منظورازجماعت تبلیغ حرکتی است که بیشتردربین بلوچها و کشورپاکستان مطرح است ودرحال حاضرجمعیت فراوانی ازآنهادرپاکستان هستندوهرروزبیشتربه جمعیت آنهاافزوده می شودودربسیاری ازکشورهاپخش هستندوروش دعوت آنهابه حالت تشکیل شدن درآن واطراق درمساجدوگشت زنی دربین محله های مساجدوسپس خواندن گوشه هایی ازاحادیث واکتفابه چهارکتاب مثل فضائل الاعمال که پرازاحادیث ضعیف است می باشدوبااین نگاه که جذب افراددرگروه خودوسپس کندن آنهاازجامعه شان سعی دراین دارندبادرکنارآنهابودن دراصلاح اوبکوشند.ازانجائیکه این پست برای نقادی این گروه نه شناختن آنهاست دوستانیکه آنهارامی شناسندخوب می دانندچه کسانی رامی گویندوبقیه دوستان هم خودمی تواننددرموردآنهاتحقیق کنند .
مشکل هرسه حرکت وهابی،سلفی،جماعت تبلیغ اهمیت زیادبه احادیث پیامبراست درحدی که دربسیاری ازمواردقرآن موردظلم قرارمی گیرد. هرچندکه شایدبگویندکه مااینگونه نیستیم واحادیث رابه عنوان منبع دوم می شناسیم امادرواقع درعمل اینگونه نیست ونگاه احادیث وگذشتگان درارائه نگاه آنهاراتحت شعاع خودقرارمی دهدونمی توانندفراترببینندوارائه نگاه دهند.این حرکت هادرواقع ایستایی کامل دارندونمی توانندنوگرایی راداشته باشندآنهانمی توانندفراترازگذشتگانشان ومذاهب بیاندیشندوآنهابرای آنهابت شده است ونمی دانندقرآن بایدفرامکانی وزمانی حرکت کنندمی خواهدهمانندودقیقازمان پیامبرعمل وزندگی کنند.آنهادربسیاری ازموارد درمقابل پیچیدگی ها واختلافات می ایستندبدون اینکه بیاندیشندچرا؟ برخلاف جهت گیری قرآنی، برای اینکه هیچ شخصی رانبایدپرستیدوبت کردوتمامی اشخاص دچاراشتباه می شونداماسلف صالح درنزدآنهابت می شودوهمه شان اینگونه اند درنقدناراحت شده ،نمی پذیرندکه اگرخطاهارابیان کنی؟! ازدل دوحرکت وهابی وسلفی افرادی به وجودمی آیندکه برایشان مهم نیست وهرکسی راکافرمی دانندوازاعمال خشونت نسبت به هرشخصی کوتاهی نمی کنندآنهااصلاقرآن راخوب نخوانده اندوبرای آزادی چندان جایگاهی قائل نیستند وانگارتنهاتفکرو قرائت آنها دین است ودیگران کافرینی بیش نیستندودرحدی می روندکه انگارمشرکینی که فتره هستندراکافردانسته وخون اورامباح می دانند ونمی دانندچگونه آنفردامریکایی که دین به اونرسیده کافراست وبایداوراکشت وهنوزمعنی جهادرانفهمیده اند؟
هرسه تای این حرکت هانمی توانندفراترازمذهب گرایی عبورکنندودربسیاری ازموارداصلیات دین رافراموش می کنندوآنقدربه احادیث اهمیت می دهندکه قرآن رافراموش می کنندوارزشهادرجایگاه خودقرارنمی گیرندوفروعیات هم اصل می شوند.البته جماعت تبلیغی هاتفاوتی که باسلفی ووهابی دارنداین است که آنها بیشتربه احادیث حتی ضعیف اهمیت می دهندوانسانهای آرام ترهستندومعمولاازخشونت ودرگیری خودداری می کننداماپتانسیل هایی که درآنهااست وازلحاظ نگرشی خوب تربیت نمی شوندویک انسان به معنای واقعی توحیدی نمی شوند وبایددانست دین اینگونه نیست که تنهابخشی ازحق رابه همراه داشته باشی؟ دراینکه درآن مسیرهاقدم بردارند بعیدنیست امااینکه نخواهندتوانست دررشدوخدمت خودودیگران باشندچیزبدیهی است چون درواقع انسان توحیدی تربیت نمی شوند؟اماازآنجائیکه بسیاری ازافرادآنهارابی سوادانی تشکیل می دهدکه دربعضی مواردحتی خواندن بلدنیستندومی روندمثلایک دانشجورادیندارکنندجای تعجب دارد؟آنهازمانی برای تبلیغ به مناطقی می روندکه بافرهنگ هاومردم آن مناطق آشنایی ندارندودرحالی دین راتبلیغ می دهندکه ازدین هیچ نمی دانند؟هنوزنمی دانندانسان توحیدی چه کسی است وبه چه کسی گفته می شود.احادیث پیامبروپایبندی به آن زیادنزدآنهااهمیت داردبه طوریکه ازقرآن مانده اندهنوزدیدگاه توحیدی ندارندانسانهارابه نمازفرامی خوانندوانگاراگرانسانی ریش گذاشت وحج رفت ونمازخواندوروزه گرفت می شودمسلمان؟! درحالیکه هنوزازلحاظ دیدگاه به تکامل خودنرسیده اند!آنهاحتی روش دعوت خودراحتمامی خواهندمثل زمان پیامبرتطبیق دهندوانگارنمی دانندکه امکانات وورشهاتغییرکرده است وحتمانیازنیست بروندبه درخانه مردم دربزنندونمی دانندکه امروزتلویزیون ورسانه وروزنامه واینترنت هست ونمی خواهددرخانه مردم رازدواجازه گرفت تاواردخانه مردم شدوآنهارادعوت به دین دادامروزبااین امکانات به راحتی بدون خواست واجازه مردم داریم واردخانه های آنهامی شویم ،این موردراگفتم که شمادرنظربگیریدتابفهمیدوضعیت وخیم آنهاچگونه است؟البته نمی توان خلوص آنهاوفداکاری واخلاق خوب آنهارانادیده گرفت امااین کافی نیست مابایدهم جهت باقرآن حرکت کنیم نه تنهابه بخشی ازقرآن معتقدبوده یاهمگام باآن حرکت کنیم ودل خوش به آن داشته باشیم،چون به زودی باداشتن تنهابخشی ازحق روبه انحراف گذاشته وازجاده اصلی خارج شده وبرضدبشری حرکت می کنیم.
درواقعیت این سه حرکت به ضررانسانیت است وتوحیدی نیست ومنصوب آنهابه اسلام غلط است. مثلانزد یک وهابی وسلفی بایدباخشونت عقایدخودرابرقرارکنددرحالیکه اصل درتوحیدآزادی است دربین آنهاتفکرجدیدونوآوری وپویایی دیده نمی شود.درحالی خودرادچارشرکیاتی مثل گرفتن آزادی دیگران می کنندکه خودرا منادی اسلام می دانند.بیشترآنهاازاسلام وتوحیدهیچ نمی دانندوانگارانسان توحیدی درچهاتازنمازخواندن وروزه گرفتن وعمل به سنت پیامبروعدم قبرپرستی وتوسل به خداو...است درحالیکه یک انسان توحدیدی درتمامی زندگیش توحیدوخداحضورداردانسانی آزادبااخلاق وهمگام بامنافع ورشدوتکامل خودودیگران است.اینهانمی توانندفراترازمذاهب وافکارونگرشهای پوسیده وقدیمی فکرکنندوبه ذهنشان راه دهند.ذهن آنهامنجمدوسخت شده است وحرکت آنهابه ضرربشریت وخودشان است واسلام رابه نابودی می کشانند.آنهابایدسعی کنندبه اندیشه آزادبرسندواهل مطالعه وتفکرشوندبه ذهنشان اجازه پذیرش بدهندودرقرآن تدبرکنندباذهنی آزادازافکارآباواجدادوگذشتگانشان اگرپیروقرآن هستند. جماعت تبلیغی هاهم اینگونه اند آموزش دینی آنهاتنها بخشی ازانسان رابه سمت توحیدمی کشانندآنهاآمادگی عبوربه جامعه برای معرفی شدن به عنوان یک مسلمان راندارند.آنهانمی دانندچگونه دیدگاهی اسلام به سیاست،جامعه و...داردتنهادین رادرامورفردی بیان می کنندزندگی رامی خواهنددقیقاتطبیق به زمان پیامبردهندواین رادرک نمی کنندکه بعضی مسائل به حکم زمان هاست . این سه گروه آنقدرپوسیده وایستا هست که زیادنمی خواهم درموردآنهاصحبت کنم وبایدآنهادرافکارخودتجدیدنظرکنندو.....
پایه گذاراخوان هاراامام حسن بنا درمصربنانهادند.ایشان واقعاحرکتی انقلابی درجهان مصرایجادکردندوتوانستندجامعه مرداب زده مصررابه حرکت وادارکنند. امابه مرورزمان فراترحرکت کردوخودرازجامعه مصربه دیگرجوامع کشاند.من نمی خواهم کل جهان اخوان هاراموردتجزیه وتحلیل قراربدهم چون مطالعاتی درموردتمامی حرکت ها ونگاههای آنهانداشته ام می خواهم براساس چیزهایی که دیده ام آنهاراموردنقدوتجزیه وتحلیل قراردهم .
برای آشنایی بیشتر جماعت دعوت واصلاح یاهمان اخوان هادرایران می توانیداساسنامه ومرامنامه آنهارابه همراه رویرکردهاوراهکارهای آنهاراازوبلاگ دعوت واصلاح دانلودکنید.تابهتربتوانیدبانگرش هاودیدگاههای آنهاآشناشوید
سایت دعوت واصلاح :
لینک مرامنامه واساسنامه این جماعت:
http://www.islahweb.org/html/images/pdf/Asasnameh.pdf
لینک رویکردهاوراهکارهای این جماعت:
http://www.islahweb.org/html/images/pdf/Roykard&Rahkar.pdf
بایددرکل گفت : 1- اساسنامه ومرامنامه آنهابسیارخلاصه وکلی است وجواب پاسخهارانمی دهدوبساری ازمسائلی که بایدقیدمی شدبیان نگردیده است 2- به صورت کلی گفتن که آنهابه دنبال آزادی یاعدالت یا...هستنداماندادن اینکه منظورآنهاازآزادی چیست؟آیااگرکسی به مقدسات آنهاتوهین کندبه اواجازه می دهند؟نگرش آنهاازآزادی راازکجای قرآن دریافت کرده اند؟عدالت چیست برای تحقق آن بایدچه مسیرهایی طی شود؟بیانی دیده نمی شوداگرهم سخنی است به صورت اشاراتی دیده می شود 3- اخوان هادرواقع بسیارانسانهای مذهبی هستندوهنوزنتوانساتندفراترازسنی بودن بیاندیشندوخودراازاهل سنت خارج کنندونگرشهایی نوبه وجودآورندوسعی می کنندازقالب سنی بودن خودراخارج نکنندودرنزدآنهابسیاری ازنگرشهاودیدگاههای سنی بت گشته است 4- درواقع اخوان هامثل مکتبی هانیستندکه درامرپرورش قوی ترکارکنندآنهابا وجوداینکه درافکارخودازاین مواردسخن گفته اندبازدچارشعارزدگیی بیش نیستند مثلاهمین وبلاگ فاتح (http://www.fateh85.blogfa.com)چراباوجوداینکه دردنیای لینک ولینک های زیبای اسلامی لینک ایشان می باشدوبه ایشان هم اطلاع داده شده است ازاین لینک هااستفاده نمی کندآنهادرواقع آزادی راخوب نمی دانند یاهمین علمای این اخوانی هاکه نسبت به خودم یابسیاری ازدوستان که باآنهاآشنابودم بدترین واکنش هانشان داده اندوآزادی بیان ها راگرفته اندوخشونت نسبت به من وآنهانشان داده اند پس درکل نمی توان آنهاراگروهی دینی وقرآنی دانست باوجودآنکه شعارهای خوبی دارندازعمل تهی هستندوآیه 44بقره راهنمای عمل آنهانیست 5- درگروه آنان چندان نمی توانی خودراازغل وزنجیرهانجات دهی ودست به نوآوری زنی وفراترراببینی آنهادچارمذهب گرایی هستند درمسیرآنهابایددرقالبی که آنهاتعریف می کنندحرکت کنی؟ 6- اخوان های ایران درواقع خائنین به دین بودندآنهاباماندن درکنارحکومت ایران درجرم وجنایت آنهاشریک شدندآنهاشرکت درانتخابات ایران راتاییدکردندوباتاییدحکومت ایران،جرم وجنایت وکشتاروظلمهای آنان هم موردتاییدآنهاقرارگرفت این گروه دربعضی مواردآنقدرخودرادچارسیاست می کندکه ازاین بازمی مانددین اول برای خودسازی وانقلاب درونی است ونمی دانم چه شده است که امروزهااین گروه بافریب وتحت نام مصلحت اندیشی خودرابه حکومت نزدیک می کندوازآن طرف هم این حکومت اینگونه رفتاری بااخوان هاداشته است 7- معلوم نیست چه تفاوتی بین اخوان ایران ودیگران وجودداردمگرنبایدآنهامثل هم اندیشه کنندویک اساسنامه ومرامنامه داشته باشنداین دیگرچه صیغه ای است؟آنهاتنهاافرادی که ازگروه خودشان باشندپشتیبانی وحمایت می کنندواین برخلاف شعارهایی است که می دهندوآیااگرافراددیگرباوجودقبول اسلام ازگروه آنهانباشدنبایدموردحمایت قراردهندوالویت رابایدگروه خودبدانندهرچندکه فردمقابل شایدبهترباشدودرجایگاه برادردینی آنهاست؟ 8- درنزدآنهابسیاری ازنگاههابت گشته ونمی توانندفراترببینندوحرکت کنند نمی تواننددوباره قرآن رابازکنندوبدون غل وزنجیرهای گذشتگان واحادیث نگاه قرآنی راببینند 9- من اینجابه نقدآنهاپرداخته ام وباوجوداینکه درنگرشهای خودحمایت ازنقادی و...کرده اندببینم چندنفرازآنان نسبت به مطالب من واکنش نشان می دهندهرچند باشناخت آنهافهمیده ام آنهاهمیشه بابی تفاوتی ازمسائل عبورمی کنندوسعی می کنندخودرادرگیرنکنندوبحث وگفتگورابیشترباافرادی می کنندمثل خودشان باشند.
حال چه کسی ازاخوان هامی خواهدپاسخگوی رفتارناشایستشان باشندشماهم درواقع خودرادچارفریب کرده اید؟چرااینقدرنام برایتان مهم است؟چرااینقدردرسیاست همکاری می کنیددرحالیکه هنوزانسانهاراپرورش نداده اید؟چراتنهاازگروه خودحمایت می کنید؟چرابرخلاف دیدگاهایتان آزادی بیان راازدیگران می گیریدوخشونت به خرج می دهید؟ چراآنهاگروههایی دربین خودندارندتاآراء وافکارودیدگاههای خودراموردنقدوبررسی قراردهند تابت های درونی درست نکنند؟ چرافراترازآنچه هست نمی توانندبیاندیشند؟
بیش از70 سال ازپایه گذاری حرکت اخوان می گذارداماهنوزنتوانسته چندان موثرواقع شودودرجهت رشدانسانی گام بردارنداین حرکت چندان پویایی وقرآنی عمل نمی کندهنوزدردادن تعریف مشکل دارد؟آنهازیادخودرادرگیرسیاست می کننددرحالیکه الویت باپرورش انسان است؟
یکی ازدوستان اخوانی که بامن آشنابودوبابسیاری ازدیگاههای من به خصوص آزادی بیان آشنابودندروزی ازمن خواستندکه به اخوانیهابپیوندم امامن گفتم شمانیستیدهمان چیزی که من می خواهم آن دوست به من گفت که اگراسانامه ومرامنامه ودیدگاههای اخوانی هارابخوانم برای من مواردی که بیان می کنم قابل دستیابی است امامن باوجوداینکه آن رویرکردهاواساسنامه ومرامنامه آنهارانخوانده بودم اماجماعت ووابستگان به گروه آنهاراپیش روی خودداشتم وآنهانبودندهمان انسانهایی که من می خواستم انسانهایی آزاداندیش واهل حقیقت بااخلاقیات توحیدی .پس نمی توانستم باآنهاباشم واگرصرف گفتن وداشتن دیدگاههای توحیدی وآزاداندیشانه واخلاقی بودقرآن برای من کافی بودوخوب بیان کرده است ماهمان نگاه رادرواقع درزندگی عملی نمی بینیم هرچندکه بااین وجودبسیاری ازهمین اخوانیهاحتی ازلحاظ نگاهی هم همان دیدگاههاورویکردهاراکه بیان می کنندهم ندارندواین نشاندهنده این است که آنهاهنوزازلحاظ ساختن انسانهاوپرورش انسانهادچارمشکل هستندهرچندکه حتی ازلحاظ دادن نگاه توحیدی وقرآنی هم نقص های زیادی دارندودروقت وفرصت من نیست که بیشترازین موردبررسی قراردهم واگرخودآنان بدنبال حقیقت باشندمی روندوبه آن می رسندواگرهم نیستندکه من به اندازه خودازمشکلات مسیرآنهاگفته ام. بابسیاری ازعلمای اهل سنت (تعدادی ازآنهاهمین اخوانیها)بوده ام ودیده ام که درواقع آوردن قدرت وثروت آنهارابه فسادکشانده است وهمان دردهایی که مادرواقع ازاین حکومت می کشیم درآنهاوجودداشته وسپس نبودروحیه نقادی ومطالعه واعمال خشونت ،آنهاهم نتوانسته انددقت کنندازکجاثروت راکسب می کنندوچگونه بایدزندگی کنندونبایدفراترازمردم بازندگی تجملاتی زندگی کنند؟ آنهادرواقع ازلحاظ نگرشی وتربیتی مشکل دارندوحکومت رادردست گیرندبه مرورزمان همان می شوند که اکنون ازاین حکومت می بینیم . حکومت کردن مشتی آخوندبی سواد،بدون داشتن روحیه نقادی ومطالعه وتحقیق،بدون زندگی آزادوتوحیدی و....
مکتب قرآن بوسله آقای احمدمفتی زاده پایه گذاری شده است . همان طورکه می دانیدایشان یکی ازنخبگانی است که دربین اهل سنت به وجودمی آیدومی تواندفراترازسنی بودن حرکت کندودیدگاههای روشنفکرانه بدهدوسعی کندقرآن راازحاشیه خارج کندوبه اصل خودش بازگرداندودوباره درجهت اینکه قرآن موردبازبینی ونگاه قرارگیردجهت دهدوهمان طورکه خودفریادمی زند درد بشریت ازنبودفکرنیست بلکه ازنبودآمیختن نگاههابازندگی ونبودمقدم پرورش برآموزش است بایدازحالت شعارزدگی خارج شد.حرکت مکتب قرآن ایشان به قبل ازانقلاب برمی گرددوهمان طورکه دوستان واقفندحرکتی است درجهات ساختن انسانهای توحیدی ،انسانهایی آزاد،انسانهایی دارای اخلاق،پرورش انسانها. امابانزدیک شدن انقلاب ایران به حکم ضرورتی که خودآقای مفتی زاده تشخیص می دهندباانقلاب ایران همگام می شوندتادست سوء استفاده چینان راببندنددرحالیکه حرکت خودراکه انقلاب درونی است رامقدم می داندوامادرسراین دوراهی ترجیح می دهدهمگامی راطی کندوسپس بعدازدیدن ظلم هاوستم هاازسوی حکومت ایران وخارج شدن ازشعارهایی که قبل ازانقلاب ایران بوده ،بعدازاینکه درمقابل رهبران ایرانی می ایستدواشتباهات ودروغ های آنهارابیان می کندومی بیندکه آنهادرجهت صحیح قرارنمی گیرندبادیدن مشکلاتی که برای اهل سنت است دست به تشکیل شمس(شورای مرکزی اهل سنت)برای دفاع ازاهل سنت می زندکه بوسیله حکومت ایران تعطیل می شودپس برمی گرددتابازکارمکتب قرآن راازپی بگیرد امارهبران ایرانی ازنماندن این بزرگواردرکنارآنهادرمقابل آنهاایستادن ،تشکیل تشکلی برای اهل سنت وبازگشتن به کارخودش راغیرقابل تحمل می بیننددرنتیجه اورازندانی می کنندکه نهایت بعداززندان دراثرشکنجه هادارفانی راوداع می گویند.
اول بایدگفت درتمامی این دوران متاسفانه آقای مفتی زاده اشتباه کردندوماامروزبه عملکردایشان می خواهیم بپردازیم ونمی خواهیم بگوییم ایشان درچه وضعیتی قرارداشته اندچون اگرهرکسی درآن زمان بودوآینده راندیده بودهمان تصمیم رامی گرفت امابراساس امروزوگذشت زمان می خواهیم صحبت کنیم درنتیجه اولین اشتباه آقای مفتی زاده همگامی باانقلابی بودکه همان طورکه خودنتیجه گرفته بودندهنوزبرای کشورایران زودبودوبایدانقلاب ازفردشروع شود.درحالیکه برای جلوگیری ازدرگیری وسوء استفاده همگام می شودبازدچارحرکتی اشتباه است چون همان افرادبازدرمقابل اهل سنت می ایستندوآنان رابه سوی نابودی می کشانندورهبران آنهاراازبین می برندوخوداوراهم نادیده نمی گیرندواززندانی کردن وشکنجه اوهراسی به دل راه نمی دهنداوبایدپیش بینی این موضوع رامی کردکه کسی که اصول فکری اوبراساس پایه های نادرست ودروغ وشرک وتقیه است نمی توان اعتمادکردوبااوهمگام شدودرحالیکه برای جلوگیری مواردی است همان مواردرخ می دهدواین چیزطبیعی بودکه رخ دهدچون عدم چنین توقعی درواقع اشتباه بوددومین اشتباه آقای مفتی زاده بازگشت به سنی بودن ایشان وبازگشت به عقب است وزمانی به مکتب قرآن برمی گرددکه دیرشده است . مکتب قرآن بعدازایشان به دوشاخه تقسیم می شودواین نشانه این است که این حرکت ازابتدای خوددچارمشکل است که بعدازاندک زمانی متلاشی می گردد.متاسفانه برای تجزیه وتحلیل این موضوع ازمکتبی هادورهستم وتنهایک باربایکی ازمکتبی هاازنزدیک برخوردداشتم وقبل ازاینکه من بخواهم ازاوسئوالاتم رابپرسم دیدارتمام شدونویسنده وبلاگ ناجی کردهم قرارشدکه نسبت به این موضوع پاسخ دهندتاحال که پاسخی دریافت نکرده ام. بیشترنگاههای آقای مفتی زاده توحیدی،روشنفکرانه ،آزاداندیشانه ونوهستندواوهیچگاه نخواسته که بت شودامادربرخوردبایاران ایشان هرجامی روی می گویندمفتی زاده،مفتی زاده ومن ازاین همه خودراخلاصه کردن ونام مفتی زاده خسته شدم ودرنهایت زمانیکه ناجی انسانهاخداست وبلاگ ناجی کردساخته می شودبه هرحال باوجوداینکه شایدآنهابگویندمامفتی زاده رابت نکرده ایم وجای نقدبرای همه بازاست امااهمیت زیادی که به مفتی زاده داده اندوبه نظرمن آنهاحتی نمی توانندازمفتی زاده عبورکنندوبه جای اینکه بگویندباجمع کردن تمامی دیدگاههاکه یکی ازآنهاهم مفتی زاده است نسبت به دیدگاه قرآنی ودینی به این نتیجه رسیده اندهی نام مفتی زاده می برندوانگارنام ایشان مهم است که درهمه جاقیدشودوتجربه بشری ثابت کرده است که اگرامروزازاوبت ایجادنگرددچون به رهبرنزدیک هستندامکان دارددرآینده اوبت گرددودیگرعبوری ازاوایجانشودهمان طورکه دربعضی ازیاران ایشان به خوبی مشاهده می شود(بادیدن سایت هاوددیدگاههای آنها) توجه زیادآنهابه تربیت انسانی قابل تحسین است وشایدگفت هیچ گروهی به اندازه آنهابه این امرتوجه نمی کندامابااین وجودبه نظرمن بایدگروهی درآنهاباشدتا به تجزیه وتحلیل دیدگاههای دیگرونقدوبررسی آراونظرات مفتی زاده ایجادگرددوپاسخگوی نیازهاباشندتابتوانندپویاباشندوازایستایی خودجلوگیری کنند به نظرمن آنهازیادخودرادرمفتی زاده خلاصه کرده اندوبسیاری ازافکاراوبرای آنهابت شده است . آنهااگرنگرشی درجهان نسبت به دین مطرح شودنظرخودرابیان نمی کنندتازمانیکه کسی آنهاراموردپرسش قراردهدکه این بدورازحرکت پویاوتحقیق ومطالعه است آنهابایدچنین گروهی درخودداشته باشند ونه بایدمنتظراین باشندکه موردپرسش قراردهندیاحتی نمی دانم اینکه حتماکسی دین راموردچالش قراردهدیانظریه جدیدبدهدکه آنهادیدگاهی ازائه داه باشندبلکه خودبایدافرادی داشته باشنداهل تحقیق وتدبردرقرآن،آنهانبایدبگویندمانمی خواهیم چون زیادبه ذهنیات بپردازیم تاازپرورش انسانی بازبمانیم تحقیق وتفکرراازخوددورکنندچون این هم یکی ازلازمات پرورش است . آنهاخودراازسیاست وکارهاجداکرده اندهمان طورکه آقای مفتی زاده گفته شماحق نداریدکارسیاسی کنیدیعنی می توانیدسیاست رانقدکنیدامانمی توانیدباآنهاهمکاری یاشرکت درکارهای سیاسی داشته باشید.مکتب قرآن نتوانسته فراترازکردهاحرکت کندبااین وجودکه شایدنگاههای مفتی زاده حرکتی فراترداشته است .آنهااساسنامه ومرامنامه ای ندارندومی گویندباوجودقرآن نیازی به این نیست وبرای اینکه به مرورزمان همان اساسنامه ها ومرامنامه هابت می گردندوافرادنمی توانندفراترحرکت کنندقابل تحسین است اماباین وجودبایدتعاریف قرآنی را نسبت به مسائل کامل بیان کنند.
خواندن نامه شماره 8 آقای مفتی زاده(این نامه بسیاری ازدیدگاهاوموضعگیری درحال حاضرمکتب قرآن رامشخص می کند) باوجوداینکه بسیارمفیدمی باشدامابسیاری ازدیدگاههای خطرناک هم بیان می کنند همچون اینکه ایشان بی میلی خودرابه امرتحقیق بیان می کنند(برای دریافت این نامه می توانیدبه آثارقبلی ازآقای مفتی زاده که ارائه دادیم مراجعه گرددیابه وبلاگ ناجی کرد) آقای مفتی زاده انگارفراموش کرده انداینکه درمسیردرست قراگیرندوبه این نتیجه گیری که امروزرسیده اند ازهمان کانال تحقیق گذشته ای بوده که درپیش داشته اندانگارفراموش کرده انداینکه انسان درمسیردرست دچاراشتباه نشودایستایی برنگزیند،مسیری برای اوبت نگرددو...نیازمندتحقیق است .قابل ذکراست دراین نامه به خوبی مشاهده می گرددکه آقای مفتی زاده هنوزنتوانستندبسیاری ازدیدگاههای تحمیلی احادیث راازخودخارج کنندوآزادنه تربه مسائل بپردازندهمچنین دیدگاههای خطرناک نسبت به خواب ارائه می دهند.
بایدگفت مشکلات مکتب قرآن 1- وجوددوستگی درآنهاست که نشاندهنده این است آنهااز دیدگاه قرآنی دوربوده اندکه دچاراین مشکل شده اند درنتیجه آنهادرواقع باوجوداینکه گفته اندپرورش مقدم برآموزش است دراین امرموفق نبوده اند نتیجه گیری من این است که برنامه های آنهادچارمشکل است 2- آنهابایدبتوانندفراترازمفتی زاده فکرکنندوخودراحرکت دهنداینقدرنام مفتی زاده رابرزبان نیاورندبلکه حرکتشان برایشان مهم باشد 3- بتوانندگروههای اهل مطالعه وتحقیق درزمینه های مختلف انسانی ودینی داشته باشندحتی افرادی که به نقدوبررسی دیدگاههای مفتی زاده بپردازند 4- به هوش بودن آنهاتادرآینده وبه مرورزمان مفتی زاده بت نگردد وهی نگویندچون آخرین تصمیمات یابرداشت های مفتی زاده اینگونه بوده بایداینچنین حرکتی داشته باشند 5- بایدبدانندانگاربعدازمفتی زاده ظاهرافردی دربین آنهاهمانندمفتی زاده (حال حتمانیازنیست مثل اوباشدشایدبگوییم فردی هماننداستعداداودربین آنهانبوده) یاحداقل تاحدودی نزدیک به مفتی زاده باداشتن حرکتی نوگرانه،قرآنی ونگاهی نوبه قرآن داشتن به وجودنیامده است ومی بینیم که دربین آنهامطرح نیست واحتمال داردکه بابت شدن مفتی زاده داردازرشدافرادجلوگیری می شودبرای همین نمی بینیم کسی راکه حرف های نو،پویا داشته باشدونیازمنداین است که چنین انسانهایی رابه وجودآورده و رشددهند وبازهم امکان دارداین برنامه آنهادچارمشکل است .6- خودراسنی معرفی کردن وعدم عبورازمذهب گرایی ودلخوش بودن به بت بزرگی به نام اهل سنت .باید پرورش انسانی به همراه داشت روح آزادوبدورازمذهبی بودن باشد وهمیشه بایدگریزازنامهاومذاهب راداشته باشند وبدانندکه حرکت آنهاتنهاوسله ای است برای رسیدن به هدفی بزرگ ونیایندبه مرورزمان حرکت خودرابرای یارنشان بت کنندهمان گونه که می بینیم بیشترحرکت هابدون دیدن این نوع نگاه بت گشته اندوپوسیده اندوازحرکت وامانده اند
همان طورکه واقفیددرزمان پیامبرهیچ گونه فرقه ومذهبی وجودنداشته است وقرارهم نبوده است که مافرقه ومذهب وحزب وگروهی داشته باشیم درواقع قراربراین بوده است که حول محورقرآن افرادبچرخندوازاین دریچه نورانی به نگاه درست برسند.
بازهم همان طورکه همه واقفندمادردوجهت نگاه ازسوی دینداران داریم 1- نگاه وشناخت ازجهان وانسان وتوحید 2- بایدونبایدهاوحلالهاوحرامها وشناخت گناهان وخوبی هاو...درگزینه اول که درهرشرایط مکانی وزمانی مانمی توانیم دونظریه ودوتفکرودونگاه متضادراباهم جمع کرده وپذیرفته واصلاجمع تضادهاامکان پذیرنیست ،نمی توان درعین واحدگفت هم برای خدامی توان واسطه قراردادهم نه!؟هم می توان امامت راجزاصول دین پذیرفت هم نه!؟ امادرگزینه دوم معتدل ترمی توان عمل کردیعنی می توان برای دوشرایط زمانی ومکانی متفاوت یادوشخص دردوجایگاه متفاوت انسانی بیان موضوعات برای اوداشت امادرعین واحدبرای یک فردیکسان دریک شرایط زمان ومکانی یکسان نمی توان دونگاه متضادراپذیرفت ونسبت به یک موضوع برای اوهم گفت حلال وهم گفت حرام ،برای همین نسبت به این موضوع بایدیک رای ویک نظروجودداشته باشدونمی توان فرقه ای وحزبی ومذهبی شدوپذیرفت ودرعین واحددونگاه متفاوت هردوحق باشندودرنگاهی که به حکومت اسلامی ارائه دادیم (مراجعه به آرشیوموضوعی ترسیم نگاه سیاسی) آنفردی که ازلحاظ استدلال وبرهان برترارائه دلیل می کندنظراومی شوداسلام ودیگرچیزی بانام مذهب وحزب وفرقه که پایه واساس جنگ ودودستگی و...است ازنظراسلام قابل پذیرش نیست وبارهاآیات زیادی ازقرآن رانسبت به این موضوع ارائه داده ایم.
درزمان خلفای چهارگانه که نظام حکومت شورایی برپابودمادودستگی ومذهب وفرقه و...نداشتیم اماکم کم دراواخرخلیفه چهارم که شوراروبه ضعف می نهدومی توان حتی ازاوایل حکومت چهارم هم بیان داشت .آمادگی هابرای بازگشت به حکومت سلطنتی ازسوی نااهلان یهود،رومیان،ایرانیان،امیه که قدرت وثروت خودراازدست داده بودندبااندیشه بازگشت قدرت خودیااختلال دراسلام اززمان حضرت عمردست به توطئه چینی می زنندوهرکدام ازخلفارایکی پس ازدیگری به شهادت می رسانند ودرنهایت هم می بینیم که ضربه آخرومحکم ازسوی معاویه اعمال می شودکه پایه گزاری برای سقوط اسلام فراهم می کندبه حدی که به جایی کشیده می شودکه حال می بینیم .در زمان حضرت علی ومعاویه درواقع سه گروه وجودداشته اند1- شعیان وپیروان علی 2- شیعیان وپیروان معاویه 3- عدم موضعگیری وسکوت کردن نسبت به این موضوع . بعدهابعدازحضرت علی شیعیان علی به حدی باتوطئه چینی نااهلان به پیش می روند(بعضی هادستکاری یهودان رابیان می کنند) که مذهب انحرافی شیعه رابه وجودآورده ودرحدوتعریف وتمجیدعلی به افراط می روند،بت می شودودیگرنمی تواندپویندگی وحرکتی برای مردم خودبه وجودآوردتااینکه انقلابی بانام اهل سنت برای بازگشت اسلام به اصل خودبه وجودمی آیداماقراربراین نبوده که اوخوددوباره بت شودیااینکه پویندگی خودراازدست بدهدودچارایستایی شودامامامی بینیم که هماننددیگرحرکت هابوسیله این انسانهابه آن سمت کشیده می شودواگرزمانی این حرکت برای رسیدن به هدفی مهم تربه وجودمی آیدخودتبدیل به هدف می شودواین حرکت مهم ترازهدف می شود.
امابرگردیم به زمان بعدازچهارخلیفه اول زمانیکه نظام دیکتاتوری برپامی شودومحوریتی به نام شورادرحکومت وجودنداردومردم هم نیازمند به دریافت نگاههای دینی نسبت به موضوعات هستندوامکانات آن زمان هم درحدی نیست که دانشمندان باهم درارتباط باشندوازاطلاعات همدیگریاموجوداستفاده ببرندهرکس برای خودنگاهی ارائه می دهد(که باوجوداینکه نمی خواهدهم نگاه اوبت گرددامادرآینده همان نگاه بت می شود)که به حکم ضرورت بیان می کنندبه حدی این مذاهب زیادمی شودکه سلاطین(من خلفای امیه وعباسی راخلیفه نمی دانم چون خلیفه قدرتش راازشوری می گیردامااین افراددرواقع مثل سلاطین عمل کردندونظام دیکتاتوری ومورثی داشتند) به این نتیجه می رسندکه درهای اجتهادوتفکرراببندندومذاهب رابه چهارمذهب خلاصه کنند. تااینکه درعصرجدیدبعدازاینکه مسلمانان شوکت وجلال خودراازدست می دهندومملکت آنهابه تاراج می رودبه ناموس آنهاتجاوزمی شودراههای تفکرواندیشه واجتهادازسوی دینداران نواندیش بازمی شودواسلام رابه غلطتک می اندازنداماهنوز این سنی هانامهابرایشان بت شده است هنوزافکارآباواجدادشان برایشان بت شده است هنوزاین کتابهای وابسته به گذشتگانشان برایشان بت شده است هنوزنزداین افرادبسیاری ازافرادبرایشان بت است آنهادرواقع دچارخودفریبی هستندیعنی به زبان نمی گویندکه آنهارامی پرستنداین مواردبرای آنهابت است اماعدم گزاشتن این مسائل دربوته نقدوبررسی،برخوردتندونادرست وخشن نسبت به افردی که آنهارانقدکنند،عدم عبورودستیابی به نگاههای نو،خودبه خودبت کردن راایجادکرده اندالبته بعضی هاهم می گویندشمامی توانیدآنهارانقدکنیدمانگفته ایم که نبایدباشدامازمانیکه برای آنهانگاهی برخلاف آن افرادبیاوریدباوجودآنکه دست آنهابسته است نمی توانندخودراازاین مسائل رهاکنندبازهم عقبگرددارندوبازهم درمقابلت عکس العمل منفی نشان می دهندوبرخلاف بیانشان عمل می کنندنمی خواهندازآن زندانی که برای خوددرست کرده اندخودرانجات دهندنام سنی بودن برای آنهامهم است سلف صالحشان برایشان مهم ترازقرآن است آنان راخداکرده اندآنان راقابل نقدنمی داننداگرمی دانستندبه خوداجازه می دادندکه به قرآن مراجعه کنندببینندآیاواقعاآن نگاههاازقرآن است .درنزدآنهاانگارسنی بودن یعنی اسلام ،آنهافراموش کرده اندکه تنهانزدخدااسلام ، اسلام است نه سنی بودن نه فلان حزب وفرقه وگروه .بیاییدازآن زندان تنگ وتاریکی که برای خودودیگران ایجادکرده ایدنجات دهید.مگرآنهایی که آنان رابت کرده ایدنگفتندمارابت نکنید؟اصلاحرف آنهامهم نیست که این مسئله رامتذکرداده باشندیانه!مگرقرآن این بیان نداشته است؟دست ازاین نامگذاری وخودرامحبوس کردن دراین افکارسنی بودن رهاکنید؟ انسان توحیدی باشیدبیاییدتجدیدتفکرکنیم بیاییددوباره به خودنگاه کنیم آیاواقعامااسلام هستیم؟آیاواقعااین حرکت ودیدگاه اسلامی است؟
دشمنان می خواهندبین مسلمانان دودستگی ونامهاوجودداشته باشندتازآن سودبرندهیچ دلیلی حتی بانام اینکه درایران زندگی می کنندوتحت ظلم وستم هستندقابل پذیرش نیست چون مصلحت اندیشی های انسانی رابایددورریخت ماقرآن راداریم اگرپیروقرآنیم؟یامی خواهیدبگوییدپیروبتی به نام اهل سنت بودن هستید؟نخواهیدازاین نام سوءاستفاده کنیدماازاهل سنت بودن فلان منظورداریم درواقع روش پیامبریانمی دانم قرآن یا....پذیرفته شده نیست کجااینگونه خدابیان کرده است بیاییدمسلمانان رابه مسلمانی فرابخوانیدنه به سنی بودن نه به آن بت بزرگ ؟!بیایدفراترازسنی بودن بیاندیشید؟!بیاییدقرآنی شویدنه مذهبی ؟دوربریزیداین مذاهب غیرتوحیدی رااگرمسلمان هستید؟
چراآمده ایدبه نهایتی رفته ایدکه دربعضی مواردصحابه پیامبرهم نزدشماخداشده اندوکسی حق نقدآنهارانداردمگرآنهاخداهستندمگرماقرآن نداریم مگرآنهاازاشتباه مصون بوده اند....
خدایاماراهدایت کن...برای رسیدن به حقیقت...برای اسلامی شدن....برای آزادی...برای توحیدی شدن...برای نجات این بت های درون وبرون....
همه باهم فریادبزنیدمن تنهامسلمانم من پیروقرآنم .خدای من خدای قرآن است .نگاه من ،حرکت من ازقرآن است وبس!
] اگربخش هایی ازتاریخ بیان شدازهمان جهتی بودکه تاحدودی موردقبول اهل سنت است بااین وجودبیان تاریخ چندان ضرورتی نداشت تنهاخواستیم وضعیت رابرای اهل سنت روشنترکنیم [
این صدای کسی است که بااهل سنت جنوب بوده است . اهل سنت جنوب رامی شناسد
ماقبلاباصحبت هایی که باآقای هاشمی داشتیم(ایشان ازاهل سنت جنوب هستند) تصمیم براین گزاشته ام که قبل ازاینکه حرکتهاواهل سنت راموردنقدوبررسی قراردهم به منطقه اهل سنت جنوب بپردازم.
بیاییدقل ازهرچیزنگاهی گذرابه منطقه اهل سنت جنوب، قبل وبعدازانقلاب ایران وسپس وضعیت امروزآن بیاندازیم.
زمانیکه صحبت ازاهل سنت جنوب می شودمنظوراهل سنت سه استان فارس،هرمزگان ،بوشهرمی باشدومی توان گفت بعدازبلوچهاوکردهاازلحاظ تعدادومهم بودن دررده سوم اهل سنت هستند. این منطقه متاسفانه درزمان شاه بدلیل کمبودامکانات ونبودعلمانتوانسته که درآن زمان علمایی به آن معناداشته باشدوحرکتی آنچنانی ایجادکندامابعدازانقلاب وباورودجوانانی که تحصیلکرده کشورسعودی وازشهرهای مدینه ومکه هستندبه خصوص شهیدمحمدضیایی می توانندواردمرحله جدیدوانقلابی شوندبه خصوص که پایه گذاری مدارس دینی رابه سبک امروزی بازحمات این افرادبه خصوص مدیریت شهیدضیایی دیده می شودپایه گذاری مدارس دینی دربندرعباس راشهیدضیایی به عهده دارداوست که شاگردانی که ازمنطقه جنوب برای تحصیل به حجازرفته اندبامدیریت اوبرمی گردندومی تواننددرخدمت ورشدجامعه گام بردارنداولین گام آنهابازگشت به اسلام است ومحوخرافات وشرکیاتی که بادرکنارمذهب تشیع ایجادگشته است می باشددیدگاههاونگرشهایی مثل قبرپرستی وتوسل به این قبرهاو...که باوجودتلاشهای آنان به دلایلی که بعدامی گوییم این نگرش نتوانست درتمامی عرصه هاخوب عمل کندوهنوزدربسیاری ازقشرها،حتی تحصیلکرده هاهم این نگاههادیده می شودباوجوداینکه سنی بودن خودرابیان می کنند. ازدیدگاه شهیدضیایی شهراوزمنطقه سوق الجیشی وقلب اهل سنت جنوب است وواقعاهم اینگونه است این منطقه آنقدرازلحاظ استعدادی نسبت به مناطق دیگراهل سنت بهترهستندکه درزمان شاه به مسکوکوچک معروف می شوندچون این منطقه اهل تفکرونگرش است وخوب حکومت ایران بعدازشاه می داندکه این شهرراموردتاخت وتازقرار دهدونخبگان رافراری می دهد. درواقع چیزی ازاین شهرنمانده است وکاری شده که جوانان این شهرتوخالی گشته اندو به پاریس کوچولومعروف گشته است چون اولین مدهارادراین شهرمی بینیدچون جوانان مثل گذشته تفکردنداردنداین جوانان بدنبال ارضاشهوات ومدگرایی و...هستندالبته مناطق دیگراهل سنت دیرتردرحال گام دراین مسائل هستندامادراین مسیردرحال گام برداشتن هستندوبدنبال آنان درحال حرکت هستند.پولهای زیادی که ازمناطق حوزه خلیج واردمی شودآنقدرآنان راسرمست کرده است که نمی دانندچه بلاهایی ازسوی حکومت ایران برآنان اعمال می شود(البته مناطق جنوبی تراهل سنت جنوب درفقرهستند)این مناطق هم همانندظلمهایی که به دیگرمناطق اهل سنت می شوداعمال می گرددهمان محرومیتهااماباین تفاوت به دلیل پراکندگی بیشتراهل سنت جنوب ووجودمناطق شیعی نشین بین آنهاوپولهای حوزه خلیج(منظورکشورهای عربی مثل امارات وکویت می باشد)توانسته اندخودرابهترحفظ کنندوگرنه زودترازاینهانابودشده بودندهمان طورکه می بینیم بعضی ازمناطق بادرمعرض فقرشدیدونبودپشتوانه دینی ومعنوی مذهب تشیع رابرمی گزینندواین مسئله رابایدعربهای حوزه خلیج بهوش باشندکه به علت ندادن ویزابه ایرانیان ،اهل سنت جنوب رادرمعرض نابودی قرارندهندچون درزمان حاضرآنقدراین مناطق ازلحاظ دینی ضعیف می باشندکه براحتی درمعرض نابودی قرارمی گیرند.خلاهاوکمبودهاازکجاست؟باوجوداینکه باپیشگامی شهیدضیایی انقلابی دراین مناطق به وجودمی آیدهمان کسی که دراوج خفقان برمنبرمی رفته وفریادمی زده،بعدازشهیدشدن آن بزرگوارمناطق جنوب درحاله ای ازترس فرومی رودکلاسهاتعطیل می شودوعلماهمانندموشی به سوراخ می روندرهبرآنان فوت کرده است ودیگرجانشینی برای اووجودنداردواین نااهلان خوب می فهمندبایددرحذف چه کسی بکوشند؟شهیدضیایی که تنهاجرمش بیان عقایدش بودوبس!نه دست به اسلحه ای برده بودونه هم بادشمنان بوداوراشهیدکردندچون حق می گفت؟!این خلاآنقدرزیاداست که هنوزبه چشم می خوردوتاحال هیچ کسی نتوانسته هماننداوعمل کندوبه پیش رودباوجوداینکه خیلی ازافرادآقای عبدالکریم محمدی رایکی ازنخبگان این منطقه بیان می کننداماهنوزایشان باوجودآنکه شایدبتوان گفت ازلحاظ هوش واستعدادهمان اندازه یاحتی بیشترازشهیدضیایی است اماازلحاظ استعدامدیریتی ورهبری به پای آن شهیدنمی رسدواین شخص نتوانسته نیازهاوخلاهای حتی فکری راپرکندچه برسدبه قسمت های دیگروحتی زمانیکه درحال حاضرتحصیلکرده هایی می روندبه مناطق دیگرمثل کشورهای مالزی وسوریه وسودان برای تحصیل تابتوانندمفیدواقع گرنددرواقع آنهاهمانهایی نیستندکه بتوانندمفیدواقع گردندانتخابهادچارمشکل است آنهاافرادی نیستندکه ازلحاظ اخلاقی وتربیتی خوب درست شده باشندنمی توانندتفاوتی بین آنهاودیگرعلمای منطقه دانست این رابه راحتی می توان بابررسی پی بردکه درواقع باوجوداینکه حتی شایداین افرادی که بازگشته اندازلحاظ علمی بالاترهستندهنوزنتوانسته اندوابستگی های فکری خودرارهاکنندوفراترازبقیه علمافکرکنندیاحرکتی داشته باشند.شماخوب تفکرکنیدباوجوداینکه مناطق دیگراهل سنت بیشترتحت فشاربوده است وازلحاظ امکانات مادی فقربیشتری داشته اندبهترعمل کرده اندچراماجزشخصی مثل شهیدضیایی دربین آنهادیگرشهیدیازندانیی نمی بینیم .چرادربین آنهانشریه یاحرکتی مطرح نیست مامعمولاحرکتهارابیشترابتدادربین کردهاوسپس بلوچهامی بینیم .چراباوجوداین همه قتل ومشکلات اهل سنت صدایی ازبین آنهاشنیده نمی شودانگارآنهااصلاوجودندارند؟آیاآنهاخودراجداازمناطق دیگراهل سنت می دانند؟
درسفرآخرآقای خامنه ای به منطقه جنوب استان فارس که بسیاری ازاهل سنت دراین منطقه هستندباخبرشدم درکمال بی شرمی، تمامی علمای اهل سنت(اگرخودنرفته اندنمایندگان آنهارفته اند) به پابوس رهبری رفته اندورسانه هاهم ازاین مسئله سودبرده اندودوربین هاانگارتنهاآنهارامی توانست ببیند.اینگونه می شودکه دکترطنطاوی به خودحق می دهدکه بگویددربین اهل سنت درایران آزادی وجودداردچون اگربه غیراین بودکه این افرادنمی رفتندرهبرراتاییدکنندوبه پابوس اوبروند.انگارآنهاظلمهاوستمهاوکشتاراهل سنت رانمی بینند.دلیل آنهاتنهامصلحت اندیشی است اماآنهانمی دانندکه مامصلحت راازقرآن می گیریم نه دیدگاه انسانی. آنهامی گویندبرای اینکه تحت فشارقرارنگیرندوبهانه هارابگیرندتابیشترازاین نابودنگردنداین کاررامی کننداماآنهانمی دانندکه دشمن همیشه دشمن است به توفرصت نفس کشیدن نمی دهدواین خودراگول زدن است وتازمانیکه تو دم خودرابرای اوتکان بدهی درحذف تونمی کشداماهمینکه حرکتی ازتوببیندتمامی نوکرشدنهاوخفت های تورانادیده می گیردوتوراحذف می کنداوتاییدازسوی توبرایش مهم بوده وگزاشتن وماندن توبه ضررخودش است بایدتوراحذف کنداین افرادمی آیندبه نسل جوان درس ذلت وخواری می دهنداین جوانان بایدازچه کسی درس آزادی ،درس توحید،درس خداپرستی فرابگیرند.جای قرآن کجاست ؟مگرضعیف ترین ایمان اینگونه نیست که افرادبیایندازجرم وفسادتنفرداشته باشندوآن راتاییدنکنند؟جوانان این منطقه ایمان راازکه بیاموزند؟آیاآنان به پابوس کسی می روندکه رهبران آنان راشهیدکرده است آیامی خواهندجنایت های آنان راتاییدکنند؟آیامردن امروزدرکمال آزادی بهترازنابودی تدریجی باخفت نیست؟آیاماواقعاپیروقرآن هستیم؟مگرقرآن نمی گویدبسیاری ازانسانهاوپیامبران نابودگشتندبدون اینکه کارشان نتیجه بدهدامادرکمال آزادی وافتخاروتوحیدی زندگی کردند؟مگرمانبایدانسانهای توحیدی وخداپرست باشیم؟ من نمی دانم این افراددلشان به چه خوش کرده انداین حکومت هرکاری که دلش می خواهدمی کندحال می خواهدبه نهایتی برسدکه برنامه ریزی ومدیریت کلیه مدارس دینی اهل سنت به زیرعلمای قم برودمی توانیداین مطلب راازسایت دعوت واصلاح دریافت کنیدیا روزنامه ندای اسلام رابخوانیدزمانیکه مولوی عبدالحمیدنسبت به این موضوع فریادمی زنند؟علمای اهل سنت جنوب به پابوس رهبرمی روند؟آیادیگرچیزی ازاهل سنت می ماند که بگویندمصلحت اندیشی کرده اند؟
متاسفانه علمای اهل سنت جنوب بعدازشهادت آن بزرگواردیگرهیچ زمان نتوانستندهمگام باجامعه حرکت کنندزمانیکه سرازسوراخهابرآوردندزمان راازدست داده بودندوجامعه درمسیردیگری درحال حرکت بودآنان ایستایی رابرگزیده بودندوحال هرکاری می کنندنمی توانندهمگام جامعه حرکت کنندوبین خودونسل جوان ارتباط برقرارکنندآنان متوسل گشته اندبه جوانان تحصیلکرده ازکشورهای دیگرمثل مالزی و...امانمی دانندکه آنان هم دسپرورده خودآنان هستندآنان افرادی بودندکه دین راتنهاازچهارتاکتاب وبامسجدومدرسه بودن آموخته اندبابودن جوانانی که مثل خودآنان بوده یامثل خودآنان می اندیشندچگونه بتوانندبادیگرجوانان ارتباط برقرارکنندچگونه بتوانندآنان رادرک کنندونیازهای جامعه رابشناسندالبته اینقدرعلمای این مناطق ازخودراضی ومغروربه علم خودهستندکه نمی توانندازدیگردوستان سودببرند؟ برای همین است که می بینیم برای حکومت ایران مهم نیست ونسبت به این مسئله واکنشی نشان نمی دهدچون تفاوتی چندان بین تحصیلکرده مالزی یاطلبه ای که دراین تحصیلکرده دیده نمی شودتنهاشایداوکه درمالزی خوانده انگلیسی اوخوب شده تا مطالب خبری که درجهان برضداسلام است رابه فارسی برگردانده ونقدکندودیدگاههای جدیدحول موضوعات زن و...بیان کندوموردتحلیل قراردهداماآیااین افرادمی تواننددرس توحیدوآزادی بدهندآیااخلاق وتفکرتوحیدی دارند؟ آیامی توانندحرکت های توحیدی ایجادکنند؟آیامی توانندبه انسانهاآزادی واخلاق بدهند؟
بایدگفت : 1- علمای موجودورهبران منطقه اهل سنت جنوب گندیده وپوسیده بدردنخورهستندوجوابگووپاسخگونیستندبایددورریخته شوند2- حرکت وتربیت توحیدی وآزادو..دراین منطقه به چشم نمی خورد 3- این منطقه دارای حرکت هانواندیشانه ومتفکرانه ودارابودن نشریه وپژوهش ومطالعه و......نیست(بعضی ازنشریه های داخلی هم فاقدرهبری درست یاباجریان حرکتی دینی یاپختگی درست است)نمی توانددراین عرصه هاخلاهاراپرکرد 4- به زودی اهل سنت جنوب نابودمی گرددجوانان آنهاازدین گریزانندوتمایلی چندان نسبت به دین ندارنداگرحکومت عوض شودبراحتی دیده خواهدشدکه تمامی این افرادبی دین می گردندحتی آنهایی که دل به آنان خوش کرده اندچون پایه های سست ایمانی دارندفرومی ریزند وتمامی علمای منطقه رادرزباله دانی می ریزندوآنهاراتنهامی گذارندحتی آنهایی که راه توحیدوآزادی ومتفکرانه هم برگزیده اندآنهاراتنهامی گذارندچون درحال حاضرازجامعه این علمااین اشخاص مترودهستند 5 – حکومت ایران باحیله گری وباظلمهاوستمهاوفریبکاری تمام جوانان این منطقه راتوخالی می کندوازتوحیدچیزی به آنهاعرضه نمی گرددومی خواهددین راخلاصه درچهارتانمازوروزه کندوباجایگزینی وآوردن تشیع دربین آنهادرحال نابودکردن وجایگزینی است 6- طلبه های مدارس آنهانه تنهاازلحاظ بارعلمی چیزی برای بیان ندارندوانگارهمان مشکلات نظام علمی ودانشگاه ایران که دچارآن است رادارامی باشد ازلحاظ اخلاقی وتربیتی وایمان واخلاص هم درضعف شدیداست اصلاتربیت واخلاقی دربین آنهاوجودنداردآنهانمی دانندبه چه کسی انسان توحیدی وآزادمی گویندآنهااصلاتوحیددرفعل ندارند7- ازآنجاکه منابع مالی وعلماومدارس دینی اهل سنت جنوب ازافرادی است که درحوزه خلیج فارس درحال فعالیت هستندووابستگی مالی دارنداستقلال فکری وعملی ندارندومعمولاواکنش هاوبرخوردهایی نشان می دهندکه ازروحیه واخلاق اسلامی بدوراست وانگارپولی که بااخلاص وتوحیدی نباشدبه همراه خودرحمت وخیرنمیآورد.7-دراین مناطق مساجدوامکانات وتعدادمدارس دینی وطلبه به اندازه کافی ووافرهست امامساجدی خالی ازجماعت،یاخالی ازنسل جدیدمی بینی نسلی تهی وخالی وانگار....
به مناسبت بازیهای فوتبال اروپا خواستیم جایگاه ونقشی که درحال حاضرورزش درزندگی بشری پیداکرده است صحبت هایی داشته باشیم وببینیم که آیاتوانسته درجهت رشدوسلامتی انسان باشدیابه ضرراوعمل کرده است.
هیچ کس منکراین قضیه نیست که ورزش می خواهدبرای انسان سلامتی،بدنی سالم وتندرست وسرگرمی ایجادکندهرچندکه هدف اصلی ورزش به وجودآوردن این موارداست اهداف ثانویه ای هم ازآن قابل دستیابی است رسیدن به اخلاق درست انسانی یاپیوندوارتباط ووحدت بین انسانهاویادگیری کارهای جمعی و...
حال بینیم این رویکردهاراورزش برای ماداشته است؟درکل بایدگفت :نه!؟چون درحال حاضر ورزش پای خودرادرسیاست وتجارت واقتصادکشانده است.
ورزشی که بخواهدسیاست واقتصادراتحت شعاع خودقراردهدورزش نیست بلکه وسیله ای است دردست قدرتمداران برای بازیهای قدرتمداری خودوبه ضررانسانیت است ورزش بایدتنهاورزش باشددرخدمت روحیه همکاری وجمعی وتعاون ودوستی وسلامتی وسرگرمی وتفریح انسان ونه چیزی بیشترونبایدآنقدر انسانها راتحت شعاع خودقراردهدکه تمامی زندگیشان ورزش شودوبه خاطرمسائل حاشیه ای ازچیزهای مهمتربماننداین ازحداعتدال خارج شدن رابه خوبی درورزش فوتبال می بینیم .
نبایدبه خاطرطرفداری ازتیمی یابازیکنی انسانها کارشان به تنفروزدوخوردبرسدوزندگیشان پرازاظطراب واسترس بگردد.
جامهای جهانی درحالی برگزارمی گرددکه نه تنهادست آوردی برای بشریت نداشته است برضدبشریت هم کارکرده است . ورزشی که بایدبه عنوان وسیله ای درخدمت سلامتی بشرباشدبابرپایی مراسم هایی پرهزینه واسرافی درحالیکه انسانهایی درجای دیگرازگرسنگی می میرندبرخلاف انسانیت است انسانهابایدبه این دیدگاه برسندکه برای سلامتی خودورزش کنندنه برای پولدارشدن افرادی دست به مراسمی بزنندباوجوداینکه می گویندشعارورزش برای رسیدن سلامتی انسان است آیااین حرکت بااین نگاه می خورد؟براحتی مشخص است که این جام جهانی هاواین مسابقات برای سلامتی نیست افرادی می آیندمسائل سیاسی رادخیل آن می کنندباآن تجارت می کننداضطراب واسترس ایجادمی کنندوآنقدرانسانهارامشغول به تماشای آن می کنندکه ازاین می مانندکه این ورزش بایدبرای آنهاباشدنه بادرمعرض تماشای آن ، ودچارشدن به استرس واضطراب،زدوخوردوناراحتی ازهم،درمقابل همدیگرقرارگرفتن ومصرف زمان زیادی اززندگی و.....باشد
(حال بگذریم ازورزشهایی که اهداف اولیه ورزش هم قابل دستیابی نیست وانسان به خودش ودیگران صدمه واردکرده ،حتی اهداف ثانویه مثل خشونت ،عدم رعایت حقوق دیگران ،بانگاه شکست ونابودی فردمقابل پیش رفتن راآموز ش می دهد)
آیازمانیکه مامی بینیم بازیکنان این بازیهای فوتبال برای فریب داوردست به اعمالی می زنندانسانهاراتشویق به فریب وگول برای دستیابی به اهدافشان نمی کنند.آیازمانیکه این بازیکنان اخلاق انسانی رازیرپامی گذارندوازهیچ عمل وتوهینی دربازی خودداری نمی کنندتوانسته که مفیدواقع گردد.آیابازیکنی که درجهت شهرت بدنبال ورزش می رودمی توانددرشدوخدمت خودودیگران باشدیعنی ورزش هیچ!این شهرت مهم است ؟آیازمانیکه طرفداران تیمی باتیمی دیگردرگیرمی شودودعواهابه وجودمی آیدوسلامتی دیگران رابه مخاطره می اندازندوباعث صدمه به خودودیگران می شوندتوانسته درجهت رشدانسانهاباشد؟اصلاطرفداری ازیک تیم چه معنیی دارداین که تیمی ببردیاببازد چه چیزی عایدمامی شوداصلامگرقرارنبودبرای سلامتی باشد؟بردوباخت یک تیم دیگرچیست که مابرای آن تلاش کنیم واین یک امرفرعی است اگرهم ورزش هایی دراین خلاصه می شودونهایت درآن معنی پیدامی کندهمین که نباشدبهتراست؟دربعضی موارداین بردوباختهاتنهاروحیه ناسیونالیستی وملی گرایی راافزایش می دهدوبه انسانهااین راآموزش می دهندکه نژادآنهابرتراست بایدببرداین تنهاتیمی که دوست دارندببردبایددوست بدارندوانگاردوست داشتن به این معنی است وآنقدربه پیش می ببرندکه به هروسیله ای که شده می خواهندببرندوامگارهدف اولیه رافراموش کرده اندواین بردوباخت هدف می شود.......
یادمه دوستمان دروبلاگ کاتالوگ انسان زمانی مطلبی دروبلاگشان داشتندودرآنجاگفته بودندبیاییم نگاه کنیم که چگونه فوتبال جهانی شده وماهم اندیشه ای کنیم تابتوانیم قرآن راجهانی کنیم وعلت هارامی خواستندجستجوکنند؟
بایدسه نکته متذکرشد1-معمولااگرانسان درفضایی آزادبتواندآنچه که براساس فطرت انسانی است ارائه دهدجهانی می شوداما2- هرچیزی که جهانی شدبه معنی درست بودن آن نیست چون انسان هم می تواندبرخلاف فطرت خودانتخاب کندوحرکت کند3-قرآن برای جهانی شدن بایدبه اصل خودبازگرددودوباره زنده بودن خودرابه نمایش گذاردودوباره موردبازبینی وتفسیر،بدون نگاه گذشتگان درآیدموردتحقیق وتدبرقرارگیردوسپس تنهاردرحدشعارنماندوانسانهابه صورت عملی درزندگی خودپیاده سازی کنند
من خوداگروقت داشته باشم وتابتوانم ورزش می کنم اماتماشای آن رااصلادوست ندارم وقت خودراصرف این کاربیهوده سپری نمی کنم چون می دانم چیزی عایدهیچ کس به خصوص خودمن نمی شودوبه جای اینکه بانگاه به یک بازی به ضررسلامتی خودودیگران کارکنم باورزش کردن دررشدوسلامتی خودودیگران می کوشم.
باتماشای این بازیهاسعی نکنیم پولدارهاراپولدارتروفقرارافقیرترکنیم.
مابارهاانسانهای زیادی رااطراف خودمی بینیم که بدون اینکه بیاندیشندچرانسبت به مسائلی که انجام می دهندازآن پیروی می کنندوبدون اینکه راههاوافکاردیگری که اطرافشان وجودداردنگاهی بیاندازندوبیاندیشندهمان راه تکراری خودرامی پیمایند.
انسانهای اطراف مادچارروزمرگی شده اند.آنهادچارکمبودوعدم اندیشه وتفکرهستند.درمقابل اطرافشان به سادگی عبورمی کنندوبدون اینکه راههاوافکاردیگرراببینندنهایت رادرهمان مسیری که درآن قراردارندمی بینند.غل وزنجیرهارابرپاهاوافکارخودبسته اندواگردرذهن آنهااندیشه ای دیگربیایدکه تاحال ندیده اندبه آن اجازه نمی دهندوآن راازذهن خوددورمی کنند.
زمانیکه ازانسانهابپرسندچرااینگونه می اندیشید؟چرااینگونه عمل می کنید؟ بدون اینکه ازپشتوانه ی اندیشه ای برخوردارباشندمی گویندنمی دانم ؟چون همیشه اینگونه بوده ام ؟ چون همه اینگونه اند؟ چون دیگر چیزی رانمی بینم؟
چون اونمی خواهدفکرکند؟!
خودرااززنجیرهافکری آزادکنید؟ به ذهن خوداجازه دهیددرموردچیزهایی که تاحال به آن نم اندیشیده ایدبیاندیشید؟به اواجازه پذیرش بدهید؟ به اوعدم بی تفاوتی بدهید؟ باتفکربه پیش بروید؟
مابرای این موضوع فایلی با نرم افزارپاورپوینت برای شماآماده کرده ایم که این نگاه رابه زیبایی برای شمانمایش می دهد.برای دانلودروی چگونه یک پاردایم شکل می گیرد؟کلیدکنید.
اخطار: امکان دارداگربرای باردوم است که وارداین سایت می شوید(سایتی است که فضای رایگان می دهد،راستش سایت بهتری پیدانکردم) صحفه اول که کلمهDownload رادرخودداردازبین برودوصحفه دیگری بیاید،برای گرفتن فایل دوراه حل دارید1- بادیدن این کلمه سریع روی آن کلیدکنیدتافایل رابگیرید2- به بالاصحفه، سمت راست رفته وروی Skip کلیک کرده تاصحفه حاوی فایل برویدوروی دانلودکلیدکنید؛متاسفانه این سایت هاکه فضای رایگان می دهند،سایت های دیگرهم تبلیغ می کنند.
چگونه یک پارادایم شکل می گیرد؟
546KB
من نمی دانم این اتفاقی است که اطرافمان می افتد
چراماهمیشه به کاری که انجام می دهیم ادامه داده علی رغم این که راه دیگری نیزوجوددارد
تنهابرای دوچیزنمی توان حدی تصورنمود: جهان وحماقت بشر.البته درخصوص مورداول زیادمطمئن نیستم ( آلبرت اینیشتین )
آرش
ببینید بیخودی ملاها قاتل و آدمکش نشدند. به سخنان دبیر کمیته تحقیق و تفحص قوه قضائیه گوش دهید و زاز زار گریه کنید :
http://www.archive.org/details/efshaghari
آیات عظام امامی کاشانی، یزدی، مصباح یزدی، ناطق نوری، فلاحیان، علم الهدی، واعظ طبسی، خزعلی...... و دیگران غارتگران این مردم آخوندزده...
آیت الله های دزد:
http://manshoma.wordpress.com
١- یکی ازآقایان علما آمد گفت یک پسرمعلول جسمی دارم و می خواهم یک موسسه توانبخشی بسازم که پسرم هم زیر نظر خودم باشد. ما هم موسسه را ثبت کردیم. بعد آمد گفت که اقا من ساپورت مالی می خواهم فلان معدن سنگ دهبید فارس را که بهترین معدن سنگ دنیاست به من بدهید. بعد از چند وقت گفت کم است معدن دیگری در زنجان را هم به من واگذار کنید و تا به حال این آقا چهار معدن را تصاحب کرده به بهانه ساپورت یک موسسه توانبخشی. در این زمان دانشجویان با اصرار خواستند که نام این شخص چیست. پالیزار گفت آیت الله امامی کاشانی (عضو شورای نگهبان و یکی از ٤ امام جمعه موقت اما پای ثابت تهران)
٢- آیت الله… آمدند نزد مقام رهبری گفتند که می خواهیم یک دانشگاه قضایی بسازیم برای خواهران در قم. مجوز داده شد. بلافاصله بعد از مجوز رفتند سراغ ساپورت مالی که بله کارخانه لاستیک دنا را مجوزش را بدهید . اقای نعمت زاده هم گفت کارخانه را در ازای ۱۲۶ میلیارد به شما واگذار می کنیم. در حالی که قیمت واقعی ان ۶۰۰ می

