تبليغاتX
؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟...چرا...؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

چالشات دین اسلام1
تاريخ: پنجشنبه سی و یکم خرداد 1386 ساعت :

دراین پست مانمی خواهیم که به روشنگری موضوعی بپردازیم تنهامی خواهیم ذهن افرادرابه تفکروچالش بکشانیم چون دربسیاری ازمواردهم من خودخوب نمی دانم وبدنبال حقیقت هستم .اگردوستی حرفی برای گفتن داشته باشدآماده شنیدن هستم هرچندسعی براین خواهدبودنسبت به بعضی ازمقولات مثل گذشته،به تعریفی درست برسیم.(دراین پست سعی خواهدشدازنگاه فردی که ازبیرون دین نقادانه به ان نگاه میکندبیان شود)

 

امیدوارم این پست برای دوستان کمکی باشدتانیازمندی های پاسخگویی رابشناسند.

 

نمی توان دین رابدون آگاهی دقیق ازنقشی که درسرنوشت وکمال ورشدانسان داردپذیرفت وبدون این آگاهی اصلارشدوتکاملی صورت نخواهدپذیرفت.

 

امادرجهان اسلام به جای اینکه ذهن انسانهاراجوابگوباشند،بدنبال تحقیق ومطالعه باشند،دنباله روی ازگذشتگان رادرپیش گرفته اندوتنهابدنبال توجیه هستندومی خواهندبه هرقیمتی شده ازدل این گذشته پاسخی پیداکرده وبدون اینکه ذهن نقادانسانهاراپاسخ داده باشندانسانهاآن رابپذیرندچون خداگفته است امااین موردرانمی فهمندکه همین آموزش خداونوع آفرینشی که خدابرای انسانهاآفریده است نمی تواندبدون دلیل واستدلال بپذیردهرچندکه خداگفته باشد(یوسف 108،زمر18،بقره111،نمل64)

اگربخواهیم این موضوع راخلاصه واربیان کنیم:

الف)حقوق بشر

ب)نگاه واپس گراوایده آلیستی وعدم برنامه

ج)زن

د)تضادباعقل وعلم

ه)مبارزه بازیبایی وهنر(این گزینه به علت مهم بودن دراینجاهم بیان می شودباوجوآنکه درقسمت علم وعقل اشاراتی به آن شده است)

 

الف)حقوق بشر

اگربخواهیم دراین قسمت خلاصه واربیان کنیم اینگونه می شود:

1-نادیده گرفتن حقوق زنان :به علت اهمیت این موضوع به صورت جداگانه موردبررسی قرارمی گیرد.

2- نظام برده داری اسلامی که مخالف ونادیده گرفتن حقوق بشری است

3- مجازات اسلامی:مثل اعدام ، متقابل به مثل وعدم این فهم که دراین بین به ضررکننده نفعی نمی رسدوآیااسلام عمل بدرابابدجبران می کند،شلاق،سنگسار،قطع دست دزد

4-نادیده گرفتن آزادی انسان درانتخاب عقیده (مسئله ارتداد)وبیان وزندگی وتفتیش عقایدواعمال عقایددرانتخاب پست هاورشدهاودادن امتیازات

5-ارائه نظام استبدادی ودیکتاتوری-چه دربعدخانوادگی وچه دربعدسیاست

6-جنگ وجهادوکشتن انسانها وشهادت واعمال تروریستی وانتحاری (عواملی که مسلمانان برای زندگی ارزش قائل نیستند)

7-قبول شهرونددرجه دوم وتقسیم بندی انسانهابرااساس نگرش وعقیده وجنسیت وملیت وبرده

8-نادیده گرفتن حقوق فردی وانسانی وبرتری دادن حقوق جمعی برفردی

9--تنبیه فیزیکی واعمال خشونت نسبت به کودکان درامرتربیت وزنان

 

ب) نگاه واپس گراوایده آلیستی وعدم برنامه

1- شکست برنامه های اسلامی وازدست دادن سرزمین های اسلامی وشوکت وجلال گذشته وعقب ماندن ازغرب

2-بازگشت به جهالت وعقب گرددرزمان معاویه وتنهااسلام به مدت تقریبا30سال دوام آورددرحالیکه هرمکتبی بایدبرنامه هایی قوی برای عدم انحلال وازبین رفتن وجلوگیری ازسوءاستفاده و...داشته باشد(ازبین رفتن خلافت وبه وجودآمدن نظام سلطنتی ومورثی)

3-وجودبرداشت هاوفهم وتفسیروقرائت های گوناگون دین ومشخص ومعلوم نبودن اینکه کدام دین است تااجراشودواگرمکتب وراهی اینگونه شدبرای انسانیت مفیدنیست وجزجنگ وجدال وتفرقه برای انسان چیزی به بارنمی آورد.(تعدادمذهاب وفرقه های گوناگون دراسلام)

4-اگراسلام برای زمانی مفیدبوده است واجراشده ودست آوردهایی داشته است دلیل برقابل اجرابودن برای زمان حال نیست چون استفاده ازدین یعنی عقب گردزدن وبرنامه های آن قابلیت اجرایی ندارد(عدم سازگاری بازمان ومقتضیات آن)

5-دربسیاری ازمواردبرنامه های دینی غیرقابل دستیابی وغیرواقع بینانه بوده است ازجمله تشکیل حکومتی دینی درحالیکه باوجوداینکه قدرت به همراه خودفسادمیاوردوامردینی بایدمعنوی وعبادی بماند(هرچندکه بعضی ازدینداران،نسبت به موضوع قدرت وسیاست دراسلام اینگونه می گویندکه:خداوندمی خواست که اسلام دین باشداماآدمهاازآن سیاست ساختند=تزجدایی دین ازسیاست وسکولارشدن)همچنین درصورت به وجودآمدن حکومت دینی،ایستادگی این حکومت درمردم سالاری بودن حکومت ویک بعدی بودن حکومت.

6-نبودبرنامه ای جامع،یک دست،کاربردی درحوزه های سیاسی،اقتصادی واجتماعی

7-عدم برابری وبرتری برنامه های اسلامی نسبت به برنامه های بشری ،عدم رشدوپیشرفت وشکوفایی دربرنامه های اسلامی برای تمامی قشرجامعه

اهداف ومسیرهای موجوددراسلام خیالپردازانه،غیراقع بینانه وغیرقابل تحقق می باشدزیراقابلیت اجرایی وفهم درست ازآن موجودنمی باشد

 

ج)زن

اگربخواهیم به تفاوتهای حقوقی بین مردوزن دراسلام نگاهی انداخته شودمی توان اینگونه خلاصه کرد:

الف)زمان آغازمسئولیت کیفری(سن کم دختران ودرحالیکه هنوزکودکی بیش نیستندبایدپاسخگوباشند)

ب)مسئله قصاص ومجازات قاتل

 ج)دیه ودیه عضووتفاوت مقدارآن درزن ومردومجازات کیفری(که معمولادرزنان سبک تراست)

 د)شهادت زن دراثبات دعوی وجرم(شهادت دوزن درمقابل یک مرد)

ه)امکان تصدی برخی مشاغل سیاسی واجتماعی(ازجمله برخی ازشغلهایی که زن نمی تواندمتصدی ان شود:قاضی،امام جماعت نماز،رهبریت ومدیریت جامعه وکارهای اجرایی،موذن،اجرای موسیقی وآوازخواندن ، حتی بعضی هاآن راشامل تمامی کارهای بیرون ازخانه می دانندوتنهابه گزینه هایی خاص مثل پزشکی ومعلمی  محدودمی کنندبعضی هاهم حتی سوادآموزی رابرای زنان جایزنمی شمارندوتنهاوظیفه اودرخانه ماندن می دانندتاازدسترسی نامحرمان به دورباشد.ملزم بودن مردان به شرکت درجنگ وجهادکه البته دراین جنگ اگرغنیمتی بدست آمدتنهامتعلق به مردان است)

 و)حقوق زنان درخانواده:تعددزوجات(مردان می توانندچهارزن داشته باشند) طلاق(حق طلاق بامرداست) ،ریاست خانواده(به عهده مرداست) ،سهم الارث زوجین وارث(زنان کمترازمردان است) ورابطه حقوقی بافرزندان(دربعضی هااین حق راتنهابرای مردان وبعضی هابرای زنان می دانند)مسئله جنسی(زن بایددرمقابل نیازهای جنسی مردسرتعظیم فروبیآوردحتی اگردرزمانی آمادگی آ ن رانداشته باشد)انتخاب همسروازدواج(زنان نمی توانندهمسرشان بدون ااجازه باشدودربعضی مواردنسبت به مردان محدودترشده اندازجمله حق ازدواج بااهل کتاب راندارندوسن پایین درامرازدواج)مهریه ونفقه(که مردان ملزم به پرداخت آن هستند) کتک زدن واعمال خشونت نسبت به زنان که به مردان این اجازه داده شده است

ی)نوع پشش وخودآرایی زن واستفاده ازبوی خوش (مردان درانتخاب ونوع لباس آزادانه ترعمل می کننددرحالیکه زنان بایدحجاب ولباسهای مخصوصی ازجمله چسبناک وتنگ نبودن ،عریان نبودن و...می باشد)

پ) عده:یکی ازمواردان این است که زنانیکه شوهرانشان فوت کرده اندبایدچهارماه درخانه بنشینندبدون اینکه مردی راملاقات بکنندالبته این موردباپیشرفت علم چه ضرورتی دارداسلام گرایان ازبیان آن عاجزندهرچندبعضی ازعلماخواسته انددراین موردنرمش ازخودنشان دهندواستثناءهایی هم بیان کنندواگربرای مشخص شدن بارداری است اصلاچرابایددرخانه بماندهماین که زمان باشدکافی است به هرحال علم امروزی تمامی مشکلات راحل کرده است یازنانیکه طلاق داده می شوند(ماندن درخانه ودچارافسردگی شدن)

ت)عدم حضورزنان درعرصه هنروعورت بودن صدای زن ونشنیدن صدای زن ازسوی نامحرم ومحدودیت دررفت وآمدوارتباط بادیگران ومحدودبودن درشرکت کردن دربسیاری ازاعمال عبادی ازجمله مسجد،نمازجماعت،تشیع جنازه،قبرستان ،عدم فرایض به خاطرمشکلات زنانگی و......

 

شرق شناسان ومخالفان دین نسبت به این موضوعات مخالفتهایی که کرده انداین بوده است که فرهنگ مردسالاری وکلیشه های جنسیتی:مردان وارزشهای مردانه رابرتراززنان وارزشهای زنانه می داندو نابرابری فرصت هامیان زنان ومردان :تفاوت معناداری بین زن ومردازنظر دسترسی به منابع مولدثروت وقدرت ومنزلت واطلاعات ومیزان برخورداری ازاین مطلوب های اجتماعی وجودداردچون زنان دربیشترعرصه هاحضوری ندارندتابتواننداستعدادهای خودرارشددهندو دراسلام شغل،تابعیت،تحصیل،مسافرت زن رابر مرد مشروط کرده است حتی تااین حداسلام به پیش می رودکه دراموردعبادی همچون نمازوروزه زن بدون اجازه شوهرش ممنوع است وتاجایی تاخت وتازخودراادامه می دهدکه حدیثی ازپیامبرنقل می کنندکه اگرسجده برانسان حرام نبودبه زنهادستورداده می شدکه بر مردانشان سجده کنندالبته اسلام گرایان به این موردنمی پردازندکه اگرمردان ازمنطق وحق بدورباشندچگونه این قدرت رابایدبدست بیاورندویااسلام ازبطن خانواده ترویج مردسالاری وبی منطقی راآموزش می دهدیاحق سالاری ومنطقی بودن برایش مهم است

 

دراسلام حقوق جنسی برای زن تاییدنشده است وانقدرکه به مردان اهمیت می دهددرارتباط بازنان حرفی نداردالبته این امرحتی موجب گشته که معمولازنان دربیان این موضوع نسبت به همسرشان کم بیاورند(یکی ازدلایل آمارزیادطلاق درایران این گزینه است که ازآنجائیکه آموزشهایی دراین ارتباط وجودنداردومردبیشتردرارضاءنیازهای جنسی خوداست اززن غافل است)

هرچندبرای تعددزوجات برای مردان این امربیان شده است که برای رسیدن تعادل وبرخورداری زنان ازهمسروعدم آلوده شدن زنان  به فحشاءدراسلام این گزینه وجوداردامااسلامگریان ازبیان این موضوع  که اگرتعادل برعکس شودچگونه اسلام می خواهدپاسخ دهدوآیادراین قسمت هم زن می توانداینگونه عمل کندکه بازبیان این موضوع می شودچون که نفقه به عهده مرداست وبایدپدرفرزندمشخص شودبرای زن نمی توان این امررامتصوربوداماباپیشرفت علم وراههای پیشگیری که وجودداردمی توان این دلیل رامنطقی دانست درحالیکه باآزمایشات ژنتیکی پدرکودک مشخص می شود(درحال حاضردربعضی کشورهااین تعادل بهم خورده مثل کشورچین وهندو..)باتوجه به اینکه غیرممکن است درتمامی اعصاربه علت حضوربیشترمردان درجامعه وجنگ تنهاتعدادزنان رابیشترازمردان تصورکرده ویااین موردرادرموردآینده دورازدسترسی دانست وبعضی ازمخالفین هم طبق سوره نساءآیه 3  اینگونه بیان می کنندکه معلوم نیست خدایی که می داند مردان نمی توانند نسبت به زنان باعدالت رفتارکنندچرابازدستشان بازگذاشته تاچهارهمسرانتخاب کنند

 

ادامه دارد.....

مطلب بعدی در ۴ تیر به روزمی شود( امکان دارددراین بین مطلبی اضافه شود )

نوشته شده توسط محمد | موضوع: چالشات دین اسلام | لينک ثابت |
نگاهی برنظردوستان 7
تاريخ: چهارشنبه سی ام خرداد 1386 ساعت :

هدایت:

السلام عليكم

از همراهى شما بسيار ممنون هستم ولى لطفاً تهمت فراموشى به بنده نزنيد!

البته مشغوليت مانع يادآورى دوستان مى شود و بسيار متأسفم كه مطالب طولانى را نمى توانم قول بدهم كه سر وقت بخوانم.

هدایت(نظربردردبزرگی دردل من):

السلام عليكم

غمناك نوشتيد ولى حق بود!

بله درست است .

و تنها وقتى اين آرزو برآورده خواهد شد كه به قرآن كلام الله دستاويز شويم.

قرآن اساس شريعت اسلام است و بر تمام شريعت هاى دروغين ، مهر بطلان مى زند.

محمد:سلام بردوست عزیزم هدایت.قصدمن تهمت برشمانبودتنهاخواستارهمراهی دوستی عزیز مثل شماهستم تادراین رهگذربیشتربامشکلات آشناشویدوشایددراین بین توانستیم به حقیقت برسیم ومتاسفانه به نظرمن هنوزشمابابیشترمشکلات آشنانیستیدودرپاسخگویی خوب بیان نمی کنید

 

کو انسانیت...(نظربرکوانسانیت):

کو انسانیت ...

حرفای قشنگی زده بودی
راستش من تا حالا جرا ت نکردم خدارو تو اون قالبی که تو مثل انسانا تصور کرده بودی تصور کنم

آره من به خدا همه چی می گم و اونو بیشتر از هر چیزی دوست دارم ولی اون فقط خدای من
گفته بودید حتی فحشا تو ؟! من دنیای مجازی وحقیقی رو مقایسه کرده بودم
فکر کنم نتونستی اونجا منظورتو خوب برسونی
عکس قشنگی زدی در کل مطالب و عکسای جالبی می زنی !!!

محمد:سلام بردوست عزیزم.دوست عزیزاینگونه بیان،بیانی درحالت عرفانی بودوگرنه نه اینکه بخواهم خدای ناکرده،خداراانسان کرده باشم واون فقط خدای من نیست بالاترازهرعشق ودوستی وبزرگی ورحمت و...است امادرموردمنظورم ازنوشتارچراچت بده این بودکه دراین دنیاآن چیزهایی که مدنظرداریم قابل دستیابی نیست وهمانطورکه خودت گفته بودی ،دودنیاتقریبامثل همندوانسانی که ازدنیای واقعی به خاطربدیهاش فاصله می گیره ودردنیای مجازی دنبال آنهاست به نظرم راه به بی راهه میره وبس..........

 

حجاب اسلامی:

وقتی دراجتماع زندگی میکنیم باید اجتماعی زندگی کنیم وباحرکات ولباس تحریک آمیز خود باعث سلب آرامش دیگران نشویم....
حجاب اسلامی بروز شد. سری بزنید

محمد:سلام بردوست عزیزم رویاسادات هروی.خواهرعزیزم مقاله شماراباعنوان حقوق اجتماع که نسبت به مسئله حجاب بودراخواندم اماآیااینکه مسئله حجاب یک مسئله فردی است یااجتماعی ویابه جامعه صدمه واردمی کندمااین موردرابه بحث گزاشتیم که شمامی توانستیدتمامی مطالب مرابخوانیدتابه این مطلب پی ببریدوکسی دراین موردهنوزبیانی خوب برای من نداشته است وشمابافرض قبول اینکه این مسئله اجتماعی است موضوع رابیان کرده ایدونکته ای دیگرآیادرایین ارتباط فردمهم تراست یاجامعه که بازهم کسی بیانی واثباتی نداشت وجدای ازاین مسائل نگاه ودستورقرآن چگونه است که بابیانهایی که من داشتم به نظرمیایدزن درانتخاب حجاب آزاداست واگرآزادباشدیعنی فردبرجامعه مقدم شده است

 

 

سیداحمدهاشمی(نظربرمطلب  نگاهی دیگربه مسئله حجاب):

خدمت آقاي محمد عزيز عرض کنم که مطلبتان را در وبلاگتان خواندم، خدمتتان عرض شود که فرموده بوديد که من جواب شما رانداده ام، بلکه جواب آقای طهماسبی را داده ام!
بله درست است، چرا که شما به مقاله واستدلالهای ايشان استدلال کرده بوديد.راستش نوشتن اين نقد، نه بخاطر نقد مطالب شما در باره حجاب، بلکه بيشتربخاطر پیشنهاد شما بود، که در پست قبلی از بنده خواسته بوديد، تا انديشه را با انديشه پاسخ دهم، و بنده هم به خاطر حساس بودن موضوع، ومطرح بودن آن در ايران امروز، خواسته شما را اجابت کردم. با اين حساب فکر می کنم نقد شما بر نقد من چندان مناسبتی ندارد.

سیداحمدهاشمی(نظربرمطلب نامه ای ازآقای طهماسبی نسبت به نقدآقای هاشمی):

خدمت آقاي محمد عزيز عرض کنم که جواب آقای طهماسبی را خواندم، خدمتتان عرض شود که در جواب ایشان هیچ اشاره ای به نقد من نشده بود، ظاهراَ ایشان بطور کلی وعام جواب شما را داده اند، با این حساب بنده حرفی برای گفتن ندارم.
موفق باشید

محمد:سلام براستادعزیز.شایدتاحدودی حق باشماباشدامااگراین حس مسئولیت راکردیدکه نسبت به این جریان واکنش نشان دهید(منظورم مسئله حجاب درایران)بدون درنظرگرفتن صحبت های آقای طهماسبی ونقدشما،من نسبت به این مسئله پاسخی دریافت نکردم ودرحال حاضرهم بیشترنظربراین دارم که حجاب موی سراختیاری است ودرجامعه اسلامی کسی حق اجبارکردن جامعه به حجاب ندارد.منابعی دیگردرموردحجاب ازدوستان دریافت کردم اگرحرفی برای گفتن داشت دراین وب خواهم نگاشت.ممنون

 

محمد:

تو به قبر پدرت خنديدي احمق كم چاخان بنويس اخه يه شيع مياد از ما حمايت كنه چرا دروغ مينويسي كه كل مطالب وبت زير سوال بره

محمد:دوست عزیزشمااشتباه کردیدچون من شیعه نیستم وبرای من عجیب است چون هرکسی مراببیندبه من خواهدگفت که توسنی هستی بااین وجودمن اعتقادی به مذهب ندارم وتنهادین اسلام راقبول دارم امابرای اطلاع بیشترشمابایدبگویم که تمامی اقوام وخویشان ودوستان من سنی هستند

 

حسناگل:

سلام دوست عزیز
من چند روز دیگه امتحاناتم تموم میشه و میام
باز هم عجله عجله شد
ولی این روزا خیلی به منبعی مثل این سایت نیاز دارم
و خوشحالم که با جسارت و خوب و محکم و روشن نظرات الهی و سازنده تون رو به همه انتقال می دین.
کوری نداشتن چشم نیست...ندیدن واقعیت است!!
بدا به حال کسایی که .....متاسفم برای همه چیز
و خوشحالم برای شما.....و برای خودم به خاطر پیدا کردن دوستی مثل شما
حتما پا به پای شما میام....
بر میگردم....
در پناه حق دوست حقیقت دوست من !!!

حسنا:

راستی اد شدین...اشکالی که نداره؟؟؟

محمد:سلام برحسنای عزیز.من هم خوشحالم ازاینکه دوست خوبی همانندشمارادرکنارخودمی بینم.امیدوارم شایستگی این همه تمجیدراداشته باشم وامیدوارم باهمراهی شمابه حقیقت برسم.چرااشکال داشته باشه مایه خرسندی است که دوستی مثل شماجزءادلیست های من باشه.ممنون

 

غریق بحرمعاصی:

با سلام و عرض تسليت شهادت حضرت زهرا
اسناد شهادت حضرت را ميتونيد از وبلاگ ما دانلود كنيد تا مطمئن بشيد
http://tahazratedoost.blogfa.com/post-175.aspx

محمد:سلام به شمادوست عزیز.مطلب شماراگرفتم وخواندم امابرایم عجیب است که چگونه اصحابیکه موردتمجیدوتحسین خداوندی درقرآن است بایداینگونه گناهکارباشندآیاشمامی خواهیدقرآن رابه زیرسئوال ببریدیاعلم خداوندی که نسبت به این مسئله ناآگاه بوده که درموردصحابه پیامبراینگونه نوشته اماآنهادرآینده به گونه ای دیگررفتارکردندمن تنهااعتقادبه قرآن دارم وبقیه مطالب شماچون باقرآن متناقض است به نظرم غلط است ومنابع شماازلحاظ سندیت به زیرسئوال هستنداصلاتاریخ چیزی نیست که بتوان درستی راازآن پیداکردیادرارتباط بادیگران بتوان قضاوت کرد.

 

Royal :

سلام
1 سر بیا ببین تو وبلاگم چی گفتم
با تشکر
فعلا

 

یوسف:

نگاه منطقي يک .......... به زندگي : تا حالا فکر کردي اگه توماس اديسون نبود..مجبور بوديم تو تاريکي تلويزيون نگاه کنيم
وبلاگ قشنگی داری
وقت کردی به منم یک سر بزن

 

رها:

سلام دوست خوبم

خسته نباشی خیلی فعالی
نتیجه گیری که بر مسا له حجاب کرده بودی خیلی خوب بود
از پاسخها ت هم ممنون
موفق باشی

 

مدیریت:محمدجوادعبدی:

ممنون

ممنون

 

 

مهدی حق وردی:

بسمه تعالی
ثبت نام بخش وبلاگ نویسی ششمین جشنواره ره آورد سرزمین نور آغاز شده.
چنانچه تاکنون ثبت نام نکرده اید می توانید تا پایان خرداد ماه جهت ثبت نام و کسب اطلاعات بیشتر به وبلاگ راهیان نور (دبیر خانه بخش وبلاگ نویسی جشنواره )مراجعه کنید.
موضوعات جشنواره:شهدا ،دفاع مقدس ، راهیان نور و...

آدرس وبلاگ:

http://www.rahianenoorblog.persianblog.com
همچنین خوشحال می شویم شما نیز با اطلاع موضوع جشنواره به دوستان وبلاگی خود و نیز قرار دادن لوگو مسابقه و ارسال یاداشت پیرامون جشنواره در وبلاگتان در هر چه با شکوه تر برگزار شدن این جشنواره ما را یاری کنید.


با تشکر
دبیر اجرایی بخش وبلاگ نویسی جشنواره فرهنگی هنری ره آورد سرزمین نور

 

سس گوجه:

اگر مفید بودیم ما را در لینک باکستان بگذارید
با آرزوی موفقیت

 

جلال:

سلام موفق باشید

 

روباه:

قشنگ گفتی

 

محمد:سلامی دارم خدمت تمامی این دوستان وممنونم ازاینکه به من سرزدندونطردادندامیدوارم شاهددیدارهای زیبای بعدی شماهم باشم.باتشکر

 

...............۩
............۩
๑๑۩
........۩
๑๑۩۩๑๑۩
....۩
๑๑۩۩๑๑۩۩๑๑۩
۩
๑๑۩۩๑๑۩۩๑๑۩۩๑๑۩


۞۩..
دوستان ممنون..۩۞


۩
๑๑۩۩๑๑۩۩๑๑۩۩๑๑۩
....۩
๑๑۩۩๑๑۩۩๑๑۩
........۩
๑๑۩۩๑๑۩
............۩
๑๑۩
...............۩

نوشته شده توسط محمد | موضوع: نگاهی به نظرات دوستان | لينک ثابت |
دردبزرگی دردل من
تاريخ: یکشنبه بیست و هفتم خرداد 1386 ساعت :

دلم می خواست می توانستم نگاههای خودرا نسبت به بسیاری ازمسائل بیان کنم اماباتوجه به صحبت هایی که قبل بیان شدواینکه به افراداجازه داده نمی شودکه نظر بدهندودیده ام که بسیاری ازافرادشمشیرهاراتیزکرده اندتاگردن افرادرابزنندیاگردن اندیشه رابزنندجرأت بیان ندارم جرأت ندارم زیرامی دانم که برای افرادراحت است که دیگران رامرتدوکافربدانندومی دانم درصورت چنین برخوردی بایدمنتظرچه برخوردهای دیگری هم بودآیااین عدم جرأت من چیزی جزدیکتاتوریهایی که درافرادوجودداردچیزی دیگری رامی رساندآیاواقعادین کدام است که مابتوانیم دیگران رامتهم به کفروارتدادکنیم هرکسی می گویددین است پس اگرمن هم نظری باشم درکناردیگران می شودکفر.البته ماکه عددی نیستیم امابارهادرجهان اسلام می بینیم این چنین برخوردهایی باافرادمتخصص می گردد.آیاامکان پذیراست که همه دین باشدامافلان شخص کفربه چه دلیل همه درستندتنهافلانی غلط است.دین واقعی زمانی است که شورای اسلامی به وجودبیایدتاتمامی نظرات بدون هیچ گونه تکفیروبافراخ بازوآزادی بیان ،بیان شوددرآن زمان دین به وجودمی آیددرآن زمان کافرازمسلمان بازشناخته می شودامادرحال حاضرامکان پذیرنیست زیرادرآن زمان تمامی نظرات درکنارهم بیان شده ودرتقابل باهم بدون هیچ سانسوروترسی قرارمی گیردودرستی وحق مشخص می شودواگرفردنپذیردکافراست اماآیادرحال حاضردرکجای جهان این امکان فراهم است به هرحال این عدم جرأت من چیزی جزاین نیست که افراداعتقادی به آزادی بیان ندارندآیادرجامعه اسلامی آنان هم که ناحق باشندودراشتباه باشندحق نظردهی ندارندوحق انتقادندارندوآیاحق ندارندنظرات خودرانسبت به قرآن بیان کنندمی بینیددرتن وروان مادرهمه گزینه هانشانه های فراوانی ازدیکتاتوری وجوددارد

 

مطلب بعدی در31خردادبه روزمی شود(امکان دارددراین بین مطلب اضافه ای آورده شود)

نوشته شده توسط محمد | موضوع: آزادی،انتقاد،خشونت وقدرت | لينک ثابت |
رشدوطبیعت
تاريخ: جمعه بیست و پنجم خرداد 1386 ساعت :

باتوجه به اینکه هفته قبل(15خرداد)روزجهانی محیط زیست بود وامروز(25خرداد)روزگل وگیاهه وهفته آینده هم(27خرداد) روز جهانی بیابان زدایی است پس تصمیم گرفتم دراین ارتباط مطلبی داشته باشم.

انسان زمانی می تواندمراحل رشدراطی کندوبه کمال برسدکه همراه طبیعت و دنیاحرکت کندوهم جهت باشدوسبحان گویان درجهت پروردگارش درحال شناوروسیرباشدوهمانطورکه طبیعت طبق دستورات پروردگارش گام برمی داردوتخلف نمی کندانسان هم بایداینگونه باشدتابتواندرشدوکمال رابرای خودوانسانهای دیگران به ارمغان بیاوردوازآنجائیکه بین انسان ودیگر موجودات ازجمله طبیعت وانسان پیوندی عمیق وجوددارددرصورت صدمه زدن به آنها،خودش نیزنمی تواندرشدی که موردانتظاراست رابدست آورد. رشدنبایدهمراه تخریب باشدبایدازطبیعت درس گرفت که فعالیتهای تجدیدپذیرندو فضولات برجانمی گذارند،فعالیتهایی رشدهستندکه همانندطبیعت عمل کند(طبیعت زباله ایجادنمی کنداماانسان..؟) زندگی انسان هم باید همانندطبیعت بوده وهرچه می گیردبه آن پس دهدمدگرایی ومصرف گرایی باعث شده که انسان دست به تولیدانبوه زباله بزندوتامی تواندازطبیعت بهره برده وبه طبیعت صدمه بزندوتامی توانددرجهت سودبیشترطبیعت راتخریب کندوتامی تواندمصرف گرایی ومدگرایی رادربین انسان رواج دهدتاسودبیشتری کسب کندوبه جای اینکه کالای باکیفیت بالادرست کنددست به ساخت کالای ارزان باکیفیت پایین می زندکه این به دلیل مدگرایی انسانهاوتوجه زیادبه ظواهروزیادخواستن است بدون توجه به آینده ودیگران .سه عملکردازسوی انسان نسبت به طبیعت صورت گرفته است:١- تسلیم طبیعت شدن ٢- مسلط بر طبیعت (کاری که جهان غرب انجام میده) ٣- قرآن :طبیعت مسخرانسان وعمران ازحقوق انسان می باشدوبایددرجهت آبادانی کره زمین وانسانهاتلاش کندومی داندکه این رشدوشکوفایی انسانها،بدون درنظرگرفتن طبعت میسرنخواهدبود،انسان بایدازکارهایی که منفعت آوربرای تمامی انسانهانیست خودرادورسازدسوره مومنون آیه3.درنتیجه رشدانسان بارشدطبيعت همراه میشودپس هر رشدی که با تخريب طبيعت همراه شودفزونی طلبی وسلطه جويی است وسرانجام انسان وطبيعت را به وادی مرگ میکشاند قومهاوشهرها که از ميان رفتنددراين بيراهه افتادندوبه وادی مرگ رسيدند آن حقی که ترجمان سود يکی و زيان ديگری باشدحق نيست حتی اگر ترجمان داشتن يکی و نداشتن ديگری باشدحق نيست باطل است هرچندکه انسان مدعی است همانطورکه علم درحال پیشرفت است خودمی توانددراین ارتباط درآینده جوابگوباشداماعلمی که درخدمت زیاده خواهی ومصرف گرایی وتخریب وسودبیشتربشریت بوده،نمی توانددراین راه اقدام کنداگرانسانهااینگونه عمل نمی کردندمطمئنن طبیعت اینگونه آسیب نمی دیدوآیاتابه امروزعلم درخدمت انسانهاوبه نفع تمامی بشریت بوده است که ازاین به بعدهم باشد.طرفدارن محیط زیست می گویند: ١-ترکیب توسعه ومحافظه کاری به گونه ای که اطمینان حاصل شودکه بشردرروی کره زمین بقاءورفاه همه موجودات راتضمین کند ٢-توسعه وپایداربه آن معنی است که ازدرآمدطبیعت استفاده شودنه ازسرمایه های موجوددرطبیعت ٣-توسعه پایداربه معنی جستجوی راه هایی برای رفع نیازهای فعلی بدون تخریب امکان پاسخگویی به این نیازدرآینده است ... طبیعت نسبت به قرنهای گذشته نسبت به انسان خشونت بیشتربه کاربرده ، وتنها دلیلی که وجودداردهمین است که ماهم نسبت به طبیعت خشونت به کاربرده ایم تولیدات انسانی به نفع انسانیت نبوده وتنهاباتفکرتولیدبیشترومصرف گرایی ومدبوده است

 

نوشته شده توسط محمد | موضوع: رشدوطبیعت | لينک ثابت |
نامه ای ازآقای طهماسبی نسبت به نقدآقای هاشمی
تاريخ: چهارشنبه بیست و سوم خرداد 1386 ساعت :

ازآنجائیکه نقدآاقای سیداحمدهاشمی نسبت به مقاله آقای علی طهماسبی درارتباط باحجاب بودحضورآقای طهماسبی راهم می طلبیدتااین گفتمان یکطرفه وبدورازصاحب نوشتاربه نقدنرودبرای همین ازایشان خواستم تانسبت به نقدی که توسط آقای هاشمی صورت پذیرفته،نظرخودرابیان کنندکه ایشان این نامه رابرایم ارسال کردند:

 

آقای علی طهماسبی:

سلام:

مقاله کند و کاوی در مسئله حجاب را گمانم حدود سه سال پیش نوشته بودم و در همان زمان هم به اصرار برخی دوستان اقدام به نشر آن کردم. از آن ایام تا کنون این نوشته در وبسایت ها و وبلاگ های گوناگون و در  برخی روزنامه های کثیرالانتشار  بارها منتشر شده است و همچنین لااقل بیش از پنج نقد جدی را دیده ام که از سوی برخی مدرسین و علمای حوزوی بر آن نوشته شده است و هرکدام به نحوی صاحب این قلم را نواخته اند.

اما عجب این است که برخی از طرفدارن این مقاله و مخالفان، انگار به گوهر درونی بحث توجه چندانی نداشته اند. مردان و زنانی را دیده ام که بازهم  انگار جنسیت زن بودن یا مرد بودن را بر آدم بودن ترجیح داده اند و شاید برای توجیه برخی تمایلات خویش، از نوشته ام استقبال کرده اند. و کسانی را هم می بینم که اگرچه فقیه و عالم  اما مواجهه ای متعصبانه دارند، بسا که خود را دانای کل می شمارند، شاید هم متولی بی چون و چرای دین خدا. واژگان را و جمله ها در ساختار باورهای پیش ساخته خود تاویل می کنند و آنگاه با قطع و یقین داوری می نمایند. شاید به همین گونه باشد که برخی از این دانایان نوشته ام را و خودم را تلویحا و گاه تصریحا دست آموز اجنبی می شمارند. میان این دو گروه شاید تفاوت چندانی برای من نباشد. یعنی به نظر می رسد که هردو گروه پیروزی بر حریف را شایسته تر از حقیقت می دانند و در باب حجاب نیز «جنسیت» را فراتر از «آدم» بودن می شمارند. هم از گروه اول آزرده ام و هم از گروه دوم. شاید همین است که تمایل چندانی ندارم تا خودم را درگیر به تشویق موافقان و تعریض و تخفیف مخالفان کنم.  در این میانه البته هستند کسانی که به دیده انصاف می نگرند، تفاوت میان عیبجویی و نقد را می دانند. کلام اینان را ارج می نهم و به دیده منت دارم. زنده باشید، آن گونه که شایسته ی زندگان است.

علی طهماسبی

 

سایت آقای علی طهماسبی (آیین پژوهی وفرهنگ) :

www.alitahmasebi.com

 

بعدازاین پیام آقای طهماسبی، باارتباطی دیگرکه باایشان برقرارشدایشان قراررابراین گذاشتندتانسبت به مقاله اقای هاشمی نظرخودرا برایم ارسال کنند.

ازهمراهی این دواستادعزیزکه دراین ارتباط مراهمراهی کردندممنون، وتشکری مضاعف دارم که مراقابل دونستندتانسبت به نظرات من واکنش نشان دهندواین ازبزرگی این دودوست عزیزاست امیدوارم درآینده ،بیشترمراهمراهی کنندومراازنصیحت هاونظرات مفیدشان محروم نکنند.پاینده باشید.

نسبت به بحث حجاب اگردوستی نظری وپیامی نداشته باشدوواکنشی نسبت به این مسئله نشان ندهدتامن دست به قلم ببرم وگرنه من حرفی برای بیان فعلاندارم.(فلسفه حجاب چه بود؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟من که ندانستم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟)

 

مطلب بعدی در27خردادبه روزمی شود(امکان دارددراین بین مطلب اضافه ای آورده شود)

 

 

نوشته شده توسط محمد | موضوع: زن | لينک ثابت |
زنان پرده نشین ونخبگان جوشن پوش2
تاريخ: سه شنبه بیست و دوم خرداد 1386 ساعت :

قبل ازادامه این موضوع ،نسبت به بحث حجابی که تاحال صورت پذیرفته است سه موضوع مجهول مانده است :

1-آیاباتمامی مواردی که بیان شدباهرمعنیی که ازحجاب برآیدپوشش سراختیاری یاواجب است

2-اگرامنیت زنان تامین شودآیابازملزم به رعایت حجاب هستندوآیاحجاب برای امنیت زنان است یاکنترل شهوانی

3-آزادی مهم ترواصل تراست یاامنیت وآیادرمقابل هرانقلابی درانتخاب آزادی وامنیت مجبوربه انتخاب امنیت خواهدشد؟

 

....ادامه

بخش دوم این کتاب باعنوان مدینه درانقلاب :سه سال سرنوشت سازاست که به سالهای نزول آیات حجاب اشاره داردکه ازشش قسمت باعناوین حجاب،پیامبرومحیط اجتماعی،پیامبروزنان،عمرومردان مدینه،پیامبررهبری نظامی،حجاب درمدینه نازل می شودتشکیل شده است

درقسمت اول این بخش باعنوان حجاب ،نویسنده بران است تاتعریفی نودرموردحجاب ایجادکنداوکه اولین آیه حجاب راآیه53سوره احزاب می داندحجاب راازنظرلغوی پرده می داندومنظورازآن قراردادن سدی میان دومردمعرفی می کندنه میان زن ومرد.دلایل اوبه خاطرشان نزول این آیه است که بعدازازدواج بازنیب حضورمزاحمت درشب زفاف درحجره زینب رخ می دهدکه بعدازترک آنان ازخانه پیامبر،زمانیکه پیامبربردرحجره است وانس هم بیرون ایستاده این آیه نازل می شودکه پیامبرپرده رابین اووانس می کشدالبته این موردرابرای این آیه معنی کردن درست است وهرچندکه بامعنی آیه هم جوردرمیایدومشکلی پیش نمایداگرافرادمعنی پاکی راجوردیگری معنی نکنند.پرده ای که پیامبرمیان خودومردی که کناردرورودی اتاق پیامبرایستاده بودکشید.آیه حجاب درحجله خواب شب عروسی وبرای حفظ خلوت ومانع ورودفردسوم نازل شد.درجایی دیگرنویسنده می گوید:کلمه حجاب مفهومی سه بعدی است واغلب این سه بعدبعدباهم درآمیخته شده است.مفهوم اول بعدبینایی وبه معنی خارج کردن چیزی ازمقابل دیدافراداست فعل حجب به معنای پنهان کردن است مفهوم دوم بعدفضایامکان است یعنی جداکردن ومرزگذاشتن یاآستانه ای برای چیزی .بالاخره بعدسوم اخلاقی است وبه قلمرومحرمات اختصاص دارد.بنابراین مادرواقعیت مفاهیم فقط مقوله های محسوس-بینایی ومکانی-نداریم بلکه مفاهیم انتزاعی رانیزدرقلمروعقایدداریم.حجاب هفت باردرقرآن ذکرشده است درسوره مریم آیه 17که به معنای پرده ای است که مریم خودراازمردم جداکرد.سوره احزاب آیه32و52که درموردجدایی زنان مومن وهمسران پیامبرواجب شد.سوره اعراف آیه46حجاب به معنای جداکردن رستگاران ازدوزخیان.سوره فصلت آیه5که به معنای متفاوت بودن عقایداست .البته گزینه ای که دراینجااززندگی پیامبردراوایل هجرت به مدینه بیان می کندجالب است(طبق آیه53سوره احزاب وجریانات آن) اومی گوید:هم آیه وهم تفاسیرنشان می دهندکه مردم بدون هیچ گونه تشریفاتی به دیدن پیامبرمی رفتندوخانه اوبه آسانی قابل دسترسی بودوبه علاوه هیچ گونه مرزی میان زندگی خصوصی اووزندگی اجتماعی وبه عبارت دیگرمیان مکان خصوصی ومکان عمومی وجودنداشت.

قسمت دوم این بخش که درموردپیامبرومحیط اجتماعی است شایدیکی ازبحث های داغ این قسمت، بیان این موضوع باشدکه منافقین بعدازدیدن اینکه پیامبردرحال کاری است که علاوه براینکه زنان راازبه ارث بردن ممنوع می کنددرحال امتیازدادن به آنان است این امربرای آنان که امتیازهاوثروتهایشان بخشی دراین قسمت بودودلیل دیگرروحیه مردسالار اصحاب به خصوص مکیان باعث می شدبرای زنان مزاحمت هایی ایجادکنندبه خصوص زنان پیامبرتاازکارخوددست بردارندوخیال نکنندکه مثل گذشته نیستند.نویسنده این عوامل رافشاروآمادگیی هایی می بیندبرای قبول حجاب ازسوی پیامبر.قسمتی بعدی که درموردپیامبروزنان است نویسنده سعی براین داردکه ازاخلاق ورفتارنیک پیامبربازنانش واعمال آزادی هاووامتیازاتی که اوبه زنانش می داده صحبت کندومخالفت وسرسختی هاودردسرهایی که ازسوی منافقین واصحاب به خصوص حضرت عمرنسبت به این امرصورت می گرفته بیان کندهمچنین ازمبارزات زنان به خصوص ام سلمه همسرپیامبربرای دادن امتیازات سخن می گویدالبته چیزی که دراین قسمت به چشم می خورداین است که اواین مبارزات راثمربخش ودادن حقوق به زنان می داندوآیاتی که دراین مورداست بیان می کندوسپس مبارزه زنان برای بدست آوردن غنائم جنگی صحبت می کنداماچیزی که دراینجامشاهده می شودنویسنده می گویدبه تدریج درآیه های بعدی ،بعدبرابری زن ومردکمرنگ ومردسالاری تایید شد.نویسنده طوری بیان می کندکه انگارپیامبروخدادرمقابل سرسختی های منافقین واصحاب مردسالار،کم میاورندومجبوربه روحیه مردسالارشده ،درحالیکه نویسنده این موردرانمی داندکه آیاخداونددرمقابل خواسته هاوامیال آنان سرتعظیم فرومیاوردوآیادین برای تغییروتبدیل ورشدانسانهاآمده است یابرای تاییدامیال انسانهاوآیاخداتنهابرای روحیه مردسالارآن زمان است یابرای دیگراعصارکه امکان داردفاقداین روحیه باآمادگی بیشترباشندهم آمده است( یابرداشتی دیگرنسبت به مسئله حجاب وجودداردوخداوپیامبربه صورت مقطعی برای آن زمان باآن روحیه نسبت به این مسئله کنارآمدند.) البته مامنکرروحیه مردسالاریاتوطئه ونیرنگ منافقین یامبارزات پیامبرنیستیم ویاوجوداین روحیه دربین مردان مسلمان وعلمای امروزی که باعث شده برداشتی درست ازاسلام به وجودنیایدنیزنیستیم. اماای کاش علمای ماازاین موارددست می گرفتندکه برای نهادینه کردن موضوعی درجامعه نیازمندزمان است وبه یک باره ازمردم نمی خواستندکه ازقوانین اسلامی پیروی کنندومرحله به مرحله وهرقانونی راسرجای خودش برای مردم بیان می کردند.قسمت بعدی که درموردعمرومردان مدینه است.نویسنده دراین قسمت عمررااینگونه بیان می کندکه باوجوداینکه دارای خصایص روحانی است امادرقلمروخانواده خواستاروضع پیشین است واوراآدمی می داندکه تحولات اسلامی رابه معنویات وروابط اجتماعی محدودمی کنندوعمررایکی ازسرسخت ترین مبارزین برای عدم این تغییربیان می کندتاجائیکه نویسنده درمورداودرجایی می گوید:عمرخصوصیات بسیارخوبی داشت ولی نکته بین،موقع شناس ومردم دارنبود،ابوبکربه هنگام خلافتش،نظراطرافیان رادرباره عمربه عنوان جانشین خودجویاشدبسیاری اورافردی انعطاف ناپذیر،دمدمی مزاج وخنگ وپخمه توصیف کردند.نویسنده ازبس تنهادراندیشه دفاع ازحقوق زنان است خودهم نمی داندچه می گویداول بایدگفت ایانظرشخصی عده ای درموردعمردلیل براین می شودکه واقعاعمراینگونه بوده است دوم چرابااین وجودابوبکراورابرای جانشینی انتخاب می کندسوم باوجوداینکه مامنکراین نیستیم که شایدازلحاظ هوش وذکاوت ودانایی ،عمربه پای صحابی همچون علی نمی رسیدامابایددانست آنقدرازلحاظ استعدادمدیریتی وخلیفه بودن استعدادداشت که درزمان خودش بی نظیربودطوری که درزمان اوتمامی دوابرقدرت بزرگ روم وایران ازبین رفتنددرزمان اوحتی برای کودکان هم امکانات مادی درنظرگرفته می شدقوانینی که شایددربعضی ازکشورهاهمچون سوئددرحال جریان است که دولت ازکودکان تاسن بلوغ حمایت می کندپایبندی به این مسائل وکم کردن امتیازات ثروتمندان باعث توطئه ای شدکه یکی ازچهره های آن قدرتمداران، نفوذی ایرانی بودکه عمرراتوسط این  عامل نفوذی یعنی برده ایرانی شهیدکردندوعمرکسی بودکه شایدازلحاظ قانون گذاری یاچیزی که درحال حاظروجودداردمجلس قانون گذاری خوب نمی توانست عمل کندواصحابی مثل علی رامی خواست اماازلحاظ اجرای این قوانین که اصلانیروی نرمشی نمی خواست یعنی ریاست جمهوری بهترازعلی بودگزینه ای که بعدهاعلی این گونه می گویدزمانیکه ازاومی خواهندتاخلیفه شودخودرابه عنوان مشاور بهترازخلیفه می داندومی بینیم که اوهچگاه نتوانست دوباره جامعه اولیه اسلامی رادرست کندودرزمان اوفتنه هابه اوج خودرسید.عمرکسی بودکه درزمان اوجامعه ازلحاظ امنیتی به حدی رسیدکه زنان به تنهایی وبدون هیچ دغدغه ای بین شهرهامسافرت می کردندامنیتی که هیچگاه برای جوامع مسلمین به وجودنیامدچهارم مگرنویسنده این حدیث ازپیامبررافراموش کرده است که پیامبرگفته اگرمی خواست بعدازاوپیامبری باشدعمربودآیااینگونه صحبت کردن درموردعمردرست است اگرانسان ازابتدادیدبصیرت به موضوع نداشته باشدونخواهدکه این گزینه درخودایجادکندکه بدنبال حقیقت باشدوبدنبال اثبات چیزی باشدکه درذهن اونقش بسته است باهرگول وفریبی که باشدخودرافریب داده وموضوع رابرای خودثابت می کند.اوسپس ازآیه223سوره بقره سخن می گویدوآن رانادیده گرفتن یکی ازحقوق زنان می داندکه مردان حق دارندهرنوع رابطه جنسی که می خواهندبازنانشان داشته باشندوزنان حق اعتراض ندارندوازاین آیه اوبحث لواط بازن بیان می کندواینکه مردان این حق رابرای خودمحفوظ می دانندالبته اشاراتی به نظرات مخالف داردامااومی گوید:این بحث هنوزادامه داشت(درزمان وبعدپیامبر)وهنوزهم ادامه دارداساسااین نکته قابل توجه است که درمتون اسلامی هرگزهیچ بحثی پایان نمی رسدهرنسلی همان بحث نسل قبل رادوباره شروع می کندبدون اینکه پیشرفتی حاصل شود،چرا؟زیراتمدنی که قواعدزندگی میلیون هاانسان راتعیین می کندبایدیک نوع جهت گیری یااصول یاچهارچوب کلی رابرای مردم خودتعیین کندکه آنهامجبورنشونددرسفسطه بازی وعمل گرایی غرق شوندوبه توجیه بپردازند.امامن ازنویسنده می پرسم آیاواقعااسلام اینگونه است چرابه جای اینکه به علل وریشه های موضوع بپردازدتنهادراین حدمی ماندوبه موشوکافی این موضوع نمی پردازد.اولین زنان مسلمان بامطرح کردن مسائلی مانندحق ارث زنان،شرکت مصرانه درجنگ ودریافت غنائم،نقش زن درروابط جنسی وخشونت فیزیکی نسبت به زنان ازپیامبرخواستندکه ازپروردگاربخواهدکه درباره اراده زن به عنوان یک مومن،درجامعه نوسازآن همگام رای خودرااعلام کند.نویسنده درموردبردگی می گوید:اسلام ماننددیگرادیان توحیدی ،یهودیت ومسیحیت،هرگزنابودی بردگی رابه عنوان یک اصل مطرح نکرداماباسرمشق قراردادن این ادیان کوشیدآن راتعدیل کندوازجنبه های منفی واخلاقی آن بکاهد.البته نویسنده دراین حدمی ماندوذهن مخاطب رادراین موردپاسخ نمی دهدکه اگراسلام برای آزادی انسانهاامده است چرااین موردرابه عنوان یک اصل مطرح نمی کندوآیاادیان دیگرسرمشق اسلام بودند.درپایان قسمت نویسنده این موردرابیان می کندکه نشان ازناکامی پیامبروعدم توانستن اودرازبین بردن روحیه برابری وآزادبودن همه مردم است.روحیه ای که پس ازیک نسل،وتلاش چندین ساله زمانیکه پسریک مردآزادشده رامستحق فرماندهی می داندبامخالفت اصحاب روبرومی شود(جنگی که روم درحال آغازآن درمرزسوریه دراواخرعمرپیامبردرحال تدارک بودوپیامبراسامه رافرمانده جنگ کرده بود)درموردمسئله زنان ظاهرادودیدگاه درمدینه وجودداشت دیدگاه پیامبرکه مخالف زوروخشونت درموردزنان ودادن امتیازبه زنان ونگاه عمرکه مخالف این موضوع بودونگاه پیامبرکه هیچگاه حاکم نشداین نظرات نویسنده است امانویسنده که می خواهداینگونه پیامبررامعرفی کندازگزینه هایی همچون تعدادزیادهمسران پیامبر،ازدواج باعایشه درسن کم ،نبودبرابری زنان درموردمسائلی همچون ارث بیانی ندارداوانگارازاین موردغفلت می ورزدکه بسیاری ازشرق شناسان ومخالفین براوخورده گرفتندکه چراپیامبرتعدازنانش بایدزیادباشدآیااونمی توانست زنان رابه عقددیگران درآوردوآیاهمسری مثل عایشه وصفیه هم دلایل سیاسی داشت وآیامواردیکه دلایل اجتماعی داشت رانمی توانست بااصحاب حل کندوچراعمل اونسبت به زنان درقرآن آزادانه عمل می شودهرچندکه نسبت به این موضوع اشاراتی داردواین اختیاررابرخواسته ازرفتارنیک پیامبرمی داندامابرای منی که بایدالگویم پیامبرباشدومنی که درحال زندگی می کنم هضم این موضوع غیرقابل هضم است(امتیازات خاصی که نسبت به پیامبربیان می شودسوره احزاب آیه ٢٨تا٣٤ و٥٠تا٥٣) قسمت بعدی این بخش پیامبررهبری نظامی است.درابتدای شروع این قسمت صحبت ازتسلیم پیامبرومصلحت اودراینکه دیگردرمقابل عمرایستادگی نکند.انگارنویسنده ازمبارزات سرسختانه وعدم تسلیم پیامبردرمقابل کفارخبرنداردکه اینگونه سخن می گویدوسپس درموردقرآن سخن می گویدکه نظم سوره هادرمتن قرآن به ترتیب نزول سوره هانیست وبه توجیه علما،ترتیب سوره هادرمتن موجود،پاسخ به نیازهای آموزشی است امادرمورداین آموزشی بودن حرفی نداردکه منظورش چیست وچرابایداین ترتیب درقرآن اینگونه باشد وسپس می گویدسوره های مکی درجامعه بت پرست نازل شددرحالیکه سوره های مدنی درجامعه اسلامی ودرپاسخ به پرسشهای مسلمین درارتباط بازندگی روزانه بود.همچنین توالی تاریخی وحی برای تعیین ناسخ ومنسوخ بودن آیاتی که درموردیک موضوع دوآیه متضادوجودداردمهم است.دراین مورددراین حدسخن می گویدوفراترنمی رودکه اصلاناسخ ومنسوخ چیست؟وچراقرآن بایداین موارددرخودداشته باشدآیاتیکه درصورت نسخ بایدبمانند.دراین قسمت بازازمبارزات وواکنش برای امتیازات زنان وجایگاه مهم زنان پیامبر