تبليغاتX
؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟...چرا...؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

تقیه یامصلحت ازمنظرقرآن
تاريخ: چهارشنبه شانزدهم مرداد 1387 ساعت :

 

مدتی است که ازعلماودوستان دینی منطقه نسبت به رفتارشان منتقدهستم به آنهامی گویم چراباحکومت دیکتاتوروغیرتوحیدی همکاری می کنید چراباکارتان درتاییدوبیشترکردن عمراین نظام هستیدآنهامی گوینداین به مصلحت مردم است واگرمااین کاررانکنیم به زودی آنهامارانابودمی کنندومارامی کشندو....به آنهامی گویم شماکه به احادیث پیامبراعتقادداریدپیامبرمی گویددرمقابل فسادسه رفتارمی توانیدانجام دهیدزمانیکه قدرت دردست داریدوحکومت به وجودآمده،برای اصلاح ومحوفساد ازقدرت استفاده کنید،زمانیکه نداریدحداقل ازبیان استفاده کنیدوبازاگراین قدرت راهم نداریدحداقل ازآن گناه متنفرباشیدوبااوهمکاری نکنیدواین حداقل ایمان است وبعدازآن ایمانی وجودندارداماآنهابه من می گوینداین مصلحت است وتونمی دانی؟بعدمی گویم وای برشما؟خودشماانسانهایی هستیدکه بااستفاده ازاین حدیث بارهادیده ام که به جوانان می گوییدطرف فسادنروندودرمکان های فسادحضورپیدانکنندمثلاعروسی هایی که به همراه فسادهست حضورپیدانکنندحال چگونه بااین بیان شمامی توانندبپذیرندآنهاهم می گویندمصلحت مادررفتن است مااگرنرویم دوستان ازماناراحت می شوندبین ماوخانواده اختلاف پیش می آیدو...یعنی زیراین بیان ونگاه واندیشه انسانی همه چیزخودراپنهان خواهدکردوهرگناهی می گویدمصلحت اندیشی من اینگونه است وبازاین جوانان خواهندگفت چگونه مامی توانیم نگاه افرادی رابپذیریم که خود به پابوس فسادومفسدین می روندبادیکتاتورواستبدادهمکاری وهمگامی می کنندوچگونه خودمنبع فسادهستندباآن همکاری می کننددرنقدمامی کوشند.آیامردم رابه نیکوکاری فرمان می دهیدوخودرافراموش می کنید...(سوره بقره آیه44)

 

حال ببینیم تقیه یامصلحت چیست؟آیاواقعادراسلام وجوددارد؟

مومنان نبایدمومنان رارهاکنندوکافران رابه جای ایشان به دوستی گیرندوهرکه چنین کندوی رادرچیزی ازخدانیست مگرآنکه خویشتن راازایشان مصون داریدوخداوندشماراازخودبرحذرمی داردوبازگشت به سوی اوست(سوره آل عمران آیه28)

تنهاوتنهاکسانی دروغ می بندندکه به آیات خداایمان نداشته باشندودرحقیقت آنان دروغگویان واقعی هستند.کسانی که پس ازایمان آوردنشان کافرمی شوندبجزآنان که واداربه اظهارکفرمی گردندودرهمان حال دلهایشان ثابت برایمان است.آری چنین کسانی که سینه خودرابرای پذیرش مجددکفرگشاده می دارندخشم تندوتیزخداگریبانگیرشان می شودوعذاب بزرگی دارند(سوره نحل آیات 105و106)

 

دراین دوآیه بحث ازتقیه است اماتقیه درمقابل کفاربه خاطرشکنجه وآزاری که می بینندیعنی فردی زمانی می توانددرمقابل آنهاتقیه کندکه ازدست آنهادرامان ومصون نیست وبخواهدبرای حفظ خودبه اظهارتقیه بپردازدتقیه چیست؟تقیه درواقع اظهاردوستی باکافریااظهارکفراست یعنی فردی درون اونگاهی دیگراست امابیرون اوهم نگاهی دیگرنشان می دهداین انسان دچاردورویی شده است البته این مسئله مادرحال حاضردرکشورایران یابسیاری ازکشورهای دیکتاتورمی بینیم افرادبه خاطرترس ازکشته شدن دیدگاهها ونظرات خودرابیان نمی کنندواین موضوع چیزی نیست که خارج ازاسلام دیده نشودوبه صورت طبیعی درخارج ازدین هم افرادبه خاطرحفظ جانشان دراینگونه حکومت هاانجام می دهند.پس تقیه یعنی آنچه‌ كه‌ به‌ زبان‌ آورده‌ و اظهار كرده‌ مي‌شود با اعتقاد قلبي‌ و باطني‌ شخص‌ مغاير باشد.

اماببینیم این موارددرچه شرایطی وبرای چه کسی ودرمقابل چه کسانی رخ می دهد. دروغگویی ودورویی ،تفاوت درون وبیرون برضدرشدانسانی ومنافع بشری است وچنین اشخاصی منفورانسانهاهستندامااین تقیه اول بایددرمقابل کفارباشدهمان طورکه آیات این امررامشخص کرده اندیعنی درمقابل هیچ شخص دیگری فردی نمی تواندتقیه کندبه خصوص انسانهای دیندارومسلمان .دوم بایددرشرایط ضروری باشدبه حدی که فردنتواندمقاومت کندوبرای حفظ ومصون بودن خودازآن استفاده کنداماافرادی که دررده های ایمانی پایین هستنداجازه استفاده ازآن رادارندودررده های بالای ایمانی ورهبری والگویی کاربردندارد.چراکه مابارهاباپیامبرانی روبرومی شویم که کشتن ومردن رامی پذیرندونزدخداتحمل وصبروشکیبایی باارزش تراست همان طورکه دردنباله آیات سوره نحل درآیه10می گوید:سپس پرودگارتونسبت به کسانی که موردشکنجه وآزارقرارگرفتندوبعدازآن جهادنمودندوشکیبایی ورزیدنددارای مغفرت ومرحمت است.یادرسوره آل عمران درآیه30می گوید:ودوست می داردکاش میان اووآنچه ازبدی انجام داده است فاصله زیادی میبودوخداوندشماراازخویشتند برحذرمی داردوخداوندنسبت به بندگان مهربان است.پس درنزدخداخوشتروبهتراین است که فردتامی تواندحتی درشرایط بدهم خودراازبدی دورسازد.وبارهادرآیات بسیاری ازصبروشکیبایی وهجرت وزیان دیدن وتحمل درمقابل کفار،آیات بسیاری گفته است پس شخص تامی تواندحتی درشرایط استثنابایدخودراازآن دوربداردواگردررده های بالای ایمانی است وبه عنوان الگو،رهبر،دین مطرح می باشدهرگزنبایددراین وادی گام برداردوگرنه اگرهرشخصی بخواهداین راه راسپری کنددیگرچیزی به نام دین به وجودنمی آیدوبایددانست زمانیکه خداوندازمقام صدقین وراستگویان سخن می گویدوآنهارابهترین عنوان می کنداینگونه انسهاهستنداین چنین اشخاصی درتمامی شرایط درکنارحق وحقیقت بوده وازاظهارآن خودداری نمی کنندوباتمام جان حقیقت رامی پذیرندودرمسیرراستگویی هستندوخودرادچاردروغ وتقیه وفریب ودورویی نمی کنندبرای همین ابوبکرمی شودابوبکرصدیق ؛این یاری که درتمامی شرایط باپیامبربوده واظهارصدق وراستی کرده است. برای همین افرادی که ازایمان قوی برخوردارباشندراه راستگویی وآزادی رادرپیش می گیرنداینان زیربارهرخفت وزوروسلطه ای نمی رونداینان آنقدربه آیات ایمان دارندکه تنهاازخدامی ترسندوازصبروشکیبایی استفاده می کنند.خوب نگاه کنیدپیامبراسلام چون الگوست چون رهبرجامعه است چون به نام دین سخن می گوید هیچگاه ازتقیه استفاده نمی کندتا نزدیک مرگ هم می رفته وهرشکنجه ای رامی پذریفته اماتقیه انجام نمی داده است پس هرکه الگوورهبرشوداین حق راندارد. این دوعمل که چه کسی چگونه عمل کندناشی ازدرجه ایمان اوخواهدبود .سوم نسبت به تقیه تافردمی تواندخودرامحدودکندوازآن استفاده نکندیاازآن جامعه فراروهجرت کند.بایدبدانداین تنهادربیان اعتقادوافکاراست که ازاستفاده کند نه درهمه زمینه هاآن راسوق دهدوآنقدرقلبامتنفرباشدکه همیشه به فکرراه نجات ازآن مرحله باشدوبایدبدانداین تنهابرای شرایط سخت وطاقت فرسات ونه درهرمرحله حتی شرایط عادی یاحتی زمانیکه ازآن معرکه نجات پیداکند.دراین زمان بایدبه حالت یک انسان عادی درآیدوسعی کندتنفراوازاین مسئله آنقدرباشدکه به مروراین امرباجان وجسم اویکی نشودویک امرعادی برای او درنیایدپس تامی تواند تقيه رانبايد از چهار چوب زبان فراتربرودوبه عمل تبدیل شودواعتقادبه آن که اصلاجایزنیست .چهارم نبایدتقیه ازشخص فراتررودوگروهی وحزبی وقومی و...بیان شودیعنی شخص به تنهایی بایدعنوان کندواظهارتقیه کندتاپای خودش باشدتاافرادی که اینگونه نیستندبازشناخته شوندوبه پای آن فکرونگاه نوشته نشودیعنی نبایددینداران به نام دین این عمل راانجام دهندوگروهاومذهباو.. متحدااین عمل راانجام دهندآن شخص حق ندارددین راباتقیه وافکارغیرتوحیدی معرفی کنداوتنهابرای مصون بودن می توانداعتقادات خودراپنهان کندنه اینکه برعلیه اسلام کارکندوهم جهت شود.این رابانگاه به آیات به خوبی مشخص است که درچه حداجازه داده است.یعنی فردبه نام دین دروغ نمی گویدبه نام دین دروغ نمی نویسنداعتقادات مسلمانان رابه گونه ای دیگرمعرفی نمی کندراستگویی وحقیقت رابه گونه ای دیگرمعرفی نمی کندتنهااعتقادات خودراپنهان می کندتازکفارمصون بماندنه اینکه برعلیه اسلام هم بنویسدوباکفارهمگام شود.یعنی بایدبه مرحله سکوت رودنه مبارزه ونه مدافعه.

 

پس یادتان نرودتقيه کردن فقط در حالت ضرورت و تنگنايي بکار برده مي شود. همانگونه که اگر شخصي از شدت گرسنگي در معرض هلاک شدن باشد، مي تواند از گوشت مردار و يا خوک استفاده کند.

آنفردی که قلباآنقدرمتنفرباشدکه باجسم وجان اویکی باشداینگونه نیست که درتمامی شرایط ازتقیه استفاده کندشمادرنظربگیریدچقدرفشاروظلم و..براوواردشده است که مجبورگشته ازتقیه استفاده کندیعنی زمانیکه مجبورمی شودبرای مصون ماندن ازآن استفاده کندنه درهرشرایطی نه زمانیکه راه های دیگربرای مصون ماندن وجودداردنه زمانیکه هنوزاقدامی صورت نگرفته است ونه هنوزفشاروزوری نیامده...

 

اماآیه ای ازقرآن هم می آوریم که بهترمشخص شودنبایدتقیه وترس به سطح رهبران رود:کسانی که رسالتهای خدارامی رسانندوتنهاازاومی ترسندوازکسی جزخدانمی ترسند..(سوره احزاب آیه 39)

 

اماببینیم مصلحت چیست؟مصلحت ازریشه صلاح است یعنی چیزی که برای اصلاح جامعه ورشدجامعه نیازاست تابراساس زمان ومکان مردم عنوان شود؟این مصلحت اندیشی هیچگاه درتفکرونگرش نیست یعنی ماچیزی به نام مصلحت درارائه فکرنداریم ونمی توانیم دراصول فکری به ارائه نگاهی متفاوت بپردازیم همان طورکه پیامبران این امرراانجام ندادندتمامی پیامبران یک دین ویک نگرش ارائه دادندامادربیان شریعت وقوانین زندگی براساس مصلحت مردم به بیان پرداختند؟چگونه؟مثلااگرزمانی ازلحاظ اقتصادی وابسته به امربرده داری بوده است نمی شده که به یکباره آن مسئله ازجامعه حذف گرددیادرموردتحریم شراب خواری بازاینگونه است شماافرادی که معتادهستندودام الخمرهستندنمی توانیدبه یکباره آنهاراترک دهیدمراحل گام به گام وروش خاص خودمی خواهدیادرکشورخودمان باوجوداینکه بانک ها براساس رباست یابیمه حرام است امانمی توان به مردم به یکباره گفت ازآن استفاده نکنندزندگی مردم مختل می شودبه خصوص برای انسانهایی که هنوزآمادگی پذیرش راندارندوازلحاظ فکری به تکامل نرسیده اندپس بایدبراساس مصالح مردم سخن گفت امادردادن ارئه نگاه به انسان ودین وخداوقرآن وجامعه ایده آلی اسلام واصول فکری چنین نگرشی دردین راهی ندارد.البته مانسبت به این موضوع قبلامقاله ای باعنوان تقریرحقیقت وتقلیل مرارت اثرمصطفی ملکیان ذکرکردیم ودرآنجاثابت کردیم که مااقراربه حقیقت وبیان حقایق به جامعه چیزی بانام مصلحت ودروغگویی وتقیه نداریم این حق جامعه است که باحقایق آشناشوداینکه مسائل ازاوپنهان نشودامادرموردشریعت وقوانین برای کم کردن مرارت وکشته شدن وزجردیدن ماباتوجه به شرایط مردم مصلحت اندیشی می کنیم، آنهم به شرطیکه زیاده روی درآن نشودونبایدمصلحت اندیشی انسانی شودوآنهم بایدباتوجه به دین واسلام ،تعقل ارائه نگاه دهد

اماببینیم حقایق راازمردم پنهان کردن وهمگام شدن باکفاروحکومت های شرک و ظالم ودیکتاتورجزمصلحت انسانهاست:

فرعون،قوم خویش رافرومایه وناآگاه بارآوردوایشان هم ازاوفرمانبرداری وپیروی کردندآنان قومی فاسق بودند.هنگامی که مارابرسرخشم آوردندازآنان انتقام گرفتیم وبه کیفرشان رساندیم وهمه راغرق کردیم(سوره زخرف آیات 54و55)

 

موسی رابه سوی فرعون واشراف واعیان اوفرستادیم اطرفیان وزعماء فرعون ازفرمان اوپیروی کردنددرحالی که فرمان فرعون مترقیانه ومایه هدایت نبود.فرعون درروزقیامت درپیشاپیش قوم خودبوده وایشان رابه آتش دوزخ می اندازندچه بدجایگاهی که بدان واردمی شوند.دراین دنیادچارنفرین وطردشدندودرروزقیامت نیزچه بدعطائی که داده می شود(سوره هودآیات 97و98و99)

 

...مسلمافرعون وماهان ولشکریانش خطاکاربودند(سوره هودآیه8)

 

فرعون وسپاهیانش به ناحق درسرزمین تکبرورزیدندوگمان بردندکه به سوی مابازگردانده نمی شوندپس مااووسپاهیانش راگرفتیم وبه دریایشان انداختیم بنگرعاقبت کارستمگران چگونه شد؟(سوره قصص آیات 39 و40)

 

همان طورکه به خوبی دراین آیات مشخص می شودنه تنهاخودفرعون به عنوان حکومتی ظالم،دیکتاتور،توبیخ ومحکوم است کسانیکه بااوهمراهی وهمکاری کردندودرلشکریان وقوم اوقرارمی گیرندهم ازاوشمرده می شوند؟چرا؟اینکه مردم یاهمکاران درمسئولیت استبدادوستمگران وجرم وجنایت آنان شریک اندبه خاطرپذیرش کل یاقسمتی ازاین استبدادوستمگری است به این دلیل که آن ظالمین قدرت خودراازاین مردم وعامه ولشکریانش می گیرند.برای همین پذیرش ظلم وستم ازسوی همان به ظاهرمظلومین برقدرت ظالمین می افزاید.ظالمین خودبه تنهایی  چیزی نیستندتازمانیکه لشکریان ویارانش او رابه همه چیزمی رسانندبه این ضرب المثل گوش دهید هنگامی که به فرعون گفتند: چه چیزی باعث فرعون‌شدن تو شد؟ در جواب گفت: کسی را نیافتم که به رفتارم اعتراض کند.شریک جرم مستبدان و طاغوتیان که بیش از دیگران مسؤولیت دارند، سپاهیان و لشکریان آنان هستند قرآن آنان را «جنود» یا نیروهای تقویتی سلطه معرفی می‌کند.این لشکریان با کارواعمالشان به تحکیم سلطه می پردازند وبعضی ازآنهابه حدی می روند که اگردرمیان خودیاجامعه مخالفی مشاهده نمایند باحکومت همراهی کرده ودرتضعیف ومخالفت باآنهاکوتاهی نمی کنند حتی بعضی هاازآزاروشکنجه وقدرت برعلیه آنان هم کوتاهی نمی کنند.

حال باتوجه به این آیات آیامی توان به حکومت ظالم وجبارودیکتاتورهمکاری وهمراهی کردوباسلطه پذیری برقدرت آنهاافزودعلاوه برآن روحیه آزاد وتوحیدی راازانسانهادورکردوبه آنهاآموزش پذیرش ظلم وستم وسلطه راداد. همان قدرکه ظلم وسلطه بدومنفوراست وبدسرنوشتی داردهمان قدرپذیرش ظلم وسلطه هم بدسرنوشتی دارد.

 

درکل ارائه نگاه وتفکرواعتقادات ماچیزی به نام مصلحت اندیشی نداریم که روزی به مردم دروغ بگوییم وروزی دیگرحقیقت رابیان کنیم امروزبگوییم خدانیست وفردابگوییم خداهست امروزبگویم آزادی وجودنداردوفردابگوییم آزادی هست وامروزانسان توحیدی راطوری دیگربیان کنیم وفرداطوری دیگر.این چیزی ثابت درتمامی ادواراست راستگویی همیشه بایدباشدوتنهادرروش ونوع زندگی بشری است که مصلحت اندیشی آنهم قرآنی می شودنه دربیان اندیشه !نه دربیان اندیشه!....یعنی باتوجه به نوع زندگی راستگویی برای آنهاداریم بیان می کنیم که این روش زندگی فعلاباتوجه به وضعیت وشرایط برای رشدانسانی شمادرست است.

 

------------------

امابرای درک بیشترتقیه ببینیم باعث چه لطماتی می گردد:

ازدیدگاه تشیع درهرلحظه وشرایطی ودربرخوردباهرکسی حتی یارانشان می توانند ازتقیه استفاده کننداین امرموجب می شودکه براحتی درجامعه  کذب ودروغگویی وخیانت ودورویی امری طبیعی درجامعه جلوه کند

در جايي‌ يكي‌ از آخوندهاي‌ شيعه‌ سوگند ياد كرده‌ بود كه‌ شيعيان‌ اينك‌ ديگر تقيه‌ نمي‌كنند. اشخاص‌ حاضر در جلسه‌در جواب‌ گفته‌ بودند از كجا بدانيم‌ شما الآن‌ سوگند خوردي‌ تقيه‌ نكرده‌ باشي‌! ممكن‌ است‌ كه‌ آن‌ آخوند شيعه‌ راست‌گفته‌ باشد اما موضوع‌ تقيه ‌كه‌ شيعيان‌ آن‌ را ساخته‌ و به‌ عنوان‌ يك‌ اصل‌ در اصول‌ مذهبشان‌ آورده‌اند، موجب‌ ترديد ودودلي‌ مردم‌ مي‌شود كه‌ آيا آنچه‌ آخوندهاي‌ شيعه‌ و يا حتي‌ عامه‌ شيعه‌ مي‌گويند حرف‌ دلشان‌ است‌ و قلباً به‌ آن‌ چيزي‌كه‌ مي‌گويند معتقد هستند يا اينكه‌ آنچه‌ اظهار مي‌دارند ظاهري‌ است‌ و قلباً و باطناً به‌ آنچه‌ مي‌گويند معتقد نيستند

-------

 

وامادرموردمقدمه ای که درابتدابیان کردیم این دوستان  درواقع تقیه بامصلحت راخلط کرده اند وبه نام مصلحت درحال اجرای تقیه هستندآنهاباوجوداینکه قلبا باحکومت مخالفنداماعملاباهمکاری وهمگامی باآنها درحال تقیه هستندهرچندکه نمی داننددشمن همیشه دشمن است ونمی گذاردآنهاخوب عمل کنندوبه زودی باروح وجسم آنهااین تقیه ودورویی وخیانت عجین می شودواگرمی خواهنداینگونه عمل کنندبایدلباس دین راازتن برآورندچون درآن دنیاکه حتماموردتوبیخ خداوندی خواهندبودودراین دیناهم بااین عملشان مردم راازدین متنفرمی کنندوبه نام دین خیانت می کنند؟بدابه حالشان؟!

 

نوشته شده توسط محمد | موضوع: چرا؟ | لينک ثابت |
دنیای لینک ولینک های زیبای اسلامی یکساله شد
تاريخ: یکشنبه سیزدهم مرداد 1387 ساعت :

 

ساخت دنیای لینک از30تیرماه سال قبل شروع شدکه 14روزهم ازیکسالگیش می گذردولینک های زیبای اسلامی هم 15مردادماه سال قبل شروع شدکه دوروزدیگرتایکسالگی آن باقیست.

 

همان طورکه قبلاگفتم این دولینک باکس ازنظرساخت بی نظیرواولین بودن خودرادرجهان دارند. من دنیای لینک راساختم تابرای دینداران آزادی بیان ونگرش ایجادکنم به آنهایادبدهم که مهم نیست که،که می گویدبرای همین دراین لینک باکس می بینیدهمه گونه انسان به بیان می پردازدافرادی که مطرح هستندتاجوانانی که امکان داردهنوزدرک درستی ازدین نداردازسنی تاشیعه وازروشنفکرتا.....برای همین می گویم اولین بودن رادرخودداردچون شمامطمئنن هرلینک باکسی راببینیدمواردی رارعایت می کنندبه خصوص اینکه که چه کسی می گوید.

دین اسلام مسلمانان رابه تدبردرقرآن دستورمی دهدوآنهاراازتقلیدنهی می کندماقبلادراین موردکامل صحبت کرده ایم .آنچیزی که انتظارمی رفت ایجادنشدواین لینک باکس مورداستقبال قرارنگرفت مسلمانان درواقع هنوزراه زیادی بااین موضوع دارندکه خودراازتقلیددورکنندواین آزادی بیان رابه دیگران بدهندوبه دستورقرآنی درموردتدبرگوش دهندوقرآن رابانام متخصص و...ازافرادجدانکننداینان نمی دانندکه درواقع راه رابه اشتباه می روندزمانیکه می گویندبایدافرادفلان تخصص راداشته باشندتادرمورددین ارائه نگاه بدهندبایدبه مابگویندچندنفرتمامی تخصص هاراکامل به همراه خوددارندتاازبیان نسبت به دین دچاراشتباه نشوندمگرممکن است انسان تمامی تخصص هاراباخودداشته باشداصلامگرممکن است انسان دربیان دچارخطا واشتباه نشودپس حال که اینگونه است بگزارتاهمه دیدگاههای خودرانسبت به دین بیان کنندومسلمابادرکنارهم قراردادن این دیدگاهها وتبادل نظرات، به رای ونگاه درست انسان می رسد؟چرابرای انسانهامفهوم ازقرآن ودین راتنهاتقلیدکورکورانه بیان می کنندچراقرآن رابرای مردم تنهاقرائت وحفظ آن توصیه می کنندکجای قرآن،انسان رابه حفظ قرآن توصیه کرده است بلکه دستوربه تدبرآن هست؟اینگونه شده که مسلمانان بدبخت شده اندوازدین وقرآن فاصله گرفته اند .من اگرمی خواستم ازنظرمن 90درصدافرادی که به آنهالینک داده ام به نظرمن ازلحاظ دیدگاه دینی خوب ارائه نگاه نمی دهندآنهارابایدلینک نمی کردم .امااگرمی خواستم آنهاراحذف کنم می شدم مثل دیگرانسانهای دیکتاتورکه نمی توانندگوش بدهندبه دیدگاههای دیگروفقط درفکرحذف دیگران هستندآنهاتابع هوی ونفس خودهستندوتعصبانه وکورکورانه به دین چسبیده اندآنهاحتی به این آیه ازقرآن هم گوش نداده اندکه آنهارادستوربه گوش دادن به تمامی دیدگاهها وسپس پذیرفتن بهترین آن راتوصیه می کند.نگاه کنیدبسیاری ازدوستان دروبلاگ چراآمدندتبادل لینک کردنداماتادیدندنگاهی برخلاف نگاه آنهاست لینک چراحذف کردندواگرمی بینیدتعدادی دیگرلینک مانده نه به خاطراینکه چراراپذیرفته اندبلکه یاتوی رودرباستی هستندیااینکه می دانند امکان داردچرابرعلیه آنهامطلبی بنویسدوکوتاه نمی آیدیااینکه وبلاگهایی هستندکه به حالت تعطیل درآمده اندوخبری ازآنهانیست واندک افرادی هستندکه توانسته اندچرارابپذیرندواین یعنی خطر؟خطرروحیه دیکتاتوری که وجودداردآنهاانسانهای کامل به آن معنای توحیدی نیستندآنهابه زودی سرهارابه دارخواهندآویخت تنهابه خاطرارائه نگاهی که می دهندباوجوداینکه اهل سنت به این افتخارمی کندکه نبایدتقلیددرمسیرخودایجادکندامامتاسفانه این امربرای آنهابه صورت شعاری توخالی مانده است آنهاهم درعمل همانندتشیع حرکت دارند..دیگرمن نمی دانم بااین انسانهایی که ازمحدوده بسته خودفراترنمی بینندچه کارکنم وچگونه آنهارامتوجه موضوعات وآیات قرآنی کنم آنها همان رفتاری دارندکه دشمنانشان باآنهارفتارمی کنندوآنهاهمان ظلمهایی می کنندکه دشمنانشان باآنهامی کنند.به نظرم ساخت این لینک باکس نتوانست ونمی تواندمسلمانان رابه آزادی بیان وپذیرفتن آرای دیگران وعدم قربانی کردن نگرش درست دیگران به خاطرمسائل حاشیه ای یانگاههای نادرست شان ،ایجادانسانی توحیدوآزادسوق دهد،برای همین بایداندیشه ای دیگرکرد.

 

امالینک باکس لینک های زیبای اسلامی به سمتی محدودترحرکت کرداوخواست که اهل سنت رابه هم پیوندودریک جهت قراردهداوهم هماننددنیای لینک بابیرون خودمواجه شدچون این لینک باکس اهل سنتی راباخودبه همراه داشت که امکان داشت بسیاری 180درجه ارائه نگاه متفاوت ازهم داشتندوبرعلیه هم ارائه نگاه می دادند

 

پس درکل این دولینک باکس دررسیدن به اهدافش ناکام مانده ،برای همین چندان تمایلی  برای مدیریت قوی روی آندوندارم واگرتنهابرای رسیدن ومعرفی لینک هاباشدهرکس که تمایل برای دانستن داردخودمی رودوجستجوراانجام می دهدبااین وجوداین لینک باکس هابرای محدودانسانهایی بایدبماندکه می توانندفراترنگاه کنندوبه امیدرسیدن به نگاه وحرکت درست.

 

یادتان نروزدزیبایی وزشتی درکنارهم معنی پیدامی کندواگرباطلی نباشدحقیقت معنی پیدانمی کندازفکرنترسیداوحق راقوی ترمی کند خودقرآن هم عین حقیقت است نگاه کفارواباطیل راآورده وسپس نسبت به آن ارائه نگاه داده است سعی نکنیددرحذف نگرشهاباشیدسعی کنیدبه نگاه درست برسیدسعی کنیدحقیقت راپیداکنیدو...

 

دلم می خواست ازاین همه درد

ازاین همه فغان

بگویم خدایاآیااینان همان هایی هستندکه ادعای دین تورادارند

وخوشحالم که به من توانایی اندیشیدن

آزادی

پذیرفتن

نقادی

تفکر

داده ای

 

نوشته شده توسط محمد | موضوع: چرا؟ | لينک ثابت |
چرا،چرا در نقدبسیاری کوشید؟
تاريخ: سه شنبه هشتم مرداد 1387 ساعت :

 

درواقعیت نقادی کاربسیارسختی است.معمولا ماباجوامع وانسانهایی برخوردداریم که ازنقدخوششان نمی آیدآنهادوست دارندکه نکات مثبت آنهابیان شودحال زمانیکه باجامعه مثل ایران باروحیاتی تعصبی ودیکتاتورروبرومی شویدنقادی مشکل ترمی گرددراین فضاهای مسموم وآلوده معمولامنتقدازجامعه طرد،موردبی مهری وحذف می گردداوجایی دراین جامعه مسلمانخواهدداشت .

بایدپرسیدچرااینگونه عمل می شوددرواقع بسیاری ازانسانهایی که  به خیال خودنیکوهستندهم اینگونه عمل می کنندزیراآنهاخیال می کنندمنتقددرواقع درخیال اندیشی منفی برضدآنهاست وباذکرنقاط ضعف آنهامی خواهدآنهارانابودکند.

مانمی خواهیم نگاه کنیم که دیگران درموردنقدوانتقادچه می گویندمامی خواهیم این موضوع راازنظراستدلالی وقرآن موردبررسی قراردهیم

دربرخوردبامنتقددرواقع سه مسئله بیان می شود 1- چه می گوید،درواقع حرف هاوسخنان اوومواردموردانتقاداوست 2- روش انتقاد،که درواقع زمان ومکان بیان او، نحوه بیان او، برای که می گویدو... 3- نیت وهدف ازبیانش

 

اماآنهایی که موردنقادی قرارمی گیرنداگرانسانهایی انتقادپذیرنباشندشماره های 2و3برای آنهامهم ترمی شودوحتی برای اینکه گوش ندهندکه فردمقابلشان چه می گویدبابیان گزینه های دووسه که امکان داردخودمنتقدنادرست است وبزرگنمایی آن شماره 1رافدامی کنند اینان انسانهای لجنزاری هستندکه به مردابی که درآن هستنددل خوشندو حتی نمی فهمندکه منتقدچه می گویددرنتیجه ازرشدبازمی مانند.

 

دوم انسانهایی هستندکه درمقابل منتقددرابتداگوش می دهندکه منتقدچه می گویدوسخنان اوبرای آنهامهم ترازهرچیزی است وسپس تنهابرای رشدمنتقداگراوروشی نادرست درپیش گرفته بعدازآن اوراهم موردنقادی قرارمی دهندتااوهم درست رشدکنداینان کاری به نیت هاوقلب هاندارند.

 

امایک مسلمان خوب می داندکه قلب افراددردستان خداست برای همین تنهاگوش می دهدکه منتقدچه می گویدوکاری نداردکه، که می گویدوبرای چه می گوید؟اگرحق می گویدبایدبپذیرد؟چون اوموظف به پیروی ازحق وحقیقت است وهیچ موضوعی نبایداوراازرشدبازداردونبایدحتی روش منتقدباعث شودکه اوراتحت تاثیرقراردهدوخودراازرشدبازداردوسخنان حق رافدای روش منتقدکند،اومی داندچیزی که بدتراست مواردنقص اوست که بایددرمسیردرست قرارگیردواگراواین امرراحل نکنددرواقع خودرادرلجنزاری انداخته تاازرشدبماندواین خودش است که مانع رشدخودداردمی شودنه منتقدی که نقص های اورابه اومی گویددرواقع منتقدداردبه اولطف می کندحتی اگردشمن اوباشد.

 

البته این یک طرف قضیه است مشکلات ازآنجادرجامعه مابیشترمی شودکه همیشه بدنبال این هستندکه چه کسی می گویداگرباطل باشدبگوازیک انسان معروف وخوب، درست وحقیقت می شودوبگوحق باشداماچون ازانسانی کمترسخنانی باطل می شود.آیااوکه می گویدچه کسی است  ازخودماست یادشمن، اگرازخودماست می رویم گوش می دهیم بگوباطل باشدامااگردشمن است گوش نمی دهیم اوباطل می گویدچون دشمن است حتی اگرحقیقت بگوید

 

مردم مایادگرفته اندکه ازنقادفراری باشندواورادشمن خودبداننددرحالیکه این منتقدین هستندکه زشتی هارامی بینندونقص هارابه مامی گوینداگردرجامعه ای منتقدنباشدازرشدبازمی ایستدوحالت رکودپیدامی کندمابایدقدرمنتقدین خودرابدانیم چون آنهاعیوب مارابه مامی گویندحال مهم نیست اینان که هستندوبرای چه می گویند؟بله!درجامعه ماازانسانهای چاپلوس وفریبکاربیشترخوششان می آیندتانقص هایشان رابه آنهانگویندوتنهابابزرگنمایی خوبیشان آنهارادچارغروروتوقف کنندوماقبلاگفتیم دراسلام خوبی هابرای خداانجام می گیردوماباچیزی به نام حتی تشویق انسانی روبرونیستیم ودیدیم چگونه اینگونه نگاههاباعث انحراف انسان می شود(به قسمت  آرشیوموضوعی :روانشناسی مراجعه گردد)

 

این مسائل مقدمه پذیرش آزادی درجامعه ماست تااین مسائل ازسوی جامعه ماهضم نشودآزادی بیانی به وجودنخواهدآمدتازمانیکه منتقدین یامخالف بیان ما ،موردپذیرش قرارنگیردوفضای بیان هابرای اودرخاطرامنیت بدون دیدن هیچ آسیبی نباشدجامعه رشدی نخواهدداشت

 

برای تمرین این موضوع ودستیابی به آن می بینیدکه نویسنده چرادربعضی زمانهانقادی تندوتیزی داردچون می خواهددیگران راتمرین به این موضوع دهدچون می خواهدروحیه پذیرش حقیقت واعتراف به گناه وبخشش آن رادردیگران ایجادکندامادوستان معمولامنوبه عنوان دشمن خودمی پندارندودرواقع انگارقلب منوشکافته اندکه این موضوع رافهمیده اندیامنومی شناسندودسترسی به غیب دارندکه این اجازه رابه خودمی دهندکه اینگونه بیاندیشندآنان خیال می کنندکه درواقع چون ضعیف هستندیانمی دانم دشمن دارندبایدفعلانقدنباشدالبته مادرگذشته به صورت مفصل دراین ارتباط سخن رانده ایم درواقع این نگرش اشتباه است چون مابایددرطی مسیردریک مسیردرست قراربگیریم وهیچ زمانی مثل امروزکه درابتدای راه هستیم این امربیشتراحساس نمی گرددواگرامروزنتواندبرای انسانیت ومقوله های انسانی ارزش قائل شوداین حق رابرای دیگران محترم بشماردوبرای رشدخودفضابرای دیگران ایجادکندرشدوحرکتی درست نخواهدبودودرآینده باآن خلقیات وروشی که درپیش گرفته وتربیت داشته ،برخوردکرده وواکنش ازخودنشان می دهداوزمانی تبدیل به انسانی دیکتاتورپرورخواهدشد.

 

امادرموردنقدحرکت هابایدگفت متاسفانه ماباچیزی به نام آسیب شناسی حرکت هایانقادی درون حرکتی چیزی نمی بینیم که آنهابتوانندبهترعمل کنندومن دراین زمینه بسیارحس نیازمی کردم

 

درچندماه اخیربرای متوجه کردن بسیاری ازدوستان دردنیای واقعی بعدازانتقادات درگذشته وعدم دیدن نتیجه به فکری دیگررسیدم سعی کردم ازمبارزه منفی استفاده کنم این نامی بودکه خودبرای کارم گذاشته بودم سعی کردم دربعضی مواردمثل خودآنان عمل کنم تانقص کارهایشان رابه آنهانمایش دهم اماباوجوداینکه دربعضی مواردنوع نگاه وحرکت آنهابرای آنهامشخص بوداما کارم بی نتیجه ماند.دوستان درموردمن چه فکری می کنندخیال می کننداشخاصی منتقدمثل ماچیزی گیرشان می آیداشخاصی مثل من که دربسیاری اززمینه هانقدمی کنندبیشترموردبی مهری وطردقرارمی گیرندمن اگرمی خواستم می رفتم به چاپلوسی دیگران ،تابرای من مزدی باشدوارزش اجتماعیی واحترام اجتماعی و......اینقدرمنتقدبودن سخت ودشواراست که درتمجیدوتعریف دیگران بودن نیست البته نه تنهاازاینکه امکان داردموردحذف وطردقرارگیری ،ازاینکه چه بگویی وچگونه بگویی؟ اینقدردراین ارتباط موردظلم قرارگرفته ام که روزی خواهدآمدکه من خواهم بودوخدایم و...

 

چندواکنش که معمولاازسوی بعضی اشخاص درمقابل متقدین دیده ام بیان می کنم 1- گروهی واکنش بی منطقی نشان می دهندوبدون اینکه بفهمنداوچه می گویدبرای اونیت یابی می کنندوقبل ازاینکه منتقدحرفهایش به پایان برسداوراموردحذف قرارمی دهند 2- افردای که سعی می کنندبی تفاوتی ازخودنشان دهند یااورابه عمدموردبی مهری قرارمی دهندبه خیال خود منتقدرامتوجه کننداودرحال تضعیف وخراب کردن دیگران است واورابه حساب نمی آورندچون اورا جزآدم حساب نمی کنند اینان درواقع نمی داننداگرمنتقدبه آن معنای خودش باشدبرآنان بیشترمی تازد چون آنان باعملشان بیشتردروادی موردنقد،منتقدمی روند 3- افردای خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی استثنا که به حرفهای آدم گوش می دهندبدون اینکه واکنش نادرست ازخود نشان دهند هرچندکه امکان داردروش نقدمنتقدنادرست بوده ، روش درستی درپیش می گیرند

 

وقتی به دیگران نگاه می کردم همیشه انتظارمن ازآنان این بوده که بهترازخودم ازآنان راببینم چون خودمن انسان بسیاراحساساتی هستم وامکان داردبسیاری ازمسائل که درنظردیگران کم باشدبرای من سنگین تمام می شودسعی می کردم حتی درنوشتارم کمتراین مورددیده شود اما تاحالادیگران رابدترازخودم دیدم من بایدهوای آنهاراداشته باشم ،احتمالاحالاکه بعضی ازدوستان این موردرافهمیدندمی گویند:وای ازاول نگفتی وگرنه ماملاحظاتی انجام می دادیم ونمی دانم فلان کاررانمی کردیم و.... .به این دوستان می گویم دیدیدشماکاری به حرفهای منتقدنداریدوتنهانیت ودرون آن فردبرای شمامهم است ودیدیدکه درون مرانمی توانستیدببینیدبااین وجودکه برایتان مهم بوداماواکنشات نادرست هم ازخودنشان می دادیدبه هرحال من می گویم برویدبرای خوددلسوزی کنیدمن نیازی به دلسوزی شماندارم چون همان مقدارمنطقی بودنم توانسته ام این نیروراتاحدودی به کنترل خود درآورم وآن رادرجهت درست حرکت دهم .برویدوکاری برای خودکنید

 

این منتقداست که ازتقلیدجلوگیری می کندباوجوداینکه بسیاری ازدوستان چه آنهایی که دینی هستندوچه آنهایی که غیردینی هستندومی گویندنبایدتقلیدواروکورکورانه نگرشی وحرکتی وعملی راپذیرفت اما زمانیکه آن نگاههاوحرکت هاوعملهابه نقدکشیده می شود چیزی ازاین شعاردیده نمی شودآنهاطرفدارتقلیدهستنددرواقع درعمل آنها این نگرش رانمی پذیرندوتنهاانسانهای توخالیی هستندکه برپیشانی خودنوشته اندتقلیدممنوع مااجازه به شمامی دهیم که نقدکنیدوبپرسیداماشمشیران تیزوبرنده وخون آلودی دردستان دارند

 

دراین مدت شایدبتوان گفت واکنش بهترازسازمان موحدین آزادیخواه ندیده ام . بااین وجودکه بارهابرآنهاتاخته ام وموردنقدقرارداده ام بهترازدیگران عمل کرده اند.به نظر من واکنشات بسیارمهم است شایدازبعضی ازمقولات هنوزپاسخهاراکامل ازسوی آنهاندیده ام مثل اینکه من هنوزبراین نظرم چون پیامبراول به انقلاب درونی پرداخت ویارانی قوی مثل مهاجرساخت بعدابه پرورش برونی پرداخت وپرورش سیاسی درمراحل بعدایجادمی گرددودرست است که نبایدهمه انسانهاراساخت یاتکمیل پرورشی رادیدامابایدیاران قویی درامرتربیت داشت بااین وجود،واکنش آنهاراتوحیدانه دیدم چون آنهامی دانستندکه بایددرحذف نگاه دیگران نباشندودرمقابل دیدگاههای دیگران بی تفاوت عمل نکنندواین موردمهمترازپاسخهای آنهابودچون رعایت این مقدمه انسان رابعدابه حقیقت وپاسخ درست می کشاند

 

بایدگفت حرف منتقدازدوحال خارج نیست یاحق ودرستی می گویدواگرانسانهابدنبال رشدهستندبایداورابپذیرندویانادرست وباطل می گویدبازهم بایداورابپیذرندچون اومشکلی باکنارحق بودن ایجادنمی کنندچون خدامی گوید:حق رابه جان باطل می اندازیم وحق مغزسرباطل راازهم می پاشدوباطل هرچه زودترمحوونابودمی گردد...(سوره انبیاآیه18)پس چه ترسی ازحرف ونگاه باطل است بگواوباشدتاحق بهترمشخص گرددبدون باطل حق مشخص نمی شوداوکه باطل است ازحق می ترسدنه برعکس.

 

یادتان نروددرهرشرایطی که باشیدنقدمنتقدبه ضررشمانیست ؟مصلحت اندیشی انسانی نکنیدکه چون درحالت ضعف هستیدیادشمن داریدیادرگیری ومشکلات داریدمنتقددرسرراه شماست چون همیشه باطل ودشمن هست وماباندیدن نقدهای منتقداست که خودرانابودمی کنیم وخودرابه گرداب می کشانیم ماباواکنش نادرست درمقابل اوخودرابه فسادوبدبختی بیشترمی کشانیم .ازمنتقدنترسیدازرفتارواعمال خودبترسید.خیال نکنیددرواقع بابیان نقاط ضعفتان ازسوی منتقددشمنان سواستفاده می کنندیانبایدآنهامی فهمیدندبلکه این واکنش بدشمادرمقابل منتقدیانپذیرفتن نقاط ضعف دلیل دست دشمن می دهدوگرنه دشمن آنقدرهاهم احمق نیست اوبه زودی نقاط ضعف شماراخواهدفهمیدوبرعلیه شماواردخواهدشدوچه خوبترخواهدبودکه شمازودترپی ببریدواعتراف درمقابل نقاط ضعف به معنی سقوط شمانیست بلکه نپذیرفتن حق ودرستی ازسوی منتقدشمارابه سمت سقوط خواهدکشاند خیال نکنیدبااعتراف به گناهان واشتباهان درجمع ،یعنی نابودی دین وحقیقت بلکه شماباباطل بودن خوددرحال ضربه به حق هستیدوحق به شمانیست که پابرجابماندیانماندحق همیشه حق است

 

وچراماعادت کرده ایم نقدهاراخصوصی کنیم چرانقدحرکت هاوگروههاوافکاربایدخصوصی باشدهرچه مسائل بیشتربه اجتماع برمی گرددبایددرجمع هم موردبررسی قرارگیردوهرچه مسائل به شخص برمی گرددبایددرمحافل خصوصی باشدزمانیکه رفتارونگاه یک شخص به عنوان حرکتی ونگاهی دراجتماع معین می شودوبه جمع برمی گرددبایددرجمع باشدتافسادایجادنگرددتاواپوشی نشودچراباجامعه راه دروغ رادرپیش می گیریم درحالیکه برای پوشش دروغ بایدباجامعه بدتاکنیم وراه باطل رادرپیش گیریم وهمه چیزازآنهاپنهان شودوواقعیات رانفهمندوآنگاه که قدرت داشته باشیم راه دیکتاتوری وسرکوب وحذف باشد

 

وچرا شماکه امروزنقددشمن رابرنمی تابیداگردرموقعیت اوباشیدمثل خوداوعمل می کنیدمااعمالمان براساس باطل وانتقام نیست مااعمالمان براساس حق ودرستی است

 

مگردراسلام چیزی به نام امربه معروف ونهی ازمنکرنیست پس چراازنقدهافراری وچراازنگاه مخالف فراری وچرا.....؟

 

واکنش هرشخص وگروه ناشی ازتربیت آنهابود وهرفردبهتربتوانددراین ارتباط واکنش نشان دهدانسانی آزادتروتوحیدی است همان طورکه قبلاباآیات قرآنی ثابت کردیم که این کافران هستندکه این امردرنگرش وحرکت آنهادیده نمی شود.

 

نگذاریدمسائل حاشیه ای اصل نقدراتحت تاثیرقراردهدنگذاریدهیچ چیزی باعث شودکه باطل هارانبینیدوحق رانپذیرید

 

شعارندهید،مردعمل باشیداگربه اسلام اعتقادداریدیادتان نروداگرمنتقدین نبودندشمازشتی های خودرانمی دیدید

 

قدرمنتقدین رابدانیدنه به خاطراینکه آیاانسانهای خوب هستندیابد! نه به خاطراینکه آنچه می گویندازسراخلاص است یانه! نه به خاطراینکه دوست هستندیادشمن! نه به خاطراینکه آیااومواردی که بیان می کندآیاخودعامل به آن است یانه! نه به خاطراینکه اوآیاراه حل داردیانه، یاتنهاانتقادبلداست! بلکه تنهابه خاطراینکه مارامتوجه نقاط ضعف وزشتی هاوکاستی هامی کندماراازلجنزاروعدم رشدآگاه می کندودرماحرکتی ازآن مرداب ایجادمی کند

 

بگذاریددستهایم آزادانه بگویند تاکی بایدبنویسم ازنقدازآزادی ازچراو.......................

 

نوشته شده توسط محمد | موضوع: چرا؟ | لينک ثابت |
تخصص درمقابله با دلیل وبرهان
تاريخ: شنبه یکم تیر 1387 ساعت :

 

تفاوت علوم انسانی بادیگرعلوم آنقدزیاداست که قابل وصف نیست . اماباوجوداینکه مابارهااین تفاوت هارادرپست هابیان کردیم(می توانیدبه آرشیوموضوعی قسمت چرامراجعه گردد) اما ارائه نگاهی دیگرازیکی ازدوستان مراوامی داشت که بازنسبت به این امرمطلبی دیگرداشته باشم . اغرادزیادی مشکلات جهان سوم واسلام به خصوص ایران راعدم تخصصی کارکردن می دانندودخالت بی جای افراددرتخصص های دیگرودرکل اینگونه می گویندکه:

مردم مابه این معروفندکه این حق رابرای خودقائلندکه درارتباط باهرزمینه ای ابراز عقیده کنندهرچندکه درتخصصشان نباشدومتخصصین گله مندنداماعلت چیست ؟این بدان علت است که مردم ماعمومی تربیت می شوندتامتخصص یعنی درآموزشهاوتربیت به اوازهرچیزمقداری می دهیم وبه اوتخصص درزمینه خاص نمی دهیم وادامه رشددرآن زمینه خاص ،درنتیجه برای گریزازاین معضل تنهاراه دادن آگاهیهاست وآماده کردن بسترهابرای تربیت متخصص است

(البته بایددانست باوضعیت موجودوبرای زندگی دراین جامعه که درمسیردرست قرارنداردمعمولاافرادنیازمندی به بسیاری ازمسائل می کنندکه شایددرواقع غلط باشدوگرنه زندگی امکان پذیرنمی گردد)

امااین نگاه درواقع اشتباه است مشکلات جهان سوم عدم تربیت انسانهایی منطقی است وانسانی که به جای اینکه بدنبال تحقیق ومطالعه ودلیل وبرهان باشد.روحیه دیکتاتوری حاکم برروح اونمی گذاردخوب اندیشه کند؟اگرزمانی انسان به گونه ای تربیت شودکه درواقع ازروحیه استدلالی برخوردارشودهمیشه زمانی به بیان می پردازدوارائه نگاه می دهدکه به همراه خوددلیل وبرهان باشدوگرنه زبان نگه می داردواینکه درجوامعی که تهی از نگاه مطالعه وتحقیق ودلیل وبرهان است وافرادمی خواهندبه زورتحکم کنندونظرونگاه خودراقالب کنندبیش ازاین نمی شودکه افراددیگرهم ارائه نگاه دهندباوجوداینکه امکان دارداصلا دلیلی هم ندارند.امااگرهمان روحیه مطالعه درجامعه حاکم باشدکمترافرادبه بیان بدون داشتن دلیل می پردازندونگاه می کنندکه آنهاککه بادلیل سخن می گویندچه می گویند؟

 

اماهمین تخصص دربیشترمواردبرای بشریت درواقع مفیدنبوده است.بینیم بازتفاوت هاراومشکلات آن:

1- بسیاری ازهمان افرادکه به نام متخصص بودنددرواقع خائنینی بیش نبودند وخیانت کرده اندوحقایق رابه مردم نگفته اندوباحیله گری تمام سعی کرده اندآن رابپوشانند چندوقت قبل که تلویزیون ایران نگاه می کردم چندتامتخصص روانشناس آورده بودندودرکمال پررویی مشکلات روابط وارتباط غلط خانواده هاراتوجیه می کردندچیزی که به صورت بدیهی وجودداردواگرکسی اهل فکرومطالعه نباشدفریب آنهارامی خوردبااعتمادبه آنهادرواقع درمسیرنادرست گام برمی دارد

2- بعضی ازعلوم امکان دارداصلاهیچ زمانی انسان باآن برخوردنداشته باشدمثلاانسانی درعمرش اصلامریض نشودوبه دکترمراجعه نکنددیده ام گذشتگان خودم که باخوردن غذای سالم وکارکردن بدنی سالم برای خودایجادکرده اندوهیچ گاه نیازی به دکترهم نداشته اندیارفتگری که اصلاشایدنیازنباشددرموردعلم کامپیوترچیزی بداندوباآن ارتباطی نداشته باشدیامثلانسبت به هنرو...، اماعلوم انسانی اینگونه نیست؟

3- بعضی ازعلوم فردبدون آن هم می تواندزندگی کندمثلا اگرفردی هیچ آگاهی ازمهندسی عمران ومعماری یادوخت لباس و...نداشته باشدهم می تواندزندگی کندوچهارتاپارچه دورخودبیاوردوخودرابپوشاندویک خانه ساده برای خودبسازدودرآن زندگی کند.امانسبت به علوم انسانی اینگونه نیست؟

 4- بعضی ازعلوم تنهابخشی اززندگی انسان رامرتبط می باشددرحالیکه درموردعلوم انسانی همیشه باآن زندگی می کندوباآن مرتبط است

5- علوم دیگربرعکس علوم انسانی مستقل ترمی توانندعمل کننددرحالیکه علوم انسانی تنگاتنگ به هم مرتبطندودرحدی که بعضی ازهمین متخصصین مجبورمی شوندباعدم وجوددرتخصص دیگردخالت کنندوارائه نگاه دهند علوم مستقل ازهم نیستندوبه هم مرطبندوازهم تغذیه می کنندوزنجیرواربه هم مرتبطند. متخصصین درحالی خودرابی نیازازعلوم دیگرمی دانندکه مشکلات ایجادکرده اندوباعدم آگاهی ازعلوم دیگردرواقع نتوانستندخوب بیان داشته باشند(البته دراین موردمفصلاقبلاتوضیح داده شدبه مطالب قبلی مراجعه گردد)

6- برای اینکه مردم بتواننددرزندگی خودعلوم انسانی رابه کارگیرندوچون می خواهنددرزندگی خودپیاده سازی کنندوبفهمندبایدبه زبان مردم باشد تایک فردنفهمداخلاق چیست؟جهان چیست؟جامعه چیست؟سیاست چیست؟اقتصادچیست؟دین چیست؟نمی تواند آن رادرزندگیش به کارگیردتانفهمدزندگی سیاسی چیست که نمی توان مثمرثمردیدبایدآن راکامل درک کرده باشدو به تجزیه وتحلیل وبررسی آن پرداخته باشدونگاه درست راپیداکرده باشد!

7- این علوم ازآن لحاظ که تاحدی ارائه نگاه می دهندکه به دوزندگی(دردوجهان) وتمام زندگی انسان مرتبط است بایدبادرک وفهم کامل باشد امامتخصصین درواقع بادراختیارقراردادن آن دوکارانجام داده انداول اینکه حق انتخاب واختیارراازانسانهاگرفته اند دوم اینکه بردگی جدیددرعصرجدیدبه وجودآورده اندبادرانحصاردرآوردن آن انسانهارابرده واربه بردگی می کشندوبرای آنهاتصمیم می گیرندوارائه نگاه می دهندبدون اینکه خودبفهمندوبه دیگران اجازه نمی دهندچون تخصص ندارند. آنهایی که درکشورهای اروپایی زندگی می کننددراشتباهندکه آزادانه زندگی می کنندوحق انتخاب وتصمیم گیری دارنداین درحالی است که این متخصصینشان برای آنهافکرکرده وتصمیم می گیرندنه خودآنهاوتنهاآنهادربعضی مواردمی تواننداین متخصصین راانتخاب کنندومعلوم نیست چگونه بدون شناخت همان علوم می توانندتشخیص بدهندکه چه کسی بایدانتخاب شودوانتخابشان بردرستی بوده است.

8- متخصصین بعضی زمانها آنقدرآن رادرانحصارخوددرمی آورندبه جای اینکه ارائه دلیل دیگران رامحترم بشمارندآزادی دیگران رامی گیرندوبرای دلایل دیگران ارزش قائل نیستند.درنتیجه اگرجامعه ای برای دلیل وبرهان ارزش واقعی راقائل شودوجایگاه خودراپیداکندزمانی صحبت خواهدکردکه حرفی برای بیان داشته باشدوهیچ اتفاقی نمی افتدچون درتقابل بامتخصصین اگراشتباه بودمشخص خواهدشدواگردرست بودبایدپذیرفته گرددمادرگذشته جهان اسلام چیزی به نام متخصص چندان به چشم نمی خوردبلکه دلایل باهم برخورددارندبارهادرتاریخ خوانده ام افرادی به بحث باهم می رفتندبدون اینکه همدیگررابشناسند ،بدون اینکه دیگری اول بپرسدببینم توتخصصی داری یانه؟اگرنداری بروتوحق بیان نداری؟بعدامی فهمیدندای بابا!باچه فردبزرگی که بااوبحث نمی کردند؟درآن زمان این مدرک گرایی مهم نبوده است بلکه ارزش درارائه دلیل وتحقیق ومطالعه بوده ودرجهان معاصرانگارارزش درتخصص است درحالیکه همان متخصص امکان داردبی سوادترازخودش کسی نباشد؟دیده ایددرکشورایران استادان دانشگاه یاحتی معلمین آنقدرتکبروغروردارندکه اگرشاگردی باوجوداینکه هنوزتخصصی نداردنسبت به موضوعی ارائه دلیل کندنمی پذیرندوارواسرکوب کرده وسرخوردگی ایجادکرده واستعدادهارانابودمی کنندباوجوداینکه شاگردآنهاازمتخصص بهتربیان دارد.درهمان کشورهای اروپایی هم اتفاقابیشترازاینکه تخصص مطرح باشدتحقیق مطرح است یعنی انگاردرکشورایران اگرمنیکه تخصصی نداشته باشم وبه صورت آکادمیک وکلاسیک تحصیلی نداشته باشم اماآنقدراهل مطالعه وفکربوده ام وارائه نگاه دارم جامعه متخصص برنمی تابد

9- قبلاگفتیم بایدارتباطی بین این متخصصین علوم انسانی برای استفاده ازعلوم هم باشدواین وظیفه روشنفکراست واوازهیچ قشر وگروه خاصی نیست اوعلاوه براینکاروظیفه داردبرای استفاده این علوم برای جامعه ،پل ارتباطی باجامعه باشدونمی تواندهم بدون شناخت وبررسی وفهم آن به بیان بپردازد.

10-  تفاوت علوم انسانی بادیگرعلوم درنکته ای بسیارظریف است وآن هم این است که دربقیه علوم اگربه قطعیتی رسیده باشدتقریبا همه جهان متخصصین آن علوم باهم موافقندونسبت به نظریه هاهم مثل نظریه به آن عمل می کنندامادرعلوم انسانی تفاوت هاواختلافات زیاداست کدامیک رابایدانسان بپیذیرد؟ کدام درست است ودرجهت رشدانسان است؟ بایداین انسان اطلاعاتی نسبت به این علوم داشته باشدبایداصول کلی وپایه ای آنهاراخوب بفهمد؟بایداین علوم موردبررسی وفهم ونظروپرسش اوقرارگرفته باشدتادرزندگیش ازآن استفاده کندودرستی راپیداکند؟ واینجاست که باتوجه به گستردگی وپیچیدگی جهان معاصریک فرددراین اصول کلی وپایه ای اکتفامی کندودرجزئیات به عهده متخصص می گذاردتاتحقیق وارائه نگاه دهدواگرزمانی می خواهدنگاهی هم دراین قسمت بپذیردباارائه دلیل ازاومی خواهدوبیشتراین متخصصین براساس هست هانگاه می دهندنه براساس بایدها،چون اونسبت به بایدها،بایدخوب فهمیده باشدامااین متخصص باشناخت زمانهاومکانهادرارائه هست هابهترمی فهمدوبرای اوتشریح می کند- چگونه نگاه کمونیسمی بایدبرای بشریت بیایدوبپذیرندو...درحالیکه ناآگاه به پذیرش هستندوتخصصی دردیگرعلوم انسانی ندارندکه ببینندچگونه اومی تواندمفیدگردداوتنهایک بعدانسان رادرنظرگرفته بودازبین بردن جامعه طبقاتی اماهیچ گاه این شناخت انسانی دراوایجادنشده بودکه انسان نیازمندآزادی وحق انتخاب است .می بینیدیک فردبه ظاهرمتخصص نتوانست درواقع مفیدگرددوجوامع بسیاری رابه لجن کشاندومی بینیدآنقدراین علوم خطرناک است که امکان داردهیچ گاه راه بازگشت نباشدوعمرهای انسان رابه تباهی بکشاند .

11- بیشترزمانها دیده ام که امکان داردمتخصصین مختلف نسبت به موضوعی یکسان ارائه نگاههای متفاوت وحتی ضدهم داده اندحال اگراین انسان می خواهدبپذیردودرزندگی خودبه کارگیردکدام نگاه رابایدبپذیرد کدامیک رابایدبه کارگیرد؟این هم مثل گزینه قبلی است؟ ( آنهادربسیاری اززمانهادردادن تعریف درست ازواژه ها وکلمات به توافق نرسیده اند)

12- این علوم انسانی هستندکه نوع نگاه ،تحرکت وصمیم گیری ها وروش زندگی رابرای انسان مشخص می کننددرحالیکه بقیه علوم ابزاری درخدمت علوم انسانی هستندبرای رسیدن رشدانسانیت

13-انگارتنهامتخصص می تواندتشخیص اشتباه متخصص دیگررابدهد امابارهااین امربرای من مشخص شده است که این امربرخلاف این موضوع است یاحتی متخصص رشته ای دیگرنگاه اشتباه فرددیگررابیان کرده است

 

من منکردست آوردهای تخصصی شدن نیستم که توانسته درآن رشته بهترکارشودورشدبیشتری حاصل آیدامابایدمشکلاتی هم که ایجادکرده خوب فهمیده شود .البته این نکته هم حائزاهمیت است دربعضی مواردچیزی جدیدبیان نکرده اندبلکه انگارباپیچیدگی بیشتربه بیان پرداخته اندیابدلیل دورشدن ازفطرت انسانی وساختن وقراردادن انسانهادرجهات متفاوت مجبورشده اندنظرات گوناگون برای اوارائه دهند

بیان ها خوب می خواهدبگویدچه چیزی می خواهدبیان کندبگذاریدانسانهاارائه دلیل کنندآنهارامنطقی تربیت کنندحق آزادی وبیان اورانگیریدتفاوت درعلوم رابهتربفهمید! بگذاریدهمه درمورددین وعلوم انسانی به ارائه نگاه بپردازند؟!یادتان نرودکه همین قرآن که برای بشریت آمده است وشناخت انسان وپایه های انسانی رابیان می کندبه گونه ای آسان وقابل فهم برای همه بیان کرده است وبه گونه ای به موضوع پرداخته تاهمه درآن به تدبرکنندوارائه نگاه دهند؟مخاطب همه است وقرآن هم یک کتاب علمی نیست بلکه همان چیزی است که بانام علوم انسانی ،دربین انسانهامعروف است ارائه نگاه می دهد؟!

 

مشکل کشورعدم آزادی وتحقیق ومطالعه  وجایگاه درست دلیل وبرهان است

 

بارهانویسنده وبلاگ چرابه خاطرعدم تخصص محکوم بوده واگربه بیانی می پرداخته حتمابایداقامه دلیل می کرده است امااگرهمان سخن رافردمتخصص بیان می کرده است کسی ازاواقامه دلیل نمی خواهدهرچندکه امکان داردهمان فردمتخصص ازسرآگاهی سخن گویدامابه همان اندازه که گفتیم امکان غلط بودن راداردواقامه دلیل بایدازاوشودواوهم دراین مرحله تفاوتی باغیرمتخصص نداردوتنهاامکان دارددرست بیان کند.مادرکشورایران دیدیم که ابتداباهمین حیله وفریب زمانیکه بسیاری ازبیان هاونگاههاازطریق روزنامه هاارائه می گشت اینگونه بیان کردندکه بایدارائه نگاههادرمحافل علمی وتخصص باشدونه درجمع عموم ونگاه عموم به بحث گذاشته شودوانسانهارادچارمشکل کنندوانسانهاراآدمهای بی شعورمی دانستندومی خواستندبی فکر ومقلدوارتربیت کنندبرای همین روزنامه هاراتعطیل کردندبعدکه همین افرادآمدندمجله های تخصصی به راه انداختندتاتنهاافرادخاصی به مطالعه بپردازندوموردبررسی قرارگیردگفتند:اصلادرتخصص شمانیست؟که نسبت به اینگونه افکارموردتجزیه وتحلیل قرارگیرد؟این متخصصین خاص خودش می خواهدکه تنهامامی دانیم ؟بعددیدیم که آمدنددیکتاتوری حاکم کردندوتنهاتخصص گفتند؟ازاین کلمه سوء استفاده کردند؟

می خواستم زودتراین پست رابیاورم امامتاسفانه دیدم مطلبی بااین عنوان درسایت قرآنیان وجوددارد متفکرین اسلامی دربرابرمنطق یونان اثرمصطفی حسینی طباطبایی ،گفتم شایدبدرداین بخوردکه ازآنجائیکه ماقبلابه نقدعلوم انسانی به خصوص فلسفه پرداخته بودیم امادیدم چندان جالب نیست وزیادازکلمات تخصصی استفاده کرده است . امابه هرحال به نقدوبررسی این علم پرداخته است که برای دوستان مفیداست باوجوداینکه من اینگونه کتاب رانخوانده ام چگونه افرادی که حتی متخصص دراین علوم هم بوده اندبه نقدآن پرداخته اند.برای دریافت این کتاب به قسمت کتابهای سایت قرآنیان مراجعه گردد.

لینک مربوطه: http://www.quranian.net/modules.php?name=Downloads&d_op=getit&lid=42

 

نوشته شده توسط محمد | موضوع: چرا؟ | لينک ثابت |
علوم انسانی،فلسفه،روانشناسی دربوته نقد