تبليغاتX
؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟...چرا...؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

مکاتب بشری درمسیرغیرواقعی!
تاريخ: دوشنبه سی و یکم تیر 1387 ساعت :

 

آیاراه نجات وتکامل ورشددرایسم های موجوداست آیابرای اینکه بشرازرشدنایستدماباچیزی به نام حقیقت نسبی برخوردداریم؟!آیاجهان باشک پیوندخورده وحقیقتی وجودندارد؟اصلاراه نجات درکجاست؟تاکی بشربایدباتجربه بدنبال حقیقت باشدودراین راه بسیاری ازانسانهازبین بروندونابودگردندوبسوزندتامشخص گرددکه آن مسیرراه نجات نبوده است وسپس بعدازآن مسیرونگاهی دیگرعنوان شود؟! آیاروزی ماراه درست راخواهیم شناخت؟آیاهمان ایسم هایی که درشرایط زمان ومکان به وجودمی آیندیعنی درزمان خودش مفیداست وبرای آیندگان مضراست اگراینگونه است چگونه درهمان عصروزمان خودش هم نامفیدبودن خودرابه نمایش می گذاردوبرضدبشر بوده است همان گونه درکمونیسم دیدیم که حتی برای مردم زمان خودش هم رشدی نداشته وآنهارابه وادی مرگ ونابودی می کشاندپس نمی توان گفت حتی ایسم هابراساس زمانهامفیدهستندبلکه براساس زمانهااین امربرایشان مشخص می شودوپی می برندکه بایدراه دیگری بیان کنند؟ آیاراهی که رشدوتکامل برای بشرباشدوجودندارد؟ آیاایسم های موجودبهترین هستندوراهی بهترازآنهاوجودندارد؟

 

ماچهارتا مقاله برای شماآماده کرده ایم که درواقع به خوبی این امررانمایش می دهندکه این مکاتب دررشدوتعالی بشری نیستندارائه نگاه آنهابه اشتباه است

 

قرون وسطی وپیدایش مکاتب انسانگراتالیف رهنما:

http://www.quranian.net/modules.php?name=Downloads&d_op=getit&lid=4

 

 

دراین مقاله نقاط مثبت ومنفی مکاتب اومانیستی مشخص می گرددواینکه چرااین مکاتب به وجودآمدواینکه دین اسلام متفاوت ازاین است که بخواهیم ازمکاتب بشری سودبرددرواقع اینگونه است زمانیکه بسیاری ازمواردرشدی رااسلام درنظرگرفته است دیگرچه نیازی به بیان های بشری دارد

 

مسئولیت وایمان :

http://www.quranian.net/modules.php?name=Downloads&d_op=getit&lid=9

 

دراین مقاله براحتی مشخص می شودکه مکاتب بشری نمی توانندپاسخگوی معنویات واخلاقیات وثبات جامعه  باشند وبرای ایجاداخلاقیات فردی واجتماعی مانیازمندبه چیز دیگری هستیم

 

ملاحظاتی درباره رویکردانسان گرایانه درقرآن اثرمصطفی حسینی طباطبایی:

http://www.quranian.net/modules.php?name=Downloads&d_op=getit&lid=32

 

 

دراین مقاله به نقدمقاله حسن حنفی دراین ارتباط پرداخته شده است ودرنقدوحدت وجودکوشیده شده است

 

مطلق گرایی اثرفرهادبهبهانی:

http://www.quranian.net/modules.php?name=Downloads&d_op=getit&lid=115

 

دراین مقاله نویسنده سعی کرده است به این موضوع بپردازندکه ماباچیزی به عنوان حقیقت نسبی روبرونیستیم وحقیقت تنهامطلق است ومکتبگرایان نمی توانندبااین شعاربرای بشرحرفی داشته باشند

 

چگونه اگرخدانیست واگرخداحرفی برای انسان نداردمن بایدخودرامتعهدبدانم که دررشدوشکوفایی دیگران بکوشم من بایدتامی توانم ازانسانهاسودبرم وآنهارابه خاطرخودنابودکنم ،آنهارابه استثمراروبردگی بکشانم ،جهان رانابودکنم. اگرخدانباشدانسان هرکاری که دلش می خواهدانجام خواهدداد؟چه چیزی اوراازفسادوظلم وستم بازخواهدداشت . مکاتب بشری وایسم هابرپایه ونگرش سوسیالیسم ومادی گرایی بناشده اند چگونه چیزی که انسان رادرماده خلاصه می بیندوخداوجهانی دیگردراوراه نداردمی تواندرشدبرای انسان بیاوردمحدودشدن دراین دنیا اگررشدی هم باشدمحدودمی گردد.اگرهم بخواهیم ادیان رابپذیریم نگاههاوتعاریف وحرکت هامتفاوت می گردند؟

 

اگردوستان درنقدمکاتب بشری مطالبی قوی دردسترس داشته باشندوبه من معرفی کنند خوشحال می شوم. درپایان توجه شمارابه دیدگاهی ازسازمان موحدین آزادیخواه جلب می کنم.

 

بشر بريده از خود! و بريده از اصول انسانيت!!

بشر بريده ازخود، بشرى است که از خالق، از طبيعت، از اجتماع، از دين، از اخلاق، از خانواده، و خلاصه از انسانيت و انسان بودن بريده شده، و تبديل شده به حيوان اقتصادى و حيوان جنسى و حيوان ماکياولى و حيوان درنده و جنگ افروز و حيوان غارتگر و حيوان اشغالگر، و خلاصه حيوانى که زادهٴ ميمون است و منشاء و تکليف و آخرتى ندارد و موجودى بريده و رها شده و تصادفى ميباشد. اين موجود چون از هر چيزى و از همه ويژگى ها و روابط انسانى تهـى شده و از آن بريده است، با هيچ چيزی پيوند روحى و عاطفى ندارد، و همه چيز نزد او خشک و بیروح است. بگذریم از اینکه چنين موجودى اصلا معتقد به وجود روح و معنا نيست و عشق نزد او افسانه است!، او مانند يک حيوان ميخورد!، بدون آنکه خوراک را نعمت بداند!، بدون آنکه محل خوردن را برسميت بشناسد!!، و بدون اينکه به کسى تعـارف نمايد!!!، همچنين او مثل يک حيوان شهوت رانى مي کند، بدون اينکه محبت و عاطفه اى داشته باشد، و صرفا جنسيت خود را ارضاء ميکند!!، و براى او فرقى نمی کند که شهوترانى اش در خانه باشد يا در خيابان!!!، بدیهی است که مرگ چنين موجودى خيلى وحشتناک است، چرا که در غم چيزى نيست که آن را رها کند، جز اموال!، و کسى هم درغم او نيست که نابود میشود!!، اينست که بسيارى ازاين موجودات تهى شده و از خودبيگانه خودکشى میکنند!، و بعضیها نيز اموال ارثى شان را به سگهـا و گربه ها مى بخشند!! و بعدهم معمولا جسدشان سوزانده يا در گودالى انداخته ميشود!!!، چرا که قبرشان هم فاسد و تهى از معناست، و براى کسى نه خاطره انگيز است و نه مزه و معنايى دارد. اين نــوع انسان ها در همهٴ دنيا بوده و هستند و در طول تاريخ هم وجـود داشته اند، اما آنچه که وحشتناک است، فکــر و فرهنگى است که چنين انسان هايى را به وجود می آورد و علنا مروج بى معناسازى انسانهاست!!، و اين فکـر و فرهنگ، امـروزه در ماديـت و ماکياوليـت غـربى تجلى پيدا کرده وعملا منادى براندازى انسان و بى معناسازى او شده است!!، تا جايیکه حتى بشر غربى هـم ازاين وضع به تنگ آمده، و در آن بلاد، خودکشى به يک پديده رايج تبديل شده است!!!، اينست که بايد دعا کرد و گفت: خدايا مخلوقات خود را که ميتوانند در اعلى عليين قرار گيرند، از اين سرنوشت شوم خارج فرما، خدايا فکر و فرهنگ مادى و ضد بشرى غرب را که حقا بشريت را به حيوانيت کشانده، و فکر و فرهنگى انسان برانداز است، محو و نابود گردان.

 

نوشته شده توسط محمد | موضوع: نقدادیان ومکاتب بشری | لينک ثابت |
جدایی دین ازسیاست،صراط های مستقیم وپلورالیسم دینی،قبض وبسط شریعت وتجربه نبوی=آری یانه 11
تاريخ: یکشنبه سی ام تیر 1387 ساعت :

.......ادامه

دوستان همان طورکه می دانندباده پست نسبت به این مسئله به روزشدیم(برای دسترسی دیگرمطالب می توانیدبه آرشیوموضوعی ترسیم دیدگاه سیاسی مراجعه کنید) ودلیل اینکه آخرین پست آن دیرشدمنتظربودم وبلاگ راه ما دیدگاههایش نسبت به نقدپلورالیسم دینی تکمیل کندتادرکناردیگرمطالب آنهاقیدکنم تنهایک پست دیگرنیاوردندوظاهراوبلاگ آنهاموقتاتعطیل شده است اماآخرین مطلب آنها:

نقدی برپلورالیسم دینی http://weway.blogfa.com/post-147.aspx

 

اماابتدانظرآرش رابرآخرین پست این مطلب می آوریم سپس مطالبی دیگردرارتباط بااین موضوع:

 

آرش:

 

محمد گرامی

سایر پیامبران و پيروانشان هم مسلم بوده اند. در این باره آنقدر آیه های روشن در قرآن فراوان است که جای ابهامی باقی نمی ماند

آل عمران آيه 52: حواريون انصار خدا و مسلم بودند
فَلَمَّا أَحَسَّ عِيسَى مِنْهُمُ الْكُفْرَ قَالَ مَنْ أَنصَارِي إِلَى اللّهِ قَالَ الْحَوَارِيُّونَ نَحْنُ أَنصَارُ اللّهِ آمَنَّا بِاللّهِ وَاشْهَدْ بِأَنَّا مُسْلِمُونَ
چون عيسى از آنان احساس كفر كرد، گفت‏: ياران من در راه خدا چه كسانند؟ حواريون گفتند: ما ياران (دين‏) خداييم‏، به خدا ايمان آورده‏ايم‏؛ و گواه باش كه ما همه مسلمان هستیم


يونس آيه 84: قوم موسی مسلمين
وَقَالَ مُوسَى يَا قَوْمِ إِن كُنتُمْ آمَنتُم بِاللّهِ فَعَلَيْهِ تَوَكَّلُواْ إِن كُنتُم مُّسْلِمِينَ
و موسى گفت‏: اى قوم من‏، اگر به خدا ايمان آورده‏ايد، و اگر اهل مسلم هستید بر او توكّل كنيد.


العنكبوت آيه 46: اهل کتاب خدای همه ما يکی است و همه مسلم هستيم
وَلَا تُجَادِلُوا أَهْلَ الْكِتَابِ إِلَّا بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ إِلَّا الَّذِينَ ظَلَمُوا مِنْهُمْ وَقُولُوا آمَنَّا بِالَّذِي أُنزِلَ إِلَيْنَا وَأُنزِلَ إِلَيْكُمْ وَإِلَهُنَا وَإِلَهُكُمْ وَاحِدٌ وَنَحْنُ لَهُ مُسْلِمُونَ
و با اهل كتاب‏، جز به (شيوه‏اى‏) كه بهتر است‏، مجادله مكنيد -مگر (با) كسانى از آنان كه ستم كرده‏اند- و بگوييد: به آنچه به سوى ما نازل شده و (آنچه‏) به سوى شما نازل گرديده‏، ايمان آورديم‏؛ و خداى ما و خداى شما يكى است و ما مسلمان هستیم

 

دنباله سایر پیامبران و پيروانشان هم مسلم بوده اند:

بقرة آيه 132: ای پسران ابراهيم و يعقوب نيايد غير مسلمان بميريد
وَوَصَّى بِهَا إِبْرَاهِيمُ بَنِيهِ وَيَعْقُوبُ يَا بَنِيَّ إِنَّ اللّهَ اصْطَفَى لَكُمُ الدِّينَ فَلاَ تَمُوتُنَّ إَلاَّ وَأَنتُم مُّسْلِمُونَ
و ابراهيم و يعقوب‏، پسران خود را به همان (آيين‏) سفارش كردند؛ (و هر دو در وصيتشان چنين گفتند: اى پسران من‏، خداوند براى شما اين دين را برگزيد؛ پس‏، البته نبايد جز مسلمان بميريد.


النحل آيه 102: روح القدس بشارت برایمسلم بودن
قُلْ نَزَّلَهُ رُوحُ الْقُدُسِ مِن رَّبِّكَ بِالْحَقِّ لِيُثَبِّتَ الَّذِينَ آمَنُواْ وَهُدًى وَبُشْرَى لِلْمُسْلِمِينَ
بگو: آن را روح القدس از طرف پروردگارت به حق فرود آورده‏، تا كسانى را كه ايمان آورده‏اند استوار گرداند، و براى مسلمانان هدايت و بشارتى است‏.

 

بنابراین جایی که قرآن می گوید:

وتنهادین مورد پذیرش اسلام است (سوره بقره آیه 120)

آیین همه پیامبران را شامل می شود که مردم را به تسلیم شدن به خدا و راه سلم دعوت می کردند!!!

 

پیرامون مخاطب اصلی پیام حضرت محمد چندین بار بحث شد و آیات مربوطه آورده شد. در سرزمین حجاز آن موقع یهودیان زندگی می کردند. قرآن به ایمان آورندگان به پیام محمد می گوید شما و یهودی ها و مسیحیان و صایبی ها که به خدا ایمان دارید و عمل صالح انجام می دهید... همه رستگار خواهید شد. ( آیه های مربوطه قبلا آورده شد)

در قرآن هر جا که می گوید ای ایمان آورندگان ( یا ایهاالذین آمنو) مخاطب بت پرستان مکه و مدینه هستند که به خدا ایمان آورده بودند. منظور من و شما و دیگران نیست که به خدا ایمان دارند. منظور پیروان سایر ادیان هم نیست که آن موقع در سرزمین حجاز می زیستند. زیرا که آن ها قبلا بت پرست نبودند که بخواهند به خدا ایمان بیاوردند. خب حالا بروید آیه های مربوطه را دوباره بخوانید... حتی در سوره مومنون که صفات مومنین را بر می شمارد خیلی حداقل است که به آن ها وعده رستگاری می دهد. مثلا می گوید مومنین آنهایی هستند که فروج خود را می پوشانند. چون در آن زمان مردم آن ناحیه پوشش درستی نداشتند و لباس زیر هم نداشتند بطوری که هنگام رکوع و سجود عورت زن ها و مرد ها در مسجد آشکار می شد و باعث حواس پرتی آن ها. تا جایی که پیامبر مجبور شد میان مرد ها و زن ها پرده بکشد!!!

 

محمد: اینکه تمامی پیامبران واقعی آنهامسلم بوده اندکسی منکرآن نیست ؛امامشکل ازآنجاست که آیاواقعاآنهادرحال حاضرهم پیروهمان آیین ودین وپیامبرانشان هستندکه ماآنهارامسلم بدانیم یانه؟!چگونه خداونددرسوره مائده آیه17همین مسیحیان راکافرخطاب می کندالبته می گویدچه مسیحیانی ،؟آنهایی که ازدینداری خارج شدندوگفتندمسیح خداست؟پس چگونه مامی توانیم چیزی که فعلاازجهان ادیان هست آنهارادینداربدانیم؟بله آنچه که قبلابوده انداینگونه است نه حالا؟مابایدبدانیم که درچه قالبی خداوندانسان رادیندارومسلم بیان می کندماکه نمی توانیم نگاههای متفاوت ازمسلم رادرعین واحداسلام بدانیم این که یعنی اسلامی درواقع وجودنداردوتعریفی ازمسلم وجودنداردکه فردی رامسلم بدانیم واینجاست که انسان دچارشک گرایی شده ودین راازخودجدامی کندامابرای روشن ترشدن این موضوع ماقبلاپستی باعنوان بایدازکدام دین پیروی کرد؟(آرشیوموضوعی قسمت نقدادیان) آوردیم که متوجه شدیم امت یاتعریف دین وانسان توحیدی چیست؟واین طرزنگاههاازاین است که انسان دین وتوحیدراخوب نشناخته است برای همین است که بیان اینگونه نگاههابیشترازمذهبیون تشیع یاکسانیکه قبلاریشه های مذهبی شیعه داشته اندعنوان می شودچراکه درمذهب شیعه توحیدخوب بیان نداردوبه بی راهگی رفته است ومهم بودن آن چندان مشخص نیست ؟این افرادنمی توانندخودراازقالب این مذهب کامل بیرون بیاورندبرای نجات ازهمین موضوع به جای اینکه به اصل دین نگاه کنندتحریف دروغی مسیحیت برای نجات دین خودشان رابرای دین اسلام عنوان می کنند .ازدیگرمسائلی که باعث شده اینگونه نگاههاعنوان شوداهمیت زیادبه احادیث وتاریخ است وموردظلم قرارگرفتن قرآن است معانی واژه هاتغییرکرده است وسعی براین می شودکه برای راه نجات، قرآن راپیرونگاههای غرب کنیم .اگرخوب معنی اله درقرآن دقت می شددرمسئله توحید،هیچگاه چنین برداشت  غیردینی به وجودنمی آمداگربه صفات خداازجمله رب و..خوب پرداخته نشودکه جزئی ازمسائل توحیدی است ومتاسفانه درمذهب تشیع هم دیده نمی شودچیزطبیعی است که برداشت های غیرتوحیدانه به وجودبیایدوزمانیکه انسان پیش زمینه های فکری خوب نداشته باشدودراین فضاهای آلوده ذهنی قرارگیردذهن انسان مسموم شده وبه حقیقت نمی رسدوانسان توحیدی به وجودنمی آیدوراه شرک رادرپیش می گیرد،درمقابل قرآن قرارمی گیردوخیال می کندقرآنی است.

اماسئوالی که بایدازآرش پرسید.مردم مدینه هم یهودی بودندامامسلمان می شوند؟آیااهل کتاب امروزواقعایهودی یامسیحی هستندواقعا پیروپیامبرانشان هستند؟اگربخواهیم آنهارابپذیریم جایگاه توحیدکجاست ؟چراخداوندانحرافات آنهارابیان می کندومی گویدنگاه آنهاغیرخدایی است وآنهاراتوبیخ می کند؟ خداوندعمل کردن وقبول بخشی ازکتابش رانمی پذیردهمان گونه که بنی اسرائیل رااینگونه توبیخ می کند:....آیابه بخشی ازکتاب ایمان می آوریدوبه بخش دیگرکفرمی ورزید.....(85بقره)حال آیامادرمقابل قرآن می توانیم بگوییم به آن ایمان داریم اماآن رااجرانکنیم یاتنهامجری بخشی ازآن باشیم وبقیه رابرای دیگران بدانیم به هرحال به همان پست ارجاعی مراجعه گردد.

 

امامطالبی دیگردرنقدپورالیسم وتجربه نبوی:

 

آرش عزیزمی توانندپاسخ خودرازنقدپلورالیسیم دینی آقای طباطبایی دریافت کنندوبایدبداننداگرشمایک دیندارواقعی یافتیدخودراملزم به اطلاعت ازقرآن می بیندنه مشتی خرافات وشرکیات.

نقدنظریه پلورالیسم دینی اثرمصطفی حسینی طباطبایی :

http://www.quranian.net/modules.php?name=Downloads&d_op=getit&lid=11

 

عقب نشینی فرهنگی اثرمصطفی حسینی طباطبایی که نقدصراط های مستقیم وتجربه شخصی می پردازند:

http://www.quranian.net/modules.php?name=Downloads&d_op=getit&lid=37

 

یکی ازموضوعاتی که باعث شده ماشناخت درست ازاین مسائل نداشته باشم تعریف وشناخت نادرست به مسئله وحی است آقای طباطبایی درمقاله وحی قدسی نه وحی نفسی!کاملااین موضوع راتبیین کرده اندکه دیدگاه تجربه شخصی امری دینی نیست

 

وحی چیست؟اثرمصطفی حسینی طباطبایی:

http://www.quranian.net/modules.php?name=Downloads&d_op=getit&lid=102

 

وحی قدسی نه وحی نفسی!اثرمصطفی حسینی طباطبایی:

http://www.quranian.net/modules.php?name=Downloads&d_op=getit&lid=16

 

مطلبی دیگرهم دروبلاگ خبرونظراست باعنوان اسلام سیاسی اثراحمدفعال که مطلبی جالب دراین مورداست که نمی توان این امرراعنوان کردکه دین ازسیاست جداست

 

لینک مربوطه:

http://khabarvanazar.blogfa.com/post-67.aspx

 

 

بااین وجودازآنجائیکه ماترسیمی ازنظامی اسلامی دینی دادیم که فراترازحتی دموکراسی بودو دوچیزرابه همراه خودداشت حق سالاری ومردم سالاری ،پس چرامابخواهیم ازچنین حکومت زیبایی فراری باشیم وبگوییم بایددین ازسیاست جداباشد؟بله اگراین سیاستی که فعلاغیردینی است ودرکشورهای اسلامی وجودداردوغیردینی است باشدبایدگفت دین ازسیاست بایدجداباشدچون اصلاآنها نگاهی دینی نسبت به سیاست نیست ویادتان نرودبرای به وجودآمدن آن حکومت تنهاجامعه ومردم واقعادینی می خواهدوگرنه نمی تواندخودرابه نمایش گذارد.به قرآن مراجعه کنیدتاآن نگاه راببینیدوبراساس چیزی که فعلاازجهان اسلام است نگوییددین بایدازسیاست جداباشد؟برای دسترسی به این نگاه می توانید به آرشیوموضوعی قسمت ترسیم دیدگاه سیاسی مطلب چه نظام سیاسی برای بشربهتراست مراجعه کنید.

 

حال که اینگونه است به نظرم بحث دراین موردکافی باشدمگراینکه دوستی حرفی برای بیان داشته باشد.

 

 

نوشته شده توسط محمد | موضوع: ترسیم دیدگاه سیاسی | لينک ثابت |
کدام گزینه درانتخاب مسیروبیان درست موردتاییدشماست؟
تاريخ: شنبه بیست و نهم تیر 1387 ساعت :
مانظرسنجی ازتاریخ 28/12/86 شروع کردیم .درمدت این چهارماه 47 نفردراین نظرسنجی شرکت کرده اند.

 

درواقع انسان برای رسیدن به حقیقت ونگاه درست نیازبه مطالعه ، تفکر،تحقیق،کنارگزاشتن تعصب،آزادانه اندیشه کردن وداشتن اندیشه ای آزاد ،منطقی بودن و...دارد.لازمه اینگونه نگاه وحرکتی برای دستیابی به حقیقت این است که به تمامی افکارونگرشهانگاه داشته وازآنهاسودبردوبه هرحال هرحرکتی حداقل مقدارکوچکی اگرهم باشدازحقیقت راباخوددارد.پس دراین نظرسنجی اگرفردی بدنبال درستی بودبایدتمامی مواردرامدنظرداشت

 

حال آنهاییکه انتخاب آنهامنطق واستدلال درست بوده است درواقع انسان هایی منطقی نیستندچون درمواردبعدی بسیاری ازحرفهادارندکه بامنطق واستدلال است دربسیاری ازعلوم بااستدلال پذیرش می شودمثل ریاضی .یعنی استدلال وبرهان بااوعجین است وانتخاب این شخص این رامی رساندکه نتوانسته نگاهی منطقی به نظرسنجی داشته باشد.درواقع درک درستی ازاین گزینه نداشته است.

 

اماآنهاییکه قرآن راانتخاب کرده اندبازهم بایدبگویم اینان درواقع انسانهایی قرآنی نیستندچون قرآن به همراه برهان ودلیل است وباعلم وعقل بشری که هردوبازهم آفریده خداهستنددرتناقض نیست بلکه همگام باهم حرکت می کنندهرچه حقیقت ودرستی درجهان هست همگام باهم حرکت می کنندوبارهاخدادرهمان قرآن ازتفکروحقیقت جویی برای انسان بیان گفته واگراینان پیرواین نگاه بودندبایدآن رامدنظرداشتند.

 

امادرانتخاب ادیان به غیراسلام که درواقع ماانتخابی درآن نداشتیم بایدبگویم اگرفردی این گزینه راانتخاب می کرددرواقع انسانی بودکه پیروشرک وخرافات می شدومادرپست های قبل این امرراثابت کردیم امایک مشکلی دیگرهم وجودداردیعنی اگرفردی درانتخاب مسیرش برهان رانخواهددرواقع به بی راهگی می رودومثل انتخاب قرآن است ونبایدتناقضی بین اوواستدلال وعقل بشری باشد.

 

امادرانتخاب مکاتب وعلوم بشری بازهم اینگونه است اگراین دوحرکت نخواهددرمسیرخودش استدلال ودلیل رابپذیردهمان که نباشد

 

درانتخاب چنین مسیری وجودندارددرواقع بایدگفت اوانسانی است ناامیدکه بازبه بی راهگی می رودچون اوهم اگرخوب فکرمی کرددردور و برخودمقداری ازحقیقت ودرستی راحداقل می دیدوچون ندیده درواقع نتوانسته خوب عمل کنداوفردی بوده که نتوانسته برهان ودلیل رامدنظرداشته باشدامری که ثبات دنیاراباخودداردوبادرنظرنگرفتن بقیه مواردبه چیزی نرسیده،بایدبه اوگفت چگونه پس اوزندگی می کند.آیاخودانتخاب چنین مسیری وجونداردرواقع درحال انتخب کردن مسیری نیست! یعنی اودرواقع دریک دورباطل داردمی افتدباهمان انتخاب، درواقع برای خودمسیری ازنبودآن انتخاب می کند.بااین وجودماانتخابی دراین گزینه نداریم.

 

درموردقرآن بامنابع اسلامی مثل انتخاب قرآن است امانسبت به انتخاب قرآن تنهابهترعمل کرده است وحداقل دیدخودراوسیع ترکرده است.

 

انتخاب قرآن،علم ومنابع اسلامی هم مثل انتخاب قرآن است امانسبت به انتخاب قرآن تنهابهترعمل کرده است وحداقل دیدخودراوسیع ترکرده است.

 

انتخاب علم هم مثل انتخاب درگزینه های قبلی است درواقع علمی که به همراه خوددلیل وبرهانی نداشته باشدعلم نیست. علم بااستدلال ودلیل همراه است.

 

اما

 

انسانی که انتخاب درتمامی مواردبیان شده راداشته درواقع بایدگفت اوانسانی است که می تواندحقیقت راپیداکندوانسانی است که می توانددرخدمت رشدوتکامل بشری باشدتمامی نگاههاودیدگاههارادیده وازآن سودمی بردودرمسیررشد وتکاملی خودازآن سودمی برداودیدگاه درستی داردچون باتحقیق ومطالعه ازتمامی موارداستفاده کرده واگرحقیقتی درهرکدام باشدازآن سودمی بردوراه واقعی ودرست راپیدامی کند.چنین شخصی دیدوسیعی داردوجهان راباتمامی مجموع آن می بیندوبه مطالعه می پذیرد.درواقع افرادی که گزینه های دیگررامدنظرنداشتندبایدازآنهاپرسیده می شدچگونه بدون درنظرگرفتن گزینه های دیگربه درستی رسیدیدوحقیقت پنداشتید.

 

فردی که انتخاب اونمی دانم هم بوده است می توان گفت تقریبابه غیرازفردیکه انتخاب همه مواردراداشته نسبت به بقیه گزینه های انتخابی، دردرجه بهتری قراردارداودرواقع امکان داردبدلیل عدم ایجادتفکردراویاعدم امکانات لازم تاحال نتوانسته دراین امرموفقیتی کسب کنداوامیدمی رودکه راه خودراانتخاب کنداوفردی است که نیازمندیاری دیگران رادارد اماآنقدراهل منطق واستدلال بوده که بدون اینکه خودبدانددرواقع انتخاب اول راهم داشته اماسعی کرده فعلاانتخاب وحرفی بدون مطالعه نداشته باشدیعنی مقداری هم گزینه تمامی مواردبیان شده رامدنظرداشته است اماهنوزبه واقعیت آن پی نبرده است وسکوت کرده است

 

 

امیدوارم تمامی دوستان درمسیردرست وحقیقی قراربگیرندودررشدوتعالی خودوبشرباشند

 

پایان 29/4/87

 

 

سعی خواهم کردنظرسنجی دیگری برای دوستان درنظربگیرم

 

 

نوشته شده توسط محمد | موضوع: نگاه درست-حرکت درست | لينک ثابت |
بایدازکدام دین پیروی کرد؟
تاريخ: جمعه بیست و هشتم تیر 1387 ساعت :

 

آیادین اسلام نسبت به ادیان دیگربرتراست؟آیاباوجودانحراف وشرک درادیان دیگرمی توان آنهارادین نامید؟آیااگرفردی اگرازادیان دیگرپیروی کندراه نجات وسعادت بشررادرپیش دارد؟آیاهردینی برای ملت خودوامت وقوم خودآمده است؟معنی ملت یاامت چیست؟آیاهردینی که آمده دین خودرامنسوخ کرده است؟آیاادیان متفاوت ازهم می اندیشیده اندوارائه نگاه می داده اند؟

تفاوت ادیان درچیست؟آیامی توان هرنوع نگاهی منصوب به خداکردحتی شرک وخرافات؟آیاادیان متفاوت ازهم می اندیشیده اند؟

 

می توان گفت که بایددردوچیزتفاوت قائل بودیکی دین ودیگری شریعت.

دین چیست؟دین درواقع نگرشی است که انسان ازخود،جهان هستی وخداپیدامی کندواین چیز ثابتی است اینکه خدایی وجودداردهمیشه بوده وخواهدبود؟ اینکه جهان دیگری وجوددارد،بایددرجهت رشدوخدمت ونیکی گام برداشت همه ادیان بیان کرده اند؟امامتاسفانه مشکلی که وجوددارددرهمان تعریف خدایاانسان یاجهان دیگر،ادیان به مرورزمان تحریف شده اندواینجاست که مشکل سازمی شودکه حال بایدچه کسی این راه درست رامشخص کند؟واگرادیان برای فهم درست نسبت به این موضوع آمده بودندآیادرحال حاضرهم باوجودشناخت نادرست نسبت به این مقولات می توان آن راپذیرفت؟! خدادرواقع شناختی برای انسان آوردکه باتوجه به قدرت انسان برای اوقابل دست یابی نبود،اعتقادبه امورغیبی چیزی نیست که ازقدرت بشری برآیدپس خداباآوردن معجزاتی دراثبات خودبود!

وآخرین دین هم باآوردن نگاه واندیشه ای وجهان بینی وایدئولوژی که ازخودارائه می دادمعجزه بودن خودرانمایش می داد.درواقع معجزبودن قرآن درامورغیبی نیست بلکه دربایدونبایدها،اصول اخلاقی وشناختی است که ازنگاه به اموراجتماعی،سیاسی،اقتصادی،اخلاقی وانسانی ارائه می دهداوخودرامعجزمی داردچون خودرادورازخرافات وشرکیات می پندارددرغیراین صورت چیزی ازآن نمی ماندکه بگوییم متفاوت ازادیان دیگرنگاه می دهدومعجزبودنی درکارنیست؟!

 

واماشریعت؟درواقع شریعت چیزی نبوده جزروش وراه رسم زندگی براساس شرایط زمان ومکانی که بشردرآن قرارگرفته است یعنی بایدونبایدهاوقوانین زندگی برای ادمه زندگی ورسیدن به هدف که می توان درگزینه اول جستجوکردیعنی دین. اگردراین قسمت گفتیم تابع شرایط بوده وخودخداآورده بایدامروزهم ببنیم خودخداچه بیانی داردومانمی توانیم ازنگاه وبرداشت گذشتگان استفاده کنیم هرچندکه امکان دارددراین قسمت هم ماثوابتی درزمانهاومکانهاداشته باشیم امانمی توان به همه قسمت هاارجاع داد.

 

باتوجه به این مشکلات درواقع مابا دوعنوان خدایی روبروهستیم نبی ورسول . درواقع رسول کسی بوده که ماموربوده بدلیل انحراف ووجودخرافات وتحریفات دردین ،دین رابه سمت اولیه خودبکشاندانسانهارامتوجه اشتباهاتشان کندوعلاوه برآن بایدشریعتی جدیدبراساس قوم وملت خودمی آورده است اما نبی کسی بوده که تنهاموظف بوده درقسمت اول بکوشد.

 

عدم شناخت درست ازتوحیدوشرک،اهداف ومقاصددین موجب می شودکه درنگاه درست وتعاریف درست انسانیت دچاراشتباه شویم واین باتوجه به مذهب تشیع که درانحراف وشرک پیشی است بهتربه چشم می خوردزمانیکه درنگاه آنهامسئله توحیدخوب هضم نشده است این چیزطبیعی است که ازدل روشنفکری آنهاشاهدتعاریف وترجمانی ازدین باشیم باعنوان نجات بشریت درحالیکه برضدبشریت است عناوینی مثل تجربه ادیان مثل صراط های مستقیم مثل اینکه تمامی ادیان برحق اندو.....

هیچ شخصی یابهتراست بگوییم مسلمانی نمی تواندمنکراین قضیه باشدکه تمامی ادیان آسمانی مثل هم بیان داشته اندوهیچ کدام برتری بردیگری نداردواین جزاصول دینی آنهاست اماآنهاخوب می دانندهمان آیین پاکی که هماننددین آنهاسخن می گفت می باشدنه دینی که درحال حاضروجودداردباانحرافات وشرکیاتی که انسان رابه سمت طغیان وفسادوشرک وخرافات می کشاندوبرای حفظ خودهرروزدستخوش تعاریف انسانی است واین راهم مامی دانیم این تنهاخداست که چون ازگذشته وآینده مطلع است وتمامی جهان درزیرسیطره وقدرت اوست وعالم به جهان است می تواندبه خوبی ،خوب وبد و...رابشناسدوبیان کندنه انسانی که هرروزتعریف ونگاهی داردوانسانهارابه سمت وفسادی واشتباهی بکشاندومتوجه نشودتاروزهابگذردتاتجربه به اوثابت کندکه اشتباه کرده است 

 

واین راهم می دانیم بانگاه وتعریفی که ماازخداداریم بایداومسیرحرکت رابه انسان نشان دهد،همان طورکه برای بشریت قبل ازماآورده است بایددانست هدف ازدین چیست؟چرادین آمده؟وملاک درستی دردستان کیست؟پس ببینیم واقعابایدکدام دین راپذیرفت مااگربخواهیم بگوییم قرآن واسلام برای مردم حجازاست ویهودیت هم برای بنی اسرائیل ومسحیت هم برای....؟چندسئوال مطرح می شود؟ پس برای انسانهای دیگرآن راه نجات کجاست؟چرامسیحیت یااسلام فراترازمناطق خودحرکت کرده اند؟چرادردیدگاه بعضی ازاین ادیان شرک وخرافات است آیامی توان شرک وخرافات رامنصوب به خداکردوبرای بشریت رشدآورد؟و....

 

پس مابایدبرای دیگرانسانهاهم بیان داشته باشیم حال بایدکدام دین رابپذیریم مسلمادینی که پاک وخدایی باشدازدستخوش تغییرات دورمانده باشددینی که برای انسانیت رشدوتکامل بیاوردواین تنهاخداست که می تواندتشخیص بدهدوقبلادیدیم که آیین ها چگونه دستخوش تغییروانحراف وشرک وخرافات شده اندپس ماحق نداریم به انسانهابگوییم بیاییدبه مشتی خرافات معتقدباشیم ودرآنهابرای انسان رشدوتکامل عنوان بکنیم آنهااگریک ذره عقل وتفکرداشته باشندبه مامی خندندومی گویندچگونه خدایی که انسان راآفریده وهمه چیزدرزیرسلطه وشناخت اوست مشتی خرافات وشرک رابرای رشدبشری عنوان می کند؟اگرخدادین آوردتانگاه درست وشناخت درست به انسان بدهدواوراازشرک وخرافات نجات دهدچگونه می توان بازبه نام خداهماشرکیات وخرافات رابیان کرد؟!

پس مانمی توانیم دین هایی که دارای خرافات وشرکیات است رابه مردم معرفی کنیم ؟حال بایدچگونه عمل کرد؟نمی توانیم به بشربگوییم بیاییدخودتان این مواردراتمییزکنیدتاشرکیات وخرافات ازدین زدوده شود؟چون بارهادردل تاریخ مشخص شده که این درقدرت انسان نیست واگرانسان این قدرت رادارددیگردین چه معنی داردواگردراین وادی قدمی برداشته برشرکیات وخرافات افزوده است پس تنهاخودخدابایدواردمعرکه شودواگردرگذشته واردمعرکه شده است که راه نجات رابه انسان نشان دهدامروزهم بایداینگونه باشدواین تنهادردستان توانای اوست؟

 

ماقبلااثبات کردیم که قرآن اعجازداردونمی تواندازسوی بشری باشدوآن رابه عنوان منبعی می شناسیم که خرافات وشرکیات درآن راهی نداردواگرهم گفته شودکه دربین مسلمانان هم خرافات وشرکیات است اما منبع اصلی دینی آنهادست نخورده باقی مانده است واگردوستان پی به این موضوع ببرندنیازمندبه تحقیق داریم که سعی این وبلاگ هم اینگونه بوده است که بانقدهاوبررسی این موضوع رامشخص کندونتیجه گیری تاامروزاین امرراثابت کرده است حال که اینگونه است مابایدازدین اسلام پیروی کنیم وادیان دیگرهم بایدمثل دین اسلام سخن بگویندچون دردین نبایدمتفاوت ارائه نگاه بدهندچون درهمه مشترک است امامادرواقع خلاف ان رامی بینیم پس یک مسیحی یایهودی یازرتشتی یادیگران اگربخواهنددردین به نگاه درست دستیابی پیداکنندچون دین خودشان ازجاده خارج شده،مجبورندبرای دسترسی به نگاه درست ازقرآن استفاده کنند.

 

حال ببینیم درموردشریعت چگونه می توان سخن گفت؟اگرخودخداوندبرای تمامی اقوام وامت هابه بیان شریعتی پرداخته ؟بایدپرسیدکه امروزبرای امت هاواقوام دیگرچه بیانی دارد؟اگرشریعت قرآن برای مردم حجازومسیحیت(البته مسیحیت امروزی خودراازاین امرتوخالی کرده است) ویهودیت هم برای اقوام خوداست برای دیگراقوام وامت هاوملت هابایدچگونه اندیشید؟برای انسان امروزکه متفاوت ازانسان دیروزاست ودرمکان وزمان دیگرزندگی می کندبایدچگونه اندیشید؟بایدگفت که اسلام بادیگرادیان متفاوت است مادراسلام گزینه ای بانام اجتهادوشناخت زمان ومکان ودرنظرگرفتن شرایط داریم وسعی می کندبراساس همان شرایط ومکانهاوزمانهادراین ارتباط سخن بگویدتابتوانداین دین آخرفراترحرکت کندوانسانهاراسیراب کندوگرنه مابایدبگوییم برای ماهم بایدآیینی دیگرباشد؟شایدگفته شودکه زمانهایی که انسان ازلحاظ فکری به تکامل نرسیده وزندگیی عقب مانده داشته است به این نیازمندبوده است وحال دیگرنیازی نیست؟اشتباه انسان ازاینجاست که انسان ازدوبعدتشکیل شده است مادی ومعنوی اگرانسان دربعداول رشدهای شگرفی داشته است امادربعددوم همیشه دریک حالتی ازعقب وجلوبوده است واگرخوب هم نگاه شودبشربااین همه پیشرفت هنوزدردل همان غرب دربسیاری ازمکانهاخوی وحشیگری وخرافات دیده می شودپس نمی توان گفت که انسان امروزازمعنویات توانسته به تکامل برسدودیگرهیچ نیازی به دین یاشریعت نیست؟!حال شایدبگوییم چه نیازی است که درشریعت متفاوت نگاه شودوچرابایدنسخ داشته باشیم ؟

این چیزساده ای است برای کارهای فرهنگی ورشدانسانی همیشه مراحل گام به گام می خواهدودین بایدبه گونه ای باشدکه مشکلی برای بشریت درست نکندوبتواندزندگی کند؟ مثلادرکشوری مثل افغانسات مردمش برای زندگی به کشت خشخاش می پردازندمانمی توانیم به یکباره به آنهابگوییم که خشخاش تولیدنکنندچون آنهاخودازبین می روندوهنوزازلحاظ نگرشی آنقدربه تکامل نرسیده اندکه آمادگی این امرراداشته باشندمگربگوییم که دیگرجوامع به کمک آنهابیایندکه این کاررانمی کنند؟!پس مابایدبسیاری ازموارددیگررابرای انسانهابسازیم تابتواندمراحل رشدوگام رابرداردواین تفاوت درشریعت می شود.وبایدگفت این نگاه برای انسانهاچه ضرری داردوببنیم نسبت به انسان چه مشکلی ایجادمی کنداگررشدوشکوفایی درآن باشدچگونه بایدعمل کردبایدآن رادورریخت؟البته بایدمتوجه بودبیشتربایدونبایدهابرای مسلمانان ودریک جامعه توحیدی قابل اجراست نه درهرشرایطی ؟!

حال برویم نگاهی به آیات قرآن بیاندازیم ببینیم چه می گویند،بایدمتوجه بودمابادرکنارقراردادن کل آیات قرآن می توانیم به نگاه درست برسیم نه براساس سلیقه شخصی بیاییم بعضی ازآیات راجداکرده وآنچه درذهنمان می گذرددراثبات آن برآییم:

 

به آیات75و79بقره خوب توجه کنید:

آیاامیدواریدکه به شماایمان بیاورندبااینکه گروهی ازآنان سخنان خدارامی شنیدندوپس ازفهمیدن کامل آن،دست به تحریفش میزدند؟وحال آنکه علم واطلاع داشتند؟....وای برکسی که کتاب رابادست خودمی نویسندوآنگاه می گوینداین ازجانب خداآمده است تابه بهای کمی آن رابفروشندوای برآنهاچه چیزهایی رابادست خودمی نویسندووای برآنهاچه چیزهایی رابه چنگ می آورند

 

پس خداوندبی زاری خودرابرتحریفات آیین هااعلام می کندواین مواردموردقبول اونیست

 

به آیه 91سوره بقره خوب توجه شود:

هنگامی که به آنان گفته  شودبه آنچه خداوندفروفرستاده است ایمان بیاوریدمیگویندمابه چیزی ایمان می آوریم که برخودمانازل شده باشدوبه غیرآن کفرمیورزندوحال آنکه حق بوده وتصدیق کننده چیزی است که باخوددارندبگواگرمومنیدپس چراپیامبران خدارامی کشتید؟

 

حال آیه 99 بقره:

بی گمان ماآیه های روشنی برای توفرستادیم وجزبیرون روندگان کسی بدانهاکفرنمی ورزند؟

 

حال چگونه زمانیکه یک زرتشتی یایهودی یامسیحی و...نسبت به آن راه انکاررادرپیش گرفتندمی توانیم بگوییم آنهاراه نجالت درپیش دارند

 

آیه106بقره رانگاه کنید:

هرآیه ای راکه رهاسازیم ویااینکه فراموشش گردانیم بهترازآن یاهمسان آن رامیاوریم وجایگزینش می سازیم مگرنمی دانی که خداوندبرهرچیزی تواناست؟

 

پس آیات خدانسخ وفراموش می شده است وبایدمتوجه بودکه نسخ درآیاتی بوده که دربایدونبایدهابوده نه درشناخت وجهان بینی واصول اساسی ادیان.

 

آیه 109بقره رانگاه کنیدکه می گویدحقانیت دین اسلام چگونه برای یهودیان مشخص شده است وآیه 111بقره رانگاه کنیدکه یهودیان ومسیحیان می گویندراه آنان به بهشت ختم می شودوخداوندمی گویداگرراست می گوییددلیل خویش رابیاورید!

 

سپس خداونددرآیات متعددانحرافات درادیان رابیان می کندوآنهاراتوبیخ وبیزاری خودرااعلام می کند:

ومی گویندخداوندفرزندی برای خویش برگزیده است-خدابرترازاین چیزهاست بلکه آنچه درآسمانهاوزمین است ازآن اوست وهمگان فروتن دربرابراویند(116بقره)

 

حال آیه 120 بقره راخوب نگاه کنید:

یهودیان ومسیحیان هرگزازتوخشنودنخواهندشدمگراینکه ازآیین آنهاپیروی کنی!بگوتنهاهدایت الهی هدایت است واگرازخواست هاوآرزوهای ایشان پیروی کنی بعدازآنکه علم وآگاهی یافته ای هیچ سرپرست ویاوری ازجانب خدابرای تونخواهدبود

 

واینجاست که خداوندراه آنهاراراه نجات یافته عنوان نمی کندبلکه می گویداگرازآنهاپیروی کنی ازسوی خدایاوری نخواهدبود.

 

حال به آیات 135و136بقره مراجعه کنیدباتوجه به اینکه درآیه اولی یهودومسیحیت رامشرک خطاب می کنددرآیه 136می گویدکه بگوییدایمان داریم برخداوآنچه برپیامبران نازل شده است ومیان هیچکدام جدایی نمی اندازیم ومشخص می کندکه تمامی ادیان مثل هم بیان داشته اندامابه مروردرآنهاتحریف ایجادشده است وزمانیکه صحبت وبیانی هست ازهمان آیین انحرافی ازآنان است که وجودداردنه آیین پاک خدایی که برآنهابودوآیه 137 مهم تراست که دعوتی برای ایمان آوردن مسیحیان ویهودیان است وایمان رادرمسلمانان معرفی می کندنه چیزی که دریهودیت ومسیحیت وجودداردومی گویداگرآنان ایمان بیاورندهمچنان که شماایمان آورده ایدایشان نیزایمان داشته باشندبی گمان رهنمودگشته اندواگرپشت کنندراه دشمنانگی واختلاف رادرپیش گرفته اند....

 

سپس آیه 140 بقره این موضوع رابهترمشخص می کند:

یامیگویید:ابراهیم واسماعیل واسحاق ویعقوب واسباط یهودی یامسیحی بوده اند؟بگوشمابهترمی دانیدیاخدا؟.

 

وخداونداسلام راشخص می سازددرآیه19آل عمران:

بیگمان دردرپیشگاه خدااسلام است واهل کتاب به اختلاف برنخواستندمگربعدازآگاهی،بسبب ستمگری وسرکشی میان خودشان بودو.....

 

پس اهل کتاب اسلام نیستندچون مسلمانان درادیان درواقع کسانی نبودندجزاشخاصی که تسلیم اوامرخدابودند همه مثل هم پاک وخالص بودندبرای همین اگردرآیاتی خداوندپیامبران رابراسلام معرفی می کندوپیروان واقعی آنهارااسلام عنوان می کندمتفاوت ازمنحرفان بعدازآنهامی باشد

 

 حال به این آیات خوب توجه کنید:

کسانی که ایمان داشتندویهودیان ومسیحیان وستاره پرستان وفرشته پرستان ،هرکه به خداوروزقیامت داشته وکردارنیک انجام داده باشدچنین افرادی پاداششان درپیشگاه خدامحفوظ بوده وترسی برآنان نیست وغم واندوهی بدیشان دست نخواهدداد(بقره 62)

 

قطعاخداوندروزقیامت داوری خواهدکرددرمیان مومنان ویهودیان وستاره پرستان ومسیحیان وزرتشتیان ومشرکان(حج17)

 

آیاباتوجه به این دوآیه تمامی ادیان برراه راست هستنددرواقع اینگونه نیست باکنارهم قراردادن دیگرآیات برخلاف آن دیده می شوددرآیه اول درواقع خداگفته اگرفردی به خداایمان بیاوردوراه خوبی رادرپیش بگیردازنجات یافتگان است حال ازهرشخصی وگروهی که باشدوبیایدواین راه رادرپیش بگیردنه درراهی که درحال حاظرهست چگونه ستاره پرستی باخداپرستی می خوانداگربخواهیم بگوییم اوهم ازنجات یافتگان است ودرآیه بعدی وقتی می گویدداوری خواهدکرددرموردچه می خواهدداوری کنددرموردچیزی که همه مثل هم می گویند؟نه درواقع درمورداختلافات؟!البته بازآیات دیگرراتماشامی کنیم تابهتربفهمیم که درواقع راه ادیان دیگربه بی راهگی است:

ومی گویندیهودی یامسیحی بشویدتارهنمودشویدبگو:بلکه دین ابراهیم حنیف وراست بوده وازمشرکان نبوده است (بقره135)

 

 

 

 

فرستاده معتقداست بدانچه ازسوی پروردگارش براونازل شده است ومومنان بدان باوردارندهمگی به خداوفرشتگان اووپیغمبرانش ایمان داشته ،میان هیچیک ازپیغمبران اوفرق نمیگذاریم ومی گویندشنیدیم واطاعت کردیم(بقره 285)

 

بیگمان دین درپیشگاه خدااسلام است واهل کتاب به اختلاف برنخواستندمگربعدازآگاهی بسبب ستمگری وسرکشی میان خودشان بودوکسی که به آیات خداکفرورزدبیگمان خدازودحسابرسی می کند-پس اگرباتو به ستیزه پرداختندبگو:من وکسانی که ازمن پیروی نموده اندخویشتن راتسلیم خداکرده ایم ورو بدو نموده ایم بگوبه اهل کتاب کتاب وبی سوادان(منظورمشرکان)آیاشماتسلیم شده اید؟اگرتسلیم شوندبیگمان هدایت یافته اندواگربرتوسرپیچی کنندبرتوابلاغ است وبس وخدابینابه بندگان است –کسانی که به آیات خداکفرمی ورزند....آیاآگاهی ازحال کسانی که بدیشان بهره ای ازکتاب داده شده است ایشان به سوی کتاب خدادعوت می شوندتادرمیانشان داوری کندسپس گروهی ازایشان سرپیچی می کنند..... (آیات19تا23آل عمران)

 

گروهی ازاهل کتاب آرزوداشتندکاش میشدشماراگمراه کنندوجزخویشتن راگمراه نمی سازند(سوره آل عمران 68)

هنگامی که خداوندپیمان موکدازپیغمبران گرفت که چون کتاب وفرزانگی به ش