تبليغاتX
؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟...چرا...؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

دوستی
تاريخ: پنجشنبه بیست و دوم شهریور 1386 ساعت :

گفتگوهمواره دوجانبه است ومی توانددرذهن انسان ویاشیوه های دیگرتجربه شودهنگامیکه به نظرمی رسدپاسخ خداونداندکی طولانی شده است می توان آن رادرشعری که می شنویم فیلمی که می بینیم سخنرانی که درآن شرکت می کنیم مقاله ای که دریک مجله می خوانیم ویاسخنان اتفاقی دوستی که ناگهان درخیابان به اوبرخوردمی کنیم دریافت نماییم .... چه کسی دوست ماست کسی که مارابهره مندکندازوجودش ودرخدمت ماباشد...بایدخودت رادوست بداری تاخدارادوست بداری انسانی که خودرادوست نداردنمی توانددیگران رادوست بدارد....کسی می تواندخودرادوست بداردکه خودرابهترشناخته باشدوکسیکه خودراکامل دوست نداردبرای پوشش این ضعف نیازمندجایگزینی این است که دیگران اورادوست بدارندبرای همین کارهایی انجام می دهدکه دیگران اورادوست بدارند... اگرانسان خودش رادوست می داشت آن مواردیکه زمانیکه انسان بایک فرد دوست صمیمی می شودوآن دوست میبیندوازاومتنفرشده وواکنش منفی نشان می دهدخودنسبت به خودانجام می داد...چون مجبورنیستی به خدااعتمادکنی اعتمادمی کنی... دوست هرچه راهمانگونه که هست بیان می کنددوست تورالوس نمی کندوفقط بنابرمیل توسخن نمی گویددرضمن دوست پس ازحقیقت گویی تورارهانمی کندتابه تنهایی به حل مشکلات بپردازی دوست همواره درکنارتووپشتیبان توست تورایاری می دهدوبی قیدوشرط مهرمی ورزد.... قبل ازهرکاری ازخودبپرس این کاررابرای خدامی کنم یانه؟خودم هستم یانه ... اولین قدم درشناختن خودپیشینه وگذشته خودرافراموش کردن وفراموش کردن قضاوت دیگران نسبت به خوداست....

 

 

 

نگران نباش،غمگین نباش،خودرابدست خداوندبسپاربگذارمشیت اوانجام شودمانندبرگی خشکیده باش بگذاربادهاتورابه هرکجاکه می خواهندببرندشنانکن شناورباش

 

 

هیچ رویدادی درزندگی تصادفی نیست هررویداد آموزشی دربرداردکه مارابه هدف خودنزدیکترمی کند.... زندگی انسان تنهامادیات نیست بلکه بخشی اززندگی انسان است وانسان نیازهای دیگری همچون معنویات هم داردکه بایددرآن قسمت هم خودراسیراب کندودرتمامی عمرش برنامه ریزی درستی داشته باشدکه به تمامی ابعادانسانیش پرداخته شود

 

بعضی ازمطالب بخش هایی ازدوکتاب :کتاب دوستی باخدااثرنیل دونالدوالش ترجمه فرنازفرودوکتاب اشراق ها(کتاب مراقبه)اثرمسیحابرزگربود

 

 

ماه رمضان،ماه تزکیه،ماه باخدابودن آمدقدرلحظه هارابدانید

 

 

 

نوشته شده توسط محمد | موضوع: عشق ودوستی | لينک ثابت |
عشق ودوستی ومحبت2
تاريخ: سه شنبه نهم مرداد 1386 ساعت :

ادامه...

 

دوستی انسانی وعشق خدایی

 

درآخرمی خواستم این موردرابیان کنم که اصولاًعشق بین انسانهاوجودنداردونمی تواند بوجود بیآیدودرحددوستی می ماندمنظورم ازعشق چیزی بالاترازدوست داشتن است یعنی دوستیی که به حدی رسیده باشدکه فردبخواهدبه خاطرمعشوقه اش دست ازخود بکشدکامل تحت فرمان وخواست اوباشدوهیچ چیزی جزءرضایت معشوقه اش برایش مهم نباشداین فرداینقدربه فکرمعشوقه اش است که به خودش هم فکرنمی کندوحتی حاضراست که جانش رابه خاطرمعشوقه اش بدهد در ضمن دراین دوستی عاشق، ازمعشوقه اش انتظارپاسخ وجوابگویی به عشقش راندارداین تنهابین انسان وخدامعنی پیدامی کند(زمانیکه انسان خداراشناخت به این مرحله خواهدرسیداین عشق قابل توصیف نیست وتنهاعاشقان می دانند.انسانهایی که عاشق خدایندحتی به فکربهشت خداهم نیستند). دراینجابااین سئوال مواجه می شویم که دربین انسانهاهم افرادی مدعی عاشق شدن خودنسبت به انسانهای دیگربه خصوص غیرهمجنس خودشده اند،خوب این تصوروخیالی بیش نبوده ودوست داشتن بوده نه عاشق شدن زیرابیان کردیم که عاشق شدن چه چیزی رامی خواهداما:١- بعضی ازجوانان عاشق شدن خودرانسبت به غیرهم جنس خودرابیان می کننددرحالیکه بارهامشاهده شده که درصورت شنیدن جواب رد دست به مزاحمت معشوقه شان زده انددرحالیکه زمانیکه انسانی شخصی رادوست داردبایدآرامش فردرارعایت کندوبه خواسته اواحترام بزارداماخوب دراینجا فردخودرابیشتردوست داردزیرامی خواهدآن چیزی که دوستش داردمالکش شود٢-شایدفردی بگویدفردمقابل درکنارمن یابافکرمن زندگی کندبه آرامش می رسدوراهی که طی کرده آرامشش ازبین می رودامابایدتوجه داشت که این تصورتوست زیراکه ازحقوق معشوقه ات آزادی انتخاب اوست (دراینجابایدفهمیدکه عاشق به فکرآرامش خوداست نه معشوق ومی خواهدبه زور و خشونت به معشوقه اش خوشبختی دهد) وشایداو خوشبختی رادرکنار دیگران می بیندودر کنارتو احساس آرامش نمی کندبازهم عدم رعایت اصول عاشقی رامی بینیم٣-چه افرادی بوده اندکه عاشق فردی بوده اندوازدواج نکرده اندوتمامی سعی آنهادرآرامش طرف مقابل بوده است ا مادرمورداین افراد هم بایدگفت که لجاجت ( یامن بایدبافردموردعلاقه ام ازدواج کنم یاغیر) باخودودیگران دارندکه دست به ازدواج نزده اندیاچون قسمت جنسی آنان ازطرف فردموردعلاقه اش تأمین نشده است دیگرکسی رانمی خواهدزیرااگردوست داشتن مدنظربودلوازم دوستی رابیان کردیم ونیازنیست حتماًدرکنارفردعاشق باشدوگرنه بافردعاشق بودن تنهانیازجنسی معشوقه ازطرف عاشق انجام می شودوبقیه موارددوستی خارج ازازدواج هم می شودبرای معشوقه تأمین کرد٤-شایدفردی بگوید اگرعشقی دوطرفه باشدالبته هیچگاه عشقی دوطرفه وجودندارداین موردرادرخلاصه کلام می آوریم٥-بی ارزش کردن انسانها،یعنی آیاهیچ انسان دیگری وجودنداردوتنهایک نفرکه لیاقت عاشق شدن راداشته باشد(قبول این حرف اشتباه است زیرا هیچ فردی نمی تواندادعاکندکه تمامی انسانها را می شناسد) درنتیجه عشق به چندنفرهم معنی نداردزیراامکان برخوردخواست های چند فرد وجوددارد(می خواهددرخدمت کدام معشوقه اش باشد).

 خلاصه کلام یاانسان خدایی است یابی خدادردیدگاه انسان خدایی نمی تواندباآن شناختی که نسبت به انسان وهستی داردخودراعاشق یک انسان بداندزیراباتوجه به لوازم عشق این شرک وکفراست وانسان به بی خدایی می رسدو اگر انسان بی خدایی است این انسان نرمال نیست یعنی نبایدعاشق انسانی شودوداردخودرا گول می زند.چگونه فردی که تنهامادیات واین دنیارامی بیندمی تواندعاشق کسی شودپیش زمینه های فکری بانتیجه ای که حاصل می شودیکی نیست یعنی تطابقی وجودندارد (دربیشترمواردفردعاشق نیست ومی خواهدنیازهای خودراجواب دهدوخودرادوست داردودوست داردکه چیزی راکه دوست داشته بدست بیاورداین نگاه به انسان یعنی نگاهی شی گرا و مسئله جنسی مطرح است).

اماچراهیچ گاه عشق دوطرفه نمی شودازآنجاییکه تنهاعشق بین انسان نسبت به خدامعنی پیدامی کندبرعکس معنی نداردیعنی خدانسبت به انسان عاشق نمی شودزیرادر مقام پروردگاری نیست که به خواست بندگانشان باشد( یعنی مخلص دراختیاربندگانش باشد) تنها خدانسبت به بندگانش دوست وولی است (قابل توجه است که دوستیهاکم وزیاد دارد امادرزیادترین مقدارش هم نمی توان آن راعشق نامید).

عمردرازستودنی نیست ،ستودنی آن نقطه روشنی است که نورخودرانثارآسمان می کندآن نقطه کوچک روشن دل نام دارد

 

مطلب بعدی در13 مرداد به روزمی شود( امکان دارددراین بین مطلبی اضافه شود )

 

 

 

نوشته شده توسط محمد | موضوع: عشق ودوستی | لينک ثابت |
عشق ودوستی ومحبت1
تاريخ: شنبه ششم مرداد 1386 ساعت :

خداونددرقرآن زنان ومردان رابرای هم ولی و دوستدارقرارداده است یعنی تازمانیکه انسانها نسبت به هم احساس محبت ودوستی نکنندنمی تواننددررشدوشکوفایی وآرامش همدیگرکوشا باشندیعنی اینکه هرانسانی می تواندنسبت به غیرهم جنس خوداحساس محبت ودوستی کند(این دوستیهامی توانددرقالب گفتگوونگاه محبت آمیزوخندیدن به هم باشدالبته بدون وجودداشتن مسئله شهوت) و نبایدازآن ترسید و ازآن گریخت کسانی که دردرونشان بیشترازاین محبت و دوستی باشدبهترمی توانندنسبت به هم مفید باشند بایددانست که محبت و دوستی مسئله اش باغرایزجنسی جداست باغریزه جنسی به انسانهانگریستن یعنی انسان راهمانند شیئی دانستن زمانیکه اورامورداستفاده قرار دادی اورادورریختن (نگاه سکسی به فردداشتن یعنی انسان همانندکالایی همانندکالاهای دیگر فرض می شودکه ابزاری است برای برآوردن نیازانسان)امامحبت ودوستی اینگونه نیست برای همین است که برای اینکه ازدواج های موفقی داشته باشیم بایدعلاوه برنگاه جنسی درازدواج ،طرفین نسبت به هم دوستی داشته باشند حتی دراین ازدواجهادرموردهم آغوشی ازآنجاییکه فردطرف مقابلش رادوست می دارد همانندشیئی به طرف مقابلش نگاه نمی کندوقبل ازاینکه خود بخواهدکامیاب شوددرکامیابی طرف مقابل است به هرحال بایددومسئله ازدواج بامحبت ودوستی را نبایدباهم قاطی کردواشتباه گرفت

 

پس خواهرعزیزم –برادرعزیزم  من شماهارادوست دارم ودلم می خواست می تونستم درچشمان شمانگاه کنم وباتمام وجودبگم شماهارودوست دارم واین حس علاقه ام به خاطرمومن بودن شماست –به خاطراینه که شماهم خدارودوست دارید—مگه می شه کسی که خدارودوست داره رودوست نداشت-- مگه می شه کسی که منودوست داره رودوست نداشت –مگه می شه کسی که درراه رشدوخدمت انسانهامی خوادگام برداره رودوست نداشت

 

البته بیان این نکته هم قابل ذکراست که دوستی هایی که در حال حاضربین جوانان غیر همجنس برقراراست دوستیی منفی می باشدزیرابارویکردمسئله جنسی می باشدیعنی پایه واساس این دوستی هابرهوس وشهوت است وبرای انسانیت مفیدنیست ونگاه دو طرف به همدیگرابزاری وشی گراست البته شاید دربعضی مواردهمراه بادوستی باشدکه آن نگاه منفی سنگین تراست زیرا دراین موارد معمولاً افراد انتظاردارندکه باهم ازدواج کنند(درایران)یا روابط جنسی داشته باشند (دراروپاوایران) خوب این دیدیعنی مسئله جنسی راداخل کردن بازهم تأکیدمی کنم که دوستی لوازمی می خواهدیعنی ارزش قائل شدن برای فردغیرهمجنس ورعایت حقوقش واحترام به دیدگاهش وتلاش برای شکوفایی استعداد و رشدش می باشد.

 

امادرموردازدواج وقتیکه فردتصمیم قطعی درمورد این مسئله گرفت علاوه براینکه نگاه دوستانه به فردداردوسعی دراین داردکه فردموردانتخابش همانندخودش فکرکندوبه مسائل نگاه کند(انسان نمی آیدبافردی ازدواج کندکه دوستش دارد اما در موردبسیاری ازدیدگاهها نسبت به هم متفاوت هستندزیرادراین ازدواج یاتوبایدبرده اوشوی ودست ازنظراتت برداری که غیرممکن است یابایدنظراتت رابه او قالب کنی که این هم ظلم به طرف مقابلت است درپست بعدی دراین موردبیشترتوضیح می دهیم که چرا فردنمی تواندبرده فردی که دوستش میداردبشود)هم بانگاه جنسی وسکسی به فردش نگاه میکند یعنی فردی راانتخاب میکندکه جوابگوی این نیازش باشد(مسائلی همچون خوش تیپی،زیبایی،نوع اندام ومسائلی که برای اودراین موردمطرح است اماهرچه انسان توحیدی باشداین مواردکم رنگ ترمی شود) زیرادراینجاخودش هم مطرح است وانسان خودش راهم دوست داردویکی ازنیازهایش جوابگویی به این قسمت است وبایدبداندکه عدم حضوراین نگاه ممکن است منجربه این امرشودکه فردعلاوه براینکه نتواندنیازخودرادراین قسمت برآورده سازدجوابگوی نیازجنسی فردمقابلش نباشدودرحق اوهم ظلم کند.

 

بعضی ازافراد ادعادارندکه بایک نگاه عاشق فردی شده اندوفرد موردعلاقه خودراپیداکرده انددرحالیکه این فردکالای سکسی خودراپیداکرده است یعنی نگاه جنسیی که دردونفردوجودداشته است بابرخورد آن کالاآن راپیداکرده است زیرادریک نگاه این مطرح می شودکه چه چیزی درفرددیدی که تورا عاشق کردمعلوم است می گویی که اون فردی که موردنظرم بودکه بااوازدواج کنم درحالیکه گفتیم دردوستی حس ازدواج وجودندارد

 

امانگاه قرآن به این مسئله ،سوره عمران آیه 28وسوره نساءآیه 139ومهمترین آن سوره توبه آیه 71است خداوندمی فرماید:{مردان وزنان مومن،برخی دوستان ویاوران برخی دیگرند.همدیگررابه کارنیک فرامی خوانندوازکاربدبازمی دارندونمازراچنانکه بایدمی گذارندوزکات رامی پردازندوازخداوپیغمبرش فرمانبرداری می کننداینان کسانیندکه خداوندبه زودی ایشان رامشمول رحمت خودمی گرداند.خداوندتواناوحکیم است}همانطورکه می بینیدخداوندبیان دوستی بین هردوجنس رابیان می کندومی گویدکه این دودوست کنارهم درارتباط باهم چگونه دوستی خودراثابت می کنندبا1-امربه معروف2-نهی ازمنکر3-برپاداشتن نمازباهم4-پرداختن زکات به همدیگروکمک به همدیگروبرطرف کردن نیازمندی های مادی ومعنوی همدیگرچون زکات تنهاامورمادی نیست 5- اطاعت ازخدای پاک وپیغمبرش بادرکنارهم،چون برای رشدکل انسانیت بایدهمه درکنارهم وباکمک هم باشدوگرنه رشددرست پیش نمی رود.....به هرحال معنی کلمه ولی ودوستی درقرآن تفسیری مفصل می خواهدکه ازاین مقال خارج است ...

 

وبایددانست همانطورکه زنان ،پیامبر راوصحابه پیامبروبزرگان دین رادوست دارند واگردرمیان مابودباتمامی وجودپیشش می رفتند ومی گفتندکه باتمامی وجود دوستش دارند وهمین طوربرای مردان که بایدزنان پیامبررادوست بدارندپس دوستی امری موردتاییددین است.

اماباتمامی مواردی که بیان شدانسان نمی تواند ازدید جنسی فرارکنددرنتیجه درمواجهه دوجنس غیرهمجنس هرچندکه همدیگررادوست داشته باشندهرلحظه این دیدخودراواردمعرکه می کندوبه جاهای باریک کشیده می شودالبته هرچه انسان توحیدی ترباشدازاین گزینه مبراتراست .همدیگررادوست داشته باشیم وحدوحدودوروابط دوجنس غیرهمجنس به چه اندازه ای باشدکه موجب آسیب رسیدن دوجنس مخالف به هم نشودودوستی ابتدایی کارش به مسائل سکس کشیده نشود.همه این موارد تعریف قرآنی می طلبد.

بعضی هااینگونه می گویند دردوستی اروپایی ،چون دوطرف همدیگررادوست دارندخودرادراختیارطرف مقابل قرارمی دهدتاطرف مقابلش ازاولذت ببردهرچندکه درایران هم این امرمشاهده می شودکه درابتدادوستی هایی ووابستگی هایی ایجادمی شودودرنهایت به سکس کشیده می شوداماآیااین دیدبرای انسانیت مفیداست یانه؟وآیاواقعاآن فردخودوطرف مقابل رادوست داردیانه؟وآیادچارفریب است وبقیه قضایای دراین ارتباط ، که دست دیگردوستان رامی طلبدتاواردگودشوند.

 

ادامه دارد...

 

نوشته شده توسط محمد | موضوع: عشق ودوستی | لينک ثابت |
کوانسانیت
تاريخ: دوشنبه چهاردهم خرداد 1386 ساعت :

کوانسانیت:

روزگار مرگ انسانیت است

حالا که انسانیت در خیلی از افراد مرده حالا که هیچ کس به جز خودش کسی دیگه ای برا ش مهم نیست حالا که حتی پدر ومادرا به فکر خودشونند اگه بچه ای هم می ارن تنها به خاطر دل خودشون و چشم و هم چشمی که وجود داره
حالا که حرف اول و تو دنیا پول می زنه حالا که هیچ کس شکستن دل آدما برا ش مهم نیست حالا که همه نشستند از کسی عیبی پیدا کنند که به نفع خودشون اونو به همه بگن حالا که دل من گریه داره حالا که یکی می خام که باهاش حرف بزنم که منو نشناسه حالا که فقط خدا رو دارم من که زبون خدارو همیشه بلد نیستم من که همیشه دلم پاک نیست که خدا باهام حرف بزنه منی که به دوستام تو دنیای وافپقعی این همه محبت کردم منی که اگه ناراحت بودند ناراحت می شدم اگه غمگین غمگین ولی حالا که چند سال گذشته وقتی منو می خان که کاری بخان براشون انجام بدم دیگه به کی می شه دل خوش بو د اینا که می آن تو چت روم اگه چیزی نمی خاستن که نمی رفتن (البته به جز بعضیا که مرض دارند و خوشی رو دلشون زده)
تو این دنیا که انسانیت داره رنگ عوض می کنه به چی باید دل خوش بود
حالا که پدرا محبتشون با پول نشون می دن آیا دوستی اینترنتی در قبال محبت پدری و مادری که رنگ باخته چیز عجیبی؟ نیسسسسسسسسسستتتتتتتتتتتتتت
حالا که همه می خان از هم انتقام بکیرن می خام که اصلا دنیای واقعی که توش حتی بدتر از این دنیای مجازی هیچ وقت نباشه شما فکر کردین توو این دنیای واقعی چقدر رحم و شفقت وجود داره چقدر
این دنیای واقعی در خیلی مواقع حتی بدتر از دنیای مجازی خیلی بدتر اون فحشایی که تو دنیای واقعی وجود داره حتی قابل مقایسه با این خراب کاریهای اینترنتی نیست اون کسانی که دارند تو اینترنت فحشا را گسترش می دن کجا یاد گرفتن ؟کجا ؟
تو همین دنیای واقعی
من باید به کی بگم هیچ کدومشون و نمی خام نه واقعیش و نه مجازی نمی خام من می خام برم .....................

 

محمد:این نظردوست عزیزم برمطلب چراچت بده؟...داستان من ودوست واقعی تو...داده اند تنهامی تونم بگم حرف حساب جواب نداره، امایه چیزی می گم اونم اینه: اگه من تنهام،اگه هیشکی روندارم، خداروبه اون بزرگیش دارم ،خدایی که اون قدربزرگه که بابودنش کسی رودیگه نمی خوام ،هرکی روبخوام بازکم میارم ،اماوقتی بااون هستم تنهادلم اروم می گیره ،تنهااونه که حرفامومی فهمه ،تنهااونه که زبون خاصی نمی خوادتاباهاش باشی ،تنهااونه که غرق گناه بازتورومی پذیره،هروقت هستی هرچی دلت می خوادبهش بگوحتی فحشاتو،حتی گله هاتو،بازمیادتوروتوی بغلش می گیره، بادستای گرمش نوازشت می کنه ،تورومی بوسه وآرومت می کنه، توهم دستاتودورش می زنی وزار،زارگریه می کنی وازش معذرت می خوای ومی بوسیش وآروم می گیری وبعدبه خودت می گی خدایااگه دنیابه اون بزرگیش بدباشه بایدمن خوب باشم چون تورودارم.

 

بنمای رخ که باغ وگلستانم آرزوست           بگشای لب که قندفراوانم آرزوست

 

ای آفتاب حسن برون آ،دمی زابر                کان چهره مشعش تابانم آرزوست

 

این نان وآب چرخ،چوسیل است بی وفا       من ماهیم،نهنگم،عمانم آرزوست

 

والله که شهربی تومراحبس می شود          آوارگی وکوه وبیابانم آرزوست

 

زین همرهان سست عناصردلم گرفت         شیرخداورستم دستانم آرزوست

 

جانم ملول گشت زفرعون وظلم او              آن نورروی موسی عمرانم آرزوست

 

دی شیخ باچراغ همی گشت گردشهر        کزدیووددملولم وانسانم آرزوست

 

گفتندیافت می نشودجسته ایم ما              گفت آنک یافت می نشودآنم آرزوست

 

پنهان زدیده هاوهمه دیده هاازاوست           آن آشکارصنعت پنهانم آرزوست

 

 مولوی

 

 

نوشته شده توسط محمد | موضوع: عشق ودوستی | لينک ثابت |
عاشقی فقط برای تو
تاريخ: پنجشنبه ششم اردیبهشت 1386 ساعت :

عاشقت خواهم ماند، دوستت خواهم داشت، بي‌آن‌که بگويم. درد دل خواهم گفت، بي هيچ کلامي. گوش خواهم داد، بي هيچ سخني. در آغوشت خواهم گريست، بي‌آن‌که حس کني. در تو ذوب خواهم شد، بي هيچ حرارتي

 

 

زندگي قشنگه اگه با تو باشه... مرگ قشنگه اگه براي تو باشه... دلتنگي قشنگه اگه به خاطر تو باشه... من قشنگم اگه با تو باشم...

 

 

نوشته شده توسط محمد | موضوع: عشق ودوستی | لينک ثابت |
   هرچیزرابادلیل واستدلال قبول کنیم : چرا؟