ازکلیه این عزیزان ![]()
رها(آزادی...تا..) --- سیداحمدهاشمی (کنکاش)--- توحیدی ها (توحیدی ها)---هدایت (معنای توحید)---- اهل سنت جنوب(اهل سنت جنوب)---روح زندگی(روح زندگی)---محمدبلوچ(آوای بلوچستان)---عبدالناصر(مولای جام)---لینک باکس(لینک باکس سنی)---مدیروبلاگ مناظره(مناظره شیعه وسنی)---جواد(حقیقت دنیا)---سما(نسیم ایمان)---محمدداودمنصوری(زندگی یک جانباز)---محمدعلی---زمان پور---یک دوست(پیامبررحمت)---برهانی(پیوند)---ابراهیم---عبدالرحمن دردقه(نسیم)---م.م---خسته(دلتنگی)---سعید(کاتالوگ انسان)---بنده خدا---حقگو(شیعه چه می گوید؟)---بهار(عطا)
که دراین مدت به وبلاگ من سرزدندونظردادندکمال تشکررادارم درموردنظربعضی ازدوستان درآینده نظرخواهم داد![]()
تشکری مخصوص ازرها،روح زندگی،هدایت،مدیروبلاگ مناظره،لینک باکس اهل سنت ونسیم دارم که لینک وبلاگمو دروبلاگ خودشون قراردادند![]()
![]()
![]()
![]()
____________**__**_____* __________
___________***_*__*_____* _________
__________****_____**___****** ____
_________*****______**_*______** __
________*****_______**________*_**
________*****_______*_______* _____
________******_____*_______* ______
_________******____*______* _______
__________********_______* ________
__***_________**______** __________
*******__________** _______________
_*******_________* ________________
__******_________*_* ______________
___***___*_______** _______________
___________*_____*__* _____________
_______****_*___* _____________ ____
_____******__*_** _________________
____*******___** __________________
____*****______* __________________
____**_________* __________________
_____*_________* __________________
_____________*_* __________________
______________** __________________
_____________*_* __________________
______________** __________________
بعضی ازنظرات دوستان:
رها:
برای شعر گفتن
بهانه ها ی دیگر ی می خواهم .
مرا به گاری نبندید .
توان دویدن ندارم.
محمدعلی :
سلام فکر می کردم فقط من این فکرها رو دارم وفکر می کردم تنهام . اینقده با اینو اون بحث کردم که دیگه دارم خسته میشم.از بابا و مامان گرفته تا هم سن وسالا و روحانیون وبقیه . فامیل به من میگن چالش . می دونم چقدر سخته به بعضی ها که تا حالا فکر نکردن یا به اونا که فکر می کنن بهترینن یه بینش یا دید جدید منتقل کرد بعدا بیشتر بهت سر میزنم
محمدعلی :
سلام
شاید دست یافتن به این مواردی که گفتی به این آسونیا نباشه درواقع فکر میکنم هدف شما از طرح این وبلاگ سعی در انقال همین بینش های زیبا باشه.(نظربرمطلب چراوحدت چراتفرقه)
هدایت:
السلام عليكم و رحمة الله و بركاته
برادر ارجمند و دلسوز
سخن از وحدت آن وقت معناى عملى مى يابد كه عناصر وحدت نيز آشكار شده و بر همه معلوم شود.
وحدت را نمى توان مانند چادر و خيمه و يا پرده اى بر ديده ها كشيد و فقط غم ها و كدورت ها را مخفى كرد!
وحدت در صورتى مفهوم عملى مى يابد كه دلها بسوى خالق واحد الأحد اوج گرفته و دستاويزى به سخنانش ( قرآن ) را تنها اميد نجات و رهايى خود دانيم(نظربرمطلب چراوحدت چراتفرقه)
هدایت :
السلام عليكم
مطالبتان را بايستى دو باره كامل بخوانم
بله
احاديث را بايستى در ميزان قرآن قرار دهيم تا با مطابقت با آن قبول كنيم و الا نه.
حديث صحيح رسول الله صلى الله عليه و سلم مطابق قرآن مى باشد
و آن سخنانى كه خلاف قرآن است ، دروغ هايى ست كه به رسول الله به ناحق بسته شده است
همين دروغ ها باعث بوجود آمدن فرقه هاى گمراه شده است
م.م: سلام
بعد از این همه آیه و حدیث و سفارش چرا این سوال رو میکنین ؟
محمد:متاسفانه این دوست عزیزنظرشون روبدون ایمیل یالینکی برمطلب چراحدیث فراترحرکت می کند؟داده بودنداگه منظوراین دوست عزیزبراین مطلب است بایدبگم باکلی گویی چیزی ثابت نمی شوداگربرای دلایلشان آیاتی دارندبیان کننداماهیچ کسی تاحالااین ادعارانداشته است که اول حدیث وبعدبایدقرآن باشداین موضع چگونه امکان پذیراست برای اینکه قرآن حرف خداست امااحادیث اعمال وصحبت های پیامبراست که درجهت حرکت قرانی وخدایی بوده است پس درابتدقرآن بوده وبعدپیامبربراساس این قرآن حرکت وبیان داشته است.وبسیاری ازایات قرانی بعدازاطاعت خدااطاعت ازپیامبررابیان کرده است.
روح زندگی:سلام
ممنون كه به من سر ميزني
اين روزا بدجوري گرفتار مسائل روزمره شدم كه فرصتي براي نشستن كنار كامپيوتر و مطالعه ندارم
برام دعا كن
يا الله
دوست عزيز فاصله بين خطوط بسيار كم است كه خسته كننده است لتفا فاصله بين خطوط را 5.1 يا 2 انتخاب كنيد
با تشكر
محمد: خدایابه من وعبدالله عزیزم کمک کن تاراه درست راپیداکنیم خدایابه ماکمک کن تاآنقدرمشغول این دنیانشویم که نتوانیم مسیردرست راپیداکنیم نتوانیم باتوهمگام بشیم بینمان الفت ودوستی ایجادکن وماراازکینه ونفرت وتفرقه دورسازبه مابینش ده وازسرگردانی وگمراهی نجات ده آمین![]()
دوست عزیزم عبدالله توهم برای من دعاکن درموردنوشتارباشه ازاین به بعدسعی خواهم کردفاصله هارابیشترکنم حق یارت
حقگو: سلام دوست عزیز
سخنانت در جواب خانم هدایت کاملا منطقی است .
متاسفانه برخی که فکر می کنند تنها خودشان اهل توحید اند نه تنها آزادی که جان انسان های بی گناه را می گیرند چون آنان مانند ایشان توحید را تفسیر نمی کنند.
اگر شیعه یا سنی به پیامبر(ص) و اولیا’ الله توسل می جویند آن را عین توحید می دانند زیرا که پیامبر را بخاطر خدا دوست می دارند و آنان را آبرو دار نزد خدا می دانند . آنان برای اثبات حرف یا موضع و عمل خود از قرآن ‘ سنت پیامبر و اصحاب کرام استدلال دارند .
حال چگونه است که تنها برداشت وهابیان از توحید به صواب است و دیگران استنباط شان به خطا . نه تنها خطا که مستحق مرگ؟
وبلاگ شیعه چه می گوید با مطلبی تحت عنوان : وحدت اسلامی ضرورت و موانع در خدمت شما است
محمد: سلام به دوست عزیز
اگه من خواهرعزیزم رونقدمی کنم به این خاطره که خیلی دوستش دارم واین اجازه روهم به شمانمی دم که درمورداین خواهرگلم اینگونه فکرکنیدمن ازصحبت های ایشان این نتیجه روگرفتم که ایشان بااین امرکه شیعه هابه ناحق کشته می شوندموافق نیستندشماکه دروبلاگتان مطلبی باعنوان وحدت اسلامی وموانع آن گزاشتیدوبعدصحبت زرقانی گزاشتیدکه عنوان کرده مشکل عراق شیعه هاهستندواین مطلب رابیان کرده ایدکه مسلمانهابه دنبال تفرقه های بین خودشان هستندودست بایدبکشندتاموفق بشندچراخودتان دچاراین موضوع هستیدوبحث وهابی هارامیان می کشیدچرانوبت به سنی هاکه شدنبایدحرف ازشیعه بزنندکه بدندودارندظلم می کنند.حدیث پیامبرمیاریدکه این موضوع رابیان کرده که نبایدبه مسلمان ظلم کرداماخودشیعه هااین گونه عمل نمی کنندمگه ظلم هایی که اززمان شاه اسماعیل صفوی انجام گرفت تاحالاکه درکشورایران انجام می گیره وبسیاری ازاهل سنت کشته وبه خاک وخون کشیده شدندچیزی جزظلم وستمگری تشیع نبوداگه هم درزمان حال ملاحظاتی درکشورایران ویامذهب تشیع می بینیدنه به این خاطره که بخواهندبامذهب تسنن مداراکنندویابه این فکرباشندکه بخواهندبین مسلمانان وحدت ایجادکنندواگه خوب به دیدگاه این مذهب توجه کنی چون درحال حاظردراقلیت است دچارتقیه شده وبعضی اقدامات راانجام نمی دهندومطمئن باش درصورت قدرت پیداکردن وخروج ازاین اقلیت که حتی برنامه هایی درسطح جهان ومناطق سنی نشین ایران دارند (کشتن افرادتنهابه دارآویختن که نیست همین که درکشورایران نسبت به بسیاری ازحقوق اهل سنت ظلم می شه ونادیده گرفته می شه حتی درسطح ملی رسانه وتریبون آنچنانی ندارندچیزی جزکشتن نیست)موضوع گیری خودراعوض خواهدکردشمامقاله چراوحدت وچراتفرقه مرابخوانیدتابفهمیدکه مشکل این دومذهب چیه وهیچ راهی برای وحدت این دومذهب وجودنداره به جزاینکه مذهب گرایی راکناربزارندوتقدساتیکه ازمذهب بهشون به ارث رسیده روکناربزارندوبانگاهی دیگه به دین نگاه کنندوتصمیم بگیرندبدون اینکه چیزی که بهشون به ارث رسیده حقیقت راپیداکنند
این متن نامه ای است که ازخواهرعزیزم هدایت دریافت کردم
هدایت :
برادر ارجمند
در سخنانتان متوجه ى اخلاص و محبتتان به نصرت اسلام راستين هستيم
و اين خواهر مقصر شما فقط لازم به تذكر ديدم كه بدانيد آرزوى ما و شما يكى ست
اما راههاى آن متشعب و دشوار شده است
آخر برادر مهربان ، ما چگونه مى توانيم از انحرافاتى كه توسط اسلام نمايان شده بگذريم؟
مگر كلمه ى توحيد ( لا إله إلا الله ) با نفى خدايان شروع نشده ؟
ما هم ابتدا بايستى حق را ظاهر و از آن دفاع كنيم
اين دين راستين ، بندگى را فقط و فقط به خداى واحد الأحد سزاوار مى بيند و برآن امر مى كند
و وظيفه ى ما و شما از بين بردن بت هايى ست كه در ميان مسلمانان آنقدر ارزش دار شده كه جاى خداى كعبه را به مراتب بيشتر گرفته است
باز هم ما را همراه باشيد
وفقنا الله و اياكم لما يحبه و يرضاه من القول و العمل في العافية

محمد:اینکه دروجوداین خواهرعزیزم حس مسئولیت ایجادشده ونمی تواندنسبت به خودواطرافش بی توجه بوده وبی تفاوت بگذردقابل تحسین است وبایدقدراین گونه انسانهارادانست امابرای اصلاح وعدم بی تفاوتی نسبت به خودواطراف این اولین قدمه که متاسفانه اگه این حس مسئولیت به همراه خودنگاه وحرکت درست نداشته باشه برای انسان مضره وبه ضررانسان کارمی کنه نیازنیست انسان همیشه اگه نسبت به اطرافش مشکلاتی رامشاهده می کنه فعالیت انجام بده بعضی هابعدازدیدن مشکلات وحس مسئولیتی که دارنددست به کارهایی می زنندکه ازآنجاییکه بلدنیستندنمیتوانندخوب انجام دهند-بعضی زمانها انسان برای رفع مشکل کاری انجام میدهدکه نه تنهامشکل راحل نمیکند کار رابدترهم می کندبه هرحال درمقابل انجام هرکاری بایدمتوجه بودبایددر حضوردادگاه خداوندی ذره ذره آن راجواب دهیم وخیال نکنیم داریم خوب ادای انجام وظیفه می کنیم چون مشکلات رادیده ایم وخواسته ایم واکنش نشان دهیم خوب عمل کرده ایم بلکه روش واکنش هم مهم است – هرفردی زمانی کارش درست است که تاتوانسته وامکاناتش راداشته فکرکرده وتحقیق کرده وسپس تصمیم به انجام کاری می دهد،کاراودرست است هرچندکه درواقع غلط باشد.
هرحرکتی که انسان نسبت به درستی آن درشک است ونمی داندچه مسیری درست است باید خودراازحرکت واداردوگرنه درگناه می افتدبایدمراحل حرکت برای هرمسیری درست مشخص کنیم وگرنه به جای اینکه درثواب ودرستی افتیم دراشتباه می افتیم بیاییدبه تحقیق ومطالعه وفکرکردن بیشتراهمیت دهیم بیاییداخلاق قرآنی بیشترپیداکنیم تاخودرادر عمل اندازیم فکرقوی حرکتی قوی راخواهدداشت فکرقوی به دنبال خودحرکت ایجادمی کندچراماهمیشه برعکس کارمی کنیم یعنی اول حرکت وعمل داریم وبعدفکرمی کنیم این چیزی جزخرابی وواماندگی وتخریب به همراه نخواهدداشت وحال که مامی خواهیم درستی رابه وجودآوریم تبدیل به نادرستی نشویم. خداوندمی گوید:ازچیزی دنباله روی مکن(توقف کن) که ازآن ناآگاهی،بیگمان سمع وبصروقلب همه موردپرس وجوی آن قرارمی گیردسوره اسراءآیه36همانطورکه می بینیدخداونددراین آیه ازانسانهاخواسته که درمقابل انجام هرکاری تاشناخت وعلم کافی پیدانکرده اندکاری انجام ندهندوپیروی ازکاری نکنندچون ازتمامی قسمت هاپرسیده می شودکه شماخوب انجام دادیدیعنی حس مسئولیت شماخوب انجام وظیفه داده ایدواین حس راتولیدکردیدآیابقیه اعضاءان کاری که تصمیم گرفتیدخوب تحقیق ومطالعه کرده که درسته ومی توان انجام دادبقیه قسمت هاهم خوب انجام وظیفه کرده اندمامنکراین نیستیم که بایدحق ظاهرشده ومنکراین نیستیم که کلمه توحیدجزءاصلی ترین کارهای پیامبران بوده اماایایک انسان توحیدی یعنی تنهااینکه بت رانپرستدوبرای خداواسطه نشناسدوشخص رانپرستداگه این گونه فکرمی کنیدوبیشترکارتون رادراین قسمت بیان کردیدکاملادراشتباهیدچون همانطورکه دریک جاخودتان هم بیان کردیدمشکل بت پرستان مکه این بودکه انهاهم اعتقادبه وجودخداداشتندامابتهارابه عنوان واسطه بیان می کردندامااین راهم بدان اگه پیامبرمیامدومی گفت ای انسانهااین واسطه هاراکناربزاریدوتنهاخدارابپرستیدونمازودعابرای اوبخوانیدوخدارابه عنوان مالک ورزاق و...بدانیدتمامی بت پرستان قبول می کردندامادرانسان توحیدی فقط این گزینه هانیست گزینه هایی دیگری هم وجودداردازجمله اینکه تنهاخداحق حاکمیت و قانون گزاری وتعریف انسان راداره اینجاست که انسانهانمی تونندتحمل کنندکه قانون گزاری بدست خداباشه چون منافعشان درخطرمی افته می خواستم اینوبگم اگه روندوبلاگتان انسان توحیدی درست کردنه اول بیاییدبگوییدانسان توحیدی چه شخصیه بایدچه صفاتی داشته باشه ودلایل قرآنی بیاریدوحکت هایی آن رابیان کنیدوبه هیچ عنوان ازاحادیث یاصحبت ازصحابه یامذهب استفاده نکنیدانسانی که هنوزخیلی ازمواردراقبول نداره بیان این موضوعات براش معنی نداره ...امااگه واقعاکارشمامحوشرکه چرابنارامبارزه بامذهب تشیع گزاشتیدبریدنگاه کنیدآثارشرک درمناطق اهل سنت به فراوانی یافت می شه بیاییداول این مواردرابیان کنیدانسانهایی که جای خداقرارگرفتن وبه جای خداحکم می دهندوکارمی کنندوحق آزادی انسانهارامی گیرند کاری که تنهاخدامی تونه بکنه که به دیگران آزادی بده یاازاونهابگیره اماحالاکه داده می خواهندبه زورازدیگران بگیرندآیااینهاشرک نیست آثارشرک فراوان ودرگوشه کناردنیاوعقایدواعمال مسلمانهاوجودداره ومختص به مذهب تشیع نیست.امیدوارم من،شماوتمامی انسانها،انسانهایی توحیدی بشیم وازشرک مبراوذره ای شرک درفکروعمل مانباشه .بازهم نظربدین ومنوازنظراتتون محروم نکنید.موفق وپیروز،حق یارتان باشد.![]()
![]()
(مطالب زیرجامعه اهل سنت ایران ومدیران ورهبران آن رادرمقابل قشرروشنفکردیندارمعترض بیان میکندامانسبت به دیگرمسلمانان وکشورایران هم مطرح است)
افرادی درجامعه وجوددارندکه نسبت به عملکردافراددینی وهمچنین موضوعاتی که نسبت به دین معرفی می شودمعترض هستندوحتی روشهایی برای این اعتراض درجامعه درپیش می گیرندکه گروهی که اعتراض برعلیه آنهاانجام می گیرندنسبت به گروه اعتراض کننده این امررابیان می کنندکه این افراد در حال تضعیف دین هستندوکارآنهاتنهابه ضرردین است بعضی هاهم کاررابه جایی می کشانندکه نسبت به گروه اعتراض کننده ،آنهارا افرادی نادان وخام وجوان ودربعضی مواردآلت دست دیگران وافرادنادرست می پندارند.امااول بایدازاین افرادپرسیدماکه نمی توانیم همین طوربدون دلیل واستدلال افرادی رامتهم به کاری بکنیم.من درموردقسمت دوم مسئله نمی دانم که دلایل این افرادچیست امادر قسمت اول می خواهم صحبت هایی داشته باشم.اول اینکه مابایدزندگی مان براساس قرآن باشدنه براساس نفع شخصی ومصلحت گرایی ودیدانسانی .حال ببینیم آیاروشهای گروه اول وصحبت هایی که می زنندبرخلاف قرآن است که موجب تضعیف دین شوندمن ازگروهی که اعتراض برعلیه آنهاانجام می گیرد می خوام بپرسم آیاکارشماکه به نظرگروه اعتراض کننده برخلاف دین است تضعیف دین است یاکاراین گروه که می خواهندوضع موجودراتغییردهندوبراساس قرآن به وجودآورندالبته سئوالی که اینجاپیش می آیداین است که ازکجا افراداعتراض کننده صحبت هایشان براساس دین است بایدگفت خوب اینکه مشکلی نیست چون گروه قبلی به راحتی جوابگو خواهندبود وگروه اول دربرابراستدلالهای گروه دوم کاری ازپیش نمی برنددوم جایگاه امربه معروف ونهی ازمنکردرکجاست هردوگروه بایداین کارراانجام دهندوحال درچه روشی باشدوبه چه نحوی نیازمنداین است که به بحث نشست سوم بعضی هامی گویندکه گروه اعتراض کننده بروندوبراساس نگرش خودفرهنگ سازی راانجام دهندوکاری به گروه دوم انجام ندهند اما زمانی که گروه اول هم درجامعه به عنوان افرادواعمال دینی معرفی می شوندمگراین امرامکان پذیراست که درکارفرهنگ سازی افکارو اعمال آنان موردتجزیه وتحلیل قرار نگیردوبه افرادیکه سئوالاتی پیرامون افکارآنان برایشان ایجادمی شودپاسخ ندادویا ازآنها نخواست که پیگیری افکاردیگران رانکنند در حالیکه هیچ گروهی حق ندارداین راازدیگران بگیردکه پیگیری افکاردیگران نکنندبلکه بایدروش قرآنی رادر پیش گیردوعلاوه براینکه افکارونظرات خودرابرای اوبیان می کنداوراتشویق کندکه نظرات دیگران راهم ببیند و بشنود سوم مابایداز امروزبه افراداین آموزش رابدهیم که نقدمسئولین درجامعه تضعیف دین نیست همانطورکه حالادرکشورمان بااین نام انجام می گیردو اگرازاول این کاررانکرده بودندکاربه اینجاکشیده نمی شدالبته آنهاهم این تربیت جامعه کوچک ماراداشتندکه کارشان به آنجاکشیده شد ودربعضی مواردهم احترامات بی جاوتقدسات برای دیگران قائل می شدندهرچندکه دراعتقادات این امرراهم اگرقبول نداشتندامادرعمل این کاررانجام می دادندویاتمرینی برای عدم ایجاداین امرنداشتندیافضای این امررایجادنمی کردندبه هرحال یک مسئول کسی است که موردسئوال قرارمی گیردودرمواجهه باسئوال یاپاسخ می دهدیااگراشتباه کرده اشتباه خود رااعتراف کرده ودرپی جبران آن برمی آید (اعتراف عملی) در حالیکه مامی بینیم وضعیت تربیتی رابه حدی کشانده اندکه افرادجرأت انتقادراندارندواگرافرادی خاص این عمل راانجام دهندگفتم که چه بلایی سرآنهامی آیددرضمن آنهاخیال می کنندکه تنهااین افراداندک هستندکه اعتراض می کنندودیگران ازوضع موجودراضی هستند درحالیکه آن وضع بدجامعه، دیگران رابه عدم کاردرست سوق می دهد یعنی چیزی که درواقعیت وجودنداردو واقعی پنداشتن به هر حال چیزی که مهم است تعدادافرادنسبت به موضوعی درست نیست و استدلال ودلایل منطقی فردمهم است که درستی موضوعی را مشخص می کندهرچندکه یک نفرباشدهرچندکه لقب ومدرک نداشته باشد هرچندکه ازافرادپایین جامعه باشدهرچند که کودکی باشدهر چندکه جوان باشدچهارم مااگرازحالا آزادی رانداشته باشیم وتمرین داشتن آزادی رانداشته باشیم وآزادی رادرک نکنیم وبه دیگران آزادی بیان وصحبت راندهیم همان می شودکه برسرکشورمان آمدتمامی روزنامه هارامی بندیم تنهابایدیک فکروآن هم فکر من در جامعه باشدآیامن حقم؟ این حق راازکجامن برای خودم تعیین کردم واگرمن حقم درمواجهه باافکاردیگران چه ترسی دارم در حالیکه آنان باطلندآیاترس به گمراهی افتادن مردم رادارم درحالیکه خدامردم راآزادو انتخابگرآفریده وآنان راتشویق به دنبال افکار دیگران افتادن می کندتاازبین آنان بهترین انتخاب کنددرحالیکه قرآن خودش بهترین است بازهم می گوید دیگران راهم ببینیدپس چراما این حق راازمردم می گیریم تازه اگرمردم درگمراهی افتادند به ماچه ،درحالیکه خداوند اگر می خواست کاری می کردکه انسانها اجباراًیک راه راانتخاب کنندوظیفه ماتنهانشان دادن راه درست به انسانهاست وحق انتخاب بایدبه عهده خودفردگذاشته شوداین حق هاکه مابرای خودقائل می شویم ازکجامی آیدجزازمصلحت گرایی های انسانی، درحالیکه ماحقوق انسانی وخدایی رانشناخته ایم بله بانام گمراه شدن جامعه (انگار جامعه راگاوی بی عقل می پندارند)بانام تضعیف دین وبانام......خودآنان دین رادارندتضعیف می کنندپنجم بعضی هامی گوینددراین بین امکان زدوخوردهایی وجودداردیاامکان دارددراین بین دشمن ازآب گل آلودماهی بگیرداول بایدبگویم که آنانیکه درمسیردرست حرکت می کنندهمیشه دشمن دارندوکاری هم نمی توان کردحال مانمی توانیم که بگوییم براساس درستی حرف نزن وحرکت نکن به خاطراین مسئله واگردرنیروهای خودی افرادی نخواهندخودراتغییردهندوبراساس درستی حرکت کنندآیامابایدتابع حرکت غلط آنان شویم دومذهب تسنن وتشیع وجودداردکه هرکدام دردین اسلامنداماهمیشه این دونیرودرمقابل هم هستندوخودرادرست می پندارندوبرایشان این امر پذیرفته نیست که دیگری رابه راه خودتشویق نکنندولی اگرهردومنطق گرابودنددرمقابل همدیگرعیوب همدیگررامی دیدندودرستی های همدیگررامی پذیرفتند،مذهب ازبین می رفت امابایدتوجه داشت که دشمن همیشه ازآن چیزی که باطل هم هست نهایت استفاده رامی کندونادرستی هاونقص هارابه نفع خودبه کارمی بردیعنی فرقی نمی کندودخالت دشمن اجتناب ناپذیراست ششم روشهای اتخاذشده که ازسوی افرادمعترض صورت می گیردیعنی اعتراضات وصحبت های خودرابه سطح جامعه می کشانندخوب نظرآنان این است زمانی که دیدندافرادی که برآنهااعتراض وجودداردنسبت به اعتراضات جوابگونیستندوتغییری احساس نکردنددرمواجهه باکارفرهنگی و معرفی دین دچارهمان تضادی شدندکه درقبل بیان شدهفتم می گویندکه جامعه ظرفیت شنیدن بعضی صحبت هارانداردویاسوءاستفاده می کندویاخوب برداشت نمی کنداولاًهرصحبتی اگرهم حق باشدزمانیکه فردازلحاظ شخصیتی خوب رشدپیدانکرده باشداین امکان وجود داردامااین صحبت دلیلی برای عدم اعتراض نیست زیرااین موردهمیشه وجودداردوشایدنقصی که بتوان برافراداعتراض کننده دراین جاگرفت این باشدکه بایددرحین گفتن اعتراضات خود،بایدآمادگی هاراهم ایجادکنندوالبته این آمادگی هاکی ایجادمیشودزمانیکه این بحث هاباشدآیاجامعه ای که همیشه اینگونه بحث هارانداشته است این آمادگی راداردمسلماًنه!امااگردرجامعه این اعتراضات باشدکم کم دید ها درست شده وظرفیت های جامعه هم درست می شودالبته درنیروی جوان این عدم ظرفیت وجودنداردوبیشترمطعلق به قشرپیرسالارمی باشدهفتم کسانیکه برعلیه آنان اعتراض می شودمی گویندصحبت های افرادیکه اعتراض می کنندباوجوداینکه غلط است بازهم ازکار خوددست برنمیدارنددرحالیکه گفتیم اگرغلط هم باشدانسان هاکه عقل دارندوخودبه راحتی درمواجهه دوفکرآن که درست وبهتراست را پیداکرده وانتخاب میکنندونبایدجلوی فکرراگرفت بلکه بایدحقیقت راپیداکردوگرنه باطل راهی به جایی نمیبردوماترسی دروجوداونداریم.
این عکس ازمراسم برگزاری نمازجمعه درآمریکاست که چندسال قبل گرفته شده است درزمان خودجنجالهای زیادی درجهان اسلام به همراه خودداشت نمی دانم که آیادرحال حاضرهم این گروه درآمرکاوجودداره وآیااین کارراانجام می دهند؟واصلااین گروه چه اشخاصی هستندوچه نگاهی دارندودلایل کارانهاچیه؟اماچیزی که دراین عکس مشاهده می شود:
1-برگزاری نمازجمعه وخواندن خطبه توسط یک زن
2-پیش نمازی وامام جماعت شدن توسط یک زن برای مردها
3-کنارهم ایستادن زن ومرد(قاطی شدن زن ومرد)
4-دریک ردیف بودن زن ومرد(درحالیکه مردهابایدجلوتروزن هاپشت سرانان باشند)
5-بی حجاب بودن یکی ازدخترهای داخل عکس دربرگزاری نماز
حالانظرشماچیه؟چرازن نمی تونه امام جماعت برای مردهابشه؟چرازن می تونه امام جماعت بشه؟طبق کدام آیات قرآنی ؟چرازن نمی تونه بی حجاب نمازبخونه؟چرامی تونه بی حجاب نمازبخونه؟باکدام دلایل قرآنی؟حکمت ودلایل این کار چیه؟...چرا؟...چرا؟.....نظر شما؟
رها:
سلام به دوست مهربونم!
ممنون از جوابات
من گفتم خودت احکام کدام مذهب را اجرا می کنی
وگرنه می دونم .من تو همین سووال شما مونده بودم که این سوالو کردم که مذهب شما چیه و کدام احکام را رعایت می کنی؟
سوال شما: آیامی شه درعین واحدیک چیزهم حلال باشه وهم حرام(دراسلام)؟
آره من توهمین سوال گیر بودم مثلا تو مذهب حنفی زنها موقع نماز پاهاشون رو تا قوزک نمی پوشونند و و در کل تا قوزک براشون حلال ولی تو مذهب شافعی این طور نیست و اگه حتی یه قسمتو از پا را دانسته نپوشونند نمازشون باطل خوب این چه مفهومی داره یعنی نماز حنفی ها و تشیع از نظر شافعی باطل و حالا کدوم درست و کدوم را باید اجرا کرد چرا؟
من حدیثو به عنوان دین قبول نکردم و تو اعتبار همه ی احادیث شک دارم و می خام یه راهی برای درست یا غلط بودن اونها پیدا کنم .
آیات قران تنها برای اتحاد نیست قران برای فهماندن روش زندگی به انسانهاست و در این صورت اتحاد خودش به وجود می آد .
در مورد بحث و گفتگو بین مذاهب گفته بودی .اینجا پای سیاست وسط می آد خیلی چیزها هست که بعضیها قبول دارند ولی سیایتشون باعث شده نخواهند قبول کنند مثلا قبر پرستی این سیاست دولت ایران ( ا البته سیاست جزء دین و همان طور که گفته بودی دین پایه و اساس...)
این باعث می شه یه انس و الفتی بین ایرانیان بوجود بیاد که هیچ قدرتی نتواند آنرا از هم بگسلد و دین را چاشنی وطن پرستی کردند
و متبرک دانستن این اماکن که ایرانیها یا تشیع حاضرند خونشان برود ولی به این اماکن صدمه وارد نیاید این یعنی سیاست! و دولت بی هیچ دردسری مردم را باخود هماهنگ می کنند در واقع اونا به فکر دین مردم نیستند در واقع تنها نگران دستگاههای خود و امنیت کشور هستند هر چند امنیت کشور چیز خوبی ولی اونا می تونند از یه راههای دیگه استفاده کنند ولی او نا متا سفانه تنها راه آسان را حربه ی دین می دونند یعنی بازی با عقاید مردم!
محمد:سلام به دوست خوبم بایدبگم اگه منظورت ازاحکام درقسمت عبادیاتی مثل نمازوروزه وحج و...ایناست دوست عزیزم جواد هم گفته بودبایدبگویم که دراین موردآقای ایزدی صحبتی دارندومن هم نظریه جدیدکه دراینده بیان خواهم کردوبازهم تکرارمی کنم مشکلات حدیث سرجای خوداست واگرشماآن مشکلات راقبول کردیدوپذیرفتیدبعدسراین موضوع خواهیم رفت که چگونه بایدنمازخوانداماانگارشماتمامی مشکلات رابه این دلیل که چه طوری بایدنمازخواندمی خوایدپاک کنیددرحالیکه شمامسئله روحل نکردیدوداریدصورت مسئله روپاک می کنیدوکارشماتضادداره یعنی باوجوداینکه احادیث مشکل داره به این دلیل که بایدچه طورنمازبخونیم می خواهیدازحدیث اطاعت کنیدآیااین امکان پذیره...امافعلامی تونم بگم که دراینگونه عبادیات بیشترتابع امام شافعی هستم اماچون درموردنظریه جدیدم دارم تحقیق می کنم احتمال داره درآینده تابع آن فکرگردم البته اینونمی خوام بگم که امام شافعی نسبت به بقیه بهترگفته اماچون حرکت درست وجودنداره ودربین شافعی مذهب هابزرگ شدم ونگاههاآلوده به مذهبه ناچاراشافعی هستم امااگه عالمی حرفی جدیدونظریه جدیدوبهتری داشته باشه وارائه بده ازاون اطاعت می کنم...امادرموردقسمت هایی همچون نگاه به سیاست واقتصادواصول دین وروانشناسی ومسائل جدیدو...تابع هیچ کس نیستم وتابتونم ووقت وامکانات بهم اجازه بده تحقیق می کنم واونی که بهتره انتخاب می کنم درضمن درهیچکدام ازاین مواردتقلیدجایزنیست درآینده بیان خواهم کرد....اینکه انسانهادرقسمت نمازوروزه وحج و...چگونه بایدعمل کنند(باتوجه به عدم حدیث)فعلاتنهامی تونم بگم مطلب آقای ایزدی رادراین موردبخونیدوبایداشخاص دیگه واردگودشوندتاپاسخ دهند...منتظرنظریه جدیدمن هم باشید....البته شایدبگیدمن خودهم تضاددارم کارمی کنم چون دراین عبادیات هم شافعی براساس حدیث صحبت می کنه اماشایدمن هم دچارهمان تضادشماهستم اماروی نظریه جدیدم دارم کارمی کنم ومتاسفانه مقصراون اشخاصی هستندکه پاسخگوی مشکلات حدیث نیستندوتنهاباعنوان چگونگی خواندن درست نمازمی خواهندحدیث رادرست عنوان کنندامافعلادرحال تحقیق هستم تاازاین تضادخارج بشم....بازهم بهم سربزنیددرموردبقیه نظراتتون بعداجواب می دم به این نظرتون هم خارج ازنوبت جواب دادم چون می دونم طاقت کمی دارید....ممنونم![]()

جواد: بسم الله الرحمن الرحيم
فمن يرد الله ان يهديه يشرح صدره للاسلام
سلام دوست عزيز ببين در بعضي جا ها منطقي حرف نزدي
من 2 روز بعد مسافر خانه خدام براي عمره خانه خدا ضمنا بعد لز برگشتم بحث را ادامه خواهيم داد راستي
اگر من نباید احرام بپوشم و نبايد طواف كنم زيرا انچه در احاديث امده حقيقت نداره ضمنن من از كجا بدانم كه عمره با حج چه فرقي داره به قول شما احاديث حقيقت ندارند جالب اينجاست كه خود خدا در قران از حج و عمره گفته ولي تمام شرايط را توضيح نداده ؟؟؟؟؟ خوب ما برای انجام مناسک به احادیث صحیح پیامبر رجوع کنیم
ضمنن بعد ا. سفرم حتما بحث را با شما ا. سر می گیرم تا به نتیجه برسیم
فی امان الله
محمد:سلام به دوست عزیزم .من هم منتظرنظرات مفیدشماهستم امالطف کنیدابتداتمامی موارددراین ارتباط راخوانده وسپس جواب دهیدجوابی منطقی وعلمی تابتواندتمامی مواردموردانتقادراپاسخ دهداماتکرارموضوعی که کردیدورهاهم به این موضوع اشاراتی داشت به رهاپاسخ دادم که می توانیدبخوانیدبرایم حتمابگوییداین حدیث صحیح چگونه مشخص می شودچه معیاری تعیین خواهدکردکه حدیثی صحیح است بدون اینکه آینده آن راخلاف اعلام کندهرچندکه تاحالاخلاف این موضوع مشاهده شده است وغیرمنطقی بودن سخنانم راهم بیان کنید.ممنون![]()
من ازدوستان می خواهم که قبل ازهرپرسشی نسبت به موضوعی که می خواهندموردپرسش قراردهندتمامی مطالبی که دراین موردنوشته شده است راموردمطالعه قراردهندوسپس سئوالات خودرامطرح نمایندیکی ازدوستان درموردحدیث نظری دادندکه به نظرمی رسدتمامی مطالب رانخوانده اندپس برای اینکه چکیده ای ازسخنان گذشته راگفته باشیم وهمین طورمطالبی دیگردراین موردبیان کنیم بازدراین موردصحبت خواهیم کردوامااول نظراین دوست عزیز
جواد: بسم الله الرحمن الرحیم
از این که در وبلاگ شما نظری ندادم عذر خواهی می کنم
چند مطلب را می خواستم به شما بگم
شما ظاهرا به نظر می رسد به حدیث که همان گفتار و کردار پیامبر خداوند است اعتقاد ظعیفی داری در یکی از قسمت های وبلاگ شما بر این که احادیث امکان دروغ بودن انها است یا پیامبر بر اساس مو قعیت افراد سخن گفته و و خیلی چیزهای دیگر که خودتان در وبلاگ مشاهده می کنید .
ببینید باید هر حدیثی که به از پیامبر به دست ما رسید باید ان را با قران مطابقت بیم اگر خلاف ان بود ان را مخکم بزنیم به دیوار در احادیث پیامبر هیچ حرفی خلاف قران و جود ندارد و اگر شما می گویید احادیث دروغ است اشتباه کردید چون احادیث پیامبر توسط شاگردان و دلسوزان دین که با جان و مال خود برای دفاع از اسلام تلاش می کردند نسل به نسل به ما رسیده ببینید احادیث دروغ وجود دارد ولی ما برای درست بودنش باید به قران رجوع کنیم
شاید این سوال در ذهن شما پیش بیاید که زمانی که انچه پیامبر گفته مطابق قران است پس لزومی نداره از حدیث هم پیروی کنیم خوب من در اینجا پاسخ می دهم که پس در قران امر به نماز شده اما این که ما چطوری نماز بخوانیم احتیاج به احادیث پیامبر داریم
ما اعتقاد داریم که قران برای همه نسلهاست (منظورم از ما مسلمانهای واقعی است) پس خداوند در قران می فرماید که اطیعوا الله و اطیعوا الرسول که خداوند پیروی از رسول را فرض قرار داده
به همینجا اکتفا می کنم و السلام علیکم
محمد: دوست عزیزم شمااگرخوب مطالب راخوانده بودیددراین موردهم صحبت هایی شده بودوبه خصوص دراین موردآقای علی محمد ایزدی هم درارتباط بااین گونه آیات درقرآن صحبت هایی دارندامابایدگفت1-بالفرض قبول این آیات درقرآن تضادهایی که من درموردحدیث گفته ام راحل نمی کندوشمابایدبه صورت علمی پاسخ میدادیدوتمامی مواردموردسئوال وموردبحث رابه چالش کشانده وپاسخگومی بودید2- درقرآن اطاعت ازرسول هست هرچندکه خوب سخن نگفتندوامامن می خواهم چندین آیه بیآورم که این اطاعت راخواسته است سوره احزاب آیات ٢١ و٣٦و٦٦ ،سوره تغابن آیه ١٢ ،سوره نساء آیات ١٣و١٤و٥٩و٦٩،سوره محمد آیه٣٣ ، سوره شعرا آیات١٠٨و١٠٩ ، سوره آل عمران آیات ٣١و٣٢ و٤٢و١٣٢، سوره نور آیه ٥٢ ، سوره انفال آیه٢٠ ،تمامی این آیات درکناراطاعت خدااطاعت ازرسولش هم آمده وحتی الگوبودن پیامبرراهم بیان کرده است امابایدگفت اولااین مشکلات حدیث راحل نمی کنددوماگفتیم که دین اسلام برعکس ادیان دیگرادعای این امرراداردکه ازسه گزینه کم شدن ،زیادشدن وتحریف مبراست اماآیااین موردبرای حدیث درست است که قبلامفصلاصحبت کردیم وثابت کردیم که این چنین نگاهی به حدیث غلط است 3- آیادینی که خدادرقرآن بیان کرده است که تکمیل گشته است که دراختیارانسانهاقراربگیردکدام دین است دینی به همراه حدیث که نمی توان متصوربودباتوجه به آن مشکلی که برایش بیان شد4- اطاعت ازپیامبرچگونه است شایدگفت اگردرقرآن دربسیاری ازگزینه هاخطاب به پیامبرقرارمی گیرداین امرفهمیده نشودکه این آیات تنهابرای پیامبراست یااین امرفهمیده نشودکه وقتی خدامی گویدسوره نساءآیه ٨٠ اطاعت ازرسول یعنی اطاعت ازاواست یعنی این قرآن ازخودپیامبرنیست وازخداست واطاعت ازپیامبردرطول این قرآن قرارمی گیردواطاعت ازپیامبریعنی همین چیزی که آورده است وازسوی خداآورده است یعنی قرآن می باشدودربرخوردباقرآن این امرفهمیده نشودکه قرآن ازسوی خدانیست ویاقرآن بوسیله محمدفرستاده نشده است امااگرصحبت دیگری بیان کنیم که خودپیامبرهم این امررابیان کرده ومانع ازاین گشته باشدکه حدیث جمع آوری گرددچگونه است واگرخودآموزش محمدهم این بوده باشدکه بسیاری ازاحادیثش تنهابرای زمان خودش بوده وبرداشتی برای آن مقطع زمانی بوده است آیاافرادیکه اطاعت رسول می خواهندنبایداطاعت ازرسول راانجام دهندهمچنین باتوجه به اینکه اطاعت ازخدابالاترازرسول است آیاباتوجه به آین آیه که دین تکمیل است نیازی به حدیث هست. احادیثی ازپیامبرهست که ازجمع آوری حدیث جلوگیری می کندکه بعضی ازافرادخصوصی وعمومی رابیان می کنند(برای جمع آوری احادیث که همه نبایدجمع می کردندامابه عده ای این کارمحول کرده است)البته من ندانستم که خصوصی وعمومی چه صیغه ای است وآیاپیامبربرای انسانهاآمده است یاخصوصی وعمومی آمده است وآیازمانیکه ازقرآن اطاعت کنیم این امررانمی رساندکه اطاعت ازپیامبرکرده ایم زیراانسانهارابه اطاعت ازقرآن فرامی خواندهمانطورکه درقرآن ذکرآن گشته است واماقبول این فکریعنی اینکه پیامبردچاردروغ وفریب شده است ودرعموم وخصوص چیزی دیگربیان میکرده است وتضادبوده است 5-امابازنسبت به حدیث بایدبگوییم که خداونددرسوره شوری آیه ١٠این امررابیان می کندکه نسبت به هر چیزی که اختلاف داریدبرای دانستن حکمش به خدا(قرآن)مراجعه کنیداین موردبرای درستی حدیث هم اینگونه است به هرحال اگرقرآن کریم بدون توضیح پیامبرروشن وقابل فهم نبودنیازمنداین بودکه زیرهرآیه ای حدیث مربوطه وشأن نزول آن هم ذکرمی گردیدتادین کامل ودرست وبدون هیچ انحراف وشک وشبهه ای به انسانهابرسدامااگرمابخواهیم حدیث یاشأن نزول آن رابپذیریم بایدذهن من به آن زمان تاریخی وجغرافی وشرایط آن روزگاربرودتابفهمم که هدف ومنظورحدیث چیست ودرچه شرایطی سخن رانده شده است که این دومشکل رابه همراه خوددارداول اینکه هیچ گاه ذهن نمی تواندبه طورکامل وشایسته آن زمان ومکان رادرک کندهمانطورباوجوداینکه امروز عصر اطلاعات وارتباطات است باوجوداین موردافراداگرهم بخواهندنمی توانندشرایط مکانی دیگرنسبت به مکان خودشان کامل درک کنند تادر آن محل قرارنگیرندحتی نسبت به زمان قبل ترازخودکه نزدیک باشندهم این درک صورت نمی گیردحال چگونه می خواهددرک آن زمان ومکان که هزارسال دورتراست درک کنددوم قرآن لامکانی وزمانی خودراازدست می دهدبعضی هاهم این موردرابیان می کنندپیامبر جلوگیری کردازاین کارچون نمی خواست افرادزیادمشغول به حدیث شوندبلکه توجه بیشتربه قرآن داشته باشنداین هم بازدچاردومشکل است اول اینکه اگراین حرف درست است چرااین کارانجام نمی گیردوبه جای اینکه بیشتربه قرآن پرداخته شودنسبت به حدیث کارمی شود اگردرطول دوران خوب نگاه شودوفکرشودحق خوب ادانشده است دوم اگرقرآن بدون حدیث بی معنی است پس چرانبایدبه آن اهمیت دادو درکنارقرآن ذکرنگشته است واین یک سئوال گنده ایجادمی کند.درسوره نحل آیه ٨٩ این امرذکرگردیده است که این قرآن بیانگرهمه چیزدرارتباط بااموردینی است اگراین گونه است باوجودحدیث نمی توان این امرراتصورکردیعنی همه چیزدرارتباط بادین درقرآن نیست زیرااین امربیان می شودکه بسیاری ازمسائل بدون حدیث معنی نداردویادرقرآن نیست ودرحدیث بیان شده است وآیاتمامی احادیث به مارسیده است(هیچ کس نمی توانداین امرراثابت کند)وآیاتمامی احادیث که به ماریسیده است درست است(هیچ کس نمی توانداین امرراثابت کند)وآیااحادیثی که به مارسیده است ازکم وزیادوتحریف دوربوده است(درطول زمان این امرثابت گردیده است که این نگاه به حدیث غلط است)وآیاتمامی احادیث مشخص گشته است که پیامبردرچه شرایطی وبرای چه اشخاصی ودرچه زمان دعوتی اش آن رابیان کرده است(بسیاری ازاحادیث فاقدآن است واگرهم ذکری آماده تمامی موارددرست بیان نشده است)
اگرخدادینش راحفظ می کندازتحریف، ازکم وکاستی ،این حفظ نسبت به حدیث چگونه ثابت می شود؟!چگونه می توان بابحثی که گذشت حفظ رابرای آن بیان کرد؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!!!!!!!
![]()
آنچه درزندگی یافت می شود،درخورتعمق وتوجه است.امادریغ ازایستادن،به گونه ای ژرف نگریستن ومفهوم واقعی هرچیزرادریافتن.(ویلیام هنری دیویس)
اگرشماازجایی که درمقابل کامپیوترنشسته ایدبه تصاویرفوق نگاه کنیدسمت راست تصویرخانم آرام وسمت چپ تصویرآقای عصبانی مشاهده می کنیدازروی صندلیتان بلندشویدوهشت قدم به عقب برگردیدحال دوباره به تصاویرنگاه کنیدجای آنهاعوض خواهدشد!!!!!!!!!!!!!!
این تصاویرجالب توسط فیلیپ ج.شینزوآداولیوازدانشگاه گلاسکوایجادشده است.
آنهانشان می دهندکه همیشه آنچه را که مامی بینیم همانهایی نیستندکه وجوددارند.
معلوم نیست که آنهاچگونه این تصاویرجذاب راایجادکرده اندبدون شک این کاردرفتوشاپ نیزامکان پذیرنیست.شماچه فکرمی کنید؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!!!!!!!
هفته تفرقه باشعاروحدت شروع شدهمچنین یکی ازدوستان خواسته بودنددراین موردحرفی بزنم پس دست به قلم می برم امااول سخن این دوست راخواهیم گفت البته ایشان دروبلاگشان هم مطالبی نگاشته اند
روح زندگی: سلام عليكم:
روح زندگي با عنوان وحدت بروز است.
لطفا با نظرات خود راه رسيدن به وحدت را بيان كنيد و چگونه ميتوانيم از شعار به واقعيت برسيم آيا روزي شاهد وحدت بين مذاهب و اقوام مختلف در ايران خواهيم شد؟
بياييد قبل از ايجاد تنش و درگيري بين اقوام و مذاهب قدمي در جهت وحدت برداريم . همگي به ريسمان الهي چنگ زنيم كه تنها راه نجات است.
يا الله
محمد:برای ایجادوحدت لوازمی وپیش زمینه هایی می خواهدکه بدون تهیه این لوازم هیچ گاه وحدت به وجودنخواهدآمدوتنهاشعاری توخالی خواهدماند برای رسیدن به وحدت بایدافرادبانگاهی دیگربه اسلام ،خود،اطراف،دیگران ومحیط اطرافشان نگاه کنندنگاهی منطقی به دورازتعصب!بایدفضایی ایجادشودکه افرادوگروه های مختلف بتوانندبراحتی وبااحساس اطمینان وامنیت خاطرحرف های خود را بزنندهرچندکه امکان داردچون بلدنیستیم درابتدای کار،حتی کاربه نکته های باریک کشیده شودامانیازمندصبرواستقامت است وبرای اینکه این امربهترتحقق پیداکندودچارهیچ مشکلی نشود افرادنیازمند درست کردن بعضی موارداخلاقی درخودهستند ١- به کاربردن درست قوه بصیرت وفهم درست مسائل وعمق مسائل رادیدن ٢-منطق گرایی ودوری ازتعصب درمواجهه باافکار و نظرات دیگران ،انسان آگاه درمواجهه باافکاردیگران خودرادرست مطلق فرض نمی کند٣-دوری ازتقدساتیکه درذهن او نسبت به افکارواشخاص ایجادگشته است.تقدس به معنای این است که آن فردیافکری که موردنقدقرارمی گیردقابل نقدنباشداسلام این رابیان می کندکه مامی توانیم هرچیزی رابه نقدبکشیم اماتنهاچیزی که مقدس است خداوقرآن است امااجازه نقداین مواردرا هم داریم اما این نقدراه به جایی نمی برد٤-دوری ازداشتن ذهن منفی گرایی نسبت به فردمقابل که فردی نادان یاانسانی نادرست است یک مسلمان واقعی درمواجهه باافکارونظرات قبل ازاینکه به فردمورد نظرنگاه کندبه افکارونظرات شخص نگاه می کند واگردرست باشدمی پذیردهرچندکه دشمن او باشدزیرااوبه دنبال درستی است وبراساس این درستی می خواهدخودرارشددهدنه اگراز دشمن اوبودبخواهد لج کندیانپذیردزیرابااین کارش تنهابه خودش ضررمی رساندوازتکامل واقعی می مانددرضمن معمولاًباافکارمان نسبت به دیگران قضاوت هایی انجام می دهیم که درواقع وجود نداردودربیشترمواردنیت هاکه دردست خداست به خداواگذارکنیم وخوددست به نظری نزنیم٥- درمواجهه باافکارخودنسبت به افکارواعمال طرف مقابل براساس ذهنیاتی که درذهنمان نقش بسته است قضاوت نکرده وسعی کنیم دیدگاه هاوافکارطرف مقابل راخوب گوش داده وازدیدگاه فرد مقابل به مسئله نگاه کرده وسپس نظرخودرابیان کنیم٦-درمواجهه باافکارونظرات وانتقادات اشخاص به این موردنگاه نکنیم که آیافردموردنظرآیاآن موردکه بیان می کنددرخود اووجود داردیا نه بلکه مابایدحریص باشیم که نقایص خودرادیده وهرچه بیشترخودرارشددهیم٧-شنونده خوب باشیم وحرف های طرف مقابل راخوب گوش داده وباذهن خالی به مسئله نگاه کرده تامسئله را خوب درک کنیم٨-ذهن راازافکارمنفی که موجب می شودمسائل راخوب نفهمیم خالی کنیم٩-داشتن اندیشه ای آزاد،ومحقق واقعی بودن وبدنبال حقیقت بودن ودرمواجهه باموضوعات خودرا نادان پنداشتن و قصد اوازتحقیق دست یافتن به دانایی باشدوتمامی نظرات رابشنودوبهترین را انتخاب کنداگربخواهدبراساس مواردی که درذهن اونقش بسته است حرکت کندوموردی رابخواهد به اثبات برساندآن رابه هرزوروفریبی که باشدبرای خودپذیرش ایجادمی کندهرچندکه درواقع وجود نداشته باشدونمی تواند بسیاری ازمسائل راازدیگاهی متفاوت که امکان اثباتش وجوددارد راببیند٩-دربررسی نسبت به نظراتیکه دو دیدگاه مخالف وموافق وجوددارد ،مابرای دیدن نظرات مخالف نبایدتنهابه این اکتفاکنیم که بیان نظرمخالف راازدیدگاه موافق ببینیم (یابر عکس) وبایداز دیدگاه خود مخالف هم به مطلب نگریسته و بررسی لازم راانجام داده وبعدازخواندن وتحقیق هر دودیدگاه خوددست به تجزیه وتحلیل زده واین امکان راهم داده که بسیاری ازمطالب امکان دارد هردوگروه نفهمیده اندوخودبه آن پی ببریم(اندیشه ای آزاد) ١٠-عدم کافی دانستن اطلاعاتیکه در گذشته بدست آورده ایم واهل تحقیق ومطالعه وفکربودن……..به هرحال ازدوستان می خواهم باذهن باز بدون اینکه بخواهیم خودرافریب دهیم وباطل راحقیقت بپنداریم به اطراف،افکار، دیدگاههاودیگران نگاه کنیم…………
این اولین قدم است ایجادفضایی آزادبرای تبادل آراءوافکارباآزادی کامل برای رسیدن به حقیقت البته باوجودقدرت های موجودغیرممکن است که برای همین بایدحکومت اسلامی که درکاتالوگ انسان معرفی می شودبه وجوبیایدکه این هم غیرممکن است چون این حکومت برای مردمی اسلامی است وچون مردم ماهم مسلمان واقعی نیستندبایدحکومتی که مردم می خواهندبه وجود بیایدوبه رفراندوم گزاشته شودوگرنه بایدتمامی قدرتهاازبین رفته وتنهاسه قوه داشته باشیم که زیرنظرشورایی(پارلمان) متشکل ازنخبگان تمامی ملیت هاومذاهب ایرانی فعالیت کنندودراین شورابابحث وتبادل آراء دین وحرکت واقعی انسانهاراپیداکرده ومردم راواردآن حرکت کنند
این رابه خاطربسپاریدهرجایی ازدنیاآزادی بیانی بیشتربه همراه امنیتی بیشترباشدتبادل افکاربیشتر رسیدن به حقیقت بیشتراست انسانهابه وحدت فکری وعملی خواهندرسیددرکشورهای اروپایی هم تنهاشعارتوخالی ازآزادی بیان وجودداردچون به همان اندازه سه گزینه رسانه،تزویروقدرت وجودداردوانسانهانمی توانندحقیقت راببیننددرآن کشورهاهم امنیت به اندازه تامین نمی شودالبته وضع مامسلمانان ازآنان بدتراست
درکشوری که نگاههاآلوده به مذهب گشته،درکشوری که نگاههایی که بیان شدبه موضوعات وجودنداره،نمی توان وجودوحدت راتضمین کردمن نمی دانم چرااین هفته به نام وحدت گزاشته شده درحالی که مذهب تسنن مذهب تشیع رامشرک میداندومی گویدافکارواعمال آنان شرکه همین طوردیدگاه تشیع اینه که سنی هاچون امام زمانشان رانمی شناسندویکی ازاصول دین که بانام امامت وولایت است راقبول ندارندکافرهستندمی بینیدهیچکدام دیگری راقبول نداره این مثل اینه که بگیم بیاییدمی خواهیم بین یک کافرو مسلمان وحدت ایجادکنیم آیااین کارامکان پذیره واین شعاری که درایران زده می شه تنهایک شعارسیاسیه به نظرت وحدت که به معنی یکی شدن درهمه وبه یک راه رسیدن چگونه به وجودمی ایددرحالیکه مابارهاشاهدکشتن وزندانی شدن نخبگان اهل سنت یاتشیع درایران بوده ایم درحالیکه همه می دانندکه این اشخاصی پاک بودندآیاآنان درست می گفتندپس چراحذف شدندآیا نادرست گفتندچراحذف شدندمگه باطل می تواندبرحق پیروز بشه مگه حق ازانسانی که باطل می گه می ترسه آیاسنی هایی که حذف شدندباطل بودنداگه این طوره شعاروحدت دیگه چیه![]()
محبت ازدرخت آموزکه حتی سایه ازهیزم شکن هم برنمی دارد
عرض سلامی دارم خدمت دوستانی که ازوبلاگ من دیدن می کنندو منوازنظراتشون محروم نمی کنندازدوستان تقاضادارم اگه هم میاندوازوبلاگ دیدن می کنندحداقل پیامی بدندتابفهمم کسی ازوبلاگ دیدن می کنه یانه !؟یامطالب روخونده ومور
