تبليغاتX
؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟...چرا...؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

مذهب تشیع درباتلاق شرک وخرافات1
تاريخ: دوشنبه سی ام اردیبهشت 1387 ساعت :

 

ماقبلابه نقدمذاهب پرداختیم وبه این نتیجه گیری رسیدیم که درواقع دراسلام چیزی به نام مذهب وجودنداردوافرادی که به نام مذهب کارمی کنندنه تنهاکارتوحیدی نمی کننددرحال ساختن بت های جدیددرقرن جدیدهستند.بازهم می خواهیم هرکدام ازمذاهب به صورت جداگانه موردبررسی قرارگیرد.

 

متفاوت بودن مذهب تشیع بادیگرمذاهب اسلامی رامی توان دراین مواردخلاصه کرد1- اعتقادبه امامت وولایت 2- عدل رابه عنوان اصول دین بیان کردن 3- حاجت خواستن ازمرده وامامان 4- صیغه یامتعه 5- توهین وفحش دادن به صحابه وهمسران پیامبر 6- گمراه دانستن وتکفیرصحابه پیامبروهمسران پیامبر 7- متفاوت بودن منابع دینی 8- متفاوت اجراکردن درامورعبادی مثل اذان گویی ،نماز،وضو،روزه،حج و... 9--انجام مراسم عزاداری 10-قبرپرستی واهمیت زیادبه مرده 11- خرافاتی که باتوجه به کتابهای مذهبی موردپذیرش آنهاارائه نگاه می دهد12 – نگاه به اهل بیت پیامبر.(معنی طاهرین درقرآن)

 

مانسبت به اعتقادبه امامت ولایت قبلاکامل مطلب عنوان کردیم ودیدیم که باآیات قرآن متناقض بودودوستی ازتشیع نتوانست درپاسخ آن برآید(به آرشیوموضوعی قسمت امامت وولایت مراجعه گردد)

درموردمنابع دینی هم به نظرم آنقدردرنقداحادیث به آن پرداخته ایم که نمی توان آن رادرنظرگرفت  امادراینجامنبعی دیگرمی خواهیم به دوستان معرفی کنیم

 

نقدکتب حدیث اثرمصطفی حسینی طباطبایی این دوست عزیزدراین کتاب به بررسی روایات ساختگی درکتب تشیع پرداخته است ومنابع تشیع رابه چالش کشانده اند.برای دریافت این کتاب می توانیدبه سایت قرآنیان مراجعه کنید.البته این نسخه باپسوندpdfاست که می توانیدمطلب متنی وویرایشی آن راازکتابخانه وبلاگ ناجی کرددریافت کنید(آدرس هردوسایت درسمت چپ وبلاگم درقسمت پیوندهاوجوددارد)

 

درموردمتعه وصیغه هم درپست های قبلی اشاره رفت که نمی توان آن راازقرآن برداشت کردوبابسیاری ازمنابع تشیع وقرآن تناقض وجوددارد(آرشیوموضوعی قسمت زن)

 

درموردعزاداری هم قبلادرپستی برای رسیدن به خوشبختی گفتیم باتوجه به قرآن نمی توان چنین دیدگاهی راپذیرفت (آرشیوموضوعی قسمت روانشناسی مراجعه گردد)

 

 

اماامروزنسبت به دوامردیگریکی امامت ودیگری عدل می خواهیم مطلبی قیدکنیم تاببینیم می توانیم آن راجزاصول دین  بدانیم

چون این مطلب مستندبه آیات قرآن است بسیارمهم وزیباست حتماازآن استفاده کنید.

 

روی اصول دین کلیک کنید

 

اخطار: امکان دارداگربرای باردوم است که وارداین سایت می شوید(سایتی است که فضای رایگان می دهد،راستش سایت بهتری پیدانکردم) صحفه اول که کلمهDownload  رادرخودداردازبین برودوصحفه دیگری بیاید،برای گرفتن فایل دوراه حل دارید1- بادیدن این کلمه سریع روی آن کلیدکنیدتافایل رابگیرید2- به بالاصحفه، سمت راست رفته وروی Skip کلیک کرده تاصحفه حاوی فایل برویدوروی دانلودکلیدکنید؛متاسفانه این سایت هاکه فضای رایگان می دهند،سایت های دیگرهم تبلیغ می کنند.

 

اصول دین ازنظرقرآن ومستندبه آیات قرآن

342kb

 

مجموع گزینه های بالاقسمت هایی همچون نحوه اجرای امورعبادی،توهین وفحش وتکفیرو...رانفی می کند.بااین وجود:

 

 

اگردوستانی مطلبی جامع وکامل نسبت به مطالب قیدشده می شناسندمعرفی کنندتادروبلاگم قیدکنم

قابل ذکراست که مواردبین شده راتنهامذهب تشیع راشامل نمی شود.بسیاری دیگرازمذاهب حتی درون اهل سنت هم وجودداردکه بایدخودراازآن دورکنندچون قرآنی ودینی نیست.

 

ادامه دارد......

 

نوشته شده توسط محمد | موضوع: مذهب تشیع درباتلاق شرک وخرافات | لينک ثابت |
نگاهی برنظردوستان 39
تاريخ: دوشنبه سی ام اردیبهشت 1387 ساعت :

 

یوسف

فوق العاده است منتظرت هستم بهم سر بزن

 

شیوا

منبع فتوا شیخ الاسلام: <اقتضائ الصراط المستقیم.تحقیق/ناصر العقل ط1404ه ج 1 ص 418 419 >

 

عابر

دوست عزیز محمد

ممنون از حضور سبزت در وب راه ما

اما شاید امروز حوزه های علمیه ما به سمت سوی قدم بر می دارد که
استقلال فکریش را از دست داده است و هر عالم دینی که بخواهد در اجتهاد خود ثابت قدم باشد زود ................

و با این حرفها نمی شود انسان سازی کرد

عابر

 

 

ادبیات و سینما

درود

" اگر ميان دو دل هست دوستي بقرار

نمي شوند بآمد شد خبر محتاج "

== سينمای ایران در اردیبهشت 87 == محمد جان آپ كردم . منتظرم
سپاس

 

 

 

أمة الله: نظربرمن دین تورانمی خواهم

السلام عليكم

خوندم ولى سخن د. شريعتى بود كه!؟

به هر حال نااميد هم نباش اين سخن قرآن را بگیر :

قال ومن يقنط من رحمة ربه الا الضالون

سورة الحجر - الآية 56

و جز گمراه شدگان کسی از رحمت خدایش ناامید نشود!

 

راستی موضوع جالبم را حتماً بخوان!

 

 

فرشته

من بروزم افتخار نمیدید؟

++++++++++
دوست عزیز
با تشکر از توضیح بسیار جامع جنابعالی که زحمت کشیدید. با اجازه شما باید عرض

کنم کلا امکان در ج رویداد های 200سال پیش در امروز با توجه به وجود این همه

سند غیر قابل انکار امری است خیلی سخت .حالا در 1400سال پیش با توجه به

عدم وجود سند های محکم و غیر قابل شک. آن رویداد ها و تاریخ را بااین جدیت نمی

توان به آن اتکا کرد وآنرا به عنوان یک اعتقاد غیر قابل شک پذیرفت و بکار برد و برای آن

سرو دست شکست.

 

 

 

نغمه: نظربرمن دین تورانمی خواهم

سلام
مطالب بسیار جالبی بود.
موفق باشید.

 

 

 

بهرام فرزان :نظربرمن دین تورانمی خواهم

 

بادرود ،
حقایق را نوشتید ، اما کجاست آن چشم بینا !؟

باور یک بیماری لا علاج است ، که بدرازای قرون و بنام خدا ی بر اذهان عوام الناس القا شده است برای رهایی از چنگش دو راه بیش نباشد :
1- شرایطی فراهم شود تا بلطف پرورش اذهان و خواست باطن اجتماع بیدار آگاهی عام گردد و خرد جای ایمان کور پر نماید ، که متاسفانه زمانه ها طول کشد !
2- قدرتی باشد که تمام جهال چون ددان موذی سمپاشی شوند که اینهم در خور انسان ها نباشد . موفق باشید

 

 

 

أبوريحانه

باعرض سلام وبلاگ (کتاب خدا) را در لیست وبلاگها خویش قرار دهید

متشکرم

 

 

أبوريحانه:نظربرآیا برای چالشات دین اسلام پاسخی هست؟

باعرض سلام شما پرسیده بودید آیا برای چالشات دین اسلام پاسخی هست؟
و آیا می شوید اسلام بعنوان دین پذیرفت؟ وووووو

درجواب شما برادر عزیز ومهربان عرض نمایم بله بله بله تا هزاران بار بله

هر شبه وسوال دارید به وب سایت ما بفرستید وجوابش را در وبلاگ (کتاب خدا) بخوانید

متشکرم

 

عابر:نظربرآیا برای چالشات دین اسلام پاسخی هست؟

سلام بر محمد عزیز

محمد جان این چند باری است که می فرماید عابر از محتوایی وب چرا اطلاعی ندارد
اما دوست عزیز

من به نوشته های که زدهای و نظراتی که در مورد ان مطلب می زنند اظهار نظر می کنم نه ....

اما این هم حرف خوبی نیست که بگو ید ( وب چرا) همه چیز را به چالش میکشد
(وب چرا حق دراد که همه چیز را به چالش بکشد اما نه با فحش و نا سزا گویی

یاحق عابر

 

 

رازگو بلوچ:نظربرآیا برای چالشات دین اسلام پاسخی هست؟

از دردي مشترك مي ناليم. منتها من به يك جامعه كوچك مي پردازم و در همه موضوعات و شما به جامعه اي بزرگ با يك موضوع. همديگر را تبليغ كنيم و بشناسانيم.

 

 

نغمه :اثبات آیات قرآنی بااستفاده ازریاضی وعلوم تجربی

سلام
بله استاد ما این مطلب رو گفته بودن که اگر ما بتونیم همین الان با سرعت زیاد از زمین دور بشیم دید ما نسبت به کسی که روی زمینه فرق می کنه مثلا می تونیم تاریخی که توی کتاب نوشته شده و تموم شده رو ببینیم.

ما دو پله پیش رو داریم پله عقل و پله عشق کسی که صرفا روی پله عقل بمونه می شه ربات یه کسی مثل بازرس ژآور و کسی که فقط رو پله عشق بمونه دیونه و شیدا می شه ما باید از پله عقل عبور کنیم و به پله عشق برسیم و این دو مکمل هم هستند. و برای درک خداوند و نشانه هاش نمی شه رو پله عقل موند و فقط چرا و چگونه کرد باید عبور کرد و روی پله عشق به درک رسید کسانی که به نتیجه نمی رسن افرادی هستند که این عبور رو ندارن. هر دوی اینها لازمه هم عقل هم درک

قبل از اینکه علم ثابت کنه استاد ما همیشه می گفت هر ذره ای شعور داره و خوشبختانه از نظر علمی هم ثابت شد که حتی مولکولهای آّب شعور دارن و عکس العمل نشون می دن.من خودم امتحان کردم که وقتی با اجسام حتی به ظاهر بی جان با احترام برخورد می کنم و حتی از یک خودکار به خاطر کمکش تشکر می کنم کارایی جسم فرق می کنه و احساس بهتری نسبت به اون دارم.ما باید به تک تک ذرات هستی احترام بگذاریم متاسفانه ما انسانها خودمون رو خیلی بزرگ می بینیم درحالی که استاد ما می گه اگر از بابت شرح وظایف بخواهیم حساب کنیم ما حتی از حیوانات درجه پایین تری داریم چون یک حیوان لااقل چیزی که به عهده اش گذاشته شده تمام و کمال انجام می ده اما انسان حتی به وظایفش عمل نمی کنه چه برسه به این که بخواد بیشتر از اون هم کار کنه.

به هر حال به نکات جالبی اشاره کردید. بلکه تلنگری باشه برای تفکر بیشتر

موفق باشید.

 

 

عبد الله

جزاک الله خیرا.

 

 

سبحان: اثبات آیات قرآنی بااستفاده ازریاضی وعلوم تجربی

 

سلام واقعا قشنگ و باکلاس و علمی گفتی

وبلاگ ما ماله یه مدرسه هست خوشحال میشم اگه یه سر بزنید

 

 

عابر

سلام بر دوست عزیز محمد

با این عنوان به روز هستم

امروزه در حکومت دینی ما يكي از كيفرهاي متداول زندان است . آيا زندان در اسلام وجود دارد؟ و آيا به



عنوان حد است يا تعزير و يا غير آن ؟ واین مسئله قابل کنکاش است .



آيا زندان در اسلام وجود دارد؟



آيا زندان به عنوان حد است يا تعزير و يا غير آن در سیره پیامبر بوده است ؟



آیا برای مخالفان سیاسی در زمان پیامبر حد یا زندانی وجود داشت ؟



آیا در قران واحادیث و متون دینی برای جرم سیاسی حدی قرا داده شده است ؟

منتظر قدم سبزتان هستم

X


نظر شما

 

 

 

آغاز

¸.•*´¨`*•.¸¸.•*´¨`*•.¸¸.•*´¨`*•.¸¸.•*´¨`*•.¸¸.•*´¨`*•.¸
::::::(\_(\::::::::(\_(\:::::::(\_(\::::::(\_(\::::::::(\_(\:::::::::::
::::::(=' :'):::::::(=' :')::::::(=' :'):::::(=' :')::::::(=' :'):::::::::
::.::::(,('')('')::::(,('')('')::::(,('')('')::::(,('')('')::::(,('')(''):::::::
¸.•*´¨`*•.¸¸.•*´¨`*•.¸¸.•*´¨`*•.¸¸.•*´¨`*•.¸¸.•*´¨`*•.¸

سلام
وب جالبی داری
خوشحال میشم گوشه چشمی به ما بندازی
سوختن شمع را باور نداشتم تا زمانی که ××× وجودم از عشقتو همچو شمع سوخت

¸.•*´¨`*•.¸¸.•*´¨`*•.¸¸.•*´¨`*•.¸¸.•*´¨`*•.¸¸.•*´¨`*•.¸
::::::(\_(\::::::::(\_(\:::::::(\_(\::::::(\_(\::::::::(\_(\:::::::::::
::::::(=' :'):::::::(=' :')::::::(=' :'):::::(=' :')::::::(=' :'):::::::::
::.::::(,('')('')::::(,('')('')::::(,('')('')::::(,('')('')::::(,('')(''):::::::
¸.•*´¨`*•.¸¸.•*´¨`*•.¸¸.•*´¨`*•.¸¸.•*´¨`*•.¸¸.•*´¨`*•.¸

 

 

 

یکی

سلام..خسته نباشید
میخواهم بگویم که حداقل من یکی با توجه به قالب وب لاگتون و عدم نظم حوصله خواندن مفید مطالبتون را ندارم.
آیا بااینکه دارید زحمت ارائه مطالب به خود میدهید ، لازم نیست دست به سر و روی وب لاگتون بزنید؟!
موفق باشید

 

 

 

 

 

عبد الله

پس راه اندیشه وتفکربرای همه بازاست وکسی نمی تواندبا ..... درمقابل اندیشه بایستد!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
یرحمک الله.

 

عابر

سلام برمحمد عزیز

محمد جان مطلبت را کپی کردم تا بخوانم

اراتمند شما عابر

به وب ما هم سر بزن

یاحق عابر

 

 

 

 

فرشته

اين آقا صبح تا شب خلاف

رسالت رسول اله عمل می کرده . اصلا اين حرفها نيست كه

بعد درست كردند خلفاي راشدين كدام راشدين؟ اینها همش انحراف ایجاد كردند !! راشديند که نبودن هیچ!!

عامل تمام انحرافات دردین .همین ها بودن که تحریف انجام دادن در این دین. حتی در زمان خود رسول اله

هم اینا نمی گذاشتند این وجود مبارک بعضی مطالب را عنوان کنه . بنده با اين بضاعت بسيار كم در تاريخ

ميتونم نشون بدم اين چهره ي


خلفاي راشدين چه جنايتها كه نكردند. البته عواطف ديني ايجاب ميكنه، كه انسان بره در خونه ي فاطمه ي

زهرا. هي نقل ميكنند روی صفحه

ي قرآن عثمان كشته شده. از بس خلاف کرده بود. خودش و دار و دسته شون، اين حرفها به اين آدم

نمياد.که بوئی از رسالت رسول اله برده باشد. اين عين اين است كه سني رو در مقابل

شيعه درست كرده اند.

سني يعني پيرو پيغمبر. و شيعه يعني پيرو علي. و گفته اند كه سني به معناي واقعي يعني سنت خلفا. يعني

همين چپاولگري و آدمكشي ها و خيانتها و ایجاد انحرافات در دین .این کم جنایتی نبوده که کردن هر چی

رسول اله گفته عکسش را عمل کردن ما هم متاسفانه از همان انحرافات داریم پیروی می کنیم ما هر چی

مشکل داریم ازاین ناحیه است کسی هم جرعت نداره جیک بزنه!! میشه اختلاف ایجاد کردن. آقایان من می

گم این دین رحمت است غیر از این دین دچار انحرافات از طرف همین جنایت کار هاست و لاغیر

 

 

اهل سنت

سلام
پست های جدید
در پناه حق
اخلاق اسلامی فراموش نشود

 

 

مظلوم

وبلاگ صحاح. بلوگفا در نظر دارد کتب صحاح بخاری و مسلم را نقد وبررسی کند
از نظرات شما هم استقبال میکند

 

 

سعید ایزدپناه

سلام بر دوست عزیز
وبلاگ بسیار جالبی دارید و بسیار آموزنده .
اگر این امکان برای شما وجود دارد مطلبی در مورد نژادپرستی و اندیشه نژاد برتر که امروزه در برخی از کشورها بخصوص ایران به طرز بسیار خطرناک و مهلکی شایع است بنویسید.

 

 

آرش: نظربرجایگاه مسجددرعصرامروزچگونه می توان تعریف کرد

به گمان من مساجد باید به کانون های فرهنگی و علمی تبدیل شوند و علاوه بر استفاده بزرگسالان، دبستان ها و دبیرستان های هر محل را پشتیبانی کنند. مثلا در پشت بام آنها بجای گنبد، تلسکوپ برای تماشای ستارگان... نصب شود. به وسایل آزمایشگاهی آموزشی برای نشان دادن پدیده های علمی... کامپیوتر... میکرسکوپ... مجهز شوند. سالن اجتماعات... تاتر....و غیره! ببینید چقدر فضای آموزشی به کشور اضافه خواهد شد که الان برعکس راکد افتاده است و اگر هم استفاده ای می شود برای کشتن مغز مردم توسط آخوند های جاهل است!

 

 

نغمه :نظربرحسادت وبرتری حقوق اندیشی

سلام
حسادت نتیجه بینش های غلط است
اگر هر فردی به این درک برسد که جامع انسانی مثل بدن یک انسان است و هرکس سلولی از این بدن واحده و هرکس در حالی که کار خودش رو انجام می ده روی کار دیگری هم تاثیر گذاره اونوقت دیگه کسی به وجود خودش صدمه نمی زد و کسی به سلول کنار دستی اش حسادت نمی کرد.

 

کربلاکعبه دلها:نظربر بحرانی به نام سکس2

سلام
من همه جوره پایتم فقط بیا یه تیم تشکیل بدیم و با قدرت کار کنیم...

 

 

محمد: باعرض سلام خدمت تمامی دوستان وتشکرازاعمال بازیددنظاتشان . درموردعابرعزیزمن کی دوبارگفتم که مشاازمطالب وبلاگ چرابی اطلاعیدمن تنهیک باراین راگفته ام  اصلامن کی نسبت به شماازفحش استفاده کردم ازخودمن مطلبی نمی بینیدکه نسبت به کسی یافکری ازفحش استفاده کرده باشم شایدحرف تندی زده باشم امافحش نه؟درمورنغمه عزیزبایدبگویم ماده شعورنداردواین واکنشات چیست؟هنوزمانمی دانیم واین علم درابتداوجوانی خوداست . درموردفرشته من قبلانسبت به صحبت های ایشان حرف های خودم رازده ام.درمورددوست عزیزسعیدایزدپناه بایدبگویم به چشم!به زودی دراین ارتباط هم مطلب می گذارم.درموردآرش عزیزهم کمال تشکردارم که مرتب نسبت به تمامی مطالب من اعمال نظرمی کنندوخودراازمامحروم نمی کنند.درموردکربلاکعبه دلهابایدبگویم اگرمن نسبت به این موضوع می توانستم قوی کارمی کردم وکسی راهم نمی شناسم که بیایدوقوی روی این موضوع کارشود.بقیه نظرات دوستان فعلاقیدنشده تازمانیکه نسبت به مطالب قیدمطلب شد،ذکرگردد.

 

 

____8888___88888888___8888_
___888888_8888888888_888888___
___888888888888888888888888___
___888888888888888888888888__
____8888888888888888888888__
_____88888888888888888888__
_______8888888888888888___
_________888888888888____
______________**___________
____####______**______####_
___#######____**____#######
____#######___**___#######_
______######__**__######__
*•. .•*..*•. .•*..*•. .•* *•. .•*..*•. .•*.*•

 

 

نوشته شده توسط محمد | موضوع: نگاهی برنظردوستان2 | لينک ثابت |
حسادت وبرتری حقوق اندیشی
تاريخ: یکشنبه بیست و نهم اردیبهشت 1387 ساعت :

 

حسادت وحسودبدترین وجه اخلاقی انسان است که نه تنهاانسان رابه وادی مرگ می کشاندجامعه راسوق به نابودی می کشاند.حسودکسی است که به این موردنرسیده است که خداوندبرای اینکه انسانهادرکنارهم بتوانندزندگی کنندتفاوت استعدادی ورحمتی بربندگان خودقائل شده است وارزاق راتقسیم کرده است .برای همین همیشه حرص می خوردومی خواهدرحمتی که ازجانب خدابه انسانهاداده شده است رانابودکندواگرتوانست که ازخوشحالی سرازپانمی شناسدواگرنتوانست همیشه باخودخوری خودرادچارعذاب می کند.

چراانسان به حکم ورضایت خداراضی نیست .چراعمری رابه جای اینکه دررشدخودبکوشدبادرفکرنابودی دیگران نه تنهادیگران راازرشدبازمی داردخودراهم ازرشدبازمی دارد.انسانهاکه تنهادراین دنیازندگی نخواهندکردوداشتن نعمتی دلیل بربرتری یک فردبردیگری نیست بلکه تنهاتقوا،انسان رابرترمی کندوهرچه انسانی براساس نعمتی که خدابه اوداده بهترتقواراپیشه کندبرتراست نه داشتن نعمت بیشتر،که اوبخواهدبه دلیل نداشتن نعمتی فردی رانابودکند.بایداین رابداندانسانهابه همدیگرنیازمندندودررشدهمدیگرشریکندواگرفردی رانابودکنی درواقعیت خودرانابودکرده ای.

 

چگونه حقوق اندیشی دراسلام وجودداردنه تکلیف اندیشی؟

 

دراین موردمفصلاقبلاتوضیح داده شد(آرشیوموضوعی نگاهی نوبه قرآن) بله؟!اگرانسانی درفکرنابودی دیگران باشدخودازرشدبازمی ایستد.انسانی که جلوی رشددیگران رانگیرددرواقعیت به خودکمک کرده است وراضی بودن به رضایت خداوندی وکمک به آن فردتابهتررشدکند.درواقعیت توانسته جامعه رارشددهدمثل آن فردبه انسانهاخدمت کندودررشداوهم شریک باشد. برای همین زمانیکه انسانهابه همدیگرکمک می کنندوگزینه هایی مثل فداکاری،گذشت،ایثار،اخوت وحس مسئولیت و.... راانجام می دهددرواقع می داندبرای خودداردانجام می دهدوبه نحواحسن انجام می دهدوبه فردحسادت نمی ورزدودرزوال اونمی کوشدیااینکه منت برسراونمی گزاردچون می خواهددرحق خودکاری انجام دهدنه دیگران؟!درواقع درروحیه تکلیف اندیشی فردچون برای دیگران کارمی کندنه برای خودچندان تمایلی نداردواحساس اجبارمی کندامابااین روحیه می داندکه نمی تواندمنتی برسرافرادبگذاردچون درواقع می خواهدبه حقوق خودبرسد

ماحتی چیزی بانام اینکه مسائل مطلق شخصی هم نداریم چون انسانهابه هم وابسته هستندودررشدوتکامل هم شریکنداگرفردی به خودش ضربه بزندوروحیه ای غیرانسانی مثل حسادت داشته باشدبه کل جامعه ضررمی رساندمثلافردی نمی تواندبگویدنمازنمی خوانم چون مسئله شخصی است چون درواقع باضربه زدن به خودازروحیه انسانی فاصله می گیردموجب می شودروی جامعه موثرافتدچون داردبااین جامعه زندگی می کندودوباره این ضرربه خوداوبازمی گرددوضربه به اومی خورد(بازتاب اعمال)برای بازشدن این مسئله چندمثال می زنیم (البته ماقبلادرمطلب رازتاحدودی این موردپرداختیم) زنی که می خواهدسکسی درجامعه زندگی کندوبگویداین یک مسئله شخصی مطلق است بااین کارش باعث می شودکه آن جوان هم به حکم نوع آفرینش تحت تاثیرقرارگیرد(مگربگوییم انسانهایی آنقدرازلحاظ انسانی وفکری وایمانی دردرجه ای باشندکه درهیچ حالتی تاثیری نداشته باشداماهمیشه تمامی انسانهااینگونه نمی شوند)آن فردچندواکنش نشان می دهداگربتواندبه طرف آن زن کشیده می شودوسعی می کندمالک آن زن شده وبرای آن زن دردسردرست کنداگرنتوانست برای اوعقده می شودومشکلات ذهنی وفکری وصدمه خوردن آن فردازراههای دیگر،سپس نوبت اومی رسدکه اوتاثیرخودراروی جامعه گذاشته مثلا کارهای خودرابه نحواحسن انجام ندهدمثلا بامشغول بودن ذهنش به این مسئله رانندگی راخوب انجام ندهدوبه یکباره همان خانم جلوی اوسبزشودوبااوتصادف کند.این حکم برای حسادت هم صحیح است انسانی که راه حسادت راطی می کندبه خوداوبرمی گردد.

البته این موردقابل ذکراست بعضی ازمسائل که حالت شخصی بودن آن بیشتراست وقضاوت کردن آن نسبت به انسانهابرای آن مشکل است که بخواهدنسبت به آن حکمی ارائه دهدوقانونی بیان کندیااینکه مواردی است که نمی توان باجبروزورانسانهاراوادارکردوباعث می شودکه بدترموضوع شودچون رعایت بعضی مواردبایدآزادانه باشدتاتاثیرمثبت خودرابزاردوگرنه زورموجب می شودکه واکنش عکس داشته باشدوبه حکم جامعه نمی توان آن تاثیرراداشت وهمان فردکه به زورموظف به انجام کاری شده برای اوعقده شده وتاثیرمنفی رامثل قبلی برروی جامعه می گزاردوبرای بعضی مواردتنهاکارفرهنگی می خواهد.انسان زمانیکه به دیگران محبت می کنددرواقع خودرادوست داردوخودنیازمندمبحت است چون بادوست داشتن ومحبت کردن به دیگران موجب می گردددیگران هم به اومحبت کنندیاازضربه زدن به اوخودداری کنند.یک مثال دیگر:اگرفردی دررشدوشکوفایی افرادنکوشدآنهاهم دررشداونمی کوشنداگرفردی به قفراکمک نکندوجامعه راازفقروبدبختی نجات ندهددرواقعیت به زودی دزدهایی درجامعه به وجودمی آیدکه امنیت وآرامش راازاوسلب می کنند.

 

نوشته شده توسط محمد | موضوع: روانشناسی | لينک ثابت |
جایگاه مسجددرعصرامروزچگونه می توان تعریف کرد
تاريخ: شنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1387 ساعت :

 

وچه کسی ستمگرترازکسانی است که نگذارنددرمساجدواماکن عبادت خدا،نام خدابرده شود،ودرویرانی آنهابکوشند؟شایسته اینان نبودکه چنین بکنند،بلکه میبایست جزخاشعانه واردآنهانشوند.بهره آنان دردنیازبونی وروسوایی ودرآخرت عذاب بزرگی است(سوره بقره آیه114)

 

مسجدهامختص پرستش خداست وکسی راباخداپرستش نکنید(سوره جن آیه 18)

 

 

باتوجه به اینکه زمانی مسجدپایگاه سیاسی واقتصادی وفرهنگی ووحدت بوده است امادرعصرحاضراین مواردبه عهده نهادهای مختلف گذاشته شده است .هرچندباپیچیدگی هادنیای امروزنمی توان آن رابرعهده مساجدگذاشت وبرعکس گذشته دیگرنمی توان آن رابه عنوان چهره سیاسی ،اقتصادی،اجتماعی،تربیتی عنوان کرد درضمن درقالب مسجدقابل اجرانمی باشد.

به نظرمن باتوجه به سوره جن ،مسجدراتنهامی توان مکانی به عنوان عبادت خداوبرگزاری نمازورازونیازونیایش یافت ومعرفی کردودرگذشته هم براساس نیازآن زمان وپیچیدگی هاونیازهای  آن زمان ،مسجدنهادی بودکه دیگرگزینه هارادرخودجای داده بود.

شمامخاطب عزیزآن رادرچه معرفی می کنید.شمامسجدرادرعصرامروزچگونه معرفی می کنید؟به نظرشمامی تواندنقش گذشته خودراهم ایفاکند؟نقش مسجددرزندگی بشری چگونه است؟چگونه جایگاهی می توان برای مساجدتعیین کرد؟

 

نوشته شده توسط محمد | موضوع: چرا؟ | لينک ثابت |
آیامی توان نمازرابه شکلی که ارائه می گرددقبول کرد؟
تاريخ: یکشنبه بیست و دوم اردیبهشت 1387 ساعت :
 

نمی دانم چقدرفضابازاست تااین پست راقیدکنم چون مسلمانان بگونه ای تربیت شده اندکه ازروحیه قرآنی وحقیقت گرایی وجستجووتحقیق بدورندبااین وجودبه حکم همان قرآن بیان می کنم.امیدوارم ازنااهلان مصون بمانم.

 

کل آیات قرآنی که درموردصلاه ومشتقات آن است بدین قراراست:

آیات 3، 43، 45، 83، 110، 153، 157، 177، 238، 277 سوره بقره- آیات 43، 77، 101، 102، 103، 142، 162 سوره نساء – آیات 6، 12، 55، 58، 91، 106 سوره مائده – آیات 72، 92، 162 سوره انعام – آیه 170 سوره اعراف- آیات 3، 35 سوره انفال – آیات 5، 11، 18، 54، 71، 99، 103 سوره توبه – آیه 87 سوره یونس – آیات 87،114 سوره هود- آیه 22سوره رعد- آیات 31، 37، 40 سوره ابراهیم – آیات 78، 110 سوره اسراء – آیات 31، 55، 59 سوره مریم – آیات14، 132سوره طه-آیه73 سوره انبیاء-آیات 35، 40، 41، 78 سوره حج- آیات 2،9 سوره مومنون- آیات37، 41، 56، 58 سوره نور – آیه3سوره نمل- آیه45 سوره عنکبوت- آیه31 سوره روم- آیات 4، 17 سوره لقمان – آیه 33 سوره احزاب- آیات18، 29 سوره فاطر- آیه38 سوره شوری- آیه13سوره مجادله-آیات9،10سوره جمعه-آیات21، 22، 34 سوره معارج- آیه20 سوره مزمل- آیه5 سوره بینه- آیه5 سوره ماعون

 

1- آیاتیکه این بیان می کنددرآیین گذشته هم نمازبوده است ونمازبرگزارمی کرده اندالبته این موردهم نگفته است که نمازآنهامتفاوت ازنمازمسلمانان بوده است مثل 83بقره،12مائده،162ابراهیم،87یونس،87شعیب،55مریم،5بینه و...

 

2- آیاتیکه روش ومواردی که بایدقبل وحین آن بایداجراشود.مثل239بقره(روش برگزاری به صورت پیاده یاسواره)43نساء(زمانیکه مست یاجنب هستیدبه نمازنزدیک نشوید-گرفتن تیمم درصورت نبودن آب باقیدجزئیات آن)101نساء(کوتاه کردن درنمازدرصورت نمازوترس)102نساء(خواندن نمازدرحال جنگ) 103نساء(درهرحالتی ازنشسته،ایستاده و..برگزارکنیددرحالت ترس)6مائده (گرفتن وضووتیمم باجزئیات آن)110اسراء(آهسته یابلندنخواندن نمازبلکه مابین آن خواندن)

 

3-نمازوقت معلومی داردوزمانهای آن مثل238بقره(نمازوسطی)103نساء(داشتن وقت معلوم)114هود،78اسراء(ازبرداشت این دوآیه زمان نمازبه پنج زمان مشخص می شود) 9،10جمعه(برگزاری نمازجمعه)

 

4-نمازونقش آن درزندگی بشرمثل45و153بقره،45 عنکبوت،21و22معارج(این دوآیه باتوجه به آیت قبلش)این آیات برای رسیدن به خوبی هاودوری ازبدیهاوداشتن صبروبالابردن تحمل نمازبیان می کنند

 

5-همه چیزنمازدارندهرچیزی که خداآفریده مثل 41سوره نور

 

6-داشتن اذان قبل ازبرگزاری نمازجمعه9،10جمعه (البته به بیان روش بیان اذان نپرداخته است)

 

7- نوع برخوردمنافقین بانمازوسستی وکاهلی دربرگزاری نماز مثل142نساء- 54توبه

 

8-خواندن نمازشب20مزمل وخواندن آن براساس توانایی

 

9-روش برگزاری نمازکافران35انفال(سوت زدن وکف زدن)

 

10-ساختن مساجدبه عهده نمازگزاران18توبه

 

11-نمازبرمومنان ،فرض دراوقات معلوم است مثل 103نساء

 

 

بررسی آیات:

 

بررسی این آیات بدون استفاده ازاحادیث است واحادیث دراین پست جایگاهی نداردواگردوستانی صحبتی دارندبراساس آیات قرآنی صحبت کنند.

 

1- باوجوداینکه قرآن وضویاتیمم راباجزئیات آن بیان می کندامانسبت به نمازاینگونه واکنش نشان نمی دهدباوجوداینکه نمازیکی ازمهمترین عبادیات است به طوریکه هیچکدام ازعبادیات دیگر(مثل زکات،روزه،حج و..)به اندازه نمازآیات رادربرنمی گیردوموردبررسی قرارنگرفته است .حتی زکات که معمولادرکنارنمازذکرشده است، بااین وجودتعدادآیات نمازبیشتراست.یعنی باوجوداینکه اینقدرنمازمهم است حتی مهم ترازوضو،وضویی که مقدماتی وآمادگی برای برگزاری چیزمهمتریعنی نمازاست. چراخدابه جزئیات نمازنپرداخته است چون ظاهراجزئیات نمازبرای خدامهم نبوده است بلکه چیزی که مهم بوده است خواندن نمازبوده است. برگزاری ساعاتی ازروزبرای نیایش فردبه سوی خالق خودوروبه درگاه اوآوردن ولحاظاتی رابرای سپری کردن فکروذهن خودبه سوی اووخالی کردن ذهن ازچیزهایی که به آن می پردازد.یابه عبارتی گفته می شوددعاومراجعه به خداودوستورات خدا واینکه خدادربقیه مواردتاثیرخودرابگذاردونقش خدافراموش نشود.

 

2- اذان تنهابرای برگزاری نمازجمعه ذکرشده است وانگاربرای بقیه نمازهاچندان مهم نبوده است واگرهم بخواهیم برای بقیه نمازهاذکراذان داشته باشیم این مهم است که اذانی باشدوبازهم این اذان برای خدامهم نبوده است که چگونه باشدتنهابرای اینکه مردم رابرای برگزاری نمازمتوجه کنیم .برای همین گفتن اذان چیزی بوده که پیامبرباتوجه به مردم عصرخودساخته است تامردم رامتوجه اذان کندوماهم می توانیم ازآن گزینه استفاده کنیم چون مشکلی درآن نیست وبرای اینکه اختلافی پیش نیایدامابااین وجودواجب نیست که برای اذان گویی روش پیامبردرپیش گرفته شود،باوجوداینکه امکان دارددرجاهایی اصلاامکان خبرکردن ازاین روش کارسازنباشدونیازمندبه وسیله های دیگرباشد.البته درمورداقامه که اصلابه آن پرداخته نشده است که بازهم فرقی نداردبرای همین مهم نیست که باچه بیانی اذان گفته شود.فقط نبایدگفته هاوبیان هامخالف قرآن باشدیاشرک آلودباشدمثل بیانی که مذهب تشیع برای اذان گویی دارد.

 

3- ازآنجائیکه جزئیات نمازبرای خدامهم نبوده است یاروش برگزاری آن .درنتیجه به نظرمن هرفردی باتوجه به نیازروحی وروانی خودبایدنمازرابخواندوخودرامتوجه خداکندوهیچ نیازی به این نیست که حتمانمازرابه زبان عربی بخواند.یاتعدادرکعات آن براساس چیزی باشدکه عنوان می شود.احتمالاپیامبربراساس روحیات وشناخت جامعه ونیازمندی جامعه نمازرابه این شکل بیان کرده اندوالزامی دراین نیست که حتماآنگونه برگزار شودوهمان طورکه قبلا گفته شدباتوجه به مهم بودن آن درآیات قرآنی ازذکرجزئیات سرباززده است.البته بایدتوجه داشت روش برگزاری آن بایدبه حالتی نباشدکه شرک آمیزباشدومخالفتی باآیات قرآنی داشته باشد.ماتنهادلیلی که می توانیم برای خواندن نمازمثل گذشته داشته باشیم جلوگیری ازاختلافات بیشتراست نه به عنوان دستورخداوندی دانستن.

 

4-برای خواندن نمازبایدروبه قبله شودالبته این برداشت ازآیات نمازنمی شودبلکه ازآیات دیگری مثل144و149و150بقره و...که حتی درمسجدهم بایداینگونه باشد29اعراف البته باتوجه به همان آیه قبل این برداشت می شود.

 

5- درهیچ کدام ازآیات الزامی برجماعت خواندن یادرمسجدخواندن نیست.تنهابرگزاری درنمازرابیان می کند114بقره یعنی می شودمکانهایی برای برگزاری نمازداشت. تنهانمازی که ظاهرابیان ازجماعت است نمازدرحالت جنگ ونمازجمعه است.

 

6- نمازهای سنت درقرآن نیست والزامی برخواندن آن نیست اماهرفردی می تواندبراساس شرایط روحی وروانی خودبیشتربخواندونمی توان برهمان تعدادیاروشی که ازنمازهای سنت ارائه می گردداکتفاداد.هرچندکه به نظرمن بعضی ازنمازهای سنت مثل خواندن نمازمیت بایدحذف شودچون ضروروتی برآن نیست وباتوجه به اینکه برمرده خوانده می شودامکان مشکل سازبودن رادارد.

 

7-تنهانمازی که براساس توانایی خوانده می شودنمازشب است ومهم بودن آن به این خاطراست که ازآنجائیکه دردل شب، سکوت برهمه جاحکمفرماشده وانسان ازتمامی کارهاخودرافراغت داده است وموردی دراطراف اونیست که مزاحم اوگرددهمان طورکه انسان درآرامش شب می خوابدوبه استراحت می پردازدبهترمی توانددراین فرصت باخالق خودارتباط برقرارکند.بایادآوری خدای خودوبه یادافتادن دستورات خداوندی ومحاسبه نفس ومقایسه بادستورات خداوندی دراین راه گام بردارد.

 

8-اهمیت خواندن نمازدرپنج وقت به این دلیل است که ذهن انسان به حکم فراموشی ونیازانسانی برای تجدیدقوانیازمنداین است که یادآوری نام خدابرای اوشودتاکاروزندگی خودرابراساس دستورات خداوندی درپیش گیرد.برای همین دراول صبح که شروع کارروزانه است .دراواسط روز(ظهروعصر)که انسان بعدازانجام کارهای طولانی ودرگیری های روزانه است .دراول شب (مغرب)که شروع شب است ودرنمازعشاءکه معمولاقبل ازخواب است بایدبه یادخداافتاده تازندگی خودرابراساس دستورات خداوندی تنظیم کندوهرلحظه خدارادرنظرداشته باشدونقش خدارادرزندگی خودفراموش نکند.

 

9- باوجوداینکه خداوندمی گویداوقات نمازوقت معلومی داردمشخص نکرده است که برای مکانهایی که روزدرآنهاکوتاست یاروزی وجودندارد(مثل قطب یادرفضاپیماهاوماهواره ها ،البته فعلاکاری به سیارات دیگرنداریم چون هنوزانسان موفق به آن نشده است) ماچگونه بایددرآن مکانهانمازبخوانیم باوجوداینکه خودهمان تعیین وقت رابرای نقاطی که روزرادارنداعلام می کند.به نظرمن باتوجه به آیه20سوره مزمل که خداوندمی گوید:خداست که اوقات شب وروزرامیداندودقیقاتعیین می کنداومی داندکه شمانمی توانیدحساب آن راداشته باشید(نه انسانها؟!واین آیه این موردرابیان می کنددقیقاپیامبرنمی دانسته که مکانهای دیگرهم وجودداردکه شب وروزمعنیی مثل حجازنداردبرای همین خدااینگونه بیان دارد)لذابرشمابخشید.سپس خداوندمی گویدکه آن مقدارکه توانایی آن راداریدوبرایتان ممکن است نمازبخوانیدوظاهراازآن ترتیبی که درگذشته بایدخوانده شوددرمکانهایی که امکان نداردخارج نمی شودوفردبراساس توانایی وامکان خودبرای خودبرنامه ریزی رابدست می گیردتانمازرابخواند.

 

10- برای برگزاری نمازبایدابتداوضوگرفته شودودرصورت نبودن آب یامشکل بودن دراستفاده ازآب بایدباخاک تیمم گرفته شودامابازبه قیداین مسئله نپرداخته است که اگرخاک نبودچگونه بایداقدام شود.که به نظرم اگرخوب به آیات توجه شودمثل قبلی هاست یعنی درصورت نبودخاک نیازی به گرفتن تیمم هم نیست وفردمی تواندنمازخودرابخواند.

 

11-درموردلباس ومحل نمازگزاریانوع آب وخاک هیچ صحبتی نشده است اماازآنجائیکه بارهاصحبت ازطهارت کرده(مثل6مائده)بایدآب وخاکی باشدکه پاک کننده وتمیزکننده باشد.همین طورمحل نمازولباس هاهم بایدتمیزباشندالبته درصورتیکه مشکلاتی مثل سفروبیماری و..نباشد.اینقدرنیازی به این نیست که آمده اندمردم راگیج کرده اندوکتابهای قطوردراین موردنوشته اندومردم رابه زحمت انداخته اندواصلیات رافراموش کرده اندوبرای مردم گرفتاری ایجادکرده ومی کنند.

 

12-درموردسفرکردن می توان زمانیکه انسان ازروی زمین مسافرت می کندوازفضاپیمااستفاده می کندبه عنوان مسافرشناخت .

 

13-بایدباطهارت به نمازایستادیعنی بعدازتوالت بایدخودراشست بعدازجنب ومجامعه خودراغسل دادوقبل ازنمازوضوگرفت(سوره مائده آیه6)

 

 

البته این پست راباترس ولرزبیان کردم .چون می ترسم مثل گذشته اتهام کفررابخورم هرچندکه دردنیای مجازی برایم اهمیتی ندارد(مثل گذشته به خاطرنقداحادیث کافرشدم)امادردنیای واقعی که خیلی هابااین وبلاگ آشنایی دارندازطرح این مسئله می ترسم که بازمثل گذشته کافرشم .امابه نظرمن انسان ،زمانی به حقیقت میرسدکه برداشت هاوافکارخودرابیان کندبرای همین این پست راآورده ام هرچندکه به نظرمن نیازمنداین است که بیشترروی آیات کارشودوموردبررسی قرارگیرد.

 

نوشته شده توسط محمد | موضوع: نگاهی نوبه قرآن | لينک ثابت |
اثبات آیات قرآنی بااستفاده ازریاضی وعلوم تجربی
تاريخ: شنبه بیست و یکم اردیبهشت 1387 ساعت :

 

محمد:همیشه گزینه ای که درارتباط باخدامنوبه تفکروامی داشت این بودکه چگونه می توان برای خدازمانی درنظرنگرفت وجاودانگی زندگی درآن دنیاچگونه معنی پیدامی کند.مسلمابرای انسانی که بازمان زندگی می کنددرک آن مشکل است وخودرادروادی فلاسفه ومتکلمین هم غلط دادن مشکل است بحث هایی که زمانیکه آنهابه حرف های خودنگاه می کرده اندهم بعضی زمانهانمی فهمیده اندکه چه گفته اندومنظورشان چه بوده است وبه نظرمن مسیری است که انسانها به اشتباه رفته اند. گزینه ای که تنهابشایدبرای انسانهای خاصی جوابگوبودوخداانسان راخوب شناخته است واگرخوب به آیات قرآنی مراجعه گرددخداهیچ گاه ازاینگونه بحث ها استفاده نمی کنداومعمولابرای اینگونه بحث هاانسان رامراجعه به طبیعت وعلم ونظم می کشاندوطوری بیان می کندکه هرکس بتواندازآن سودبردچون قرآن بای همه است نه برای خواص.

 

تااینکه مطلبی درروزنامه ای خواندم که این گونه گفته بود:

ممکن است این راباورنکنیداماطبق نظریه نسبیت خاص انیشتین اگرشخصی درحال حرکت سرعت بگیردوسرعت اوبه سرعت نوریعنی (300هزارکیلومتردرثانه)نزدیک شود.این شخص چنددقیقه ازکسی که برروی زمین ساکن است واورامشاهده می کند،جوان ترمی ماند.یعنی اگرازدونفرکه دوقلوهستندیکی رابافضاپیمایی باسرعتی نزدیک به سرعت نوربه فضابفرستیم ودیگری برروی زمین بماند.نفراول پس ازیک هفته سفرفضایی وقتی به زمین بازمی گرددمتوجه می شودکه برادردوقلوی اوکه برروی زمین مانده بودمدتهاست که پیرشده وازدنیارفته است .هرچندبرای نفراول که درفضاپیمابوده یک هفته بیشترنگذشته است امابرای نفردوم که برروی زمین مانده هزاران سال گذشته است.دانشمندان برای اثبات این موضوع دوعددساعت بسیاردقیق اتمی راکه هردوی آنهاازنظرساخت مانندهم بودند.یکی رابرروی یک سفینه فضایی ودیگری رابرروی زمین قراردادند.پس ازاینکه سفینه باسرعت زیادچنددوربه گردزمین گردش کردو.به زمین بازگشت.ساعت هارابررسی کردند.باتعجب مشاهده کردندکه ساعتی که برروی سفینه فضایی نصب شده بودچنددقیقه عقب ترازساعت روی زمین است این عقب افتادن زمان دقیقابه همان اندازه ای بودکه دانشمندبزرگ فیزیک دان آلبرت انیشتن درسال1905میلادی پیش بینی کرده بود.این پدیده یکی ازنتایج شگفت انگیزنظریه نسبیت خاص است.که اولین باراینشتین ارائه دادوچندسال پس ازانتشارنظریه اش،درستی آن ثابت گردیداین نشان می دهدکه زمان کمیتی نسبی است .ازهمین نظریه می توان برای اثبات پاره ای ازآیات قرآن کریم نیزاستفاده کرد.به عنوان مثال اگردرقرآن کریم آمده است خداآسمانهاوزمین رادرشش روزآفرید.این شش روزباتوجه به نسبی بودن زمان کاملامعقول وممکن است ویاآنجاکه خداوندمی فرمایدمدت یک روزدرقیامت به اندازه پنجاه سال زمین یابیشتراست.چندان بعیدوبدورازتصورنیست همان گونه که درحال حاضردرسیاره ای مانندزهره یک سال دویست وپنجاه وپنج روزطول می کشدویک شبانه روزدراین سیاره که نزدیک ترین سیاره به ماست دوی