورد مومن و دعوتگر پیش می آید اذیت و آزاری است که از طرف اهل باطل متوجه آنان می شود.یکی از انواع اذیت و آزار آنها نسبت به دعوتگران وارد کردن تهمت های ناروا و طعن و بدگویی به قصد باز داشتن مردم از آنان است.استاد مصطفی مشهور می فرماید:اذیت و آزار انواع و اشکال مختلفی دارد و دعوتگر از طرف دو کس جان،مال ،اهل و ناموسشان مورد تهدید قرار میگیرد.اولاً شخصی که او را دعوت می کند و دوماً از طرف دشمنان خدا.
نویسنده : فرزان خاموشی
کوره داغ
آهنگری بود که با وجود رنجهای متعدد و بیماریاش عمیقاً به خدا عشق میورزید. روزی یکی از دوستانش که اعتقادی به خدا نداشت از او پرسید: تو چگونه میتوانی خدایی را که رنج و بیماری نصیب میکند دوست داشته باشی؟ آهنگر، سر به زیر آورد و گفت: وقتی میخواهم وسیلهای آهنی بسازم یک تکه آهن را در کوره قرار میدهم. سپس آن را روی سندان میگذارم و میکوبم تا به شکل دلخواهم درآید. اگر به صورت دلخواهم درآمد، میدانم که وسیلهي مفیدی خواهد بود. اگر نه، آن را کنار میگذارم. همین موضوع باعث شده است که همیشه به درگاه خداوند دعا کنم که خدایا! مرا در کورههای رنج قرار بده، اما کنار نگذار.
شايد در همين كورههاي رنج انسان خيلي بهتر خدا را بشناسد، و قطعاً اگر در اين كورههاي رنج و مصيبت كسي نباشد كه به شخص كمك كند، وي به صورت غريزي دلش متوجه خدا ميشود، و در اين باره مثالهاي زيادي در قرآن آمده كه توجه شما را به چند نمونهي آن جلب ميكنم.
(هُوَ الَّذي يُسَيِّرُكُمْ فِي الْبَرِّ وَ الْبَحْرِ حَتّى إِذا كُنْتُمْ فِي الْفُلْكِ وَ جَرَيْنَ بِهِمْ بِريحٍ طَيِّبَةٍ وَ فَرِحُوا بِها جاءَتْها ريحٌ عاصِفٌ وَ جاءَهُمُ الْمَوْجُ مِنْ كُلِّ مَكانٍ وَ ظَنُّوا أَنَّهُمْ أُحيطَ بِهِمْ دَعَوُا اللّهَ مُخْلِصينَ لَهُ الدِّينَ لَئِنْ أَنْجَيْتَنا مِنْ هذِهِ لَنَكُونَنَّ مِنَ الشّاكِرينَ) 22 يونس.
ترجمه: «او كسى است كه شما را در خشكى و دريا مىگرداند، تا وقتى كه در كشتيها باشيد و آنها با بادى خوش، آنان را بِبَرَند و ايشان بدان شاد شوند (بناگاه) بادى سخت بر آنها وزد و موج از هر طرف بر ايشان تازد و يقين كنند كه در محاصره افتادهاند، در آن حال خدا را پاكدلانه مىخوانند كه: «اگر ما را از اين (ورطه) بِرَهانى، قطعاً از سپاسگزاران خواهيم شد.»
(وَ إِذا مَسَّكُمُ الضُّرُّ فِي الْبَحْرِ ضَلَّ مَنْ تَدْعُونَ إِلاّ إِيّاهُ فَلَمّا نَجّاكُمْ إِلَى الْبَرِّ أَعْرَضْتُمْ وَ كانَ اْلإِنْسانُ كَفُورًا) 67 اسراء.
ترجمه: «و چون در دريا به شما صدمهاى برسد، هر كه را جز او مىخوانيد ناپديد (و فراموش) مىگردد، و چون (خدا) شما را به سوى خشكى رهانيد، رويگردان مىشويد، و انسان همواره ناسپاس است.»
(قُلْ مَنْ يُنَجِّيكُمْ مِنْ ظُلُماتِ الْبَرِّ وَ الْبَحْرِ تَدْعُونَهُ تَضَرُّعًا وَ خُفْيَةً لَئِنْ أَنْجانا مِنْ هذِهِ لَنَكُونَنَّ مِنَ الشّاكِرينَ) 63 انعام.
ترجمه: «بگو: چه كسى شما را از تاريكيهاى خشكى و دريا مىرهاند؟ در حالى كه او را به زارى و در نهان مىخوانيد: كه اگر ما را از اين (مهلكه) برهاند، البته از سپاسگزاران خواهيم بود.»
ولي مسئلهي مهم اين است كه انسان مثل اين آهنگر هميشه از زندگي درس بگيرد و وقتي در مصيبتي قرار ميگيرد، اين را بداند كه مصيبتي بالاتر از آن هم وجود دارد و خدا را شاكر باشد كه وي را به مصيبت سختتر دچار نكرده است.
و سختترين مصيبت آن است كه خدا آنان را در دنيا به حال خود رها كند.
خدا چه كساني را در اين دنيا به حال خود رها ميكند؟
(إِنَّ الَّذينَ كَفَرُوا سَواءٌ عَلَيْهِمْ ءَ أَنْذَرْتَهُمْ أَمْ لَمْ تُنْذِرْهُمْ لا يُؤْمِنُونَ * خَتَمَ اللّهُ عَلى قُلُوبِهِمْ وَ عَلى سَمْعِهِمْ وَ عَلى أَبْصارِهِمْ غِشاوَةٌ وَ لَهُمْ عَذابٌ عَظيمٌ) 6/7 بقرة.
ترجمه: «در حقيقت كسانى كه كفر ورزيدند - چه بيمشان دهى، چه بيمشان ندهى- بر ايشان يكسان است؛ آنان ايما نخواهند آورد. * خداوند بر دلهاى آنان، و بر شنوايى ايشان مُهر نهاده؛ و بر ديدگانشان پردهاى است؛ و آنان را عذابى دردناك است. »
پس نتيجهي سختي در بسياري از مواقع خدا شناسي است و در بسياري از مواقع هم انسان بر اثر ناسپاس بودنش بعد از رهايي از سختي خدا را فراموش ميكند، ولي اين شخص هنوز فرصت رجوع به خدا را دارد و تا حدي آمادگي آن را هم دارد چون يك بار آن را تجربه كرده است، اما مسئلهي سوزناكتر اين است كه خدا مهر گمراهي بر قلب انسان بزند و انسان را از دايرهي ايمان خارج بداند كه در اين صورت، انسان بايد فقط خود را براي عذاب دردناك خدا ـ شايد در اين دنيا و قطعاً در آخرت ـ آماده كند، و احتمال برگشتي ديگر در كار نيست.
– منبع : سایت تابش
نوشته شده توسط محمد در دوشنبه بیست و ششم اسفند 1387 ساعت موضوع خدا | لینک ثابت
خداوند از ابتدای ساخت مسجد وعبادتگاه وحرکتهای فرهنگی را مخلصانه برای خودش، بدون اینکه ریا یا فریبکاری یا پنهانکاری ومصلحت اندیشی باشد خالصانه برای خود می خواهد.
او اجازه نمی دهد که مشرکان وافرادی که مخلص در دیدگاه خود نیستند دست به ساخت وتعمیر مساجد بزنند. این افراد درساخت پایگاههای عبادی وفرهنگی منظوری جز غیر خدا را در سر نمی پرورانند وکسیکه به غیر خدا در نگاهش باشد جز اینکه مسیری غیر خدایی همان حرکت بپیماید وموجبات لطمات وصدمات باشد نیست.
برای همین خداوند به پیامبرش دستور می دهد از چنین پایگاههایی دوری کند وحضور نیابد. حال باید پرسید چرا مسلمانان درمساجد وپایگاههایی که در ساخت وپایه گذاری آن غیر خدا حضور دارد،مساجدی که برای خدانیست، حرفهای خالصانه برای خدانیست، امامان وگردانندگان مساجد غیر خدا هستند حضور پیدا می کنند آیا واقعا این همگام با نگاه قرآن است؟!
متاسفانه مساجد آلوده به چند چیز شده اند 1- ساخت این مساجد بدست افرادی است که ریاکارانه وتنها برای بدست آوردن منافع مادی وشهرت ونام ،این اقدام را انجام می دهند . پس خدایی نیست ؟2- پایگاهها ومساجدی از سوی ظالمین و حاکمین روزگار برای هدایت وگرفتن نبض جامعه می سازند. پس خدایی نیست؟ 3- مساجدی که امامان آن از افرادی مزدور و شیطان وبراساس انتخاب ونگاه ظالمین وسران حاکمین برای پشبرد اهداف خود می باشد. پس خدایی نیست؟ 4- انتخاب امامان نماز جمعه بدست ظالمین وحاکمین روزگار،پس خدایی نیست؟ 5- حضور جماعتگذارانی ، نه تنها خدا را نمی بینند از همان ابتدای حضور خود شیاطین را با خود می آورند .پس خدایی نیست؟ 6- مساجدی که درساخت آن دچار تجمل گرایی، اسراف، اتراف،تبذیر شده است وخود رااز فرهنگ دینداری وقناعت ونگاه دینی دور کرده است وخود را آلوده به شرک وبت پرستی وحضور غیر خدا کرده است پس خدایی نیست؟
ببینیم آیات خدا را:
بگو پروردگارم به قسط فرمان داده است واینکه در هرعبادتی( درهر مسجدی) رو به خدا کنید واز وی مخلصانه اطاعت نمایید واورا صادقانه بپرستید .خداوند همانگونه که شما را درآغاز آفریده است برمی گردید(سوره اعراف آیه 29)
ای آدمیزادگان درهرنمازگاه وعبادتگاهی(مسجد) خود را بیارایید وبخورید وبنوشید ولی اسراف وزیاده روی مکنید که خداوند مسرفان وزیاده روی کنندگان را دوست نمی دارد(سوره اعراف آیه 31)
چه کسی ستمگر تر از کسانی است که نگذارند درمساجد واماکن عبادت خدا نام خدا برده شود ودر ویرانی آنها بکوشند.شایسته اینان نبود که چنین بکنند بلکه میبایست جز خاشعانه وارد آنها نشوند بهره آنها در دنیا زبونی ورسوایی و درآخرت عذاب بزرگی است...خاور وباختر ازآن خداست پس به هر سو رو کنید خدا آنجاست بی گمان خدا گشایشگر است(سوره بقره آیت 114 و115)
مشرکانی که به کفر خویش گواهی می دهند حق ندارند مساجد خدا را آباد کنند آنان اعمالشان هدر وتباه است وجاودانه درآتش دوزخ ماندگار می مانند.تنها کسانی حق دارند مساجد خدا را آباد سازند که به خدا وروز قیامت ایمان داشته باشند ونماز را چنانکه باید بخوانند وزکات را بدهند وجز ازخدا نترسند امید است چنین کسانی اززمره رهیافتگان باشند.آیا آب دادن به حاجیان وتعمیر مسجد الحرام را همسان کسی میشمارید که به خدا وروزرستاخیر ایمان آورده است ودر راه خدا جهاد می کند در نزد خدا برابر نمی باشند وخداوند مردمانی را که ستم می کنند رهنمود نمی سازد.کسانی که ایمان آورده اند ودر راه خدا با جان ومال جهاد نموده اند دارای منزلت والاتر وبزرگتری در پیشگاه خدایند وآنان رستگاران می باشند(سوره توبه آیات 17 تا20)
وکسانی هستند که مسجدی را بنا کردند ومنظورشان از آن زیان وکفر ورزی و تفرقه اندازی میان مومنان وکمینگاه ساختن برای کسی بود که قبلا با خدا وپیغمبرش جنگیده بود وسوگند هم می خورند که جز نیکی نداشته اند اما خداوند گواهی میدهد که آنان دروغ می گویند. هرگز درآن مایست ونماز مگذار.مسجدی که از روز نخست برپایه تقوی بنا گردیده است سزاوار آن است که درآن برپای ایستی ونماز بگذاری درآنجا کسانی هستند که می خواهند خود را پاکیزه دارند وخداوند هم پاکیزگان را دوست می دارد.آیا کسی که شالوده آن را برپایه تقوی خداورضایت او بنیان او نهاده است بهتر است یا کسی که شالوده آن را برلبه پرتگاه شکافته وفرو تپیده ای بنیاد نهاده است واورا به آتش دوزخ می اندازد؟ خداوند مردم ستم پیشه را هدایت نمی کند(سوره توبه آیات 107 تا 109)
مسجدها مختص پرستش خداست وکسی راباخدا پرستش نکنید(سوره جن آیه18)
این افراد با بردن مساجد،پایگاههای عبادت به مسیرغیر خدایی درویرانی آن کوشیده اند ونگذاشته اند نام خدا مخلصانه برده شود . درنتیجه حضور درآن یعنی تایید آن،یعنی همگام با مسیرغیر خدایی. این نه تنها نسبت به مساجد است بلکه نسبت به تمامی پایگاههای دینی وفرهنگی کار برد دارد.
درهای مساجد را باز کنید؟
اگر زمانی مساجد براساس اخلاص وپایه گذاری بر اساس خواست مردمی با نگاهی خدایی بود، گذشت ؟! امروز هر طرف آن را چهره های شیطانی با خود به یدک می کشانند ؟! روزهایی که مسجد ماوایی امن، پناهگاهیی برای دردمندان، یتیمان ،مسکینان، رنجکشیدگان، بود گذشت؟! روزهایی که مسجد مرهمی برای دردها، رنجها بود گذشت؟! روزهایی که مساجد پایگاهی برای رسیدن به آرامش درون وبرون بود، روزهایی که می توانستی سئوالات خود را درآنجا بیابی گذشت؟روزهایی که مسجد مکانی برای مبارزه با ظلم وشرک وبت پرستی بود گذشت؟ روزهایی که مسجد درس آزادی وتوحید میداد گذشت؟ روزهایی که مسجد مکانی برای فریاد مظلومان، برای رسیدن به حقوق خود، برای مبارزه با جهل وخرافات، برای تخلیه عقده های روانی بود گذشت؟ روزهایی که مسجد از شعار تهی وحرف عمل بود گذشت؟ روزهایی که مسجد مکانی برای حقیقت ، برای رشد وتکامل، برای علم وتحقیق، برای تفکر وجستجو، برای دوستی ومحبت ،برای انسان بودن، برای اخلاص وپاکی ودرستی، برای صداقت وراستی، برای برادری وبرابری، برای آموختن ، برای .....برای ....گذشت؟! چه برسر مسجد خدا آورده اند آن را تبدیل به کاخی کرده اند که درهای آن بسته است؟ آن را تبدیل به مکانی کرده اند که به زور برای نمازهای پنجگانه باز می شود؟ آن را تبدیل به مکانی کرده اند که تنها برای عزاداری باز می شود؟ تبدیل به مکانی برای دروغ، برای حیله گری، برای فریب، برای بت پرستی ، برای حرفها وحرکتهای غیر خدایی شده است؟ مکانی که از انسانهای مخلص تهی، انسانهایی شیطان صفت از آن پرگشته است؟آیا این دستور ونگاه خدایی بود؟ دلتان خوش شده به مسجدی که از زیر بنا فاقد تقوا است وازهمان ابتدا ویران است ودل خوش به ساختمانی بلند ومجلل دارید؟ مرکزی برای شیاطین شده نه خداپرستان؟! دل خوش به راست ودولا شدن دارید و درک درستی از دین پیدا نکرده اید؟! این همان چیزی نبود که خدا می خواست؟!
مسجد خانه خداست یا خانه شیاطین؟
مسجد ملک شخصی است یا مکان خدایی؟
مسجد مال دولت است یا نهادی مردمی؟
مسجد تنها برای خداست ومال هیچ شخص وگروه وفرقه ای نیست.
اما چرا مکانی برای دزدان وحیله گران ودروغ بازان ومشرکین وشیطان صفتان روزگار شده است؟
چرا دیگر چیزی از مسجد باقی نمانده است؟
چرا؟چرا؟چرا؟
نوشته شده توسط محمد در دوشنبه چهاردهم بهمن 1387 ساعت موضوع خدا | لینک ثابت
یک لحظه باخودخلوت کرده ودراتاق ومکانی که کاملاسکوت حکمفرباشد قرارگیرید وتمامی ذهن خودرا روی اینکه درهمین لحظه وقت مرگ شمافرارسیده است تمرکز دهید وفکرکنید که خواهید مرد. چه حالی به شما دست خواهد داد انسان دوواکنش ازخود نشان می دهد 1- آنهایی که اعتقادی به خداندارندواگرهم دارنداعتقادی به جهان دیگرندارند معمولا ازاینگونه فکرها فرارمی کنند چون برای آنها پوچی خواهد آورد اصلا اینگونه نگرشی برای آنها غیرقابل تصوراست وآنهارادیوانه می کند وازآن می ترسند ومی خواهند عمرابد راداشته باشند 2- افرادی که اعتقادبه خدا وجهان دیگردارند دراین لحظه بازهم دوواکنش ازخودنشان می دهند اگر آنقدرخودراغرق گناه وفسادکرده باشند ازآن می ترسند ودلشان نمی خواهد مرگی داشته باشند و خیال می کنندحالاحالا ها زنده هستند باوجوداینکه امکان دارد یک ثانیه بعد از همین فکر اتفاقی بیافتد وبمیرند و بعضی هاهم خیال می کنند که حتماباید پیربشوند تابمیرند درحالیکه این همان سعدی است که می گوید چرا مرگ جوانانتان درجوانی برایتان درس عبرت نمی شود؟چون نزدخدا بادستانی خالی خود را روبرومی بیننداماکسانی هستند که سعی وجودآنها دراین دنیا برای خدا ، برای زندگی درجهان دیگربوده است آنها از مرگ هراسی ندارند چون این دنیا را مقدمه زندگی دیگر و جهانی بهترمی دانند آنها خدارادوست دارند وبازگشت به او ورهایی ازدنیایی که امکان داردآنها راازاوغافل کنددوست دارند. البته این به معنی آن نگاهیی که خود راجداکردن ازاین دنیا وگوشه گیری که درصوفیگری عنوان می شود نیست چون همان خدادستوربه آبادانی این دنیا واستفاده ازنعمات و امکانات آن داده است امااینها برای اووسیله هستند وهدف نمی شود که همه چیز رافدای آن کندهمانگونه که انسانهای بانگرش مادی گرا سعی براین دارند وهیچ هدف وچیزمهمی والا ترازدستیابی به آن ،آنهارابازنمی دارددرنتیجه هرچه درسرراه آنهاقرارگیردآن رانابود کرده وبرسراهداف خودقربانی می کنند.چگونه کسی که تمامی آمال وآرزوهای خودرادراین دنیا می بیندبایدازاوبخواهیم که درآبادانی جهان بکوشد وبه فکردیگران باشد اصلا رفتاری به همراه گذشت وایثاروآبادانی ورشدبانگرش مادی گرایی نوعی بیماری است که تضادفکرورفتارشخص رابیان می کند. امادیندار معتقدبه آخرت به گونه ای دیگراست دنیابرای او هدف اصلی وارزش واقعی پیدانمی کند بلکه آن رادرراه رشد خود ودیگرانسانها می داند که بایددرخدمت آن باشد برای رسیدن به هدف اصلی که زندگی درسرای دیگراست. اوباید این دنیا را آباد کند تا جهان دیگراوآباد شود. این مقدمه راگفتیم تابدینجابرسیم که چرا خداونددرمواجهه با بنی اسرائیل اینگونه خطاب می کند:
بگو اگرخداوند،جهان دیگرراازمیان همه مردم تنهابه شمااختصاص داده است پس آرزوی مرگ کنیداگرراستگویید (سوره بقره آیه 94)
ولی آنان به خاطرآنچه پیش ازخودفرستاده اندهرگزآرزوی مرگ نمی کنندوخداوندازحال ستمگران باخبراست وآنان راحریص ترین مردم برزندگی خواهی یافت حتی طمعکارترازمشرکان،هریک ازآنان دوست داردهزارسال عمرکنددرحالی که اگراین عمربدوداده شوداوراازعذاب بدورنمی داردوخداوندنسبت بدانچه انجام می دهیدبیناست(سوره بقره آیات 95و96)
بگو(ای یهودیان)اگرشمامی پنداریدکه شمادوستان خداهستیدنه مردمان دیگر،اگرراست می گوییدخواستارمرگ شوید(سوره جمعه آیه6)
آنان به خاطرکارهایی که مرتکب شده اندهرگزمرگ رابرای خودنمی خواهندوخداازحال ظالمین باخبراست.بگوقطعامرگی که ازآن می گریزیدسرانجام باشمارویارومی گرددوشمارادرمی یابد بعدازآن به سوی کسی برگردانده می شویدکه ازپنهان وآشکارآگاه است وشماراازآنچه کرده ایدباخبرمی گرداند(سوره جمعه آیات 7و8)
باتوجه به مقدمه ای که گفتیم کسیکه اعتقاد به جهانی دیگرندارد آرزوی مرگ نمی کند چون ازآن می ترسد کسیکه خودراغرق گناه کرده ودودستی به آن چسبیده وآرزوها وامیال خودرادرآن می بیند نمی تواند آرزوی مرگ داشته باشد. کسی مرگ رادوست دارد که پیوستن به جهانی دیگروفهم اینکه این دنیا مقدمه ای جهان دیگر وملاقات باخداست معتقد باشد. کسیکه به فساد وتباهی پرداخته چگونه می تواند آرزوی مرگ داشته باشد اوچه برای خودفرستاده است؟ کسیکه اعتقادبه جهانی دیگرنداردچگونه می تواندآرزوی مرگ داشته باشد وآن رادرزندگی خودبپذیرد....
برای همین آنها براحتی حاضر به فداکردن جان خود به خاطر خدا هستند ودراین راه هیچ ترسی ندارند.آنها می دانند که بزودی مرگ به سراغ آنهاخواهد آمد چه بخواهند وچه نخواهند ومی دانند که بهترین مرگی است که به همراه خودزندگی برای خدا باشد مرگ برای خداباشد و ازمرگی که برای رسیدن و ملاقات محبوب خودهستندهیچ ترسی ندارند.....
آنان(منافقین)کسانی هستندکه نشستندوبه برادران خودگفتنداگرازمااطاعت کردندکشته نمی شدندبگوپس مرگ راازخودبدورداریداگرراست می گوییدوکسانی راکه درراه خداکشته می شوندمرده مشماربلکه آنان زنده اندوبدیشان نزدپروردگارشان روزی داده می شود.آنان خوشحالندازآنچه خداوندبه فضل وکرم خودبدیشان داده است وخوشحالندبه خاطرکسانی که بعدازآنان مانده اندوبدیشان نپیوسته اند اینکه ترس وهراسی برایشان نیست(خوف) وآنان اندوهگین نخواهندشد.....آن کسانی که مردمان بدیشان گفتندمردمان برضدشماگرد یکدیگر فراهم آمده اند پس ازایشان بترسید.ولی برایمانشان افزودوگفتندخدامارابس واوبهترین حامی وسرپرست است....این تنهااهریمن است که شماراازدوستان خود(اولیاء)می ترساندپس ازآنان مترسیدوازمن بترسیداگرمومنان هستید(سوره آل عمران آیه168 تا 175)
بگونماز،عبادت وزیستن ومردن من ازآن خداست که پروردگار(رب)جهانیان است(سوره انعام آیه162)
کسانی که درراه خدهجرت کرده اند وسپس کشته شدند یامرده اند خداجزا ونعمت زیبایی بدیشان عطا خواهدکردچراکه خداوندبهترن نعمت رسان ودهنده خیروعطااست(سوره حج آیه58)
بگواگرازمرگ یاکشته شدن فرارکنید(این آیه دنباله آیه ای است که فرارازمعرکه جنگ است)این فرارسودی به حال شمانخواهدداشت واگرسودی داشته باشدخدابیش ازچندروزی بهره مندتان نمی گرداندبگوچه کسی می تواندشمارادربرابراراده خداحفظ کند،اگراومصیبت یارحمتی رابرای شمابخواهد؟آنان غیرازخداهیچ سرپرست ویاوری برای خودنخواهندیافت(سوره احزاب آیات 16و17)
(منکران رستاخیز)می گویندحیاتی جزهمین زندگی دنیایی که درآن بسرمی بریم درکارنیست گروهی ازمامی میرندوگروهی جای ایشان رامی گیرندوجزطبیعت وروزگارماراهلاک نمی سازد!آنان چنین سخنی راازروی یقین وآگاهی نمی گویندوبلکه تنهاگمان می برندوتخمین می زنند(سوره جاثیه آیه 24)
سکرات مرگ واقعیت وحق رابهمراه می آورد این همان چیزی است که ازآن کناره می گرفتی ومیگرختی(سوره ق آیه 19)
فقط مازنده می گردانیم ومی میرانیم وبازگشت مردمان به سوی ماست وبس(سوره ق آیه43)
همان کسی که مرگ وزندگی راپدیدآورده است تاشمارابیازمایدکدامتان کارتان بهترونیکوترخواهدبوداوعزیزوغفوراست(سوره ملک آیه2)
واگر در راه خدا کشته شوید یابمیرید مغفرت ومرحمتی (شمارادربرمی گیرد) بهترازچیزهایی است که جمع آوری کرده اید واگربمیرید یا کشته شوید به سوی خدا بازگردانده می شوید(سوره آل عمران آیات 157و158)
بایددر راه خدا کسانی جنگ کنند که زندگی دنیا رابه آخرت می فروشند وهرکس درراه خدابجنگد وکشته شودویااینکه پیروز گرددپاداش بزرگی بدو می دهیم (سوره نساء 74)
زندگی دنیا لعب ولهوی بیش نیست وسرای آخرت برای متقین بهتراست آیانمی فهمید(سوره انعام آیه32)
بیگمان خداوند جان ومال مومنان رابه بهشت خریداری می کند درراه خدابجنگندوبکشندوکشته شونداین وعده ای است که خداوندآن رادر تورات و انجیل وقرآن ووعده راستین آن راداده است وچه کسی ازخدا به عهده خداوفا کننده تراست؟پس به معامله ای کرده ایدشادباشید واین پیروزی بزرگ ورستگاری سترگی است(سوره توبه آیه111)
این حیات دنیوی کالای ناچیزی است وآخرت سرای ماندگار واستقراراست(سوره غافرآیه 39)
زندگی دنیاجزلهوولعبی نیست وزندگی سرای آخرت زندگی است اگرفهم وشعورداشته باشند(سوره عنکبوت آیه64)
آن کسانیکه هنگامیکه مصیبتی بدانان می رسد می گویند ماازآن خداییم وبه سوی اوبازمی گردیم(سوره بقره آیه156)
به یقین می دانندخدای خویش راملاقات خواهند کرد واینکه ایشان به سوی بازخواهندگشت (سوره بقره آیه46)
...آخرت درجات بزرگ تروبرتریهاستگ تراست(سوره اسراآیه21)
هرکس که دنیای زودگذررابخواهد آن اندازه که خودمی خواهیم وبه هرکس که صلاح می دانیم هرچه زودتردردنیا بدوعطاخواهیم کرد به دنبال آن دوزخ رابهره اومی کنیم که به آتش می سوزددرحالی که موردسرزنش است ورانده ومانده است.وهرکس که آخرت رابخواهدوبرای آن ،تلاش سزاوارآن راازخودنشان دهددرحالی که مومن باشداین چنین کسانی ،تلاششان بی سپاس نمی ماند(سوره اسراآیات 18و19)
ماهمه چیزهای روی زمین رازینت آن کرده ایم تاایشان رابیازماییم.کدامیک کارنیکوترمی کند(سوره کهف آیه7)
باهمین دیدگاه است که آنها(دینداران) خودرافدای این دنیا نمی کنند.اماآنهایی که خودراغرق این دینا می کنند وخیال می کنند درکاراصلاح وآبادانی هستندگمانی بیش نیست و درجهت نابودی دنیاهستند. اینان کسانی هستند که درحال تخریب نسلها و طبیعت هستند و جزاین دنیا چیزی نمی بینند همان چیزی که خداازانسان نمی خواهد.....
بگو:آیاشمارااززیانکارترین مردم بیاگاهانم؟آنان کسانیند که تلاش وتکاپویشان درزندگی دنیا هدر می رود وخودگمان می برند که به بهترین وجه کارنیک می کنند.آنان کسانیند که به آیات پروردگارشان وملاقات او بی باوروکافرندودرنتیجه اعمالشان باطل وهدرمی رود و درروزرستاخیزارزشی برای ایشان قائل نمی شویم(سوره کهف آیات103تا105)
هنگامی که بدیشان گفته شود(کفارومنافقین)درزمین فساد وتباهی نکنید. گویندمااصلاحگرانی بیش نیستیم .هان ایشان بیگمان فسادکنندگان وتباهی پیشگانند ولیکن پی نمی برند(سوره بقره آیات11و12)
کسانی که خواستارزندگی دنیاوزینت آن باشند اعمالشان رادراین جهان بدون هیچ گونه کم وکاستی به تمام وکمال می دهیم(سوره هودآیه15)
خداآن کسی است که آسمانها وزمین راآفرید...تاشمارابیازمایدکه چه کسانی ازشماکارنیکومی کنند...(سوره هودآیه7)
بزرگوارودارای برکات بسیار،آن کسی است که فرمانروایی ازآن اوست واوبرهرچیزی کاملاقادروتواناست.همان کسی که مرگ وزندگی راپدیدآوردتاشمارابیازمایدکدامتان کارتان بهترونیکوترخواهدبود...(سوره ملک آیات1و2)
خدابراین نبوده است که مومنان رابه همان صورتی که شماهستیدبه حال خودواگذارد بلکه خداوندناپاک راازپاک جدامی سازد.....(سوره آل عمران آیه 179)
مابه سوی ملت هایی که پیش ازتوبوده اندگسیل داشته ایم آنان رابه سختی هاوزیانهاگرفتاروبه شدائد وبلایا دچارساخته ایم تابلکه خشوع وخضوع نمایند.آنان چرانبایدهنگامی که به عذاب ماگرفتارمی آیندخشوع وخضوع کنندولی دلهایشان سخت شده است واهریمن اعمالی راکه انجام می دهندبرایشان آراسته وپیراسته است.هنگامی که آنان فراموش کردندآنچه رابدان متذکرومتعظ شده بودند درهای همه چیزرابه رویشان گشودیم تاآنگاه که بدانچه بدیشان داده شدشادومسرورگشتندمابناگاه ایشان رابگرفتیم.(سوره انعام آیات42تا44)
هرکس هدایت یابد راهیابیش به سودخودش است وهرکس گمراه شود،گمراهیش به زیان خودش است .وهیچ کسی بارگناه دیگری رابردوش نمی کشدومامجازات نخواهیم کردمگراینکه پیغمبری روان سازیم. هرگاه بخواهیم شهرودیاری رانابودگردانیم ،افراددارا وخوشگذران وشهوتران آنجا راسرگردان وچیره می گردانیم وآنان رادرآن شهرودیار به فسق وفجورمی پردازند پس فرمان برآنها واجب وقطعی می گرددوآنگاه آن مکان راسخت درهم می کوبیم (سوره اسرا آیات15و16)
بسیاربوده است که آبادیهای ستمگری رانابودکرده ایم ... آنان هنگامی که عذاب مارااحساس کرده اند ناگهان پای به فرارگذاشته اند.نگریزیدوبازگردیدبه سوی زندگانی پرنازونعمتی که درآن بسرمی بردیدوبه سوی کاخهاوقصرهای پرزرق وبرقتان(سوره انبیاآیه 11 تا13 )
آیامردمان گمان برده اند همین که بگویندایمان آورده ایم به حال خودرهامی شوندوایشان آزمایش نمی گردند..(سوره عنکبوت آیه2)
هرکس مزه مرگ رامی چشدماشماراباسودوزیان وبدی هاوخوبی هاکاملاآزماییم وسرانجام به سوی مابرگردانده می شوید(سوره انبیاآیه35)
وقطعاشمارابابرخی ازترس وگرسنگی وزیان مالی وجانی وکمبودمیوه ها آزمایش می کنیم ومژده بده به بردباران.(سوه بقره آیه155)
ماهمه شماراقطعاآزمایش می کنیم تامعلوم شودمجاهدان وصابران شماکیانندواخبارشمارابیازماییم(سوره محمدآیه31)
اقوامی که درشهرها وکشورها طغیان وسرکشی کردندودرآنجاخیلی فسادوتباهی به راه انداختندلذاپروردگارتوتازیانه عذاب رابرسرایشان فروریخت(سوره فجرآیا11تا13)
تباهی وخرابی دردریاوخشکی به خاطرکارهایی پدیدارگشته است که مردم انجام می داده اند بدین وسیله خداسزای برخی ازکارهایی راکه انسانهاانجام می داده اند...تابرگردند(سوره روم آیه41)
ماقبل ازتوپیغمبرانی رابه سوی اقوامشان فرستاده ایم وآنان دلائل واضح وآشکاری برای این اقوام آورده اند.پس ماازبزهکاران انتقام گرفته ایم وهمواره یاری مومنان برماواجب بوده است(سوره روم آیه47)
خداوندمردمان شهری رامثل می زندکه درامن وامان بسرمی بردندوازهرطرف روزیشان بگونه فراوان به سویشان سرازیرمی شداماآنان کفران نعمت خداکردندوخداوندبه خاطرکاری که انجام دادند.گرسنگی وهراس رابدیشان چشانید (سوره نحل آیه 112)
آیاماسینه تورانگشودیم وبارسنگین راازدوش توبرنداشتیم؟همان بارسنگینی که پشت تورادرهم شکسته بود.وآوازه تورابندنکردیم وبالانبردیم.چراکه همراه باسختی ودشواری،آسایش وآسودگی است.مسلماباسختی ودشواری،آسایش وآسودگی است.هرگاه بپرداختی،بدنبال آن رنج ببرویکسره به سوی پروردگارت روی آر(سوره شرح)
زندگی دنیابرای کافران آراسته وپیراسته شده است ومومنان رامسخره می کنندوروزرستاخیزمتقین بالاترازایشانند....(سوره بقره آیه212)
درمیان مردم کسی یافت می شودکه سخن اودرزندگی دنیا تورابه شگفت می اندازد وخدارابرآنچه دردل خود داردگواه می گیردوحال آنکه اوسخت ترین دشمنان است وهنگامی که پشت می کندومی روددرزمین به تلاش می افتدتادرآن فسادوتباهی ورزدوزرع ونسل رانابودکندوخداوندفسادوتباهی رادوست نمی دارد...(سوره بقره آیات 204و205)
امااین به معنی کناره گیری کامل ازدنیا نیست وتنها آن راهدف خودقرارندادن است و این به معنی عدم ارزش به به زندگی نیست اما خود رانباید دراین دنیاخلاصه کردن است چون همین زندگی دراین دنیا آنقدر ارزشمندهست که مقدمه برای زندگی دیگر ومورد امتحان ورشد برای جهان دیگرقرارداده است اما این نگاه درحد اعتدال هست نه زیاده روی وافراطی گریی که موجب شود ازمرگ هراس به دل راه داد و نتوان درآبادانی جهان کوشید ونه آنقدر بی اهمیت ازآن شد که نتوان دید که باهدفی انسان به روی این زمین آمده است تا درجهت رشد وکمال خود ودیگران بکوشد وموردآزمایش قرارگیرد( نگاههایی که دراسلام نسبت به مسائل سیاسی واقتصادی واجتماعی و...است تمامادراین جهت ارائه نگاه می دهد) درنتیجه درمسیرتفریط وصوفیگریی قرارگیرد که بازدرجهت فساد ونابودی جهان گام بردارد. مرگی که به همراه هدفی والاست وهدفی بدنبال دارد وبرای دفاع ازجان وناموس انسانهاست برای رشد دادن خود وانسانهای دیگراست نه تنها بی رازش نیست به معنای بی ارزش بودن به زندگی نیست درجهت ارزشمند کردن زندگی دراین دنیاست تاباخفت وخواری وفساد ونابودی بشری زندگیی صورت نگیرد برای همین درزندگی اینگونه انسانها جنگ؛جهاد(بامعنی اصلیش که دراین وبلاگ ذکرگردید)،صبر، فداکاری و گذشت وایثار، هجرت،کشته شدن،زندان وشکنجه ،تبعید و....معنی پیدامی کند.
زندگیی که به همراه ذلت وخواری باشد ازمرگ بدترخواهد بود زمانیکه من نتوانم بالهای خود رابه پرواز درآورم این زندگی چه معنیی خواهدداشت آیا نمی توان گفت من خود درحال دست وپا زدن درمرگی هستم که ازآن می ترسم .
بوسیله آنچه خدابه توداده است،سرای آخرت رابجوی وبهره خودراازدنیافراموش مکن وهمانگونه که خدابه تونیکی کرده است تونیزنیکی کن ودرزمین تباهی مجوی که خداتباهکاران رادوست نمی دارد(سوره قصص آیه 77)
کسانی هستندکه می گویندخداوندابه مادردنیاعطاکن چنین کسانی درآخرت بهره ای ندارند.وبرخی ازآنان می گویندپروردگارا،دردنیابه مانیکی رسان ودرآخرت نیزبه مانیکی عطافرماوماراازعذاب آتش نگاهدار(سوره بقره آیات 200 و201)
اشراف وسران بی باور که فرارسیدن قیامت را قبول نداشتند ودرزندگی دنیا ناز ونعمت بدیشان داده بودیم گفتند این انسانی(پیغمبران) همچون شمابوده ازهمان چیزهایی می خوردکه شمامی خورید وازهمان چیزهایی می نوشد که شمامی نوشید.......آنچه به شماوعده داده می شود دوردوراست وحیاتی جززندگی این جهان وجود نداردکه زندگی می کنیم وماهرگزبرانگیخته نمی شویم ...(سوره مومنون آیات 33تا37)
(محمدرامسخره می کنندو)می گوینداین چه پیغمبری است؟!اوغذامی خوردودربازارهاراه می رود.....(سوره فرقان آیه7)
ماهیچیک ازپیغمبران راپیش ازتونفرستاده ایم مگراینکه غذامی خورده اند ودربازراها راه می رفته اند.....(سوره فرقان آیه20)
آنگاه که نمازخوانده شد درزمین پراکنده گردیدوبه دنبال رزق وروزی خدابرویدوخدای رابسیاریادکنید تارستگارشوید(سوره جمعه آیه10) دراین آیه نمی پذیردخانقاه ونشستن ودست شستن اززندگی وهمه عبادت داشتن ....
برعکس نگاه صوفیگری ،پیامبران دربازاروزندگی مردم حضورداشته اند . نگاههای سیاسی واقتصادی واجتماعی که ازقرآن برداشت می شودهمه برضدتفکرصوفیگری است.
حال ازخودبپرسیدکه آیا می توانیدآرزوی مرگ کنید؟ می توانیدخودراازاین جهان جداکنید؟ چیزی وعملی ازپیش خودفرستاده اید؟ افکارواعمال شمایکی هستند یا به خاطرچیزی که ازپیش فرستاده ایدنمی توانیدمرگ رابپذیرید؟ آیاهرروز مرگ رادرکنارخوددارید؟ تنهاکسانی می توانندمرگ رادرلحظه لحظه زندگی خودداشته باشند که احساس بکنند درمحضرخداهستند وخدارادرزندگی خودبیاورند؟ آیا درلحظه،لحظه زندگی شماخداحضوردارداورااحساس می کنید؟!
سعی کنید بخشی ازروز یاهفته خودبه تفکر درموردمرگ بگذرانید......
و خدا به ستمکاران دانا است : http://www.zxcv1115.blogfa.com/post-179.aspx
نوشته شده توسط محمد در یکشنبه پنجم آبان 1387 ساعت موضوع خدا | لینک ثابت
دربسیاری از سایت ها و وبلاگها دیده ام که برای اعجاز بودن قرآن به مواردی خود رامی چسبانندبدون اینکه دراین مورد فکرومطالعه وتحقیقی کرده باشندوازآن سود می برند.
نمی دانم موسس این فکرونگرش چه کسی بوده؟اماجولانگاه این فکربیشترراشدخلیفه وهمفکران اوبوده اند. آیا شگفتی هایی درموردریاضی درقرآن وجودداردیانه ؟من تحقیقی دراین موردانجام نداده ام اما درمورد شگفتیهای وکاربرداعدادی که به عنوان معجزبودن ریاضی درقرآن ذکرمی گردد اشتباهی است که برای من آشکارشده است .
چند مثال می زنیم بعدفایلی دراختیارشماقرارمی دهم. دراین فایل درموردآماری که گفته من تحقیقی نکرده ام اما آماررشادخلیفه رانقدکرده است همان طورکه ادعاهایی که ایشان درموردپیامبری خودکرده اند را موردنقادی قرارداده اند. (اعجاز عدد 19 را اولین باررشاد خلیفه بیان کرد که بعدها به عنوان اعجاز خود ورسالت خود استفاده کرد) این فایل رانمی دانم از کجا گرفته ام اما به تازگی ازبایگانی فایلهای اینترنتی که قبلاداشتم درآوردم وآن رامطالعه کردم. (نویسنده آن عبدالله غریبه است که بازایشان راهم نمی شناسم) اگرکسی چه درموردصحت ادعاهای این نویسنده وچه درموردنقادی هایی که درمورد ادعای ریاضی وارداست دراختیارمن قراردهد تادوستان بتوانند اشتباه آن برایشان روشن شود. باعث خوشحالی است.
می گوینددرقرآن شهربه معنی ماه 12 بارتکرارشده است:
سوره هایی که شهردرآن آمده است 1- سوره بقره آیه 185 (دوبار) 2- سوره بقره آیه 194(دوبار) 3- سوره بقره آیه 197(یک بار) 4- سوره بقره آیه 217(یک بار) 5- سوره بقره آیه 226(یک بار) 6- سوره بقره آیه234(یک بار) 7- سوره نساء آیه92(یک بار) 8- سوره مائده آیه 2(یک بار) 9- سوره مائده آیه 97(یک بار) 10- سوره توبه آیه2(یک بار) 11-سوره توبه آیه5(یک بار) 12- سوره توبه آیه36(دو بار) 13- سوره سبا آیه 12(دوبار) 14- سوره احقاف آیه 15(یک بار) 15- سوره مجادله آیه 4 (یک بار) 16-سوره طلاق آیه4 (یک بار) 17- سوره قدرآیه 3 (یک بار)
روی همرفته 21 بارازاین کلمه درقرآن مورداستفاده قرارگرفته است یعنی چیزی دوبارآن چیزی که عنوان می شود.
می گویندازکلمه صلوات یاصلاه پنج باراستفاده شده است که باپنج وعده نمازملازم است:
درموردخودکلمه صلوات دوباردرسوره بقره آیه 157و238 –دوباردرسوره توبه99و103- یکباردرسوره هودآیه87 –یکباردرسوره حج آیه 40 – یکباردرسوره مومنون آیه 9 وجودداردکه جمعا می شودهفت بارکه دوتابیشترازآن چیزی است که عنوان می شود.
درموردخودکلمه صلاه که تعدادآن زیاداست دوستان می توانندخودمراجعه کنندکه قبلادراین وبلاگ تمامی آیات دربرگیرنده کلمه صلاه بامشتقات آن آمد.
می گویندتعداد کلمه زن ومرددقیقا مساوی هم 24بارآمده است:
من تعدادنساء رابیش از24 باردرقرآن پیداکرده ام که به معنی زن است وتعداددقیق آن رادوستان می تواننددقیق مطالعه کنندکه درپست های قبلی هم آورده ایم که باچیزی که عنوان می شودتطابق نداردتعداد رجل به معنی مردان هم اینگونه است ومقدارآن بازنان برابرنمی شود.
درموردادعاهای دیگر رابی خوددانستم که درموردش تحقیق کنم وبه عهده دیگر دوستان می گزارم باتوجه به اینکه بعضی هاش تعدادش زیادبود. تنها می خواستم این راثابت کنم که این دلیل براعجازنمی شد ودربعضی مواردهم به اشتباه رفته اند هرچندکه امکان دارد در بعضی مواردآمارشان به صورت شانسی بااصل چیزی که می گویندبرابرشود اما این هم ازآن مواردی است که اصلا قرآن برای معجز بودن خود نیازی به آن نداردهمان طور که تاحالا نداشته است.
نکته ای که جالب است برای دوستان عنوان کنم همین آمارومعجزبودن آن درمدارس ایران هم تدریس می شود وبرای من عجیب است که باتحول عظیمی که درتولیدات ومحصولهای نرم افزاری قرآنی وجودداردهمچنین نیروهای انسانی که درخدمت کشورایران است به خودزحمت نداده است که درمورداین آمارقبل ازعنوان کردن درجامعه موردبررسی قرارگیردومشکل ازآنجاحادترمی شودچون که این آمارمعمولانیازمند زحمت زیادی است وبعضی ازاشخاص دسترسی به اینگونه نرم افزارها هم ندارند زود باورمی کنند.
مسلمانان به جای اینکه به ترسیمهای نظام سیاسی واجتماعی واخلاقی واقتصادی وعلمی وجهان بینی و .... قرآن بچسبند واعجازآن رابیان کنند خودرابه چیزی مشغول می کنند که آنهاراازاصل وامی دارد.اگرراست می گوییم چرادرموردنگاه سیاسی اسلام صحبتی نیست که بهترین نظام سیاسی است؟ چرادرموردنظام اجتماعی واخلاقی آن صحبتی نیست؟چرا.....؟چرا.....؟ چرادراین مواردتحقیق ومطالعه نداریم که ملازم ونیازبشرامروزاست؟ چرانمی گوییم که بهترین نگاه ارائه داده است ، نگاهی که بشرازآوردن آن درمانده شده است. چراازاین نمی گوییم که بشرازلحاظ نگاه اقتصادی به نظام اقتصادی اسلام درحال رسیدن است ( چیزی که بعضی ازپروفسورهای اروپایی درچندوقت اخیر تزآن راارائه دادند) بااین وجودبعضی ازنگاهها ما دراین وبلاگ آوردیم همان طورکه نگاههای مقابل آن هم بودمثل انواع ومقایسه نظامهای سیاسی وسپس ترسیم دیدگاه سیاسی اسلام .(برای دسترسی به قسمت دیدگاه سیاسی مراجعه گردد)
برای دسترسی نقدهای وارده برآماررشادخلیفه وادعاهای خوداو روی لینک زیربرای دانلودکلیدکنید:
اخطار: امکان دارداگربرای باردوم است که وارداین سایت می شوید(سایتی است که فضای رایگان می دهد،راستش سایت بهتری پیدانکردم) صحفه اول که کلمهDownload رادرخودداردازبین برودوصحفه دیگری بیاید،برای گرفتن فایل دوراه حل دارید1- بادیدن این کلمه سریع روی آن کلیدکنیدتافایل رابگیرید2- به بالاصحفه، سمت راست رفته وروی Skip کلیک کرده تاصحفه حاوی فایل برویدوروی دانلودکلیدکنید؛متاسفانه این سایت هاکه فضای رایگان می دهند،سایت های دیگرهم تبلیغ می کنند.
رشادخلیفه رسولی نویاحیله گری بزرگ
280KB
نوشته شده توسط محمد در جمعه سوم آبان 1387 ساعت موضوع خدا | لینک ثابت
بیشتراین پست رابرای این قیدکردم که متاسفانه ظاهرانویسنده وبلاگ کاتالوگ انسان بدون ذکرهیچ دلیلی وبلاگ خودرابه حالت تعطیل درآورده اند. (البته این چیزقابل دوری نیست به زودی بایدشاهدتعطیلی تمامی وبلاگ هاوسایت هاباشیم چون اگربخواهندبانام امنیت روانی جامعه مواردی رابه به تصویب برسانندامکان داردحکم اعدام رابه تمامی عرصه هابکشانند)این یکی ازبهترین وبلاگهابوده که باآن برخوردداشته ام چون مطالب این دوست عزیزباتکیه برقرآن است .این یکی ازوبلاگهایی ست که ازابتدای تاسیس آن باآن بوده ام وبرآن نظرات زیادی اعمال کرده ام به حدی که بعضی ازدوستان به من گفته اندکه انگارتنهابازدیدکننده آن من هستم. امکان دارددربرخوردبااین وبلاگ با نظرات ودیدگاههایی مواجه بشید که من بانامهای دیگردراین وبلاگ اعمال کرده ام برای همین درصورت وجه تشابه بامطالب وبلاگم تعجب نکیند.(البته دراین موردقبلاتوضیح داده ام واینکه بعدازتشکیل وبلاگ خودم به غیرنام وبلاگم ازهیچ نام دیگری استفاده نکردم)
من مجموعه ای تهیه کرده ام بافهرست بندی که شمامی توانیدکلیه مطالب این وبلاگ رابه همراه نظرات اعمال شده برآن رادانلودکنید.اماابتدابه ذکرمجموعه مطالب این وبلاگ می پردازیم:
مجموعه مطالب وبلاگ کاتالوگ انسان که به 123پست می رسد:1-بسم الله الرحمن الرحیم2-نتایج نیاز به قرآن 3- انسان، موجودی که باید آنرا شناخت 4- بحثی درباره شناخت انسان5-حیا ت انسا نی 6- حیات انسانی ( 2 )7- پرورش (1) 8-پرورش (2)9- اندیشه آزاد(1)10 - اندیشه آزاد(2)11- قرآن، اصلی در حاشیه12- توضیحی درباره اندیشه آزاد13- بازنگری(1)14- بازنگری( ۲)15- طغيان درارزشها(1)16- طغیان در ارزشها(2)17- پاسخ به سوالات و انتقادات18- فطرت و هدایت(1)19- فطرت و هدایت (2)20- پاسخ به سوالات و انتقادات(2)21- پاسخ به انتقادات(3) 22- مبارزه با فطرت؟ 23- پاسخ به سوالات و انتقادات (4)24- اختیار25- اختیار از دریچه ادیان و قرآن26- توضیحی درباره چند اصطلاح مهم قرآنی27- ایمان مستقر28- جاهلیت ، علت عقب ماندگی مسلمانان (1)29- جاهلیت، علت عقب ماندگی مسلمانان(2)30- مقدماتی برای بیان معجزه بودن قرآن 31- مقدماتی درباره معجزه بودن قرآن (2)32- مقدماتی در زمینه معجزه بودن قرآن(3)33- مقدماتی در زمینه معجزه بودن قرآن(4)34- قرآن معجزه جاودان (1 )35- قرآن معجزه جاودان (2)36- قرآن ، معجزه جاودان ۳ ( قسمت آخر )37- پاسخ به سوالات و انتقادات( ۵) 38- خوشبختی39-خلاقیت40- آیات اصلی – آیات فرعی (1)41- آیات اصلی – آیات فرعی(2)42- ایمان آری ، عقیده نه !43- جام جهانی---دین جهانی44- بار دیگر ، شناخت انسان45- حکومت اسلامی46- حکومت اسلامی ( ۲ )47- حکومت اسلامی ( ۳ )48- حکومت اسلامی ( ۴ )49- از ماست که بر ماست50- حکومت اسلامی ( 5 )51- حکومت اسلامی (۶ )52- حکومت اسلامی ( ۷ )53- ما و گفته های پاپ54- پاسخ به سوالات در مورد بحث حکومت اسلامی55- حکومت اسلامی ( ۸ ) 56- حکومت اسلامی ( ۹ )57- حکومت اسلامی ( ۱۰ )58- حکومت اسلامی ( ۱۱ ) 59- حکومت اسلامی ( ۱۲ )60- حکومت اسلامی ( ۱۳ )61- حکومت اسلامی ( ۱۴ ) قسمت پایانی62- عید قربان و قصه رهایی63- وحدت اسلامی64- وحدت اسلامی ( ۲ )65- بسم الله الرحمن الرحیم66- تسنن نبوی آری ، تسنن اموی خیر 67- طبیعی و مطلوب باشیم68-بدون عنوان69- لباس قرآن به تن کنیم70- یهودی و مسیحی نباشیم71- پاسخی به نظرات آقای سید احمد هاشمی ( 1 )72- پاسخی به پرسشها و انتقادات آقای سید احمد هاشمی (2)73- یهودی و مسیحی نباشیم(2) 74- یهودی و مسیحی نباشیم ۳ 75- پاسخ به انتقادات و سوالات آقای هاشمی (3)76- کاتالوگ انسان " دو ساله شد77-يهودی و مسيحی نباشيم (4)78-يهودی و مسيحی نباشيم (5) 79-يهودی و مسيحی نباشيم (6) 80-ارزش ذاتی انسان 81- حماس و ارزش ذاتی انسان82-راه هدايت 83-اشتباه بزرگ حماس ُ نادیده گرفتن ارزش ذاتی انسان84-راه هدايت (2) 85-راه هدايت(3) 86-راه هدايت(4)87-راه هدايت ۵ ( بخش پايانی )88- ارزش کار در اسلام (1)89- ارزش کار در اسلام (2)90- ارزش کار در اسلام (3)91- ارزش کار در اسلام (4)92- ارزش کار در اسلام (5)93- نگاهی کوتاه به حزب عدالت و توسعه و جنبش حماس94- آيا ليله القدر هر سال تکرار می شود ؟95- ارزش کار در اسلام (6)96- آيا تلويزيون ايران به دنبال هدايت انسانهاست ؟97- ارزش کار در اسلام (7)98-ارزش کار در اسلام قسمت پايانی99-نقدی بر نظرات دکتر یوسف قرضاوی100-توحيد در فعل101-توحيد در فعل(2)102-اصلاح چيست و مفسد کيست ؟103-اصلاح و افساد104-تعريف قرآنی مصلح105-جنبش حماس حيا کن حکومتو رها کن106-مروری بر نظرات و انتقادات دوستان به نوشته دو پست قبلی107-تعريف قرآنی مفسد108-پاسخ به نقد مطلب جنبش حماس حيا کن حکومتو رها کن109-تعریف قرآنی افساد (2)110-تعریف قرآنی افساد(3)111-دکتر قرضاوی لطفاَ قرآنی بیندیش112-دین : مربوط به حوزه خصوصی یا ...113-نیاز به قرآن114-پاسخ به نقد مطلب دکتر قرضاوی لطفاَ ...115-دین هم حوزه خصوصی و هم حوزه عمومی116-اسامی مقدس شده و سجده ملائک بر آدم117-اسامی مقدس شده و سجده ملائک بر آدم(2)118-اسامی مقدس شده و سجده ملائک بر آدم(3)119-اسامی مقدس شده و سجده ملائک بر آدم(4)120-اسامی مقدس شده و سجده ملائک بر آدم(5)121-اسامی مقدس شده و سجده ملائک بر آدم(6)122-اسامی مقدس شده و سجده ملائک بر آدم(7)123-اسامی مقدس شده و سجده ملائک بر آدم(8)
برای دانلوداین مجموعه روی کاتالوگ انسان کلیدکنید
550KB
امادومین مجموعه مامربوط به وبلاگ تریفه است که آثارآقای احمدمفتی زاده رادربرمی گیردتمامی فایلهابه صورت متنی است البته سعی کردم فهرست بندی به همراه مرتب سازی خوبی رادربرداشته باشدامابدلیل عدم رعایت تایپ درست دروبلاگ تریف نتوانستم خوب ازآن استفاده کنم:
این مجموعه شامل:1-پرورش و آموزش 2-فلســـــــــفه حجاب در اســـــــــــــلام3-اهتمام به ((شوري)) 4-بحثي درمورد تقسيم بندي احاديث5-ايمان وكفر6-وحــــــــــــــــــــــــــدت اسلامي 7-دیالکتیک اســـــــلامی8-تعريف چند مطلب به صورت خلاصه (ايمان. اسلام.كفر.نفاق. فطره....)9-((ذكــــــــــر)) 10-فلسفه محراب ومطلبي درباره شوري11-مطلبي كوتاه اما .... به نام (شبـــــــــهه) 12-نامه كاكه احمد به مسلمانان عازم خانه خداو خلق13-حكــــــــــــــــــومت اســـــــــلامي
برای دریافت این مجموعه روی تریفه آثاراحمدمفتی زاده کلیدکنید
325KB
سومین مجموعه وبلاگ خبرونظراست که مجموعه مطالب ودیدگاههای سازمان موحدین آزادیخواه رادربرمی گیرد:
این مجموعه شامل:1-نظام ولایت مطلقه منشاء فسق و فساد در ایران2-توضیحاتی نسبت به قضیه خلافت بشر در اسلام3-عالمگيری و فراگیری تاريخ هجرى – قمرى4-رابطهٴ منطقى بين عـداوت با خلفاى راشده و انکار قرآن و نفى خلافت انتخابی5-جواب سؤالات خانم مینو دربارۀ احزاب و اسلام حقیقی و حقوق ادیان6-خصایص جسم زنان و مواضع متناسب قرآن7-ظنّ تُهی از حقّ؛ و حقّ بدون آزادی!8-خطرناکترین دام استبدادی و عادلانه ترین موضع گیری9-راه رسیــــدن به آزادی و استقلال
برای دریافت این مجموعه روی سماکلیدکنید:
140KB
آخرین مجموعه مامربوط به سایت نوگراست که وابسته به اخوان المسلمین ( جماعت دعوت واصلاح)می باشد:
این مجموعه شامل: 1-اولویت انقلاب درونی بر انقلاب تشکیلاتی منبع: شناخت اولویت های دینی در پرتو قرآن و سنت مولف : دکتر یوسف قرضاوی مترجم: ابوبکر حسن زاده2-روابط زن و مرد از دیدگاه قرآن3- مهارت تفکر نقاد4-چگونه کودکی با ایمان تربیت کنیم ؟5-ازداروین تا جسرمنبع : داستان ایمان مؤلف : شیخ ندیم جسرمترجم : سعید رفعت جاه6-بررسي جنگ های ارتداد در زمان پیامبر(ص)منبع : اسلام و جنگ و جهادمؤلف: دکتر محمد عمارهمترجم: احمد فلاحی7-وحدت الوجود چیست؟ آیا با عقیده ما سازگاری دارد؟فتح الله گولن8-بحران افکار و اندیشه ها نه بحران روش ها و ارزش هااز کتاب نگرشی نو در فهم قرآن تألیف محمد غزالی ترجمه :داود ناروئی9-انسان در جستجوي خوشبختي« مقايسه ي ديدگاه قرآني و بشري »منبع: انسان در جستجوي خوشبختي مولف :محمّد حامدی10-چند همسری در اسلام؛ قساوت يا عدالت؟استاد عبد الاحد11-فمينيسم12-مدرنيسم13-تفسیرسوره بینه14-جوانان و ضعف مطالعهآبتین امیری15-آزمايشات الهي در دعوت منبع : روش دعوت مؤلف : استاد مصطفی مشهور مترجم : عبدالواحد لشکرزهی16-آیا مرد حق دارد زن خود را کتک بزند؟عبدالعلی بازرگان17-تعدد زوجات يا زنا و فحشا ء ؟! رئوف اصلاح جو / كارشناس علوم اسلامي 18-اسلام و قلب منبع : نگرشهایی در اسلام ترجمه : استاد مصطفی اربابی19-نـقـد و اصـول شرعی آن نويسنده: فتحي يكن ترجمه: مولود بهراميان20-تفسیر سوره کوثر استاد محمود ویسی21-مقصد نهائي دين كجاست ؟منبع : انسان در جستجوی خوشبختی مولف : محمد حامدی انتشارات : نشر احسان
برای دریافت این مجموعه روی نوگراکلیدکنید:
264KB
اخطار: امکان دارداگربرای باردوم است که وارداین سایت هابرادی دانلود می شوید(سایتی است که فضای رایگان می دهد،راستش سایت بهتری پیدانکردم) صحفه اول که کلمهDownload رادرخودداردازبین برودوصحفه دیگری بیاید،برای گرفتن فایل دوراه حل دارید1- بادیدن این کلمه سریع روی آن کلیدکنیدتافایل رابگیرید2- به بالاصحفه، سمت راست رفته وروی Skip کلیک کرده تاصحفه حاوی فایل برویدوروی دانلودکلیدکنید؛متاسفانه این سایت هاکه فضای رایگان می دهند،سایت های دیگرهم تبلیغ می کنند.
نوشته شده توسط محمد در شنبه دوازدهم مرداد 1387 ساعت موضوع خدا | لینک ثابت
......ادامه
درشماره یک پستی که دراین ارتباط بود .بسیاری ازموضوعات حیاتی مثل اثبات وجودخدا،اثبات اعجازقرآن و.....مشخص شد.برای دنبال این مسئله وشناخت دیگرمسائل توحیدی دریک فایل مجموعه ای برای شماترتیت داده ایم.
1- کتاب حقیقت توحید اثردکتریوسف قرضاوی : این کتاب راآن قسمت هایی که باتکیه برآیات قرآن وبرهان بوده منظوربوده نه بقیه قسمت هامثلادرمورددعابه هیچ عنوان باهیچ دلیل آن رابه عنوان آویزان استفاده کردن درست نیست
فصول این کتاب شامل:ايمان به خداوند، اساس تمام عقايد-اسلام توحيد را محور قرار داده است-فطرت انسانها دليل يگانگي خداوند-عقل، دليلي بر يگانگي خداوند-وحي، دليل بر يگانگي خداوند-توحيد، جوهر ايمان به خدا ـ توحيد ربوبيّت ـ توحيد الوهيت-معني عبادت شيوههاي مختلف عبادت و انواع آن –ا هميت توحيد الوهيت - «لا اله الاّ الله» عنوان توحيد - توحيد، وظيفهي پيامبران -توحيد، شعار اسلام -توحيد، حق خداوند بر بندگان-توحيد، برنامه و هدف فرد مسلمان در زندگي-ابلاغ توحيد، وظيفهي امّت اسلام -توحيد چگونه تحقّق مييابد؟-شرك -انواع شرك-شرك اكبر -شرك اصغر -اسلام راههاي نفوذ شرك را بسته است- زيادهروي در بزرگداشت پيامبر (ص)ـ زيادهروي در حقّ انسانهاي صالح ـ بزرگداشت قبور چرا نبايد قبرها را تعظيم كرد؟ـ متبركدانستن درخت و سنگ و ... ـ الفاظي كه رنگ و بوي شرك دارند-آثار توحيد در زندگي-توحيد يعني آزادي انسان -توحيد يعني ايجاد شخصيت مطلوب- توحيد سرچشمهي آرامش دورني-توحيد منبع اعتماد به نفس-توحيد اساس برادري و برابري-مفاسد و زيانهاي شرك -شرك سبب پستي و خواري انسانيت -شرك لانهي خرافات-شرك ظلم عظيم است -شرك منبع ترس و واهمه -شرك نيرو و توان را از انسان ميگيرد-آثار شرك در آخرت
2- خداکجاست؟:این سلسله مطالبی است که دوستمان دروبلاگ ناجی کردتهیه کرده بودند
3- توحیداثرشهیدفاروق فرساد :بیانهایی درموردتوحیدالوهیت وعبادت
4- اصول دینداری اسلامی اثرسازمان موحدین آزادیخواه:شامل خط ورهبری،تولی وتبری،امربه معروف ونهی ازمنکر،اخوت وامت واحده،نظام توحیدی،آزادی اجتهادوامت شورایی.
5- بازخواني توحيدبا تأكيد بر پاره اي از باور هاي غير توحيدي رايج اثر جليل بهرامي نيا:توحیدفکری ومعرفتی وتوحیدی عملی واراده ای.
برای گرفتن این مجموعه روی اصول دینداری کلیدکنید.
اخطار: امکان دارداگربرای باردوم است که وارداین سایت می شوید(سایتی است که فضای رایگان می دهد،راستش سایت بهتری پیدانکردم) صحفه اول که کلمهDownload رادرخودداردازبین برودوصحفه دیگری بیاید،برای گرفتن فایل دوراه حل دارید1- بادیدن این کلمه سریع روی آن کلیدکنیدتافایل رابگیرید2- به بالاصحفه، سمت راست رفته وروی Skip کلیک کرده تاصحفه حاوی فایل برویدوروی دانلودکلیدکنید؛متاسفانه این سایت هاکه فضای رایگان می دهند،سایت های دیگرهم تبلیغ می کنند.
155KB
ادامه دارد......
نوشته شده توسط محمد در جمعه یازدهم مرداد 1387 ساعت موضوع خدا | لینک ثابت
انسان بارهاثابت کرده است که سیری ناپذیراست وهرچه درمادیات پیش رفته دراوسیری ایجادنشده است این درمعنویات هم به چشم می خورداگرزمانی انسان آرزوهاوآمال خودرامثلا درخواستن یک خانه می دانسته بعدازآنکه به آن رسیده، آرزوی داشتن قصرراکرده است واگرروزی اوداشتن پست یک وزارت خانه راداشته روزبعدازرسیدن به آن آرزوی رسیدن به ریاست جمهوری راکرده است واگرروزی آرزوی اورسیدن به رفاه اجتماعی بوده است روزدیگررسیدن به زندگی جاودانه راکرده است واگرروزی شهرت درشهرخودشان راداشته است روزدیگرراآرزوی رسیدن آن رادرکشورشان کرده است این روحیه ازدونیازدرانسان شکل می گیردبی نهایت خواهی وعدم بدون هدف زندگی کردن .
انسان بایدمرتب درزندگیش هدفی وجودداشته باشدتابتوانددرمسیرگام برداشتن به سوی آن زندگی راطی کندبرای همین اگربه یک رفاه نسبی درزندگیش رسیدوآزادی بیان وتفکری هم درآن جامعه وجودداشت اورابه تفکرواداشته ودرآنجاست که اگربرای اوهدفی دیگروجودنداشته باشدبه پوچی می رسدوزندگی برای اوبی معنی وهدف می شود.برای همین دردین ماچیزی به نام زندگی درجهان دیگرداریم.آن مادیات ورفاه وآزادی برای اوبی معنی می شودوسعی می کندبرای گریزازآن خودرابه بی فکری بزندوبه جای اینکه پاسخی برای سئوالش بیابدسعی می کندصورت مسئله راپاک کند.
البته زندگی دیگری هم می توانیم ببینیم زندگیی مادی گرانه بدون داشتن تفکری دیگر،دراینگونه انسانهاسیری ناپذیری وعطش آنهابی حداست .
درکل بایدگفت انسان به خاطرروحیه داشتن بی نهایت خواهی تنهابی نهایت اوراسیرمی کندوباقرارگرفتن دربی نهایت اواحساس سیری وراحتی وآرامش می کند.اماچون نمی داندهی می رودبه این سووآنسوبازهم احساس سیری نمی کندونمی داندبایدبه کجابرود؟
آیابی نهایتی وجوددارد؟بله!خداست که کمال بی نهایت است تنهاباقرارگیری درکنارویادونام اوانسان احساس آرامش خواهدکردکسی که آفرینش تمامی موجودات وقدرتهاومادیات ومعنویات ورشدهاوکمالهادردستان اوست .
تنهاخداست که انسان درکناراواحساس آرامش می کند!تنهابادرکنارخدابودن انسان به کمال ورشدواقعی می رسد! تنهاخدادوست واقعی انسان است وخوبی وبدی انسان راکامل می داندچون خداست که انسان راآفریده،چون خداست که تمامی قدرتهاورشدهادردستان اوست ،چون تنهاخداست ......
خدایادوستت دارم ! می خواهم باتوباشم ودرکنارتوباشم راه رابه من نشان بده ؟! تنهاتوهستی که می توانی به من کمک کنی!تنهاتوهستی که بی هیچ منتی رشدوکمال من رامی توانی فراهم کنی؟!پس راه را من نمایش ده وآرامشت رانصیب من قرارده!
این قلب مراازتاریکی نجات بده! آن را نورانی کن همان نوری که بازشناسدحق راازباطل! شایدامروزقلبم راازگناه آلوده کردم ! اماهنوزنورهایی ازوجودآن رادارم که باتمام وجودمی گوید
oo---@@@@@@:-----------@@@@@@!
-------o@@@@!!!!!;;;@-------@..……….....::;!@
------'O@@!!!!!!!;;;;;;;;@---@...…………..:;;;;;;!@
------@@@!!!!!!!;;;;;;:::.@@......…..…...:;;;;;;;;;!@
------@@!!!!!!!!!;;:::::.............……..…...;;;;;;;;;;!@
------@@@!!!!!;::::::::…..........………...;;;;;;;;;;!@
-------@@!!!!;;::::::::……........…..….…..;;;;;;:;!@
--------@@!!:;;::::::::...oo………..….…....;;;;;;!@
----------@!!!!;::::::::…......oo……………...:::@
------------!!!!!;:::::::::…........oo……....….@
--------------!!!;:::::::::::.……………….....@
-----------------!!!;;:::::::::.…..…….…..@
---------------------:::::::::::……..…@--oo------*
------------------------::::::::.…...@-------oo---***
---------------------------:::::.@------------- ooo*##
-----------------------------::;::--------------_##ooo###
------------------------------::----------**##########
پس کمکم کن تااین نورشعله ورشودوتمام وجودم رابگیردوراه رابه من نمایش دهد تابتوانم تورابشناسم تابتوانم درکنارتوقرارگیرم
یک فایل داخل سایت زنده رودبودکه بافلش ساختند فایلی زیبابودمیزارم برای دوستان اگرمی خواهنددریافت کنندروی خدایادوستت دارم کلیدکنید.برای دانلودکردن آن روی آن راست کلیدکرده وسپس Save Target As راانتخاب کنید
یادتان نرودانسان درهرمرحله اززندگیش باشدباقرارگرفتن درکنارآن منبع نورانی احساس آرامش خواهدکردومی تواندانسان باشدپس هیچ نیازمادیی انسان راسیرنمی کند.پس خودرابه خدابسپارید.

شماباهرکه باشیدواگرتمامی دنیاراهم به شمابدهندنه سیرمی شویدونه احساس آرامش می کنید. به خدابسپاریدهمانگونه که این جهان شناوردرکنارخداست .
کافران می گویند:کاش معجزه ای ازسوی پروردگارش براونازل می شد.بگوخداوندهرکه رابخواهدگمراه می کندوهرکه رابرگرددبه جانب خودرهبری می کند.
آن کسانی که ایمان می آوردندودلهایشان بایادخداسکون وآرامش پیدامی کند.هان دلهابایادخداآرام می گیرند
آن کسانی که ایمان می آورندوکارهای شایسته می کنندخوشابه حالشان،وچه جایگاه زیبایی دارند(سوره رعدآیات27تا29)
نوشته شده توسط محمد در پنجشنبه سیزدهم تیر 1387 ساعت موضوع خدا | لینک ثابت
تمامی پیامبران اولین ندائی که سرداده اند واولین گامی که برای بشریت برداشته اندواولین نیازاین بوده است که انسان شناخت خودرازاین جهان وخوددرست کرده وبه آن شناخت درست برسدتابتوانددرشدووخدمت خودودیگران باشدواولین ندای آنهاتوحیدبوده است.
مهم بودن آن قابل وصف نیست وقبل ازهربیانی وفکری ونگرشی بایدبه آن پرداخت برای همین برای من عجیب است که بسیاری ازدوستان می خواهنداین راعنوان کنندکه بایدادیان دیگرراپذیرفت درحالیکه خدابه گونه ای دیگربیان داردوخدا مسلمان ومومن بودن رامعرفی می کندوآیابسیاری ازآنهایی که ادعای دین داربودن رادارند(چه مسلمان وچه غیرمسلمان)واقعامسلمانند؟!خوب نیستندچون تنهاشخصی می تواندمسلمان باشدکه به آن نگاه توحیدی رسیده ودرزندگی خودپیاده سازی کند.
این مسئله آنقدرمهم است که شهیدناصرسبحانی دریکی ازبیان های خودبعدازتوطئه های گام به گام شیطان درسرراه انسان دردام ششم می گوید:
مشوش کردن اولویت در مسؤولیتهای اهل ارشاد و رهبران فکری جامعه
شیطان براساس عداوت دیرینهاش نسبت به انسان، دست از سر او برنمیدارد و تا جایی که برایش ممکن باشد سعی میکند او را با خود به جهنم ببرد، برای کسانی که نقش مهمتری را در خدمت به سعادت انسانها و حاکمیت دین خدا میتوانند داشته باشند، دامی دیگر قرار میدهد، دامی بسیار ظریف و پیچیده که نیازمند دقت و بصیرت فراوان اهل دعوت است. در این دام، شیطان سعی میکند که لیست مسؤولیتهای اهل ارشاد و رهبران فکری جامعه را مشوش کند، لذا فکر و عمل او را از امور مهمتر منحرف نموده و او را به مسایل مهمّ مشغول میگرداند و نمیگذارد مسؤولیتهایش را به طور منظم انجام دهد. مثلاً شیطان او را از قضایا و امور مهمی همچون عقیده، اخلاق و... غافل میکند و او را به اقتصاد اسلامی، نظام حکومتی اسلام، حدودات شرعی، مبارزهی سیاسی، فلسفه و منطق و... مشغول میکند و در نتیجه مانع تحقق اصلاح جامعه و حاکمیت دین خدا میگردد. اما چنانچه شخص مورد نظر، در حیات فردی و اجتماعی خویش با توسل به سنت رسول خدا (ص) پیش برود بر اساس «توصیه به حق و صبر» و «تعاون» و «تقوا» عمل نماید، دامی دیگر بر سر راه اوست.
من تنهابیانی که قوی دراین ارتباط دیدم که خوب کارشده بودآثارشهیدناصرسبحانی بودبرای همین سعی می کنم که دیگرآثاراین شهیدراهم قیدکنم مجموعه آثاراورکه درموردتوحیداست واسماء الحسنی دراین زمینه بسیارمهم است که موردمطالعه قرارگیرد.
برای دانلوداین آثارروی مجموعه آثارشهیدناصرسبحانی 1 و2 کلیک کنید:
این مجموعه ها شامل:
مجموعه شماره 1:
1- تفسير سوره حمد2- دعا -روح نماز3- راه رسیدن به سعادت وخوشبختی4- تفسیر سوره الحاقه /قسمت اول5- توطئه های گام به گام شیطان6- رهنمود هائي از شهيد ناصر سبحانی7- سلسله بندگی8- به سوی خوشبختی9- زندگی و مسئولیت مؤمنانه10- توحید11- تعبير قرآن درباره ي قوّام بودن مرد و رابطه ي آن با بندگي و نقش زن در اين ميان12- زندگینامه شهيد ناصر سبحانی
13- اسماء الحسنی (متاسفانه این مجموعه ،خلاصه شده ویرایش شده صحبت های آقای سبحانی است ،این مجموعه ازنوارهای آن شهیداست اماهنوزکامل نیست اگرکسی آن راتکمیل کردمنوباخبرکند )14- اسماء الحسنی این مجموعه مثل قبلی است بااین تفاوت که عین کلمات آن شهیدرادربرداردکه تاصحفه 39 تااول وکیل راشامل می شودومتاسفانه بقیه مجموعه رانداردوبالایی کامل تراست)15- تفسیر سورهی حمد؛ برداشتی از آثارشهید ناصر سبحانی16- تفسیرسوره بینه17- کتاب توحيد ومتعلقات آن (این مجموعه ازروی نوارپیاده شده ومتاسفانه مشکلات ویرایشی رابه همراه داردکه بایددرست شوداگردوستی دراین عمل گامی برداشت منوباخبرکند)18- کتاب توحيد ومتعلقات آن (این هم مثل بالایی است بااین تفاوت کابافونت نازنین است)
مجموعه شماره 2 که باپسوندPDFاست ونیازمندبرنام اکروبات است:
1- تفسیرسوره عصرتوسط شهیدناصرسبحانی با دیدگاههای ازدکترعلی شریعتی 2- توحید(نسخه وردی آن هم وجوددارد)3- تفسیرسوره قدر4- تفسیرسوره تین5- علم،عالم،علما6- اصول فقه
اخطار: امکان دارداگربرای باردوم است که وارداین سایت می شوید(سایتی است که فضای رایگان می دهد،راستش سایت بهتری پیدانکردم) صحفه اول که کلمهDownload رادرخودداردازبین برودوصحفه دیگری بیاید،برای گرفتن فایل دوراه حل دارید1- بادیدن این کلمه سریع روی آن کلیدکنیدتافایل رابگیرید2- به بالاصحفه، سمت راست رفته وروی Skip کلیک کرده تاصحفه حاوی فایل برویدوروی دانلودکلیدکنید؛متاسفانه این سایت هاکه فضای رایگان می دهند،سایت های دیگرهم تبلیغ می کنند.
760KB
1.81MB
درموردآثارسبحانی بایدگفت که درموردتوحیدبیانی خوب دارندهمان طورکه درموردحکومت اسلامی وامامت وولایت هم خوب بیان کرده بودند(برای دسترسی به این کتاب ایشان هم به آرشیوموضوعی درسمت چپ وبلاگ قسمت امامت وولایت مراجعه شود)اماشایدگفت یکی ازنقص هابه آثارایشان این است که درموردزنان خوب بیان ندارندوخوب تحقیق نکرده اندامامن برای حفظ امانت وبررسی دیدگاههاازجهات مختلف دراینجاذکرکرده ام.
امادیگرآثارایشان بایدگفت که:
درنسخه اول
1- تفسير سوره حمد
بنا به ديدگاه استاد شهيد تبيين و توضيح اين سوره نخستين درس ضروري براي هر مسلماني است كه به تازگي قدم در وادي معرفت ، توحيد و بندگي خالصانهي الله – جلّ جلاله - نهادهاست
بیان توحيد ربوبيت و الوهيت ،قيامت،عبادت ، استعانت واستهداء
10- توحید
پس کسی که توحید و شرک را روشن و عاری از اشتباه نشناخته و اعمالش مبنی بر آگاهی نباشد انتسابش به اسلام نادرست است اگر چه در انجام مراسم دینی سرشار از عشق و اخلاص باشد متاسفانه نه تنها اکثریت تعالیم دینی را از منبع اصلی آن نمی گیرند بلکه بسیاری از کسانی که مدعی رهبری بوده و وظیفه دعوت را بر عهده دارند از آن شناخت محرومند.
17- کتاب توحيد ومتعلقات آن (این کتاب یکی ازمهمترین آثارشهیداست که :)
متاسفانه ازروی نوارپیاده شده وازلحاظ نوشتاری مشکل دارد
بعضی ازکلمات دربعضی ازمواردداردکه سادگی خودراازدست داده ونمی تواندبه عنوان مخاطب درهمه عرصه هاعرضه کردونیازبودکه به زبان ساده تری به نوشتاردرمی آمداماازلحاظ کتاب توحیدی بسیارمهم است وچیزهایی که درآن پیدامی کنید
دیدگاهی نونسبت به بصر ، قلب ، سمع ، علم ، اراده درقرآن
روح – تفاوت بین انسان ودیگرموجودات
تنهاانسان روح دارد
فلسفه وکلام بایددورریخته شوددینی نیست وشرک آمیزاست
اثبات وجودخدا
اثبات اعجازقرآن
شناخت زمینه هاوانواع شرک
پیش بینی وپیش گویی
توحید
تعریف توکل
تنهافریادرس خدا
تعریف دعاوعبادت
علم به غیب
شفاعت وشفیع
آیامردگان صدای مارامی شنوند؟
تعریف علم وعالم وحزن وخوف درقرآن
تعریف اولیاءالله ومتقین درقرآن
تعریف کرامت
واماقسمت هایی ازصحبت های ایشان:
(درموردعلوم تجربی می گویند:)در ابتدا اين را بگوييم كه در اين زمينه احتياط بسيار لازم است در عصر اخير به علت شكست روحي كه براي بسياري از نويسندگان در مسائل اسلامي پيدا شد شكست روحي در برابر غرب يك وضعيتي پيش امد كه كوشش مي شد والان هم گاهي ميشود براي اينكه قران با نظرياتي كه از غرب مي ايد تطبيق داده شود گويي كه ارزش قران اعتبار قران بر اين است كه با اين نظريات و تئوري ها سازگار باشد در حاليكه آنها هنوز نظريات است و به ثبوت نرسيده است ما بايد در اين زمينه كاملاً محتاط باشيم كه خيال نكنيم كه ارزش قران در اين است كه با هرچه از غرب بيايد از سوي كساني كه زور دارند وپول دارند سازگار باشد نه نظريات را بعنوان نظريات تحويل مي گيريم و آن چه را كه به ثبوت مي رسد و بعنوان واقعيت جاي مي گيرد آنها را هم همانگونه كه هست بشناسيم وقتي كه چيزي را بعنوان يك واقعيت به آن برخورديم يعني ثابت شد قطعيت آن چيز انوقت مي شود كه بدنبال اصل آن چيز در قران بگرديم ببينيم كه اشاره به اين مطلب شده است يا نه كه قطعاً آن مسائلي كه بيان واقعيتهايي تغيير ناپذير است يعني از مرحله ي تئوري و نظريه گذشته اند هيچ يك از آن مسائلي يافت نمي شود كه در قران بياني مخالف با آن آمده باشد اگر چيزي واقعيت داشته باشد قران چنانكه در آن زمينه بياني داشته باشد قطعاً خلاف آن را بيان نكرده است چرا؟ چون كه قران از سوي كسي مي ايد كه همان واقعيت را بوجود اورده است و او كارهايش همه منظم و در هماهنگي است امكان ندارد كه در كارهايش انچنان ناهماهنگي باشد كه در زمينه ي تشريع چيزهايي داشته باشد مخالف با آن چه كه در زمينه ي تصميم دارد چونكه همين تشريع براي اينست كه اين آفريده داراي علم و اراده و ساير آفريده ها باشد در نتيجه قوانيني كه براي او مي فرستد قطعاً هماهنگ و سازگار است با سنتي كه در زمينه ي تجبير و تصخير حاكم است
پس از اينكه ثابت است كه تنها خداوند فاعل است و بقيه ي اسباب مجرد هستند و تاثيرشان در گرو مشيئت خداست پس از اينكه ثابت است پس جز مشيئت خدا و اسباب مقرر از سوي او چيزي و كسي در هيچ كاري دخالت ندارد طرف ثالثي در هيچ امري وجود ندارد اسبابي هستندو سنن و قوانيني هست و مشيئت خدا و بس و بر اين اساس انساني كه اهل علم و اراده است وظيفه اش در اين حيات اينست كه سنن خدا را در ارتباط با زندگيش كشف كرده ، آنها را بكار گرفته و با رعايت آنها حركت كرده اسباب را مهيا كرده و زمينه ها را فراهم نموده و از خداوند نتيجه و مسبب را بخواهد اين امر هم درباري مسائل حيات دنيا صدق دارد و هم در باري اينده ي انسان و پس از مرگ و حيات اخرش براي هر امري از امور ، خداوند سنتي مقرر كرده است كه تنها از طريق رعايت آن سنت است كه آن تحقق مي يابد
درنسخه شماره دوم:
1- تفسیرسوره عصرتوسط شهیدناصرسبحانی با دیدگاههای ازدکترعلی شریعتی
(باوجوداینکه شریعتی عمل صالح (تغییردهنده یک جامعه ازلحاظ فکری وفرهنگی )رابهترازعمل حسنه نیکی کردن به یک فردیاجامعه کوچک(مثلابرآوردن نیازکوچیک مثل ساخت آب انباریاسیرکردن یک فرد)امازکات دادن اینگونه بیان درتقسیم نداشته است
3- تفسیرسوره قدر
گاهی انسان ازارزش حقیقی وعظمت هدایتی که خداوندبراونازل کرده غافل می شود ودرنتیجه موضع گیری که بایدداشته باشدازدست می دهدموضع گیری مطلوب دربرابرهدایت خداوندی آن است که تصوراتش باارزش های اخلاقی اش هریک به جای خودوهرزمان فهمیده شود
5- علم،عالم،علما
دیدگاهی نودراین ارتباط به همراه تعریف بصروقلب وسمع درقرآن
اصطلاحات قرآنی که همچون همه یااکثراصطلاحات حامل مفاهیم قرآنی معانی اصلی خودراازدست داده اند وتصحیح درارتباط بااین اصطلاحات همچون هراطلاع دیگری که مظلوم واقع شده است تکلیفی برانسان مسلمان درحدوسع خودمی باشد.
6- اصول فقه
به نظرمی آیداین نام برای این کتاب اشتباه باشدچون به جزاینکه دراوایل کتاب اشاره ای کوتاه داردودربعضی موارداشاراتی دارددرکل مواردبیانی قرآن داردبه خصوص دراعجازقرآن ومواردسئوالات قرآنی به همراه خوددارد
سعی خواهم کردبازهم دراین ارتباط مطلب برای شمابیاورم واگردوستان مطالبی قوی نسبت به این موضوع می شناسندمعرفی کنندماموضوع دیگری بااین عنوان هم قبلاآوردیم اصول دین بااستنادبه آیات قرآنی که می توانیددرپست تشیع درباتلاق شرک وکفردریافت کنید
ادامه دارد......
نوشته شده توسط محمد در جمعه دهم خرداد 1387 ساعت موضوع خدا | لینک ثابت
محمد:همیشه گزینه ای که درارتباط باخدامنوبه تفکروامی داشت این بودکه چگونه می توان برای خدازمانی درنظرنگرفت وجاودانگی زندگی درآن دنیاچگونه معنی پیدامی کند.مسلمابرای انسانی که بازمان زندگی می کنددرک آن مشکل است وخودرادروادی فلاسفه ومتکلمین هم غلط دادن مشکل است بحث هایی که زمانیکه آنهابه حرف های خودنگاه می کرده اندهم بعضی زمانهانمی فهمیده اندکه چه گفته اندومنظورشان چه بوده است وبه نظرمن مسیری است که انسانها به اشتباه رفته اند. گزینه ای که تنهابشایدبرای انسانهای خاصی جوابگوبودوخداانسان راخوب شناخته است واگرخوب به آیات قرآنی مراجعه گرددخداهیچ گاه ازاینگونه بحث ها استفاده نمی کنداومعمولابرای اینگونه بحث هاانسان رامراجعه به طبیعت وعلم ونظم می کشاندوطوری بیان می کندکه هرکس بتواندازآن سودبردچون قرآن بای همه است نه برای خواص.
تااینکه مطلبی درروزنامه ای خواندم که این گونه گفته بود:
ممکن است این راباورنکنیداماطبق نظریه نسبیت خاص انیشتین اگرشخصی درحال حرکت سرعت بگیردوسرعت اوبه سرعت نوریعنی (300هزارکیلومتردرثانه)نزدیک شود.این شخص چنددقیقه ازکسی که برروی زمین ساکن است واورامشاهده می کند،جوان ترمی ماند.یعنی اگرازدونفرکه دوقلوهستندیکی رابافضاپیمایی باسرعتی نزدیک به سرعت نوربه فضابفرستیم ودیگری برروی زمین بماند.نفراول پس ازیک هفته سفرفضایی وقتی به زمین بازمی گرددمتوجه می شودکه برادردوقلوی اوکه برروی زمین مانده بودمدتهاست که پیرشده وازدنیارفته است .هرچندبرای نفراول که درفضاپیمابوده یک هفته بیشترنگذشته است امابرای نفردوم که برروی زمین مانده هزاران سال گذشته است.دانشمندان برای اثبات این موضوع دوعددساعت بسیاردقیق اتمی راکه هردوی آنهاازنظرساخت مانندهم بودند.یکی رابرروی یک سفینه فضایی ودیگری رابرروی زمین قراردادند.پس ازاینکه سفینه باسرعت زیادچنددوربه گردزمین گردش کردو.به زمین بازگشت.ساعت هارابررسی کردند.باتعجب مشاهده کردندکه ساعتی که برروی سفینه فضایی نصب شده بودچنددقیقه عقب ترازساعت روی زمین است این عقب افتادن زمان دقیقابه همان اندازه ای بودکه دانشمندبزرگ فیزیک دان آلبرت انیشتن درسال1905میلادی پیش بینی کرده بود.این پدیده یکی ازنتایج شگفت انگیزنظریه نسبیت خاص است.که اولین باراینشتین ارائه دادوچندسال پس ازانتشارنظریه اش،درستی آن ثابت گردیداین نشان می دهدکه زمان کمیتی نسبی است .ازهمین نظریه می توان برای اثبات پاره ای ازآیات قرآن کریم نیزاستفاده کرد.به عنوان مثال اگردرقرآن کریم آمده است خداآسمانهاوزمین رادرشش روزآفرید.این شش روزباتوجه به نسبی بودن زمان کاملامعقول وممکن است ویاآنجاکه خداوندمی فرمایدمدت یک روزدرقیامت به اندازه پنجاه سال زمین یابیشتراست.چندان بعیدوبدورازتصورنیست همان گونه که درحال حاضردرسیاره ای مانندزهره یک سال دویست وپنجاه وپنج روزطول می کشدویک شبانه روزدراین سیاره که نزدیک ترین سیاره به ماست دویست وچهل وسه روززمینی به طول می انجامد!یعنی یک شبانه روزدرآنجاپنج هزاروهشصدوسی ودوساعت است!یعنی دوهزارونهصدوشانزده ساعت شب است ودوهزارونهصدوشانزده ساعت روز.شایدبه کمک همین نظریه بتوان جاودانی انسان رانیزدرعالم پس ازمرگ ثابت نمود.ولی نیازی به این کارنیست که چراکه آیات مبین کتاب آسمانی ومصحف شریف همچون وجودیگانه پروردگارهیچ نیازی به اثبات ندارد.وبیدارددلان داناآنهارابه خوبی درک می کننددرعصرحاضرباهمه پیشرفت های علمی می بینیم که حتی علم فیزیک نوین وکیهان شناسی باهمه دقت،جهان شمولی وعظمتش درتوضیح وتفسیرپدیده های ابتدایی عالم هستی کم می آورد.به عنوان نمونه آنجاکه دررابطه باپیدایش هستی سخن به میان می آوردمبداونقطه آغازین آفرینش راپدیده ای به نام مهبانگ یاانفجاربزرگ که به انفجاربیگ بنگ معروف است معرفی می نماید.اماازتوضیح این نکته عاجزاست که آن ماده وعنصرنخستین که انفجاربیگ بنگ رابه وجودآوردچگونه پدیدآمده بود.اینجاست که چاره ای نداردجزاعتراف به به وجودوحضورنیرویی فوق مادی که عقل بشری باهمه توانمندی های خودازدرک کامل آن ناتوان است.قرآن همه پدیده های عالم راازکوچک ترین حرکت ذرات اتمی که درفیزیک کوانتم مطرح است تاپدیده های بزرگ مقیاس عالم مانندتولدستاره گان بزرگ ،ظهورابرنواختران ووجودکهکشانهاوهمچنین تاثیرنیروهای گرانش وجاذبه برملکولهاوکرات آسمانی که ازآنهابانام ستونهای نامرئی آفرینش یادمی کند.همه وهمه رابه زبانی قابل فهم برای انسان هابیان کرده است .به همین دلیل ماقرآن رامعجزه ای می دانیم که هزاروچهارصدسال پیش ازدانشمندانی بزرگ همچون اینیشتین تمام پدیده های هستی رابه گونه ای زیباوقابل فهم بیان نموده است.نگاهی ژرف لازم است تاپرده ازاسراراین دانشنامه الهی آفرینش برداردوواژه های آن رابه زبان علم امروزهجی کندومعنانماید.بایدعلوم رابامعیارهای قرآن پایه ریزی نمودنه اینکه قرآن راباعلوم امروزی.
ای که ازدفترعقل آیت عشق آموزی ترسم این نکته به تحقیق ندانی دانست
محمد:چه نتیجه ای ازاین مقاله می گیریدبله زمانیکه سرعت زیادشودوازنوربگذردیعنی زمان به صفرمی رسدودرنتیجه زمانی وجودنداردواین معادله ساده ای بود.سرعت وحرکت برابربی نهایت، درنتیجه زمان به صفرمی رسد.
وهمان گونه که درریاضی مابابی نهایت سروکارداریم می شدخدارادربی نهایتی بیان کرد
مثبت بی نهایت ومنفی بی نهایت درریاضی(آیاکسی توانسته تاحالااین بی نهایت رابدرستی درک کند) خوددلیلی براثبات خداوخدایی که برایش زمان مطرح نیست باوجوداینکه این مسئله راانسان قبول داردامااینکه این بی نهایت چقدراست وچه موقع به پایان می رسدازذهن بشری بدوراست یامسئله دو خط موازی که هیچگاه همدیگرراقطع نمی کنندبایدگفت که ذهن بشری تنهامحدودیتی داردوبیشترازآن نمی توانداجازه به عقلش دهددرمسائل فکرکندنمی تواندذات خداراشرح دهدکه این امرموجب این است که ازبالا به خدانگاه کندکه ازقدرت انسان خارج است.برای همین است که خدادرقرآن بارهاسوگندبه طبیعت وجهان می خوردچون می گویدبه طبیعت که شاهدی برادعاوبیان های قرآن واثبات وجودخودوشناخت انسان است برگردید(گزینه ای که بعضی هاخورده می گیرندکه چرابایدخدااین همه قسم بخورد)
این حدیث همیشه برایم جالب بوده که می گویندتعدادی ازصحابه نشسته بودند ودرذات خدافکرمی کرده اندوبعدپیامبرمی گویدکه درموردنشانه های اودرطبیعت فکر کنیدوآنهارانهی می کندکه درذات خدافکرکنندچون ازدرک وفکرانسان خارج است وچگونه انسانی که ذره ای کوچک ازاین دنیاست درموردخدایی که اوراآفریده می تواندفکرکنداوتنهامی تواندنشانه هاراببیندچون اصلاعقل انسان اینگونه آفریده نشده است ونمی تواندکه ازبالابه خدانگاه کنددرنتیجه اینگونه به اشتباه می رود
مشکلی که فلاسفه دچارآن هستنداین است که ازطبیعت ونگاه درآفاق وانفس غافل مانده اندبرای همین برای اثبات کردن وشناخت جهان به بی راهگی رفته اندویادچارسردرگمی شده اندیکی ازمشکلات معنی زمان وحرکت نسبت به خداوندوهمچنین زندگی جاودانی انسان دربهشت وجهنم ویاچگونه خداونددرشش روزجهان راآفریده است اگرانسانهادرطبیعت نگاهی می انداختندوقوانین وعلوم درطبیعت رامی شناختنداین مسائل راحت برای آنهاحل می گشت(به نظرمن هیچ مسئله ای درقرآن وجودنداردکه انسان برایش قابل فهم نباشدامامعمولاآن دریچه ای که ازطریق فلاسفه ومتکلمین بازمی شودازفطرت انسانی وقابل فهم بودن خارج است که بایدطبق دستورخدایی این کارراکردیعنی بازگشت به مطالعه طبیعت وعلوم وقوانین ونظم حاکم برآن ...)طبق نظریه نسبیت انیشتن زمان درفضا کندترمی گذردهرچه انسان سرعتش تندترشودجوان تر می ماندازفردی که کندترحرکت می کندیعنی زمان کمیتی نسبی است این دلیل علمی داردواثبات گشته است که تمامی افرادمی توانندمطالعه کننداگرفردی به سرعت نورحرکت کندجوانترازفردی می ماندکه درکره زمین زندگی می کنداین بدین معنی است که هرچه سرعت به طرف بی نهایت حرکت کندزمان به طرف صفرمی رودوانگارزمانی وجودندارد
دین برای همه است برای خواص نیامده(مثلاعلما) وخوبی قرآن به اینه وهرکس توشه خودرابرمی داردوکسی نمی تواندآن رادرقبضه خوددرآورد
درپایان می خواهم شمارابه دل طبیعت بکشانم برای همین دوتاکلیپ زیباکه بوسیله پاورپوینت ساخته شده است می زارم(باتشکرازدوستی که این فایلهارابرایم فرستادند)
اولی این است کل دنیارادریک نگاه می توانیدببینیدوببینیدکه چگونه شمایی که عضوبسیارکوچک وناچیزی ازاین جهان هستی هستیدچگونه می خواهیددرموردخودودیگران صحبت کنید؟شمایی که تسلط به این جهان نداریدوازعلم وعقل شماخارج است؟
1.12MB
دومی هم آب وطبیعت است که مولکولهای آب نسبت به مفاهیم تاثرپذیرندودرمقابل صداهاو...ابه شکلی درمی آیند.به احتمال زیاددرموردآن شنیده اید(تحقیقات دكتر ماسارو ايموتو محقق ژاپنی)هرچندشایداین تحقیقات درعمرابتدایی خودسپری می کندامانشاندهنده ای است که ماخیلی ازمفاهیم طبیعت راهنوزنشناخته ایم (آنهایی که بانام خداآب می خورندگوارای وجودتتان باد)
1.66MB
امیدوارم ازکلیپ هالذت برده باشید
وخداوندمی گوید:به افاق وانفس توجه کنیدوبه تحقیق وجستجوبپردازیدتانشانه هاوآیات راببینید
درقدرت انسان نیست که بعضی ازموضوعات راکامل درک کندتنهانشانه هارامی تواندببیند
نوشته شده توسط محمد در شنبه بیست و یکم اردیبهشت 1387 ساعت موضوع خدا | لینک ثابت
به نام خدایی که به انسانهاآزادی دادوانسانهاازاوگرفتند به نام خدایی که داناست به تمامی مسائل به نام خدایی که اندیشه راآفرید به نام خدای حق وباطل به نام خدایی که به انسانهااختیارداداماازاوگرفتند به نام خدایی که شناخت انسان بدون اوامکان پذیرنیست به نام خدایی که تمامی زیبایی هاازاوست به نام خدایی که تنهااوخداست ماکارهایمان رابانام خداشروع می کنیم بدلیل اینکه می خواهیم بایادآوری این نام،به خودبگوییم که آن کاری که انجام می دهیم خدایی است آن غذایی راکه می خوریم حلال است یالباسی که می پوشیم و....یعنی درهمان لحظه به یادخودمی آوریم که آن نگاه وحرکت خدایی وقرآنی است یابراساس نگاه خودودیگران است وقصدمااین است که ازهوی وهوس خودرابدورکنیم وبراساس نگاه خدایی حرکت کنیم وازشرشیطان به خداپناه می بریم یعنی برای پیمودن درست مسیرودرراه شیطان نیفتادن تنهامراجعه به خداودستوراتش است یعنی جهت حرکت خودرابرای اینکه دردام شیطان نیافتیم باپناه بردن به دستورات خدایی انجام دهیم. تنهاتوروباتمامی وجوددوست دارم ____xxxxxxxx______xxxxxxxxxxx خدای بزرگ وپاک @@@.....................@@@@...........@@@.................@@......@@@@@@@@@..... @@@.................@@........@@.........@@@..............@@.......@@@................@..... @@@................@@..........@@..........@@@...........@@........@@@..........@........... @@@...............@@............@@...........@@@........@@.........@@@@@@@........... @@@...............@@............@@.............@@@.....@@..........@@@@@@@........... @@@..........@...@@..........@@...............@@@...@@...........@@@..........@........... @@@@@@@....@@........@@.................@@@.@@............@@@................@..... @@@@@@@......@@@@@......................@@@@..............@@@@@@@@@
___xxxxxxxxxxxx___xxxxxxxxxxxxx
___xxxxxxxxxxxxxx_xxxxxxxxxxxxxx
___xxxxxxxxxxxxxxx_xxxxxxxxxxxxx
____xxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxx
_____xxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxx
______xxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxx
_________xxxxxxxxxxxxxxxxxx
___________xxxxxxxxxxxxx
_____________xxxxxxxxx
______________xxxxxx
_______________xxxx
_______________xxx
______________xx
_____________x
___________x
________xx
______xxx
_____xxxx
___xxxxxx
___xxxxxxx
____xxxxxxxx
______xxxxxxxx
________xxxxxxxx
_________xxxxxxx
_________xxxxxxx
________xxxxxx
_____xxxxxxx
____xxxxxx
___xxxxx
__xxxx
_xxx
_xx
نوشته شده توسط محمد در پنجشنبه بیست و پنجم مرداد 1386 ساعت موضوع خدا | لینک ثابت
عبدالناصر: سلام برادر عزیز
وبلاگ خوبی دارید واگر می خواهید که بیشتر جلب توجه بشود عکسهای جالب داخل وبلاگت بده مثل عکسهای معجزات و آثار نامهای الله (جل جلاله)را بروی حیوانات و درختان و آسمان و....
امیدوارم برادر جان در تمام مرا حل زندگیت موفق باشید
محمد:چندوقت قبل این پیام رایکی ازدوستان برام فرستادکه متاسفانه وقت نشدبهشون زودترازاین پاسخ بدهم که ازشون عذرخواهی می کنم .مدتی است که می بینم این عکس هاکه ازطبیعت گرفته شده است درسایت هاووبلاگهای زیادی وجودداردحتی دربین مردم هم به صورت سی دی وراههای دیگردست به دست می گرددامامتاسفانه چیزی که ازان غفلت شده است این است که این مواردرابه عنوان معجزات خدامی داننددرحالیکه این اشتباه است مطلبی رادرسایت افشا(یک سایت ضددین)خواندم که گوشه هایی ازاین مطلب می آورم وبعدبیان می کنم که چرانمی توان ازآنهابه عنوان معجزات خدااستفاده کرد.سایت افشا:
{شاید باورکردنش سخت باشد اما افرادی وجود دارند که با دیدن تصاویری که بر روی اینترنت یا در نشریات خاصی تحت عنوان معجزات اسلام و الله منتشر میشوند متقاعد میشوند که الله حقیقت دارد و این "معجزات" نشانی بر حقانیت اسلام است. من واقعا نمیدانستم با این قضیه باید چگونه برخورد کرد، آیا باید آنرا به سخره گرفت یا تنها به ساده لوح بودن کسانی که از این راه به حقانیت اسلام پی میبرند تاسف خورد. اما به هرحال از آنجا که افراد بیشماری از من خواسته اند که پاسخی برای این دسته معجزات آماده کنم تصمیم بر آن گرفتم که توضیحاتی در این زمینه ارائه دهم، هرچند ممکن است این اباطیل اساساً ارزش وقت گذاشتن نداشته باشند اما برای مبارزه با خرافات متاسفانه باید تا این حد مسائل مضحک را نیز جدی گرفت.
(تصویردوگاودراین سایت قرارداشت که کلمه محمدوالله به صورت غیرواضح نقش بسته شده بود) تصویر دو گاو است که کلمه الله و محمد بر روی بدن آنها دیده میشود، البته اگر بخواهیم دقیق به این نقش ها نگاه کنیم واقعاً شبیه به الله و محمد نیستند و میتوان آنها را بصورت های دیگری نیز خواند، اما مسلمانان دوست دارند که این نوشته ها را آنگونه که دوست دارند بخوانند تا خرافات دینیشان تایید شده باشد.
اگر هدف الله با ایجاد این نقش ها واقعا فرستادن معجزه بوده است چرا او نقش ها را بصورت دقیقتر نیافریده است؟ آیا او اگر گونه ای جانوری مانند گونه ای از ماهیان را بصورتی می آفرید که عبارت لا اله الا الله روی آنها نقش میبست اتفاق بدی می افتاد؟ چرا الله هیچوقت کار خود را درست انجام نمیدهد؟
اما از این گذشته به سه مورد از یافته های مشابه در مورد سایر ادیان شرک آمیز و غیر سامی در زیر اشاره خواهد شد.
برای اینکه نشان دهیم این اتفاقها تنها معجزات اسلام نیستند شایسته است مثالهایی دیگر از سایر ادیان نیز ارائه شود تا بتوان دانست که این اتفاقها ممکن است در مورد بسیاری از ادیان بیافتد.(دراین قسمت عکس های دیگرکه ازطبیعت گرفته شده است اورده می شودکه کلماتی که درکتاب انان تقدس داردوجودداردکه تنهاماازپنج موردی که دراین سایت به آن اشاره شده به یک موردکفایت می کنیم که ازجمله هنودها،مصریان باستان،خدایان اروپایی اسکاندیناوی،کنفسیوس وتائوگرایی درچینومسیحیان است)
ام (OM) هندو ها، یکی از علامتهای بسیار مقدس هندو ها است که نماینده قدرت برهمن از خدایان این دین است و آنرا میتوانید بر روی بدن یک گاو ببینید، هندوگرایی از دیدگاه مسلمانان تنها بت پرستی و شرک است، اگر آن تصاویر معجزات الله هستند، این تصاویر نیز معجزات برهمن است.


(بعدعکس های نازیبایی ازطبیعت آورده وخدارامسخره کرده است وکه ماازذکرآن خودداری می کنیم)
(بعدعکسی کاکتوسی اورده که به شکل الله است)تصویر زیر، یک کاکتوس است که به شکل الله دیده میشود، البته اینکه مسلمانان برخی از شاخه ها را بریده باشند تا این کاکتوس شبیه الله شود هیچ بعید نیست،
(سپس عکسی که ازفضاگرفته شده است اورده که نام علی است وگفته معلوم نیست منظورکدام علی است ونامهای علی های گوناگون درطول تاریخ اورده است وبدنبال ان عکس های بیشترومسخره کردن بیشترازخداودین اسلام اورده است)}
محمد:خودتان بگوییدادم به جه نتیجه ای می رسدراستش به نظرمن ماهمیشه قرآنی عمل نمی کنیم وبه اشتباه می رویم درحالیکه قران برای حقانیتش ودرستیش استنادبه چیزهای دیگری می کندوازمانمی خواهدکه بدنبال این گزینه هاباشیم وخدابرای حقانیت واثبات وجودش قرآن رابه عنوان معجزه اورده وماازان سودنمی بریم
آب درکوزه است وماتشنه لبان می گردیم
به این مسائل چسبیده ایم ایاواقعادرست است خداوندبرای اثبات وجودش ازمامی خواهدکه درافاق وانفس تفکرکنیم وبه نظم وعلت خالقی برای این پدیده پی بریم نه به این گونه مسائل خودرابچسبانیم.

سال هادل طلب جام جم ازمامی کرد آن چه خودداشت زبیگانه تمنامی کرد
گوهری کزصدف کون ومکان بیرون نیست طلب ازگمشدگان لب دریامی کرد
مشکل خویش برپیرمغان بردم دوش کوبه تاییدنظرحل معمامی کرد
دیدمش خرم وخندان قدح باده بدست واندرآن آیینه صدگونه تماشامی کرد
گفتم این جام جهان بین به توکی دادحکیم گفت آن روزکه این گنبدمینامی کرد
بیدلی درهمه احوال خدابااوبود اونمی دیدش وازدورخدایامی کرد
این همه شعبده ی خویش که می کرداین جا سامری پیش عصاویدبیضامی کرد
گفت:آن یارکزوگشت سرداربلند جرمش این بودکه اسرارهویدامی کرد
فیض روح القدس اربازمددفرماید دیگران هم بکنند آنچه مسیحامی کرد
گفتمش سلسله زلف بتان ازپی چیست گفت حافظ گله ازدل شیدامی کرد
نوشته شده توسط محمد در سه شنبه یکم خرداد 1386 ساعت موضوع خدا | لینک ثابت
منوی وبلاگ
درباره وبلاگ

1- این وبلاگ وابسته به هیچ گروه وحزبی نبوده ونویسنده درنوشتن مطالب آزادانه عمل میکندو تنهاخودرا یک محقق، متفکر و منتقد می داند.
2- دراین وبلاگ نویسنده حق خود میداندکه مطالبی بنگاردکه امکان داردباعنوان وبلاگ هماهنگی نداشته باشد.
3- هدف ازاین وبلاگ رسیدن به حقیقت است.
4- برای دسترسی به مطالب و آخرین اخبار درارتباط با وبلاگ می توانیددرخبرنامه این وبلاگ عضو شوید.
5- منتظرنظرات مفیدشما هستم می توانیدچه ازطریق قسمت نظردهی که درپایین مطالب قراردارد یاقسمت نظرسنجی که درسمت راست وبلاگ در صورت وجود قرار می گیردیا ایمیل نویسنده وبلاگ، نظرات خودرابیان کنید ونویسنده وبلاگ موظف است نظرات شمارابدون هیچ سانسوری دروبلاگ قراردهد.
6- سعی براین خواهد بود در صورت داشتن وقت ماهیانه حداقل یک مطلب داشته باشم
7- نویسنده چرا ارتباطی فراتر از فضای مجازی با دوستان نمی تواند برقرار کند و پاسخگو نیست.
8- استفاده از مطالب چرا تنها با ذکر منبع مجاز می باشد.
9- هردوستی در صورت تمایل به تبادل لینک با هر نوع نگرشی که باشد منو لینک کند بعد از اطلاع، او را لینک خواهم کرد.
10-هرکدام ازدوستان که بتوانند کمکی دیگر درجهت بهبوداین وبلاگ نمایندمن باکمال میل دست این عزیزان رامی بوسم.
11- در تبادل فکر نام مهم نیست بلکه فکر مهم است درنتیجه نویسنده چرا از معرفی خود و هر چیزی که به او ربط پیدا می کند معذور می باشد. ( منتظر نام نباشید که در مقابل نام حقیقت نیست بلکه در مقابل حقیقت، حق است )
باتشکر نویسنده چرا همیشه در چرا؟
فهرست اصلی
آرشیو موضوعی
نگاهی بر نظردوستان 3
چرا؟
نقداحادیث
نگاه درست-حرکت درست
زن
نگاهی نوبه قرآن
دنیای عکس
نگاهی به نظرات دوستان
سکس ومسائل جنسی
نقدمذهب وامت اسلامی
آزادی،انتقاد،خشونت وقدرت
عشق ودوستی
سیاسی-اجتماعی
خدا
مدیریت واصلاح جامعه
رشدوطبیعت
چالشات دین اسلام
روانشناسی
شهدای اهل سنت وظلمهای رواشده نسبت به آنان
امامت و ولایت ازنگاه قرآن
تفکردرنگاه
ترسیم دیدگاه سیاسی
معرفی سایت وکتاب
نظام اقتصادی برتر
نگاهی برنظردوستان2
نیازبه دین وقرآن
مذهب تشیع درباتلاق شرک وخرافات
نقدگروهها،حرکتها،فرقه هاومذاهب اسلامی
نقدادیان ومکاتب بشری
حق ها
ورق هایی اززندگی من
اخلاق
نگاهی نو به قرآن2
کلیه مطالب وبلاگ چرادریک نگاه
پیوندها
(لینکهایی که در اینجا قرار می گیرد به معنی تایید کلیه مطالب مندرج در آنها نمی باشد)
در مسیر قرآن
روح زندگی
بشری
اخوت
برادری اسلامی
ادبیات وسینما
تزفلسفه اهل بیت
گوله هیرو
منتظران صاحب الزمان
ای معبودمحبوب
صبحدم - ناشراندیشه های معاصر
کاروان نیکان
معنای توحید
شهیدکاک احمدمفتی زاده ناجی کرد
اسلام
اهل سنت سلماس وحومه
ظهور
غربا
پایگاه بزرگ طنز کنکور هنر
خبرونظر
راه ما
عشق شیشه ای
نغمه
درموردآزادی اندیشه وفکرمیباشد
زندگی نامه +احادیث+مداحی
اهل سنت ایران
آل دوستین
جوانان اهل سنت شهرستان خواف
تبعیت فقط ازقرآن
معنای توحید2
تعبد
تحلیل مسائل کلامی
خبرگزاری جنبش دانشجویان اهلسنت
دگراندیش
تئهران اوشاقلاری
تریفه
اندیشه یه جوون ایرونی
هاوری
منطق آب دوغ خیاری
مسیحیت امروز، تحریف یا واقعیت
اسلام حقیقی فقط در قرآن کریم است
اسلام را آنگونه که هست بشناسید
تدبیر در آیات
بازخوانی
زشت و زیبا
اثبات حقانیت شیعه
نوگرا
سازمان موحدین آزادیخواه ایران(سما)
قرآن شناسی
لینک های زیبای اسلامی
فریادی از اعماق شب
آخرین نوشته ها
قرآن ، بینش جهانی 29
قرآن ، بینش جهانی 28
قرآن ، بینش جهانی 27
قرآن ، بینش جهانی 26
قرآن ، بینش جهانی 25
قرآن ، بینش جهانی 24
قرآن ، بینش جهانی 23
قرآن ، بینش جهانی 22
نگاهی برنظردوستان 75
قرآن ، بینش جهانی 21
نوشته های پیشین
آبان 1388
مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
سایر امکانات
^ بالای صفحه ^