....ادامه
و از آنجايي كه وجود كمترين رخنه اي در امامتِ در طريق ايمان وعمل صالح بكار بردن لفظ امامت بدون ذكر اين قيد و يا بدون وجودقرينه اي دال بر مراد، جايز نيست. زيرا اين لفظ چنانكه اشاره شد به رهبري در طريق كفر و سيئات نيز گفته مي شود با اين حقيقت كه آن نيز همانند نبوت و رسالت، مقتضاي رحمت و ملك خداي ذي الجلال والاكرام است سازگار نمي باشد، آن نيز از حفظي رباني متناسب با حقيقتش برخوردار گشته است . ليكن از آن جهت كه امامت چيزي جز الگو و پيشرو بودن در انجام تكاليف عبوديت نبوده و بري بودن از نسيان و خطا و ساير حالات ضعف بشري در اين زمينه، با خلقت فرزندان آدمي كه همه مي شناسيم اجتماع پذير نيست، حفظ آن از نوع حفظ نبوت و رسالت نبوده، هيچكس در امامت معصوم نمي باشد درنبوت و رسالت نيز اضافه بر جهات انتصابي جهات تكليفي و كسبي وجود دارد؛ زيرا نبوت منزلتي انتصابي و خارج از محدوده كسب است،كه صاحبش مكلف به توجه كردن و گوش فرا دادن به وحي منزل و حفظ و معرفت آن مي باشد. و رسالت نيز معرفتي غيركسبي است كه صاحبش مكلف به تبليغ وي دريافت شده م يباشد. و اگرچه جهات كسبي آن دو و نه جهات انتصابي، كه ختم آن اعلام شده است از شؤون امامت وغيرمختص به نبي مرسل بوده تنها فرقي كه در اين زمينه بين نبي وغيرنبي وجود دارد اين است كه غيرنبي آن را از منابع بشري دريافت مي كندبا عصمت سازگار نيست، به اقتضاي اسبابي كه در بيان عصمتدر نبوت و رسالت بيان شد، از شؤون امامتِ نبي مرسل استثناء شده،مشمول عصمت گشته است
پس عدم اصابت در يك قضيه جزئي برابر با بي بهره بودناز حكم و علم نيست . همچنانكه حكم و علم داشتن مستلزم اصابت درهمه قضايا نمي باشد
گفته شد كه امامت امام الأئمه در هر شريعتي كه همان نبي مرسل استگاه گاهي دچار رخنه اي از رخنه ها مي شود، ليكن از آنجائي كه بقاي رخنه در امامت، با رحمت و ملك خداي ذي الجلال والاكرام سازگار نبوده،مؤمنين را ريب آور و كافرين را حجت بخش م يباشد، بي درنگ هدايت
رباني در رسيده، خطاها را تبيين و امامت را تهذيب و اصلاح مي كند.
امامت جمعي در شريعت قرآني كه مكمل امامت فردي پيامبربوده، و نپذيرفتن آن همچون نپذيرفتن امامت وي مستلزم حرمان از رضوان خدا و جنات نعيم است از آنِ پيشروان نخستين از مهاجرين و انصاركه پيامبر خدا در رأس گروه اول از ايشان قرار دارد مي باشد.
و از نگاهي به اين دسته بندي، و اضافه اين كه در هيچ جايي از قرآن اشاره اي در مقام امامت فردي، به كسي جز پيامبر خدانشده است به اين حقيقت مي رسيم كه تنها چيزي كه نزد خداوند به
انسانِ پس از نزول قرآن ارزش و مكانتي مي دهد، جز جمع سابقين اولين بوده، و يا به صف ايشان درآمدن بوده، كسي جز پيامبر خدارا در غير اين دو حالت، منزلت و مكانتي نيست.
تنها چيزي كه پيامبر خدا پس از خود براي بشر به جاي گذاشته است، يكي كتاب خدا و ديگري امامت فردي خود و امامت جمعي سابقين اولين كه از آن به سنت يعني روش پياده كردن امر فردي و امرجمعي خداوند تعبير كرده مي شودمي باشد.
از آنچه كه گذشت دريافته مي شود كه رسيدن به منزلت امامت فردي يا جمعي، اگرچه مشروط به معصوميت نيست، متوقف بر بري بودن از رذائلي، و آراسته بودن به فضائلي است.
مسأله ديگري كه در اينجا قابل توجه است اين است كه با نگاهي به فرق بين امامت كه منزلتي كسبي است و نبوت و رسالت كه دو مقام انتصابي واز نبوت غير كسبي اند درمي يابيم كه، تأخّر امامتِ پيامبر خدا ابراهيم و رسالتش، دليل بر برتري اين يكي بر آن دو نمي باشد. بلكه قائل شدن به وجود تربيت و تقدم و تأخّر در بين دو امر كسبي و غير كسبي، و يا دوامر كسبي غير متناسب منشأي جز عدم ادراك حقايق امور نمي تواند داشته باشد
و نيز آيات آخر سوره فرقان مبين اين امر است كه كساني كه مرتكب ظلم بزرگ شرك و ستم قتل ناحق و فحشاء زنا شده اند ليكن ازآنها توبه كرده اند و راه ايمان و عمل صالح را در پيش گرفته اند درصورت تحقق ساير اوصاف ياد شده در آن آيات، به جاي لقب ظالمين نام عبادالرحمن را گرفته و شايستگي امامت متقين را دارند
يعني از آن جهت كه همه عبادالرحمن يك امام محسوب شده اند، هر فردي از ايشان از جزئي از
امامت برخوردار است . به عبارتي ديگر آنچه كه برگرفتگان راه قرآني مي توانند درخواست كنند، امامتي جمعي است.
تو تنها منذري هستي، پس به خواسته نابجايشان التفات مكن و مپندار كه هدايت هاي متكي بر
آيات و معجزات مادييي كه به منذرين پيش از تو داده شد، براي ايشان نيز حكيمانه و سودبخش است. زيرا هر قومي ويژگي هايي دارد وهر قومي را راهنمايي غير راهنماي ديگر اقوام فراخور حال است. پس اگرهدايت اقوام پيشين به اقتضاي حكمت متكي بر آيات مادي بود، درهدايت اينان جايي براي غير اين كتاب هدايت دهنده نيست. يعني هادي اين قوم قرآن است و بس
ادامه دارد.....
چندروزقبل دوستی راملاقات کردم گفت:خبرداری که مسجداهل سنت توی بجنوردبدست این ظالمین خراب شده؟بهش گفتم آره(چون این مطلب راقبلادروبلاگ سنت نبوی خونده بودم) بعدیه SMSکه براش رسیده بودبهم نشون دادکه نوشته بود:شهادت مظلومانه اهل سنت بجنوردوتعطیلی حوزه علمیه لتک زابل براهل سنت خوابیده ایران تسلیت باد(البته بعدااین دوست این پیام روبرای موبایل منم فرستاد وواقعابراین اهل سنت خوابیده تسلیت باد)
لینک خبری این مطلب دروبلاگ سنت نبوی :
http://www.sonnatenabavi.blogfa.com/post-41.aspx
مادرمطالب گذشته ازدوستان خواستیم که به معرفی شهدای اهل سنت بپردازندواگرلینکی ازآثارآنهامی شناسندبه من معرفی کنندکه انتظاربیشتری ازاین داشتم امابیشترازیکی دونفرکمک چندانی نکردندبرای همین منم به معرفی چندشهیددیگرکه نامی ازآنهانبردم خواهم پرداخت وذکرسایت هاووبلاگهادرموردآنهاوقبل ازآن چندانتقادوپیشنهاددارم1-ازدوستان تقاضادارم سایت هاووبلاگهای بیشتری درمعرفی شخصیت وآثارآن عزیزان بسازندتامورددسترسی دیگردوستان قرارگیرد2-وبلاگهاوسایت هایی که درست می شودازپرداختن موضوعات دیگردروبلاگهایشان که به نام آن شهیدان است پرهیزکنندوبه گونه ای بیان نشودکه نظراتیکه ازگردانندگان این سایت هاووبلاگهاارائه می شودهمچنین ارائه دیگرموضوعات به پای آن شهیدان رودکه این ظلم به خودوآنان است وحداقل ارائه مطالب ازدیگران به گونه ای باشدکه قاطی موضوعات پیش نیایدوبه نام آنهانشودبه خصوص که ازبعضی ازدوستان می بینم که به گونه ای عمل می کنندکه انگارنماینده آن شهیدان هستند(وبلاگها وسایت هایی مختص به خودشهدا،بدون آلوده کردن به افکارونظرات شخصیمان باشدزیرابه نام آن شهداست ونبایدعقایدمایادیگران به نام آنهامطرح شده ،درغیراین صورت به نوعی بیان شودکه برای هرمخاطبی که مراجعه می کنددچاراشتباه نگردد)
ذکرنام دیگرشهدای اهل سنت ایران:
شیخ شریف سعیدیانی
شهيد مولوي ابراهيم دامني
امالینک سایت هاووبلاگهایی درموردآن شهدا
زندگی نامه شهیددکترعلی مظفریان
https://www.sharemation.com/garef/mozafareyan1.html?uniq=-brblg0
تعدادی ازعکس های شهدای اهل سنت وعلما
http://eslami.mihanblog.com/Post-221.aspx
تعدادی ازعکس های شهداوتاریخ شهادت
http://www.shams1360.com/modules/news/index.php?storytopic=0&storynum=20
عکس هایی ازشهیداحمدمفتی زاده
http://najee-kurd.mihanblog.com/Post-1.aspx
نوارهای سخنرانی شهیداحمدمفتی زاده به دوزبان کردی وفارسی

